برچسب: صدا و سیما

  • بودجه چندهزار میلیارد تومانی هم نتوانست صداوسیما را از باتلاق بی مخاطبی بیرون بکشد! / ۱۴۰۰ ساعت برنامه روزانه برای کدام مخاطب؟

    بودجه چندهزار میلیارد تومانی هم نتوانست صداوسیما را از باتلاق بی مخاطبی بیرون بکشد! / ۱۴۰۰ ساعت برنامه روزانه برای کدام مخاطب؟

    به گزارش اقتصادران، تلویزیون ایران، روزگاری نماد قدرت، تاثیرگذاری و انسجام ملی بود، اما امروز به یک پرسش بی‌پاسخ تبدیل شده است. روزگاری که تلویزیون برای ایرانیان یعنی دو شبکه و همان هم ساعت ها برفک پخش می کرد گویا روزگار بهتری برای صداوسیما در ایران بود.

    اما حالا این رسانه که زمانی از دل تحولات بزرگ اجتماعی و سیاسی ایران برآمد، در حالی که با منابع انسانی و مالی عظیم خود دست‌وپنجه نرم می‌کند، همچنان در جست‌وجوی هویتی گم‌شده و از آینه‌ای که تاریخ را منعکس می‌کرد، به پدیده‌ای تبدیل شده که بیش از آن که انعکاس‌دهنده واقعیت باشد، خود دچار تحریف و انحراف است.

    سوال اصلی این است که چرا رسانه‌ای با چنین منابع گسترده‌ای، نتایج ملموسی از تلاش‌های خود مشاهده نمی‌کند؟ این مسأله نه تنها در تولید محتوا و جذب مخاطب، بلکه در مدیریت مالی و ساختاری این سازمان به‌طور جدی به چشم می‌آید. تلویزیونی که البته حاشیه پول‌پاشی در آن یا برای آن تمامی ندارد و مشخص نیست این درآمد حاصل از صرفه‌جویی به علاوه بودجه تعریف و دریافت شده را کجا و چگونه خرج می‌کند. تلویزیونی که اساسا تمایلی به شفاف‌سازی هزینه‌کرد خود از بیت‌المال عمومی را نیز ندارد!

    کاهش اقبال عمومی از برنامه‌های صدا و سیما، فروش بیشتر زمان‌های رسانه ملی به صاحبان بنگاه‌های تجاری و… تحت عنوان آگهی بازرگانی، صرف سرمایه‌های بسیار برای تولید آثار نمایشی سطح پایین و برنامه‌های ترکیبی کم مخاطب، الگوی دفع حداکثری و جذب حداقلی در به‌کارگیری نیرو‌های فرهنگی و هنری، مدیریت جناحی در برنامه‌های سیاسی و… از جمله مهمترین مفاد انتقاد‌هایی است که سالهاست از عملکرد صدا و سیما وجود دارد.

    با این وجود بیش از هر چیز دیگری، سوگیری برنامه‌های خبری و تحلیلی صدا و سیما به ویژه در حوزه سیاسی، پنهان‌کاری و مهندسی اخبار، موجب شده است تا اعتماد عمومی به این رسانه پرخرج و انحصاری در سال‌های اخیر سقوط بی سابقه‌ای داشته باشد!

    چالش‌ها و تضاد‌های ساختاری

    سال گذشته، همین روز‌های آبان بود که مجلس در جریان بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۳، دولت را مکلف کرده بود بودجه سال ۱۴۰۳ سازمان صداوسیما را با افزایش قابل‌ توجهی به ۲۴ هزار میلیارد تومان برساند. رقم‌های کلان تخصیص یافته به این سازمان هرچند در ظاهر قابل توجه به نظر می‌آیند، اما از سوی دیگر، تناقض‌های عمیق ساختاری و چالش‌های مدیریتی موجود نشان می‌دهند که نه تنها این بودجه نمی‌تواند تمامی مشکلات صداوسیما را حل کند، بلکه باعث پیچیده‌تر شدن این مشکلات نیز خواهد شد.

    اما این افزایش ۲۳۸۰ درصدی از سال ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳، آن هم در شرایطی که رسانه‌های دیجیتال به شدت در حال رشد هستند، به روشنی نمایانگر چالش‌های مالی صداوسیما است. سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا با چنین افزایش چشمگیر در بودجه، صداوسیما نتوانسته است به نتایج ملموسی در زمینه افزایش کیفیت محتوا، جذب مخاطب و تعامل با جامعه دست یابد؟ این روند، به‌ویژه در شرایطی که رسانه‌های نوین به سرعت در حال گسترش‌اند، بسیار نگران‌کننده است و نیاز به بازنگری اساسی در سیاست‌ها و استراتژی‌های این سازمان دارد.

    نقش نیروی انسانی و هزینه‌های پنهان و سرسام آور در صداوسیما

    این حجم عظیم نیروی انسانی به طور مستقیم بر افزایش هزینه‌های عملیاتی صداوسیما تاثیر می‌گذارد. اما سؤال این است که آیا این هزینه‌های سنگین به نتایج مثبتی منجر شده‌اند؟ چرا که با وجود چنین نیروی انسانی، هنوز کیفیت برنامه‌ها و جذابیت محتوای تولیدی به میزان کافی برای جذب مخاطب موفق نبوده است. بر همین اساس، باید به بررسی عمیق‌تری از نحوه مدیریت این منابع انسانی و کارایی آنها پرداخت تا مشخص شود آیا این حجم از نیروی انسانی می‌تواند به ارتقاء کیفیت و کمیت محتوای تولیدی منجر شود.

    مساله درآمد‌های تبلیغاتی و سودآوری اقتصادی

    همچنین صداوسیما به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان محتوا در کشور، درآمد‌های قابل توجهی از تبلیغات، برنامه‌های مشارکتی، و پخش زنده مسابقات ورزشی کسب می‌کند. بر اساس آمار منتشرشده، تنها درآمد حاصل از پخش زنده بازی‌های فوتبال بین تیم‌های استقلال و پرسپولیس در سال ۱۴۰۳ حدود ۳۲ هزار میلیارد تومان و در بهترین حالت ۵۸ هزار میلیارد تومان برآورد شده است.

    این درآمد تنها بخش کوچکی از منابع اقتصادی صداوسیما را تشکیل می‌دهد و اگر درآمد‌های حاصل از سایر برنامه‌ها، پخش مسابقات ورزشی بین‌المللی، و تبلیغات مختلف را نیز در نظر بگیریم، رقم نهایی بسیار بیشتر خواهد بود. اما نکته مهم این است که این درآمد‌های کلان، با وجود تمام هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها، نتوانسته‌اند به افزایش کیفیت محتوای صداوسیما و بهبود عملکرد آن در جذب مخاطب و توسعه برنامه‌های متنوع و جذاب کمک کنند. چه اینکه، یکی از بارزترین مشکلات صداوسیما، کاهش شدید مخاطب و افت مرجعیت رسانه‌ای آن است.

    طبق آخرین نظرسنجی‌های صورت‌گرفته، تنها ۱۲.۵ درصد از مردم اخبار خود را از طریق صداوسیما دریافت می‌کنند که این میزان در مقایسه با ۵۱ درصد در سال ۱۳۹۶، کاهش قابل توجهی دارد. این آمار نشان می‌دهد که بسیاری از ایرانیان دیگر برای دریافت اطلاعات و اخبار به تلویزیون ملی اعتماد نمی‌کنند و این، نشان‌دهنده شکاف جدی میان نیاز‌های مخاطبان و محتوای ارائه‌شده توسط صداوسیما است.

    در چنین شرایطی، یکی از سوالات کلیدی این است که چرا باوجود چنین بودجه هنگفتی، صداوسیما نتواسته است همچنان جایگاه پیشین خود را در عرصه رسانه حفظ کند؟ این وضعیت تنها نتیجه ضعف در تولید محتوا نیست، بلکه به‌نوعی به بحران مدیریت، استراتژی‌های ناکارآمد و عدم تعامل با مخاطبان در دنیای رسانه‌ای جدید برمی‌گردد.

    رسانه‌های دیجیتال و رقابت‌های جدید: تهدیدات و فرصت‌ها

    رسانه‌های دیجیتال و پلتفرم‌های آنلاین در سال‌های اخیر توانسته‌اند به یکی از تهدیدات جدی برای تلویزیون‌های سنتی تبدیل شوند. با رشد اینترنت و فضای دیجیتال، بسیاری از مردم به سمت رسانه‌های آنلاین، شبکه‌های اجتماعی، و پلتفرم‌های نمایش فیلم و سریال جذب شده‌اند. این در حالی است که صداوسیما همچنان بر مدل‌های قدیمی خود در تولید و توزیع محتوا تکیه دارد. بر اساس نظرسنجی‌های اخیر، تنها ۱۱.۵ درصد از مردم فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی را از صداوسیما دنبال می‌کنند، در حالی که این آمار برای پلتفرم‌های داخلی نمایش فیلم به ۱۸.۷ درصد می‌رسد.

    این اختلاف فاحش به وضوح نشان‌دهنده ضعف در تولید محتوای جذاب و متناسب با نیاز‌های مخاطبان است. با گسترش این روند، صداوسیما باید به سرعت با این تحولات همراه شود و برای جذب مخاطب از طریق رسانه‌های دیجیتال و پلتفرم‌های آنلاین، استراتژی‌های جدیدی اتخاذ کند.

    در کنار چالش‌های ساختاری و کاهش مخاطب، سازمان صدا و سیما با بحران‌های اقتصادی نیز روبه‌رو است. بر اساس گزارش تفریغ بودجه ۱۴۰۲، صداوسیما با زیان ۱۳ هزار و ۵۶۹ میلیارد تومانی در بین سازمان‌های دولتی، در رتبه پنجم قرار دارد. این زیان‌دهی در کنار هزینه‌های سنگین، یک هشدار جدی برای آینده اقتصادی این سازمان است. در حقیقت، این زیان‌ها نه تنها کیفیت تولیدات را تحت تاثیر قرار داده‌اند، بلکه باعث شده‌اند تا صداوسیما نتواند به شکل کارآمدی منابع مالی خود را مدیریت کند. در این شرایط، نیاز به بازنگری در مدل اقتصادی و مالی سازمان بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. اگر این بحران‌ها ادامه یابند، ممکن است صداوسیما با مشکلات جدی‌تر در سال‌های آتی مواجه شود.

    نوستالژی‌بازی هم حدی دارد!

    جالب تر آن است که به‌رغم این که در دهه ۶۰ نسبت به امروز، سریال‌سازی با امکانات کمتری صورت می‌گرفت، آثار فاخر و محبوب فراوانی از آن دهه در خاطرات باقی مانده است. به طوری که امروز هم وقتی کفگیر رسانه ملی به ته دیگ می‌خورد، دست به دامن این آثار می‌شود.

    شاید دلیل این بود که کارگردانانی که در دهه طی آن سال‌ها با تلویزیون کار می‌کردند، با مجموعه صداوسیمایی روبه‌رو بودند که بدنه‌ای قوی و مدیریتی فارغ از سلیقه‌ها داشت؛ بدنه‌ای که حاصل سال‌ها کار پیش از انقلاب بود و بعد از انقلاب نیز امکانات ایجاد شده در آن مورد بهره‌برداری هنرمندانی قرار گرفت که گاه بعضی از آنان فعالیت هنری خود را پیش از انقلاب شروع کرده بودند و شاید به همین دلیل است که به نظر می‌رسد مخاطبان تلویزیون، در جای خالی محتوای با کیفیت و تازه، گرایش بیشتری به تماشای همان سریال‌های قدیمی دارند. اما تا کی می‌توان با تکیه بر این سریال‌های قدیمی محبوب، از حس نوستالژی مردم سوء استفاده و نبض مخاطب را در دست نگه داشت؟! باید گفت این تکیه که گاه شبیه به شاهراهی برای نجات عمل می‌کند، زمانی هم از آن سوی بام افتاده، کاراکتر‌های محبوب را لوس و مخاطب را خسته می‌کند.

    عدم شفافیت و پاسخگویی در مدیران سازمان صداوسیما

    یکی از مسائلی که همچنان باعث ایجاد ابهام در عملکرد صداوسیما شده است، عدم شفافیت در مدیریت مالی و عملکرد این سازمان است. به گزارش اقتصاد۲۴ و طبق گزارش‌های رسمی، صداوسیما موظف است که در قبال این افزایش بودجه، شاخص‌ها و خروجی عملکرد برنامه‌های خود را به سازمان برنامه و بودجه ارائه دهد، اما تاکنون هیچ گزارشی در این زمینه منتشر نشده است. این وضعیت نشان‌دهنده ضعف در پاسخگویی و شفافیت است که از دید بسیاری از ناظران، یکی از دلایل اصلی بحران‌های مالی و ساختاری صداوسیما محسوب می‌شود. اگر سازمان صداوسیما بخواهد در مسیر بهبود حرکت کند، باید ابتدا به مسائل مدیریتی و شفافیت مالی توجه جدی داشته باشد.

    در نهایت، آیا صداوسیما قادر است بحران‌های خود را پشت سر بگذارد و به یک سازمان رسانه‌ای موفق و پاسخگو تبدیل شود؟ با وجود این همه هزینه، کاهش مخاطب و مشکلات اقتصادی، به نظر می‌رسد که صداوسیما نیاز به تغییرات اساسی در مدیریت، ساختار مالی و تولید محتوا دارد. با اعمال اصلاحات اساسی و شفافیت بیشتر، این سازمان می‌تواند راهی برای نجات خود پیدا کند. اما در غیر این صورت، باید انتظار ادامه روند نزولی آن را داشت که نه تنها باعث از دست رفتن بیشتر مخاطب می‌شود، بلکه اعتبار این رسانه ملی را در نظر مردم به شدت کاهش خواهد داد.

  • اقدام معنادار رسانه ملی / درج تصویر پرچم ایران گوشه تصویر همه شبکه‌های تلویزیون / حمله احتمالی ایران به اسرائیل نزدیک است؟

    اقدام معنادار رسانه ملی / درج تصویر پرچم ایران گوشه تصویر همه شبکه‌های تلویزیون / حمله احتمالی ایران به اسرائیل نزدیک است؟

    به گزارش اقتصادران، دو روزی می‌شود که در گوشه تصویر همه شبکه‌های تلویزیون تصویری از پرچم ایران ثبت شده است! موضوعی که توجهات را در فضای مجازی به خود جلب کرد و موجب شروع گمانه‌زنی‌ها شده است.
    این اقدام رسانه ملی در حالی صورت گرفته که پس از ترور‌های اخیر، تصاویر گرافیکی از چهره‌هایی مانند سیدحسن نصرالله، یحیی سنوار، هاشم صفی‌الدین و دیگران در قسمت بالای تصویر شبکه‌های تلویزیونی دیده می‌شد. حالا، اما چند روزی است که تصویر پرچم ایران، جایگزین عکس شهدای مقاومت شده است. ​
    کاربران در شبکه‌های اجتماعی عکس‌هایی که از برنامه‌های تلویزیونی گرفته‌اند را با هشتک وعده صادق ۳ منتشر کرده‌اند.

     

    گمانه‌زنی‌ها حاکی از آن است که این اقدام در پی نزدیک بودن حمله احتمالی ایران به اسرائیل صورت گرفته است.
    برخی اظهارنظر‌ها مثل آنچه سردار کوثری درباره موافقت شورای عالی امنیت ملی با اقدام نظامی علیه رژیم اسرائیل گفت، نیز به شایعات درباره احتمال در پیش بودن وعده صادق ۳ دامن می‌زند. پیش‌تر ادعا شده بود که ایران این بار از خاک عراق حمله خواهد کرد.
    توییت اخیر حساب عبری زبان دفتر رهبری مبنی بر اینکه «آمریکا و رژیم صهیونیستی نسبت به آنچه که در مقابل ایران و جبهه مقاومت انجام می‌دهند پاسخ دندان شکن دریافت خواهند کرد» نیز گمانه اینکه خبری در راه است را تقویت کرده است.
    لازم به ذکر است که همه این‌ها گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای است و خبر رسمی درباره تصمیم قطعی ایران برای حمله به اسرائیل یا زمان آن، منتشر نشده است.

  • اعداد ناباورانه در قرارداد تپسی با صداوسیما

    اعداد ناباورانه در قرارداد تپسی با صداوسیما

    به گزارش اقتصادران، بر اساس اطلاعات سایت کدال، شبکه نسیم قرارداد ۲۰۵ میلیارد تومانی برای تولید یک برنامه تعاملی ۱۰۰ قسمتی با تپسی منعقد کرده است. شکل برنامه بصورت مسابقه است که از طریق مشارکت بیننده‌ها در اپلیکیشن تپسی در زمان پخش برنامه انجام و هر قسمت ۲۰۰ میلیون جایزه به بیننده‌ها پرداخت خواهد شد. نکته ویژه این برنامه هم حضور عروسک پرطرفدار جناب‌خان است.

    نکته تامل‌برانگیز این قرارداد، ذکر برخی اعداد ناباورانه در گزارش توجیهی است! بر اساس ادعای تپسی، شبکه نسیم ۴۰ میلیون بیننده دارد و هر قسمت از این برنامه تعاملی، پنج میلیون بازدید کننده خواهد داشت و بطور متوسط هر شب ۴۰ هزار کاربر جدید اپلیکیشن تپسی را نصب خواهند کرد.

    بر این اساس درآمد پیش بینی شده تپسی از کاربران جدیدی که از طریق این برنامه جذب خواهند شد، ۲۷۲ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ است. این در حالیست که با توجه به وضعیت فعلی تلویزیون به لحاظ آمار بینندگان، عدد ۴۰ میلیون بیننده شبکه نسیم و پنج میلیون بیننده برای این برنامه حتی با حضور جناب خان اغراق شده به نظر می‌رسد. شاید ساخت مجدد خندوانه و دورهمی نیز نتواند اینقدر بیننده داشته باشد. از سوی دیگر می‌توان استدلال کرد که اکثر شهروندان تا به امروز یکی از دو اپلیکیشن تپسی یا اسنپ یا هردوی آن‌ها را نصب کرده اند و ادعای جذب ۴۰ هزار نصب جدید در هر شب نیز به راحتی امکانپذیر نباشد.

    قرارداد عجیب ۲۰۰ میلیارد تومانی تپسی با صدا و سیما!

    همچنین از گزارش فعالیت چهار ماهه سال جاری تپسی به نتایج جالبی می‌رسیم که به شرح زیر است:

    متوسط قیمت هر سفر: ۸۱۰۰۰ تومان

    درآمد از کمیسیون هر سفر: ۱۲۱۵۰ تومان (سهم کمیسیون ۱۵ درصدی)

    درآمد سه ماهه از کمیسیون: ۳۵۹ میلیارد تومان

    تعداد سفر‌های انجام شده در چهار ماه: حدود ۲۹.۶ میلیون سفر

    تعداد سفر مورد نیاز برای تامین هزینه قرارداد با صداوسیما: حدود ۱۷ میلیون سفر

    منافع ذینفعان تپسی در خطر است؟

    با این اوصاف باید دید کیفیت برنامه تعاملی مذکور چگونه خواهد بود و تا چه اندازه به هدف گذاری متصور شده (هر برنامه ۵ میلیون مخاطب و ۴۰ هزار نصب جدید) نزدیک خواهد شد؟ ضمن آنکه پیش‌بینی می‌شود حدود ۲۰ درصد درآمد تپسی حاصل از کمیسیون رانندگان در سال جاری، صرف تسویه مبلغ قرارداد تبلیغاتی خواهد شد، عددی که میتواند تاثیر قابل توجهی بر کاهش سود خالص شرکت داشته باشد و منافع ذینفعان این تاکسی اینترنتی را دچار چالش کند.

  • در مناظره پر فریاد دیشب چه گذشت؟ / یک جهان کمک صداوسیما به کاندیدای خاص! / جلیلی پاس گل های صداوسیما را اوت زد!

    در مناظره پر فریاد دیشب چه گذشت؟ / یک جهان کمک صداوسیما به کاندیدای خاص! / جلیلی پاس گل های صداوسیما را اوت زد!

    به گزارش اقتصادران، آخرین مناظره انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ برگزار شد؛ باز هم مانند برنامه قبل، مسعود پزشکیان با برادر قائم‌مقام صدا و سیما و مجری صدا و سیما مناظره کرد و آنها هم با پزشکیان مجادله کردند.

    مناظره ای که شب گذشته بعنوان آخرین مناظره برگزار شد، با موضوع اقتصادی بود و اولین سوال هم مربوط به تحریم‌ها بود. سعید جلیلی برای پاسخ به این سوال، از ابتدا هجومی آغاز کرد و تازه یادش افتاد که شب گذشته پزشکیان در مناظره چه حرف‌های گفته بود؛ او ۲۴ ساعت بعد از اینکه پزشکیان ایرانِ در تحریم را به قفس تشبیه کرده، یادش آمده بود که باید اعتراض کند؛ و ابتدای مناظره تا یادش نرفته، این موضوع را پیش کشید.

    اقتدار که نه، عصبی و هیستریک

    در ادامه مشغول عتاب و خطاب به پزشکیان شد و با صدای بلندتر از حد عادی، به صحبت ادامه داد. آنچه جلیلی شب گذشته از خود نشان داد، علیرغم اینکه سعی داشت مقتدرانه باشد، بیشتر عصبی و هیستریک بود.

    او سعی داشت با فریاد زدن حرف خود را حق جلوه دهد و در بخش‌هایی از صحبت کردنش، به قدری عصبانی شده بود که با انگشت سبابه یک دستش در حال خط و نشان کشیدن رو به دوربین و پزشکیان بود و دست دیگرش را به سختی مشت کرده بود. جلیلی دقایق متمادی دست چپش را مشت نگه داشته بود و با عصبانیت و اخم در حال صحبت نه صدای بلند، که با فریاد بود.

    سوالات جهت دار مجری مناظره

    اما نکته برجسته برنامه دیشب نه فریادهای جلیلی بود و نه آرامش پزشکیان در صحبت کردن با جلیلی عصبانی؛ بلکه سوالات جهت‌دار مجری صدا و سیما بود که بعنوان یار کمکی هم نه، بلکه بعنوان نفر سوم مناظره وارد عمل می‌شد.

    مهدی خسروی مجری برنامه، مانند شب قبلش، به صورت مداوم سخنان پزشکیان را قطع می‌کرد و سعی داشت او را به چالش بکشد. مجری صدا و سیما تنها در چند دقیقه ابتدایی سخنان پزشکیان، ۴ مرتبه با سوالات خود، صحبت‌های او را قطع کرد و سعی در به چالش کشیدن پزشکیان کرد.

    یاران جلیلی در صداوسیما

    البته این را هم باید گفت که سوالات اولیه برنامه، توسط مجری صدا و سیما طرح نشده و محصول کار کارشناسان سازمان صدا و سیما بود؛ سازمانی که رئیس آن، معاون رسانه‌ای جلیلی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بوده؛ قائم‌مقام آن برادر جلیلی است؛ معاون سیاسی‌اش هم از اعضای دفتر جلیلی در شورا. با چنین ترکیبی عدم توازن در سوالات طرح شده، جای تعجب ندارد.

    سوالاتی که از جلیلی پرسیده می‌شد، عمدتا غیر از یک مورد که به یکی از مشاوران جلیلی ارجاع شد، بصورت کلی و غیرمصداقی بودند.

    صداوسیما دست از سر مشاوران پزشکیان بر نداشت

    اما در مقابل، سوالات طرح شده برای پزشکیان، تماما با اشاره به سخنان اطرافیان پزشکیان بود که همین امر بعد از چندین مورد تکرار، موجب اعتراض پزشکیان شد که مواضع من را از من که اینجا هستم بپرسید و من هم برای مردم اینجا توضیح دادم!

    نکته قابل توجه در این میان، اشاره سوالات مطرح شده برای پزشکیان به سخنان علی طیب‌نیا وزیر اسبق اقتصاد بود که ۴ مرتبه اتفاق افتاد. طیب‌نیا وزیر اقتصاد دولت اول روحانی است که افکار عمومی از او بعنوان کاهنده و کنترل‌کننده تورم بعد از دوران متلاطم احمدی‌نژاد در خاطر خود یاد می‌کنند؛ او روز دوشنبه به کمپین پزشکیان پیوست که با استقبال گسترده افکار عمومی روبرو شد؛ احتمالا در واکنش به همین استقبال از حضور طیب‌نیا بود که صدا و سیما ۴ مرتبه سوالات خود را با اشاره به سخنان چندین سال قبل طیب‌نیا مطرح می‌کرد. چندین مورد نیز برای طرح سوال از سخنان محمدجواد ظریف وام گرفته شده بود و قصد داشتند تا با سخنان افراد حاضر در ستاد پزشکیان، او را به چالش بکشند.

    مورد دیگر اشاره به دروغ «مزخرف بودن مسکن مهر» از سوی عباس آخوندی وزیر مسکن دولت روحانی بود که در بین سوالات طرح شده خودنمایی می‌کرد.

    جلیلی پاس گل های صداوسیما را اوت زد

    اینها اما فقط سوال نبودند؛ بلکه پاس گل‌هایی بودند که صدا و سیما به برادر قائم‌مقامش می‌داد؛ که البته به اوت زده می‌شدند.

    وقتی این سوالات بر مبنای اظهارات دیگران از پزشکیان طرح می‌شد، در ادامه جلیلی با استفاده از این سوالات قصد داشت ماموریت ناتمام دوستانش در سازمان را تمام کند و با تاسی به آنها قصد به چالش کشیدن رقیبش را داشت.

    در واقع این سوالات سانترهایی بود که برای جلیلی در محوطه جریمه پزشکیان ارسال می‌شدند و او نیز نتوانست به خوبی از آنها بهره‌برداری کند.

    اوج این اقدام، وقتی بود که مجری از پزشکیان درباره اظهارات علی عبدالعلی‌زاده رئیس ستاد او در قامت وزیر مسکن دولت خاتمی در سال ۱۳۸۴ یعنی ۱۹ سال پیش پرسید؛ بعد از این سوال و پاسخ پزشکیان بود که جلیلی همین خط سوالات طرح شده توسط سازمان برادرش را ادامه داد.

    نکته دیگر دو بار اشاره پزشکیان به فعالیت‌های برخی فعالان و ستادهای محمدباقر قالیباف به نفع او بود؛ او وقتی‌می‌خواست درباره حامیانش بگوید، دو مرتبه در زمان‌های گوناگون تاکید کرد که ستادهای قالیباف‌ هم الان آمده‌اند و با ستادهای من کار می‌کنند.

    این دو بار تاکید درباره کمپین‌های‌ قالیباف برای جلیلی و خود قالیباف سنگین است، از یک سو از پزشکیان خبر از گسیل نیروهای ستادی رقیب دور اولش و حامی دور دومش، به ستاد رقیب اول و دومش می‌شنید؛ و برای قالیباف‌ ازین بابت که اگر واقعا در جریان این امر نبوده، شنیدن این موضوع از برنامه زنده، برایش شوکه کننده خواهد بود.

    صدای جلیلی می لرزید و فریاد می زد /لبخندها هیستریک و مشت ها گره کرده

    اما به غیر پاس گل‌های صدا و سیما به جلیلی، عصبی بودن او به شدت به چشم آمده بود؛ او بعضا صدایش می‌لرزید و بیشتر اوقات را به فریاد زدن موضع صحبت و پریدن وسط سخن پزشکیان قصد داشت فضا را به نفع خود بچرخاند.

    شاید مهمترین موضوعی که در مناظره ملموس بود، نوع کلام جلیلی باشد؛ در کنار عصبی بودن و لبخندهای هیستریک و مشت کردن دستان و …، کلام جلیلی بود؛ در مناظره‌های دور اول جلیلی و پوششی‌هایش و در این دو مناظره، با استفاده از تاکتیک محمود احمدی‌نژاد در مناظره‌های سال ۸۸ در حال پیش‌برد اهدافشان بودند.

    تاکتیک احمدی نژادی سعید جلیلی

    آنها بجای ارائه برنامه‌های خود و صحبت درباره برنامه‌های طرف مقابل، مداوم طرف روبرو را نماینده یا ادامه چهره‌های‌ دیگری معرفی می‌کردند و می‌کنند.

    احمدی‌نژاد در سال ۸۸، در مناظره با میرحسین موسوی، مداما در حال صحبت پیرامون هاشمی رفسنجانی و اعضای ستاد میرحسین بود؛ این مناظره‌ها هم پوششی‌ها و جلیلی نامزد اصلی‌ پوششی‌ها نیز دقیقا همین تاکتیک را با جایگزینی روحانی و ستاد پزشکیان اجرا کردند.

    به عبارت دیگر جلیلی در حال مناظره با غایبان و سایه‌ها بود تا شاید بتواند از آن تاکتیک روانی بهره ببرد؛ جلیلی بیش از آنکه حرفی در آستین داشته باشد، تاکتیک‌های جنگ روانی داشت که به خودش برگشت.
    در مجموع جلیلی با مشت بسته وارد این دور از انتخابات شد و با مشت باز و پر از خالی آخرین برنامه‌ها و سخنرانی‌هایش را می‌گذراند؛ دولت سایه‌ای که با سایه‌ها می‌جنگد و مشتش باز شده است.

  • به طرف غائب فرصت پاسخگویی بدهید!

    به طرف غائب فرصت پاسخگویی بدهید!

    به گزارش اقتصادران، دفتر هفتمین رئیس‌جمهور ایران در نامه‌ای به رئیس سازمان صداوسیما، خواستار تخصیص فرصت پاسخ به ادعاها و اتهامات برخی داوطلبان در جریان میزگردها و اولین مناظره انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم، علیه حسن روحانی و دولت وی شد.

    بسمه تعالی

    جناب آقای دکتر پیمان جبلی

    رئیس محترم سازمان صداوسیما

    با سلام

    احتراماً به اطلاع می‌رساند ادعاهای مطرح شده در نخستین مناظره نامزدهای محترم انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم در شامگاه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳ و برخی برنامه‌های دیگر توسط برخی از کاندیداها درباره دکتر حسن روحانی و دولت ایشان، مصداق بازر نشر اکاذیب و افترا علیه اشخاص حقیقی و حقوقی است که طبق قانون، کمیسیون تبلیغات انتخابات باید مهلت زمانی مشخصی برای دفاع طرف غائب در نظر بگیرد.

    امید است که سازمان صداوسیما برخلاف رویه سابق خود با فراهم کردن این فرصت مطابق قانون به دکتر روحانی یا نماینده ایشان، امکان پاسخ به شبهات و تهمت‌های متعدد چند نفر از کاندیداها را فراهم نماید که برنامه مناظره نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم را تبدیل به جلسه اتهام‌زنی به دولت‌های یازدهم و دوازدهم کرده و عملاً توصیه صریح مقام معظم رهبری مبنی بر رعایت اخلاق انتخاباتی را نادیده گرفته‌اند.

    دفتر هفتمین رئیس‌جمهور ایران

  • مصطفی پورمحمدی از دست صداوسیما ناراحت شد!

    مصطفی پورمحمدی از دست صداوسیما ناراحت شد!

    به گزارش اقتصادران، ستاد انتخاباتی مصطفی پورمحمدی در نامه‌ای به صداوسیما خواست اصل بی‌طرفی را در مواجهه با نامزد‌های انتخاباتی رعایت کند.

    متن کامل نامه به شرح زیر است:

    احتراماً باستحضار می‌رساند برنامه گفت‌وگوی ویژه جناب حجت الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی کاندیدای دوره چهاردهم ریاست جمهوری اسلامی ایران روز شنبه ١٤٠٣/٠٣/٢٦ ساعت ٢٢ در شبکه خبر همزمان با پخش سریال پربیننده شبکه یک است.

    نظر به رعایت اصل بی طرفی در مواجهه با نامزد‌های مختلف خواهشمند است ترتیبی اتحاذ فرمایید تا با تعویق پخش سریال شبکه یک امکان استفاده مردم ایران از گفتگو‌ها و اظهارنظر‌های کاندیدای محترم فراهم آید.

    لازم به ذکر است این مهم در خصوص کاندیدای دیگر از جمله آقایان سعید جلیلی با تعویق پخش سریال به مدت ٢٤ دقیقه و محمدباقر قالیباف به مدت ۲۱ دقیقه صورت گرفته است.

  • جزییات برنامه مناظرات انتخاباتی / چه کسی مجری مناظره‌هاست؟

    جزییات برنامه مناظرات انتخاباتی / چه کسی مجری مناظره‌هاست؟

    به گزارش اقتصادران، هر روز بحث مناظرات تلویزیونی داغ‌تر می‌شود؛ روزی گمانه‌زنی‌ها درباره مجری آن به اوج خودش می‌رسد و روزی هم دکور و طراحی و دیگر جزئیات آن.

    پیگیری‌ها از صدا و سیما نشان می‌دهد تا این لحظه به جهت کمبود زمان تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری، رسانه ملّی ۵ مناظره ۴ ساعته را درنظر گرفته که از شبکه یک سیما روی آنتن خواهند رفت. در حالی‌که پیش از این ۳ مناظره ۴ ساعته تلویزیونی درنظر گرفته می‌شد.

    این بار هر نامزد ریاست‌جمهوری فرصت بیشتری برای حضور در مناظرات تلویزیونی خواهد داشت.

    در روزهایی که طراحی دکورها و آماده‌سازی استودیوهای انتخاباتی پیش می‌رود بحث مجری مناظرات هم به اوج خودش رسیده است. بنابر پیگیری ها تا این لحظه مهدی مهدی قلی از مجریان سیاسیِ تلویزیون به عنوان مجری مناظرات تلویزیونی انتخاب شده است.
    مجری مناظره‌های انتخاباتی سال‌های ۱۴۰۰، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۲ مرتضی حیدری بود که از شبکه یک سیما پخش می‌شد. در حالی‌که نام‌های دیگری همچون  محمدجعفر خسروی (مجری قدیمی تلویزیون)، کامران نجف‌زاده (خبرنگار قدیمی و مجری این روزهای برنامه «برمودا»)، المیرا شریفی‌مقدم (مجری و گوینده تلویزیون) و مهدی مهدی‌قلی (مجری تلویزیون) به گوش می‌رسید، بنابر پیگیری‌های انجام شده قرار است تا این لحظه، مناظرات تلویزیونی انتخابات ریاست‌جمهوری را مهدی مهدی قلی اجرا کند.
    اتفاقی که تا این لحظه قرار است بیفتد و این مجری که در دوره‌های گذشته گریم شده به عنوان مجری جایگزین در کنار مرتضی حیدری حضور داشت و  آماده‌باش از نزدیک، شاهد برگزاری مناظره‌های دوره‌های قبل روی آنتن زنده بوده است.

    همچنین گفت‌وگوی ویژه خبری برای هرکدام از نامزدها، اختصاص کانال اختصاصی تلوبیونی برای پخش برنامه‌های زنده و ضبطی به هر یک از نامزدها، دو مستند تلویزیونی ۳۰ دقیقه‌‌ای، دو مستند رادیویی ۳۰ دقیقه‌ای، ستادهای تبلیغاتی هر یک از نامزدها همچنین می‌توانند دیدگاه‌های ایشان خطاب به مردم هر یک از استان‌ها را برای پخش در شبکه‌های صدا و سیمای استان‌ها در قالب یک برنامه بصورت رو به دوربین به تعداد استان‌ها تهیه کنند.

  • برنامه صدا و سیما بوی پوپولیسم و لمپنیسم می‌دهد! / ایرانی‌ها تیمور، چنگیز را هم بخشیدند و نام آن‌ها را بر فرزندانشان می‌گذارند!

    برنامه صدا و سیما بوی پوپولیسم و لمپنیسم می‌دهد! / ایرانی‌ها تیمور، چنگیز را هم بخشیدند و نام آن‌ها را بر فرزندانشان می‌گذارند!

    به گزارش اقتصادران، شبکه سه صدا و سیما به تازگی آیتم زنده‌ای را پخش کرده و در آن تصاویری از چند استاد برجسته علوم انسانی را منتشر کرده است. مجری جوان برنامه با لحنی طعنه‌آمیز و بدون توجه به رشته تحصیلی چهره‌هایی که در بک‌گراند نقش بسته‌اند خطاب به «آقایان جامعه‌شناس» می‌گوید: نمی‌دانم چرا در مورد «حضور ۱۰ میلیونی مردم» در مراسم وداع با رئیس جمهور سکوت کرده‌اند.

    مجری در ادامه باز هم بدون توجه به رشته تحصیلی مصطفی ملکیان که فلسفه است، او را در زمره جامعه‌شناس‌ها آورده و می‌گوید او و «امثال ملکیان»، علاوه بر «شرف حرفه‌ای، ادب را هم باخته‌اند.»

    حمله به ملکیان در یک آیتم دیگر صدا و سیما به نام «پاورقی» هم تکرار شد. مجری برنامه مدعی شد «این‌ها اینجوریند. یا شما به عنوان مردم طبق نظر آن‌ها رفتار می‌کنید، یا به شما بد و بیراه می‌گویند که چرا آنطور که ما دوست داریم انتخاب نکردید.»

    اشاره صدا و سیما به اظهاراتی از مصطفی ملکیان است که مدت‌ها پیش در توصیف ابراهیم رئیسی گفته بود او مایه تاسف است. ملکیان در یک گفتگوی رسانه‌ای گفته بود «من هم برای جامعه‌ای به ایشان رای دادند متاسفم هم برای خود ایشان، چون ما در ادبیات دینی داریم ملعون است کسی که در کاری داناتر از خودش را سراغ داشته باشد، اما متصدی آن کار شود؛ و بیش از ۷۰ میلیون نفر در این کشور داناتر از آقای رئیسی‌اند، اما ایشان رئیس‌جمهور شده است.»

    اظهارات توهین‌آمیز صدا و سیما خطاب به اساتید علوم انسانی با واکنش تند برخی چهره‌ها همراه شده است. علی ربیعی وزیر دولت روحانی در اکانت شخصی خود در شبکه ایکس (توییتر) از اساتید عذرخواهی کرده و خطاب به صدا و سیما نوشته: از پنجه کشیدن بر چهره علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی، چه بهره‌ای جز نفرت‌پراکنی، قطبی‌سازی و دور کردن قدرت و سیاست‌گذاران از فهم عمیق مسائل جامعه حاصل می‌شود؟ و حاصل آن، این شده است که شده.

    او در ادامه به یک کاسه کردن همه اساتید علوم انسانی در صدا و سیما ذیل رشته «جامعه‌شناسی» هم انتقاد کرده و نوشته: شما مدعیان، به قدری از دانش کم‌بهره هستید که حتی عنوان رشته تخصصی و علمی افراد مورد خطاب‌تان را هم نمی‌دانید. در این روز‌هایی که برای عبور از آن نیاز به همدلی داریم، برای این نوع تحرکات رسانه ملی متاسفم.

    بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه: برنامه صدا و سیما بسیار مبتذل است و بوی پوپولیسم و لمپنیسم می‌دهد

    بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه یکی از افرادی است که تصویر او در صدا و سیما تحت عنوان «جامعه‌شناسی» که باید نظر بدهد، اما نمی‌دهد، منتشر شد. عبدالکریمی به رویداد۲۴ می‌گوید: برنامه صدا و سیما مبتذل است و بوی پوپولیسم می‌دهد. او همچنین این انتظار را که نخبگان در مورد همه چیز نظر بدهند، کودکانه خوانده است.

     فکر می‌کنید چرا صدا و سیما در این موقعیت سراغ اساتید علوم انسانی آمده است و چرا با چنین ادبیات آمرانه‌ای قصد دارد آن‌ها را مجبور به اظهار نظر کند؟

    واقعیت این است که به هیچ‌وجه گمان ندارم که این‌گونه کج‌سلیقگی‌ها و بدرفتاری‌ها حاصل ذات و جوهری است که می‌توان آن را با نظام سیاسی کشور یا گفتمان انقلاب یکی گرفت. این گونه برنامه‌ها به هیچ وجه نه در تراز نظام سیاسی کشور است و نه در تراز رسانه‌ای که داعیه ملی بودن دارد. این گونه برنامه‌ها هم ارزش‌های انقلاب را تحقیر می‌کند و هم سطح رسانه‌ای را که قرار است ملی باشد و در مقام یک مرجع اجتماعی است، تنزل می‌بخشد.

    متاسفانه در جای جای کشور ما، در همه نهاد‌ها افرادی پشت گفتمان انقلاب پنهان شده‌اند که هیچگونه تربیت‌شدگی ندارند و قدرتشان را از پنهان شدن در پس گفتمان انقلاب و گفتمان حاکم بر جامعه می‌گیرند و از خود هیچ گونه اصالت، خودبودگی و اصالتی ندارند.

    هدف برخی افراد و جریانات از این گونه برنامه‌ها، بهره‌برداری‌های فردی، سیاسی و جناحی است. ویژگی آن‌ها این است که منافع ملی، آرمان‌های انقلاب، ارزش‌های دینی و اخلاقی جامعه را قربانی منافع شخصی یا جناحی خویش می‌کنند.

    این افراد و جریان‌ها حاصل اراده معطوف به قدرت و ثروت اشخاصی هستند که در صحنه علمی و فرهنگی و انقلابی کشور هیچ جایگاهی ندارند و نداشته اند.

    این برنامه‌ها بسیار مبتذل است و بوی پوپولیسیم و لمپنیسم می‌دهد. نشانه اش اینکه دست‌‌اندرکاران برنامه حتی تشخیص نمی‌دهند که یک استاد فلسفه یا روابط بین‌الملل یا متخص رسانه، جامعه‌شناس نیست و مرزی بین جامعه‌شناسی و فلسفه و علوم سیاسی و عطاری و نجاری قائل نیستند. این عدم تمیز، سطح فرهیختگی سازندگان برنامه را که در پس مجری جوان قرار دارند، نشان می‌دهد.

    به نظر من نیرو‌های راستین و وفادار انقلاب باید با این لمپنیسم و پوپولیسمی که صدا و سیما را اشغال کرده، مقابله کنند. همانطور که پیامبر اسلام بعد از جنگ تبوک به میان مردم برگشتند و فرمودند اکنون وقت جهاد اکبر است، فکر می‌کنم امروز مبارزه با لمپنیسم و پوپولیسمی که در گفتمان انقلاب خانه کرده و این گفتمان را خفه کرده و بدان آسیب‌های سنگینی وارد کرده است بخشی از وظیفه نخبگان جامعه و نخبگان راستین گفتمان انقلاب است.

    چرا فکر می‌کنند نخبگان جامعه باید در مورد همه چیز نظر بدهند؟

    این انتقاد که نخبگان جامعه باید در مورد همه چیز اظهارنظر کنند و در عین حال جوری اظهارنظر کنند که متناسب با خواست پاره‌ای از جریانات سیاسی فرصت‌طلب باشد که در هر شرایطی در جهت بسط منافع خودشان حرکت می‌کنند، کودکانه است.

    تصور می‌کنم در پس این برنامه‌ها نوعی فضا‌سازی برای انتخابات ریاست جمهوری نهفته است. برخی جریان‌ها می‌خواهند از این نمد برای خود کلاهی بسازند.

    کارکرد انتخاباتی آن چیست؟

    در جامعه‌ای که به شدت وحدت و انسجام ملی اش در خطر است و در هر مساله‌ای دو قطبی‌ها ظهور پیدا می‌کند، افرادی مثل من که می‌کوشند انسجام را به کشور برگردانند و حتی سکوتشان هم ناشی از خیرخواهی برای جامعه است، مورد ترور شخصیت از جانب برخی کوتوله‌ها و احمق‌های سیاسی یا افراد منفعت طلب قرار می‌گیرند.

    برنامه مذکور در شبکه سه مثل خیلی از برنامه‌های دیگر این سازمان بسیار خام و سطحی بود. نه بار عاطفی داشت و نه بار علمی و نه حتی به لحاظ رسانه‌ای و پروپاگاندا موفق بود.

    معمولا در جامعه دو قطبی، هرکس که با احساسات و عواطف یکی از قطب‌ها سازگار است باید مورد حمله قرار بگیرد. در هر دو طرف هم چنین است؛ بنابراین در برخی شرایط هر اظهارنظری به این دو قطبی‌ها دامن می‌زند. در واقع متأسفانه برخی از برنامه‌های صدای و سیما نیز در راستای دامن زدن به همین دو قطبی‌ها بود. به گمانم برخی از مسئولین صدا و سیما به این خودآگاهی نایل شده اند که باید بر این دو قطبی‌ها غلبه پیدا کرد لیکن برخی جریانات تندرو، که از جملۀ نافرهیختگان و ناپختگان سیاسی نیز هستند، مانع می‌شوند.

    ابراهیم فیاض استاد جامعه‌شناسی: ایرانی‌ها تیمور و اسکندر را هم بخشیدند و ایرانی کردند

    چرا مردم ایران حضور پرشماری در تجمع‌ها دارند؟

    زمان برگزاری بازی ایران و استرالیا، من کلاسم را در دانشکده برقرار کردم، اما بقیه کلاس‌ها را تعطیل کردند و رفتند. از کلاس که بیرون آمدم یک عده گفتند رفتیم جام جهانی. زیر پل گیشا یک عده جوان می‌رقصیدند و شادی می‌کردند. ساعت ۱۱ شب خبر دادند که در خیابان چه خبر است؟! حتی نیرو‌های امنیتی هول شده بودند که ممکن است اتفاقی بیافتد. در آن زمان تجربه این را نداشتند که عده‌ای برنامه‌ریزی نشده و گسترده به خیابان بریزند و اتفاقی هم رخ ندهد.

    زمان بازی ایران و آمریکا فهمیدند این که مردم به خیابان بریزند، خوب هم هست؛ بنابراین به جای اینکه وحشت امنیتی داشته باشند، تشویق هم می‌کردند.

    ایران یک جامعه تاریخی-تمدنی دارد. این را من نمی‌گویم، امیل دورانت و پوپر میگویند. ایران مدنیت عمیق دارد که به قبل یا بعد از انقلاب ربطی ندارد. قبل از انقلاب زمانی که ایران با اسرائیل مسابقه فوتبال داشت مردم تا ورزشگاه شیرودی پیاده رفتند و شعار سیاسی هم علیه اسرائیل دادند.

    ایران یک جامعه زنده و مدنی است و این را به شکل‌های مختلف نشان می‌دهد. حکومت هم فقط می‌تواند کمی دخالت کند، اما دخالت‌هایش ثمری هم ندارد. به عید نوروز نگاه کنید. یک زمان عراق می‌گفت خراسان هم برای عراق است؛ اما همین عراق چند روز پیش عید نوروز را تعطیل رسمی اعلام کرد. این همه ملی‌گرایی عربی و پان‌عربسیم به کجا رسید؟ مدنیت ایرانی گسترده و عمیق است.

    این مدنیت ایرانی، کارناوال‌ها را شکل می‌دهد. دخالت حکومت کار را خراب می‌کند. ایران باید هر روزش ده‌ها مناسبت داشته باشد.

    شرکت ایرانی‌ها در تجمع‌ها چه ارتباطی با مدنیت ایرانی‌ها دارد و چه کمکی به بازتولید آن می‌کند؟

    هرچه به این مناسبت‌ها در تقویم بیشتر اشاره کنید، معنا تولید می‌شود و مردم با این معنا آرامش می‌گیرند. به همین دلیل است که هرچه اول انقلاب تلاش کردند مناسبت‌های ملی مثل نوروز و سیزده بدر را حذف کنند و آن را معادل شرک بدانند، موفق نشدند.

    حضور در تشییع جناره‌ها چه معنایی تولید می‌کند؟ چه شرکت در تشییع جنازه فردی مانند مرتضی پاشایی بدون دخالت حاکمیت باشد، چه تشییع جنازه فردی مانند ابراهیم رئیسی با دخالت حاکمیت؟

    به نظر من همه این‌ها یک مقوله است. شما ببینید حتی افرادی که با ابراهیم رئیسی مخالفند هم در تشییع شرکت می‌کنند؛ چون می‌گویند می‌خواهند هویت ایرانی را حفظ کنند. طرفداران پاشایی هم دقیقا لحظاتی که جلوی بیمارستان بهمن جمع شده بودند، عده‌شان کم بودند، اما تا فردا شبش ببینید چه کسانی به جمعیت اضافه شدند؟

    امروز دچار خلا سرمایه اجتماعی و فرهنگی شدیم. مردم این را فهمیدند و علت مهاجرت‌ها هم همین است. مردم فهمیده‌اند که باید ایران را به جای نوسازی، بازسازی کنند و خودشان دست به کار شدند. در حاشیه شهرستانی مانند کازرون سالنی به نام ایران زمین هست که عکس پادشاهان ایران در آن نصب شده و همه روستایی‌ها در این سالن جمع می‌شوند و جشن‌های سنتی و روستایی می‌گیرند. در همین کازرون زمانی که هلیکوپتر سقوط کرد، بسیاری از افرادی که هیچ سنخیتی با حاکمیت ندارند از حادثه بسیار ناراحت شدند.

    آیا این که ایرانی‌ها بعد از مرگ افراد، مخالفت هایشان را فراموش می‌کنند، کارکرد عرفان ایرانی است؟

    بله. یک سوالی هست که ما در دانشگاه هم مطرح می‌کنیم. اینکه چرا ایرانی‌ها اسم بچه هایشان را چنگیز و تیمور و اسکندر می‌گذارند؟ کدام مردم اسم کسی را که به کشورش حمله کرده روی فرزندانش می‌گذارد؟

    بعضی‌ها در پاسخ می‌گویند ایرانی‌ها اول اسطوره‌سازی می‌کنند و بعد این چهره‌ها را از آن خودشان می‌کنند. مثلا می‌گویند چنگیز رگ و ریشه ایرانی داشته و پسر یک ایرانی بوده، یا اسکندر پسر داراب بوده است.

    اما به نظر من چیزی بیش از اینهاست. این بخشی از عرفان ایرانی است. کاری که عرفان ایرانی می‌کند این است که یک قلوه سنگ ناهموار و تیز را در رودخانه صیقل می‌دهد و به یک سنگ صاف و صاف تبدیل می‌کند. به همین دلیل هم در طول تاریخ، دشمنانش را کم نپذیرفته است.

    در همین راستا هم میبینیم کسانی که خیلی مخالف افرادی مانند رئیسی بودند، در مراسم تشییع شرکت می‌کنند. این کارکرد عرفان ایرانی است.

    همین خاصیت ایرانی‌ها هم سبب می‌شود به محض اینکه اراده کنیم، ارتباطمان با جهان عادی خواهد شد. در آینده نه چندان دور اگر راه مصر باز شود، ایرانی‌ها به سمت مصر سرازیر می‌شوند. این بخشی از سعه‌صدر ایرانی هاست که حواشی سیاسی را از بین می‌برند.

    آیا نقدی به این سعه‌صدر ایرانی وارد نیست؟

    پیشرفت، تمایزیافتگی می‌خواهد. دوگانگی و رقابت عامل رشد کشور است. اینکه ایرانی‌ها با عرفان فورا سراغ شکل دادن فراساختار‌ها می‌روند. در نمونه تشییع جنازه همین اتفاق افتاده و فراساختار شکل گرفته و تضاد‌های ساختاری را از بین برده است. شما ببینید ما هشت سال با عراق جنگیدیم، اما وقتی می‌خواهیم نجف و کربلا برویم، فراساختار‌هایی شکل می‌دهیم که تضاد‌های بین ایران و عراق را از بین ببریم گویی هیچ جنگی رخ نداده است. این رویکرد مانع پیشرفت است.

    اما رک بگویم، ایرانی‌ها پیشرفت نمی‌خواهند، چون عرفان پیشرفت را برنمی‌تابد و دائما بازگشت به گذشته دارد. این کارکرد عرفان، برعکس فلسفه است. ایرانی‌ها فیلمی که آخرش خوش نباشد را نه دوست دارند، نه قبول دارند. ایرانی‌ها دوقطبی را هم دوست ندارند. سریع می‌خواهند مخاصمه را رها کنند. بازسازی اجتماعی در ایرانی‌ها به صورت تاریخی قوی بوده. با همین رویکرد، تیمور و اسکندر را هم ایرانی می‌کنند.