برچسب: روسیه

  • روس‌ها، برنده پنهان بستن تنگه هرمز!

    روس‌ها، برنده پنهان بستن تنگه هرمز!

    به گزارش اقتصادران، بستن تنگه هرمز و تبعاتی که بر اقتصاد جهانی داشته است، برای هیچ کس هم که آب نداشته باشد، برای روسیه نان دارد. ادامه دار شدن جنگ ایران با ائتلاف اسرائیل و آمریکا، همچنین اختلال در مسیر‌های انتقال نفت، به‌ویژه در تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را به شدت ملتهب کرده و قیمت نفت برنت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است؛ سطحی که بسیاری از تولیدکنندگان از جمله روسیه مدت‌ها در انتظار آن بودند.

    اکنون بازار جهانی انرژی با تصمیمی کم‌سابقه از سوی واشنگتن غافلگیر شده است؛ تصمیمی که در آن، کشوری که تا همین چند ماه پیش زیر سخت‌ترین تحریم‌های نفتی آمریکا قرار داشت، حالا به یکی از منابعی تبدیل شده که خود واشنگتن برای آرام کردن بازار به آن تکیه می‌کند. وزارت خزانه‌داری آمریکا با صدور یک معافیت ۳۰ روزه به کشور‌ها اجازه داده نفت روسیه‌ای را که هم‌اکنون روی نفتکش‌ها در دریا سرگردان است، خریداری کنند؛ اقدامی که به گفته مقام‌های آمریکایی برای جلوگیری از جهش بیشتر قیمت انرژی در بحبوحه جنگ ایران انجام شده است.

    مجوز اضطراری واشنگتن برای نفت روسیه

    وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده این معافیت تنها شامل نفتی می‌شود که پیش از اعمال محدودیت‌ها بارگیری شده و اکنون در دریا باقی مانده است. هدف رسمی این تصمیم «حفظ جریان عرضه در بازار جهانی» و جلوگیری از شوک قیمتی بیشتر عنوان شده است.

    طبق گزارش رسانه‌ها، این مجوز حدود ۱۰۰ تا ۱۲۸ میلیون بشکه نفت روسیه را شامل می‌شود که به دلیل تحریم‌ها یا اختلال در مسیر‌های کشتیرانی بدون خریدار مانده بود.

    وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز در توضیح این تصمیم گفته این اقدام «یک راهکار کوتاه‌مدت و محدود» است و قرار نیست منفعت مالی بزرگی برای دولت روسیه ایجاد کند، زیرا بیشتر درآمد نفتی این کشور از مالیات‌های داخلی در محل استخراج تأمین می‌شود.

    با این حال، بسیاری از تحلیلگران و رسانه‌های غربی معتقدند پیامد واقعی این تصمیم می‌تواند متفاوت باشد.

    روسیه، برنده غیرمنتظره بحران هرمز

    روزنامه گاردین در تحلیلی درباره این تصمیم نوشت که افزایش شدید قیمت نفت در پی جنگ ایران باعث شده نفت روسیه که پیش‌تر با تخفیف فروخته می‌شد، اکنون در بازاری با قیمت‌های بالای ۱۰۰ دلار معامله شود؛ شرایطی که عملاً درآمد صادراتی مسکو را افزایش می‌دهد.

    در گزارش دیگری، واشنگتن‌پست تأکید کرده که رشد قیمت انرژی از زمان آغاز درگیری‌ها برای روسیه سودآور بوده و حتی پیش از صدور این معافیت، افزایش قیمت نفت روزانه حدود ۱۵۰ میلیون دلار درآمد اضافی برای مسکو ایجاد کرده است. این رسانه همچنین نوشت که مجوز جدید آمریکا می‌تواند امکان فروش میلیون‌ها بشکه نفت روسیه را فراهم کند که پیش‌تر به دلیل تحریم‌ها یا محدودیت‌های مالی بلاتکلیف مانده بود.

    به نوشته برخی تحلیلگران بازار انرژی، این تصمیم عملاً به آزاد شدن نفتی کمک می‌کند که از قبل تولید شده و روی نفتکش‌ها در انتظار خریدار بوده است؛ نفتی که اکنون در شرایط کمبود عرضه می‌تواند به سرعت وارد بازار شود و فشار قیمت را کاهش دهد.

    تناقض تحریم‌ها و واقعیت بازار انرژی

    تصمیم واشنگتن از منظر سیاسی نیز با واکنش‌های تندی روبه‌رو شده است. برخی سیاستمداران و تحلیلگران غربی معتقدند این اقدام می‌تواند پیام متناقضی درباره سیاست تحریم روسیه ارسال کند.

    در همین زمینه، واشنگتن‌پست گزارش داد که برخی متحدان اروپایی آمریکا این تصمیم را تضعیف‌کننده تلاش‌های غرب برای منزوی کردن مسکو می‌دانند. به اعتقاد منتقدان، اجازه فروش نفت روسیه ولو به‌طور موقت، می‌تواند منابع مالی بیشتری در اختیار کرملین قرار دهد.

    در مقابل، مقام‌های آمریکایی استدلال می‌کنند که این تصمیم صرفاً برای جلوگیری از بحران شدیدتر در بازار انرژی اتخاذ شده و تنها نفتی را شامل می‌شود که پیش‌تر تولید و بارگیری شده است.

    بحران هرمز و شوک بازار نفت

    اختلال در تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز، که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، عامل اصلی جهش قیمت‌ها عنوان شده است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که تهدید‌های امنیتی و حملات به کشتی‌ها باعث شده بخشی از جریان صادرات نفت در منطقه متوقف شود و بازار جهانی با کمبود عرضه مواجه گردد.

    در چنین شرایطی، هر بشکه نفتی که امکان ورود سریع به بازار داشته باشد اهمیت پیدا می‌کند؛ حتی اگر آن نفت متعلق به کشوری باشد که خود تحت تحریم‌های گسترده آمریکا قرار دارد.

    برنده پنهان جنگ انرژی

    در مجموع، بسیاری از تحلیلگران انرژی معتقدند بحران فعلی بازار نفت یک برنده غیرمنتظره دارد و آن کسی نیست غیر از روسیه.

    افزایش قیمت جهانی نفت، همراه با تصمیم واشنگتن برای آزاد کردن بخشی از نفت روسیه در بازار، شرایطی ایجاد کرده که مسکو می‌تواند نفت خود را در قیمتی بسیار بالاتر از دوران تحریم‌های شدید بفروشد.

    به همین دلیل، برخی رسانه‌های غربی از روسیه به‌عنوان «برنده پنهان» شوک انرژی ناشی از جنگ ایران یاد می‌کنند؛ جنگی که هدف آن مهار یک رقیب ژئوپلیتیک بود، اما در عمل ممکن است به تقویت درآمد‌های نفتی رقیبی دیگر منجر شود.

  • منفعت سکوت برای روسیه! / ماهیگیری کرملین از آب گل آلود جنگ علیه ایران

    منفعت سکوت برای روسیه! / ماهیگیری کرملین از آب گل آلود جنگ علیه ایران

    به گزارش اقتصادران، درحالی که از روز شنبه نهم اسفند حملات مشترک اسرائیل و آمریکا برعلیه ایران آغاز شده است، تماسی میان دیپلمات های ارشد ایرانی با روسیه برقرار شد.بر اساس بیانیه رسمی روسیه، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه، در جریان این تماس با همتای ایرانی خود ابراز همدردی کرد و نسبت به حمایت روسیه اطمینان داد.

    این درحالی است که تا این لحظه، حمایت روسیه از ایران صرفا کلامی و مبتنی بر محکوم کردن حملات آمریکا و اسرائیل بوده است؛ همانطور که پیش از این سوریه و ونزوئلا نیز تجربه مشابهی از حمایت کردن های روسیه داشته اند.

    واکنش های ضعیف در قبال متحدان

    اوا هارتوگ در پولیتیکو نوشت: از زمان آغاز جنگ تمام عیار مسکو برعلیه اوکراین که چهار سال از آن می گذرد، روسیه به عنوان یکی از قدرت های اصلی جهان چندقطبی کنونی شناخته می شود. با این وجود، کرملین در این سال ها بیشتر قدرت لفاظی خود را به نمایش گذاشته است و در لحظات تعیین‌کننده، واکنش های به شدت ضعیفی را در قبال متحدان خود در زمان های بحرانی نشان داده است؛ عملکردی که بسیاری آن را ناکافی و صرفا شفاهی خوانده اند.

    تجربه تلخ بشار اسد

    شاید بتوان بشار اسد را اولین سیاستمداری دانست که در این سال ها، طعم واقعی رفاقت با مسکو را چشید. در اواخر سال ۲۰۲۴ و همزمان با یورش نیروهای مخالف با دولت، اسد که ریاست جمهوری سوریه را برعهده داشت آموخت که حمایت روسیه، به هیچ عنوان تضمین کننده حکومت او نخواهد بود؛ چرا که هیچ اقدام عملی از جانب کرملین در حمایت از دولت سوریه صورت نگرفت.

    کرملین کجا بود؟

    از اوایل سال میلادی جاری، نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور پیشین ونزوئلا روزهای خود را در سلول یک زندان آمریکایی می گذراند. احتمالا موضوعی که او نیز به آن فکر می کند این است که حمایت های کرملین برای حفظ قدرت او دقیقا چه بوده است.

    نیکلاس مادورو و همسرش در سوم ژانویه توسط نیروهای دلتای آمریکایی ربوده و به نیویورک منتقل شد.

    از رزمایش نمادین تا محکومیت های شفاهی

    در این میان، پاسخ ضعیف مسکو نباید چندان تعجبی برای تهران داشته باشد. از تابستان گذشته و همزمان با حملات اسرائیل و آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران در جریان جنگ دوازده روزه، مقامات ارشد روسی بیانیه‌هایی مشابه را برای محکومیت آمریکا و اسرائیل صادر کردند، اما در میدان عمل هیچ اقدامی را صورت ندادند. در ماه‌های پس از آن، مسکو تلاش کرد تا این کم کاری را جبران کند.

    بر اساس ادعایی از سوی فایننشال تایمز، همزمان با تلاش تهران برای تجهیز کردن خود در قبال جنگ احتمالی با آمریکا در ماه دسامبر، روسیه با در اختیار قرار دادن ۵۰۰ میلیون یورو موشک پیشرفته شانه‌پرتاب به تهران، موافقت کرد.

     مسکو همچنین در جریان مذاکرات ایران و آمریکا، به طور علنی خود را به عنوان میانجی بین آمریکا و ایران معرفی کرد و پیشنهاد انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران به خاک روسیه را مطرح کرد.

    در ماه گذشته هم نیروی دریایی ایران و روسیه نیز یک رزمایش مشترک در خلیج عمان برگزار کردند، اقدامی که بیشتر نمادین بود؛ چرا که مسکو تنها یک کشتی جنگی را در این رزمایش ارائه داد. پس از آن نیکولای پاتروشف، مشاور کرملین اعلام کرد که رزمایش‌های بیشتری با مشارکت چین در تنگه هرمز در راه خواهد بود. با این حال، در روز شنبه که حملات علیه ایران آغاز شد، خبری از کمک نظامی مسکو به تهران نبود.

    روسیه ملزم به حمایت از تهران نیست؟

     از لحاظ رسمی، روسیه ملزم به حمایت از ایران نیست. اگرچه روسیه و ایران در آوریل ۲۰۲۵ یک معاهده مشارکت استراتژیک امضا کردند، اما این معاهده شامل بند دفاع متقابل نبود.

     آندری رودنکو، معاون وزیر امور خارجه روسیه، در زمان انعقاد این قرارداد در برابر دومای دولتی روسیه توضیح داد: می‌خواهم تأکید کنم که امضای این معاهده به معنای ایجاد یک اتحاد نظامی با ایران یا کمک نظامی متقابل نیست.

     

    بسیاری از شهروندان روسیه در اسرائیل هستند

    یک ساعات پس از حمله روز شنبه، بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی اظهارات پوتین از ژوئن ۲۰۲۵ در مجمع اقتصادی سن پترزبورگ را بازنشر کردند، جایی که او موضع “بی‌طرف” روسیه را در جریان اولین حمله آمریکا و اسرائیل به ایران توجیه کرد.

    او در این مجمع اشاره کرد که حداقل دو میلیون شهروند شوروی سابق در اسرائیل زندگی می‌کنند.او در ادامه گفت: اسرائیل امروز تقریبا یک منطقه روسی‌زبان است و ما این عامل را در نظر می‌گیریم.

    منفعت کرملین از آب گل آلود 

    کم کاری روسیه در حمایت از ایران بدون شک یک ضربه اعتباری در صحنه جهانی محسوب می‌شود. اما این امر ممکن است منفعت هایی را نیز برای روسیه دربرداشته باشد. در حقیقت، مسکو امیدوار ست تا با برجسته کردن عدم پایبندی غرب و به ویژه آمریکا به هنجارهای بین‌المللی، توجهات را از خود منحرف کند.

    همچنین به احتمال زیاد موضع سرسخت کرملین در مورد اوکراین، که آن را به طور مداوم به عنوان یک اقدام دفاعی در برابر تجاوز غرب چارچوب‌بندی کرده است، تقویت خواهد شد.

    ولادیمیر پاستوخوف، دانشمند علوم سیاسی روسی وابسته به کالج دانشگاهی لندن، در تلگرام گفت: متقاعد کردن پوتین به اینکه او در مورد خطر غرب اشتباه کرده است، دشوار خواهد بود.

    بنابراین، با مشخص شدن چهره آمریکا در منازعه با ایران، در صورت شکست مذاکرات صلح اوکراین، مسکو دست پر خواهد بود.

    آقای صلح دوباره دست به کار شده است!

    دمیتری مدودف، معاون رئیس شورای امنیت و رئیس‌جمهور سابق روسیه، از اولین چهره‌های کرملین بود که در روز شنبه به تحولات ایران واکنش نشان داد. او با کنایه به دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: آقای صلح دوباره دست به کار شده است، مذاکرات با ایران فقط یک پوشش بود و همه این را می‌دانستند.

    همچنین فیودور لوکیانوف، مشاور سیاست خارجی کرملین نیز در واکنش به حملات علیه ایران گفت: رویدادهای ایران نشان می‌دهد که دیپلماسی با ترامپ کاملا بی‌فایده بوده است.

    چنین اظهارنظرهایی نشان می دهد که مسکو امیدوار است تا آنچه که در ذهن متحدان باقی‌مانده‌اش می ماند، بی قاعدگی و بدقولی های ترامپ باشد، نه عدم حمایت او از متحدان خود.

  • افشای یک توافق محرمانه بین ایران و روسیه / ماجرای خرید سامانه‌های «وربا» چیست؟

    افشای یک توافق محرمانه بین ایران و روسیه / ماجرای خرید سامانه‌های «وربا» چیست؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه «فایننشال تایمز» طی گزارشی مدعی شد که ایران و روسیه در ماه دسامبر در مسکو توافقی محرمانه به ارزش حدود ۵۰۰ میلیون یورو برای خرید سامانه‌های پدافند هوایی دوش‌پرتاب «وربا» امضا کرده‌اند.

    بر اساس این گزارش، این اقدام به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تلاش‌های تهران برای بازسازی شبکه دفاع هوایی پس از جنگ ژوئن گذشته با اسرائیل ارزیابی می‌شود.

    ‎طبق این اسناد، مسکو متعهد شده طی سه سال، ۵۰۰ واحد پرتابگر قابل‌حمل «وربا» و دو هزار و ۵۰۰ فروند موشک «۹ام۳۳۶» را در اختیار ایران قرار دهد. این سامانه که از پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافند کوتاه‌برد روسیه به‌شمار می‌رود، توانایی هدف‌گیری موشک‌های کروز، هواگرد‌های در ارتفاع پایین و پهپاد‌ها را دارد.

    ‎ «وربا» یک سامانه موشکی هدایت‌شونده با جست‌وجوگر فروسرخ است که توسط تیم‌های کوچک و متحرک عملیاتی می‌شود. مزیت آن، امکان ایجاد پوشش دفاعی پراکنده و سریع بدون اتکا به رادار‌های ثابت است که در شرایط جنگی آسیب‌پذیرتر هستند.

    ‎بر اساس این گزارش، قرارداد یادشده به ارزش تقریبی ۴۹۵ میلیون یورو تنظیم شده و تحویل تجهیزات در سه مرحله از سال ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۹ برنامه‌ریزی شده است. با این حال، برخی منابع احتمال داده‌اند که تعداد محدودی از این سامانه‌ها زودتر به ایران تحویل شده باشد.

    ‎در ادامه آمده است که درخواست رسمی تهران برای دریافت این تجهیزات در ماه جولای گذشته و چند روز پس از پایان درگیری ۱۲روزه با اسرائیل ثبت شده بود.

  • در صورت حمله نظامی آمریکا، چین و روسیه پشت ایران را خالی می کنند؟

    در صورت حمله نظامی آمریکا، چین و روسیه پشت ایران را خالی می کنند؟

    به گزارش اقتصادران، احمد رشیدی‌نژاد در شرق نوشت: اگر روزی جنگی میان ایران و آمریکا شعله‌ور شود، در ذهن بسیاری از ایرانیان و حتی مردم دیگر کشورها یک انتظار شکل می‌گیرد: اینکه چین و روسیه باید پشت ایران بایستند. این انتظار نه از تحلیل‌های پیچیده، بلکه از غریزه‌ای تاریخی سرچشمه می‌گیرد؛ غریزه‌ای که می‌گوید هر هژمون برای مقابله با رقیبش باید صف متحدانش را کامل کند.

    اما تجربه سال‌های اخیر نشان داده چین و تا حدی روسیه، برخلاف این تصور عمومی، در بزنگاه‌ها- همچون سوریه و ونزوئلا- عقب می‌نشینند و ترجیح می‌دهند نظاره‌گر باشند. این «عقب‌نشینی آگاهانه» همان نقطه‌ای است که مدل چین را از تمام هژمون‌های پیشین متمایز می‌کند و پرسش‌های مهمی درباره آینده نقش جهانی آن برمی‌انگیزد.

    تاریخ نمونه‌های روشنی از هزینه‌های رفتار هژمونیک دارد. آتن باستان وقتی جزیره ملس را به زور وارد اتحادیه دلیان کرد و درخواست بی‌طرفی آن را با کشتار پاسخ داد، پیامش به جهان یونانی این بود که «قدرت، حق می‌آورد». اما همین رفتار باعث فرسایش اعتماد و فروپاشی اتحادها شد و در نهایت آتن در جنگ پلوپونزی نه‌تنها هژمونی، بلکه موجودیت خود را از دست داد. درس آتن این بود که پیروزی‌های تاکتیکی می‌توانند به شکست‌های استراتژیک منجر شوند. چین امروز این درس را می‌داند، اما برداشتش متفاوت است. پکن نه به‌دنبال متحد تحمیلی است و نه حاضر است در برابر متحد داوطلب تعهد بدهد. پرسش اینجاست: با متحدی که خود خواهان حمایت است، چه باید کرد؟

    ایران امروز در جایگاه چنین متحد داوطلبی قرار دارد. افکار عمومی ایران با خوانشی غریزی از تاریخ هژمون‌ها از خود می‌پرسد: «اگر چین هژمون فرداست، چرا امروز کنار ما نمی‌ایستد؟». اما پاسخ پکن سکوت است یا محاسبه‌ای سرد: «ما متحد کسی نمی‌شویم، حتی اگر به قیمت ازدست‌دادن او باشد». این رفتار را می‌توان صرفه‌جویی هوشمندانه در هزینه‌ها دانست، یا انزوای داوطلبانه‌ای که روزی هزینه‌اش از هر اتحاد رسمی سنگین‌تر خواهد شد. چین از اتحاد گریزان است، زیرا تجربه تلخ اتحاد نابرابر با شوروی در دهه ۱۹۵۰ را در حافظه تاریخی خود دارد. آن اتحاد به پکن آموخت که هر پیمان با قدرتی بزرگ‌تر، به معنای استقلال مشروط و حاکمیت محدود است.

    چین سوگند خورد که دیگر «شریک کوچک» هیچ اتحادی نباشد. اما ایران امروز در موقعیت چین دیروز نیست؛ ایران متحدی است که از هژمون نوظهور انتظار حمایت دارد. پکن برای پرهیز از تکرار تجربه شوروی، مدلی برگزیده که در آن حمایت اقتصادی می‌کند اما تعهد سیاسی نمی‌دهد؛ نفت می‌خرد اما در میدان بحران سکوت می‌کند؛ سرمایه‌گذاری می‌کند اما در لحظه خطر حاضر نمی‌شود. این ظرافت برای افکار عمومی ایران قابل درک نیست. مردم پیچیدگی‌های راهبردی را نمی‌بینند؛ تنها «ایستادن در کنار» را می‌فهمند و نبود آن را «خیانت» می‌خوانند.

    مدل آمریکایی هژمونی بر واکنش متقابل استوار است: هر گام رقیب باید با گامی متقابل پاسخ داده شود تا حوزه نفوذ حفظ شود. اما مدل چینی می‌گوید: «هر گام رقیب هزینه دارد؛ من در جبهه‌ای دیگر پیشروی می‌کنم». آمریکا ناتو را گسترش می‌دهد؛ چین در ساموآ پایگاه می‌زند. آمریکا در خلیج فارس حضور نظامی دارد؛ چین با عربستان قراردادهای نفتی بلندمدت می‌بندد. در نقشه ژئوپلیتیک، این یک شطرنج دقیق است. اما نقطه کور آن «هزینه سکوت نمادین» است. وقتی ایران در لحظه حساس پشت چین را خالی می‌بیند، حتی اگر تجارت ادامه داشته باشد، پیام مهمی به جهان مخابره می‌شود: «چین در بزنگاه شریک نیست». این همان فرسایش تدریجی اعتبار است؛ همان سمی که آتن را در ملس از پا انداخت.

    تاریخ نشان داده هژمون‌های تنها عمر طولانی ندارند. ناپلئون با ارتشی شکست‌ناپذیر اروپا را فتح کرد، اما متحد واقعی نداشت. فرمانروایان دست‌نشانده‌اش فرمانبرانی ناراضی بودند. در مقابل، بریتانیا ائتلافی بزرگ ساخت و در واترلو پیروز شد. آلمان هیتلری نیز با متحدانی کم‌اثر وارد جنگ شد؛ ایتالیا باری بر دوش بود و ژاپن منافع خود را دنبال می‌کرد. اما متفقین ائتلافی گسترده ساختند که تا نابودی فاشیسم پابرجا ماند.

    نتیجه روشن بود: هژمونی بدون ائتلاف، شکننده است. پس از سقوط ناپلئون، اروپا «کنسرت اروپا» را بنا کرد؛ مدلی از همکاری میان قدرت‌های بزرگ که چهار دهه صلح نسبی به ارمغان آورد. پیام این تجربه برای چین امروز روشن است: هژمون هوشمند نظم می‌سازد و دیگران را شریک می‌کند، نه تابع. آمریکا نیز در قرن نوزدهم از اتحادهای الزام‌آور گریزان بود، اما دو جنگ جهانی و جنگ سرد به آن آموخت که هژمونی منزوی در برابر تهدیدهای بزرگ آسیب‌پذیر است. نتیجه، شکل‌گیری شبکه‌ای از متحدان رسمی بود که امروز هزینه رویارویی با آمریکا را برای هر رقیبی غیرقابل محاسبه می‌کند. این شبکه هزینه دارد، اما بیمه‌ای است در برابر سقوط.

    چین همه این تجربه‌ها را می‌بیند، اما نتیجه‌گیری‌اش متفاوت است. پکن می‌گوید: «اتحاد نابرابر شوروی را تجربه کردیم؛ شبکه مسئولیت‌های آمریکا را هم می‌بینیم. ما هزینه ائتلاف را نمی‌پردازیم و در عوض انزوای لحظه خطر را می‌پذیریم». این انتخابی آگاهانه است. چین می‌داند که با هر گسترش ناتو و هر سکوتش در برابر بحران‌هایی چون ایران، از دایره نفوذش کاسته می‌شود، اما این را بهای مدل خود می‌داند. با این حال، تاریخ می‌گوید هژمونی بدون متحد تا زمانی پایدار است که بحران بنیادینی رخ ندهد.

    چین امروز در «قرن نوزدهم» خود است: رشد می‌کند، تجارت می‌کند و از تعهد سیاسی می‌گریزد. اما روزی که بحران تایوان یا دریای جنوبی چین به رویارویی مستقیم تبدیل شود، پکن با شبکه‌ای از متحدان غربی روبه‌رو خواهد شد، در حالی که خود تنهاست. آمریکا در خلیج فارس پایگاه دارد، نه به خاطر قدرت محض، بلکه به دلیل شبکه پیمان‌ها. چین در همان منطقه نفت می‌خرد، اما هیچ‌کس برایش نمی‌جنگد. و بدتر: اگر ایران احساس کند چین در لحظه حساس تنها رهایش کرده، نه به سوی غرب، بلکه به سوی «بی‌طرفی تلخ» خواهد رفت؛ بی‌طرفی‌ای که اثرش نسل‌ها باقی می‌ماند.

    در نهایت، چین می‌داند که بی‌تعهدی امروز آزادی عمل می‌آورد، اما پرسش این است که آیا این آزادی امنیت فردا را تضمین می‌کند؟ تاریخ هژمون‌هایی را نشان می‌دهد که اتحادهای تحمیلی ساختند و سقوط کردند، و هژمون‌هایی که متحدان مغلوب را به شرکای برابر تبدیل کردند و پایدار ماندند. چین راه سومی برگزیده: نه اتحاد تحمیلی اسپارت، نه ائتلاف برابر آمریکا، بلکه «بی‌نیازی خودخواسته».

    این مدل تا زمانی کار می‌کند که بحران به خانه نرسیده باشد. اما وقتی آن لحظه فرا برسد، فهرست شرکای تجاری جای پایگاه‌های نظامی را نمی‌گیرد. سکوت نمادین امروز، انزوای واقعی فرداست. مردم ایران این منطق را بی‌واسطه می‌فهمند. انتظارشان از چین نه آرمان‌خواهانه، بلکه مبتنی بر محاسبه است: «اگر تو هژمون فردایی، امروز باید کنار من باشی تا فردا من کنار تو باشم».

    نتیجه‌گیری

    پرسش تاریخی این است: آنگاه که چین ناگزیر وارد میدان رویارویی‌های بی‌بازگشت شود، آیا شبکه‌ای از متحدان واقعی در برابرش خواهد ایستاد، یا فهرستی بلند از شرکای تجاری که در نخستین تیراندازی می‌گریزند؟ هژمونی تنها، هژمونی ناپایدار است. آتن، ناپلئون، هیتلر و… هریک به بهای انزوا سقوط کردند و آمریکا با ائتلافی فراگیر همچنان ایستاده است. ظاهرا چین امروز سکوت را بر تعهد ترجیح می‌دهد، اما تاریخ بی‌رحم قضاوت می‌کند. هزینه سکوت نمادین امروز، انزوای واقعی فرداست؛ انزوایی که هیچ هژمونی- حتی پکن- شاید از آن جان سالم به در نبرد.

  • خودداری روسیه از ارائه ویزا به ورزشکاران ایرانی!!

    خودداری روسیه از ارائه ویزا به ورزشکاران ایرانی!!

    به گزارش اقتصادران، رقابت‌های بین المللی کشتی آزاد جام ایوان یاریگین از فردا چهارشنبه ۸ بهمن تا ۱۳ بهمن در کراسنویارسک روسیه برگزار می‌شود.

    در شرایطی که فدراسیون کشتی از یک ماه پیش مراحل اداری دریافت روادید روسیه برای آزادکاران ایران را آغاز کرده بود، اما در نهایت سفارت روسیه از صدور ویزا برای تیم ایران جهت حضور در این رقابت‌ها خودداری کرد.

    قرار بود ۱۳ آزادکار ایران به همراه اعضای کادر فنی عازم جام ایوان یاریگین روسیه شوند.

    پیش از این نیز سفارت کرواسی از صدور ویزا برای تیم‌های کشتی آزاد و فرنگی ایران جهت حضور در رقابت‌های رنکینگ زاگرب خودداری کرد. این مسابقات نیز از دو روز دیگر در زاگرب کرواسی برگزار می‌شود.

  • آیا روسیه مجبور است از تهران حمایت نظامی کند؟

    آیا روسیه مجبور است از تهران حمایت نظامی کند؟

    به گزارش اقتصادران، نشریه راشاپست، وب‌سایتی تحلیلی و مستقل با تمرکز بر سیاست خارجی روسیه، اوراسیا و روابط بین‌الملل، در گزارشی به بررسی واکنش مسکو به اعتراضات اخیر ایران و احتمال مداخله نظامی آمریکا پرداخته است. این رسانه که عمدتاً به زبان انگلیسی منتشر می‌شود، تلاش می‌کند روایت‌های سیاست خارجی روسیه را فراتر از مواضع رسمی کرملین تحلیل کند و مخاطبانی در اروپا و آمریکا دارد.

    آنچه می‌خوانید، ترجمه و تنظیم این گزارش است.

    دوستی از راه دور: روسیه چگونه به اعتراضات ایران و احتمال مداخله آمریکا واکنش نشان می‌دهد؟

    روسیه به‌طور علنی در کنار حاکمیت تهران ایستاده، اعتراضات اخیر را به «دخالت خارجی» نسبت داده و احتمال حمله آمریکا را محکوم کرده است، اما نویسنده یادداشت تاکید دارد که «کرملین قصد ندارد برای نجات جمهوری اسلامی دست به اقدامات قاطع بزند».

    از اواخر دسامبر، اعتراضاتی در ایران در پی کاهش ارزش پول ملی آغاز شد. معترضان خیلی زود مطالبات سیاسی مطرح کردند. کاخ سفید به سرکوب اعتراضات واکنشی تند نشان داد. رئیس‌جمهور آمریکا، ایران را تهدید کرد که اگر سرکوب معترضان ادامه یابد، «اقدام بسیار شدیدی» انجام خواهد داد. طی چند روز، رسانه‌های آمریکایی درباره احتمال حمله آمریکا به ایران بحث می‌کردند. ترامپ بعدتر لحن خود را ملایم‌تر کرد و مدعی شد که تهران اجرای حکم اعدام ۸۰۰ معترض را به تعویق انداخته و واسطه‌های عرب او را قانع کرده‌اند عقب‌نشینی کند.

    دوستی از سر ناچاری

    راشا پست نوشته: ایران در شرایطی به شریک مهمی برای روسیه تبدیل شده که این کشور پس از تهاجم تمام‌عیار به اوکراین، بیش از پیش در عرصه سیاست خارجی منزوی شده است. به همین دلیل، بسیاری از ناظران واکنش مسکو به رویدادهای تهران را با دقت رصد کردند و انتظار داشتند روسیه از مقام‌های ایرانی حمایت کند.

    ایران از معدود کشورهایی بوده که از سال ۲۰۲۲ حاضر شده به روسیه سلاح عرضه کند. طبق ارزیابی‌های اطلاعاتی غرب، تهران موشک‌های هدایت‌شونده، گلوله‌های توپ و مهمات در اختیار روسیه قرار داده است. ارزش کل این اقلام نسبتاً محدود بوده و حدود ۴ میلیارد دلار برآورد می‌شود. ارسال پهپادهای ایرانی شاهد به روسیه، از سال ۲۰۲۲، سر و صدای زیادی کرده است. این پهپادها نقش مهمی در جنگ روسیه ایفا کردند و امکان حملات گسترده و نسبتاً ارزان به عمق پشت جبهه اوکراین را فراهم ساختند. به گفته تحلیلگر خاورمیانه، روسلان سلیمانوف، روسیه دیگر برای پهپادها به ایران وابسته نیست، زیرا تولید شاهد اکنون تقریباً به‌طور کامل در تاتارستان بومی‌سازی شده است.

    آیا مسکو مجبور است از تهران حمایت نظامی کند؟

     

    راشا پست به توافق جامع بیست ساله ایران و روسیه اشاره کرده و نوشت: در سال ۲۰۲۵، مسکو و تهران «معاهده مشارکت جامع راهبردی» را امضا کردند. از یک سو، این معاهده قصد گسترش همکاری میان دو کشور را اعلام می‌کند. از سوی دیگر، همان‌طور که چندین مفسر یادآور شده‌اند، این معاهده هیچ تعهد مستقیم و الزام‌آوری برای طرفین ایجاد نمی‌کند — جز تعهد به اینکه در صورت حمله به طرف دیگر، از کشورهای ثالث حمایت نکنند — و بیشتر سطح همکاری‌ای را که از قبل بالا رفته بود، رسمیت می‌بخشد. مفاد امنیتی این توافق تقریباً به‌طور کامل با مفاد معاهده مشابهی که در سال ۲۰۰۱ امضا شده بود، مطابقت دارد.

    با این حال، در سال‌های اخیر روابط روسیه و ایران نزدیک تر شده است. در ۲۰۲۵، توافق تجارت آزاد میان ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا — اتحادیه گمرکی‌ای که روسیه و چند جمهوری سابق شوروی عضو آن هستند — لازم‌الاجرا شد. علاوه بر این، مسکو و تهران کار یکپارچه‌سازی سامانه‌های پرداخت ملی خود را آغاز کرده‌اند و ایران از معدود کشورهای خارج از روسیه است که کارت‌های میر روسیه در آن قابل استفاده برای پرداخت هستند.

    کلیدواژه «انقلاب رنگی» در ایران

    مسکو آشکارا از مقام‌های تهران حمایت کرده است. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، اعتراضات را «ناآرامی الهام‌گرفته از بیرون» توصیف کرد و آن را با «انقلاب‌های رنگی» مقایسه کرد و «فشار غیرقانونی تحریم‌های غرب» را مقصر دانست. زاخارووا بر گزارش‌های مربوط به احتمال دخالت آمریکا در ایران تمرکز کرد و هم احتمال حمله آمریکا و هم تهدیدها برای اعمال تعرفه‌های بیشتر علیه شرکای خارجی ایران را محکوم کرد. (ترامپ اعلام کرده است کشورهایی که با ایران تجارت کنند ممکن است با تعرفه ۲۵ درصدی آمریکا مواجه شوند.)

    زاخارووا گفت: «راهپیمایی‌های چندده‌هزارنفری ایرانیان در حمایت از حاکمیت جمهوری اسلامی تضمینی است برای شکست طرح‌های شوم کسانی که نمی‌توانند با موجودیت دولت‌هایی که قادرند در عرصه بین‌المللی سیاست خارجی مستقل دنبال کنند و دوستان خود را انتخاب کنند، کنار بیایند.»

    روسیه؛ میانجی تهران و تل آویو؟

    روزنامه واشنگتن پست پیش‌تر گزارش داده بود که اسرائیل و ایران، با نقش میانجی‌گرانه روسیه، به‌طور خصوصی تضمین‌های متقابل درباره عدم حمله را مبادله کرده‌اند. طبق این گزارش، در اواخر دسامبر — پیش از آغاز اعتراضات گسترده — اسرائیل از طریق مسکو پیام داده بود که تا زمانی که ابتدا مورد حمله قرار نگیرد، به ایران حمله نخواهد کرد. گفته می‌شود تهران نیز متقابلاً تعهد داده بود اقدام نظامی پیش‌دستانه انجام ندهد.

    رسانه‌های روس اعتراضات ایران را چطور پوشش دادند؟

    راشا پست تاکید کرده، رسانه‌های دولتی روسیه اعتراضات ایران را عموماً مطابق با خط وزارت خارجه پوشش داده‌اند. خبرگزاری دولتی تاس تا حد زیادی از گزارش تلفات معترضان خودداری کرده و در عوض تأکید کرده است — به نقل از مقام‌های ایرانی — که اقدامات «آشوبگران» موجب کشته‌شدن مأموران انتظامی و غیرنظامیان شده است. روزنامه روسییسکایا گازتا نیز به همین شکل به بیانیه‌های رسمی ایران استناد می‌کند و مدعی است نیروهای انتظامی اوضاع را تحت کنترل دارند. تلویزیون روسیه از ادبیاتی حتی تندتر استفاده کرده است. برای نمونه، گزارشی در شبکه روسیا-۱ ادعا کرد که این نیروهای انتظامی نبودند که به سوی معترضان شلیک کردند، بلکه «تروریست‌های مسلح» بودند. تحلیلگران شبکه کانال یک روسیه اعتراضات را به اقدامات خصمانه نیروهای خارجی، به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، مرتبط دانستند.

    حمایت نظامی روسیه در جریان اعتراضات چه بود؟

    نیکیتا اسماگین، تحلیلگر خاورمیانه که اغلب برای رسانه‌های روسیِ مستقر در خارج از کشور درباره ایران اظهار نظر می‌کند، به راشا پست گفته که رهبری روسیه دست‌کم به دو دلیل، نسبت به تحولات ایران نگاه منفی دارد: نخست، مسکو از ۲۰۲۲ توانسته در شرایط تحریم و انزوای فزاینده بین‌المللی، با رهبری سیاسی کنونی ایران همکاری برقرار کند؛ دوم، کرملین به‌طور کلی با تلاش‌ها برای سرنگونی دولت‌های اقتدارگرا خصومت دارد، زیرا نگران است چنین چیزی در روسیه نیز رخ دهد.

    اسماگین می‌گوید مسکو کمک نظامی محدودی به تهران ارائه می‌دهد. در جریان اعتراضات، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه بالگردهای روسی Mi-28 و هواپیماهای ترابری نظامی Il-76 — تحویل‌هایی که برای ۲۰۲۳ اعلام شده بود — به ایران رسیده‌اند، همراه با خودروهای زرهی اسپارتاک. به گفته اسماگین، این تجهیزات می‌توانند در صورتی که اعتراضات به یک قیام مسلحانه تمام‌عیار تبدیل شود، مفید باشند.

    با این حال، اسماگین استدلال می‌کند که مسکو بعید است دست به اقدامات قاطع بزند: «روسیه، البته، تلاش نخواهد کرد جمهوری اسلامی را نجات دهد اگر این کار به قیمت منابع خودش تمام شود و [جان] سربازان روس، نیروهای نظامی یا هر چیز دیگری را به خطر بیندازد.» او می‌گوید: «همان‌طور که در سوریه، وقتی اوضاع واقعاً وخیم شد، روسیه کنار ایستاد. اما تا زمانی که [حکومت] در حال فروپاشی نباشد، یا فقط کمی بلرزد، روسیه آماده است با سلاح و شاید اندکی مشاوره کمک کند.»

  • پوتین: شک ندارم ایران دنبال سلاح هسته‌ای است! / آن‌ها دیوانه‌اند!

    پوتین: شک ندارم ایران دنبال سلاح هسته‌ای است! / آن‌ها دیوانه‌اند!

    به گزارش اقتصادران، «آرشیو امنیت ملی» روز سه‌شنبه متن گفتگوهای رهبران روسیه و آمریکا بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۸ را منتشر کرد. این گفتگوها که در نتیجه شکایت حقوقی این موسسه از حالت محرمانه خارج شدند، نشان می‌دهند که بوش و پوتین مرتبا بر جلوگیری ایران از غنی‌سازی اورانیوم و دستیابی سلاح هسته‌ای تاکید کرده‌اند.

    بنابر این اسناد که روز سه‌شنبه ۲۳ دسامبر منتشر شد، برنامه هسته‌ای ایران محور سه گفتگوی مستقیم ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه و جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا در سال‌های ۲۰۰۱، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸ بود.

    به گزارش یورونیوز، در گفتگوی نخست که در جریان دیدار دو رهبر در ۱۶ ژوئن ۲۰۰۱ در قلعه «بردو» اسلوونی انجام شد، در پی ابراز نگرانی جورج بوش درباره برنامه هسته‌ای ایران و فروش تسلیحات به تهران، ولادیمیر پوتین گفت که فروش فناوری موشکی به ایران را محدود می‌کند و تایید کرد که ایران به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای است.

    آقای پوتین گفت: «کارشناسان ایرانی از کارشناسان ما سوالات بسیاری درباره موضوعات حساس می‌پرسند. شکی نیست که آن‌ها سلاح هسته‌ای می‌خواهند.»

    او افزود: «من به افرادمان گفتم که راجع‌به چنین مسائلی با آن‌ها صحبت نکنند.»

    در این دیدار همچنین آقای بوش ضمن تکذیب گزارش‌ها مبنی بر تلاش آمریکا برای عادی‌سازی روابط با ایران، با اشاره به تصویب تحریم‌ها علیه ایران در کنگره آمریکا گفت که کنگره چنین امری را عملا غیرممکن کرده است.

    کاندولیزا رایس، مشاور امنیت ملی وقت نیز که در تمام این گفتگوها آقای بوش را همراهی می‌کرد، تایید کرد که شایعاتی مبنی بر تلاش واشنگتن برای عادی‌سازی روابط با تهران وجود دارد، اما تاکید کرد چنین موضوعی واقعیت ندارد.

    ۲۰۰۵: زمزمه ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت

    سند دوم مربوط به دیدار ولادیمیر پوتین و جورج بوش در ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۵ در دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید است. این دیدار که با حضور کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت و دونالد رامسفلد وزیر دفاع وقت آمریکا و همچنین سرگی لاوروف، وزیر خارجه روسیه انجام شد، عمدتا بر برنامه هسته‌ای ایران و جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای متمرکز بود.

    کاندولیزا رایس در این جلسه گفت که پیش‌تر جلسه‌ای را با آقای لاوروف صرفا درباره ایران برگزار کرده است.

    خانم رایس گفت: «توافق کردیم که هیچ‌کس نمی‌خواهد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد و باید برای این کار هرچه در توان داریم انجام دهیم.»

    او افزود: «نگرانی ما توانایی ایران برای بازفرآوری و غنی‌سازی است. بسیار مهم است به نقطه‌ای برسیم که ایران نتواند بازفرآوری و غنی‌سازی انجام دهد؛ چنین چیزی خطرناک است و می‌تواند به برنامه نظامی تبدیل شود. گزارش درباره تسلیحاتی شدن [برنامه هسته‌ای ایران] را در اختیار روس‌ها قرار دادیم.»

    در این جلسه همچنین ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد مطرح می‌شود. بنابر این گفتگو، روسیه با توجیه این که این امر ممکن است تهران را به پیگیری مسیر کره شمالی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای ترغیب کند، با این موضوع مخالفت کرده است.

    با این حال نکته مهم این است که در این‌جا ابتدا آقای پوتین به اقدام نظامی علیه ایران اشاره کرد.

    آقای پوتین گفت: « نگرانی ما این است که ارجاع فوری باعث شود ایران مسیر کره شمالی را در پیش بگیرد. اگر واقعاً در پی سلاح هسته‌ای باشند، کنترل آنچه در ایران رخ می‌دهد را از دست می‌دهیم. آن وقت باید کاری بکنیم. چه کاری؟ حمله؟ چه کسی؟ کجا؟ چه اهدافی؟ آیا از اطلاعاتی که دارید مطمئنید؟ مهم است برای موضعمان مبنا بسازیم.»

    او افزود: «اما با جورج موافقم. اگر ایران قوانین بین‌المللی را، آن‌گونه که همین‌جا صورت‌بندی شد، نقض کند، آن‌گاه حق داریم موضوع را به شورای امنیت ببریم.»

    این جلسه درست یک ماه پس از آغاز ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد برگزار شده است. آقای پوتین در این جلسه گفت که یک ساعت و بیست دقیقه با محمود احمدی‌نژاد صحبت کرده و به او گفته است که اگر به مذاکرات هسته‌ای با اروپایی‌ها ادامه ندهد، ایران منزوی خواهد شد.

    گزینه نظامی روی میز

    در دیدار سپتامبر ۲۰۰۵، آقای بوش با اشاره به نگرانی‌های اسرائیل به برنامه هسته‌ای ایران تاکید کرد که اگرچه گزینه نظامی «بد» است، اما باید همچنان روی میز باشد.

    آقای بوش گفت: «گزینه‌ نظامی بد است. اما نمی‌توانیم آن را کاملا از روی میز برداریم. آریل شارون [نخست‌وزیر وقت اسرائیل] به گزینه نظامی فکر می‌کند. اگر من یا شما جای شارون بودیم هم به این گزینه فکر می‌کردیم. بمب هسته‌ای ایران واقعا اسرائیلی‌ها را وحشت‌زده می‌کند.»

    جورج بوش تاکید کرد: «دیپلماسی باید جواب دهد. اگر شارون احساس کند که باید به ایران حمله کند، اوضاع از کنترل خارج می‌شود. نمی‌گویم چنین چیزی ناگزیر است، اما محتمل‌ترین واکنش نظامی از سوی اسرائیل خواهد بود.»

    آقای بوش درباره اهداف احتمالی اسرائیل گفت: «اگر فکر کنند در نطنز غنی‌سازی انجام می‌شود، یکی از اهداف خواهد بود. اما ما برای اسرائیل هدف‌گذاری نمی‌کنیم.»

    ۲۰۰۸: دیدار نهایی؛ «آن‌ها دیوانه‌اند»

    سند سوم مربوط به دیدار جورج بوش با ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۰۸ در اقامتگاه رئیس‌جمهوری روسیه در شهر سوچی این کشور است. در این دیدار نیز برنامه هسته‌ای ایران یکی از مسائل اصلی گفتگوی دو رهبر است.

    آقای پوتین در این جلسه گفت که درباره ایران «همه‌چیز در حال کنترل است». او با این حال گفت که ایران در برخی موارد قصد دارد امور را «مخفیانه» پیش ببرد و افزود: «پیدایشان می‌کنیم و مجازات می‌شوند.»

    کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا نیز تایید کرد که فعالیت‌های مخفیانه‌ای در تاسیسات هسته‌ای «اراک» انجام شده است.

    جورج بوش با اشاره به طرح پیشنهادی روسیه در آن زمان مبنی بر فراهم کردن سوخت هسته‌ای برای نیروگاه‌های اتمی ایران و جلوگیری از غنی‌سازی، خطاب به آقای پوتین گفت: «طرح شما بسیار هوشمندانه بود. رهبران [ایران] می‌گویند برق هسته‌ای غیرنظامی می‌خواهند؛ ما می‌گوییم خوب، حق شماست. روسیه می‌گوید، این هم سوخت؛ پس نیازی به غنی‌سازی ندارید. اگر غنی‌سازی کنید، نشان می‌دهد برق غیرنظامی نمی‌خواهید و چیز بیشتری می‌خواهید.»

    آقای پوتین با اشاره به این که ارسال سامانه‌های موشکی «اس-۳۰۰» (S-۳۰۰) به ایران را مشروط به رفتار تهران کرده است، گفت: «چهار سال پیش با آن‌ها قرارداد امضا کردیم، اما اجرا نشده است.»

    آقای بوش در پاسخ به این اظهارات گفت: «از شما قدردانم. آن‌ها دیوانه‌اند.»

    آقای پوتین پاسخ داد: «آن‌ها کاملا دیوانه‌اند.»

    رهبر روسیه افزود: «چیزی که من را شگفت‌زده کرده این است که اگرچه ایدئولوژی آن‌ها دیوانه‌وار است، اما هوشمندند، تحصیلات دانشگاهی دارند و از محیط آکادمیک آمده‌اند، از جمله احمدی‌نژاد، اطرافیانش و رئیس مجلس. آدم‌های بدوی نیستند. برایم شگفت‌آور بود.»

  • سهم کمتر از نیم‌درصدی ایران از بازار روسیه / فرصت های اقتصادی که یکی پس از دیگری سوختند

    سهم کمتر از نیم‌درصدی ایران از بازار روسیه / فرصت های اقتصادی که یکی پس از دیگری سوختند

    به گزارش اقتصادران، این روز‌ها عبارت شریک استراتژیک را در توصیف روسیه به وفور از زبان مسوولان می‌شنویم. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها در توصیف یک شراکت استراتژیک مبادلات مالی و تجاری میان دو کشور بوده و این در حالی است که با هر متر و معیاری که حساب کنیم صادرات ایران به روسیه از سهم بسیار ناچیزی نسبت به بازار این کشور فراتر نمی‌رود و طبق گفته عبدالله مهاجردارابی، عضو هیات‌رییسه اتاق ایران روسیه بیش از چند صد‌میلیارد دلار واردات دارد اما در عمل صادرات ایران به این کشور کمتر از ۲‌میلیارد دلار است! در چنین شرایطی این سوال به‌وجود می‌آید که آیا می‌توان این شراکت را دست‌کم در حوزه تجاری استراتژیک دانست؟ آیا ایران جایگاهی در چشم‌انداز تجاری روسیه دارد؟

    آمارهای رسمی نشان می‌دهد که مجموع تجارت ایران و روسیه در سال‌های اخیر در بازه ۴تا۵‌میلیارد دلار نوسان داشته است. این رقم در مقایسه با تجارت روسیه با شرکای اصلی خود مانند چین با بیش از ۲۰۰‌میلیارد دلار و کشورهای دیگری نظیر هند، ترکیه و قزاقستان که ده‌ها‌میلیارد دلار مبادلات دارند، عملا کم‌اهمیت تلقی می‌شود. اگرچه سطح روابط سیاسی و همکاری‌های ژئوپولیتیکی دو کشور در سال‌های اخیر افزایش یافته اما شواهد کمی و ساختاری تایید می‌کند که وزن اقتصادی ایران در بازار روسیه بسیار محدود بوده و این محدودیت در روندهای جدید نیز ادامه یافته است.

    سهم کمتر از نیم‌درصد از بازار روسیه

    برآوردها نشان می‌دهد سهم ایران از بازار وارداتی روسیه بسیار پایین و در برخی گزارش‌ها کمتر از نیم‌درصد عنوان شده است. چنین سهمی نشان‌دهنده نفوذ محدود کالاهای ایرانی در اقتصاد داخلی روسیه و نبود جایگاه ساختاری برای ایران در تامین نیازهای وارداتی این کشور است. در ۹ماه اول سال میلادی کنونی (۲۰۲۵ـ‌‌۲۰۲۴) تجارت غیرنفتی ایران با روسیه برابر با ۹۰۲/‌‌۱‌میلیارد دلار بوده است. در این دوره صادرات ایران به روسیه ۸۰۳‌میلیون دلار بوده و واردات ایران از روسیه ۰۹۹/‌‌۱‌میلیارد دلار بوده است. تحلیل داده‌های دوجانبه نشان می‌دهد که روسیه معمولا دارای مازاد تجاری در روابط با ایران بوده یعنی به‌عبارت دیگر ارزش صادرات روسیه به ایران بیش از واردات آن از ایران است. این وضعیت نشان می‌دهد وابستگی تجاری ایران به روسیه بیشتر از وابستگی روسیه به ایران بوده و روابط اقتصادی برای طرف روسی سودآورتر است.

    در این میان بحث دیگری نیز وجود دارد؛ اجرای توافق تجارت آزاد بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) در سال۲۰۲۵ اگرچه می‌تواند به کاهش تعرفه‌ها کمک کند اما ساختار فعلی سبد صادراتی دوکشور نشان می‌دهد که این توافق در کوتاه‌مدت بیش از همه به افزایش صادرات روسیه به ایران منجر می‌شود. در نتیجه احتمالا تراز تجاری همچنان به‌نفع روسیه باقی خواهد ماند و جایگاه اقتصادی ایران در چشم‌انداز تجاری روسیه تقویت قابل‌ملاحظه‌ای نخواهد یافت.

    روند صادراتی روسیه از۲۰۰۰ تا امروز

    برای درک بهتر این موضوعات بهتر است نگاهی به روند صادرات روسیه طی دو دهه اخیر داشته باشیم: از سال۲۰۰۰ تا حوالی۲۰۱۳ روسیه تحت تاثیر رشد قیمت‌های کالا (به‌ویژه نفت و گاز) و بازیابی اقتصادی پس از دهه۹۰ رشد صادرات کالا را تجربه کرد. پس از شوک‌های ژئوپلیتیک(۲۰۱۴) و به‌ویژه تهاجم گسترده۲۰۲۲ به اوکراین ترکیب و مسیر تجارت خارجیِ روسیه دستخوش تغییر شد: سهم اروپا از واردات روسیه کاهش شدید یافت و محور تجارت به‌سمت آسیا (به‌ویژه چین و هند) حرکت کرد. نکته قابل‌توجه در این میان این است که حتی با وجود این تکانه شدید در روند صادراتی روسیه نقش ایران تغییر قابل‌توجه و چشمگیری نداشت.

    چین از اوایل دهه۲۰۱۰ به‌طور پیوسته شریک مهمی شده و پس از۲۰۲۲ تبدیل به بزرگ‌ترین مقصدِ صادراتی/‌‌تجاری روسیه شد. روابط تجاری چین-روسیه در ۲۰۲۵–۲۰۲۴ رکوردهایی زد و گزارش‌ها از افزایش چشمگیر ارزش تجارت دوطرفه در۲۰۲۴ خبر دادند. خریدار بزرگ نفت و محصولات انرژی روسیه پس از ۲۰۲۲ نیز بوده است و واردات هند از روسیه در سال‌های۲۰۲۴–۲۰۲۲ به‌شدت افزایش یافت.

    مهم‌ترین کالاهای سبد صادراتی

    در این میان تحریم‌ها، سقف قیمتی نفت و تا حدی قطعِ جریان‌های انرژی به اروپا باعث افت کلی ارزش صادرات در کوتاه‌مدت و جابه‌جایی مقاصد و کانال‌های صادراتی شد اما کالاهای محوری (نفت/‌‌گاز، کودها، فلزات، غلات و برخی کالاهای معدنی) همچنان ستونِ اصلی صادرات باقی ماندند.

    در بحث کالاهای صادراتی روسیه نفت خام و محصولات پالایشی همواره بزرگ‌ترین قلم صادراتی بوده و پس از ۲۰۲۲ هم محور تجارت با وجود تغییر مسیرها و قیمت‌گذاری باقی ماند. روسیه یکی از صادرکنندگان مهم کودها (نیتروژن/‌‌پتاس و فسفات) است. پس از ۲۰۲۲ بازارِ کود یکی از نقاطی شد که کشورهای خریدار (از جمله کشورهای در حال توسعه و برخی اروپایی) همچنان به آن وابسته ماندند و مبادلات تا حدی ادامه یافت.

    نقش گسترده چین و هند

    تا اینجا روند صادرات روسیه را مورد بررسی قرار دادیم. چنانچه بالاتر ذکر شد روسیه یک بازار چندصدمیلیونی نیز برای کالاهای وارداتی به‌شمار می‌رود. برای درک بهتر سهم ناچیز ایران باید نگاهی به این بازار گسترده هم داشته باشیم.براساس گزارش‌ها و آمار سال۲۰۲۳ چین نقش برجسته‌ای در واردات روسیه دارد: برآورد می‌شود که حدود ۵۳درصد از کل واردات روسیه از چین باشد. آمارها نشان می‌دهند ترکیه، قزاقستان، آلمان و کره جنوبی نیز در سال۲۰۲۳ سهم قابل‌توجهی در واردات روسیه داشتند. طبق گزارش Eximpedia برای سال ۲۵–۲۰۲۴ حجم واردات روسیه از چین بالغ بر ۴/‌‌۷۵‌میلیارد دلار بوده است. آلمان با ۵/‌‌۱۵‌میلیارد دلار، ترکیه با ۲۴/‌‌۹‌میلیارد دلار، قزاقستان با ۷۸/‌‌۸‌میلیارد دلار و کره‌جنوبی با ۳۳/‌‌۶‌میلیارد دلار نیز در رتبه‌های بالای تامین‌کنندگان وارداتی روسیه قرار گرفتند. در این قسمت نیز غیبت ایران کاملا به‌چشم می‌آید.برای درک بهتر نیازهای وارداتی روسیه باید به ترکیب کالایی آن نگاه کنیم. طبق داده‌های Eximpedia مربوط به۲۰۲۴-۲۰۲۳ روسیه بیش از ۸/‌‌۳۰۳‌میلیارد دلار واردات کالا داشته است. در بین گروه‌های کالایی مهم‌ترین گروه‌ها عبارت است از ماشین‌آلات، رآکتورها و بویلرها، تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی، وسایل نقلیه، دارو و محصولات دارویی، پلاستیک و مصنوعات پلاستیکی و دستگاه‌های فنی، اپتیکی و پزشکی.

    بازار‌های مشابه و نه مکمل!

    سهم عظیم ماشین‌آلات و تجهیزات الکترونیکی در واردات روسیه نشان‌دهنده وابستگی این کشور به تامین‌کنندگان خارجی برای بخش صنعتی و تکنولوژیک است. با وجود فشارهای بین‌المللی روسیه همچنان به واردات محصولات پیشرفته و تکنولوژیک نیاز دارد؛ موضوعی که خود ایران نیز چندان حرفی برای گفتن در آن ندارد.

    فرصت سوخته برای صادرات خدمات فنی و مهندسی

    براساس داده‌های اتحادیه اروپا نزدیک به ۳/‌‌۱میلیون‌نفر تنها در سال۲۰۲۲ روسیه را ترک کردند. در این میان به اذعان دولت روسیه بیش از ۱۰۰‌هزار متخصص حوزه فناوری اطلاعات برای همیشه از روسیه به کشورهای همسایه رفتند. حتی نزدیک به ۲۰هزارنفر درخواست پناهندگی از کشورهای اروپایی کردند. در کنار این موج اولیه حداقل ۲۰۰هزار نفر هم پس از اعلام بسیج عمومی از روسیه گریختند.

    این موج برای کشوری که خود با مشکل جمعیتی و نیروی متخصص دست‌وپنجه نرم می‌کند اصلا نشانه خوبی نیست. در چنین شرایطی روسیه می‌توانست مقصد ایده‌آلی برای خدمات فنی و مهندسی ایران باشد؛ موضوعی که به نظر می‌رسد به علت چالش‌های داخلی کشور و بحث تحریم‌ها و محدودیت در تبادلات مالی به سرانجامی نرسیده باشد.