برچسب: دانش آموزان

  • نظام آموزشی ایران کارناوال ناکارآمدی و ناامیدی!

    نظام آموزشی ایران کارناوال ناکارآمدی و ناامیدی!

    به گزارش اقتصادران، ساعت هنوز از ۶ نگذشته که بندر با نسیمِ شورِ دریا از خواب بیدار می‌شود. بادِ ساحلی، پرده‌های مه را کنار می‌زند و آفتاب نارنجی، مثل ماهیگیر پیرِ محله، آرام‌آرام تور نورش را روی موج‌ها می‌اندازد.

    صدای قایق‌های چوبی که به ساحل می‌خورند، همراه با فریاد‌های دورِ ماهیگیر‌ها می‌آید: «امروز صید خوب بود!». بوی نمِ جزرومد، مخلوط با عطر نان و چای تلخ از مغازه‌های قدیمیِ کنار اسکله می‌پیچد؛ مغازه‌هایی که درِ چوبی‌شان هنوز با کلید‌های آهنی بزرگ قفل می‌شود و صاحبانشان، مثل کتاب‌های تاریخ زنده، هر صبح خاطرات بندر را ورق می‌زنند. زنان ماهی‌فروش در بازار ساحلی، با پیش‌بند‌های لکه‌دار از خو‌ن‌ماهی، سوف‌های شمال تازه صید را روی یخ چیده و فریادشان با صدای امواج درهم می‌پیچد: «ماهی سحرگیر! تازه از آب!».

    این، همان تصاویری است که «نرجس» ۳۶ ساله، هر صبح از پیش چشم می‌گذراند تا به محل کارش برسد. مسیر او از میان کوچه‌های باریک و سنگ‌فرش شده می‌گذرد که دیوارهایش با پوستر‌های رنگ و رو رفته تئاتر‌های قدیمی، کاندیدا‌های انتخاباتی و عکس‌های سیاه‌وسفیدِ کشتی‌گیران قدیمی پوشیده شده است. او بخشی از این مسیر را پیاده و بخشی را با تاکسی‌های درون شهری طی می‌کند تا به مدرسه‌ای در محله میان‌پشته برسد. نرجس، یک معلم حق‌التدریسی است.

    «نرجس»، صدایی از حاشیه نظام آموزشی!

    مدرسه محل کار «نرجس»، یک ساختمان دو طبقه قدیمی با پنجره‌های آبی رنگ‌پریده است که روی دو طرف دیوار‌های ورودی آن از اهمیت «حجاب»، حدیث نوشته شده است. همزمان که آماده صحبت با «نرجس» می‌شوم، خبر شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی بر صفحه‌ای موبایلم نقش می‌بندد؛ بازداشت «محمود صدیقی‌پور»، فعال صنفی و عضو کانون صنفی فرهنگیان گیلان و چند عضو دیگر در نقاط مختلف کشور… گویا در آستانه روز معلم اعتراضات معلمان به معوقات و مشکلات معیشتی ادامه دارد.

    «نرجس» می‌گوید: «هر سال این موقع‌ها، اخبار، ظاهری پرطمطراق دارند؛ افزایش حقوق، پرداخت شگفتانه روز معلم و … اما این فقط یک روال تکراری و برای رفع تکلیف است. آن‌قدر نمایشی که دم‌خروسش بیرون می‌زند! همایش پیاده‌روی خانواده راه می‌اندازند، زنگ سپاس می‌زنند، تقدیرنامه می‌دهند، درحالی که چند کیلومتر آن‌طرف‌تر معلمان در اعتراض هستند.».

    او ادامه می‌دهد: «حقوق ما هم که معمولا یک سوم معلمان رسمی و پیمانی است، اما شرایط کاری‌مان سه برابر سخت تر! همان حداقل حقوق به ازای ۲۴ ساعت. خبری از امتیازات و امکانات و تسهیلات هم نیست».

    «نرجس» چند سال پیش، پس از قبولی در دو آزمون (کتبی – عملی) و اخذ صلاحیت از گزینش و گذراندن دوره‌های تخصصی مربوط به رشته تدریسش به آموزش و پرورش راه یافت. او شهریور تا مهر هرسال به مدیریت‌های آموزش رفته و در صورت وجود کلاسی برای تدریس ادبیات، ابلاغ رایانه‌ای دریافت و مشغول می‌شود. در حالیکه در قانون برنامه ششم توسعه، تأکید شده است که حق‌التدریسی‌ها باید در روند استخدام و تبدیل وضعیت قرار بگیرند، اما این امر هنوز به طور کامل اجرا نشده است.

    چالش‌های سر و کار با نسل زد!

    «نرجس» علاقمند به کتاب‌های روان‌شناسی است. او می‌گوید تمام تلاشش را می‌کند تا در مواجهه با دانش‌آموزانش به‌روز باشد: «جدا از مسائل مالی، چالش اصلی ما محتوای آموزشی غیرکاربردی و کهنه است که باعث بی‌انگیزگی می‌شود. وقتی درس‌ها با واقعیت‌های زندگی دانش‌آموز همخوانی ندارد، تو نمی‌توانی دانش‌آموزت را مجاب به گوش دادن کنی. دانش‌آموزی که ادبیات نمی‌خواهد، اصلا درس نمی‌خواهد، فقط می‌خواهد پول در بیاورد. حتی دیگر مثل نسل قبل خود، استرس کنکور و رتبه و معدل و قلم‌چی را هم به خود راه نمی‌دهد. ته تهش می‌گوید یک دوربین جلویم می‌گذارم و بلاگر می‌شوم. هم پولش خوب است، هم زحمتی ندارد.»!

    این معلم جوان به نکته جالبی اشاره می‌کند؛ تفاوت نسل‌ها و چالش‌های آموزش به نسل زد: «دوره و زمانه عوض شده خانم. دانش‌آموز امروزی معلم را مرجع بی‌چون و چرا نمی‌داند. برایش مهم است که فضای گفت‌و‌گو دوطرفه باشد، پرسش‌گری کند و بازخورد بگیرد. این نسل بیش از آنکه به دنبال اطاعت باشد، به تعامل سازنده اهمیت می‌دهد. البته همه اینها منوط به آن است که اساساً به کلاس درس به عنوان فضایی ارزشمند نگاه کند. تکیه افراطی بر نمره، رقابت‌های غیرضروری و آزمون‌های پی در پی هم برای معلم و هم شاگردان خستگی ایجاد کرده. هر سال همان مطالب تکراری با شیوه‌های قدیمی ارائه می‌شود؛ گویی خلاقیت در چهارچوب کتاب‌های درسی محبوس شده است. همین حالا ما چالش هوش مصنوعی و چت‌جی‌پی‌تی داریم. دانش‌آموزان اساسا نیاز به حضور در کلاس نمی‌بینند و اگر سوالی بود هوش مصنوعی پاسخش را می‌داند.

    این وضعیت وقتی اشتیاق یادگیری دانش‌آموز را می‌کُشد، اساسا دیگر موجودیت و کارکرد من به عنوان یک معلم، رنگ می‌بازد.».

    «نرجس» گویا به فکر آزمون استخدامی نیست، چون پسِ ذهنش به مهاجرت فکر می‌کند. هرچند نه‌چندان مطمئن اما، فکر می‌کند. با آوردن نام ترکیه به عنوان کشور مقصد، تلنگر می‌خورم. همین امروز اعتراض کارگران در استانبول سرکوب شد بماند که ترکیه همراه با ایران جزو ده کشور با بالاترین نرخ تورم در سال گذشته بودند.

    او، اما تلنگر دوم را می‌زند: «فکر می‌کنید حقوق معلمان ترکیه‌ای چقدر است؟ من به شما می‌گویم حداقل ماهانه ۱۲۲۳ دلار! رقمی که در ایران افسانه به نظر می‌آید. با حقوقی که در بهترین حالت زیر ۳۰۰ دلار است تازه معوقات هم دارد، به شما قول می‌دهم بحران کمبود معلم در ایران از این هم بیشتر می‌شود و این تلخ است. همین حالا من چطور دانش‌آموزم را به معلمی علاقه‌مند کنم؟ چه انگیزه‌ای برای پیوستن به این قشر فرهیخته وجود دارد، وقتی که حتی مزایای کوچکی همچون محاسبه دوران تحصیل در سنوات خدمتی، از برنامه‌های حمایتی معلمان حذف می‌شود؟ من آینه آنها هستم که همزمان با تمرکز بر کار، مجبورم با دغدغه‌های معیشتی روزگار بگذرانم.».

    نظام آموزشی ایران در چنگال ناکارآمدی و ناامیدی!

    از «نرجس» جدا می‌شوم. او آینه دانش آموزان دهه هشتادیش است و احتمالا امثال «زهرا»، معلمی که بعد از سی سال خدمت و تدریس در کلاس‌های درس به ایستگاه بازنشستگی رسیده و هنوز مثل همه فرهنگیان دغدغه معیشت دست از سرش برنداشته، آینه «نرجس» است که در همسایگی‌ام زندگی می‌کند.

    او می‌گوید: «دولت همین‌که به جای وعده‌های افزایش حقوق، مهار تورم را در اولویت قرار دهند کافی است. اگر انصاف داشته باشیم حتی حقوق مکمل سالانه نیز با شتاب سرسام‌آور قیمت‌ها همخوانی ندارد. ادعای افزایش ۲۰ درصدی حقوق در سال جاری که هنوز به شکل قطعی عملیاتی نشده نیز در مواجهه با ابرتورم کنونی، همچون قطر‌های در اقیانوس است. این رقم نه تنها پاسخگوی نیاز‌های معیشتی نیست، بلکه شکاف عمیق بین درآمد‌ها و هزینه‌های زندگی را پر نمی‌کند». می‌دانم که «زهرا» با یک سرطان زنانه گلاویز است و در هزینه‌های سنگین درمان به همسرش کمک می‌کند.

    جزئیات این افزایش حقوق، خود روایتی از تناقض‌های سیستم است:
    – بند حق شغل، شاغل: ۲۰ درصد افزایش
    – بند حق عائله‌مندی: ۲.۱۰۰ میلیون تومان
    – بند حق اولاد (هر فرزند): ۱.۷۱۴ میلیون تومان
    – بند ترمیم حقوق: ۱.۱۰۰ تا ۲ میلیون تومان

    این ارقام، نتیجه اجرای قانون رتبه‌بندی معلمان است که سال‌ها به عنوان مطالبه اصلی صنف فرهنگیان مطرح بود. اما واقعیت اجرای این قانون، آن را به نمایشی تراژیک تبدیل کرده است: تقسیم‌بندی معلمان به ۵ رتبه با شرط دستیابی به بالاترین سطح (رتبه ۵) تنها پس از ۲۴ سال خدمت و تحقق شروطی دیگر!

    دولت سیزدهم در سال ۱۴۰۱ ادعای اجرای این قانون را داشت، اما شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان با استناد به آمار‌های تکان‌دهنده، پرده از واقعیت برداشته است. «محمد حبیبی»، سخنگوی این شورا، در گفت‌و‌گو با وبسایت «امتداد» فاش کرد: «از ۱۴۰۱ تا پایان ۱۴۰۲، ۸۰ معلم از مزایای رتبه‌بندی محروم شده‌اند؛ ۱۳ تن اخراج یا بازخرید، ۲۳ تن انفصال از خدمت، ۳۲ معلم تقلیل گروه و ۳ تن بازنشستگی اجباری را تجربه کرده‌اند». این، فعلا تنها آمار موجود است.

    سال گذشته نیز، نیاز ۴۰ هزار میلیارد تومانی برای پرداخت پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته اعلام شد، اما این رقم کلان در تقابل با واقعیت حقوق معلمان، تنها بر شکاف میان وعده‌ها و عمل دولت‌ها تاکید می‌کند. سیستم آموزشی ایران اکنون به کارناوالی شبیه است که در آن، راه‌حل‌های مقطعی مانند مُسکن‌های بی‌اثر، تنها بر وخامت اوضاع می‌افزایند. این نظام دیگر نه توان پنهان کردن آشفتگی‌هایش را دارد، نه اراده‌ای برای بازسازی ریشه‌ای.

    سوال اینجاست: آیا فروپاشی آموزش، پیش‌درآمد فروپاشی بزرگ‌تری در ساختار اجتماعی ایران می‌شود؟

    ساعت ۱۵:۲۰، پایان داستان ناتمام «نرجس»!

    باد ساحلی، پوسترِ روز معلم را از دیوار مدرسه می‌کند و آن را روی پیاده‌روی باریک می‌غلتاند؛ «نرجس» شنبه باید بازگردد. به کلاس ۳۰ نفره، به نیمکت‌های سبز فلزی که رد مداد نوکی، روی آن یادگار دانش‌آموزان را هک کرده است، به درس شنبه و تدریس اهمیت تاریخ ادبیات در قرن پنجم و ششم برای دانش‌آموزانی که در بهترین حالت، پادکست انگلیسی گوش می‌کنند تا لهجه بریتیش‌شان برای مهاجرت تقویت شود. او باز‌می‌گردد؛ از همان مسیر همیشگی، از کنار اسکله‌ای که بوی جلبک‌های فاسد و ماهی‌های تازه را توامان می‌دهد…

    او حرفه‌اش را دوست دارد و تاریخ ادبیات را، چون باور دارد؛ گذشته‌ها هرگز نخواهند گذشت‌…

  • «معلم‌بلاگرها» همچنان با خیال راحت مشغول بلاگری در کلاس!

    «معلم‌بلاگرها» همچنان با خیال راحت مشغول بلاگری در کلاس!

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، با گسترش شبکه‌های اجتماعی، شاهد افزایش فعالیت معلمان در پلت‌فرم‌هایی مانند اینستاگرام تحت عنوان «معلمان بلاگر» هستیم!

    این معلمان با انتشار ویدیوها و تصاویری از دانش‌آموزان در کلاس درس، گاه با اهداف آموزشی و گاه برای جذب مخاطب و درآمدزایی، مرزهای حریم خصوصی کودکان را تحت تأثیر قرار داده‌اند اما، آیا این اقدامات با حقوق کودکان سازگار است؟

    با وجود آنکه وزارت آموزش و پرورش، سال گذشته از ممنوعیت فعالیت معلم‌بلاگرها خبر داد حتی شورای‌عالی آموزش و پرورش ضوابطی را دراین‌باره تدوین کرد تا فعالیت معلمان در فضای مجازی را ساماندهی کند اما همچنان شاهد تکرار این موضوع در فضای مجازی هستیم و خبری از ممنوعیت فعالیت‌ها و نظارت صحیح از سوی آموزش و پرورش برای کنترل آن مشاهده نمی‌شود!

    رضوان حکیم‌زاده؛ معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به سیاست‌های این وزارتخانه در زمینه حفظ حقوق کودکان گفت: کودکان نباید به هیچ عنوان ابزار درآمدزایی یا جذب مخاطب در فضای مجازی قرار بگیرند حتی اگر فعالیتی با اهداف آموزشی انجام شود، در صورتی که موافقت خانواده‌ها را نداشته باشد یا جنبه تبلیغاتی و تجاری پیدا کند، غیرقابل قبول است.

    وی تأکید کرد: بر اساس قوانین داخلی و پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک، انتشار تصاویر کودکان بدون رضایت آگاهانه والدین و خود کودک (در سنین بالاتر) نقض حریم شخصی محسوب می‌شود، خانواده‌ها و معلمان باید به این موضوع حساس باشند.

    ممنوعیت انتشار تصاویر دانش‌آموزان در کشورهای مختلف

    در بسیاری از کشورها، استفاده از تصاویر کودکان در فضای مجازی تحت قوانین دقیقی قرار دارد:

    در اتحادیه اروپا، مقررات عمومی حفاظت از داده‌ها (GDPR) انتشار تصاویر کودکان را بدون رضایت صریح والدین ممنوع کرده است و تخلف از آن جریمه‌های سنگینی دارد.

    در آمریکا، قانون COPPA (مربوط به حریم خصوصی کودکان در فضای آن‌لاین) انتشار محتوای مربوط به کودکان زیر ۱۳ سال را بدون اجازه والدین غیرقانونی می‌داند.

    در ژاپن و کره جنوبی نیز مدارس موظفند قبل از ثبت یا انتشار هرگونه تصویر دانش‌آموزان، رضایت کتبی خانواده‌ها را دریافت کنند.

    آیا معلمان بلاگر مرتکب نقض حقوق کودکان می‌شوند؟

    کارشناسان معتقدند حتی اگر معلمان با نیت آموزشی اقدام به انتشار تصاویر دانش‌آموزان کنند، این کار در صورت عدم رضایت خانواده‌ها می‌تواند تبعات منفی داشته باشد.

    سید محسن حسینی‌پویا؛ وکیل پایه یک دادگستری دراین‌باره می‌گوید: حق انسان نسبت به تصویر خود از جمله حقوق مربوط به شخصیت و حریم خصوصی انسان است و قاعدتاً لازمه تصمیم‌گیری راجع به تصویربرداری از انسان و انتشار آن، اخذ مجوز و رضایت آن شخص است، علاوه بر آن عکس یا فیلم منتشرشده باید به حرمت، حیثیت و شخصیت انسانی لطمه‌ای وارد نکند.

     لزوم تدوین دستورالعمل شفاف برای معلمان

    با توجه به نبود قوانین صریح در ایران درباره فعالیت معلمان در فضای مجازی، به‌نظر می‌رسد وزارت آموزش و پرورش باید دستورالعمل مشخصی برای تعیین حدود انتشار محتوای مرتبط با دانش‌آموزان تدوین کند.

    معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش معتقد است: امروز بحث مهمی که مطرح می‌شود این است که حتی پدر و مادرها هم حق ندارند بدون اجازه کودکانشان، عکس‌های آنان را در فضای مجازی منتشر کنند، ممکن است کودک در آینده نخواهد تصاویر خاصی از دوران کودکی‌اش در دسترس عموم باشد، این حق اوست و خانواده‌ها باید به این حق احترام بگزارند.

    وی با بیان شرایط فعالیت‌های مربوط به کودکان در فضای مجازی گفت: به‌نظر من، هر فعالیتی در این فضا باید دو اصل اساسی را رعایت کند؛ اولاً با موافقت آگاهانه والدین همراه باشد زیرا کودکان خود به‌تنهایی نمی‌توانند در این زمینه تصمیم‌گیری کنند. ثانیاً، هیچ‌گونه جنبه درآمدزایی نداشته باشد، حتی اگر فعالیتی از نظر تربیتی مشکلی نداشته باشد، اما خانواده‌ها با آن موافق نباشند، مجاز نخواهد بود.

    حکیم‌زاده در پایان با اشاره به تولید محتوا با استفاده از کودکان گفت: هرچه بیشتر از استفاده از کودکان در تولید محتوا خودداری کنیم، رفتاری اخلاقی‌تر و مسئولانه‌تر داشته‌ایم. کودکان باید در محیطی امن و به‌دور از هرگونه بهره‌برداری نادرست رشد کنند.

    در حالی که بلاگری معلمان می‌تواند ابزاری برای آموزش و تعامل باشد، عدم رعایت حریم کودکان ممکن است آن را به یک چالش جدی تبدیل کند.

  • یک کنکور و این همه مدعی؟ / مافیای کنکور به مدارس رفت / اجحاف در حق دانش‌آموزان تا کی ادامه دارد؟

    یک کنکور و این همه مدعی؟ / مافیای کنکور به مدارس رفت / اجحاف در حق دانش‌آموزان تا کی ادامه دارد؟

    به گزارش اقتصادران، سنجش و پذیرش داوطلبان ورود به دانشگاه‌ بعد از سال‌ها تغییر کرد، کنکور و نتایج آن تنها آزمونی بود که تعیین می‌کرد چه‌کسی می‌تواند در کدام دانشگاه و رشته ادامه تحصیل بدهد، روشی که منقدان زیادی داشت، از استرس‌های شب آزمون گرفته تا چیزی به‌نام مافیای کنکور و گردش مالی کلاس‌ها و کتاب‌های تست زنی، همه این‌ها سبب شده بود تا خواست عمومی برای تغییر این روش بسیج شود، اتفاقی که بالاخره رخ داد.

    با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی سهم آزمون سراسری برای ورود به دانشگاه کم شد، در عوض این سهم کم شده به مدارس و نتایج امتحانات نهایی رسید، حالا طبق این مصوبه آزمون سراسری ۴۰ درصد در نتایج ورود به دانشگاه تاثیرگذاری دارد  و ۶۰ درصد باقی مانده سهم معدل داوطلبان و دانش‌آموزان در سه پایه دهم، یازدهم و داوزدهم است. ضمن این‌که دیگر از آزمون دروس عمومی در کنکور خبری نیست و کنکور سالی دوبار برگزار می‌شود.

    مافیای کنکور به مدارس رفت/ افزایش استرس به سه سال/ دانش‌آموز کجا اعتراض کند؟

    روش جدید سنجش و پذیرش برای ورود به دانشگاه‌ها  از همان ابتدا مخالفان خودش را پیدا کرد، علی امرایی، عضو کمیسیون آموزش دیده‌بان شفافیت و عدالت در این‌باره گفت که: «در روش جدید یک یا دو بار کنکور تبدیل به ۳۰ بار امتحان نهایی شده است، در حالی که هدف مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی کاهش استرس بود، اما همین روش به مراتب استرس را اضافه کرده است، در واقع دانش‌آموز از پایه نهم برای گرفتن نمره خوب به دنبال کتاب‌ها و کلاس‌های تقویتی می‌رود.»

    درهمین باره احمد نادری، نماینده مجلس هم در گفت‌وگویی با رسانه‌ها گفت که: «بیش از هشت هزار میلیارد مافیای کنکور درآمد داشته است. با روش جدید حذف این مافیاها ارزشمند است، اما آیا به این قیمت است که این مافیا را ما باید حل بدهیم درون مدارس؟ قانونی که این‌ها نوشتند و با گردن‌کلفتی مقابل مجلس هم ایستادند و این قانون را اجرایی کردند که ما هم به دلایلی زورمان نرسید، این قانون، آن مافیا را به آموزش و پرورش سرایت می‌دهد.»

    مصطفی اسلامی، استاد دانشگاه درباره مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی برای جذب دانشجو و مشکلات این مصوبه به خبرآنلاین گفته بود: «در این روش  استرس به‌ سه سال افزایش یافته،  این طرح از هر طرف که وارد می‌شویم ایراد دارد.»

    همچنین سامان سلامیان، مدرس درباره این مصوبه کنکوری به خبرآنلاین گفته بود: «مصوبه اخیر امکان مطالبه را از بین برده است. دانش‌آموز نمی‌داند به‌کجا اعتراض کند. مصوبه در مجلس تصویب نشده است. اساسا باید در کتاب‌های جامعه‌شناسی و مدنی بیاید که مجلس در راس امور نیست. دانش‌آموزان بدانند مجلس قانون را تصویب نکرده و اعتراض مجلس هم به‌جایی نرسیده است. نماینده مجلس هیچ تاثیری در این مصوبه ندارد. دانش‌آموز هرجایی برای اعتراض می‌رود قبول نمی‌شود. ۲۹۰ نماینده درباره یک چیزی شور می‌کنند و اشکالات به‌صورت علنی بیان می‌شود. این مصوبه پشت درهای بسته تصویب شده است. امکان اعتراض برای دانش‌آموزان نیست.»

    اجحاف در حق دانش‌آموزان/ نباید نسبت به خشم و نگرانی مردم بی تفاوت باشیم

    اما مخالفان روش جدید سنجش و پذیرش برای ورود به دانشگاه‌ها فقط در میان کارشناسان و نمایندگان مجلس نبودند، بعد از چند دوره پذیرش دانشجو با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی خود داوطلبان هم به صف مخالفان پیوستند، طوری برخی معتقدند ۸۰ درصد داوطلبان با تاثیر معدل در کنکور مخالفند. یکی از این داوطلبان صبا معصوم‌نیا رتبه یک گروه آزمایشی تجربی در کنکور ۱۴۰۳ بود او به خبرآنلاین گفت: «هر جلسه امتحان نهایی عملا برای ما معنی کنکور داشت و متحمل استرس شدیم. به نظر من تاثیر قطعی معدل در نتایج شرایط را سخت کرده، این روش واقعا در حق بچه پانزده ساله‌ای که باید امتحان نهایی دوره دهم یازدهم و دوازدهم را بدهد اجحاف است و ممکن است با یک اشتباه آینده‌اش خیلی تحت تاثیر قرار بگیرد.»

    همچنین آیدا دوانی رتبه یک کنکور زبان‌های خارجه در سال ۱۴۰۳ به خبرآنلاین گفت که: «چیزی که خیلی اذیت‌مان کرد آن بود که برای هر امتحانی که می‌دادیم انگار استرس یک کنکور را تجربه می‌کردیم. برای همین در خردادماه خیلی استرس داشتم و وقت سرخاراندن نداشتیم و این خیلی اذیت مان کرد.»

    در واکنشی دیگر به مصوبه کنکوری شورای عالی انقلاب فرهنگی، علی اکبر قنادیزدی رتبه برتر کنکور علوم انسانی گفت: «از رییس جمهور درخواست می کنم این مصوبه ناعادلانه و غیر فنی را بازنگری کنند و حذف این مصوبه بهترین هدیه برای ما نخبگان به شمار می رود. ضمن اینکه خانواده ها و مردم از این مصوبه ناعادلانه نگران هستند و نباید نسبت به خشم و نگرانی مردم بی تفاوت باشیم.»

    رویکرد مثبت دولت چهاردهم برای تغییر مصوبه کنکوری

    در سال ۱۴۰۳ در یک انتخابات زودهنگام، مسعود پزشکیان رئیس جمهور شد، با تشکیل دولت چهاردهم بسیاری از کارشناسان و داوطلبان از رئیس دولت درخواست کردند که در مصوبه کنکوری شورای عالی انقلاب فرهنگی تجدید نظر ایجاد شود. احمد توکلی، عضو ادوار مجلس شورای اسلامی و رئیس هیات مدیره دیده‌بان شفافیت و عدالت با درخواست از مسعود پزشکیان برای تغییر مصوبه کنکوری نوشت: «تصمیمی در شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته شد که متأسفانه پیوست عدالت ندارد و موجبات بیعدالتی، نارضایتی و شکاف طبقاتی در جامعه را فراهم کرده است و همواره این اتهام را برانگیخته است که قشری خاص که اکثراً با مدارس غیرانتفاعی و تجار زراندوزِ فعال در عرصه فرهنگ کنکوری مرتبطاند، زمینه‌ساز چنین تصمیماتی هستند. تصمیماتی که چرخه فقر را تعمیق می‌بخشد، فرهنگ مناعت را تخریب می‌کند و مغایر با ارزش‌ها و الگوهای اسلامی است.»

    آن‌طورکه مشخص بود رئیس جمهور پزشکیان و وزرای او هم چندان موافق این مصوبه نیستند. او درهمین‌باره قبل‌تر در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود: «برای کنکور باید معیارهای جدیدی وضع شود تا رقابت عادلانه و برابر باشد، بازنگری در کنکور ضروری است.»

    همچنین علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، در روزهای ابتدایی قبول مسئولیت در این‌باره گفته بود: «تاثیر معدل در کنکور دغدغه دانش‌آموزان است این موضوع را به شورای عالی انقلاب فرهنگی منعکس و پیگیری خواهم کرد.»

    شورای عالی انقلاب فرهنگی کوتاه آمد؛ مصوبه تغییر کرد

    بعد از روی کار امدن دولت چهاردهم سرعت رسیدگی به مطالبات دانش‌آموزان و داوطلبان ورود به دانشگاه برای تغییر مصوبه کنکوری سرعت بیشتری پیدا کرد، بالاخره بخشی از این تغییرات در بهمن ماه سال ۱۴۰۳ در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شد. ماه بهمن سال گذشته حجت الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه در حاشیه جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد دستور این جلسه گفت: بر اساس تصمیم اعضا مقرر شد سوابق تحصیلی پایه دهم در کنکور لحاظ نشود و سوابق پایه‌های یازدهم و دوازدهم برای کنکور مدنظر باشد.»

    البته این تصمیم‌گیری هم کم حاشیه نداشت، بعد از برگزاری جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی سیمایی صراف وزیر علوم تحقیقات و فناوری به انتشار ویدیویی اعلام کرد که مخالف تاثیر قطعی معدل در قبولی دانشگاه بوده اما با وجود داشتن یک رای نمی‌شد نظرش را در شورای عالی انقلاب فرهنگی پیش ببرد، بعدتر دبر شورای عالی انقلاب فرهنگی تلویحاً واکنش وزیر علوم را تکذیب کرد و گفت: «نه از سوی رئیس فعلی سازمان سنجش نه رئیس قبلی سازمان سنجش و نه وزارت علوم پیشنهاد تاثیر مثبت پایه ۱۲ به دست ما نرسید.»

    بنابراین با حذف پایه دهم از معدل‌گیری قرار شد سهم ۶۰ درصدی تاثیر قطعی معدل در سنجش و پذیرش داوطلبان برای ورود به دانشگاه به پایه‌های یتزدهم و دوازدهم برسد، اما این‌که کدامیک از دروس برای محاسبه معدل به‌صورت آزمون نهایی برگزار می‌شود به شورای عالی آموزش و پرورش سپرده شد.

    پایان حواشی کنکور در سال ۱۴۰۳

    در آخرین روزهای سال گذشته شورای عالی آموزش و پرورش با اعلام جزئیات مصوبه جدید خود پرونده کنکور را حداقل برای سال ۱۴۰۳ بست. در جلسه‌ اسفند ماه سال گذشته این شورا مقرر شد آزمون نهایی برای پایه دهم برگزار نشود و در پایه یازدهم برای ۶ عنوان درسی امتحان نهایی برگزار شود و در پایه دوازدهم برای همه دروس اصلی امتحان نهایی برگزار می‌شود. همان‌طور که در جدول زیر آمده تعداد دروس امتحان نهایی برای پایه یازدهم توسط این شورا مشخص و اعلام شد.

    جزئیات تأثیر معدل در کنکور تصویب شد/ جدول

    ادامه حواشی در سال ۱۴۰۴

    حواشی مربوط به تغییر و تحولات کنکور در همان سال گذشته تمام نشد، در سال جدید برخی اظهار نظرها و تصمیم‌ها هم حاشیه درست کرد هم بر ابهام قبولی در دانشگاه اضافه کرد. حسین صادقی رئیس مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در صفحه شخصی خود در شبکه ایکس نوشت: «مصوبه الزام پشت کنکوری‌ها به ارائه سوابق تحصیلی پایه یازدهم لغو شد. با پیگیری جدی وزیر آموزش و پرورش در جلسه اضطراری شورای سنجش و پذیرش دانشجو، الزام پشت کنکوری‌ها به ارائه سوابق تحصیلی پایه یازدهم لغو شد. در پی سردرگمی و اعتراض گسترده داوطلبان کنکور ۱۴۰۴، با دلسوزی مسئولان نظام تعلیم و تربیت، مصوبه جنجالی شورای سنجش و پذیرش دانشجو درباره الزام پشت کنکوری‌ها به ارائه سوابق تحصیلی پایه یازدهم، در جلسه اضطراری این شورا لغو شد و شورای سنجش باپیشنهادهای زیر موافقت کرد:  تأثیر مثبت نمرات پایه یازدهم برای همه داوطلبان کنکور ۱۴۰۴ – عدم عطف به ماسبق شدن نمرات یازدهم برای فارغ‌التحصیلان ۱۴۰۳ و قبل از آن – کاهش تعداد دروس مؤثر پایه یازدهم در صورت عدم پذیرش پیشنهاد عطف به ماسبق نشدن»

    این توئیت حرف و حدیث زیادی درباره لغو تاثیر قطعی معدل پایه یازدهم در نتایج کنکور ایجاد کرد، اما بلافاصله با پاسخ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی مواجه شد؛ ابراهیم سوزنچی دوشنبه شب در صفحه مجازی خود افزود: «مصوبات شورا در این زمینه تا اطلاع ثانوی (حداقل ۶ ماه) غیرقابل تغییر است. تاثیر قطعی پایه یازدهم مثبت نخواهد شد، گول جنجالها را نخورید. برخی دنبال به هم زدن فضای روانی هستند که در پازل دشمن و خلاف امنیت ملی است.»

  • اصرار عجیب برای فراری‌دادن بچه های مردم از مدارس دولتی!

    اصرار عجیب برای فراری‌دادن بچه های مردم از مدارس دولتی!

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، شاهد روند افزایشی تمایل خانواده‌ها به ثبت‌نام فرزندان خود در مدارس غیردولتی هستیم!

    این گرایش دو جنبه اصلی دارد: نخست، انتخاب آگاهانه خانواده‌ها برای تحصیل فرزندانشان در مدارس غیردولتی و دوم، اجبار برخی خانواده‌ها به‌دلیل شرایط نامناسب در مدارس دولتی عادی از جمله به‌دلیل برخی توهین‌های کادر مدارس دولتی به والدین دانش‌آموزان.

    بسیاری از خانواده‌ها به‌دلیل نارضایتی از شاخص‌های آموزشی و تربیتی مدارس دولتی، به‌سمت مدارس غیردولتی گرایش پیدا کرده‌اند. تراکم بالای کلاس‌های درس، رفتار نامناسب کادر آموزشی و اداری مدارس دولتی با دانش‌آموزان و والدین، از جمله مهمترین دلایلی است که خانواده‌ها را به‌سمت مدارس غیردولتی سوق داده است.

    در حالی که توانمندی معلمان در برخی مدارس دولتی عادی بسیار بالاست، رفتار نامناسب کادر این مدارس به‌ویژه مدیر و معاونان در برخی موارد موجب شده است خانواده‌ها از این مدارس فاصله بگیرند و به‌سمت مدارس غیردولتی گرایش پیدا کنند.

    احمد محمودزاده؛ رئیس سازمان مدارس غیردولتی، دراین‌باره به تسنیم می‌گوید: تمام خانواده‌ها، به‌ویژه آن‌هایی که سطح متوسطی دارند، سرمایه اصلی‌شان فرزندانشان است. آن‌ها به‌دنبال مدرسه‌ای هستند که تحصیلات آموزشی و تربیتی مناسبی ارائه دهد، فرقی نمی‌کند این مدرسه دولتی باشد یا غیردولتی؛ مهم این است که محیطی مناسب برای رشد فرزندانشان فراهم شود.

    ۶۵درصد دانش‌آموزان غیردولتی از طبقه متوسط

    وی افزود: طبق پژوهشی که انجام دادیم، ۶۵ درصد از خانواده‌هایی که فرزندانشان در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند، از طبقه متوسط به پایین هستند و تنها ۵ درصد از آن‌ها وضعیت مالی بسیار خوبی دارند، بنابراین، بحث آموزش طبقاتی مطرح نیست. بسیاری از این خانواده‌ها، مانند یک فرد کارمند، تمایل دارند برای فرزندان خود که سرمایه‌های زندگی‌شان هستند، هزینه کنند و آن‌ها را در مدارس غیردولتی ثبت‌نام کنند. اگر این حس را ندارند که فرزندشان در مدرسه دولتی می‌تواند به موفقیت برسد، تقصیر ما در آموزش و پرورش است، البته اکنون رئیس‌جمهور در تلاش است کیفیت آموزش در مدارس را ارتقا دهد.

    اجبار به انتخاب و تخلفات مدارس دولتی

    از سوی دیگر، برخی خانواده‌ها به‌دلیل شرایط تحمیلی مدارس دولتی عادی، ناچار به ثبت‌نام فرزندان خود در مدارس غیردولتی می‌شوند. گزارش‌های متعددی از تخلفات مدارس دولتی در تابستان امسال منتشر شده است، به‌عنوان مثال، برخی مدارس دولتی عادی از ثبت‌نام دانش‌آموزانی با نمرات درسی ضعیف امتناع کرده‌اند یا با تلافی شیطنت دانش‌آموزان یا اعتراض والدین، نمره انضباط پایین به دانش‌آموزان داده‌اند و مانع ثبت‌نام آن‌ها در سایر مدارس دولتی شده‌اند. این تخلفات، که خلاف قانون است، در سایه ضعف نظارت و بازرسی در مناطق آموزش و پرورش شهر تهران به‌راحتی اتفاق می‌افتد و تاکنون برخوردی از سوی مسئولان مربوطه با آن‌ها صورت نگرفته است.

    رئیس سازمان مدارس غیردولتی درباره نحوه رفتار نامناسب کادر مدارس دولتی عادی با والدین و دانش‌آموزان و تأثیر این موضوع بر مهاجرت به مدارس غیردولتی گفت: نمی‌توان گفت تمام مدارس دولتی کیفیت پایینی دارند یا تمام مدارس غیردولتی باکیفیت هستند. میان مدارس دولتی نیز مدارسی با کیفیت بسیار خوب وجود دارند و میان مدارس غیردولتی نیز مدارسی هستند که کیفیت مطلوبی ندارند.

    وی بیان کرد: با این حال، نحوه رفتار کادر مدارس با خانواده‌ها و دانش‌آموزان، به‌ویژه در بحث احترام و توجه به حقوق شهروندی، در انتخاب خانواده‌ها نقش دارد اما علاوه بر این، برخی خانواده‌ها تمایل دارند مدرسه مسیر آینده زندگی فرزندانشان را مشخص کنند به همین دلیل، مدارس غیردولتی با رویکردهای آموزشی و تربیتی خاص را ترجیح می‌دهند.

    ضعف نظارت بر مدارس غیردولتی در تهران

    محمودزاده در خصوص نظارت بر مدارس غیردولتی نیز اظهار داشت: وظیفه نظارت بر مدارس غیردولتی کل کشور به‌عهده سازمان مدارس غیردولتی است. ما معتقدیم نظارت در شهر تهران ضعیف است و باید قوی‌تر شود. وظیفه اصلی ما برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری است، اما نظارت عالیه نیز داریم. نظارت اصلی باید در سطح استان‌ها انجام شود، به‌عنوان مثال، بخشنامه شهریه مدارس غیردولتی را ابلاغ کرده‌ایم و این وظیفه استان‌هاست که بر اجرای صحیح آن نظارت کنند.

    به گزارش تسنیم، رشد گرایش خانواده‌ها به‌سمت مدارس غیردولتی را می‌توان حاصل ترکیبی از عوامل مختلف دانست: کیفیت پایین برخی مدارس دولتی، رفتار نامناسب کادر آموزشی، تخلفات در فرآیند ثبت‌نام دانش‌آموزان.

    با این حال، موضوع نگران‌کننده‌ای که در تضاد با عدالت آموزشی و اصل ۳۰ قانون اساسی قرار می‌گیرد، این است که سیستم آموزشی کشور به‌صورت پنهانی، خانواده‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد تا به‌ناچار به‌سمت مدارس غیردولتی سوق پیدا کنند، این اجبار تنها ناشی از شلوغی کلاس‌های درس در مدارس دولتی عادی نیست، بلکه رفتار نامناسب کادر این مدارس با والدین و دانش‌آموزان، بی‌توجهی به حقوق اولیه آن‌ها و ممانعت از ثبت‌نام دانش‌آموزان به‌دلیل نمرات ضعیف، موضوعاتی هستند که در سال‌های اخیر به‌شکل خزنده‌ای در حال افزایش بوده‌اند.

    اگر مسئولان کشور چاره‌ای برای این معضل نیندیشند، در آینده شاهد بازماندن تعدادی از دانش‌آموزان از تحصیل رایگان خواهیم بود، موضوعی که کاملاً در تناقض با اصول اولیه عدالت در نظام جمهوری اسلامی ایران است.

  • آمار تلخ بازماندگان از تحصیل / کدام استان‌ها بیشترین آمار را دارند؟

    آمار تلخ بازماندگان از تحصیل / کدام استان‌ها بیشترین آمار را دارند؟

    به گزارش اقتصادران،  بر اساس آمار منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران در فصل تابستان امسال، نرخ بازماندگی از تحصیل در میان دانش‌آموزان ایرانی در مقاطع مختلف تحصیلی روندی نگران‌کننده را نشان می‌دهد.

    این آمار حاکی از آن است که ۱.۴۵ درصد از دانش‌آموزان دوره ابتدایی، ۶.۴۱ درصد در دوره متوسطه اول و ۲.۶۹ درصد در دوره متوسطه دوم ترک تحصیل کرده‌اند.

    آمار بازماندگان از تحصیل در گروه‌های سنی مختلف

    – در گروه سنی ۶ تا ۱۱ سال (دوره ابتدایی)، ۱۹۲ هزار و ۹۹۲ نفر از تحصیل بازمانده‌اند.
    – در گروه سنی ۱۲ تا ۱۴ سال (دوره متوسطه اول)، این عدد به ۲۱۳ هزار و ۷۲۲ نفر می‌رسد.
    – در گروه سنی ۱۵ تا ۱۷ سال (دوره متوسطه دوم)، ۵۸۵ هزار و ۶۰۷ دانش‌آموز از ادامه تحصیل محروم شده‌اند.

    در سه دوره تحصیلی ۹۹۲۳۲۱ دانش‌آموز بازمانده از تحصیل داریم.

    روند افزایش بازماندگی از تحصیل

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳، میزان بازماندگی از تحصیل به ویژه در دوران همه‌گیری کرونا (سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰) با رشد قابل توجهی مواجه شد. تعداد کل افراد بازمانده از تحصیل در سال تحصیلی ۱۳۹۴-۱۳۹۵ برابر با ۷۷۷.۸۶۲ نفر است که در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ با ۱۷ درصد رشد به ۹۱۱.۲۷۲ نفر افزایش یافت و در سال تحصیلی گذشته نیز مجدد افزایش پیدا کرده است.

    نکته قابل توجه این است که ترکیب جنسیتی بازماندگان از تحصیل به سمت پسران تغییر کرده است، که احتمالاً نشان‌دهنده کاهش علاقه پسران به ادامه تحصیل در مقایسه با دختران است.

    استان‌های با بیشترین آمار بازماندگی

    ۵ استان سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، تهران، خوزستان و آذربایجان غربی بیشترین تعداد دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل را در خود جای داده‌اند. این استان‌ها به دلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و کمبود امکانات آموزشی با چالش‌های جدی در زمینه پوشش تحصیلی مواجه هستند.

    بازماندگان از تحصیل کودکانی هستند که در بازه سنی رسمی یک دوره تحصیلی قرار دارند، اما در هیچ یک از دوره‌های تحصیلی ثبت‌نام نکرده‌اند. در حالی که ترک‌تحصیل‌کرده‌ها افرادی هستند که پس از ثبت‌نام و مدتی تحصیل، مدرسه را ترک می‌کنند.

  • مصرف سیگار در بین دختران ۱۳ تا ۱۵ ساله کشور افزایش یافت / ولی‌زاده: ممنوعیت فروش سیگار در حریم ۱۰۰ متری مدارس رعایت نمی شود

    مصرف سیگار در بین دختران ۱۳ تا ۱۵ ساله کشور افزایش یافت / ولی‌زاده: ممنوعیت فروش سیگار در حریم ۱۰۰ متری مدارس رعایت نمی شود

    به گزارش اقتصادران، افزایش مصرف دخانیات به دلیل عوارض بیشماری که دارد همواره محل نگرانی بوده است و متاسفانه این روزها بحث افزایش مصرف سیگار در بین کودکان و نوجوانان، بیش از پیش به گوش می‌رسد.

     برای بررسی وضعیت مصرف دخانیات در بین کودکان و نوجوانان کشور، با بهزاد ولی‌زاده، رئیس دبیرخانه ستاد کشوری کنترل دخانیات وزارت بهداشت، گفت‌وگو کرده است. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را مشاهده می‌خوانید:

    وضعیت مصرف سیگار در کودکان و به ویژه به دختران کم سن و سال را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    نتیجه آخرین مطالعه‌ای که در سال ۱۳۹۵ و در خصوص وضعیت مصرف دخانیات در بین نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ ساله انجام دادیم، این بود که مصرف سیگار در بین دختران همین گروه سنی، نسبت به مطالعه دوره قبلی که در سال ۱۳۸۷، انجام شده بود، ۱۳۳ درصد افزایش پیدا کرده و از ۹ دهم درصد به ۲/۱ دهم درصد رسیده است و این نشان می‌دهد که مصرف سیگار در بین نوجوان دختر ۱۳ تا ۱۵ ساله ۲ برابر شده است.

    بخش دیگری از نتایج طرح فوق بیانگر این بود که مصرف سیگار در بین پسران ۱۳ تا ۱۵ ساله تا حدودی کاهش داشت.

    علل افزایش مصرف در بین کودکان و نوجوانان چیست؟

    تاکنون تحقیقی درباره اینکه علل افزایش مصرف سیگار و دیگر دخانیات در بین نوجوانان چیست، تحقیقی انجام نشده است و فقط در همان اجرای طرح سال ۱۳۹۵، سوالات مرتبطی از نوجوانان پرسیده شده بود.

    به عنوان مثال از نوجوانان جامعه هدف که دانش آموزان تعدادی از مدارس کل کشور بودند، پرسیده شد که شما از کجا محصولات دخانی مصرفی را تهیه کردید و اکثر بچه‌ها اینطور پاسخ داده بودند که از مغازه‌ها و دکه‌های روزنامه فروشی این محصولات را تهیه کرده‌اند.

    به نظر شما مصرف سیگار در بین کودکان و نوجوانان بعد از اجرای طرح سال ۱۳۹۵ تاکنون بیشتر یا کمتر شده است؟

    بعد از طرح فوق ما دیگر طرحی اجرا نکرده‌ایم که به طور دقیق بگوییم مصرف سیگار در بین کودکان و نوجوانان چقدر بیشتر یا کمتر شده است و این خودش یک ایراد بزرگ است؛ ولیکن می‌توانیم پیش بینی کنیم که مصرف سیگار در بین کودکان و نوجوانان بیشتر شده باشد، چرا که خرید محصولات دخانی در مراکز با مجوز یا بی‌مجوز بیشتر شده است و این خودش یک معضل است.

    متاسفانه در حال حاضر با وجود ممنوعیت فروش سیگار در حریم ۱۰۰ متری مدارس و مراکز آموزشی این معضل را داریم و این قانون رعایت نمی‌شود و تخلف صورت می‌گیرد و نظامی که باید به موارد تخلف و رعایت قوانین، همین نظامی است که مجوز فروش سیگار را صادر می‌کنند و برای اجرای قانون نیاز به همکاری سایر دستگاه‌های مجری وجود دارد.

    آیا مجوز فروش سیگار به دکه‌های روزنامه فروشی اعطا شده است؟

    در مورد دکه‌ها و عرضه سیگار در این مجموعه‌ها، هیچ مجوز فروشی به آن‌ها داده نشده است و بدون مجوز و به طور غیرقانونی به فروش سیگار و دیگر محصولات دخانی اقدام می‌کنند.

    جزئیات قانون فروش سیگار به افراد زیر ۱۸ سال چیست؟

    در مورد فروش سیگار به افراد زیر ۱۸ سال هم قوانین مشخصی داریم اما یکی از شرایط این است که به هنگام فروش سیگار به این افراد و در لحظه انجام تخلف، باید سیستم بازرسی ما در آنجا حضور داشته باشد و ببیند که این تخلف رخ می‌دهد و سیگار به فرد زیر ۱۸ سال فروخته می‌شود و اجرای این بند سخت است و ما به کمک مردم هم نیاز داریم.

    اقدامات آموزش و پرورش برای جلوگیری از مصرف سیگار در بین دانش‌آموزان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

    آموزش و پرورش یکی از اعضای ستاد کشوری کنترل دخانیات وزارت بهداشت، است و وزیر این وزارتخانه عضو ستاد است و اقداماتی که انجام می‌دهند را به دبیرخانه ستاد گزارش کرده‌اند و از ما مطالبه داشته‌اند که فروش دخانیات در محدوده مدارس و مراکز آموزشی با جدیت پیگیری شود و ما هم مکاتبه‌ای را با وزارت صنعت انجام دادیم.

    علل دیگر افزایش مصرف سیگار و دیگر دخانیات در بین نوجوانان چیست؟

    افزایش مصرف دخانیات در نوجوانان دلایل دیگری هم دارد که یکی از آن‌ها افزایش وجود وسایل نوپدید است که متاسفانه به صورت قاچاق وارد کشور می‌شود و خیلی هم راحت و در دسترس است و باید برخوردهای بازدارنده‌تری با متخلفان صورت بگیرد.

    علاوه بر در دسترس بودن سیگار و محصولات دخانی نوپدید، حاشیه سود بالایی که این محصولات دارند، موضوعی است که باعث وقوع این تخلفات می‌شود و دستگاه‌های نظارتی باید به این قضیه ورود کنند.

    یکی دیگر از دلایل افزایش مصرف سیگار در میان نوجوانان، فروش نخی سیگار، قیمت پایین و تنوع طراحی این قبیل محصولات است که با اشکال جذاب به ویژه برای دختران و بانوان تولید می‌شوند و بسته بندی ساده این محصولات ضرورت دارد.

    مردم تخلفات فروش سیگار به کودکان و نوجوانان را چگونه گزارش بدهند؟

    ما سامانه ۱۹۰ را که برای ثبت شکایت موارد غیربهداشتی اعلام کرده‌ایم، شامل اعلام تخلفاتی چون فروش سیگار به افراد زیر ۱۸ سال هم می‌شود و مردم باید به ما کمک کنند و این تخلف را به ما گزارش بدهند تا سیستم بازرسی ما تخلفات این چنینی را پیگیری کند.

  • دانش‌آموزان جویای کار هستند تا تحصیل آن وقت آموزش و پرورش هنوز دنبال قاتل بروس لی می گردد!

    دانش‌آموزان جویای کار هستند تا تحصیل آن وقت آموزش و پرورش هنوز دنبال قاتل بروس لی می گردد!

    به گزارش اقتصادران، علیرضا کاظمی معتقد است: «دسترسی به آموزش برای تمام دانش ‌آموزان کشور فراهم است.»؛ اما اگر چنین امکانی فراهم است چرا برخی از کودکان مدرسه نمی‌روند یا تعدادی از آن‌ها بعد از گذراندن چند سال تحصیلی تصیمیم می‌گیرند از مدرسه دور شوند؟

    متهم ردیف اول برای بازماندگان از تحصیل کیست؟

    اگر قرار باشد برای بررسی دور ماندن کودکان از مدرسه و تحصیل صرفاً سراغ مسائل مربوط به آموزش و پرورش نرویم باید پرسید متهم اصلی کیست؟ شاید کوتاه‌ترین پاسخ به این پرسش نظر سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران باشد، او  می‌گوید: «می‌توان از فقر به‌عنوان مهمترین عامل ترک تحصیل کودکان کشور یاد کرد.»

    رئیس انجمن مددکاران اجتماعی:  آسیب‌های اجتماعی در کمین کودکانی هست که از مدرسه فاصله می‌گیرند.

    گزارش‌های اخیر هم مهر تاییدی هستند بر صحبت رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، گزارشی که در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی منتشر شده نشان دهنده نسبت بسیار نزدیک رشد فقر با رشد دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل است.

    اواسط آبان امسال گزارشی با عنوان «بررسی لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور(۵): اظهار نظر کارشناسی در مورد احکام تبصره(۱۳)(حمایت‌های اجتماعی)» در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی منتشر شد. در این گزارش به رشد چشم‌گیر فقر در سال‌های بعد از ۱۳۹۸ اشاره شده است. نمودار زیر(نمودار یک) به‌خوبی روند افزایشی فقر در کشور را نشان می‌دهد.

    براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، نرخ فقر درصدی از جمعیت کشور را نشان می‌دهد که در مقایسه با خط فقر درآمدی، فقیر به‌حساب می‌آیند، نرخ فقر در ایران از ابتدای دهه ۹۰ تا سال ۱۳۹۶ روند ثابتی داشته است اما از سال ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸ حدود ده درصد افزایش یافته و از سطح ۲۰ درصد به ۳۰ درصد رسیده است، همان‌طور که در نمودار بالا مشخص است از سال ۱۳۹۸ به بعد نرخ فقر نوسان اندکی داشته و همواره در حدود ۳۰ درصد باقی مانده است.

    دانش‌آموزان دوره متوسطه دنبال کار می‌روند نه تحصیل! / موسوی چلک: «باوجود مدارس دولتی هزینه‌های جانبی مانع تحصیل دانش‌آموزان می‌شود»

    همان‌طورکه گفته شد طی سال‌های گذشته درصد قابل توجهی از جمعیت زیر خط فقر رفته‌اند، به‌نظر می‌رسد همین مسئله باعث شده وقتی سن کودکان افزایش پیدا می‌کند و احتمالاً شرایط بد اقتصادی خانواده‌شان را درک می‌کنند تصمیم می‌گیرند ادامه تحصیل ندهند یا شاید در برخی موارد خانواده‌ها هستند که چنین تصمیمی برای آن‌ها می‌گیرند، تعدادی از این کودکان قبل از این‌که در دوره متوسطه ادامه تحصیل دهند سراغ کارکردن می‌روند. درهمین‌باره موسوی چلک به خبرآنلاین می‌گوید: «عده‌ای از کودکان هستند که ممکن تا یک مقطعی درس‌شان را خوانده باشند اما با توجه به این‌که امروز اهمیت ورود به بازار کار برای برخی از بچه‌ها بیشتر از ادامه تحصیل است ممکن است این دانش‌آموزان در مقاطع اول یا دوم متوسطه مدرسه را رها کنند و برای کسب درآمد وارد بازار کار می‌شوند، در واقع کار را بر تحصیل ترجیح می‌دهند.»

    داده‌های گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس هم ترک تحصیل دانش‌آموزان در دوره‌های متوسطه را تایید می‌کند، همانطور که در نمودار پایین (نمودار دو) مشخص است بازماندگی از تحصیل بخصوص در مقطع متوسطه دوم نسبت به شرایط اقتصادی، بسیار حساس است و با افزایش فقر از سال ۱۳۹۷ نرخ بازماندگی از تحصیل متوسطه رشد نامتعارفی را نشان می‌دهد. به‌گفته وزیر آموزش و پرورش: «بازماندگان از تحصیل در دوره متوسط مربوط به کسانی است که دنبال کار و مهارت هستند.»

    همچنین پژوهشگران این پژوهش به این نتیجه رسیدند، همه‌گیری کرونا و مشکلات معیشتی و مرتبط با سلامت ناشی از آن، باعث رشد نامتعارف بازماندگی از تحصیل مقطع ابتدایی شده است، چیزی که در نمودار کاملاً مشخص است. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران هم دراین‌باره به خبرآنلاین می‌گوید: «یکی از موضوعاتی که بعد از شیوع ویروس کرونا بیشتر نمایان شد، کودکان بازمانده از تحصیل بود که در یک مقطعی وزیر اسبق آموزش و پرورش تعداد آن‌ها را چیزی حدود 950 هزار نفر اعلام کرد، گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس هم گویای این موضوع است که هرچقدر روند فقر افزایش پیدا می‌کند یکی از حوزه‌هایی که به شدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد حوزه‌های فرهنگی است که به‌طور طبیعی آموزش و مدرسه رفتن کودکان بخش مهمی از این حوزه فرهنگی است.»

    موسوی چلک: از آنجا که خانواده‌ها توان تامین هزینه‌های تحصیل فرزندان‌شان را ندارند، یکی از نزدکترین راه‌حل‌های آن‌ها محروم کردن فرزندشان از تحصیل است.

    او ادامه می‌دهد: «از آنجایی که خانواده‌ها توان تامین هزینه‌های مستقیم و جانبی تحصیل فرزندان‌شان را ندارند، یکی از نزدکترین و البته بدترین راه حل‌های این خانواده‌ها محروم کردن فرزندشان از تحصیل است، با محروم کردن فرزندان از مدرسه فرصتی برای این خانواده‌های فقیر ایجاد می‌شود که از توان این کودکان برای کسب درآمد به‌شکل‌های مختلف مانند کار در کارگاه‌ها یا در خیابان استفاده کنند.»

    موسوی چلک بیان می‌کند: «حتی اگر امکان تحصیل فرزندان در مدارس دولتی فراهم باشد اما هزینه‌های جانبی تحصیل که بر خانواده‌ها تحمیل می‌شود می‌تواند شرایطی را فراهم کند که از حضور بچه‌ها در مدرسه توسط والدین جلوگیری شود، به طور طبیعی وقتی بچه‌ها مدرسه نمی‌روند و بعد مجبور می‌شوند کار کنند، بدون این‌که برچسبی به این کودکان بزنیم معمولاً بیشتر در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار می‌گیرند. به‌طورکلی آسیب‌های اجتماعی در کمین کودکانی هست که از مدرسه فاصله می‌گیرند و گاهی مجبور هستند در محیطی سخت و خشن و فاقد کنترل کار کنند.»

    کودکان و آموزش آن‌ها قربانی‌های مشکلات معیشتی و فقر

    رشد فقر و مشکلات خانواده‌ها در تامین نیازهای اولیه زندگی سبب شده که بسیاری از آن‌ها هزینه کمتری را به آموزش اختصاص دهند. آن‌طورکه در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس آمده: «خانوارها نسبت به گذشته سهم کمتری از درآمد خود را به آموزش کودکان اختصاص می‌دهند.» (نمودار سه)

    براساس این گزارش، سهم آموزش در سبد هزینه خانوارها در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۳۹۷ تقریبا به یک پنجم کاهش پیدا کرده و از ۴.۷ درصد به ۱ درصد رسیده است. طی همین دوره نرخ فقر از ۲۴.۵ درصد به ۳۰ درصد افزایش یافته است. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد طی سال‌های اخیر یکی از قربانیان مشکالت معیشتی و تشدید فقر، کودکان و آموزش آنها بوده است.

    با این وجود برخی از بازماندگان از تحصیل هم دخترانی هستند که به‌دلیل مسائل فرهنگی امکان ادامه تحصیل ندارند. به‌گفته وزیر آموزش و پررورش: «بخشی از این تعداد ممکن است مربوط به دختران روستایی باشد که به خاطر کلاس مختلط از تحصیل بازمانده باشند، البته این تعداد خیلی محدود است.»

  • در آموزش و پرورش چه خبر است؟ / مدارس دوشیفته شدند، نیمکت‌ها سه نفره!

    در آموزش و پرورش چه خبر است؟ / مدارس دوشیفته شدند، نیمکت‌ها سه نفره!

    به گزارش اقتصادران، کمبود مدرسه در کلان‌شهرهایی مانند تهران شاید در نگاه اول دور از ذهن به نظر برسد، اما این مشکل به حدی جدی شده که بسیاری از مدارس استان تهران مجبورند در دو شیفت فعالیت کنند.

    محمود امانی طهرانی، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش، اخیراً با اشاره به این مشکل گفت: «ما به دانش‌آموزانی که در شیفت دوم تحصیل می‌کنند بدهکاریم، زیرا کیفیت یادگیری در نوبت بعدازظهر کاهش پیدا می‌کند.»

    در همین حال، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، که از روزهای آغازین دولت خود بر عدالت آموزشی تأکید کرده و رفع کمبود مدارس را اولویت اصلی اعلام کرده بود، در دومین گفت‌وگوی خود با مردم اظهار داشت: «تصمیم داریم با مشارکت و همراهی مردم، تمامی مدارس مورد نیاز را ظرف یک سال احداث کنیم.» وی در ادامه گفت: «وقتی رئیس دانشگاه بودم، با روحیه بسیجی و جهادی و همراهی مردم توانستم در کمتر از شش ماه بیش از 600 خانه بهداشت بسازم.»

    نیز در میزگردی با حضور مجید عبداللهی، معاون فنی و اجرایی سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس؛ عباس زارع، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان تهران؛ مسعود بهرامی، مدیرکل آموزش و پرورش شهرستان‌های تهران و محمدرضا جعفری، مدیرعامل مجمع خیّرین مدرسه‌ساز کشور، به بررسی موضوع کمبود مدرسه در کشور پرداخت.

    در بخش اول و دوم این میزگرد به موضوع مشکلات کمبود مدرسه در استان تهران و روش‌های خلق منابع مالی جدید برای ساخت مدارس با توجه به محدودیت‌های بودجه‌ای پیش رو پرداختیم.