برچسب: خصوصی سازی

  • خصوصی‌سازی، نقابی برای اغفال مردم! / بانک‌ها در چنگال نهادهای شبه دولتی: مولد تورم یا پیشران اقتصاد؟

    خصوصی‌سازی، نقابی برای اغفال مردم! / بانک‌ها در چنگال نهادهای شبه دولتی: مولد تورم یا پیشران اقتصاد؟

    به گزارش اقتصادران، تعریف نهاد عمومی برای نخستین بار در قانون محاسبات عمومی مصوب سال 1366 عنوان شد که بر اساس آن، این نهادها «واحدهای سازمانی مشخصی هستند که با اجازه قانون و به منظور انجام وظایف یا خدماتی که جنبه عمومی دارند تشکیل می‌شوند»؛ از نمونه‌های این نهادها می‌توان به شهرداری‌ها و شرکت‌های تابعه آن‌ها (در صورتی که بیش از 50 درصد سهام و سرمایه آن‌ها متعلق به شهرداری‌ها باشد)، بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، هلال احمر، کمیته امداد امام خمینی (ره)، بنیاد شهید و امور ایثارگران، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، کمیته ملی المپیک ایران، بنیاد 15 خرداد، سازمان تبلیغات اسلامی، جهاد دانشگاهی، صندوق بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر و سازمان تامین اجتماعی اشاره کرد.

    یکی از اهداف اصلی خصوصی‌سازی، کاهش تصدی‌گری دولت و افزایش نقش بخش خصوصی در اقتصاد است. با این حال، حضور گسترده نهادهای عمومی در فعالیت‌های اقتصادی، عملا این هدف را با چالش مواجه می‌کند. در واقع، واگذاری بنگاه‌های دولتی به این نهادها، به منزله جایگزینی یک بخش دولتی با بخش دولتی دیگر است و نه تنها منجر به کوچک‌تر شدن دولت نمی‌شود،  بلکه زمینه را برای رشد و گسترش آن فراهم می‌کند.

    این موضوع در صنعت بانکداری نیز نمود ویژه‌ای داشته است، در حالی که واگذاری سهام بانک‌های دولتی به بخش خصوصی در راستای اصل 44 قانون اساسی گامی مثبت به نظر می‌رسید، اما بررسی وضعیت فعلی سهامداری این بانک‌ها نشان می‌دهد که سایه دولت همچنان بر سر این صنعت سنگینی می‌کند.

    نمونه بارز این موضوع، بانک ملت است. علی‌رغم مصوبه سال 1385 مبنی بر واگذاری این بانک به بخش خصوصی، مشاهده می‌شود که نهادهای عمومی همچنان سهم قابل توجهی در سهامداری آن دارند.

    بر اساس آخرین گزارش حسابرسی شده بانک ملت در پایان شهریور ماه سال 1402، دولت با در اختیار داشتن 11.2 درصد از سهام، همچنان بزرگترین سهامدار بانک ملت باقی مانده است. اما این تمام ماجرا نیست. 2.6 درصد دیگر از سهام این بانک (بیش از 9 میلیارد سهم) در تملک شرکت سرمایه‌گذاری صبا تامین است که خود یک شرکت دولتی محسوب می‌شود. جالب توجه است که بزرگترین سهامدار شرکت صبا تامین نیز یک نهاد عمومی غیر دولتی یعنی شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی (شستا) است.

    سهام بانک ملت در قبضه نهادهای دولتی

    حضور پررنگ نهادهای دولتی در سهامداری بانک ملت به همین جا ختم نمی‌شود. شرکت پتروشیمی فن‌ آوران با 4.47 درصد سهام (معادل 15 میلیارد سهم) دیگر سهامدار عمده این بانک است. این شرکت نیز متعلق به «شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تامین» (تاپیکو) است که از زیر مجموعه‌های شستا به شمار می‌رود.

    گویا داستان در بانک تجارت نیز به همین منوال است. این بانک که مشمول اصل 44 و واگذاری به بخش خصوصی شده بود،  همچنان دولت را به عنوان دومین سهامدار عمده خود می‌بیند. در میان سهامداران بانک تجارت نیز نام شرکت سرمایه‌گذاری صبا تامین به چشم می‌خورد. همانطور که پیش‌تر اشاره شد، این شرکت با اتکا به سهامداری شستا، عملا تحت نظر و کنترل نهادهای دولتی اداره می‌شود. صبا تامین در بانک تجارت 4.5 درصد از سهام را در اختیار دارد و در بانک کارآفرین نیز سهامدار است.

    این نمونه‌ها به وضوح نشان می‌دهد که واگذاری سهام بانک‌ها به بخش خصوصی در ایران، صرفا یک واگذاری ظاهری بوده و در عمل، دولت همچنان از طریق نهادهای عمومی متعدد، نفوذ و کنترل قابل توجهی بر این اموال دارد.

    این موضوع، چالش جدی در مسیر تحقق اهداف اصل 44 و خصوصی‌سازی واقعی در نظام بانکی کشور به شمار می‌رود. تا زمانی که نهادهای دولتی در سهامداری بانک‌ها حضور داشته باشند، نمی‌توان انتظار داشت که این بانک‌ها به طور کامل مستقل عمل کرده و بر اساس قواعد و اصول اقتصادی اداره شوند.

    کارشناسان چه می‌گویند؟

    بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند حضور نهادهای عمومی در عرصه اقتصاد، به منزله ایجاد دولت‌های موازی است. این نهادها با استفاده از منابع و رانت‌های دولتی، به فعالیت در بازارها می‌پردازند و این امر، رقابت را در بازار از بین می‌برد و به نفع مصرف‌کنندگان نیست اما در مقابل نیز برخی اقتصاددانان بر این باورند که در شرایط فعلی اقتصاد ایران، دولت چاره دیگری جز این ندارد.

    این خبرگزاری در گفتگویی با سهراب دل‌انگیزان، اقتصاددان و دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه رازی، به بررسی چالش‌ها و راهکارهای خصوصی‌سازی در ایران، با تمرکز بر حضور پررنگ نهادهای عمومی در این فرآیند، پرداخته و این اقتصاددان با نگاهی متفاوت مساله را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد.

    حضور پررنگ نهادهای عمومی در تضاد با اهداف خصوصی‌سازی؟

    دل‌انگیزان در پاسخ به سوالی در مورد تناقض حضور گسترده نهادهای عمومی در فرآیند خصوصی‌سازی با اهداف اصلی آن، اظهار داشت که در شرایط تحریم، واگذاری‌ها به بخش خصوصی واقعی امکان‌پذیر نیست، چرا که این بخش با مشکلات عدیده‌ای از جمله تحریم‌ها روبرو است.

    او در این باره توضیح داد: خصوصی‌سازی به عنوان یکی از ابزارهای توسعه اقتصادی و رشد، به‌دنبال افزایش رقابت، رقابت‌پذیری، توان تولید و بهره‌وری در کشور است. اما باید به شرایط و موقعیت کشور در زمان انتخاب این مسیر توجه کرد. فرض کنید کشوری در اروپای شرقی که در ثبات کامل به سر می‌برد، قصد بازسازی اقتصاد خود را دارد. در چنین شرایطی، طبیعی است که این کشور برای پذیرفته شدن در چارچوب بین‌المللی، اقدام به بازسازی و نوسازی ساختارهای اقتصادی و واگذاری نهادهای دولتی به بخش خصوصی خود کند. اما در مورد ایران، مساله متفاوت است.

    بخش خصوصی در تله تحریم‌ها: نقش نهادهای عمومی در دور زدن تحریم‌ها

    دل‌انگیزان ادامه داد: اقتصاد ایران تحت تحریم است، در شرایط تحریم، واگذاری شرکت‌های دولتی به بخش خصوصی واقعی، چندان کارآمد نیست. چرا که بخش خصوصی نیز با مشکلات تحریم روبرو بوده و امکان فعالیت موثر را ندارد. در این شرایط، «بخش خصوصی» به مجموعه‌ای اطلاق می‌شود که بتواند از دام تحریم‌ها فرار کند و با وجود محدودیت‌ها، به فعالیت خود ادامه دهد. همانطور که می‌دانید، دولت به تنهایی قادر به دور زدن تحریم‌ها نیست. در این شرایط، «بخش‌های وابسته» یا همان «خصولتی‌ها» وارد عمل می‌شوند. این بخش‌ها که از نظر مدیریتی تا حدی استقلال دارند، می‌توانند با استفاده از روش‌های مختلف، از قبیل واسطه‌گری، استفاده از شرکت‌های سوری و …، تحریم‌ها را دور زده و به فعالیت‌های تولیدی خود ادامه دهند.

    این اقتصاددان معتقد است با وجود بخش‌های وابسته که بخشی از آن نهادهای عمومی است، چرخ تولید در حداقل سطح ممکن می‌چرخد و از تعطیلی واحدهای تولیدی و بیکاری گسترده جلوگیری می‌شود.؛ همچنین به دلیل توانایی در دور زدن تحریم‌ها، می‌توانند تا حدی در برابر فشارهای خارجی مقاومت کرده و برای کشور ارزآوری داشته باشند.

    او تاکید می‌کند: این ممکن است از نظر من و شما به عنوان افراد عادی، ایده‌آل نباشند، اما در شرایط تحریم، آنها می‌توانند چرخ تولید را بچرخانند و از سقوط کامل اقتصاد جلوگیری کنند.

    اقتصاد مقاومتی یا رانت‌خواری؟ چالش‌های حضور نهادهای عمومی در بانک‌ها

    در خصوص نگرانی‌ها پیرامون شفافیت و احتمال فساد در نهادهای شبه‌دولتی و عمومی، دل‌انگیزان با اشاره به نقش کلیدی بانک‌ها در شرایط تحریم، عنوان داشت: در شرایط تحریم و اقتصاد مقاومتی کشور، بانک‌ها نقش کلیدی در حمایت از واحدهای تولیدی و حفظ رونق اقتصادی ایفا می‌کنند. بسیاری از صنایع و کارخانه‌های کشور که محصولات اساسی را تولید می‌کنند، با ناکارآمدی و زیان انباشته روبرو هستند. با این حال، تعطیلی این واحدها به معنای از دست رفتن تولید ملی، افزایش بیکاری و تشدید بحران اقتصادی است.

    او افزود: نمی‌خوام حضور نهادهای عمومی در صنعت بانکداری کشور را توجیه کنم اما برخی از واحدهای تولیدی کلیدی که ناکارآمدی در آنها وجود دارد مثل ایران خودرو، پتروشیمی‌ها، کارخانه‌های فولاد، کارخانه‌های داروسازی را که نمی‌شود تعطیل کرد؛ بانک‌ها باید به واحدهای تولیدی زیان‌ده که تعطیلی آنها امکان‌پذیر نیست، وام بدهند؛ بدیهی است که اگر بانک‌ها مستقل باشند چنین ریسکی را قبول نکرده و حاضر به اعطای تسهیلات نخواهند بود، این امر مستلزم حضور دولت یا مجموعه‌های ذی‌نفوذ در سهامداری بانک‌ها است تا بتوانند تداوم خدمات بانکی را تضمین کنند.

    این اقتصاددان معتقد است تا زمانی که شرایط تحریم در کشور وجود دارد و روابط بین‌الملل تحریم نشده و اقتصاد ایران توسط اقتصاد بین‌الملل پذیرفته نشود، شرایط موجود تا حدودی قابل تداوم است.

    بانک‌ها در چنگال نهادهای شبه دولتی: مولد تورم یا پیشران اقتصاد؟

    دل‌انگیزان با اشاره به حضور نهادهای عمومی غیردولتی در سهامداری بانک‌ها و تبعات آن بر نظام بانکی، اظهار کرد: ناکارآمدی در واحدهای تولیدی، به دلیل عوامل مختلفی مانند تحریم‌ها، کمبود نیروی متخصص، سوءمدیریت، فرسودگی زیرساخت‌ها و … به وجود آمده است. این ناکارآمدی، منجر به انباشت زیان در این واحدها شده، اما با این حال، برای حفظ تداوم تولید، بانک‌ها مجبور به اعطای وام به این واحدهای ناکارآمد هستند که این امر، ناکارآمدی را به ترازنامه بانکی منتقل می‌کند. ناکارآمدی در ترازنامه بانکی نیز از طریق بانک‌های تجاری به ترازنامه بانک مرکزی منتقل می‌شود و در نهایت این امر، منجر به افزایش نقدینگی و تورم می‌شود. بنابراین ناکارآمدی در نظام تولیدی و پیامدهای آن یکی از بیماری‌های اصلی اقتصاد ایران است.

    او با تاکید بر اینکه تداوم ناکارآمدی در نظام تولیدی ایران در شرایط تحریم، چالشی اجتناب‌ناپذیر است، عنوان کرد: در شرایط فعلی حضور نهادهای عمومی غیردولتی در سهامداری سیستم بانکی به عنوان یک راهکار از سوی حاکمیت به کار گرفته شده اما این موضوع ناخودآگاه تاثیر منفی بر سیاست پولی و مالی، به خصوص سیاست‌های پولی می‌گذارد، به این صورت که این امر منجر به افزایش اضافه برداشت بانک‌ها از بانک مرکزی و نوعی سیاست پولی انبساطی می‌شود که تورم را به دنبال خواهد داشت.

    نگرانی‌ها در مورد سوء استفاده از منابع بانکی

    دل‌انگیزان، دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه رازی در پایان با اشاره به نگرانی‌های موجود در خصوص سوء استفاده نهادهای عمومی غیردولتی از منابع و تسهیلات بانکی به نفع خود و شرکت‌های تابعه، عنوان کرد: هرچند اثبات این موضوع نیازمند وجود اطلاعات و آمار دقیق و شفاف بوده و بدون این اطلاعات، نمی‌توان به طور قطعی در خصوص میزان و گستردگی این سوء استفاده‌ها نظر داد اما برخی شواهد که در این باره ظاهر شده نشان می‌دهد برخی از بانک‌ها که در فعالیت‌های شرکتداری نیز حضور دارند، بخش قابل توجهی از تسهیلات خود را به شرکت‌های تابعه خود اختصاص داده‌اند یا  برخی از شرکت‌ها و مجموعه‌های بزرگ که بانک دارند، منابع مالی خود را از بانک‌های بالادستی دریافت کرده‌اند.

    این اقتصاددان افزود: علاوه بر این، مشاهده شده است که برخی از بانک‌ها بخش قابل توجهی از سپرده‌های قرض‌الحسنه خود را به جای اختصاص به مصارف قانونی مانند وام ازدواج و تامین هزینه راه‌اندازی کسب و کار، به صورت وام قرض‌الحسنه به پرسنل خود داده‌اند.

    او معتقد است که این امر می‌تواند منجر به انحصار در دسترسی به منابع بانکی، عدم رقابت عادلانه و در نهایت آسیب به بخش خصوصی و سایر مشتریان بانک‌ها شود.

  • سیطره نامریی نهادهای خاص در بانک‌ها / انتصاب مدیران فرمان بر و دخالت در امور بانک‌ها

    سیطره نامریی نهادهای خاص در بانک‌ها / انتصاب مدیران فرمان بر و دخالت در امور بانک‌ها

    به گزارش اقتصادران، حضور آنها در نظام بانکی نیز مشکلاتی را به وجود آورده است. کامران ندری، اقتصاددان، معتقد است حل این مشکل نیازمند اصلاح قوانین و عزم ملی است.

    سال 1403 با عنوان “جهش تولید با مشارکت مردم” نامگذاری شده است. این شعار بر ضرورت افزایش تولید و نقش‌آفرینی مردم در عرصه اقتصاد تاکید دارد. با این حال، در حالی که این شعار سر داده می‌شود، اقتصاد ایران همچنان درگیر چالش حضور پررنگ نهادهای عمومی در عرصه اقتصاد است، نهادهایی که به ظاهر غیردولتی بوده اما از نفوذ بالایی در دولت برخوردارند.

    تناقض شعار «جهش تولید با مشارکت مردم» با اقتصاد دولتی

    شعار «جهش تولید با مشارکت مردم» بر ضرورت افزایش تولید و نقش‌آفرینی مردم در عرصه اقتصاد تاکید دارد. با این حال، به نظر می‌رسد حضور پررنگ نهادهای عمومی در اقتصاد، مانعی برای این امر است.

    نهادهای عمومی با مالکیت و مدیریت بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی، تخصیص منابع و تنظیم بازار، فضای را برای فعالیت بخش خصوصی تنگ کرده است. این موضوع باعث شده است که انگیزه‌های لازم برای سرمایه‌گذاری و تولید در بخش خصوصی ایجاد نشود.

    درست است که نهادهای عمومی در بسیاری از زمینه‌ها فعالیت می‌کنند، اما برخی از این فعالیت‌ها توسط بخش خصوصی با کارآمدی بیشتر و هزینه کمتر قابل انجام است؛ فعالیت‌هایی مانند مدیریت زیرساخت‌ها (مانند ساخت و نگهداری جاده‌ها، پل‌ها، فرودگاه‌ها و سیستم‌های حمل و نقل عمومی)، ارایه خدمات بهداشتی (مانند مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و توانبخشی) و تولید کالا و خدمات.

    حضور پنهان نهادهای عمومی در بانکداری؛ نفوذی که دیده نمی‌شود

    دسترسی به اطلاعات دقیق در مورد میزان حضور و نفوذ نهادهای عمومی در صنعت بانکداری کشور دشوار است، اما شواهد حاکی از آن است که این نهادها از طریق انتصاب مدیران و دخالت در امور بانک‌ها، نفوذ قابل توجهی در این بخش کلیدی از اقتصاد دارند.

    در حالی که آمار و ارقام دقیقی در مورد سهم مالکیت یا کنترل نهادهای عمومی در بانک‌ها وجود ندارد، حضور مدیران منصوب شده توسط این نهادها در سطوح بالای مدیریتی بانک‌ها مشهود است. این امر نشان می‌دهد که نهادهای عمومی علیرغم عدم مالکیت مستقیم، اهرم‌های قدرتمندی برای اعمال نفوذ بر تصمیم‌گیری‌ها و عملکرد بانک‌ها دارند.

    این نفوذ می‌تواند پیامدهای مختلفی برای اقتصاد کلان و همچنین حقوق ذینفعان مختلف، از جمله سپرده گذاران، وام گیرندگان و سهامداران داشته باشد.

    در همین راستا نگرانی‌های زیادی در خصوص نفوذ نهادهای عمومی در صنعت بانکداری کشور وجود دارد از جمله اینکه نهادهای عمومی ممکن است تمایل داشته باشند از منابع بانکی برای اهداف غیرتجاری، مانند حمایت از صنایع یا گروه‌های خاص، استفاده کنند که در نهایت به تخصیص غیربهینه منابع و هدر رفتن سرمایه منجر می‌شود.

    دخالت‌های سیاسی در امور بانک‌ها نیز می‌تواند ثبات مالی را به خطر اندازد، زیرا ممکن است بانک‌ها را به اتخاذ ریسک‌های بیش از حد یا ارایه وام‌های بدون پشتوانه کافی تشویق کند.

    مالکیت چندلایه و پیچیده بانک‌ها توسط نهادهای عمومی

    کامران ندری اقتصاددان و کارشناس حوزه بانکی به بررسی چالش‌های حضور نهادهای عمومی در صنعت بانکداری و تناقض این موضوع با شعار سال «جهش تولید با مشارکت مردم» پرداخت.

    ندری در ابتدای سخنان خود با اشاره به نقش نهادهای عمومی در نظام بانکی و مالکیت چندلایه و پیچیده آنها در بانک‌ها، اظهار کرد: حضور نهادهای عمومی در صنعت بانکداری کاملا مشهود است و در بسیاری از بانک‌ها این نهادها سهامدار هستند و به همین دلیل می‌توانند در تعیین مدیران آنها نقش‌آفرینی کنند.

    او در ادامه به علت عدم واگذاری سهام بانک‌های مورد اشاره به بخش خصوصی اشاره کرد و گفت: سیاست‌های کلی اصل ۴۴ این اجازه را به نهادها داده است که در فرایند خصوصی‌سازی مالکیت شرکت‌های بزرگ و بنگاه‌های عظیم را در اختیار داشته باشند.

    ندری با انتقاد از این سیاست‌ها، افزود: ریشه مشکلات از سیاست‌های کلی اصل ۴۴ آغاز شد و به هر حال پای نهادهای عمومی به عرصه اقتصاد باز شد. این نهادها که به حاکمیت متصل هستند، در اقتصاد کشور قدرت و نفوذ دارند و می‌توانند امتیازات ویژه‌ای را برای خود کسب کنند و شرایط انحصاری را در اقتصاد به وجود آورند. این امر آسیب‌های فراوانی به اقتصاد کشور وارد کرده است.

    او با اشاره به مخالفت روسای جمهور سابق با این موضوع، گفت: احمدی‌نژاد و روحانی هم نسبت به حضور نهادهای عمومی در اقتصاد معترض بودند که این نشان می‌دهد حتی دولت‌های فعلی هم نمی‌توانند با نهادهای عمومی مقابله کنند. این نهادهای عمومی (چه نظامی و چه غیرنظامی)، به دلیل اتصال به راس قدرت، از مماشات دستگاه‌های نظارتی مانند مجلس و قوه قضائیه بهره‌مند می‌شوند و توان مقابله و نظارت کافی بر شرکت‌ها و بنگاه‌ها وجود ندارد.

    این اقتصاددان با تاکید بر تناقض حضور نهادهای عمومی در اقتصاد با شعار سال، گفت: بدیهی است که این موضوع با شعار سال، یعنی رشد تولید با مشارکت مردم تناقض دارد. مشارکت مردمی به معنای واقعی آن یعنی بخش خصوصی باید سهم عمده‌ای در اقتصاد داشته باشد.

    عدم وجود بخش خصوصی واقعی در ایران؛ مانع از تحقق رقابت در اقتصاد

    ندری با اشاره به عدم وجود بخش خصوصی واقعی در ایران، گفت: خصوصی‌سازی واقعی هیچ‌گاه در ایران رخ نداده و نهاد خصوصی به معنای واقعی در اقتصاد کشور وجود ندارد. علم اقتصاد بر مساله رقابت تاکید دارد. رقابتی که باعث کارایی در بازارها می‌شود و به اقتصاد کمک می‌کند، اما در نهادهای عمومی می‌بینیم که به اندازه نهادهای دولتی ناکارآمد هستند، و کارایی وجود ندارد.

    او با انتقاد از انحصارهای ایجاد شده توسط نهادهای عمومی، گفت: این نهادها به دلیل ارتباطاتی که با راس قدرت در کشور دارند، انحصارهای بسیار گسترده‌ای را در اقتصاد به وجود آورده‌اند و ضد رقابت عمل می‌کنند. متاسفانه در شرایط فعلی، هیچ دستگاه نهاد نظارتی حتی شورای رقابت نیز نمی‌تواند در مقابل این انحصارها ایستادگی کند.

    اصلاح قوانین بالادستی و اراده نهاد رهبری؛ کلید حل مشکل حضور نهادهای عمومی

    ندری با اشاره به فساد و ناکارآمدی نهادهای انحصاری، ادامه داد: انحصارگر به دنبال این است که تا حد ممکن تولید خود را کاهش و قیمت را افزایش دهد. این مختصرترین توصیف از یک انحصارگر است. انحصاراتی که در حال حاضر در اقتصاد ما شکل گرفته‌اند، مهم‌ترین عامل عدم رونق تولید در کشور محسوب می‌شوند.

    این اقتصاددان راه حل این مشکل را اصلاح قوانین بالادستی و اراده قوی نهاد رهبری دانست و گفت: مشکل حضور نهادهای عمومی در اقتصاد کشور باید از رده‌های بالای نظام حل شود. این نهادها به لحاظ اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای در وضعیت مطلوبی قرار دارند و از قدرت رسانه‌ای بالایی برخوردارند. به نظر من جز نهاد رهبری، هیچ نهاد دیگری در کشور نمی‌تواند این مشکل را حل کند و رهبری باید در این مورد تصمیم‌گیری کند. شعار امسال قابل تحقق است، اما باید این اصلاحات از خود نهادها آغاز شود. مردم نمی‌توانند این وضعیت را تغییر دهند. این وضعیت را سیاست‌های کلی اصل ۴۴ ایجاد کرده که این سیاست‌ها نیز باید اصلاح شود و زیرا حل آن از قدرت سه قوای دیگر هم خارج است.

    ندری افزود: نهادهای عمومی می‌توانند به مثابه نهادهای خیریه و عام‌المنفعه که منفعت عموم را در نظر دارند عمل کنند، نه اینکه به عنوان یک نهاد اقتصادی به دنبال حداکثر کردن سود و قدرت بازاری خود باشند، انحصار خود را افزایش دهند، امتیاز از این‌سو و آن‌سو دریافت کنند و در واقع در سازوکار قیمت دخالت کنند.

    او با اشاره به انحصار بازار توسط نهادهای عمومی تاکید کرد: ما در یک بازار غیررقابتی و انحصاری روز به روز شاهد مسدود شدن مسیر رقابت هستیم. با وجود این وضعیت دست بنگاه‌های خارجی از ورود به بازار ایران کوتاه است، چرا که توان رقابت با آنها را ندارند. در داخل هم محدودیت‌های زیادی وجود دارد؛ نهادهای عمومی آنقدر بزرگ شده‌اند که تبدیل به انحصارگر قوی شده‌اند و کسی توان مقابله با آنها را ندارد به طور مثال یک بنگاه از صفر نمی‌تواند با آنها پنجه در پنجه رقابت کند. بنابراین قضیه بغرنج و پیچیده‌ای شده است و فقط در صورتی حل می‌شود که نهاد رهبری با یک اراده قوی بخواهد مساله را ریشه‌ای حل کند.

  • رواج رانت‌هاي اطلاعاتي در بورس ایران!

    رواج رانت‌هاي اطلاعاتي در بورس ایران!

    به گزارش اقتصادران، كاهش ارزش معاملات و منفي‌هاي پي در پي بازار سرمايه در هفته‌اي كه گذشت نشان از وضعيت كاملا ركودي اين بازار دارد. بازار سهام هفته گذشته نيز روزهاي چندان خوبي را سپري نكرد و يك هفته كامل را در مسير نزولي گذراند تا باز هم به عدد 2.2 ميليون واحدي نزديك شود. شاخص كل بورس اوراق بهادار تهران با كاهش بيش از 12 هزار و 300 واحدي در روز چهارشنبه 19 ارديبهشت ماه را با افت به پايان برد.در مجموع كل هفته ۵۷۸ ميليارد تومان پول حقيقي از بورس خارج شد و ميانگين روزانه خروج پول حقيقي ۱۴۴ ميليارد تومان بود كه نسبت به هفته پيشين ۱۱ درصد افزايش داشته است.

    آيا بازار سرمايه با كاهش اعتماد و سرمايه اجتماعي روبه‌رو شده است؟ در 4 سال گذشته يك بار در سال 99 و بار ديگر در ارديبهشت 1402، بورس با ريزش سنگين قيمت سهام و شاخص كل مواجه شد و خروج سرمايه را به دنبال داشت. در هر دو بار نيز ردپاي رانت جويي و خدشه به اعتماد عمومي در بورس ديده شده است.

    سال گذشته سياست‌ها مطابق ميل سرمايه‌گذاران نبود

    حميد ميرمعيني، كارشناس بازار سرمايه در مورد خدشه‌دار شدن اطمينان عمومي به بازار سرمايه پس از انتشار خبر رانت اطلاعاتي برخي افراد در ارديبهشت‌ماه سال گذشته در خصوص تغيير نرخ خوراك پتروشيمي‌ها به «اعتماد» گفت: تصميم به تغيير نرخ خوراك پتروشيمي‌ها در سكوت خبري از يك سو و عدم تغيير سياستگذاري‌هاي اقتصادي تا حدودي اعتماد عمومي به بازار سرمايه را از بين برد. فعالان اين بازار منتظر حمايت‌هاي دولت از بورس و اصلاح سياستگذاري‌هاي اقتصادي در جهت بهبود توليد بودند كه متاسفانه انجام نشد و سياست‌ها هم مطابق ميل سرمايه‌گذاران نبود.

    ميرمعيني تصريح كرد: با رانت اطلاعاتي كه سال گذشته در اختيار برخي سهامداران قرار گرفت به نوعي امنيت سرمايه‌گذاران تحت‌الشعاع قرار گرفت، در كنار آن با سياستگذاري‌هاي پولي و مالي در قالب بودجه و افزايش نرخ بهره بانكي و نرخ‌گذاري‌هاي دستوري و … همگي آسيب به بخش توليد را افزايش داد.

    شاخص تشكيل سرمايه ثابت رو به افول است

    اين كارشناس بازار سرمايه ادامه داد: در دولت هيچ نگاه كلاني به موضوع سرمايه‌گذاري كه جزو مهم‌ترين و موثرترين مسير رشد اقتصادي محسوب مي‌شود، وجود ندارد و متاسفانه تنگ‌نظري‌ها باعث شد تا نه تنها در بازار سرمايه شاهد ركود باشيم، بلكه شاخص تشكيل سرمايه ثابت هم بهبود نيابد و پس از 10 سال اين شاخص همچنان رو به افول باشد، مجموع اين اتفاقات باعث شد تا سرمايه‌داران ديگر رغبتي براي سرمايه‌گذاري‌هاي جديد نداشته باشند.

    او تصريح كرد: اگر اين روزها بازار سرمايه كم رونق است به دليل شرايط سخت بنگاه‌هاي توليدي است، چرا كه بازارهاي مالي هم تابعي از شرايط اقتصادي هستند و اين‌گونه سياستگذاري‌ها هم راه به جايي نمي‌برد.

    رشد ريسك‌هاي سرمايه‌گذاري بالاست

    ميرمعيني افزود: در طول يك سال گذشته علاوه بر اقدامات دولت در بخش سياستگذاري‌هاي پولي و مالي شاهد ريسك‌هاي سياسي در خصوص افزايش تنش‌ها نيز بوديم و همه اين عوامل به نوعي باعث افزايش ريسك‌هاي سرمايه‌گذاري شد و ما در هيچ حوزه‌اي شاهد افزايش حجم سرمايه‌گذاري‌ها نبوديم.

    اين كارشناس بازار سرمايه خاطرنشان كرد: در مقاله‌اي كه در سال 2016 از سوي سازمان همكاري‌هاي توسعه اقتصادي «OECD » منتشر شد، نگاه كلان سياستگذاري‌ها از جمله سياستگذاري اقتصادي و مالياتي و فضاي كسب و كار در جهت رشد سرمايه‌گذاري قلمداد شده است و رويكرد تمامي اين سياستگذاري‌ها به بهبود اوضاع سرمايه‌گذاري برمي‌گردد.

    چرا رانت‌هاي اطلاعاتي در بورس ايران رواج دارد؟

    ميرمعيني ادامه داد: متاسفانه هيچ‌گونه تلاشي براي ايجاد جذابيت در بخش سرمايه‌گذاري‌ها صورت نمي‌گيرد و روز به روز شاهد فرسوده‌تر شدن صنايع و كاهش راندمان صنايع هستيم. در كنار آن با وجود افزايش جمعيت شاهد افول بخش عرضه كالاها نيز هستيم كه مطمئنا در سال‌هاي آينده با مشكلات بيشتري در اين زمينه روبه‌رو خواهيم بود و به يك كشور واردكننده صرف تبديل خواهيم شد. اين كارشناس بازار سرمايه در پاسخ به اين پرسش كه چرا رانت‌هاي اطلاعاتي همچنان در بورس ايران رواج دارد، اما در بورس‌هاي دنيا با اين مساله برخورد قضايي مي‌شود ،گفت: واقعيت اين است كه سطح افشاي اطلاعات در تمام دنيا استاندارد‌هاي سختگيرانه‌اي دارد و دسترسي به اطلاعات كار آساني نيست، اما در ايران در تمامي حوزه‌هاي اقتصادي و سياسي و حتي اجتماعي شاهد دخالت‌هاي سياسي هستيم و قوانين و استانداردها هم به درستي اجرا نمي‌شوند و به نوعي در برخي موارد شاهد مماشات‌هايي هم هستيم و اين مساله راه را براي رانت‌هاي اطلاعاتي و سوءاستفاده‌هاي اطلاعاتي باز گذاشته است.

    هدايت نقدينگي جريان مانايي در بازار سرمايه نيست

    ميرمعيني تصريح كرد: البته در قانون مجازات‌هاي سختگيرانه‌اي نيز در خصوص اين مدل از سوءاستفاده‌ها تعيين شده است، اما اجرا نمي‌شود كه بخشي از اين مساله به سيستم قضايي كشور برمي‌گردد. بخش ديگر به سيستم اجرايي مرتبط است بنابراين تا زماني كه اين قانون به صورت جدي و بدون در نظر گرفتن جايگاه افراد و سياسي كاري اجرا نشود همچنان شاهد اين مدل از رانت‌هاي اطلاعاتي و سوءاستفاده‌ها در بورس خواهيم بود. اين كارشناس بازار سرمايه تصريح كرد: جريان نقدينگي كه بايد با اعتماد كامل به سمت بازار سرمايه هدايت شود در حال حاضر در سردرگمي به سر مي‌برد و تنها در زمان رونق بازار سرمايه به اين بازار وارد مي‌شود كه با سفته بازي‌هايي نيز همراه است و اين جريان هدايت نقدينگي جريان مانايي در اين بازار سرمايه نيست تا بتواند در اين بازار و در بخش توليدي كشور اثرگذار باشد.

    بازار سرمايه بازاري كم رمق و در حالت ركود است

    ميرمعيني تصريح كرد: علاوه بر سياستگذاري‌هاي غلط اقتصادي، انتشار اطلاعات محرمانه نيز يكي ديگر از جنبه‌هايي است كه بايد حاكميت در كنار سازمان متولي (بورس) براي آن تمهيدات لازم را در نظر بگيرد تا سرمايه‌ها به سمت بازاري پاك هدايت شود.

    او در خصوص چشم‌انداز بورس نيز گفت: متاسفانه در صورت تداوم سياستگذاري‌هاي قبلي چشم‌انداز مثبتي از اين بازار وجود ندارد و همچنان بازار سرمايه بازاري كم رمق و در حالت ركود و بدون تحولي خاص خواهد بود، اما در صورتي كه دولت بخواهد به شعار امسال (جهش توليد با مشاركت مردم) دست پيدا كند هيچ راهي جز توجه ويژه به بازار سرمايه ندارد.

    الزام بر انتخاب بازار سرمايه به عنوان بازاري اثرگذار در اقتصاد

    ميرمعيني خاطرنشان كرد: تنهاترين راه براي بهبود شرايط فعلي، اصلاحات اقتصادي و انتخاب بازار سرمايه به عنوان بازاري اثرگذار در اقتصاد است كه براي به دست آوردن اين رويكرد بايد چهار تصميم اساسي گرفته شود، اول اينكه نرخ سود بانكي كاهش پيدا كند، چرا كه تداوم اين نرخ سود با شكست مواجه مي‌شود و نهايتا تا اواسط تيرماه مي‌تواند ادامه يابد. او در ادامه افزود: دومين مورد حمايت‌هاي دولتي از طريق افزايش نرخ ارز نيمايي به نرخ بازار آزاد است كه با اين اتفاق نرخ سود شركت‌هاي صادرات محور نيز رشد مي‌كند و از سوي ديگر از برخي رانت‌ها هم جلوگيري خواهد شد.

    خصوصي‌سازي در كشور به گل نشسته است

    اين كارشناس بازار سرمايه گفت: سومين راهكار به كاهش يا حذف قيمت‌گذاري دستوري دولت برمي‌گردد كه اين مساله نيز باعث رانت‌ مي‌شود و در اين مسير كالاها با قيمت‌هايي كه از سوي شركت‌هاي دارويي، مواد غذايي و دارويي و … تعيين مي‌شوند به دست مصرف‌كننده نمي‌رسند و نه توليد‌كننده از اين مدل نفع مي‌برد و نه سرمايه‌گذار و تنها دلالان و واسطه‌ها در چرخه توزيع به سودهاي كلان مي‌رسند كه در رشد اقتصادي هم اثري ندارد. ميرمعيني تصريح كرد: چهارمين مساله نيز به موضوع خصوصي‌سازي برمي‌گردد، متاسفانه در چند سال گذشته خصوصي‌سازي در كشور به گل نشسته است و هيچ‌گونه عملكرد مثبتي در جهت خصوصي‌سازي و حمايت از بخش توليد از سوي حاكميت ديده نمي‌شود و به نظر مي‌رسد تنها راهكار براي فعال كردن بازار سرمايه و جذب نقدينگي به سمت توليد با حل اين چهار مورد امكان‌پذير است.

  • فجایعی که خصوصی سازی رانتی بر سر ایران آورد / سرمایه های مردم در دست اقلیتی متمرکز شده که امکان کنترل آنها نیست!

    فجایعی که خصوصی سازی رانتی بر سر ایران آورد / سرمایه های مردم در دست اقلیتی متمرکز شده که امکان کنترل آنها نیست!

    به گزارش اقتصادران، دکتر آرمان ذاکری، جامعه شناس، ضمن اشاره به پیامد خصوصی سازی بر ایجاد نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، گفت: سال ۲۰۰۸ بسیاری از شرکت‌ها و بانکها ورشکست شدند و به طور کلی بازار آزاد کار نکرد. دولت‌ها مجبور شدند یک شبه در حد هزاران میلیارد دلار در اقتصاد مداخله کنند تا بازار آزاد را نجات دهند. این واقعه در پارادایم نئولیبرال تردیدی ایجاد کرد. اما به قدری که در جهان میان اقتصاددان ها و سیاسیون واجد اهمیت بود، نزد دولت‌ ها و اقتصاددان‌ ها در ایران جدی گرفته نشد؛ چرا که اقتصاددان‌های بازار آزادی در ایران بسیار کم به تاریخچه پدیده‌ها توجه می‌کنند و حرف‌هایشان اغلب انتزاعی است و نه تاریخی.

    به گزارش جماران، دکتر آرمان ذاکری جامعه شناس و استاد پیشین دانشگاه تربیت مدرس که در نشست « بررسی خصوصی‌سازی و نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی» که از سوی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها برگزار شده بود سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد: آنچه که با عنوان خصوصی‌ سازی در ایران و در سه دهه گذشته اتفاق افتاده، در حال حاضر از طرف هیچ یک از پارادایم های مختلف اقتصادی که در دانشگاه نظریه پردازی می‌کنند، مورد قبول نیست.

    نمایندگان فکری بازار آزاد در ایران، همچنان خصوصی سازی را توصیه می کنند

    این جامعه شناس با بیان اینکه عوارض خصوصی‌سازی تا حد زیادی روشن است و مباحث زیادی در رابطه با آن مطرح شده است و اکنون دیگر با فقر مطالعات تجربی که یک دهه گذشته داشتیم روبرو نیستیم، اظهار داشت: با این حال در برخی از پارادایم‌ های فکری، به طور مشخص پارادایم اقتصاد بازار آزاد که اساتیدی مانند دکتر مسعود نیلی، دکتر غنی نژاد آن را نمایندگی می‌کنند، همچنان به مثابه مسیری برای آینده کشور توصیه می‌شود، آن هم نه به شکلی که تا به امروز اجرا شده بلکه آنچه که اجرای واقعی‌اش و یا اجرا در شرایط دیگر نامیده می‌ شود.

    مجریان سیاست خصوصی سازی، هم وضعیت امروز را گردن نمی گیرند

    ذاکری ادامه داد: در نتیجه اهمیت برای بحث برای ما در دو مسئله است؛ یکی اینکه با ابعاد واقعی نقش این سیاست‌ ها آشنا شویم و بخش دوم اینکه با توجه به انباشت داده‌ ای که ایجاد شده، درباره آینده بحث کنیم و به آن اهمیت دهیم. قرار است تصمیم بگیریم کشور با چه ترتیباتی اداره شود و چه برنامه‌ای را اجرا کنیم؛ چرا که به رغم نقشی که اقتصاددان‌ های بازار آزاد، مکرر در مکرر در ساختار قدرت جمهوری اسلامی داشته‌اند، امروز هم این وضعیت را گردن نمی‌گیرند و مدام از این حرف می‌زنند که همواره چپ گرایانی در دولت‌ ها بوده‌ اند و هیچ گاه نمی‌گذاشته‌ اند حامیان بازار آزاد اهدافشان را محقق کنند و در دولت آقای هاشمی، خاتمی و روحانی مانع می‌شدند.

    همچنان در جست و جوی اتوپیای شکست خورده / گروه‌ های قدرتمندی برای تامین منافعشان تداوم سیاست‌ های تعدیل اقتصادی را توصیه می‌کنند

    این جامعه شناس ادامه داد: این مسائل از حیث مرور کارنامه سیاست گذاری اقتصادی کشور و بررسی اینکه چرا ما به اینجا رسیدیم، مهم است. در واقع اکنون گروه‌ های قدرتمندی برای تامین منافعشان تداوم سیاست‌ های تعدیل اقتصادی را توصیه می‌کنند و سپس آن را پیش می‌برند و با دادن وعده ای اتوپیایی، این گونه ادعا می کنند که گویا سیاست‌ ها یک شکل درست اجرا دارد و اگر آن شکل درست اجرا، اتفاق بیفتد مسائل حل می‌شود.

    ذاکری ضمن تشریح تجربه جامعه جهانی و سرنوشت سیاست خصوصی‌ سازی در جامعه آمریکا تصریح کرد: بررسی سرنوشت آنچه که در آمریکا به عنوان مهد و یکی از پایه‌گذاران این سیاست‌ ها اجرا شده قابل توجه است.

    خصوصی سازی رانتی چگونه شکل گرفت؟

    این پژوهشگر مسائل اجتماعی یادآور شد: زمانی که این سیاست‌ ها بعد از پایان جنگ اجرا شد، مهمترین نکته‌ ای که به گواه کسانی که این سیاست‌ ها را اجرا می‌ کردند و به گفته مجریان آن از جمله آقایان نیلی و روغنی زنجانی مورد توجه قرار داشت، این بود که در آن مقطع هیچ بخش خصوصی صنعتی مدرنی وجود نداشت که آمادگی پذیرش تملک این مجموعه‌ ها را داشته باشد. در فقدان آمادگی، چه از حیث توانایی مالی و چه از جهت انسانی، این واگذاری‌ ها نمی‌توانست جز از مسیر رانت اتفاق بیفتد. در واقع مبنای کسانی که این برنامه را  در دوره آقای هاشمی اجرا کردند این بود که بخش خصوصی بسازند.

    فجایعی که خصوصی سازی رانتی بر سر ایران آورد

    ذاکری به اجرای برنامه‌هایی از جمله واگذاری سهام شرکت‌ها به کارکنان دولت در آن مقطع اشاره کرد و ضمن تشریح گزارش‌ های انتقادی منتشر شده از سوی مرکز پژوهش‌ های مجلس در دهه ۷۰ مبنی بر انتقاد به نحوه واگذاری ها، اظهارداشت: طی سه دهه این انتقادها تکرار شده است و گزارش‌ ها تاکید می‌ کردند این واگذاری‌ ها به اهلش داده نشده و رانتی بوده است. پولی پرداخت نشده و چون پول نداشته‌اند و ضعیف بوده اند، وام گرفته‌اند و حتی بعدها بر سر پرداخت اقساط وامها کلی ماجرا پیش آمده و وام‌ها را هم پرداخت نکرده‌اند.

    این جامعه شناس با بیان اینکه بخش بزرگی از واگذاری ها هم با وام انجام شده است، تصریح کرد: مکرر گفته شد واگذاری‌ها فاسد بوده، تعارض منافع وجود داشته و به قیمت واگذار نشده است. مساله اداره واحدها هم با مشکل مواجه شد و حتی ادوات تکنولوژیک برخی واحدها به فروش رفت. اما با این حال، در کنار این انتقادها مسئله نحوه اجرای سیاست‌ها را مورد تاکید همه می‌دانستند و می‌گفتند ما خوب اجرا نمی‌کنیم.

    بحران در صندوق ذخیره ارزی در پی وامهای بی ضابطه به بخش خصوصی

    ذاکری با بیان اینکه بعد از سال ۸۴ ، اجرای این سیاستها وارد فاز جدیدی شد، توضیح داد: قانونی تصویب شد که به دولت اجازه داد از محل صندوق ذخیره ارزی کشور برای تقویت بخش خصوصی وام تخصیص داده شود. در گزارشی که سال ۹۲ مرکز پژوهش‌ های مجلس منتشر کرد، سرنوشت وام‌ های داده شده به بخش خصوصی در دولت احمدی نژاد مورد بررسی قرار گرفت، از مجموع ۲۴ میلیارد دلار وام داده شده، حدود 9 میلیارد دلار بیشتر برنگشته بود! مرکز پژوهش ها می گوید به دلیل عدم اخذ تعهدات کافی، امیدی به بازگشت آنها نیست و برای 1.6 میلیارد دلار هم سندی در بانک مرکزی موجود نیست و هیچ روشن نیست پول‌ها به چه کسی داده شده است. بخش بدهکار هم دنبال این است که مجددا وقت بگیرد یا به قیمتی زمانی که وام را گرفته است تسویه کند.

    وی خاطرنشان کرد: تاثیر این فرایندها بر افزایش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، تمرکز قدرت در دست یک اقلیت، کاهش ظرفیت‌ های دولت برای اداره کشور و به ویژه کاهش ظرفیت‌ های بخش بالنسبه دموکراتیک‌تر دولت در این دوره به طور جدی خود را نشان داد. عمدتا واگذاری دارایی ها مربوط به دارایی های قوه مجریه بوده است که محصول انتخابات در ساختار سیاسی ایران است.

    اختصاص تنها 18درصد دارایی ها به بخش خصوصی واقعی

    ذاکری گفت: بررسی آنچه که تحت عنوان خصوصی سازی از سال ۸۰ تا ۹۴ انجام شد، بنا به گزارش عملکرد سازمان خصوصی‌سازی که سال 95 منتشر شده ، نشان می دهد ۱۸ درصد دارایی ها به بخش خصوصی واقعی و ۴۶ درصد به دست چیزی با عنوان «سایر» که شامل نهادهای نظامی، نهادهای عمومی غیردولتی و نهادهای انقلاب اسلامی و غیره است رسیده و ۲۱ درصد به سهام عدالت و 14 درصد هم رد دیون بوده.

    سرمایه‌ها در دست اقلیتی متمرکز شده و امروز امکان کنترل آنها نیست

    وی تصریح کرد: بخشی از اموال تا زمانی که در دست دولت بود امکان نظارت و کنترل دموکراتیک داشتند، اما بعد از آن سرمایه‌ هایی که متعلق به عموم مردم است، در دست اقلیتی متمرکز شده و امروز امکان کنترل آنها نیست. اکنون هم فاز جدیدی با عنوان مولدسازی پیش می‌رود و دولت رئیسی می‌گوید ما به اندازه ۵۸ درصد خصوصی‌سازی‌ های صورت گرفته، فقط در این سه سال خصوصی کرده‌ایم.

    هدف دولت در بخشی از خصوصی‌ سازی‌ ها، کسب درآمد است

    این پژوهشگر مسائل اجتماعی با بیان اینکه در بسیاری از خصوصی‌ سازی‌ ها مطلقا دغدغه ناکارآمدی و زیان ده بودن مطرح نبوده و هدف دولت در این خصوصی‌ سازی‌ ها کسب درآمد است، اظهار داشت: سال گذشته بخشی از پتروشیمی خلیج فارس را واگذار کردند، صرف نظر از اینکه بخشی که این پتروشیمی را از آن خود کرد، وابسته به چه بخشی بوده، باید گفت این خصوصی سازی‌ ها بیشتر در ارتباط با بخش‌ هایی انجام می‌شود که عملکرد خوبی دارند و زیان ده نیستند. حتی بعضی از کارشناسان، این پتروشیمی را گل دارایی های دولت عنوان می کردند.

    فاصله اقلیتی با اکثریت مردم در حال بیشتر شدن است

    ذاکری با تاکید بر اینکه فاصله یک اقلیتی با اکثریت مردم در حال بیشتر شدن است و سهم این مسئله در دامن زدن به نابرابری‌ های اجتماعی و اقتصادی بسیار بالا است، به تشریح وضعیت جهانی و اثر اجرای این سیاست‌ ها در اقتصاد آمریکا پرداخت و گفت: سال ۲۰۰۸ با بحرانی که ایجاد شد، اتفاق بسیار مهمی در ساختار اقتصاد جهان افتاد که به قدری که در جهان میان اقتصاددان ها و سیاسیون واجد اهمیت بود، نزد دولت‌ ها و اقتصاددان‌ ها در ایران جدی گرفته نشده است. البته یک علت آن این است که اقتصاد دان‌های بازار آزادی در ایران بسیار کم به تاریخچه پدیده‌ها توجه می‌کنند و حرف‌هایشان اغلب انتزاعی تا تاریخی است.

    بحران مالی 2008، آغاز چرخش از پارادایم نئولیبرالی

    وی عنوان کرد: سال ۲۰۰۸ بسیاری از شرکت‌ها و بانکها ورشکست شدند و به طور کلی بازار آزاد کار نکرد. دولت‌ها مجبور شدند یک شبه در حد میلیاردها و تریلیاردها دلار در اقتصاد مداخله کنند تا بازار آزاد را نجات دهند. این واقعه در پارادایم نئولیبرال تردیدی ایجاد کرد.

    ذاکری به اظهارات متعدد مسئولان و مقام‌های کشورهای غربی مبنی بر اینکه بحران ۲۰۰۸ سنت‌ های اقتصادی را زیر سوال برد و نشان داد در جهان جدید تاریخ اجماع واشنگتنی به سر آمده‌اند، گفت: آنها تاکید کردند ما باور داریم که بازارها کار نمی‌ کنند. از بعد از این دوره شاهد چرخش در پارادایم‌ ها بودیم. در طول سه دهه‌ای که این سیاست‌ ها در آمریکا اجرا شده بود، طبقه متوسط قدیمی به آرامی از میدان به در شد و شاهد تضعیف دموکراسی و برابری‌ ها بودند. بعد از بحران ۲۰۰۸ در جریان همه‌ گیری کرونا هم وقتی ساختار بهداشتی که به بخش خصوصی واگذار شده بود، کار نکرد مجددا ناکارآمدی پارادایم نئولیبرال خود را نشان داد و بر این فرضیه صحه گذاشت که ایدئولوژی نئولیبرال کار نمی‌کند.

    تاکید سازمان ملل بر ضرورت دوری کشورهای درحال توسعه از منطق نئولیبرالی

    این جامعه شناس ادامه داد: مارس 2009، در گزارش 65 صفحه ای که در کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل با عنوان «بحران اقتصادی جهانی، ورشکستگی های نظام مند و راه های چاره چند جانبه» داده شد، سه دستور اصلی در جمعبندی گزارش آمده که عبارتند از : برقراری مجدد مقررات گذاری جامع بر نظام جهانی، همکاری بخش خصوصی و دولتی برای تحریک رشد اقتصادی و دیگر اینکه کشورهای در حال توسعه نباید در معرض این منطق نئولیبرالی قرار گیرند که خود مسبب وضع موجود است.

    اقتصاددانان بازار آزاد در ایران بی توجه به نتایج بحران مالی 2008 جهانی

    ذاکری تاکید کرد: بحران 2008 سرآغاز چرخش پارادایمی در اقتصاد جهانی بود که به نظر می رسد هنوز مورد توجه اقتصاددانان بازار آزادی در ایران قرار نگرفته است؛ چرا که بخشی از آنها با گزاره های اقتصادی به مثابه دین روبرو می شوند. در حالی که داده های علمی برآمده از شرایط و مطالعات است و با تغییر شرایط باید دیدگاه ها را عوض کرد. در غرب بر مبنای وضعیت های تجربه شده، در سیاست ها تجدید نظر می کنند و روش های جدیدی را رقم می زنند.

    به تجربه شکست خورده غرب نگاه کنیم

    وی گفت: آنچه که امروز اقتصاددان‌ های نئولیبرال به عنوان اتوپیا تبلیغ آن را ادامه می دهند و می‌ گویند اگر سیاست‌های نئولیبرال به مثابه یک مجموعه با ترتیبات مشخص اداره شود، موفق خواهند شد در واقع برگرفته از آن گذشته شکست خورده غرب است. در حالی که باید به تجربه شکست خورده غرب نگاه کنیم و از توهم اینکه ما باید آرزوی غرب شدن را داشته باشیم و غرب هیچگاه شکست نخورده، خارج شویم.

    ذاکری با بیان اینکه امروز مطبوعات درباره دولت بایدن می‌نویسند که او پایان نئولیبرالیسم را رقم زده و رفاهی که ارائه داده با رفاه دوره روزولت قابل مقایسه است، گفت: تعداد صحبت کردن درباره پایان پارادایم نئولیبرالیسم در رسانه‌ها و فضای عمومی بیشتر شده که نشان می‌دهد این دیدگاه تا چه اندازه ترک برداشته است.

    اجماعی وجود دارد که این شکل از خصوصی سازی، پاسخگو نیست

    وی ضمن تشریح دیدگاه‌های «جیک سالیوان»، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، در خصوص ضرورت توجه به چالش‌ هایی که نظام نئولیبرال ایجاد کرده است، اهمیت تغییر پارادایم را مورد توجه قرار داد و گفت: اجماعی وجود دارد که این شکل از خصوصی سازی، پاسخگو نیست. ضمن اینکه رشد اقتصادی بحران محیط زیست ایجاد کرده است. در حالی که توجه به مسئله محیط زیست برای ایران بسیار اساسی است و ایران در خصوص مسئله محیط زیست بحران‌های جدی‌تری نسبت به آن کشورها دارد.

    ذاکری یادآور شد: آنها معتقدند مجموعه سیاست‌ های نئولیبرال با دامن زدن به نابرابری و ضعیف کردن طبقه متوسط آمریکا شرایطی فراهم کرده که دموکراسی در معرض تهدید قرار گرفته و حتی از درون این بستر ترامپ بیرون آمده است. هر چند که هنوز معلوم نیست پارادایم ۲۰۰۸ به بعد چه پارادایمی خواهد بود، اما جهان دوره آنومی و بحران را تجربه می‌کند.

    میان بخش خصوصی و سیاست خصوصی‌ سازی تفکیک قائل شویم

    در پایان، این جامعه شناس با تاکید بر اینکه باید میان بخش خصوصی و سیاست خصوصی‌ سازی تفکیک قائل شد، توضیح داد: بخش خصوصی در همه سرمایه‌داری‌ ها وجود داشته است؛ اما پروژه خصوصی‌ سازی‌ ها فقط در دوره معینی حضور داشت و توازنی که در دوره دولت  – رفاه میان دولت و بخش خصوصی وجود داشت و مجموعه‌ ای از تنظیم گری‌ هایی که توسط دولت انجام می‌شد را بر هم زد. در نتیجه باید توجه داشت مخالفت با پروژه خصوصی سازی ضرورتا به معنای مخالفت با بخش خصوصی نیست و به معنای مخالفت با تهی کردن ظرفیت‌ های دولت برای مداخله در عرصه‌های اجتماعی و تضعیف دموکراسی است که از طریق خالی کردن ظرفیت دولت‌ ها اتفاق می‌افتد.

    ذاکری گفت: ایجاد دولت تنظیمگر بخش خصوصی، به معنای فقدان بخش خصوصی نیست، بلکه به معنای این است که پروژه خصوصی سازی که مداخلات دولت را از بین ببرد، مقررات زدایی کند و  دخالت دولت را در تامین سلامت، بهداشت، آموزش و حفظ محیط زیست از بین ببرد، باید متوقف شود.