برچسب: جنگ ایران و آمریکا

  • سناریوهای جنگ آمریکا و ایران؛ ترامپ به دنبال چیست؟

    سناریوهای جنگ آمریکا و ایران؛ ترامپ به دنبال چیست؟

    به گزارش اقتصادران، در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، فرماندهان پنتاگون برای کاهش احتمال جنگ، طرح‌های یک درگیری گسترده با ایران را به مقامات ارشد کاخ سفید ارائه کردند تا ابعاد پرهزینه آن روشن شود. آن اقدام بازدارنده بود و دست‌کم در دو مقطع، تصمیم به حمله منتفی شد. اکنون اما همان ظرفیت نظامی نه برای مهار تنش بلکه برای طراحی گزینه‌های عملیاتی روی میز رئیس‌جمهور به کار گرفته می‌شود.

    هم‌زمان، مذاکرات غیرمستقیم با میانجی‌گری عمان درباره برنامه هسته‌ای و موشکی ایران جریان دارد. حضور فرمانده سنتکام در این گفت‌وگوها نشانه‌ای از استفاده هم‌زمان از اهرم دیپلماسی و فشار نظامی است. با این حال، اختلاف بر سر تعریف توافق عادلانه پابرجاست و برخی مقامات پیشین بر این باورند که در صورت عدم دستیابی به توافقی قابل قبول برای واشنگتن، احتمال استفاده از نیروی نظامی جدی است.

    منطق آرایش نظامی و سناریوی بازدارندگی

    آرایش کنونی آشکار و پرسر و صداست. برخلاف عملیات‌هایی که با پنهان‌کاری کامل انجام می‌شوند، این بار جابه‌جایی ده‌ها هواپیما و ناو به‌وضوح قابل رصد بوده است. پیام آن می‌تواند بازدارنده و در راستای نمایش توان برای واداشتن طرف مقابل به امتیازدهی باشد. اما این سطح از تمرکز نیرو، خود فشار سیاسی برای استفاده از آن‌ها ایجاد می‌کند. حضور طولانی ناو فورد که از ژوئن در مأموریت است، هزینه عملیاتی و فرسایشی دارد و تداوم آن نامحدود نیست. اگر هدف صرفاً اهرم‌سازی باشد، با حصول توافق، نیروها بازخواهند گشت. با این حال، تداوم شکاف در مذاکرات و افزایش تجهیزات در منطقه، احتمال حرکت به سمت گزینه‌های عملیاتی را تقویت می‌کند.

    چارچوب عملیات: پیش‌فرض‌ها و ملاحظات

    در هر سناریو، نیروی دریایی آمریکا در خط مقدم خواهد بود. جنگنده‌های رادارگریز F-35 برای جنگ الکترونیک و اخلال در رادار، نخستین موج را شکل می‌دهند تا پدافند هوایی ایران را در کشوری پهناور بی‌اثر کنند. زیردریایی‌ها با موشک‌های تاماهاوک و بمب‌افکن‌ها و جنگنده‌ها از هوا، اهداف ثابت را می‌زنند. طول عملیات به دامنه اهداف بستگی دارد و هرچه عملیات طولانی‌تر شود، ریسک تلفات غیرنظامی افزایش می‌یابد. در واکنش احتمالی ایران، ناوشکن‌های مستقر برای رهگیری موشک‌های بالستیک از نیروها و متحدان دفاع خواهند کرد.

    گزینه اول: هدف‌گیری مقامات ارشد سیاسی و نظامی

    یکی از سناریوها، هدف قرار دادن مقامات سیاسی و نظامی ایران است. پس از فلج‌سازی پدافند، استفاده از تسلیحات دقیق مانند بمب‌های هدایت لیزری برای اصابت به افراد مشخص می‌تواند عملیات را کوتاه‌مدت کند، اما ریسک تلفات غیرنظامی را به‌همراه دارد. اما این سناریو با مخاطراتی جدی روبه‌روست. هدف‌گیری مقامات ارشد سیاسی و نظامی، محتمل‌ترین محرک برای شدیدترین واکنش نظامی ایران است. رزمایش اخیر ایران در تنگه هرمز نشان می‌دهد که توان ایجاد گلوگاه در مسیری که یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، همچنان به‌عنوان اهرم فشار باقی است.

    گزینه دوم: تضعیف برنامه موشکی و زیرساخت‌های نظامی

    در این سناریو، حملات احتمالاً با جنگنده‌هایی مانند F-15 و طی چند روز انجام می‌شود. پیامد کوتاه‌مدت آن می‌تواند محدودسازی توان موشکی به موجودی‌های آماده روی پرتابگرهای متحرک باشد. با این حال، حتی تعداد محدودی موشک نیز تهدیدزا باقی می‌ماند و بازسازی تأسیسات بسته به میزان خسارت در چند ماه امکان‌پذیر است. ایران افزون بر موشک‌ها، ابزارهای دیگری برای پاسخ دارد؛ از جمله پهپادهای انتحاری که نزدیک‌شدن یکی از آن‌ها به ناو آمریکایی در دریای عرب و سرنگونی آن، پیام مخاطره‌آمیز جنگ را برجسته کرد.

    گزینه سوم: ضربه به برنامه هسته‌ای

    مطرح‌ترین هدف در اظهارات رئیس‌جمهور، برنامه هسته‌ای ایران است. حملات ژوئن به سه سایت هسته‌ای آسیب وارد کرد، اما عملیات دوم در کمتر از یک سال، پرسش‌هایی درباره اثرگذاری بلندمدت برمی‌انگیزد. بسیاری از تأسیسات در عمق زمین قرار دارند و هدف قرار دادن آن‌ها به بمب‌افکن‌های B-2 و بمب‌های سنگرشکن GBU-57 نیاز دارد. این گزینه، ریسک فوری کمتری برای نیروهای آمریکایی دارد؛ تجربه پس از حملات ژوئن نشان داد پاسخ موشکی ایران به پایگاه آمریکایی خسارت قابل‌توجهی به‌همراه نداشت.

    با این حال، حملات هوایی نمی‌تواند نیروی انسانی متخصص را از میان ببرد یا انگیزه سیاسی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را از بین ببرد. در بهترین حالت، می‌توان برنامه را تضعیف یا تخریب کرد، نه آن‌که برای همیشه محو ساخت. پایان چنین برنامه‌هایی در نهایت از مسیر مذاکره رقم می‌خورد.

    محدودیت‌های راهبردی

    با وجود تمرکز چشمگیر نیروها، این آرایش هم‌سنگ تهاجم زمینی سال ۲۰۰۳ به عراق نیست که با پنج گروه رزمی ناو هواپیمابر، شمار بیشتری هواپیما و حدود ۱۷۰ هزار نیروی زمینی انجام شد. اعزام گسترده نیروی زمینی اکنون در دستور کار نیست. بدون حضور زمینی وسیع، دامنه دستاوردهای حملات هوایی و دریایی محدود خواهد بود و بسیاری از اهداف راهبردی دست‌نیافتنی می‌ماند.

    در مجموع، هر یک از گزینه‌های پیش رو معادله‌ای متفاوت از هزینه، ریسک و دستاورد را پیش‌رو می‌گذارد. آنچه قطعی است، این است که هر اقدام نظامی نه‌فقط به آنچه آمریکا می‌تواند انجام دهد، بلکه به نحوه حفاظت از نیروها و منافعش در برابر واکنش اجتناب‌ناپذیر ایران نیز وابسته است. در شرایطی که اهداف نهایی هنوز به‌روشنی تعریف نشده‌اند، پرسش اصلی این نیست که آمریکا چه ابزارهایی در اختیار دارد، بلکه این است که از آن‌ها دقیقاً برای رسیدن به کدام نتیجه استفاده خواهد کرد و با چه پیامدی برای منطقه‌ای که ظرفیت لغزش به یک رویارویی گسترده را دارد.

  • ایران و آمریکا به جنگ نزدیک شدند؟

    ایران و آمریکا به جنگ نزدیک شدند؟

    به گزارش اقتصادران، چند رسانه خبری روز چهارشنبه به نقل از منابعی ناشناسی مدعی شدند ارتش آمریکا برای انجام حملات احتمالی علیه ایران، حتی از همین آخر هفته، آماده است.

    به گزارش نیویورک‌تایمز، سی‌بی‌اس نیوز و سی‌ان‌ان، ارتش آمریکا منابع کافی هوایی و دریایی را در خاورمیانه گرد آورده تا بتواند در روز‌های آینده حمله‌ای را آغاز کند.

    رویترز، اما به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی ـ که نامش را اعلام نکرده ـ جدول زمانی متفاوتی ارائه داده و مدعی شده که در جلسه‌ای در اتاق وضعیت کاخ سفید که روز چهارشنبه برگزار شده، به مشاوران ارشد امنیت ملی گفته شده همه نیرو‌های نظامی آمریکا که به منطقه اعزام شده‌اند باید تا اواسط ماه مارس در جای خود مستقر بمانند.

    سی‌بی‌اس گفته حمله قرار نیست آخر هفته انجام شود و زمان بندی برای بلند مدت است.

    رویترز گفته ایران قرار است پس از گفت‌و‌گو‌های روز سه‌شنبه در ژنو، پیشنهاد مکتوبی درباره چگونگی حل بن‌بست با آمریکا ارائه کند.

    در نشست خبری روز چهارشنبه، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، به پرسشی درباره اینکه ترامپ دقیقاً چه ضرب‌الاجلی به ایران برای رسیدن به توافق تا پیش از اقدام نظامی داده، پاسخ مشخصی نداد.

    او گفت: «ایران خیلی عاقلانه عمل کرده اگر با رئیس‌جمهور ترامپ به توافق برسد.» لیویت مدعی شده دولت ترامپ «به‌طور کامل تأسیسات هسته‌ای ایران را نابود کرد»، اما «دیپلماسی» همیشه «گزینه اول» رئیس‌جمهور بوده است.

    او همچنین گفت با وجود «کمی پیشرفت» پس از گفت‌و‌گو‌های سه‌شنبه در ژنو، «هنوز در برخی مسائل فاصله زیادی داریم».

    سی‌ان‌ان به نقل از یک مقام آگاه نوشته ترامپ روزانه وقت زیادی را صرف فکر کردن درباره موضوع حمله و توافق با ایران می‌کند.

    با این حال رسانه تک نفره اکسیوس مدعی است که حمله نزدیک است. باراک راوید خبرنگار اسرائیلی-آمریکایی این رسانه در ادامه تلاش‌ها برای برهم زدن مذاکرات با تلویزیون اسرائیل مصاحبه کرده و مدعی شده منابع آمریکایی به او گفته‌اند گفت‌و‌گو‌های ژنو با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، «تقریباً هیچ» بوده و پنتاگون در حال آماده‌سازی برای یک عملیات مشترک آمریکا-اسرائیل است که ممکن است هفته‌ها طول بکشد. به گفته منابع راوید، ایران فقط تا پایان فوریه فرصت دارد درباره برنامه هسته‌ای خود امتیاز بدهد.

    همزمان، اما گزارش‌ها درباره تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه روز به روز بیشتر شده است. سی‌بی‌اس نیوز گزارش داد ناوگروه هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» و ناو‌های همراهش همین حالا در منطقه حضور دارند و ناوگروه دوم، «یواس‌اس جرالد فورد»، نیز در مسیر خاورمیانه است.

    طبق داده‌های رهگیری شناورها، تا روز چهارشنبه ناو فورد در نزدیکی سواحل غرب آفریقا بوده است.

    نیویورک‌تایمز گزارش داده ده‌ها هواپیمای سوخت‌رسان و بیش از ۵۰ جنگنده اضافی در منطقه حضور دارند. همزمان، سی‌بی‌اس به نقل از چند مقام گفته پنتاگون برای جلوگیری از تلفات احتمالی در صورت حمله متقابل، بخشی از نیروهایش را از خاورمیانه خارج می‌کند.

    نیویورک‌تایمز همچنین به نقل از دو مقام دفاعی گزارش داده در اسرائیل نیز برای احتمال پیوستن به حملات مشترک با آمریکا آماده‌سازی‌هایی در جریان است.

    سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در گفت‌وگویی با شبکه العربیه عربستان سعودی که روز چهارشنبه پخش شد، درباره هرگونه حمله جدید آمریکا به ایران گفت «پیامد‌های خوبی ندارد».

    لاوروف گفت: «هیچ‌کس افزایش تنش را نمی‌خواهد. همه می‌فهمند این بازی با آتش است.» او خواستار آن شد که آمریکا از حمله به ایران خودداری کند و اجازه دهد ایران برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز را دنبال کند.

  • آیا جنگ ایران و آمریکا نزدیک است؟

    آیا جنگ ایران و آمریکا نزدیک است؟

    به گزارش اقتصادران، همزمان با افزایش لحن تهدیدآمیز مقام‌های آمریکایی علیه ایران، گزارش‌های تازه رسانه‌های غربی از آماده‌سازی ارتش ایالات متحده برای یک عملیات «پایدار و چند هفته‌ای» حکایت دارد؛ عملیاتی که در صورت صدور فرمان از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، می‌تواند ابعادی فراتر از درگیری‌های پیشین داشته باشد. در مقابل، ایران نیز هشدار داده است هرگونه جنگ، محدود به جغرافیای ایران نخواهد ماند و دامنه آن پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه را نیز در بر خواهد گرفت. همین تقابل مواضع، این پرسش را بار دیگر به کانون توجه بازگردانده است: اگر جنگی میان تهران و واشنگتن در بگیرد، دامنه و مدت زمان آن تا کجا پیش خواهد رفت؟

    روایت رویترز؛ آماده‌سازی برای جنگی طولانی‌تر

    خبرگزاری رویترز در گزارشی اختصاصی از آماده‌سازی ارتش آمریکا برای یک سناریوی جنگ چند هفته‌ای علیه ایران خبر داده است. به نوشته این رسانه، در صورتی که رئیس‌جمهور آمریکا فرمان حمله را صادر کند، پنتاگون خود را برای نبردی جدی‌تر و گسترده‌تر از درگیری پیشین آماده می‌کند.

    این گزارش در شرایطی منتشر شده که منابع آمریکایی از تقویت حضور نظامی واشینگتن در منطقه سخن می‌گویند؛ اقدامی که می‌تواند به معنای افزایش دامنه و شدت احتمالی درگیری باشد.

    اعزام «جرالد فورد» و پیام آن

    در همین چارچوب، موضوع اعزام ناو هواپیمابر یواس‌اس جرالد فورد به خاورمیانه نیز مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. این ناو که بزرگترین ناو‌های هواپیمابر جهان محسوب می‌شود، به همراه جنگنده‌ها، ناوشکن‌های مجهز به موشک هدایت‌شونده و هزاران نیروی نظامی می‌تواند ظرفیت عملیاتی آمریکا را در منطقه به شکل قابل توجهی افزایش دهد.

    چنین تحرکی از سوی آمریکا از نگاه شماری از تحلیلگران، تنها یک اقدام بازدارنده محسوب نشده، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از آمادگی برای سناریو‌هایی پرتنش‌تر باشد؛ سناریو‌هایی که از عملیات محدود هوایی تا حملات گسترده‌تر را شامل می‌شود.

    نیویورک‌تایمز و گزینه‌های ترامپ

    همزمان، روزنامه نیویورک تایمز نیز گزارش داده است که در حالی که مسیر دیپلماسی هنوز کاملاً بسته نشده، پنتاگون خود را برای احتمال تقابل آماده می‌کند. به نوشته این روزنامه، یکی از چالش‌های اصلی واشنگتن، پراکندگی ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه و آسیب‌پذیری برخی پایگاه‌ها در برابر حملات تلافی‌جویانه ایران است.

    هشدار تهران: جنگ منطقه‌ای خواهد شد

    تهران تأکید کرده است که هرگونه حمله آمریکا، با پاسخ متقابل و منطقه‌ای روبه‌رو خواهد شد. مقام‌های ایرانی بار‌ها اعلام کرده‌اند که پایگاه‌های آمریکا در کشور‌های منطقه می‌تواند در تیررس قرار گیرد. واکنش تند برخی نمایندگان مجلس به اعزام ناو جدید آمریکا نیز نشان می‌دهد که فضای داخلی ایران نیز خود را برای سناریو‌های سخت‌تر آماده می‌کند.

    در همین راستا، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران به اعزام دومین ناو هواپیمابر آمریکا به منطقه واکنش نشان داده و در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشته است: آقای ترامپ گفته ناو هواپیمابر جرالد فورد را به منطقه می‌فرستد، دستتان درد نکند! قبلاً یک هدف برای غرق کردن داشتیم الان ۲ تا.

    نبرد محدود یا جنگ فرسایشی؟

    مرور تجربه «جنگ ۱۲ روزه» نشان می‌دهد که حتی یک درگیری نسبتاً کوتاه نیز می‌تواند با سرعتی بالا به مرحله‌ای خطرناک برسد. اکنون، با توجه به گزارش‌های رسانه‌های غربی درباره آمادگی برای عملیات چند هفته‌ای و در مقابل، تهدید ایران به گسترش دامنه جنگ، این احتمال مطرح است که هرگونه تقابل تازه، بسیار گسترده‌تر و طولانی‌تر از گذشته باشد.

    شاید به همین دلیل است که بازیگرانی مانند ترکیه و عمان در هفته‌های اخیر تلاش‌های دیپلماتیک خود را افزایش داده‌اند؛ چرا که برآورد‌های امنیتی در منطقه حکایت از آن دارد که یک جنگ تمام‌عیار می‌تواند به سرعت به یک درگیری فرسایشی بدل شود؛ درگیری‌ای که نه‌تنها معادلات نظامی، بلکه اقتصاد و ثبات سیاسی منطقه را نیز برای مدت‌ها دستخوش بحران خواهد کرد.

  • جمهوری اسلامی می‌داند که در جنگ با آمریکا، پیروز نیست

    جمهوری اسلامی می‌داند که در جنگ با آمریکا، پیروز نیست

    به گزارش اقتصادران، وقتی پای مذاکره ایران و آمریکا به میان می‌آید باید سراغی از صادق زیباکلام گرفت؛ تحلیلگری سیاسی که با وجود موضع‌گیری‌های مشخص خود باز هم موافقان و مخالفانی دارد که مایلند آخرین نظرات او را دنبال کنند.

    مخصوصا حالا در شرایطی که گزینه‌های پیش رو یا مذاکره یا جنگ است و طرف آمریکایی موجودیت نظام سیاسی کشور را تهدید کرده، زیباکلام که موضعش نسبت با اپوزیسیون روشن است تاکید می کند پرونده ایران و آمریکا باید به جای مشخصی برسد.

    او تاکید می‌کند که حتی اگر جنگی دربگیرد و شماری از مسئولان کشور هدف قرار بگیرند به سقوط نظام منجر نخواهد شد، بلکه آنچه رخ خواهد داد ویرانی ایران است که در آن یک تیر چراغ برق هم سالم نمی‌ماند.

    ***************

    * اولین دور مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط پایتخت برگزار شد. چه چشم‌اندازی از این مذاکرات می‌بینید؟

    نفس اینکه مذاکرات به این شکل آغاز شده که آمریکایی‌ها باید به ترامپ یا مقامات دیگر در واشنگتن گزارش دهند و آقای عراقچی هم باید به شورای عالی امنیت ملی و رهبری گزارش دهد، نشان‌دهنده این است که مذاکرات تا به اینجا منفی نبوده و به‌اصطلاح «مخالفت با یکدیگر» کشیده نشده است.

    البته ایرانی‌هایی که دلشان غیر از این را می‌خواست کم نیستند؛ یعنی می‌خواستند اعلام می‌شد که مذاکرات به نتیجه نرسیده و به حالت قهر، تیم ایرانی و تیم آمریکایی از همدیگر جدا شوند که در نتیجه منجر به حمله آقای ترامپ به ایران شود. هنوز هم ممکن است که این حمله در آینده صورت بگیرد. اما من برخلاف تصور خیلی از براندازها، سلطنت‌طلب‌ها و «شاهزاده» که فکر می‌کنند پس از حمله آمریکا، نظام سقوط خواهد کرد، چنین تصویری ندارم و فکر می‌کنم که حمله آمریکا لزوماً به سقوط نظام منتهی نخواهد شد. به‌رغم حمله، نظام همچنان سر جای خودش باقی خواهد ماند؛ حتی اگر شماری از مسئولین اصلی نظام را هم هدف قرار دهند، باز هم نظام همچنان پابرجا خواهد ماند. اما آنچه اتفاق می‌افتد «ویرانی ایران» است؛ همان که به نام «تئوری تیر چراغ برق زیباکلام» معروف شده که در صورت جنگ در ایران یک تیر چراغ برق هم سالم نمی‌ماند.

    جنگ شود نظام سقوط نمی‌کند، اتفاق بسیار هولناکی رخ می‌دهد

    کسانی که آرزو می‌کنند جنگ شود تا نظام سقوط کند، متوجه نیستند که اگر جنگ اتفاق بیفتد لزوماً نظام سقوط نخواهد کرد، بلکه آن اتفاق هولناکی که می‌افتد این است که کشور نابود می‌شود و زیرساخت‌های کشور از بین خواهد رفت. البته ممکن است ما مثلاً تلفاتی به اسرائیلی‌ها یا آمریکایی‌ها در پایگاه‌هایشان وارد کنیم یا ضرباتی به ناوهای آمریکایی در خلیج فارس بزنیم؛ اما این‌ها کجا و نابودی مملکت کجا؟ به همین دلیل است که من امیدوارم جنگی رخ ندهد، مذاکرات به پیش برود و در مرحله اول بر سر مسئله هسته‌ای و در مرحله دوم بر سر آن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده توافق صورت بگیرد. در مرحله سوم هم ایران قبول کند که برد موشک‌هایش محدود شود.

    * فکر می‌کنید که این مذاکرات یا توافق بعد از آن، می‌تواند گشایشی برای کشور داشته باشد؟

    قطعاً این‌طوری خواهد بود. ممکن است که فشار روی مخالفین در ایران کمتر شود، ممکن است شاهد آزادی شماری از زندانیان سیاسی باشیم، ممکن است بگیر و ببندها کاهش پیدا کند و در عین حال با کاهش تحریم‌ها وضع اقتصادی بهتر شود.

    کاش مسئولان آنچه صداوسیما می‌گوید را باور نکنند

    * ما در دی ماه شاهد اعتراضات گسترده مردم بودیم و هنوز هم نارضایتی‌های معیشتی وجود دارد. آیا توافق در مذاکرات می‌تواند این اعتراضات را ترمیم کند؟

    ببینید من امیدوارم، امیدوارم و امیدوارم که مسئولان اعتراضات میلیونی تمام شهرهای کوچک و بزرگ ایران را که در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه انجام شد را دیده باشند و به راحتی از کنار آن عبور نکنند. کاش آن را ببینند، درک کنند و بفهمند.

    امیدوارم مسئولان، خودشان چیزهایی که صداوسیما می‌گوید را باور نکنند و واقعیت‌های مملکت را برای یک‌بار هم که شده ببینند و درک کنند. در غیر اینصورت اگر خودشان به چیزهایی که صداوسیما می‌گوید اعتقاد داشته باشند، آینده هولناک و تیره‌وتاری در انتظار ایران است.

    جمهوری اسلامی می‌داند که در جنگ با آمریکا، پیروز نیست

    *چقدر در دو طرف اراده برای رسیدن به توافق می‌بینید؟

    در مورد آمریکا اراده را جدی می‌بینم چراکه ترامپ می‌خواهد این را یک موفقیت بزرگ برای خود منظور کند و بگوید که من سرانجام توانستم بعد از ۴۷ سال، ایران را به راه راست هدایت کنم. این غایت آرزوی ترامپ است.

    جمهوری اسلامی هم می‌داند که در نبرد با آمریکا برایش موفقیت و پیروزی نیست. همانطور که گفتم جنگ به‌جز ویران‌کردن زیرساخت‌های کشور و نابود کردن صنایع کشور، دستاورد دیگری نخواهد داشت. بنابراین جمهوری اسلامی هم می‌داند که اگر توافق صورت نگیرد، جنگ بدیل خوبی نیست و آنچه در انتظار ایران قرار خواهد گرفت بسیار بسیار هولناک است.

    * یعنی شما اراده برای رسیدن به توافق را در طرف ایرانی می‌بینید؟

    بله همینطور است.

  • نتانیاهو نشسته تا حکومت در ایران سرنگون شود!

    نتانیاهو نشسته تا حکومت در ایران سرنگون شود!

    به گزارش اقتصادران، سیگنال جنگ و توافق همزمان از سوی آمریکا به ایران ارسال می شود، رئیس جمهوری ایالات متحده از یک سو تاکید می کند نگاهش به سمت توافق با ایران است و از سوی دیگر ناوگروه جدید را راهی خاورمیانه می کند.

    در همین رابطه، علی بیگدلی تحلیلگر سیاست خارجی می‌گوید: « باید بدانیم که ترامپ با این حجم از هزینه‌های نظامی، دست خالی منطقه را ترک نخواهد کرد؛ اما لزوماً این به معنای جنگ نیست، بلکه به معنای گرفتن امتیازات حداکثری از ایران است.»

    مشروح گفتگو با علی بیگدلی را در ادامه می‌خوانید.

    *****

    *آقای بیگدلی! هفته گذشته شاهد دو سفر مهم بودیم؛ یکی سفر آقای لاریجانی به قطر و عمان و دیگری سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا. از سوی دیگر، دونالد ترامپ اعلام کرده که در حال حاضر برنامه وی توافق با ایران است و بر سر حمله به ایران به توافقی با نتانیاهو دست نیافته است. به نظر شما، این اختلاف‌نظر میان ترامپ و نتانیاهو را باید جدی تلقی کرد یا با توجه به تجربه‌های پیشین مثل اینکه در خلال مذاکرات شاهد حمله به ایران بوده‌ایم، این رویکرد نوعی زمان خریدن برای حمله‌ای دوباره محسوب می‌شود؟

    در آستانه دور ششم مذاکرات بودیم که حمله نظامی به ایران صورت گرفت. در آن مقطع، ما متهم شدیم در حال وقت‌کشی هستیم. شاید نیازی نبود روند مذاکرات تا این حد طولانی شود. خواسته‌های ایالات متحده مشخص بود و توان ما نیز در پاسخگویی و کنشگری شفافیت داشت.

    کانون مشخص تصمیم گیری در سیاست خارجی نداریم

    دلیل بروز این وضعیت این است که ما در سیاست خارجی خود، یک کانون مشخص تصمیم‌گیری و یک استراتژی تدوین‌شده نداریم. همواره در حالت انفعال قرار داریم و صرفاً در برابر کنش‌ها، واکنش نشان می‌دهیم که این مسئله باعث نگرانی آمریکا شده است. اما آنچه مایه خوشحالی است، این است که به طور کلی ایالات متحده تمایلی به افزایش سطح تنش در خاورمیانه ندارد؛ زیرا هر چه تنش بالاتر برود، امکان سرمایه‌گذاری در این منطقه از آمریکا سلب می‌شود.

    این موضوع به ویژه برای طرح‌های بلندپروازانه محمد بن سلمان اهمیت دارد. از سوی دیگر، آمریکا و اروپا دچار نوعی تراکم کالا و سرمایه شده‌اند و این امیدواری وجود دارد که با برقراری آرامش در خاورمیانه بتوانند به صادرات کالا، سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال بپردازند.

    در حال حاضر اقتصاد آمریکا با تورمی در حدود ۳ تا ۴ درصد مواجه است و وضعیت در اروپا به مراتب دشوارتر است؛ بنابراین آن‌ها خواهان افزایش سطح تنش نیستند. نقشه فعلی ترامپ شاید به قصد یک حمله گسترده نظامی نباشد، بلکه بیشتر حالت تهدیدآمیز دارد.

    ایران و آمریکا تمایل به آشتی دارند تا جنگ

    در سمت مقابل، ما نیز با چالش‌هایی همچون اعتراضات داخلی و وضعیت اقتصادی ناهموار روبرو هستیم. بنابراین، هر دو طرف تمایل دارند که به جای جنگ، به سمت آشتی حرکت کنند.

    استراتژی‌های ناکامی در گذشته شکل گرفته و اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که باید آرزوها و استراتژی‌های گذشته را رها کنیم و با واقعیت‌های جدید آمریکا سازگار شویم.

    بنده با شناختی که از آمریکا دارم، معتقدم برای آن‌ها نیز ورود به یک جنگ جدید سخت است، زیرا این جنگ می‌تواند دامنه‌ای وسیع‌تر از ایران پیدا کند؛ بنابراین ترامپ با وجود آرایش نظامی کنونی، قصد عمیقی برای جنگ به خصوص جنگ های دامنه دار ندارد. ایران نیز با توجه به ضعف‌های داخلی، ناتوانی‌های اقتصادی و انزوای سیاسی که در جهان به وجود آمده، تمایلی به جنگ ندارد.

    جامعه تحمل انجماد اقتصادی ندارد

    نکته دیگر این است که آمریکایی‌ها موفق شده‌اند فضایی خصمانه در نظام بین‌الملل علیه ایران شکل دهند؛ محکومیت‌های مربوط به حقوق بشر، قطعنامه‌های پارلمان اروپا علیه سپاه و عدم دعوت از ایران به کنفرانس‌های مهمی نظیر کنفرانس امنیت مونیخ، نوعی «بدنامی» برای ما ایجاد کرده است.

    شاید برخی بگویند این مسائل مهم نیست، اما در حقیقت بسیار بااهمیت است؛ زیرا ما دچار انسداد سیاسی و انجماد اقتصادی شده‌ایم و جامعه دیگر توان حمل این شرایط سخت را ندارد. بنابراین راهی جز حرکت به سمت آشتی نداریم، هرچند که این مسیر فشار زیادی به ما وارد می‌کند.

    نتانیاهو نشسته تا حکومت در ایران سرنگون شود

    از طرفی، سطح انتظارات آمریکا نیز روزبه‌روز افزایش می‌یابد. در مورد سفر نتانیاهو نیز باید بگویم او به شدت مشتاق جنگ است و منتظر نشسته تا حکومت سرنگون شود یا آشوب‌های داخلی وسیله‌ای برای این هدف گردد؛ اما سقوط یک حکومت بدون پیاده کردن نیروی نظامی و تنها با موشک امکان‌پذیر نیست.

    معتقدم مجموع شرایط اقتصادی و فشارهای سیاسی، ما را مجبور می‌کند از مسیر مذاکره با ترامپ جلو برویم تا اولاً از بدتر شدن شرایط با یک جنگ جلوگیری کنیم و ثانیاً اجازه ندهیم رقیبی که در فضای بین‌المللی بسیار روی او کار شده، جای پایی باز کند. به نظر من، حاکمان ما به یک عقلانیت سیاسی خواهند رسید و امتیاز دادن به آمریکا را حتی به نفع نظام می‌دانند.

    آژانس اجازه دهد غنی سازی ۳.۶۷ درصدی را انجام دهیم

    *نتانیاهو مطرح کرده است که مباحث موشکی و منطقه‌ای نیز باید در مذاکرات گنجانده شود. با توجه به خط قرمزهای ایران، آیا این موضوع اصلاً قابلیت عملیاتی شدن در مذاکرات را دارد؟

    در آمریکا دیدگاه‌هایی به وجود آمده که ترامپ نیز به آن اشاره کرده است؛ یعنی پیشبرد امور به صورت گام‌به‌گام و مرتبه‌به‌مرتبه. اولویت نخست، مسئله هسته‌ای است.

    بنده در مصاحبه‌ای عرض کردم که بر اساس برجام ۲۰۱۵ و قطعنامه ۲۲۳۱، آمریکا اجازه دهد که ما غنی سازی ۳.۶۷ درصد را تحت نظارت کامل آژانس انجام دهیم تا پاسخی برای مردم داشته باشیم که این هزینه‌های کلان که گاهی تا ۲ تریلیون دلار برآورد می‌شود، بی‌نتیجه نبوده است. اگر ایران سیاست‌های منطقه‌ای خود را تغییر دهد و دیگر به دنبال حذف اسرائیل نباشد، می‌توانیم با کاهش برد موشک‌ها، آن صنعت را نیز حفظ کنیم.

    سفر نتانیاهو نتوانست رأی ترامپ را تغییر دهد

    ایران اکنون دچار یک نگرانی از افزایش تهدیدهاست، اما نکته مهم این است که سفر نتانیاهو به واشینگتن نتوانست رأی ترامپ را تغییر دهد و این به نفع ما تمام شد؛ چرا که نتانیاهو به دنبال ترغیب ترامپ برای حمله گسترده جهت سرنگونی بود اما ترامپ پاسخ مثبت نداد. این نشان می‌دهد ترامپ برخلاف نتانیاهو، خواهان جنگ نیست و ما باید از این شرایط استفاده کنیم.

    آقای لاریجانی نیز حامل پیام‌های جدیدی از طریق وزیر خارجه عمان بوده است. کشورهای منطقه مانند قطر، عربستان و امارات نیز خواهان جنگ نیستند و حتی از آمدن رضا پهلوی هم راضی نیستند؛ آن‌ها می‌خواهند ایران کشوری آرام و بدون خطر هسته‌ای باشد.

    لاریجانی پیام های آمریکا را دریافت کرد

    *در مورد سفر آقای لاریجانی گفته شده که سندی را که ویتکاف تهیه کرده بود، دریافت کرده است. چرا این مأموریت به آقای لاریجانی محول شد و نه آقای عراقچی؟ و حدس می‌زنید این سند شامل چه مواردی باشد؟

    آقای لاریجانی نماینده و مشاور رهبری است و از جهت جایگاه سازمانی، قدرت و نفوذ او فراتر از وزیر امور خارجه است. حضور لاریجانی در مسقط و دوحه برای ابلاغ پیام‌های جدید نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری بیشتر از سمت ماست و متقابلاً پیشنهادهای آمریکا نیز دریافت شده است.

    ایران اکنون به شدت از وقوع جنگ دوری می کند، زیرا جنگ می‌تواند شکل جدیدی از بحران‌های داخلی را به وجود بیاورد. بنده برخلاف کسانی که طبل جنگ می‌زنند، معتقدم هر روز به عدم جنگ نزدیک‌تر می‌شویم. اما مشکل اصلی ما تعدد کانون‌های تصمیم‌سازی است؛ هر کسی از تریبون نماز جمعه یا مجلس گرفته تا شورای شهر، درباره مسائل کلان سیاسی اظهارنظر می‌کند که این موضوع باعث سرگردانی طرف مقابل می‌شود.

    دولت باید حرف نهایی را بزند نه دیگران

    *یعنی معتقدید باید یکپارچگی در بیان مواضع وجود داشته باشد؟

    بله، دولت باید حرف نهایی را بزند. در هیچ کجای دنیا این‌طور نیست؛ یا وزارت خارجه یا نهادی مانند کاخ سفید مسئولیت اعلام مواضع را بر عهده دارد. تنوع مراکز تصمیم‌گیری در ایران، فرآیند تصمیم‌گیری نهایی را دچار مشکل می‌کند.

    ترامپ با این همه هزینه نظامی دست خالی از منطقه نمی رود

    *در مورد اعزام ناوهای آمریکایی به منطقه، به نظر شما این اقدام نشانه‌ای از جدیت جنگ است یا صرفاً یک ابزار تهدید محسوب می‌شود؟

    این یک تهدید است، اما آمریکا در حال رخ‌نمایی قدرت نظامی خود است. اصطلاحی در روابط بین‌الملل داریم به نام «صلح از طریق قدرت.» ترامپ با افزایش حضور نظامی، به دنبال تحت فشار قرار دادن ایران است تا در مذاکرات امتیاز بگیرد. باید بدانیم که ترامپ با این حجم از هزینه‌های نظامی، دست خالی منطقه را ترک نخواهد کرد؛ اما لزوماً این به معنای جنگ نیست، بلکه به معنای گرفتن امتیازات حداکثری از ایران است.

    هزینه‌های این پایگاه‌ها و لشکرکشی‌ها را نیز معمولاً کشورهایی مانند قطر، امارات و عربستان پرداخت می‌کنند و فشاری بر مالیات‌دهندگان آمریکایی وارد نمی‌شود.

    راهی جز مذاکره مستقیم با آمریکا وجود ندارد

    *با توجه به روان‌شناسی سیاسی شخصیت ترامپ، ایران باید از چه اهرم‌هایی برای حداکثرسازی منافع خود در مذاکرات استفاده کند؟

    ترامپ از یک دیپلماسی مدرن و استثنایی استفاده می‌کند که طرف مقابل را دچار سردرگمی در تصمیم‌گیری می‌کند. او گاهی تهدید به زدن می‌کند و گاهی دعوت به ناهار؛ این رفتار باعث می‌شود ما نتوانیم به درستی تصمیم بگیریم.

    همان‌طور که گفتم، ما معمولاً واکنش‌گرا هستیم تا کنش‌گر چون نمی توانیم به درستی تصمیم بگیریم. در حال حاضر، تحت تأثیر قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکا، شکل دیپلماسی عوض شده است. به نظر من هیچ راهی جز مذاکره مستقیم با آمریکا وجود ندارد.

    *پیش بینی می کنید ترامپ با شناخت از توانایی‌های نظامی و ژئوپولیتیک ایران، در مذاکرات انعطاف نشان خواهد داد یا رویکرد فشار را ادامه می‌دهد؟

    استراتژی ترامپ فشار از طریق تهدید نظامی است. او ابتدا بر مسئله هسته‌ای ایران متمرکز می‌شود و در مراحل بعدی به سراغ موضوعات سپاه و موشکی خواهد رفت. اگر آشتی کنیم و برای کنترل تاسیسات هسته ای رضایت دهیم، آن موقع می توان درباره مباحث موشکی هم مذاکره کرد.

    جالب اینجاست که ترامپ به خواست نتانیاهو برای برخورد یک‌باره و سخت با ایران گوش نداد و اعلام کرد که هنوز به دیپلماسی وقت می‌دهد. ترامپ ترجیح می‌دهد از طریق دیپلماسی گام‌به‌گام امتیاز بگیرد. در مقابل، دولت ایران نیز باید بر اساس عقلانیت سیاسی تصمیم بگیرد؛ چرا که سیاست‌های گذشته دیگر پاسخگوی فضای تغییریافته بین‌المللی نیست. نیروهای منطقه‌ای ما تحلیل رفته‌اند و شرایط به زیان ما تغییر کرده است.

  • دیپلماسی در سایه آرایش نظامی! / شمارش معکوس یک جنگ بزرگ بین ایران و آمریکا؟

    دیپلماسی در سایه آرایش نظامی! / شمارش معکوس یک جنگ بزرگ بین ایران و آمریکا؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس گزارش شبکه‌های خبری معتبر آمریکا، پنتاگون ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد» ـ پیشرفته‌ترین ناو هواپیمابر آمریکا و جهان ـ را برای پیوستن به ناوگروه «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» در خاورمیانه آماده کرده است.

    تحرکات تازه نظامی آمریکا صرفاً به اعزام یک ناو هواپیمابر محدود نمی‌شود، بلکه به معنای افزایش چشمگیر سطح آمادگی عملیاتی در برابر احتمال تشدید درگیری با ایران است. ترامپ در ۱۲ فوریه صراحتاً برای مذاکرات با ایران ضرب‌الاجل تعیین کرد و گفت تنها یک ماه فرصت باقی است و در صورت نرسیدن به توافق، گزینه حمله نظامی را بررسی خواهد کرد.

    این ضرب‌الاجل یادآور مهلت دوماهه قبلی ترامپ به ایران است. پیش از جنگ ۱۲روزه، رئیس‌جمهور آمریکا ۶۰ روز برای دستیابی به توافق تعیین کرده بود. با پایان این مهلت و عدم حصول توافق، اسرائیل به ایران حمله کرد و در پی آن جنگی تمام‌عیار میان دو کشور آغاز شد.

    علاوه بر استقرار ناوگروه‌های ضربتی نیروی دریایی آمریکا در خاورمیانه، این کشور در حال تجهیز پایگاه‌های منطقه‌ای خود به پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافند هوایی زمین‌پایه است. کارکرد این سامانه‌ها مقابله با حملات احتمالی موشک‌های بالستیک ایران است؛ همان سناریویی که رهبر جمهوری اسلامی نیز به‌صراحت به آن اشاره کرده و هشدار داده بود در صورت وقوع جنگ، درگیری ماهیتی منطقه‌ای خواهد داشت.

    استقرار بیش از نیمی از ظرفیت تاد و پاتریوت‌ آمریکا در خاورمیانه

    بر اساس گزارش رسانه‌های اصلی آمریکا، واشنگتن هم‌اکنون در حال اعزام سامانه‌های پیشرفته «تاد» (THAAD) و «پاتریوت MIM-104» به پایگاه‌های منطقه‌ای خود است.

    سامانه تاد که توسط شرکت لاکهید مارتین توسعه یافته و توسط ارتش آمریکا به کار گرفته می‌شود، یکی از پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاع موشکی در زرادخانه این کشور است. این سامانه برای رهگیری و انهدام موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد، میان‌برد و برخی موشک‌های برد متوسط در مرحله نهایی پرواز طراحی شده است. تاد به‌جای استفاده از کلاهک انفجاری، از فناوری «برخورد مستقیم» (Hit-to-Kill) بهره می‌برد و تهدید را از طریق اصابت جنبشی نابود می‌کند؛ روشی با دقت بالا که خطر خسارات جانبی را کاهش می‌دهد.

    این سامانه قادر است موشک‌ها را هم در داخل جو و هم خارج از جو رهگیری کند. سقف رهگیری آن حدود ۱۵۰ کیلومتر و برد درگیری آن بیش از ۲۰۰ کیلومتر است. تاد برای مقابله با موشک‌هایی که با سرعت‌های فراصوت (بیش از ماخ ۸) حرکت می‌کنند طراحی شده و به‌ویژه در برابر موشک‌هایی که با زاویه تند و سرعت بالا از عمق قلمرو دشمن شلیک می‌شوند، مؤثر است.

    در حال حاضر ۹ آتشبار فعال تاد در جهان وجود دارد که هفت مورد آن در اختیار ارتش آمریکاست و قرار است آتشبار هشتم نیز به‌زودی فعال شود. پیش‌تر پنج سامانه در تگزاس، یک سامانه در گوام و یک سامانه در کره جنوبی مستقر بود، اما سال گذشته دو سامانه به خاورمیانه منتقل شد تا از اسرائیل حفاظت کند. دو سامانه دیگر نیز به امارات تحویل داده شده که برای رهگیری موشک‌های حوثی‌ها به کار رفته‌اند. بنابراین پیش از اعزام اخیر، نیمی از سامانه‌های تاد آمریکا در خاورمیانه مستقر بود و اکنون به نظر می‌رسد این تعداد افزایش یافته است.

    تحلیل اندیشکده JINSA نشان می‌دهد نیمی از رهگیری‌های موفق موشک‌های ایرانی در جنگ با اسرائیل توسط سامانه‌های تاد آمریکا انجام شده است. استقرار این تعداد سامانه تاد در منطقه به معنای آمادگی آمریکا برای رهگیری موشک‌هایی است که ایران تهدید کرده در صورت جنگ به سمت پایگاه‌های منطقه‌ای شلیک خواهد کرد. به نظر می‌رسد واشنگتن خود را برای سناریوی حمله تلافی‌جویانه ایران علیه پایگاه‌هایش آماده کرده و می‌کوشد میزان اصابت موشک‌ها را به حداقل برساند.

    پرواز نیروی هوایی عظیم آمریکا به سمت منطقه

    نشریه تخصصی «ایر اند اسپیس فورس» گزارش داده جنگنده‌های پنهانکار F-35A Lightning II نیروی هوایی آمریکا در ۱۱ فوریه در حال پرواز به سمت خاورمیانه مشاهده شده‌اند.

    این جنگنده‌ها همان هواپیماهایی هستند که ۹ فوریه در پایگاه RAF Lakenheath بریتانیا مستقر شدند؛ پایگاهی که معمولاً به‌عنوان نقطه توقف جنگنده‌های آمریکایی در مسیر خاورمیانه استفاده می‌شود. بر اساس گزارش دیده‌بان‌های محلی و مکالمات کنترل ترافیک هوایی، شش جنگنده در ۱۱ فوریه این پایگاه را ترک کردند.

    سه فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 Stratotanker نیز این جنگنده‌ها را همراهی کردند. این تانکرها از پایگاه RAF Mildenhall برخاستند و طبق داده‌های رهگیری پرواز، از فراز مدیترانه به سمت خاورمیانه حرکت کردند.

    در مقابل، ناو «آبراهام لینکلن» که اکنون در منطقه مستقر است، میزبان نسخه دریایی اف-۳۵ یعنی F-35C، جنگنده‌های F/A-18 Super Hornet و هواپیماهای جنگ الکترونیک EA-18 است.

    احتمال اعزام اف-۳۵های بیشتری نیز وجود دارد. شش فروند دیگر از همین یگان ۱۵۸ اکنون در پایگاه مورون اسپانیا مستقر هستند. این هواپیماها ماه گذشته از پورتوریکو وارد اروپا شدند. این یگان اوایل سال جاری در عملیات دستگیری نیکولاس مادورو نیز مشارکت داشت.

    در هفته‌های اخیر، آمریکا سایر توان هوایی خود را نیز به خاورمیانه اعزام کرده است. لاکنهیث ماه گذشته ۱۲ فروند جنگنده F-15E Strike Eagle به منطقه فرستاد. تا ۱۱ فوریه، نیروی هوایی آمریکا حضور خود را به سه اسکادران F-15E، یک اسکادران F-16 و یک اسکادران A-10 افزایش داده بود. یکی از این اسکادران‌های F-15E حدود ۱۰ ماه است که در منطقه مستقر است؛ استقراری کم‌سابقه از نظر مدت‌زمان.

    آیا این آرایش نظامی به معنای شکست ایران است؟

    آمریکا تجهیزات نظامی عظیمی به منطقه اعزام کرده که حتی در مقایسه با عملیات اخیرش در ونزوئلا نیز کم‌سابقه است. اما این به معنای پیروزی قطعی آمریکا در یک جنگ احتمالی با ایران نیست.

    این تردید به دو عامل بازمی‌گردد: ظرفیت داخلی آمریکا و ظرفیت داخلی ایران.

    در مورد نخست، دنیس لیچ، سرتیپ بازنشسته ارتش آمریکا، در یادداشتی در نشریه «ریسپانسیبل استیت‌کرفت» با نقل‌قولی از چرچیل می‌نویسد: «هیچ‌گاه قدرتی را ادعا نکن که توان اعمالش را نداری.»

    او معتقد است ارتش آمریکا با وجود دهه‌ها هزینه‌کرد کلان، توان شکست دادن یک رقیب هم‌تراز را ندارد. به گفته او، تجربه عراق و افغانستان نشان داد ظرفیت نیروی داوطلب پاسخگوی جنگ‌های بزرگ نیست. در سال‌های اخیر تمایل جوانان به خدمت از ۱۵ درصد به ۹ درصد کاهش یافته و افراد واجد شرایط از ۳۰ درصد به ۲ درصد رسیده‌اند.

    لیچ همچنین تمرکز صنایع دفاعی آمریکا در پنج شرکت بزرگ را عامل آسیب‌پذیری راهبردی می‌داند؛ موضوعی که در سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ نیز به آن اشاره شده است.

    او پیشنهاد می‌کند پیش از هر جنگ جدید، دولت آمریکا به پرسش‌هایی اساسی پاسخ دهد؛ از جمله اینکه آیا منافع حیاتی تهدید شده، آیا هدفی روشن وجود دارد، آیا راه خروج مشخص است و آیا مردم و جامعه بین‌المللی حمایت می‌کنند. همچنین باید مشخص شود چند سرباز کشته خواهند شد و هزینه جنگ چگونه تأمین خواهد شد.

    به باور او، اگر چنین معیارهایی رعایت می‌شد، آمریکا به عراق حمله نمی‌کرد یا در افغانستان باقی نمی‌ماند. او نتیجه می‌گیرد: «وقت آن است با واقعیت روبه‌رو شویم؛ ما در حال قدم زدن در خواب به سوی جنگ‌هایی هستیم که توان پیروزی در آنها را نداریم.»

    در مقابل، ظرفیت نظامی ایران نیز عامل بازدارنده مهمی است. نشریه «نشنال اینترست» نوشته زرادخانه موشکی ایران کابوس پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه است.

    به گزارش این رسانه، موشک‌های خرمشهر، سجیل، عماد، قدر-۱۱۰، فاتح-۱، حاج‌قاسم، خیبرشکن و دزفول می‌توانند ۳۱ پایگاه آمریکا در خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپا را هدف قرار دهند. پایگاه‌هایی در عراق، اردن، عربستان، امارات، عمان و ترکیه در معرض تهدیدند. حتی برخی تأسیسات آمریکا در یونان، بلغارستان و رومانی نیز در برد موشک‌های ایران قرار دارند.

    این رسانه همچنین هشدار داده در صورت درگیری، آمریکا باید انتظار حملات گسترده پهپادهای انتحاری ایران را داشته باشد. مقابله با یک پهپاد دشوار نیست، اما حملات انبوه می‌تواند سامانه‌های دفاعی را اشباع کرده و بخشی از آنها از سد دفاع عبور کنند.

    همین تهدید منطقه‌ای، دلیل میانجی‌گری جدی برخی کشورهای عربی از جمله عربستان میان ایران و آمریکاست. گفته می‌شود وزارت خارجه ایران و سپاه پاسداران در جلسه‌ای محرمانه سفرای کشورهای منطقه را فراخوانده و هشدار داده‌اند در صورت آغاز جنگ، پایگاه‌های آمریکا در خاک آنها بدون اطلاع قبلی هدف قرار خواهد گرفت.

    این نگرانی موجب شده متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس علناً اعلام کنند اجازه استفاده از حریم هوایی یا پایگاه‌هایشان برای حمله به ایران را نخواهند داد. همین موضوع استقرار ناوهای آمریکایی در خلیج فارس را ضروری‌تر کرده است. با این حال، وب‌سایت آکسیوس گزارش داده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، در گفت‌وگوهای خصوصی گفته اگر ترامپ ایران را بمباران نکند، نظام ایران جسورتر خواهد شد.

  • آمادگی آمریکا برای حمله نظامی طولانی مدت علیه ایران؟!

    آمادگی آمریکا برای حمله نظامی طولانی مدت علیه ایران؟!

    به گزارش اقتصادران، خبرگزاری رویترز، بامداد امروز- شنبه- به نقل از دو مقام آمریکایی مدعی شد ارتش ایالات متحده در حال آماده‌سازی سناریوهایی برای اجرای عملیات نظامی متوالی و طولانی‌مدت علیه ایران است؛ عملیاتی که به گفته این منابع، در صورت صدور دستور از سوی دونالد ترامپ آغاز خواهد شد.

    به نوشته رویترز، این عملیات می‌تواند هفته‌ها به طول انجامد و سطح تنش‌ها را به مرحله‌ای فراتر از رویارویی‌های پیشین میان دو کشور برساند.

    در همین راستا، مقامات آمریکایی اعلام کرده‌اند وزارت جنگ این کشور (پنتاگون) در حال اعزام یک ناو هواپیمابر دیگر به منطقه غرب آسیاست. این ناو قرار است به ناو هواپیمابر ضربتی «آبراهام لینکلن» بپیوندند که هم‌اکنون در منطقه حضور دارد.

    بر اساس این گزارش، اعزام ناو جدید به معنای استقرار هزاران نیروی نظامی، جنگنده‌ها و ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده در منطقه خواهد بود؛ اقدامی که به گفته تحلیلگران، پیام آشکاری از افزایش فشار نظامی واشنگتن محسوب می‌شود.

    این تحرکات در حالی انجام می‌شود که هفته گذشته دیپلمات‌های ایرانی و آمریکایی در سلطنت عمان دیدارهایی را با هدف بررسی مسیرهای دیپلماتیک در پرونده هسته‌ای برگزار کردند.

    ترامپ روز جمعه در سخنرانی خود در پایگاه «فورت براگ» در ایالت کارولینای شمالی با اشاره به مذاکرات، مدعی شد دستیابی به توافق با ایران «دشوار» است. در همین حال، سخنگوی کاخ سفید نیز اعلام کرد «همه گزینه‌ها روی میز است».

    این مواضع در حالی مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرده سیاست تهدید و فشار نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت و هرگونه اقدام ماجراجویانه با پاسخ قاطع روبه‌رو خواهد شد.

  • مردم ایران غرق در سکوت، انتظار و اندوه

    مردم ایران غرق در سکوت، انتظار و اندوه

    به گزارش اقتصادران، شهر کار خودش را می‌کند؛ مغازه‌ها بازند، اتوبوس‌ها و متروها فعال‌ و مردم در رفت‌وآمد هستند. چیزی که گوش همه را اما «کَر» کرده، سکوت پرصدای مردم است. برای درک این مساله کافی است در تاکسی و مترو بنشینید یا در بازار گشتی بزنید تا خودتان حال‌وهوای جامعه را حس کنید. برای گزارش میدانی به خیابان‌های پایتخت رفتم تا درباره حال‌وهوای خیابان‌ها ۴۰روز پس از اعتراضات گزارش تهیه کنم اما برخلاف رویه معمول، نه با دوربین و میکروفن بلکه با گفت‌وگوی معمولی با مردم. واکنش جامعه به کلمه «اعتراض» تلخ و قابل تامل است. هیچ‌کس شاید تصور نمی‌کرد شرایط به اینجا برسد. آنچه این روزها پا روی «گلوی» مردم گذاشته بغض، اندوه، خشم فروخورده، اضطراب و انتظار است. اگر به چهره‌شان نگاه کنید می‌فهمید که منتظرند ولی مشخص نیست انتظار چه چیزی را می‌کشند؛ انتظار روزهای خوب؟ استرس برای بدتر شدن اوضاع؟ یا شاید دیگر منتظر نیستند و فقط نفس می‌کشند و زندگی روزمره را ادامه می‌دهند.

    دل‌خوشی وجود ندارد

    برای تهیه این گزارش حدفاصل میدان ونک تا آریاشهر و ستارخان را مورد واکاوی قرار دادم و تا جایی که توانستم با مردم گفت‌وگو کردم، نه به‌عنوان خبرنگار بلکه به‌عنوان یک شهروند عادی.

    در تاکسی‌های ونک به سمت صادقیه نشسته بودم تا مسافر بیاید. پس از حدود ۱۰دقیقه خانمی سوار شد که مشغول مکالمه تلفنی با خواهرش بود. در سکوتی که آنجا حکمفرما بود تنها صدای او به گوش می‌رسید. حرف‌هایش درباره احوال فرزندان و غذا بود اما کلمه‌ای که بیشتر از همه به چشمم آمد این بود: «دل‌خوشی وجود نداره.» بعد ادامه داد: «این روزا دیگه کسی دل و دماغ زندگی نداره. همسایه کناریمون، آذرخانم، پسرش رو تو شلوغی‌ها گرفتن. بنده خدا دربه‌در دنبالشه. یه چشمش اشکه، یه چشمش خون. دیشب رفتم کمی دلداریش بدم، اصلا حالش خوب نیست. خیلی دلم براش می‌سوزه.»

    نیم‌ساعتی بعد جوانی حدود۲۰تا۲۳ساله سوار شد. همین که نشست از من آدرس چند کافه را پرسید تا با دختری که دوست دارد به آنجا برود شاید کمی از این فضای مسموم دور شود. اولین چیزی که بعد از آدرس دادن از من پرسید این بود: «خیلی گرونه؟ میدونی بحث پولش نیستا، می‌خوام براش گل بخرم، نمی‌خوام پول کم بیارم.» جمله‌ای که گفت برایم قابل تامل بود: «گرونی و کم نیاوردن پول.» با خودم کلنجار رفتم که چرا یک جوان باید حتی برای بیرون رفتن با کسی که دوستش دارد نگران پول باشد. شاید قصد ازدواج دارد اما تا چه اندازه باید انتظار بکشد تا یک زندگی معمولی را فراهم کند و زیر یک سقف برود؟

    داداش کاسبی نکردیم

    منتظر نتیجه مذاکرات هستیم

    سپس برای خرید نان به یکی از نانوایی‌ها رفتم. صف نسبتا شلوغ بود و مردان مسنی که در صف ایستاده بودند برای پر کردن زمان، مشغول تحلیل سیاسی و اجتماعی کشور بودند. دوتا از آنها درباره نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا صحبت می‌کردند. یکی گفت: «مقداری ارث بهم رسیده و قصد خرید خانه دارم، فعلا دست نگه داشتم تا نتیجه مذاکرات مشخص بشه.» دیگری با قاطعیت گفت: « بیش از ۲۰ساله که با یکدیگه مذاکره می‌کنن، الان هم ترامپ سرکاره، نمی‌شه به توافق رسید، جنگ حتمیه و فعلا کاری انجام نده.» این گفت‌وگو نقطه اشتراک قابل‌توجهی داشت. به‌واسطه تصمیمات و سیاست‌های دولت در ادوار مختلف، جامعه سال‌هاست زندگی و سفره خود را به نتیجه مذاکرات گره زده و اقدامات خود را بسته به آن هماهنگ می‌کند. چنین امری سبب شده که مردم بلاتکلیف باقی بمانند و ندانند که چه باید کنند. مردم در بیم و امید جنگ یا توافق مانده‌اند!

    هستند ولی انگار نیستند

    برای مشاهده وضعیت بازار به بازارچه سنتی ستارخان مراجعه کردم. اکثر مغازه‌ها که عمدتا پوشاک‌فروشی هستند، باز بودند. برخی خالی از مشتری و بعضی دیگر چند نفر در حال بازدید از مغازه‌ها بودند. برخلاف ماه‌های گذشته خبری از همهمه همیشگی نبود. بسیاری از فروشگاه‌ها که در گذشته برای جذب مشتری آهنگ پخش می‌کردند، اکنون سکوت را ترجیح داده‌اند. با نزدیک شدن به پایان سال که حدودا ۴۰روز تا آن باقی مانده، برخلاف سال‌های گذشته که بازار شب عید شلوغ و پرهیاهو بود اکنون فروشندگان و خریداران در بلاتکلیفی به سر می‌برند. کاهش قدرت خرید مردم باعث شده وضعیت فروش پایین باشد و عملا شاهد بازار شب عید معمول در حال ‌حاضر نیستیم.

    در تعلیق به‌سر می‌بریم

    برای پرسیدن قیمت باتری لپ‌تاپ به صورت تلفنی با یکی از بستگانم که در پاساژ علاءالدین کاسب است، گفت‌وگو کردم. در بخشی از مکالمه درباره وضعیت بازار تلفن همراه نیز پرسیدم. او گفت: «حدود پنج روز پیش از شروع اعتراضات و اعتصابات، وضعیت بازار وخیم شد. با آغاز این وقایع فروش تقریبا متوقف شد و تاکنون هم ادامه دارد. انتظار داشتیم پس از چند روز حداقل فروش معمولی شروع شود اما از ابتدای بهمن‌ماه تا به امروز حتی یک گوشی ساده هم نفروخته‌ام. با توجه به نگرانی‌ها درباره جنگ و نوسان مداوم قیمت ارز مردم دیگر برای خرید محصولات دیجیتال اقدامی نمی‌کنند، شرایط به‌گونه‌ای شده که در تعلیق به سر می‌بریم.»

    از او همچنین درباره نتیجه مذاکرات پرسیدم که گفت: «خوش‌بین نیستم. سال‌هاست دولت مذاکره می‌کنه اما تابه‌حال اتفاق قابل‌توجهی رخ نداده و حتی شرایط بدتر شده. مسوولان کشور و ترامپ به یکدیگه اعتماد ندارن و فکر می‌کنم جنگ حتمی باشه. فقط امیدوارم که خدا به داد مردم و کسب‌وکارها برسه.»

    برای بازگشت به منزل به مترو رفتم و فضا و گفت‌وگوهای آنجا نیز نظرم را جلب کرد. اکثر شهروندان سرشان در گوشی بود و اخبار مربوط به اعتراضات، وقایع و اخبار جنگ را چک می‌کردند. وضعیت ناپایدار اینترنت و فیلترینگ شدید باعث نشده مردم از پیگیری خبرها دست بکشند. در این روزها منبع خبری اصلی مردم رسانه‌های خارجی و کانال‌های تلگرامی است زیرا صداوسیما به دلیل موضع‌گیری‌های اخیر اعتماد مردم را از دست داده است. با توجه به حجم بالای اخبار و تمرکز بر انعکاس بحران‌ها، ذهن جامعه بسیار مشغول شده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که این وضعیت می‌تواند مردم را در معرض بحران روحی قرار دهد. گفت‌وگوها در مترو حول محور معیشت، اعتراضات، جنگ، مذاکرات و توافق بود. هرکس به نحوی وضعیت خود، اطرافیان و کشور را توصیف می‌کرد. در واقع یک واگن مترو پر از حرف و دغدغه بود.

    امیدوارم یارانه‌ها را زودتر واریز کنند

    دو مرد روبه‌روی من نشسته بودند و درباره وضعیت معیشتی خود صحبت می‌کردند. یکی از آنها گفت: «خدا کنه قبل از اینکه اتفاقی رخ بده، یارانه‌ها را هرچه زودتر واریز کنن چون تنها منبع درآمد من همینه.» گفته‌های او تلخ و تراژدی بود. یعنی در این شهر افرادی زندگی می‌کنند که معیشت‌شان به ۳۰۰‌هزار تومان یارانه ماهانه وابسته‌ است و تنها منبع مالی‌شان همین؟ از سوی دیگر وضعیت استفاده از کالابرگ اخیر نیز نشان می‌دهد که اوضاع معیشتی در کشور چگونه است. طبق گفته‌های سخنگوی معاونت رفاه و امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، براساس آخرین آمارها تاکنون ۸۱‌میلیون نفر از تمام یا بخشی از اعتبار کالابرگ یک میلیونی دی‌ماه خود استفاده کرده‌اند که معادل ۴/‏‏۹۳‌درصد کل جمعیت کشور است. این آمار نشان می‌دهد که وضعیت معیشت مردم بسیار نگران‌کننده است. هدف دولت از اعطای کالابرگ افزایش قدرت خرید بود اما باتوجه به قیمت‌های کنونی و میزان درآمد مردم، این کمک‌ها قادر به بهبود وضعیت موجود نیست.

    خواهیم دید چه خواهد شد

    چند نفر در مترو مشغول تماشای سخنرانی‌های ترامپ درباره تحولات آتی بودند. صدای رییس‌جمهور آمریکا در واگن پیچیده بود و همان جملات همیشگی را تکرار می‌کرد: «امیدوارم توافق کنیم؛ ناوگان‌های عظیم در راهند و خواهیم دید چه خواهد شد.» مردی که سخنرانی را تماشا می‌کرد به کنار دستی‌اش گفت: «گمان نمی‌کنم توافق کنن، جنگ قطعیه.» فرد کناری پاسخ داد: «جرات حمله نداره، در نهایت به توافق می‌رسن.» این گفت‌وگو نشان می‌دهد که هیچ چیز حتمی نیست؛ نه جنگ و نه توافق. در حال حاضر زندگی مردم تا حد زیادی به تصمیمات سیاستمداران وابسته است و مشخص نیست در پایان چه رخ خواهد داد.

    همه منتظر هستیم

    اکنون که ۴۰روز از آغاز اعتراضات گذشته جامعه با مسائل گوناگونی مواجه است. آنچه از گشت و گذار در خیابان‌ها دریافتم را می‌توان در سه کلمه خلاصه کرد: سکوت، انتظار و اندوه. مشکلات معیشتی که اعتراضات را رقم زد، احوال جامعه را پس از وقایع اخیر و جانباختن‌ هزاران تن آسیب‌پذیر کرده است. سایه تقابلی دوباره بر کشور چیره شده که مردم را نگران و آشفته کرده است. حال امید می‌رود این روزهای مبهم هرچه زودتر پایان یابد و مردم پس از تحمل روزهای دشوار بتوانند دوباره آرامش واقعی، زندگی روزمره و اطمینان از آینده را تجربه کنند.