برچسب: محیط زیست

  • بحرانی که سیاست «وصل پینه‌ای» آب برای مردم درست کرد

    بحرانی که سیاست «وصل پینه‌ای» آب برای مردم درست کرد

    به گزارش اقتصادران بعد از ایام نوروز یک استان دو روز بیشتر تعطیل شد، یزدی‌ها شنبه و یکشنبه این هفته هم تعطیل بودند، این‌بار خبری از سرما  و کمبود گاز و آلودگی هوا نیست، بلکه آب قطع بود. همان ایام نوروز خط لوله انتقال آب از اصفهان به یزد دچار حادثه شد، بعدتر معلوم شد خرابکاری بوده است، یعنی عده‌ای دست به کار شدند تا مانع از رسیدن آب از اصفهان به یزد شوند، آن‌ها پیام‌شان را رساندند، نمی‌خواهیم آب از استان ما به استان همجوار برسد، البته غافل از این‌که خودشان هم از استان مجاور آب گرفته‌اند، با این وجود همان پیش‌بینی‌های قبلی محقق شد، ایده‌های انتقال آب در وضعیتی که سایر راهکارها کنار گذاشته می‌شود تنش اجتماعی به بار می‌آورد.

    علی ارواحی، کارشناس آب و محیط زیست، وضعیت فعلی را حاصل حکمرانی و سیاستگذاری آب می‌داند، او معتقد است حکمرانی آب در کشور مصداق سیاست وصله‌پینه‌ای است، آب را از یک حوضه به حوضه دیگر انتقال می‌دهند بدون این‌که پیوست‌های اجتماعی و اقتصادی آن را درنظر بگیرند، اتفاقی که آن‌قدر تکرار شده تا این انتقال‌ها رنگ و بوی منافع شخصی و گروهی به خود بگیرد.

    متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.

    استقرار صنایع آب‌بَر در فلات مرکزی ایران

    *چه عواملی باعث شده امروز حوضه آبخیز زاینده‌رود به چنین شرایط بحرانی برسد؟

    به نظرم چهار دسته تصمیم یا سیاست‌گذاری نادرست باعث شده وضعیت زاینده‌رود به این نقطه بحرانی برسد. اولین رشته تصمیم به دهه ۱۳۴۰ بازمی‌گردد، در آن دوره شاهد استقرار صنایع آب‌بَر در فلات مرکزی کشور، و به‌طور خاص در استان اصفهان بودیم. صنایعی نظیر ذوب‌آهن و بعدها فولاد مبارکه به منطقه وارد شدند و این روند تداوم یافت تا جایی که امروز نزدیک به یک‌هفتم صنایع کشور در استان اصفهان مستقر شده‌اند.

    *اینکه گفته می‌شود سهم مصرف آب صنایع بسیار کم است، درست است؟

    از یک منظر درست است؛ ممکن است گفته شود صنایع تنها ۵ یا ۶ درصد از حقابه حوضه را مصرف می‌کنند، اما این تصویر کاملی از واقعیت نیست. استقرار صنایع بزرگ در یک منطقه، جذابیت اقتصادی و فرصت‌های اشتغال را افزایش می‌دهد. این موضوع به مهاجرت گسترده به آن منطقه منجر می‌شود. وقتی جمعیت افزایش می‌یابد، تقاضا برای آب شرب، اشتغال و منابع معیشتی نیز بالا می‌رود. علاوه بر مهاجرت‌های ناشی از رونق اقتصادی، جنگ تحمیلی نیز موج مهاجرت‌هایی از استان‌هایی مثل خوزستان به اصفهان را در پی داشت، که فشار بر منابع محدود منطقه را دوچندان کرد.

    تبدیل زمین‌های دیم به کشت آبی در دولت محمود احمدی‌نژاد

    *دومین دسته از تصمیمات نادرست که به آن اشاره کردید، چیست؟

    دومین عامل، توسعه کشاورزی نامتوازن و ناپایدار در منطقه است. در دولت نهم و دهم، متأسفانه در بالادست زاینده‌رود زمین‌های دیم تبدیل به زمین‌های کشت آبی شدند. محصولات بسیار پرمصرف جایگزین الگوهای کشت قبلی شدند؛ در حالی که در گذشته چنین کشت‌هایی در آن منطقه رایج نبود.

    سومین رشته تصمیم، بحث انتقال آب به استان‌های مجاور است. در دولت آقای خاتمی انتقال آب به یزد اتفاق افتاد، و در دوره‌های بعد انتقال آب به کاشان را داشتیم. این انتقال‌ها بدون در نظر گرفتن ظرفیت واقعی حوضه زاینده‌رود و اثرات محیط‌زیستی آن انجام شد و فشار بیشتری به منابع آب وارد کرد. عامل چهارم به توزیع نامتناسب و ناعادلانه فرصت‌های توسعه‌ای در سطح فلات مرکزی برمی‌گردد. وقتی در یک نقطه خاص مانند اصفهان تمرکز ایجاد می‌کنید و مناطق دیگر را از توسعه بازمی‌دارید، علاوه بر مهاجرت، ناهم‌ترازی در تخصیص منابع و زیرساخت‌ها به وجود می‌آید. در نهایت، زاینده‌رود به‌عنوان یک منبع محدود، تحت فشار ترکیبی این تصمیم‌ها قرار گرفته است.

    در حال اجرای یک سیاست «وصل پینه‌ای» هستیم

    *به وضعیت امروز برگردیم، در خصوص ماجرای اخیر انتقال آب از اصفهان به یزد، شما چه نظری دارید؟

    استان اصفهان به‌طور فزاینده‌ای نیازمند آب شده و انتقال آب به یزد تنها بر شدت این بحران می‌افزاید. در حقیقت، این انتقال نشان‌دهنده یک ماجرای پیچیده است که باعث شده مشکلات آبی به مناطقی مانند یزد و حتی دیگر مناطق مانند خوزستان گسترش یابد. حوضه آبریز فلات مرکزی یکی از مهم‌ترین حوضه‌های آبی کشور است که زاینده‌رود جزئی از آن محسوب می‌شود. بیش از ۸۸ درصد از این حوضه در استان اصفهان قرار دارد. بنابراین، بارگذاری‌های غیر اصولی در این استان باعث افزایش تقاضا برای آب شده است. همچنین، باید به این نکته اشاره کرد که زیرحوضه زاینده‌رود تماماً در دو استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری قرار دارد و استان یزد به‌طور طبیعی بخشی از این زیرحوضه نیست.

    واقعیت این است که این پروژه‌های انتقال آب تنها وضعیت را پیچیده‌تر خواهند کرد. انتقال آب از کارون به زاینده‌رود در حال حاضر مشکلات زیادی را برای حوضه کارون ایجاد کرده است و طرح‌های جدید مانند بن بروجن که آب را از زاینده‌رود به کارون منتقل می‌کند، تنها به بحران‌های موجود دامن می‌زنند. در حقیقت، ما در حال اجرای یک سیاست «وصل پینه‌ای» هستیم که به‌جای حل مشکل، آن را به نقاط دیگر منتقل می‌کند. این رویکرد نه‌تنها مشکلات آبی را حل نمی‌کند بلکه به‌مرور زمان شدت بحران‌ها را بیشتر خواهد کرد.

    دولت‌های مختلف با حکمرانی غیر اصولی درخصوص آب، شرایط اضطرار و بحران برای مردم ایجاد کرده‌اند

    *آیا در آینده شاهد تنش‌های بیشتری در این زمینه خواهیم بود؟

    با توجه به وضعیت کنونی و برنامه‌های انتقال آب که در دست اجراست، شاهد تنش‌ها و مشکلات بیشتری در آینده خواهیم بود. این تنش‌ها نه‌تنها در استان‌های مختلف، بلکه در سطح کشور هم تأثیرات منفی به‌جا خواهد گذاشت. در حقیقت، این بحران‌ها به‌طور مستقیم به سیاست‌های مدیریتی نادرست و توسعه‌های غیر اصولی مربوط می‌شود که باید هرچه زودتر بازنگری شوند.  نوعی از حکمرانی آب را شاهد هستیم که بیشتر مبتنی بر انتقال و تزریق آب از یک حوضه به حوضه دیگر است، بدون توجه کافی به ظرفیت‌های بومی، پیامدهای محیط‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی آن. در ادبیات بین‌المللی هم انتقال آب بین‌حوضه‌ای به دلایلی متعدد توصیه نمی‌شود. این انتقال‌ها آثار سوء زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی در حوضه مبدأ دارند.

    سردرگمی آشکار در حکمرانی آب

    *پس اعتراض به چنین وضعیتی طبیعی است؟

    ببینید، مردم حق دارند. دولت‌های مختلف با حکمرانی غیر اصولی درخصوص آب، شرایط اضطرار و بحران برای مردم ایجاد کرده‌اند. وقتی مردم حس می‌کنند آب منطقه‌شان بدون توجه به وضعیت‌شان منتقل می‌شود، به‌طور عرفی حس بی‌عدالتی پیدا می‌کنند، حتی اگر آن انتقال مطابق با چارچوب قانونی انجام شده باشد. البته تاکید می‌کنم که مطالبه‌گری باید در مسیرهای سازنده صورت بگیرد، ولی از اساس، ریشه این نارضایتی‌ها در سیاست‌گذاری‌ها است. یکی از تناقض‌های حکمرانی آبی را مثال بزنم؛ استان‌هایی مانند یزد یا سایر استان‌های فلات مرکزی که با کم‌آبی دست و پنجه نرم می‌کنند، میزبان صنایعی شده‌اند که مصرف آب بالایی دارند. این یعنی ما نه تنها الگوی ناپایدار اصفهان را تکرار می‌کنیم، بلکه آن را به دیگر استان‌ها هم صادر کرده‌ایم. اگر قرار است صنعتی مستقر شود، باید از نوع آب‌اندوز باشد و در نزدیکی منابع آبی پایدار، مثل دریاها، ایجاد شود.

    در استان‌هایی مثل یزد، اصفهان و خوزستان، همچنان شاهد کشت‌های پرمصرف مثل برنج هستیم. در بالادست زاینده‌رود باغاتی داریم که به شدت آب‌بر هستند. بعد مدام انتقال آب را راه‌حل نشان می‌دهیم. این رویه باعث شده ما مدام سرزمین‌مان را وصله‌پینه کنیم. یک‌جا زاینده‌رود آب کم می‌آورد، از کارون به آن آب می‌دهیم. بعد از زاینده‌رود به یزد و کاشان آب می‌رود. سپس دوباره از زاینده‌رود به سمت کارون انتقال صورت می‌گیرد. بعد هم از خلیج فارس، این زنجیره یعنی یک سردرگمی آشکار در حکمرانی آب. به نظر می‌رسد تصمیم‌گیری‌ها بر اساس منافع شخصی، گروهی یا حتی سلیقه‌ای اتخاذ می‌شوند نه مبتنی بر عقلانیت محیط‌زیستی.  باید از همین‌جا نقطه سر خط بگذاریم و مسیر حکمرانی آبی را عوض کنیم، ادامه مسیر فعلی فقط تشدید بحران‌ها و تعمیق نارضایتی‌ها را در پی دارد.

  • فروپاشی زیست‌محیطی ایران؛ اقلیم در نقطه بی‌بازگشت

    فروپاشی زیست‌محیطی ایران؛ اقلیم در نقطه بی‌بازگشت

    به گزارش اقتصادران، آنچه این روز‌ها در ایران شنیده نمی‌شود فریاد زمین است؛ زمینِ تشنه، داغ، و فراموش‌شده‌ای که ایران بر آن ایستاده است.

    گوترش اعلام کرده است که ۲۰۲۴ ممکن است اولین سالی باشد که میانگین دمای جهان از مرز ۱.۵ درجه سانتی‌گراد بالاتر از سطح پیش از صنعتی شدن عبور کند. این عدد کوچک، سایه‌ای بزرگ بر سر کشوری می‌اندازد که همواره زیستن در شرایط سخت را آزموده، اما اکنون در برابر بحرانی قرار دارد که شاید هیچ آزمونی مشابه آن نبوده باشد.

    فروپاشی زیست‌محیطی ایران؛ بازخوانی یک بحران

    در حالی که خشکسالی، طوفان‌های گرد و غبار، و کاهش منابع آب در حال بلعیدن زندگی میلیون‌ها ایرانی است، نگاه‌ها همچنان به نفت و گاز دوخته شده است. آیا ایران می‌تواند با این میراث صنعتی، از آتش تغییرات اقلیمی بگریزد؟

    خشکسالی و بحران آب

    تصاویر تلخ سد‌های نیمه‌خشک و دشت‌هایی که دیگر سبز نیستند، گویی پرتره‌ای از آینده ایران را به نمایش می‌گذارند. آب‌های زیرزمینی که روزگاری ستون فقرات کشاورزی ایران بودند، به چنان سطحی پایین رسیده‌اند که شاید دیگر امیدی برای بازگشتشان نباشد.

    طوفان‌های گرد و غبار

    اهواز، سیستان و بلوچستان، و بسیاری از نقاط دیگر، حالا به میدان نبردی میان انسان و طبیعت بدل شده‌اند. اما چه کسی در این نبرد پیروز است؟ طوفان‌ها هر روز سهم بیشتری از آسمان ایران را می‌بلعند.

    اقدام یا انفعال؛ ایران در دوراهی سرنوشت

    اگرچه بحران زیست‌محیطی تنها به ایران محدود نمی‌شود، اما جغرافیای شکننده و سیاست‌های اقتصادی وابسته به سوخت‌های فسیلی، این کشور را به یکی از آسیب‌پذیرترین مناطق جهان تبدیل کرده است. چه باید کرد؟

    خورشید و باد باید جایگزین نفت و گاز شود

    آینده ایران نمی‌تواند بر نفت و گاز بنا شود. خورشید و باد باید جایگزین این میراث سیاه شوند. آیا ایران آماده است سرمایه‌گذاری‌های کلان در انرژی‌های تجدیدپذیر را آغاز کند یا همچنان بر یارانه‌های فسیلی پافشاری خواهد کرد؟

    آیا استفاده از فناوری‌های بازیافت آب و تغییر الگوی کشت می‌تواند راه‌حلی پایدار باشد؟ یا شاهد مهاجرت بیشتر روستاییان و سقوط کشاورزی خواهیم بود؟

    دنیا به سمت نوآوری‌های اقلیمی حرکت می‌کند. ایران، با منابع انسانی توانمند، آیا می‌تواند این قطار را به موقع بگیرد؟ یا همچنان در ایستگاه درگیری‌های سیاسی داخلی متوقف خواهد ماند؟

    جهانی که بدون ایران هم پیش می‌رود

    شاید بزرگ‌ترین چالش ایران، عدم باور به سرعت تغییرات اقلیمی است. در حالی که کشور‌های همسایه، همچون عربستان و امارات، میلیارد‌ها دلار برای توسعه انرژی‌های پاک سرمایه‌گذاری می‌کنند، ایران همچنان در تنگنای نگاه سنتی به منابع طبیعی خود گرفتار است. جهان منتظر ایران نخواهد ماند. اگر امروز اقدامی نشود، فردا ایران از نقشه اقتصادی و زیست‌محیطی جهان حذف خواهد شد.

    آینده‌ای که در گرو تصمیم امروز است

  • جنگل‌های ایران در حال پوک شدن هستند!

    جنگل‌های ایران در حال پوک شدن هستند!

    به گزارش اقتصادران، شینا انصاری امروز در مراسم بزرگداشت هفتاد و دومین یادمان مرحوم استاد کریم ساعی و افتتاحیه ششمین همایش ملی جنگل ایران در دانشکده منابع طبیعی دانشکدگان کشاورزی و‌ منابع طبیعی دانشگاه تهران در پیامی که توسط مشاور عالی او قرائت شد، آورده است: جمهوری اسلامی ایران با گستره جغرافیایی و تنوع اقلیمی و توپوگرافی گوناگون دارای غنای زیستی و تنوع اکوسیستمی متنوعی است.

    وی با بیان اینکه با این حال در این پهنه وسیع جنگل‌ها کمتر از 9 درصد مساحت کشور را که شامل هیرکانی و زاگرس بوده تشکیل می‌دهند، افزود: باید توجه داشت که ایران جزو کشورهای خشک و نیمه خشک دنیا با بارندگی کمتر از استانداردهای جهانی و پوشش جنگلی کم است و از دیرباز ایرانیان با مهندسی بهره برداری پایدار منابع آب و خاک سعی در حفظ منابع طبیعی داشته اند. اکوسیستم‌های جنگلی نیز 31 درصد کره زمین را تشکیل می‌دهند.

    رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه این اکوسیستم ها حجمی بیشتر از کربن کره زمین را در خود ذخیره دارند، عنوان کرد: جنگل‌ها تعادل بخش اکسیژن، دی‌اکسید کربن و رطوبت کره زمین بوده به طوری‌که 40 درصد کل اکسیژن جهان ناشی از کارکرد حیاتی آنهاست. از لحاظ تنوع زیستی 80 درصد کل تنوع زیستی بخش خشکی زمین در اکوسیستم‌های جنگلی وجود دارد و معیشت جمعیتی بالغ بر یک چهارم کره زمین وابسته به جنگل‌هاست.

    به گفته انصاری، جنگل‌ها با ارائه خدمات گسترده در چارچوب ارزش‌های ذاتی و استفاده‌های غیرمستقیم و مستقیم مانند ارزش وجودی جنگل، ارزش تنوع زیستی، ارزش میراث فرهنگی و تاریخی، حفاظت آبخیز، چرخه‌های غذایی و ذخیره کربن، منافع حاصل از تنوع زیستی، تولید پایدار چوب و محصولات غیرچوبی جنگل و طبیعت گردی و تفرج، محصولات دارویی و کنترل سیلاب و فرسایش و بسیاری از خدمات دیگر جنگل‌ها نقش مهمی در بقای انسان‌ها و معیشت پایدار دارند.

    وی با بیان اینکه امروزه حفاظت از تنوع زیستی و حمایت از زیستگاه‌ها یکی از مهمترین شاخص‌های توسعه پایدار در جهان شناخته می‌شود، افزود: در این راستا و بر اساس اهداف اعلام شده توسط سازمان ملل، تا سال 2030 کشورهای عضو باید تلاش کنند به اهداف و شاخص‌های توسعه پایدار در سطح ملی، منطقه‌ای و بین المللی دست یابند. ارتقای کیفیت اکوسیستم‌ها و جلوگیری از زوال تنوع زیستی، مقابله با تغییر اقلیم و زندگی سالم و ارتقای رفاه جوامع از مهمترین اهداف در حوزه محیط زیست و جنگل‌هاست.

    رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خاطرنشان کرد: ورود انواع بیماری‌ها و امراض در جنگل‌های کشور، خشکیدگی و نابودی شمشادها در جنگل‌های هیرکانی، زوال اکوسیستم‌های جنگلی زاگرس، خشکیدگی بلوط، قاچاق چوب و بهره برداری از جنگل‌ها بیش از توان اکولوژیک و تخریب، تصرف و تغییر کاربری اراضی جنگلی نشانه ای از سیر قهقرایی جنگل‌های ایران دارد لذا باید در حفظ این سهم اندک از جنگل‌ها و صیانت از تنوع زیستی اکوسیستم جنگلی با انجام راهکارهای حفاظتی و مشارکتی تلاش بیشتری شود.

    انصاری بیان کرد: در این راستا توجه به توصیه‌ها و سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی و توجه به اصول و اهداف توسعه پایدار که به طور صریح بر حفاظت از اکوسیستم‌های کم نظیر جنگلی، حفظ فرآیندهای اساسی اکولوژیک و سیستم‌های حیات بخش، حفاظت از تنوع زیستی و گونه های آسیب‌پذیر در خطر تهدید انقراض یا کمیاب و بهره برداری پایدار از گونه و اکوسیستم تأکید دارد، از اصول اساسی در حفاظت از طبیعت است.

    وی ادامه داد: بدیهی است توسعه مناطق حفاظت شده جنگلی، همگرایی در اجرای برنامه های کلان سرزمینی، بین دستگاه ها، اجرای سیاست های کلان منابع طبیعی و محیط زیست، آگاهی‌رسانی و اجرای برنامه های حفاظت مشارکتی با اولویت تعاونی‌ها و جوامع محلی، کنترل قاچاق چوب و نصب ابزارهای نظارتی و کنترلی در ورودی‌های جاده‌های جنگلی و صنایع چوب و کاغذ و ارزیابی دقیق توسعه فعالیت‌های عمرانی و زیرساختی بر محیط زیست از جمله راه های نجات جنگل‌های کشور هستند.

    وی افزود: از دیگر راهکارها می‌توان به جلوگیری از ازهم‌گسیختگی اکوسیستمی ارزیابی اقتصاد محیط زیست و محاسبه آن در مدل های هزینه – فایده پروژه ها، استفاده از فناوری های نوین در کاهش مخاطرات طبیعی و انسانی مانند آتش سوزی، نظارت و پایش اجرای برنامه های رفع تعارض دام در زیستگاه های حساس و آسیب پذیر، اجرای برنامه های سازگاری و افزایش تاب‌آوری در مواجهه با تغییرات اقلیمی و در نهایت تهیه بسته اجرائی مدیریت پایدار جنگل بر پایه شاخص‌های پایداری با مشارکت ذینفعان و ذی مدخلان اشاره کرد.

    حال جنگل‌های کشور خوب نیست

    رئیس دانشکدگان کشاورزی دانشگاه تهران گفت: وضع جنگل‌های کشور بسیار نامساعد است. باید از افراد دارای ایده و مسئولین دولتی و صاحب فکر برای خروج از شرایط نامساعد جنگل ها کمک بگیریم. حاکمیت با دوراندیشی باید به جنگل نگاه ویژه‌ای داشته باشد زیرا این موضوع بسیار حائز اهمیت است.

    وی افزود: شاهدیم که سوداگران به شکل عجیب و غریبی جنگل‌ها را تخریب می‌کنند و این سرمایه ملی از درون در حال پوک شدن است. این در حالی است که نظام بهره برداری علمی برای این مهم ساماندهی نشده و شاکله درستی ندارد.

  • اقتصاد ایران چه روزهایی را می گذراند؟

    اقتصاد ایران چه روزهایی را می گذراند؟

    به گزارش اقتصادران، وضعیت کنونی اقتصادی ایران با 89،172،767 نفر جمعیت و امید به زندگی 75 سال، تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی، از جمله تحریم‌ها، نوسانات قیمت نفت و تورم قرار دارد. این وضعیت موجب شده که خالص مهاجرت در ایران به عدد منفی 40 هزار نفر برسد. در ادامه خلاصه‌ای از شاخص‌های کلیدی توسعه و اقتصاد ارائه شده‌اند.

    تولید ناخالص ملی (GNP) و رشد اقتصادی

    اقتصاد ایران در حال بهبود است و رشد آن با تولید نفت تقویت می‌شود. در سال 2023، رشد اقتصادی با پنج درصد رشد از پیش‌بینی اولیه سه درصدی فراتر رفت و به 401 میلیارد رسید و انتظار می‌رود که در سال 2024 به دلیل افزایش تولید نفت 3.7 درصد باشد. وابستگی ایران به نفت، همراه با تحریم‌ها، نوسانات اقتصادی را به همراه داشته است، اگرچه اقتصاد ایران تا حدی متنوع شده و فعالیت‌های قابل‌توجهی در بخش‌های کشاورزی، تولید و خدمات دارد. میزان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در سال 2023، 0.4 درصد از تولید ناخالص داخلی بوده است.

    درآمد سرانه

    ایران به عنوان یک کشور با درآمد متوسط طبقه‌بندی می‌شود، اما تحریم‌ها، تورم و دستمزدهای راکد قدرت خرید را کاهش داده است. بانک جهانی تأکید می‌کند که در سال‌های اخیر، کشور با نرخ تورم بالای 40 درصد مواجه بوده که بر درآمد واقعی تأثیر گذاشته است؛ اما این عدد در سال 2023، 4502.5 تخمین زده می‌شود.

    وضعیت فناوری

    ایران در حوزه‌های تحقیقات علمی و فناوری، به ویژه در زمینه‌های بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی، پیشرفت‌هایی داشته است. آمار بانک جهانی در سال 2022 نشان می‌دهد 100 درصد جمعیت ایران به سیم‌کشی و برق دسترسی دارند. میزان استفاده مردم از اینترنت، در سال 2022، 82 درصد کل جمعیت و بیشتر از همیشه بوده است. با این حال، پیشرفت فناوری ایران با تحریم‌های بین‌المللی محدود شده که دسترسی به فناوری‌های پیشرفته و بازارهای جهانی را کاهش داده است. میزان برق تولیدشده توسط منابع انرژی تجدیدپذیر (به استثنای انرژی برق آبی) در سال 2015، 0.1 درصد بوده که نسبت به قبل کاهش یافته است.

    فقر و نابرابری

    نابرابری در ایران مسئله‌ای قابل توجه است که با تورم و تحریم‌های اقتصادی تشدید شده است. تلاش‌های دولت برای کاهش این وضعیت از طریق سوبسید و یارانه‌ها تنها تا حدی موفق بوده، چراکه فقر همچنان یک مشکل گسترده باقی مانده است. کشور با سطح بالای فقر دست‌وپنجه نرم می‌کند که ناشی از تحریم‌ها، تورم و نبود ایجاد شغل‌های پایدار است. البته نرخ بیکاری در ایران در سال 2023 کاهش یافت و به 9.1 درصد رسید که پیشرفت ایران در این زمینه را نشان می‌دهد اما هنوز فرصت برای بهبود بسیار است.

    محیط زیست

    ایران با چالش‌های جدی محیط‌زیستی مانند آلودگی هوا، نشست زمین به دلیل برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، جنگل‌زدایی و خشکسالی‌های شدید روبه‌رو است. مساحت جنگل‌ها بدون تغییر قابل توجهی، 6.6 درصد از کل سرزمین باقی مانده است. این مسائل بر بهره‌وری کشاورزی و توسعه شهری تأثیر منفی گذاشته‌اند. تغییرات اقلیمی و مدیریت ضعیف آب مشکلات را تشدید کرده و باعث افزایش خشکسالی‌ها شده است. انتشار گازهای گلخانه‌ای سرانه در سال 2020 در ایران، 7.1 تن متریک (7.1 هزار کیلوگرم به ازای هر نفر) بوده است.

    آموزش

    ایران دارای سیستم آموزشی نسبتاً توسعه‌یافته‌ای است، با نرخ سواد بالا و تعداد زیادی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی. با این حال، اقتصاد نتوانسته است تعداد کافی شغل برای جذب جوانان تحصیل‌کرده ایجاد کند که منجر به بیکاری بالا در میان فارغ‌التحصیلان شده است.

    شکاف جنسیتی

    با وجود دستاوردهای قابل توجه زنان در آموزش، شکاف جنسیتی در اشتغال همچنان گسترده است. عوامل فرهنگی، شرایط اقتصادی و موانع قانونی مشارکت زنان در نیروی کار را محدود کرده است. در سال 2023، 6 درصد از صندلی‌های مجلس شورای اسلامی ایران، برای زنان بوده است. نرخ بیکاری در میان زنان به طور قابل توجهی بیشتر از مردان است. در هفدهمین ویرایش شاخص شکاف جنسیتی، برابری جنسیتی در 146 کشور از چهار بعد مشارکت و فرصت‌های اقتصادی، پیشرفت تحصیلی، سلامت و بقا و توانمندسازی سیاسی ارزیابی شد که ایران رتبه 143 را به خود اختصاص داد.

    این وضعیت اقتصادی نشان‌دهنده تلاش ایران برای توازن بین تحریم‌ها، تورم و چالش‌های محیط‌زیستی، در کنار پتانسیل منابع طبیعی و سرمایه انسانی است.

  • پشت پرده ساخت و ساز شبانه در دانشگاه تهران / تخریب فضای سبز اینبار به بهانه نماز جمعه!

    پشت پرده ساخت و ساز شبانه در دانشگاه تهران / تخریب فضای سبز اینبار به بهانه نماز جمعه!

    به گزارش اقتصادران، حسین آخانی را دست‌کم در رسانه‌های کشور با دو عنوان می‌شناسند: استاد دانشگاه تهران و دلسوز محیط‌زیست. قطعا ترکیب این دو عنوان کافی بود تا دکترای گیاه‌شناسی از دانشگاه مونیخ آلمان مدارا را کنار بگذارد و خطاب به رییس دانشگاه تهران به صراحت بنویسد: «جناب آقای دکتر مقیمی، جناب عالی که برای امر به معروف در دانشگاه می‌چرخید و اگر دختری را با حجاب ناقص می‌دیدید به او تذکر می‌دادید و کلی حجاب‌بان استخدام کردید، آیا رعایت قانون، عمل به توصیه‌های جدی رهبری در حفظ فضای سبز و حفظ دانشگاهی که رییس جمهور را برای مراسم نودمین سال تاسیس آن دعوت می‌کنید، برایتان اهمیت نداشت؟ اگر در بزرگترین مرکز آموزشی و تربیت نخبگان کشور بی‌قانونی مد شود، دیگر بند روی بند نمی‌ماند.»

    ماجرا از این قرار است که در همین روزها که شایع برکناری رییس دانشگاه تهران رد و تکذیب می‌شود، در ضلع جنوب غربی دانشگاه تهران در انبوه‌ترین بخش فضای سبز دو ساختمان بنا شد که مساحت تقریبی زیر بنا و حریم آن ۴۰۰ متر مربع است که با احتساب تخریب‌های پیرامونی حداقل ۶۰۰ متر مربع منطقه به کل تخریب و به پوشش گیاهی آسیب وارد شد.

    آخانی با تایید این موضوع می‌گوید: در آن منطقه من یک باغچه گونه‌های بومی گزهای ایران را از سال ۹۰ کاشته بودم. متاسفانه همه گزها را ریشه کن کردند. علاوه بر آن دو درخت قدیمی توسکا است که قدمت آنها بالای ۵۰ سال است که به دلیل مجاورت با ساختمان آسیب دیده و در آینده خشک می‌شوند.

    او با بیان اینکه اما فاجعه این است که این بخش از فضای دانشگاه تنها لکه جنگلی دانشگاه بود، ادامه می‌دهد: همه می‌دانند به دلیل آنکه بخش عمده زمین بازی و فضای سبز دانشگاه از اول انقلاب محوطه نماز جمعه است، حفظ لکه‌های باقیمانده در مرکز شهر اهمیت زیادی دارد.

    به اعتقاد این استاد دانشگاه فاجعه بزرگتر هم این است که کل دانشگاه و محوطه آن طبق قانون ثبت میراث فرهنگی است و دخل و تصرف و تغییر کاربری آن بدون مجوز ممنوع است.

    او ادامه می‌دهد:متاسفانه مدیریت دانشگاه با استفاده از زمان تعطیلات و به بهانه آنکه ما زورمان به نماز جمعه نمی‌رسد، وظیفه قانونی خود را انجام ندادند. در کشور جمهوری اسلامی هیچ نهادی حق ندارد قوانین کشور را نقض کند، بخصوص آنکه این نهاد منتصب به یکی از مهمترین فرایض دینی باشد. گو اینکه این دوستان که به ظاهر خود را ذوب در رهبری می‌دانند نمی‌دانند که رهبری بارها و بارها در سخنانشان تخریب فضای سبز را حتی برای ساخت مسجد و امامزاده هم منع کردند.

    اشاره او به این سخنان است: “از همه‌ی مسئولان و همه‌ی آحاد مردم عزیزمان بخواهیم که به مسئله‌ی فضای سبز اهمّیّت بدهند و مانع بشوند از اینکه کشور و ملّت و زندگی مردم، از این کمک الهی، از این نعمت بزرگ پروردگار محروم بشود. ۱۳۹۲/۱۲/۱۴”.

    آخانی و دوستانش پیگیری‌های زیادی انجام داده‌اند تا اینکه بالاخره میراث فرهنگی پنجشنبه، ۲۲ شهریور از محل بازدید و دستور توقف عملیات را صادر می‌کند اما گویا این دستور چنان فایده نداشته، چرا که به گفته آخانی «در بازدیدی که من چهارشنبه شب داشتم با نورافکن مشغول کار بودند.»

    نه اولین بار است و نه آخرین بار!

    فارغ از این بی‌قانونی بزرگ در دانشگاه تهران، مساله این است که چنین دست تخلفاتی اولین بار نبوده و احتمالا با این روند آخرین بار هم نخواهد بود.

    آخانی بر همین اساس می‌گوید: این برای اولین بار نیست که مسئولین دانشگاه تهران بدون رعایت مجوزهای لازم اقدام به تخریب فضای سبز می‌کنند. در اقدامی مشابه در تعطیلات عید ۱۴۰۱ نیز برای ساخت وساز در زمینهای ژئوفیزیک درختان زیادی قطع شد که باعث شد تا شهرداری از دانشگاه شکایت کند. این اقدام غیرقانونی تاثیر نامطلوبی بر تفاهم‌نامه دانشگاه تهران و شهرداری جهت ایجاد باغ گیاه‌شناسی گذاشت و این پروژه مهم نیز قربانی این اقدام خود سرانه شد.

    او ادامه می‌دهد: متاسفانه بین دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران رقابتی در تصاحب و تغییر کاربری فضای سبز دانشگاه تهران در گرفته است. در دو سه هفته اخیر نیز در جنوب دانشکده دندانپزشکی جهت احداث یک فروشگاه زنجیره‌ای به بخش عمده فضای سبز آسیب وارد شد. با پیگیری این ساخت و ساز متوقف شد ولی حجم بالای بتن و میلگرد به محل ریشه‌های چنارهای آنجا تزریق شد. متاسفانه همین ۲-۳ روز گذشته با استقرار تعداد زیادی کانکس جایگزین شده است.

    این استاد دانشگاه توضیح می‌دهد: در اقدام غیرکارشناسی دیگری در سازمان مرکزی دانشگاه باغچه قدیمی که از درختچه های مقاوم به کم آبی «لاوندر» را ریشه کن کرده و به جای آن رز و نارنج کاشته شده است. همین اتفاق در امتداد خیابان ۱۶ آذر زیر درختان چنار با کندن درختچه‌های برگ نوی چندین ساله و آسیب زدن به ریشه‌های چنار اقدام به کاشت رز و نارنج شده که علیرغم آبیاری زیاد دچار خشکی شدند.

    او تاکید می‌کند: نکته مهم در رابطه با تجاوز غیرقانونی به بافت تاریخی و فضای سبز دانشگاه این است که اگر جلوی این کار گرفته نشود این باب تخلفات جدید را باز کرده و هر ارگانی به بهانه‌ای در فضای سبز هر دانشگاه، سازمان دولتی و یا پارک ها با اعمال زور اندک لکه‌های باقیمانده فضای سبز را نابود می‌کند.

    من امیدوارم ضمن احیای مجدد این بخش از فضای سبز و جبران خسارت توسط افرادی که بدون رعایت قانون به این تخریب کرده‌اند، با افراد خاطی طبق قانون برخورد شود.

  • ملاحظات رانتی باورهای دینی مردم را مورد حمله قرار داده است / هیچ عنصری برای تخریب محیط زیست، خطرناک تر از فقر نیست / با پزشکیان اتمام حجت شرعی کردیم

    ملاحظات رانتی باورهای دینی مردم را مورد حمله قرار داده است / هیچ عنصری برای تخریب محیط زیست، خطرناک تر از فقر نیست / با پزشکیان اتمام حجت شرعی کردیم

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه برنامه هفتم نیازمند بازنگری جدی است، گفت: به اسم خصوصی سازی، حتی به دارایی های بین نسلی مشمول اصل 44 قانون اساسی هم تعرض کردند، اکنون در زمینه فروش آنها به آخر خط رسیده اند، بنابراین اکنون برای تعرض به اصل 45 قانون اساسی، مقدمه چینی می کنند. یعنی حمله به انفال. این حمله با روشهای شناخته شده ای در دستور کار است. تحت عنوان اینکه ما نیاز به زمین داریم، اموال عمومی را دولتی می کنند و بعد چون اسم آن اموال دولتی می شود، تحت عنوان مولدسازی و خصوصی سازی و هر تعبیر دفرمه دیگری می فروشند و آخرین شریانهای حیات حال و آینده مردم ایران را مورد تعرض قرار می دهند. به حکومتگران گرامی و آنها که دل در گروی بقای ایران دارند، هشدار می دهم که 83 درصد اراضی کشور، در حیطه اموال عمومی قرار دارد و تحت عنوان مولدسازی تعرضهای سازمان یافته ای با حیاتی ترین زمین ها و منابعی که بقای بین نسلی در ایران را امکان پذیر می کند در دستور کار قرار داده اند.

    در مباحث توسعه پایدار، آوای توحید شنیده می شود

     دکتر فرشاد مومنی، رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در پنجمین جلسه از سلسله جلسات «تلاش برای ارتقای توان فکری حکومت در شرایط تغییر دولت» با عنوان «دولت چهاردهم و بحران محیط زیست و توسعه پایدار» در این موسسه سخن می گفت، با بیان اینکه فصل مشترک همه این بحثها این است که آمیزه ای از فساد، جهل و کوته نگری بالاترین سطح قدرت توضیحی برای بیان علل گرفتاری های ایران دارند، اظهارداشت: آوای توحید در آنچه که در مباحث توسعه پایدار مطرح می شود، نیز وجود دارد و آنچه که بشر به تجربه مشاهده می کند، برآیند چیزهایی است که در اسحت دین هم مورد توجه بوده و ما همانقدر که در ساماندهی با کیفیت دنیایمان نالایق بودیم، به طریق اولی از طریق بد دفاع کردن از دینمان، آبروی دین خدا را هم می بریم.

    یک خوگرفتگی انحطاط آور به ملاحظات رانتی وجود دارد

    وی با بیان اینکه کوته نگری، اولین نشانه بی خردی و حرکت به سمت انحطاط است، افزود: یک خوگرفتگی انحطاط آور به ملاحظات رانتی در امور دنیایی وجود دارد که این کوته نگری رانتی، باورهای دینی مردم را مورد حمله قرار داده است. اساس ماجرای توسعه به عدالت در دین، این است که مناسبات عادلانه، مناسبات پایدار ساز و تضمین کننده بقای همراه با بالندگی برای بشر است. وقتی این جنبه را نادیده می گیرند ، زیانها اجتناب ناپذیر می شود. مساله عدالت اجتماعی، برای توسعه پایدار و فراگیر، متغییر ابرتعیین کننده است.

    تورم با جرم و جنایت هم‌راستایی تمام عیار دارد

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه در مناسبات رانتی، که عقل به حاشیه رانده می شود و تعصب، جمود و کوته نگری جای آن می آید، دنیا و آخرت ما آسیب می بیند، تاکید کرد: هر کتاب جدی که درباره اقتصاد سیاسی تورم نوشته شده، می گوید منحط ترین وجه سیاست تورم زا آثار اخلاقی تورم است. تورم ایجاد می کنید که لاشخورها ، مفت خورها و غیرمولدها را بهره مند کنید و زحمتکشان و مظلومان و محرومان را تحت فشار قرار دهید، و به همان انداز هم که ظالمانه است، انحطاط اخلاقی هم پیش می آورد. تمام مطالعات در ایران نشان می دهد ماجرای تورم با جرم و جنایت و هر نوع ناهنجاری اجتماعی هم راستایی تمام عیار دارد. اما گویا خداوند به برخی چشمهایی داده که نمی توانند ببینند و گوشهایی داده که نمی توانند بشنوند!

    در جزئی و کوته نگری، هماهنگی کامل میان اصولگرایان و غیراصولگرایان وجود دارد

    مومنی ضمن انتقاد از نگاه جزیره ای و موردی به مسائل به جای نگاه سیستمی در کشور، ادامه داد: متاسفانه از این نظر آنها که ادعای اصولگرایی هم داشتند، بلاهای آن چنانی بر سر کشور آوردند و البته که در کوته نگر بودن و جزئی نگر بودن هماهنگی کامل میان اصولگرایان و غیراصولگرایان وجود دارد. قله ابتذال این دو این است که در یک ساخت توسعه نیافته می خواهید به نام بازارگرایی کار را جلو ببرید که اساس آن بر کوته نگری و جزئی نگری است.

    پس از انقلاب، خیلی به دکتر شریعتی ظلم شد / بخشی از انحطاط امروز به این حق کشی برمی گردد

    از دیدگاه شهید بهشتی، کوته نگری و جزئی نگری، علت سقوط تمدن اسلامی است

    به گفته مومنی؛ در این زمینه، مدعیان، باید مشی دکتر بهشتی را اتخاذ می کردند. یکی از افتخارات تمدن اسلامی در قرن بیستم، کتاب «شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» است. در آنجا شهید بهشتی طرز برخورد مصباح یزدی با دکتر شریعتی را نقد می کند و تمام بحثش هم همین است. از دیدگاه شهید بهشتی، کوته نگری و جزئی نگری، علت سقوط تمدن اسلامی است و ایشان به جزئیات نشان دادند این دو ضعفِ آقای مصباح یزدی علی رغم توانمندی های دیگری که دارد، سایه سنگینی بر اندیشه ایشان انداخته و به صورت مصداقی، شهید بهشتی این مساله را در طرز برخورد مصباح با شریعتی نشان می دهند. آقای بهشتی می گویند که هیچ منافاتی ندارد که شما عمیق و عالمانه آن مرد را نقد کنید، و در عین حال، قدردان وجوه مثبت و خدمات بی بدیل ایشان هم باشید.

    گلایه شریعتی از برخی روحانیون نزد شهید بهشتی

    وی یادآورشد: آنچه که مقام دکتر شریعتی را نزد من بسیار بالاتر برد بحث شهید بهشتی بود درباره اینکه گفت آقای دکتر شریعتی شخصا به منزل من مراجعه کرد و ملتمسانه گفتند تشنه نقدهای عالمانه شما هستم و از برخی از روحانیون شکوه کرد و گفت آنها به نام نقد، فحاشی و هتاکی می کنند، اما شما چون عالم واقعی هستند وقتی نقد می کنید، باعث رشد من خواهید شد. شریعتی گفته بود آنها که هتاکی می کنند با مظلومیتی که برای من ایجاد می کنند، محبوبیت من را بالا می برند.

    نمی توانید به صورت جزیره ای بحرانها را انتزاع و حل کنید

    مومنی گفت: از نیمه دوم دهه 1340، روحانیت زمان آگاه ما متوجه شدند پاسخگویی انفعالی و جزئی به نقدهای ماتریالیستها به اسلام راهگشا نیست. ابتدا باید اسلام را به عنوان یک سیستم معرفی کنیم و بعد جایگاه مساله تقیه، برده داری و قضا و قدر را در آنجا نشان دهیم و بسیار موفق بود. این مساله در حیطه اداره کشور هم مطرح است. این عبارت باید به تن آنها که شرافت انسانی دارند و صادقانه از قیامت می ترسند و در چند 10 ساله مسئولیت داشتند؛ از زمان شروع برنامه تعدیل ساختاری تا امروز نظام سیاستگذاری ما در تمام عرصههای سیاستگذاری کلیدی اقتصادی اش، بدون استثنا شکست خورده است. به این علت که می خواسته در چارچوب بازارگرایی مبتذل می خواسته کار را جلو ببرد، بنابراین کوته نگرانه و جزئی نگر و سطحی نگری کرده است. آنها حتی آبروی بازار گرایی را بردند. تکان دهنده ترین قسمت ماجرا این است که در این 35ساله، روی هر چیزی که نظام سیاستگذاری ما حیثیت بیشتری خرج کرده، گستره و عمق شکستش هم بیشتر بوده است. بنابراین وقتی به دولتهای احمدی نژاد، رئیسی و پزشکیان می گوییم دست از توهم اینکه بتوانید موردی و جزئی گرفتاری های کشور را حل و فصل کنید بردارید به این علت است. اکنون فقط در حیطه محیط زیست ایران، در 40 عرصه سرنوشت ساز با بحران روبرو هستیم. هر کدام از این بحرانهای زیست محیطی با بحرانهایی که در ساخت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داریم، پیوند دارد. بنابراین نمی توانید به صورت جزیره ای بحرانها را انتزاع و حل کنید. 35 سال شکست، گویا برای عزیزان کافی نیست.

    اظهارنظر آنها که می گویند تولید بنزین در مقایسه با قیمتش به صرفه نیست، سست و بی پایه است و من این مساله را به رئیس جمهور گفتم

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، ادامه داد: در دیداری که با تعدادی از دوستان با آقای رئیس جمهور داشتیم، به ایشان گفتم موضوعاتی که راجع به قیمت بنزین و مقرون به صرفه نبودن فروشش مطرح می شود، خودش به شدت مخدوش است، اما نکته مهمتر این است که این یک متغیر از 75 متغیر تاثیر می پذیرد که باید همه آنها را با هم ببینید تا بتوانید راجع به قیمت بنزین فهمی عالمانه پیدا کنید. شرافت حرفه ای اقتضا می کند که به حرفهای درست هم بعد از انتخابات پایبند باشیم.

    آقای پزشکیان، از تجربه دولتهای قبل عبرت بگیرید / هر دولتی که بیشتر از برنامه‌ طفره رفت، شدت لطمه هایی که به ایران زد، بیشتر بود

    مومنی با تاکید بر اینکه اگر عزیزان فکر کنند که بدون برنامه حتی می توانند یک مشکل را حل کنند، جزء محالات است، افزود: صمیمانه به آقای پزشکیان هدیه می کنم که از تجربه دولتهای قبل خود عبرت بگیرد. هر دولتی که بیشتر از برخورد برنامه ای طفره رفت، شدت فضاحتش و لطمه هایی که به ایران و مردمش زد، بیشتر بوده است. لازمه برنامه داشتن، نگرش دورمدت، سیستمی، جامع نگر و فراگیر است. اکنون عده ای با گژتابی و وارونه خوانی پیام زنده یاد دکتر حسین عظیمی، به برنامه جامع حمله می کنند. مشکل برنامه ریزی ما جامع نگری اش نیست، مشکل این است که عزیزان روی صندلی هایی که می نشینند، هوا برشان می دارد و یک باره همه چیز را با هم می خواهند. این اشکال دارد، نه جامع نگری!

    گزارشهای تلخی که در وزارت صمت و کشاورزی بایکوت شدند… / درآمد ارزی کشاورزی و صنعت، کمتر از هزینه هایش است

    این اقتصاددان با بیان اینکه وقتی مسائل را درست متوجه نمی شوند، اسم مواردی را « پیشران » می گذراند که مهمترین عوامل انحطاط ایران در نیم قرن گذشته بوده است، تصریح کرد: اینکه به وجه علمی مساله توجه داشته باشیم، بسیار حیاتی است و شاید بزرگترین خدمتی که بشود به دولت جدید داشت این است که از بزرگترین متفکران کشور دعوت کند که درباره بلای مناسبات رانتی و خسارتهایی که به ایران زده است، بررسی هایی انجام دهند. مناسبات رانتی در چارچوب بازارگرایی مبتذل، حکومت را محکوم به روزمرگی ، کوته نگری و بی برنامه بودن و جزئی نگری و جزیره ای فکر کردن انحطاط آور کرده است که مصادیق آن بسیار تکان دهنده است. متاسفانه وزارت صنعت و کشاورزی، گزارشهایی منتشر کرده اند که بایکوت شده است، به این دلیل که منافع فاسد عده ای به منافع ملی ترجیح داده می شود. مطالعات آنها نشان می دهد عایدی ارزی آنچه که به نام صادرات غیرنفتی در ایران ، چه در بخش صنعت و چه در بخش کشاورزی، جریان دارد، کمتر از هزینه های ارزی اش است.

    عایدی ارزی صادرات مستقیم گاز، از صادرات کارخانه متانول سازی بیشتر بوده / متانول سازی به شدت آب بر و به شدت آلودگی ساز و سرمایه بر است

    مومنی توضیح داد: حیاتی ترین عنصر برنامه این است که روندهای واگراساز و مخرب و انحطاط آور باید مرتبه بندی و متوقف شوند. تولید متانول را ببنید! گزارشهای رسمی داریم که می گوید صرف نظر از همه هزینه ها و منابع مادی و انسانی و زمانی که صرف احداث این همه کارخانه متانول سازی شده، فقط اگر گازی که به آنها دادیم، به صورت مستقیم صادر می کردیم، عایدی ارزی بیشتری از کل صادرات متانول ایران داشت. کوته نگری وقتی با مناسبات رانتی پیوند می خورد، این گونه ما را دچار انحطاط می کند. مهمترین مشخصه تولید متانول نیز این است که به شدت آب بر و به شدت آلودگی ساز و سرمایه بر است. آیا این تصادفی است که آب برترین و آلوده کننده ترین واحدهای تولیدی رانتی معدنی در ایران، در کم آب ترین و خشک ترین مناطق ایران مستقر شده است. حرث و نسل را تباه و قربانی رانت می کنید.

    بحران محیط زیست تحت تاثیر به حاشیه رفتن تولید فناورانه است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه هر رئیس جمهوری اهل هر منطقه ای بوده، به اعتبار اینکه رانت بیشتری از کانال رانتی معدنی ها به آنجا تزریق کرده، آن منطقه را بیشتر آلوده تر، گرفتارتر، منحط تر و فقیرتر کرده است، کی باید چشممان را به این مسائل باز کنیم؟ ادامه داد: ماجرای بحران محیط زیست در ایران هم بیش از هر چیز تحت تاثیر این است که در نظام حیات جمعی ما تولید فناورانه در حاشیه است و ملاحظات نابرابرساز و وابستگی آور واردات محور و فلاکت زا برای مردم در صدر نشسته است.

    هیچ عنصری برای تخریب محیط زیست، خطرناک تر از فقر نیست / ادعاها درباره مقرون به صرفه نبودن تولید بنزین فاقد اعتبار علمی است

    مومنی ضمن یادآوری اینکه از اواخر دهه 1970بلوغ فکری در ادبیات توسعه پایدار حاصل شد که به تعبیر خانم «ایندیرا گاندی» می گفت هیچ عنصری برای تخریب محیط زیست، خطرناک تر از فقر نیست، افزود: اینگونه شد که مساله پایداری فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به ماجرای پایداری محیط زیستی گره خورد و نشان داده شد اگر سیاست تورم زا و اشتغال زدا در دستور کار قرار داده باشید، محال است که بتوانید مانع تخریب محیط زیستت شوید. در کتاب «هنر تحریمها»، نوشته «ریچارد نفیو»، می گوید اگر بخواهیم کمر ایران را بشکنیم، راه شکستن کمر ایران و ایرانیان این است که حکومتگران را به سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا ترغیب کنیم. اکنون ادعاهای بی ضابطه ای که درباره مقرون به صرفه نبودن تولید بنزین و ضرورت افزایش قیمت آن مطرح می شود، مطلقا فاقد اعتبار علمی است، و برخی به نام دلسوزی و دستکاری واقعیتها و داده ها، تلاش می کنند رئیس جمهور را به همان ورطه ای بیندازند که قبلی ها را انداختند. دوستداران واقعی ایران و مردم و رئیس جمهورش، خصوصا در سطح رسانه ها و دانشگاه ها باید این آسیب خطرناک را در معرض توجه قرار دهند.

    خزیدن پشت جلسه ها و کنارگذاشتن ارتباط مستقیم، برای آقای رئیس جمهور خطر است

    این استاد اقتصاد، گفت: کاش آقای پزشکیان موعظه علی ابن ابی طالب(ع) را جدی بگیرد و برخلاف روسای جمهور قبلی عمل کند. آنها که همان یک روزی هم که به دانشگاه می آمدند، 70جور فیلتر می گذاشتند که حرفهای خاصی زده نشود، اما آنچنان گستره و عمق افتضاحات زیاد است که بالاخره آنها که از فیلترها عبور کرده اند هم چیزهایی می گویند که انعکاس گسترده پیدا می کند. هیچ حکومتگری اگر گستاخی و شجاعت روبرو شدن مستقیم با واقعیتها را نداشته باشد، نمی تواند مشکلات را حل کند. این برای آقای رئیس جمهور یک خطر است که دوباره پشت جلسه ها بخزد و ارتباط مستقیم و بلاواسطه را کنار بگذارد. البته ایشان با حضوری که در جلسات محرم داشتند، در عمل هم نشان داد ارتباط مستقیم را بسیار دوست دارد. اما نباید جنبه نمادین داشته باشد و باید بدن و گوشش را آماده کند که حرفهای صریح هم بشنود، کشور ما به این مساله نیاز دارد.

    یک واقعیت تلخ در نحوه انتخاب 100 شرکت برتر از سوی سازمان مدیریت صنعتی

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، به فاجعه های بزرگ محیط زیستی در ایران اشاره کرد و گفت: دکتر جمشید بهنام، در کتاب «ایرانیان و اندیشه تجدد»، بالغ بر ربع قرن پیش نوشته اند که مهمترین عامل انحطاط ایران پس از نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز این است که تولیدکنندگان صنعتی، هرگز جزء نیروهای سیاسی ایران نبوده اند. اکنون نیز می گویم در دوران تعدیل ساختاری، این شاخص به طرز فاجعه آمیزی، روند انحطاطی طی کرده است. سازمان مدیریت صنعتی سالانه گزارشی درباره 100شرکت برتر منتشر می کند که متاسفانه ملاکشان بیشترین گردش مالی است و مساله محور نیست. تحولات نوع و رشته فعالیت آنها نشان می دهد این دگردیسی به نفع موسسالت مالی و رانتی در دوره پس از تعدیل ساختاری به خوبی در گزارشهای روندی سازمان مدیریت صنعتی قابل مشاهد است که چگونه تولید صنعتی در دوره پس از جنگ و در سایه برنامه منحط تعدیل ساختاری، شکل خود را از دست داد و منزلتش از گذشته نیز کمتر شد. ریشه اصلی همه گرفتاری های ما هم آن است.

    در یک دوره 400ساله متوسط عمر حکومتها در ایران، زیر 50 سال بوده

    وی با بیان اینکه متفکران بزرگ توسعه معتقدند اگر بخواهیم ریشه های انحطاط را در کشورهای در حال توسعه رانتی مفهوما در یک عبارت صورت بندی کنیم باید بگوییم آنها به جای اینکه رشد پیوسته داشته باشند، رشد گسسته دارند، اظهارداشت: این رشد گسسته محصول الگوی رابطه میان مردم و حکومت در کادر مناسبات رانتی است. در این کادر، هزینه فرصت گزینه سرکوب و کودتا برای حکومتگران بسیار ناچیز است، بنابراین کوچکترین مشکلی که با مردمشان پیدا می کنند، به سمت گزینه سرکوب می روند. واکنش آن در نزد مردم، گزینه انقلاب است. روایت چهارصد ساله از این قضیه را در کتاب «مقاومت شکننده» نوشته «جان فوران» ، ببنید که می گوید به طور متوسط عمر حکومتها در ایران در این دوره، زیر 50 سال بوده، ببینید چقدر تکان دهنده است! اکنون همه شما لمس می کنید، که یک وزیر که تغییر می کند، آنچنان قباحت کارشان ریخته که خودشان می گویند اتوبوسی افراد می آیند و می روند، بعد ببینید چگونه تغییر یک رژیم سیاسی، این زلزله چگونه همه چیز را به لرزه درمی آورده است. در چارچوب مناسبات رانتی، از به هم زدن اوضاع ، نه حکومت چندان احساس ضرر می کند و نه مردم. حکومت مرتبا به دنبال راه حلهای معطوف به سرکوب است و مردم هم می گویند سراغ انقلاب برویم و آنها را زیر و رو کنیم! چون اصلا نمی توانند با هم رابطه برقرار کنند.

    تمرکز بر تولید فناورانه، باطل السحر دور باطل بروز انقلابهای پی در پی است / خدا رحم کرده که شاقول تقوا را پیش خودش نگه داشته

    به گفته مومنی، تمرکز بر تولید فناورانه، باطل السحر این دور باطل است. مهمترین مشخصه تولید فناورانه، این است که احساس تعلق به سرزمین پدید می آورد، چرا که سرمایه های عظیم مادی و معنوی را به سرزمین گره می زند. وقتی این گونه شود، برای اینکه یک کشور صنعتی شود، حکومت باید بسیار سرمایه گذاری کند، زیرساخت فیزیکی بسازد، کارشناس تربیت کند، ترتیبات نهادی را به سمتی ببرد که قوانین باکیفیت داشته باشد. ثبات زدایی نکند و هزاران مساله دیگر تا پهنه سرزمین مملو از رد پای سیاستگذاریها و سرمایه گذاری هایش شود و مردمی هم که می آیند و هست و نیستشان را به تولید قفل می کنند، احساس تعلق به سرزمین پیدا می کنند و به راحتی زیر هر بازی ای نمی زنند. آرام آرام یاد می گیرند که همه ما بشریم و هیچ کس بر هیچ کسی برتری ندارد و شاقول آن هم در دست خدا است. چقدر خدا رحم کرده که شاقول تقوا را پیش خود نگه داشته است، در غیر این صورت با بساطی که می بینیم که ظاهرسازها ، نفوذیها و شارلاتانها چگونه گردن کج می کنند، دروغ می گویند و واقعیتها را دفرمه می کنند، اکنون از نظر برخی حکومتگران ما آنها ملاک با تقوایی هستند و این یکی از ریشه های گرفتاری و بیچارگی کشور ما است.

    از 1396 تا 1400، روزی یک شهر جدید در ایران اضافه شده است  / ماجرای امتیاز «بندر خشک» برای مناطقی که به آب راه ندارد چیست؟

    این استاد اقتصاد، تاکید کرد: از این دریچه مناسبات رانتی را در برابر مناسبات مبتنی بر تولید فناورانه قرار دهید و آن زمان متوجه می شوید که چرا حکومت ما که حکومتی رانتی است، تا این اندازه سهلانگار و بی اعتنا و بی مبالات به مسائل پایداری محیط زیست است. همه چیز را از دریچه توزیع رانت می بیند. از ابتدای انقلاب تا کنون، تعداد استانها در ایران چند برابر شده و با آن تلقی رانتی تصور می کنند که ادارات جدید، کانونی برای جذب رانت می شود. همین اکنون 26 تقاضا برای شکل گیری استان جدید در کشور ما وجود دارد و مطالعه ای در مرکز پژوهشهای مجلس نشان می دهد، از 1396 تا 1400، روزی یک شهر جدید در ایران اضافه شده است. تلخ ترین قسمتش این است که همه چیز ظاهرسازانه شده است، مثلا اکنون اسم منطقه هایی با جمعیت زیر 200 نفر را هم شهر گذاشته اند، وقتی دیدند که رانتهایی با عنوان منطقه آزاد وجود دارد، مفهوم بندر خشک را ابداع کرده اند تا منطقه ای که هیچ راهی به دریا ندارد، امتیاز بندر بگیرد!

    استمداد می کنیم؛ هنرمندان قباحت مناسبات رانتی را به نمایش بگذارند

    وی ضمن استمداد از هنرمندان برای به نمایش گذاشتن قباحت مناسبات رانتی، ابزار هنر را بسیار موثر دانست و زبان کارشناسی را به اندازه زبان فیلم، تئاتر و داستان نافذ ندانست و افزود: راه نجات ایران از این مسیر می گذرد و متاسفانه ما نتوانستیم قباحت مناسبات رانتی و چشم اندازهای اعتلابخش مناسبات خلاق، تولیدمحورانه و فناورانه را نشان دهیم.

    18 استان کشورمان در معرض بحران حاد فرونشست هستند / 8 میلیون واحد مسکونی در معرض خطر تخریب و 24 میلیون انسان در معرض نابود شدن

    مومنی یادآورشد: 18 استان کشورمان اکنون به واسطه بی اعتنایی رانت محور و غیرخلاق و غیرمولد به محیط زیست، از نظر بحران فرونشست در شرایط بحرانی حاد قرار دارد. این مساله اصل بقا را به چالش کشیده. به واسطه این مناسبات رانتی، 8 میلیون واحد مسکونی ما در معرض خطر تخریب است و 24 میلیون انسان ما هم در معرض نابود شدن هستند. آیا جای بازنگری ندارد که 24میلیون انسانی که خداوند صلاح دانسته که آنها خلق و متولد شوند، ما به دلیل فساد و بی کفایتی مان و با سوء تدبیر در معرض خطر قرار می دهیم.

    این عضو هیات علمی دانشگاه با بیان اینکه یک سوم از زمینهای زراعی ما در معرض سیل قرار دارد. آیا اینها هشدار دهنده نیست!؟، ادامه داد: در 40 ساله گذشته، یک سوم زلزله های مهیب دنیا در ایران اتفاق افتاده است. رانت با ربا در هم تنیدگی دارد و این مناسبات به معنای جنگ با خداست. این مناسبات به تعبیر قرآن ما را شیطان زده می کند. اکنون تجلی های آن را در بحران محیط زیستمان ببینید. وزارت جهاد کشاورزی می گوید تعداد وقوع سیل در ایران ، دقیقا متناسب با افزایش سدسازی افزایش پیدا کرده و در دهه 1370، تقریبا بیش از هفت برابر دهه 1330 شده است! انحطاط را می بینید!؟ مساحت مزارع تخریب شده در اثر سیل در دهه 1330، 9 هزار هکتار بوده و در دهه 1370، به یک میلیون هکتار رسیده است. یعنی 100هزار برابر!

    وی اضافه کرد: آبروی سد سازی در کشور اینگونه ریخته شد که هم آسیب پذیری ما در اثر سدهای بی ضابطه ای که ساخته شده دربرابر وقوع سیل بیشتر شده و هم آسیب پذیری ما در برابر خشکسالی افزایش یافته. چه نظام نظارتی است که ما داریم و به اینها توجه نمی کند!؟ اکنون ببینید این مساله چه ابعادی پیدا کرده است. در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس که در تیر 1402، درباره آسیب پذیری محیط زیست منتشر شده، می گوید هر بار که در ایران حکومت یک دست شد، شدت آسیب پذیری و انحطاط محیط زیست ما ابعاد فاجعه آمیز پیدا کرده است، به معنا که توزیع نادعادلانه قدرت به مراتب نابودکننده تر از توزیع ناعادلانه ثروت است.

    بعضی ها، حذف را عبادت می دانند / بلایی که حکومت یکدست بر سر محیط زیست ایران آورد…

    مومنی با بیان اینکه از 1385 تا 1391که عزیزان حکومت را یکدست کرده بودند از نظر شاخص عملکرد محیط زیستی، رتبه جهانی ایران از 53 به 114 رسید، ادامه داد: سال 1399، رتبه کیفیت عملکرد محیط زیستی ما 67 بوده و سال 1401، به 133 رسیده است! این فاصله زمانی و پیوند آن را با نابرابرسازی توزیع قدرت را ببینید! بعضی ها، حذف را عبادت می دانند. در چارچوب مناسبات رانتی، هر کسی که حذف نشده، یک رقیب بالقوه برای سهم بری رانتی است. بنابراین حذف کن تا سهم بیشتری نصیبت شود. به این دلیل است که این میزان بی رحمی، خشونت و شقاوت وقتی توزیع قدرت ناعادلانه می شود، به ابعاد بی سابقه می رسد. تمام اینها حساب و کتاب دارد. دریچه محیط زیست، بسیار روشنگر است و از این دریچه می گویم چرا نظام کارشناسی محیط زیست ما راجع به آب بری و آلوده سازی خام فروشی گزارش تهیه نمی کند!؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: اگر آقای پزشکیان در عمل هم پایبند برنامه باشد، مثبت است، اما حواسشان باشد آنچه که با عنوان برنامه هفتم تدوین شده، هیچ نسبتی با یک برنامه توسعه گرا ندارد، بنابراین نیازمند اصلاحات بنیادی است و نقاط ضعف این سند، به ویژه از دریچه بحران محیط زیست و بحران فقرزایی و نابرابرسازی و پشت کردن به تولیدفناورانه ، فاجعه آمیزتر است. بنابراین قطعا نیازمند بازنگری جدی است. اصل عمل به برنامه خوب است، اما نه این برنامه، برنامه ای که برنامه نیست و کیفیت توسعه گرا ندارد و در جهت ضد پایداری و عدالت اجتماعی است. نباید خود را با الفاظ فریب دهیم. برنامه هفتم، نیازمند بازنگری بنیادی جدی است.

    چشم انداز خطرناکی که برنامه هفتم برای انفال تعریف کرده است

    وی توضیح داد: در چارچوب بازارگرایی مبتذل، به اسم خصوصی سازی، حتی به دارایی های بین نسلی مشمول اصل 44 قانون اساسی هم تعرض کردند، اکنون در زمینه فروش آنها به آخر خط رسیده اند، بنابراین اکنون برای تعرض به اصل 45 قانون اساسی، مقدمه چینی می کنند. یعنی حمله به انفال. این حمله با روشهای شناخته شده ای در دستور کار است. تحت عنوان اینکه ما نیاز به زمین داریم، اموال عمومی را دولتی می کنند و بعد چون اسم آن اموال دولتی می شود، تحت عنوان مولدسازی و خصوصی سازی و هر تعبیر دفرمه دیگری می فروشند و آخرین شریانهای حیات حال و آینده مردم ایران را مورد تعرض قرار می دهند. به حکومتگران گرامی و آنها که دل در گروی بقای ایران دارند، هشدار می دهم که 83 درصد اراضی کشور، در حیطه اموال عمومی قرار دارد و تحت عنوان مولدسازی تعرضهای سازمان یافته ای با حیاتی ترین زمین ها و منابعی که بقای بین نسلی در ایران را امکان پذیر می کند در دستور کار قرار داده اند.

    با فعلی تیمی در دولت و مجلس،امکان تدوین برنامه باکیفیت وجود ندارد

    مومنی تاکید کرد: مردم صاحبان حقند و حق هم گرفتنی است و این مسیر هم با مشارکت فعال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم و امکان اعمال نظارتهای تخصصی مدنی امکان پذیر است. با کمال شرمندگی باید گفت با این تیمی که اکنون در دولت و مجلس وجود دارد، امکان نوشتن برنامه با کیفیت وجود ندارد. اما این به معنای انسداد راه نیست. اکنون حداقل این است که در مقام شعار، حرفهایی از پذیرش مشارکت دانایان زده می شود، البته اگر این مساله بعدا در عمل نقض نشود، اگر دانایان، دانشگاهیان و اهل رسانه کمک کنند و استقبال هم در عمل به صورت صادقانه باشد، می شود گامهایی برداشت. هر چند که گرفتاری ما این است که بخشهایی از رسانه ها، مسائل حیاتی کشور را به حاشیه می برند و مسائل معطوف به منافع رانتخوارها و رباخوارها و دلالها را مسائل حیاتی کشور جا می زنند.

    در دیدار اقتصادانان با پزشکیان چه گذشت؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن اشاره به اخبار منتشر شده از دیداری که همراه دکتر حسین راغفر، دکتر محمدرضا واعظ مهدوی، غلامحسین حسن تاش با رئیس جمهور داشته است، توضیح داد: برخی نادانسته با به طنز گفتند آقای رئیس جمهور تشریف آوردند موسسه دین و اقتصاد، در حالی که ما خدمت ایشان در دفترشان رسیدیم. نکته بعدی این بود که من به ایشان گفتم به تقاضای آقای رئیسی، جلسه ای میان اعضای شاخه اقتصاد فرهنگستان علوم و آقای رئیس جمهور برگزار شد، در آنجا ایشان را متقاعد کردم که تیم اقتصادی شما، فاقد صلاحیتهای بایسته است، نه اینکه افراد بدی باشند، صلاحیت و کیفیت کافی ندارند، گفتم فرهنگستان علوم این را به عهده می گیرد که هر تصمیمی را در دولت پخت و پز کردید، قبل از اینکه اعلام کنید و به اجرا بگذارید، به ما بدهید تا اعتبارسنجی علمی کنیم. من به آقای پزشکیان گفتم رئیسی این را پذیرفت، اما آنها که به نام رئیسی آن را دنبال می کردند، به هر دلیل حتی نگذاشتند در کمترین میزانی، عینیت پیدا کند.

    نمی خواهیم مداخله کنیم، حتی گفتیم از نظر ما، این گفت وگو مانند اتمام حجت شرعی است

    مومنی ادامه داد: خدارا شکر در آن جلسه، رئیس دفتر آقای پزشکیان هم حضور داشت و قول داد که این تعهد پزشکیان را شخصا پیگیری کند. البته آقای پزشکیان قبل از ریاست جمهوری در موسسه مطالعات دین و اقتصاد حضور یافته بودند، اما بعد از رئیس جمهور شدنشان، به هیچ وجه! مساله هم مساله فرهنگستان علوم بود و نه موسسه مطالعات دین و اقتصاد! ما نمی خواهیم مداخله ای کنیم، حتی گفتیم از نظر ما، این گفت وگو مانند اتمام حجت شرعی است، شما خودتان می دانید، اگر تذکرات ما را وارد می دانید، عمل کنید، وارد هم نمی دانید عمل نکنید، اما ما وظیفه مان را انجام داده باشیم و هیچ کدام منافاتی با مسئولیت آنها که مسئولیت پذیرفتند ندارد.

    به گفته این اقتصاددان؛ این انجام وظیفه بخش کوچکی از جامعه علمی است. امیدوارم این تلاشها استمرار داشته باشد و فراگیرتر شود و همه دانشگاه ها و نهادهای معطوف به دانایی ما، برای خود سهم و مسئولیت تعریف کنند و این دولت هم شایستگی و لیاقت داشته باشد که بیش از اهل رانت و ربا و فساد به اهل علم تکیه کند. اگر اینگونه شد، ایران هم نجات پیدا خواهد کرد.

  • FATF، این بار برای نجات آب / فدائی‌فرد: خرج آب بیش از دخل است

    FATF، این بار برای نجات آب / فدائی‌فرد: خرج آب بیش از دخل است

    به گزارش اقتصادران، مصطفی فدائی‌فرد  با اشاره به اوضاع آب و سیاست دولت‌های مختلف در این حوزه اظهار داشت: یکی از دلایل اصلی افت شدید پشتوانه مردمی نظام و کاهش مستمر مشارکت در انتخابات، بحران آب، خاک، هوا و محیط زیست است.

    بی‌توجهی به بحران آب

    وی افزود: از یک طرف وقوع خشکسالی‌های پی‌درپی در سال‌های اخیر که کاهش میزان بارش‌ها و افت شدید رواناب‌ها را در پی داشته است، باعث فرو افتادن شدید سطح منابع آب‌های زیرزمینی شده و از طرفی دیگر، سوءمدیریت منابع و مصارف آب و بهره‌برداری بی‌رویه، منجر به توسعه فرونشست و همچنین خشک شدن بسیاری از تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور و نهایتا ایجاد بحران شدید آب در کشور شده است، از این رو، موضوع آب بایستی همواره در صدر مجموعه مخاطرات کشور قرار داشته باشد که متاسفانه چنین نیست و به دلیل همین بی‌توجهی، بحران آب در ایران روزبه‌روز وخیم‌تر نیز می‌شود.

    تخریب آبخوان‌ها

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست گفت: کشور ما از نظر بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی به یک منطقه خطرناک جهانی تبدیل شده است. منابع آب زیرزمینی در کشور بسیار سریع‌تر از آنچه که به آنها آب وارد می‌شوند، مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند که این امر منجر به تخریب بیش از حد آبخوان‌ها می‌شود.

    زندگی جمعیت زیادی در مناطقی با سطوح بالای تنش آبی

    وی ادامه داد: سطح در معرض قرار گرفتن خطر تنش آب‌های زیرزمینی در ایران با میانگین جهانی قابل مقایسه نیست. بخش قابل توجهی از جمعیت نیز در مناطقی با سطوح بالا و یا بسیار بالای تنش آب زیرزمینی زندگی می‌کنند.

    شوری آب به دلیل بهره‌برداری زیاد از آب‌های زیرزمینی

    فدائی‌فرد تصریح کرد: بهره‌برداری بی‌رویه از آب سطحی باعث افزایش غلظت آلاینده‌ها در پهنه آبی و تغییر رژیم جریان طبیعی و آسیب رساندن به اکوسیستم‌های آبی نیز می‌شود. به طور مشابه، بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و به خصوص از ذخایر فسیلی آب زیرزمینی می‌تواند کیفیت آب و خاک و به تبع آن هوا را کاهش دهد. بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی بیش از میزان تغذیه طبیعی، می‌تواند موجب نفوذ آب شور به داخل و یا به سمت بالای آبخوان شود و در نتیجه باعث آلودگی از طریق آب شور یا بسیار شور شود، این روند در بسیاری از آبخوان‌های کشور مشاهده شده است.

    تمرکز روی آب گران فسیلی به جای کاهش تبخیر!

    وی در ادامه با بیان اینکه ذخیره و تغذیه مصنوعی آب در آبخوان‌ها به تامین امنیت و کاهش تلفات تبخیری کمک می‌کند، گفت: این امر همچنین کیفیت آب را بهبود می‌بخشد، زیرا مواد مغذی و میکروبی موجود در آب در تعامل با مواد محلی آبهای زیرزمینی و مواد آبخوان حذف یا رقیق می‌شوند. از طرفی، با استفاده از عملیات پخش سیلاب‌ها در طرح‌های تغذیه آبخوان مدیریت شده، قادر به ذخیره مقادیر قابل ملاحظه‌ای از سیلاب‌ها نیز خواهیم بود ولی متاسفانه طرح‌های تغذیه مصنوعی، آبخیزداری و آبخوان‌داری و همچنین جلوگیری از خروج آب مجازی و برنامه‌ریزی برای ورود آن به دلیل این که به لحاظ اقتصادی کوچک مقیاس هستند و هزینه‌های اندک برای اجرای آنها نیاز است، مسئولین کشور اقبالی به آنها نشان نمی‌دهند. در عوض طرح‌های بزرگ‌مقیاس مانند سدسازی، انتقال بین حوضه‌ای آب، شیرین‌سازی و انتقال آب دریا به مناطق دوردست و حتی بهره‌برداری از آب‌های استراتژیک فسیلی همیشه توسط مسئولین مورد توجه و پیگیری قرار می‌گیرند که طی اجرای آنها هزینه‌های بسیار بالایی نیاز دارد.

    تاکید بر واردات آب مجازی

    این کارشناس حوزه آب با بیان اینکه واردات آب مجازی می‌تواند منجر به افزایش امنیت آبی کشور و در پی آن بهبود امنیت غذایی شود، توضیح داد: با وجود چالش‌های تمام‌عیار بحران آب در ایران، حداقل‌های لازم برای حل بحران آب مهیا نیست. انجمن اقتصاد جهانی از کارشناسان و رهبران منطقه خاور میانه و شمال آفریقا (MENA) این پرسش را مطرح کرد که: ” منطقه شما برای کدام خطرات جهانی، کمترین آمادگی را داشته است؟” اکثر پاسخ‌دهندگان، بحران آب را به عنوان بزرگترین تهدید برای منطقه دانسته‌اند، مخاطره‌ای که حتی از بی‌ثباتی سیاسی یا بیکاری نیز بیشتر است.

    ۷۰ درصد از تولید ناخالص داخلی در مناطقی با تنش آب سطحی زیاد ایجاد می‌شود

    وی افزود: محدوده خاورمیانه و شمال آفریقا، کم‌آب‌ترین منطقه در جهان است. بیش از ۶۰ درصد جمعیت این منطقه در مناطقی با تنش آب سطحی زیاد و یا بسیار زیاد زندگی می‌کنند درحالی‌که میانگین جهانی حدود ۳۵ درصد است. متاسفانه بیش از ۷۰ درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه در مناطقی با تنش آب سطحی زیاد یا بسیار زیاد ایجاد می‌شود درصورتی که میانگین جهانی، ۲۲ درصد است. چالش‌های جاری آب در منطقه فراتر از محدودیت‌های سنتی کمبود آب است. درحالی‌که چالش‌های کمبود آب در کشور طی ده‌ها سال ایجاد شده، چالش‌های جدیدتری هم مثل بلایای طبیعی و پیچیدگی و چندبخشی بودن موضوع آب نیز به آن اضافه شده است.

    حل مشکل آب، هوا و محیط زیست؛ با برجام

    فدائی‌فرد اظهار داشت: پیچیدگی‌های زنجیره انرژی، آب، خاک، هوا، مواد غذایی، تغییرات اقلیمی، خشکسالی و سیل، کیفیت آب، مدیریت آب مرزی بین‌المللی و مدیریت آب در شرایط شکننده هم به چالش کمبود آب آمیخته می‌شوند. رویاروئی با این چالش‌ها تا حد زیادی به مدیریت بهتر منابع آب به صورت سرمایه‌گذاری بیشتر و بهتر در منابع آب، سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی و فن‌آوری آنها بستگی خواهد داشت که همگی منوط به پیوستن به FATF و احیای برجام است.

    خرج آب بیش از دخل است

    وی بیان داشت: ایران در حال از بین بردن و نابود کردن شالوده منابع آبی خود است، منابع آبی که طی هزاران سال در این منطقه ایجاد شده است. در این شرایط تسریع رشد اقتصادی و جمعیتی به همراه ضعف مدیریتی نیز به این نابودی کمک می‌کند. برداشت حجم‌های ناپایدار آب باعث تخریب اکوسیستم‌ها و آبخوان‌ها شده است. برداشت بیش از اندازه آب از رودخانه‌ها و آبخوان‌ها برابر خرج بیش از دخلی است که موجب نابود کردن سرمایه طبیعی، تضعیف ثروت بلندمدت و انعطاف‌پذیری کشور است.

    اثرات منفی چالش‌های آب

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست گفت: چالش‌های آب می‌تواند ناپایداری‌های موجود و نوظهور را ترکیب کند و در کشمکش‌های سیاسی، امنیتی و اجتماعی نقش داشته باشد. کوتاهی در رسیدگی به چالش‌های موجود می‌تواند اثرات منفی فراوانی را هم در داخل و هم در خارج از کشور در برداشته باشد.

    چگونه آمنیت آبی داشته باشیم؟

    وی تاکید کرد: امنیت آب زمانی وجود خواهد داشت که آب به طور کارآمد، پایدار و منصفانه مدیریت شود تا هم از پتانسیل تولیدی آن بهره‌برداری شود و هم پتانسیل‌های تخریبی آن کاهش یابد. امنیت آب به‌صورت “دسترسی به آب با کمیت و کیفیت قابل قبول برای سلامتی، معیشت، تولید و اکوسیستم، همراه با سطح قابل قبول خطرات مربوط به آب برای مردم، محیط و اقتصادها”، تعریف می‌شود، به طوری که امنیت آب مبحثی است که از کمبود آب فراتر می رود و نه‌تنها سرمایه‌گذاری در منابع آب کشور را مورد توجه قرار می‌دهد، بلکه فعالیت‌های تولیدی و حفاظتی کشور را هم در برمی‌گیرد.

     کشورهای خشک چگونه خود را ایمن کردند؟

    فدائی‌فرد ادامه داد: برخی از کشورهای مواجه با بیشترین کمبود آب در جهان مانند عربستان سعودی با مدیریت اصولی، به طور حیرت‌انگیزی از مهم‌ترین کشورهای ایمن از لحاظ آبی هستند. درحالی‌که برخی از کشورهای با منبع مناسب‌تر از آب مانند ایران، برای حفظ جمعیت خود در مقابل خطرات مربوط به آب تقلا می‌کنند تا دسترسی به آب آشامیدنی بهتر را فراهم کنند. کشورهایی که قادر به دستیابی به امنیت آب نباشند به دلیل زیاد شدن آسیب‌پذیری این کشورها به شوک‌های هواشناسی و هیدرولوژیکی، مجبورند از رشد بالقوه خود چشم‌پوشی کنند که نتیجه آن امکان افزایش شکنندگی‌های سیاسی و اقتصادی خواهد بود.

    خسارت به ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی در ۲۰۵۰

    وی گفت: انتظار می‌رود، ایران در آینده‌ای بسیار نزدیک بیشترین زیان‌های اقتصادی را از لحاظ کمبود آبِ متاثر از اقلیم و سوءمدیریت را داشته باشد، که این امر حدود ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۵۰ را شامل خواهد شد.

    تأثیر شوک خشکسالی و سیل زیاد خواهد شد

    این کارشناس حوزه آب بیان داشت: در جاهایی که سیستم پیش‌بینی و هشداردهنده ضعیف باشد، تأثیر کمبود و شوک‌های هیدرولوژیکی، مانند خشکسالی و سیل زیاد خواهد بود. در مناطق با مدیریت سیلاب و مدیریت آب شهری نامناسب، زیرساخت‌های آبیاری کم و آب ذخیره ناکافی در مخازن و آبخوان‌ها این اثرات افزایش می‌یابد. عدم توانایی دولت‌ها در تأمین خدمات پایه‌ای آب و کاهش تأثیر بلایا و خطرات مربوط به آب می‌تواند چالش را افزایش داده و شکنندگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، محیط زیستی، سیاسی و حتی امنیتی را افزایش دهد.

    خطرات و فرصت‌های مربوط به امنیت آب در ایران هرگز تا این اندازه نبوده است

    وی تاکید کرد: خطرات و فرصت‌های مربوط به امنیت آب در ایران هرگز تا این اندازه نبوده است. از آنجائی که کمبود آب یکی از ویژگی‌های اصلی ایران و منطقه در طول تاریخ بوده است، برای رضایت از پذیرش محدودیت‌های کمبود آب، و واکنش مدرن یا سنتی مطرح در مورد چالش‌های آب، روش‌های بالقوه‌ای وجود دارد که تاکنون به صورت اصولی مورد توجه قرار نگرفته است.

    برنامه‌ کشورها برای کاهش هزینه‌های آب بدون درآمد

    فدائی‌فرد اظهار داشت: در حال حاضر، بسیاری از کشورها در حال اجرای برنامه‌های نوآورانه برای کاهش هزینه‌های آب بدون درآمد هستند و در زمینه افزایش بهره‌وری آب، و تولید آب غیرمتعارف از طریق بازیافت یا دفع زباله‌های فاضلاب، موفقیت قابل قبولی داشته‌اند. چشم‌انداز آتی و هزینه بهره‌وری از این فن‌آوری‌ها نیز به‌عنوان گزینه‌ای جهت مدیریت آب برای نسل بعدی به‌سرعت در حال بهبود است. این در حالی است که ضعف‌های سیاسی، انگیزه‌ای و نهادی در کشور موجب استفاده ناکارآمد و کم‌ارزشی از آب شده که باعث خدمات غیرقابل اعتماد و استفاده غیرمجاز از آب و تخلیه فاضلاب شده است. با وجود کمبود آب، هزینه خدمات آب بسیار کم است ولی دارای بیشترین یارانه‌های اعمالی آب در جهان است. این سیاست‌ها منجر به ترویج تخریب منابع، کاهش نقدینگی مالی و آسیب‌پذیری را افزایش داده است. روشی که در آن آبرسانی، تخصیص، قیمت‌گذاری و مدیریت می‌شود؛ می‌تواند پیامدهای عمیقی برای رشد اقتصادی داشته باشد، این امر بر ساختار اقتصاد و پایداری محیطی آن، همراه با انسجام اجتماعی و ثبات منطقه‌ای تأثیر خواهد گذاشت.

    مشارکت اجتماعی در اولویت قرار گیرد

    وی ادامه داد: بدین صورت لازم است طیف گسترده‌تری از ابزارها، فن‌آوری‌ها و سیاست‌ها در حال حاضر و آینده، در نظر گرفته شوند و یا مورد بحث و اجرا گذاشته شوند. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آب، سامانه‌های اطلاعاتی، مؤسسات، و فن‌آوری‌های آبی در این موارد مورد نیاز خواهد بود. باید فراتر از رویکرد سنتی حرکت کنیم تا کمبود آب را با تکمیل منابع و در نظر گرفتن راه‌حل‌های بحث‌برانگیز مدیریت کنیم. این امر ممکن است شامل سیاست‌هایی تشویقی باشد که برای حفاظت از آب و بهره‌وری استفاده از آب، از جمله هزینه‌ها، جریمه‌ها، مجوز و قیمت‌گذاری مناسب و واقعی و همچنین بازیافت فاضلاب و استفاده مجدد از آن و تخصیص مجدد آب از کاربران روستایی به شهری و از کشاورزی به صنعت انگیزه ایجاد می‌کند. علاوه بر این موارد، مشارکت اجتماعی بایستی در اولویت قرار گیرد به نحوی که در ارائه خدمات آب از جمعیت فقیر و حاشیه‌نشین تحت خطرات مرتبط با آب حفاظت کند.

    تخریب منابع سطحی و زیرزمینی به دلیل عدم رسیدگی به مصرف بیش از اندازه آب

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست گفت: ایران و برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در استفاده از آب به صورت ناپایدار یک کانون جهانی مشخص هستند. این منطقه آب بسیار بیشتری از آب در دسترس تجدیدپذیر را استفاده می‌کند. در برخی کشورها بیش از نیمی از برداشت‌های آب حاضر بیش از محدوده‌های برداشت پایدار مجاز است. عدم رسیدگی به مصرف بیش از اندازه آب می‌تواند منجر به تخریب و تخلیه هر دو منابع سطحی و زیرزمینی شود، به طوری که معیشت و فرصت‌های توسعه برای نسل آینده را به خطر می‌اندازد.

    کیفیت آب در ایران

    وی با اشاره به کیفیت آب در ایران تصریح کرد: به دلیل مصرف ناپایدار آب، رو آوردن به توسعه آب‌شیرین‌کن‌ها و تخلیه نمک، آلودگی و فاضلاب‌های تصفیه نشده روزبه‌روز کیفیت بدتر می‌شود. هزینه کیفیت پایین آب در ایران در محدوده بین ۵ تا ۵.۲ درصد از تولید ناخالص داخلی سالانه تخمین زده می‌شود.

    سهم بیشتر اغنیا از یارانه آب

    به گفته فدائی‌فرد؛ مسائل مربوط به حاکمیت آب به ویژه عدم ایجاد انگیزه‌ای برای نشان دادن کمبود شدید آب که مشوق حفاظت از آب هستند از متعارف‌ترین مفهوم مدیریت آب است. مصرف بیش از اندازه و تخریب منابع، اثرات قابل پیش‌بینی حاصل از کم‌ارزش در نظر گرفتن آب، تدابیر ضعیف و اجرای ناکافی قوانین است. فقدان چارچوب قانونی، اجرائیات نامناسب حقوقی و عدم هماهنگی نهادهای دولتی، مانع بهره‌گیری از پیشرفت‌ها و فناوری‌های جدید در تسویه و بازچرخانی فاضلاب می‌شود. در حوزه عمل تقویت پایداری و بهره‌وری مدیریت آب در منطقه نقاط توجه مهمی وجود دارد. یارانه‌ها معمولا به خانوارهای ثروتمند بیشتر از خانوارهای فقیر کمک می‌کند. به‌طوری‌که در بعضی از موارد مناطق ثروتمند می‌توانند از آب یارانه‌ای بسیار بیشتر نسبت به مناطق فقیرتر بهره‌مند شوند. این در حالی است که، خانواده‌های فقیر در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان قرار بگیرند که از طریق خدمات عمومی تأمین نشوند در این صورت ساکنین مجبورند آبی با کیفیت مشکوک در دسترس را استفاده کنند. حتی زمانی که فقرا به آب لوله‌کشی شده دسترسی دارند، آنها سهم کوچکی از مزایای یارانه‌ها را دریافت می‌کنند، زیرا آنها از آب کمتری استفاده می‌کنند.

    لزوم برنامه صحیح برای ارزش‌گذاری آب

    وی ادامه داد: داده‌های موجود برای کشورهای نمونه انتخاب شده در سراسر جهان نشان می‌دهند که ۲۰ درصد از جمعیت فقیران کمتر از ۱۰ درصد از یارانه‌های ناشی از خدمات عمومی آب را دریافت می‌کنند، درحالیکه ۲۰ درصد ثروتمندان بیش از ۳۰ درصد از یارانه‌ها را دریافت می‌کنند. ارزش‌گذاری و قیمت‌گذاری آب یک مسئله حساس سیاسی محسوب می‌شود که امری ضروری است. در این خصوص باید سعی کنیم هزینه‌های خدمات آبرسانی مقرون و سیاست‌های یارانه‌ای به‌صرفه، عادلانه و پایدار را طراحی کنیم. به هر حال فشارهای مالی و اقتصادی به زودی ما را مجبور به انجام این کار خواهد کرد.

    تغییرات اقلیمی، تنش آب سطحی را افزایش می‌دهد

    این کارشناس حوزه آب تصریح کرد: تغییرات اقلیمی، تنش آب سطحی را در بسیاری از مناطق افزایش می‌دهد و منجر به تغییرات بیشتر در بارندگی می‌شود. افزایش تنش آب سطحی به دلیل تغییرات آب و هوایی، افزایش تنش آب را به طور قابل توجهی در نتیجه تغییرات اقلیمی تجربه خواهند کرد. از سوی دیگر، تغییرات اجتماعی و اقتصادی باعث افزایش بیشتر تنش آب سطحی در ایران خواهد شد. خطرات سیل و خشکسالی افزایش می‌یابد و احتمالاً به فقیران آسیب بیشتری می‌رساند. سیلاب‌ها فراوان‌ترین بلایای طبیعی در ایران است. به‌طوریکه درصد تولید ناخالص داخلی در معرض سیل، از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۰ بیش از سه برابر شده است. باید انتظار خشکسالی‌های شدید و بسیار شدید به‌عنوان نتیجه‌ای از تغییرات اقلیمی را نیز داشت. خشکسالی‌های اخیر نسبت به تغییرات طبیعی مشاهده شده طی هزاران سال گذشته استثنایی بوده است ولی نگرانی‌های مربوط به شرایط خشکسالی که از طریق تغییر آب و هوایی صورت می‌گیرد نیز افزایش خواهد یافت.

    تجارت آب مجازی؛ راهکاری برای امنیت آب و غذا

    وی افزود: تجارت آب مجازی راهی است که انتقال منابع آبی از دیگر مناطق به مناطقی با تنش آبی مانند ایران را فراهم می‌کند. بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا، آب مجازی را از سراسر جهان وارد می‌کنند. ایالات متحده امریکا خود بزرگترین صادرکننده آب مجازی برای خاورمیانه و شمال افریقا هست و بعد از آن آرژانتین، استرالیا و برزیل قرار دارند. منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بزرگترین واردکننده گندم در جهان است و هفت کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا جزو ۳۰ کشور بالاترین واردکننده مواد غذایی در جهان هستند. تجارت آب مجازی در خاورمیانه و شمال آفریقا، می‌تواند امکان تخصیص مجدد آب آبیاری کشاورزی به دیگر بخش‌های با ارزش بالاتر را فراهم آورد و درنتیجه بهره‌وری اقتصادی کشور را افزایش دهد. اگر خطرات مرتبط با آب مدیریت شود، آب مجازی می‌تواند به‌طور همزمان به تقویت امنیت آب و غذا کمک کند. در این راستا اول، مسیر تجارت آب خالص باید مشخص شود. واردات آب مجازی به منطقه منا بیش از ۱۵۰ درصد بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۲۰۲۰ افزایش یافته است اما مسئولین کشور ما تمایل زیادی به اینکه جزو کشورهای واردکننده باشند، ندارند و هم غذا و هم آب را به عنوان یک مسئله امنیتی نمی‌بینند.

    کوچ اجباری جمعیت از مناطق خشک

    فدائی‌فرد متذکر شد: به دلیل عدم احیای برجام و نپیوستن به FATF، امکان بهره‌برداری از پتانسیل‌های فراوان کشور فراهم نیست و همه اشتغال ناکافی ایجاد شده در کشور نیز، آب‌محور است، چون جمعیت زیادی که برای معیشت خود به کشاورزی وابسته‌اند، در حال حاضر امکان کاهش مصارف کشاورزی که از راندمان بسیار اندکی برخوردار است، ممکن نیست. کوچ اجباری جمعیت از مناطق خشک تا حد زیادی دشواری دستیابی به امنیت آب را افزایش می‌دهد. هجوم پناهندگان می‌تواند فشار جمعیتی در منابع آب محدود را بدتر کنند و منجر به تنش‌های اجتماعی و افزایش شکنندگی در جوامع میزبان شود.

    دور زدن قوانین در صورت گرانی آب

    وی ادامه داد: افزایش هماهنگی نهادی میان بخش‌های آب، انرژی و کشاورزی تلاش‌های مدیریتی آب را تقویت می‌کند. کاهش موفقیت‌آمیز مصرف آب و توزیع مجدد آب برای مصارفی با ارزش بالاتر نیازمند هماهنگی بین وزارتخانه‌های مختلف، افزایش شفافیت نظارتی و اشتراک‌گذاری داده‌هاست. آن دسته از مشوق‌هائی برای حفاظت از آب و نوآوری موردنیاز است که در راستای تغییر روش مدیریت آب هستند. این امر می‌تواند از طریق سیاست‌ها، قیمت‌گذاری، تخصیص یا آیین‌نامه‌ها باشد. اگر آب در دسترس نباشد و یا بیش از حد گران شود، کاربران آب در ایران و به دلیل وابستگی شدید معیشت‌شان به آب، واکنش نشان خواهند داد. آنها بدعت‌های جدیدی را برای دور زدن قوانین کشف خواهند کرد.

    از فرصت استفاده کنیم

    این پژوهشگر حوزه آب تاکید کرد: عدم استفاده از فرصت‌های اندک باقیمانده، پیامدهای مهمی برای ثبات سیاسی، اقتصادی و محیطی در کشور و فراتر از آن خواهد داشت. عدم رسیدگی به چالش‌های آب می‌تواند بر سمت و ثبات سیاسی مردم تأثیرات جدی داشته باشد.

     حل چالش آب از مسیر FATF و برجام

    وی افزود: همه کارشناسان دغدغه‌مند در حوزه آب و محیط زیست تاکید می‌کنند که به منظور کاهش تبعات تنش و بحران آب، یگانه راه‌کار باقیمانده اصلاح سیاست‌های کلان و فراهم شدن امکان تعامل با جهان، پیوستن به FATF و احیای برجام معرفی می‌کنند تا در اثر آن امکان بهره‌برداری از سایر پتانسیل‌های کشور به خصوص توسعه گردشگری فراهم و فشار از روی منابع آب برداشته شود.

    ۶۰ درصد تحریم‌کننده انتخابات؛ رییس‌جمهور اصلح را انتخاب کنند

    وی خاطرنشان کرد: انتظار می‌رود در دور دوم، بخشی از آن ۶۰ درصد شرکت نکرده در انتخابات به منظور اصلاح امور وارد میدان رای دادن شوند و رییس‌جمهور اصلح را با رایی بالا انتخاب کنند تا کشور در مسیر اصلاحات اصولی و بنیادی قرار گیرد. البته انتظار داریم نامزد موردنظر به مهم‌ترین وعده خود عمل کند، آنجا که به روشنی اعلام کرده است که اگر نتوانند مشکلات و بحران‌های کشور را برطرف کنند، استعفا خواهند داد.

  • راحت زباله بریزید، اینجا ایران است!

    راحت زباله بریزید، اینجا ایران است!

    به گزارش اقتصادران، زباله ریزها در بسیاری از کشورهای دنیا جریمه های سنگینی پرداخت می کنند . اما در تهران بسیاری از شهروندان بی توجه به حقوق سایر همشهری هایشان زباله های خود را در سطح شهر رها می کنند . رضا محمدی، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران در پاسخ به این پرسش که چرا در تهران جرایمی برای افراد زباله ریز تعیین نمی شود  می گوید :  بایدکاری کرد که این رفتار اصلاح شود و شهروند بداند اگر در ساعت اعلام شده زباله خود را خارج نکند برایش یک امتیاز منفی دارد. اگر امروز فردی از کمربند ایمنی استفاده نکند، بی‌فرهنگی محاسبه می‌شود. باید درخصوص زباله هم چنین اتفاقی بیفتد .ما در حوزه فرهنگ شهروندی نیاز به این داریم که یک معاونت قوی در این حوزه کار کند. اگر سایر کشورها برای افرادی که در سطح شهر زباله می‌ریزند، جریمه پیش‌بینی  می‌کنند، علتش این است که زیرساختش فراهم است. این موضوع زیرساخت ملی می‌خواهد و نمی‌شود آن را جزیره‌ای انجام داد. اساس کار این است که نخست آن رویکرد کلی و نگاه ملی ایجاد شود و بعد  هر دستگاهی برود برای ساختار خودش آیین‌نامه و قوانین مجموعه‌ خودش را تنظیم و آن را دنبال کند.  این موضوع یک عزم ملی می‌خواهد.

    محمدی درخصوص این مگر براساس مصوبه شورا نباید نظافت بزرگراه‌ها به صورت صد درصد مکانیزه باشد، می‌گوید: قرار نیست همه نظافت‌ها و رفت و روب‌ها مکانیزه باشد؛ ولی در بزرگراه‌ها، مخصوصا در لاین‌های وسط که مسیر کندرو، تندرو هست، این کار با ماشین‌های مکانیزه انجام می‌شود.  100 درصد لاین‌های تندروی  بزرگراه‌ها  هم به صورت مکانیزه نظافت می‌شود. اما در همین لاین کندروی اتوبان امام علی (ع) بعد از گاردریل‌ها پیاده‌راه‌ها قرار دارد یا کانال‌هایی که در حاشیه اتوبان‌ها یا بزرگراه‌ها هست… آنها بالطبع بایستی با نیروی پاکبان انجام شود. البته الزاماتی درخصوص علائم هشداردهنده، علائم ترافیکی و مسائل ایمنی وجود دارد که آنها را رعایت می‌کنیم.  پس اساس کار برای بزرگراه‌های ما با ماشین‌های مکانیزه است. برای حدود 730 میلیون مترمربعی که در سطح شهر سطح رفت و روب ما هست، 84-85 دستگاه ماشین مکانیزه جاروب داریم. سطح قابل توجهی از آن را با ماشین مکانیزه انجام می‌دهیم و الباقی را با جاروی دستی. اما به هر حال این مخاطراتی است که در حاشیه‌های بزرگراه‌ها حتی در مرکز شهر هم وجود دارد.

    مدیرعامل سازمان پسماند درباره به‌روزرسانی خودروها و تجهیزات پسماند هم  توضیح می‌دهد:  از سال 92 به بعد تقریبا هیچ‌گونه نوسازی در ماشین آلات خدمات شهری انجام نشده بود. البته به‌ندرت با تغییر پیمانکار و از آنجا که هزینه خودروی فرسوده از فایده آن بیشتر شده بود، خودروی جدیدتری خریده شده اما این شکل نوسازی، کم‌تر از انگشتان دست بود …یکی از ثمرات قراردادهای جدید ما این بود که پیمانکاران بخش خصوصی  خودشان رفتند و ماشین‌آلات‌شان را نوسازی کردند. البته نه همه ماشین‌ها را بلکه  به میزانی که صنعت کشور ما بتواند پاسخگو باشد. با  این وصف، به سرعت، چیزی حدود 485 دستگاه از 700 دستگاه ماشین‌آلات خدمات شهری نوسازی شدند. میانگین معدل ماشین‌آلات ما از مدل 92 به مدل 99 رسید و بعد ما یکسری الزاماتی گذاشتیم. مثلا اعلام کردیم دیگر از مدل 90 به قبل هیچ ماشینی را به داخل مرکز راه نمی‌دهیم و آن سامانه‌ هوشمند وقتی ماشین مدل پایین بیاید، اجازه نمی‌دهد که وارد شود. این کار را پله پله انجام دادیم. واقعیت این است که با محدودیت‌هایی که در کشور داریم و محدودیت‌هایی که در این صنعت وجود دارد، نمی‌توان این کار را به یکباره انجام داد. درحال حاضر بیش از 50 درصد ماشین‌آلات خدمات شهری نوسازی شده است و من فکر می‌کنم با همین روشی که جلو می‌رویم، بتوانیم مثلا در یک سال آینده به وضعیتی برسیم که تقریبا صددرصد ماشین‌آلات خدمات شهری را نوسازی کنیم.