برچسب: دانش آموزان

  • سقوط آزاد نمرات در رشته های مهم / مشکل نظام آموزشی ایران چیست؟

    سقوط آزاد نمرات در رشته های مهم / مشکل نظام آموزشی ایران چیست؟

    به گزارش اقتصادران، احسان عظیمی‌راد، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، درباره این‌که برخی از نمایندگان به وزیر آموزش و پروش درخصوص افت تحصیلی دانش‌آموزان و پایین آمدن معدل آنان تذکراتی داده‌اند و حتی یک سوال ملی در این خصوص از وی اعلام وصول شده است، گفت: ما یک مشکل جدی الان در حوزه عملکرد نظام آموزشی‌مان در وزارت آموزش و پرورش داریم، آن هم این است که در رشته‌های گوناگون، به ویژه رشته‌های مهم مانند ریاضی، فیزیک، تجربی و علوم انسانی، میانگین معدل یا نمرات دروس بچه‌های ما در کل کشور، عدد پایینی است.

    وی با اشاره به اینکه هنگامی که میانگین معدل کشورمان زیر ۱۲ را نشان می‌دهد یعنی کلاً نظام آموزشی ما در آموزش و پرورش اشکالی دارد، خاطرنشان کرد: اشکالات را باید شناسایی کنیم، چرا؟ چون نمرات باید بیشتر باشد. زیرا این نمرات هستند که معدل را ایجاد می‌کنند.

    سخنگوی کمیسیون آموزش با بیان این که میانگین معدل دانش آموزان بین ۹ تا ۱۲ است و این عدد پایینی است، یادآور شد: تازه با اجرای مصوبه تاثیر قطعی معدل، دوستان دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی ادعا کردند که این عدد یک ذره بالا آمده و به ۱۲ نزدیک شده است که این را هم ما مستند نداریم. وزارت آموزش و پرورش یا مرکز ارزشیابی خود وزارتخانه یا شورای عالی انقلاب فرهنگی باید به صورت مستند حالا چه در کمیسیون یا هر جای دیگری اعلام کنند. این آمار را ما نداریم و الان هم متاسفانه نمی‌دانیم و آمار دقیقی از حدود ۱۷ میلیون دانش‌آموز نداریم تا ببینیم واقعا چند نفرشان معدل بین ۹ تا ۱۲ دارند، این آمار تا الان گزارش داده نشده است.

    عظیمی راد افزود: البته من در جلسه هیئت رئیسه کمیسیون آموزش روز یکشنبه پیشنهادی دادم و تصویب شد ان‌شاءالله یکی از جلساتی که به زودی کمیسیون برگزار خواهد کرد، در بحث بررسی فرایند کنکور در سه سال گذشته است. باید بررسی کنیم از سال ۱۴۰۱ تا الان واقعاً این مصوبه تاثیر قطعی معدل و فرآیند آزمون نهایی‌ها و همه اینها به چه شکلی بوده است. قطعاً در آن جلسه این معدل‌ها هم بررسی می‌شود، چون یکی از موضوعات موثر در کنکور ما معدل است.

    وی تاکید کرد: الان آسیب آموزشی ما در کشور همین است که کلاً میانگین معدل دانش‌آموزان عزیز ما در بعد کشوری، میانگین پایینی است و این نشان می‌دهد که نظام آموزشی و تدریس ما در مدارس اشکال جدی دارد. این اشکال باید شناسایی شود و این فرآیند باید برگردد؛ چون اگر این فرآیند برنگردد، به این معناست که عملاً ما دیگر آموزشی نداریم. یعنی بچه‌ها نه درسی می‌خوانند و نه درسی یاد می‌گیرند و معدل‌ها هم بسیار پایین است. اگر معدل‌ها زیر ۱۰ هم باشد، به معنای مردود بودن است.

    عظیمی راد بیان کرد: ما نگرانی‌های بسیاری در زمینه نمرات دانش آموزان داریم در جلسات آینده کمیسیون این موضوع را بررسی خواهیم کرد و در دستور کار قرار می‌دهیم و این می‌تواند یک فتح بابی باشد تا حداقل یک بار سریع ما جلوی این موضوع را بتوانیم با کار کارشناسی بگیریم و اگر اشکالاتی وجود دارد، این اشکالات رفع شود.

  • سال تحصیلی جدید آغاز شد اما مشکلات قدیمی همچنان پابرجاست

    سال تحصیلی جدید آغاز شد اما مشکلات قدیمی همچنان پابرجاست

    به گزارش اقتصادران، سال تحصیلی جدید از امروز شروع می‌شود و احتمالا همه مشکلات گذشته درباره آموزش و مدرسه را با خود می‌آورد، آموزش مجازی که یادگار دوره شیوع ویروس کروناست احتمالاً در طول سال تحصیلی جدید مجدد به‌دلیل مسائلی مانند آلودگی هوا و ناترازی انرژی تکرار می‌شود؛ اختلاف‌ها درباره سبک زندگی متفاوت دانش‌آموزان با ایده‌آل‌های آموزش و پرورش که نمود عینی آن بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱ بود، احتمالاً در سال جدید مجدد خودنمایی کند؛ همچنین کمبود تعداد معلم و فضای آموزشی از همین الان قابل پیش‌بینی است چراکه بسیاری از برآورد‌ها نشان می‌دهد امسال دانش‌آموزان از مدارس غیردولتی به سمت مدارس دولتی کوچ کرده‌اند.

    در این نشست کارشناسان دیگری هم حضور داشتند، سیمین کاظمی به‌عنوان جامعه شناس نگاه طبقاتی آموزش و پرورش را مورد نقد قرار داد و یادآور شد عدالت جنسیتی، قومی و ملیتی در نظام آموزشی کشور ما با چالش‌های زیادی مواجه است. محمد بطحایی، وزیر اسبق آموزش و پرورش در این نشست به ضرورت تغییر در رویکرد‌های آموزش و پرورش اشاره کرد، او با ابراز نگرانی از یک آینده شکست خورده یادآور شد که نظام آموزشی ما به فرآیند اجتماعی شدن دانش‌آموزان در مدرسه توجهی ندارد، به عقیده او مدرسه می‌تواند یک کارگاه برای آموزش زندگی باشد تا افراد در طول سال‌های زندگی‌شان بتوانند تاب‌آوری بیشتری در برابر مشکلات داشته باشند و در مقابل کوچکترین موانع به خودکشی فکر نکنند.

    محمدرضا نیک‌نژاد دیگر مهمان این نشست بود، این کارشناس آموزش ضمن تاکید به اهمیت آموزش حضوری در مدارس از احتمال از سرگیری آموزش مجازی در سال تحصیلی جدید به دلایل مختلف انتقاد کرد، کمبود تعداد معلم در مدارس از دیگر محور‌های مورد توجه نیک‌نژاد در این نشست بود، به‌گفته او وضعیت کمبود معلم در مدارس طوری شده که آموزش و پرورش از معلم بازنشسته ۸۰ ساله و معلمی که سال‌ها قبل حق‌التدریس بوده، اما الان راننده تاکسی هست برای بازگشت به تدریس دعوت کرده است.

    شما می‌توانید در ادامه متن کامل این گفت‌و‌گو را بخوانید؛

    دانش‌آموز را با تهدید‌های مستقیم و غیر مستقیم به‌زور به مدرسه می‌آوریم

    *اولین پرسشم درباره میانگین معدل دانش‌آموزان است، سال قبل این میانگین نزدیک نمره یازده بود، چرا معدل دانش‌آموزان این مقدار پایین آمده است؟

    بهشتی‌نیا: سیستم و رویکردی که در آموزش و پرورش هست در کنار مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم داده‌اند که این اتفاق برای معدل دانش‌آموزان بیفتد. مثلاً کلاس‌ها خیلی شلوغ هستند، تراکم دانش‌آموزان در کلاس درس نزدیک به ۴۵ نفر است بنابراین معلم فرصت تدریس ندارد. ضمن این‌که با افزایش تعطیلی مدارس آموزش به‌سمت تدریس در فضای مجازی سوق پیدا کرد که سبب کاهش کیفیت آموزش شد. از طرفی وقتی اقتصاد در جامعه اولویت پیدا می‌کند درس خواندن برای دانش‌آموزان از اولویت خارج می‌شود، امروز رقابت به‌سمت کنکور رفته، اما به‌دلیل این‌که اوضاع اقتصادی دانش‌آموزان خوب نیست قبولی در دانشگاه خوب برای آنها دست نیافتنی شده است چراکه آنها توان خریدن کتاب‌های کمک آموزشی و شرکت در کلاس‌های فوق برنامه را ندارند، برای همین بچه‌ها آینده‌ای در درس خواندن نمی‌بینند.

    *آقای نیک‌نژاد شما به عواملی که گفته شد، چیزی اضافه می‌کنید؟

    نیک‌نژاد: آموزش رسمی در بحران قرار گرفته، یکی از آنها این است که امروز شبکه‌های اجتماعی جای آموزش رسمی را گرفته است. ما از آموزش انتظار داریم که در نهایت به کمک آن دانش‌آموز به یک شغل برسد، اما امروز دانش‌آموز چنین فکری را ندارد بلکه دوست دارد ببیند آموزشی که می‌گیرد چه گره‌ای از زندگی امروز و فردایش باز می‌کند، این درحالی‌ست که در شرایط کنونی آموزش رسمی گره‌ای از زندگی کنونی و آینده بچه‌ها باز نمی‌کند، بنابراین بچه‌ها فکر می‌کنند که چرا کار بیهوده‌ای انجام بدهند و درس بخوانند، آنها امروز احساس می‌کنند آموزش‌های غیررسمی که از فضای مجازی دریافت می‌کنند بیشتر به کارشان می‌آید تا آموزش در مدرسه.

    *آقای بطحایی نظر شما چیست؟

    بطحایی: تا زمانی‌که عوامل کیفیت بخش به آموزش در راستای بهبود تغییر نکنند حتما کیفیت آموزش بهتر نخواهد شد. ما امروز در آموزش و پرورش کالایی تولید می‌‎کنیم که مشتری ندارد و ما می‌خواهیم این کالا را به زور تحویل مشتری که دانش‌آموزان هستند بدهیم، دانش‌آموز را با تهدید‌های مستقیم و غیر مستقیم به‌زور به مدرسه می‌آوریم و محتوایی را تحویل او می‌دهیم که اصلاً به درد دانش‌آموز نمی‌خورد. در چنین نظام آموزشی‌ای حتما باید معدل پایین باشد، اصلاً غیر از این جای تعجب دارد؛ بنابراین بسیاری از عوامل درونی و بیرونی آموزش و پرورش باید تغییر کند، تا زمانی‌که کیفیت اجزای تشکیل دهنده آموزش بالا نرود کیفیت یک کل منسجم به‌نام آموزش ارتقا پیدا نخواهد کرد.

    ارزش تحصیل پایین آمده، جایی بگویی من دکترم مسخره‌ات می‌کنند

    *خانم کاظمی نظر شما درباره پایین بودن معدل دانش‌آموزان و اصلاً بی‌میلی آنها درباره درس و مدرسه چیست؟

    کاظمی: میانگین معدل در استان‌های محروم به مراتب پایین‌تر از سایر نقاط کشور است، بنابراین علاوه بر آموزش نابرابری‌ها هم سبب کم شدن میانگین معدل می‌شود؛ بالاتر از نظام آموزشی، نظام سیاسی و اقتصادی در وضعیت آموزش کشور تاثیر دارند، در دهه‌های اخیر نگاه دولت به مسئله آموزش و سلامت که حق مردم است تغییر کرده، در واقع آموزش و سلامت را به‌سمت تجاری و کالایی شدن سوق داده‌اند، دولت وظیفه خودش مطابق اصل ۳۰ قانون اساسی را فراموش کرده که درباره آموزش رایگان است، برعکس بخش خصوصی را تقویت کرده‌اند که همه توان مالی استفاده از آموزش در بخش خصوصی را ندارند، امروز دانش‌آموزانی که در طبقه بالای مالی قرار دارند می‌توانند از مدارس بهتر و غیردولتی استفاده کنند، درحالی‌که کیفیت مدرس دولتی آنقدر نیست که به سود دانش‌اموز باشد. این نظام آموزشی کالایی باعث شده ارزش تحصیل پایین بیاید، امروز شما جایی بگویی من دکترم مسخره‌ات می‌کنند، می‌گویند چیزی که زیاد است دکتر است.

    امروز در آزمون‌های بین‌المللی که برای دانش‌آموزان برگزار می‌شود نمره دانش‌آموزان ایرانی از میانگین جهانی هم پایین‌تر است، یعنی انگار سواد خواندن ندارند، درباره دروسی مانند ریاضی و علوم هم همین‌طور است، این نشان می‌دهد نظام آموزشی ما نتوانسته کارکرد اصلی خودش را که انتقال اطلاعات است، درست انجام دهد، ما آموزش و پرورشی درست کردیم که نخبه‌گرا است، دانش‌آموزان المپیادی را جلوی دوربین می‌آورند و به عنوان افتخار از آنها یاد می‌کنند، اما چیزی درباره آزمون‌های بین‌المللی که سواد دانش‌آموزان را نشان می‌دهد و ما هم در این آزمون‌ها خوب نیستیم نمی‌گویند، در واقع با این اقدام ضعف‌های نظام آموزشی را پنهان می‌کنند.

    *علی‌رغم همه درس نخواندن‌هایی که دانش‌آموزان به آن متهم هستند، اما حداقل در ورودی دانشگاه‌ها ما شاهدیم که دختران بیشتر پذیرش می‌گیرند، چرا؟

    دنیای معلمان با دنیای وزارت آموزش و پرورش متفاوت است

    *آقای بطحایی، به‌گفته خانم کاظمی حداقل کارکرد آموزش و پرورش انتقال آموزش بوده که آن‌هم به‌خوبی انجام نشده، شما قبلاً در آموزش و پرورش مسئولیت داشتید و وزیر بودید، چرا این اتفاق انجام نشده است؟

    بطحایی: برای این‌که امروز مدارس ما کلاس حفظ کردن است، این حفظ کردن معنای یادگیری نیست چراکه زود فراموش می‌شود. به‌نظرم ما علاوه بر آموزش به‌معنای انتقال اطلاعات و یادگیری، به فرآیند اجتماعی شدن بچه‌ها در مدرسه توجهی نداریم، ما دانش‌آموزی که می‌تواند فرد سازنده‌ای برای خانواده و جامعه باشد را نمی‌بینیم در عوض کسی را می‌بینیم که مدال‌های رنگی گرفته است، یک ایراد اساسی در مدارس نبود تمرین مهارت‌های فردی و اجتماعی است درحالی‌که مدرسه مثل یک کارگاه می‌ماند که دانش‌آموزان در آن خودشان را برای زندگی فردا آماده می‌کنند. امروز شرایط طوری شده که فرد در مواجهه با کوچکترین مانع در زندگی بلافاصله خودش را می‌بازد و تنها راهی که به ذهنش می‌رسد این است که خودکشی کند، دلیل چنین تصمیماتی به دوران مدرسه برمی‌گردد جایی‌که در آن بچه‌ها مواجهه با فرار و نشیب زندگی را یاد نگرفتند.

    *آقای بهشتی‌نیا، شما معلم هستید و اول مهر به مدرسه می‌روید، آیا آموزش و پرورش شرایط آموزش مناسب به دانش‌آموزان را برای معلم‌ها فراهم کرده است؟

    بهشتی‌نیا: دنیای معلمان با دنیای وزارتخانه متفاوت است. الان یک الگویی برای مدارس تراز مطرح کرده‌اند که یکسری شاخص‌ها دارد، اما نیاز‌های دانش‌موزان در مدرسه با این شاخص‌ها تفاوت دارد، امروز در مدرسه درگیر گرمایش و سرمایش هستیم، اما آموزش و پرورش مدرسه تراز را برای شرایط ایده‌آل طراحی می‌کند.

    *درمدارس تهران هنوز درگیر مسئله گرمایش و سرمایش هستیم؟

    بهشتی‌نیا: بله، خیلی مدارس هنوز امکانات ورزشی ندارند، گرمایش و سرمایش مدارس ایراد دارد، نور کلاس مناسب نیست، تهویه کلاس شرایط خوبی ندارد و موارد دیگر.

    حال دانش‌آموزان در مدرسه خوب نیست

    *درباره مدرس کدام منطقه تهران صحبت می‌کنید؟

    بهشتی‌نیا: غرب تهران، مدارس جنوب تهران هم همین مشکلات را دارند. منظورم این است که اتفاقات کلاس با تصور وزارتخانه از مدارس متفاوت است، آنها برنامه‌هایی می‌نویسند که قابل اجرا نیست. الان در وزارتخانه برای شاداب کردن دانش‌آموزان پروژه مهر طراحی کرده‌اند، درحالی‌که شمارش معکوس وزارتخانه برای آغاز فعالیت مدارس پروژه مهر است شمارش معکوس دانش‌آموزان تاسف از بازگشتن به مدارس است، حال دانش‌آموزان در مدرسه خوب نیست و این را وزارتخانه درک نمی‌کند. برای همین مدرسه و معلم‌ها یک جزیره هستند و ادارات و وزارتخانه یک جزیره دیگر، این دو جزیره ارتباطی با یکدیگر ندارند. آیا آنهایی که در وزارتخانه هستند به مدارس سر می‌زنند تا ببینند چه اتفاقی در مدارس دارد می‌افتد؟ می‌بینند بچه‌ها چه مصیبتی می‌کشند؟ چه برچسب‌ها و توهین‌هایی به دانش‌آموزان می‌شود؟ سوال این است با این همه وزیری که ما داشتیم، چه اصلاح‌طلب چه اصول‌گرا هنوز نتونستیم مشکلات‌مان را حل کنیم.

    *آقای نیک‌نژاد چه‌طور می‌شود فاصله میان آموزش و پرورش و نیاز دانش‌آموزان را کم کرد؟

    نیک‌نژاد: ببینید معلم می‌داند دانش‌آموز چه چیزی نیاز دارد، اما نمی‌تواند آن را اجرا کند چراکه منابع و موضوعات آموزشی از طرف وزارتخانه دیکته شده و باید همان‌ها را تدریس کرد، ضمن این‌که از طرف نیرو‌های بیرونی فشار بر آموزش و پرورش وجود دارند و حرف خودشان را می‌زنند. مثلاً وزیر آموزش و پرورش می‌خواست مشق شب را حذف کند، دو تا از مسئولین موسسات آموزشی رفتند به مراجع تقلید مراجعه کردند و گفتند که پشت پرده حذف مشق شب به فساد کشاندن دانش‌آموزان است، آنها هم برای حذف مشق شب مخالفت کردند، شما تصور کنید حالا وزیر آموزش و پرورش چه‌طور می‌تواند از این ایده دفاع کند؟

    این مسئله عملاً اتفاق افتاد. آموزش و پرورش نهاد مهمی برای نظام است، اما برای آن برنامه‌ریزی نمی‌کند، این نهاد می‌توانست تقویت کننده پایه‌های نظام باشد، اما امروز واقعا فاصله زیادی میان نسل‌ها و ساختار آموزش و پرورش وجود دارد و پر شدن این شکاف‌ها سخت است، چرا که همه را بلاتکلیف و رها کرده است.

    *آقای بطحایی شما هم در دوره وزارت خودتان تجربه‌ای از این گروه‌های فشار داشتید؟

    بطحایی: گاهی منظور فقط گروه‌های فشار رسمی نیستند، گاهی خانواده‌ها فشار وارد می‌کنند؛ اگر آموزش و پرورش بخواهد سمت و سوی خودش را از توجه به کنکور و نمره تغییر بدهد و بگوید بچه‌ها باید در مدرسه صفا کنند، نه اینکه وقتی زنگ آخر به صدا درمی‌آید دانش‌آموز انگار که از زندان آزاد شده فوری مدرسه را ترک کنند، در این وضعیت برخی خانواده‌ها اعتراض می‌کنند که ما بچه را فرستادیم مدرسه که برای کنکور آماده شود این جنگولک‌بازی اتاق بازی چیست که در مدرسه راه انداخته‌اید، نمونه این اتفاق برای خودم افتاده که می‌گویم، این هم نوعی فشار است.

    نکته مهم دیگر این است که متاسفانه ساحت سیاست‌گذاری در کشور ما با آنچه در میدان عمل مانند مدرسه یا شهر اتفاق می‌افتد فاصله دارد، سال‌ها برای تهیه سند تحول وقت گذاشته شد، اما معلمی که با ۴۰ دانش‌آموز در گرما در کلاسی که پنجره شکسته دارد و سروصدای بچه‌های حیاط داخل کلاس هم می‌آید چه‌طور می‌خواهد این سند تحول را پیگیری کند؟ بنابراین نشدنی است، این فاصله فهم مشترک حتما باید کم شود. ضمن این‌که یادمان نرود تحول در آموزش و پرورش تدریجی است.

    مدرسه یک دیوان‌سالاری ایدئولوژیک بی‌کارکرد است

    *ما شاهد تفاوت نگاه آموزش و پرورش با سبک زندگی دانش‌آموزان هستیم، در خیلی از مدارس دخترانه به محض تعطیل شدن دانش‌اموزان مقنعه خودشان را برمی‌دارند، درواقع دانش‌آموز آموزش مدرسه را پس می‌زند، چه‌طور باید فاصله سبک زندگی دانش‌آموزان با آموزش‌های رسمی کم شود؟

    کاظمی: یکی از اهداف آموزش و پرورش جامعه‌پذیری هست و این‌که مثلاً دختران به پوشش رسمی پایبند باشند، درحالی‌که ما انتظار داریم آموزش و پرورش تفکر انتقادی را به دانش‌آموزان یاد بدهد ولی چنین کارکردی ندارد و برعکس جامعه از آموزش و پرورش جلوتر است و تفکر انتقادی در بچه‌ها خارج از آموزش و پرورش توسط والدین تحصیل کرده و رسانه‌ها ایجاد شده است. امروز یک دختر نوجوان خواسته معلم پرورشی را بلافاصله انجام نمی‌دهد بلکه فکر و تحلیل می‌کند و وقتی از مدرسه خارج می‌شود چیزی‌که سیستم به او تحمیل می‌کند را کنار می‌گذارد.

    چیزی که آموزش و پرورش می‌خواهد همیشه پذیرفتنی نیست، به نظرم مدرسه یک دیوان‌سالاری ایدئولوژیک بی‌کارکرد است، مدرسه یک نظام سلسله مراتبی است که از دانش‌آموزان انتظار اطاعت دارد، حتی وقتی که دانش‌آموزی اطاعت نکند مدرسه می‌تواند او را تنبیه کند. در همه کشور‌ها محتوای درسی را دولت‌ها تهیه می‌کنند ولی آن محتوای درسی تناسبی با نیاز‌های دانش‌آموزان ندارد، محتوای آموزشی بیشتر ایدئولوژیک است، خیلی از معلمین با این محتوا مخالف هستند، اما توجهی به مخالفت آنها نمی‌شود، یکی از چیز‌هایی که در همین محتوای درسی وجود دارد نابرابری جنسیتی است، اصرار دارد دختران در فضای عمومی کمتر به تصویر کشیده شوند و بیشتر مشغول کار خانگی باشند، در مقابل پسران بیشتر به کار‌های بیرون از خانه بپردازند.

    یکی دیگر از محتوا‌های ایدئولوژیک این است که دغدغه‌های یک گروه را از طریق آموزش به بقیه منتقل می‌کنند، مانند زبان. یکی از مشکلات آموزش ما اصرار براین است که دانش‌آموز حتما به زبان فارسی آموزش ببیند، در حالی‌که ایران اقوام زیادی دارد، چنین رویکردی می‌تواند سبب ضعف در انتقال اطلاعات شود، چنین وضعیتی منصفانه نیست. آموزش به زبان فارسی در بچه‌های اقوام و گروه‌های مختلف نوعی احساس فرودستی ایجاد می‌کند، یک نوع احساس ضعف در مقابل قوم فارس، این احساس که فارس بودن یک نوع مزیت است و بچه‌هایی که مثلاً در سیستان و بلوچستان یا کردستان متولد شدند از این مزیت بی‌بهره هستند، با این برتر دانستن زبان فارسی احساس ضعف و حقارت را در بچه‌ها تولید می‌کنند، اما به این اشاره نمی‌شود زبان یک ابزار ارتباطی است نه ابزار سلطه ولی این اتفاق در آموزش و پرورش درحال رخ دادن است.

    هر جامعه‌ای نیازمند یک زبان ملی به عنوان ابزار وحدت است

    بطحایی: زاویه‌ی نگاه در سیستم‌های آموزشی جهان درباره زبان آموزش با تحلیلی که خانم کاظمی ارائه دادند فرق دارد، هر جامعه‌ای نیازمند یک زبان ملی به عنوان ابزار وحدت است، منتهی ضعف ما آن‌طرف سکه است، ما آموزش زبان محلی را نباید به عنوان تهدید برای زبان فارسی تلقی کنیم، یک جا‌هایی آموزش زبان محلی سبب همبستگی و انسجام می‌شود، این مسئله تایید فرمایش خانم کاظمی نیست، اینکه گفته می‌شود اگر زبان آموزش در مدارس فارسی هست نشانه سلطه است چیز درستی نیست. زمانی‌که وزیر بودم سر یک کلاس رفتم و از دانش‌آموز آن کلاس یک سوال خیلی ساده پرسیدم، اما دانش‌آموز منظور من را متوجه نشد، معلم او با زبان محلی سوال من را برای دانش‌آموز ترجمه کرد، بعداً به معلم گفتم شما که با دانش‌آموزی که در خانه و میان دوستان به زبان محلی صحبت می‌کند در کلاس درس هم به زبان محلی صحبت می‌کنید اگر فردا روزی یک دانشگاه قبول شد یا خواست یک کتابی بخواند و نتوانست بخواند پاسخ شما چیست؟ البته او به نظر من اشاره کرد که شما نمی‌گذارید ما زبان محلی هم آموزش بدهیم، به او گفتم این راهش نیست، نگاه ما به زبان فارسی باید به‌عنوان یک عامل وحدت باشد، ضمن این‌که در کنارش زبان محلی هم آموزش بدهیم، زبان فارسی ابزار سلطه نیست بلکه برعکس عامل پیشرفت و همچنین ابزار همبستگی است، ضمن این‌که نباید اجازه بدیم زبان‌های مادری فراموش شوند و آموزش آنها را باید در دستور کارمان قرار بدهیم.

    کاظمی: زبان فارسی این کاربرد را دارد که ما همین‌جا دور هم صحبت کنیم و منظور هم را بفهمیم، اما وقتی یک زبان را به عنوان زبان برتر در کشور معرفی می‌کنید در واقع هژمونی فارس را به دانش‌آموزان کشور منتقل می‌کنید، در جامعه شناسی اصطلاحی داریم به نام برنامه درسی پنهان یعنی چیزی که از آموزش و پرورش به دانش‌آموز منتقل می‌شود چیزی نیست که آشکارا گفته می‌شود، زبان فارسی در مدارس تهدیدی هست برای زبان اقوام، بسیاری از پدر مادر‌ها هستند که به فرزندان‌شان زبان فارسی اموزش می‌دهند تا در مدرسه بتواند ارتباط برقرار کنند، چرا باید چنین اتفاقی بیفتد، چرا فکر می‌کنیم که در مدرسه اگر به زبان خود دانش‌اموز صحبت شود دیگر زبان فارسی را یاد نمی‌گیرند، الان که از رسانه گرفته تا موارد دیگر همه چیز به زبان فارسی هست، موضوع تفکری و احساس حقارتی هست که برای بچه ایجاد می‌شود، الان در تلویزیون‌های محلی کسی‌که شیک‌پوش هست فارسی صحبت می‌کند ولی آن شخصی که به زبان محلی صحبت می‌کند احتمالاً از طبقه فرودست هست و شغل پایینی دارد. یعنی در ذهنیت جمعی ما پذیرفته شده فارسی صحبت کردن یک امتیاز است، من نمی‌گویم در مدارس فارسی تدریس نشود یا به زبان فارسی صحبت نشود، ولی سرکوب زبان قومیت‌ها هم کار درستی نیست.

    بهشتی‌نیا: دانش‌آموزانی که از مناطق مختلف مهاجرت می‌کنند از حیث ارتباط برقرار کردن خیلی دچار مشکل می‌شوند و این سبب کاهش اعتماد به نفس و ضعف تحصیلی‌شان می‌شود. به نظرم دلیل حساسیت ایجاد شده نسبت به آموزش به زبان فارسی به سیاستگذاری آموزش برمی‌گردد، سیاستگذار باید متعادل رفتار می‌کرد، چه ایرادی داشت یک کتاب درسی با هدف آموزش زبان محلی به کتاب‌های مناطق اضافه می‌شد، زبان فارسی مانند یک چتر است و زبان اقوام می‌تواند میله‌ها چتر باشد و حتی زبان فارسی را تقویت کند.

    آموزش به زبان مادری یا آموزشِ زبان مادری؟

    نیک‌نژاد: من خودم یک دیدگاه میانه دارم، اما گاهی دو طرف این ماجرا تندروی می‌کنند، چیزی می‌گویند که امکان عمل کردنش وجود ندارد. در این‌باره یک تجربه جهانی وجود دارد هرکشوری با توجه به وجود قومیت‌های متفاوت یک زبان را برای آموزش انتخاب می‌کند، اما نباید زبان‌های محلی فراموش شود، درحالی‌که در کشور ما به آموزش زبان محلی نگاه امنیتی وجود دارد. به‌نظرم میان این دو دیدگاه همپوشانی ایجاد شده، یکی آموزش به زبان مادری و دیگری آموزشِ زبان مادری است، آموزش به زبان مادری در هیچ جای جهان امکان پذیر نیست، بنابراین یک زبان معیار باید وجود داشته باشد، این زبانِ معیار بنا به دلایل زیاد تاریخی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، الان زبان فارسی شده است، اما این به معنای آموزش زبان مادری نیست.

    بطحایی: ما در آموزش و پرورش به‌سرعت نیاز به تکوین هستیم، اگر این کار را انجام ندهیم آموزش و پرورش شکست خورده‌ای خواهیم داشت. در گذشته از آموزش زبان مادری به عنوان یک اختلال یاد می‌شد، اما امروز بعید می‌دانم کسی آموزش زبان مادری را یک خطر برای تربیت دانش‌آموز بداند.

    *آقای بهشتی‌نیا، اول مهر که مدارس شروع به کار کنند دانش‌آموزان تجربه متفاوتی نسبت به گذشته دارند، یعنی سپری کردن یک جنگ دوازده روزه، به‌نظرتان تاثیرات این جنگ در سال تحصیلی جدید چگونه خواهد بود؟

    بهشتی‌نیا: برای جنگ همه غافلگیر شدیم، این جنگ روی ثبت‌نام‌ها اثر گذاشت مثلاً اولیا موقع ثبت نام می‌گفتند که اگر جنگ شود پرونده فرزندم را می‌گیرم می‌برم شهرستان و تهران نمی‌مانم. اقدامات آموزش و پرورش باید رنگ و بوی ملی داشته باشد، من در فضای مجازی دیدم که به واژه‌ی جنگ بیشتر می‌پرداختند، قصد داشتن به همدلی برسند، اما از مسیر جنگ و موشک، اما باید در تولیداتشان به واژه ایران بیشتر توجه می‌کردند. احتمالا در سال جدید اولیا و دانش‌آموزان استرس داشته باشند زیاد است، آموزش و پرورش هم می‌تواند سبب کاهش استرس شود، اما من هنوز برنامه مشخصی از طرف آموزش و پرورش ندیدم.

    *یک چیزی که خیلی از اولیا می‌شنویم این است که علیرغم هزینه کردن برای دانش‌آموز، اما به‌دلیل آلودگی هوا و ناترازی مدارس زیاد تعطیل می‌شود، این تعطیلات چه اثری روی آموزش گذاشته است؟

    شاهد دورخیز برای آموزش مجازی در سال تحصیلی پیش‌رو هستیم

    *امسال شاهد کوچ دانش‌آموزان از مدارس غیرانتفاعی به مدارس دولتی بودیم، خانواده‌ها هم به‌خاطر جنگ احتمالی و هم به دلیل تعطیلاتِ مربوط به ناترازی تصمیم گرفتند دانش‌آموزان را به مدارس دولتی ببرند، این درست است؟

    بهشتی‌نیا: میزان ثبت نام در مدارس غیر دولتی به شدت کاهش پیدا کرده و ثبت نام در مدارس دولتی افزایش پیدا کرده است، این تصور میان خانواده‌ها وجود دارد که اگر قرار هست برای مدرسه فرزندم هزینه کنم و مدرسه تعطیل باشد پس این کار را انجام نمی‌دهم؛ البته که شرایط اقتصادی هم مهم است.

    نیک‌نژاد: در دوره کرونا یک تجربه جهانی اتفاق افتاد، همه جهان به این نتیجه رسیدند که برخلاف برخی قدرت‌های اقتصادی آموزش مجازی اتفاق خوبی نیست چراکه آموزش یک فرآیند انسانی است و ارتباطات انسانی در آن مهم است. حالا همه هشدار می‌دهند آموزش نباید به شکل مجازی باشد، اما متاسفانه ما از امروز درحال دورخیز کردن برای آموزش مجازی در سال تحصیلی پیش‌رو هستیم. برخی فکر می‌کنند آموزش مجازی صرفه‌جویی است، چراکه مثلاً وقتی دانش‌آموز در خانه نشسته است هزینه تحصیل کاهش پیدا می‌کند و این اشتباه است.

    آماری که اعلام می‌کنم برای دوره کرونا است، در سال ۱۳۸۹ حدود ۸۴ درصد خانواده‌ها دسترسی به اینترنت داشتند، یعنی ۱۶ درصد دسترسی نداشتند، این ۱۶ درصد برای جمعیت ما عدد بزرگی می‌شود. ضریب نفوذ اینترنت در سال ۱۳۹۹ در ۱۷ استان کمتر از میانگین کشوری بوده است، یعنی ۱۷ استان دسترسی مناسبی به اینترنت نداشتند مانند استان‌های سیستان و بلوچستان، کرمان، کردستان. حدود ۲۷ درصد از دهک‌های کم درآمد به اینترنت دسترسی نداشتند، حتی میان پردرآمد‌ها هم حدود ۶ درصد به اینترنت دسترسی نداشتند، همه اینها را همراه با اختلال اینترنت کنار هم بگذارید، نشان می‌دهد آموزش نباید مجازی باشد، دانش‌آموزانی که در دوره کرونا دوره ابتدایی بودند هنوز هم خواندن و نوشتن بلد نیستند، این مسئله فقط مخصوص ایران نیست، اما در ایران به شدت زیاد است.

    مهارت عمومی خواندن در دوره کرونا در آلمان یک سوم کاهش پیدا کرد و در آمریکا با کاهش ۳۲ درصدی مواجه شد، تازه این جوامع پرچمدار اینترنت و فناوری هستند نه مانند کشور ما که کلی مشکلات اینترنتی دارد، دوران کرونا نابرابری اجتماعی و آموزشی را به شدت افزایش داد، خانواده‌هایی که پول دارند کمی توانستند به کودکان خودشان کمک کنند، اما بخش زیادی از خانواده‌ها چنین توانایی را ندارند، برای همین دهک‌های پردرآمد دانشگاه‌های خوب را گرفته‌اند. باز هم تکرار می‌کنم همه کارشناسان معتقدند آموزش مجازی آموزش مناسبی نیست.

    مفهوم عدالت آموزشی در ایران به اشتباه صورتبندی شده است

    کاظمی: نظام سیاسی آموزش را به مثابه یک کالا در نظر گرفته است، بنابراین انگار به والدین می‌گوید اگر مایل نیستید فرزندان‌تان در مدارس شلوغ دولتی درس بخوانند هزینه کنید و در مدارس خصوصی ثبت نام کنید تا اموزش با کیفیت ببینید، در واقع از خودش سلب مسئولیت می‌کند و بودجه‌ها را در جای دیگری هزینه می‌کند.

    ما با مفهومی به نام عدالت آموزشی مواجه هستیم، طوری‌که دانش‌آموزان جدا از طبقه، نژاد و جنسیت به آموزش دسترسی داشته باشند، اما متاسفانه در جامعه ما آموزش طبقاتی شده، طوری‌که فرزند خانواده‌های پول‌دار می‌توانند به آموزش خوب دسترسی پیدا کنند، درواقع آموزش و پرورش نابرابری اجتماعی را بازتولید می‌کند، این‌که فرزندان طبقه ثروتمند می‌توانند در رشته‌های پول‌ساز درس بخوانند به نوعی بازتولید وضعیت موجود است، یعنی افراد نتوانند طبقه اجتماعی خودشان را تغییر دهند، درحالی‌که در اصل آموزش و پرورش باید تحرک صعودی طبقه اجتماعی را تسهیل کند. مفهوم عدالت آموزشی در ایران به اشتباه صورتبندی شده است، عدالت فقط عدالت طبقاتی نیست، ما عدالت جنسیتی، قومیتی و ملیتی را هم باید درنظر بگیریم، الان در آموزش و پرورش ایران ما نابرابری جنسیتی را به‌طور آشکار می‌بینیم، در روز‌هایی که موج خشم از مهاجران افغانستانی بالا گرفته ما شاهد حذف آنها از مدارس هستیم و خیلی از مدارس دولتی زیر بار ثبت نام کودکان مهاجران افغانستانی نمی‌روند حتی آنهایی که به صورت قانونی و با مدرک در ایران حضور دارند.

    مسئله دیگر ترک تحصیل دختران است، وقتی دراین‌باره صحبت می‌شود بیشتر مسئولیت این وضعیت را به دوش فرهنگ و خانواده‌ها می‌گذارند، مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی درباره علل بازماندگی از تحصیل منتشر کرده است، در این گزارش یا به مشکلات دختران اشاره‌ای نشده و اگر هم اشاره شده آن را متوجه خانواده و فرهنگ کرده است، درحالی‌که نظام سیاسی کودک همسری را به رسمیت می‌شناسد و این خودش یکی از عوامل ترک تحصیل است. یا در مواردی گفته شده به خاطر باور غلط در برخی مناطق اجازه نمی‌دهند که دختران‌شان در دبیرستان مختلط درس بخوانند یا برای درس خواندن به روستای دیگری بروند، این درحالی‌ست که نظام سیاسی بیش از ۴۰ سال هست که سیاست تفکیک جنسیتی را پیش می‌برد، اما حالا که به عدم مراجعه دختران به دبیرستان مختلط می‌رسد می‌گوید مشکل فرهنگی دارند و از فرد روستایی انتظار دارند که دخترش را به مدرسه مختلط بفرستد با این ترفند تقصیر ترک تحصیل دختران را به دوش فرودست‌ترین بخش جامعه می‌اندازند.

    باید به عوامل ترک تحصیل دختران وزن داد، در تهران مردم با ترس و لرز صبح سرکار می‌روند چه‌طور انتظار دارند یک دختر روستایی برای ادامه تحصیل به روستای دیگری برود؟ ارزیابی‌شان از مشکلات طوری هست که انگار به تازگی از کره مریخ آمده‌اند اینجا و با مسائل مواجه شده‌اند.

    از بازنشسته ۸۰ ساله و راننده تاکسی خواسته‌اند برای تدریس به مدرسه برگردد

    *وضعیت کمبود معلم در مدارس چه‌طور است؟

    نیک‌نژاد: نقدی که به دوره آقای روحانی برمی‌گردد تعدیل نیرو بود، آن روز‌ها با یک محاسبه خیلی ساده تعدیل نیرو کردند، درحالی‌که در محاسبات نیروی ستادی نباید محاسبه شود که تعدادشان هم حدود ۳۰۰ هزار نفر است، نیرو‌های مدرسه از ۶۰۰ هزار نفر بیشتر نمی‌شود که از این تعداد بخشی از آنها ناظم و مدیر هم هستند، تعداد معلم‌های ما شاید به ۴۵۰ هزار نفر برسد. با این وضعیت در سال ۱۴۰۰ – ۱۴۰۱ در دوره دبستان به ازای هر معلم ۳۳.۴ دانش‌آموز داشتیم، در سطح جهانی این آمار ۲۳ دانش‌آموز است، همین نسبت برای کشور‌های پر درآمد یک به ۱۸ است. این درحالی‌ست که در استان تهران این نسبت (تعداد دانش اموز به یک معلم) ۴۹.۶۷ دانش‌آموز است، در قم ۴۴.۷۵ و در اصفهان ۴۴.۹۸ دانش آموز است، یعنی ما به شدت با کمبود معلم مواجه هستیم.

    امروز بازنشسته‌ها از سر ناچاری تدریس می‌کنند، سال گذشته برای معلم ۸۰ ساله پیام فرستاده‌اند که سر کار برگردد، اگر هم تدارکی دیده‌اند به این شکل تدارک دیده‌اند، تغییر رسته می‌دهند یعنی به‌کسی‌که راننده تاکسی بوده و ۱۵ سال قبل حق‌التدریس داشته پیام داده‌اند که برگرد و تدریس کن. همین آقای دکتر بطحایی قبلاً مصاحبه کرد و گفت من متاسفم که معلمی که فقط معلمی کند نداریم، حداقل در معلم‌های مرد این شکلی است، یا باید در اسنپ کارکنند یا در بنگاه املاک.

    چند سال گذشته برای جذب معلم آزمون استخدامی برگزار شد، میان مرد‌ها که حدود ۵۰۰ نفر اعلام نیاز کرده بودند فقط ۲۰۰ نفر ثبت نام کردند، یعنی حدود سیصد نفر ثبت نام نکردند، چرا باید این روزگار برای معلمی ایجاد شود که کسی برای معلمی ثبت نام نمی‌کند. کمبود معلم امروز بحران بزرگ آموزش و پرورش است که با روش‌های مختلف دارند جبرانش می‌کنند.

    کاظمی: یکی از ویژگی‌های دولت‌ها در جمهوری اسلامی این است که خود اهالی دولت به خوبی از مشکلات مطلع هستند، حتی گاهی خودشان نقش منتقد و اپوزیسیون را ایفا می‌کنند، اما انگار نمی‌خواهند برای حل مشکلات راهکاری در نظر بگیرند، یا راهکار‌هایی اتخاذ می‌کنند که مناسب نیست، مثلاً برای کمبود معلم در اموزش و پرورش افراد روحانی استخدام می‌کنند، یا مثلاً روی معلم پرورشی تاکید دارند، اما با توجه به آسیب‌های موجود در مدارس مانند سیگار و خودکشی نیاز به استخدام مددکار اجتماعی است.

    درخصوص بازماندگان از تحصیل خود مدارس اصلاً نظارت نمی‌کنند که چه‌کسی ثبت نام کرده یا نکرده، برای این‌که اساساً ثبت نام دانش‌آموز برای‌شان اهمیت ندارد. در جریان گروگانگیری که در شمال کشور اتفاق افتاده بود یک دانش‌آموز ماه‌های زیادی به مدرسه نرفته بود، اما اصلا از طرف مدرسه پیگیری نشده بود که این دانش‌آموز کجا هست، بدتر اینکه خواسته بودند جریمه هم بکنند و شهریه هم بگیرند، انگار هیچ نقشی برای حمایت خودشان از دانش‌آموز قائل نیستند.

  • وضعیت بازار لوازم‌تحریر / کمر والدین، فروشندگان و تولیدکنندگان زیر بار فشار اقتصادی خم شد

    وضعیت بازار لوازم‌تحریر / کمر والدین، فروشندگان و تولیدکنندگان زیر بار فشار اقتصادی خم شد

    به گزارش اقتصادران، با آغاز فصل مدرسه و نزدیک شدن به سال تحصیلی جدید، بازار لوازم‌ التحریر دوباره در مرکز توجه خانواده‌ها قرار گرفته است. امسال اما، افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها و ورود گسترده کالاهای وارداتی و تقلبی، خریدهای ساده‌ای مثل دفتر یا خودکار را به چالشی جدی برای والدین تبدیل کرده است.

    این شرایط پرسش‌های تازه‌ای درباره وضعیت تولید داخلی، کیفیت کالا و نظارت بر بازار ایجاد کرده است. بسیاری از خانواده‌ها نگران هستند که توان مالی‌شان پاسخگوی نیازهای فرزندانشان نباشد و در عین حال، فروشندگان و تولیدکنندگان نیز با فشار اقتصادی و رقابت نامتوازن روبه‌رو هستند.

    در همین رابطه، محسن گلستانی، رئیس اتحادیه لوازم‌تحریر و نوشت‌افزار، می‌گوید: بازار از نظر عرضه نسبتاً مناسب است، اما قدرت خرید خانواده‌ها کاهش یافته و بسیاری به دنبال کالاهای اقتصادی و کاربردی هستند.

    در ادامه مشروح گفتگوی با محسن گلستانی، رئیس اتحادیه لوازم تحریر و نوشت افزار را بخوانید:

    *آقای گلستانی! با نزدیک‌شدن فصل بازگشایی مدارس و پس از توقف فعالیت‌ها در جریان جنگ ۱۲ روزه، وضعیت فعلی بازار لوازم‌التحریر چگونه است و آیا خانوارها همچنان توان خرید اقلام تحصیلی فرزندانشان را دارند؟

    وضعیت بازار، الحمدالله در عرضه کالا نسبتاً خوب است. از نظر تقاضا، به هر حال بر اساس تجربیاتی که در سال‌های اخیر داشته‌ایم، رفته‌رفته هرچه به اول مهر نزدیک می‌شویم، بازار رونق بیشتری پیدا می‌کند. معمولاً خانوارها منتظرند که حقوق‌هایشان واریز شود و در اوایل ماه تقاضای بازار به اوج خودش می‌رسد. اینکه الان قضاوت کنیم رکود هست یا نه، واقعیت این است که در قیاس با سال قبل کمی راکدتر است، اما شاید زود باشد برای قضاوت.

    اساساً به دلیل شرایط سخت اقتصادی، قدرت خرید مردم افت کرده و شاهد هستیم که کمتر می‌خرند و بیشتر به دنبال کالای ارزان‌ترند؛ یعنی هم از نظر کمی و هم کیفی سعی می‌کنند کالاهایی کاربردی و اقتصادی تهیه کنند تا با بودجه محدود بیشترین نیاز را پوشش دهند. از نظر قیمتی هم نسبت به شهریور سال گذشته حدود ۳۰ درصد افزایش قیمت داشته‌ایم. البته در کالاهای لوکس و فانتزی این رقم بیشتر است، اما در اقلام عمومی جامعه معمولاً همین حدود بوده است.

    افزایش قیمت ۳۰ تا ۵۰ درصدی قیمت نوشت‌افزار

    *در میان اقلام متنوع لوازم‌التحریر، کدام دسته از محصولات در سال جاری بیشترین افزایش قیمت را داشته‌اند؟

    از منظر قیمتی لازم است چند نکته را بگویم. نکته اول اینکه تورم نقطه‌به‌نقطه شهریور پارسال تا شهریور امسال طبق آمار مرکز آمار حدود ۴۲ درصد بوده است. خانوار وقتی لوازم‌التحریر را به صورت عمده در شهریور خرید می‌کند، با قیمت پارسال مقایسه می‌کند و افزایش را هنگفت می‌بیند. برخلاف ارزاق عمومی که روزانه خرید می‌شوند و افزایش قیمت کمتر حس می‌شود، در نوشت‌افزار به دلیل فصلی بودن خرید، فشار بیشتری به خانوار وارد می‌شود.

    واقعیت این است که بین تورم عمومی جامعه و افزایش حدود ۳۰ درصدی در نوشت‌افزار، این ۱۰ درصد فشار را فعالان صنف نوشت‌افزار متحمل شده‌اند. آن‌ها از سود خود کم کرده‌اند تا خانواده‌ها بتوانند نیاز تحصیلی بچه‌هایشان را تأمین کنند و هیچ پدر و مادری شرمنده نشود.

    ردپای دلار و قطعی برق در افزایش قیمت نوشت‌افزارها

    *با توجه به وابستگی بخشی از لوازم‌التحریر به واردات و بخشی به تولید داخل، از نگاه شما کدام عامل بیشترین سهم را در افزایش قیمت‌ها داشته است؛ تورم عمومی، نوسانات نرخ ارز، هزینه‌های تولید یا سیاست‌های وارداتی؟

    همه این‌ها نقش دارند. نوشت‌افزار یا وارداتی است یا تولید داخل. تولیدات داخلی هم غالباً به مواد اولیه خارجی وابسته‌اند. بنابراین تقریباً همه اقلام تحت‌تأثیر نرخ ارز هستند. سال گذشته نرخ ارز در شهریور در کانال ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان بود، اما امسال شاهد جهش قیمت ارز بوده‌ایم و این روی قیمت اثر گذاشته است. علاوه بر آن، تورم عمومی، افزایش دستمزدها و هزینه‌های سربار هم مزید بر علت است.

    یک عامل مهم دیگر قطعی برق در تابستان است که تولید نوشت‌افزار را دچار مشکل می‌کند. چون عمده تولید باید در تابستان انجام شود تا در شهریور عرضه شود، اما قطعی برق باعث شده هزینه‌ها سرشکن نشود و بهای تمام‌شده افزایش یابد. با وجود همه این فشارها، فعالان صنف تلاش کرده‌اند با حداقل سود کالا را به دست مردم برسانند.

    *در حال حاضر چه تعداد واحد صنفی در تهران تحت پوشش و نظارت اتحادیه فعالیت می‌کنند؟

    ما ۱۸۰۰ واحد صنفی دارای جواز داریم.

    *آیا روند صعودی قیمت‌ها و فشارهای اقتصادی اخیر باعث شده است بخشی از واحدهای صنفی لوازم‌التحریر ناچار به تعطیلی یا تغییر کاربری شوند؟ اگر بله، ابعاد این موضوع تا چه اندازه بوده است؟

    بله. امسال هنوز مشخص نیست چه خواهد شد، اما سال گذشته حدود ۱۰۰ واحد صنفی تعطیل شدند.

    مردم از گرانفروشان شکایت کنند

    *با توجه به افزایش کالاهای تقلبی و نگرانی از گران‌فروشی در بازار لوازم‌التحریر، اتحادیه چه سازوکارها و ابزارهای نظارتی برای کنترل بازار و حمایت از مصرف‌کنندگان در اختیار دارد؟

    ما از طریق شماره تلفن ۵۵۶۰۱۴۷۳ا شکایات مردمی را دریافت می‌کنیم. اگر کسی فکر می‌کند کالای تقلبی، گران یا بی‌کیفیت خریده و در حقش اجحاف شده، می‌تواند گزارش دهد. ما رسیدگی می‌کنیم و اگر حق مردم ضایع شده باشد آن را برمی‌گردانیم.

    طبیعتاً همه اقلام نوشت‌افزار در داخل کشور قابلیت تولید ندارند. آن دسته از محصولاتی که امکان ساختشان در داخل فراهم نیست، عمدتاً از چین و سایر بازارهای خارجی وارد می‌شوند.

    * به نظر شما فعال‌شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌ها، چه تأثیری می‌تواند بر واردات لوازم‌التحریر، قیمت تمام‌شده و دسترسی مصرف‌کنندگان به کالاهای اصلی و برند داشته باشد؟

    تحریم‌های خارجی همیشه مشکل‌ساز بوده، اما همکاران ما توانسته‌اند راه‌حل پیدا کنند و کالا را تأمین کنند. بزرگ‌ترین نگرانی این است که کشور با کمبود ارز مواجه شود و دولت واردات را محدود کند و ارز را به اولویت‌هایی مثل غذا و دارو بدهد. در آن صورت ممکن است بازار لوازم‌التحریر به مشکل بخورد. امیدواریم به فکر صنف کوچک، اما تأثیرگذار نوشت‌افزار هم باشند.

    حداقل هزینه لوازم‌التحریر چقدر است؟

    *یک خانواده برای خرید یک پک کامل متوسط و همچنین یک پک لوکس لوازم تحریر چقدر باید بودجه اختصاص دهد؟

    اگر فقط اقلام داخل کیف دانش‌آموز را در نظر بگیریم، با حدود یک تا یک و نیم میلیون تومان می‌شود، نیازهای مختصر دانش‌آموز را تأمین کرد. البته این رقم بسته به سلیقه و انتخاب خانواده می‌تواند بسیار بالاتر هم برود.

    * این هزینه یک تا یک‌ونیم میلیون تومانی برای تأمین نیازهای دانش‌آموزان تا چه مدت کفایت می‌کند و آیا مجدداً نیاز به خرید اقلام تکمیلی خواهد بود؟

    این موضوع بستگی به انتخاب دارد. ممکن است کسی مداد ساده بخرد یا مداد پلیمری گران‌تر انتخاب کند. پک‌های خیریه گاهی با حدود ۵۰۰ هزار تومان هم تأمین می‌شوند تا نیاز اولیه دانش‌آموز را رفع کنند. ولی برای عموم مردم، همان حدود یک تا یک و نیم میلیون منطقی‌تر است.

    *با داغ شدن شایعات و اخبار پیرامون مجازی شدن مدارس، این موضوع چه تاثیری بر رفتار خرید خانواده‌ها و روند بازار لوازم‌التحریر خواهد گذاشت؟

    بی‌تأثیر نیست. هرچند تکذیب شده، اما همین شایعه باعث تردید مردم می‌شود و خریدشان را به تأخیر می‌اندازند.

    *برخی شایعات در فضای مجازی حاکی از آن است که خانواده‌ها برای تأمین هزینه خرید لوازم‌التحریر، اقدام به فروش موی سر دختران خود می‌کنند. آیا شواهدی برای تأیید یا رد این ادعا وجود دارد؟

    من اولین بار است شنیده‌ام، اما شخصاً ندیده‌ام. نمی‌توانیم تأیید یا تکذیب کنیم. ان‌شاءالله که چنین چیزی رخ ندهد.

    فصل بازگشایی مدارس همیشه فشار مالی زیادی به خانواده‌ها وارد می‌کند؛ شهریه، سرویس، روپوش، کفش و کیف. سهم لوازم‌التحریر در این سبد نسبتاً کوچک است. شرایط اقتصادی سخت شده و ممکن است فشار زیادی به برخی خانواده‌ها بیاید، اما نباید فقط نوشت‌افزار را عامل دانست.

    وزارت صمت و بانک مرکزی همکاری نمی‌کنند

    *طبق اظهارات شما بازار لوازم‌التحریر از نظر کمبود کالا وضعیت مناسبی دارد، اما قیمت‌ها همچنان در حال افزایش است، راهکار فوری اتحادیه برای کنترل گرانی و کاهش فشار اقتصادی بر خانواده‌ها چیست؟

    ما دو ماه است پیگیر تخصیص ارز برای کالاهایی هستیم که ۸ تا ۹ ماه در گمرک مانده‌اند. اگر این محموله‌ها آزاد شود، عرضه بیشتر خواهد شد و قیمت‌ها کاهش پیدا می‌کند. متأسفانه وزارت صمت و بانک مرکزی هنوز ارز تخصیص نداده‌اند.

    *حجم و ارزش محموله‌های معطل در گمرک که می‌توانند عرضه بازار را افزایش داده و قیمت‌ها را کنترل کنند، چقدر است؟

    حدود دو میلیون دلار. اگر دولت همکاری کند، موجی از افزایش عرضه ایجاد خواهد شد و حتماً قیمت‌ها پایین می‌آید. البته باید به موقع انجام شود؛ وگرنه نوشدارو بعد از مرگ سهراب خواهد بود.

  • گرانی ۱۱۰ درصدی قیمت کتاب‌های درسی صحت دارد؟

    گرانی ۱۱۰ درصدی قیمت کتاب‌های درسی صحت دارد؟

    به گزارش اقتصادران، قیمت کتاب‌های درسی هر ساله متناسب با یارانه تخصیصی خرید کاغذ تعیین می‌شود و حداقل هزینه در مقایسه با بازار کتاب و اقلام فرهنگی به‌صورت متمرکز از والدین دانش‌آموزان دریافت می‌گردد؛ بنابراین اعلام افزایش ۱۱۰ درصدی بدون استناد و صرفاً با اشاره به گفت‌و‌گو با فعالان آموزشی، کاملاً مردود بوده و تکذیب می‌شود. لازم به ذکر است که افزایش قیمت در سال تحصیلی پیشِ رو، با رعایت ضوابط و مقررات مربوطه و پس از بررسی‌های کارشناسی به صورت میانگین ۶۰ درصد تعیین شده است.

    وزارت آموزش و پرورش همواره تلاش کرده است تا دسترسی عادلانه تمام دانش‌آموزان ایران اسلامی به کتاب‌های درسی را، صرف‌نظر از وضعیت اقتصادی خانواده‌هایشان، تضمین کند؛ لذا برنامه‌های مختلفی در راستای تحقق عدالت آموزشی از جمله توزیع رایگان کتاب در مناطق محروم از جمله مدارس سیستان و بلوچستان اجرا می‌شود.

    ثبت سفارش کتاب‌های درسی در راستای برنامه‌ریزی بهتر برای توزیع عادلانه و به‌موقع آنها به مدارس و دانش‌آموزان

    ادعای هرگونه فشار بر مدارس برای ثبت‌نام کامل کتاب‌های درسی پیش از موعد مقرر نیز نادرست و بدون استناد است. مطابق قوانین، آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌های مربوطه، مدارس موظف هستند ثبت‌نام کتاب‌های درسی را مطابق با بخشنامه ارسالی و با رعایت حقوق دانش‌آموزان انجام دهند. هدف از ثبت سفارش کتاب‌های درسی، برنامه‌ریزی بهتر برای توزیع عادلانه و به‌موقع آنها به مدارس و دانش‌آموزان است و نه ایجاد رقابت ناسالم بین استان‌ها.

    تغییرات محتوای کتاب‌های درسی بر اساس نیاز‌های آموزشی و تربیتی

    تغییرات محتوای کتاب‌های درسی بر اساس نیاز‌های آموزشی و تربیتی و بر اساس نظرات دریافتی از معلمان و دبیران، نظر کارشناسان متخصص، آخرین دستاورد‌های علمی و پژوهشی و در برخی موارد، نیاز‌ها و اقتضائات اجتماعی و پیشنهاد‌های مراکز و نهاد‌های تخصصی و طبق یک فرآیند مشخص و قاعده‌مند انجام می‌شود؛ بنابراین هرگونه ادعای نفوذ مافیای کنکور در این فرآیند، تحت هیچ شرایطی صحت نداشته و اساساً وارد نیست.

    در پایان لازم به ذکر است، برنامه‌ریزی و سیاست رسانه‌ای سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی بر اطلاع‌رسانی درست، به‌موقع و منطقی متمرکز است؛ لذا انتظار می‌رود اصحاب محترم رسانه نسبت به انتشار مطالب مرتبط، به‌ویژه موضوعات نظام تعلیم و تربیت کشور، توجه به صداقت و واقعیت محتوایی را رعایت نموده و پیش از طرح هرگونه ادعایی، در پی دلایل و مستندات متقن آن برآیند.

  • رفتار سلیقه‌ای مدیران مدارس در ثبت‌نام دانش‌آموزان / دانش‌آموز ضعیف نمی‌خواهیم!

    رفتار سلیقه‌ای مدیران مدارس در ثبت‌نام دانش‌آموزان / دانش‌آموز ضعیف نمی‌خواهیم!

    به گزارش اقتصادران، ثبت نام دانش‌آموزان در مدرسه تبدیل به چالش جدید حوزه آموزش شده است، آن‌طورکه از گزارش‌های مردمی به‌گوش می‌رسد روند ثبت نام دو گروه از دانش‌آموزان حالا با موانعی روبه‌رو است، یک گروه آنهایی که قصد دارند برای ادامه تحصیل از مدارس غیرانتفاعی به مدارس دولتی بروند و گروه دوم آنهایی هستند که از حیث آموزشی وضعیت ضعیفی دارند.

    از مدرسه غیرانتفاعی به دولتی ممنوع!

    «برای ثبت نام پسرم در مدرسه‌ای که نزدیک منزل‌مان هست به مشکل خوردم، وقتی دلیل ثبت نام نشدن فرزندم را از مدیر مدرسه پرسیدم به من گفتند، چون که دوره قبلی مدرسه غیرانتفاعی درس خوانده است.» این جمله برای والدین یک دانش‌آموز است. او به خبرآنلاین می‌گوید: «به من می‌گفتند برو آن مدرسه دیگر ثبت نام کن، درحالی‌که نزدیک‌ترین مدرسه دولتی به خانه‌ی ما همین مدرسه‌ای بود که مدیرش از ثبت نام فرزندم خودداری می‌کرد، جرم فرزند من هم این بود که دوره قبلی را در مدرسه غیرانتفاعی گذرانده بود.»

    او ادامه می‌دهد: «در این شرایط اقتصادی واقعاً پولی نداشتم که ۷۰ میلیون هزینه مدرسه غیرانتفاعی کنم، آیا با این وضعیت فرزندم نباید در یک مدرسه دولتی ادامه تحصیل دهد؟»

    شاید در این میان برخورد سلیقه‌ای مدیران در عدم ثبت نام دانش‌آموزان موثر باشد، پدر این کودک به خبرآنلاین می‌گوید: «من ماجرا را پیگیری کردم، برای ثبت نام فرزندم حتی به بالاترین مدیران آموزش و پرورش در استان مراجعه کردم، از هرکدام دست نوشته‌ای برای ثبت نام فرزندم گرفتم، با این وجود مدیر مدرسه باز هم مخالفت می‌کرد، اما بالاخره قانع به ثبت نام شد.»

    والدین «صدرا» هم با مشکل مشابهی روبه‌رو هستند، فرزند آنها هم به‌دلیلِ انتقال از مدرسه غیرانتفاعی به دولتی با مشکل ثبت نام مواجه شده است، والدینش می‌گویند: «مدیر مدرسه پرونده فرزندمان را نگه داشته و می‌گوید فعلاً از ثبت نام خبری نیست تا این‌که مجوز صادر شود. ما به آموزش و پرورش استان مراجعه کردیم، آنها می‌گویند مدرسه باید ثبت نام را انجام دهد، اما هنوز درگیر اختلاف نظر مدیر مدرسه با مدیران آموزش و پرورش هستیم و تا حالا موفق به ثبت نام فرزندمان در مدرسه نشدیم.»

    دانش‌آموز ضعیف نمی‌خواهیم!

    با این وجود، اما مواردی از دانش‌آموزان وجود دارند که در مدرسه محل تحصیل سال گذشته خود ثبت‌نام نشده و خانواده آنها در این مسئله دچار مشکل شده‌اند.

    نرگس ملک زاده معلم آموزش و پرورش و کارشناس آموزش، در خصوص حذف و عدم ثبت‌نام دانش‌آموزان ضعیف درسی به خبرآنلاین، می‌گوید: حذف و عدم ثبت نام دانش‌آموز همان اخراج او از مدرسه است و در بحث اخراج مقدمات و مراحل مشخصی دارد و این موارد در آیین‌نامه آمده‌اند.

    او می‌افزاید: بر اساس دستورالعمل‌های موجود باید همه مراحل طی شود و در نهایت تصمیم به اخراج او گرفته شود که البته آن‌هم اخراج نیست و دانش‌آموز به مدرسه دیگری منتقل می‌شود. اگر به عنوان مشکل انضباطی بخواهند دانش‌آموزی را از مدرسه اخراج کنند، مسئولان مربوطه باید مدنظر داشته باشند که تمام مراحل شامل اطلاع به اولیا به عنوان اولین مرحله، تغییر کلاس درسی و اخراج ۳ روزه به عنوان یک هشدار را طی کنند و اگر هیچ‌یک از این مراحل به گرفتن نتیجه قابل قبول منجر نشد، آنوقت تصمیم دیگری مثل تغییر مدرسه دانش‌آموز در این خصوص گرفته می‌شود.

    این معلم و کارشناس آموزشی می‌گوید: بر اساس مواد آیین‌نامه انضباطی مسئولان هیچ مدرسه‌ای اجازه ندارند برای ضعف درسی هیچ دانش‌آموزی را اخراج کنند و اگر چنین مواردی از اخراج و عدم ثبت نام دانش‌آموزان رخ بدهد، تصمیمی است که مدیران به صورت سلیقه‌ای می‌گیرند و فکر می‌کنند حضور این دانش‌آموزان در مدرسه آنها، معلم را اذیت می‌کند. اگر دقت کنید می‌بینید که تصمیم اخراج و عدم ثبت‌نام در مورد دانش‌آموزانی صورت می‌گیرد که به نوعی شیطنت دارند و برای مدرسه دردسرساز هم هستند. مدیر و معلم در طول سال تحصیلی باید گزارش عملکرد و سطح یادگیری دانش‌آموز را به طور منظم به والدین و خانواده او در جلسات دیدار با اولیا یا دیگر روش‌های اطلاع‌رسانی، اطلاع بدهند و اینطور نباشد که در پایان سال و پس از آمدن کارنامه‌ها خانواده را در جریان گذاشته و از اخراج دانش‌آموز حرف بزنند.

    ثبت نام نکردن دانش‌آموزان یک تصمیم سلیقه‌ای است

    ملک‌زاده می‌افزاید: هر موردی از اخراج و عدم ثبت نام دانش‌آموزان که اتفاق می‌افتد، تصمیم سلیقه‌ای مدیر مدرسه بوده و به دلیل نبود نظارت در این موارد است. اگر ادارات مختلف آموزش و پرورش روی ثبت‌نام همه دانش‌آموزان در سایر مدارس نظارت باشند و مدام بر قانون و آیین‌نامه‌هایی که چیز جدیدی نیستند و از قدیم هم وجود داشته‌اند، در این خصوص وجود دارند تاکید شود، هیچ یک از مدیران به خود اجازه نمی‌دهند که در مورد دانش‌آموزانی که به لحاظ درسی ضعیف هستند و اخراج آنها، خودسرانه تصمیم بگیرند.

    این کارشناس آموزش و پرورش می‌گوید: همین دستور وزیر آموزش و پرورش و بخشنامه‌های صادر شده در خصوص عدم اجازه مدیران در ممانعت از ثبت نام دانش‌آموزان ضعیف و وجود نظارت کافی در این خصوص، باعث شده است تا مدیران از اعمال نظر سلیقه‌ای در این موارد خودداری کنند، اما متاسفانه ما در نظارت در این موضوعات ضعیف هستیم.

    ملک‌زاده خاطرنشان می‌کند: در برخی از مدارس غیرانتفاعی حتی اگر دانش‌آموز به لحاظ درسی ضعیف باشد، از ترس اینکه به خانواده خود چیزی نگوید و از آن مدرسه نرود، هیچ مدیری درباره اخراج و عدم ثبت نام دانش‌آموز حرفی نمی‌زنند، اما در مدارس دولتی که پول چندانی پرداخت نمی‌شود از این موارد اخراج و عدم ثبت‌نام وجود دارد.

    او تصریح می‌کند: حتی اگر به دلایل انضباطی بنابر اخراج دانش‌آموزی شود و مشاور نقش خود را به درستی ایفا کند و با خانواده دانش‌آموز ارتباط داشته باشد، دیگر حتی کار به تغییر مدرسه هم نمی‌رسد چه برسد به اخراج دانش‌آموز از مدرسه و در مجموع باید مراحل اولیه به درستی اجرا شود.

  • سقوط سواد در ایران / سکوت وزارت آموزش و پرورش برابر افت آموزشی

    سقوط سواد در ایران / سکوت وزارت آموزش و پرورش برابر افت آموزشی

    به گزارش اقتصادران، در روز‌هایی که جامعه آموزشی کشور چشم‌انتظار تحول در کیفیت آموزش است، انتشار یک اینفوگرافی پرسروصدا در شبکه‌های اجتماعی بار دیگر نگاه‌ها را به سمت نمرات نهایی دانش‌آموزان در امتحانات خردادماه ۱۴۰۴ سوق داد.

    این داده‌ها فقط مجموعه‌ای از اعداد و درصد‌ها نیستند، بلکه آینه‌ای از شکاف‌های عمیق آموزشی، تفاوت امکانات و فرصت‌های یادگیری در سراسر کشورند.

    در روز‌هایی که جامعه آموزشی کشور چشم‌انتظار تحول در کیفیت آموزش است، انتشار یک اینفوگرافی پرسروصدا در شبکه‌های اجتماعی بار دیگر نگاه‌ها را به سمت نمرات نهایی دانش‌آموزان در امتحانات خردادماه ۱۴۰۴ سوق داد. این داده‌ها فقط مجموعه‌ای از اعداد و درصد‌ها نیستند، بلکه آینه‌ای از شکاف‌های عمیق آموزشی، تفاوت امکانات و فرصت‌های یادگیری در سراسر کشورند. بر اساس اطلاعات موجود در این فایل، میانگین نمرات نهایی دانش‌آموزان در سراسر کشور به ۹.۹۴ رسیده است؛ عددی که به‌تنهایی گویای عملکرد رو به پایین در سطح ملی است. با این حال، آنچه بیش از خود عدد اهمیت دارد، تفاوت میان استان‌ها در این ارزیابی است. از نمره ۱۲.۰۴ در یزد تا ۷.۷۳ در سیستان‌وبلوچستان، گستره‌ای از کیفیت آموزش را پیش‌روی ما می‌گذارد که نه‌تنها نگران‌کننده، بلکه هشداردهنده است. استان یزد با میانگین ۱۲.۰۴، صدرنشین جدول نمرات است و پس از آن خراسان جنوبی با ۱۱.۸۱، سمنان با ۱۱.۶۲، اصفهان با ۱۱.۴۳، قم و خراسان رضوی هرکدام با ۱۱.۲۷ پس از آن قرار دارند؛ استان‌هایی که به نظر می‌رسد از نظر ساختار آموزشی، منابع انسانی و نظارت، عملکرد بهتری داشته‌اند.

    در مقابل، سیستان‌وبلوچستان با میانگین فقط ۷.۷۳، کهگیلویه‌وبویراحمد با ۸.۰۱ و خوزستان با ۸.۳۹ پایین‌ترین نمرات کشور را کسب کرده‌اند؛ استان‌هایی که در دهه‌های اخیر همواره با چالش‌هایی همچون فقر آموزشی، کمبود معلم، زیرساخت‌های نامناسب و مهاجرت‌های آموزشی مواجه بوده‌اند. نقشه توزیع نمرات، الگوی قابل توجهی را نشان می‌دهد: مناطق مرکزی و شمال شرقی ایران در وضعیت آموزشی نسبتا بهتری قرار دارند، حال آنکه استان‌های جنوبی، جنوب غربی و مرزی با ضعف آشکاری در عملکرد آموزشی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این آمارها، فراتر از یک تحلیل آماری ساده، زنگ خطری برای نظام آموزش کشور به شمار می‌روند. اگر این روند ادامه پیدا کند، آینده‌ای با نابرابری آموزشی بیشتر، تبعیض ساختاری و تضعیف سرمایه انسانی را باید انتظار کشید.

    از این رو، توزیع نمرات نهایی می‌تواند و باید مبنای سیاست‌گذاری‌های جدی و هدفمند در حوزه عدالت آموزشی قرار گیرد: از تخصیص منابع بیشتر به مناطق محروم تا طراحی برنامه‌های جبرانی و تقویت کیفی معلمان، تا شاید فاصله میان استان‌ها، فقط در نقشه جغرافیا باقی بماند، نه در میزان یادگیری و کیفیت آموزش.

    سکوت وزارتخانه در برابر آمار

    بررسی‌های «شرق» نشان می‌دهد این عدد‌ها هنوز نهایی نشده‌اند. پیگیری‌ها از منابع مطلع در وزارت آموزش و پرورش حاکی از آن است که در زمان انتشار این آمار، نتایج نهایی پس از بررسی اعتراض‌ها در برخی استان‌ها هنوز قطعی نشده بود. با این حال، وزارت آموزش و پرورش تاکنون نه درستی آمار منتشرشده را تأیید کرده و نه آن را به طور رسمی رد کرده است.

    مطابق اطلاعاتی که به دست «شرق» رسیده، ممکن است برخی از این نمرات با اعمال اعتراض‌ها تا حدودی تغییر کند؛ اما حتی در صورت اصلاح جزئی، بعید به نظر می‌رسد که تصویر کلی از وضعیت آموزشی کشور را دگرگون کند. در واقع، وقتی میانگین نمره در یک استان پایین‌تر از هشت ثبت شده، حتی افزایش چند دهم نمره‌ای نیز نمی‌تواند آن را از کف جدول جدا کند. بر همین اساس، کارشناسان معتقدند تمرکز بر اصل ماجرا -یعنی وضعیت نگران‌کننده افت آموزشی، شکاف میان استان‌ها و وضعیت بحرانی مناطق محروم- اهمیت بیشتری از تغییرات جزئی آماری دارد. این سکوت و بی‌تکلیفی، در شرایطی که جامعه آموزشی کشور خواهان شفاف‌سازی و تحلیل ریشه‌ای علل نابرابری آموزشی است، بیش از پیش پرسش برانگیز شده است. اگرچه نمره نهایی فقط یکی از شاخص‌های سنجش کیفیت آموزشی است، اما کاهش محسوس آن در برخی استان‌ها را نمی‌توان صرفا به‌سادگی سؤالات یا مشکلات آزمون نسبت داد. آنچه بیش از هر چیز نیازمند پاسخ است، سیاست‌های آموزشی‌ای است که چنین تفاوت‌هایی را در سطح ملی تثبیت کرده‌اند.

    افزایش نمرات با سؤال‌های آسان

    البته وضعیت نگران‌کننده فعلی پدیده تازه‌ای نیست. هرچند توجه افکار عمومی در ماه‌های اخیر بیشتر به آمار‌های نگران‌کننده خرداد ۱۴۰۴ جلب شده، اما واقعیت این است که نظام آموزشی کشور طی سال‌های گذشته نیز بار‌ها با هشدار‌هایی مشابه مواجه بوده است. به بیان دیگر، نتایج امسال را نمی‌توان استثنائی دانست، بلکه باید آن را ادامه روندی فرساینده در کیفیت آموزش عمومی قلمداد کرد. بر اساس آمار رسمی، میانگین نمرات نهایی دانش‌آموزان در سه پایه متوسطه دوم در خرداد ۱۴۰۳ به ترتیب ۱۱.۵۹ برای پایه دهم، ۱۰.۶۲ برای یازدهم و ۱۰.۹۸ برای پایه دوازدهم بوده است. همچنین در تفکیک رشته‌ای، میانگین نمرات در رشته علوم تجربی از ۱۱.۲۳ به ۱۲، در علوم ریاضی از ۱۰.۷۹ به ۱۱.۸۲ و در رشته انسانی از ۸.۷۵ به ۹.۱۳ رسیده است.

    سال گذشته نیز گرچه این افزایش، در ظاهر می‌توانست نشانه‌ای از پیشرفت باشد، اما در عمق خود با تردید‌هایی همراه بود. رئیس مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت وزارت آموزش و پرورش، افزایش نمرات را ناشی از طراحی آسان‌تر سؤالات دانسته بود. اما همین تصویر رسمی هم با گزارش‌هایی از مدارس سراسر کشور که از نارضایتی دانش‌آموزان و معلمان از سطح واقعی آموزش و ارزیابی‌ها حکایت داشت، در تضاد بود. به‌ویژه آنکه نمرات پایین امتحانات نهایی چنان جنجالی به پا کرده بود که رئیس‌جمهور فقید، ابراهیم رئیسی، شخصا از وزارت آموزش و پرورش خواسته بود دلایل این افت تحصیلی را بررسی و ارائه کند.

    کارشناسان معتقدند ارزیابی عملکرد تحصیلی فقط با اتکا به نمرات خام، تصویری ناقص از واقعیت آموزشی کشور به دست می‌دهد. محمدمهدی کاظمی، معاون سابق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، در گفت‌و‌گو با «شرق»، با تأکید بر اهمیت تحلیل دقیق داده‌های عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان، معتقد است افت تحصیلی که این روز‌ها محل بحث فراوان شده، اگرچه قابل کتمان نیست، اما تحلیل آن نیازمند نگاهی چندلایه به عوامل مختلف مؤثر در آموزش و یادگیری است. او با اشاره به تحولات اخیر در شیوه برگزاری امتحانات نهایی، آن را فرصتی برای ارزیابی واقعی عملکرد مدارس در سطح ملی و منطقه‌ای می‌داند. کاظمی می‌گوید: «این اطلاعات اگر به‌درستی تحلیل و پردازش شوند، ابزار مهمی برای شناسایی وضعیت آموزش و میزان تحقق اهداف آموزشی در اختیار نظام تعلیم و تربیت قرار می‌دهند. بررسی نمرات و عملکرد دانش‌آموزان در امتحانات نهایی به ما کمک می‌کند بدانیم دانش‌آموزان در مسیر رسیدن به اهداف آموزشی، در چه نقطه‌ای قرار دارند و چه تفاوت‌هایی میان مناطق مختلف کشور وجود دارد».

    او با اشاره به پیش‌بینی‌های انجام‌شده در برنامه هفتم توسعه کشور درباره رشد کیفیت آموزشی، توضیح می‌دهد: «بر اساس پیشنهاد دولت در برنامه هفتم، پیش‌بینی شده میانگین نمرات امتحان نهایی سال‌به‌سال افزایش یابد و هر سال حدود نیم‌نمره رشد داشته باشیم. واقعا هم شاهد تحقق این پیش‌بینی در خرداد ۱۴۰۳ بودیم. در خرداد ۱۴۰۲، میانگین نمرات حدود ۹.۵ بود، اما در سال جاری به حدود ۱۰ رسید. این روند رشد، اتفاقی نیست و بخشی از آن ناشی از اقدامات حمایتی بوده که طی یک سال گذشته در سطح ملی و استانی انجام شده است».

    کاظمی به برنامه‌هایی مانند کلاس‌های جبرانی نوروزی ۱۴۰۳، پویش جهاد علمی و همچنین برگزاری آزمون‌های پیشرفت تحصیلی در برخی مناطق کشور اشاره می‌کند و آنها را در ارتقای کیفیت آموزش مؤثر می‌داند: «پویش جهاد علمی، به‌ویژه در مناطق کمتربرخوردار که از طریق دبیرستان‌های آموزش تهران پشتیبانی می‌شد، توانست بخشی از شکاف آموزشی را کاهش دهد. از سوی دیگر، برگزاری آزمون پیشرفت تحصیلی این امکان را فراهم کرد که مدیران و معلمان مدارس بتوانند جایگاه مدرسه خود را با متوسط منطقه و کشور مقایسه کنند و برای بهبود عملکرد برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشند».

    او همچنین به نقش سنجش و ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی و فقدان یک نظام سنجش منسجم در دوره متوسطه اول اشاره می‌کند و معتقد است: «نبود ارزشیابی‌های دقیق و مستمر در این مقاطع، یکی از عوامل تأثیرگذار در افت کیفی آموزش بوده است. در غیاب داده‌های عینی و منظم، نمی‌توان مسیر یادگیری را به‌درستی رصد و اصلاح کرد».

    کرونا، انگیزه و کیفیت پایین آموزش

    کاظمی، کرونا را یکی از دلایل مهم افت تحصیلی در سال‌های اخیر می‌داند: «کرونا یک خلأ آموزشی جدی برای ما ایجاد کرد که آثارش هنوز هم ادامه دارد. بسیاری از دانش‌آموزان در دوران کرونا فرصت یادگیری مؤثر را از دست دادند و هنوز نتوانسته‌اند این شکاف را جبران کنند». او همچنین از کاهش انگیزه دانش‌آموزان برای تحصیل به‌عنوان عامل دیگری نام می‌برد و آن را ناشی از شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی امروز می‌داند: «برخی دانش‌آموزان تمایلی به ادامه مسیر تحصیلی یا دانشگاه ندارند و بیشتر مایل‌اند زودتر وارد بازار کار شوند. این تفاوت انگیزه‌ها طبیعتا بر عملکرد تحصیلی اثرگذار است». در کنار این عوامل، کاظمی به نبود دوره‌های مؤثر ضمن خدمت برای معلمان در سال‌های اخیر نیز اشاره می‌کند: «برگزار نشدن منظم دوره‌های باکیفیت برای ارتقای حرفه‌ای معلمان، یکی از علل اصلی کاهش کیفیت آموزش در کلاس درس است. اگر معلمان به‌روز نباشند، نمی‌توانند پاسخ‌گوی نیاز‌های متنوع آموزشی امروز باشند».

    این گزاره که افت عملکرد مدارس دولتی لزوما خانواده‌ها را به سمت مدارس غیردولتی سوق می‌دهد، از نظر محمدمهدی کاظمی چندان قطعی نیست. او با استناد به تحلیل نتایج امتحانات نهایی می‌گوید بسیاری از دانش‌آموزان مدارس دولتی در رده‌های بالای جدول قرار گرفته‌اند؛ بنابراین نمی‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که مدارس غیردولتی الزاما کیفیت آموزشی بالاتری دارند.

    او درعین‌حال تأکید می‌کند: «نظام آموزشی کشور باید توجه و تمرکز خود را همچنان معطوف به تقویت مدارس دولتی نگه دارد. حاکمیت، در معنای گسترده کلمه، مسئولیت دارد تا به شکل ویژه‌ای به مدارس دولتی رسیدگی کند. تقویت جایگاه معلم، ایجاد انگیزه برای او و حمایت‌های ساختاری از مدرسه دولتی، از ضروری‌ترین برنامه‌هایی است که باید در اولویت قرار بگیرد».

    وقتی نظام نمره‌دهی بی‌اعتبار می‌شود

    درحالی‌که مسئولان آموزش و پرورش از افزایش نسبی معدل‌ها در امتحانات نهایی خرداد ۱۴۰۳ سخن می‌گویند، برخی کارشناسان آموزشی معتقدند این بهبود ظاهری، نه نشانه‌ای از رشد کیفی آموزش، بلکه نتیجه مستقیم سیاست‌های نادرست و بی‌ثباتی در نظام ارزیابی کشور است. هامون سبطی، فعال حوزه آموزش و مدیر انجمن ناشران آموزشی، معتقد است اعلام میانگین نمره ۹.۹۴ در امتحانات نهایی، نه یک «افتضاح» آموزشی، بلکه نشانه‌ای روشن از ضعف یک سیستم است که سال‌هاست هشدار‌ها درباره آن نادیده گرفته شده است. او با اشاره به سیاست‌هایی که در سال‌های اخیر از سوی مسئولان آموزش و پرورش در قبال کنکور و معدل در پیش گرفته شده، می‌گوید: «ما سال‌هاست فریاد می‌زنیم که نتیجه تصمیمات آموزش و پرورش، اعتبارزدایی از نمره‌ها و بی‌اعتمادی عمومی به نمرات امتحانات نهایی است. امروز نتایج منتشرشده نشان می‌دهد دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند چشم خود را بر این وضعیت ببندد». از نظر سبطی، نمی‌توان نمره پایین دانش‌آموزان را به‌سادگی تقصیر آنها دانست؛ بلکه باید به عوامل ریشه‌ای‌تری نگاه کرد: «وقتی از دانش‌آموزی که در یک مدرسه محروم درس خوانده، معلمش یا حقوق نگرفته یا آن‌قدر خسته و بی‌انگیزه بوده که نتوانسته درست آموزش دهد، انتظار داریم نمره‌اش سرنوشت او را تعیین کند، در‌واقع داریم به او دوبار ظلم می‌کنیم. چطور می‌شود نمره چنین دانش‌آموزی را با نمره کسی که در یک مدرسه مجهز و خاص در تهران درس خوانده، مقایسه کرد؟».

    او با تأکید بر تفاوت‌های عمیق میان مناطق آموزشی در کشور می‌گوید: «نتایج همین امسال هم نشان می‌دهد که میانگین نمرات در استان‌هایی مثل یزد بالاتر از ۱۲ است، اما در استان‌هایی مثل سیستان‌و بلوچستان زیر ۸. این یعنی شکاف آموزشی، عمیق‌تر از چیزی است که تصور می‌شد. حالا اگر قرار است کنکور را حذف کنیم یا تأثیر معدل را بیشتر کنیم، باید پاسخ دهیم که این شکاف قرار است چگونه جبران شود؟».

    ماجرای حذف کنکور

    سبطی از تلاش‌های چند سال اخیر برای حذف کنکور و جایگزینی نمرات امتحانات نهایی به‌عنوان ملاک اصلی پذیرش دانشگاه‌ها انتقاد می‌کند و آن را «سیاستی عوام‌فریبانه» می‌نامد: «می‌گویند کنکور اضطراب می‌آورد. بله، کنکور اضطراب دارد، اما دست‌کم در کنکور می‌توان برای همه سؤال یکسان طرح کرد و ناظر سراسری داشت. در امتحانات نهایی، هیچ‌کدام از اینها وجود ندارد. حوزه‌های امتحانی کیفیت و نظارت متفاوت دارند. تصحیح برگه‌ها هم یکدست نیست. چطور می‌شود سرنوشت ورود به دانشگاه را به این سیستم سپرد». او معتقد است روند فعلی به یک دوگانگی در سیاست‌گذاری منجر شده است: «از یک سو می‌خواهند معدل را تعیین‌کننده بدانند، از سوی دیگر اعتبار معدل را با سیاست‌های اجرائی غلط پایین می‌آورند. وقتی به خاطر کرونا نمره‌ها را بالا کشیدند، معلوم بود که سال بعد با افت شدید مواجه می‌شویم. همان موقع هم گفتیم که نباید چنین دست‌کاری‌ای در نمرات شود. حالا نتیجه‌اش را داریم می‌بینیم». به باور سبطی، انتشار میانگین نمرات پایین نه‌فقط هشدار به نظام آموزشی، بلکه نشانه‌ای از بحران اعتماد در میان دانش‌آموزان و خانواده‌هاست: «امروز خانواده‌ها نمی‌دانند که نمره خوب یعنی چه. وقتی دانش‌آموزی با معدل ۱۷ نمی‌تواند در کنکور رتبه خوبی بیاورد، اعتمادش به کل نظام آموزشی از بین می‌رود؛ و برعکس، وقتی معدل بالا بدون پشتوانه علمی داده شود، دانشگاه‌ها هم دیگر به این نمرات اعتماد نمی‌کنند. در نهایت، دانش‌آموز، معلم، خانواده و نظام آموزش عالی، همه متضرر می‌شوند». او خواستار بازنگری جدی در سیاست‌های فعلی است و تأکید می‌کند: «اگر قرار است کنکور حذف شود یا تأثیر معدل بیشتر شود، ابتدا باید یک نظام نمره‌دهی دقیق، منصفانه و با کیفیت آموزش برابر برای همه دانش‌آموزان کشور ایجاد شود. وگرنه این مسیر به ناکجاآباد می‌رود».

    حرکت به سمت آموزش طبقاتی

    به گفته هامون سبطی، پیامد‌های تصمیم به قطعی‌شدن تأثیر سوابق تحصیلی و معدل، تنها محدود به حوزه آموزشی نیست، بلکه مستقیم بر مسیر زندگی اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی دانش‌آموزان نیز اثر می‌گذارد. او ادامه می‌دهد: «فرض کنیم دانش‌آموزی در پایه یازدهم معدل خوبی کسب نکرده و حالا قصد دارد در سال بعد جبران کند. راه‌حل چیست؟ باید تمام درس‌های پایه یازدهم را مجددا امتحان بدهد، آن‌هم در کنار امتحانات پایه دوازدهم؛ یعنی در یک بازه زمانی حدود یک‌ماهه، باید چیزی در حدود ۲۰ امتحان نهایی بدهد. چنین فشاری، علاوه بر هزینه‌بر بودن، فشار روحی بسیار سنگینی بر دانش‌آموز تحمیل می‌کند. وزارت آموزش و پرورش نیز برخلاف وعده‌هایی که برای چند نوبته کردن برگزاری آزمون‌ها داده بود، تاکنون امکان تحقق این وعده را نداشته است».

    سبطی با تأکید بر نقش آموزش عمومی در ارتقای جامعه، اضافه می‌کند: «ما همیشه آموزش را مسیر کشف استعداد‌های نهفته می‌دانستیم؛ چیزی که عامل پیشرفت جوامع بوده است. آموزش عمومی، فقط سواد خواندن و نوشتن نیست. آموزش دانشگاهی را نیز شامل می‌شود، اما ما با این تصمیمات، عملا گنجینه ژنتیکی خودمان را تقلیل می‌دهیم به دانش‌آموزان مدارس خاص و غیردولتی. برای سوداگران آموزشی شاید این اتفاق خوبی باشد، چون والدین حاضرند پول بدهند و اگر موفقیتی هم کسب شود، این سیکل تشویق و پول‌دهی تکرار می‌شود. اما در یک نگاه کلان، ما به سمت آموزش طبقاتی حرکت می‌کنیم و جامعه این را فهمیده؛ آثار ناامیدی و سرخوردگی‌اش را هم همین حالا داریم می‌بینیم».

  • آموزش عمومی به‌شدت نابرابر است / ردپای اضطراب معیشت بر افت تحصیلی دانش آموزان ایرانی

    آموزش عمومی به‌شدت نابرابر است / ردپای اضطراب معیشت بر افت تحصیلی دانش آموزان ایرانی

    به گزارش اقتصادران، بر اساس آمار رسمی وزارت آموزش‌وپرورش طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳، معدل دانش‌آموزان رشته تجربی، ریاضی و انسانی به‌ترتیب ۱۴، ۲۳ و ۱۶ درصد افت داشته است. مشاور وزیر آموزش‌وپرورش نیز بیان کرده که میانگین نمرات امتحانات نهایی دانش‌آموزان در کشور حدود ۸ تا ۱۰ است. این میزان از افت تحصیلی دانش‌آموزان کشور نگرانی‌های زیادی در پی داشته است. به این انگیزه درباره افت تحصیلی و عوامل موثر بر آن با نرگس ملک‌زاده، کارشناس آموزشی، گفت‌وگو کردیم.

    افت تحصیلی دانش‌آموزان بازتابی از تغییرات اجتماعی، اقتصادی و نهادی کشور است

    نرگس ملک‌زاده می‌گوید: «افت میانگین معدل دانش‌آموزان در سه رشته اصلی متوسطه دوم فقط نشانه افت کیفیت آموزشی نیست. این افت بازتابی از تغییرات عمیق در وضعیت اجتماعی، اقتصادی و نهادی کشور است. جدی نگرفتن این نشانه‌ها بنیان‌های سرمایه انسانی کشور را تضعیف خواهد کرد. اتفاقاً همین بی‌توجهی به سرمایه انسانی یکی از آشکارترین علل افت تحصیلی در ده سال گذشته است.»

    دانش‌آموزان دهک‌های درآمدی پایین و مناطق محروم بیش‌از همه آسیب دیده‌اند

    او می‌افزاید: «در ده سال گذشته با کاهش قدرت خرید و افزایش فشارهای معیشتی، آموزش برای خانواده‌ها در اولویت پایین‌تری قرار گرفته است. آموزش‌های خصوصی، کلاس‌های تقویتی، دسترسی به منابع کمک‌درسی و حتی یک فضای آرام برای مطالعه تبدیل به کالای لوکس شده‌اند. در این میان دانش‌آموزان دهک‌های درآمدی پایین‌تر و مناطق محروم بیش‌از همه آسیب دیده‌اند. برای بسیاری از افراد آموزش دیگر مسیری برای ترقی نیست بلکه مانعی بر سر راه معیشت است.»

    آموزش عمومی به‌شدت نابرابر است

    این کارشناس بیان می‌کند: «دستمزدهای پایین بدون امنیت شغلی نیز موجب فرسایش نظام آموزشی رسمی شده‌اند. بدون این‌ها انگیزه و شرایط ارائه کیفیت پایدار در امر آموزش وجود ندارد. احتمال دارد این بی‌انگیزگی به کلاس درس و ذهن دانش‌آموزان نیز رسوخ کند. خروج معلمان توانمند از آموزش‌وپرورش، مهاجرت نخبگان و رشد مدارس خصوصی برای اقشار خاص تصویر آموزش عمومی را به‌شدت نابرابر کرده است.»

    کم‌رنگ شدن امید در جامعه ناپایداری کیفیت آموزش را در پی دارد

    او اضافه می‌کند: «در سطوح اجتماعی عواملی را می‌توان نام برد که به افت انگیزه و در پی آن افت تحصیلی دامن می‌زنند. ما با نسلی مواجه هستیم که چشم‌انداز روشنی از آینده خویشتن ندارد. کنکور طاقت‌فرسا، بازار کار بی‌ثبات و فضای اجتماعی پرتنش شوق و انگیزه برای تحصیل را از بین می‌برند. نرخ بالای اضطراب و افسردگی در نوجوانان، کاهش پیوندهای اجتماعی و… به افت انگیزه و افت تحصیلی دامن می‌زنند. در جامعه‌ای که امید کم‌رنگ شده‌ است، آموزش نمی‌تواند کیفیت پایدار داشته باشد. کاهش امید بحران کلان اجتماعی است.»

    آموزش عمومی یکی از ابزارهای توسعه بلندمدت است / افت تحصیلی یعنی کاهش توانمندی نسلی که قرار است در آینده توسعه ملی نقش ایفا کند

    نرگس ملک‌زاده می‌گوید: «آموزش عمومی یکی از موثرترین ابزارهای توسعه بلندمدت است. کشوری که آموزش‌وپرورش سرمایه‌گذاری می‌کند، نه‌فقط رشد اقتصادی بالاتر که تاب‌آوری اجتماعی بالاتری را نیز تجربه خواهد کرد. افزایش همبستگی ملی و توان رقابت بین‌المللی نیز از نتایج بهبود کیفیت آموزش عمومی در کشورها هستند. افت تحصیلی یعنی کاهش توانمندی نسلی که قرار است در آینده توسعه ملی نقش ایفا کند.»

    وضعیت آموزش آینه‌ای از وضعیت کلی کشور است

    این کارشناس بیان می‌کند که این روند هنوز می‌تواند برگشت‌پذیر باشد: «اگر سیاست‌گذار شجاعت، صداقت و  آینده‌نگری نسبت به مسائل داشته باشد، احیاء کیفیت آموزشی امکان‌پذیر است. بهبود معیشت معلمان و کاهش نابرابری آموزشی بدون بازتوزیع منابع ممکن نیست. بازگرداندن انگیزه به دانش‌آموزان بدون بازسازی امید اجتماعی امکان‌ناپذیر و بی‌ثمر است. وضعیت آموزش آینه‌ای از وضعیت کلی کشور است که ترمیم آن از طریق اصلاحات ساختاری امکان‌پذیر است.»

    افت تحصیلی محصول یک اکوسیستم به‌هم‌پیوسته است

    او می‌گوید: «نظام آموزشی تنها مسئول افت عملکرد دانش‌آموزان نیست. افت تحصیلی محصول یک اکوسیستم به‌هم‌پیوسته است. عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی و حتی سیاسی بر وضعیت آموزش اثرگذارند. چندین عامل کلیدی بیرون از ساختار آموزش‌وپرورش در افت تحصیلی نقش پررنگی دارند.»

    سیاست‌های کلان اقتصادی از مهم‌ترین عوامل دخیل در افت تحصیلی هستند

    نرگس ملک‌زاده اضافه می‌کند: «سیاست‌های کلان اقتصادی و کاهش امنیت زیستی خانوارها از مهم‌ترین عوامل هستند. در فضایی که خانواده درگیر اضطراب تامین معیشت است، نه‌تنها نیازهای اساسی آموزش، که حتی نیازهای عاطفی و حمایتی برای فرزندان از دست تامین نمی‌شوند. کودکی که با ضعف بدنی و خشونت خانگی روبرو است، در بهترین نظام آموزشی نیز نمی‌تواند عملکرد مناسبی داشته باشد.»

    پیوند میان موفقیت و فراگیری دانش در اذهان تضعیف شده است

    او می‌گوید: «در محتوای رسانه‌های رسمی و غیررسمی ارزش دانش، کوشش درسی، تفکر تحلیلی و این قبیل مسائل بسیار کم‌رنگ شده‌اند. الگویی که به دانش‌آموزان ارائه می‌شود بر پایه‌ی شهرت و کسب سریع ثروت و زندگی تجملی‌ است. این محتوا اشاره‌ای به مطالعه و کسب علم و دانش ندارد. این مورد نیز بر کاهش انگیزه برای یادگیری اثر دارد چرا که پیوند میان موفقیت و یادگیری را در ذهن دانش‌آموز تضعیف می‌کند. علاوه‌بر این، احساس بی‌سرانجامی نیز موثر است. اگر دانش‌آموز آینده‌ای مطلوبی متصور نشود، برای نمره امروز تلاشی نمی‌کند.»

    در غیاب سیاست‌های حمایتی تمام بار به دوش مدارس می‌افتد

    این کارشناس می‌افزاید: «فروپاشی ارتباط میان نسل‌ها و تضعیف نقش تربیتی خانواده‌ها نیز در افت تحصیلی موثر است. در گذشته خانواده در نظارت و پشتیبانی فرآیند یادگیری نقش داشت. امروزه به‌دلیل تغییر سبک زندگی، فشار کاری والدین، و ناآشنایی با شیوه‌های جدید آموزشی، خانواده کمتر نقش حمایتی دارد. همچنین نبود سیاست اجتماعی موثر در حمایت از دانش‌آموزان، در افت تحصیلی نقش ایفا می‌کند. تامین و حمایت از تحصیل فقط وظیفه مدرسه نیست. این مهم نیازمند سیاست‌های چندبعدی شامل خدمات روانی رایگان، تغذیه، حمایت از خانوارهای کم‌درآمد و آموزش والدین است. در غیاب سیاست‌های حمایتی تمام بار به دوش مدارس گذاشته می‌شود که خود از کمبود منابع و نیرو رنج می‌برند.»

    نباید تمام تقصیرها را به گردن آموزش‌وپرورش انداخت

    نرگس ملک‌زاده در پایان می‌گوید: «افت تحصیلی پدیده‌ای چندعاملی است. علی‌رغم ضعف‌های متعدد آموزش‌وپرورش، نمی‌توان تمام تقصیرها را به گردن این نظام انداخت. این پدیده بازتاب یک بحران اجتماعی گسترده است. این بحران ریشه در سیاست‌های اقتصادی، تغییرات فرهنگی، ضعف رسانه‌ای، کاهش کیفیت زندگی و ناکارآمدی سیاست‌های حمایتی دارد. آموزش‌وپرورش برای کارآمدی بیشتر باید در بستر اجتماعی سالم‌تری فعالیت کند. در غیر این صورت هرگونه اصلاح آموزشی دیر یا زود در برابر واقعیت دچار فرسودگی می‌شود.»

  • آقای وزیر! نه معلم، چوپان است نه دانش آموزان گوسفند که در این صورت اسم مدرسه هم باید چیز دیگری باشد

    آقای وزیر! نه معلم، چوپان است نه دانش آموزان گوسفند که در این صورت اسم مدرسه هم باید چیز دیگری باشد

    به گزارش اقتصادران، مهرداد خدیر نوشت:

    نوبت قبل که آقای وزیر آموزش و پرورش گفت “به عنوان وزیر، سرباز فرمانده نیروی انتظامی است” و موجی در انتقاد برپا شد مطلبی ننوشتم.

    هم به خاطر این که به هر رو باید سردار رادان را در مقام فرمانده کل نیروی انتظامی ملاحظه کرد و البته امیدوار بود چون اکنون تحت امر وزیر کشور دولت آقای پزشکیان هستند و سرگرم این مباحث باشند بهتر است تا بحث گیر به پوشش دختران و زنان در کوی و خیابان و هم این که متن تفاهم نامۀ وزارت آموزش و پرورش با نیروی انتظامی را بر خلاف تبلیغات گسترده ناظر به دخالت  فاحش در امور مدرسه ندیدم و ظاهرا بیشتر دربارۀ آسیب‌های اجتماعی است هر چند حاوی عبارات مبهمی است و روی کاغذ می‌ماند و در واقع جدی ندانستم  و یک سند اداری و فرم بوروکراتیک است و  احتمالا بودجه‌هایی صرف می‌شود و مشخص است به جایی نمی‌رسد مگر آن که بعدتر توجیهی شود برای پاره‌ای اقدامات و امیدواریم این گونه نباشد.

    البته می‌شد یادآور شد که آقای کاظمی باید به یاد داشته باشد که در اوج جنگ معلمان و فرهنگیان یک شهرستان به جماران رفته بودند و این پارچه‌نوشته را در دست داشتند که اگر امام فرمان دهد قلم‌ها را مسلسل می‌کنیم و امام خمینی در همان آغاز گفت: ما همه باید کاری کنیم که مسلسل‌ها قلم شود و شما می‌گویید اگر فلانی بگوید قلم را مسلسل می‌کنیم؟

    اما در قبال تازه‌ترین فرمایش جناب وزیر نمی‌توان سکوت کرد که گفته است: معلم شأن “رعایت” دارد! و بعد گفته رعایت هم یعنی چوپانی و خود  توضیح می‌دهد: “رعایت به این معنی که اگر کسی از کلاس رها شد ببیند کجا رفت؟ شأن رعایت به معنی چوپانی. یک گوسفند از گَلّه کم می‌شود می رود و می دود دنبال او و پیدایش می‌کند و او را دوباره به جمع می آورد!”

    از دید ایشان و البته از سر دل‌سوزی و توصیه به مهر به جای قهر، معلم، چوپان است و کلاس، گله و دانش آموزان مثل گوسفندان!

    می‌فهمم که خواسته مثالی ملموس بر زبان آورد. می‌دانم آدم سالمی است. درک می‌کنم که از آقای کاظمی نباید انتظار داشت مثل استادی در اندازه و آوازه دکتر پرویز ناتل خانلری صحبت کند که ۶۰ سال قبل وزیر فرهنگ این مملکت بوده و همچنان از او به نیکی و بزرگی یاد می شود. اما آخر این چه مثالی است؟!

    چون نویسنده این سطور درست هم‌سن این آقای کاظمی است  بد نیست یادآور شود در رژیم پهلوی و در مدرسه مذهبی یی در تهران هر روز این حدیث را به ما یادآور می‌شدند: “کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته”. یعنی همه شما راع و چوپان و مسؤول هستید و همه در قبال آنچه می‌کنید مسؤولیت دارید.

    ما بچه هشت‌نُه ساله بودیم و هر روز در دبستان زمان این حدیث زیبا را برای ما یادآور می‌شدند و هرگز یک بار هم نگفتند شما گله گوسفندان‌اید و ما چوپان و شبان شماییم!

    همین آقای محمد‌رضا شریفی‌نیای مشهور که آن روزها تنها ۱۸ سال داشت و تازه دانشجو شده بود هم معلم نقاشی ما بود با همین تیپ هنری و متفاوت (و آن قدر امضای او در کارت پستال‌هایی که جایزه می‌داد برای من متفاوت بود که الگوی امضای کنونی من است!)

    او هم به ما یاد می‌داد چقدر متنوع‌ایم و حرفی از گوسفند و گله در میان نبود! از سال‌های آغازین دهه ۵۰ خورشیدی صحبت می‌کنم. ۵۰ سال قبل! در عصر و زمانه‌ای دیگر.

    می‌فهمم که این جناب کاظمی با ادبیات سنتی خواسته توصیه به مراقبت کند ولی آخر مگر همین چند روز قبل نگفته بود به دنبال آموزش هوش مصنوعی است؟  گلّه کدام است؟ اقلا بگو تیم! کلمه تیم را که هر روز در مسابقات ورزشی می شنوی برادر! تیم فارسی نیست بگو گروه.

    هر دانش آموزی فردیت و شخصیت خود را دارد. معلم هم چوپان نیست و لابد همه معلمان بلانسبت گله‌ای هستند و جناب وزیر هم چوپان آنهاست!

    بله، مدرسه نیاز به مشاورانی دارد که به صورت نامحسوس رفتار بچه ها را کنترل کنند. برخی از بچه ها تمایلات جنسی افراطی دارند. بعضی ممکن است مواد مخدر همراه داشته باشند. یکی از درگیری پدر و مادر در رنج است و قس علی هذا. اینها را باید مراقب بود ولی اینها کار مشاوری است که امین و معتمد بچه هاست و حتی به والدین منتقل نمی کند مگر به ضرورت.

    کار معلم انتقال مفاهیم است. او خدمات تحصیلی و آموزشی ارایه می دهد. منِ رسانه ای خدمات رسانه ای ارایه می دهم. پزشک و پرستار، خدمات درمانی و پلیس خدمات انتظامی. یکی کالا می فروشد و دیگری خدمات ارایه می دهد و هیچ یک چوپان دیگری نیستیم. دانش آموزان هم گوسفند نیستند و لابد دو روز دیگر انتظار دارند در مقابل معلمان و مدیران بع‌بع هم بکنند!

    هر دانش آموزی شخصیت و فردیت مستقل و یونیک خود را دارد. تنها به اقتضای سن مشترک و زندگی در یک محله هم کلاسی شده اند نه این که تفاوت و تمایز نداشته باشند. اگر تیمی تشکیل می دهند برای کار گروهی یا ورزشی است نه مثل گله.

    مثال چوپان و گله و گوسفند جدای کهنگی یک اشکال ماهوی دیگر هم دارد که سعدی به زیبایی بیان کرده و آقای وزیر که این قدر به تربیت چند صد سال قبل علاقه دارد باید بداند.

    چون چوپان محض رضای خدا و از فرط علاقه به گوسفندان آنان را نگاه داری و به تعبیر آقای وزیر “رعایت” نمی‌کند. برای آن است که گوشتی به تن بگیرند و بعد تحویل قصاب دهد و سرش را ببرند و گوشت تن من و شما شود!

    جالب این که همین دیروز داشتم در استودیو عصر ایران حکایت ۳۱ باب دوم گلستان سعدی را می‌خواندم و ضبط شد و چند روز دیگر پخش می شود که در آن به اغراض چوپان اشاره شده:

    شنیدم گوسفندی را بزرگی
    رهانید از دهان و دست گرگی

    شبانگه کارد در حلقش بمالید
    روان گوسفند از وی بنالید

    که از چنگال گرگم در ربودی
    چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی!

    خدای ناکرده مگر این معلمان طفلک که لنگ هزار مشکل معیشتی اند به دنبال ذبح این بچه ها هستند که به چوپان و گوسفند تشبیه می کنید؟

    کدام چوپان؟ کدام گوسفند؟ کدام گله؟ اینها فرد فرد شهروندان این جامعه‌اند که در فرآیند رشد در اختیار این  ساختار آموزش‌اند تا عشق به میهن و زبان فارسی  و هنر و ورزش بیاموزند و استعدادشان کشف شود و اتفاقا گوسفندوار زندگی نکنند و با زبان مادری یا رسمی با دوستان ارتباط برقرار کنند و در اندیشه عقل خود را به کار گیرند. در مباحث دینی با وحی آشنا شوند و در ادبیات با عشق. در فسلفه با عقل و در هنر با زیبایی و در ریاضیات با منطق اعداد و گوسفندان نه وحی می دانند چیست نه عقل. که اگر عقل داشتند وقتی سر یکی را می بریدند دیگری هم اطاعت نمی کرد. از گوسفند شگفت آورتر گاو است که با آن هیکل اجازه می دهد انسانی به مراتب ضعیف تر سر او ببرد!

    درست است که این آقای کاظمی که می دانم نیت بدی ندارد و آدم خوب و سلیم النفسی است وزیر جمهوری اسلامی است ولی چون نام دکتر ناتل خانلری وزیر فرهنگ  عصر پهلوی را بردم گمان نبرید وزیران آن عصر همه فاضل بودند و وزیران جمهوری اسلامی مانند آقای کاظمی ساده اندیش بوده اند.

    اتفاقا اولین کسی که به سخنان وزیر آموزش و پرورش انتقاد کرده دکتر مصطفی معین است که دو دوره در همین جمهوری اسلامی وزیر بوده: وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی در سال های ۶۸ تا ۷۲ و وزیر علوم و تحقیقات و فناوری در دولت اصلاحات از ابتدا تا سال  ۸۲ که استعفا کرد.

    او که در همین جمهوری اسلامی رییس دانشگاه شیراز هم بوده و استاد و معلم  و ۲۰ سال پیش نامزد ریاست جمهوری در رقابت با هاشمی رفسنجانی و کروبی و قالیباف و لاریجانی و احمدی نژاد بوده نوشته است:

    “شأن معلم ادامه دهنده رسالت پیامبری و  محبت پدری است و شأن دانش آموز آینده سازی و احیای شکوه ایران باستان. وقتی شأن وزیر سربازی فرمانده ئلیس باشد شأن معلم هم رعایت است به معنی چرانیدن گوسفندان و شأن مدرسه هم در حد زندان و […]!”

    مطمئن‌ام که شخص رییس‌جمهور هم با ادبیات و مثال وزیر خود موافق نیست هر چند او هم مدام می گوید بچه ها را این جوری تربیت کرده‌ایم آن جوری شده‌اند. او هم فکر می‌کند این بچه‌ها را می‌شود هر جور که خواستیم به قول او تربیت کنیم! اما می‌توان حدس زد نگاه چوپان و گله ندارد ولی به هر حال وقتی دولت وفاق تشکیل داده‌ای و از هر بخش کسی را-  اگر نگوییم سهمیه‌ای-  را در سبد کابینه نهاده‌ای همه ظفرقندیِ بهداشت و میدریِ کار و صالحیِ ارشاد نمی‌شوند و باید تحمل کرد. ما هم رعایت می‌کنیم. منتها رعایت به معنی مصطلح خودمان و نه به معنیِ چوپانی!

      [چون صحبت از رعایت شد بد نیست یادآوری شود کار وزیر این نیست که کلمه رعایت را تفسیر کند. این است که ببیند مصوبات خودشان رعایت می‌شود یا نه. تصادفا همین حالا دوستی پیامک داده که به «سامانه شهریه مدارس غیر انتفاعی» مراجعه و مدرسه‌ای با شهریه ۳۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی را در منطقه محل زندگی خود انتخاب کرد و وقتی برای ثبت نام به آن مدرسه رفته به او گفته اند با احتساب فوق برنامه و موارد دیگر می‌شود ۷۰ میلیون تومان! آن ۳۶ میلیون و ۵۰۰ برای سامانه است! یعنی رعایت بی‌رعایت!‌

    روز روشن عددی را که در سامانه خودتان ثبت شده رعایت نمی‌کنند و آن وقت شما به دنبال آموزش «رعایت» به «رعیت»‌اید؟]