برچسب: فساد

  • بغض اقتصادی مردم در سالِ نو؛ آه از نداری و نداری / آقایان مسئول! مردم دیگر کم آورده اند

    بغض اقتصادی مردم در سالِ نو؛ آه از نداری و نداری / آقایان مسئول! مردم دیگر کم آورده اند

    به گزارش اقتصادران، تاکسی زرد رنگ، مقابل گیت‌های پاستور توقف می کند، از پلاک خودرو هم مشخص است که راننده ماشین جانباز است، سوار می شوم که با اشاره تجمع معلولان می گوید: «چه اتفاقی افتاده؟» می گویم تجمع است. می گوید: «ای بابا… همه اش از نداری است.» سری که به افسوس تکان می دهد، حکایت های زیادی را در خود پنهان دارد.

    تاکسی زرد رنگ از خیابان  پاستور عبور می کند، خیابانی قدیمی که ماجراهای زیادی را به خود دیده است و البته محله ای «مسئول نشین». ماشین وارد خیابان جمهوری می شود، خیابانی که همسایه پاستور است و اما هیاهوهای آن رنگ و بوی دیگری دارد. خیابان جمهوری حال و هوای سال جدید را گرفته، شلوغی مغازه های پوشاک و هیاهوهای دست فروشان هم توجه زیادی را به خود جلب می کند. همین هیاهوها سر درد دل راننده تاکسی را باز می کند و از گرانی و شرایط سخت زندگی گلایه می کند.

    دولتِ من، مجلسِ من؛ برای ملت کاری نکرده است

    به او می گویم که خبرنگار هستم، خود را معرفی کرده و کارت خبرنگاری ام را مشاهده می کند، در همین هنگام مکانی را در خیابان جمهوری نشانم می دهد که حالا تبدیل به یک شرکت و یک مغازه کوچک شده است. با غصه می گوید؛ «اینجا را ببین، برای من بود.» بغض می کند و انگار به روزگاری می اندیشد که روزی صاحب این ملک بود. از او که اسمش «عباس» است می پرسم؛ از دولت و مجلس چه انتظاری داری؟ می گوید: «من حدود ۱۲ سال است که مسافر کشی می کنم؛ همه ما انتظار داریم و ملت دارند عذاب می کشند. برای آقایان فرقی نمی کند گوشت کیلویی یک هزار تومان باشد یا یک میلیون اما امثال ما که داریم رنج می کشیم، فرق می کند. دولت باید تورم را درست کند.»

    وی می گوید: « من اصلا از مجلس و دولت راضی نیستم، دولتِ من، مجلسِ من؛ برای ملت کاری نکرده است، همه‌شان وضع‌شان خوب است. از همین ماشین هایی که وارد می کنند، میلیاردها پول گیرشان می آید. قانون برای همه باید باشد نه فقط برای ما ضعیف ها.»

    عباس آقا به خط ویژه اشاره می کند و می گوید که؛ «در وضعیت اضطراری فقط پلیس، آمبولانس یا آتش نشانی می تواند از این خط عبور کند، اما دیروز ماشین یک ارگانی اینجا را مسدود کرده بود اما من باید سه ساعت در ترافیک بمانم.»

    از او می پرسم آیا رفع فیلترینگ دو پلتفرم و توقف قانون عفاف و حجاب توانسته است امیدی را در دل تان ایجاد کند؟؛ پوزخندی زده و پاسخ می دهد: «چی بگویم… این‌ها بهانه است و من دیگر امیدی ندارم.» و حرف ها ناتمام می شود وقتی به مقصد می رسم.

    مردم کیلویی چند؟

    تمام خیابان‌ بزرگ دلاوران پر شده بود از مغازه داران یا تولیدی هایی که تلاش داشتند تا اجناس چوب و مبل خود را به بهانه سال جدید بفروشند اما دریغ از یک مشتری. در راستای خیابان و بازار مبل فروشان حرکت می کنم، فروشنده ای که با اخم های درهم مشغول تلفن حرف زدن درباره پاس کردن چک سنگین خود است، ذهنم را به خود مشغول می کند. کمی این پا و آن پا کردم و از او خواستم گپی با هم بزنیم؛ اخم‌ هایش در هم گره خورد؛ حوصله نداشت یا به جماعت رسانه‌ ای بی اعتماد بود نمی‌ دانم اما با اکراه قبول کرد.

    از او درباره انتظاراتش از دولت و مجلس پرسیدم؛ انگار که دل پر از کینه‌ اش سر باز کرده باشد همراه با نگرانی از اینکه مبادا دردسری برایش درست شود می گوید: «آنان برای ما اهمیتی قائل نیستند. انگار ما در یک دنیای دیگر زندگی می کنیم و مسئولان هم در دنیای دیگر. شرایط بازار و قیمت آنقدر بد است که یک مشتری نداریم. چند ماهی می شود که دیگر مشتری به سراغ این مغازه ها نیامده یا اگر آمده باشد، با دیدن قیمت ها می روند.»

    او ادامه می دهد: «من که دیگر نه به مجلس اعتماد دارم و نه به دولت، نمایندگان فقط مشغول کارهای شخصی خودشان و انتقام گیری ها شدند. مردم کیلویی چند؟ چک سنگین دارم و اگر نتوانم پاس کنم معلوم نیست وضعیتم به چه صورت خواهد شد، مسئولان که برای من دل نمی سوزاند.»

    بحث به رفع فیلترینگ دو پلتفرم و توقف قانون عفاف و حجاب می رسد، می گوید که آنقدر مسائل پیچیده تر وجود دارد که این اقدامات کوچک دلمان را خوش نمی کند. مکالمه که به پایان می رسد، اتوبوسی که به سمت تهرانپارس حرکت می کند، از راه می رسد، اتوبوس هایی که آنقدر فرسوده شده اند و گرد کثیفی بر آن نشسته است، که اگر کرایه های گران وحشتناک اسنپ و تپسی مجال می داد، رغبت نگاه کردن به آنها را نداشتیم. اتوبوس هایی که گاه صندلی یا لق می زند یا گاه از پایه شکسته و به حال خود رها شدند.

    توروخدا… ما را هم ببینید…کم آورده ایم!

    در اتوبوس سفید رنگ اما خاک گرفته، چشم می گردانم در کنار خانمی حدود ۶۰ ساله می نشینم. لبخند به لب دارد، سر صحبت که باز می شود، می گوید مادر شهید است. او هم مانند دیگران از وضعیت اقتصادی گلایه دارد و دل‌نگران آینده دختران و نوه‌هایش است. از دولت و مجلس می خواهد فکری به حال شرایط اقتصادی کنند و به وعده هایشان عمل کنند.

    نگاهم به خانمی می افتد که با دقت به مکالمه ما چشم دوخته است. متوجه ام که می شود، نام رسانه را می پرسد. کارت خبرنگاری را به او نشان داده و خود را معرفی می کنم، درخواست می کند تا با او هم گفت و گو کنم. بغضی که انگار مدت زیادی در گلوی «سمانه» جاخوش کرده و با خود حمل کرده می شکند و اشک از چشمانش جاری می شود. از خودش می گوید که سرپرست خانوار شده و با دو فرزندش زندگی می کند. او که بعد از طلاق، از خانواده اش طرد شده است، حال باید هم کار کند تا هم مخارج زندگی را تامین کند و هم مراقب فرزندانش باشد. فرزندانی که یکی از آنان با بیماری تلخی دست و پنجه نرم می کند؛ «سرطان» و قیمت داروهای سرسام آورش.

    سمانه بعد از آنکه کمی از گریه هایش کاسته شده، می گوید: «دخترم سرطان معده بدخیم دارد. شوهرم معتاد بود و برای همین طلاق گرفته ام. دادگاه هم حضانت دخترها را به من داد اما هیچ کسی از خانواده ام به من کمک نمی کند. آنقدر کرایه ها و قیمت داروها سنگین است که دارم زیر این بار له می شوم. دیگر آهی در بساط ندارم به گاهی می خواهم خودکشی کنم اما بعد من دخترانم چه کنند.»

    او می گوید: «من هیچ انتظاری از دولت و مجلس ندارم جز آنکه به فکر اقتصاد باشد. قیمت ها را پایین بیاورند. توروخدا به مسئولان بگویید ما را هم ببینند، دیگر کم آورده ایم. چندماه است که نتوانسته ام برای دخترانم گوشت و برنج بخریم. خسته شده ایم دیگر.»

    ریشه فساد را نابود کنند، مشکلات حل می شود

    اتوبوس به مقصد نهایی که می رسد، بساط دست فروشان و شلوغی در میدان سجادیه رخ نمایی می کند. اما انگار بر دل مردم هم چون سیاهی آسمان شب، رنگ غم پاشیده اند. به صورت هایشان که نگاه کنید دیگر نه کسی می خندد و نه رنگ شادی ناشی از آمدن بهار در چشمانشان نمایان است. موج جمعیت به این طرف و آن طرف می‌ رود و حسابی سرها در گریبان فرو رفته است؛ در بین مردمی که گاهی تند و گاهی آرام قدم بر می‌ دارند. «برو بابا تو هم دلت خوشه»، «حرفی ندارم» «نه» و … این ها تنها چند نمونه از جمله‌ هایی است که وقتی پا پیش می گذاشتم تا با چند نفر صحبت کنم به زبان می‌آوردند.

    خانمی که در کنار دست فروشان، مشغول درست کردن فلافل بوده و برای جذب مشتری کمی هم به عنوان تست به مردم در حال رفت و آمد تعارف می کند، توجه ام را جلب می کند. وقتی به او از شغلم می گوید، با لبخند می گوید: «چه شغل هیجان انگیزی.» اسمش «سحر» است و با همسرش در خانه غذا درست کرده و می فروشد.

    سحر درباره انتظاراتش از دولت و مجلس می گوید: «فکری به حال وضعیت اقتصادی کنند. کاش ریشه فساد را از بین ببرند و بپذیرند که این معضل بلای جان کشور شده است. به نظرم با حل کردن فسادی که توسط مسئولان انجام شده کمی از مشکلات حل می شود.»

    او ادامه می دهد: «گاهی خبرهایی که از مجلس در فضای مجازی بلد می شود را نگاه می کنم، همه به دنبال منافع خودشان هستند و اهمیتی به مردم نمی دهند. به قول معروف فقط می خواهند خودشان در قدرت باشند.»

    سحر که از فضای اینستاگرام برای تبلیغ کسب و کارش استفاده می کند، درباره رفع فیلترنگ دو پلتفرم گوگل پلی و واتس آپ اینطور روایت می کند: «توقع داشتم کل فیلترینگ را بردارند اما انگار فقط وعده می دهند که رأی جمع کنند و بعد می ببینند که نمی توانند. دیگری امیدی به دولت و مجلس نیست.» کمی افرادی را که مشغول خرید بودند، برانداز می کنم، چشمم به زن و شوهر جوان و حدودا ۳۰ ساله افتاد که با در حال خرید از کردن از دست فروشی بودند، به سمتشان می روم و کارت خبرنگاری ام را نشان می دهم که کمی یکه خوردند. وقتی با این سوال مواجه می شوند که چه انتظاری از دولت و مجلس داردند؛ مرد که «علی» نام دارد شمرده و آرام پاسخ می دهد: «دولت و مجلس به شکل همسو منافع ایران در نظر گرفته و از سیاسی بازی و جناح بندی فاصله بگیرند. به شرایط معیشتی مردم بیشتر توجه کنند. تحریم ها را از میان بردارند و با کشورهای مختلف ارتباط سازنده برقرار کنند تا سرمایه گذاری در کشور بهتر شود.»

    علی توقف قانون عفاف و حجاب را اقدام درستی می داند و این توصیه را دارد که زودتر فیلریتگ همه پلتفرم ها را بردارند. او به مجلس هم توصیه می کند: «مجلس از تصویب لوایحی که آزادی های اجتماعی را محدود می‌کند، صرف نظر کند» همسرش «ساناز» نیز تاکید می کند که دولت فکری به حال وضعیت معیشتی کند.

    در مسیر رفتن به خانه هستم و به حرف هایی که شنیده ام می اندیشم… کاش این روزهای سخت را پایانی باشد.

  • ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار رویا که دود شد رفت هوا! / با پول فساد چای دبش چه کارها که برای کشور نمی شد کرد!

    ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار رویا که دود شد رفت هوا! / با پول فساد چای دبش چه کارها که برای کشور نمی شد کرد!

    به گزارش اقتصادران، از عجایب است که در بحبوحه مذاکرات برای آزادسازی ۷ میلیارد دلار منابع بلوکه شده ایران در کره جنوبی، ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار از منابع دولت به سرقت برود. نام پرونده این سرقت «فساد چای دبش» است. این بزرگ‌ترین سرقت از یک دولت در تاریخ دولت‌های مدرن در جهان است. برای اینکه روشن شود بزرگی این عدد چقدر است، می‌توان چند مثال زد؛ در سال ۱۳۹۶ قیمت هر واگن آلومینیومی مترو که در شرکت «زیمنس» آلمان تولید می‌شد، یک میلیون و ۴۰۰ هزار یورو بود.

    با رقم فساد چای دبش چند هواپیما می‌شد خرید؟

    اگر قیمت هر فروند ایرباس A ۳۲۰ را ۱۵۰ میلیون دلار درنظر بگیریم، با ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار فساد چای دبش، می‌توانستیم ۲۵ فروند ایرباس A ۳۲۰ نو بخریم. اما امروز که دولت و شهرداری دربدر دنبال تهیه واگن هستند، یا امروز که رویای برقی شدن خط آهن تهران – مشهد هنوز محقق نشده و درحالی که ناوگان هوایی ایران فرسوده است، همه آن ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار دود شد و رفت.

  • ظاهرا مردم یک چیزی هم بدهکار شده اند!

    ظاهرا مردم یک چیزی هم بدهکار شده اند!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی نوشت:

    اعلام محکومیت قطعی دو تن از وزرای دولت آقای رییسی موجب شد که واکنش تندی از سوی تندروها را شاهد باشیم. این واکنش‌ها در پوشش استدلال‌هایی مطرح شد که نشان داد فساد در ایران ریشه‌های عمیقی دارد و تا هنگامی که این ریشه‌ها خشکانده نشود، فساد نه تنها حل نمی‌شود، بلکه گسترده‌تر هم خواهد شد.

    فراتر از فساد، ذهنیت سنتی نسبت به فلسفه و اصول حکومت است که درکی متعارف از مسوولیت حکومت‌کنندگان ارایه نمی‌دهد.

    از نظر آنان در بدترین حالت، فساد یعنی دزدی مقامات که به صورت فردی بهره‌مند می‌شوند، درحالی که نام این دزدی است و فساد خیلی ریشه‌ای‌تر از این است. متاسفانه خیلی از دزدی‌ها را هم فساد نمی‌دانند.

    فساد ظرفیت آن را دارد که ذیل عناوین خیرخواهانه و عدالت‌جویانه انجام شود. امتیازات و سهمیه‌بندی‌های غیر آموزشی برای ورود به دانشگاه از بدترین نوع فساد است. مثل این است که چنین امتیازاتی را به اعضای تیم‌های ملی کشور بدهیم. اگر چند درصد از اعضای هر تیم ملی را به سهمیه‌های مشابه در کنکور اختصاص دهند سرنوشت این تیم ملی پیشاپیش روشن است. همان سرنوشت را در مدیریت، در آموزش و در خیلی از حوزه‌های دیگر می‌بینیم و متوجه آثارش زیانبارش هستیم.

    اگر تیم ملی فوتبال با چند بازیکن سهمیه‌ای وارد زمین شود، چون در رقابت با تیم‌های دیگر است و همگان هم از کیفیت پایین اعضای سهمیه‌ای تیم آگاه هستند، در نتیجه شکست چنین مسابقه‌ای پیشاپیش مورد انتظار و اعتراض مردم است. این یعنی فساد که فراتر از دزدی است، چون دزدان پول کسی را برمی‌دارند و خرج می‌کنند، ولی دزدان مدرک تحصیلی با غصب جای دیگران حتی نمی‌توانند علم را به دست آورند و استفاده کنند. بنابر این ما با پدیده‌ای فراتر از فساد مواجهیم که ناشی از ذهنیت و نگاه و ادبیاتی است که فساد را توجیه و آن را عادی می‌کند.

    این اتفاق در جریان صدور حکم چای دبش رخ داد و اصولگرایان تندرو به جای آنکه سرشان را زیر اندازند و شرمنده مردم شوند، با فرار به جلو درصدد توجیه برآمدند که در این یادداشت می‌کوشم برخی از توجیهات فراتر از فساد آنان را ذکر کنم.

    ۱- گفته‌اند که فساد را آقای رییسی و دولت او کشف کرده و این را امتیاز برای آن دولت دانسته‌اند و ظاهرا مردم بدهکار هم شده‌اند، گویی وظیفه آن دولت کشف جرم بوده و نه انتصاب افراد توانمند و سالم و نیز سازمان دادن به ساختاری که اجازه ندهد چنین فاجعه‌ای رخ دهد، تازه آن را هم هنگامی متوجه شده‌اند که مرغ از قفس پریده و پولی در بساط نمانده بود. متاسفانه مثل صندوقداری هستند که به جای حراست از پول‌ها در آن را باز بگذارد و اجازه دهد دزدی شود و بعد پول‌ها هم حیف و میل شود، آنگاه متوجه شود و دزد را معرفی کند. سارقی که از نظر صندوقدار امین بوده و حتی بدون اخذ وثیقه لازم به او ارز و کلید گاوصندوق را داده است.

    مساله مردم مجازات مجرمین نیست، مساله این است که چرا این جرم وحشتناک رخ داده است؟ ۳٫۷ میلیارد دلار که با قیمت امروز بیش از ده درصد بودجه و درآمدهای عمومی دولت است. بر فرض که خودشان هم کشف کرده باشند، چه سودی برای ملت دارد؟ اگر همه را اعدام کنند، چه چیزی گیر مردم می‌آید؟ نکند حق کشف هم باید پرداخت؟

    ۲- گفته‌اند که فساد در صدر اسلام هم بوده. قطعا بوده و در آینده هم خواهد بود. مشکل اینجاست که بعید است چنین مبلغی از صدر اسلام تاکنون فساد شده باشد! ولی ادعاهای آقایان در مبارزه با فساد گوش فلک را کر کرده است.

    مساله مردم وجود یک یا دو یا چند فساد نیست. مشکل در جای دیگر است. اول بزرگی این فساد است که۳٫۷ میلیارد دلار است آن را هم در قحطی ارزی از دولت رییسی گرفته‌اند و تاییدیه مسوولان دولتی پای آن بوده است. چنین پرداختی بدون اطلاع یا رضایت مسوولان رده بالای وزارتخانه و بانک مرکزی و حتی رییس‌جمهور یک فاجعه تمام‌عیار است. دوم و مهم‌تر اینکه رتبه احساس فساد در دولت‌های اصولگرا روند افزایشی داشته است. این رتبه در آخر دوره اصلاحات (۱۳۸۴) ۸۶ در میان ۱۸۰ کشور بوده است یعنی ۸۵ کشور وضع بهتری از ایران داشته‌اند، در اوج دولت احمدی‌نژاد به ۱۶۸ رسید!! فقط ۱۲ کشور وضع بدتری از ما داشتند. در دولت روحانی کاهش یافت به ۱۳۰ رسید. در دولت رییسی تقریبا در رتبه ۱۵۰ بود. حالا فرض کنیم که دنبال کشف فساد باشند، هنگامی که فساد همزمان در حال افزایش است، اگر مواردی را کشف کنند چه فایده‌ای دارد؟

    علت رشد فساد در دولت‌های اصولگرا روشن است. مدیران فاقد صلاحیت، شلختگی اداری و فقدان نظارت کارآمد، ضعف نهادهای مدنی، جلوگیری از شفافیت و دسترسی به اطلاعات و کاهش آزادی‌های رسانه‌ای از علل اصلی این مساله هستند. وظیفه دولت منحصر به پیدا کردن مفسد نیست، بلکه مهم‌تر از آن، زایل کردن فساد از طریق سیاستگذاری و نظارت مدنی است.

    ۳- می‌گویند مدیرانی که محکوم شده‌اند، پاکدست هستند. مثل این است که کسی رانندگی کند و بسیار هم پاکدست و دل‌رحم باشد، ولی چون بلد نیست، خودرو را چپ می‌کند و همه را کشته یا معلول و مصدوم می‌کند. پاکدستی راننده در اینجا چه اهمیتی برای زندگی مسافر دارد؟ به علاوه پاکدستی به این معناست که از این تخلف بزرگ چیزی به جیب خود نزده و در واقع مجانی برای فاسد فرش قرمز پهن شده است. این بدتر از پاکدست نبودن است. همین افراد کوچک‌ترین خطای پزشکی را برنمی‌تابند و علیه پزشکان قلم‌فرسایی می‌کنند، ولی نوبت به خودشان که می‌رسد، پاکدست می‌شوند! به‌علاوه برای اثبات پاکدستی باید جزییات فرآیند منتهی به فساد را توضیح دقیق داد. توضیحات نماینده دادستان نشان می‌دهد که ماجرا خیلی عمیق‌تر از این حرف‌هاست. ممکن نیست که بدون حامیان سیاسی این رقم کلان ارز به راحتی دراختیار دیگران قرار گیرد، آن‌هم در این شرایط سخت و تنگناهای شدید ارزی.

    ۴- نوشته‌اند که از حکم علیه دو وزیر قانع نشده‌اند، زیرا میان فساد و ترک فعل تمایزی قائل نشده‌اند. اگر توضیحات نماینده دادستان را گوش کنید که چگونه پس از آنکه ثبت سفارش از وزارت جهاد و کشاورزی لو می‌رود فوری محل آن را عوض کرده و به وزارت صمت می‌برند، دیگر هیچ تردیدی نمی‌گذارد که مساله فراتر از ترک فعل است، ‌گرچه ترک فعل خودش بزرگ‌ترین جرم است. راننده‌ای که ترمز نمی‌کند و تصادف می‌کند (ترک فعل) چه فرقی دارد با راننده‌ای که گاز می‌دهد (فعل) و تصادف می‌کند!! هر دو دیگران را به کشتن می‌دهند. پزشکی که داروی لازم را تجویز نمی‌کند (ترک فعل) چه فرقی می‌کند با پزشکی که داروی نامناسب تجویز می‌کند؟ (فعل) بازی با کلمات فقط برای توجیه فساد است.

    ۵- برای اثبات سیاسی بودن این حکم، به عملکرد رسانه قوه قضاییه اشاره می‌کنند که چرا فقط این دو وزیر را تیتر کرده در حالی که متهم ردیف اول اکبر رحیمی درآباد است؟ پاسخ روشن است. ارزش خبری محکومیت دو وزیر چندین برابر ارزش خبری متهم ردیف اول است که هیچ کس او را نمی‌شناسد. آیا او در خلأ و انتزاع این پول‌ها را گرفته است؟ اگر او را تیتر می‌کردند، یعنی رسانه نبودند و درکی از خبر نداشتند.

    ۶- می‌گویند هر وقت قبلی‌ها را محکوم کردید، اینها را هم محکوم کنید. خوب اینکه بدترین دفاع از دولت رییسی است. به جای آنکه بخواهند همه مدیران را به واسطه ترک فعل محکوم کنند، می‌گویند اینها را هم محکوم نکنید. ضمن اینکه اگر کل ماجرا توضیح دقیق داده شود، خواهیم دید که مساله فراتر از ترک فعل این و آن است. ترک فعل در این مورد به خصوص صد درجه بدتر از فعل همراه با سوءنیت است. از بابک زنجانی نمونه می‌آورند که چهار مقام اصلی دولت احمدی‌نژاد برای او تاییدیه پرداخت امضا کرده بودند. به جای آنکه بگویند آنها را محاکمه و محکوم کنید و اگر این کار را می‌کردید، امروز شاهد این فساد نبودیم، می‌گویند، با اینها هم مثل همان‌ها برخورد کنید، این نگاه فراتر از فساد است.

    ۷ـ نوشته‌اند که آقای رییسی به این نتیجه رسیده بود که وزرایش مرتکب جرمی نشده‌اند. مقام دولتی که در مظان اتهام است، نمی‌تواند از سوی رییس آن دولت تبرئه شود. شرط اول قضاوت نداشتن چنین رابطه‌ای است. اگر ایشان در دوره قضایی خود این‌گونه موارد را رسیدگی و محکوم می‌کرد، امروز شاهد محکومیت وزرایش نبودید.

    اینها ریشه‌های ذهنی و رویکردی فساد هستند و تا در برخی افراد صاحب نفوذ هست، فساد هم خواهد بود.

  • گرد و خاکی که مجلسی ها راه انداختند برای سرپوش گذاشتن بر بزرگترین فساد تاریخ ایران بود

    گرد و خاکی که مجلسی ها راه انداختند برای سرپوش گذاشتن بر بزرگترین فساد تاریخ ایران بود

    به گزارش اقتصادران، غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی درباره صدور رای برای برخی از متهمان پرونده چای دبش و تلاش برخی در مجلس برای ناعادلانه جلوه دادن صدور این احکام، گفت: چند نکته در خصوص این موضوع وجود دارد. اول اینکه این گرد و غباری که این چند روز بلند شد چه در مورد آقای ظریف، چه در مورد دولت، چه در مورد آقای همتی و حتی خود قوه قضائیه این جنجال از سوی برخی نمایندگان مجلس فقط و فقط برای سرپوش گذاشتن بر بزرگترین فساد تاریخ ایران است که در دولتی که ادعا داشت دولت پاکدستی است اتفاق افتاد و این ناشی از همین تندروی‌ها و همین باندبازی‌ها و گروه‌بازی‌ها و جناح‌بازی‌هاست که دولت‌ها را دچار فساد می‌کند و چشم‌های دولت‌ها را می‌بندد.

    وی ادامه داد: نکته بعدی که در این آرا که برای تعدادی از متهمان این پرونده صادر شده، وجود دارد این است که باید از شجاعت و شهامت آقای اژه‌ای و استقلال قوه قضاییه تشکر کرد. اگر بررسی کنید می‌بینید که در دو هفته قبل چه نطق‌هایی علیه آقای اژه‌ای داشتند. با همه نفوذی که جبهه پایداری دارد و با توجه به اینکه همه این راه‌ها را رفتند که آقای اژه‌ای و قوه قضاییه را بترسانند و آرا صادر نشود و آبروریزی برای دولت سیزدهم به وجود نیاید، اما دیدیم که آقای اژه‌ای به دور از مسائل چپ و راست کار خودش را انجام داد و من چیزی که انتظار دارم قدردانی ویژه از قوه قضاییه است که تحت تاثیر فضا و جو و جناح و گروه قرار نگرفت.

    این فعال سیاسی تصریح کرد: امیدواریم این موضوع درس عبرتی باشد برای همه دولت‌ها و بدانند که اگر بخواهند همین مسیر‌ها را طی کنند و این طور یکجانبه گرایی داشته باشند، نتیجه همین خواهد شد؛ چراکه یکجانبه گرایی و تمرکز در قدرت فساد ایجاد می‌کند و اگر یک باندی فقط بخواهد در قدرت باشد و تضارب افکار، تضارب آرا، تضارب افراد و اشخاص و تبادل فکر نباشد، باعث ایجاد فساد می‌شود، همچنین نظارت ضعیف و اطمینان بیش از حد و نداشتن قدرت مدیریت فساد ایجاد می‌کند.

    جعفرزاده ایمن‌آبادی تصریح کرد: فساد دبش فساد تلخی بود و تمام این فضاسازی‌ها و ایجاد گرد و خاک‌ها برای سرپوش گذاشتن بر فساد دبش بود و ما متاسفیم که بزرگترین فساد‌ها در دولت سیزدهم اتفاق افتاد. دو دولت ادعای اصولگرایی و ارزشی بودن و از این حرف‌ها داشتند و بخش بزرگی از جامعه را خانه‌نشین کردند و ایجاد اختلاف کردند اما بزرگترین فسادها در همین دو دولت اتفاق افتاد. اگر ما نخواهیم از همه‌ی مردمی که ایران و انقلاب را دوست دارند و نظام را دوست دارند و متخصص هستند و تجربه دارند استفاده کنیم، نتیجه همین خواهد شد.

    وی ادامه داد: متاسفانه این دولت‌ها ادعای پاکدستی و ارزشی بودن و ولایت‌مداری داشتند اما بعد دیدیم که چه اتفاقی افتاد. من شک ندارم اگر این دولت ادامه داشت از حیث اختلاف با حاکمیت هم بدتر از دولت آقای احمدی نژاد می‌شد. از روزهای اول وقتی اینها آمدند اینطور شروع کردند با اره نیروی انسانی این کشور را قلع و قمع کردند و مدیران کشور را خانه‌نشین کردند، با لودر زدند تمام سازمان‌ها را خراب کردند و حتی به سرایدار مدارس رحم نکردند، معلوم بود که دولتشان با این رویکرد دچار فساد خواهد شد چراکه بستر و زمینه داشت. اتفاقی هم که افتاد سابقه ندارد و دو وزیر یک دولت به زندان محکوم شوند.

  • مردم فسادهای برخی از مسئولان را می بینند و می‌گویند همه این‌ها یک کرباس‌اند!

    مردم فسادهای برخی از مسئولان را می بینند و می‌گویند همه این‌ها یک کرباس‌اند!

    به گزارش اقتصادران، همایش ارزیابی اثر بخشی کنوانسیون ملل متحد در مهار فساد با حضور محمدرضا عارف معاون اول رییس‌جمهور آغاز شد.

    محمدرضا عارف معاون اول رییس‌جمهور در همایش ارزیابی اثربخشی کنوانسیون‌های ملل متحد در مبارزه با فساد که در دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: خیلی خوشحال هستم که افتخار حضور در جمع اندیشمندان داشتم، برزگانی که در مسیر مبارزه با فساد تلاش می‌کنند.

    وی ادامه داد: شما دانشمندان و اندیشمندان به ما راهکار دهید. ما با یک مسئله قدیمی رو به رو هستیم که قدیمی شده است و گاهی آنقدر در بدنه اداری ما نفوذ کرده است که گاهی طلب حق و حقوق می‌کند.

    وی ادامه داد: من در ابتدا گزارش چند کشور را اعلام می‌کنم بعد به کشور خودمان بپردازیم که از فرمان هشت ماده ای رهبری می گذرد. یکی سنگاپور است که در گذشته مجموعه بود از گرفتاری‌ها و فساد ولی امروز وضعیت مناسبی دارد. یکی از راهبردهایی که داشته ایجاد سازمان مبارزه با فساد، شفافیت و اجرای بی طرفانه قوانین بوده است، یعنی معیارهای دوگانه برای اجرای قانون نداشتند. کشور گرجستان امروز یک وضعیت مثال زدنی در شفافیت دارد، همچنین افزایش شفافیت در اقتصاد دارد.

    معاون اول رییس جمهور تصریح کرد: کشورهای اروپایی مثل دانمارک و سوئد که همیشه زبانزد بودند ولی در کشورهای آسیایی کره جنوبی هم نمونه‌هایی در مبارزه با فساد هستند. این کشورها عموما با همین اقداماتی مثل شفافیت و ضابطه مند کردند، کشورهای موفق بودند. کنوانسیون مبارزه با فساد در سال ۲۰۰۵ به تصویب رسید که هدف آن پیگیری و جرم‌انگاری فساد بود. این نگاه مفیدی بود که در سطح بین‌المللی اتفاق افتد.

    عارف تصریح کرد: خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران خیلی زود به این کنوانسیون پیوست، ما در خرداد سال ۸۵ به این کنوانسیون پرداختیم البته افتخارشان این است که پنج سال پیش از این کنوانسیون فرمان پنج ماده‌ای مقام معظم رهبری داشتیم. در سالی که به نام امام علی نامگذاری شده بود با این پیام مقام رهبری مواجه شدیم که هشت بند دارد، در بندهای مختلف در کنار فساد به فقر و تبعیض هم اشاره شده است. در سال‌هایی که رئیس این ستاد بودم، بحث‌هایی در این خصوص بود که گفته‌ می‌شد این فرمان مخصوص تمام قوا است نه فقط قوه مجریه. در آن سال که قرار بود رفتار علوی برقرار شود این پیام مقام معظم رهبری شفاف ترین موضوع بود که مطرح شد.

    وی ادامه داد: ما می دانیم که کوچکترین فساد چه بلایی بر سرخانواده می‌آورد، اگر بخواهم یکی از پیام های این فرمان هشت ماده‌ای را اعلام کنم این است که اگر سکوت کنیم در این فساد شریک می‌شویم. همچنین اشاره شده ضربه عدالت باید صریح باشد. مقام معظم رهبری نارضایتی خودشان را درباره این موضوع مبارزه با فساد نسبت به تمام دولت‌ها اعلام کردند. نه اینکه دولت‌ها کاری نکردند اما هر اتفاقی پیش می‌آید یک آدم دست چندمی را انتخاب می‌کنیم و همه بلاها را سر ایشان خراب می‌کنیم. این موضوع‌ها باعث نارضایتی رهبری شده است.

    معاون اول رییس جمهور تصریح کرد: اگر کسی در گذشته می‌خواست رشوه بدهد، همه ناراحت می‌شدند ولی الان چطور شده است. چون ما در این زمینه به معلول مشکلات پرداختیم، این اتفاقات افتاده است. یک آدم فساد تصور می‌کند برخورد احتمالی که با آن می‌شود کمتر از منافعی است که از فساد می‌برد. یکی از مشکلات ما این است که دستگاه‌های ما هر کدام یک عددی می‌دهند  برای همین آمارهای جهانی ما درست نیست. در فساد اگر بگویند ۱۴۸ شاید درست نباشد اما نهایت رتبه ما ۱۲۸ است. عادت داریم در ایران هر مسئله و چالشی سیاسی می‌شود، وقتی سیاسی شد گاهی زدن افراد هدف می‌شود. باید بگویم یک چالش اساسی کشور است که بعد ار دو سه دهه بعد انقلاب درگیرش هستیم در حالی که انقلاب ما انقلابی فرهنگی بود چرا این موضوع همچنان ریشه دارست. باید در رفتارمhن بازنگری کنیم.

    وی تصریح کرد: باید ببینیم چی شرایط برای ثمن‌های مبارزه با فساد لازم است، آن برنامه بدهند در اینجا ما می‌خواهیم دستور بگیریم. اینکه دولت چه باید انجام دهد. درست است که ستاد مبارزه با فساد در نهاد دولت تشکیل شده اما برای تمام قوا است. فساد مثل غمار است یعنی کسی که در فساد می‌افتد همیشه بازنده است. نکبت این فساد اطرافیان آن طرف را نیز در برمی گیرد. ما نیاز به یک سند ملی مبارزه با فساد داریم انجمن‌های علمی NGO ها به میدان بیاید و این موضوع باید غیرسیاسی باشد. موضوع سیاسی باشد چند قدم که جلو برویم امنیتی می‌شود. باید سعی کنیم در جایگاه فرهنگی و اجتماعی این موضوع را پیش ببریم. این بحث تا جایی پیش می‌رود که سرمایه اجتماعی نظام را درگیر می‌کند، تا جایی که مردم می‌گویند همه این‌ها یک کرباس‌اند. مسئولین ما عموما پاک دست هستند، من شهادت می‌دهم که برخی از مسئولین حقوق‌های خودشان را هم نمی‌گیرند.

    عارف خاطرنشان کرد: این فضا نه در شان ما است ‌و نه در شان نظام ما است. من تعبیر موریانه در این موضوع مطرح می‌کنم. ما بعد از انقلاب هیچ کاری برای نظام بروکراتیک نکردیم و فقط رنگ و روغن زدیم. کاری که ما کردیم این بود چندتا از بچه های انقلاب را هر جا که مشکل داشت گذاشتیم و به آن هم مصونیت دادیم، این شرایط باعث شد فساد گستره شود.

    وی گفت: شما روند افزایش پرسنل دولتی را نگاه کنید در حالی که در برنامه توسعه باید میزان کارکنان دولت کاهش پیدا کند. راهبردی که در رابطه با صنعت داشتیم حضور دانشگاه بود. در بازدیدهای که میرفتیم بخش‌های R&D بود. چون روز قبل می‌آمدند یک عده‌ای را می‌آورند و فردایش هم می‌رفتند، باز هم بخش های صنعتی این کار را می‌کنند. ام المشکلات ما همین فساد در بخش‌های مالی است. تقریبا از برنامه سوم به بعد بخشی از رشد را به بهره‌وری دادیم. اگر در عدد رشد کم می‌شد، یک نفر را پیدا می‌کردیم و این مشکل را گردن او می‌انداختیم. ما فکر می‌کردیم می توانیم بهره‌وری را تکان دهیم تا زمانی که فضای اداری ما این چنین است امکان افزایش بهره‌وری وجود ندارد.

    وی ادامه داد: امروز با دولتی سر و کار داریم که شعارش وفاق است و واقعا این باور رئیس دولت است. اگر مردم احساس کنند حرف‌هایی که میزنیم شعار ماست و دانشگاه و انجمن‌های علمی هم پشت این شعار بیایند مشکل حل می شود. البته یک گلایه کوچک از  ان جی او ها دارم، آن هم اینکه چند ماهی است از آنها خبری نیست. انتظار داریم بیایند کنار انجمن‌های علمی و انجمن‌ها قرار بگیرند.

  • مردم ایران از نظر اقتصادی ناتوان شده اند / به اسم عدالت به قیمتهای کلیدی شوک وارد می کنند

    مردم ایران از نظر اقتصادی ناتوان شده اند / به اسم عدالت به قیمتهای کلیدی شوک وارد می کنند

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی ضمن برشمردن ضرورتهای تدوین و اجرای سیاست صنعتی در ایران، به تشریح اصولی که در نگارش آن باید مورد توجه قرار گیرد پرداخت و با تاکید بر اینکه تصمیم گیری درباره سیاست صنعتی قبل از هر چیز یک تصمیم گیری سیاسی و ناظر بر حیطه اقتصاد سیاسی است، گفت: رئیس جمهور محترم شعاری با عنوان وفاق ملی مطرح کرده است، در حالی که وفاق ملی زمانی موضوعیت پیدا می کند که ما درک مشترک از مفهوم منافع ملی داشته باشیم. اگر درک مشترکی از منافع ملی نداشته باشیم، روی چه مسائلی وفاق کنیم!؟ در این جا وفاق می شود اسم رمز چیزهای دیگری که هر چه هست اهل سیاست به ما بگویند. اما آنچه که یقینی است، این است که مطلقا از درون آن وفاق بیرون نخواهد آمد و کارهایی مباح می شود که از دریچه اندیشه توسعه دقیقا ضد منافع ملی است.

    آمادگی ذهنی و عینی برای تدوین و اجرای سیاست صنعتی باکیفیت نداریم

     دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، که در یکی از سلسله جلسات نشستهای تخصصی «استراتژی توسعه صنعتی» در مرکز پژوهشهای اتاق ایران سخن می گفت، با بیان اینکه در این نشست مهیا شدن برای فاز صفر سیاست صنعتی را بررسی می کند، خاطرنشان کرد: چندان آمادگی های ذهنی و آمادگی های عینی بایسته برای اینکه در این سرزمین گرامی، سیاست صنعتی باکیفیتی تدوین و اجرا شود، مشاهده نمی کنم. باید گستاخی مواجه شدن با واقعیت را در خود ایجاد کنیم و از ادا درآوردن، ظاهرسازی و وعده های سرخرمن پرهیز کنیم و حتی المقدور به روش علمی، مساله را همان طور که هست ببینیم و تلاش کنیم به نحو بایسته ای در این مسیر گام برداریم.

    نمی خواهیم واقعیتها را ببینیم

    وی افزود: مساله اساسی کنونی ایران از دریچه اقتصاد سیاسی به این برمی گردد که در سطح نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور، آمادگی بایسته برای ارائه یک تصویر عالمانه روندی از واقعیتهای موجود وجود ندارد. این مساله بسیار تکان دهنده ای است. وقتی آمادگی نداشته باشیم واقعیتهای موجود را ببینیم، به این معنا است که می خواهیم چیزی را تغییر دهیم که نمی دانیم چیست.

    مساله صنعت، مساله نظام حیات جمعی است

    این اقتصاددان با بیان اینکه در تمام متون کلیدی توسعه، مساله «صنعت»، مترادف با «توسعه» درنظر گرفته می شود و گفته می شود مساله صنعت، مساله نظام حیات جمعی است و نه فقط فعالیتی در گوشه ای از شهر، زیر یک سوله، تاکید کرد: تا زمانی که ما چنین درکی از صنعت پیدا نکنیم و در سطوحی این درک هویت جمعی پیدا نکند، هر تصمیم گیری و تخصیص منابعی که تحت این عنوان اتفاق می افتد، می تواند بدون نسبت با توسعه و یا در نقطه مقابل آن باشد. هر جا توسعه را می بینید، متوجه می شوید که آنها ابتدا این جنبه را به خوبی درک کرده اند.

    مومنی با اشاره به بخشهایی از کتاب «نظام ملی اقتصاد سیاسی و اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی» «فردریک لیست» درباره اهمیت و ضرورت و اجتناب ناپذیری صنعتی شدن، عنوان کرد: این درک هیچ نسبتی با آنچه در اسناد رسمی کشور جریان دارد، ندارد. «فردریک لیست»، می گوید شما باید صنعت را به مثابه پدر و مادر علم، ادبیات، هنر، روشنفکری، نهادهای مفید، قدرت، ثروت و استقلال ملی و دورنگری و اعتلای فرهنگی درنظر بگیرید. انصاف ایجاب می کند که ما متوجه شویم بازکردن هر یک از این وجوه، چه زاویه هایی را به روی ما باز می کند.

    درباره دگرگونی ارزشها نگرانند اما راهکارهایشان ضد تحقق امنیت اقتصادی است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به آرای داگلاس نورث و اینگلهارت درباره تاثیر سطوحی از امنیت اقتصادی در اخلاق در جوامع انسانی اشاره کرد و گفت: اکنون هر کدام از این زمینه ها را انتخاب کنیم، می توانیم به یک واکاوی انتقادی ناشی از کج فهمی در نظام سیاستگذاری اساسی کشورمان برسیم. اکنون دوستانی با نهایت حسن نیت درباره دگرگونی ارزشها در ایران نگران و اعصاب خرد هستند، اما راهکارهایی که انتخاب کرده اند، عموما ضد تحقق امنیت اقتصادی است و بنابراین همان اندازه که ضداستقلال ملی است، ضددین و ضد فرهنگ و اخلاق هم است. اسناد بودجه 10 سال گذشته نشان می دهد عزیزان فکر می کنند اگر بودجه نهادهای موعظه گر را افزایش دهند، بهبود و اعتلای فرهنگی اتفاق می افتد!

    تا سطوحی از امنیت اقتصادی پدیدار نشود، اعتلای دینی ممکن نیست

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه شهید مطهری در کتاب «انسان و ایمان» عنوان می کند که تا سطوحی از امنیت اقتصادی پدیدار نشود، اعتلای دینی امکان پذیر نیست، به تاکیدات متفکران توسعه در این باره اشاره کرد و اظهارداشت: هر کس از هر دریچه ای نگاه کرده به این مساله بر می خورد که ما با یک پدیده جدید روبرو هستیم که باید آن را با استانداردهای خودش بفهمیم و وقتی که می خواهیم سیاست صنعتی بنویسیم باید بدانیم در حال صحبت درباره چنین چیزی هستیم.

    مومنی ضمن تاکید بر اینکه اگر جامعه ای صنعت مدرن می خواهد، باید نظام آموزشی، منطق زیربناسازی و منطق بروکراسی و همه چیزش با اقتضائات صنعت مدرن تنظیم شود، ادامه داد: این اقتضائات، توانایی های استثنایی منحصر به فرد را هم ایجاد می کند که نشان می دهد هزینه فرصت مواجهه سهل انگارانه و غفلت از آن اصلا قابل تصور نیست. اکنون هم وقتی درباره مولفه های پردستاورد صحبت می کنیم، عزیزان می گویند ما آن را می خواهیم، اما حاضر نیستند به هیچ یک از لوازمش تن دهند.

    غفلت از بنیه تولیدی، کشور را دچار سلطه فراگیر می کند

    وی با بیان اینکه این وضعیت می تواند به سمت سلطه فراگیر حرکت کند بنابراین این درک در سرنوشت بین المللی ما هم تاثیر تعیین کننده می گذارد، گفت: ما هنوز از میراث اندیشه ای 200 سال پیش هم بهره ای نبرده ایم. فردریک لیست می گوید در جامعه ای که ساخت مسلط تولیدی اش، ساخت معیشتی است، ارتباطات اندک و محدود می شود و این ارتباطات محدود خودمطلق انگاری و رواج تعصبهای جاهلی پدیدار می کند. در کنار آن با رواج بی کفایتی، ناکارآمدی و استمرار عادتهای بد روبرو هستید و دچار ایستایی و درجا زدن می شوید، در حالی که آنها که این مناسبات را درک کرده اند، مرتبا از شما فاصله می گیرند و این فاصله برای شما بحران امنیت ملی هم پدید می آورد. او می گوید حتی اگر فرهنگ خواه هم نیستید و جنگ طلبید، برای جنگ طلبی هم باید بتوانید بنیه تولیدی تان را روزآمد کنید.

    سه اتفاقی که به دلیل غفلت از تولیدفناورانه رخ می دهد / حضور نظامیان در اقتصاد به دلیل غفلت از صنعت مدرن

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: داگلاس نورث هم 200 سال بعد از فردریک لیست خطاب به مخاطبانش گفت اگر شما از صنعت، به معنای تولیدفناورانه، غفلت کردید، سه اتفاق می افتد: گسترش و تعمیق تعصبهای جاهلی، در غیاب صنعت با سلطه سیاسی و اقتصادی نظامیان بر همه شئون حیات جمعی تان روبرومی شوید و دیگر اینکه به جای اینکه حس عزت نفس، مشارکت و تعلق در مردم پدیدار شود، شما با مناسبات سفله ساز و سفله پرور روبرو می شوید. در واقع یکی از قابلیتهای صنعت مدرن این است که قدرت خلق تقاضاهای جدید در یک ابعاد غیرقابل تصور دارد و اگر به این تقاضاهای جدید پاسخ داده نشود، سیستم با ناپایداری ذاتی و فراگیر روبرو خواهد بود؛ چرا که دائما تقاضاهایی خلق می شود که پاسخ پیدا نمی کنند و بحران کمیابی تشدید می شود. وقتی بحران کمیابی شدت گرفت، هر کس برای دستیابی به نیازهای خود باید رقبای بالقوه را حذف کند. بنابراین الگوی مسلط مناسبات اقتصادی و اجتماعی به جای همکاری و تقسیم کار عقلایی، ستیز و حذف می شود. وقتی الگوی مسلط ستیز و حذف می شود، نظامیان روی کار می آیند و در اقتصاد، سیاست و همه مقدرات دیگر حیات جمعی ورود می کنند.

    ضرورت بررسی مفهوم صنعت در دنیای مدرن

    به گفته مومنی؛ یکی از مهم ترین مفاهیمی که ما باید به آن توجه داشته باشیم ، بازکردن مفهوم صنعت در دنیای مدرن است. این مفهوم به ما می گوید شما با یک نظام حیات جمعی روبرو شدید. «هیرشمن» در کتاب «استراتژی توسعه اقتصادی» می گوید صنعت مدرن، بزرگترین نیروی محرکه پیوند برقرار کردن میان همه عناصر یک جامعه و همه عناصر یک جامعه با بقیه دنیا است. یعنی صنعت زدایی به معنای پیوند زدایی هم در درون و هم در بیرون. چقدر خوب بود ما قادر بودیم گفت و گویی با جامعه شناسان، کارشناسان اقتصاد سیاسی، روان شناسی اجتماعی ایجاد می کردیم تا مساله پیوند زایی و پیوند زدایی را برای ما شرح دهند.

    حسگرهای سیستم کار نمی کند

    این استاد اقتصاد ابراز عقیده کرد: اکنون باید گفت حقیقتا حسگرهای این سیستم کار نمی کند، به این دلیل که در دو دهه گذشته ما با بی سابقه ترین صنعت زدایی های تاریخ اقتصادی معاصر ایران روبرو بودیم و درباره این پدیده حتی یک مقاله هم وجود ندارد. یعنی ما چون نمی دانیم در حال نابود کردن چه چیزی هستیم، طبیعتا به آن حسی هم نداریم!

    در شش سال 620 میلیارد دلار به اقتصاد تزریق شده، خالص فرصتهای شغلی بخش صنعت منفی 415 هزار نفر بوده

    مومنی توضیح داد: برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران ما در دهه 1380 دو سرشماری در 1385 و 1390 داشته ایم، مقایسه این دو سرشماری، نشان می دهد در این دوره شش ساله حدود 620 میلیارد دلار به این اقتصاد تزریق شده، خالص فرصتهای شغلی بخش صنعت ما منفی 415 هزار نفر بوده است! واقعا حکومت گرامی اگر درک می کرد که این چه معنا دارد، باید دست استمداد به سمت انجمن جامعه شناسان دراز می کرد و از آنان می خواست این وضعیت را برایش شرح دهند.

    آثار عمیق صنعت زدایی در انحطاط اجتماعی و فرسودگی آدمها

    وی با بیان اینکه اشتغال مولد مدرن 17 کارکرد دارد که تنها سه کارکرد آن جنبه اقتصادی دارد، تاکید کرد: آثار این صنعت زدایی در انحطاط اجتماعی و فرهنگی و فرسودگی و سرخورده کردن و منزوی کردن آدمها، بسیار فراتر از آن چیزی که از جنبه اقتصادی به ما لطمه می زند، می تواند ما را تحت تاثیر قرار دهد و ما اکنون دچارش شدیم.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه وقتی به تولیدفناورانه پشت می کنید جامعه تان را دچار انواع بحرانهای کوچک و بزرگ اجتماعی می کنید، یادآورشد: کلید بحث در اینجا قدرت تشخیص است. اگر ما می خواهیم سیاست صنعتی بنویسیم و به اندازه کافی روی مفهوم صنعت مدرن کار نکرده باشیم، نمی توانیم طراحی اصولی داشته باشیم.

    فکر می کنیم، اگر ماشین آلات وارد کنیم، تکنولوژی آورده ایم!

    مومنی با بیان اینکه باید درباره مفاهیم کلیدی و سرنوشت ساز، ژرف کاوی کرد و مواجهه سهل انگارانه سقف قابلیت عینیت بخشی اش را تعیین می کند، گفت: در طی 40 ساله گذشته، حدود 250 میلیارد دلار فقط واردات کالاهای سرمایه ای داشته ایم، اما با گذشت حدود 250 سال از انقلاب صنعتی، هنوز هم در بالاترین سطوح سیاسی و فکری ما، تلقی مان از فناوری، جابجایی ماشین آلات است. یعنی فکر می کنیم، اگر ماشین آلات وارد کنیم، تکنولوژی آورده ایم. هیچ کدام از اینها تصادفی نیست. چون ما سنسورهایی نداریم که هزینه های این سوء درک از یک واقعیت پیچیده را برای ما برملا کند، نسبت به آن حساسیت بایسته هم نشان نمی دهیم و در چند وجه آسیب می بینیم.

    در یک دوره کمتر از 20 سال، صدور سنگ آهن در ایران 37 برابر شده!

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در اسناد رسمی کشور می بینیم که برای عبور از اقتصاد تک محصولی خام فروشانه، گزینه هایی را مطرح می کنند که از نظر سطح دانایی بسیار شرم آور است. یکی می گوید گونه های دیگری از خام فروشی را برپا کنیم! بررسی ما نشان داد در چارچوب این ایده، در یک دوره کمتر از 20 سال ، در دهه 1370 و 1380 ، اندازه صدور سنگ آهن در ایران 37 برابر شده است. شگفت آور است. عده ای می گویند توریسم و یا صنایع دستی را گسترش دهیم و هنوز نمی فهمند که شما نمی توانید مصارف مدرن را با آن سطح از خلق ارزش پاسخ دهید. اگر این کار را نکردید دچار عوارض متعددی می شوید و از همه مهمتر اینکه ناپایداری سیستمی ابتدا گریبان حکومت را خواهد گرفت و از آن مشروعیت زدایی می شود. حالا مرتب رانت توزیع می کنند و فکر می کنند ثوابش را می برند!

    فهرست آنچه «پیشران» درنظر می گیرند غم انگیز و فاجعه ساز است

    در برنامه های توسعه ایران، محوریت، خام فروشی است

    مومنی با انتقاد از رویکردهایی که در اسناد ششم و هفتم توسعه کشور درباره تدوین استراتژی توسعه صنعتی درنظر گرفته شده که در آن مناسبات خام فروشانه را اولویت قرار داده اند، گفت: کل برنامه ای که این اسناد دنبال می کنند این است که می گویند مناسباتی بوده که عده ای در آن خیر دیده اند، همان را هم ادامه دهید! در این برنامه ها، محوریت با رانتی معدنی ها است و اکنون بعد از 30 سال که از این شیرین کاریها کرده اند، گزارش رسمی منتشر می شود و می گوید اگر این میزان سرمایه گذاری نمی کردیم که این میزان فلان فراورده به اصطلاح پتروشیمیایی که اسم رمز آن همان خام فروشی است را ایجاد کنیم، و فقط همان گازی که به آنها داده اید را می فروختید، عایدی ارزی اش بیشتر از کل ارزی است که از طریق صادرات متانول به دست می آید. آنچنان در همه وجود ناهنجاری می بینیم که کل نظام حیات جمعی دچار آشفتگی می شود.

    مقالات منجر به ثبت اختراع جدید در ژاپن 460 برابر ایران است

    این اقتصاددان، با بیان اینکه تعداد مقالاتی که به طور متوسط به ثبت یک اختراع جدید منجر می شود، در ژاپن 460 برابر ایران است، افزود: حسین مهدوی، می گوید مشخصه مناسبات رانتی این است که به ملاحظات کارشناسی سهل انگار و بی اعتنا است و در تخصیص منابع عجول و شتاب زده عمل می کند. در هر عرصه ای وارد می شویم، این ناهنجاری ها را مشاهده می کنیم.

    مومنی بزرگترین هنر صنعت مدرن را ترکیب دانایی های مدرن با توانایی دانست و با بیان اینکه اگر از این پیوند غافل شویم دچار ناتوانی سیستمی می شویم، در بیان نمونه هایی از بروز ناتوانی سیستمی در ایران، تصریح کرد: برای نمونه؛ سرشماری های سه دهه گذشته ایران نشان می دهد به طور متوسط نزدیک به دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت کشور، هیچ نقشی در تولید ملی ندارند. ببینید این جامعه باید دچار چه آخر و عاقبتی می شود!؟ اگر حساب و کتابی در کار بود و ما نظام اموزشی داشتیم که غیر از مدرک سازی به مسائل ما هم اهمیت می داد، این مساله باید موضوع گفت و گوهایی در چه سطوحی می شد! از زمان آقای روحانی چقدر تلاش کردند تا بتوانند 5 میلیارد دلار از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول وام بگیرند و تاکنون ممکن نشده است، اما ما مناسباتی ایجاد کردیم که در بخش صنعت در 35 سال گذشته، نزدیک به دو، سوم ظرفیتهای تولیدی نصب شده بلااستفاده است! شما آدمها و ظرفیتهای تولیدتان را اینگونه ضایع می کنید اما سنسورهایتان بر چیزهای دیگری حساس است. پیوند این وضعیت را با سفله پروری نگاه کنید! تولید صنعتی با یک، سوم ظرفیت کار می کند اما بخش مهمی از آن هم فروش نمی رود و همزمان با بحران انباشت موجودی انبار بنگاه های تولیدی هم روبر هستیم.

    مردم ایران از نظر اقتصادی ناتوان شده اند

    وی ادامه داد: آیا مردم ایران نیاز ندارند و از سر استغنا مصرفهای ضروری را انجام دهند!؟ مردم ایران ناتوان شده اند. بهای این تداوم این وضعیت گسترش و تعمیق فقر است. اگر سنسورهای سیستم کار می کرد و دنبال ریشه اصلی قضیه می گشت ، برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ثبت شده ایران، در نیمه دوم دهه 1390 در عرض سه سال، اندازه جمعیت فقیر دو برابر شده است. در تاریخ اقتصادی ثبت شده ما چنین چیزی وجود ندارد، اما یک کلمه از مقامات کلیدی کشور در این باره حرف نشنیدیم که بگویند ما چه می کنیم که این گونه مردممان را به فقر و مسکنت و افلاس انداخته ایم!؟

    سنسورهای سیستم به اینکه چه کرده که به طرز وحشتناکی با خروج سرمایه انسانی و مادی روبرو است، توجهی ندارد

    مومنی بااشاره به اظهارات برخی مقامات که به دنبال جذب سرمایه گذاری خارجی هستند، گفت: سنسورهای سیستم به اینکه چه کرده که به طرز وحشتناکی با خروج سرمایه انسانی و مادی روبرو است، توجهی ندارد. در حالی که در اقتصاد سیاسی توسعه، این جزء اصول موضوعه است که هیچ کشوری تا امروز قادر نبوده از ظرفیتهای سرمایه خارجی جذب شده استفاده کارآمد کند، مگر اینکه ابتدا صلاحیت خود را در نحوه استفاده از ظرفیتهای مادی و انسانی جامعه خود نشان داده باشد. شما که ظرفیتهای انسانی و مادی خود را اینگونه پراسراف و پراتلاف خرج می کنید، روشن است که اگر به سمت جذب سرمایه خارجی هم بروید، چه کارنامه ای رقم می خورد! فساد مدرن ریشه در هوای نفس ندارد، بلکه نشانه ناتوانی نظام تصمیم گیریهای اساسی در ایجاد انگیزشهای تولید فناورانه است و همه اینها برای این است که ما به هدف پشت کرده ایم.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه در چارچوب یک ساختار نهادی متکی به فعالیتهای غیرمولد، وام به نام مصالح ملی از بیرون اخذ و به کام اشخاص فاسد از کشور خارج می شود و تنها هزینه هایش برای نظام ملی باقی می ماند، اظهارداشت: ما ابتدا باید حد و حدود این مفهوم و لوازم آن را خوب درک کنیم تا از مواهبش بهره ببریم، در غیر این صورت در همه عرصه ها دچار انحطاط خواهیم شد، وقتی به سطحی نگری عادت می کنیم، همه چیز را سطحی نگاه می کنیم. اکنون عده ای با نهایت حسن نیت می گویند رابطه مان را با آمریکا خوب کنیم، همه چیز درست شود، در حالی که تنها اگر قادر به فهم شئون اداره خردورزانه جامعه تان باشید، می توانید از رابطه با دیگران نصیب مثبت ببرید.

    مومنی با یادآوری اینکه در دوران جنگ سرد، اهمیت استراتژیک ایران برای آمریکایی ها از اهمیت استراتژیک کره جنوبی بیشتر و روابط سیاسی و اقتصادی نیز کاملا خوب بود، توضیح داد: در دوره 1352 تا 1356 که از نظر درهم تنیدگی و اتحاد استراتژیک میان ایران و آمریکا، ما در قله تاریخی روابط و قله درآمدهای نفتی بودیم. در انتخاب رشته فعالیتهایی که در آن سرمایه خارجی جذب شود هم قدرت چانه زنی تاریخی داشتیم. اما داده های رسمی می گوید در این دوره در مجموع 972 شرکت خارجی در ایران به ثبت رسیده که 371 شرکت آن در زمینه واسطه گری مالی و بیمه فعال بودند. 251 شرکت در زمینه بازرگانی، رستوران و هتل داری به ثبت رسیدند و 206 شرکت هم در زمینه ساختمان فعال بودند. این نشان می دهد اگر خودتان قادر نباشید مصالحتان را تشخیص دهید و منابع مادی و انسانی تان را صرف آن کنید، سرمایه گذار خارجی ابتدا این بستر نهادی و نظام پاداش دهی شما را نگاه می کند و بعد تصمیم می گیرد که در کجا سرمایه گذاری کند. سرمایه گذار خارجی که از بیخ و بن منگول یا ایثارگر که نیست!

    فکر می کنند شق القمر کرده اند و اتحاد استراتژیک با چین و روسیه تعریف می کنند / هر زمان که لازم است ردّی از این اتحاد استراتژیک ببینیم، چیزهای دیگری می بینیم

    وی با بیان اینکه اکنون عده ای فکر می کنند شق القمر کرده اند و برای ما اتحاد استراتژیک با چین و روسیه تعریف می کنند، اما هر زمان که وقت این می رسد که ردّی از این اتحاد استراتژیک ببینیم، چیزهای دیگری می بینیم، تاکید کرد: باید قابلیتها را بالا برد و قابلیت ملی در کادر تولید فناورانه ارتقا پیدا می کند، اگر به تولیدفناورانه پشت کرده باشید، سیاست خارجی تان مانند سیاست داخلی و سیاست فرهنگی و اجتماعی تان ناکارآمد است. تا زمانی که بستر نهادی ما علیه فعالیتهای مولد آرایش پیدا کرده باشد، سرمایه خارجی هم جذب کنید یا در کانال فساد و یا در چنین رشته های غیرمولدی می افتد. ما باید فهمی عمیق از تولید فناورانه پیدا کنیم و اگر می خواهیم سیاست صنعتی بنویسیم تمام دلالتهایش را بر اساس این فهم عمیق رعایت کرده و درنظر گرفته باشیم.

    نباید تصمیم گیری برای تخصیصها پشت پستوها انجام شود و روزمره بحران درو کنیم

     این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه اگر بخواهیم سیاست صنعتی کارآمد بنویسیم باید نظام آموزشی مان را از بیخ و بن زیر و رو کنیم و محال است از درون این نظام آموزشی، توانمندی صنعتی بیرون بیاید، گفت: باید از بیخ و بن نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع زیر و رو شود. نمی شود تصمیم گیریها برای تخصیصها پشت پستوها انجام شود و روزمره بحران درو کرد.

    مومنی با اشاره به ضرورت توجه به مفهوم «هزینه مبادله» با یادآوری اینکه حتی تاریخ توسعه را تاریخ نوآوری های نهادی کاهنده هزینه مبادله دانسته اند، گفت: با منطق هزینه مبادله می توان فهمید در چه زمینه هایی اگر مسئولیت هماهنگی را به دولت بدهید حماقت کرده اید و در چه زمینه هایی اگر مسئولیت هماهنگی را به بخش خصوصی بدهید حماقت کرده اید. در واقع با ایدئولوژی زدایی می گوید با منطق هزینه مبادله باید مسئولیت هماهنگی را در هر موردی به جایی بدهید که از درون آن هزینه مبادله کمتر بیرون می آید. در حالی که در کشور ما هیچ حساسیتی نسبت به این منطق مبادله وجود ندارد.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به اینکه وزارت مسکن سال 1393 در گزارشی اعلام کرد در دوره 68 تا 93 حدود 250 میلیارد دلار معادل ساختمان بلااستفاده ساخته شده و این رقم در سال 1393 از اندازه بورس ایران بزرگتر بوده است، خاطرنشان کرد: اگر قاعده گذاری ها درست نباشد، اتلاف و اسراف و سوء تخصیص منابع در بخش خصوصی و دولتی بیداد می کند. مفهوم ایدئولوژی زدایی از ابزارهای هماهنگی را بسیار جدی بگیرید. وقتی به تولید پشت می کنید، مناسباتتان مافیایی می شود و برای دستیابی به منافع رانتی باید رقبای بالقوه را حذف و نابود کنید.

    تا درک مشترکی از منافع ملی نباشد، به هیچ وفاقی نمی رسیم / زمانی که درک مشترکی از منافع ملی نداریم، وفاق اسم رمز چیزهای دیگری می شود

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه تصمیم گیری درباره سیاست صنعتی قبل از هر چیز یک تصمیم گیری سیاسی و ناظر بر حیطه اقتصاد سیاسی است، گفت: رئیس جمهور محترم شعاری با عنوان وفاق ملی مطرح کرده است، آنها که به او مشورت می دهند، نگفته اند که وفاق ملی زمانی موضوعیت پیدا می کند که ما درک مشترک از مفهوم منافع ملی داشته باشیم!؟ اگر ما درک مشترک از منافع ملی نداشته باشیم، روی چه مسائلی وفاق کنیم!؟ در این جا وفاق می شود اسم رمز چیزهای دیگری که هر چه هست اهل سیاست به ما بگویند. اما آنچه که یقینی است، این است که مطلقا از درون آن وفاق بیرون نخواهد آمد. چرا که شما لوازمش را ندارد. لازمه تعریف عملیاتی از منافع ملی این است که توزیع قدرت، ثروت، منزلت، صدا و اطلاعات عادلانه باشد. تا زمانی که ما در این پنج عرصه توزیع عادلانه نداشته باشیم، منافع ملی همراه با سوگیری تعریف می شود و کارهایی مباح می شود که از دریچه اندیشه توسعه دقیقا ضد منافع ملی است. اما می گوید چون من زورم بیشتر است، آن را انجام می دهم!

    مومنی با بیان اینکه تا زمانی که برنامه عادلانه کردن این پنج مولفه را نداشته باشید، وقتی سند استراتژی توسعه صنعتی می نویسید، این سوگیری در انتخابها منعکس می شود، توضیح داد: با این کار مناسبات رانتی را تشدید می کنید و اسم آن را سند توسعه صنعتی می گذارید و انحطاط را در کشور افزایش می دهید.

    در 35 سال گذشته تمام جهت گیری های کلیدی در حیطه اقتصاد با شکست روبرو شده

    وی با بیان اینکه اکنون مسابقه سند نویسی میان دولتها برقرار است و حتی یک دولت دوبار سند استراتژی توسعه صنعتی نوشت، افزود: در طی 35 ساله گذشته تمام جهت گیری های کلیدی اتخاذ شده در حیطه اقتصاد با شکست روبرو شده و ما اکنون یکی از مصادیق اتم و اکمل شکست سیاست گذاری هستیم. در هر زمینه این که سیستم حیثیت بیشتری خرج کرده، گستره و عمق شکست بیشتر بوده است. چه اتفاقی باید بیفتد تا چرت عزیزان پاره شود!؟ استراتژی توسعه صنعتی امر خطیری است و مرگ و زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.

    مومنی تاکید کرد: سیاست صنعتی یک امر صرفا داخلی هم نیست، یعنی باید قابلیتهایی برای شناخت مناسبات قدرت و ثروت در مقیاس جهان داشته باشید. در نگارش سیاست صنعتی راهگشا، برای ایران که در تاریخش چهارراه حوادث بوده است، شناخت عمیق آنچه که اطرافش و دنیا می گذرد حکایت مرگ و زندگی است. در حالی که یک گزارش پیوست درباره اینکه در منطقه ما و در دنیا چه خبر است در این اسناد نمی بینید! چون همه چیز نمایشی و بزن برویی است و در این بین مسابقه این است که چه کسی زودتر سند رو کند و دیگر کسی به کیفیتش کاری ندارد، چون بنا هم بر اجرا نیست! اگر پیوستهای با کیفیت کارشناسی تحولات اخبار دنیا و منطقه نداشته باشیم، محال است بتوانیم سیاست صنعتی قابل اجرا بنویسیم.

     وی ادامه داد: دور قبل که ترامپ بر سر کار آمد، برآورد شده که حدود 20 میلیارد دلار رشوه به اطرافیان ترامپ داده شد تا اولین سفر خارجی ترامپ به عربستان باشد. وقتی او به عربستان رفت 500 میلیارد دلار قرارداد بستند، که حدود 150 میلیارد دلار نظامی و 350 میلیارد دلار اقتصادی بود. با کمال تاسف در ایران حداکثر اشاراتی به آن 150 میلیارد دلار شد. کاش یک شیر پاک خورده ای آن 350 میلیارد دلار را زیر ذره بین بگذارد. آنچه که من در حد دسترسی محدودم توانستم پیدا کنم نشان داد بیش از دو، سوم آن بر کانونهایی تمرکز دارد که در اقتصاد سیاسی کنونی ایران پتانسیل ارز آوری برای کشور دارد. یک مقام دارای مسئولیت راهبردی یک بار اشاره نکرد که نسبت آن قراردادها با آنچه ما می کنیم چیست!؟ آینده نگری پیش کش!

    نگاه ما به مناطق مرزی مان، شبه نظامی و امنیتی است

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ در 20 سال گذشته حدود 1500 میلیارد دلار فقط سلاح به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس فروخته شده است. نسبت این واقعیت ها با امنیت ملی ایران چیست!؟ هنوز هم در چارچوب استانداردهای چند صد سال پیش، نگاه ما به مناطق مرزی مان نگاه شبه نظامی و امنیتی است و اجازه نمی دهیم باب توسعه در آن مناطق باز شود. سیاست صنعتی باید تمام اینها را زیر ذره بین قرار دهد و اقتضائاتش را فهم کند.

    غفلتی بزرگ از راهبرد منازعه هژمونیک قدرتها در برابر ایران

    مومنی به اقتضائات بین المللی تدوین سیاست صنعتی در ایران اشاره کرد و یادآورشد : در طی 250 سال گذشته، هر بار که میان قدرتهای بزرگ، منازعه هژمونیک برقرار بوده، طرفین آن بر اینکه ایران نباید سر بلند کند توافق داشتند. اما این تاریخ را نادیده می گیرند و به این یکی و آن یکی امتیازاتی می دهند که ما را در برابر آن سومی مصون کند!

    باید عظمت اندیشه ای راهبرد موازنه عدمی مصدق و مدرس را درنظر گرفت

    وی با اشاره به توافق روسیه و انگلیس علیه ایران بعد از انقلاب مشروطه برای تقسیم ایران، با تاکید بر اینکه نمی توان اقتضائات این منازعه هژمونیک را ندید و سیاست صنعتی نوشت، گفت: باید عظمت اندیشه ای مستتر در راهبرد موازنه عدمی محمد مصدق و سید حسن مدرس را درنظر گرفت و اینکه یکی شهید و دیگری به حصر گرفتار شد، به این دلیل بود که اقتضائات زمانه را فهمیده بودند. استراتژی موازنه عدمی در اساس متکی به بنیه تولید فناورانه است. تنها وقتی که قابلیتهای تولید فناورانه مان را بالا ببریم، می توانیم در منازعه هژمونیک با آبرومندی باقی بمانیم.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب «اختناق ایران» نوشته مورگان شوستر درباره راهبرد مشترک قدرتهای بزرگ علیه ایران با عنوان «عقیم سازی حکومت در ایران» اظهارداشت: عنصر مشترک در تمام تهاجمهای نظامی به ایران، کودتاهای سامان داده شده و تحریمها این است که نباید بنیه تولیدی ایران ارتقا پیدا کند. بنابراین یکی از ستونهای اصلی سیاست صنعتی ایران، لحاظ کردن این مساله است. اما با کمال تاسف ما ردی در هیچ کدام  از اسناد و مباحثی که وجود دارد در این رابطه مشاهده نمی کنیم.

    مومنی با بیان اینکه کودتای 28 مرداد برای ایران درسهای بزرگی دارد و استراتژی عقیم سازی حکومت این است که ایران را بلاتکیف نگه دارند، افزود: احمد اشرف با بررسی موجهای اول و دوم انقلاب صنعتی عنوان کرد الگوی رفتاری ایران، رشد اقتصادی در شرایط نیمه استعماری است. نیمه استعماری به این معنا است که بلاتکلیف هستیم، نه مستعمره و نه مستقل باشد. در عین حال از یک جهاتی هم مستعمره است و هم مستقل. نکته کلیدی اش این است که هزینه هر دو را می پردازید، اما نمی توانید از دستاوردهایش استفاده کنید.

    هر اندیشه ای که خیری برای کشور ایجاد کند را به چپ متهم می کنند

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه اسناد متعددی وجود دارد که از ابتدا قصد داشتند به هر شکل ممکن مصدق را برکنار کنند، گفت: راهبردی که طراحی کردند این بود که مردم را منفعل کردند. کتاب گازیوروفسکی را با عنوان «سیاست خارجی آمریکا و شاه» را بخوانید. به خوبی اسناد را آورده است. برخی اقشار را از چپ ترساندند و گفتند مصدق آدم خوبی است اما اگر بماند، چپ ها در ایران همه کاره می شوند. چرا می گویند مطهری و بهشتی چپ بود!؟ همه اینها حساب و کتاب دارد. اینکه ما می خواهیم خودمان را به ندانستن بزنیم، مشکل ما است. هر اندیشه ای که بخواهد از آن خیری برای کشور ایجاد شود را به چپ متهم می کنند.

    مومنی با انتقاد از اینکه برخی می گویند هر کس بحث از نهادگرایی کرد در چارچوب اندیشه چپ است، این مسیر را در راستای کودتای 28 مرداد دانست و گفت: تا زمانی که ما دچار کژکارکردی هستیم، محال است ایران روی خوش ببینید. این ساختار نهادی به صورت نظام وار، پشت به تولیدفناورانه و رو به ترویج رانت، ربا، فساد و نابرابریهای ناموجه و وابستگی های عمق یافته ذلت آور به دنیای خارج است.

    شاقول اصلی کیفیت نهادی، نحوه روبروشدنش با تولید فناورانه است

    وی با تاکید بر اینکه شاقول اصلی کیفیت نهادی، نحوه روبروشدنش با تولید فناورانه است، توضیح داد: در دوره شوک کرونا تولید صنعتی، ضربه گیر کل سیستم بود، اما از 1397 تا امروز هر شوکی به اقتصاد ایران وارد شده به هم ریختگی و رشد منفی بخش صنعت دو برابر رشد منفی کل اقتصاد بوده است. اگر حساب و کتابی بود باید این را زیر ذره بین می گذاشتیم تا ببینیم این همه حرف از توان رقابت و مقاومت که می شود، در واقع ما با خودمان چه می کنیم. ما مناسباتی ایجاد کردیم که طرف می گوید اگر مصرفهای لوکست را افزایش دهی، توان رقابت تولیدی ات افزایش پیدا می کند و کل سیستم هم در خدمت این ایده قرار گرفته است! خدا می داند که مضحک تر و مشکوک تر و پرفسادتر و ضدملی تر از این عبارت نمی توان چیزی پیدا کرد. ببینید چه کسانی این عبارات را بر زبان جاری می کنند و به گونه ای هم حرف می زنند که گویا امروز ایران متولد شده است!؟ آیا از زمان نخستین موج انقلاب صنعتی تا کنون جز این بوده که ما می خواستیم از طریق مصارف لوکس توان رقابتی مان را بالا ببریم و نتایجش را نمی دانید که دوباره از این حرفها می شنویم!؟

    این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه حیاتی ترین مساله در ماجرای استراتژی توسعه صنعتی، انتخابهای استراتژیک است، تصریح کرد: تولید فناورانه یک تصمیم بلندمدت است و به تضمین های بلندمدت نیاز دارد، نباید ثبات اقتصاد کلان را دچار آشفتگی کرد. سه گروه گزارش ملی درباره فضای کسب و کار در ایران منتشر می شود، هر سه آنها می گویند بزرگترین تهدید علیه تولید در ایران، بی ثباتی در اقتصاد کلان است.

    به اسم عدالت به قیمتهای کلیدی شوک وارد می کنند

    مومنی گفت: از دوره احمدی نژاد تا امروز هر دولتی روی کار آمده ، به قیمتهای کلیدی شوک وارد می کند و می گوید می خواهم عدالت برقرار کنم. این جزء الفبا است که می گویند سیاستهای تورم زا، ضدعادلانه ترین سیاست اقتصادی قابل تصور است و ببینید این چه طنز تلخی است. کسی که تولید فناورانه می خواهد نباید دائما فضای سیاست و اقتصاد را متشنج کند. اگر واقعا دستگاه های رسمی ما از ظرفیت و مجوز برخوردار بودند باید قبل از تدوین سیاست صنعتی، ابتدا گزارش درباره وضعیت امنیت حقوق مالکیت در ایران از آنها مطالبه می شد.

    اگر به مشارکت مردم تن داده نشود، دست نشاندگی سرنوشت محتوم خواهد بود

    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه گام نخست برای حرکت به سمت توسعه صنعتی این است که باید هزینه فرصت مفت خوارگی را بالا برد، مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان را دیگر لازمه توسعه صنعتی برشمرد و تصریح کرد: اگر به مشارکت مردم تن داده نشود، دریوزگی خارجی ها و دست نشاندگی سرنوشت محتوم خواهد بود. این تجربه تاریخی ما است.

    سندنویسی تبدیل به مناسک شده و مبنای عمل و تحقق دستاورد نیست

    وی با تاکید بر ضرورت ایجاد هماهنگی میان دستگاه ها، وزیران و معاونان درباره سیاستها با بیان اینکه سندنویسی در ایران تبدیل به مناسک شده و مبنای عمل و تحقق دستاورد نیست و ما با بحران هماهنگی روبرو هستیم، اظهارداشت: تا کنون در ایران نشنیده ایم که یک وزیر به دلیل عدم تحقق وعده هایش مواخده شود. پشت کردن به تولید فناورانه، شما را دچار از کارکرد افتادگی سیستمی می کند. بنابراین اگر ما یک گزارش آسیب شناختی از این نداشته باشیم که به صورت شفاف همه وجوه هزینه ها و خسارتهایی که نظام ملی پرداخت می کند را درنظر نگیرد ، نمی توانید سند بایسته بنویسیم.

    باید برنامه ملی مبارزه با فساد به صورت پیش گیرنده طراحی کرد

    مومنی با بیان اینکه باید یک برنامه ملی مبارزه با فساد به صورت پیش گیرنده طراحی کرد و اگر کسی سند توسعه صنعتی نوشت و درباره فساد حرفی نزد، نشان می دهد درکی از توسعه صنعتی ندارد؛ چرا که در مناسبات پرفساد محال است که انگیزه های ریشه دار تولید صنعتی پدیدار شود، گفت: یک رکن سیاست صنعتی این است که باید تکلیف مشارکت مردم در سرنوشت اقتصادی شان را روشن کرده باشد. هیچ کشوری در دو قرن گذشته به توسعه دست پیدا نکرده، مگر اینکه ابتدا استفاده کارآمد از ظرفیتهای منابع انسانی خود را حداکثر کرده باشد.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهارداشت: هر کس گفت چند ماهه یک سیاست صنعتی می نویسد، یقین بدانید درک او از اقتضائات سیاست صنعتی درکی نابایسته است، ولو اینکه در قله حسن نیت هم باشد. هر کس که فکر کرد می تواند درباره حرفی نزند و نام توزیع قدرت، ثروت، منزلت و اطلاعات و صدا حرفی نزند و اسم آن را استراتژی توسعه صنعتی یا سیاست صنعتی بگذارد ، درک بایسته ای از وجوه اقتصاد سیاسی صنعتی شدن ندارد. هر کس که درکش را از شناخت نظم حاکم بر جهان و ملاحظه های منطقه ای آن و منازعه های هژمونیک روشن نکرده بود و دلالتهای به صفر رسیدن نیاز امریکا به نفت خاورمیانه از 2017 را بررسی نکرد، نمی تواند سیاست صنعتی بنویسد. سیاست صنعتی، انشا نیست. سیاستی که مشارکت وزارتخانه های علوم، آموزش و پرورش ، وزارت کار، نیرو و جهاد کشاورزی را نداشته باشد، سند سیاست صنعتی نیست.

    حکومت را از کارهای شتاب زده و بی کیفیت پرهیز دهیم

    مومنی گفت: هر کس که دلسوز ایران باشد، باید کمک کند که حکومت را از کارهای شتاب زده و بی کیفیتی که در آن صرف اینکه سندی منتشر شود و ما نمایشی بدهیم، پرهیز دهیم. این بازی کردن خطرناک با سرنوشت کشور در یک حیطه بسیار تعیین کننده است.

    اگر رو به هدف داشته باشیم، قطعا می رسیم

    وی با تاکید بر اینکه اگر رو به هدف داشته باشیم، قطعا می رسیم، افزود: آن فرایندی که آمریکا توانست از دورهای باطل توسعه نیافتگی بیرون بیاید و به معنای مدرنش صنعتی شود، در قرن هجدهم 200 سال طول کشید. این مسیر برای آمریکا در قرن نوزدهم 100 سال طول کشید. این مسیر برای شرق آسیایی ها در قرن بیستم برای شرق آسیایی ها کمتر از 40 سال طول کشید و برآورد شده این مسیر در قرن بیست و یکم زیر ربع قرن قابل حصول است. یعنی تنها کافی است که ما رویمان را به هدف کنیم تا در یک نسل این دگرگونی بزرگ و خروج از دورهای باطل را عینیت یافته ببینیم. اینکه می گوییم در ساحت اندیشه عمیق باشید ، احاله به زمان طولانی نیست، بلکه این است که باید رو به هدف داشت.

  • این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است! / با بحران سرمایه‌گذاری مواجهیم، اما می‌گویند نرخ بیکاری تک رقمی است!

    این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است! / با بحران سرمایه‌گذاری مواجهیم، اما می‌گویند نرخ بیکاری تک رقمی است!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه اقتصادمان روز پس از روز در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان‌تر می‌شود، گفت: که هیچ اولویتی برای فهم واقعیت‌های این سیستم، جدی‌تر از اولویت شکافتن شفاف و کارشناسی متغیر سیستمی بازار کار نیست. این مسئله را در معرض یک گفت وگوی ملی بگذارید تا ابعاد آن و قباحت آنچه بر سر این جامعه آمده آشکار و روشن شود تا راه برون رفت آن را بیابید. راه حل این است که بستر نهادی را برای خلق فرصت‌های شغلی از یک سو و گرفتن مالیات‌های حقه جامعه از ثروت‌های انباشته شده غیرمولد آماده کرد. بسیار متاسفم که می‌گویم نظام مالیات ستانی ما دقیقا عکس این مسئله عمل می‌کند.

    وی با اشاره به تاثیر اشتغال بی کیفیت و غیرمولد بر مرگهای از سرناامیدی، ادامه داد: در مقدمه‌ای بر کتاب «مرگهای از سر ناامیدی و آینده سرمایه داری» براساس مجموعه ذخیره دانایی موجود در ادبیات اشتغال و توسعه، 45 بُعدِ اهمیت برای اشتغال مولد را شرح کردم، ضمن اینکه متن کتاب هم تاکید دارد وقتی در کشوری، کیفیت اشتغال متنزل می شود، سه نوع مرگ، یعنی مرگ از فرط اعتیاد به مواد الکلی، مواد مخدر و خودکشی رواج پیدا می کند. می‌گوید پیامدهایی در سقوط کیفیت اشتغال وجود دارد که این مرگها نسبت به آن پیامدها شرافت دارد، برای نمونه در کشورهای پیشرفته صنعتی، یعنی جایی که بیش از ۱۵۰ سال است که از مرحله تولید انبوه عبور کرده، به موازات کاهش کیفیت اشتغال، با رشد فراگیر تولد کودکان خارج از عقد ازدواج روبرو هستند. اهل فن می‌دانند که این چه معنایی دارد و چگونه امروز را و ۱۰ برابر آن، آینده یک جامعه را به آتش می‌کشد.

    هر ۴۵ آسیب بی‌اعتنایی به کیفیت اشتغال، به طرز وحشتناکی در ایران جریان دارد

    وقتی بیکاری گسترش پیدا می کند، مناسبات مبتنی بر حذف، ستیز و بیکاری می‌شود

    مومنی تاکید کرد: تاریخ اقتصادی می‌گوید هرگاه امکان انتخاب میان بیکاری و تورم وجود داشته، تمام کشورهایی که توسعه پیدا کرده‌اند، اولویت را به رفع بیکاری داده‌اند؛ چرا که وقتی بیکاری گسترش پیدا می‌کند بحران کمیابی شدت می‌گیرد. مناسبات به جای اینکه مبتنی بر تشویق، خلاقیت، نوآوری، تولید و رفاه باشد، مبتنی بر حذف، ستیز و فریبکاری می‌شود، یعنی کل نظام حیات جمعی را زیر و رو می‌کند. در جریان انتخاب اعضای کابینه، شاهد بودیم که هزاران شیفته خدمت برای یک صندلی خالی یورش می‌برند! این مناسبات نرمالی نیست و اگر کسی بخواهد آینده کشورش را مدیریت کند، نباید از این علائم متوجه خشونتی که در حذف وجود دارد شود!؟

    مومنی با تاکید بر اینکه بحران کمیابی، بحران هنجاری ایجاد می‌کند، گفت: هزاران ناهنجاری در این کشور وجود دارد. نظام تصمیم گیری و تبلیغات رسمی بخش اعظم آن را سرپوش می‌گذارد، وقتی شرم می‌کنند از اینکه آمار طلاق را علنی کنند، می‌خواهید دسترسی به دیگر اطلاعات وجود داشته باشد!؟ طنز تلخش این است که شما این میزان کارشناس تربیت کرده‌اید که این مشکلات را حل کنند، اما مشکلات را از آنها پنهان می‌کنید! اینگونه می‌شود که دانشگاه و موسسات پژوهشی را از کارکرد می‌اندازند. هزینه‌های آنها منتفی نمی‌شود، اما دستاوردهایش برای جامعه منتفی می‌شود.

    نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور به ابعاد اهمیت اشتغال واقف شود / این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور باید حداقل به بخشی از ابعاد اهمیت اشتغال واقف شود، خاطرنشان کرد: آنچنان با دارایی‌های بین نسلی و بیت المال کشور برخورد می‌کنند که با ارث پدرشان برخورد نمی‌کنند، این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است! به روی خود نمی‌آورند و طلبکاری هم می‌کنند!

    شغل بیش از ۷۰ تا 90 درصد افراد، ارتباطی با رشته تحصیلی‌شان ندارد / نامربوطی بین شغل و رشته تحصیلی در بخش‌های مولد کشور بیشتر بیداد می‌کند

    مومنی با بیان اینکه اشتغال، یک متغیر سیستمی است، گفت: در ساختار بازار کار در واقع آینه وار کل سیستم را نگاه می‌کنیم. در حالی که گزارش رسمی مرکز آمار می‌گوید ساختار اشتغال به گونه‌ای است که بیش از ۷۰ درصد افراد، شغلشان ارتباطی با رشته تحصیلی‌شان ندارد، شما که اسراف می‌فهمید، ببینید این چه میزان اسراف را منعکس می‌کند!؟ در بخشی از مشاغل، این نامربوطی رشته تحصیلی و شغل انتخاب شده به بالای ۹۰ درصد می‌رسد. نامربوطی بین شغل و رشته تحصیلی در بخش‌های مولد کشور بیشتر بیداد می‌کند. به خوبی روشن است که می‌خواهید مناسباتتان مافیایی باشد و خلاقیت و تولید مبنای اداره این جامعه نباشد. در عمل مافیا گستری می‌کنید ولو اینکه نیتتان چیز دیگری باشد.

    بالاترین سطوح بیکاری مربوط به آنها است که تحصیلات بیشتری دارند / سهم زنان دانش آموخته بیکار به بالغ بر ۷۱ درصد رسیده است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، اضافه کرد: بالاترین سطوح بیکاری مربوط به آنها است که تحصیلات بیشتری دارند. یعنی هر کسی را که بیشتر خرجش می‌کنید بیشتر او را در بازار کار پس می‌زنید. گزارش ۱۴۰۲ از آمارگیری نیروی کار می‌گوید سهم زنان دانش آموخته بیکار، به بالغ بر ۷۱ درصد رسیده است! میانگین نرخ مشارکت در زنان ایران حدود یک سوم میانگین جهانی است، که این خود یک فاجعه بزرگ و بزرگ‌ترین اتلاف نعمت برای اداره کشور است. در اقتصاد سیاسی توسعه به آن از ریخت افتادگی می‌گویند، کاش حکومت ما مقداری به تولید و اشتغال مولد آگاهی و غیرت پیدا کند، اگر غیرت نداشته باشد نسبت به بساطی که در کشور ایجاد شده تعصبی ندارد و به آن بر نمی‌خورد.

    نرخ بیکاری پنهان، بیش از 2برابر نرخ بیکاری رسما اعلام شده است /نگاه به شغل هم فاسد و سیاست زده است

    مومنی با بیان اینکه در مبارزات انتخاباتی یک کلمه درباره این موارد صحبت نشده و به جای آن، ببینید چه مسائلی مورد بحث قرار گرفته اضافه کرد: در آینده خواهیم گفت شرم آور است که در دوره‌ای زندگی می‌کردیم که سطح آگاهی راجع به اقتضائات توسعه چنین بود! آیا عزیزان می‌خواهند عزت جامعه اسلامی را با این سطح از درک و شناخت اولویت‌ها تعیین کنند!؟ در کل سرشماری‌هایی که داشته‌ایم، نرخ بیکاری پنهان، تقریبا بیش از 2برابر نرخ بیکاری رسما اعلام شده است. یعنی نگاه به شغل هم فاسد و سیاست زده است.

    فاجعه در نسبت شاغلان مورد نیاز و شاغلان تحمیلی در مجتمع‌های صنعتی

    وی با بیان اینکه در دهه ۸۰ از یکی از مجتمع‌های صنعتی بزرگ کشور با 3500 شاغل بازدید داشته که ۲۰۰۰ نفر آنها تحمیلی و بدون در نظر گرفتن نیازهای کارخانه و سطح تخصص بوده اند، ادامه داد: مجموعه‌ای که با ۱۵۰۰ نفر می‌چرخید تا ۸۳ به ۳۵۰۰ نفر رسید و در دوره احمدی نژاد به ۱۷۵۰۰ نفر افزایش یافت. قبیح‌تر از آن، نسبت به شاغلان نهاد ریاست جمهوری وجود دارد. من خودم از بعضی از مقامات کلیدی کشور شنیدم که میزان نیروی کار مورد نیاز در نهاد ریاست جمهوری بیش از ۱۰ برابر آن‌هایی است که اکنون در آنجا شاغلند! یعنی ماجرای بیکاری پنهان، خود برای خود چنین ماجراهایی دارد و چقدر اسراف، اتلاف، سرخوردگی و فساد ایجاد می‌کند. این شدت، از ریخت افتادگی آینه است و از این مناسبات برای مسلمانان عزت بیرون نمی‌آید.

    با بحران سرمایه‌گذاری مواجهیم، اما می‌گویند نرخ بیکاری تک رقمی است! / رقمی که اعلام می‌کنند در بعضی از ماه‌ها، زیر نرخ بیکاری طبیعی است!

    به گفته این استاد اقتصاد؛ راه حلی که با بازی کردن و پنهان کردن اطلاعات و آمار دنبال می‌کنند بسیار تلخ و غم انگیز است. سال ۱۴۰۲ مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی عنوان کرد که ۱۱ کاستی بزرگ در آمارهای اشتغال و بیکاری وجود دارد در حالی که خودشان گزارش می‌دهند که کشور با بحران سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی مواجه است، می‌گویند نرخ بیکاری ما تک رقمی است! بسیار شرم آور است! باید گفت اگر ابعاد اهمیت اشتغال را می‌دانستید با آن این گونه شوخی نمی‌کردید. رانتی شدن حکومت به رانتی شدن ملت منجر می‌شود، خدا می‌داند تا چه میزان مسئولیت دنیایی و قیامتی برای حکومتگران فاقد صلاحیت وجود دارد که از یکدیگر شغل می‌قاپند و برخلاف ابتدایی‌ترین موازین اخلاقی، انسانی و دینی عمل می‌کنند. آمار می‌گوید بیکاری ما یک رقمی است! حتی همان رقمی که اعلام می‌کنند در بعضی از ماه‌ها زیر نرخ رقم بیکاری طبیعی بوده است!

    مومنی یادآورشد: این‌ها را می‌شنوم روزی صد بار به غیرت و تعصب مهندس موسوی درود می‌فرستم، ایشان دائما در نخست وزیری می‌گفتند هر اِشکالی در شیوه اداره کشور وجود دارد، اِشکال همه ماست و اگر کسی سعی کند آن را پنهان کند به همه ما و به آیندگان خیانت می‌کند. گزارش‌های اقتصادی سالانه سازمان برنامه را در دوره جنگ بخوانید و آن را با گزارش‌های امروزی مقایسه کنید. تصور می‌کنید آن را یک حزب سیاسی رادیکال و مخالف دولت نوشته است. گزارش آنچنان بی پرده، صریح و شفاف راجع به مسائل صحبت می‌کرد و استدلال مهندس موسوی این بود که اگر همه دلسوزان کشور آگاه شوند که چه نقایصی وجود دارد، برانگیخته می‌شوند که به فکر چاره بیفتند. اما متاسفانه تا ما این موارد را می‌گوییم، می‌گویند مطامع سیاسی دنبال می‌کنید.

    خالص فرصت‌های شغلی ایجاد شده مولد طی ۱۵ ساله گذشته در ایران زیر صفر است/ چرا گزارش ادعای کاهش فقر در 1401 محرمانه است؟

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه خالص فرصت‌های شغلی ایجاد شده مولد طی ۱۵ ساله گذشته در ایران زیر صفر است، افزود: در این شرایط ببینید چه آمار و اطلاعاتی داده می‌شود! فقط خدا می‌داند در همین دولت آقای رئیسی، وزارت کاری داشتیم که گزارش تهیه کرده و گفته بود در سال ۱۴۰۱ نسبت به ۱۴۰۰ جمعیت فقیر در ایران کاهش چشمگیر پیدا کرده است! در حالی که در سال ۱۴۰۱ بی‌سابقه‌ترین جهش در قیمت مواد غذایی، در تاریخ اقتصادی جنگ دوم ایران و بحران حاد سرمایه‌گذاری و شوک‌های کوچک و بزرگ دیگر داشته‌ایم و بعد با مهر طبقه بندی محرمانه آن را از دید کارشناسان مستقل پنهان کردند.

    اشتغال، تنها اکسیر برون رفت از فقر است / هرگز از محل خصوصی‌سازی‌ها، دیناری بابت اشتغال زایی اختصاص پیدا نکرده

    وی با اشاره به حدیثی که می‌گوید هرجا فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر بیرون می‌رود، خاطرنشان کرد: شما چه اصولگراهایی هستید که علنا با دستکاری داده‌ها و ژست موفقیت گرفتن، از حکومتگران کلیدی کشور نسبت به مساله ای با این اندازه اهمیت که تکلیف کفر و ایمان را روشن می‌کند، حساسیت زدایی می‌کنید!؟ تمام ادبیات توسعه را بخوانید، هرجا مسئله فقر وجود دارد، می‌گویند فقط یک اکسیر برای برون رفت آن وجود دارد و آن شغل مولد با کیفیت استدر حالی که هرگز از محل خصوصی‌سازی‌هایی که در این ۳۵ ساله شده، دیناری بابت اشتغال زایی اختصاص پیدا نکرده است. ابعاد آن به صورت بی‌نهایت تکان دهنده است. متاسفانه دغدغه‌ها و مسائل مربوط به دلال‌ها، تیتر یک رسانه‌ها و رادیو و تلویزیون است، اما مسائل مربوط به فقر، بیکاری و نابرابری، سالانه چقدر از رسانه‌ها منتشر می‌شود!؟ بنابراین نشان می‌دهد یک اشکال بزرگ وجود دارد و از همین رو است که می‌گویند اشتغال یک متغیر سیستمی است.

    چرا تحریم‌ها صنعت خودروسازی ایران را هدف گرفت؟ / امتیازهایی که به کارخانه‌های خودروسازی چین داده می‌شود نسبت ناچیزی با یک کشور مستقل دارد

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه سطح درک در بعضی از ساختار قدرت ما در این حد است که منتقدین را اپوزیسیون می‌نامند، ادامه داد: به دولت جدید می‌گویم در مقام شعار و ادعا تاکنون حرف‌های خوبی زدید، چرا که ما احمدی نژاد را دیده بودیم و از صحبت کردن ایشان احساس شرم می‌کردیم. ما می‌گوییم اگر برای بقای کشور به حرف کارشناسان داخلی نمی‌خواهید بها دهید، حداقل به شیوه لقمان حکیم عمل کنید. صفحات ۴۷ تا ۴۸ کتاب «هنر تحریم‌ها»، نوشته «ریچارد نفیو» که حدود ۲۰ سال مسئول میز تحریم‌های ایران بوده است، می‌گوید هدف اصلی ما این است که ریشه مشاغل صنعتی را در ایران بسوزانیم، چرا که اگر رژیم ایران بخواهد بقا داشته باشد باید قادر به خلق فرصت‌های با کیفیت شغلی داشته باشد. در این کتاب آمده که تاکید ما در حذف مشاغل صنعتی، بخش‌های مولد غیردولتی است. آدرسی آشکار و روشن است! در آن گزارش می‌گوید یکی از کانون‌های اصابت این سیاست، صنعت خودروسازی ایران است. در همین شرایط، بعضی از امتیازهایی که به کارخانه‌های خودروسازی چین داده می‌شود نسبت ناچیزی با یک کشور مستقل دارد.

    چرا صنعت خودروسازی ایران هدف تحریمها قرارداده شد؟

    مومنی با اشاره به بخشهایی از کتاب «هنر تحریم‌ها»، اضافه کرد: در کتاب «هنر تحریم‌ها» آمده که ابعاد اهمیت صنعت خودروسازی ملی را برای ارتقاء سیستمی مشاغل با کیفیت در این کشور ببینید! در رسانه به اصطلاح ملی ما، کسانی که ابتدایی‌ترین سطح صلاحیت تخصصی نداشتند را به طور بی‌اندازه و با لباس‌های مختلف می‌آوردند تا بگویند درِ کارخانه‌های خودروسازیتان را ببندید و کار را با واردات فیصله دهید! اقتصاد آمریکا هم نمی‌تواند مسائلش را با این میزان واردات حل کند، شما این میزان دلار اضافی دارید تا بتوانید کل نیاز خودرویی تان را واردکنید!؟ از خودتان نمی‌پرسید که این چه حکمتی است که در کل سال‌های تحریم ایران، واردات قطعات خودرو هیچ گام مشمول تحریم نشد!؟ برای اینکه ما اینجا قابلیتی داشتیم، سطوح ارتقاء را تجربه کردیم و تحولاتی را بسترسازی می‌کردیم.

    صنعت زدایی‌هایی که در ۱۵ ساله اخیر اتفاق افتاده بی سابقه است

    با وجود تزریق۶۲۰ میلیارد دلار در فاصله ۸۵ تا ۹۰ مشاغل ایجاد شده در بخش صنعت منفی ۴۱۵ هزار نفر است

    وی با بیان اینکه جنبه امیدبخش این است که ظرفیت‌های مادی و انسانی کشور و ذخیره دانایی هنوز در حدی هست که بتوان آن را شرافتمندانه و از موضع توسعه اداره کرد، اظهارداشت: اما اگر کشور برنامه نداشته باشد و در چهارچوب بینش حکومتگری رانتی، تمام فکرتان ارز و ریال باشد و به بقیه امور مربوط به کیفیت سیاست گذاری و هدف گذاری بی‌اعتنا باشید، ایران روی خوش نخواهد دید. در سند برنامه میان مدت، یک کلمه راجع به اشتغال نیست. صنعت زدایی‌هایی که در ۱۵ ساله اخیر اتفاق افتاده، از نخستین موج انقلاب صنعتی تا کنون بی‌سابقه است، اما یک آخ گفته نشد! زمان احمدی نژاد نوشتم که داده‌های سرشماری ۱۳۸۵ تا ۹۰ را ببینید در مقابل آن درآمدهای ارزی این چند سال را بگذارید! حدود ۶۲۰ میلیارد دلار در فاصله ۸۵ تا ۹۰ در اقتصاد ایران تزریق شده خالص فرصت‌های شغلی ایجاد شده در بخش صنعت منفی ۴۱۵ هزار نفر است! شگفت آور است در حالی که حکومت به این مسئله توجهی نمی‌کند، یک مقاله علمی هم راجع به این پدیده نداریم. گویی دستهایی ما را به قهقرا می برد و دستهایی از طریق پنهان کاری، دستکاری واقعیت و خلاف گویی در تریبون های عمومی ما را نسبت به این مسائل غیرحساس کرده است.

    مومنی با تاکید بر ضرورت توجه دولت به توصیه‌هایی که مهندس بحرینیان در هفته‌های گذشته داشته است، توضیح داد: در ۱۳۳۸تاکنون با سوبسیدهایی که داده شده رقمی به مراتب بیش از ۵۰۰۰ میلیارد دلار مستقیم و غیرمستقیم منابع در اختیار سیستم بوده است. از ۸۳ تا ۹۴ میزان فرصت‌های شغلی که ایجاد شده به طور متوسط در هر سال به ۳۰۰ هزار شغل نمی‌رسد، در حالی که سازمان بین المللی کار می گوید در فاصله ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۶ طی کمتر از ۲۰ سال، حدود ۳۱۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌اند ۲۲۶ فرصت شغلی مولد ایجاد کرده‌اند. با این پژوهش‌های تطبیقی می‌توان فهمید که با آن۵۰۰۰ میلیارد دلار چه کاری می شود کرد! به اسم بازارگرایی و به اسامی منحوس مانند کنترل نرخ ارز، آزادسازی سیاست‌های مسکن، مسابقه رانتی در دولت و مجلس بر سر طرح‌های عمرانی، فقط در سه دهه گذشته حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار از دارایی‌های بین نسلی ایران را پودر کردند و از درون آن، سیاستهای ضد اشتغال و انگیزه کش از نیروی جوان تحصیل کرده و فراری دادن آنها به خارج از کشور ایجاد کردند و انبوهی از فسادهای گسترده و دائما عمق یافته را به این جامعه تحمیل کردند.

    تعداد کسانی که قادرند از طریق شغل شرافتمند یک زندگی را اداره کنند هر روز کمتر می‌شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: مناسباتی ایجاد کرده‌اید که اکنون تعداد کسانی که قادرند از طریق شغل شرافتمند یک زندگی را اداره کنند هر روز کمتر می‌شود. قباحت بسیاری از چیزها ریخته، ابتدای همین سال رئیس نیروی انتظامی می‌گوید خجالت آور است اما دزدی به یک شغل تبدیل شده! چنین ضربه‌هایی به شیوه حکمرانی کنونی وارد می‌شود و خدا را شکر این‌ها روئین تنند و یکی از آنها یک آخ نگفت! این چه طرز اداره کشور است

    مومنی تاکید کرد: هدیه این جلسه به دولت جدید این است که هیچ اولویتی برای فهم واقعیت‌های این سیستم، جدی‌تر از اولویت شکافتن شفاف و کارشناسی متغیر سیستمی بازار کار نیست. این مسئله را در معرض یک گفت وگوی ملی بگذارید تا ابعاد آن و قباحت آنچه بر سر این جامعه آمده آشکار و روشن شود تا راه برون رفت آن را بیابید. در دولت حسن روحانی وقتی سند برنامه ششم منتشر کردند در آن گفته شده بود در یک دوره ۵ ساله می‌خواهیم ۱۹۶ هدف کلی و ۵۵۶ استراتژی را دنبال کنیم! در حالی که در تمام دنیا ۹۰ درصد کشورهای موفق حداقل دو استراتژی را دنبال می‌کنند! می دانید چه می گویید؟ از آن زمان تاکنون بدون استثنا حرف ما این بوده که این میزان حرف‌های جاه طلبانه و بی‌منطق و فریبکارانه نزنید! به جای این‌ها بگویید هدف یک مسئله، آن هم ارتقاء بنیه تولید ملی با راهبرد بسط ظرفیت‌های شغلی مولد در اقتصاد باشد. اگر این کار را بکنند خرج‌های دیگری مانند ستاد تشویق به ازدواج لازم نیست! باب زندگی شرافتمندانه را بسته اید و راجع به شغل با کیفیت صحبت نمی‌کنید و مرتب درباره وام‌های ازدواج صحبت می‌کنید! اگر فرد شاغل نباشد، چگونه وام را پس بدهد! این همه باب سوداگریهای ضدانسانی در بازار مسکن و اجاره، راه انداخته اید، طرق کجا سکنی بگزیند!؟ به اینها کار ندارند، بعد می گویید ای کسانی که ایمان آورده اید، ازدواج خوب چیزی است! عزیزان سوراخ دعا را گم کرده اند!

    اقتصادمان روز پس از روز در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان‌تر می‌شود

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: باید محور را بر سر این بگذاریم که آسیب شناسی شود که چرا این اقتصاد روز پس از روز در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان‌تر می‌شود و شرافتمندانه به لوازم این ارزیابی آسیب شناختی تمکین کنید. آن زمان خواهید دید که این جامعه چقدر اخلاقی خواهد شد و چقدر ناهنجاری‌ها کاهش پیدا خواهد کرد و چقدر احساس تعلق به این جامعه رشد می‌یابد.

    ورود به آسیب شناسی اداره کشور از دریچه متغیر سیستمی اشتغال نجات دهنده است

    راه اصلی مبارزه با فقر، پول پاشی به اشکال گوناگون نیست

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه راه اصلی مبارزه با فقر، پول پاشی به اشکال گوناگون نیست، توضیح داد: شکارچی‌ها، پوست خربزه شوک درمانی را می‌اندازند؛ چرا که در شرایط شوک درمانی بستر برای پول پاشی بی ضابطه، پرفساد، نابرابرساز و تحمیل کننده وابستگی‌های ذلت آور به کشور مهیا می‌شود. در کشورهای فقیر، راهبرد شوک درمانی و پول پاشی بخش بزرگی از صورت مسئله است. راه حل این است که بستر نهادی را برای خلق فرصت‌های شغلی از یک سو و گرفتن مالیات‌های حقه جامعه از ثروت‌های انباشته شده غیرمولد آماده کرد. بسیار متاسفم که می‌گویم نظام مالیات ستانی ما دقیقا عکس این مسئله عمل می‌کند. سنگین‌ترین تحمیل‌ها را به مزد و حقوق بگیرها و مصرف کننده‌های کالاهای اساسی به عنوان جهت‌گیری انتخاب کرده و بیشترین گشاده دستی را به دارندگان ثروتهای غیرمولد روا می دارد. اینکه می‌گوییم بازآرایی و تغییر ریل در همه عرصه‌های نظام اداره کشور ضروری است و بدون تغییر ریل امکان نجات وجود ندارد به این دلیل است و از کانال اشتغال مولد و نیاز مبرم کشور به آن می‌توان این مسئله را درک کرد.

    وی تاکید کرد: وقتی شغل بی‌کیفیت، قادر نیست دستمزدی برای اداره‌های اداره یک زندگی با شرافت تامین کند، بنابراین فقر، کفر و بی‌دینی را گسترش می‌دهید. فکر نکنید که سر هر چهارراه یک داربست می‌زنید و چیزهایی پخش می‌کنید، دیانت گسترش می‌دهد. از دریچه توسعه و اشتغال مولد و تولید فناورانه ماجرا را سامان دهید، مردم خودشان این کارها را بسیار بهتر از شما بلدند. میانگین پایبندی عامه مردم به مسلمات دین از حکومتگران گرامی اصلا کمتر نیست. آنها بلدند و به موعظه هم چندان نیاز ندارند. باید بستر فراهم کنید که با عزت در سرنوشت اقتصادی و سیاسی شان مشارکت داشته باشند، خودشان با عزت هم از دینشان محافظت می‌کنند و هم از اخلاق حمایت می‌کنند و هم مایه افتخار کشور می‌شوند.

  • بازخوانی مشکلات بورس / پزشکیان برای بورس چه نسخه ای بپیچد خوب است؟

    بازخوانی مشکلات بورس / پزشکیان برای بورس چه نسخه ای بپیچد خوب است؟

    به گزارش اقتصادران، هلن عصمت پناه، مدرس و کارشناس بازار سرمایه گفت: با توجه به تبلیغات مکرر و متعدد فعالان بورس برای انتخاب آقای پزشکیان، از امروز سهامداران باید مطالبات خود را با کمک همین افراد که به شدت فعالیت تبلیغاتی داشتند از ریاست جمهوری به‌طور شفاف و دقیق بخواهند و این افراد هم موظفند پاسخگوی این مطالبات باشند و کارشان در قبال سهامداران سخت شده است.

    عصمت‌پناه ادامه داد: علت اصلی اینکه هجوم فشارها و قوانین را علیه بازار شاهد بودیم، ناکارآمدی بدنه مدیریتی بورس است؛ به نحوی که برخی مدیران ارشد بورسی با مأموریت بهبود شاخص بورس و جبران زیان سهامداران خرد، وارد تالار شیشه‌ای شدند، اما طی مدت تصدی شان، بورس ایران بدترین شرایط ممکن را سپری کرد و مدیریت بورس نه تنها در روند بهبود، کاری از پیش نبرد؛ بلکه حتی پاسخگوی سهامداران خرد و یکسری ابهامات مهم در بازار سرمایه هم نبود.

    عصمت‌پناه در خصوص تکرار این اتفاق هشدار داد و گفت: تقریبا واضح است تصمیمات رییس کل هیچ اثری طی این مدت در بازار سرمایه نداشته و در بعضی مواضع هم محدودیت اراده داشته‌اند و در برخی موارد نیز حتی با تصمیماتشان اوضاع را برای سهامداران بدتر کردند؛ لذا برای مقابله و جلوگیری از تکرار روند فعلی، مدیریت بعدی سازمان باید فردی متخصص، کاردان و با قدرت نفوذ و راهبری باشد؛ در غیر این صورت حتی با همین تیم اقتصادی پزشکیان، نمی‌توان آینده‌ مطلوبی برای بازار متصور بود؛ تا جایی که حتی معتقدیم رییس جدید سازمان بورس حتی اگر بتواند ۱۰ درصد مشکلات را حل کند جای تشکر دارد.

    بازخوانی مشکلات بازار سرمایه

    عصمت‌پناه مشکلات ریز و درشت بازار را فهرست کرد و توضیح داد: مشکلات عدیده‌ای حول بازار سرمایه است که نمی‌توان از کنارشان به راحتی گذر کرد. مشکلاتی که منشا آن‌ها سیاست‌گذاری‌های جزیره‌ای است و هر فردی در جایگاه ریاست سازمان بورس اگر ذره‌ای احساس خطر یا نگرانی می‌کرد باید برای حمایت از بازار حرکتی انجام می‌داد. مشکلاتی از قبیل قیمت‌گذاری دستوری، افزایش بی رویه بهای تمام شده، رشد هزینه‌های انرژی و حمل‌ونقل، چند نرخی بودن ارز، رانت و فساد بین نرخ ارز آزاد و نیما، قوانین و مقررات خلق‌الساعه دولتی و لطمه مستقیم به سود شرکت‌ها، افزایش هزینه‌های مالی و فشار به شرکت‌ها برای تامین مالی،کاهش سرمایه درگردش و نقدینگی، فشار به سود تقسیمی سهامداران در مجامع، بدهی دولت به بسیاری از صنایع دولتی و شبه دولتی، مشکلات نرخ خوراک پتروشیمی و فرمول محاسبه آن، عوارض صادراتی، عدم شفافیت صنعت خودرو، زیان‌ده بودن و مشکلات صنعت بانک، شاخص کل بی‌ارزش و کاملا دستکاری شده از جمله مشکلاتی هستند که کلیت بازار را به چالش کشیده و هیچ متولی در راستای برطرف کردن حتی یکی از آن‌ها پیش قدم نشد.

    بازار در هفته پیش رو و صنایع پر اقبال

    عصمت‌پناه در آخر به تشریح بازار در هفته‌ پیش رو پرداخت و گفت: ابهامات انتخاب ریاست جمهوری جدید در گذشته و مراسم تحلیف دکتر پزشکیان و کابینه مشخص شده وی در حال حاضر و عملیاتی شدن وعده‌های انتخاباتی وی در خصوص بورس ایران در آینده، تعیین کننده وضع بازار است و هر واکنشی در حال حاضر در بازار مشاهده می‌شود مقطعی و گاها دستکاری است. بازار در این شرایط برای رشد آماده است لذا محتمل است با کمک صنایع شاخص‌ساز به این روند رشد دامن بزنند.