برچسب: جنگ ایران و آمریکا

  • یک پیش بینی مهم از آینده منطقه / زیباکلام: هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا وارد جنگ شوند

    یک پیش بینی مهم از آینده منطقه / زیباکلام: هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا وارد جنگ شوند

    به گزارش اقتصادران، صادق زیباکلام با اشاره به تحولات منطقه و ارزیابی‌اش از دستور رئیس‌جمهوری به وزارت خارجه برای مذاکره با آمریکا در چارچوب منافع ملی، تصریح کرد: جنگ میان ایران و آمریکا اتفاق نخواهد افتاد؛ اولین و مهمترین دلیلش این است که نه ایران می‌خواهد وارد جنگ شود و نه ترامپ اصرار داد با ایران بجنگد.

    هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا وارد جنگ شوند

    به گزارش ایسنا، وی یادآور شد: چند روز پیش در توییتی استهزاآمیز نوشتم دوست مریخی من می‌خواهد گزارشی برای پادشاه سیاره‌اش آماده کند تا نشان دهد کدام بخش جمهوری اسلامی برای ترامپ مایه وحشت شده که به این نتیجه برسد جز حمله به ایران چاره‌ای ندارد و هرچه نگاه کرد، دید هیچ بخشی از جمهوری اسلامی خواب راحت را از چشمان ترامپ نگرفته که به‌سرعت با ایران وارد جنگ شود!

    استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران با طرح این پرسش که چه کسانی می‌خواهند ایران و آمریکا وارد جنگ شوند، تصریح کرد: اول از همه براندازان و اپوزیسیون و در رأس آنان رضا پهلوی به‌دنبال جنگ هستند؛ از این بین، آنان که مذهبی هستند نذر کرده‌اند و آنان که اهل مذهب نیستند آرزو دارند این حمله رخ دهد چون تصور می‌کنند اگر آمریکا حمله کند مردم به خیابان می‌آیند و جمهوری اسلامی سرنگون می‌شود.

    زیباکلام ادامه داد: آنان چنان به این حمله امیدوارند که توجه ندارند ترامپ آدمی اهل معامله است و در زمینه اقداماتش مشورت و اندیشه می‌کند و هیچ دلیلی وجود ندارد که برای خودش چاره‌ای جز حمله به ایران در نظر نگیرد.

    پژوهشگر تاریخ و علوم سیاسی با بیان اینکه نتانیاهو و اسرائیل دومین طرفدار جنگ ایران و آمریکاست، اظهار کرد: نتانیاهو می‌خواهد فرصت طلایی و نزدیکی باورنکردنی که میان واشنگتن و تل‌آویو برقرار شده را از دست ندهد و به هر شکل ممکن آمریکا را به رویارویی با ایران هل بدهد.

    وی با طرح این پرسش که چرا ایران با وجود ۴۷ سال استکبارستیزی و شعار «مرگ بر آمریکا» تمایلی به جنگ با آمریکا ندارد، تصریح کرد: شعارها و مانورهای سیاسی را که کنار بگذاریم، باید بگوییم در چنین جنگی هیچ پیروزی نهایی برای ایران وجود ندارد و حداکثر نتیجه، تلفات گرفتن از طرف مقابل، شلیک موشک‌ها به اسرائیل با اصابت درصد مشخصی از آن‌هاست که به نابودی بخش‌هایی از اسرائیل و کشته‌شدن شماری از آنان منجر شود.

    زیباکلام ادامه داد: اقدام دیگر ایران – اگر وضعیت به‌جایی برسد که مجبور به انجامش شود – این است که پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی منطقه را هدف قرار دهد و به ناوگان آمریکا حمله کند. در این صورت تلفاتی هم به آنان وارد کرده و به پایگاه‌های آنان در قطر، عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه آسیب زده است.

    استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران افزود: بعد از این حملات ایران نوبت تلافی و حمله طرف مقابل است که خسارات فراوانی برجا خواهد گذاشت و می‌تواند ضرباتی به زیرساخت‌ها، صنایع و راه‌های ایران وارد کند. پس نه ایران تمایلی دارد وارد یک جنگ همه‌جانبه با آمریکا شود و البته نه ترامپ در شرایطی است که پیش‌روی خود غیر از آغاز جنگ با ایران، گزینه دیگری نبیند.

    جنگی مثل آنچه در اوکراین یا غزه رخ داده، اتفاق نمی افتد

    وی با تاکید بر اینکه برخلاف بسیاری از هموطنان نگران جنگ، معتقدم جنگی میان ایران و آمریکا رخ نمی‌دهد، اظهار کرد: منظور از جنگ رخدادی مثل آنچه در اوکراین یا غزه رخ داده یا مثل جنگ هشت‌ساله عراق با ایران است. حتی جنگ ۱۲روزه هم به معنای دقیق کلمه جنگ نبود. بسیاری از مردم چندان طعم جنگ را نچشیده‌اند که در آن زیرساخت‌ها هدف حمله قرار گیرند. معتقدم چنین جنگی میان ایران و آمریکا رخ نخواهد داد.

    زیباکلام با بیان اینکه به مذاکرات پیش‌رو بسیار امیدوارم، تصریح کرد: از مهمترین دلایل برای امیدواری به مذاکرات این است که غیر از براندازان و اسرائیل، نه ایران، نه عربستان سعودی، نه امارات متحده عربی، نه قطر و نه ترکیه هیچکدام جنگ نمی‌خواهند چون جز خسارت و ویرانی هیچ فایده دیگری نخواهد داشت.

    هیچکدام از طرفین نمی‌خواهد وارد جنگ شوند

    پژوهشگر تاریخ و علوم سیاسی با بیان اینکه برخلاف ایده براندازان هیچ جنگی منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی نمی‌شود، افزود: این تصور طرفداران پهلوی و اپوزوسیون برانداز که با حمله آمریکا به ایران، مردم به خیابان می‌آیند و نظام را سرنگون می‌کنند نه صرفاً با واقعیت نسبتی ندارد بلکه ممکن است کسانی که امروز منتقد جدی جمهوری اسلامی هستند بر سردوراهی قرار گیرند و حتی باوجود وقایع اخیر و کشته‌شدن هزاران نفر در آن، از حمله نظامی حمایت نکنند؛ باید واقع‌بینانه با تحولات مواجه شد.

    وی با تاکید بر اینکه ترامپ معامله‌گر است و از مدت‌ها پیش گفت به دنبال چیست، یادآور شد: ترامپ به دنبال این است تهدید هسته‌ای ایران را یک‌بار برای همیشه از بین ببرد که در جریان حمله به فردو و نطنز به اهدافش تا حد زیادی نزدیک شد. از سرگیری فعالیت‌ها در این دو مرکز نیازمند حفاری و برداشت هزاران تن خاک است‌. در عین‌حال هر فعالیتی در این منطقه از سوی طرف مقابل رصد می‌شود.

    زیباکلام با اشاره به وضعیت فعلی محور مقاومت و حملات انجام‌شده به آن، ادامه داد: باتوجه به وضعیت متفاوت امروز محور مقاومت با پیش از ۷ اکتبر، آنچه همچنان برای طرف مقابل تهدید محسوب می‌شود توان موشکی ایران است؛  هرچقدر هم سامانه‌های دفاعی طرف مقابل پیشرفته باشند باز قادر به رهگیری ۱۰۰ درصدی این موشک‌ها نیست و می‌تواند با تلفات جدی مواجه شود اما باید دید توان موشکی چقدر مثل پرونده هسته‌ای ایران با اصرار طرف مقابل مواجه می‌شود.

    استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران تصریح کرد: کم نیستند کسانی که در حاکمیت حضور دارند و نمی‌خواهند وضعیت فعلی اقتصادی ایران ادامه یابد. تصور می‌کنم مذاکرات روز جمعه به نتایجی خواهد رسید، چراکه هیچکدام از طرفین نمی‌خواهد وارد جنگ شوند.

  • گرگ و میش مذاکره! / سرانجام ایران و آمریکا چه خواهد شد؛ جنگ یا توافق؟

    گرگ و میش مذاکره! / سرانجام ایران و آمریکا چه خواهد شد؛ جنگ یا توافق؟

    به گزارش اقتصادران، در روزهای اخیر، مجموعه‌ای از اخبار و اظهارات رسمی نشان می‌دهد روندهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا بار دیگر وارد مرحله‌ای جدید شده و احتمال آغاز مذاکرات هسته‌ای میان دو کشور بیش از گذشته تقویت شده است؛ روندی که هم‌زمان با تحرکات منطقه‌ای و بین‌المللی، ازجمله نقش‌آفرینی کشورهای همسایه، روسیه و حتی رژیم صهیونیستی دنبال می‌شود.

    خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه در دولت گزارش داد که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، دستور آغاز مذاکرات را صادر کرده است. براساس این گزارش، گفت‌وگوهای احتمالی ایران و آمریکا صرفا در چارچوب موضوع هسته‌ای انجام خواهد شد و سایر موضوعات در دستور کار این مذاکرات قرار ندارد.

    این خبر، نخستین تأیید غیررسمی از تصمیم سطح عالی دولت برای ورود به فاز جدید گفت‌وگوها تلقی می‌شود. هم‌زمان، خبرگزاری تسنیم نیز به نقل از یک منبع آگاه نوشت که احتمال آغاز مذاکرات ایران و آمریکا با حضور مقامات ارشد دو کشور در روزهای آینده وجود دارد. به گفته این منبع، اگرچه زمان و مکان این دیدار هنوز نهایی نشده، اما مذاکرات احتمالی در سطح «سیدعباس عراقچی» از طرف ایران و «استیو ویتکاف»، نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا، انجام خواهد شد.

    در همین راستا اسماعیل بقایی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران، در پاسخ به پرسشی درباره ادعای دریافت ضرب‌الاجل از سوی آمریکا تأکید کرد جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه پذیرای اولتیماتوم و ضرب‌الاجل نبوده است و چنین موضوعی صحت ندارد. او با اشاره به رویکرد ایران در دیپلماسی، گفت: ایران در عین صداقت و جدیت، اجازه نمی‌دهد از مذاکره به‌عنوان ابزار فشار استفاده شود.

    سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین درباره اخبار منتشرشده درخصوص برگزاری مذاکرات در ترکیه اظهار کرد که ایران در حال بررسی کلیات و جزئیات مرتبط با پیشبرد این روند دیپلماتیک است.

    او از تشدید «مساعی جمیله» کشورهای منطقه خبر داد و افزود که تماس‌های مستمر از سوی همسایگان و بازیگران منطقه‌ای در جریان است. به گفته او، ایران با حساسیت ویژه‌ای به عنصر زمان می‌نگرد و هر روز تعجیل در رفع یا کاهش تحریم‌های غیرقانونی را یک دستاورد تلقی می‌کند.

    در سطح منطقه‌ای، فارس به نقل از منابع اسرائیلی گزارش داد که «استیو ویتکاف»، نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا در امور خاورمیانه، به‌زودی وارد تل‌آویو خواهد شد. براساس گزارش رادیو ارتش و کانال ۱۳ تلویزیون اسرائیل، ویتکاف در این سفر با بنیامین نتانیاهو و مقامات ارشد نظامی اسرائیل دیدار خواهد کرد و موضوع اصلی این گفت‌وگوها، ایران عنوان شده است. شبکه «القاهره الاخباریه» نیز این مسئله را تأیید کرده است.

    در بُعد دیگر، ایسنا به نقل از «دمیتری پسکوف»، سخنگوی کاخ کرملین، گزارش داد که روسیه آمادگی دارد خدمات انتقال اورانیوم مازاد کشورها را به‌عنوان راهکاری برای حل اختلافات مذاکراتی ارائه کند. پسکوف تأکید کرد که مسکو با همه طرف‌های ذی‌نفع در مذاکرات هسته‌ای ایران در تماس است و این پیشنهاد می‌تواند بخشی از راه‌حل‌های دیپلماتیک پیش‌رو باشد.

    مجموع این تحولات نشان می‌دهد فضای دیپلماتیک پیرامون پرونده هسته‌ای ایران، درحالی‌که همچنان با حساسیت‌ها و ملاحظات جدی همراه است، وارد مرحله‌ای فعال‌تر شده و روزهای آینده می‌تواند در تعیین مسیر این گفت‌وگوها نقشی تعیین‌کننده ایفا کند.

    ابهام در مسیر پیش‌رو

    در فضای کنونی که بار دیگر نشانه‌هایی از تحرک دیپلماتیک در پرونده هسته‌ای ایران و آمریکا دیده می‌شود، نباید از کنار برخی علائم هشداردهنده به‌سادگی عبور کرد. آنچه از مواضع غیررسمی و پیام‌های منتقل‌شده از سوی طرف آمریکایی برمی‌آید، این است که مطالبات واشنگتن صرفا به خروج یا محدودسازی اورانیوم غنی‌شده با خلوص ۶۰ درصد محدود نمی‌شود، بلکه نگاه ایالات متحده به سمت کل ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران متمایل شده است. چنین رویکردی، در عمل به معنای عبور از چارچوب‌های پیشین و طرح مطالباتی حداکثری است که می‌تواند مسیر پیش‌رو را با ابهام‌ها و مخاطرات جدی مواجه کند.

    این تغییر لحن و دامنه خواسته‌ها، این گزاره را تقویت می‌کند که نمی‌توان به‌سادگی درباره آینده مذاکرات خوش‌بین بود. تجربه‌های گذشته نشان داده است هرگاه سقف مطالبات آمریکا افزایش یافته، روند گفت‌وگوها یا فرسایشی شده یا به بن‌بست رسیده است. با این حال، در معادلات دیپلماسی، امید همچنان یک ضرورت است؛ امید به اینکه عقلانیت سیاسی بر رویکردهای فشارمحور غلبه کند و مسیر تعامل از دل تهدید و مطالبه حداکثری عبور کند. درعین‌حال نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که هر دو طرف، به‌ویژه تهران، در مقطع کنونی به دنبال نوعی «خبردرمانی» و مدیریت افکار عمومی باشند؛ رویکردی که با تولید سیگنال‌های مثبت دیپلماتیک، به فرسایش زمان و کاهش فشارهای فوری کمک می‌کند.

    این تاکتیک اگرچه می‌تواند در کوتاه‌مدت از تشدید بحران جلوگیری کند، اما در صورت فقدان اراده واقعی برای توافق، صرفا بحران را به آینده‌ای پرهزینه‌تر منتقل خواهد کرد. از این‌رو دیپلماسی امروز بیش از هر زمان دیگری بر لبه امید و هشدار حرکت می‌کند.

  • بازی جدید آمریکا با ایران؛ فریب و خسته‌کردن!

    بازی جدید آمریکا با ایران؛ فریب و خسته‌کردن!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه فرهیختگان نوشت: پس از آنکه آمریکا دو بار برای حمله به ایران خیز برداشت؛ اما باتوجه‌به آمادگی کشور و محور مقاومت از آن منصرف شد، حالا بحث مذاکره همراه با تهدید را مطرح کرده است.

    اکنون و در این لحظه مهم است که درباره‌ سناریوهای پیش‌رو بحث کنیم تا تصویر و سپس تجویز معقولی برای آینده نزدیک داشته باشیم.

    ظاهر ماجرا تعلیق در مسئله حمله نظامی و آمدن پای میز مذاکره است. اما در بازه فروردین تا خرداد هم ظاهر ماجرا همین بود و در نهایت به حمله نظامی در میانه‌ مذاکره انجامید، پس هیچ‌عاقلی به این ظاهرسازی دل نمی‌بندد.

    البته جمهوری اسلامی برای اتمام حجت به‌ویژه در وجه داخلی خود، با آمادگی نظامی و تهدید بر زبان به سمت میز مذاکره رفته و واقعاً آمادگی مذاکره عادلانه را دارد؛ اما همه می‌دانند نیروهای نظامی در حداکثر آمادگی هستند تا پاسخ جامع در سطح منطقه‌ای را به‌صورت دشمن بکوبند.

    اما سناریوها و توجیهات آنها چیست؟
    ۱-   مذاکره از سر ناچاری: آمریکا به علت آنکه ناتوان از اجرای سریع و قاطع عملیات مورد نظر خود بدون پاسخ احتمالی جدی ایران در مرحله بعدی است، به میز مذاکره آمده تا شاید با استفاده از فشار سایه‌ جنگ، بتواند امتیازاتی دریافت کند. در این زمینه، پذیرش حق غنی‌سازی از طرف آمریکا و پذیرش انتقال ۴۰۰ کیلو اورانیوم از طرف ایران، یک مسیر برای خروج از بن‌بست یک‌ساله است تا توافقی محدود اتفاق بیفتد. درواقع آمریکا در این سناریو از هدفگذاری براندازی در ایران ناامید شده و به سمت گرفتن امتیاز هسته‌ای در حرکت است. این سناریو کمترین میزان احتمال را دارد.
    ۲-  فریب و عملیات در حین مذاکرات: آمریکا قصد دارد مانند دور قبلی، ایران را سرگرم مذاکره کرده و سپس با فریب به ایران حمله کند. این سناریو نیز باتوجه‌به تجربه قبلی و آمادگی حداکثری ایران، بعید است.

    ۳-  خرید زمان برای آمادگی حمله: آمریکا برای جلوگیری از ضربه ایران نیاز دارد نیروهای بیشتری به‌ویژه در عرصه پدافندی وارد منطقه کند. فرایندی که در دو هفته گذشته پیگیری شده؛ اما هنوز به نقطه‌ نهایی نرسیده است. از طرف دیگر، بخشی از برنامه دشمن با نیروی تروریستی داخلی پیش می‌رود؛ اما ضربات نیروهای انتظامی و امنیتی به هسته‌های تروریستی در داخل ایران باعث شده یکپارچگی و آمادگی لازم در این نیروهای قاتل از بین برود؛ لذا زمان لازم است تا بازیابی این نیروها در داخل ایران صورت گیرد. پس آمریکا برای داشتن یک بهانه به منظور خرید زمان، حرف از مذاکره زده است؛ اما همزمان نیروهای نظامی و تروریستی خود را بازسازی و کامل می‌کند.

    ۴-  فرسایش زمانی با شرطی‌سازی اقتصاد و جامعه ایرانی: هدف آمریکا نه مذاکره‌ نتیجه‌محور و نه جنگ نظامی در کوتاه‌مدت است، بلکه می‌خواهد اقتصاد و جامعه ایران را در معرض اخبار مختلف مذاکره – جنگ درگیر کند و با افزایش فشار اقتصادی، بازی در بازار ارز و طلا و کالاهای اساسی، جامعه ایران را دوباره به سمت اعتراض و سپس اغتشاش پیش‌ببرد. درواقع نوعی از فرسایش درونی اجتماعی و اقتصادی که جامعه و نظام حکمرانی را از درون با فروپاشی یا مرحله‌ای نزدیک به فروپاشی مواجه می‌سازد.

    در موازات این فرایند، آماده‌باش مداوم نیروهای نظامی باعث فرسودگی در این بخش نیز شده و طرح‌های مختلف فریب ایران را در بازه‌های مختلف تحت رصد دشمن قرار می‌دهد. این سناریو می‌تواند با سناریوی قبلی مبتنی‌بر افزایش آمادگی نظامی در منطقه و آماده‌سازی مجدد حلقه‌های تروریستی نیز همراه شود؛ لذا این سناریو از بالاترین احتمال برخوردار است.
    نکته اساسی در تمام این سناریوها این است که آمریکا عامل اولیه و دارای توان ابتکار عمل است. درواقع نقش ایران در تمامی این سناریوها منفعل و مبتنی بر تصمیمی بعد از تصمیم آمریکاست. گرچه این منفعل بودن به معنای ضعیف‌بودن نیست؛ اما ابتکار عمل هم در دست ایران نیست. لذا مهم‌ترین عنصر در این لحظه، گرفتن ابتکار عمل از دست دشمن و اجرای برخی اقدامات در مسیر گرفتن گزینه‌های مختلف از دشمن است.

    روی میز گذاشتن تهدید منطقه‌ای که هفته گذشته به آمریکا اطلاع داده شده بود و این هفته توسط رهبر معظم انقلاب، اعلام عمومی شد، یک ظرفیت بزرگ بود که فعال شد. اما هنوز لازم است فاصله میان دایره اجرایی ایران و آمریکا پر شود و ایران هم بتواند ابتکار عمل را به دست بگیرد.

    مسئله تغییر دکترین نظامی کشور از دفاع به حمله با عملیات سریع و گسترده نیز یک‌قدم روبه‌جلوست که توسط رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بیان شد. حالا وقت اجرای برخی اقدامات بیشتر یا حداقل تصمیم‌گیری قطعی برای آنهاست. ما برای سناریوی یک و دو آماده هستیم، هم برای مذاکره واقعی و هم برای جنگ در کوتاه‌مدت؛ اما برای سناریوهای سه و به‌ویژه چهار باید بیش از این آماده شویم. اگر دشمن بخواهد ما را به فرسایش بکشاند، ایران هم باید با ایجاد برخی اقدامات به‌ویژه در تنگه هرمز، فرسایش مذکور را به مسئله جهانی تبدیل کند. طبیعتاً منظور نگارنده بستن تنگه نیست؛ اما ایجاد برخی اختلال‌ها حتماً می‌تواند کمک‌کننده باشد. به‌ویژه در وضعیتی که دشمن بخواهد دست برتر داشته باشد؛ اما حمله نکند و در همین حین ایران درگیر فرسایش داخلی و نظامی باشد. درواقع ایران به سمت جنگ نمی‌رود؛ اما فرسایش خود را هم بدون هزینه جهانی تحمل نمی‌کند. درباره جزئیات این پیشنهاد باید بیش از این سخن گفت، ولی مهم این است که امکان آن وجود دارد.
    علاوه بر این، باید با مردم گفت‌وگو کرد و مسئله تروریسم را به آنها توضیح داد. در این لحظه، کمک مردمی برای کشف هسته‌های تروریستی از هر چیز دیگری برای دستگاه‌های امنیتی واجب‌تر است. باید خاضعانه از مردم درخواست کرد که به امنیت ملی خود کمک کرده و مانند ایام جنگ ۱۲ روزه، موارد مشکوک را گزارش دهند.

  • آمریکایی‌ها بدانند اگر جنگی راه بیاندازند، جنگ منطقه ای خواهد بود

    آمریکایی‌ها بدانند اگر جنگی راه بیاندازند، جنگ منطقه ای خواهد بود

    به گرش اقتصادران، رهبر انقلاب در هشداری صریح به آمریکا تاکید کردند که اگر جنگی راه بیاندازید، جنگ منطقه ای خواهد بود.

    در اولین روز دهه مبارک فجر، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، ۱۲ بهمن را روزی استثنایی و تاریخ‌ساز خواندند و با اشاره به تبدیل حکومت «فردی، استبدادی، ضددینی و وابسته» پهلوی به حکومت «مردمی، مبتنی بر دین و ایستاده در مقابل زورگویی مستکبران»، گفتند: مردم آتش فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر را مانند همه توطئه‌های قبلی به خاکستر نشاندند و در آینده هم، ملت با هدایت پروردگار در مقابله با هر حادثه‌ای، کار را تمام خواهد کرد.

    آیت‌الله خامنه‌ای همچنین تلاش آمریکا برای بلعیدن ایران و ایستادگی ملت رشید در مقابل این طمع‌ورزی را علت اصلی تقابل ۴۷ ساله ایران و آمریکا برشمردند و با اشاره به حرف‌های اخیر آمریکایی‌ها، افزودند: آنها قبلاً هم برای ترساندن ملت ایران، می‌گفتند «همه گزینه‌ها روی میز است» و البته بدانند که اگر این بار جنگی راه بیندازند، «جنگی منطقه‌ای» خواهد شد.

    ایشان در آغاز سخنان‌شان با اشاره به استقبال یکپارچه و بی‌نظیر مردم از امام خمینی(ره) در ۱۲ بهمن ۵۷، گفتند: امام در میان همه تهدیدات، با جرأت و قدرت وارد تهران شد و استقبال عظیم و عجیب مردم را به عاملی برای تشکیل نظامی نو تبدیل و همان روزِ ورود اسقاط حکومت پادشاهی را اعلام کرد.

    رهبر انقلاب تبدیل حکومت فردی و استبدادی به حکومتی که مردم همه‌کاره آن هستند و تبدیل فرایند ضددینی مورد نظر پهلوی به فرایندی اسلامی را دو خصوصیتِ نظامِ برخاسته از مجاهدت‌های امام و ملت برشمردند و افزودند: اگر همه مسئولان به وظایف خود عمل می‌کردند، حکومت واقعاً دینی شده بود اما در مجموع در فرایند دینی و اسلامی پیشرفت کرده‌ایم.

    آیت‌الله خامنه‌ای برگرداندن کشور به صاحبانش -یعنی ملت- و قطع دست و نفوذ آمریکا از ایران را خصوصیت دیگر نظام جمهوری اسلامی دانستند و گفتند: این خصوصیت، آمریکا را ناراحت و دستپاچه کرد و از همان روز به دشمنی با ملت و نظام کشاند.

    ایشان در تبیین ابعاد مردمی‌ بودن حکومت به ایجاد روحیه خودباوری در ملت اشاره کردند و گفتند: امام حکیم، ملت را به توانایی‌های بزرگ و ارزش‌های خود، آگاه و روحیه «نمی‌‎توانیم» را به باورِ بسیار مهم «ما می‌توانیم» تبدیل کرد.

    رهبر انقلاب نتیجه سیاست‌ها، خودباختگی و وابستگی قاجار و پهلوی را تبدیل ملتی «بزرگ و دارای سوابق تمدنی و فرهنگیِ درخشان» به مردمی «تحقیرشده و عقب‌افتاده» خواندند و گفتند: در آن دوران، در «علم و فناوری، سیاست، سبک زندگی، اعتبار بین‌المللی، معادلات منطقه‌ای» و در همه زمینه‌های دیگر، عقب‌افتاده شده بودیم اما امام خمینی، روح «اعتماد به ‌نفس» را در ملت دمید و مسیر را ۱۸۰ درجه عوض کرد.

    آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری پیشرفت‌های کشور در زمینه‌های مختلف، افزودند: چه کسی باور می‌کرد ملت ایران روزی به جایی برسد که آمریکایی‌ها از سلاح ساخت او کپی‌برداری کنند؟ این‌ها همه نتیجه اعتماد به ‌نفس و امید و بلندپروازی‌ئی بود که امام خمینی به عنوان «مظهر امید و خودباوری»، در ملت ایجاد کرد و مردم را به تلاش و حرکت درآورد.

    ایشان با یادآوری وسوسه‌های شیاطین واقعاً خبیث خارجی و داخلی مبنی بر اینکه «جوان ایرانی، امید و آینده ندارد»، گفتند: جوان ایرانی هم امید و هم همت دارد و آینده را هم -به کوری چشم شما- خواهد ساخت.

    رهبر انقلاب ۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب و ۱۲ فروردین روز استقرار جمهوری اسلامی با آرای ملت و همه پیشرفت‌های کشور را از نتایج روز مبارک ۱۲ بهمن ۵۷ دانستند و افزودند: برکات این روز عظیم به لطف پروردگار ادامه دارد.

    ایشان در بخش دیگری از سخنانشان با تأکید بر ماهیت آمریکایی و صهیونیِ «فتنه ۱۸ و ۱۹ دی»، اغتشاشگران را مرکّب از «سردسته‌ها» و «پیاده‌نظام» دانستند و افزودند: سردسته‌ها که بسیاری از آنها دستگیر شده‌اند ،همانگونه که اعتراف کرده‌اند، برای اقدامات خود پول گرفته و برای چگونگی حمله به مراکز و جمع کردن و به حرکت درآوردن جوانان آموزش دیده بودند؛ اما عده دیگری از اغتشاشگران، جوانان هیجانی بودند که خیلی با آنها مشکلی نداریم.

    رهبر انقلاب اسلامی حرف‌های رئیس‌جمهور آمریکا را نشانه‌ای آشکار از آمریکایی و صهیونیستی بودن فتنه اخیر خواندند و گفتند: او صریحاً به اغتشاشگرانی که مردم ایران می‌خواند می‌گفت «بروید جلو من هم دارم می‌آیم!» البته از نظر آنها این چند هزار نفر اغتشاشگر، مردم ایران بودند اما میلیون‌ها نفری که ۲۲ دی در سراسر کشور اجتماع کردند مردم ایران نیستند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فکر و راه جدید جمهوری اسلامی و اصطکاک آن با منافع قلدرهای جهان را باعث استمرار دشمنی آنها برشمردند و گفتند: به همین دلیل، فتنه اخیر همچنانکه اولین فتنه در تهران نبود، آخرین فتنه هم نخواهد بود و ممکن است در آینده نیز اینگونه حوادث تکرار شود.

    رهبر انقلاب اسلامی افزودند: این خصومت‌ها تا زمانی ادامه می‌یابد که ملت ایران با ثبات و استقامت و تسلط کامل بر امور، باعث یأس دشمن شود که به این نقطه هم خواهیم رسید.

    ایشان با اشاره به حوادث و جنایات مشابه فتنه اخیر در تهران همچون ۳۰ خرداد سال۱۳۶۰ که منافقین با تیغ موکت‌بری به جان بسیجی‌ها افتادند، خاطرنشان کردند: در همه این حوادث، دست بیگانگان و به‌طور خاص دست آمریکا و رژیم صهیونیستی قابل مشاهده است.

    رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه در فتنه اخیر و حوادث سالهای گذشته، دستگاه‌های انتظامی، بسیج، سپاه و دیگر بخش‌ها کاملاً به مسئولیت خود عمل کردند، افزودند: اما آنچه همچون سال ۸۸، آتش فتنه را خاموش و شعله‌ها را خاکستر کرد، وارد شدن مردم به میدان بود و پس از این هم اگر حادثه‌ای برای کشور به‌وجود بیاید، خدای متعال این مردم را برای مقابله با آن مبعوث خواهد کرد و مردم کار را تمام می‌کنند.

    آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح خصوصیات فتنه آمریکایی اخیر، اولین ویژگی آن را پنهان شدن اغتشاشگران پشت اعتراضات بازاری‌ها دانستند و گفتند: فتنه‌گران همچون جنایتکارانی که در حمله به شهرها، زنان و کودکان را سپر خود می‌کنند، پشت بازاری‌ها که حرف منطقی و درستی داشتند و به خیابان آمده بودند، پنهان شدند تا شناخته نشوند.

    رهبر انقلاب اسلامی افزودند: البته بازاری‌های با هوش با مشاهده اقدامات اغتشاشگران همچون حمله به کلانتری‌ها به جای حرکت آرام در خیابان، خود را از آنها جدا کردند و فتنه‌گران را تنها گذاشتند.

    ایشان دومین خصوصیت فتنه اخیر را شبه‌کودتایی بودن آن خواندند و گفتند: این فتنه همچنانکه برخی در دنیا هم به آن اشاره کردند، شبیه کودتا بود. البته سرکوب شد اما تخریب مراکز حساس و مؤثر در اداره کشور از طریق حمله به پلیس، مراکز سپاه، بعضی از مراکز دولتی و بانکها و حمله به عناصر معنوی همچون مساجد و قرآن، نشان‌دهنده این واقعیت است.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای طراحی فتنه در خارج از کشور و راهنمایی سردسته‌های داخلی آن با استفاده از امکانات مختلف همچون اطلاعات ماهواره‌ای را خصوصیت دیگر اغتشاشات دی ماه برشمردند و خاطرنشان کردند: بر اساس اطلاع رسیده، یک عنصر آمریکایی مؤثر در حکومت، به طرف ایرانی خود گفته است سازمان‌های جاسوسی سیا و موساد همه امکانات خود را در این قضیه به صحنه آوردند.

    ایشان موظف بودن سردسته‌های آموزش دیده به کشته‌سازی را خصوصیت دیگر اغتشاشات خواندند و افزودند: بر اساس این دستور کار، به مراکز نظامی و انتظامی با سلاح‌های شخصی پیشرفته حمله کردند تا با عکس‌العمل مأموران، عده‌ای کشته شوند؛ البته برای کشته‌سازی بیشتر، حتی به پیاده‌نظام خود که با تبلیغات به میدان آورده بودند رحم نکردند و آنها را نیز هدف گرفته‌اند.

    رهبر انقلاب با اظهار تأسف از موفق شدن سردسته‌های اغتشاشات در بالا بردن تعداد جان‌باختگان، گفتند: دل انسان برای این جوانان غافل و بی‌توجه می‌سوزد .

    آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تلاش دشمن برای ده برابر نشان دادن تعداد کشته‌ها، گفتند: آنها می‌خواستند تعداد کشته‌ها بیش از این باشد؛ البته همین مقدار تلفات هم خیلی مایه تأسف است.

    ایشان هدف اصلی دشمن را برهم زدن امنیت کشور خواندند و افزودند: وقتی امنیت نباشد هیچ چیز نیست. نه نان، نه تولید، نه کسب و کار، نه درس و بحث و تحقیقات، و نه علم و پیشرفت؛ بنابراین کسانی که امنیت کشور را حفظ کردند حق حیات به گردن همه مردم دارند.

    رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: آنها می‌خواستند مردم را در مقابل نظام قرار دهند اما مردم با حضور میلیونی خود در ۲۲ دی به دهان بدخواهان زدند و حقیقت ملت ایران را نشان دادند.

    ایشان با تأکید بر اینکه مسئولان واقعاً باید قدر این مردم را بدانند، گفتند: البته این فتنه به صورت تصادفی یا حساب‌شده در وقتی انجام شد که دولت و مسئولان در حال طراحی بسته و نقشه اقتصادی کشور برای پیشبرد بهتر وضع هستند.

    آخرین خصوصیت مورد اشاره رهبر انقلاب از فتنه اخیر، خشونت داعش‌وار آن بود.

    ایشان با اشاره به اذعان رئیس‌جمهور کنونی آمریکا در انتخابات دوره اول خود درباره دست داشتن دولت آمریکا در ایجاد داعش، گفتند: در فتنه اخیر هم آمریکایی‌ها، داعشی را که کارهایش شبیه همان داعش است ایجاد کردند. داعش با خشونت افراد را با تهمت بی‌دینی سر به نیست می‌کرد و اینها هم افراد را با همان خشونت اما بخاطر دین‌داری نابود می‌کردند و با قساوت و بی‌رحمی عجیب، افرادی را زنده زنده، آتش زدند و سرهایی را بریدند.

    آیت‌الله خامنه‌ای در بخش پایانی سخنان‎شان در خصوص علت دشمنی چهل و چند ساله آمریکا و ایران، گفتند: مسئله در دو کلمه خلاصه می‌شود: آمریکا می‌خواهد ایران را ببلعد اما ملت ایران و جمهوری اسلامی، مانع هستند؛ و در حقیقت جرم ملت ایران این است که به آمریکا گفته غلط می‌کنی که بخواهی کشور من را ببلعی.

    ایشان جاذبه‌های متعدد ایران همچون نفت، گاز، معادن غنی و موقعیت راهبردی و جغرافیایی را باعث طمع‌ورزی قدرتی متجاوز و زیاده‌طلب همچون آمریکا دانستند و خاطرنشان کردند: آنها در پی تصرف ایران و بازگرداندن تسلط خود بر منابع، نفت، سیاست، امنیت و ارتباطات بین‌المللی ایران همچون دوره پهلوی هستند. علت اصلی دشمنی آنها این است و بقیه حرفهای آنها مثل حقوق بشر حرف مفت است.

    رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ملت ایران در مقابل مطامع آمریکا محکم سینه سپر کرده، ایستاده و خواهد ایستاد و آنها را از موذی‌گری و اذیت کردن مأیوس خواهد کرد.

    ایشان با اشاره به تهدیدهای آمریکایی‌ها درباره جنگ و استفاده از فلان هواپیما، گفتند: این حرفها جدید نیست و در گذشته نیز بارها تهدید می‌کردند که همه گزینه‌ها روی میز است؛ حالا هم این آقا مرتباً ادعاهایی از این قبیل می‌کند که ما ناو آورده‌ایم.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: ملت ایران را نباید از این چیزها ترساند؛ ملت ایران تحت تأثیر این حرفها قرار نمی‌گیرد. البته ما شروع‌کننده نیستیم و نمی‌خواهیم به کسی ظلم و به کشوری حمله کنیم اما ملت ایران به کسی که طمع داشته باشد و بخواهد حمله و اذیت کند، مشت محکمی خواهد زد.

    رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: البته این را هم آمریکایی‌ها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود.

  • سایه سنگین دلالان بحران و پاسبانان جنگ بر سر نفت

    سایه سنگین دلالان بحران و پاسبانان جنگ بر سر نفت

    به گزارش اقتصادران، درشرایطی‌که روابط ایران و ایالات‌متحده همچنان در وضعیت بی‌ثبات و پرتنش قرار دارد و بازارهای جهانی انرژی نسبت‌به‌هرگونه شوک ژئوپلیتیک‌در خاورمیانه حساس‌ هستند پیشنهاد ترکیه برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن آن‌هم با تمرکز بر همکاری‌های انرژی توجه ناظران منطقه‌ای و بین‌المللی را به‌خود جلب کرده است. این‌ابتکار دیپلماتیک‌را نمی‌توان صرفا یک‌اقدام سیاسی دانست بلکه باید آن را در چارچوب منافع اقتصادی، امنیتی و انرژی‌محور آنکارا تحلیل کرد.

    ترکیه در سال‌های اخیر تلاش کرده تا جایگاه خود را به‌عنوان یک‌بازیگر محوری در معادلات انرژی منطقه تثبیت کند. موقعیت جغرافیایی این‌کشور که آن را به‌گذرگاه طبیعی انتقال انرژی از خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی به‌اروپا تبدیل کرده به‌آنکارا این‌امکان را داده که دیپلماسی انرژی را به‌یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی خود بدل کند. از این‌منظر کاهش تنش میان ایران و آمریکا می‌تواند به‌طور مستقیم بر امنیت عرضه انرژی، ثبات مسیرهای ترانزیتی و حتی قیمت‌ها در بازارهای منطقه‌ای و جهانی اثرگذار باشد.

    ایران باوجود برخورداری از یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز طبیعی و نفت جهان به‌دلیل تحریم‌های گسترده آمریکا و محدودیت‌های مالی و فناورانه نتوانسته نقش متناسبی در بازار جهانی انرژی ایفا کند. هرگونه گشایش محدود در روابط تهران و واشنگتن حتی اگر درقالب همکاری‌های مشخص و فنی در حوزه انرژی باشد می‌تواند زمینه‌ساز بازتعریف جایگاه ایران در زنجیره تامین انرژی منطقه شود. ترکیه از این‌منظر می‌تواند یکی از نخستین ذی‌نفعان چنین تحولی باشد؛ چه به‌عنوان واردکننده انرژی و چه به‌عنوان مسیر انتقال آن به‌اروپا.

    از سوی دیگر آمریکا نیز در سال‌های اخیر نگاه خود به‌امنیت انرژی اروپا و کاهش وابستگی این‌قاره به‌منابع پرریسک را تشدید کرده است. در این‌چارچوب نقش‌آفرینی ترکیه به‌عنوان یک‌میانجی می‌تواند با منافع واشنگتن در ثبات‌بخشی به‌بازار انرژی هم‌راستا شده بدون آنکه الزاما به‌توافقی سیاسی گسترده میان ایران و آمریکا منجر شود.

    با این‌حال مسیر پیش‌روی این‌ابتکار ساده نیست. بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، فشارهای داخلی و منطقه‌ای و رقابت بازیگران دیگر در حوزه انرژی می‌تواند دامنه و اثرگذاری میانجیگری ترکیه را محدود کند. باوجود این نفس طرح چنین پیشنهادی نشان می‌دهد که انرژی همچنان یکی از معدود حوزه‌هایی است که می‌تواند به‌عنوان نقطه تماس حداقلی میان بازیگران متخاصم عمل کند.

    تحلیلگران انرژی براین‌باورند که پیشنهاد ترکیه را می‌توان تلاشی حساب‌شده برای پیوندزدن منافع انرژی با دیپلماسی منطقه‌ای دانست؛ تلاشی که موفقیت یا ناکامی آن نه‌تنها بر روابط ایران و آمریکا بلکه بر آرایش آینده بازار انرژی در منطقه نیز تاثیرگذار خواهد بود.

    محمود خاقانی، کارشناس بین‌المللی انرژی در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» در تحلیل پیشنهاد آنکارا برای میانجیگری میان ایران و آمریکا بر پایه همکاری های انرژی با تاکید به‌دلیل حضور عناصر نفوذی و ناکارآمد در آنچه از آن به‌«دولت پنهان» یاد می‌شود ممکن است پیش از جدی‌شدن این‌پیشنهاد کارشکنی کنند، اظهارداشت که درطرح این‌پیشنهاد به‌نظر می‌رسد که اهمیت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران تاحد زیادی نادیده گرفته شده؛ جایگاهی که باوجود طرح آن در سطوح مختلف هنوز به‌طور شفاف برای افکار عمومی تبیین نشده است.

    او با اشاره به‌اینکه ایران از نظر جغرافیای سیاسی در موقعیتی بسیار حساس و راهبردی قرار دارد، گفت: ایران در میان خلیج‌فارس، آسیای‌مرکزی، دریای‌خزر و قفقاز واقع شده و به‌طور کلی حلقه اتصال شرق و غرب یعنی میان آسیا و اروپا محسوب می‌شود. به‌بیان دیگر ایران در یکی از مهم‌ترین کریدورهای ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد.

    وی ادامه داد: افزون بر این ایران از منابع عظیم انرژی و معادن راهبردی ازجمله نفت، گاز و لیتیوم برخوردار بوده به‌گونه‌ای که برآورد می‌شود توان تامین حدود ۲۰‌درصد لیتیوم جهان را داشته باشد؛ موضوعی که امروز در کانون توجه بازیگران بزرگی در سطح بین‌المللی قرار گرفته است.

    خاقانی باتاکیدبر نقش متوازن‌کننده ایران در منطقه بیان کرد: این‌موقعیت ژئوپلیتیکی می‌توانست ایران را به‌عامل تعادل در منطقه و وزنه‌ای موثر میان شرق و غرب تبدیل کند. با این‌حال این‌ظرفیت راهبردی در بسیاری از مقاطع نادیده گرفته شد. هرچند ایران در برخی تحولات منطقه‌ای ازجمله در سوریه با کشورهایی مانند ترکیه اختلاف‌نظرهایی داشت اما تحولات بعدی نشان داد که حذف یا تضعیف نقش ایران نه‌تنها به‌ثبات منطقه منجر نشد بلکه نگرانی‌های امنیتی جدیدی برای همان کشورها ایجاد کرد.او همزمان به‌تحولات سوریه اشاره کرد و گفت: پس از کناررفتن دولت بشار اسد ترکیه به‌سرعت با واقعیت‌های پیچیده‌ای روبه‌رو شد؛ ازجمله حضور اسرائیل در جنوب سوریه، نفوذ کردها در مناطق نفت‌خیز شمال و شمال‌شرق این‌کشور و تلاش برای یکپارچه‌سازی ساختار قدرت در دمشق با حمایت آمریکا. وی ادامه داد: در این‌میان ترکیه، عربستان و دیگر بازیگران منطقه‌ای به‌تدریج دریافتند که ایران خواسته یا ناخواسته نقش یک‌سپر امنیتی در برابر گسترش نفوذ اسرائیل ایفا می‌کرده است. خاقانی با هشدار نسبت‌به ‌پیامدهای تضعیف ایران اظهار کرد: نگرانی اصلی این‌کشورها آن است که درصورت تضعیف یا تجزیه ایران هدف بعدی اسرائیل می‌تواند کل سوریه و حتی بخش‌هایی از عراق و فراتر از آن باشد؛ موضوعی که در برخی نقشه‌های موسوم‌به‌«اسرائیل بزرگ» نیز دیده می‌شود.

    مانعی به‌نام دلالان بحران و پاسبانان جنگ

    این‌کارشناس انرژی بیان کرد: تحولات امروز منطقه نشان می‌دهد که ایران همچون یک‌ترازو عمل می‌کند؛ همان ترازویی که در گذشته با قرارگرفتن وزنه‌ها در دوکفه تعادل ایجاد می‌کرد. اگر سیاست «نه‌شرقی و نه‌غربی» به‌درستی و به‌صورت مستمر دنبال می‌شد ایران می‌توانست این‌نقش تعادلی را به‌خوبی ایفا کند.

  • ناوگان جنگی چین در راه ایران / پکن  از تهران حمایت می‌کند؟

    ناوگان جنگی چین در راه ایران / پکن از تهران حمایت می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، ایران، روسیه و چین روز یکشنبه رزمایش نظامی مشترک دو روزه‌ای را در نزدیکی تنگه هرمز برگزار خواهند کرد.

    برخی از کارشناسان این اقدام را که همزمان با حضور نیروی دریایی ایالات متحده در منطقه است، نمونه‌ای از حمایت پکن از تهران می‌دانند.

    ایالات متحده پیش از این از برنامه‌های خود برای برگزاری رزمایش‌های هوایی گسترده در خاورمیانه خبر داده بود.

    رسانه‌های دولتی و منطقه‌ای ایران گزارش دادند که این رزمایش‌ها با نام ذوالفقار ۱۴۰۰ شامل نیروهای دریایی، هوایی و زمینی است که در سراسر تنگه هرمز، دریای عمان و بخش‌هایی از شمال اقیانوس هند فعالیت می‌کنند.

    به گفته منابعی که الجزیره به آنها استناد کرده است، نیروی دریایی ایران به مانورهای خود در دریای عمان و اقیانوس هند ادامه خواهد داد. این رزمایش‌ها شامل نیروهایی از ارتش ایران، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین واحدهای شرکت‌کننده از روسیه و چین به عنوان بخشی از رزمایش‌های معمول سالانه است.

    پیش از رزمایش‌ها، ایران با صدور اطلاعیه‌ای به هوانوردان (NOTAM) نسبت به فعالیت‌های نظامی با تیراندازی زنده در حریم هوایی اطراف تنگه هرمز هشدار داد.

    گفتنی است سه کشور ایران، روسیه و چین حدود سه هفته پیش در رزمایش مشترک نظامی در آفریقای جنوبی شرکت کرده بودند.

    این رزمایش‌ها در بحبوحه تنش‌های شدید با واشنگتن برگزار می‌شود، چرا که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، آشکارا ایران را به اقدام نظامی تهدید کرده و اعزام نیروهای دریایی بیشتر به منطقه را تأیید کرده است.

    ترامپ گفت «کشتی‌های بسیار بزرگ و بسیار قدرتمند» به سمت ایران در حرکت هستند و افزود که امیدوار است مجبور به استفاده از آنها نشوند. پنتاگون از آن زمان اعزام یک گروه ضربت ناو هواپیمابر، اسکادران‌های جنگنده پیشرفته و سیستم‌های دفاع موشکی به خاورمیانه را تسریع کرده است.

    مقامات ایرانی در پاسخ تأکید کردند که هرگونه حمله آمریکا با پاسخی فوری و قاطع مواجه خواهد شد.

  • ترامپ قانوناً اختیار حمله به ایران را دارد؟

    ترامپ قانوناً اختیار حمله به ایران را دارد؟

    به گزارش اقتصادران، شورای روابط خارجی یادداشتی به قلم جان بی. بلینگر سوم پژوهشگر ارشد در حوزه حقوق بین‌الملل و حقوق امنیت ملی درباره حق رئیس جمهور آمریکا برای حمله به ایران منتشر کرده است.

    رئیس‌جمهور برای انجام چنین حمله‌ای چه اختیاری دارد یا به چه اختیاری نیاز دارد؟

    این‌که آیا ترامپ بر اساس حقوق داخلی ایالات متحده یا حقوق بین‌الملل اختیار قانونی چنین اقدامی را دارد یا نه، به‌شدت محل مناقشه است. نویسنده می گوید رئیس‌جمهور بر اساس قانون اساسی اختیارات گسترده‌ای برای صدور دستور استفاده از نیروی نظامی دارد.

    اختیارات مندرج در ماده دوم قانون اساسی شامل نه‌تنها دستور استفاده از نیروی نظامی برای دفاع از ایالات متحده و شهروندان آمریکایی در برابر حملات بالفعل یا قریب‌الوقوع است، بلکه پیشبرد سایر منافع مهم ملی را نیز در بر می‌گیرد. رؤسای‌جمهور هر دو حزب، در موارد متعددی بدون دریافت مجوز از کنگره، نیرو‌های آمریکایی را اعزام کرده و دستور استفاده از نیروی نظامی را صادر کرده‌اند.

    در کنار اختیارات رئیس‌جمهور در ماده دوم، ماده اول قانون اساسی به کنگره اختیار «اعلان جنگ» را می‌دهد. اما این اختیار هیچ‌گاه—نه از سوی کنگره و نه از سوی قوه مجریه—به‌گونه‌ای تفسیر نشده که برای هر اقدام نظامی‌ای که رئیس‌جمهور ممکن است آغاز کند، الزاماً به مجوز کنگره نیاز باشد.

    آیا ترامپ باید برای حمله نظامی به ایران مجوز کنگره را دریافت می‌کرد؟

    دفتر مشاور حقوقی وزارت دادگستری آمریکا (OLC) اذعان کرده است که بند «اعلان جنگ» ممکن است محدودیتی بالقوه بر اختیارات رئیس‌جمهور ذیل ماده دوم ایجاد کند، در صورتی که تعهد دادن ارتش آمریکا به وضعیتی منجر شود که به سطح یک «جنگ» برسد.

    OLC تصریح کرده است که این‌که آیا یک درگیری برنامه‌ریزی‌شده خاص از نظر قانون اساسی «جنگ» محسوب می‌شود یا نه، مستلزم ارزیابی موردبه‌مورد از «ماهیت، دامنه و مدت زمان پیش‌بینی‌شده» عملیات نظامی است. این نهاد افزوده که این معیار معمولاً تنها در مورد درگیری‌های نظامی طولانی‌مدت و گسترده، که غالباً مستلزم قرار گرفتن نیرو‌های آمریکایی در معرض خطر جدی در بازه‌ای زمانی قابل توجه است، تحقق می‌یابد.

    با اعمال این اصول بر حمله به ایران، اگر استفاده از نیروی نظامی گسترده و طولانی‌مدت باشد یا خطر قابل توجهی برای نیرو‌های آمریکایی یا غیرنظامیان آمریکا ایجاد کند—مثلاً از طریق حملات ایران یا نیرو‌های نیابتی آن به منافع آمریکا—استدلال قوی‌ای وجود دارد که چنین اقدامی مستلزم دریافت مجوز کنگره، مطابق اختیار کنگره در ماده اول برای «اعلان جنگ»، خواهد بود.

    آیا حمله آمریکا به ایران ناقض حقوق بین‌الملل است؟

    بسیاری از حقوقدانان بین‌المللی استدلال می‌کنند که حمله نظامی آمریکا به ایران در شرایط کنونی ناقض حقوق بین‌الملل خواهد بود، هرچند تحلیل نهایی به واقعیت‌های هر اقدام مشخص بستگی دارد. منشور سازمان ملل متحد و حقوق عرفی بین‌الملل، استفاده از زور علیه کشور دیگر را ممنوع می‌کند، مگر در موارد دفاع مشروع یا دفاع جمعی، یا در صورت صدور مجوز از سوی شورای امنیت سازمان ملل.

    حق دفاع مشروع شامل استفاده از زور برای دفاع در برابر یک حمله مسلحانه قریب‌الوقوع است. ایالات متحده در موارد مربوط به تهدیدات تروریستی یا سلاح‌های کشتار جمعی، برداشت موسعی از مفهوم «قریب‌الوقوع بودن» داشته است، اما به‌سختی می‌توان استدلال کرد که حمله آمریکا به مجتمع‌های هسته‌ای ایران یا رهبری این کشور، اقدامی دفاعی در برابر یک حمله مسلحانه قریب‌الوقوع ایران علیه آمریکا محسوب می‌شود.

    در عوض، دولت ترامپ ممکن است استدلال کند که حمله به ایران نوعی دفاع جمعی از اسرائیل است. اعتبار این استدلال به این بستگی دارد که آیا اسرائیل اساساً در حمله به ایران مطابق حقوق بین‌الملل عمل کرده است یا نه و این‌که آیا استفاده آمریکا از زور به حفاظت از غیرنظامیان اسرائیلی و منافع آمریکا در برابر حملات ایران محدود می‌شود یا خیر.

    سال ۱۹۸۱، دولت رونالد ریگان به قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل پیوست که به‌طور اجماعی حمله غافلگیرانه اسرائیل به رآکتور هسته‌ای اوسیراک در بغداد را محکوم کرد. در آن قطعنامه آمده بود که «راه‌های دیپلماتیک در دسترس اسرائیل به پایان نرسیده بود». در سال ۲۰۰۷ نیز دولت جورج دبلیو. بوش درخواست اسرائیل برای مشارکت در نابودی یک رآکتور هسته‌ای در سوریه را رد کرد، زیرا بیم آن می‌رفت که این اقدام پس از جنگ عراق موجب بی‌ثباتی بیشتر منطقه شود. البته نه رژیم عراق و نه سوریه، به اندازه ایرانِ امروز تهدیدی جدی برای اسرائیل و امنیت منطقه‌ای محسوب نمی‌شدند.

    دور زدن کنگره چگونه می‌تواند اختیارات ریاست‌جمهوری را گسترش دهد و به نظام آمریکا فشار وارد کند؟

    اگر قرار است کنگره نقشی در اختیارات جنگی داشته باشد، اعضای هر دو حزب باید بر این موضوع پافشاری کنند که رئیس‌جمهور پیش از هرگونه استفاده از نیروی نظامی علیه ایران، به‌طور کامل با کنگره مشورت کند.

  • مقایسه توان نظامی ایران و آمریکا در خلیج فارس

    مقایسه توان نظامی ایران و آمریکا در خلیج فارس

    به گزارش اقتصادران، در هفته‌های اخیر و همزمان با افزایش تهدید‌ها و خط و نشان‌های لفظی واشنگتن و تل‌آویو علیه تهران، پهنه آبی خلیج فارس بار دیگر به صحنه‌ای برای نمایش قدرت نظامی تبدیل شده است. ایالات متحده با اعزام یک ناو هواپیمابر و تقویت حضور هوایی خود، تلاش دارد پیام «آمادگی برای همه سناریوها» را مخابره کند؛ پیامی که در نگاه اول تهاجمی به نظر می‌رسد، اما بررسی دقیق‌تر آرایش نیرو‌ها نشان می‌دهد با یک الگوی حساب‌شده و محتاطانه مواجه‌ایم، نه مقدمه یک جنگ تمام‌عیار.

    حضور نظامی آمریکا؛ قدرت‌نمایی کنترل‌شده

    در مقطع کنونی، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به همراه گروه ضربت خود در مسیر حوزه مسئولیت سنتکام و دریای عمان قرار دارد. این ناوگروه که با ناوشکن‌های هدایت‌موشک کلاس «آرلی برک» همراه است، از منظر نظامی توان حمله به اهداف دوردست با موشک‌های تاماهاک و دفاع موشکی با سامانه «ایجیس» را دارد. در کنار آن، گزارش‌ها از بازگشت یا استقرار اسکادران‌هایی از جنگنده‌های F-۱۵E در منطقه حکایت می‌کند؛ جنگنده‌هایی که برای عملیات‌های ضربتی دقیق و پشتیبانی هوایی طراحی شده‌اند.

    با این حال، نکته معنادار در این آرایش، همزمانی آن با نشانه‌های احتیاط دفاعی است. به نوشته رویترز، آمریکا بخشی از پرسنل خود را از برخی پایگاه‌ها خارج کرده و مقام‌های پنتاگون از «بررسی» افزایش سامانه‌های پدافندی مانند پاتریوت و تاد سخن گفته‌اند؛ ادبیاتی که بیش از آنکه نشانه آمادگی برای حمله باشد، بیانگر نگرانی از پاسخ احتمالی ایران است. بریتانیا نیز با اعزام اسکادران تایفون به قطر، صراحتاً این اقدام را «دفاعی» توصیف کرده است.

    مقایسه با پیش از جنگ ۱۲روزه؛ چرا آرایش فعلی سبک‌تر است؟

    برای درک بهتر معنای این تحرکات، باید به عقب بازگشت؛ به روز‌های منتهی به درگیری‌های ژوئن ۲۰۲۵. در آن مقطع، شواهد از بسیجی به‌مراتب سنگین‌تر حکایت داشت: حضور همزمان دو ناو هواپیمابر آمریکا، انتقال گسترده هواپیما‌های سوخت‌رسان به اروپا، و جابه‌جایی بمب‌افکن‌های پنهانکار B-۲ به گوام و حتی گمانه‌زنی درباره استقرار در «دیگو گارسیا». آن آرایش، نشانه آمادگی برای عملیات‌های بزرگ، چندلایه و پرهزینه بود.

    در مقایسه، آرایش بهمن ۱۴۰۴ هرچند قابل توجه است، اما «حداقلیِ بازدارنده» به نظر می‌رسد؛ یک ناو، چند ناوشکن، تقویت محدود نیروی هوایی و تمرکز بر دفاع از پایگاه‌ها. این تفاوت، به‌روشنی نشان می‌دهد واشنگتن در حال ارسال پیام بازدارندگی است، نه حرکت به‌سوی یک سناریوی جنگ گسترده.

    برتری آمریکا و محدودیت جغرافیا

    ایالات متحده همچنان از نظر کلاسیک، برتری مطلق نظامی دارد؛ از بودجه دفاعی عظیم و شبکه ماهواره‌ای گرفته تا زیردریایی‌های پیشرفته و جنگنده‌های رادارگریز. اما همان‌طور که تحلیلگران «فارن پالیسی» و دیگر رسانه‌های تخصصی نظامی تأکید کرده‌اند، این برتری در جغرافیای بسته و کم‌عمق خلیج فارس با محدودیت جدی مواجه است. ناو‌های عظیم، در برابر تهدیدات ارزان‌قیمت، اما هوشمند، به اهدافی آسیب‌پذیر بدل می‌شوند؛ واقعیتی که پنتاگون به‌خوبی از آن آگاه است.

    بازدارندگی ایران؛ جنگ نامتقارن به‌جای نبرد کلاسیک

    در سوی مقابل، ایران سال‌هاست دکترین خود را بر «نامتقارن‌سازی نبرد» بنا نهاده است. موشک‌های بالستیک و کروز با دقت بالا، پهپاد‌های شناسایی و رزمی، و توان مین‌ریزی دریایی، ابزار‌هایی هستند که معادلات کلاسیک را برهم زده‌اند. از نگاه تحلیلگران منطقه‌ای، قدرت واقعی ایران نه در غرق کردن یک ناو، بلکه در توانایی مختل‌سازی شریان‌های انرژی و تحمیل هزینه‌ای است که اقتصاد جهانی توان تحمل آن را ندارد. پیام روشن است: جنگ، اگر آغاز شود، محدود و قابل‌کنترل نخواهد بود.

    چرا جنگ شروع نمی‌شود؟

    خلیج فارس در زمستان ۱۴۰۴ بیش از هر زمان دیگری یادآور این واقعیت است که در عصر جدید، جنگ‌ها الزاماً با شلیک آغاز نمی‌شوند؛ گاهی صرفاً با «نزدیک شدن بیش از حد به لبه پرتگاه» تعریف می‌شوند.