برچسب: جنگ ایران و آمریکا

  • هشدار سه کشور عربی به آمریکا درباره اقدام احتمالی علیه ایران

    هشدار سه کشور عربی به آمریکا درباره اقدام احتمالی علیه ایران

    به گزارش اقتصادران، روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال گزارش داد که عربستان سعودی رهبری یک جبهه در خلیج فارس از جمله قطر و عمان را برای متقاعد کردن کاخ سفید برای حمله نکردن به ایران بر عهده دارد.

    بر اساس گزارش این روزنامه آمریکایی، عربستان سعودی، قطر و عمان به کاخ سفید اطلاع داده‌اند که هرگونه تلاش علیه ایران، بازار‌های نفت را بی‌ثبات کرده و در نهایت به اقتصاد آمریکا آسیب می‌رساند.

    وال استریت ژورنال همچنین اعلام کرد که عربستان سعودی به ایران اطمینان داده است که به آمریکا اجازه نخواهد داد از حریم هوایی این کشور برای حمله به جمهوری اسلامی استفاده کند.

  • حمله آمریکا به ایران در یک تا چند ماه آینده قطعی است

    حمله آمریکا به ایران در یک تا چند ماه آینده قطعی است

    به گزارش اقتصادران، با شدت گرفتن اعتراضات داخلی در ایران در اوایل هفته، احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران هم تقویت شده است. علت بهانه‌ایست که رئیس جمهور آمریکا برای حمله مجدد به ایران طراحی کرده بود. او مدعی شده بود اگر برخورد قهری با معترضان در ایران صورت بگیرد، آمریکا آماده مداخله است. شب گذشته ترامپ در شبکه اجتماعی تروث نوشت به همراه تیم امنیت ملی خودش، عصر سه‌شنبه گزینه‌هایی، از جمله گزینه نظامی را بررسی خواهد کرد. «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا با اشاره به تداوم ناآرامی‌ها در ایران عنوان کرد که تمامی دیدارها با مقامات ایرانی را لغو کرده است. لویت سخنگوی کاخ سفید هم در سخنانی مدعی شده بود که ترامپ در صورت لزوم، از استفاده از زور علیه ایران هراسی ندارد.

    حمله نظامی انجام می‌شود، اما زمان آن مشخص نیست

    رحمان قهرمان پور کارشناس سیاست خارجی و مسائل نظامی معتقد است که آمریکا در حال آماده شدن برای اقدام نظامی و بررسی سناریو حمله علیه ایران است. او استدلال می‌کند که «وقتی مقامات آمریکایی، مخصوصاً ترامپ از اعزام نظامی سخن می‌گویند،  نمی‌خواهند که تصمیمات پشت پرده خود را افشا کنند. این بدان معناست که آمریکا در حال آماده شدن برای حمله و بررسی سناریوهاست.»

    قهرمان‌پور می گوید: در این جا دو سطح بررسی را باید از هم تفکیک کرد؛ یک سطح بررسی، افکار و سناریو‌ها و دیگری سطح تصمیم سیاسی برای انجام پروژه. معمولاً وقتی سیاستمداران تصمیم گرفته باشند، تصمیم خود را اعلام نمی‌کنند؛ بلکه عملی می‌کنند. چرا که باید محرمانه بماند.

    وی می‌افزاید: «وقتی مقامات از چیزی سخن می‌گویند به این معناست که موضوع درحال بررسی است و دیدگاه‌های مختلف در نظر گرفته می‌شود. در مورد حمله به ایران، وزارت دفاع، سیا، وزارت خارجه و … در حال بررسی موضوع هستند.»

    رفتار ترامپ با ونزوئلا چه چیزی به ما می‌گوید؟

    این کارشناس روابط بین‌الملل با اشاره به رفتار ترامپ در ونزوئلا می‌گوید: رئیس جمهور آمریکا از سپتامبر- شهریور ۱۴۰۴ -اعلام کرده بود که به ونزوئلا حمله می‌کند. آن زمان درحال بررسی راه‌ها و گزینه مختلف بودند و نهایتاً چهار تا پنج ماه بعد اقدام نظامی خود علیه ونزوئلا را عملی کردند.

    او می‌افزاید: «زمانی‌ که ترامپ از حمله نظامی به ایران سخن می‌گوید به این معناست که دولت آمریکا در حال بررسی نحوه عملی کردن سناریو است. در این شرایط راهکار‌های متعددی برای اجرای پروژه وجود دارد که در دست بررسی قرار می‌گیرد.»

    قهرمان پور درباره اقدامات آمریکا تا زمانه عملی کردن پروژه حمله به ایران می‌گوید: «در حال حاضر رئیس جمهور آمریکا به دنبال این است که با موضوع حقوق بشر، یک فشار حداکثری به ایران وارد کند. اعمال تعرفه‌ها، حملات سایبری و تروریستی اعلام کردن سپاه از جمله اقدامات دولت آمریکا خواهد بود. این اقدامات حلقه فشار را تنگ‌ و تنگ‌تر خواهد کرد تا زمینه برای اقدام نظامی فراهم شود.»

    این کارشناس سیاست خارجی تاکید کرده در حال حاضر آمریکا هم نمی‌داند چه نوع اقدامی اجرا خواهد کرد؛ طبیعتاً نهاد‌های مختلف از جمله ارتش، وزارت دفاع، سیا  با هم همفکری و جدل می‌کنند و در نهایت گزینه‌ای در دستور کار قرار می گیرد که هیچکس از آن گزینه با خبر نخواهد شد، تا زمانی که اجرایی شود.

    قهرمان‌پور با تاکید بر اینکه اگر سناریو معلوم باشد، هیچ رهبر سیاسی آن را افشا نمی‎‌کند، می‌گوید: «ترامپ هیچگاه نگفت به دنبال این هستیم که مادورو را بازداشت  کنیم و برباییم.»

    او با همین فرض می گوید: «عملی کردن سناریو ترامپ علیه ایران ممکن است یک یا چند ماه طول بکشد. در این فاصله حتی ممکن است فشار‌ها از جمله فشار‌های اقتصادی، سیاسی، حقوق بشری و سایبری را زیاد کنند که ایران را بیشتر تضعیف کنند. من حدس می‌زنم که پس از آن حتما اقدامی که صورت می گیرد، اقدام سختی خواهد بود.»

    اقدام علیه ایران چه شکلی خواهد داشت؟

    قهرمان پور درباره مدل حمله احتمالی ترامپ علیه ایران هم یک پیش بینی کرده است. او می گوید: «اگرچه ما نمی‌دانیم، اما ممکن است به سایت‌های موشکی ایران حمله کنند، اما آنچه بدیهی است این است که ترامپ و تیم نظامی آمریکا اقدامی از جنس حمله نظامی به عراق در سال ۲۰۰۳ نخواهند کرد. سناریویی که احتمالاً در مورد ایران پیاده خواهند کرد، با توجه به مختصات ایران، ترکیبی از سناریوی حملات به سوریه و سناریوی ونزوئلا است.»

    این کارشناس روابط بین الملل در پاسخ به این پرسش که ترامپ این‌بار چگونه اقدام نظامی علیه ایران را مشروعیت خواهد بخشید، می‎گوید: «بهانه ترامپ برای این حمله، اعتراضات و نقض حقوق بشر خواهد داد. اگر دستگیر‌شده‌ها محاکمه شوند، بر این موضوع مانور خواهند داد. همچنین به کشته‌ها در اعتراضات اشاره خواهند کرد و به این بهانه فشار بر ایران را بیشتر می‌کند.»

    او در مورد احتمال منصف کردن ترامپ از تصمیم به ایران توسط دموکرات‌ها و سایر نظامات نظارتی در ایالات متحده، گفت: «نظام نظارت در آمریکا بسیار قوی است و تصمیمات این‌چنینی نیز در ساختار دموکراتیک بومی آمریکا گرفته می‌شود، اما به هرحال نظام آمریکا یک نظام ریاستی است و به رئیس جمهور حق می‌دهد که چنین تصمیماتی بگیرد.»

    به گفته قهرمان‌پور «در نظام آمریکا، قدرت رئیس جمهور از کنگره، ارتش و قوه قضاییه آمریکا بیشتر است؛ بنابراین ترامپ می‌تواند، تصمیمی را بر خلاف نظر کنگره عملی کند؛ همانطور که در موضوع ربایش رئیس جمهور ونزوئلا علیرغم مخالفت کنگره، این تصمیم عملی شد. آمریکا در اعمال تعرفه‌ها و اقدام نظامی علیه نطنز و فوردو و ونزوئلا با نظر رئیس جمهور عمل کرد و الان هم در ترامپ در اوج قدرت قرار دارد.»

  • سه سناریو برای پیش بینی واکنش احتمالی ایران به تجاوزگری آمریکا

    سه سناریو برای پیش بینی واکنش احتمالی ایران به تجاوزگری آمریکا

    به گزارش اقتصادران، احتمال حمله آمریکا به فردو در روزهای گذشته وجود داشت و ایران هم نسبت به این حمله هشدار داده بود. آیت الله خامنه ای رهبر ایران سه روز پیش در پی اظهارات نابخردانه آمریکا درباره احتمال حمله به کشورخاطر نشان کرد: آمریکایی‌ها و کسانی که با سیاست‌های این منطقه آشنا هستند، می‌دانند که ورود آمریکا به این مسئله صددرصد به ضرر او خواهد بود و ضربه خواهد خورد. ضربه‌ای که صدمه آن به مراتب بیشتر از صدمه‌ای است که ایران خواهد خورد.

    سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پیش از این در گفتگو با آسوشیتدپرس در واکنش به احتمال دخالت آمریکا در حمله اسرائیل به ایران تأکید کرده بود: اگر ایالات متحده به‌طور فعال در جنگ با اسرائیل دخالت کند، «برای همه بسیار، بسیار خطرناک» خواهد بود.

    عراقچی افزود که مداخله نظامی آمریکا «بسیار تأسف‌بار» خواهد بود.

    بامداد امروز دونالد ترامپ فرمان حمله به سه سایت هسته ای ایران را صادر کرد و ساعاتی بعد مدعی شد این سایت ها نابود شده اند. او در بیانیه اش به ایران هشدار داد که بعد از این حمله «صلخ » را بپذیرد وگرنه حملات بعدی فاجعه بار خواهند بود.

    بی بی سی در گزارشی سناریوهای واکنش ایران به حمله آمریکا را ارزیابی کرده است. این رسانه نوشته از زمان حمله ناگهانی اسرائیل به ایران، ده‌ها سایت هسته‌ای و نظامی در کشور نابود شده. تحلیلگران می‌گویند که ایران به‌طور قابل توجهی تضعیف شده ، اما همچنان توانایی بالایی برای ضربه زدن دارد.

    ایران پیش‌تر هشدار داده بود که ورود آمریکا به درگیری «آسیب جبران‌ناپذیر» در پی دارد و ممکن است منجر به «جنگی تمام‌عیار» شود.

    فرانک گاردنر، خبرنگار امنیتی BBC، سه سناریوی احتمالی واکنش ایران را مطرح کرده است:

    ۱. هیچ کاری نکند

    ایران با این گزینه می‌تواند از حملات بعدی آمریکا پرهیز کند و حتی مسیر دیپلماتیک را برای بازگشت به میز مذاکره برگزیند. اما این بی‌عملی می‌تواند ایران را از نظر داخلی و منطقه‌ای ضعیف جلوه دهد و حکومت را در تنگنا قرار دهد.

    ۲. واکنش سریع و شدید نشان دهد

    ایران هنوز زرادخانه قابل توجهی از موشک‌های بالستیک در اختیار دارد و بیش از ۲۰ پایگاه آمریکایی در خاورمیانه را به‌عنوان هدف احتمالی شناسایی کرده است.

    همچنین می‌تواند از طریق حملات «جمعی» با پهپاد‌ها و قایق‌های تندرو به ناو‌های آمریکایی حمله کند.

    ۳. واکنش تأخیری و حساب‌شده

    ایالات متحده در حداقل ۱۹ کشور خاورمیانه پایگاه دارد در بحرین، مصر، عراق، اردن، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات دارد.

    یکی از اهداف احتمالی و مهم برای ایران، فرماندهی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در منامه بحرین است.

    همچنین ایران می‌تواند تنگه هرمز — گذرگاه حیاتی ۳۰٪ از نفت جهان — یا دیگر مسیر‌های کشتیرانی را هدف قرار دهد و بازار‌های جهانی را بی‌ثبات کند.

    همچنین ممکن است به دارایی‌ها یا پایگاه‌های کشور‌های منطقه که در کنار آمریکا هستند حمله کند، که می‌تواند جنگ را به کل منطقه گسترش دهد.

    در ساعات پس از حملات آمریکا، ایران موج جدیدی از موشک‌ها را به سمت اسرائیل شلیک کرد؛ انفجار‌ها در حیفا، تل‌آویو و اورشلیم گزارش شد.

  • بیانیه سازمان انرژی اتمی

    بیانیه سازمان انرژی اتمی

    به گزارش اقتصادران، متن این بیانیه به شرح زیر است:

    به دنبال حملات ددمنشانه دشمن صهیونیستی طی چند روز گذشته، سحرگاه امروز سایت‌های هسته‌ای کشور در فردو، نطنز و اصفهان طی اقدامی وحشیانه و مغایر با قوانین بین‌المللی، به ویژه معاهده عدم اشاعه سلاح‌های اتمی(NPT)، مورد تهاجم دشمنان ایران اسلامی قرار گرفت.

    این اقدام مغایر با قوانین بین‌المللی متأسفانه در سایه بی‌تفاوتی و بلکه همراهی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی انجام شده است.

    دشمن آمریکایی‌ از طریق فضای مجازی توسط رییس جمهور این کشور، مسئولیت حمله به سایت‌های یادشده را که بر اساس موافقتنامه پادمان و معاهده NPT تحت نظارت مستمر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌باشد را بر عهده‌ گرفته است.

    انتظار می‌رود جامعه جهانی ضمن محکوم کردن بی‌قانونی‌های مبتنی بر قواعد جنگل، ایران را در احقاق حقوق حقه خود همراهی نماید.
    سازمان انرژی اتمی ایران به ملت بزرگ ایران این اطمینان را می‌دهد که علیرغم توطئه‌های خبیثانه دشمنان، با همت هزاران دانشمند و متخصص انقلابی و باانگیزه خود اجازه‌ نخواهد داد که مسیر توسعه این صنعت ملی که حاصل خون شهیدان هسته‌ای است متوقف شود.

    این سازمان در دفاع از حقوق ملت شریف ایران اقدامات لازم از جمله پیگیری های حقوقی را در دستور کار خود قرار داده است.

  • چرا ترامپ دلش نمی خواهد با ایران بجنگد؟ / از پیچیدگی جنگ با ایران تا سرمایه گذاری در معادن و نفت ایران و تضعیف چین

    چرا ترامپ دلش نمی خواهد با ایران بجنگد؟ / از پیچیدگی جنگ با ایران تا سرمایه گذاری در معادن و نفت ایران و تضعیف چین

    به گزارش اقتصادران،  روزنامه‌های اسرائیلی در مورد موضع تل آویو درباره اولین دور مذاکرات ایران و آمریکا با میزبانی عمان تحلیل‌ها و اطلاعاتی را به نقل از تحلیلگران و منابع آگاه منتشر کرده‌اند. این مذاکرات بین “استیو ویتکاف” نماینده آمریکا در خاورمیانه و “عباس عراقچی” وزیر امور خارجه ایران برگزار شد. به گفته منابع اسرائیلی مذاکرات در یک اتاق بین دو هیئت برگزار می‌شود که نشانگر “گشودگی بی‌سابقه‌ای” در روند دیپلماتیکی می‌باشد که سال‌ها متشنج بوده است.

    به سوی توافق احتمالی؟

    روزنامه اسرائیلی “معاریو” به نقل از ناظران مسائل منطقه نوشته که شانس دستیابی به توافق بین واشنگتن و تهران هنوز وجود دارد، به ویژه اگر فشار از سوی لابی یهودی در ایالات متحده یا عناصری در داخل دولت ایالات متحده که ممکن است به دنبال تحمیل شرایطی باشند که پذیرش آن برای ایران دشوار است، مانع از حصول آن نشود.

    این روزنامه می‌نویسد: “در حال حاضر، به نظر می‌رسد ترامپ از فشار به جای تهدیدات نظامی به عنوان ابزار مذاکره استفاده می‌کند که با محاسبات اقتصادی و ژئوپولیتیکی هدایت می‌شود که می‌تواند فصل جدیدی را در روابط ایران و ایالات متحده باز کند”.

    ترامپ جواهری در تاج و تخت ایران می‌خواهد

    روزنامه “معاریو” در ادامه این گزارش با اشاره به این که اظهارات غافلگیر کننده اخیر “دونالد ترامپ” رئیس جمهور آمریکا مبنی بر آغاز مذاکرات ایران و آمریکا با “نارضایتی اسرائیل” مواجه شده است، می‌نویسد:”به نقل از منابع آگاه، “بنیامین نتانیاهو” نخست وزیر اسرائیل که امیدوار بود آمریکا گزینه نظامی علیه ایران را انتخاب کند، از تصمیم ترامپ برای مذاکره با ایران ناامید شد. نتانیاهو که امیدوار بود توانایی‌های هسته‌ای ایران مشابه مدل ۲۰۰۳ لیبی از بین برود، مجبور شد با واقعیت جدیدی که در آن رئیس‌جمهور آمریکا ترجیح می‌دهد مذاکرات را با ایران آغاز کند کنار بیاید”.

    این روزنامه با اشاره به دلایلی که چرا آمریکا در مرحله فعلی از انتخاب گزینه نظامی در قبال ایران خودداری ورزیده است، می‌نویسد:”در وهله نخست، عامل وضعیت بازار‌های مالی پس از افزایش تعرفه‌های آمریکا تاثیرگذار بوده است. هرگونه حمله به ایران در این برهه از زمان مطمئنا منجر به فروپاشی بازار‌ها می‌شود و ترامپ در حال حاضر علاقه‌ای به وقوع چنین سناریویی ندارد. علاوه بر این، در صورت مداخله نظامی، قیمت نفت به میزان قابل توجهی افزایش خواهد یافت. ترامپ در اظهارات خود درباره مذاکرات با ایران شرایطی ناممکن را تعیین نکرد، بلکه بر این خواست که مانع از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای شود تمرکز نمود. رئیس جمهور آمریکا به موضوع تسلیحات و موشک‌های متعارف اشاره‌ای نکرد و موضوع نفوذ ایران در منطقه دیگر مانند گذشته فوری نیست، چرا که از دید آمریکا پس از سقوط “بشار اسد” در سوریه و جنگ اسرائیل علیه حزب الله لبنان موضوع نفوذ منطقه‌ای ایران فوریت ندارد و تنها موضوع انصارالله در یمن باقی مانده است”.

    عامل تمایل شرکت‌های آمریکایی برای سرمایه گذاری در ایران

    “معاریو” با اشاره به این که عامل اقتصادی و تمایل به سرمایه گذاری در ایران به احتمال زیاد در تصمیم ترامپ برای از سرگیری مذاکرات با ایران نقش داشته است، می‌نویسد: “شرکت‌های آمریکایی علاقمند به سرمایه گذاری در ایران به ویژه در حوزه مواد خام و زیرساخت‌هایی هستند که ایران در اختیار دارد. کارشناسان اقتصادی و حوزه استخراج نفت به “معاریو” می‌گویند فرصت‌های بالقوه‌ای برای آمریکا به منظور سرمایه گذاری در ایران وجود دارد”.

    از خرید هواپیما‌های آمریکایی برای ناوگان هوایی ایران تا سرمایه گذاری بر روی ذخایر معدنی استراتژیک آن کشور

    این روزنامه در ادامه می‌نویسد: “تهران می‌تواند از شرکت‌های آمریکایی برای توسعه میدان پارس جنوبی و بخش شمالی میدان گازی مشترک ایران با قطر که سالانه ۷۷ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر می‌کند، دعوت به عمل آورد. بوئینگ با مشکلات زیادی مواجه است و فروش ۱۰۰ فروند هواپیمای آن شرکت به ایران می‌تواند بوئینگ را نجات دهد. ایران مقادیر زیادی روی، مس، آهن، آلومینیوم، سرب، اورانیوم و طلا در اختیار دارد که همگی مورد توجه آمریکا هستند. هم چنین، ذخایر فلزات کمیاب در آن کشور وجود دارند”.

    جنگ علیه ایران وضعیت را برای آمریکا بسیار پیچیده خواهد کرد

    “معاریو” با اشاره به این که چرا جنگ علیه ایران وضعیت را برای آمریکا بسیار پیچیده خواهد کرد و پیامد‌هایی غیر قابل پیش بینی خواهد داشت، می‌نویسد: “زیرا ایران قادر است تنگه هرمز را ببندد و متحدان خود یعنی حزب الله در لبنان، شبه نظامیان در عراق و انصارالله در یمن را برای حمله به منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه فعال کند”.

    منافع مشترک زیادی بین ایران و آمریکا به منظور حصول توافق وجود دارد

    “معاریو” در بخش پایانی گزارش خود می‌نویسد: “به نظر می‌رسد که منافع مشترک زیادی وجود دارد که می‌تواند به توافق بین ایالات متحده و ایران منجر شود. ترامپ از تهدید به کاربرد قوه قهریه استفاده می‌کند، اما حمله‌ای عملی را علیه تهران انجام نخواهد داد. در حال حاضر، فرصت توافق کماکان وجود دارد مگر آن که لابی طرفدار اسرائیل در ایالات متحده و برخی عناصر در دولت آمریکا شرایط غیرممکنی را تعیین کنند که ایران نتواند آن را بپذیرد”.

    روزنامه اسرائیلی “یدیعوت آحارونوت” که نشریه‌ای با خط مشی میانه محسوب می‌شود و منتقد دولت نتانیاهوست با اشاره به این که اسرائیلی‌ها هرگونه توافقی میان ایران و آمریکا را برای خود “بسیار بد” می‌دانند، می‌نویسد: “تصور عموم در اسرائیل در حال حاضر این است که اگر واقعا توافقی میان ایران و آمریکا امضا شود، “بسیار بد” خواهد بود، زیرا ترامپ بار دیگر به ریاست جمهوری نخواهد رسید. بنابراین، مردم در اسرائیل از خود می‌پرسند که پس از پایان دوره ریاست جمهوری او چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آن هم در شرایطی که در گزارش‌های اطلاعاتی اعلام شده که ایران در حال حاضر ذخایر کافی اورانیوم غنی شده برای ساخت شش بمب اتمی را در اختیار دارد.

    یکی از امید‌های اسرائیل آن است که مذاکرات ایران و آمریکا با شکست مواجه شده و یک گزینه نظامی معتبر بر روی میز وجود داشته باشد. نگرانی اصلی اسرائیل آن است که ترامپ یک سازش میانه را با ایران به گزینه رویارویی نظامی با آن کشور ترجیح دهد. در عین حال، اسرائیل از این موضوع نگران است که “عراقچی” وزیر خارجه ایران که فردی حرفه‌ای و ماهر در زمینه ظرافت‌های دیپلماسی به حساب می‌آید موفق شود بر روی ذهن مذاکره کنندگان آمریکایی کار کند و آن را دستکاری نماید. در کنار آن، این نگرانی نیز وجود دارد که ایرانی‌ها تلاش نمایند تا روند مذاکرات را خراب کنند و ترامپ در میانه مذاکرات صبر خود را از دست بدهد و تصمیم به امضای توافق نامه بگیرد”.

    تغییراتی که ویتکاف در پیش نویس پیشنهادات به ایران ارائه داده اسرائیل را نگران کرده است

    این روزنامه اسرائیلی به نقل از یک منبع مطلع در ایران می‌نویسد: “پیش نویسی که “ویتکاف” پیش از برگزاری دور نخست مذاکرات ارائه کرد شامل تقاضای برچیدن زیرساخت‌های هسته‌ای ایران و تهدید صریح اقدام نظامی دو خواسته‌ای که در گذشته منجر به شکست مذاکرات شده‌اند، نبوده‌اند. همین موضوع ظاهرا باعث ایجاد فضای مثبت تری در تبادل پیام‌ها میان طرفین ایرانی و آمریکایی شده، اما نگرانی‌ها را در اسرائیل افزایش داده است”.

    ویتکاف خواستار برچیدن برنامه هسته‌ای ایران نیست، این برای نتانیاهو اسفبار است

    “ویتکاف” و “عراقچی” مصمم به ادامه مذاکرات هستند و این اتفاق قرار است شنبه آینده و احتمالا در یکی از شهر‌های اروپایی رخ دهد. البته مقام‌های ارشد عمانی نیز در آنجا خواهند بود و آماده کمک رسانی به طرفین هستند. اگر در دور اول مذاکرات طرفین سعی کردند آن چه را که می‌توان و نمی‌توان به دست آورد مشخص کنند، در دور دوم به شکلی عمیق‌تر به مسائل خواهند پرداخت تا دریابند آیا امکان ایجاد مسیری برای دستیابی به توافق وجود دارد یا خیر. مردم در جهان عرب چه فکر می‌کنند؟ آنان می‌گویند “ویتکاف” فریب می‌خورد و “عراقچی” باهوش است! یک دیپلمات باتجربه مصری به ما می‌گوید: “ایرانی‌ها از قابلیت‌های هسته‌ای خود دست نخواهند کشید”.

    هاآرتص: بازی شطرنج ایران و آمریکا بدون پایان بازی آغاز شده است

    روزنامه چپگرای اسرائیلی “هاآرتص” که منتقد دولت نتانیاهو است نیز در یادداشتی درباره چشم انداز مذاکرات هسته‌ای بین ایران و آمریکا آن را یک “بازی شطرنج بدون پایان بازی” توصیف کرده و نوشته است: “ترامپ می‌خواهد یک توافق هسته‌ای جدید و بهبود یافته را با ایران امضا کند. با این وجود، در اینجا یک پرسش بزرگ مطرح می‌شود: آیا این توافق یکباره صورت خواهد گرفت و همه چیز با همه جیز مبادله خواهد شد یا آن که فرآیندی چند مرحله‌ای خواهد بود؟ شاید بتوان تصور کرد که اگر مذاکرات با شتاب پیش برود و نتایج عملی به همراه داشته باشد، ترامپ با به تعویق انداختن ضرب الاجل خود مبنی بر حمله نظامی در صورت عدم توافق موافقت کند.

    هم چنین، کشور‌های اروپایی نیز باید درباره پیشرفت روند مذاکرات متقاعد شوند تا تحریم‌های بین المللی اعمال شده علیه ایران را در تاریخ ۲۵ اکتبر احیا نکنند. اصطلاح کلیدی مبهم در اینجا “نتایج عملی” است. ماهیت و تفسیر آن موضوع مورد بحث در این مذاکرات خواهد بود. بیانیه‌های طرفین کلی بوده و اجازه نمی‌دهند در مورد آن چه آمریکا برای دستیابی به آن تلاش کرده و این که ایران با کدام خواسته‌های آمریکا موافقت می‌کند نتیجه گیری‌ای صورت گیرد.

    از سوی دیگر، در میان مقام‌های آمریکایی تاکنون چند صدایی وجود داشته است. از سویی، “ویتکاف” فرستاده ویژه ترامپ برای مذاکرات با ایران توضیح داده که ترامپ در تلاش برای ایجاد یک سازوکار نظارتی موثر درباره برنامه هسته‌ای ایران است و از سوی دیگر، “مایک والتز” مشاور امنیت ملی ترامپ اعلام کرده که کل برنامه هسته‌ای و شبکه موشکی بالستیک آن کشور باید برچیده شوند. ترامپ تاکنون مواضع مبهم خود را حفظ کرده است. او ظاهرا منتظر است تا محدودیت‌های احتمالی یک توافق را درک کند تا هدفی را در اطراف این محدودیت‌ها مشخص کند تا بتواند تعریفی دقیق از این که موفقیت در مذاکرات چه خواهد بود داشته باشد. با قضاوت براساس رفتار ترامپ، تعیین ویتکاف به عنوان رهبری تیم مذاکره کننده و نه والتز و عزم آشکار ترامپ برای دستیابی به توافق، می‌توان حدس زد که شروط اساسی برای دستیابی به هر توافقی احتمالا محدودتر از شروط اولیه پیش‌تر تعیین شده خواهند بود”.

    این بار “جان بولتون” و “مایک پمپئو” حضور ندارند، این خبر بدی برای نتانیاهو است

    “هاآرتص” با اشاره به این که در دور اول ریاست جمهوری آمریکا دو چهره تندرو یعنی “جان بولتون” مشاور امنیت ملی که خواستار اقدام نظامی علیه ایران بود و “مایک پمپئو” وزیر خارجه وقت که دوازده شرط را برای ایران به منظور حصول هرگونه توافقی مطرح کرده بود “بر روی شانه‌های ترامپ نشسته بودند” می‌نویسد: “در این دوره از ریاست جمهوری ترامپ، آنان حضور ندارند و کنار گذاشته شدند. آن دو مقام ارشد از حمایت‌های قابل اعتماد “بنیامین نتانیاهو” نیز برخوردار بودند. این تلاش خستگی ناپذیر “نتانیاهو” در همکاری با آن چهره‌ها بود که باعث شد ترامپ متقاعد به خروج آمریکا از برجام شود

    . “ویتکاف” برخلاف آن دو چهره با ماموریت متفاوتی وارد عمل شده و لزوما با دیدگاه نتانیاهو درباره تهدید هسته‌ای متوجه از جانب ایران هم‌نظر نیست. ترامپ نمی‌خواهد به توافق قبلی بازگردد و ابتکارعمل خود را تلاشی برای یک توافق جدید معرفی می‌کند، توافقی که بهتر و قابل اعتمادتر از توافقی است که دشمنش باراک اوباما امضا کرده است. مشخص نیست که آیا ایران مایل به امضای یک توافق جدید با آمریکا بدون دریافت تضمین بین المللی برای لغو تحریم‌ها خواهد بود یا خیر. پرسش دیگری که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد این است که دو طرف چگونه قصد دارند به توافق نهایی دست یابند. آیا ایالات متحده و ایران قصد دارند این کار را یکباره انجام دهند و در یک جدول زمانی کوتاه مدت همه چیز را با همه چیز مبادله کنند؟ یا آن که آنان قصد دارند فرآیند را به یک حرکت طاقت فرسا که شامل چندین مرحله خواهد بود بکشانند که تکمیل کل فرآیند را تضمین نمی‌کند؟

    آمریکا منتظر کاهش غنی سازی ۶۰ درصدی اورانیوم ایران است

    سایت خبری – تحلیلی اسرائیلی “والا” نیز در گزارشی با استناد به نظر یک مقام ارشد اسرائیلی و یک منبع آگاه که نخواسته نامش فاش شود درباره جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا می‌نویسد: “استیو ویتکاف” فرستاده کاخ سفید روز یکشنبه با “ران درمر” وزیر امور استراتژیک اسرائیل گفتگویی تلفنی داشته و او را در جریان مذاکرات اخیر با طرف ایرانی در عمان قرار داده است.

    یک منبع آگاه به “والا” می‌گوید: “آمریکا منتظر برداشته شدن گام‌هایی از سوی ایران است که مشخص سازد آن کشور از ساخت سلاح هسته‌ای دور می‌شود. این منبع آگاه می‌گوید یکی از این اقدامات می‌تواند رقیق کردن ذخایر اورانیوم غنی شده ایران تا غلظت ۶۰ درصد باشد. دو منبع آگاه گفته‌اند که انتظار می‌رود دور دوم مذاکرات هسته‌ای بین ایالات متحده و ایران روز شنبه در رم برگزار شود. علیرغم آن که دور دوم مذاکرات در عمان برگزار نمی‌شود، انتظار می‌رود میانجی‌هایی از عمان نیز حضور داشته باشند. با این وجود، این بار مذاکرات ممکن است با حضور مقام‌های ارشد ایرانی و آمریکایی در یک اتاق انجام شود.

    یک منبع آگاه می‌گوید که گفتگوی “استیو ویتکاف” فرستاده کاخ سفید و “عباس عراقچی” وزیر امور خارجه ایران “عالی” بوده و حدود ۴۵ دقیقه به طول انجامیده است. به گفته دو منبع آگاه، مذاکره کنندگان ایرانی در گفت‌و‌گو‌های شان این موضوع را مطرح کردند که ترامپ از برجام خارج شد و ابراز نگرانی کردند که این اتفاق در صورت توافقی دوباره بار دیگر تکرار شود. آن دو منبع آگاه اشاره کرده‌اند که طرف آمریکایی تاکید کرده که در مورد اهداف ایران درباره برنامه هسته‌ای خود تردید دارد. با این وجود، به گفته منابع ایرانی و آمریکایی، نتیجه نهایی پس از چند ساعت مذاکره این بود که طرفین معتقدند مسیری وجود دارد که اجازه پیشرفت را می‌دهد و می‌خواهند وارد مذاکره شوند.

    منابع آگاه می‌گویند “ویتکاف” روز یکشنبه با ترامپ دیدار داشته و او را در جریان مذاکرات با طرفین ایرانی قرار داد. این منابع اشاره کرده‌اند که “ویتکاف” با چندین مقام عربی کشور‌های حاشیه حلیج فارس نیز گفت‌و‌گو کرده است. آن مقام‌های عربی از مذاکره طرف آمریکایی با طرف ایرانی حمایت کرده‌اند. یک منبع آگاه می‌گوید انتظار می‌رود “رافائل گروسی” مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی این هفته پیش از دور دوم مذاکرات به تهران سفر کند و درباره فعالیت‌های بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی از تاسیسات هسته‌ای ایران با مقام‌های ایرانی گفت‌و‌گو کند”.

  • جنگ یا مذاکره؛ کدام اتفاق می افتد؟ / شکوری راد: شریعتمداری حس کرده اوضاع ممکن است به سمت آرامش و توافق برود

    جنگ یا مذاکره؛ کدام اتفاق می افتد؟ / شکوری راد: شریعتمداری حس کرده اوضاع ممکن است به سمت آرامش و توافق برود

    به گزارش اقتصادران، بخش‌هایی از محتوای پاسخ ایران به نامه ترامپ توسط سرلشکر علی باقری، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح، رونمایی شد. پاسخ نامه‌ای که در آن تاکید شده «ایران به دنبال آرامش در منطقه است» ضمن اینکه ایران راه مذاکره غیرمستقیم را باز می‌گذارد تا اگر امریکا صادقانه حرکت کند، بشود مذاکره کرد.

    به گزارش اعتماد، قبل از اظهارات سرلشکر باقری، علی لاریجانی، مشاور رهبری هم اظهارات مشابه این صحبت‌ها را با ادبیات دیگری مطرح کرده بود. داده‌های مستندی که علی شکوری راد، فعال سیاسی و تحلیل‌گر اصلاح‌طلب، معتقد است تا حد زیادی دورنمایی از وضعیت پیش رو میان ایران و امریکا را نمایان می‌کند.

    به اعتقاد شکوری راد، اما موضوع مهم در این مراودات سیاسی سطح بالا، قرار داشتن مقامات اصلی دو کشور در بطن تصمیمات است. اینکه آیت‌الله خامنه‌ای از یک طرف و ترامپ در سوی دیگر راهبری این پرونده را در دست دارند، احتمال و استحکام هرگونه توافقی را بالا برده و به آن وزن و قوام بیشتری می‌بخشد. این فعال سیاسی در عین حال معتقد است احتمال وقوع جنگ و درگیری در منطقه بسیار اندک شده، چراکه نه ایران از آن استقبال می‌کند و نه ترامپ با ذهنیت اقتصادی و تجاری که دارد آن را معقول می‌داند.

    موضوع مهم دیگری که شکوری راد آن را به معنای نزدیک بودن توافق میان دو کشور ارزیابی می‌کند، تحرکات خاص طیف‌های رادیکال و تندرو است. نمونه بارز یک چنین تحرکاتی را ایرانیان در روز‌های پس از امضای برجام در ۲۰۱۵ تجربه کردند، دورانی که تندرو‌ها به هر اقدام حاشیه‌سازی دست می‌زدند تا به‌زعم خود برجام را در محاق فراموشی و عدم توفیق و بی‌اثری گرفتار سازند. مطالب اخیر روزنامه کیهان در ضرورت ترور ترامپ از این دست اقدامات عجیب است که هر چند مشخص نیست طیف‌های رادیکال به چه دلیلی آن را در دستور کار قرار داده‌اند، اما روشن است که از آن چه هدفی را دنبال می‌کنند.

    شکوری راد علی‌رغم همه این تندروی‌ها، جنگ و تنش میان ایران و امریکا را بعید دانسته و معتقد است دیدار ترامپ با آیت‌الله خامنه‌ای در تهران، محتمل‌تر از وقوع تنش و درگیری میان دو کشور است. او در عین حال معتقد است امریکا برای اجرای سیاست مهار چند جانبه خود در خاورمیانه به ایرانی قوی با ملتی اثرگذار نیاز دارد. داده‌هایی که همگی آنها از توافقی قریب‌الوقوع میان دو کشور خبر می‌دهند.

    ‎ با آغاز سال ۱۴۰۴ ایران با متغیر‌های بسیاری در سطح داخل و خارج روبه رو شده است. ایران در یک چنین شرایطی در کجای تاریخ خود ایستاده و به چه سمتی حرکت می‌کند؟

    تنشی که امروز در سطح روابط بین‌الملل ایران وجود دارد، تنش فرساینده‌ای است که تبدیل به دغدغه اصلی اغلب ایرانیان شده است. یعنی اگرچه دغدغه‌های معیشتی و گرانی ارز و سکه و فقدان افق روشن در زندگی روزمره مردم وجود دارد، اما موضوعی که امروز مورد بحث محافل و مجامع مردمی است، تنش در روابط با امریکا و دورنمای آن است که روز و شب مردم را به خود مشغول داشته است. نگرانی‌های بسیاری از این رهگذر برای مردم ایجاد شده که به نظرم قابل دوام نیست. بنابراین اگر قرار باشد، خلاصه شرایط امروز کشور شرح داده شود، نخست وضعیت اقتصادی و معیشتی نامناسب مردم و پس از آن هم نگرانی از وقوع جنگ در راس این موضوعات قرار دارند.

    ‎ پس از اظهارنظر‌های متفاوت و صحبت‌های رهبر انقلاب در خصوص مناسبات ارتباطی با امریکا، طی روز‌های اخیر تصویر شفاف‌تری از مطالبات ایران در مذاکرات با غرب ارایه شده است. چند روز قبل علی لاریجانی مشاور رهبر انقلاب صحبت‌هایی را در خصوص آمادگی ایران برای رفع نگرانی‌های غرب مطرح کرد. دیروز هم سرلشکر باقری رییس ستاد کل نیرو‌های مسلح بخشی از محتوای پاسخ ایران به نامه ترامپ را تشریح کرد. این داده‌های اطلاعاتی از منظر تحلیلی چه معنا و مفهومی دارد؟

    در صحبت‌های مقامات ایرانی به هر دو روی سکه اشاره شده، یعنی هم بر آمادگی ایران برای مقابله نظامی تاکید شده و هم از آمادگی ایران برای رفع نگرانی‌های طرف مقابل. اما برای افرادی که موضوعات را عمیق‌تر تحلیل می‌کنند، نکات امیدوارکننده بسیاری وجود دارد. این بخش‌های امیدوارکننده این است که در این صحنه که در یک طرف آن ترامپ قرار دارد و در طرف دیگر آن آیت‌الله خامنه‌ای، چند گزاره پر رنگ به چشم می‌خورد.

    یکی از این گزاره‌ها این است که هیچ کدام از این دو طرف علاقه به جنگ ندارند و در رفتار و گفتارشان نشان داده‌اند که خواهان وقوع جنگ نیستند. آیت‌الله خامنه‌ای گفته‌اند که ایران «مذاکره نمی‌کند، ضمن اینکه جنگ هم نخواهد شد.» این اظهارات رهبری، این نقطه امید را ایجاد می‌کند که اراده رهبر انقلاب مبتنی بر جلوگیری از وقوع جنگ است. اینکه به چه صورت قرار است از تنش و درگیری نظامی جلوگیری شود مشخص نیست، اما نهایتا این مساله روشن است که ایشان مخالف وقوع درگیری نظامی هستند.

    از سوی دیگر ترامپ هم در عمل نشان داده که کنشگری اقتصادی است و می‌داند که جنگ برای امریکا بسیار هزینه‌بر است و با منطق اقتصادی همخوان نیست. بنابراین داده‌های برآمده از هر دو سوی این ماجرا برای افرادی که به دور از هیجانات، مسائل را تحلیل می‌کنند این واقعیت را نمایان می‌کند که احتمال وقوع جنگ بالا نیست.

    از سوی دیگر، به نظر می‌رسد که برای طرفین مشخص است که مخاطب اصلی گفت‌و‌گو‌ها چه کسی است و چه می‌گوید. در شرایط فعلی این شخص رهبری است که در وسط میدان تعیین راهبرد‌ها قرار دارند و موضوعات مد نظر خود را به وزیر خارجه ابلاغ می‌کنند و وزیر خارجه آنها را به طرف مقابل منتقل می‌کند. در این میان رییس‌جمهور و دولت اختیار و مسوولیتی ندارند. در تیم حاکم بر امریکا هم محوریت کار در دست شخص ترامپ است. وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی امریکا و دیگران تعیین‌کننده نیستند.

    اینکه در دو طرف ماجرا، مشخص است که چه کسانی تصمیم‌گیر هستند و مسوولیت در اختیار چه کسانی است، صحنه را روشن‌تر کرده است. این روند باعث می‌شود تحلیلگرانی که به دور از هیجانات، موضوعات را تحلیل می‌کنند احتمال وقوع جنگ را بسیار کم بدانند.

    ‎ اینکه رئوس تصمیم‌گیر دو کشور بر امر مذاکرات نظارت دارند آیا احتمال دستیابی به یک توافق پایدار را بیشتر نمی‌کند؟

    شخصا معتقدم احتمال اینکه در ماه‌های آینده شاهد دیدار و گفت‌وگوی مستقیم میان ترامپ و رهبری باشیم از احتمال وقوع جنگ بیشتر است. یعنی احتمال یک چنین دیداری که در نگاه اول بعید به نظر می‌رسد از احتمال وقوع جنگ بیشتر است. اما در عین حال با توجه به اینکه جنگ یک رخداد خانمانسوز است، اندک احتمال وقوع آن هم نگران‌کننده است.

    نمی‌شود انتظار داشت تحلیلگرانی که در بطن صحنه گفت‌و‌گو‌ها عاملیت ندارند و صرفا شاهد رخداد‌ها هستند، نگران جنگ و تنش و درگیری نباشند. این نگرانی‌ها به دلیل خطرات وقوع هر جنگی طبیعی است. معتقدم تصمیم‌گیران باید به این نگرانی‌های فرساینده هم توجه کنند، چرا که تداوم آن می‌تواند مخرب باشد.

    ‎ تفاوتی که این دور از مذاکرات با دوره قبلی در ۲۰۱۵ دارد، تغییر نگرش کشور‌های منطقه‌ای مانند عربستان، مصر، اردن و… است. در دوره قبل اغلب این کشور‌ها مخالف برجام بودند، اما امروز از هر نوع توافقی میان ایران و امریکا حمایت می‌کنند. این تغییر نگرش را چطور می‌توان تحلیل کرد؟

    به هر حال ایران از نظر نظامی یک کشور مقتدر است. کشور‌های همسایه هم به این اقتدار اذعان دارند. اراده محکمی هم در سطح رهبری مشاهده می‌شود. هم توان نظامی ایران بالاست و هم اراده محکمی در داخل وجود دارد. این روند باعث شده تا کشور‌های منطقه از ایران حساب ببرند. از آنجا که توافق مناسب بین ایران و امریکا، می‌تواند نگرانی‌های آنان را کاهش دهد، این کشور‌ها اکنون خواهان این توافق هستند. چرا که وضعیت موجود برای آنها هم فرساینده است.

    بنابراین توافق بین ایران و امریکا همه طرف‌ها را به جز اسراییل خوشحال می‌کند. اسراییل رژیمی عزیزکرده امریکا و به‌شدت زیاده‌خواه در منطقه است که قدرت امریکا را به رخ رقبای منطقه‌ای خود می‌کشد. هیچکدام از کشور‌های منطقه از اسراییل دل خوشی ندارند، هرچند برخی ناچار شده‌اند آن را تحمل کنند. ایران، اما چنین نیست.

    معتقدم قربانی اصلی هرگونه توافقی میان ایران و امریکا رژیم اشغالگر قدس به خصوص شخص نتانیاهو خواهد بود. به همین دلیل تنها کشوری که خواهان توافق میان ایران و امریکا نیست، اسراییل است. همین امر برای برخی نیرو‌های داخلی که مخالف مذاکره و توافق میان ایران و امریکا هستند درس‌های بسیاری دارد. اینکه تا چه حد مواضع و مطالبات آنها با اسراییل همسو است، هویت آنها را آشکار می‌سازد.

    ‎ تمامی طرف‌های اثرگذار امروز می‌دانند که نظم تازه‌ای در خاورمیانه شکل گرفته است. در این اتمسفر تازه، ایران چگونه می‌تواند نقش خود را بازیابی و تثبیت سازد؟

    اگر ایران بتواند ابتکار عمل را برای رسیدن به یک توافق سازنده به دست بگیرد، می‌تواند جایگاه خود را در منطقه و جهان به‌شدت ارتقا دهد. همانطور که ترامپ هم بار‌ها بر این تاکید کرده که خواهان آن نیست که ملت ایران تضعیف شود. این امر ناشی از نگاه استراتژیکی است که امریکا به موقعیت سوق‌الجیشی ایران دارد. همانطور که در عرصه سیاست داخلی رهبری مهار چند جانبه‌ای را بین جناح‌های مختلف اعمال می‌کنند در سطح بین‌الملل هم امریکا به عنوان یک قدرت جهانی، مهار چندجانبه‌ای را میان قدرت‌های منطقه‌ای اعمال می‌کند.

    در دورنمای مد نظر امریکا، ایران نمی‌تواند و اساسا نباید ضعیف باشد. ایران باید یک کشور قوی و دارای یک ملت قوی باشد تا بتواند در موقعیت استراتژیک خود اثرات مثبتی در نظم منطقه‌ای به جای بگذارد. امریکا پس از فراز و فرود‌های فراوان متوجه شده که باید این موقعیت ایران را به رسمیت بشناسد. در صورتی که ایران در یک چنین جایگاهی قرار بگیرد و قدرت منطقه‌ای و ژئوپلیتیک خود را داشته باشد منطقه هم توازن لازم را پیدا می‌کند. تا زمانی که ایران این جایگاه را نداشته باشد، منطقه هم روی ثبات را نمی‌بیند.

    ثبات منطقه‌ای هم برای همه کشور‌های منطقه مناسب است. تنها کشوری که نگران ثبات ناشی از قدرت ایران است، اسراییل و شخص نتانیاهو است. وگرنه امریکا هم در بلندمدت نقش و جایگاه ژئوپلیتیک ایران را و قدرتی که باید از آن برخوردار باشد را به رسمیت می‌شناسد.

    ‎ شما در بخشی از صحبت‌هایتان به همسویی مواضع طیف‌های رادیکال ایران و مواضع اسراییل اشاره کردید. طی روز‌های اخیر با افزایش امیدواری‌ها به توافق میان ایران و امریکا، روزنامه کیهان در خصوص ترور ترامپ صحبت‌هایی را مطرح کرده که بازخورد‌های منفی بسیاری حتی میان اصولگرایان پیدا کرده است. درباره مشکلاتی که این جریانات تندرو ممکن است برای منافع ملی ما داشته باشند، توضیح می‌دهید؟

    ‎این افراد و گروه‌ها هرگونه ثبات و آرامش و کاهش تنش را برای زیست خود نامناسب می‌دانند. مجموعه جریانات رادیکالی که بحران‌زا هستند، ثبات و آرامش را در حکم خفگی خود می‌دانند. آنها به دنبال شرایطی هستند که بتوانند در آن موجودیت خود را حفظ کنند. تداوم موجودیت آنها در شرایط تنش و بحران امکان‌پذیر است. اگر احساس کنند، شرایط به سمت آرامش می‌رود به دست و پا افتاده و بحران‌سازی می‌کنند. اما من معتقدم مقاله اخیر کیهان معنی دیگری در بطن خود دارد.

    با توجه به اینکه حسین شریعتمداری از پشت صحنه مناسبات قدرت تا حدی خبر دارد، احساس کرده است، اوضاع به سمت توافق و آرامش می‌رود، بنابراین دست به یک چنین اقدام بحران‌سازی زده است. مقاله کیهان را می‌توان نشانه‌ای از وجود حرکت به سمت توافق و تفاهم تلقی کرد. با افزایش احتمال دستیابی به توافق و ثبات باید منتظر بحران‌های جدی‌تری از سوی عوامل تندرو باشیم.

    از رهبری نظام این انتظار می‌رود که در کنار تدبیر امور به بحرانی که ممکن است این طیف‌ها تولید کنند توجه کنند تا مبادا با تحریکات و اقدامات تندرو‌ها جنگ ناخواسته بر کشور و مردم تحمیل شود.

  • حتی اگر وارد جنگ نشویم هم امکان آشوب‌های اجتماعی وجود دارد / اگر چین و روسیه می‌خواستند کمکی کنند، در ۲۰ سال اخیر می‌کردند

    حتی اگر وارد جنگ نشویم هم امکان آشوب‌های اجتماعی وجود دارد / اگر چین و روسیه می‌خواستند کمکی کنند، در ۲۰ سال اخیر می‌کردند

    به گزارش اقتصادران تقی آزاد ارمکی در تشریح پیش‌بینی خود از وضعیت احتمالی ایران در سال ۱۴۰۴، اظهار کرد: پیش‌بینی در مورد ایران هم آسان است و هم سخت. آسان از این منظر که اگر شرایط به همین شکل پیش برود و تصمیمی برای بهبود روابط خارجی نگیریم، وضعیت‌مان بدتر خواهد شد. لذا آینده کشور ما، بستگی به تصمیمات رهبران ایران و آمریکا دارد. اگر تصمیماتی همراه بگیرند، احتمالا ما بتوانیم در یک فرآیند سخت، وارد جامعه بین‌الملل شویم و خود را نجات دهیم. اما اگر این تصمیمات این دو متضاد باشد، نهایتا امکان جنگ وجود دارد و زیرساخت‌ها از بین می‌رود

    وی با ابراز این عقیده که گره کار ایران در رابطه‌اش با جامعه جهانی است، افزود: اگر این رابطه بهبود نیابد، وضعیت بغرنج‌تر خواهد شد.  تلاشی برای متحد کردن جامعه جهانی علیه ایران وجود دارد و اگرچه روسیه و چین در حال انجام بازیگری‌های موقت اند، اما اروپا، آمریکا و بخش اعظم دنیا علیه ما هستند. ما باید این گره را بگشاییم و برای این کار نیاز به سیاست‌ورزی داریم. اکنون ما سیاست‌ورزی نمی‌کنیم و متأسفانه هیچ سیاستمداری نداریم که بتواند بازی سیاسی به راه بیاندازد. زبان سیاسی، چندوجهی است؛ یعنی از یک طرف به جنگ تهدید می‌کند و از طرف اراده صلح دارد.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: زبان سیاسی اجازه نمی‌دهد کشور به سرعت به سمت جنگ یا سازش برود. این زبان به کشور این فرصت را می‌دهد که با آمریکا و اروپا وارد گفت‌وگو شود و با اسرائیل در حالت نزاع باقی بماند. این زبان گویی مرده است و ما یک زبان سخت داریم و در یک وضعیت ابهام قرار گرفته‌ایم. اگر این ابهام ادامه یابد، قطعا وارد جنگ خواهیم شد و تمام سرمایه‌های خود را از دست خواهیم داد. جنگ هیچ گاه منفعتی برای ما نداشته است و در صورت ورود به آن، وارد یک دوره انحطاط تمام‌عیار خواهیم شد و سرمایه ۱۰۰ سال اخیر خود را یک‌شبه از دست خواهیم داد، کما اینکه جنگ تحمیلی عراق به ایران نیز ما را ۱۰۰ سال به عقب انداخت و هنوز هم مناطق جنگی کشور ما در جنوب و غرب، بازسازی نشده و دارای مشکلات عدیده است.

    آزاد ارمکی با بیان اینکه بنابراین ما یک تجربه نزدیک از جنگ را داریم، عنوان کرد: ضمن اینکه امروز اگر ما وارد جنگ شویم، دیگر مانند جنگ تحمیلی ۸ ساله نیست که دشمن به لب مرز بیاید و مردم ما قهرمانانه حضور یابند و کشته شوند. این یک جنگ پیچیده و مبتنی بر تکنولوژی است که کشور ما را از دور هدف قرار می‌دهد و ویران می‌کند. البته ایران هم قدرت برخورد دارد، اما محدود است. لذا به نظر می‌رسد در ایران میل به پرهیز از جنگ وجود دارد، کما اینکه در ادبیات رئیس‌جمهور، اصلا تمایل به ورود به جنگ دیده نمی‌شود و رهبری نیز اعلام کرده در صورت تغییر رفتار طرف مقابل، وارد گفت‌وگو خواهیم شد.

    وی معتقد است ما راهی به جز صلح با جهان نداریم و بیان می کند: اینکه چطور وارد این گفت‌وگو شویم، نیاز به یک بازی سیاسی دارد و باید رئیس‌جمهور یا شخصیت‌های دیگر این گره را بگشایند. این بدین معنا نیست که ما به تمام خواسته‌های جهان تن دهیم؛ حل کردن مسائل یعنی دیگر به حوزه‌هایی که به ما مربوط نیست، وارد نشویم. ما باید صرفا منافع ملی خودمان را در اولویت قرار دهیم.

    عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با بیان اینکه به علاوه باید با جامعه داخلی خودمان هم آشتی کنیم، گفت: آشتی با جامعه، یعنی اجازه دهیم نیروهای اجتماعی فعال شوند. بخش خصوصی، بورژوازی ملی و طبقه متوسط مرده‌اند، روشنفکران از تلاش دست برداشته‌اند، روحانیت در حوزه دین نیست و برخی نظامیان نیز کار خود را نمی‌کنند. باید تمام نیروها به وظایف خود بازگردند و یک انسجام جدید در ایران ایجاد گردد که نتیجه آن بشود تقسیم کار اجتماعی. پس باید هم جهان دیگری تعریف کنیم و هم ایران دیگری؛ جهانی که با آمریکا و اروپا در صلح هستیم و ایرانی که دارای یک جامعه و اقتصاد فعال است. این یک زایمان بزرگ برای جمهوری اسلامی و تصمیم بزرگی است که نظام باید بگیرد تا باقی بماند.

    آزاد ارمکی ادامه داد: ما اکنون مجبوریم به این سمت برویم. امروز دلار ۱۰۰ تومان است و در صورت ادامه با این فرمان فردا به ۱۱۰ تومان و پس‌فردا به ۱۲۰ تومان خواهد رسید. در جامعه نیز سرمایه وجود ندارد و نخبگان و تجار در حال مهاجرت هستند، یعنی جامعه حاضر نیست وارد جنگ شود.

    این جامعه شناس خاطرنشان کرد: ما در یک شرایط اضطرار قرار داریم و در چنین شرایطی، اخذ تصیمات گفته‌شده ربطی به عقلانیت ندارد، بلکه ما باید صلح کنیم، زیرا در غیر این صورت از صحنه خارج خواهیم شد. وقتی شما تشنه‌اید و آب در اختیار دارید، تصمیم می‌گیرید آب خنک بخورید یا گرم. اما اگر در بیابان باشید و اندکی آب کثیف ببینید، برای زنده ماندن همان آب کثیف را هم می‌خورید. ما اکنون به مرحله خوردن آب کثیف رسیده‌ایم و نمی‌توانیم بین آب خنک و گرم انتخاب کنیم.

    وی اضافه کرد: البته ممکن است هنوز بخشی از مسئولین نظام این ضرورت را درک نکرده باشند و به انتظار یک اتفاق نادر از جهان ماوراء باشند یا منتظر باشند بین اروپا و آمریکا جنگی شود تا ما بتوانیم از این فرصت استفاده کنیم یا چین و روسیه کاری برای ما کنند. این‌ها همه توهم است. اگر چین و روسیه می‌خواستند کمکی کنند، در ۲۰ سال اخیر می‌کردند. اگر آمریکا و اروپا می‌خواستند با هم بجنگند که مدت‌ها پیش چنین می‌کردند. این تصورات غلط، باعث تأخیر در تصمیم‌گیری‌ خواهد شد که شرایط ما را آن چنان سخت می‌کند که دیگر حتی آب کثیفی هم برای خوردن نخواهد بود. در آن شرایط نیروهای دیگری به صحنه خواهند آمد و برای ما تصمیم خواهند گرفت.

    این جامعه‌شناس عنوان کرد: بنابراین، احتمالا روزهای آینده، آغاز گفت‌وگوها بین ایران و طرفین مقابل کلید خواهد خورد. البته ما در یک شرایط سخت وارد مذاکرات می‌شویم. اکنون بخش‌هایی از جامعه هم آماده است که به یک عصیان دست بزند، زیرا دیگر نمی‌تواند به انتظار بهبود شرایط بنشیند. جامعه قدرت مقاومت ندارد و حتی اگر وارد جنگ نشویم هم امکان آشوب‌های اجتماعی وجود دارد، زیرا این آشوب‌ها محصول ۴۰ سال انباشت مطالبات محقق‌نشده مردم است. لذا چه با دنیا وارد جنگ شویم چه صلح کنیم، در آینده نه‌چندان دور احنمالا اعتراضات اجتماعی متعددی خواهیم داشت. با این تفاوت که اگر در صلح باشیم، این اعتراضات بیشتر جنبه مدنی دارد و بدون دعوت از بیگانگان است، اما اگر در جنگ باشیم، از بیگانگان هم دعوت می‌کند.

  • تهدید نظامی یا بلوف سیاسی؛ کار ایران و آمریکا به جنگ می کشد؟

    تهدید نظامی یا بلوف سیاسی؛ کار ایران و آمریکا به جنگ می کشد؟

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تهدید‌های خود علیه ایران را شدت بخشید. این اقدام چند روز پس از آن صورت گرفت که او دستور حمله به حوثی‌های یمن را صادر کرد. ترامپ که مدعی حمایت ایران از حوثی‌ها شده، هشدار داد که هرگونه اقدام تلافی جویانه از سوی حوثی‌ها «با نیروی عظیمی مواجه خواهد شد و هیچ تضمینی وجود ندارد که این اقدام محدود بماند.»

    امشب ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «از این لحظه به بعد، هر شلیکی که توسط حوثی‌ها انجام شود، به عنوان شلیکی از سوی سلاح‌ها و تحت هدایت ایران تلقی خواهد شد و ایران مسئول آن شناخته خواهد شد و عواقب آن را خواهد دید و این عواقب بسیار شدید خواهند بود!» سخنگوی کاخ سفید نیز ضمن تکرار مواضع ترامپ گفت: «پیام ما به ایران این است که هشدار‌های ترامپ را جدی بگیرید.»

    این پیام ترامپ در حالی بود که براساس گزارش المسیره؛ جنگنده‌های آمریکایی همزمان در حال حمله به منطقه العرج در استان ساحلی الحدیده یمن بودند.

    حملات ارتش آمریکا به یمن مهم‌ترین اقدام نظامی ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش محسوب می‌شود که تاکنون دستکم ۵۳ کشته و ۹۸ زخمی بر جای گذاشت. این آمار از سوی وزارت بهداشت صنعا در یمن اعلام شد.

    به گزارش رویترز، یک مقام آمریکایی از احتمال ادامه حملات آمریکا علیه موضع یمنی گفت و حوثی‌ها نیز در بیانیه‌ای اعلام کردند که به این حملات پاسخ خواهند داد و تأکید کردند که «در هدف قرار دادن تمامی ناو‌های جنگی آمریکایی در دریای سرخ و دریای عرب تردید نخواهند کرد.»

    ادعا‌های ترامپ درباره حمایت ایران از حوثی‌ها

    ترامپ روز دوشنبه در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال مدعی شد که ایران حوثی‌ها را هدایت می‌کند و نوشت: «[ایران] به آنها سلاح می‌دهد، آنها را با پول و تجهیزات نظامی پیشرفته تأمین می‌کند، و حتی به آن‌ها اطلاعات می‌دهد.»

    این درحالیست که سردار حسین سلامی، فرمانده سپاه، روز گذشته هرگونه حمایت ایران از حوثی‌ها را رد کرد و گفت: «ما همواره اعلام کرده‌ایم و امروز نیز بنده به عنوان خادم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأکید می‌کنم که یمنی‌ها ملتی مستقل و آزاد در سرزمین خود هستند و سیاست‌های مستقلی را دنبال می‌کنند. انصارالله، به‌عنوان نماینده مردم یمن، تصمیمات راهبردی و عملیاتی خود را به صورت مستقل اتخاذ می‌کند.»

    حوثی‌ها چه کسانی هستند و چرا آمریکا مواضع آنان را هدف قرار داد؟

    حوثی‌ها یک گروه از شیعیان یمن هستند که در دهه ۱۹۹۰ تشکیل شدند و اختلافاتی با دولت یمن داشتند. آنها در سال ۲۰۱۴ کنترل پایتخت یمن، صنعا، را به دست گرفتند. درحالیکه دولت یمن از سوی عربستان سعودی حمایت می‌شد؛ حوثی‌ها خود را به لحاظ نظامی تقویت کردند.

    حوثی‌ها در سال ۲۰۲۳ حمله به کشتی‌ها در دریای سرخ را آغاز کردند و اعلام کردند که این اقدام را در همبستگی با فلسطینی‌ها در جنگ اسرائیل و حماس انجام می‌دهند. کاخ سفید پیش از صدور دستور حمله به مواضع یمنی در توجیه این اقدام اعلام کرد؛ حوثی‌ها ۱۷۴ بار کشتی‌های جنگی آمریکایی و ۱۴۵ بار کشتی‌های تجاری را از سال ۲۰۲۳ هدف قرار داده‌اند.

    یحیی سریع، سخنگوی نیرو‌های مسلح یمن نیز اخیراً از هدف قرار دادن ناو آمریکایی «یو اس اس هری ترومن» با ۱۸ موشک بالستیک و پهپاد خبر داد.

    تهدید نظامی یا بلوف سیاسی؛ کار ایران با ترامپ به کجا می‌کشد؟

    دولت ترامپ عملاً با تهدید مستقیم ایران وضعیت تحولات منطقه را وارد فاز جدیدی کرده است. این درحالیست که انتقاداتی نیز به استراتژی «یا تسلیم یا جنگ» ترامپ از سوی برخی مقامات پیشین آمریکایی مطرح شده است. چنانکه آرون دیوید میلر، مذاکره کننده ارشد سابق در دولت‌های جمهوریخواه و دموکرات آمریکا با انتقاد از مواضع امشب ترامپ گفت: «ترامپ اکنون خود را در یک بن بست سیاسی قرار داده است. اگر حملات حوثی‌ها ادامه یابد، او یا باید مستقیماً تجهیزات نظامی ایران را هدف قرار دهد، یا در برابر حوثی‌ها و ایران که تهدیدش را جدی نگرفته اند، ضعیف به نظر برسد. به زودی خواهیم دید که آیا این بازی خطرناک لفظی برای او نتیجه بخش خواهد بود یا نه.»

    دستور حمله به مواضع حوثی‌ها در یمن و تهدید ترامپ علیه ایران، درحالی است که ترامپ دهم اسفند ماه نامه‌ای به رهبر انقلاب ارسال کرده و خواستار ازسرگیری مذاکرات برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران شده بود. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، امروز اعلام کرد؛ «فحوای نامه ترامپ فاصله‌ای با صحبت‌های عمومی او ندارد. پاسخ ما به ترامپ بعد از تکمیل بررسی‌ها داده خواهد شد.»

    هنوز مشخص نیست که تحولات امشب در یمن و تصمیمات تهران چه سرنوشتی برای خاورمیانه و البته ایران به همراه خواهد داشت.