برچسب: صدا و سیما

  • در صدا و سیما غذاهایی آموزش داده می شود که طبقه‌ی کارگر به خواب شب هم نمی‌توانند ببینند

    در صدا و سیما غذاهایی آموزش داده می شود که طبقه‌ی کارگر به خواب شب هم نمی‌توانند ببینند

    به گزارش اقتصادران، صداوسیما با پول بیت‌المال اداره می‌شود و باید صدای اکثریت مردم باشد، نه یک گروه خاص، اما اینگونه نیست. کارگران و بازنشستگان مدت‌هاست که دل خوشی از برنامه‌های رنگارنگِ این به اصطلاح رسانه‌ی ملی ندارند، رسانه‌ای که در ماهیت متعلق به مردم است اما صدای مردم نیست.

    «خسرو رنجبر» فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی در این رابطه می‌گوید: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که طبق قانون اساسی باید بازتاب‌دهنده‌ی خواست‌ها و واقعیت‌های جامعه باشد، این روزها در برنامه‌های خود شکافی عمیق با زندگی مخاطبان کم‌درآمد جامعه ایجاد کرده است.

    به گفته وی، یکی از ایرادات اساسی این رسانه، پخش برنامه‌های پرزرق و برق آشپزی‌ست، مجریان رو به دوربین می‌ایستند، لبخند می‌زنند و غذاهایی طبخ می‌کنند که در این دوره و زمانه، طبقه‌ی کارگر به خواب شب هم نمی‌توانند ببینند، حتی مواد اولیه این غذاها را به دلیل گرانی سرسام آور نمی‌توانند تهیه کنند.

    رنجبر با بیان اینکه «اما سؤال اینجاست که آیا تولید و پخش برنامه‌هایی که در آن غذاهایی با هزینه‌ای بالغ بر هفتصد هزار تومان برای هر وعده آموزش داده می‌شود، با شرایط معیشتی اکثریت جمعیت هشتاد میلیونی ایران که با تورم شدید دست و پنجه نرم می‌کنند، همخوانی دارد» ادامه می‌دهد: مردم تهیدستی که به اذعان داده‌های رسمی وزارت کار بیش از ۵۰ یا ۶۰ درصد آنان زیر خط فقر هستند و نمی‌توانند اجاره خانه بدهند، چطور می‌توانند مخاطب چنین برنامه‌های خوش رنگ و لعابی باشند؟

    او تاکید می‌کند که «با گرانی بی‌رویه قیمت نان، حتی بخشی از مردم فقیر ایران، قدرت خرید نان به اندازه کافی را هم ندارند و در صف نانوایی هم دست و دل‌شان می‌لرزند، این گروه وقتی پای تلوزیون می‌نشینند و برنامه‌های آشپزی یا سریال‌های لاکچری را می‌بینند، واقعاً چه حسی پیدا می‌کنند؟»

    این فعال صنفی می‌افزاید: امروزه بسیاری از مواد غذایی اولیه از سفره خانوارها حذف شده‌اند؛ غذاهای سنتی مانند کله‌پاچه با قیمت‌هایی سرسام‌آور (حدود یک و نیم میلیون تومان) به کالایی لوکس تبدیل شده‌اند. افزایش قیمت مواد اولیه‌ای مانند لوبیا چیتی (کیلویی پانصد هزار تومان) پختن غذاهای ساده‌ای مانند آش رشته را برای بسیاری از مردم دشوار کرده است. در همین راستا چند سالی است که مردم گرسنه و فقیر به دلیل همین گرانی‌ها، از نذری‌ها هم محروم شده‌اند.

    به اعتقاد وی، پیامدهای این فقر گسترده را می‌توان در آمارهای نگران‌کننده‌ی نهادهای انتظامی کشور نیز مشاهده کرد. پلیس از افزایش قابل توجه جرائم علیه اموال و اشخاص، از جمله کیف‌قاپی، اخاذی و دزدی  خبر داده که بی‌شک ریشه در مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه دارد.

    رنجبر در پایان می‌گوید: در چینن شرایطی، آیا اگر کلیه برنامه‌های صدا و سیما به جز اخبار را تعطیل کرده و هزینه آن را سرشکن مردم ایران کنند، نتیجه بهتری حاصل نخواهد شد؟ چه فایده از تماشای سریال‌هایی که نمایشی از ثروت و تجمل است و زندگی خانواده‌هایی را نشان می‌دهد که دغدغه‌هایشان، دغدغه‌های مردم نیست؟‍

  • صداوسیما؛ بودجه میلیاردی، مخاطب ۱۰ درصدی! / سیاست صداوسیما؛ چرا بخریم وقتی می‌توانیم بدزدیم؟

    صداوسیما؛ بودجه میلیاردی، مخاطب ۱۰ درصدی! / سیاست صداوسیما؛ چرا بخریم وقتی می‌توانیم بدزدیم؟

    به گزارش اقتصادران، ابتدای هفته علیرضا دهقانی اظهاراتی عجیب به زبان آورد. او گفت: «مردم ایران فوتبال را رایگان تماشا می‌کنند و حتی غر هم می‌زنند؛ در حالی که در کشور‌های دیگر، مردم باید برای دیدن بازی‌ها هزینه پرداخت کنند.»

    این جان کلام او بود. دهقانی در این میان، فکت‌های نادرستی هم بیان کرد؛ از جمله این‌که «دلیل پر بودن استادیوم‌ها در کشور‌های صاحب فوتبال این است که تماشای تلویزیونی گران‌تر از خرید بلیت ورزشگاه است!»

    این جملات موجی از واکنش‌ها را در رسانه‌ها برانگیخت تا جایی که دهقانی در مصاحبه‌ای با ایسنا توضیح داد منظورش از «غر زدن» این بوده که هواداران بعد از باخت تیم محبوبشان به گزارشگر فحاشی می‌کنند. اما این توضیح نه تنها ماجرا را جمع نکرد، بلکه واکنش‌های جدیدی هم ایجاد کرد.

    در نتیجه، بار دیگر موضوع حق پخش تلویزیونی، عدم پرداخت آن به باشگاه‌ها، پخش غیرقانونی مسابقات خارجی، تبلیغات آزاردهنده و ادعا‌های گزارشگران وسط آمد.

    حق پخش؟ زورمان زیاد است، نمی‌دهیم!

    تقریبا هر کسی که در ایران فوتبال نگاه می‌کند می‌داند سال‌هاست حق پخش تلویزیونی مطالبه مردم، باشگاه‌ها، رسانه‌ها و کارشناسان بوده است. مجلس شورای اسلامی بار‌ها برای حل این مساله وارد عمل شده و قوانینی وضع کرده که بیشتر به نفع صداوسیما تمام شده تا فوتبال.کل ماجرای حق پخش باشگاه‌ها را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: «صداوسیما زورش زیاد است، حق پخش نمی‌دهد.»

    نه مطالبه عمومی و نه حتی قانون هم نتوانسته‌اند این سازمان را وادار به پرداخت کنند. طبق برآورد رسانه‌ها، در پایان فصل گذشته لیگ برتر، صداوسیما از محل پخش مسابقات فوتبال حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان درآمد داشت. این در حالی است که طبق گفته مدیران باشگاه‌ها، کل گردش مالی فوتبال ایران سالانه حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان است.

    یعنی اگر صداوسیما تنها یک‌ششم درآمدش از فوتبال را به خود فوتبال برگرداند، تیم‌ها از هر هزینه‌ای معاف خواهند شد؛ و اگر حق پخش به طور کامل پرداخت شود، حتی امکان رقابت باشگاه‌های ایرانی با تیم‌های ولخرج عربستانی فراهم خواهد شد.

    در دنیا، ۷۰ درصد درآمد باشگاه‌ها از حق پخش تأمین می‌شود. تنها فصل گذشته لیگ برتر انگلیس، شبکه‌های اسکای و تی‌ان‌تی مبلغ ۶.۷ میلیارد پوند بابت حق پخش پرداخت کردند.

    با این اوصاف، وقتی دهقانی گفت مردم ایران فوتبال رایگان می‌بینند، بسیاری از کابران خطاب به صداوسیما نوشتند شما سال‌هاست با گردن کلفتی حق پخش باشگاه‌ها را به جیب می‌زنید و حالا دو قورت و نیمتان هم باقی است؟

    سیاست صداوسیما؛ چرا بخریم وقتی می‌توانیم بدزدیم؟

    صداوسیما نه تنها به باشگاه‌های داخلی پولی بابت پخش نمی‌دهد، بلکه برای مسابقات خارجی هم هزینه‌ای پرداخت نمی‌کند. این سازمان سال‌هاست با دزدی سیگنال از شبکه‌های اینترنتی و ماهواره‌ای، مسابقات فوتبال باشگاهی لیگ‌های معتبر و رقابت‌های باشگاهی قاره‌ای خارجی را پخش می‌کند.

    این کار مشکلات زیادی هم برای فوتبال کشورمان ایجاد کرده، اما برعکس فوتبال‌های داخلی که گاهی اعتراض هواداران و باشگاه‌ها را به دنبال دارد هنگام پخش فوتبال‌های خارجی دیگر حتی همان اعتراض‌ها هم در کار نیست. 

    ماجرا وقتی آزاردهنده‌تر می‌شود که صداوسیما مسابقات خارجی را با تبلیغات سنگین، لوگو‌های وسط زمین، زیرنویس‌های متعدد و حتی تغییر تبلیغات محیطی استادیوم‌ها به نمایش می‌گذارد. یعنی نه تنها هیچ هزینه‌ای بابت حق پخش نمی‌دهد، بلکه از این دزدی حداکثر درآمدزایی را هم می‌کند. فقط کم مانده وسط پخش بازی یک نفر در خانه آدم را بزند و از طرف صداوسیما ویزیتوری کند!

    هواداران بعد از اظهارات دهقانی با کنایه خطاب به صداوسیما نوشتند کاش حداقل بابت پخش آن مسابقات خارجی پولی پرداخت کرده بودید بعد این حرف‌ها را می‌زدید!

    کدام پخش رایگان؟ درآمد صداوسیما از جیب مردم است!

    پاسخ اصلی به اظهارات دهقانی این جمله بود: «پخش رایگان؟ کدام رایگان؟ شما پولش را پیشاپیش از جیب مردم گرفته‌اید.»

    واقعیت هم همین است. صداوسیما یکی از انحصاری‌ترین نهاد‌های ایران است که با وجود بودجه سالانه ۳۵ هزار میلیارد تومانی از بیت‌المال، توان تأمین هزینه‌های خود را ندارد و قافیه را به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور به شدت باخته است. این بودجه از محل فروش نفت، گاز و منابع ملی مردم ایران تامین می‌شود؛ در حالی‌که میزان مخاطبان برنامه‌های صداوسیما کمتر از ۱۰ درصد برآورد می‌شود.

    پس هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند فوتبال یا هر برنامه‌ای در این رسانه رایگان پخش می‌شود. برعکس، صداوسیما باید ممنون فوتبال باشد که مردم به همین بهانه پای تلویزیون می‌نشینند، وگرنه همان چهار تا مخاطب باقی‌مانده را هم از دست می‌داد.

    فکت‌های اشتباه آقای «استاندارد»!

    دهقانی در دفاع از خود گفته همیشه گزارش‌های «استانداردی» داشته و به ندرت اشتباه کرده است. اما در همان چند جمله جنجالی چندین خطای فاحش وجود داشت. نخست، ادعای «رایگان بودن» پخش مسابقات از صداوسیماست که در بالا به آن اشاره شد. دومین مورد این جمله بود که «در خارج تماشای فوتبال در استادیوم ارزان‌تر از تماشای مسابقات در خانه است.» برای بررسی این ادعا آمار زیر را مطالعه کنید.

    طبق گزارش خبرآنلاین، هزینه بلیت بازی معمولی در انگلیس حدود ۳۰ تا ۴۰ یورو است (۴.۲ تا ۵.۷ میلیون تومان). هزینه حمل‌ونقل هم حدود ۲۱ تا ۳۰ یورو است. مجموعا هر بازی بین ۶۰ تا ۸۰ یورو (۸.۵ تا ۱۲.۱ میلیون تومان) برای یک تماشاگر آب می‌خورد.

    در مقابل، هزینه اشتراک تلویزیونی یک فصل کامل فوتبال حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ یورو است (۶۴ تا ۷۱ میلیون تومان). اگر یک هوادار فقط ۱۰ بار به استادیوم برود، باید ۸۰۰ یورو خرج کند، در حالی که با همان مبلغ می‌تواند همه بازی‌های فصل را در خانه ببیند.

    پس برخلاف ادعای دهقانی، تماشای تلویزیونی در خارج نه تنها گران‌تر نیست، بلکه بسیار به‌صرفه‌تر است.

    دست از سر مردم بردارید!

    در میانه تلاش برای پاسخگویی به اظهارات گزارشگر تلویزیون که حتما چکیده دیدگاه بسیاری از مدیران این نهاد ورشکسته است (همه می‌دانند بسیاری از مدیران صداوسیما تصور می‌کنند بابت پخش این برنامه‌های مشعشع در حال لطف به مردم ایران هستند). در نهایت، بسیاری از مردم با خنده به این جنجال واکنش نشان دادند و گفتند: «از صداوسیما چه انتظاری دارید؟»

    واقعیت این است که سازمانی با کمترین مخاطب، از دست دادن مرجعیت رسانه‌ای، و شکست در رقابت حتی با برنامه‌های زرد یوتیوبی مثل عشق ابدی، اصلا ارزش پاسخگویی ندارد.

    مخاطبان در پیام‌هایشان خطاب به گزارشگران تلویزیون نوشتند:

    «فوتبالتان را پخش کنید و دست از سر ما بردارید!»

  • بازدید سرزده رئیس‌جمهور از شبکه خبر / پزشکیان: در ۱۲ روز جنگ، دختر و داماد من حاضر نبودند یک لحظه من را ترک کنند / کسانی که درست یا غلط به زندان بردیم، پای ایران ایستادند

    بازدید سرزده رئیس‌جمهور از شبکه خبر / پزشکیان: در ۱۲ روز جنگ، دختر و داماد من حاضر نبودند یک لحظه من را ترک کنند / کسانی که درست یا غلط به زندان بردیم، پای ایران ایستادند

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان صبح شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴ یک روز پس از روز خبرنگار با بازدید سرزده از شبکه خبر در گفت‌وگویی با مجری این شبکه روز خبرنگار را تبریک گفت و از خداوند برای خبرنگاران آرزوی توفیق و سربلندی در ارائه خدمات خود کرد و افزود: حضور ما پیامی است برای شما که بگوییم زحمات شما عزیزان را قدردان هستیم. همین است که اسرائیل این جا را جزو مکان‌هایی قرار داد که باید بزند، حاکی از آن است که از خبر و آگاهی مردم واهمه دارد.

     

    رژیم صهیونیستی از آگاهی مردم واهمه دارد

    وی با بیان این‌که «در دنیا یکسری از خود فروخته‌ها اخبار را بر اساس نیت‌های شوم استعمارگران و متجاوزان مدیریت می‌کنند» ادامه داد: اما ما در عین حال خبرنگاران آگاه و از خودگذشته‌ای چه در ایران و چه در منطقه و چه در غزه داریم که صدای مظلومیت و تجاوز صهیونیست‌ها در منطقه را به گوش جهانیان می‌رسانند و در این مسیر حتی خیلی‌ها جان خود را از دست می‌دهند. این قابل قدردانی است. بسیار ارزشمند است. ما  از این خبرنگاران به خاطر تلاش‌های بی‌وقفه‌ای که انجام می‌دهند از صمیم قلب قدردانی می‌کنیم.

    وی تصریح کرد:  در دوران جنگ ۱۲ روزه، با تعاملی که رسانه‌ها داشتند، علی‌رغم این‌که رسانه ملی مورد هدف قرار گرفت اما روند اخبار ادامه یافت. این‌ها تصور می‌کردند که با زدن صدا و سیما دیگر خبری منتشر نخواهد نشد. پیام‌رسانی‌ها کاملا قطع خواهد شد. فرماندهان و دانشمندان و نیروی انتظامی ما را زدند. این‌ها به دنبال شورش و هرج و مرج در کشور با این اقدامات بودند. اما به سرعت هم فرماندهان ما جایگزین شدند و هم مدیریت علمی هم‌چنان کار خود را ادامه داد. صدا و سیما نیز حتی برای یک لحظه نیز از فعالیت خود دست برنداشت، نه تنها دست برنداشت بلکه با پیام‌ها و جلسات و گفت‌وگوهایی که داشت و انتشار تصاویر، نفوذ و صداقت خود را خیلی بهتر از گذشته نشان داد.

    صهیونیست‌ها نبودند، آمریکا قصد داشت کشور ما را به سوی نیت‌های خود سوق دهد

    رئیس‌جمهور تاکید کرد: همکاری مردم عزیز کشور هم بسیار جای قدردانی دارد؛ طبیعتا صداها، پیام‌ها و همراهی‌هایی که در مملکت ما شکل گرفت، صهیونیست‌ها را وادار کرد تا بپذیرند که نمی‌توانند. البته تصور نمی‌کنم که صهیونیست‌ها این کار را کردند، بلکه این آمریکا بود که در حقیقت با عوامل خود قصد داشت کشور ما را به نیت‌هایی که دارد سوق دهد، اما با تلاش و زحماتی که شما در بستر اطلاع‌رسانی انجام دادید و مشارکتی که سایر بخش‌های کشور از جمله ارتش، سپاه، نیروی هوایی و پدافند کشور ما داشتند، دشمن مجبور شد دست از تجاوز خود بردارد.

    وی افزود: به ظاهر ادعا کرد که پیروز شده است اما واقعیت این است که پیروزی با ملت ما بود. مقاومتی که شکل گرفت، افتخارآفرین بود. با روندی که بود، طبیعتا ما هم باید در صحنه می‌بودیم. همان روزی که اینجا را زدند، قبل از آن جلسه‌ای که داشتیم را زدند. ولی در آن‌جا نیز ناموفق بودند. ما در ۱۲ روز جنگ تحمیلی با تمام وزارتخانه‌ها جلسه برگزار کردیم تا در محل‌های لازم حضور پیدا کنند و تعاملاتی که باید صورت می‌گرفت، برنامه‌ریزی شد.

    دولت باید خدماتی را به مردم ارائه می‌کرد، در هیچ قسمتی کسری و کمبود نداشتیم

    وی خاطرنشان کرد: دولت در این ۱۲ روز باید خدماتی را به مردم عزیز ارائه می‌کرد، در هیچ قسمتی کسری و کمبود نداشتیم. آرامش  در ارائه خدمات چه در کالاهای اساسی و چه در خدمات عمومی در کشور کاملا قابل مشاهده بود. رسانه ملی نیز این را به تصویر کشید.  از عزیزانی که خدمتگزار مردم بودند، قدردانی می‌کنم. صدا و سیما نیز کارهای خود را به سرعت ساماندهی کرد. این ها همه قابل قدردانی است. به خصوص روندی که صداو سیما برای اطلاع رسانی و انتشار اخبار در آن ۱۲ روز داشت، بی‌سابقه بود. خود به خود در دنیا خود را مطرح کرد.

    پزشکیان بیان کرد: روند ایجاد انسجام و وحدت که در آن ۱۲ روز از رسانه ملی پخش شد و این پیام که همه مردم ایران برای دفاع از تمامیت کشور حضور دارند، کاملا به گوش همگان رسانده شد. این در ایجاد انسجام و وحدت برای دفاع خیلی موثر بود. ما از همه عزیزانی که در ایجاد این وحدت و انسجام تلاش کردند، قدردانی می‌کنیم.

    حتی کسانی که درست یا غلط به زندان بردیم، پای ایران ایستادند

    وی یادآور شد: امروز را که بخاطر به شهادت رسیدن عزیزان ما در افغانستان، نام شهید محمود صارمی، برای گرامیداشت روز خبرنگاران نامگذاری شده است گرامی داشته و از همه خبرنگاران تشکر و قدردانی می‌کنیم.

    وی تاکید کرد: ما انتظار داریم همچنان پیامی که از رسانه‌ها به گوش مردم می رسد،  پیام دفاع از تمامیت ارضی کشور و پیام وحدت و انسجام همه قومیت‌ها، سلایق، جریان‌هایی باشد که در کشور تلاش می‌کنند و در این ۱۲ روز نشان دادند که علی‌رغم همه اختلاف‌ها برای دفاع از کشور همه پای ایران ایستاده اند. حتی کسانی که ما انتظار نداشتیم و ما برخی از آنان را به زندان برده بودیم، حال درست یا نادرست، برخوردهایی کرده بودیم، آمدند و پای ایران ایستادند. رسانه نیز همدلی و وحدت را ایجاد کرد.

    رئیس جمهور خاطر نشان کرد: هم از این افراد قدردان هستیم و هم از رسانه که توانست این وحدت را تقویت کند. ان شاالله رسانه بتواند این روند را با قدرت ادامه دهد. ایران ما برای همه ایرانیان است و ایرانیان با قدرت از کشور خود چه آنهایی که در داخل هستند و چه آنهایی که  در خارج هستند، دفاع خواهند کرد.  ان شاالله این پیام با قدرت از رسانه ملی منتشر خواهد شد.

    وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که برای حفظ این وحدت و انسجام خبرنگاران چه کاری می توانند انجام دهند، بیان کرد: من فکر می کنم نقشی که خبرنگاران برای حفظ این انسجام دارند، نقش کلیدی است. ما خیلی نقاط مشترک داریم. طبیعتا نقاطی هم داریم که سلایق ما باهم نمی خواند. بارها گفتم و باز از  رسانه ملی تکرار می کنم. ما در خانواده خود مثلا در این جریان ۱۲ روز جنگ، دختر و داماد من حاضر نبودند یک لحظه من را ترک کنند. می گفتیم بروید دنبال کارتان، بگذارید ماهم کارمان را کنیم. اما حاضر بودند با ما حتی تا پای جان بیایند. حتی زمانی که کرونا گرفتم، آمدند پیش من بودند و کرونا گرفتند. همین بچه ها حاضرند به خاطر من جان خود را بدهند. اما وقتی باهم بحث می کنیم، خیلی وقت ها حرف مرا قبول نمی کنند. گاهی هم اگر زیاد چانه بزنیم ممکن است که به دعوا بکشد.

    وی در ادامه بیان کرد: می خواهم بگویم چه در خانواده ها  و چه بین زن و شوهرها و چه در جامعه، قرار نیست اگر باهم به توافق نرسیدیم بگوییم که ما دشمن هستیم و راه ما باهم فرق می کند. رسانه ها می توانند این تفاوت ها روشن بگویند. وقتی من یک ایده دارم، معنی این نیست که من با شما دشمن هستم. ممکن حرف من با آنچه که شما می گویید تفاوت داشته باشد.  خیلی از طلاق ها به خاطر همین حرف های ساده است. اگر بپذیریم که اختلاف ها وجود دارد و از کنار آنان در حد خود عبور کنیم، مشکل حل خواهد شد.

    پزشکیان تصریح کرد: ایران ما در این تجاوز ۱۲ روزه نشان داد که همه آدم هایی که ما تصور می کنیم که ایران ما و یا حتی رهبری را قبول ندارند، اشتباه است. برای من غیرقابل تصور بود، در خیابان آدم هایی را می دیدم که پلاکارد به دست گرفته بودند و می گفتند جانم فدای رهبر که ما برخورد بدی با این ها می کردیم. یک دختر کاملا  بی حجابی که ما ممکن است آن را قبول نداشته باشیم، پشت رهبری ایستاد و از ایران  و تمامیت خاک ایران دفاع می کرد؛ حالا قیافه او اینگونه است. اینکه ما تفاوت ها و سلایق گوناگون را بپذیریم و این تفاوت ها و سلایق گوناگونی را به چشم دشمنی نگاه نکنیم، مهم است. باید تلاش کنیم بر روی نقاط مشترک تمرکز کنیم. در یکسری جاها حتما باهم اختلاف داریم. این اختلاف ها به معنی دشمنی، ضدیت و تقابل با یکدیگر نیست.  رسانه ها و خبرنگاران اگر بتوانند این را به شکل شفاف بین ما و مردم  اعلام کنند، دعواها تبدیل به گفت وگو ها می شود. به جای اینکه دعوا کنیم، تحمل جلوه پیدا خواهد کرد.

    وی افزود: مثلا تحمل کن من این غذا را نمی خوادهم بخورم. من اینگونه به مسافرت نخواهم رفت. من این لباسی که شما می پوشید را اینگونه نمی پوشم. رسانه اگر بتواند این تفاوت ها را به تصویر بکشد هم ثبات و انسجام خانوادگی را می تواند تقویت کنیم و هم انسجام در جامعه را می توانیم تقویت کنیم. خیلی راحت یم شود از کنار اختلاف ها گذشت. دیر زن و شوهر دعوا نمی کنند. بعد جریان ها و گروه ها نیز  دست به دست هم می دهند برای ایران گام برمی دارند.

    وی در پایان بیان کرد:زمانی که ما مقام معظم رهبری و سیاست های تعیین شده داریم، باید سلایق گوناگون را بپذیریم. رسانه خیلی می تواند در این زمینه فرهنگ سازی کند. به جای اینکه در رسانه بنشینیم و اختلاف ها را بزرگ کرده و بعد تبدیل به یک شکاف کنیم، می توانیم اختلاف را یک نقاعده معمولی به حساب آورده و بپذیریم که در اصول اساسی باهم اشرتاک داشته و برای سربلندی ایران تلاش خواهیم کرد.روزخبرنگاران را به همه عزیزان تبریک گفته و امیدوار هستیم با رسالتی که شما دارید بتوانید این انسجام و وحدت به وجود آمده  را روز به روز قوی تر و محکم تر کنید.

  • مصاحبه عراقچی از صافی صداوسیما رد نشد / سعید جلیلی و برادرش چگونه مرز‌های انحصار آنتن را جابجا کردند؟

    مصاحبه عراقچی از صافی صداوسیما رد نشد / سعید جلیلی و برادرش چگونه مرز‌های انحصار آنتن را جابجا کردند؟

    به گزارش اقتصادران، در روز‌های جنگ ۱۲ روزه در میانه نشر و بازنشر کلیپ‌های مختلف سیاسی و نظامی، ویدئوی کوتاهی از اظهارات سید عباس عراقچی در جلسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم، زمانی که معاون محمدجواد ظریف بود، منتشر شد.

    او در این جلسه می‌گوید: «صدا و سیما وسط مذاکره مستند شطرنج با گرگ‌ها پخش کرد، یعنی مذاکره کنندگان ما اینقدر خرند که رفتند با گرگ‌ها شطرنج بازی می‌کنند. ببخشید من این طور صحبت می‌کنم، چون این‌ها همه احساسی بود که به تیم منتقل می‌شد. یعنی شما سربازانی را خط مقدم فرستاده بودید که مرتب از پشت کتک می‌خوردند.»

    صدای یکی از نمایندگان می‌آید که می‌گوید منظور مستند، کار سخت مذاکره کنندگان بوده است. عراقچی پاسخ می‌دهد: «نه … شطرنج با گرگ‌ها یعنی شما یه خرده عقلت کمه».

    حالا عباس عراقچی وزیر است و سکان وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران را در دست دارد. از کمیسیون برجام و دوره نهم مجلس هم خبری نیست و قریب ۱۰ سال از آن روز‌ها گذشته، اما در صداوسیما بر همان پاشنه می‌چرخد.

    چرا گفت‌وگوی عراقچی در صافی صداوسیما گیر کرد؟

    قرار بود مصاحبه وزیر خارجه با جواد موگویی شب گذشته از شبکه سه پخش شود، اما پخش آن متوقف شد. گفته می‌شود سید عباس عراقچی زوایای متفاوتی از جنگ اخیر و پیش از آن را در گفت‌و‌گو با جواد موگویی مستند ساز بازگو کرده است؛ بویژه ناگفته‌هایی درباره به تاخیر افتادن اجرای وعده صادق ۳ با روی کار آمدن دولت پزشکیان. جالب آنکه مسولان مختلف این گفتگوی عراقچی را در چارچوب سیاست‌های نظام و مکمل صحبت‌های فرماندهان نظامی دانسته و از آن تمجید کرده‌اند، اما علمای صداوسیما تشخیص دادند پخش آن لازم نیست. اگر اعلام کنند وزیر امور خارجه از اساس ممنوع التصومیر است هم تعجب نمی‌کنیم.

    کنایه موگویی به تاریخ حمله منافقین به کشور

    گفت و گوی سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه با جواد موگویی مستندساز_که این روز‌ها چهره پررنگ تری در قیاس با گذشته شده_از صداوسیما پخش نشد. موگویی در حساب کاربری اینستاگرام خود با بازنشر تیزر این گفت‌و‌گو تنها نوشته است: «امشب هم نشد، انشالله حل می‌شود». دعای موگویی مستجاب نشد و موضوع حل نشد. ظهر امروز او در پیامی در صفحه اینستاگرام نوشت که هدفش از تهیه و ضبط برنامه ماجرای جنگ روایت بی طرفانه از رخداد‌های ۱۲ روز درگیری بین ایران و اسرائیل بوده است و تاکید کرد که از این پس ادامه این برنامه از رسانه تصویری «آن نیوز» می‌شود.

    رسانه تصویری «آن نیوز» زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی فعالیت می‌کند و برنامه «ماجرای جنگ» نیز در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی تهیه می‌شود و مقرر بود بعد از حدود سه هفته تولید پخش این برنامه با هماهنگی با شبکه سه سیما آغاز شود. اتفاقی که رخ نداد و موگویی نیز در پایان مطلب کوتاهی که درباره اطلاع رسانی پخش برنامه برای انتشار از رسانه آن نیوز داشت کنایه سنگینی به صدا و سیما زد. او نوشت: «به وقت ۵ مرداد ۱۴۰۴. همزمان با سالگرد حمله منافقین به کشور در سال ۱۳۶۷»

    موگویی مجری این برنامه در سال‌های اخیر زبان تند و تیزی در نقد صداوسیما و جریان حاکم بر آن به خصوص رویکرد‌های قائم مقام این سازمان یعنی وحید جلیلی داشته است. او در سال ۱۴۰۲ در انتقاد از انحصارطلبی صداوسیما گفته بود: «وقتی روزنامه، هنرمند و صداسیما را بستی، باید کف خیابان موضوع را حل کنی. برخی معاونین صداسیما می‌گویند ما برای ۱۰ درصد از مردم برنامه‌سازی می‌کنیم و ملزم به برنامه‌سازی برای هسته سخت نظام هستیم»

    در همان مصاحبه موگویی حساب جبلی را از جلیلی‌ها جدا کرده و گفته بود «شخص آقای جبلی با این سیستم متفاوت است و من تعجب می‌کنم از وضعیت فعلی. همیشه یک جریان چپ و یک جریان راست تندرو کشور را به سمت پرتگاه می‌برد. امروز مسئولین صداوسیما با دیوار واقعیت رو‌به‌رو شده‌اند. هر آنچه که فکر می‌کردند اشتباه است امروز در تلویزیون در حال انجام است»

    نقد او بی پاسخ نماند و شنیده‌ها حاکی از آن است که در همان سال صداوسیما جلوی پخش مستند‌های موگویی را گرفته است. تصور عموم این بو که شاید – فقط شاید- رویه صداوسیما بعد از جنگ اندکی تغییر کرده باشد و آستانه تحمل آقایان، حداقل برای حضور چهره‌هایی به اصطلاح حزب اللهی بیشتر شده باشد. اما این تصور اشتباه از آب در آمد. ظاهرا حتی سیدعباس عراقچی و جواد موگویی هم در آستانه تحمل آنها جایی ندارند.

    جالب اینجاست که همان شب‌هایی که گفت و گوی وزیر خارجه منتشر نمی‌شد، سعید جلیلی پای ثابت کانال‌های تلویزیون بود. او در برنامه خرمشهر حاضر شد و با همان زبان پر نیش و کنایه وزارت امور خارجه را زیر باد نقد و گلایه گرفت و البته وزارت خارجه روحانی را هم بی نصیب از خان نعمت نقد و نظر خود نگذاشت.

    سوال اصل اینجاست که چگونه صداوسیمای رسمی کشور مانع پخش گفت و گوی وزیر امور خارجه می‌شود، اما سهمیه‌ای ثابت به سعید جلیلی می‌دهد تا سیاست‌هایی غیرمنطبق با رویه دولت و حاکمیت در شرایط فعلی در زمینه مذاکره را ترویج و تبلیغ کند؟ در این سازمان چه خبر است؟

  • صدا و سیما فقط به فکر راضی نگه داشتن اقلیتی خاص است

    صدا و سیما فقط به فکر راضی نگه داشتن اقلیتی خاص است

    به گزارش اقتصادران، پس از پایان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، یکی از بحث های تکرار شوند، بحث انسجام ملی و چگونگی حفظ این انسجام است. برخی تحلیلگران معتقدند برای حفظ انسجام ملی لازم است نهادهایی مثل صدا و سیما نیز اقدامات خود را تغییر دهند و برخی دیگر می گویند تغییرات باید اساسی تر و واضح تر باشد.

    علی‌اکبر ولایتی با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشته است: «حفظ انسجام ملی مورد تایید مقام معظم رهبری، می‌تواند شامل تغییر برخی رویکردهای اجتماعی، حاکمیت و محور قرار دادن رضایت مردم  شود  به گونه‌ای که برای آنها ملموس باشد.»

    مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل با بیان اینکه مردم خود را اثبات کردند و اکنون باید نوبت مسوولان باشد،  تاکید کرده است: «شیوه های منقضی شده دیگر پاسخگوی جامعه پس از جنگ نخواهد بود.»

     افزون بر این سخنان ولایتی، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی گفته است: «ما در بحث تولید محتوا در کشور هم از نظر فرهنگی و هم از نظر اقتصادی داریم ضرر می‌کنیم، صداوسیما در این بخش دارد کوتاهی می‌کند.»

    با توجه به این اظهارنظرها، محمدصادق جوادی حصار، سخنگوی حزب اعتماد ملی و فعال سیاسی اصلاح طلب  به تحلیل این موضوع پرداخته است:

    مدیران فعلی صدا و سیما عملا تغییر را غیرممکن کرده اند

    محمدصادق جوادی حصار به گفت: «اظهارنظرهای آقایان ولایتی و قالیباف و اظهار نظرهای مشابه، حاصلیست از موج سنگین مطالباتی که داخل کشور، به وجود آمده است. مردم ایران صریحا در دوران جنگ نشان دادند که به اصول ملی میهنی پایبندی دارند و اکنون نیز مسئولان به این جمع بندی رسیده اند که برای پیروزی در هر میدان به حمایت همه جانبه و کامل همه مردم ایران، نیاز داریم. حقیقت این است که صدا و سیما در بحث مطرح کردن مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم بسیار ضعیف عمل می کند و گویی این موضوع را نادیده می گیرد که ملت ایران، بسیار فهیم و اگاه و شجاع هستند.»

    وی افزود: «صدا و سیما به دنبال تاکید بر نوعی نگرش خاص است. نگرشی که  تا کیلومترها از مردم فاصله دارد. رویه ای که صدا و سیما در پیش گرفته، رویه ای است که عملا چیزی به جز خسران و ضرر ندارد. اگر هم بنابر ایجاد تغییر است. باید به این موضوع توجه داشت که با وجود مدیران فعلی، عملا نمی توان انتظار تغییر گسترده ای را در ساختار صدا و سیما داشت. تصمیم گیران و تصمیم سازان صدا و سیما از دغدغه های مردم بسیار دور شده اند. به اعتقاد من بعد از این که این افراد تغییر کنند، می توان درباره حرکت به سمت مردم و انسجام ملی صحبت کرد. در حال حاضر، صدا و سیما فقط روی یک عده مخاطب خاص متمرکز شده و می خواهد این افراد را راضی نگه دارد. این گروه هم در اقلیت کامل قرار دارند

    سیستم گزینش نیروهای متخصص کشور ایدئولوژیک است

    این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه و درخصوص اهمیت انسجام ملی و حفظ انسجام مدنظر رهبری گفت: «همه مجموعه هایی که مردم را از دستگاه های حاکمیتی دور کرده اند باید تغییر رویه دهند. برای مثال دستگاه های گزینش باید تغییر جهت دهند. در بسیاری از ادارات، سازمان ها و مراکز رسمی و دولتی، افرادی حضور دارند که بی توجه به سوابق کاری و تحصیلی و تنها بر اساس برخی ایدئولوژی ها یا جهت گیریهای سیاسی یا اختلاف های فکری تصمیم می گیرند کدام افراد را در مجموعه ها جذب کنند یا خیر. این در حالیست که اگر بحث بر سر نخبه سالاری باشد، این روش اشتباه ارزیابی می شود و نتیجه ای مخرب خواهد داشت. »

    وی افزود: «متاسفانه سواد سیاسی، فرهنگی و حرفه ای کمترین ارزش و اعتبار را نزد برخی از این گزینش کاران دارد. این افراد بر اساس خط و خطوط و ایده های شخصی و فکری خود تصمیم می گیرند. از دید من بزرگ ترین معضل کشور ما در حال حاضر، فقدان یک نگاه ملی به مسائل اساسی کشور است؛ نگاهی که به جای تصمیم گیری های خود را بر اساس یک ایدئولوژی خاص بگیرد، بر اصول دولت/ ملت متمرکز شود. اگر به دنبال توسعه آن نگاه ملی و میهنی هستیم که رهبری بر آن تاکید کرده اند، باید قبل از هرچیز عناصر تاثیرگذار بر این نگاه را شناسایی کرده و توسعه دهیم.»

    جوادی حصار تاکید کرد: «درست است که وقتی پای میهن وسط است همه اختلافات کنار می رود، اما وقتی شرایط به حالت عادی برمی گردد انگار همه چیز به حالت قبل برمی گردد و این، درست نیستتغییر در جامعه باید از تغییر در دیدگاه مدیران آغاز شود. از مدیران صدا و سیما گرفته تا مدیران ادارات و سازمان های مهم کشور.»

  • رسانه ملی باز هم حاشیه ساز شد / توهین به عباس عراقچی توسط یک مجری / گوش صدا و سیما به رهنمود‌های رهبری هم بدهکار نیست؟ + ویدئو

    رسانه ملی باز هم حاشیه ساز شد / توهین به عباس عراقچی توسط یک مجری / گوش صدا و سیما به رهنمود‌های رهبری هم بدهکار نیست؟ + ویدئو

    به گزاش اقتصادران، رسانه ملی دوباره حاشیه ساز شد. این بار مهدی خانعلی‌زاده، مجری شناخته‌شده صداوسیما که بعضا در مقام کارشناس هم آنتن می‌گیرد؛ با لحنی تند و تحقیرآمیز به عباس عراقچی، وزیر خارجه می‌تازد. آن هم درحالی که عراقچی از روز اول جنگ دوازده روزه، به‌عنوان نماینده رسمی ایران در نشست‌های بین‌المللی حضوری فعال داشته و مواضع دیپلماتیک کشور را نمایندگی کرده است.

    این سخنان با واکنش تند محمدحسین رنجبران، مشاور وزیر امور خارجه مواجه شد. او در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «مجری‌ای که با عنوان استاد و کارشناس در صداوسیما معرفی می‌شود، صراحتاً به وزیر امور خارجه، آن هم چند روز پس از بیانات رهبری در حمایت از دستگاه دیپلماسی، توهین می‌کند. از مسئولان امنیت ملی انتظار می‌رود این روند را متوقف کنند.»

    رنجبران که پیش از سمت فعلی مدیر روابط عمومی صداوسیما بوده و خودش هم در حوزه رسانه دستی بر آتش دارد؛ در ادامه با اشاره به حمایت رهبری از نقد مؤدبانه و آگاهانه، تلویحاً عملکرد مجری صداوسیما را تخطئه کرد و آن را مخالف سیاست کلان کشور در مقطع فعلی دانست. او این سبک مواجهه را هم‌ردیف با اظهارات تندی دانست که پیش‌تر رئیس‌جمهور را به «کودتا» متهم کرده یا کشور را «آغل» خوانده بودند.

    این نخستین بار نیست که تریبون رسمی رسانه ملی به صراحت علیه دستگاه دیپلماسی کشور یا مقامات دولتی سخن می‌گوید. در سال‌های گذشته، بار‌ها برخی چهره‌ها در برنامه‌هایی مانند جهان‌آرا، ثریا و بدون توقف، با عباراتی تحقیرآمیز علیه مذاکره‌کنندگان هسته‌ای یا برجام موضع‌گیری کرده‌اند؛ عباراتی که بعد‌ها برخی از آنها، حتی توسط نهاد‌های نظارتی داخلی نیز تخطئه شد.

    بدیهی است با افزایش تنش‌های منطقه‌ای و نیاز به انسجام در عرصه داخلی، تخریب چهره‌های دیپلماسی در تریبون‌های رسمی، نه‌تنها بی‌نتیجه، بلکه آسیب‌زا و ناهماهنگ با مصالح کشور است؛ مگر آنکه قرار باشد، برخلاف ادعاها، در میدان رسانه هم نوعی «میدان‌داری افراطی» دنبال شود.

  • رادیو و تلویزیون یک فاجعه تمام عیار برای این مملکت است​ / فیلترینگ یک فاجعه تمام عیار است و عده‌ای نانش را می‌خورند / دکتر علفی نمی‌تواند برای مملکت تعیین تکلیف کند

    رادیو و تلویزیون یک فاجعه تمام عیار برای این مملکت است​ / فیلترینگ یک فاجعه تمام عیار است و عده‌ای نانش را می‌خورند / دکتر علفی نمی‌تواند برای مملکت تعیین تکلیف کند

    به گزارش اقتصادران، در میانه‌ی بحرانی‌ترین روزهای سیاست و جامعه ایران پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت از آینده حرف بزند. اما برای روشن شدن ابعاد پیدا و پنهان این جنگ و پیامدهای آن، باید بی‌پرده تحلیل کرد و سخن گفت.

    عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی اصلاح‌طلب از چهره‌هایی است که با صراحت سخن می‌گوید و این بار هم با صراحت همیشگی‌اش می‌گوید: «اگر قرار باشد که نشود چیزهایی را گفت، آن چیزهای دیگری که می‌شود گفت هم بی‌فایده است و اثری روی مردم ندارد».

    در این گفتگو، عبدی تصویری روشن از وضعیت کنونی کشور ترسیم می‌کند با بیم‌ها و امیدهایی همراه است؛ از پزشکیان که به تعبیر او بدشانس نبوده و برای همین روزها تائید صلاحیت شده تا مردمی که رفتارشان در جنگ ۱۲ روزه نشان داد به ایران وفادارند، اما اگر پاسخی نگیرد، ممکن است رفتار دیگری داشته باشند.

    او با انتقاد  از وضعیت صداوسیما و فیلترینگ معتقد است که اصلاح باید از صداوسیما و حوزه رسانه آغاز شود.

    مشروح گفتگو با عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی اصلاح‌طلب و روزنامه نگار را  در ادامه می‌خوانید:

    ***********

    *آقای عبدی!  یک سال پیش آقای پزشکیان رئیس‌جمهور ایران شد و سکان دولت را در دست گرفت. اما در این یک سال به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور بدشانسی بوده و اتفاقات بدی را پشت سر گذاشته، از ترور اسماعیل هنیه در تهران در روز تحلیف ایشان تا همین جنگ ۱۲ روزه که خیلی‌ها در موردش صحبت می‌کردند و در چند روز اخیر به داخل خاک ایران کشیده شد. شما این یک سال دولت آقای پزشکیان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

    ۱۶ تیر سال گذشته بود که اعلام شد ایشان انتخاب شده‌اند. دو ماه هم طول کشید تا دولتشان شکل بگیرد. اما اصلا دولت بدشانسی نبوده است، برای همین آمده است. آن‌هایی که ایشان را تایید صلاحیت کرده‌اند، خیلی بهتر از من و شما می‌دانستند وضعیت آینده چگونه است.

    آقای پزشکیان را در دوره قبل تایید صلاحیت نکردند. برای انتخابات مجلس هم با تبصره تایید شدند. در همین انتخابات ریاست جمهوری هم تا جایی که می‌دانیم، تایید نشده بودند. بنابراین، علتی که تایید صلاحیت شدند را باید نگاه کنیم و آن همین اتفاقاتی است که رخ داده است.

    حدود چهار-پنج روز از شروع انتخابات گذشته بود که جلسه‌ای با آقای پزشکیان داشتم. فرد دیگری هم نبود. آنجا به ایشان گفتم که در آذربایجان، سرداران مهمی داشته‌ایم، اما شما یک نقشی در آینده خواهید داشت که اگر آن را درست ایفا کنید، آن سرداران از خاطره مردم حذف شده یا به حاشیه می‌روند. اما اگر نتوانید این کار را انجام دهید آن زمان ماجرا متفاوت خواهد شد.

    این مجلس چه تناسبی با مردم دارد؟

    بنابراین این چیزی نیست که کسی ندانسته باشد که این اتفاقات رخ خواهد داد. نه این که دقیقا چه نوع اتفاقی، اما در سال گذشته در این زمان، تمام ناترازی‌های کشور به اوج خود رسیده بود. از ناترازی‌های انرژی که تاکنون نتوانسته‌اند حل کنند تا ناترازی‌های سیاست خارجی، امور اجتماعی و فرهنگی، بودجه و حوزه‌های گوناگون سیاست داخلی.

    یک ناترازی، مجلس ما است. شما ببینید این مجلس چه تناسبی با این جامعه و مردم دارد؟ هیچ ارتباطی ندارد اما تصمیم‌گیری می‌کند و سیاست‌گذاری می‌کند. این ناترازی‌های وحشتناکی که وجود داشته است را باید حل می‌کرده است. به البته روز اول، ترور هنیه و قضایای لبنان رخ داد و خیلی موارد دیگر از جمله ناترازی‌های انرژی رخ داده است.

    پزشکیان در حوزه حجاب موفق عمل کرد

    در این مدت آقای پزشکیان، در دو حوزه تا حدی و نه حتی در حد انتظارات مردم، توانسته است اقداماتی را انجام دهد. یکی حوزه سیاست این که تعداد اندکی را از این ظرفیت کلانی که در جامعه وجود داشته به عرصه حکومت آورده است، و دیگری، در حوزه اجتماعی و مسائل حجاب بوده است. این دو مورد هم با هزار والذاریات رخ داده است.

    نکته کلیدی این است که این‌ها هم متناسب با انتظارات مردم نیست. قبل از آن هم مفصل نوشته‌ام که شاید اگر می‌خواستیم قبل از انتخابات بگوییم، می‌گفتیم این چهار انتظار کافی است. اما وقتی انتخابات انجام می‌شود، کسی به آن چهار موضوع رضایت نمی‌دهد. ما تراکم انتظاراتی داریم که مانند چاه آرتزین بیرون می‌زند. بنابراین به نظرم آقای پزشکیان غیر از این دو مورد، از حذف ناترازی‌ها موفق نبوده است. اما واقعیت این است که امکانات و اختیارات زیادی هم نداشته است.

    انتقاد من بیش از این که به پزشکیان باشد، به ساختار قدرت است. این که وقتی شما یک نفر را می‌آورید و او هم رای بیاورد، شجاعت این را داشته باشید که راه را برای او باز کنید. پزشکیان که چیزی خاصی نگفته است. در حوزه حجاب و سیاست خارجی و کارشناسی و همه حوزه‌ها کمابیش موضع او مشخص بوده است. وعده خاصی هم نداده است که تحقق نیافتنی باشد.

    رادیو و تلویزیون یک فاجعه تمام عیار برای این مملکت است​

    اما موضوعی مانند مجلس و رسانه را باید سیستم سیاسی خودش حل می‌کرده است. رادیو و تلویزیون یک فاجعه تمام عیار برای این مملکت است. سیستم هیچ‌کدام را یا جرات نداشته و یا نخواسته است حل کند. بنابراین آقای پزشکیان خیلی بیش از حدی نتوانست کاری کند.

    یک کار مهم هم که انجام داد، آن هم آخر خلاف قانون بود. گفت من قانون را اجرا نمی‌کنم. این برای حکومت خیلی بد است. فاجعه است که رئیس جمهور یک حکومت جلوی قانونش می‌ایستد و می‌گوید آن را اجرا نمی‌کنم. چه چیزی درست کرده‌اید که چنین خروجی دارد؟ بنابراین نگاه را باید به کل سیستم معطوف کرد. اما به هر حال‌ آقای پزشکیان آمده است و سعی  می‌کند کمک‌هایی کند. هنوز فکر می‌کنم که اگر آقای پزشکیان نیامده بود و جماعت دیگر آمده بودند، معلوم نبود درکی از ایرانی که الان داریم، می‌داشتیم.

    از زمان روحانی با بی‌دولتی مواجه بودیم

    * در مقابل نکته‌ای که شما درمورد دولت آقای پزشکیان می‌گویید، مخالفانشان به خصوص در جنگ دوازده روزه معتقدند که کشور با بی‌دولتی مواجه بوده و دولت در این جنگ نقشی نداشته و رسما از بی‌دولتی حرف می‌زدند. این با چیزی که شما می‌گویید مرتبط است؟

    تندروها اصلا دولت را قبول ندارند، بی‌دولتی یعنی چه؟ آن‌ها را باید کنار بگذارید. این وظیفه سیستم است که آن‌ها را حذف کند. ربطی به دولت ندارد. اما بی‌دولتی، به معنایی سال‌ها است که در ایران وجود داشته است. از زمانی روحانی هم وجود داشت. وقتی از دولت صحبت می‌کنید، از state صحبت می‌کنید. نمی‌توانید هیات دولت و قوه مجریه را مجزا کنید.

    پزشکیان بگوید یا این صداوسیما عوض شود یا من کار نمی کنم

    اساسا مردم با دولت به این معنا مواجه نیستند. با حکومت وstate  مواجه هستند. برای آن‌ها فرقی نمی‌کند، همه این‌ها یک مجموعه و خودرو هستند که چهار چرخ دارد. نمی‌شود بگویید یک چرخ را بردارید. مردم به این نگاه می‌کنند و رای می‌دهند برای این که می‌خواهند یکی از این چرخ‌ها را درست کنند. اما قصدشان این نیست که چرخ‌های دیگر ساز خود را بزنند. وقتی رادیو تلویزیون سیستم، اینقدر ساز ناساز می‌زند و اینقدر فالش می‌زند، دست دولت نیست.

    البته انتقادم به آقای پزشکیان این است که باید بگوید یا این صداوسیما عوض شود و یا من کار نمی‌کنم. چه معنی دارد؟ این رادیو و تلویزیون و سیاست رسانه‌ای و وضعیتی که عده‌ای رانتی در آن مجموعه راه افتاده‌‎اند و هر کاری می‌کنند و این همه نفوذ دارند فاجعه است. این نفوذ از کجا آمده است؟ در همین تندرو‌ها است.

    حکومت همه‌ چیزها را امنیتی کرده و می‌بندد

    * شما به نقش مردم و خواست آن‌ها اشاره کردید. شاید یکی از مهم‌ترین اتفاقات جنگ ۱۲ روزه، رفتار مردم بود. به حدی که خیلی از تحلیلگران خارجی هم به این اشاره می‌کنند که آتش‌بسی که در آن به سر می‌بریم که البته شاید شکننده باشد، بخشی از آن برای این است که هدف اسرائیل برای به میدان کشاندن مردم و ایجاد آشوب و اعتراض به نتیجه نرسیده است. به نظر شما مردمی که به نظرتان ناراضی هستند و خواسته‌هایی دارند که محقق نشده است و حاکمیت با آن‌ مشکل دارد، چرا این واکنش را داشتند؟

    یکی از بدترین ویژگی‌های جامعه ایران و حکومت ایران این است که اطلاعات را می‌بندد. همه چیز را امنیتی کرده است. اگر چند نظرسنجی می‌کردند و منتشر می‌کردند، همه دنیا متوجه می‌شد که مردم ایران میان دشمن خارجی و انتقادشان به حکومت، تفاوت قائل هستند. این در نظرسنجی‌ها هست، چیز پیچیده‌ای نیست، اما اجازه نمی‌دهند.

    اسرائیل و غرب اطلاعاتشان را در کف توییتر گرفته‌اند

    فرض کنید حکومت ایران موشک‌هایی داشته باشد که از گنبد آهنین رد شده باشد. باید اطلاعاتش را بدهید تا فرد بداند و شما را نزند. اگر نفهمد و حمله کند چه فایده ای دارد؟ همین می‌شود که می‌بینیم. این اطلاعات اجتماعی در فهم دیگران بسیار مهم است. اسراییل و غرب و خیلی‌های دیگر اطلاعاتشان را در کف توییتر و فضای مجازی گرفته‌اند. در حالی که من نوعی اطلاعاتم را از نظرسنجی‌ها باید بگیرم. آن جا است که واقعیت‌ها را نشان می‌دهد که نگذاشتند  منتشر شود.

    اشتباه حاکمیت است که هر مخالفی را آمریکایی و اسرائیلی می‌نامد

    * پس به نظر شما این یک اتفاق طبیعی است؟ چون برخی معتقدند که این رفتار مردم یک سیگنال به حاکمیت است که باید با پاسخی روبرو شوند؟

    مگر مردم نشسته‌اند باهم صحبت کرده‌اند و تصمیم گرفته‌اند؟ مردم رفتار خود را انجام می‌دهند. اگر من از شما انتقاد کنم به منزله تعریف از دوستی که با شما رقیب است، نیست. ممکن است با او هم مخالف باشم، اما آن‌ها تضاد ایجاد می‌کنند. این اشتباه سیستم است که هرکسی که مخالف خودش بود را می‌گفت غربی و غرب زده و آمریکایی و اسراییلی هستند. این اشتباه را خودش مرتکب شد.

    درحالی‌که در همین جریان غزه بخش عمده‌ای از کسانی که علیه اسراییل بودند، بخش‌هایی بودند که با سیستم بد بودند و منتقد بودند. مسئله جنگ و حمله، موضوعی است که وضعیت جدیدی ایجاد می‌کند. باید ببینید مردم در آن وضعیت جدید چه رفتاری از خود نشان می‌دهند. هنگامی که هیتلر به شوروی حمله کرد، بخش قابل توجهی را در مدت کوتاهی اشغال کرد. از لنینگراد تا سن پترزبورگ تا استالینگراد آن زمان و مسکو را در یک محور اشغال کرد. اما بعد، دیدند که با مقاومت زیادی مواجه شدند. تمام تحلیل‌های آلمانی‌ها و غرب روی این بود که مردم شوروی جلوی حمله آلمان نمی‌ایستند. اما کاری که در استالینگراد آن زمان در سن پترزبورگ و مسکو انجام دادند، در کل تاریخ جنگ جهانی دوم بی‌سابقه بود. سه سال مقاومت کردند. آن شرایط جنگشان فرق می‌کرد.

    بعدا چند پژوهشگر غربی پیگیری کردند که ببینند ماجرا چیست و بعدا نوشتند که از خیلی‌ها پرسیدیم و گفتند بله با حکومت دعوا داشتیم، اما وقتی داریم کشور خود را می‌سازیم، به این که کشور دیگری آن را نابود کند، تن نمی‌دهیم. مخالفت با استالین و بعد جنایت‌هایی که استالین در فاصله ۱۹۳۶ به بعد انجام داد، در شرایط جنگی، معنای دیگری برای شهروند پیدا می‌کند. این تجربه امروز نیست. تجربه‌ای است که قبلا رخ داده است. بنابراین نباید یک نظر را به تمام شرایط تعمیم داد. به خصوص شرایطی که بسیار حاد و متفاوت شده است. ممکن است با من مشکل و اختلاف داشته باشید، اما در شرایطی کاملا از من حمایت کنید.

    * این حمایت می‌تواند ادامه‌ داشته باشد؟ بعضی این را یک فرصت می‌دانند و معتقدند که اگر حاکمیت به سمت اصلاح بعضی موارد برود و سرمایه اجتماعی را بازسازی کند، می‌شود امیدوار بود.

    متغیرهای جامعه از توزیع نرمال تبعیت می‌کند، یعنی وقتی می‌گوییم مردم در برابر اسراییل ایستادند، اصلا به این معنا نیست که صددرصد مردم ایستادند. عده‌ای ممکن است خوشحال بوده باشند و تعداد زیادی هم وسط منحنی نرمال هستند و عده زیاد دیگری هم به شدت عصبانی هستند. به این توزیع نرمال می‌گوییم. اگر حکومت پاسخ مثبت به این رفتار ندهد، به این معنا نیست که همه فردا اسراییلی یا طرفدار آمریکا می‌شوند، اما این توزیع نرمال به جای دیگری منتقل می‌شود و مقداری به سمت انفعال می‌رود.

    وظیفه حکومت است که حمایت مردم پاسخ مثبت بدهد

    * این تهدید بزرگی نیست؟

    بله، نکته این است که زمانی ممکن است با ۳۰ درصد حامی هم بتوانید جلوی چیزی بایستید. اما همین ۳۰ درصد اگر ۲۵ درصد شود، دیگر نتوانید. همین ۵ درصد مهم است که این نمودار و توزیع نگاه، منتقل می‌شود. کسی که امروز ایستاده است، نیازمند به پاداش است. کسی که به شما نیکی می‌کند، روی انسانیت نیکی می‌کند، اما انتظار پاداش دارد. این پاداش لزوما پول نیست. می‌تواند احترام و کمک و هرچیزی باشد. اما اگر پاداش ندهید و برعکس عمل کنید، انگیزه او را برای تکرار این رفتار از بین می‌برید.

    بنابراین نمی‌خواهم بگویم که فردا کاملا معکوس می‌شود، به هیچ وجه، اما می‌توانم بگویم که منتقل می‌شود. مثلا من با کسی، می‌توانم با قدرتی مقابله کنم. اما اگر ده درصد قدرتم کم شود دیگر نمی‌توانم مقابله کنم. اما صفر نمی‌شود.

    به همین دلیل کاملا با این موضوع موافقم و اصلا این را وظیفه حکومت می‌دانم. احتیاجی نیست به مردم خود امتیازی دهد. همین فضایی که ایران، ایران راه انداخته‌اند، این نمی‌شود. شما می‌گویید ایران، ایران. این‌ها هم مردم ایران هستند. قبلا محدوده خاصی برای خود تعریف می‌کردید و می‌گفتید حزب‌الهی و اسلام. اما وقتی می‌گویید ایران، یعنی ایرانی. تمایزی بین آدم‌ها نیست. این قانون انتصابات که درست کرده‌اید و فرد باید از چندین فیلتر رد شود و هرچه کارشناس است رد می‌شود، باید لغو شود. با این قانون ایران نمی‌شود. ایران، همه ۸۶ میلیون جمعیت هستند. یکی دو نفر نیستند. تعدادی محدود رانتی که صلاحیت ندارند نیستند، بنابراین آن تحلیل درست است.

    درست کردن یک امت کوچک در دل ملت ایران خلاف است

    * به مفهو ایرانی و ایرانی بودن اشاره کردید. در این جنگ هم دیدیم که مخصوصا بخشی از صداوسیما به این سمت رفت که الان دیگر اصولگرا و اصلاح‌طلب، مذهبی و غیرمذهبی مطرح نیست و مفهوم ایرانی بودن مطرح است. دلیل رفتار مردم هم ایران و وطن بود. چطور می‌شود رابطه نرمالی بین ایرانی بودن و اسلام ایجاد کرد؟ بخشی از جامعه می‌خواستند ایرانی بودن را تضعیف کنند و بگویند فقط اسلام.

    این تناقض در ذهن آن‌ها است. در بین مردم همه جای دنیا مسلمان و غیر مسلمان وجود دارد. در کشور‌های غربی هم کسی این تناقض را نمی‌بیند. حتی اگر مسلمان هم باشد این تناقض را نمی‌بیند. آن امر اسلامی یک بحث دینی و شخصی فرد است و می‌تواند در امر سیاست بازتاب پیدا کند و مشکلی ندارد. اما بازتابش باید از طریق مردم و هر درکی است که مردم دارند باشد. صدر مشروطه را نگاه کنید. چنین درکی از اسلام نداشته‌اند. افکار شیخ فضل‌الله نوری را بخوانید. او می‌گفت اسلام این است. اما امروز، دختران این کشور، صخره‌نوردی در مسابقات جهانی می‌روند. اگر شیخ فضل‌الله بود به همه آن‌ها حکم اعدام می‌داد. او درک خود را عمل می‌کند.

    خیلی از آن‌ها که در خیابان و جاهای مختلف هستند، نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند و سینه‌زنی می‌کنند و مسجد هم می‌روند. حجاب هم ندارند. درک خودشان است، این را نباید دخالت داد. وقتی ما از ایران صحبت می‌کنیم، این یک نهاد جدید بین‌المللی است که طی این ۲۰۰ سال گذشته شکل گرفته است و قبلش هم نبوده است. نهاد دولت – ملت‌ها و ملت – دولت‌ها شکل گرفته است و ما در این نهاد زندگی می‌کنیم. شاید صد سال دیگر این نهاد هم وجود نداشته باشد. امروز بنیان‌های ما روی نهاد ملت – دولت است.

    یک عده‌ای گفته بودند این خط مرز چه فرقی می‌کند که یک نفر اگر این طرف باشد می‌تواند حقوق داشته باشد و کسی که آن طرف است نمی‌تواند حقوق داشته باشد؟ فرقی نمی‌کند. اما برای آن طرف و همه مزرها همین است. این خط مرزی است که انتخاب کرده‌اید. چرا ما به همسایه خود بیشتر از شهر دیگر می‌رسیم؟ چون آن هم همسایه دیگری دارد. او هم به من نمی‌رسد. نه این که ضد انسان باشیم. این یک واقعیت زندگی بشر است و به این جا رسیده است که بنیان‌های سیاسی‌اش، ملت – دولت‌ها هستند و ما نمی‌توانیم متمایز عمل کنیم.

    اگر در دل این ملت ایران، امت کوچکی درست کنید، خلاف قاعده و ضد آن عمل کرده‌اید. این‌ها تناقضی ندارند و مردم سال‌های سال به این صورت زندگی کرده‌اند و مشکلی هم نداشته‌اند. این را عده ای دارند درست می‌کنند و خودشان باید حل کنند.

    * آیا می‌شود امیدوار بود تناقضی که در ذهن برخی‌ها وجود داشته است حل شود؟

    این تناقض نیست. در جمهوری اسلامی، اگر امت گرا باشید، چرا باید یک مسلمان را از ایران اخراج کنید؟ چه فرقی می‌کند که او در ایران باشد با افغانستان یا عراق یا اروپا؟ چرا باید اخراجش کنید؟ مسلمان است دیگر. چرا وقتی زن ایرانی که با مرد خارجی ازدواج می‌کند و بچه‌دار می‌شود، به او تابعیت نمی‌دهند و از تمام حقوقش محرومش می‌کنند؟ چرا پاسپورت می‌دهید و گمرک گذاشته‌اید؟ همه این‌ها قانون اساسی ایران است.

    چرا مردم به قانون اساسی ایران رای داده‌اند؟ این حرف های بی ربطی  که می‌گویند بنیان ندارد. اصولا چیزی به این عنوان نداریم که بگوییم شهروند مسلمانان جهانیم. همین الان مسلمانش را می‌گیرند و می‌کشند و اخراج می‌کنند. انقلابی‌ها را اخراج می‌کنند، چه برسد به مسلمان. این حد یقف ندارد. ما باید به یک امر واقعی بیرونی ارجاع دهیم و آن، تابعیت و ایران است.

    امسال به جای محرم، «ای ایران» داشتیم

    * این ذهنیت می‌تواند در تندروها تغییر کند؟ به خصوص که در محرم امسال با نوحه خوانی ها برای ایران و وطن روبرو بودیم؟

    می‌دانید که من تلویزیون ندارم و نگاه نمی‌کنم و وقتم را صرف آن نمی‌کنم. اما از دیگران می‌شنوم و تعریف می‌کنند که اصلا امسال محرم نداشتیم، «ای ایران» داشتیم. محرم سر جای خودش است، چه کارش داریم.در مورد ایران هم به موقعش حرف بزنیم.

    دور اینکه تندروها تغییر کنند را خط بکشید

    تا دیروز در دروازه‌های کشور باز بوده است و هرکسی می‌آمده و می‌رفته است و کسی حرفی نمی‌زده، امروز آدم‌هایی که مجوز هم دارند به بیرون می‌کنند. این‌ها سیاست نیست. واکنش احساسی است. اما این که آیا آن‌ها می‌توانند تغییر عقیده دهند و بپذیرند، دور آن را خط بکشید. چیزی که آدم‌ها را در سیاست تغییر می‌دهد، قدرت است و نه تغییر عقیده. آن‌ها چرتکه انداختند به این که تلویزیون ایران مدام ایران ایران کند؟ خیر. دو تا موشک به آن‌ها خورده است و فهمیده اند با آن‌هایی که طرفدارشان بوده‌اند نمی‌شود کاری کرد. یک ملت است که باید کاری کند.

    با دو یا سه درصد نمی‌شود کشور را نگاه داشت

    مشکل این سیاست این است که اعتماد را از بین برده است. مگر این‌ها کسانی نبوده‌اند که ۱۴۰۱ و ۹۸ و ۹۶ می‌گفتند جایی برای اعتراضات بگذاریم تا مردم اعتراض خود را انجام دهند؟ یادشان می‌رود. آیه‌ای در قرآن است که می‌گوید عده‌ای وقتی در دریا با طوفان مواجه می‌شوند و هیچ کاری نمی‌توانند بکنند. دست خود را به آسمان می‌برند و می‌گویند خداوندا اگر من را نجات دهی و به ساحل برسانی بنده و عبید تو می‌شوم. اما وقتی به ساحل می‌رسند یادشان می‌رود.

    این سیستم سیاسی را مردم نمی‌پذیرند. اما راهی دارد. این که اقدامات عملی انجام دهد. نه این که ببینیم بعدا چه می‌شود. بعدا که به ساحل نجات برسند، مردم از همین جا دعا می‌کنند که به ساحل نجات نرسد. وقتی اعتماد مردم را جلب کنید، از خودشان سرمایه می‌گذارند. با دو یا سه درصد از انسان‌ها نمی‌شود کشور را نگاه داشت.

    سیستم سیاسی کشور نمی‌تواند به قبل از جنگ برگردد

    * به نظر شما این اتفاق می‌افتد؟ نشانه‌هایی می‌بینید که این تغییرات رخ دهد؟

    نمی‌دانم که رخ می‌دهد یا نه. باید کوشش کنیم تا این اتفاق بیافتد. این صحبتی که الان باهم می‌کنیم برای همین است که نشان دهم راهی باید باز شود. اما هیچ تضمینی وجود ندارد. چه بسا ممکن است ما اشتباه کنیم و این راه باز نشود. باید کمک کنیم تا این راه باز شود. اما معتقدم که این اتفاقی که افتاده است، ابعاد و اثراتش خیلی سنگین تر از آن است که سیستم سیاسی ایران بتواند با سیاست‌های گذشته مسیر خود را ادامه دهد. این شدنی نیست. اما باید کمک کرد و آمادگی این را داشت که راهی به نفع همه پیدا کرد.

    * این نکته در خیلی از اعتراضات و اتفاقات اجتماعی وجود داشته و سرفصلی شده است که دیگر جامعه و حاکمیت نمی‌تواند به عقب برگردد. چیزهایی در جامعه تغییر کرده. دامنه این تغییرات را چطور می‌بینید؟

    درست است. بعد از ۱۴۰۱ هم به گذشته بر نگشته‌ایم.

    سیستم پذیرفت که قانون حجاب نباید اجرا شود

    * حتی اشاره کردید که آقای پزشکیان مقابل قانون ایستاد که به آن زمان قبل برنگردد. شورای عالی امنیت ملی هم همینطور.

    همین طور است. حق هم داشت. اصلا می‌توانست بگوید که من اجرا نمی‌کنم و من را کنار بگذارید. غیر قانونی نیست. سیستم پذیرفت که این قانون نباید اجرا شود. او برنگشت و نباید هم برگردد. اما ابعاد این موضوع خیلی وسیع‌تر و سنگین ‌تر است. این موضوع هم به گذشته برنمی‌گردد. با مطالعه کتاب، انسان عقلانی رفتار نمی‌کند. در مورد ایرانیان می‌گویند که وقتی تحت فشار قرار می‌گیرند تصمیماتشان معمولا عقلانی‌تر و چهارچوب‌دارتر است.

    این حسن ایرانیان نیست. چون خیلی تابع قدرت هستند. هنگامی که قدرت در دست دارند، هر کاری می‌کنند و هنگامی که قدرت از دستشان می‌رود، با عقلانیت رفتار می‌کنند. باید توازنی ایجاد شود و مقداری قدرت را در حاشیه بگذارند و با عقلانیت مستقل از قدرت، ببینند که چطور می‌شود مملکت را اداره کرد. امیدوار هستم و اگر امیدوار نبودم این جا نمی‌آمدم. ما هم مسئول هستیم.

    فکر می‌کنید در کدام حوزه‌ها این انفاقات زودتر خواهد افتاد؟

    وقتی برجام شکل گرفت، سه بار این را نوشتم که وقت خود را با برجام تلف نکنید. تنها و تنها راه، تغییرات داخلی است. نه این که با برجام مخالف باشم. اگر این برجام ۲ نتواند در داخل رخ دهد، آن موفق نخواهد شد. این برجام ۲ در سیاست است. منظور بازگشت به مردم است. شما به عنوان یک روزنامه‌نگار، فکر می‌کنید چند درصد مردم، این حکومت و مسئولان آن را از خود می‌دانند؟ البته در دنیا کشورهایی را داریم که کم می‌دانند. اما آن جا تفاوتی دارد. این که می‌گویند ما در دور بعدی می‌توانیم این فرد را عوض کنیم.

    محبوبیت روسای‌جمهور در بسیاری اوقات به زیر ۳۰ درصد می‌رسد. اما کسی در خیابان نمی‌ریزد. می‌گویند در موقعش تغییرش می‌دهیم. او هم می‌داند که عوض می‌شود.

    امید به آینده، مسئله اصلی ما است و آن هم در داخل است. شاید برای شما عجیب باشد که در همین مذاکراتی که در مسقط با ویتکاف بود، از مردم سوال کرده بودند که آیا مذاکرات به نتیجه می‌رسد؟ اکثریت گفته بودند که به نتیجه نمی‌رسد. برای خودم جالب بود که مردم کارشناس نیستند، حس خود را می‌گویند. مردم با همدیگر ارتباطی هم به این معنا ندارند. شما از هزاران نفر این را می‌پرسید و هرکدام جواب خود را می‌دهند. در آن جا می‌بینید در حالی که نیازشان به توافق است، حسشان این را می‌گوید.

    برجام به دلیل مسئله داخلی، شکست خورد، نه ترامپ

    علت اصلی این موضوع، ناامیدی به آینده است. برجام که شکل گرفت، باید مسئله داخلی را حل می‌کردند. اما آن را بدتر کردند. برجام به دلیل مسئله داخلی، شکست خورد. نه به دلیل ترامپ. آن هم بود. اما مسئله اصلی داخلی بود. تا در داخل مسئله حل نشود، همین وضعیت ادامه پیدا خواهد کرد.

    به طور مثال، عقاید من و شما یکی نیست. اما تنها یک چیز مشترک اساسی داریم و آن ایران است. با یک زن هم همین اشتراک را داریم. با یک استان دیگر همین اشتراک را داریم. این تابعیت مشترک، باید مبنای عمل باشد. اگر به این برگردند، ۹۰ درصد مشکلات ایران حل می‌شود.

    بازگشت به مردم تنها راه حل مساله است

    تفاهم با خارج بدون بازگشت به داخل امکان ندارد. این را تردید نکنید. هیچ راهی برای این کار وجود ندارد. دوره اصلاحات را یادتان بیاید که اعتباری که ایرانی داشت با این چیزها حدی نداشت. به خاطر این که پایگاه داخلی آن به این صورت بود. وقتی این اعتبار را نداشته باشد، فایده‌ای ندارد. بازگشت به مردم تنها راه‌حل مسئله است. وقتی می‌گوییم مردم، یعنی ۸۶ میلیون جمعیت مردم و تعدادی در خارج از ایران.

    دکتر علفی در صداوسیما در مورد روانشناسی جنگ حرف می‌زند

    * سرفصل‌های بازگشت به مردم در چه حوزه‌هایی است؟

    وقتی می‌گوییم بازگشت به مردم، باید در بستری مشخص باشد. این بستر، رسانه است. وقتی داشتم به این جا می‌آمدم، یک آقای پزشکی به من زنگ زد. گفتم این رسانه چی‌های ایرانی اگر دلشان درد بگیرد، پاشنه مطب شما را از جا می‌کنند تا یک قرص به آن‌ها بدهید. اما وقتی می‌خواهند فردی را بیاورند که درمورد روانشناسی جنگ صحبت کند، کسی را می‌آورند که دستورات علفی می‌دهد. علم پزشکی که این همه در دنیا پیشرفت کرده است، اما اینجا یک متخصص علف می‌آورند که درمورد روانشناسی جنگ صحبت کند. این فاجعه است. این همه روانشناس و روان پزشک و متخصص دارید. اما یک حکیم علفی می‌آورند که دست چپ و راستش را نمی‌شناسد. این یعنی مردم در این سیستم وجود ندارند.

    همین الان در همین ساعت، می‌توانند شروع کنند. هیچ هزینه‌ای هم ندارد و همه‌اش منفعت است. تا این کار را نکنند و تا این اراده در تلویزیون بازتاب پیدا نکند وضعیت همین است. یک ساختمان در دنیا، با یک شبکه تمام آن‌ها را می‌چرخاند. اما اینجا، صدا و سیما چند هزار نیرو دارد که مزدبگیر هستند.

    به اندازه ۱۵ برابر CNN و الجزیره نیرو دارند و وضعیت به این صورت است. آنجایی که بتواند اراده خود را نشان دهد، این جا است. هر زمان نشان دهد، بقیه قسمت‌ها درست می‌شود. تا این جا را نشان ندهد وقت خود را تلف می‌کند.

    فیلترینگ یک فاجعه تمام عیار است و عده‌ای نانش را می‌خورند

    * در حوزه آزادی‌های اجتماعی چطور؟

    تفاوتی نمی‌کند. اگر آن جا اجازه دهید، مردم آن جا صحبت می‌کنند. در مورد موسیقی یا حجاب می‌خواهید صحبت کنید؟ این همه آدم هستند که آنجا حرف می‌زنند. مشخص می‌شود حقیقت چیست. فیلترینگ یک فاجعه تمام عیار است که در یادداشتم به آن اشاره کرده‌ام.

    یعنی به اندازه سر سوزنی این سیاست، منفعت ندارد و به اندازه یک دریا ضرر دارد. اما در این کشور این کار انجام می‌شود و عده ای از آن دفاع می‌کنند. گیر چنین سیاستی، در تلویزیون است. اگر چند نفر بیایند توضیح دهند که  تمام سیاست فیلترینگ علیه مملکت است، آن که در شورای عالی فضای مجازی مسئولیت دارد، مشخص است که دارد نان فیلترینگ را می‌خورد، این شدنی نیست. بدون آزادی بیان در رسانه رسمی، امکان پذیر نیست.

    حکیم علفی نمی‌تواند برای مملکت تعیین تکلیف کند

    * شما نقطه کانونی را رسانه می‌بینید…

    اگر همین را حل کنند، بقیه مشکلات حل می‌شود. اگر کسی اراده کند که آن را درست کند، به این معناست که می‌خواهد قسمت‌های دیگر را نیز درست کند. الزام به شی، الزام به تبعاتش است. باید جایی را درست کنید که هرکسی هر سیاستی است، یقه‌اش را بگیرید. چند کارشناس از دو طرف بگذارید و صحبت کنید. در این صورت، اصلا مردم فرصت نمی‌کنند رسانه‌های خارجی را ببینند. اگر بخواهند ببینند، فرصت نمی‌کنند. بهترین رسانه‌ها را می‌توانید درست کنید که مردم حرفشان را بزنند. حکیم علفی نمی‌تواند برای مملکت تعیین تکلیف کند. همه کارشناس‌هایشان در این سطح هستند. چند نفر هم از این طرف و آن طرف می‌آورند که دورچین خود را درست کنند.

    * یکی از نکاتی که در این سال‌ها تکرار می‌شد، اصلاحات در حوزه اقتصادی بود. اما کسانی که به این نکته اشاره می‌کردند، یکی از دغدغه هایشان این بود که چون ممکن است تنش‌هایی برای مردم ایجاد کند، نیاز به یک سرمایه اجتماعی دارد. این تهدیدی که الان وجود دارد و می‌تواند به فرصت تبدیلش کرد و شما نقطه کانونی آن را رسانه می‌دانید، اگر آن سرمایه اجتماعی بازسازی شود، آیا می‌شود امید داشت که این اصلاحات اقتصادی که مدام عقب می‌افتد و چالش‌های جدید ایجاد می‌کند، رخ دهد؟‌ شما به بحث ناترازی‌ها اشاره کردید که امروز همه به آن می‌پردازند. اتفاقی که باید رخ دهد. اما به نظر می‌رسد که چون سرمایه اجتماعی برای آن وجود ندارد و نگران از آن تنش‌ها هستند، به عقب می‌اندازند.

    فرض کنید ۶۰ هزار تومان در جیب دارید. در مغازه چه چیزی می‌توانید بخرید؟

    * احتمالا یک پفک.

    اما باک بنزین خود را پر می‌کنید. این یعنی فاجعه است. باک بنزین را کسی مجانی به من نداده است. از جیب خودم می‌رود.

    اصلاح قیمت بنزین با جلب اعتماد مردم شدنی است

    * همین اصلاح قیمت بنزینی که می‌گویید شهامت می‌خواهد.

    خیر، چیز دیگری می‌خواهد. آیا می‌دانید یک بار قیمت ارز در دولت روحانی آزاد شد و به قیمت بنزین ۱۰۰ درصد اضافه شد؟ هیچ کسی خبردار نشد. در سال ۹۳ و ۹۴ این اتفاق رخ داد. کسی کاری به این موضوع نداشت. چون امید داشتند. شما امید را ایجاد کنید. مردم خودشان از این حمایت می‌کنند. سوال دیگری می‌پرسم. فرض کنید روزی که احمدی نژاد، ۴۵ هزار تومان به مردم داد، می‌گفت ۴۵ لیتر بنزین می‌دهم، امروز چه وضعی داشتیم؟ همه مردم از این که بنزین لیتری ۳۰ هزار تومان بنزین بشود دفاع می‌کردند. به جای ۴۵ هزار تومان، یک و نیم میلیون تومان می‌گرفتند. اساسا حل مسئله ناترازی، سخت نیست.

    وقتی تخته‌ای روی آب می‌گذارید و می‌خواهید روی آن بایستید، نمی‌توانید. تعادل خود را از دست می‌دهید. ما جامعه را به شکل سیال و آب درآورده ایم. تخته‌ای روی آن گذاشته‌ایم و می‌خواهیم روی آن بایستیم. خب روی زمین بایستید. جامعه را درست کنید و به مردم اعتماد دهید و کارشناس‌هایتان را بیاورید. تمام این ناترازی‌ها را در مدت کوتاه می‌توانید حل کنید. چیز پیچیده‌ای وجود ندارد. مردم هم همراهی می‌کنند.

    مگر در این جنگ همراهی نکردند؟ از این بالاتر نمی‌شود. چون به سیستم اعتماد ندارند، می‌گویند که وقتی می‌خواهد گران کند، یعنی می‌خواهد من را بدوشد. من هم باشم می‌گویم حق ندارید بنزین را گران کنید.

    راه‌حل فنی و تکنیکال، مسئله ایران را حل نمی‌کند

    اما وقتی ببینند به نفع خودشان است و آدم‌های معتبری از این سیاست حمایت می‌کنند، همراهی می‌کنند. مگر مردم خود ویرانگرند که همراهی نکنند؟ این سیستم سیاسی ایران است که خود ویرانگری می‌کند. نه مردم ایران. مردم ایران در همین جنگ هم نشان داده‌اند که خود ویرانگر نیستند.

    به نظر من مسئله را اساسا نباید روی اقتصاد برد. هیچ راه‌حل فنی و تکنیکال، مسئله ایران را حل نمی‌کند. مانند این است که روی آب، تخته گذاشته‌اید و ایستاده‌اید و به شما بگویند یک چوب به دستتان بدهند تا متوازن شوید. روی زمین بیایید و بایستید. برای چه روی تخته و روی آب ایستاده‌اید؟ همه مردم دنیا روی زمین می‌ایستند. حالا شما یک موازنه بدهید که نیافتد. یک باد می‌زند و آن را می‌اندازد. راه‌حل این است که همه راه حل‌های فنی را کنار بگذاریم و روی زمین بایستیم. روی زمین هم فقط مردم هستند و چیز دیگری وجود ندارد.

    ریشه تحلیل‌های تندروها، در نفوذ است

    * مجدد به جنگ اشاره کردید. درمورد نفوذ می‌خواستم سوالی بپرسم. مدت زیادی است که در مورد مسئله نفوذ صحبت می‌شود. حتی در رده‌های بالای نظام هم صحبت شد که این موضوع وجود دارد. اما جدی گرفته نشد و این اتفاقات هم رخ داد. در مقابل برخی آدرس غلط می‌دهند. در مورد این می‌خواستم بپرسی که چقدر موضوع نفوذ را جدی می‌دانید؟

    پایین‌ترین سطح نفوذ، علامت دادن این است که خانه چه کسی کجاست تا آن جا را بزنند. من در اظهارنظر کردن، فرد محتاطی هستم. اما تقریبا مطمئن هستم که ریشه تحلیل‌های تندروها، در نفوذ است. آنجا هم به این راحتی نمی‌شود کسی را پیدا کرد. قرار نیست کسی جاسوسی کند و کاغذی بردارد و اطلاعاتی بدهد. خانم کاترین شکدم کار خاصی نمی‌کرد. او که پول نداده بود که سند بردارد. با رفتار خودش، آدم‌ها را جذب می‌کرد. یک روسری سرش می‌کرد و گریه می‌کرد. اشتباهش این بود که چون خارجی بود و بعدا کارهای دیگری کرد، مقداری به او شک کردند. اما به ایرانی شک نمی‌کنند. فقط کافی است بگویند همین سیاست را جلو برو.

    مسئله نفوذ، دو ریشه دارد. اولین آن، عدم تعلق به جامعه و کشور و میهن است. یک دهم درصد آن نمودار نرمالی که گفتم، اگر کسانی باشند که ضد میهن خود عمل کنند و مزدور شوند، برای نفوذ کافی است. یک دهم درصد، یعنی ۸۶ هزار نفر . اما این خیلی است. این اتفاق نشان داد که این رقم بوده است. چه اتفاقی می‌افتد که کسی می‌تواند علیه مادر خود یعنی وطنش این طور رفتار کند؟

    این همان رفتارهایی است که سیستم به همه ضربه زده است و هرکسی را به شکلی تحقیر کرده و مشکل درست کرده است و نا امیدشان کرده است. اگر یک در هزار هم مزدور شوند، کافی است. یک در ده هزار هم اگر مزدور شوند، کافی است. پس ریشه اصلی در این است که کسی می‌تواند با وجدان خود کنار بیاید تا به هر قیمتی و حتی مجانی، مزدور دشمن کشور شود. آن‌ها خودشان این چیزها را می‌دانند.

    سیستم اطلاعاتی به جای مقابله با نفوذ، به دنبال حجاب و روسری رفتند

    دوم فرض کنیم این‌ها این کار را کردند، عده‌ای هم در خیابان، دزد می‌شوند. کسی باید باشد که آن‌ها را بگیرد که آن هم نیست. آن هم به دنبال حجاب و روسری دیگران رفته است. یکی از نزدیکانم می‌گفت که وقتی در جنگ داشت در خیابان می‌رفت، ماشینش دودی بود، خیلی محترمانه گفتند که شیشه را پایین بدهد. شیشه را پایین داد. گفتند شیشه عقب را هم پایین بدهید. یکی دیگر از آن‌ها گفت که ماشاءالله همه شیشه‌هایش دودی است. گفت من هم به او گفتم آن زمانی که باید می‌گرفتید، سرتان در لچک ما بود، الان وقتش نیست عزیز من. به این دلیل دودی شده است. وگرنه کسی این کار را نمی‌کند.

    هنگامی که سیستم اطلاعاتی به این مسائل غیراطلاعاتی می‌پردازد، مانند این است که شما یک پورشه بخرید و با آن چیزی بی ربط را  حمل‌ونقل کنید. حتی مسافر نکشید.  دستگاه‌های اطلاعاتی که به این اندازه مهم‌اند را به مسائلی کشانده‌اند که تاسف بار است. این دو عاملی است که موجب نفوذ می‌شود. شاید قصد اسراییل چیز دیگری بود که کار را تمام کند و به هر دلیلی نشده است. اما آن چیزی را که این‌ها نمی‌دانستند، رو کرد. اما این شکست اطلاعاتی است که به هیچ وجه نمی‌شود از آن گذشت.

    درمورد ایست بازرسی گفتید. یاد نکته‌ای افتادم. رفتار مردم در این مدت خیلی جالب بود. این تصور وجود داشت که مردم نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی رابطه خوبی ندارند. اما در همه ایست بازرسی‌ها می‌دیدم که بدون حجاب یا هر وضعیتی، با نیروهای امنیتی خوش برخورد بودند. حتی نیروهای امنیتی هم برخورد خوبی داشتند. این نکته‌ای که شما گفتید تبدیل به رابطه نرمال شد. بخش امنیتی و انتظامی داشت کار درست خود را انجام می‌داد و در مقابل، مردم هم واکنش مثبتی داشتند.

    بله درست است، در حالی که فکر کنم سیستم‌های و دوربین‌هایی که برای حجاب گذاشته بودند را هم دشمن استفاده کرد. قانونی که تصویب کرده بودند وحشتناک است. به نظرم کار نفوذ است که دوربین‌های وزارت اطلاعات و سازمان انرژی اتمی را به امر به معروف برای برخورد با زنان بدهند. به نظرم تا زمانی که سیستم به این‌ها رسیدگی و مجازات نکند به جایی نخواهد رسید.

    اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه شکست خورد، چون…

    آقای عبدی! به نظر شما پیروز این جنگ، کدام طرف بود؟ و مهم‌تر این که آیا با صحبت‌هایی که در این گفتگو داشتیم، ممکن است پیروز جنگ تغییر کند؟

    اولا این بازی تمام نشده است. معنایش این نیست که لزوما جنگ شروع می‌شود. اما این بازی تمام نشده است و شکل‌های دیگری دارد. اصولا پدیده‌های اجتماعی می‌تواند آثار کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت داشته باشد. آن چه که در پدیده اجتماعی برای یک سیاستمدار باید مهم باشد، آثار بلند مدت است. ممکن است یک جنگ، عوارض زیادی برای مردم داشته باشد، اما سیاستمدار حواسش است و این را تبدیل به جهشی برای دستاوردهای بعد می‌کند. اینطور نیست که نابود شود و بگذارد و برود. برعکس، یک پیروزی ممکن است در کوتاه مدت مهم باشد، اما ممکن است عامل تخدیری در دستاوردهای میان مدت و بلند مدت شود.

    بنابراین اساسا روی این نگران نباشیم که این جنگ، شکست خورده‌ایم یا خیلی خوشحال نباشیم که پیروز شده‌ایم. موضوع این است که چه شکست و چه پیروزی، آن را پله‌ای برای رفتن به گامی بالاتر قرار دهیم. هنوز مانده است که به اینجا برسیم. هنوز به آثار میان مدت این ماجرا هم نرسیده‌ایم.

    اما در مورد کوتاه مدت می‌شود صحبت کرد. فرض کنید کسی قهرمان وزنه‌برداری است و می‌گوید می‌خواهم رکورد تک ضرب را بزنم. اگر ادعایش این است که خود را برای آن آماده کرده است و نمی‌تواند انجامش دهد، همه می‌گویند شکست خورده است. در حالی که وزنه بالایی بوده است. اما اگر فرد دیگری که می‌گویند ۳۰ کیلو را هم نمی‌توانی بزنی، اما ۴۰ کیلو بزند، او را تشویق می‌کنند. بخشی از پیروزی و شکست به آن ادعاها و اهدافی که داشته است بر می‌گردد. از این نظر به نظرم اسراییل شکست خورده است. دلایلش متعدد است.

    اما در طرف مقابل هم واقعیت این است که کاملا اشتباه می‌کنند که می‌گویند ایران پیروز شده است. ایران امروز نباید به دلیل این که نابود نشده است، خود را پیروز ماجرا بداند.

    شاید برنده اصلی در این میان، ایالات متحده باشد. به این خاطر که حمله‌ای کرده است و هزینه‌ای هم نداده است. در این بین، به نظر برخی‌ها، بدش نمی‌آمده که اسراییل هم ضربه بخورد. سعی کرده در این وسط که پایانش هم به نفع ایران تمام شد، خودش را بیشتر برجسته کند.

    تازه در دقیقه ۱۰ بازی با اسرائیل هستیم

    اما واقعیت این است که هیچ‌کدام از طرفین را نمی‌توان پیروز ماجرا دانست. هر دو ضرر کردند. در این نمی‌توان تردیدی داشت. هر کدام به شکلی ضرر کردند. اما بازی از الان شروع شده است. ما از ۹۰ دقیقه بازی هنوز دقیقه دهم هم نیستیم. ممکن است یکی دو گل به هم زده باشند. اما بحث اصلی از الان به بعد است.

    این جنگ، همان قدر می‌تواند برای ما تهدید باشد که به نظر من همان قدر فرصت است. می‌تواند فرصتی برای احیای قدرت ایران باشد. چون در این جنگ، چیزهایی هم بدست آورده است و این اهمیت دارد، باید به این مورد پرداخت و خیلی شفاف و روشن هم درموردش صحبت کرد. اگر قرار باشد که نشود چیزهایی را گفت، آن چیزهای دیگری که می‌شود گفت بی‌فایده است و اثری روی مردم ندارد.

    فکر می‌کنم حکومت ایران بهترین فرصت را دارد تا برای احیای خودش در چهارچوب مردم و به طور ساده بازگشت به انقلاب داشته باشد. انقلاب یعنی مردم. حداقل انقلاب ایران، هیچ پایه‌ای جز مردم نداشته است. مردم هم یعنی هرچه که دوست دارند بشود. شما می‌گویید اسلام، فرد دیگری هم می‌گوید با آمریکا مبارزه کنیم و دیگری بگوید با اسراییل مبارزه کنیم. اما پایه آن باید خود مردم باشند و اگر می‌خواهند تغییر دهند، خودشان تغییر دهند. هیچ راهی جز بازگشت به این ماجرا نیست و این یک فرصت تاریخی برای ایران است.

    آخر دقیقه ۹۰ چه می‌شود؟

    یک بازی داریم. زمانی ممکن است آنقدر گل بخوریم یا بزنیم که بگویند همین جا بازی تمام است. خدا نکند به این صورت شود.

     

  • صداوسیما مزاحم انسجام ملی؟ / آزادارمکی: گروه جلیلیون اجازه تغییر در صداوسیما را نمی دهد

    صداوسیما مزاحم انسجام ملی؟ / آزادارمکی: گروه جلیلیون اجازه تغییر در صداوسیما را نمی دهد

    به گزارش اقتصادران، ۱۸۰ نفر از اساتید دانشگاه‌ها و اقتصاددانان در بیانیه‌ای خواستار اصلاحاتی در پارادایم حاکم بر نظام حکمرانی کشور شدند. این بیانیه در بندهای مختلف بر ضرورت تغییرات در عرصه سیاست خارجی، اقتصادی، مواجهه زندانیان سیاسی و … می پردازد. یکی از بندهای این بیانیه به تغییر در صداوسیما تاکید می‌کند؛ مطالبه‌ای که دهه هاست از سوی ناظران و کنشگران داخلی مطرح شده است.

    پس از حمله اسرائیل و آمریکا به کشور و برقراری آتش‌بس، ۱۸۰ اقتصاددان، استاد دانشگاه و صاحب‌نظر در یک بیانیه خواستار اصلاحاتی در پارادایم حاکم بر نظام حکمرانی کشور شدند که بتواند در بعد خارجی شرایط را برای ایجاد صلح پایدار و امنیت فراهم و در بعد داخلی، با مشارکت تمام گروه‌ها و افراد خبره فرصت را برای اتحاد و مقاوم‌سازی اقتصاد ایجاد کند.

    تقی آزاد ارمکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در گفتگو با «اقتصادنیوز»، معتقد است که «همان افراد، همان شعارها، همان سبک بیان، همان چهره‌ها و … . مجموعه‌ای از افراد مبهم به صداوسیما آمده اند که خودشان هم باور ندارند چیزی بلدند!»

    آزاد ارمکی با تذکر این‌که هنوز هم سایه جنگ از سر کشور دور نشده،  تاکید می کند که کشور نیازمند انسجام است و صداهای آزاردهنده در صداوسیما مانع انسجام است.

    مشروح گفتگو با تقی آزاد ارمکی،  جامعه شناس را در ادامه بخوانید؛

    *****

    آقای آزاد ارمکی! جامعه همیشه مطالبه تغییر در عملکرد و مدیریت صداوسیما را داشته و در جریان جنگ اخیر، این مطالبه شدت بیشتری هم پیدا کرده است. اخیرا در بیانه ۱۸۰ اقتصاددان و استاد دانشگاه برای تغییر پاردایم که شما هم از امضاکنندگان آن بودید، خواستار تغییر رویکرد صداوسیما برای بازگشت مرجعیت رسانه‌ای به کشور شدید. لطفا در این رابطه توضیح دهید.

    ما کشوری بودیم که با یک سه‌گانه زیست رسانه‌ای وارد جنگ شدیم. اولی، زیست رسمی صداوسیمایی بود؛ رسانه‌ای که بنا بر گفته خود آقای جلیلی، برنامه‌هایش را نه برای همه مردم، بلکه صرفاً برای طرفداران خودش، یعنی برای حزب‌اللهی‌ها، تولید می‌کرد. این رسانه با این‌که رسانه ملی است اما رسانه حزب‌اللهی‌هاست.

    رسانه‌ دیگری هم وجود داشت که به‌صورت پراکنده جامعه مدنی را نمایندگی می‌کرد. بخش زیادی از این رسانه در قالب شبکه‌های اجتماعی مانند یوتیوب، واتساپ، تلگرام و امثال آن شکل گرفته بود؛ جایی که نمایندگان جامعه مدنی مسائل و دیدگاه‌های خود را مطرح می‌کردند.

    رسانه‌ سومی هم وجود داشت؛ رسانه‌های بیگانه‌ای که اساساً با هر دو جریان رسانه‌ای دیگر مشکل داشتند. این رسانه‌ها خارج از کشور فعالیت می‌کردند و تبلور آن‌ها را در شبکه‌ای مانند ایران اینترنشنال بود.

    همین سه‌گانه بود که زیست رسانه‌ای ایران را شکل داده بود و همچنان شکل می‌دهد. رسانه اول، یعنی صداوسیما، بر پایه منابع ملی مدیریت می‌شد. رسانه دوم بر اساس منابع جامعه و گروه‌های اجتماعی شکل گرفته بود، و رسانه سوم، با منابع بیگانه و استعماری فعالیت می‌کرد؛ یعنی بودجه آن‌ها را جریان‌هایی چون صهیونیسم بین‌الملل تأمین می‌کردند.

    صداوسیما توان درک پدیده جنگ و ابعاد آن را نداشت

    در دو دهه اخیر، همه صداها و دیدگاه‌ها، از گرایش‌های مختلف، بر این نکته تأکید داشتند که رسانه ملی باید واقعاً «ملی» شود؛ یعنی نماینده گروه‌های متنوع اجتماعی باشد. صداهای مختلف جامعه باید در رسانه ملی شنیده می‌شد؛ چه در خبر، چه در موسیقی، چه در تئاتر، چه در سینما و دیگر حوزه‌ها. اما مدیریت رسانه ملی تصمیم گرفته بود که این مسیر، یک‌جانبه‌ پیش برود.

    در نهایت، با رسیدن به جنگ، اتفاقی که افتاد این بود: اگرچه بازی سه‌گانه رسانه‌ای همچنان برقرار بود، اما جای آن‌ها تا حدی عوض شد. به این معنا که در میانه جنگ، نمایندگان جامعه مدنی غالب شدند؛ چرا که صداوسیما توان درک پدیده جنگ و ابعاد مختلف آن را نداشت، و در نتیجه، بخشی از صداهایی که معمولاً در رسانه ملی جایی نداشتند، در این مقطع شنیده شدند.

    فضای رسانه ای جنگ در دست جامعه مدنی بود نه صداوسیما یا ایران اینترنشنال

    فضایی شکل گرفت که در تقابل با رسانه رسمی و صدای تک‌بعدی گروه غالب بود. جمع کثیری از مردم وارد صحنه شدند. اگر به همگرایی اجتماعی که در دوره جنگ به‌وجود آمد نگاه کنید، می‌بینید که این فضا را نه صداوسیما ایجاد کرد، نه رسانه‌هایی مثل ایران اینترنشنال؛ چرا که هر دو درگیر ستیز با یکدیگر بودند و به حاشیه رفته بودند.

    در عوض، رسانه‌هایی که نماینده جامعه مدنی بودند، این فضا را ساختند. آدم‌ها در این فضا زنده شدند، فضا آفریدند، و ندای دفاع از سرزمین را همین رسانه‌ها نمایندگی کردند؛ رسانه‌هایی که در اختیار جامعه مدنی بودند. موسیقی «ای ایران» متعلق به این فضاست. دفاع از سرزمین و میهن، دعوت از مدافعان ایران و… در رسانه نماینده جامعه مدنی مطرح بود. این‌ها ویژگی‌های رسانه‌ای بود که در آن دوره توانست فضا را بسازد و غالب شود.

    اما با پایان جنگ، انتظار این بود که این رسانه‌ها به رسمیت شناخته شوند، یا دست‌کم صداوسیما دچار تغییر شود و دست‌کم یک‌جانبه‌نگری ادامه پیدا نکند. با کمال تأسف دیدیم که چنین نشد. فردای پیروزی در جنگ، بدترین، ارتجاعی‌ترین و بدسلیقه‌ترین چهره‌های رسمی وارد صحنه شدند؛ افرادی مثل جواد لاریجانی، محسن رضایی، حسین کچویان، رائفی‌پور، عباسی و امثالهم. این‌ها افرادی‌اند که جامعه نسبت به آن‌ها حس تنفر داشت؛ چه به‌خاطر تحلیل‌هایشان، چه قضاوت‌هایشان.

    مدیریت، رفتار و نگاه صداوسیما نیازمند تغییر است

    فردای جنگ، این صداها، صداهای مسلط شدند، در حالی که انتظار عمومی چیز دیگری بود. امروز هم این انتظار وجود دارد که اگر بناست انسجام اجتماعی‌ای که بیشتر حالت عاطفی دارد به ساحت اجتماعی تبدیل شود، باید در مدیریت، رفتار و نگاه صداوسیما تغییراتی رخ دهد؛ به‌گونه‌ای که نمایندگان جامعه مدنی صدا داشته باشند و بتوانند حیات اجتماعی را نمایندگی کنند. اما اساسا چنین اتفاقی نیفتاده است و ضرورت این تغییر وجود دارد.

    گروه جلیلیون اجازه تغییر در صداوسیما را نمی دهد

    یعنی می گویید که در ۱۲ روز جنگ هم، با وجود فضای اجتماعی یک‌دست، صداوسیما تغییر رفتار نداد؟

    نه اصلاً. صداوسیما حتی در همان ۱۲ روز جنگ هم دچار یک گیجی مفرط بود؛ نوعی ابهام و سردرگمی که باعث شده بود اصلاً نفهمد ماجرا چیست. آن گیجی باقی مانده بود، اما وقتی بالاخره متوجه شد که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، باید تغییر رفتار می‌داد. متأسفانه چنین تغییری رخ نداد، و گروه “جلیلیون”، اجازه چنین تغییری را نمی‌دهند.

    اساساً قصه این گروه، قصه سقوط این سرزمین و فروپاشی فرهنگی اجتماعی است؛ آن‌ها در این مسیر حرکت می‌کنند و در برابر جامعه هم ایستاده‌اند. این خطی که دنبال می‌کنند، تقویت یک‌جانبه‌نگری است که به نظر من، در نهایت به سقوط اجتماعی خواهد انجامید.

    نامه تاج زاده یا اظهارات دکتر سروش در جامعه بازتاب داشت

    گفتید رسانه جامعه مدنی سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی و… بودند و در دوران جنگ نقش داشتند. در حالی که در آن مقطع بسیاری از این‌ها یا فیلتر بودند یا اینترنت قطع بود …

    نه، این‌طور هم نبود که جامعه مدنی کاملاً بی‌صدا باشد. درست است که در مقاطعی فیلترینگ اعمال شد یا محدودیت‌هایی وجود داشت، اما با وجود همان ارتباطات محدود هم نقش تاریخی مهمی ایفا کردند. برای نمونه، نامه‌ای که آقای تاجزاده از زندان می‌نویسد کوتاه است اما همه جامعه آن را دیدند و جامعه مدنی را تحت تأثیر قرار داد؛ یا حرفی که دکتر سروش یا اظهارنظر یک منتقد ادبی، یک ورزشکار می‌ز‌دند به‌رغم محدودیت رسانه‌ای به‌سرعت منتشر و در جامعه بازتاب داده می‌شوند.

    حتی در فضای کنترل‌شده و فیلترشده هم این صداها می‌توانند نقش‌آفرین باشند. در مقابل، رسانه‌ای مثل صداوسیما که صدها کانال و همه امکانات را در اختیار دارد، نمی‌تواند حتی یک نقش ساده اجتماعی ایفا کند.

    هنوز احتمال مداخله نظامی وجود دارد

    سوالی به میان می‌آید؛ بعد از این جنگ، چه تغییری رخ داده که شما بیانیه می‌نویسید که در یکی از بندهای بیانیه شما برای تغییر پارادایم حاکمیت یک بند به طور مشخص به تغییر در صداوسیما اشاره دارد؟

    مشکل اصلی امروز ما، دوباره مساله “حمله دشمن” است. برای دشمن (اسرائیل) حمله به ایران امکان‌پذیر شده است. حتی اگر بگوییم که روی زمین نیامده، اما آسمان ما را عملاً اشغال کرده است.

    ترامپ هشدار داد که مبادا کاری کنید که دوباره حمله کنم. یعنی هنوز هم احتمال مداخله نظامی وجود دارد، و این مساله ساده‌ای نیست. چیزی که می‌تواند جلوی این تهدید را بگیرد انسجام اجتماعی است  و …

    انسجام اجتماعی چطور شکل می‌گیرد؟

    وقتی که صداهای مخرب، آزاردهنده و مدافع جنگ وجود نداشته باشند و دیده نشوند؛ آن‌هایی که یک دوگانگی در جامعه را تقویت می‌کنند. صورت ظاهری جامعه همان رسانه؛ صداوسیما است. صورت پنهان آن در بوروکراسی، در ساختار فرهنگی و اقتصادی است.

    اما صداوسیما همان مسیر گذشته را ادامه می‌دهد: همان افراد، همان شعارها، همان سبک بیان، همان چهره‌ها و … . مجموعه‌ای از افراد مبهم به صداوسیما آمده اند که به‌گمانم خودشان هم باور ندارند چیزی بلدند! افرادی به اسم‌ متخصص رسانه، روابط بین‌الملل، جنگ و … به آن‌جا می‌روند. اما سؤال این‌جاست: اگر این‌ها واقعاً متخصص‌اند، چرا تا دیروز کسی آن‌ها را نمی‌شناخت؟

    یک‌سری حرف‌های مبهم، تکراری، آزاردهنده و مشمئزکننده به صورت شعاری همراه با نوحه سرایی مطرح می‌شود. حالا که با محرم هم مصادف شده مخاطب و جامعه دارد آزار می‌بیند. در حالی که برای مقاومت نیاز به تغییر وجود دارد، اختلال به وجود می‌آید که منجر به ضعف، نابسامانی و بحران‌های جدی‌تر می‌شود.

    هیچ نشانه ای از تغییر در رویکرد صداوسیما وجود ندارد، این نگران کننده است

    شما این اراده را می‌بینید که تغییری در رویکرد صداوسیما ایجاد شود؟

    نه، متأسفانه من هیچ اراده‌ای برای تغییر نمی‌بینم. هیچ چیز در صداوسیما تغییر نکرده—نه برنامه‌ها، نه نحوه خبررسانی، نه نوع تحلیل‌ها، و نه حتی چهره‌هایی که در قاب رسانه ظاهر می‌شوند. هیچ نشانه‌ای از تغییر وجود ندارد. و همین است که نگران‌کننده و آزاردهنده است.

    این وضعیت می‌تواند اولین گام در مسیر تخریب همبستگی اجتماعی باشد؛ آن همبستگی احساسی و عاطفی که در جریان جنگ شکل گرفت، ممکن است به‌سادگی از بین برود و جامعه را دچار یک ضعف شدید کند. دشمن، حالا که آمده و تهدید به حمله می‌کند، اگر این فضا ادامه پیدا کند، می‌تواند ضربه بزند و بخشی دیگر از سرمایه‌های ملی ما را از بین ببرد. این یعنی یک عقب‌ماندگی بنیادی.

    راه‌حل اولیه، همین ظاهر کار است. مثل صورتی است که مردم به آن نگاه می‌کنند؛ اگر لکه سیاه روی آن باشد، مردم صورتشان را برمی‌گردانند، نگاه نمی‌کنند، فاصله می‌گیرند. شما باید اول آن لکه را پاک کنید تا صورت قابل‌دیدن شود، تا مردم حاضر باشند دوباره نگاه کنند، گفت‌وگو کنند.

    صداوسیما در حال حاضر مانند یک لکه سیاه بر چهره جمهوری اسلامی است. این سیاهی باید شسته شود. وقتی این اتفاق افتاد، گفت‌وگو ممکن می‌شود، راه باز می‌شود، و نیروهای اجتماعی متکثر می‌توانند ظهور و بروز پیدا کنند و منشأ اثر شوند.

    تغییر باید در اکثر حوزه ها رخ دهد، از ظاهر جامعه تا لایه‌های پنهان

    در بحث جنگ، یک نوع برداشت نادرست شکل گرفته؛ بسیاری در حوزه رسمی تصور می‌کنند این وظیفه طبقه متوسط، روشنفکران و جامعه مدنی بوده که حالا به اشتباه خود پی برده و به میدان آمده است.

    این بدترین نگاه است. جامعه مدنی نیامده که وضعیت موجود را تأیید کند؛ بلکه آمده تا وضعیت کنونی نشکند و راهی برای عبور از وضعیت موجود باز شود. همین نامه‌ها و بیانیه‌ها به دفاع از تغییر پارادایم می‌پردازند و می‌گویند اکنون زمان تغییر است.

    تغییر باید در بسیاری از حوزه‌ها رخ دهد؛ ابتدا در صورت ظاهر جامعه، سپس در لایه‌های پنهان آن، یعنی مدیریت، بوروکراسی، مراودات اجتماعی، جابه‌جایی پروژه‌ها و سایر زمینه‌ها.