برچسب: روسیه

  • احتمال جنگ دوباره بین ایران و اسرائیل وجود دارد؟

    احتمال جنگ دوباره بین ایران و اسرائیل وجود دارد؟

    به گزارش اقتصادران، شرایط ایران در قبال آژانس، تروئیکای اروپا، ایالات متحده و البته احتمالات این حوزه طی ماه‌های اخیر مورد توجه قرار دارد. اخیرا نماینده ایران در آژانس در خصوص احتمال صدور قطعنامه علیه ایران گفته است:«آمریکا و سه کشور اروپایی می‌خواهند آنچه را در نیویورک به دست نیاوردند، در وین تحمیل کنند. تحمیل گزارش‌دهی بر مدیرکل آژانس بر اساس قطعنامه‌های منقضی شده شورای امنیت، غیرقانونی و ناموجه است. این کار در عمل به پیچیدگی‌های موجود خواهد افزود و ضربه‌ای دیگر به دیپلماسی وارد خواهد کرد. قطعنامه شورای حکام تغییری در وضعیت فعلی اجرای پادمان در ایران ایجاد نمی‌کند.»

     ترامپ نیز با اشاره به علاقه ایران به مذاکره گفته ایران تمایل دارد گفتگو ها آغاز شود اما اشاره ای نکرده این اتفاق چه زمانی رخ می دهد. بنیامین نتانیاهو، نیز درباره شرایط احتمالی جنگ با ایران گفته است: «ما اهداف بسیار روشنی داشتیم: سایت‌های هسته‌ای، سایت‌های تولید موشک و چند هدف دیگر. وقتی به این اهداف دست یافتیم، جنگ تمام شد.» این اظهار نظر ها از یک سو و ماجرای قطعنامه احتمالی علیه ایران از سوی دیگر، شرایطی پیچیده ایجاد کرده است. عبدالرضا فرجی راد، استاد ژئوپلیتیک و سفیر پیشین ایران در نروژ  به بررسی این موضوع پرداخته است:

    نه ایران از مواضع خود کوتاه می‌آید نه ایالات متحده

    عبدالرضا فرجی راد گفت: «فعال شدن مکانیسم ماشه یعنی فشار بر ایران. این فشار در بخش های اقتصادی و سیاسی است. گروسی نیز اخیرا در اظهاراتی اعلام کرده که ایران اجازه نمی دهد ما سایت های بمباران شده را مورد بازدید قرار دهیم. اخیرا المیادین اعلام کرده که تروئیکای اروپا، نسخه ای از پیشنهاد خود را برای شورای حکام آژانس به دست آورده که در آن بیانیه درخواست می کند ایران اقداماتی را انجام دهد. من فکر نمی کنم قبل از این که شورای حکام مصوبه ای داشته باشد یا قطعنامه ای صادر کند، وارد شورای امنیت شده و علیه ایران قطعنامه بدهند. به هر حال هر قطعنامه ای هم بخواهند بدهند، مثل اسنپ بک نیست و روسیه، چین یا هر دو بتوانند وتو کنند. بنابراین، اکنون به دنبال این هستند که شورای حکام به ایران اجازه ندهد از بازدید آژانس از سایت‌های درخواستی، ممانعت کند.»

    وی افزود: «این احتمال وجود دارد که مصوبه‌ای را در شورای حکام به تصویب برسانند و سپس تصمیم بگیرند این مصوبه را به شورای امنیت بدهند یا خیر. ترامپ نیز در دیدار با رهبران آسیای مرکزی در کاخ سفید اعلام کرده ایرانیان درخواست لغو تحریم ها را دارند و من نیز آماده‌ام. اما وارد جزئیات نشده که آماده چیست؟ آیا آماده مذاکرات است؟ تا جایی که اطلاع داریم و اطلاعاتی که از طریق واسطه ها رد و بدل می شود نشان می دهد هنوز آمریکایی ها اعلام آمادگی نکرده اند که با ایران مذاکراتی را مبتنی بر بده و بستان مشخص داشته باشند و کمی از مواضع طرفین کاسته شود. درواقع ظاهرا آمریکایی ها بر مواضع پیشین خود باقی مانده اند. برای مثال در زمینه هسته‌ای بر غنی سازی صفر تاکید دارند. ممکن است بگویند به ازای محدودیت ها در غنی سازی، اسنپ بک را ۶ ماه تا یک سال به تعویق می اندازیم. طبیعیست که ایران نمی پذیرد.»

    آمریکا و اسرائیل فعلا دلیلی برای حمله مجدد به ایران نمی‌بینند

    این استاد ژئوپلیتیک در ادامه گفت: «ایران رسما اعلام کرده که ما نه غنی سازی صفر را می‌پذیریم و نه از حقوقمان برای غنی سازی بر اساس نیازهای خود زیر نظر آژانس کوتاه خواهیم آمد. در رابطه با برنامه موشکی نیز همین وضعیت است. بنابراین مسئله در حالتی گنگ قرار دارد چون نه آمریکایی ها حاضرند کوتاه بیایند و نه ایرانی ها حاضرند اگر پالس مثبت نگیرند وارد گفتگو شوند چرا که معتقدند اگر پالس مثبت گرفته نشود، نتیجه سخت‌تر از وضعیت فعلی خواهد بود.»

    وی در خصوص اظهارات اخیر نتانیاهو درباره پایان جنگ با ایران گفت: «علیرغم تبلیغاتی که درباره سهولت حمله به ایران مطرح می شود، اما حقیقت این است که جنگ برای دو طرف دشوار است. تبلیغات زیادی مطرح می شود که به ایران حمله خواهد شد، اما ماجرا به این سادگی ها نیست و تبلیغاتی که شبکه های فارسی زبان انجام می دهند یا در مقالات نوشته می شود، بیشتر، حالت نمایشی و تبلیغی دارد و یک طرفه به موضوع نگاه می کند. بنابراین باید این موضوع را در نظر بگیریم که در پس هر حمله، اسرائیل نیز صدماتی جدی را متحمل می شود. بنابراین، با وجود این که اسرائیل درباره سایت های هسته ای ایران حتی اطلاعاتی بیشتر از ایالات متحده دارد، اما وارد حمله ای جدید نشده است. حتی میزان خرابکاری اسرائیلی ها داخل کشور کمتر شده و این موضوع نشان می دهد که حتی طرف مقابل هم ملاحظاتی برای خود دارد. تا همین اواخر هم ترامپ مدعی بود سایت های هسته ای ایران را نابوده کرده است. بنابراین آمریکا بهانه ای برای حمله ندارد، مگر این که ایران در ادامه غنی سازی فعال شده باشد که به همین بهانه حمله مجدد کنند. بعید می دانم با توجه به مسئله غزه و حساسیت های آن و فعالیت های اسرائیل در جنوب لبنان و در تقابل با حزب الله، بخواهد جنگی جدید را با ایران رقم بزند. حمله اسرائیل به ایران باید در هماهنگی کامل با آمریکا باشد. به اعتقاد من آمریکایی ها مقطع زمانی کنونی را برای درگیری با ایران مناسب نمی‌بینند. البته این به این معنا نیست که هیچوقت زمان را مناسب نمی‌بینند اما اکنون زمان حمله نیست.»

  • ممکن است روسیه و چین بر سر ایران با آمریکا معامله کنند

    ممکن است روسیه و چین بر سر ایران با آمریکا معامله کنند

    به گزارش اقتصادران، اصغر کیوان حسینی استاد تمام روابط بین‌الملل و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در رابطه با ارزیابی خود از  فضای  گفت‌وگو‌های ایران و غرب در شرایط حال حاضر و امکان از سر گیری مذاکرات با غرب،  گفت:  شرایط حاکم بر رابطه ایران و غرب مشتمل بر آمریکا و اروپا بشدت تنش زا و خصمانه است. جالب این که رویکرد برخورد قاطع با تهدید ایران به فصل مشترک آن‌ها تبدیل شده است و به رغم اختلافات در حوزه های دیگر هم‌سویی معنا داری پیدا کرده‌اند.

    دو سوی آتلانتیک به دنبال مقابله با ایران هستند

    وی درباره علت سرسختی اروپا آن‌ هم  با وجود امضای توافق قاهره و اعلام آمادگی ایران برای مذاکره، عنوان کرد: رویکرد تقابلی اروپا ریشه در چند برداشت از سوی آنان دارد. ادعای نقش حمایتی ایران از روسیه در جنگ اوکراین که از نظر اروپا نماد جنگ روسیه با اروپا است. ادعاهای ضدایرانی  در مورد برخی اقدامات در دولت های اروپایی و تهدید موشکی که حوزه اروپا را شامل می‌شود، از جمله ادعاهاست افزون بر این موارد باید به اصول روابط فرا آتلانتیکی پرداخت که فعلا بر محور مقابله با ایران به فصل مشترک دو سوی آتلانتیک تبدیل شده است.

    ایران می خواهد از سرنوشت نامبارک مذاکرات فاصله بگیرد

    این استاد روابط بین‌الملل در پاسخ به این سوال که اظهارات مقامات آمریکا برای ادامه مذاکرات بیشتر شبیه به تصویرسازی برای پایبندی به دیپلماسی است، به نظر شما در این مقطع زمانی آمریکا پای میز مذاکره با ایران می‌آید و از شروط غیرقابل تحقق خود عقب‌نشینی خواهد  کرد، اظهار کرد:  اگر آمریکا بر خواست حداکثری خود اصرار کند، منازعات ایران و آمریکا چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟ به نظر می‌رسد که اراده طرف آمریکایی از اراده طرف ایرانی برای پیشبرد مذاکره، قوی‌تر باشش. شاید دلیل اصلی این نوع تفاوت این بود و هست که ایران متوجه سرانجام مذاکره بود و می خواست تا حد ممکن از آن سرانجام نامبارک و سرنوشت ساز فاصله بگیرد.

    هیچ پیمان راهبردی در برابر منطق بازی میان قدرت ها معتبر نیست

    این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در خصوص اقدامات روسیه و چین در جریان فعال شدن مکانیسم ماشه و تلاش‌های آن ‌ها به ویژه روسیه در حل منازعات پرونده هسته‌ ایران تصریح کرد: روسیه و چین مخالف هسته ای شدن ایران و نیز بهبود رابطه ایران با غرب بویژه آمریکا هستند، تا (بویژه روسیه) امکان بازی کارت ایران را در چانه‌زنی با آمریکا داشته باشند.البته چین  متفاوت است، چرا که  چین معقولانه تر با شرایط بین المللی بویژه از بعد از رقابت میان قدرت های بزرگ  برخورد می کند. با این حال، کماکان امکان معامله در رفتار هر  دو بر سر ایران وجود دارد. در هر صورت، هیچ پیمان راهبردی در برابر منطق بازی میان قدرت ها معتبر نیست و جهان در حال گذار به سبک جدید یارگیری در سطح قدرت ها است

    ورود سازمان ملل در عرصه تحریم ایران، باعث مشارکت مشروع بین المللی  می شود

    وی خاطرنشان کرد:  قطعنامه های سازمان ملل به دلیل مشروعیت جهانی، نافذیت خاصی داشته و در کنار سیاست های تحریمی امریکا و اروپا به شدت بر ایران اثرگذار است. افزون بر آن، ورود سازمان ملل در عرصه تحریم ایران، باعث مشارکت مشروع بین المللی در این زمینه می شود.

  • اسنپ بک یعنی چوب حراج به نفت ایران!

    اسنپ بک یعنی چوب حراج به نفت ایران!

    به گزارش اقتصادران، حالا برای ایرانیان یک تاریخ مهم دیگر پیش رو است. ۵ مهر ماه؛ تاریخی که اکنون تنها ۸ روز تا رسیدن به فرصت آن باقی مانده است و شمارش معکوس آغاز شده است.

    دو روز پیش و پس از نشستی پرتنش در شورای امنیت سازمان ملل متحد، سرنوشت تحریم‌های ایران با فعال‌سازی مکانیسم ماشه رقم خورد. قطعنامه تأیید پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای با ۹ رأی منفی رد شد که به طور خودکار فرآیند بازگشت تحریم‌ها را به جریان انداخت و راه را برای اجرایی شدن مجدد شش قطعنامه تحریمی علیه ایران از شنبه ۵ مهرماه هموار ساخت.

    حالا همه چیز در حال بازگشت به نقطه صفر مذاکرات پیچیده ایران با ۵+۱ در سال ۲۰۱۵ بازگشته است و ۱۰ سال پس از آن روز که بسیاری از رسانه‌ها، توافق برجام را توافق قرن نامیدند، سربازان پوتین‌ها را بدون جنگ از پای درآوردند و قرار بود حصر اقتصادی ایران بشکند حالا همه چیز به نقطه هیچ بازگشته است.

    اما با فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل که مشخصا تاثیر آن بر حوزه صادرات نفتی و گاز و انرژی ایران خواهد بود، خبری دیگر نیز می‌تواند منجر به نگرانی شود. رویترز در روز‌های اخیر گزارش کرده که ذخایر سرگردان نفت ایران به حجم بی‌سابقه رسید و تخفیف نفت دو برابر شده است. طبق گزارش رویترز، ‎تخفیف نفت ایران در دو سال اخیر، ۲ برابر شد و از ۳ دلار در مارس به ۶ دلار برای اکتبر رسید. بنا بر همین گزارش رویترز، ذخایر نفت سرگردان روی آب نیز از ۵ به ۵۰ میلیون بشکه رسید و ۱۰ برابر شد.

    این خبر می‌تواند زنگ خطری جدی برای مهم‌ترین منبع درآمد دولت‌های ایران باشد؛ اما سرنوشت صادرات نفت ایران چه خواهد شد؟

    هاشم اورعی، کارشناس حوزه انرژی، استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس هیات مدیره انجمن علمی انرژی بادی ایران به می‌گوید، هنوز امیدوار است که حتی در همین چند روز باقی مانده نیز ایران و اروپا به توافقی حتی موقت دست یابند.
    اما آن چه اکنون مشخص است شمارش معکوس برای ایران آغاز شده است.

    امیدوارم که تا روز و ساعت آخر، یعنی ۵ مهرماه، به توافقی دست یابند که دست‌کم ضرب‌العجل را برای ۶ ماه تمدید کند. دلیل این امیدواری من این است که ایران اکنون در یک سه‌راهی سخت گرفتار شده است؛ با این حال، باور دارم که تروئیکای اروپایی حداقل به دنبال تغییر رژیم ایران نیستند و اولویت اصلی‌شان چنین اقدامی نیست. بنابراین، انتظار و امید من این است که در فرصت باقی‌مانده، به یک توافق حداقلی برای تعویق ۶ ماهه برسند تا از بازگشت تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل جلوگیری شود.

    گزینه‌های سخت ایران برای دوران پساماشه

    اورعی در ادامه با بررسی گزینه‌های پیش روی ایران پس از فعال شدن مکانیسم ماشه تأکید می‌کند: «حتی در همین شرایط، باید گزینه‌های به تعبیر من بدبینانه یا واقع‌بینانه را مدنظر قرار دهیم و ببینیم اگر مکانیسم ماشه اجرایی شود، چه اتفاقی می‌افتد. عده‌ای می‌گویند این اتفاق تأثیری بر اقتصاد ایران ندارد، اما من فکر نمی‌کنم کسی این‌قدر نادان باشد که چنین حرفی را باور کند. با این حال، منطقی است که چنین سخنانی به دلایل سیاسی مطرح شود. باید توجه داشت که اگر نمایندگان مجلس، سیاستمداران یا اعضای دولت و دستگاه دیپلماسی از سر ضعف درباره این موضوع صحبت کنند، دیگر هیچ توان و قدرتی برای آقای عراقچی یا هر مذاکره‌کننده دیگری باقی نمی‌ماند که بتواند مذاکرات را پیش ببرد یا این روند را سامان دهد. این بدان معناست که حتی ممکن است من و شما هم اکنون مجبور باشیم در سطح بین‌المللی موضعی اتخاذ کنیم و با وجود اطلاع از تبعات سنگین مکانیسم ماشه، این موضوع را علنی نکنیم؛ چرا که اعلام آشکار آن، موضع مذاکره‌کنندگان کشورمان را در ۱۰ روز آینده تضعیف خواهد کرد.»

    واکنش‌های احتمالی چین در برابر فعال شدن مکانیسم ماشه

    این استاد دانشگاه همچنین خاطرنشان می‌کند: «اگر بخواهیم واقعیت را بررسی کنیم، بدون شک این روند ضربه بزرگی به اقتصاد ایران وارد خواهد کرد. هرچند اکنون روسیه و چین اعلام کرده‌اند که این تحریم‌ها را قبول ندارند، اما به نظر من این موضع‌گیری‌ها صرفاً در همین ۱۰ روز باقی‌مانده است، زیرا آنها تلاش می‌کنند روند فعال‌سازی مکانیسم ماشه که در روز ۵ مهر است، به مرحله اجرا نرسد. با این حال، اگر مکانیسم ماشه اجرایی شود، این تحریم‌ها برای پکن و مسکو نیز به صورت رسمی و بین‌المللی خواهد بود و به عنوان دو بازیگر مهم در عرصه جهانی، دولت‌های چین و روسیه در این شرایط همکاری و مراوده تجاری خود را با ایران محدود خواهند کرد.»

    این کارشناس انرژی در ادامه با اشاره به اینکه پیش‌بینی عملکرد چین و روسیه چندان دشوار نیست، به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «اما درباره روشی که چین در پیش می‌گیرد باید توجه داشت که پکن پالایشگاه‌های خصوصی و کوچک، معروف به پالایشگاه‌های قوری، را درگیر می‌کند و مدعی می‌شود که بر این پالایشگاه‌های خصوصی نفوذ و حق تصمیم‌گیری ندارد و طوری بیان می‌کند که این پالایشگاه‌ها همچنان در حال خرید هستند. البته آمریکا و کشور‌های غربی فشار سیاسی خود را بر چین و روسیه افزایش خواهند داد و آنها ناچارند به این شرایط جدید تن دهند.»

    اروعی ادامه می‌دهد: «اما نتیجه چه خواهد بود؟ فروش نفت ایران کاهش خواهد یافت؛ البته نه یک‌شبه بلکه به صورت تدریجی و در یک روند. پیش‌تر نیز نمونه این موضوع را دیده‌ایم؛ فراموش نکنیم که فروش نفت ایران تا ۳۵۰ هزار بشکه در روز سقوط کرده بود، اما اکنون، بنا به شواهد و گزارش‌های کپلر، این رقم به حدود روزانه یک میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه رسیده است. با فعال شدن مکانیسم ماشه، کاهش فروش روزانه نفت ایران شدت خواهد گرفت و در نتیجه با مشکلات جدی ارزی مواجه خواهیم شد.»

    نفت‌های سرگردان ایران و تخفیف‌های سنگین نجومی

    این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به وضعیت نفت‌های سرگردان ایران که بنا به گزارش‌ها تا ۵۰ میلیون بشکه نیز برآورد شده است، یادآور می‌شود: «هر چند گزارش رویترز از رقم ۵۰ میلیون بشکه نفت حکایت دارد، اما حتی ارقامی، چون ۸۰ میلیون بشکه نیز به عنوان نفت رها شده ایران روی آب‌ها مطرح شده است و سرنوشت این نفت می‌تواند برای بودجه کشور بسیار تلخ باشد. اکنون نفت سرگردان ایران روی آب‌های آزاد در واقع همان سرمایه‌ای است در بازار که خریدار ندارد، کسی جرات خرید آن را ندارد و اجاره کشتی باید پرداخت شود؛ بنابراین نفت همچنان رها شده است. در یک مورد خاص گفته می‌شد که اگر نفت روی کشتی تا یک ماه آینده تخلیه نشود و کشتی سرگردان بماند، اجاره و کرایه بار کشتی با ارزش نفت برابر می‌شود.»

    بازی چند لایه روسیه در فرصت تحریم‌های ایران

    این کارشناس حوزه انرژی درباره تخفیف‌های سنگین ایران که حتی کمتر از قیمت نفت روسیه است و تخفیف‌های بیشتری ارائه می‌دهد، می‌گوید: «در موضوع تخفیف‌ها، وضعیت برای ایران حتی می‌تواند بدتر هم شود. توجه داشته باشید که یکی از دلایلی که چین در قبال ایران سیاست دوگانه‌ای را پیش گرفته، همین است که مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌ها برای ایران یک بازی دو سر باخت است، اما برای چین و روسیه بازی دو سر برد محسوب می‌شود، چرا که با فعال شدن مکانیسم ماشه، فروش نفت ایران با شرایطی بدتر و سخت‌تر مواجه می‌شود، اما در مقابل این اتفاق، نفت ایران برای چین ارزان‌تر خواهد شد و آنها تلاش می‌کنند تخفیف بیشتری بگیرند. همچنین روسیه نیز یک رقیب خود را در بازار‌های هند و پاکستان از دست می‌دهد و به این ترتیب دستش برای فروش نفت بازتر خواهد شد.»

    وی درباره بازی پیچیده روسیه در میان تحریم‌های نفتی ایران نیز خاطرنشان می‌کند: «باید به این نکته مهم توجه کرد که تا سال ۲۰۲۸، اروپا به طور کامل از وابستگی به انرژی روسیه رها می‌شود و در نتیجه روسیه به طور جدی به دنبال بازار‌های جدید است و به سمت هند و چین متمایل شده است. طبیعی است که وقتی با افزایش فشار تحریم‌ها نفت ایران کمتر خریداری شود، توان روسیه برای مذاکرات و فروش نفت افزایش خواهد یافت.»

    مساله لغو معافیت چابهار و دادن پیام به ایران

  • ذخایر گازی ایران از روسیه هم جلوتر بود اما دولت احمدی‌نژاد کار را خراب کرد

    ذخایر گازی ایران از روسیه هم جلوتر بود اما دولت احمدی‌نژاد کار را خراب کرد

    به گزارش اقتصادران، صبح امروز رسانه‌ها خبر دادند که کاظم جلالی، سفیر ایران در مسکو، اعلام کرد که ایران امیدوار است به‌زودی گاز روسیه از طریق زیرساخت‌های موجود جمهوری آذربایجان دریافت شود. او افزود که تقریباً تمامی مسائل و چالش‌های مرتبط با شرکت گازپروم حل شده و تنها نکته باقی‌مانده، توافق نهایی بر سر قیمت است. جلالی گفت: «اگر این مسئله هم حل شود، همه چیز به جریان خواهد افتاد.»

    این خبر در حالی منتشر می‌شود که سرگئی تسویلیف، وزیر انرژی روسیه، پیش‌تر اعلام کرده بود که نخستین محموله‌های گاز روسیه به ایران ممکن است از سال ۲۰۲۵ آغاز شود و حجم آن تا ۱.۸ میلیارد متر مکعب در سال خواهد بود. این اقدام به ایران اجازه می‌دهد در طول سال، به ویژه در فصول سرد، بخشی از نیاز گاز شمال کشور را از منابع جایگزین تامین کند.

    توافق ایران و روسیه در ادامه مذاکرات سال گذشته حاصل شده است. گازپروم و شرکت ملی گاز ایران در سال گذشته یادداشت تفاهمی برای عرضه گاز روسیه به ایران امضا کردند و امسال، دو کشور بر سر عرضه ۵۵ میلیارد متر مکعب گاز روسیه به توافق رسیدند. کارشناسان معتقدند این همکاری بخشی از استراتژی ایران برای تامین منابع انرژی در فصول سرد و کاهش فشار بر شبکه داخلی است.

    با این حال، مسئولان ایران و روسیه تاکید دارند که همکاری‌های دوجانبه در زمینه انرژی از اهمیت استراتژیک برخوردار است و می‌تواند روابط اقتصادی و سیاسی دو کشور را بیش از پیش تقویت کند. طبق اظهارات جلالی، مذاکرات با گازپروم ادامه دارد و پیش‌بینی می‌شود اجرای توافق نهایی، ضمن تأمین نیاز داخلی، ظرفیت‌های اقتصادی و زیرساختی ایران را نیز ارتقا دهد.

    در همین رابطه محمود خاقانی،مدیرکل سابق امور خزر و آسیای میانه وزارت نفت در گفتگو با خبرآنلاین  تاکید کرد که مذاکرات ایران با گازپروم از سال‌ها قبل آغاز شده و با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است؛ فازهای پارس جنوبی با مشارکت روسیه پیش رفت، اما پروژه‌های خط لوله صلح و صادرات به پاکستان و هند به دلیل کمبود گاز و سرمایه‌گذاری ناکافی به نتیجه نرسید. وی افزود که راه عملی برای بهره‌برداری از گاز روسیه، استفاده از سهام ایران در شاه‌دنیز و همکاری با آذربایجان است و ورود گاز روسیه تاثیری بر کسری سوخت داخلی ندارد. خاقانی همچنین با اشاره به تجربه‌های دیپلماسی انرژی و محدودیت‌های تمرکز بر دیپلماسی هسته‌ای، بر بازسازی دیپلماسی انرژی و بهره‌برداری بهینه از منابع گاز و برق ایران تاکید کرد.

    *آقای خاقانی! مذاکرات ایران با شرکت گازپروم از چه زمانی آغاز شد و تاکنون چه چالش‌هایی وجود داشته است؟

    مذاکرات ایران با گازپروم از سال‌ها قبل شروع شد و تاکنون با چالش‌ها و موانع متعددی روبه‌رو بوده است. در ارتباط با فازهای پارس جنوبی، فاز یکم با همکاری گازپروم و دیگر شرکت‌ها در دولت‌های هفتم و هشتم پیش رفت. بعد از آن، روسیه به مرور در اروپا به تنها فروشنده گاز طبیعی تبدیل شد و کشورهای اروپایی هم خریداران نقد و مطمئن این گاز بودند. اتحاد جماهیر شوروی سابق سال‌ها مطمئن‌ترین عرضه‌کننده گاز به اتحادیه اروپا بود.

    * نقش روسیه در پروژه‌های خطوط لوله و اروپا چه بوده است؟

    روسیه شرکتی تشکیل داد که صدراعظم سابق آلمان در هیئت مدیریه آن حضور داشت و دو خط لوله شمال دریای آتلانتیک را به آلمان وصل کرد. هدف این بود که صادرکننده بزرگ گاز (روسیه) و واردکننده عمده (آلمان) روابط مستقیمی داشته باشند و اوکراین دور زده شود. شاید یکی از دلایل تحریک اوکراین و شروع جنگ، مسائل انرژی و منافع فسیلی بوده است.

    * درباره خط لوله صلح و صادرات گاز به پاکستان و هند توضیح دهید.

    روسیه همیشه می‌خواست ایران گازش به اروپا نرود و در دولت نهم و دهم، ایران را تشویق کرد که ۳۰ میلیارد متر مکعب گاز خود را به پاکستان و هند ببرد. پروژه خط لوله صلح هم تعریف شد، اما در آن زمان نه گاز کافی داشتیم و نه طرف پاکستانی، و پروژه صرفاً برای منفعت مالی عده‌ای بود. آن‌ها یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار صرف کردند اما نتیجه عملی نداشت. کارشناسان اقتصادی هم تاکید می‌کردند که مشتریان باید هم در خط لوله و هم در میدان گازی سرمایه‌گذاری کنند.

    نظریه‌ای مطرح شد که روسیه از شمال دریای خزر خط لوله‌ای بکشد تا به ساحل جنوب دریای خزر متصل شده و به شبکه گاز ایران وصل شود. برخی کارشناسان گفتند که مطالعات امکان‌سنجی فنی و اقتصادی باید منتشر شود، اما این اتفاق نیفتاد و تنها تبلیغ شد که روسیه قصد سرمایه‌گذاری دارد. در حالی که عمق جنوب دریای خزر حدود ۸۰۰ متر است و پروژه بسیار پیچیده و پرهزینه است.

    *چه راه عملی‌تری برای بهره‌برداری از گاز روسیه وجود دارد؟

    راه بهتر این است که ایران در شاه‌دنیز ۱۰ درصد سهام دارد، روسیه هم سهام دارد، و با همکاری جمهوری آذربایجان این گاز به ایران برسد. قیمت هم همان قیمت اروپا باشد. خطوط لوله آستارا که پیش از انقلاب کشیده شده قابل استفاده است.

    *تجربه‌های گذشته ایران در دیپلماسی انرژی چه بوده است؟

    در دولت هشتم، دیپلماسی انرژی برای صلح بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان تعریف شد. خطوط لوله ایران برعکس شد تا از آذربایجان گاز وارد ایران شود و درصدی به نخجوان و ارمنستان داده شود. اما در دولت نهم و دهم، این برنامه‌ها متوقف شد و معاملات سواپ کنار گذاشته شد.

    ورود گاز روسیه چه تاثیری بر کسری سوخت و ناترازی شبکه گاز دارد؟

    هیچ تاثیری ندارد. پروژه‌های ترکمنستان نیز با بحران مواجه شدند و اکنون گاز به ایران نمی‌رسد، زیرا چین در میادین گازی ترکمنستان سرمایه‌گذاری کرده و مسیر صادرات به پاکستان و چین امن شده است.

    نگرانی روسیه این است که ایران دومین ذخایر گازی جهان را دارد. حدود ۱۰ تا ۱۵ سال پیش، آمارهای سالانه نشان می‌داد ایران حتی از روسیه جلوتر است. پیشنهاد شد بازار مشترک گاز ایران، روسیه و قطر ایجاد شود، اما در دولت نهم و دهم، نماینده ایران رای داد تا دبیرخانه در قطر مستقر شود و اولین دبیرکل روسی شود، و بعد روسیه با ایران اختلاف پیدا کرد.

    آیا روسیه واقعاً قصد سرمایه‌گذاری در ایران دارد؟
    با احترام به سفیر ایران در مسکو، باید گفت دیپلماسی روسیه همواره در چارچوب منافع خودش عمل می‌کند. روسیه می‌خواهد همکاری داشته باشد اما هیچ کشوری روابطش را فدای ایران نمی‌کند و باید منافع ملی خودمان را در اولویت قرار دهیم.

     تمرکز بر دیپلماسی هسته‌ای چه تاثیری بر دیپلماسی انرژی داشته است؟

    تمرکز بر دیپلماسی هسته‌ای و کنار گذاشتن دیپلماسی انرژی باعث شد فرصت‌های ایران محدود شود. باید دیپلماسی انرژی بازسازی شود و منابع عظیم گاز و برق کشور به نحو مطلوب بهره‌برداری شوند.افراد حقیقی و حقوقی با کنترل نقدینگی و بازارها مانع اجرای سیاست‌ها شده‌اند. تنها راه مقابله، شفاف‌سازی اقتصاد و مدیریت منابع ملی است تا نفوذها خودبه‌خود از بین برود.

    ایران باید از تجربه‌های گذشته بهره ببرد، از زیرساخت‌ها و همکاری‌های منطقه‌ای استفاده کند و دیپلماسی انرژی خود را بازسازی نماید تا منابع عظیم کشور به نحو مطلوب بهره‌برداری شده و منافع ملی در اولویت باشد.

  • تله تاریک زنگه زور پیش‌روی مرز‌های تاریخی و مسیر‌های ترانزیتی ایران / چرا کریدور زنگزور مهم است؟

    تله تاریک زنگه زور پیش‌روی مرز‌های تاریخی و مسیر‌های ترانزیتی ایران / چرا کریدور زنگزور مهم است؟

    به گزارش اقتصادران، کریدور زنگزور، مسیری استراتژیک و بسیار حساس در منطقه قفقاز جنوبی است که قرار است خاک جمهوری آذربایجان را از طریق ارمنستان به جمهوری خودمختار نخجوان متصل کند. این مسیر علاوه بر اهمیت ژئوپلیتیکی، دارای ابعاد اقتصادی گسترده‌ای در حوزه ترانزیت کالا و انرژی است. با توجه به تحولات اخیر و اظهارات اخیر رئیس‌جمهور باکو و واکنش‌های ایران، ارمنستان و ورود غیرمستقیم آمریکا، به نظر می‌رسد یک فصل تازه و پرتنش دیگر در مناسبات قفقاز در حال رقم خوردن است.

    دور تازه جنجال بر سر دالان زنگزور از آنجا آغاز شد که «تام باراک»، نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه و سفیر واشنگتن در ترکیه، روز جمعه در نشست خبری گفته بود که یک شرکت خصوصی آمریکایی می‌تواند کنترل کریدور «زنگه‌زور» را به‌مدت ۱۰۰ سال بر عهده بگیرد تا مذاکرات صلح میان باکو و ایروان پیشرفت داشته باشد.

    بازی صدساله آمریکایی‌ها در قفقاز جنوبی

    «میدل ایست‌آی» نیز پس از آن گزارش کرده که آمریکا پیشنهاد داد که کنترل دالان مورد اختلاف میان ارمنستان و باکو را در دست بگیرد تا به پیشرفت مذاکرات دیپلماتیک متوقف‌شده میان ۲ کشور کمک کند. ارمنستان در مقابل، اما هرگونه گفت‌و‌گو درباره «واگذاری کنترل بر قلمرو خود» به کشور ثالث را رد کرده است. برخی رسانه‌های ارمنی نیز نوشتند که نازلی باغداساریان، سخنگوی نخست‌وزیر ارمنستان، در این خصوص تاکید کرده که موضع ایروان در این زمینه تغییر نکرده است.

    باغداساریان گفته است که «ما بار‌ها اعلام کرده‌ایم که ارمنستان موضوع رفع انسداد زیرساخت‌های منطقه‌ای را فقط در چارچوب حاکمیت، تمامیت ارضی و صلاحیت قضایی جمهوری ارمنستان بررسی می‌کند. ما نمی‌توانیم هیچ منطق دیگری را بپذیریم. گزینه‌ای که توسط سفیر آمریکا مطرح شده، غیرممکن است.»

    ایران و ارمنستان در برابر ایده آمریکایی- آذری

    این، اما تنها واکنش به این پیشنهاد آمریکایی نبود و روز گذشته نیز دبیر شورای امنیت ملی ارمنستان در رایزنی تلفنی با علی اکبر احمدیان، نماینده مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی تأکید کرد که در مواضع ارمنستان در خصوص راه گذر‌های منطقه‌ای تغییری ایجاد نشده است.
    گریگوریان در این تماس گزارشی از آخرین وضعیت مذاکرات با طرف آذری ارائه و تأکید کرد که در مواضع ارمنستان در خصوص راهگذر‌های منطقه‌ای تغییری ایجاد نشده است. احمدیان نیز تأکید کرد سیاست جمهوری اسلامی ایران کماکان عدم تغییر در ژئوپلیتیک منطقه است و این را به سود همه طرف‌های منطقه‌ای می‌داند.

    طرح کنترل صدساله دالان زنگه‌زور توسط آمریکا، به‌رغم ظاهر سازش‌جویانه، در واقع تلاشی برای تحمیل نفوذ جدید و تغییر معادلات ژئوپلیتیکی در قفقاز است که می‌تواند ثبات منطقه و امنیت ملی ایران را به مخاطره بیندازد و مخالفت قاطع ارمنستان و ایران با این طرح، نمایانگر تلاش برای حفظ حاکمیت ملی است.
    این تاکید احمدیان البته بی جا نیست اگر بیاد بیاوریم که رهبر انقلاب نیز بار‌ها تاکید کرده که ابدا ایران موافق تغییر در مرز‌های دو کشور نخواهد بود.

    چرا کریدور زنگزور مهم است؟

    وی افزود: «اهمیت دالان زنگه‌زور تنها اتصال آذربایجان به جمهوری خودمختار نخجوان نیست بلکه این یک دالان ترانزیتی بین‌المللی است که برای ما اهمیت زیادی دارد.»
    علی‌اف تصریح کرد: «با استفاده از دالان زنگه‌زور می‌توانیم حمل‌ونقل ترانزینی را تا ۱۵ میلیون تن افزایش دهیم.»
    این سخنان علی اف، اما دمیدن بر آتشی است که هیچگاه خاموش نشده بود.

    کریدور زنگزور به عنوان مسیر ترانزیتی بین‌المللی، ظرفیت حمل‌ونقل سالانه ۱۵ میلیون تن کالا را دارد که می‌تواند تحول عظیمی در ترانزیت منطقه‌ای ایجاد کند. این کریدور، اتصال مستقیم خاک اصلی جمهوری آذربایجان به منطقه نخجوان را ممکن می‌سازد و در نتیجه مسیر حمل‌ونقل کالا از جمهوری آذربایجان به ترکیه و فراتر از آن را کوتاه‌تر و امن‌تر می‌کند.

    از نگاه باکو این کریدور یک راهبرد حیاتی برای دسترسی مستقیم به نخجوان و ترکیه است و می‌تواند جایگزین مسیر‌های طولانی‌تر و پیچیده‌تر شود.
    اما از نگاه ایران و ارمنستان این مسیر تازه، تهدیدی برای تمامیت ارضی ارمنستان و راه‌های ارتباطی سنتی ایران با ارمنستان محسوب می‌شود و در حقیقت کریدور اصلی ایران و ارمنستان را نه فقط تهدید که می‌تواند مسدود کند.

    تاریخچه زنگزور و ریشه اختلافات

    مساله اینجاست که منطقه زنگزور، تاریخی طولانی از تنش‌های قومی و مرزی دارد که از دوره شوروی تا امروز ادامه یافته است. زنگزور بخشی از خاک ارمنستان است و ارمنستان حاضر نیست کنترل این منطقه را به آذربایجان یا هر نیروی ثالث واگذار کند.
    اختلافات تاریخی نیز در حقیقت از زمانی شدت گرفت که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جنگ‌های قره‌باغ؛ باکو و ارمنستان بر سر مرز‌های منطقه و همچنین دسترسی به نخجوان دچار اختلاف شدند.
    شاید به همین دلایل تاریخی باشد که اصطلاح «کریدور زنگزور» برای ارمنستان بار معنایی تجزیه‌طلبانه دارد و به همین دلیل این نام را نمی‌پذیرند و تاکید دارند هیچ کریدوری نباید در خاک ارمنستان ایجاد شود.

    دلیل اختلاف ارمنستان و باکو بر سر یک کریدور جعلی

    مساله اینجاست که از نگاه باکو ایجاد کریدور زنگزور برای اتصال خاک اصلی خود به نخجوان و ترکیه است و می‌خواهد این مسیر تحت کنترل مستقیم یا تحت نظارت طرف ثالث قابل اعتمادی باشد.
    اما در مقابل و ارمنستان به حق مخالف هرگونه واگذاری کنترل این کریدور است و آن را تهدیدی جدی برای تمامیت ارضی و حاکمیت خود می‌داند.
    در این میان باکو، اما شروط سیاسی مانند اصلاح قانون اساسی ارمنستان برای حذف اشاره به اراضی آذربایجان را مطرح کرده که مذاکرات را پیچیده‌تر کرده است.

    مواضع تهران درباره مرز ایران و ارمنستان

    اظهارات رسمی مقامات ایران همواره بر عدم تغییر در ژئوپلیتیک منطقه و احترام به خطوط مرزی موجود بوده است.
    باید توجه داشت که تهران به طور جدی نگران کاهش نقش و نفوذ خود در ترانزیت منطقه‌ای است و مشخص است که ایجاد این کریدور می‌تواند راه‌های سنتی ارتباطی ایران با ارمنستان را تحت تأثیر قرار دهد.

    ورود آمریکا به مسئله کریدور زنگزور

    حال در چنین شرایطی ورود ایالات متحده آمریکا به این منطقه پرآشوب و مجادله تاریخی بر وسعت بحران می‌افزاید. آمریکا در اقدامی کم‌سابقه پیشنهاد داده که کنترل این مسیر ۳۲ کیلومتری را به مدت ۱۰۰ سال در اختیار یک شرکت خصوصی آمریکایی قرار دهد تا زمینه پیشرفت مذاکرات صلح بین ارمنستان و آذربایجان فراهم شود.

    در پشت پرده این پیشنهاد اما آمریکا به دنبال کاهش تنش‌ها و افزایش نفوذ خود برابر روسیه در منطقه قفقاز است. این طرح می‌تواند نفوذ آمریکا را در منطقه افزایش دهد و تأثیرات بلندمدتی بر مناسبات قدرت در قفقاز بگذارد.

    واکنش ارمنستان، اما رد قاطعانه این پیشنهاد بود که آن را دخالت در حاکمیت ملی کشور‌ها می‌داند.
    در این میان به نظر می‌رسد که در شرایطی که التهابات سیاسی در منطقه از همیشه بیشتر شده طرف‌های آمریکایی، اما به جز محاسبات ژئوپلتیکی برای نفوذ در منطقه قفقاز احتمالا به دنبال منافع تجاری نیز بوده‌اند و مزایای اقتصادی طرح واشنگتن نیز آن‌قدر چشمگیر است که حتی می‌تواند نگرانی‌های امنیتی و سیاسی را تحت‌الشعاع قرار دهد.
    چنان که بانک جهانی نیز برآورد کرده که این گذرگاه می‌تواند تا سال ۲۰۲۷ سالانه بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار ارزش تجاری تولید کند. از سوی دیگر از منظر انرژی، اهمیت پروژه دوچندان است.

    دالان گازی جنوب باکو در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۲ میلیارد مترمکعب گاز به اروپا منتقل کرده و بر اساس تفاهم‌نامه سال ۲۰۲۲ با اتحادیه اروپا، هدف رسیدن به ۲۰ میلیارد مترمکعب تا سال ۲۰۲۷ است.

    همچنین، قزاقستان قصد دارد حجم بیشتری از نفت خود را از این مسیر ترانزیت کند؛ رقمی که بین ژانویه تا اکتبر ۲۰۲۴ به ۱.۲ میلیون تن رسیده است.

    آمریکا با این طرح هم برنده بازی اقتصادی در منطقه می‌شود و هم با فشار به روسیه از قدرت چانه زنی سیاسی او بر سر گاز با اروپا می‌کاهد. در حقیقت توامان مرز‌های ایران و ارمنستان را دستخوش تغییر می‌کند و به روسیه از این طریق نیز فشار می‌آورد.

    چرا کریدور زنگزور به ضرر ایران است؟

    مساله مهم این است که موفقیت این پروژه اساسا تمام موازنه قدرت‌ها در منطقه را دگرگون می‌کند. چنان که ایران ممکن است ۲۰ تا ۳۰ درصد از سهم خود در ترانزیت منطقه‌ای را از دست بدهد و شبکه تجاری حیاتی‌اش (یک مورد فقط عبور ۴۳ هزار کامیون ترکیه‌ای به آسیای مرکزی) دچار اختلال شود.

    هم چنین روسیه نیز با خطر از دست دادن ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار درآمد طی یک دهه و کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی نفوذش در بازار انرژی اروپا مواجه است. مساله مهمتر، اما اساسا اکنون روسیه نیست، تغییرات جدی در مرز ایران و ارمنستان یا ایجاد کریدور تازه در خاک ارمنستان در شرایطی که کنترل آن به دست آمریکا، باکو و یا ترکیه باشد به معنای خطر جدی در چند بخش مهم برای ایران است.

    دالان زنگه زور

    کاهش اهمیت مسیر‌های سنتی ایران:

    ایران به عنوان یکی از مسیر‌های اصلی ترانزیت کالا به ارمنستان و منطقه قفقاز جنوبی، نگران کاهش نقش و سهم خود در حمل‌ونقل منطقه‌ای است.

    تهدید منافع ژئوپلیتیکی:

    این کریدور می‌تواند دسترسی جمهوری آذربایجان به نخجوان و ترکیه را تسهیل کند و راه‌های سنتی ترانزیتی ایران را کاهش دهد.

    مسائل امنیتی:

    ایجاد این مسیر می‌تواند تنش‌های منطقه‌ای را افزایش دهد و ایران را در موقعیتی حساس قرار دهد.

    ابعاد اقتصادی طرح در حوزه ترانزیت کالا و انرژی

    چنان چه پیشتر نیز گفته شد، برخلاف سودمندی این گذرگاه دستکم برای ترکیه و باکو و تضمینی برای انتقال گاز به اروپا از مسیری امن، اما برای ایران می‌تواند چالشی جدی باشد و اولین نیز دستکاری مصنوعی در مرز ایران و ارمنستان است.

    اختلال در ترانزیت کالا و درآمد ایران

    ایران سال‌هاست به عنوان یکی از کریدور‌های مهم ترانزیت کالا بین شرق و غرب عمل می‌کند و نقش کلیدی در ترانزیت به منطقه قفقاز و فراتر از آن ایفا می‌کند. مسیر‌های زمینی ایران به ارمنستان و همچنین شمال غربی به باکو، بخش عمده‌ای از صادرات و واردات کالا‌های این کشور‌ها را از خاک ایران عبور می‌دهد.

    افتتاح کریدور زنگزور می‌تواند مسیر کوتاه‌تر و سریع‌تر انتقال کالا را فراهم آورد و ایران را از نقش محوری در این مسیر‌ها کنار بزند و کاهش سهم ایران در ترانزیت منطقه‌ای را موجب شود.

    هم چنین این روند آسیب جدی به درآمد‌های ترانزیتی ایران وارد می‌کند و منجر به کاهش درآمد‌های دولت ایران از محل عوارض ترانزیتی و خدمات لجستیکی می‌شود. همچنین شرکت‌های حمل‌ونقل ایرانی و بنادر جنوب کشور از کاهش حجم کالا‌های ترانزیتی آسیب خواهند دید.
    کاهش فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ایران از آسیب‌های دیگر این گذرگاه جعلی است و فعالان اقتصادی ایران که در زمینه ترانزیت کالا فعالیت می‌کنند ممکن است با کاهش بازار و فرصت‌های درآمدی رو‌به‌رو شوند.

    بازی ظریف روی مرز زنگزور با حوزه انرژی

    هم چنین باید توجه داشت که کریدور زنگزور علاوه بر کالا‌های عمومی، می‌تواند مسیر جدید و کوتاه‌تری برای صادرات انرژی آذربایجان به ترکیه و اروپا باشد. این مسئله می‌تواند تأثیرات عمیقی بر بازار انرژی و جریان‌های صادراتی ایران داشته باشد.
    رقابت بر سر مسیر‌های صادرات انرژی نیز بدون تردید رشد می‌کند و باکو از طریق این کریدور می‌تواند صادرات نفت و گاز خود را با صرف هزینه و زمان کمتر انجام دهد و وابستگی خود به مسیر‌های طولانی‌تر را کاهش دهد.

    این روند در نهایت کاهش نقش ایران در ترانزیت انرژی را رقم زده و ایران به عنوان کشور همسایه و مسیر سنتی انتقال انرژی به منطقه، در صورت تکمیل کریدور زنگزور ممکن است جایگاه خود را در بازار ترانزیت انرژی منطقه از دست بدهد.
    هم چنین تقریبا تمامی پروژه‌های انتقال انرژی ایران (نظیر خط لوله گاز به ارمنستان یا مسیر‌های صادرات نفتی) با این تحولات تحت فشار قرار خواهند گرفت.

    تأثیرات زنگزور بر کشور‌های منطقه و فراتر از آن

    ایران: برای ایران این دالان جعلی کاهش نفوذ در قفقاز و کاهش درآمد‌های ترانزیتی، افزایش تنش‌های سیاسی-امنیتی و فشار بر مرز‌های شمال غربی را به همراه خواهد داشت. همچنین کاهش فرصت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری در بخش حمل‌ونقل و انرژی نیز از تبعات ایجاد این دالان برای ایران است.

    ارمنستان: برای این کشور تهدید به تمامیت ارضی و کاهش نفوذ در منطقه، احتمال از دست دادن مسیر‌های ارتباطی سنتی و از همه مهم‌تر از کنترل خارج شدن مرزش با ایران را سبب می‌شود.

    باکو: این کشور بیش از همه از این گذرگاه جعلی سود می‌برد و زنگزور منجر به تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی، افزایش درآمد‌های ترانزیتی و انرژی و ارتقای نقش منطقه‌ای علی اف، رئیس جمهور مادام العمر باکو می‌شود.

    ترکیه: بهره‌برداری از مسیر کوتاه‌تر به نخجوان و منطقه قفقاز جنوبی و افزایش ارتباطات اقتصادی و سیاسی کمترین فایده برای آنکارا از ایجاد این دالان است.
    ترکیه البته که بازی خود را پیش می‌برد و ثبات مرز‌ها و اجرای پروژه‌های بزرگ زیرساختی از جمله مزایای این روند خواهد بود. چنان چه برآورد می‌شود اینست که صادرات این کشور از ۱۶۰ میلیون دلار به بیش از ۵۰۰ میلیون دلار افزایش خواهد یافت؛ روندی که انگیزه‌ای قوی برای تداوم دیپلماسی ایجاد می‌کند.

    روسیه: به‌عنوان بازیگر کلیدی منطقه، واکنش به تغییرات ژئوپلیتیکی در راستای حفظ نفوذ خود در قفقاز جنوبی نشان می‌دهد.

    چین: افزایش اهمیت قفقاز جنوبی به عنوان بخشی از کمربند اقتصادی جاده ابریشم، فرصت‌های جدید ترانزیتی و سرمایه‌گذاری.

    البته چین اگرچه ممکن است از کاهش زمان و هزینه در طرح کمربند و جاده بین ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار سود ببرد، اما همزمان این مزایا با کاهش کنترل بر مسیر‌های تجاری اش همراه خواهد بود و کنترل را به دست آمریکایی‌ها (در صورت تایید ورود ۱۰۰ ساله این کشور) می‌دهد.

    یک طرح آذری آمریکایی برای کنترل قفقاز یا مرز‌های ایران

    به‌روزرسانی و مدیریت این مسیر نیازمند دیپلماسی هوشمندانه، حفظ تمامیت ارضی و احترام به منافع همه طرف‌ها است.

    پایران اکنون شاید گزینه‌های محدودی در برابر این طرح‌های جاه طلبانه آمریکایی‌ها دارد، اما همچنان می‌تواند از طریق دیپلماسی فعال، تقویت همکاری‌های منطقه‌ای با ارمنستان و سایر همسایگان و بهره‌گیری از ظرفیت‌های سازمان‌های بین‌المللی، فشار‌های احتمالی برای تغییر حاکمیت در منطقه را کاهش دهد.

    رویکرد همگرایی و حفظ اتحاد منطقه‌ای با کشور‌های همسو، از جمله روسیه و ارمنستان، از کلید‌های موفقیت تهران در این حوزه است. واکنش سختگیرانه و هوشیارانه ایران در برابر هر گونه اقدام تغییر مرزها، پیام روشنی به واشنگتن و باکو خواهد بود که تهران حاضر به پذیرش این نوع طرح‌ها نیست.

    طرح کنترل صدساله آذری-آمریکایی دالان زنگه‌زور، به‌رغم ظاهر سازش‌جویانه، در واقع تلاشی برای تحمیل نفوذ جدید و تغییر معادلات ژئوپلیتیکی در قفقاز است که می‌تواند ثبات منطقه و امنیت ملی ایران را به مخاطره بیاندازد. مخالفت قاطع ارمنستان و ایران با این طرح، نمایانگر مقاومت پایدار ملت‌ها و دولت‌های منطقه در برابر مداخلات خارجی و تلاش برای حفظ حاکمیت ملی است.

    ایران نیز اکنون به‌رغم چالش‌های متعدد داخلی و خارجی، باید با درایت و همکاری منطقه‌ای از مرز‌های خود و ثبات قفقاز جنوبی دفاع کند تا فرصت نفوذ آمریکا و هم‌پیمانان آن را محدود سازد.
    در صورت مدیریت مناسب، این کریدور می‌تواند باعث رونق اقتصادی و افزایش تجارت منطقه شود؛ اما اگر تنش‌ها افزایش یابد، احتمال بحران‌های امنیتی و اقتصادی در منطقه وجود دارد.

  • حکایت سوخو-۳۵‌هایی که به جای تهران به دهلی رسید! / ایران باز هم تمام تخم‌مرغ‌های امنیتی خود را در سبد روسیه می گذارد؟

    حکایت سوخو-۳۵‌هایی که به جای تهران به دهلی رسید! / ایران باز هم تمام تخم‌مرغ‌های امنیتی خود را در سبد روسیه می گذارد؟

    به گزارش اقتصادران، روز گذشته نشریه «دیفنس بلاگ» در گزارشی اعلام کرد که روسیه پیشنهاد فروش جنگنده سوخو ۳۵ را به هند داده است. ظاهرا پرسنل نظامی هند در نمایشگاه Aero India ۲۰۲۵ در بنگلور (۱۳ فوریه ۲۰۲۵)، کابین جنگنده سو-۵۷ روسی را بررسی کرده‌اند و روسیه هم پیشنهاد فروش جنگنده‌ها را در قالب یک بسته به عنوان راه‌حل کوتاه‌مدت و سرمایه‌گذاری راهبردی در توان هوایی آینده هند ارائه کرده است.

    منابع خبری نوشته‌اند که طبق این پیشنهاد، تا ۴۰ فروند سوخو-۳۵ M طی سه سال آینده تحویل هند داده خواهد شد. از سوی دیگر طبق این قرارداد تولید مشترک سوخو-۵۷ هم در دستور کار هند و روسیه قرار می‌گیرد که شامل انتقال فناوری در حوزه اویونیک، موتور و رادار است.

    رسانه‌های روسی نیز خبر فروش احتمالی سوخو ۳۵ به هند را تایید کرده‌اند. وب‌سایت Overclockers.ru امروز گزارشی منتشر کرد و نوشت که براساس اطلاعات Defence Blog، «روس‌ها پیشنهاد داده‌اند تا ۱۱۷ فروند سو ۳۵م‌کی‌ای را در چارچوب مناقصه هندوستان تحویل دهند».

    سایت خبری Aftershock.news نیز امروز گزارش داد که شرکت «روستک» اعلام کرده «قصد دارد تولید سو ۳۵ را دو برابر کند تا پاسخگوی نیاز‌های صادراتی باشد — به ویژه برای هند»

    چرا این خبر مهم است؟

    علت اهمیت این خبر، تعلل ۳ ساله روسیه برای تحویل هواپیما‌های سوخو ۳۵ است که ایران از سال ۲۰۲۲ تاکنون برای خرید آنها اعلام آمادگی کرده است.

    با وجود گزارش‌های رسانه‌ای مبنی بر وجود توافقی میان ایران و روسیه برای خرید این جنگنده پیشرفته نسل چهارم سوخو ۳۵، هیچ اثری از این هواپیما‌ها در ایران دیده نمی‌شود — حتی در اوج عملیات هوایی اسرائیل.

    طی دو سال گذشته بار‌ها گزارش شده که ایران به‌زودی این جنگنده‌ها را تحویل می‌گیرد، اما هنوز هیچ نشانه‌ای از حضور عملیاتی آنها مشاهده نشده است.

    روسیه نخستین بار در سال ۱۴۰۱ رسماً اعلام کرد که قصد دارد هواپیما‌های سوخو-۳۵ را به ایران بفروشد. این موضوع توسط رسانه‌های دولتی ایران نیز تکرار شد.

    آذر ۱۴۰۲ سردار سیدمهدی فرحی جانشین وزیر دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران در گفت‌و‌گو با خبرگزاری تسنیم از قطعی شدن ورود جنگنده سوخو ۳۵ به سازمان رزم نیرو‌های مسلح خبر داد.

    بر اساس گزارش‌ها ایران ۲۴ جنگنده سوخو ۳۵ که روسیه قبلا برای مصر ساخته بود را سفارش داده و قرار بوده این هواپیما‌ها نهایتا تا پایان سال ۱۴۰۲ به نیروی هوایی کشور اضافه شوند، اما این اتفاق تاکنون رخ نداده و جای سوخو ۳۵‌ها در آسمان ایران در حملات اخیر اسرائیل خالی ماند.

    طی عملیات هوایی اسرائیل با جنگنده‌های قدرتمند F۳۵، تقریباً هیچ سامانه دفاع هوایی مؤثری برای ایران وجود نداشت. در جنگ ۱۲ روزه، حریم هوایی تهران تقریباً بدون دفاع بود.

    سوخو ۳۵‌های ایران کجایند؟

    با پایان تحریم‌های سازمان ملل طبق برجام در اکتبر ۲۰۳۱ ایران قادر شد برخی تسلیحات پیشرفته را از کشور‌های دیگر وارد کند. در همین راستا هم خبر‌هایی منتشر شد که تهران قرار است سوخو ۳۵‌هایی را تحویل بگیرد که برای مصر ساخته شده بود، اما قرارداد آن در نهایت لغو شد. ایالات متحده مصر را تحت تهدید تحریم‌های قانون CAATSA قرار داد و اعلام کرد در صورت خرید جنگنده‌های روسی، بیش از یک میلیارد دلار کمک نظامی سالانه به مصر را قطع خواهد کرد و همین تهدید منجر به لغو قرارداد با روسیه شد.

    ۹ آوریل ۲۰۲۵ وب‌سایت Defense Mirror گزارش کرد که تصاویر ماهواره‌ای Maxar نشان می‌دهد حداقل یک فروند سوخو-۳۵ با رنگ پرچم مصر در پایگاهی در الجزایر، مجهز به نشانه‌های هوانیروز الجزایری شده است. این جنگنده‌ها احتمالاً بخشی از ۲۴ جنگنده‌ای بودند که تولید آنها برای مصر متوقف شده بود.

    حالا خبر‌های جدید حاکی از آن است که روسیه برای آب کردن باقی سوخو ۳۵ هایش سراغ هند رفته است.

    طاقچه بالای هند برای جنگنده‌ای که ایران آرزویش را داشت

    جالب اینجاست که هندی‌ها چندان تمایلی به خرید این جنگنده‌های روسی هم ندارند. رسانه‌های هندی در دو روز گذشته نقد‌های زیادی بر این معامله احتمالی میان دهلی و مسکو نوشته‌اند.

    برخی رسانه‌ها افزایش وابستگی سخت افزاری دفاعی به روسیه را غلط خوانده و گفته‌اند نگرانی‌هایی از بابت تحریم‌ها و نیاز هند به قطعات یدکی یا پشتیبانی‌های لجستیگی مرتبط با ناوگان سوخو ۳۵ وجود دارد.

    برخی رسانه‌های هندی به دنبال دلایل لغو قرارداد مصر با روسیه برای خرید سوخو ۳۵‌ها هستند. آنها به اظهارات یک افسر بلندپایه ارتش مصر استناد می‌کنند که چندین مشکل فنی در جنگنده سو-۳۵ روسی را برجسته کرده است. این افسر اعلام کرد که مصر قرارداد خرید این جنگنده را که در سال ۲۰۱۸ امضا شده بود، به‌دلیل مشکلات فنی لغو کرده است.

    در سال ۲۰۱۸، مصر قراردادی به ارزش ۲ میلیارد دلار برای خرید ۲۴ فروند جنگنده سو-۳۵ با روسیه امضا کرد. این قرارداد به‌عنوان یک موفقیت بزرگ دفاعی برای روسیه در خاورمیانه شناخته می‌شد. اما در سال ۲۰۲۰، این قرارداد به حالت تعلیق درآمد.

    یک مقام ارشد نظامی مصر اعلام کرده که این قرارداد به‌دلیل نقص‌های فنی و نیاز‌های راهبردی کشورش لغو شده است. او گفته است که رادار، موتور و سامانه جنگ الکترونیک سو-۳۵ ضعیف هستند.

    او توضیح داده است که نیروی هوایی مصر هنگام بررسی فنی این هواپیما دریافت که رادار Irbis-E این جنگنده از لحاظ فناوری نسبت به جنگنده‌های آمریکایی F-۳۵ و رافال فرانسوی ضعیف است.

    با توجه به توضیحات افسر نظامی مصر، اینکه این جنگنده چقدر در نبرد هوایی با اسرائیل می‌توانست به داد ایران برسد روشن نیست، اما یک چیز برای ایرانی‌ها روشن است؛ اینکه ایران مصرانه به دنبال خرید سوخو ۳۵‌ها بود و رسانه‌های وابسته به سپاه هم چندین بار خبر قطعی شدن ورود این جنگنده‌ها به ایران را اعلام کردند، اما مسکو در نهایت حاضر به فروش آنها به تهران نشده است.

    در جنگ اخیر، نه تنها جای سوخو ۳۵‌ها در آسمان پایتخت خالی بود، بلکه هیچ خبری از حمایت نظامی روسیه از ایران هم نبود. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، اعلام کرد که ایران هیچ‌گونه درخواستی برای کمک نظامی مطرح نکرده، اما توضیحی درباره دلایل این عدم درخواست ارائه نکرد. تحلیلگران می‌گویند بدعهدی‌های پیشین روسیه، از جمله خلف وعده در تحویل جنگنده‌های سوخو-۳۵ و سامانه دفاع هوایی اس-۴۰۰، در کنار نزدیکی مسکو به تل‌آویو، موجب شده تهران نسبت به قابلیت اتکای مسکو دچار تردید شود.

    در همین راستا، سید حسین موسویان، دیپلمات پیشین ایرانی، در یادداشتی در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «روس‌ها نه تنها سوخو-۳۵ و اس-۴۰۰ را به ایران ندادند، بلکه این در حالی‌ست که ایران دهه‌ها تحت تهدید حمله نظامی از سوی دو قدرت هسته‌ای – آمریکا و اسرائیل – قرار داشته و نهایتاً نیز هدف حملاتی از سوی آنها واقع شد.»

    موسویان تأکید می‌کند که همزمان، روسیه پیشنهادی برای فروش ۱۱۷ فروند جنگنده سوخو-۳۵ M و همکاری در تولید مشترک سوخو-۵۷ با انتقال کامل فناوری را به هند ارائه داده است – کشوری که روابط نزدیکی با ایالات متحده دارد.

    او در پایان می‌نویسد: «انتقادی به روسیه نیست؛ چرا که منافع ملی خود را دنبال می‌کند. اگر ترکیه (عضو ناتو) یا عربستان سعودی (متحد آمریکا) درخواست مشابهی برای خرید سوخو-۳۵، سوخو-۵۷ یا سامانه اس-۴۰۰ ارائه دهند، مسکو احتمالاً موافقت خواهد کرد. شاید این واقعیت به تهران کمک کند تا درک دقیق‌تری از واقعیت‌های روابط بین‌الملل و ضرورت‌های منافع ملی به دست آورد.»

    با تشدید رقابت‌های ژئوپولیتیک و افزایش بی‌ثباتی منطقه‌ای، این پرسش اکنون بیش از همیشه مطرح است: آیا تهران همچنان مایل است تخم‌مرغ‌های امنیتی خود را در سبد قدرت‌هایی بگذارد که در بزنگاه‌های سیاسی، پشت آن را خالی می‌کنند؟

  • صادرات گاز در خدمت رقیب؟! / حسینی: میلیاردها دلار هزینه لوله کشی گاز تا پاکستان شد اما هنوز خط معطل است

    صادرات گاز در خدمت رقیب؟! / حسینی: میلیاردها دلار هزینه لوله کشی گاز تا پاکستان شد اما هنوز خط معطل است

    به گزارش اقتصادران، سیدمهدی حسینی در ارزیابی ایجاد کریدور گازی ایران -هند-روسیه از مسیر دریای عمان اظهار داشت: از قدیم و قبل از اینکه ما پارس جنوبی و اساسا گازی داشته باشیم، پیشنهاد شده بود که گاز قطر را از خشکی وارد ایران کرده و به پاکستان و تا هند برستانیم و حق ترانزیت دریافت کنیم و پیشنهاد دیگر اینکه اگر قرار باشد گازی به پاکستان ارسال کنیم باید از میادین گازی ایران باشد، یک پیشنهاد  هم این بود که  در دریا و سواحل کم‌عمق‌تر خط لوله احداث و گاز قطر را به هند انتقال دهیم‌، بنده آن زمان به شرکت پیشنهاددهنده عنوان کردم که مطالعه کف دریا داشته باشند و اطلاعات را در اختیار ما قرار دهند و بعد ما نظر خود را اعلام می‌کنیم. آنها مطالعات لازم روی ساحل دریا  را انجام دادند و گفته شد که روی ساحل کم‌شیب ایران خط لوله  را انتقال دهند ولی ما رد کردیم.

    وی افزود: بعد از همه اینها  ما نیز دارنده ذخایر گاز شدیم و پروژه احداث خط لوله صلح مطرح  و برنامه این شد که خودمان گاز را به پاکستان ارسال و این کشور گاز را در اختیار هند قرار دهد که این پروژه اجرایی نشد، در زمان بی‌نظیر بوتو عنوان شد که ارتش پاکستان تصمیم می‌گیرد که گاز را به هند بدهیم یا خیر که البته ما نه گاز را به هند رساندیم و نه پاکستان این شانس را پیدا کرد که گاز ایران را به هند برساند؛ این در حالی است که براحتی می‌توانستیم به هاب گازی در جنوب شرقی کشور تبدیل شویم.

    مدیر پیشین امور بین‌الملل وزارت نفت گفت: ما میلیاردها دلار هزینه کردیم و خط لوله گاز را تا مرز پاکستان رساندیم اما همواره بر سر قیمت آن چالش داشتیم و این در حالی است که قیمت گاز در تمام دنیا قیمت منطقه‌ای است و مانند نفت نیست که بورس بین‌المللی  آن را قیمت‌گذاری و اعلام کنند،  نرخ گاز بستگی به اینکه در چه منطقه‌ای حتی نقطه‌ای به مصرف می‌رسد؛ تعیین می‌شود. مثلا اگر در امریکا ۴ دلار است وقتی به اروپا می‌رسد ۸ دلار در هر متر مکعب و یا در ژاپن ۱۴ دلار است، بنابراین قیمت‌ها متفاوت است، در منطقه خلیج فارس و هند و پاکستان گاز قیمت‌گذاری نشده است و  همچنان هر  پروژه صادرات گاز که ایران تعریف می‌کند ابتدا نرخ صادرات  به ترکیه مطرح می‌شود.

    وی تصریح کرد: زمانی که اربکان نخست وزیر ترکیه برای امضای قراردا گازی وارد ایران شد؛ دو کشور نرخ‌گذاری را نمی‌دانستند و ما گاز را به با نرخ خوبی به ترک‌ها فروختیم  که البته با آگاهی نبود و اکنون همچنان قیمت گاز را با نرخ گاز صادراتی به ترکیه مقایسه می‌کنند و نرخ پایین‌تر را در هر شرایطی و هر مسیری و  به هر کشوری ارزان‌فروشی  تلقی می‌کنند. نمونه آن دعوای قرارداد فروش گاز به کرسنت بوده است همین داستان در مورد صادرات گاز به هند و پاکستان نیز تکرار شد.

    حسینی ادامه داد: پاکستانی‌ها خواستار این بودند که نرخ گاز دریافتی از ایران به نفت کوره برابری کند که از نظر اقتصادی و بازاریابی درست هم بود، ما از آن زمان تاکنون باوجودی که خط لوله تا پاکستان را احداث کرده‌ایم اما همچنان خط معطل است و کسی نمی‌تواند روی گازی که قرار است به این کشور فرستاده شود قیمت‌گذاری کند.

    وی خاطرنشان کرد: صرفنظر از ناترازی‌هایی که این روزها داریم که البته مصنوعی و ناشی از تحریم و عدم مدیریت است؛ ما بزرگترین ذخایر گاز دنیا را داریم و اگر قرار است برای کشور و صادرات گاز برنامه‌ریزی کنیم.  این برنامه باید در راستای صادرات گاز خودمان باشد،  اگر قرار است  به کشورهایی مثل هند و پاکستان گاز صادر شود از ذخایر خودمان باشد نه اینکه مسیری برای صادرات گاز دیگر کشورها و رقبا باشیم، روسیه رقیب ما است و ما باید این را بدانیم،  برای رفع ناترازی می‌توانیم همانگونه که از ترکمنستان واردات داریم؛ گاز روسیه را نیز دریافت کنیم و خودمان به مناطق شمالی کشور بفرستیم  و ناترازی را از بین ببریم و از جنوب نیز گاز را به مشتریان خودمان صادر کنیم.

    مدیر پیشین امور بین‌الملل وزارت نفت تاکید کرد: به جای اینکه بازار گاز را در اختیار دیگر کشورها قرار دهیم باید مسیر هاب شدن گاز خودمان را هموار کنیم، قراردادهای گازی طولانی‌مدت هستند نباید این اشتباه را داشته باشیم که بازاری مانند  هند و  پاکستان را برای اینکه گاز روسیه را بفروشیم؛ از دست بدهیم و درواقع به هاب شدن روسیه کمک کنیم.

    وی یادآور شد:  ما باید بخشی از گاز روسیه را به نرخ گازی که از ترکمنستان دریافت می‌کنیم؛ بخریم و شمال را پوشش دهیم و مابه‌التفاوت را از جنوب به بازارهای خودمان صادر  و پول گاز را خرج برداشت و تولید گاز و برق کنیم.

  • روسیه به ایران در جنگ با اسرائیل کمک نمی کند یا ایران از روسیه کمک نخواسته است؟!

    روسیه به ایران در جنگ با اسرائیل کمک نمی کند یا ایران از روسیه کمک نخواسته است؟!

    به گزارش اقتصادران، بیش از یک هفته از حملات اسرائیل به اهدافی در خاک ایران می‌گذرد، اما آنچه بیش از انفجار‌ها و آژیر‌ها در افکار عمومی ایران طنین‌انداز شده، سکوت متحدان راهبردی این کشور است. اکنون، وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، اعلام کرده که راهی مسکو است تا با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، دیدار و گفت‌و‌گو کند.

    عراقچی در اظهاراتی رسمی، روسیه را «دوست ایران» خوانده و تأکید کرده: «ایران و روسیه از یک شراکت استراتژیک برخوردارند و ما همیشه با یکدیگر مشورت و هماهنگی داریم.»، اما شواهد میدانی از هفته نخست جنگ، روایت دیگری را بازگو می‌کنند. تا این لحظه، نه تنها خبری از حمایت نظامی یا حتی موضع‌گیری قاطع از جانب شریک استراتژیک ایران به چشم نخورده، بلکه پوتین در یکی از معدود اظهارنظرهایش گفت که «تهران اساساً از آنها کمکی نخواسته است.»

    حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفت‌وگویی با رویداد۲۴، با لحنی تلخ و انتقادی گفت: بر این باورم جنگی که هرگز نباید شکل می‌گرفت، متأسفانه شکل گرفت. شخصاً بیش از دو دهه—۲۲ سال—تلاش کردم تا ایران وارد چنین دامی نشود و اکنون، بیش از همه، از وقوع آن متأثر و ناراحت هستم.

    او ادامه داد: واقعیت آن است که اکنون زمان دفاع فرارسیده و ملت ایران باید خود را جای سربازانی بگذارند که در دشوارترین شرایط ممکن، در حال جنگ هستند. اما پرسش اصلی اینجاست: چین و روسیه، به عنوان قدرت‌های جهانی، در این نبرد چه نقشی ایفا کرده‌اند یا خواهند کرد؟ پاسخ این است: هیچ.

    فلاحت‌پیشه با اشاره به رویکرد سرد مسکو و پکن، تأکید کرد که این کشور‌ها هرگز «نگاه راهبردی» به ایران نداشته‌اند. با این حال، او هشدار داد که بی‌تفاوتی آنها در برابر مقاومت ایران می‌تواند در نهایت به ضرر خودشان تمام شود: «ایران، با اتکا به توان بومی، در برابر بزرگ‌ترین تجهیزات نظامی و زرادخانه‌های غربی ایستاده است. بی‌تفاوتی چین و روسیه در برابر این بی‌عدالتی، نهایتاً دودش به چشم خود آنها خواهد رفت.»

    این تحلیل‌گر مسائل امنیتی با اشاره به سامانه‌های دفاعی روسی که در لحظات بحرانی هیچ نقش مؤثری نداشتند، گفت: همان‌طور که به سامانه اس-۳۰۰ روس‌ها اتکا نکردیم، به دیگر حمایت‌های نیامده نیز متکی نخواهیم بود.

    او هشدار شدیدی نیز به کشور‌های مسلمان منطقه داد:اگر اسرائیل، با طبع خون‌آشام خود، از این جنگ جان سالم به در ببرد، آینده‌ای پر از تهدید در انتظار منافع کشور‌های منطقه و به‌ویژه کشور‌های غربی خواهد بود. متأسفم که برخی کشور‌های اسلامی، که خود بار‌ها از اسرائیل زخم خورده‌اند، اکنون صرفاً به تماشاگرانی منفعل تبدیل شده‌اند.

    فلاحت‌پیشه در ادامه با اشاره به موضع آلمان گفت: صدر اعظم آلمان گفته که اسرائیل به نیابت از غرب، اقدامات کثیف را انجام می‌دهد. این یعنی غرب، اسرائیل را به جان ایران انداخته و در آینده نیز ممکن است همین نقش را در برابر چین و روسیه برایش تعریف کند و شاهد خواهیم بود که اسرائیل اقدامات کثیف را به نیابت از غرب علیه این دو قدرت انجام می‌دهد.

    او با لحنی هشدارآمیز خطاب به چین، روسیه و کشور‌های منطقه گفت: «اگر نمی‌خواهید در آینده یک بازیگر کثیف را تحمل کنید، امروز کمک کنید تا موازنه جنگ به سمت چنین بازیگری نرود.»

    در نهایت، فلاحت‌پیشه تأکید کرد که ریشه کمک‌نکردن روسیه و عدم درخواست ایران، در نگاه غیرراهبردی دو طرف به یکدیگر نهفته است. اما با این حال، او نسبت به تغییر این وضعیت خوش‌بین است:باور دارم که در صورت پیروزی ایران بر شرایط جنگ، حتی چین و روسیه نیز ناچار به تغییر موضع خود خواهند شد.