برچسب: خصوصی سازی

  • سنگ بزرگ پیش روی خصوصی‌سازی سایپا

    سنگ بزرگ پیش روی خصوصی‌سازی سایپا

    به گزارش اقتصادران، زهره عالی پور رئیس سازمان خصوصی سازی درباره واگذاری گروه خودروسازی سایپا گفت: برخی دارایی‌ها در لیست واگذاری سازمان خصوصی‌سازی قرار دارند اما مشکلات حقوقی وجود دارد که سازمان در حال رفع آنها است.

    وی افزود: همچنین با اخذ مجوزهای لازم از دولت و طی فرآیندهای اجرایی، سهام اصلی دولت و البته سهام‌های تودلی در شرکت‌هایی مانند سایپا طبق قانون برنامه هفتم واگذار خواهد شد.

    معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی گفت: امیدواریم شاهد حضور بخش خصوصی باشیم و دولت صرفاً به سیاست‌گذاری و نظارت خود در این حوزه بپردازد. ان‌شاءالله به زودی شاهد دستاوردهای بهتری در شرکت‌های ایران خودرو و سایپا خواهیم بود.

  • زیان انباشته خودروسازان صدای مجلس را هم درآورد / خصوصی‌سازی ایران‌خودرو فقط روی کاغذ

    زیان انباشته خودروسازان صدای مجلس را هم درآورد / خصوصی‌سازی ایران‌خودرو فقط روی کاغذ

    به گزارش اقتصادران، ایران‌خودرو که پس از سال‌ها مدیریت دولتی، گام‌هایی در مسیر خصوصی‌سازی برداشته، همچنان زیر فشار سیاست‌های مداخله‌گرانه وزارت صمت قرار دارد. بر اساس نامه رسمی این شرکت، در صورت تایید نرخ‌های پیشنهادی هیئت مدیره، ایران‌خودرو می‌تواند به سوددهی برسد، اما اعمال نرخ‌های مصوب وزارت صمت با رشد محدود ۱۵ درصدی قیمت‌ها، این خودروساز را به سمت زیان ۱۴ هزار میلیارد تومانی سوق خواهد داد.

    سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری شورا رقابت و وزارت صمت، که سال‌هاست به‌عنوان یکی از چالش‌های اصلی صنعت خودرو شناخته می‌شود، همچنان مانع از تنفس آزاد بخش خصوصی در این صنعت است.

    دخالت‌های مداوم دولت در تعیین قیمت‌ها، حتی پس از خصوصی‌سازی نسبی ایران‌خودرو، ریشه در شبکه‌های رانت‌جویی دارد که از اختلاف قیمت کارخانه و بازار سودهای کلان به جیب دلالان سرازیر می‌کنند. این در حالی است که سهامداران ایران‌خودرو، که انتظار داشتند خصوصی‌سازی به بهبود عملکرد مالی شرکت منجر شود، اکنون شاهد تشدید زیان‌دهی به دلیل سیاست‌های دستوری هستند.

    این اختلاف از وجود ۵۵۰ هزار دلال و سفته‌باز در صف متقاضیان خودرو، به عنوان کالایی مصرفی، حکایت دارد. دلالان به علت اختلاف بسیار زیاد بازار آزاد و کارخانه، نیمی از تولیدات را در انحصار خود در می‌آورند و در واقع آن‌ها هستند که قیمت‌ها را تعیین می‌کنند.

    اما وزارت صمت، به جای این‌که این رانت را حذف کند، خواسته و ناخواسته در راستای گسترش آن برمی‌آید. کدام شرک را می‌شناسید که زیر قیمت تمام شده خود، اقدام به فروش کند و در عین حال با حداکثر ظرفیت به تولید خود ادامه دهد؟ قیمت دستوری وزارت صمت سبب می‌شود که تولید و عرضه در سطوح پایین باقی بمانند که زمینه‌ سفته‌بازی مهیا می‌شود

    اما حال که اختلاف قیمت بازار آزاد و کارخانه بسیار کم شده که از وجود این حجم از دلال خبری نیست و حتی تصور یکسان‌سازی قیمت‌ها مسروربخش خواهد بود. با این روش تمام سود تولید به جیب شرکت خواهد رفت، تولید با حداکثر ظرفیت دنبال خواهد شد، به تمام حجم تقاضا پاسخ داده خواهد شد و سود ایجاد شده در راستای کیفیت محصول هدایت می‌شود.  

    از منظر بورسی نیز، سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری نه‌تنها به کاهش سودآوری ایران‌خودرو منجر شده، بلکه نقدشوندگی سهام این شرکت در بازار سرمایه را نیز تحت تاثیر قرار داده است. به طوری که بیش از ۴۵ روز، شاهد توقف معاملاتی این نماد هستیم.

    ذکر این نکته ضرور است که زیان انباشته ایران‌خودرو و سایپا تا پایان سال ۱۴۰۲ به بیش از ۲۲۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. بخش عمده این زیان ناشی از فروش خودروها با قیمتی پایین‌تر از هزینه تمام‌شده تولید است که به دلیل افزایش ۶۰ درصدی هزینه تامین قطعات (به‌واسطه نوسانات ارزی) و رشد ۴۰ درصدی هزینه‌های تولید (مطابق آمار رسمی تورم) رخ داده است. در این شرایط، محدود کردن افزایش قیمت‌ها به ۱۵ درصد توسط وزارت صمت، عملا ایران‌خودرو را در تنگنای مالی قرار داده و امکان سرمایه‌گذاری در بهبود کیفیت، تحقیق و توسعه، و افزایش ظرفیت تولید را از این شرکت سلب می‌کند.

    خصوصی‌سازی در ایران‌خودرو فقط روی کاغذ؛ دولت هنوز فرمان را رها نکرده است

    صدای مجلس هم درآمد

    جبار کوچکی‌نژاد، نایب‌رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، نیز با تاکید بر اینکه دخالت بیش از حد دولت در صنعت خودرو هزینه‌های سنگینی به تولیدکننده، مصرف‌کننده و حتی دولت تحمیل می‌کند، اظهار داشته است: «هرگاه دخالت دولت کاهش یافته، بازار خودرو به تعادل نزدیک‌تر شده است.» وی خصوصی‌سازی واقعی و نظارت بر کیفیت و قیمت به‌جای مداخله مستقیم را راهکار بهبود شرایط می‌داند.

    این در حالی است که برخی سهامداران ایران‌خودرو در مجمع عمومی این شرکت، با اشاره به افزایش قیمت کالاهای اساسی مانند برنج به ۳۰۰ هزار تومان در کیلو، از وزیر صمت خواسته‌اند به جای فشار بر خودروسازان، تمرکز خود را بر کنترل بازارهای دیگر معطوف کند.

    از سوی دیگر، سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری به رشد دلالی و بازار سیاه دامن زده است. به عنوان مثال، در سال ۱۴۰۲، اختلاف قیمت کارخانه‌ای خودروی پژو ۲۰۷ (۳۱۸ میلیون تومان) با قیمت بازار آزاد آن (۷۲۰ میلیون تومان) سودی بالغ بر ۴۰۰ میلیون تومان نصیب دلالان کرده است. گفتنی است که در آخرین قرعه‌کشی، این رانت به ۷۰ میلیون تومان رسیده است.

    در آخر باید یادآوری کرد که ادامه این روند نه‌تنها ایران‌خودرو را در معرض زیان‌های بیشتر قرار می‌دهد، بلکه اعتماد سرمایه‌گذاران به بازار بورس و توان بخش خصوصی در مدیریت صنایع کلیدی را تضعیف می‌کند. وزارت صمت، که خود اعلام کرده به قیمت‌گذاری دستوری اعتقادی ندارد، باید با اقدامات عملی نشان دهد که آماده واگذاری واقعی صنعت خودرو به بخش خصوصی و پایان دادن به چرخه رانت و زیان است.

  • مدنی‌زاده و یک رویای ناکام!

    مدنی‌زاده و یک رویای ناکام!

    به گزارش اقتصادران، هر دولت و وزیری که روی کار می‌آید با شعار خصوصی‌سازی وارد وزارت اقتصاد می‌شود تا در ادامه به رویای خصوصی‌سازی واقعی دست پیدا کنند ولی هر بار بدون نتیجه دوره مدیریتی خود را به‌اتمام می‌‍رسانند و بازار و اقتصاد همچنان در اختیار دولتی‌ها قرار دارد. بنابر تحلیل‌های منتشر شده از سال ۱۳۸۰ که اصل ۴۴ ابلاغ شد تا فروردین ۱۴۰۴، مجموع ارزش واگذاری سهام و دارایی‌های بنگاه‌های دولتی توسط سازمان خصوصی‌سازی حدود ۲۷۰ هزار میلیارد تومان بوده است.

    تاکید برخصوصی‌سازی در دولت ۱۴

    «علی مدنی‌زاده»، وزیر اقتصاد در نشست سراسری مدیران کل امور اقتصادی و دارایی استان‌های وزارت اقتصاد که به‌صورت برخط برگزار شد، نقش مدیران استانی را به‌عنوان نمایندگان وزارتخانه و روسای شورای هماهنگی دستگاه‌های تابعه وزارتخانه در استان‌ها در پیشبرد سیاست‌های کلان اقتصادی کشور کلیدی دانست و گفت: «مدیران کل استانی سفیران وزارتخانه در مناطق مختلف کشور هستند و وظیفه دارند سیاست‌های اقتصادی را برای نهادهایی نظیر نمایندگان ولی‌فقیه، اتاق‌های بازرگانی، نمایندگان مجلس، استانداران و سایر اعضای شورای اداری تبیین کنند. ارتباط مستمر و مستحکم بین ستاد وزارتخانه و مدیران استانی ضرورت دارد، تصمیمات و سیاست‌ها در ستاد تدوین می‌شود، اما موفقیت آن‌ها به تبیین و اجرای دقیق در استان‌ها بستگی دارد. این پیوند باید قوی‌تر از گذشته باشد تا سیاست‌های وزارتخانه به‌صورت یکپارچه در سراسر کشور اجرایی شود.»

    وزیر امور اقتصادی و دارایی خواستار توسعه این رویکرد در تمامی استان‌ها شد و گفت: «تسهیل صدور مجوزها، بهبود فضای کسب‌وکار، مولدسازی دارایی‌های دولتی و تأمین مالی تولید از برنامه‌های محوری برای افزایش بهره‌وری و رشد سرمایه‌گذاری است. اصلاح نظام بانکی یکی از مهم‌ترین برنامه‌های این دوره است و همکاری با معاونت امور بانکی، وزارتخانه برای پیشبرد سیاست‌های کلان در دستور کار قرار گرفته است.»

    او همچنین سیاست‌های کلان وزارتخانه را در چند محور کلیدی تشریح کرد و با تاکید بر واگذاری فعالیت‌های اقتصادی به مردم و بخش خصوصی واقعی، این سیاست را به‌عنوان اولویت اصلی وزارتخانه معرفی کرد.

    نتیجه خصوصی‌سازی در دولت‌های ادوار

    خصوصی‌سازی در ایران با وجود اهداف مثبت اولیه، به دلیل مشکلاتی مانند فساد، نبود شفافیت، واگذاری به نهادهای شبه‌دولتی و عدم اهلیت خریداران، نتوانسته به نتایج مطلوب اقتصادی دست پیدا کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که برای موفقیت در این زمینه، نیاز به اصلاحات اساسی در فرآیندهای واگذاری، تقویت نظارت و شفافیت، و توانمندسازی بخش خصوصی واقعی احساس می‌شود. بنابر گزارش‌های منتشر شده برخلاف اهداف اولیه خصوصی‌سازی، این سیاست در عمل نتوانسته به کاهش تصدی‌گری دولت و افزایش کارایی اقتصادی منجر شود.

    در ادامه اما بسیاری از بنگاه‌های واگذار شده با مشکلات مدیریتی، مالی و کارگری مواجه شده‌اند. به‌عنوان مثال، در سال ۱۳۹۸، بودجه شرکت‌های دولتی به بیش از ۲۳۰۰ برابر سال ۱۳۶۸ افزایش یافته است، در حالی که خصوصی‌سازی در همان دوره تنها ۱۵۰ هزار میلیارد تومان بوده است.  فراموش نکنید که بحران آنجایی به اوج خود رسید که در برخی موارد، واگذاری‌ها بدون ارزیابی دقیق اهلیت خریداران و با نبود شفافیت کافی انجام شده است. این امر منجر به سواستفاده و مشکلات مدیریتی در بنگاه‌های واگذار شده است که در ابتدا به جامعه کارگری ایران آسیبی به‌نام بیکاری گسترده وارد کرده است.

  • «خصوصی سازی» یا «بازی قدرت»؟ / قطار واگذاری سایپا و ایران خودرو در ریل اطلاعیه‌‌‌های ضدونقیض افتاد

    «خصوصی سازی» یا «بازی قدرت»؟ / قطار واگذاری سایپا و ایران خودرو در ریل اطلاعیه‌‌‌های ضدونقیض افتاد

    به گزارش اقتصادران، از ساعت ۱۰ صبح روز یکشنبه تا بعدازظهر دیروز، زنجیره‌‌‌ای از اطلاعیه‌‌‌ها، تکذیبیه‌‌‌ها و موضع‌‌‌گیری‌‌‌های رسمی پیرامون واگذاری سهام خودروسازان به‌‌‌ویژه سایپا، بار دیگر صنعت خودرو را درگیر بحرانی جدید و فضایی آمیخته به ابهام و التهاب کرد. صدور این اطلاعیه‌‌‌ها اگر چه ناقض یکدیگر نبودند اما بیانیه ناگهانی قوه قضائیه که از اساس طرح موضوع در شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا را رد کرد، تمامی پازل‌‌‌ها را به هم ریخت و شائبه‌‌‌های جدی پیرامون رقابت در پشت پرده مدیریت این خودروساز بزرگ را تقویت کرد.

    با اعلامیه قوه قضائیه که در ساعات پایانی روز یکشنبه بر خروجی سایت اطلاع‌رسانی قوه قضائیه قرار گرفت، مشخص شد تصمیمی مبنی بر ممنوعیت واگذاری یا تغییر در سهام خودروسازان اتخاذ نشده و  اساسا در دستور کار شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا نیز قرار نداشته است. این اظهارنظر دیرهنگام، بلافاصله موجی از تردید را نسبت به اعتبار اطلاعیه‌‌‌های منتشرشده توسط سازمان خصوصی‌‌‌سازی، دبیرخانه شورای هماهنگی، سامانه کدال و حتی خودروسازان ایجاد کرد.

    آنچه مشخص است ۳۰ ساعت صدور اطلاعیه‌ها حول ممنوعیت واگذاری سهام خودروسازان از وجود یک اختلاف در لایه‌‌‌های سیاستگذاری اقتصادی کشور درباره آینده صنعت خودرو حکایت دارد. اما آنچه بیش از همه اهمیت داشت، تقابل شدید برای جایگزینی مدیریت خودروسازی بود . برخلاف تنش‌‌‌های سال گذشته میان بخش خصوصی و مدیران ایران خودرو و با حمایت همه‌جانبه برخی از نمایندگان ‌‌‌این‌‌‌بار با تقابلی روبه‌‌‌رو هستیم که جنس آن کاملا سیاسی به نظر می‌رسد.

    با این حال نکته قابل‌‌‌تأمل آن است که در این جدال پنهان، افت شاخص بورس و زیان سنگین سهامداران خرد خودروسازان، تقریبا بی‌‌‌اهمیت تلقی شده است. درست از همان لحظه انتشار نخستین اطلاعیه‌‌‌ها، بازار سرمایه به این سیگنال‌‌‌ها واکنش منفی نشان داد و سهام خودرویی‌‌‌ها با صف‌‌‌های فروش گسترده روبه‌‌‌رو شد. اما هیچ‌‌‌یک از نهادهای ذی‌ربط در این فرآیند پرابهام، نسبت به تبعات روانی آن برای بازار توضیح روشنی ارائه نکردند.

    آنچه مشخص است سیاستگذاران از یکسو مدعی هستند که در راستای سیاست‌‌‌های کلی اصل ۴۴ و خروج از بنگاه‌‌‌داری مسیر واگذاری خودروسازان را هموار کردند، اما از سوی دیگر به رفتارهایی دوگانه و شائبه‌‌‌برانگیز در واگذاری بلوک‌‌‌های مدیریتی و نقش‌‌‌آفرینی پنهان در انتخاب مدیران دامن زدند.

    به‌‌‌ویژه آنکه در هفته‌‌‌های اخیر، روند واگذاری سایپا با سرعت بیشتری دنبال می‌‌‌شد و حتی رقبا برای خرید این بلوک مدیریتی دست به لابی‌‌‌های گسترده زده بودند. حال با بروز این بحران، به نظر می‌رسد که ماجرا صرفا یک روند اقتصادی نبوده بلکه درگیر نوعی «بازی قدرت» نیز شده است. تحلیل‌‌‌ها نشان می‌دهد که تقابل اصلی برای مدیریت سایپا بین دو مجموعه با پیشینه‌‌‌های متفاوت است؛ یکی دارای سابقه صنعتی و دیگری مجموعه‌‌‌ای با سابقه فعالیت‌‌‌های تجاری و البته حاشیه‌‌‌دار.

    در واقع رقابت کنونی بیش از آنکه حول «صلاحیت» و «برنامه‌‌‌های اجرایی» دو رقیب باشد، به نبردی بر سر اعمال نفوذ و تثبیت قدرت مدیریتی در سایپا تبدیل شده است. این در حالی است که واگذاری واقعی و شفاف، باید با نظارت نهادهای بی‌‌‌طرف و بر اساس اصول رقابتی انجام شود.

    قطار اطلاعیه‌‌‌ها در مسیر واگذاری خودروسازان

    روز گذشته در کنار قطار اطلاعیه‌هایی که در این زمینه منتشر شد سید محمد اتابک وزیر صمت نیز در اظهارنظری عنوان کرد که «اشکال خاصی در فرآیند واگذاری سهام خودروسازها وجود ندارد و برنامه دولت واگذاری است.»

    همان‌طور که عنوان شد دیروز نیز همراه با سیلی از اطلاعیه‌‌‌ها و مکاتبات رسمی در حوزه واگذاری سهام خودروسازان، یکی از پرابهام‌‌‌ترین مقاطع سیاستگذاری در صنعت خودرو رقم خورد؛ روزی که در آن دبیرخانه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، گروه خودروسازی سایپا، سازمان بورس و شرکت ایران‌‌‌خودرو، هر یک با انتشار متنی رسمی ضمن تایید اطلاعیه شورای هماهنگی سران قوا از استمرار یا ضرورت شفاف‌‌‌سازی در خصوص روند واگذاری سهام سخن گفتند.

    نخستین اطلاعیه مهم روز گذشته، مربوط به دبیرخانه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا بود که حوالی ساعت دو بعدازظهر بر خروجی خبرگزاری تسنیم قرار گرفت با این حال این اطلاعیه بعد از گذشت ۳ساعت از خروجی این خبرگزاری حذف شد.

    در این اطلاعیه نیز به اختلاف نظر موجود با قوه قضائیه هیچ اشاره‌‌‌ای نشده بود. این در حالی است که همان‌طور که عنوان شد پیش‌تر دستگاه قضایی در اطلاعیه‌‌‌ای رسمی مدعی شده بود اساسا موضوع توقف یا ادامه واگذاری سهام، در جلسات شورای سران قوا مطرح نشده و تصویب نشده است. این تناقض، می‌تواند ابهامی جدی در خصوص سطح هماهنگی بین سه قوه در مسیر خصوصی‌‌‌سازی خودرو را ایجاد کند.

    اطلاعیه دوم مربوط به شرکت سایپا بود که در نامه‌‌‌ای رسمی به سازمان بورس، فرآیند واگذاری سهام را همچنان در حال پیگیری عنوان کرده بود. در این نامه که در قالب «افشای اطلاعات بااهمیت» منتشر شد، سایپا اعلام کرد که به‌‌‌دلیل اهمیت و ماهیت واگذاری سهام شرکت‌های تابعه، اخذ مجوزهای قانونی از مراجع ذی‌ربط در دستور کار قرار گرفته است. این فرآیند به منظور رفع موانع حقوقی و کسب مجوزهای لازم در حال انجام است و پس از تایید نهایی، اقدامات اجرایی صورت خواهد گرفت.

    در ادامه این اطلاعیه آمده است که گروه خودروسازی سایپا با تاکید بر رعایت اصول شفافیت و پاسخگویی در بازار سرمایه، اعلام می‌دارد تمامی مراحل واگذاری با هماهنگی کامل با نهادهای ذی‌ربط و مطابق با قانون انجام خواهد شد.این شرکت همچنان متعهد به اطلاع‌‌‌رسانی دقیق و به‌‌‌موقع به سهامداران و عموم جامعه است و اخبار منتشرشده مبنی بر توقف این فرآیند صحت ندارد.این موضع‌‌‌گیری، عملا در تقابل با برداشت عمومی از بیانیه سازمان خصوصی‌‌‌سازی و اطلاعیه‌‌‌های قبلی قرار گرفت که حاکی از نوعی تعلیق یا توقف موقت در روند واگذاری بود. از سوی دیگر سازمان بورس نیز به میدان آمد. به‌طوری که سومین واکنش مهم دیروز، از سوی سازمان بورس و اوراق بهادار بود. این نهاد نظارتی در اطلاعیه‌‌‌ای اعلام کرد که طی مکاتبه‌‌‌ای رسمی با پنج شرکت بورسی حوزه خودروسازی (ایران‌‌‌خودرو، سایپا، گروه سرمایه‌گذاری سایپا، رنا و گسترش سرمایه‌گذاری ایران‌‌‌خودرو) خواستار شفاف‌‌‌سازی درباره وضعیت واگذاری سهام شده است. ورود سازمان بورس به ماجرا نشان از نگرانی این نهاد نسبت به تبعات روانی و حقوقی ابهامات اخیر در بازار سرمایه دارد؛ به‌‌‌ویژه آنکه در معاملات روز یکشنبه، سهام خودرویی‌‌‌ها با کاهش ارزش و تشکیل صف‌‌‌های فروش روبه‌‌‌رو شدند و این موضوع نارضایتی سهامداران حقیقی را به دنبال داشت.

    چهارمین اطلاعیه نیز مربوط به شرکت ایران‌‌‌خودرو بود که آن هم طی مکاتبه‌‌‌ای با بورس، اقدام به افشای اطلاعاتی مرتبط با ممنوعیت واگذاری سهام کرد. در متن نامه این شرکت نیز، به نامه‌‌‌های دستگاه‌‌‌های دولتی و پیگیری‌‌‌های قانونی جهت تعیین‌تکلیف فرآیند اشاره شده بود؛ با این حال، موضع مشخصی در خصوص ادامه یا توقف قطعی واگذاری‌‌‌ها در آن دیده نمی‌‌‌شد.

    در هر صورت آنچه از اطلاعیه‌های دیروز قابل دستیابی بود به خصوص با اظهارات وزیر صمت، حول واگذاری مدیریت خودروسازان بود و اینکه اراده دولت واگذاری مدیریت به بخش خصوصی و کاهش تصدی‌گری است. با این حال اما نباید از تقابل پنهان برای این واگذاری‌ها به سادگی گذشت.

    بالاخره چه شد؟

    همان‌طور که عنوان شد در ۳۰ ساعت گذشته شاهد اطلاعیه‌های همگن و گاهی متناقض از واگذاری سهام خودروسازان بودیم. با این حال اما روز گذشته باز هم مشخص نشد که بالاخره در شورای هماهنگی سران قوا جلسه‌ای در این زمینه برگزار شده است یا خیر؟ بنابراین مجموع اطلاعیه‌‌‌های متعدد و گاه متضاد در ۳۰ ساعت گذشته، نه‌‌‌تنها از ابهامات در مسیر خصوصی‌‌‌سازی خودروسازان نکاست، بلکه شائبه‌‌‌هایی درباره اختلافات پنهان و دخالت سیاست در روند واگذاری‌‌‌ها را تقویت کرد.از طرف دیگر سهامداران، فعالان بازار و ناظران اقتصادی همچنان منتظر یک بیانیه منسجم، صریح و نهایی از سوی دولت هستند که تکلیف روند واگذاری سهام سایپا و ایران‌‌‌خودرو را مشخص کند. در غیاب چنین روشنگری، هر اطلاعیه تازه‌‌‌ای می‌تواند تنها به افزایش بی‌‌‌اعتمادی، ریسک سرمایه‌گذاری و تداوم بحران در بازار سرمایه منجر شود.

    با تداوم چنین روندهایی، نه‌‌‌تنها اعتماد عمومی به فرآیند خصوصی‌‌‌سازی به‌‌‌عنوان یکی از پایه‌‌‌های اقتصاد آزاد آسیب می‌‌‌بیند، بلکه خود صنعت خودرو نیز از مزایای ورود مدیریت‌‌‌های کارآمد و غیرسیاسی محروم خواهد ماند. به‌‌‌عبارت دیگر، اگر واگذاری‌‌‌ها با نگاه سیاسی انجام شود، نتیجه آن نه اصلاح ساختار مدیریتی بلکه تداوم رانت در قالبی جدید خواهد بود.

    در شرایطی که دولت شعار «سال سرمایه‌گذاری برای تولید» را سرلوحه سیاست‌‌‌های اقتصادی خود قرار داده، انتظار می‌رود با شفاف‌‌‌سازی نقش خود در واگذاری خودروسازان و جلوگیری از رقابت‌های غیرسازنده، مسیر اعتمادسازی را هموار کند. در غیراین صورت، بازار سرمایه، صنعت خودرو و افکار عمومی بار دیگر متضرر اصلی خواهند بود.

  • نامه مرموز! / چه کسی جلوی واگذاری سایپا و ایران خودرو را گرفت؟

    نامه مرموز! / چه کسی جلوی واگذاری سایپا و ایران خودرو را گرفت؟

    به گزارش اقتصادران، حالا این حواشی دامنگیر سایپا هم شد.براساس نامه‌هایی خطاب به مدیر نظارت بر ناشران سازمان بورس ارسال و تأکید شده که به موجب نامه‌ای از سوی شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، تصمیم گرفته شده است تا پیش از ابلاغ مصوبات این شورا، از هرگونه واگذاری و تحول سهام این شرکت‌هاجلوگیری شود.

    مدیرعامل سایپا با اعلام این موضوع در راستای رعایت دستورالعمل اجرایی افشای اطلاعات شرکت‌های ثبت‌شده نزد سازمان بورس، تأکید کرده است که گروه سایپا همچنان پیگیر تعیین تکلیف موضوع واگذاری سهام چرخه‌ای در این مجموعه است.

    او همچنین اطمینان داده در صورت صدور هرگونه دستور از سوی مراجع ذی‌صلاح، موضوع به صورت رسمی و از طریق سامانه کدال افشا و به اطلاع سهامداران خواهد رسید. مدیرعامل گروه صنعتی ایران‌خودرو نیز در نامه خود تأکید کرده است که با عنایت به نامه وارده از دبیر شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا مبنی بر تهیه گزارش نهایی ساماندهی صنعت خودروسازی مقرر شده از هرگونه واگذاری و تحول سهام این شرکت تا تعیین تکلیف طرح مذکور جلوگیری به عمل آید.

    نامه سریع وتو شد!

    هیاهوها در روز یکشنبه بالا گرفت. همه تیتر زدند: «خصوصی‌سازی سایپا متوقف شد!» اما سریعاً سازمان خصوصی‌سازی وارد عمل شده و بیانیه‌ای صادر کرد. این سازمان اعلام کرد: «در اجرای وظایف و مأموریت‌های قانونی؛ همچنان خود را مکلف به واگذاری سهام دولت در دو شرکت ایران خودرو و سایپا می‌داند.»

    سازمان خصوصی‌سازی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «پیرو ابهامات مطرح شده طی روز (یکشنبه) در خصوص واگذاری سهام دو شرکت ایران خودرو و سایپا به اطلاع عموم فعالان بازار سرمایه می‌رساند، سازمان خصوصی‌سازی در اجرای وظایف و مأموریت‌های قانونی خود با حمایت دبیرخانه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا؛ همچنان خود را مکلف به واگذاری سهام دولت در دو شرکت ایران خودرو و سایپا می‌داند. بر همین اساس با توجه به تکالیف مقرر در قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، مصوبات هیأت واگذاری و همچنین قانون برنامه هفتم پیشرفت، بزودی برنامه واگذاری و خروج کامل دولت از دو شرکت مذکور پس از هماهنگی با مراجع ذیصلاح قانونی بویژه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، اعلام خواهد شد. بدیهی است اجرای بند (ب) ماده (۵) قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز در موعد مقرر و توسط مراجع ذیربط صورت خواهد گرفت.»

    تکذیب قوه قضائیه

    خبرگزاری «میزان» وابسته به قوه قضائیه هم اعلام کرد که اساساً مسأله واگذاری خودروسازها در شورای هماهنگی سران قوا مطرح نشده که بخواهد درباره آن تصمیمی گرفته شود یا نشود. به دنبال انتشار خبری با عنوان «تصمیم‌ شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا در مورد توقف هرگونه واگذاری یا تغییر و تحول در سهام دو شرکت خودروسازی» مرکز رسانه قوه قضائیه در اطلاعیه‌ای کوتاه اعلام کرد: «به اطلاع می‌رساند چنین موضوعی در شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا مطلقاً مطرح نشده است و طبیعتاً تصویب هم نشده است.»

    بیانیه دبیرخانه شورایعالی هماهنگی اقتصادی سران قوا

    اما در این میان دبیرخانه شورایعالی هماهنگی اقتصادی سران قوا هم ابهامات به وجود آمده را برطرف کرد. همه نگاه‌ها به سمت نامه‌ای بود که دبیرخانه این شورا منتشر کرده بود. روابط عمومی دبیرخانه شورایعالی هماهنگی اقتصادی سران قوا در خصوص واگذاری سهام شرکت‌های خودروسازی ایران خودرو و سایپا، اطلاعیه‌ای  به این شرح صادر کرد: «پیرو اخبار منتشرشده در خصوص توقف واگذاری سهام شرکت‌های خودروسازی، بیانیه مورخ ۴ خرداد ۱۴۰۴ سازمان خصوصی‌سازی در این خصوص، مورد تأیید دبیرخانه شورایعالی هماهنگی اقتصادی سران قوا است. شایان ذکر است، طی مدت اخیر در جلسات مشترک، ابهامات موجود در اجرای قانون برنامه هفتم توسعه و واگذاری سهام مرتفع گردیده و شورایعالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، در جهت تحکیم قراردادها و تقویت امنیت اقتصادی سهامداران، از تصمیمات دولت و سازمان خصوصی‌سازی حمایت می‌کند.»

    حالا مشخص نیست چرا چنین مسأله‌ای  طی یک نامه ادعایی عنوان شده تا وضعیت خصوصی‌سازی پیچیده‌تر شود.

    کسی اهلیت‌سنجی سهامداران سایپا را گردن نمی‌گیرد. اکنون که گفته‌اند خصوصی‌سازی ادامه دارد و منوط به برگزاری مجمع در تیرماه نیست؛ دوباره اهلیت‌سنجی متقاضیان سهام ۴۲درصدی سایپا آغاز می‌شود؟ و مرجع این اهلیت‌سنجی اصلاً کجاست که کسی گردن نمی‌گیرد! از سوی دیگر یک منبع آگاه در سازمان بورس به صراحت اعلام کرد اصلاً کسی به ما درباره توقف خصوصی‌سازی و فروش سهام نامه‌ای نزده و ما فقط یک ساعت نماد خساپا را متوقف کردیم تا نتیجه این حواشی مشخص شود.

    حالا باید دید وقتی همه دست به دست هم دادند و اعلام کردند دولت موافق خصوصی‌سازی صنعت خودرو است چرا یک باره در این میان اعلام می‌شود هم ایران‌خودرو و هم سایپا روند واگذاری شان متوقف می‌شود؟ بخش خصوصی در ایران‌خودرو موفق شد سیت مدیریتی را به دست بیاورد اما درباره سایپا ماجرا بسیار پیچیده‌تر است. شرکتی که سهام تودلی دارد، سیت مدیریتی به دست آوردنش سخت است.

  • خصوصی‌سازی یا استخوان لای زخم؟

    خصوصی‌سازی یا استخوان لای زخم؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه خراسان نوشت:
    در نمونه اخیر، واگذاری ایران خودرو با حواشی حقوقی، مدیریتی و رسانه ای گسترده همراه بود. تا جایی که هنوز این پرسش برای افکار عمومی بی پاسخ مانده که آیا ملاحظات متعدد پیرامون این واگذاری رعایت شده یا خیر؟ همچنین مشخص نیست تیم مدیریتی جدید این شرکت، با چه رویکرد و مفروضاتی قرار است آینده یکی از حساس ترین بنگاه های صنعتی کشور را رقم بزند. در چنین شرایطی، آغاز واگذاری سایپا، بسیاری از نگرانی های قبلی را مجدد زنده کرده است.

    تجربه تلخ خصوصی سازی های بی‌ضابطه

    واگذاری شرکت های بزرگی نظیر تراکتورسازی، نیشکر هفت تپه نشان می دهد که چگونه می توان بدون در نظر گرفتن اهلیت خریداران و شاخص های نظارتی بعد از واگذاری، حتی قطب های تولیدی بزرگ را با فرایند اشتباه خصوصی سازی با مشکل روبه رو کرد. در حال حاضر نیز نگرانی ها پیرامون واگذاری ایران خودرو و سایپا که در واقع بخش بزرگی از صنعت خودروی کشور هستند، وجود دارد.

    واگذاری پرحرف و حدیث ایران خودرو

    فروردین امسال، دیوان عدالت اداری پس از بررسی شکایت ها و ابهامات مطرح شده، حکم به قانونی بودن واگذاری ایران خودرو به بخش خصوصی داد. این رای به طور خاص به موضوع واگذاری سهام مدیریتی و ورود شرکت کروز به ترکیب هیئت مدیره اشاره داشت. موضوعی که پیشتر از سوی شورای رقابت به عنوان مصداق نقض قانون رقابت معرفی شده بود. با این حال این دیوان با رد ادعای شورای رقابت اعلام کرد شرکت کروز فاقد سهم در ایران خودرو است و تغییرات مدیریتی انجام شده در مجمع این شرکت، دارای اعتبار قانونی است. این در حالی است که هیئت نظارت بر بازار سرمایه نیز پیشتر، این واگذاری را تایید کرده بود، اما به دلیل موضع گیری شورای رقابت، عملاً این واگذاری با ابهام روبه رو شده بود.

    با وجود این، ماجرا به این جا نیز ختم نشد. تقی‌پور رئیس کمیته صنعت کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، با استناد به اصلاحیه ماده ۶۳ قانون اصل ۴۴ و نیز ماده ۶۴ این قانون ورود دیوان عدالت اداری و صدور دستور توقف و لغو نظریه شورای رقابت درباره واگذاری ایران‌خودرو را فاقد هرگونه وجاهت قانونی‌ اعلام کرد. با این شرایط هنوز این سوال در افکار عمومی باقی مانده است که آیا واگذاری ایران خودرو از جهات هم حقوقی و هم ملاحظات مربوط به انحصار و رقابت، واقعاً به درستی انجام شده است؟

    نگرانی ها در مجلس بابت اهلیت خریداران سایپا

    حضور چهره های جنجالی و نیز سرمایه داران صرف، نگرانی ها درخصوص سرنوشت این قطب خودروسازی را برانگیخته است. به گزارش اقتصادآنلاین، رئیس کمیته صنعت کمیسیون صنایع مجلس با تاکید بر اهمیت اهلیت سنجی متقاضیان سایپا اظهار کرد: برخی تصور می کنند هدف از واگذاری صنعت خودرو، صرفاً فروش آن هاست در حالی که در قانون برنامه هفتم، تکالیفی نظیر تولید سه میلیون دستگاه خودرو در سال و صادرات بخشی از تولیدات داخل و … را برای دولت و وزارت صمت تعیین کرده است.

    تقی پور بررسی اهلیت خریداران سهام شرکت‌های خودروسازی را از شروط اصلی تحقق این اهداف عنوان و بیان کرد: درج مکتوب تعهدات خریداران سهام در پروانه بهره برداری شرکت‌های خودروسازی از مهم‌ترین معیارهای اهلیت سنجی متقاضیان سهام سایپاست که باید در دستور کار وزارت صمت قرار بگیرد. در غیر این صورت خصوصی سازی صنعت خودرو به سرنوشت تراکتورسازی، نیشکر هفت تپه و کشت و صنعت مغان دچار خواهد شد.

    نماینده مردم تهران وزارت صمت را مرجع اصلی اهلیت سنجی خریداران سهام برشمرد و تصریح کرد: قطعا وزارت صمت پیش از هر اقدامی برای واگذاری سهام سایپا -که البته این موضوع در رابطه با سهام ایران خودرو که اشتباهاتی در واگذاری آن صورت گرفت، مصداق دارد- می بایست متقاضیان سهام را ملزم به ایفای تعهداتی از قبیل رشد تیراژ تولید، صادرات، عمق داخلی سازی و حفظ قطعه سازان کوچک کند.

    وی خودروساز بودن را از دیگر معیارهای مهم برای اهلیت سنجی متقاضیان سهام سایپا برشمرد و اظهار کرد: یک فروشنده و مونتاژکار خودرو که تنها واردات و مونتاژ تعدادی خودرو را در کارنامه خود دارد قطعا خودروساز موفقی نخواهد بود.

    در مجموع، در شرایطی که خصوصی‌سازی ایران‌خودرو هنوز در هاله‌ای از ابهام حقوقی و اقتصادی باقی مانده، آغاز واگذاری سایپا بدون رفع دغدغه‌های اهلیت‌سنجی و شفافیت، می‌تواند مسیر اصلاح صنعت خودرو را به بیراهه‌ای تازه بکشاند. تجربه‌های پیشین از واگذاری‌های مسئله‌دار نشان می‌دهد که صرف واگذاری مالکیت، نه تنها مشکل‌گشا نبوده، بلکه گاه خود به گرهی بزرگ‌تر تبدیل شده است. اگر سیاست‌گذار قصد دارد از مسیر خصوصی‌سازی، صنعت خودرو را به سمت رقابت‌پذیری و ارتقای بهره‌وری سوق دهد، باید پیش از معامله سهام، تکلیف ساختار حاکمیتی، تعهدات عملیاتی و ابزارهای بازپس‌گیری را روشن کند؛ وگرنه واگذاری‌ها همچنان در حافظه جمعی، نه به‌عنوان «درِ خروج از انحصار»، بلکه به‌مثابه «استخوانی در زخم قدیمی» باقی خواهند ماند.

     

  • خصوصی‌سازی نیم‌بند! / نامه انجمن خودروسازان به پزشکیان و دفاع از تعرفه ۱۰۰ درصدی واردات خودرو

    خصوصی‌سازی نیم‌بند! / نامه انجمن خودروسازان به پزشکیان و دفاع از تعرفه ۱۰۰ درصدی واردات خودرو

    به گزارش اقتصادران ، در شرایطی واگذاری مدیریت دو خودروساز بزرگ کشور به بخش خصوصی از سال گذشته کلید خورد که با این اتفاق انتظار می‌رود سیاستگذاری در صنعت خودرو از یک «مدل حمایتی دولتی» به «الگوی رقابتی بخش خصوصی» برسد.

    سهام مدیریتی ایران‌‌خودرو در بهمن‌‌ماه سال گذشته به بخش خصوصی واگذار شد و طبق برنامه‌‌ریزی‌‌ها، گروه خودروسازی سایپا نیز باید تا پایان خردادماه امسال روند خصوصی‌‌سازی را به سرانجام برساند. حذف دولت از ترکیب سهامداری دو خودروساز بزرگ کشور، امیدهای زیادی برای ایجاد رقابت، تنوع در سبد تولید و از همه مهم‌تر، رفع انحصار در بازار خودرو ایجاد کرد. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که صنعت خودرو همچنان گرایش دارد با حفظ سازوکارهای دولتی، اما تحت مالکیت بخش خصوصی به مسیر خود ادامه دهد. نشانه آن نیز نامه اخیر دبیر انجمن خودروسازان به مسعود پزشکیان درباره عوارض و حقوق گمرکی واردات خودرو است.

    احمد نعمت بخش دبیر انجمن خودروسازان ایران طی نامه‌‌ای رسمی به رئیس‌‌جمهور خواستار جلوگیری از کاهش حقوق و سود بازرگانی خودروهای وارداتی شده است.

    این در حالی است که تعرفه بالا طی چند دهه اخیر نه‌‌تنها به شکوفایی صنعت خودرو منجر نشده، بلکه آن را به صنعتی با بازدهی پایین، کیفیت نازل و وابستگی به ارز دولتی بدل کرده است. حالا این پرسش اساسی پیش روی افکار عمومی و سیاستگذاران قرار دارد که در شرایط واگذاری سهام خودروسازان آیا تداوم حمایت تعرفه‌‌ای منطقی است؟

    براساس مفاد نامه دبیر انجمن خودروسازان، تاکید اصلی بر این است که عوارض و حقوق گمرکی خودروهای وارداتی که در قانون بودجه سال ۱۴۰۳ معادل ۱۰۰ درصد تعیین شده، بدون تغییر باقی بماند. نعمت‌بخش مدعی شده که تصمیماتی در دولت برای کاهش این رقم در دست بررسی است که به زعم انجمن، مغایر با منافع ملی و حمایت از تولید داخل خواهد بود.

    در ادامه این نامه آمده است که  «وضعیت صنعت‌‌خودرو در حالت اورژانسی بوده و از آنجا که سیاست دولت در سال جاری خروج از مدیریت و سهامداری شرکت‌های خودروساز بوده و از طرفی در اواخر سال گذشته برای نخستین‌‌بار بعد از انقلاب اسلامی، مدیریت بزرگ‌ترین شرکت خودروسازی کشور به سهامدار بخش‌‌خصوصی محول و براین اساس فضا برای حضور سرمایه‌‌گذاران بزرگ داخلی با تدبیر هوشمندانه دولت فراهم آمده است، انتظار می‌‌رود تا از هرگونه تصمیم درباره کاهش سود بازرگانی و حقوق گمرکی خودروهای سواری وارداتی پرهیز تا حداقل در فرصت سه‌‌ساله امکان تغییر ریل در روند ارتقای سطح کیفیت خودروهای داخلی و ورود تجهیزات جدید و به‌روز در این صنعت به وجود آید. در ادامه این نامه نیز وی از رئیس‌جمهور تقاضا کرده که از طرح چنین موضوعاتی حداقل به‌‌مدت سه سال در هیات دولت خودداری شود یا در صورت طرح مخالفت جدی شود.»

    آنچه مشخص است این درخواست در تضاد کامل با منطق خصوصی‌‌سازی و اصل رقابت است. صنعتی که خود را از حمایت دولت خارج‌‌شده است، نمی‌تواند همچنان بر حمایت‌‌های انحصاری تعرفه‌‌ای و سیاستگذاری دستوری تکیه داشته باشد.

    خصوصی‌‌سازی زمانی معنا دارد که بازیگران آن، حاضر به پذیرش قواعد بازار آزاد باشند، نه آنکه با حفظ حمایت‌‌ها، تنها مالکیت دولتی را با شبه‌‌خصوصی جایگزین کنند.

     تجربه سه دهه حمایت تعرفه‌‌ای

    از اوایل دهه ۱۳۷۰، دولت با هدف حمایت از تولید داخل، تعرفه واردات خودرو را در سطوح بسیار بالا قرار داد. در برخی سال‌ها این تعرفه حتی به بیش از ۲۰۰درصد نیز رسید. استدلال همواره این بود که صنعت نوپای خودرو نیاز به حمایت دارد تا بتواند رقابتی شود. اما امروز و پس از گذشت بیش از ۳۰ سال، نتیجه این سیاست دیدنی است.

    کیفیت پایین تولیدات داخلی در مقایسه با استانداردهای جهانی، مشکل در صادرات خودرو به بازارهای بین‌المللی، وابستگی به واردات قطعات و در نهایت، افزایش چشمگیر قیمت خودروهای خارجی که از دسترس مصرف‌‌کننده متوسط خارج شده است را می‌توان دستاورد دولت‌ها در حفظ تعرفه واردات خودرو دانست.

    در واقع، تعرفه بالا نه‌تنها صنعت را قوی نکرد، بلکه مصرف‌‌کننده را قربانی منافع تولیدکننده کرد. در چنین بستری، ادامه سیاست تعرفه‌‌ای ۱۰۰ درصدی نه حمایت از تولید، بلکه حمایت از ناکارآمدی تعبیر می‌شود. آنچه مشخص است تعرفه‌های بالا، مردم را سال‌ها از دسترسی به خودروهای روز دنیا محروم کرده و عملا بازار ایران را به محیطی بسته برای عرضه محصولات محدود، تکراری و بعضا فاقد استانداردهای جهانی تبدیل کرده است. همان‌طور که عنوان شد این سیاست نه‌‌تنها به ارتقای کیفیت تولید داخل منجر نشد، بلکه با حذف گزینه‌های رقابتی، قدرت انتخاب را از مصرف‌‌کننده سلب کرد.

    حال در شرایطی که شعار خصوصی‌‌سازی و رفع انحصار در دستور کار قرار گرفته، ادامه حمایت تعرفه‌‌ای سنگین، تکرار همان سیاست‌های شکست‌‌خورده گذشته با چهره‌‌ای جدید است. البته برخی از کشورها همچون چین با تعرفه‌های بالا توانستند صنعت خودروی کشورشان را ارتقا دهند. تعرفه‌گذاری این کشورها بر استراتژی خاصی همراه بود و کاهش تدریجی تعرفه منجر به ایجاد رقابت خودروسازی با محصولات وارداتی شد. حال آنکه این استراتژی هیچ‌گاه در صنعت خودروی کشور ما مد نظر سیاستگذاران نبود.

     خصوصی‌‌سازی در بلاتکلیفی

    یکی از نکات کلیدی در تحلیل نامه انجمن خودروسازان به رئیس‌‌جمهور، این است که فی‌الواقع چرا بخش خصوصی باید چنین درخواستی را مطرح کند؟ پاسخ در ساختار ناقص خصوصی‌‌سازی صنعت خودرو نهفته است. واقعیت این است که در فرآیند واگذاری سهام خودروسازان، دولت نه‌‌تنها کنترل سیاستگذاری مانند قیمت‌گذاری را حفظ کرده، بلکه همچنان بخش قابل‌‌توجهی از اختیار مدیریتی را از طریق نهادهایی مانند سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) و شرکت‌های زیرمجموعه خود حفظ کرده است. در چنین شرایطی، بخش خصوصی جدید نه بر پایه قواعد بازار، بلکه بر اساس همان روابط قبلی به حیات خود ادامه می‌دهد.

    از این رو، مطالبه ادامه تعرفه‌های بالا، ناشی از ماهیت شبه‌‌خصوصی بودن این واگذاری‌‌هاست، نه یک خواسته طبیعی از طرف یک بنگاه خصوصی رقابت‌‌پذیر. خصوصی‌سازی نیم‌بند را از قضا احمد نعمت‌بخش در نامه خود مورد اشاره قرار داده است به‌طوری‌که در بخشی از نامه خود به رئیس‌جمهور عنوان کرده که  «کاهش تعرفه گمرکی خودروهای وارداتی درحالی است که هنوز صنعت‌‌خودرو در داخل کشور با مشکلات حادی همچون انحصاری بودن، تعیین قیمت دستوری، گرانی نرخ مواد اولیه تولید داخل در مقیاس با نرخ‌‌های جهانی، شرایط پیچیده تخصیص نرخ ارز برای واردات مواد یا قطعات، زیان‌‌ده بودن شرکت‌های خودروساز، وجود نهادهای تصمیم‌گیر خارج از اراده هیات‌‌مدیره شرکت‌ها، تعیین فرمول کاملا اشتباه قیمت‌‌گذاری خودرو و خروج انحصار خودروهای وارداتی روبه‌رو و الزاما باید در اسرع وقت برای حل و فصل آنها تدابیر جدی اندیشیده شود.»

    در بخش دیگری نیز عنوان شده که «قیمت‌‌گذاری دستوری موجب تفاوت فاحش قیمت درب کارخانه با قیمت بازار و ایجاد سوداگری برای قشری خاص که از این محل سوءاستفاده کلانی کرده‌‌اند شده است که عملا نه خودروساز در این وضعیت به حداقل سود لازم می‌‌رسد و مردم نیز امکان خرید خودرو با قیمت‌‌های کمتر از کف بازار را پیدا نمی‌‌کنند.»

     غایب اصلی سیاستگذاری تعرفه‌‌ای

    آنچه مشخص است در همه این سال‌ها، یک گروه به‌طور کامل از فرآیند سیاستگذاری حذف شده‌‌اند: مردم و مصرف‌‌کنندگان. تعرفه بالا موجب شده قیمت یک خودروی وارداتی که در بازار جهانی زیر ۲۰ هزار دلار قیمت دارد، در ایران با هزینه‌هایی به بیش از ۲ میلیارد تومان برسد.

    حذف واردات خودرو در مقاطع مختلف، تعلل در اجرای واردات خودروهای اقتصادی، و عدم شفافیت در تخصیص ارز، موجب شده نیاز عمومی بازار به محصول باکیفیت خارجی بی‌‌پاسخ بماند. حال آنکه تجربه واردات محدود خودرو از سال ۱۴۰۲ نشان داد که بازار ایران، حتی با تعرفه‌های پایین نیز قابلیت پاسخ‌‌دهی به نیاز طبقه متوسط را ندارد و تنها به سود طبقه خاص و واردکنندگان بزرگ منتهی می‌شود. حالا با توجه به نرخ ارز و همچنین هزینه‌های واردات خودرو، قیمت بیشتر محصولات خارجی بالای ۲ میلیارد تومان خواهد بود. قیمت‌هایی که با خودروهای مونتاژی در رقابت قرار می‌گیرند. حال سوالی که مطرح می‌شود این است که با توجه به عدم خروج کامل دولت از خودروسازی که مشکلاتی را برای بخش خصوصی ایجاد کرده، از یک طرف و تقاضای خودروسازان برای حفظ تعرفه ۱۰۰ درصدی از سوی دیگر بهترین تصمیم دولت چه می‌تواند باشد؟

    پیشنهاد واقعی می‌تواند تعرفه پلکانی و رقابت واقعی باشد به این معنا که به جای تثبیت تعرفه ۱۰۰ درصدی، سیاستگذار صنعت خودرو باید در مسیر کاهش تدریجی تعرفه‌ها حرکت کند؛ به‌‌ویژه برای خودروهای کم‌‌مصرف، اقتصادی و هیبریدی. همچنین، با تسهیل واردات و ایجاد رقابت، کیفیت تولید داخل نیز افزایش خواهد یافت. به‌طور حتم بخش خصوصی واقعی نه‌‌تنها از رقابت نمی‌‌ترسد، بلکه آن را یک فرصت می‌‌داند. آنچه مشخص است خودروسازان بخش خصوصی باید بتوانند در فضای رقابتی کیفیت و بهره‌‌وری را افزایش دهند.

  • بنگاه‌داری بانک‌ها به اسم خصوصی‌سازی! / یک اقتصاددان: دیر نیست که سپرده‌گذاران اعتماد خود را به سلامت بانک‌ها از دست دهند

    بنگاه‌داری بانک‌ها به اسم خصوصی‌سازی! / یک اقتصاددان: دیر نیست که سپرده‌گذاران اعتماد خود را به سلامت بانک‌ها از دست دهند

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، عملکرد نظام بانکی ایران به یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات اقتصاد کشور تبدیل شده است. زیان انباشته بانک‌ها، افزایش مطالبات غیرجاری، بنگاه‌داری گسترده و عدم شفافیت در ساختار مالکیت، باعث شده کارشناسان اقتصادی بارها درباره تبعات سنگین ادامه این روند هشدار دهند. در این میان، نقش بانک‌های خصوصی که در ظاهر با هدف افزایش بهره‌وری از زیر سایه دولت خارج شده‌اند بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. اما آیا خصوصی‌سازی بانک‌ها در ایران به معنای واقعی خود محقق شده؟ یا شاهد نوعی واگذاری ناقص و پرهزینه بوده‌ایم که نه‌تنها منجر به ارتقا عملکرد نشده، بلکه بحران‌های جدیدی را نیز رقم زده است؟

    در همین راستا، مهدی منصوری بیدکانی، اقتصاددان و استاد دانشگاه،  به بررسی دقیق وضعیت بانک‌های خصوصی، ایرادات ساختاری در نظام نظارتی، آثار تورمی سیاست‌های بانکی و همچنین درس‌هایی که می‌توان از بحران‌های بین‌المللی مانند ورشکستگی بانک سیلیکون‌ولی گرفت، پرداخته است.

    تعریف درست خصوصی‌سازی بانک‌ها چیست؟

    منصوری بیدکانی در ابتدای این گفتگو تأکید کرد: قبل از آنکه بخواهیم درباره خصوصی‌سازی صحبت کنیم، بهتر است تعریف خصوصی‌سازی بانک‌ها را با هم مرور کنیم.

    وی در ادامه گفت: خصوصی‌سازی بانک‌ها به معنای انتقال مالکیت و مدیریت بانک‌ها از دولت به بخش خصوصی است. در این فرآیند، دولت سهام خود را به سرمایه‌گذاران خصوصی (افراد، شرکت‌ها یا نهادهای غیردولتی) می‌فروشد تا تصمیم‌گیری‌های مالی و عملیاتی بر اساس منافع بازار و کارایی اقتصادی انجام شود، نه سیاست‌های دولتی.

    هدف از خصوصی‌سازی بانک‌ها؛ کاهش بار بودجه‌ای دولت

    وی افزود: هدف از این تصمیم آن است که در ضمن افزایش رقابت و بهبود کارایی، دولت مجبور نباشد برای جبران زیان‌های بانک‌های دولتی از بودجه عمومی استفاده کند. به‌عنوان مثال، طبق گزارش دیوان محاسبات، تا پیش از خصوصی‌سازی، زیان بانک‌های دولتی سالانه به ۱۰ درصد بودجه کشور می‌رسید.

    تفاوت خصوصی‌سازی و بنگاه‌داری در بانک‌ها

    منصوری بیدکانی اظهار داشت: خصوصی‌سازی و بنگاه‌داری دو مقوله متفاوت‌اند که متأسفانه گاهی عمداً و گاهی سهواً در اقتصاد ایران خلط می‌شوند. بنگاه‌داری بانک‌ها به معنای ورود بانک‌ها به فعالیت‌های غیرمالی است؛ مانند سرمایه‌گذاری در املاک، خودروسازی یا پروژه‌های تجاری. این امر به‌ویژه در بانک‌هایی که در مالکیت نهادهای شبه‌دولتی‌اند، بسیار گسترده است. مثلاً فلان بانک زیرمجموعه بنیاد ایکس، نه تنها در اعطای تسهیلات، بلکه در پروژه‌های ساختمانی و صنعتی نیز سرمایه‌گذاری می‌کند.

    تمرکز بر دارایی‌های غیرمولد؛ ضربه به تولید ملی

    او افزود: اگرچه ظاهر فعالیت‌های غیربانکی ممکن است در ابتدا مطلوب به نظر برسد، اما در عمل باعث تمرکز منابع مالی بر فعالیت‌های غیرمولد، تشکیل حباب دارایی‌ها و کاهش نقدینگی در بخش تولید می‌شود. این یعنی حرکت بر خلاف شعار تولید ملی و درست نقطه مقابل این شعار.

    یادآوری یک هشدار مهم؛ انتقاد رهبری از بنگاه‌داری بانک‌ها

    وی خاطرنشان کرد: اینکه مقام معظم رهبری با صراحت فرمودند «بانک‌ها غلط می‌کنند که بنگاه‌داری می‌کنند»، اشاره‌ای جدی به ریشه یکی از اصلی‌ترین بحران‌های بانکی کشور دارد. اصلاح نظام بانکی و جلوگیری از تبدیل بانک‌ها به ابزار انباشت ثروت برای نهادهای خاص -که با خصوصی‌سازی واقعی در تضاد است-، مستلزم اصلاح انقلابی در ساختار مالکیت و حکمرانی است.

    شروط خصوصی‌سازی موفق در نظام بانکی

    این استاد اقتصاد دانشگاه تصریح کرد: خصوصی‌سازی موفق دو شرط اساسی دارد: اول، انتقال واقعی مالکیت به بخش خصوصی مستقل از دولت و در نتیجه مالکیت واقعی بخش خصوصی. دوم، نظارت مستقل و اجرای سخت‌گیرانه قوانین برای جلوگیری از انحراف منابع و فعالیت‌های پرریسک و محدود کردن فعالیت‌های غیرمرتبط.

    خلق نقدینگی و تورم از دل عملکرد بانکی

    منصوری بیدکانی در ادامه در خصوص تورم ناشی از عملکرد بانک‌ها گفت: اعطای تسهیلات به دارایی‌های غیرمولد، نقدینگی جدیدی خلق می‌کند که اگر بازگشت سرمایه نداشته باشد، به رشد پایه پولی و افزایش حجم نقدینگی منجر می‌شود و نهایتاً به تورم دامن می‌زند.

    او توضیح داد: زمانی که نرخ سود سپرده‌ها بالاتر از رشد واقعی اقتصاد باشد، پولِ در گردش سریع‌تر از تولید کالا و خدمات رشد کرده و تورم تقاضا ایجاد می‌شود.

    استقراض از بانک مرکزی؛ منشأ تشدید نقدینگی

    وی افزود: بارها هشدار داده‌ام که زیان انباشته و کسری نقدینگی در بانک‌های خصوصی، آن‌ها را به سمت استقراض از بانک مرکزی سوق می‌دهد. این اقدام، پایه پولی و رشد نقدینگی را افزایش می‌دهد و مستقیماً فشار تورمی ایجاد می‌کند.

    این استاد اقتصاد دانشگاه گفت: وقتی حتی هر دانشجوی اقتصاد سال دومی در مورد بدهی بانک‌ها و نقش آن بر تورم می‌داند که افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی یکی از مهم‌ترین محرک‌های رشد نقدینگی و تورم در ایران است. پرسش اینجاست، آیا سیاست‌گذاران اقتصادی نمی‌دانند؟

    منصوری بیدکانی اذعان داشت: معتقدم زیان انباشته بالا در بانک‌ها معمولاً منجر به اضافه برداشت از بانک مرکزی و خلق پول پرقدرت می‌شود. بانک‌های زیان‌ده برای جبران کسری نقدینگی، به استقراض از بانک مرکزی یا فروش دارایی‌های غیرمولد روی می‌آورند که این فرآیند عملاً پایه پولی و نقدینگی را افزایش می‌دهد و مستقیماً بر تورم اثرگذار است. این چرخه مخرب، به ویژه در شرایط فقدان نظارت مؤثر، تشدید می‌شود.

    هشدار درباره سرعت بالای تولید زیان انباشته در بانک‌ها

    او ادامه داد: شتاب گرفتن تولید زیان در این بانک‌ها، آن هم در مدت‌زمان کوتاه، یکی از خطرات مهم تورمی و بسیار نگران‌کننده است.

    منصوری بیدکانی افزود: سهم بطور متوسط ۲۷ درصدی زیان تولید شده در ۹ ماهه اول سال ۱۴۰۳ از کل زیان انباشته ۵ بانک و مؤسسه مالی و اعتباری خصوصی نشان می‌دهد که این بانک‌ها نه تنها برنامه اصلاحی مؤثری اجرا نکرده‌اند، بلکه بحران در حال عمیق‌تر شدن است و این امر می‌تواند ناشی از عواملی چون افزایش مطالبات غیرجاری، بنگاه‌داری زیان‌ده، ضعف کنترل‌های داخلی و رقابت ناسالم برای جذب منابع باشد.

    زیان انباشته بانک‌ها مصداق بحران ساختاری است

    وی گفت: وقتی در یک نمونه از صورت‌های مالی این بانک‌ها و مؤسسات مالی دیده می‌شود که در ۹ ماهه نخست سال ۱۴۰۳، زیان تولید شده، ۴۷.۷۸ درصد از کل زیان انباشته را شامل می‌شود، این یعنی تقریباً نیمی از زیان تاریخ فعالیت این بانک یا مؤسسه مالی در کمتر از یک سال اخیر رقم خورده است، این آمار نشان از بحران عمیق دارد که خود شاهدی است بر ورود به یک فاز بحرانی و شتاب‌گیری سریع مشکلات ساختاری و عملیاتی. چنین جهشی، هشدار جدی درباره ضعف مدیریت ریسک، افزایش مطالبات مشکوک‌الوصول یا حتی دستکاری ترازنامه برای پوشاندن بحران‌های پیشین است.

    او افزود: یا وقتی سه بانک خصوصی، هر سه، بین ۲۳ تا ۲۶ درصد از کل زیان انباشته‌شان را در ۹ ماهه منتهی به آذر ۱۴۰۳ تولید کرده‌اند مصداق واقعی بحران ساختاری در این بانک‌هاست. این آمار (مثلاً بانکی با تولید بیش از ۴۲۶ هزار میلیارد تومان زیان انباشته) که به راحتی در سامانه کدال و از صورت‌های مالی منتشر شده توسط خود این بانک‌ها قابل استخراج است بسیار معنادار بوده و نشان می‌دهد روند زیان‌دهی نه تنها متوقف نشده، بلکه بحران کماکان در حال تشدید است و بانک‌ها در کنترل این وضع کاملاً ناکام مانده‌اند.

    نمونه خارجی بحران بانکی؛ تجربه SVB آمریکا

    این اقتصاددان با اشاره به جریان ورشکستگی بانک سیلیکون‌ولی (SVB) که یک شرکت خدمات مالی و بانکداری در آمریکا بود و در سال ۱۹۸۲ تأسیس شده بود و در سال ۲۰۲۳ طی یک بحران مالی، ورشکستگی این بانک اتفاق افتاد و ظرف ۴۸ ساعت اعلام شد، گفت: در جریان ورشکستگی SVB که عمدتاً ناشی از ریسک نقدینگی، استراتژی نادرست سرمایه‌گذاری و هجوم سپرده‌گذاران بود، بانک مرکزی آمریکا با تأمین نقدینگی اضطراری تلاش کرد بحران را کنترل کند، اما ادامه دادن این اقدام از آنجا می‌توانست اثرات جانبی بر رشد نقدینگی و ثبات مالی داشته باشد، متوقف شد.

    وی تاکید کرد: تجربه SVB باید برای بانک‌های ما و بانک مرکزی درس عبرت باشد چرا که افزایش زیان بانک‌ها، ریسک هجوم سپرده‌گذاران و بحران نقدینگی را بالا می‌برد و مداخله بانک مرکزی برای تزریق نقدینگی، محرک ثانویه برای رشد نقدینگی و تورم است.

    ضرورت شفاف‌سازی مالکیت بانک‌ها

    او همچنین هشدار داد: عدم شفافیت در مالکیت و نبود نظارت مستقل، زمینه‌ساز فساد، تخصیص رانتی منابع و تشدید بحران‌های بانکی است. این ضعف‌ها موجب می‌شود این بانک‌ها بدون پاسخگویی، به فعالیت‌های پرریسک و غیرمولد خود ادامه دهند و زیان‌های خود را با خلق نقدینگی جبران کنند.

    منصوری بیدکانی تاکید کرد: شفاف‌سازی مالکیت بانک‌ها توأم با انتشار عمومی اسامی سهامداران در ذیل نظارت، اقتدار و استقلال بانک مرکزی جز واجبات حکمرانی بانکی محسوب می‌شود لذا به مسئولین سیاست گذاری و نظارت بانکی کشور هشدار می‌دهم که سرگذشت SVB برای سیستم بانکی ما نیز امکان پذیر است و دیر نیست که سپرده‌گذاران اعتماد خود را به سلامت بانک‌ها از دست دهند، و آنگاه سونامی برداشت سپرده‌ها رخ می‌دهد و سرنوشتی شوم حادث می‌شود.

    آستانه ورشکستگی: بی‌اعتمادی سپرده‌گذاران در سایه ناترازی بانکی

    وی ادامه داد: عامل دیگری که در نهایت فشار مضاعفی بر نقدینگی و تورم وارد می‌آورد ناترازی بانکی است. ناترازی به معنای ناهماهنگی میان دارایی‌ها و بدهی‌های بانک است. در این شرایط، بانک نمی‌تواند تعهدات خود را ایفا کند و سپرده‌گذاران دچار بی‌اعتمادی می‌شوند. نتیجه، هجوم به برداشت سپرده‌ها و تزریق اضطراری پول توسط بانک مرکزی است که به تورم بیشتر منتهی می‌شود. لذا ناترازی بانکی علاوه بر تورم، ایجاد ریسک ورشکستگی، کاهش اعتماد سپرده‌گذاران و افزایش هزینه تأمین مالی بانک‌ها را بالا می‌برد.

    این استاد اقتصاد برای توضیح این مساله گفت: بگذارید با زبان معلمی توضیح دهم. ناترازی همان آستانه ورشکستگی ترازنامه‌ای است و این یعنی وقتی که دارایی‌ها (مثل وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها) و بدهی‌ها (مثل سپرده‌های مردم و بدهی‌های بانک) با هم هماهنگ نباشند. این به این معنی است که بانک نتواند به اندازه کافی پول داشته باشد تا همه تعهدات خود را پرداخت کند. در این حالت مردم نگران پول خود می‌شوند و اعتماد مردم به بانک‌ها کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی بانک‌ها ریسک ورشکستگی پیدا می‌کنند و احتمال دارد سپرده‌گذاران، سپرده‌هایشان را سریع برداشت کنند که به این حالت هجوم سپرده‌گذاران می‌گویند. در این شرایط، بانک مرکزی مجبور می‌شود برای جلوگیری از بحران، به بانک‌ها نقدینگی تزریق کند. این کار اگر زیاد و طولانی شود، باعث افزایش نقدینگی در اقتصاد و در نتیجه تورم می‌شود.

    تأکید بر نقش وام‌های معوق در بحران بانکی

    منصوری بیدکانی تأکید کرد: افزایش وام‌های معوق، توأم با تخصیص منابع و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های غیرمولد و هزینه‌های بالای تأمین منابع مالی، ناترازی را در اقتصاد ایران تشدید کرده‌اند. حال اگر این بانک‌ها نتوانند تعهدات مالی‌شان را پرداخت کنند، عملاً ورشکسته قلمداد می‌شوند.

    ورشکستگی ترازنامه‌ای؛ وقتی که نقدینگی نیست!

    این استاد دانشگاه افزود: حتی اگر بانک دارایی کافی داشته باشد، اما به دلیل کمبود نقدینگی نتواند تعهدات جاری خود را پرداخت کند، عملاً درگیر ناترازی در ترازنامه‌ای شده و ورشکستگی عملی برای این بانک اتفاق افتاده است. بطور کلی در اقتصاد، ورشکستگی بانک‌ها معمولاً نتیجه ترکیبی از ریسک‌های مالی، نارسایی‌های نظارتی و شوک‌های کلان اقتصادی است.

    نقش استانداردهای بین‌المللی در کاهش ریسک

    منصوری بیدکانی در بخش پایان سخنان خود با اشاره به مقررات بازل (۱، ۲، ۳) که مجموعه‌ای از استانداردهای بین‌المللی نظارت بانکی هستند توضیح داد: این مقررات توسط کمیته بازل برای نظارت بانکی تدوین شده است و اهداف اصلی آن تقویت ثبات سیستم مالی جهانی و کاهش ریسک ورشکستگی بانک‌ها از طریق الزامات سرمایه‌ای و نظارتی است.

    وی نهایتاً گفت: اگرچه کمیته بازل فاقد هرگونه اقتدار رسمی فراملی برای نظارت بانکی است و ایران هم عضو رسمی این کمیته نیست، اما به عنوان یک معلم اقتصاد معتقدم بهتر است بانک مرکزی باید برخی از اصول و استانداردهای این کمیته را در نظام بانکی کشور جدی‌تر بگیرد تا ضمن تقویت اعتماد عمومی و محدود کردن ریسک‌ها بحران‌هایی مانند سال ۲۰۰۸ آمریکا در اقتصاد کشور ما تکرار نشود و اثر دومینویی ورشکستگی به جای نگذارد.