برچسب: دانش آموزان

  • دانش آموزان در پایان ابتدایی توان یک روخوانی ساده ندارند!

    دانش آموزان در پایان ابتدایی توان یک روخوانی ساده ندارند!

    به گزارش اقصادران، دکتر رضا امیدی، جامعه شناس ، با بیان اینکه در اکثر شاخصهای مرتبط با آموزش عمومی، وضعیتمان بدتر شده، به بررسی شاخصهای بازماندگی از تحصیل در ایران در فاصله 1396 تا 1402 پراخت و گفت: در این دوره، جمعیت دانش آموزان بازمانده از تحصیل، از حدود 696 هزار نفر به حدود 930 هزار نفر افزایش پیدا کرده که یکی از دلایلش جمع کردن کلاسهای درس شبانه روزی در این دوره زمانی بوده است. بر اساس آخرین آمارهاس رسمی، چیزی حدود 8 درصد از افرادی که در سن تحصیل هستند، در مدرسه نیستند که حدود یک میلیون و 200هزار نفر را شامل می شود

    حتی غیرممکن است که به وضعیت آموزش عمومی در سال 96 برگردیم

    دکتر رضا امیدی، جامعه شناس ، که در نشست «سیاستگذاری آموزش و پرورش» و در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می گفت، با بیان اینکه سال 97 بحثی در این موسسه درباره روند خصوصی سازی آموزش عمومی، گونه های آن و پیامدش بر وضعیت نظام آموزش عمومی در ایران داشته و اکنون وضعیت آموزش و پرورش را در دوره پس از آن بررسی خواهد کرد، اظهارداشت: وقتی شاخصها را بررسی می کردم، متوجه شدم دستیابی به نقطه ای که سال 97 در آن قرارداشتیم و آن را نقد می کردیم ، نیاز به برنامه های بسیار گسترده و منابع بسیار زیادی دارد و حتی غیرممکن است که به وضعیت آموزش عمومی در سال 96 برگردیم و روندی با شتاب در حال طی شدن است.

    وی با اشاره به مسیر تقویت مدارس و وضعیت شاخصهای آن در ایران، به تشریح سه مسیر جدی برای ارتقای مدارس در کشورها تحت عنوان «شاخصهای مرتبط با کلاس درس»، «بودجه آموزش و پرورش» و «وضعیت ارتقای استانداردهای معلمی و حرفه معلمی و موضوع نظام گزینش» پرداخت و ادامه داد: در کشور پرو، که بحثهایی از وزیر سابقشان که تحولاتی در این کشور ایجاد کرده بود منتشر شده آمده است که او گفته بود زمانی که پذیرفتم وزیر آموزش و پرورش شوم، دو شرط را گذاشتم؛ اول اینکه بودجه آموزش و پرورش حداقل باید به 4درصد تولید ناخالص ملی برسد و حدود 2برابر شود و دیگر اینکه هیچ مداخله سیاسی برای گزینش معلمان و تعیین مدیران آموزش و پرورش نباشد.

    در اکثر شاخصهای مرتبط با کلاس درس، وضعیتمان بدتر شده

    این استاد جامعه شناسی آموزش و پرورش، با اشاره به پژوهشی که از سال 1393 تا 1402 برای بررسی این دهه انجام داده است، گفت: در اکثر شاخصهایی که مرتبط با کلاس درس است، به علت انواع سیاستهایی که طی شده، وضعیتمان بدتر از سال 93 و 96 است. به رغم اینکه کشورهایی که مهد خصوصی سازی بودند، از یک مقطعی شروع به بازبینی در خصوصی سازی مدارس و این سیاستها را اصلاح کردند. اما ایران همچنان گسترش این مدارس را با انواعی از سیاستهای بعضا اجباری، ادامه می دهد. بر اساس آمارهای رسمی آموزش و پرورش، سال 93، حدود 10.7 درصد دانش آموزانمان در مقاطع مختلف در مدارس غیرانتقاعی بودند که این نسبت در سال 97 به 12 درصد و اکنون به بالای 14 درصد رسیده است.

    کاهش تعداد معلمان با وجود افزایش دانش آموزان

    امیدی با بیان اینکه در حالی که جمعیت دانش آموزی کشور در سال تحصیلی 96-97 تا امروز از حدود 13.2 میلیون نفر به 16.5 میلیون نفر رسیده است، تعداد معلمان کشور از 840 هزار نفر به حدود 750 هزار نفر رسیده و حدود 90 هزار نفر کاهش پیدا کرده است، اضافه کرد: تعداد مدارس شبانه روزی کشور، که به علت اینکه عموما در مناطق محروم مستقر هستند، اصطلاحا مدارس چند کارکردی هستند و از دهه 60 به بعد به علت کاهش بازماندگی از تحصیل و پیش بینی از ترک تحصیل و تامین سطحی از آموزش با کیفیت از سیاستهای آموزش و پرورش بوده، نیز کاهش داشته است. تعداد مدارس شبانه روزی ما در فاصله سالهای 96 تا 1401، حدودا از 3هزار و 272 مدرسه به 3 هزار و 78 مدرسه کاهش داشته که این 200 مدرسه، حدود هزار و 300 کلاس درس در مقطع متوسطه اول و دوم را شامل می شده است این در حالی است که تعداد دانش آموزان ما رو به افزایش بوده است. این مساله هم برای بررسی مساله بازماندگی از تحصیل، یکی از شاخصهای منفی است.

    آمار رو به افزایش بازماندگی از تحصیل / یک میلیون و 200 هزار نفر از تحصیل بازماندند 

    وی در ادامه به بررسی شاخصهای بازماندگی از تحصیل در ایران در فاصله 1396 تا 1402 پراخت و گفت: در این دوره، جمعیت دانش آموزان بازمانده از تحصیل، از حدود 696 هزار نفر به حدود 930 هزار نفر افزایش پیدا کرده که یکی از دلایلش جمع کردن کلاسهای درس شبانه روزی در این دوره زمانی بوده است. بر اساس آخرین آمارهاس رسمی، چیزی حدود 8 درصد از افرادی که در سن تحصیل هستند، در مدرسه نیستند که حدود یک میلیون و 200هزار نفر را شامل می شود

    این جامعه شناس ضمن اشاره به شاخص نسبت دانش آموز به معلم که در قالب اسناد توسعه و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش برای آن استانداردهایی تعریف شده است، اظهارداشت: نسبت دانش آموز به معلم در سال 93، حدود 23 نفر در مقطع ابتدایی بوده که سال 97 به 25.4 و در سال 1403 به 27.4 رسیده است. در مقطع راهنمایی، در سالهای 93، 97 و 1403، از حدود 14.7 به 21 و بعد به 25.3 رسیده است. یعنی طی 10 سال، در مقطع متوسط اول این کاهش را تجربه کرده ایم. در مقطع متوسطه دوم نیز از 15 به 16.1 رسیده ایم. نرخ ترک تحصیل، به ویژه در مقطع راهنمایی نیز افزایشی بوده و از 2.8 درصد در سال 93 به 4.2 در سال 97 و به 5.5 درصد در سال 1403 رسیده است.

    افزایش تراکم دانش آموزان در کلاسها در همه مقاطع

    امیدی اضافه کرد : شاخص تراکم دانش آموز در کلاس درس در مقاطع مختلف نیز در این دوره منفی بوده است. در سال 96-97 در مدارس دولتی در مقطع ابتدایی، هر کلاس حدود 24 دانش آموز داشت که اکنون به 25.5 رسیده است. در متوسطه اول حدود 25 دانش آموز در هر کلاس بودند که اکنون به 27 دانش آموز رسیده است. در متوسطه دوم نیز از 21 به 22.1 افزایش داشته ایم. به عبارت ساده، در این یک دهه، در حالی که دانش آموزان ما رو به افزایش بودند، مرتبا تراکم کلاسهای درس، به ویژه در مدارس دولتی، روند افزایشی داشته است. ضمن اینکه ارقام ارائه شده، میانگینها هستند و 35درصد از کلاسهای درس، کلاسهایی به اصلاح شلوغ هستند و بیش از 30 دانش آموز در آن حضور دارند.

     این پژوهشگر حوزه جامعه شناسی آموزش و پرورش، با بیان اینکه در این دوره، شاهد افزایش سهم مدارس غیرانتفاعی هم هستیم، ادامه داد: در فاصله سال 93 تا 1401، سهم مدارس غیرانتفاعی ابتدایی در کل کشور از 7 درصد به 15 درصد رسیده و بیش از 2 برابر شده است. مدارس راهنمایی از 10 درصد به 15.6درصد و متوسطه دوم از 17 درصد به حدود 24 درصد رسیده است. بنابراین طی 10 سال گذشته، همه شاخصهای مربوط به کلاس و معلمان روند نزولی داشته اند.

    کاهش سالیانه بودجه آموزش و پرورش

    وی با اشاره به دسته دوم شاخصها که به بودجه آموزش و پرورش می پردازد، توضیح داد: در سال 1393، بودجه آموزش و پرورش حدود 35.8 هزارمیلیارد تومان بوده که در سال 1401، به 26.7 هزار میلیارد تومان در حالی که در این یک دهه، بیش از 3میلیون نفر افزایش داشته است اما بودجه ما بر اساس قیمت ثابت سال 95 روندی کاهشی داشته است. همین مساله در سهم بودجه آموزش و پرورش هم هست. در یک دهه گذشته، هر چند حدود 10درصد ثابت بوده است اما با فراز و نشیبهایی تا 11.5 درصد هم رفته و امسال به حدود 9درصد کاهش پیدا کرده است.

    افت سرانه دانش آموزی در ایران

    امیدی با بیان اینکه سال 1393، حدود 2.9میلیون تومان در ازای هر دانش آموز هزینه می کردیم، که این نسبت در سال 1401 به 1.7 میلیون تومان کاهش پیدا کرده است و ما در این اقتصادی که تورم دارد، نتوانستیم همان مبلغی که سال 1393 برای هر دانش آموز هزینه می کردیم، در سال 1401 هم هزینه کنیم، افزود: این وضعیت برای خانواده ها هم اتفاق افتاده و خانواده ها به قیمت ثابت سال 95 به طور متوسط در سال 96 از حدود 3.2 میلیون تومان به 1.6 میلیون تومان کاهش پیدا کرده و خانواده ها هم به علت انواع مسائلی مانند گسترش فقر، تورم، وضعیت مسکن، افزایش هزینه های  معیشتی، تغذیه و حمل و نقل توان کمتری برای تامین مالی آموزش فرزندانشان هم داشته اند. این روند کاهشی، حتی در دهکهای 9 و 10نیز به رغم اینکه آنها هزینه های زیادی می کنند، وجود داشته و آنها هم به قیمت واقعی، هزینه های کمتری برای فرزندانشان انجام می دهند.

    وی اضافه کرد: به رغم اینکه سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت ثابت مانده است ، خود سهم بودجه عمومی دولت از تولید ناخالص ملی از حدود 17درصد در سال 97 به حدود 12 درصد در سال 1402 رسیده و سهم بودجه عمومی رو به کاهش بوده و سهم آموزش و پرورش هم کاهشی بوده و وضعیت را به لحاظ تامین مالی به اینجا رسانده است.

    بین 185 هزار تا 215 هزار کمبود معلم در مقاطع مختلف داریم

    این جامعه شناس با بیان اینکه بر اساس شاخصهای نسبت دانش آموز به معلم، برآوردها نشان می دهد که بین 185 هزار تا 215 هزار کمبود معلم در مقاطع مختلف داریم که رقم بالایی به حساب می آید، خاطرنشان کرد: دولت در سه سال گذشته، بدون اینکه به زیرساختها توجه کند، سهمیه پذیرش دانشجو در دانشگاه های فرهنگیان را افزایش داده است. در سوی دیگر هم امکان جذب و استخدام از طریق آزمونهای استخدامی را محدود کرده و اینها باعث شده در آموزش و پرورش به دلیل سیاستهای غلطی مانند ارزان سازی آموزش و کاهش بار مالی دولت در آموزش، از طرق دیگری معلم جذب کنند. طرقی مانند فراخوان دادن به بازنشستگان که امسال نیز شاهد آن بودیم و حتی بعضا تلاش کردند مانع از بازنشستگی معلمان شوند تا برخی خلاءها را پرکنند.

     88 هزار نفر از بازنشستگان در قالب نیروهای پاره وقت آمدند

    امیدی یادآورشد: سالهای گذشته، حدود 88 هزار نفر از بازنشستگان در قالب نیروهای پاره وقت آمدند و بخش از کلاسها را پر کردند. در برخی از سالها، بخشی از نیروها را با خرید خدمت تامین کردند و بعضا تا 50هزار نفر از کسری معلمان از این طریق جبران شده است و معمولا سالیانه حدود 6 تا 10هزار نفر از طریق سرباز معلمی تامین می شود. حدود 90 تا 95 هزار نفر هم از محل حق التدریس تامین می شود، اینها افرادی هستند که رابطه استخدامی ندارند و بعضا در شرایط نامناسبی تدریس می کنند و گاهی با موج اعتراضات، آموزش و پرورش ناگزیر می شود تعدادی از آنها را که سوابقشان طولانی شده، استخدام کند. سالیانه نیز حدود 200 هزار نفر را با عنوان قرادادهای معین، با سرباز معلمی وارد کنند بدون اینکه الزاما دوره های حرفه ای و آموزش خاصی دیده باشند را وارد روند آموزش و پرورش می کنیم.

    استقبال مردان از شغل معلمی به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده

    این پژوهشگر حوزه جامعه شناسی آموزش و پرورش، ادامه داد: تا سال 99، محدودیتهایی غلطی برای پذیرش دانشجو در دانشگاه فرهنگیان اعمال شد که در نتیجه آن پذیرش دانشجو تا سالی 4 یا 5 هزار نفر کاهش پیدا کرد، از سال 1400 روند تغییر کرد و به صورت ناگهانی این پذیرش را افزایش دادند و اکنون در سالهای اخیر، به حدود 25 هزار نفر رسیده است. همزمان با آن، بر اساس آنچه که در قانون بودجه آمده، بخش زیادی از بودجه این مراکز هم صرف حقوق دانشجویان این دانشگاه ها می شود. در سالهای گذشته به دلیل مسائل معیشتی و پایین بودن حقوق معلمان، استقبال مردان از شغل معلمی به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده است، به طور که بررسی ها نشان می دهند در ازای هر 5 موقعیت شغلی که به معلم مرد نیاز است، فقط یک متقاضی داریم. بر عکس تقاضا در میان خانمها افزایش پیدا کرده و به ازای هر 5 موقعیت شغلی که نیاز به معلم زن داریم، یک متقاضی زن وجود دارد. در واقع ترکیب به این صورت در حال تغییر است و این مساله می تواند در میان مدت و بلندمدت آسیبهایی را بزند.

    در شاخص های تحصیلی، دانش آموزان افت بسیار معناداری داشته اند

    در ادامه، وی به مساله کیفیت آموزش و پرورش، نتایج کنکور و پایین بودن شدید متوسط نمره ها و معدلها در مقاطع تحصیلی اشاره کرد و گفت: مجموعه این مسائل ، وضعیتی از کیفیت مدارس نشان می دهد. وضعیت دانش آموزان ما در آزمونهای «تیمز» و «پرلز» وضعیتی نزولی بوده است و ما افت بسیار معناداری داشته ایم. در آزمون پرلز که در سال 2021 برگزار شد، به طور متوسط حدود 41درصد دانش آموزان ایرانی، نمره زیر 400 گرفتند که نمره پایینی است و نتوانستند کف را به دست بیاورند و نسبت به دوره قبلی آموزش، ما افت بسیار معناداری داشتیم. تنها 59درصد دانش آموزان ما توانسته بودند نمره بالای 400 بگیرند. در حالی در 60 کشور شرکت کننده، 94 درصد دانش آموزان توانسته بودند نمره بالای 400 بگیرند. یعنی آنها فقط 6 درصد نتوانسته بودند به بالای 400 برسند و ما 41 درصد در این زمینه ناموفق بودیم. در سال 2019 هم در درسهای ریاضی و علوم و در آزمون «تیمز» هم تقریبا وضعیت مشابهی وجود داشت و 39 درصد از دانش آموزان هم نتوانستند این حد نصاب کف را به دست آورند.

    وی یادآور شد: در درس ریاضی پایه چهارم، در آخرین آزمون تیمزی که برگزار شده، ما 45 ساعت نسبت به میانگینی کشورهای شرکت کننده، درس ریاضی را کمتر آموزش می دهیم و در پایه هشتم نیز حدود 34 ساعت آموزش کمتری داریم. خیلی از کشورها، برای حل این مساله، تعداد دروس را کم می کنند. یعنی در مقطع ابتدایی و متوسط، 4 یا 5 درس بیشتر نیست. اما متاسفانه در ایران، منابع حجیمند و تعداد درسها زیاد است.

    فاجعه تغییر کاربری مدارس و خودکفایی مالی آموزش در ایران

    این جامعه شناس در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه مساله تغییر کاربری مدارس از سال 93 شروع شد و در سالهای 96 تا 97 اوج گرفت و همچنین شاهد مجوز دهی به مدارس برای تغییر کاربری برای استفاده از فضای فیزیکی مدرسه بودیم، گفت: یعنی، می توانستند بخشهایی از فضای مدرسه را به فضای تجاری و مغازه تبدیل کنند و اجاره دهند. جدای از حرف و حدیثها و فسادهایی که ایجاد کرده، این سیاست غلطی بوده که در این دهه به ویژه از سال 96 به بعد انجام شده و متوقف هم نشده و بعضا اداره های آموزش و پرورش، فیلمهای تبلیغاتی در این زمینه تهیه کردند و می گویند برای تبدیل فضای مدرسه به تجاری موفق شدیم و مثلا یک طبقه یک مدرسه را به یک شرکت اجاره دادیم تا اصطلاحا مدرسه دستش در جیب خودش باشد. کسب درآمد از مدارس، بدون توجه به اینکه این مساله تا چه میزان به اعتبار مدرسه، کادر آموزشی و کیفیت آموزش آسیب می زند، تبدیل به یکی از دغدغه های مهم شده است.

    امیدی اضافه کرد: بعضا در مقاطعی آموزش و پرورش در مناطقی که اصطلاحا افراد طبقه بالا می نشینند، برای اینکه مدارس دولتی را تخلیه کند، سیاستهایی مانند اجاره صندلی ها از مدارس غیرانتفاعی اجرا کرد تا یک سری از مدارسی که در موقعیتهای مناسب تجاری بودند را خالی کند تا آنها را بفروشد یا تغییر کاربری دهد. گزارش دیوان محاسبات نشان می دهد مثلا در سالهای 96 و 97، جمعا در حدود 18 استان، ادارات آموزش و پرورش، تغییر کاربری 1.5 میلیون متر مربع از فضاهای آموزشی به فضاهای عموما تجاری را دادند. بر اساس تقاهم نامه ای که سال 93 یا 94، میان وزارت آموزش و پرورش و شورای شهر تهران انجام شده بود، این تغییر کاربریها حتی نیاز به مجوز کمیسیون ماده 5 شهرسازی هم نداشت و این مساله باعث شد این اقدامات شدت بگیرد و در قانون اصلاح برخی از مقررات اداری – مالی آموزش و پرورش در سال 96 یا 97 مصوب شد، این تغییر کاربری ها صورت قانونی هم پیدا کرد و تبدیل به سیاست مهم شد.

    وی سیاست دیگری که در این سالها بسیار مورد توجه قرار گرفته است را سیاست خرید خدمات آموزشی عنوان کرد و گفت: اکنون حدود 6 درصد دانش آموزان کشور، تحت آموزش با خرید خدمات آموزشی هستند. ابتدا ادعا می شد که در مناطق محروم که تراکم کم و تعداد دانش آموزان پایین است و امکان تاسیس این مدارس وجود ندارد، این اقدام انجام می شود. قبلا در چنین مواردی، مدارس شبانه روزی و سرویس ایاب و ذهاب ایجاد می کردند اما ما در شرایط فعلی، مدارس شبانه روزی را کاهش دادیم و سرویس ایاب و ذهاب را هم به طور کامل حتی در محروم ترین مناطق کشور حذف کرده ایم. اکنون شرکتهای پیمانکاری هستند که معلم را تامین می کنند تا در مدارس آموزش دهند، کیفیت آموزش و توان نظارت دولت، تعداد تشکیل جلسات کلاسها و میزان و تعداد حضور دانش آموزان در آنها، نیز در این مسیر کاملا مورد بی توجهی قرار گرفته و وضعیت بسیار بدی دارد و تنها داده هایی که داریم از جانب نهادهای مردمی هستند که در این مناطق کار می کنند.

     دانش آموزان در پایان ابتدایی توان یک روخوانی ساده ندارند!

    این عضو پیشین هیات علمی دانشگاه تهران، با بیان اینکه این طرح محدود به مناطق محروم نشد و تا شهر تهران هم جلو آمد، افزود: در بعضی سالها، تا 55 و 56 هزار نفر از نیروی مورد نیاز آموزش و پرورش، از سوی این پیمانکاران و شرکتهای واسط تامین می شود، بدون اینکه نظارتی بر کیفیت آنها باشد. متاسفانه بدترین و بی کیفیت ترین آموزش عمومی را به پایه ای ترین مقطع آموزشی، یعنی آموزش ابتدایی در مناطق محروم کشور تحمیل می کند. از این رو می بینیم دانش آموزان در پایان ابتدایی قرار دارند اما توان یک روخوانی ساده ندارند؛ از آنجا که تمرکز سیاستهای آموزش و پرورش پوشش کمی با قیمت پایین بوده، باعث شده چنین وضعیتی در مقطع پایه ای مناطق محروم اتفاق بیفتد.

    دولت در حوزه آموزش عمومی از خود مسئولیت زدایی می کند

    امیدی به نسبت خیرین مدرسه ساز با بودجه اشاره کرد و خاطرنشان کرد: همواره سازمان برنامه، منابعی را برای تکمیل پروژه های نیمه تمام خیرین در استانها ترتیب می داد. از سال 97 شاخصی در بودجه با عنوان نسبت منابع تحقق یافته خیرین به منابع تعهد شده در بودجه آمد که در برخی سالها، معادل بیش از 60درصد بودجه عمرانی و نوسازی مدارس بود. یعنی بودجه ای منوط به این می شد که خیرین تعهدی که داده اند را محقق کنند. آیا درست است در حالی که اساسا بر اساس قانون اساسی، دولت مکلف به تامین امکانات آموزش است، تامین تعهدات خود را در رابطه با تامین مدریه منوط به تعهدات خیرین کند. خیرین که کار خود را انجام می دهند، اما دولت بنا است که چه نقشی بازی کند. دولت همان طور که درباره تامین معلم و سرانه های آموزشی و غیره از خود مسئولیت زدایی می کند، درباره تامین مدرسه هم این کار را انجام می دهد. روایتهایی که از خیرین مدرسه ساز وجود دارد این است که حتی وقتی آنها در مناطق محروم مدرسه می سازند ، آموزش و پرورش توان تحویل گرفتن آن را هم ندارد. می گوید شما مدرسه ساختید، اما من امکان تامین معلم و بودجه مورد نیاز برای اداره آن را ندارم.

    امیدی به سیاست ابلاغ شده ای با عنوان واگذاری 1درصد از مراکز آموزشی دولتی تا سال تحصیلی 1403-1404 اشاره کرد و اظهارداشت: بر این اساس حدود هزار مدرسه به چهره ها و گروه های تربیتی واجد صلاحیت واگذار شود، منوط به اینکه آنها پولی از دولت نخواهند و به هر طریقی که می توانند این مدارس را از طریق موقوفات، منابع خود و یا هر طریق دیگری اداره کنند. این یک رانت آشکار است که می تواند پیامدهای بسیار منفی برای نظام آموزشی ما داشته باشد.

    وی خاطرنشان کرد: در راستای تامین نیروی آموزشی، برای اینکه نخواهند معلمی را استخدام کنند، در این سند گفته شده که تامین نیرو باید از طریق نیروهای داوطلب، بدون ایجاد تعهد استخدامی باشد. لابلای آنها مدارس مسجد محور ایجاد شده و اکنون 200مدرسه در سراسر کشور با عنوان مدارس مسجد محور ایجاد شده اند. مدرسه در مسجد برگزار می شود و محتواهای ایدئولوژیک و در کنار آن یک سری آموزشهای شغلی و مهارتی دارند و آموزش و پرورش مدام اعلام می کند ما به آنها مجوز ندادیم اما علی رغم آن در حال گسترش هستند.

    امیدی ادامه داد: بند چهارم در این سند این بود که تا سال 1403 – 1404، بالغ بر 25درصد مدارس به صورت هیات امنایی اداره شوند. به رغم همه ادعاهایی که آموزش و پرورش می کند که این مدارس حق دریافت شهریه ندارند، مزیت و کارکرد متفاوت آنها همین کلاسهای فوق برنامه و فوق العاده است که بابت آن از خانواده ها پول می گیرند. معلمان، مدیران و دانش آموزان با کیفیت جذب این مدارس می شوند و مدارس عادی دولتی، که حدود 68 درصد دانش آموزان را تحت پوشش دارند، مرتب به لحاظ کیفیت تهی تر می شوند. ما در این روندها، عملا چیزی به نام مدارس رایگان داریم و آموزش رایگان در ایران، پایان یافته است و با عنوانها و شیوه های مختلفی، آموزش را از جیب خانواده ها تامین می کنیم.

    وی با تکید بر ضرورت داشتن حسابهای ملی آموزش ، گفت: با توجه به شعاری که دولت مطرح کرد که ما به دنبال تقویت مدارس و مدارس دولتی هستیم، باید گفت مسیری که در حال طی آن هستیم مسیری اشتباه است و صرفا در راستای تخریب بیشتر مدارس و به ویژه مدارس دولتی است. اگر به دنبال تقویت مدارس دولتی هستیم، باید فکری برای بودجه آنها، بهبود وضعیت تراکم دانش آموزان و نسبت آموزش به معلم، ارتقای استانداردهای حرفه ای، به رسمیت شناختن به تشکلهای حرفه ای معلمان، میدان دادن به آنها در مشارکت، میدان دادن به خانواده ها و دانش آموزان نه در فقط تامین مالی، بلکه در سیاستگذاری و نظارت بر آموزش و پرورش کنیم. در حالی که ما تمام این مسیر را معکوس می رویم. باید بازنگری جدی در این مسیر انجام شود.

  • قطع آب ۴۰ مدرسه پایتخت به دلیل بدهی! / تاوان بدهی آموزش و پرورش به آب و فاضلاب را دانش آموزان پس دادند

    قطع آب ۴۰ مدرسه پایتخت به دلیل بدهی! / تاوان بدهی آموزش و پرورش به آب و فاضلاب را دانش آموزان پس دادند

    به گزارش اقتصادران، پس از قطع آب برخی مدارس در منطقه ۱۸ شهر تهران، حالا این اتفاق برای حدود ۴۰ مدرسه دولتی در منطقه ۸ شهر تهران به دلیل بدهی فاضلاب رخ داده است!

    مدارس در فصل تابستان به ویژه در شهریور ماه برای ساماندهی امور امتحانات جبرانی دانش‌آموزان و اقدامات لازم برای بازگشایی مدارس در برخی روز‌ها دایر هستند از سوی دیگر سرایداران مدارس به صورت شبانه روزی در مدرسه مستقر هستند و قطع آب می‌تواند مشکلات مختلفی را ایجاد کند.

    نکته عجیب‌تر ماجرا این جاست که وزارت آموزش و پرورش و آب و فاضلاب هر دو مجموعه‌های دولتی هستند که بودجه خود را از دولت دریافت می‌کنند، اما تاوان بدهی این دو دستگاه به یکدیگر را باید دانش‌آموزان و شهروندان عادی جامعه با قطع آب مدارس پس بدهند!

  • ۴۰ درصد دانش آموزان ابتدایی، سواد خواندن و نوشتن ندارند!

    ۴۰ درصد دانش آموزان ابتدایی، سواد خواندن و نوشتن ندارند!

    به گزارش اقتصادران، مشکل کمبود معلم، در چند سال گذشته، سال به سال بحرانی تر شده است، کمتر از دو ماه به آغاز سال تحصیلی جدید مانده و با وجود کمبود 176 هزارنفری، 72هزار معلم هم تا مهر ماه بازنشسته می شوند. وزارت آموزش و پرورش در بخشننامه ای غیرقانونی، می گوید، امسال با هیچ درخواست بازنشستگی موافقت نخواهد کرد، حتی معلمانی که تا مهرماه به صورت قانونی بازنشسته به حساب می آیند هم باید به کار آموزشی خود ادامه دهند. معلمان اما معتقدند کادر ستادی در حال انجام مراحل بازنشستگی خود هستند، و آموزش و پرورش به دنبال این است که این تبعیض را تنها در حق معلمان انجام دهد.

    در همین رابطه، دکتر رحیم عبادی، عضو کارگروه انتخاب وزیر آموزش و پرورش و عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان با اشاره به تصمیم غیرقانونی وزارت آموزش و پرورش برای بازنشسته نکردن معلمانی که تا مهرماه بازنشسته می‌شوند، خاطرنشان کرد: این مسئله ناشی از مشکل بزرگتر و گسترده‌تر در آموزش و پرورش با عنوان کمبود معلم است که به دلیل بی‌تدبیری‌هایی که در طی سال‌های گذشته انجام شده، صورت گرفته. این موضوع در ابتدا یک مسئله قابل حل بود اما چون در زمان خود مورد بی‌توجهی قرار گرفت، اکنون تبدیل به یک بحران شده است، به نحوی که بر اساس گزارش رسمی مرکز پژوهش‌های مجلس و حتی کمیسیون آموزش مجلس، برای سال تحصیلی ۱۴۰۳ آموزش و پرورش بیش از ۱۷۶ هزار معلم کمبود دارد که تامین آن در این زمان کوتاه بسیار مشکل است.

    بخشنامه وزارت آموزش و پرورش، خلاف قانون استخدامی کشور است

    وی ادامه داد: متاسفانه مدیریت فعلی آموزش و پرورش به دلیل اینکه اشرافی به این حوزه ندارد و افرادی کم تجربه و غیر مرتبط با مسئولیت‌ها در راس کار قرار گرفته‌اند، به جای اینکه مسئله را حل کنند، با صدور چنین بخشنامه‌هایی مشکل جدیدی ایجاد کرده‌اند و عنوان کردند افرادی که برای سال آینده می‌خواهند بازنشست شوند لزوماً باید هر دو شرط ۳۰ سال سابقه و ۶۵ سال سن را داشته باشند. این خلاف قانون استخدامی کشور و قانون مجلس است؛ چرا که قانون با صراحت اعلام کرده یکی از این دو شرایط باید وجود داشته باشد و جمع این دو موضوع برای بازنشستگی الزامی نیست. یعنی افراد اگر ۳۰ سال در مقطع کارشناسی یا ۳۵ سال در مقطع کارشناسی ارشد باشند، به طور طبیعی بازنشست می‌شوند و اگر سنشان به ۶۰ یا ۶۵ سال برسد هم بازنشسته هستند. هر چند که ممنوع کردن معلمان امری خلاف قانون است اما در صورت علاقه مندی آنها، به صورت اختیاری امری شدنی است.

    سوء تدبیر وزارت آموزش و پرورش، بحرانی برای دولت در ماه‌های آینده پیش خواهد آورد

    عبادی با تاکید بر اینکه این بخشنامه غیرقانونی و غیر اخلاقی و بر خلاف رویه‌ها است، اظهار داشت: آموزش و پرورش با این کار می‌خواهند به نحوه بخشی از مسئله کمبود معلم را رفع کند. برای مهر امسال حدود ۷۱ هزار نفر بازنشست خواهیم داشت، تامین این تعداد معلم جایگزین معضلی برای آموزش و پرورش است. بنابراین هم می‌خواهند کمبود معلم را برطرف کنند و هم بازنشستگی آنها را به تعویق بیندازند. سوء تدبیر بحرانی را برای دولت در ماه‌های آینده پیش خواهد آورد.

    معاون پیشین وزارت آموزش و پرورش، با تاکید بر اینکه سرمایه اصلی آموزش و پرورش معلمان هستند و کادر ستادی نقش پشتیبانی دارند، ادامه داد: متاسفانه این موضوع در سال‌های گذشته در کنار منزلت، کرامت و شأنیت معلم، بسیار مورد بی‌توجهی قرار گرفته است و حتی بعضاً معلم‌ها تحقیر شدند. از سوی دیگر معلم به عنوان کارمند دیده شده، امری که خلاف نص صریح سند تحول بوده است. معلمان نقشی فرهنگی و علمی دارند، اصولاً قانون رتبه‌بندی معلمان هم با هدف اعتلا و ارتقاء علمی معلمان مانند دانشگاهیان تعریف شده بود، اما به دلیل اینکه رویکردها در آموزش و پرورش به معلم‌ها به مثابه یک کارمند است و از سوی دیگر به جایگاه، منزلت و موقعیت معلمان توجه نمی‌شود، متاسفانه در همه ابعاد در آموزش و پرورش بحران داریم.

     ۹۷ درصد بودجه آموزش و پرورش، تنها به منابع انسانی اختصاص دارد

    عبادی یادآور شد: اکنون حدود ۹۷ درصد بودجه آموزش و پرورش، تنها به منابع انسانی اختصاص دارد و تقریباً تمام بودجه صرف تامین و تربیت معلم می‌شود، از سوی دیگر ما هم به لحاظ کمبود نظام تامین و تربیت معلم در سال‌های گذشته با مشکل جدی مواجه بوده‌ایم. این وضعیت نشان می‌دهد پارادوکسی در آموزش و پرورش وجود دارد و آن اینکه تربیت و تامین معلم، تنها به عهده دانشگاه فرهنگیان گذاشته شده است. عملکرد یک دهه گذشته دانشگاه نشان داده که این دانشگاه به تنهایی توان تامین و تربیت معلم را ندارد. به ویژه سال‌های اخیر که تعداد دانش آموزان افزایش یافته و از حدود ۱۲ میلیون نفر به حدود ۱۷ میلیون نفر رسیده است و ظرفیت دانشگاه فرهنگیان ظرفیتی بالای ۳۰ هزار نفر در سال است، در حالی که برای آموزش و پرورش بیش از ۱۰۰ هزار نفر معلم کمبود وجود دارد.

    وضعیت معلمان از نظر کیفی متاسفانه بسیار تلخ‌تر از بخش کمی است / باید از ظرفیت دانشگاه ها هم استفاده کنیم

    وی با بیان اینکه این فاصله موجود باعث شده هر سال مشکل کمبود معلم به عنوان یک بحران برای آموزش و پرورش شکل بگیرد و آنگونه که پیش بینی می‌شود، طی سال‌های آینده این بحران عمیق‌تر هم خواهد شد، به سطح کیفی معلمان نیز اشاره کرد و گفت: وضعیت معلمان از نظر کیفی متاسفانه بسیار تلخ‌تر از بخش کمی است؛ به این معنا که اکنون نظام جذب و تربیت معلم به دلیل گستردگی نیاز آموزش و پرورش از استاندارد قاب قبولی برخوردار نیست. گزارش‌ها نشان می‌دهد بیش از ۵۰ درصد معلمان وقتی به کلاس‌ها می‌روند، فاقد هیچگونه آموزش برای انجام ماموریت معلمی هستند. در حالی که امروزه اگر کارگری در یک محیط کارگری یا هر شغل اجتماعی مانند رانندگی بخواهد از مهارتی برای انجام کارش استفاده کند، حتماً باید گواهینامه مرتبط با آن شغل و حرفه را داشته باشد. معلمی که کار بسیار دشواری است از این جهت در محرومیت و غفلت قرار گرفته‌ است. بر اساس گزارش‌ها بیش از ۵۰ درصد از معلمین، هیچگونه آموزشی نمی‌بینند و سایر معلمان جذب شده نیز تنها تحت آموزش‌های کم و محدود چند روزه و حداکثر یک ماه قرار می‌گیرند. این وضعیت اصلاً پاسخگوی نیازهای کشور نیست.

    ۴۰ درصد دانش آموزان ابتدایی، سواد خواندن و نوشتن کافی را ندارند

    این عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان، ادامه داد: بر اساس گزارش آموزش و پرورش بیش از ۳۰ درصد معلمان در حال تدریس، رشته تحصیلی و موضوع تدریسشان با یکدیگر ناسازگار است. این مسئله در مقاطع ابتدایی و متوسطه بیش از ۳۲ درصد و در برخی رشته‌های پایه به بیش از ۷۰ یا ۸۰ درصد در برخی دروس مانند ریاضی و رشته‌های اصلی می‌رسد و هیچ ارتباطی بین رشته تخصصی معلم و تدریسی که انجام می‌دهد وجود ندارد. بنابراین از نظر کیفیت کار به حدی افت کرده که گزارش های رسمی، می گویند ۴۰ درصد دانش آموزان ابتدایی، حتی سواد خواندن و نوشتن کافی را ندارند .این‌ها اتفاقات بدی است که در آموزش و پرورش در حال رخ دادن است.

    وی با تاکید بر اینکه معلم رکن و ستون اصلی آموزش و پرورش است، اضافه کرد: در سال‌های گذشته به دلیل فقدان برنامه‌ریزی برای تامین وتربیت معلم وعدم ساماندهی مناسب منابع انسانی و فقدان نگاه راهبردی به مسائل آموزش و پرورش و همچنین ناتوانی دانشگاه فرهنگیان در تامین و تربیت نیروی انسانی، آموزش و پرورش به لحاظ کمی در بحران تامین معلم قرار گرفته و به لحاظ کیفی نیز شرایط بسیار تلخ و ناگواری در سطح مدارس خصوصا مدارس دولتی ایجاد شده است.

    عبادی در ادامه این گفت و گو؛ درخصوص وعده‌هایی که دکتر پزشکیان در دوران مبارزات انتخاباتی درباره از بین بردن نگاه بازارگرایی به آموزش و پرورش و ضرورت نقش فعال دولت در تامین آن مطرح کرد و همچنین برنامه‌هایی که وزیر آموزش و پرورش باید برای اجرای آن داشته باشد، خاطرنشان کرد: متاسفانه نبود عدالت آموزشی و طبقاتی شدن آموزش و پرورش یکی از معضلاتی است که در دهه‌های گذشته با آن مواجه هستیم و رئیس جمهور به درستی بر این مسئله تاکید کردند و یکی از وعده‌هایی که دادند این بود که با انتخاب وزیر مناسب، بتوانند مسئله عدالت آموزشی را در آموزش و پرورش ترویج کنند.

    معاون پیشین وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه در حال حاضر حدود ۸۰ درصد از دانش‌آموزان در مدارس دولتی و حدود ۲۰ درصد در مدارس خاص و غیردولتی و شهریه‌پرداز مشغول هستند، اظهارداشت: تقریباً به صورت سالانه دولت هیچ بودجه مصوبی را به صورت سرانه برای مدارس دولتی در اختیار نمی‌گذارد و همین باعث می‌شود مدارس تلاش کنند به روش‌های غیرمتعارف مانند ساخت مغازه در حیاط مدارس برای تامین هزینه‌های جاریشان تلاش کنند. از سوی دیگر مدارس غیردولتی البته با مشارکت مردم، به صورت سالانه حدود ۷۵ میلیون تومان سرانه هر دانش آموز دارند. این مسئله باعث شده فاصله آموزشی و بی‌عدالتی محرزی میان مدارس دولتی و غیردولتی ایجاد شود. در نتیجه اکنون در رتبه‌های کنکور، بر اساس آمار رسمی مربوط به ۱۴۰۰ ، رقمی بالغ بر ۸۵ درصد رتبه‌های زیر ۳۰۰۰ در تصاحب مدارس خاص و غیردولتی بوده و تنها ۱۵ درصد به مدارس دولتی اختصاص پیدا کرده است. این شرایط بحرانی در آموزش و پرورش رقم زده تا جایی که اکنون بسیاری از معلمان کیفی، جذب مدارس غیرانتفاعی و خاص ‌می شوند و وقت‌های مازاد خود را در اختیار مدارس دولتی می‌گذارند. از سوی دیگر تنوع مدارسی که از حمایت دولتی برخوردارند، مانند شاهد، ایثارگران، تیزهوشان، استثنایی و دولتی که از امکانات دولت استفاده می‌کنند عموما به دلیل فقدان امکانات، میزبان خانواده‌های محروم و ناتوان هستند. این وضعیت متاسفانه بی‌عدالتی آموزشی را تشدید کرده است.

    عبادی تاکید کرد: آقای پزشکیان اصطلاحی را در حوزه پزشکی در دوره انتخابات مورد اشاره قرار دادند و تاکید کردند مسئولین برای خودشان در حوزه سلامت سفره جداگانه پهن کرده‌اند که مردم از این سفره بهره‌مند نیستند. در حوزه آموزش نیز دقیقاً چنین وضعیتی وجود دارد. اکنون بچه‌های همه مسئولین کشوری و افرادی که از تمکن مالی برخوردار هستند در مدارس غیرانتفاعی یا مدارس خاص درس می‌خوانند و همه آنها که دستشان به هیچ جا نمی‌رسد در مدارس دولتی هستند. در نتیجه در رقابت کنکور، ادامه تحصیل و پذیرش در رشته‌های اساسی آنها باید در یک آزمون برابر شرکت کنند، روشن است چه کسانی برنده می‌شوند. این مسئله یکی از مشکلات جدی آموزش و پرورش است و یکی از مسائلی که در انتخاب وزیر آینده باید مورد توجه قرار گیرد، ضرورت توجه به رویکرد عدالت محور است.

    رویکردکارگروه انتخاب وزیر برای انتخاب وزیر آموزش و پرورش چه بود؟

    این عضو کارگروه انتخاب وزیر آموزش و پرورش، با اشاره به ضوابط و شاخص‌هایی که در این کارگروه مورد توجه قرار ‌گرفته، توضیح داد: ما در این کارگروه ۲۰ شاخص برای تعیین وزیر انتخاب کردیم و تاکیدمان این بود که باید وزیر، رویکرد اصلاحی داشته باشد و به شدت با افرادی که رویکرد بنیادی و یا رویکرد مبتنی بر حفظ وضع موجود دارند مخالفت شد. آنچه که مورد نظر ما بود این بود که افرادی که بانی وضع موجود هستند، نباید مجدداً برای این مسئولیت دعوت شوند. در این کمیته سابقه مدیریت درخشان و موفق را به عنوان یکی از شاخص‌ها مورد تاکید قرار دادیم و عنوان کردیم که وزیر آموزش و پرورش باید توانایی حفظ استقلال آموزش و پرورش را داشته باشد. متاسفانه یکی از مشکلات آموزش و پرورش این است که استقلال خود را از دست داده و نهادهای بیرونی در سطوح مختلف در امور آن دخالت می‌کنند.

    وی برخورداری از نگاه راهبردی و بلند مدت را از دیگر ویژگی‌های وزیر آموزش و پرورش در دولت برشمرد و اضافه کرد: آقای پزشکیان باید مد نظر داشته باشد که مسئله آموزش و پرورش یک موضوعی ملی است . همانطور که به لحاظ کمی با برخورداری از ۱۷ میلیون دانش آموز و یک میلیون کارمند گسترده‌ترین وزارتخانه کشور است به لحاظ کیفی هم با توجه به دغدغه‌ای که همه خانواده‌ها برای تعلیم و تربیت فرزندانشان دارند، رئیس جمهور، به عنوان رئیس شورای عالی آموزش و پرورش، باید خود را عضو خانواده بزرگ آموزش و پرورش بداند و آن را به عنوان یک نهاد ملی و فرابخشی در نظر بگیرد و وزیری که انتخاب می‌کند صرف نظر از ویژگی‌های فردی که باید مقبولیت و محبوبیت و حسن شهرت در میان خانواده فرهنگیان داشته باشد و به لحاظ پاکدستی و صداقت و برخورداری از سلامت مالی و پایبندی به اخلاق حرفه‌ای و مرجعیت علمی و اجتماعی  نیز سرآمد باشد و بتواند هم از جهت توانمندی و مدیریت در سطح عالی مسائل آموزش و پرورش را راهبری کند.

    آموزش و پرورش حداقل ۷۴ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد

    عبادی با تاکید بر اینکه آموزش و پرورش اکنون حداقل ۵ بحران اساسی دارد، بحران مالی را از دیگر مسائل مورد توجه دانست و یادآور شد: اکنون وزارت آموزش و پرورش حداقل ۷۴ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد.

    بحران مشروعیت در آموزش و پرورش

    وی بحران کیفیت و عدالت و مشروعیت را از دیگران بحران‌های آموزش و پرورش عنوان کرد و اظهار داشت: متاسفانه بسیاری از مسائلی که ما در آموزش و پرورش ترویج می‌کنیم از دید دانش آموزان و خانواده‌های آنها پذیرفته شده نیست و ارزش‌هایی که تبلیغ می‌شود با ارزش‌هایی که خانواده‌ها و دانش آموزان دارند کاملاً متفاوت شده است، در نتیجه مشروعیت آموزش و پرورش نیز مسئله بسیار مهم است. بنابراین آموزش و پرورش نیازمند وزیری توانمند به لحاظ مدیریتی است که بتواند تجربه مدیریتی بالایی داشته باشد و از سوابق درخشانی در مدیریت برخوردار باشد. صرف مدیر بودن و منتقد وضع موجود بودن پاسخگوی آموزش و پرورش نیست.

    آموزش و پرورش دیگر آمادگی برای آزمون و خطا ندارد

    عبادی با تاکید بر اینکه آموزش و پرورش دیگر آمادگی برای آزمون و خطا ندارد، گفت: متاسفانه در سال‌های گذشته طول عمر وزیر آموزش و پرورش حدود ۲ سال بوده است و تنها دوره‌ای که مدیریتش بیش از ۹ سال طول کشید دوران آقای دکتر نجفی بود که موفق‌ترین دوران وزارت آموزش و پرورش بود. یکی از مشکلات موجود ما این است که متاسفانه یا افراد ضعیف و ناتوان خود را داعیه وزارت آموزش و پرورش می‌دانند و یا افرادی که خودشان بانی وضع موجود هستند و در گذشته وزیر بودند و مسئولیت‌هایی در این حد داشتند و موفق نبودند مجدداً در حال بازگشت به مدیریت آموزش و پرورش هستند. آقای پزشکیان باید مراقبت کند. اکنون در آموزش و پرورش نباید آزمون و خطا کرد. نه خانواده‌ها تحمل آن را دارند و نه فرهنگیان و نه جامعه ظرفیت پذیرش آن را دارد.

    دوره آموزشی حامیان یک جناح خاص، برای معلمان! / باوجود کمبود معلم متخصص، نیازمند آموزش حرفه‌ای و مهارتی هستیم

    وی گفت: آقای پزشکیان باید موفق‌ترین، محبوب‌ترین و شفاف‌ترین مدیر را برای آموزش و پرروش انتخاب کند که به تعهدات و برنامه‌هایی که ایشان در جریان انتخابات دادند وفادار باشد . متاسفانه اکنون در آموزش و پرورش افرادی دوره‌های آموزشی را به عنوان «صف اول» برگزار می‌کنند که ۱۸۰ درجه با تفکر آقای پزشکیان در تعارض است و برخی از همین افراد، تلاش می‌کنند مجدداً مسئولیت آموزش و پرورش را بر عهده بگیرند. آقای پزشکیان و همکارانشان باید متوجه شوند آموزش و پرورش یک نهاد بسیار حساس فرهنگی و اجتماعی موثر در تحقق برنامه‌های دولت است و در نتیجه در انتخاب افراد باید نهایت دقت و جدیت و ارزیابی صورت گیرد.

    اولویت مسئولان آموزش و پرورش چیست؟

    این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان توضیح داد: اکنون وزارت آموزش و پرورش دوره آموزشی برای معلمان سراسر کشور برگزار کرده و حدود ۱۵ هزار نفر در آن ثبت نام کرده‌اند که آیت الله میرباقری که در اصل تئوریسین جبهه پایداری است و همچنین آقای رحیم پور ازغدی و برخی افراد دیگر ، مدرس این دوره هستند. در شرایطی که جامعه این تفکر را رد کرده و آن را در انتخابات نپذیرفته و به آن رای نداده، مدیران آموزش و پرورش برای تربیت معلم که مهمترین مسئله برای سال تحصیلی آینده است از افرادی دعوت می کنند که هیچ نسبتی با حوزه تخصصی آموزش و پرورش ندارند و صرفاً با تفکر سیاسی، نگاه ابزاری به آموزش و پرورش دارند. متاسفانه آموزش و پرورش به جای توجه اصلی به تربیت معلم، دغدغه‌اش جذب برخی افراد با ایدئولوژی خاص اعم از روحانی و غیرروحانی در مدارس است که هیچ نسبتی با کار تعلیم و تربیت ندارند.

    به گفته عبادی ؛ در شرایطی که ما اکنون کمبود معلم داریم و باید برای معلمان آموزش حرفه‌ای و مهارتی برای ورود به مدرسه گذاشته شود برخی افراد سیاسی برای تربیت معلم به آموزش و پرورش دعوت شده‌اند و در قالب آموزش کلان مدیریتی از معلمان خواسته شده در این دوره شرکت کنند و امتیازاتی هم برای آنها در نظر گرفته شده است.

    برای ابتدای سال، دغدغه کلاس‌های خالی از معلم را داریم

    وی ما اشاره به برخی نگرانی‌ها نسبت به نارضایتی‌هایی که ممکن است در آغاز سال تحصیلی نسبت به کلاس‌های خالی از معلم شکل گیرد، اظهار داشت: ما هم دغدغه کلاس‌های خالی را برای آغاز مهر داریم و انتظار می‌رفت آقای پزشکیان در تعیین اعضا برای کابینه سرعت می‌داد تا مسئله ساماندهی مسائل اساسی آموزش و پرورش از جمله ساماندهی نیروی انسانی با سرعت بیشتری آغاز شود. اگر زمان را از دست بدهیم در اول مهر با بحران‌هایی مواجه می‌شویم که مدیریت کردن آن بسیار دشوار است. خصوصا با اینکه برخی رفتارهایی که اکنون در آموزش و پرورش انجام می‌شود، امیدواریم از روی نادانی و برای حل موضوع باشد، اما اگر انگیزه‌های سیاسی پشت آن نباشد این نگرانی‌ها ابتدای مهر به خانواده‌ها منتقل می‌شود. کمبود ۱۷۶ هزار معلم رقم کمی نیست! اولین توصیه ما این است که آقای دکتر پزشکیان هرچه سریع‌تر نسبت به تعیین وزیر برای آموزش و پرورش اقدام کند. از آقای عارف معاون اول، درخواست می‌کنم جلسه ویژه‌ای با مسئولان آموزش و پرورش برای تامین معلم در اول مهر برگزار کنند و تدبیری بیندیشند. در غیر این صورت ممکن است این وضعیت مشکل ایجاد کند.

    ضرورت استفاده از ظرفیت فارغ التحصیلان دانشگاهی در آموزش و پرورش

    معاون وزیر آموزش و پرورش در دوره اصلاحات با بیان اینکه ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان اجازه می‌دهد از ظرفیت فارغ التحصیلان دانشگاهی برای جذب در آموزش و پرورش اقدام کنیم: گفت، در گذشته متاسفانه آموزش و پرورش این ظرفیت را عمدتاً با حوزه‌های علمیه پر می‌کرد و با تفاهم‌هایی جذب طلاب را از این طریق انجام می‌داد. در صورتی که قانون این امر را برای تامین معلم در مدرسه پیش‌بینی کرده است. ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان اجازه می‌دهد وزارت آموزش و پرورش با همکاری دانشگاه‌ها افراد فارغ التحصیل رشته‌های مرتبط را با گذراندن دوره‌های کارآموزی جذب کند. یکی از راه‌های تامین معلم برای مهر استفاده از ظرفیت این ماده و کمک گرفتن از دانشگاه‌ها برای جبران بخشی از کمبود نیرو در آموزش و پرورش است، هم اکنون میزان بیکاری در فارغ التحصیلان دانشگاهی، بالای 68% است چرا نباید آموزش و پرورش از فارغ التحصیلان دانشگاهی که ظرفیت بسیار مناسبی برای همکاری هستند، استفاده کند.

    سه گفتمان متعارض در آموزش و پرورش

    عبادی در ادامه بحران مشروعیت بحران جدی در آموزش و پرورش را مسئله‌ای بسیار مهم برشمرد و اضافه کرد: اکنون ما سه گفتمان در آموزش و پرورش داریم که در محیط مدرسه با هم در تعارض هستند. یک گفتمان مربوط به سند تحول آموزش و پرورش است که تلاش می‌کند دانش‌آموزان را به حیات طیبه برساند و آن بالاترین ارزش‌های اعتقادی و فکری که حتی بسیاری از ما از آن بی‌بهره هستیم انتظار داریم دانش آموزان را در داخل مدرسه از آن برخوردار نماییم. گفتمان دوم گفتمان معیشت است دغدغه اصلی معلم‌ها امروز معیشت است و به دلیل غفلت‌ها دغدغه معلمان معطوف به این موضوع شده است. مسئله سوم دغدغه خانواده‌ها و دانش آموزان با موضوع پیشرفته تحصیلی بچه‌ها است. در کنار آن خود دانش آموزان با توجه به شرایط سنی و تحولات اجتماعی، محیطی و فرهنگی و تعارضات در سال‌های گذشته که نسل Z و Y را رقم زده است؛ ادبیاتی متفاوت با آنچه مد نظر ما است ایجاد کرده . از این نظر ما در درون مدرسه شاهد آشفتگی‌هایی هستیم. دانش آموزان ، اولیا، معلمان و آموزش و پرورش هر کدام خواسته‌های متفاوت دارند. این باعث ایجاد گسستی شده که روز به روز بر عمق آن افزوده می‌شود. گسستی که به آن بحران مشروعیت می‌گوییم و اینجاست که این نگرانی جدی وجود دارد که اگر وفاق و تفاهمی ایجاد نشود ما در آینده باید این نگرانی را بسیار بسیار عمیق‌تر شاهد باشیم.

    بخشنامه، توهین به معلمان است

    عبادی با بیان اینکه رفتار قیم مآبانه و یک سویه، کرامت انسانی را در بین معلمان و دانش آموزان نادیده گرفته است، بخشنامهای که از بازنشست شدن معلمان بازنشسته جلوگیری می‌کند را توهین به معلمان دانست و گفت: معلم منزلت و کرامت دارد و قانون برای بازنشستگی آنها تعیین تکلیف کرده است.

    رئیس اسبق سازمان ملی جوانان، با بیان اینکه تضاد منافع میان مدیران و مدارس باعث شرایط متفاوت میان مدارس دولتی و غیردولتی شده، گفت: دولت باید قانون تعارض منافع را در سطوح مدیران آموزش و پرورش به صورت جدی اجرا کند و حقوق همه ذینفعان در آموزش و پرورش را به رسمیت بشناسد و منشور حقوقی برای مسائل آموزش و پرورش تدوین کند تا ذی نفعان احساس کنند حقوقشان تامین می‌شود.

    وی با بیان اینکه ما باید رویکرد دانش آموز محوری، معلم محوری و مدرسه محوری را دنبال کنیم و فرصت‌های آموزش برابر برای دختران و پسران فارغ از هرگونه عقیده و موقعیت جغرافیایی و زبانی فراهم کنیم، گفت: معلمان نیازمند منشور حقوق کافی هستند و در این راستا باید سازمان نظام صنفی برای معلمان تشکیل شود که خودشان امور حرفه‌ای و تخصصی معلمان مانند رتبه‌بندی را انجام دهند تا نیازمند مداخله نهادهای غیر تخصصی بیرونی نباشیم.

    مشارکت دانش آموزان برای انسجام اجتماعی و هویت ملی بسیار ضروری است

    عبادی یادآور شد : زمان آقای خاتمی تجربه بسیار موفقی داشتیم و شوراهای دانش آموزی مجلس دانش آموزی و سازمان دانش‌آموزی را با هدف افزایش تعامل با دانش آموزان و کرامتدهی به آنها دنبال کردیم. آن زمان ۴ سال معاون وزیر آموزش و پرورش بودم و در آن دوره ۴ ساله آقای خاتمی نزدیک ۱۹ بار در حوزه پرورشی برای دانش آموزان گفت و گو می‌کردند چرا که ایشان حقیقتاً دانش آموزان را به عنوان شخصیت حقیقی تکریم می‌کردند و تعلیم و تربیت را امری دو طرف می‌دانستند و نه یک طرفه .در واقع مشارکت دانش آموزان برای انسجام اجتماعی و هویت ملی بسیار ضروری است، مسئله‌ای که امروز هم ما به آن نیاز داریم تا مجدداً انسجام اجتماعی و هویت ملی در آموزش و پرورش ایجاد کنیم و راه آن این است که اصلاحات را به صورت همه جانبه در آموزش و پرورش دنبال کنیم. آموزش و پرورش نه نیاز به تحول بنیادی دارد و نه حفظ وضع موجود. رویکرد اصلی آموزش و پرورش باید مبتنی بر اصلاحات باشد که البته نیازمند توافق ملی است تا مسئله آموزش و پرورش به عنوان یک اولویت اول کشور دیده شود.

    رئیس اسبق سازمان ملی جوانان با بیان اینکه نسل جدید نسلی است که با ابزارهای تحول دیجیتال زندگی می‌کند بنابراین علاوه بر این‌ها وزیر آموزش و پرورش باید وزیری باشد که برای ایجاد تحول مبتنی بر فناوری‌های عصر دیجیتال بتواند آموزش و پرورش را مدیریت کند، خاطرنشان کرد: یکی از ضرورت‌ها و الزامات وزیر آموزش و پرورش برخورداری از یک برنامه جامع و همه جانبه برای پاسخ به این چالش‌های اساسی و همه جانبه است. خوشبختانه در کنار برخی چالش‌ها و مسائل ، ظرفیت‌های بسیار خوبی هم در جامعه و هم در آموزش و پرورش وجود دارد و وزیر باید بتواند قدرت تعامل و ارتباط میان درون و بیرون آموزش و پرورش را حفظ کند و یک تفاهم ملی نسبت به مسائل آموزش و پرورش با در دست داشتن یک برنامه عملی که بتواند نقشه راه برای حل مسائل باشد ایجاد کند، اگر در انتخاب وزیر این ملاحظات توجه شود قطعاً آموزش و پرورش دوران بسیار خوبی را در دوره آقای پزشکیان دنبال خواهد کرد.

     

    وی در پایان این گفت و گو با اعلام اینکه کاندیدای وزارت آموزش و پرورش است، اعم برنامه های خود را تشریح و اعلام کرد، مشروح برنامه های خود را در اختیار رئیس جمهور قرار داده است.