برچسب: بیمه

  • طلب ۳۰هزار همتی داروخانه‌ها از سازمان‌های بیمه‌گر

    طلب ۳۰هزار همتی داروخانه‌ها از سازمان‌های بیمه‌گر

    به گزارش اقتصادران، دکتر محمد منفرد، با اشاره به عملکرد سازمان‌های بیمه‌گر در پرداخت مطالبات داروخانه‌ها اظهار کرد: سازمان تأمین اجتماعی، سهم خود را از شهریورماه و همچنین بیمه سلامت و بیمه نیرو‌های مسلح از مهرماه پرداخت نکرده‌اند. این در حالی است که مطابات داروخانه‌ها را می‌بایست حداقل تا پایان آذر تسویه کرده باشند.

    او با بیان اینکه میزان مطابات داروخانه‌های سراسر کشور فقط از سازمان‌های بیمه‌گر حدود ۳۰هزار میلیارد تومان (همت) است، توضیح داد: آمار و ارقام مطابات داروخانه‌ها در شرایطی مطرح می‌شود که سازمان‌های بیمه‌گر می‌بایست مطالبات داروخانه‌ها را تا پایان آذر ماه تسویه می‌کردند، اما مطابات شهریور ماه همچنان پابرجاست. با توجه به شرایط کنونی اقتصادی و افزایش روزبه‌روز قیمت داروها، مطالبات داروخانه‌ها می‌بایست در کانون توجه قرار گیرد.

    نوسانات نرخ ارز مواد جانبی و ملزومات دارویی

    او درباره تغییرات نرخ ارز و تاثیر آن بر قیمت دارو توضیح داد: علاوه بر شرایط اقتصادی و تغییر روزبه‌روز قیمت داروها، با موضوع تغییر نرخ ارز نیز مواجه هستیم. به‌طور متوسط، حداکثر ۳۰ درصد قیمت یک دارو مربوط به ماده اولیه است و حدود ۷۰ درصد به مواد جانبی اختصاص دارد. این در حالی است که ارز ترجیحی فقط به ماده اولیه تعلق می‌گیرد و سایر اجزای دارو مشمول افزایش قیمت ارز شده‌اند و این موضوع سبب افزایش شدید قیمت دارو‌ها در برخی اقلام شده است.

    کمبود نقدینگی، مانع جایگزینی دارو در داروخانه‌ها

    نایب رییس انجمن داروسازان ایران درباره پیامد‌های ادامه این شرایط اظهار کرد: داروخانه‌ها از چند ماه قبل برای تهیه و تدارک داروی امروز بیماران و نیاز کشور اقدام می‌کنند و این درحالیست که در دریافت مطالبات خود از بیمه‌ها با تاخیر‌های طولانی رو‌به‌رو می‌شوند و این موضوع شرایط را سخت کرده است. اگر مطالبات داروخانه‌ها در اسرع وقت پرداخت نشود، توان جایگزینی داروی فروخته‌شده را ندارند؛ شاید بتوان گفت که داروخانه‌ها می‌توانند کمتر از ۵۰ درصد دارویی را که فروخته‌اند، دوباره تامین کنند.

    خطر کاهش شدید موجودی دارو در داروخانه‌ها

    منفرد با بیان اینکه داروخانه‌ها روزبه‌روز خالی‌تر می‌شوند، تصریح کرد: به دلیل اینکه سازمان‌های بیمه‌‍گر مشکلات پرداخت دارند و توان پرداخت به موقع مطالبات داروخانه‌ها را ندارند، داروخانه‌ها روزبه‌روز تهی‌تر می‌شوند. شرایط پرداختی بیمه‌ها به نحوی است که داروخانه با پولی که دریافت می‌کنند، صرفا نفس می‌کشند و فقط ادامه حیات دارند، اما توان حفظ موجودی دارویی روزبه‌روز کاهش می‌یابد.

    جلوگیری از «کمبود کاذب دارو»

    نایب‌رئیس انجمن داروسازان ایران با هشدار نسبت به افزایش کمبود‌های دارویی در گذر زمان گفت: اگر امروز از کمبود حدود ۲۰۰ قلم دارو سخن می‌گوییم، با ادامه این روند، کمبود دارو طی دو ماه آینده به ۳۰۰ قلم و پس از مدتی به ۴۰۰ قلم خواهد رسید. همچنین احتمال شکل‌گیری «کمبود کاذب» وجود دارد؛ منظور از کمبود کاذب این است که دارو در بازار وجود دارد، اما داروخانه‌ها توان خرید ندارند یا ترجیح می‌دهند که پول کلانی برای دارو‌های بیمه‌ای اختصاص ندهند، دارو‌هایی که ۹۴ تا ۹۷ درصد تحت پوشش بیمه قرار دارد و با تاخیر‌های ۶ تا ۷ ماهه پرداخت می‌شود.

    او با بیان اینکه وضعیت کنونی از نظر اقتصادی قابل‌توجیه نیست، گفت: داروسازان برای ارائه خدمت سوگند خورده‌اند و انجام وظیفه تا زمانی ادامه دارد که آسیب جدی به خود، خانواده و اقتصاد آنها وارد نشود و هنگامی که فشار‌ها به حدی می‌رسد که داروخانه‌دار دچار مضیقه مالی شود و وام بانکی نیز پاسخگوی شرایط نباشد و زندگی شخصی او تحت تأثیر قرار می‌گیرد، ناچار است که برخی دارو‌ها را تأمین نکند و همین موضوع سبب کمبود در بازار می‌شود.

    نایب‌رئیس انجمن داروسازان ایران درباره سرانجام اوراق بهادار تخصیص یافته به سازمان تامین اجتماعی جهت پرداخت بدهی‌های این سازمان بیمه‌گر، توضیح داد: شهریور ماه سال برای نخستین بار با تصمیم سران سه قوه، بدهی‌های سازمان تأمین اجتماعی به داروخانه‌ها در قالب اوراق «گام» پرداخت شد. فرآیند تبدیل اوراق «گام» به پول و تزریق آن به محل‌هایی که بدهکاری داشت حدود دو و نیم تا سه ماه طول کشید و زمانی به دست داروخانه‌ها رسید که کارایی لازم را نداشت؛ موضوعی که می‌توان از آن به‌عنوان «نوش‌دارو بعد از مرگ سهراب» یاد کرد. روند بروکراسی به نحوی بود که دل داروخانه‌ها خون شد تا پول به داروخانه‌ها تزریق شد.

    افزایش چک‌های برگشتی داروخانه‌ها

    منفرد با اشاره به پیامد‌های بلندمدت کمبود نقدینگی در زنجیره تامین دارو گفت: در ادامه این روند، داروخانه‌ها ناچار می‌شوند برخی دارو‌ها را یا اصلا تأمین نکنند یا به مقدار محدود بیاورند. همچنین کمبود نقدینگی سبب افزایش چک‌های برگشتی داروخانه‌ها شده و شرکت‌های دارویی نیز داروخانه‌هایی را که چک برگشتی دارند، تحریم می‌کنند و دارو در اختیار آنها قرار نمی‌دهند. این فشار به شرکت‌های دارویی منتقل شده و در نهایت به تولیدکنندگان و واردکنندگان می‌رسد که آنها نیز با کمبود نقدینگی ریالی و ارزی مواجه می‌شوند. چنین شرایطی می‌تواند سبب کمبود‌های گسترده در درازمدت شود.

    تبعات خواب طولانی پول داروخانه‌ها در بیمه‌ها

    این داروساز افزود: این احتمال وجود دارد که دارو در کارخانه وجود داشته باشد، اما داروخانه توان خرید آن را نداشته باشد یا به دلیل خواب طولانی پول در سازمان‌های بیمه‌گر، از خرید صرف‌نظر کند. این وضعیت در بلندمدت می‌تواند سبب تصمیم تولیدکننده برای تولیدنکردن یک دارو شود و دارو از چرخه تولید حذف شود و آسیب نهایی آن متوجه مردم خواهد بود.

    وام‌هایی با سود سنگین

    نایب‌رئیس انجمن داروسازان ایران درباره خطر تعطیلی داروخانه‌ها به دلیل نبود و کمبود نقدینگی نیز گفت: داروخانه‌هایی تعطیل شده‌اند، اما آمار رسمی از تعطیلی داروخانه‌ها در دست ندارم. بسیاری از همکاران ما با فشار شدید مالی فعالیت می‌کنند و صورت خود را با سیلی سرخ نگه‌می‌دارند؛ وام‌های سنگین، فروش خودرو، طلا و حتی املاک شخصی برای ادامه فعالیت داروخانه‌ها به یک واقعیت تبدیل شده است. سود داروخانه‌ها ۱۲ تا ۱۵ درصد است، اما سود تسهیلات بانکی ۲۵ تا ۳۵ درصد می‌رسد، این روند می‌تواند به ورشکستگی داروخانه‌ها منجر شود.

    پیامد‌های ورود سرمایه‌گذاران به صنعت داروسازی

    او با بیان اینکه احتمال ورود سرمایه‌گذاران غیرحرفه‌ای به داروخانه‌ها با توجه به شرایط کنونی وجود دارد، گفت: شرایط به نحوی است که این احتمال وجود دارد داروخانه‌ها را به دست افراد غیرحرفه‌ای ولی سرمایه‌گذار واگذار کنند. هنگامی که داروخانه به‌دلیل مشکلات اقتصادی به دست سرمایه‌گذار می‌افتد، ممکن است قوانین حرفه‌ای و ضوابط سازمان غذا و دارو زیر پا گذاشته شود. در چنین شرایطی، اقداماتی نظیر عرضه بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها، دارو‌های تزریقی و بدون نسخه افزایش می‌یابد و پیامد‌های منفی متعددی مانند گسترش مصرف خودسرانه دارو و مقاومت‌های میکروبی را به ارمغان می‌آورد.

    بودجه دارو طبق کار کارشناسی سازمان غذا و دارو باشد

    نایب‌رئیس انجمن داروسازان ایران با بیان اینکه بودجه دارو را نمی‌توان به‌صورت دستوری یا سلیقه‌ای تعیین کرد، گفت: نمایندگان مجلس، بودجه دارو را براساس کار کارشناسی که در سازمان غذا و دارو انجام شده، تعیین کنند. سازمان غذا و دارو، بودجه پیشنهادی را براساس نسخ، مصرف جامعه و پزشکانی که دارو را تجویز می‌کنند، ارائه می‌دهد و عدد پیشنهادی این سازمان برمبنای کار کشناسی است. هر یک همت کاهش بودجه پیشنهادی، خود را به‌صورت کمبود دارو در بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها نشان می‌دهد. مشکلاتی که در زنجیره تامین دارو وجود دارد به دلیل کاهش بودجه پیشنهادی است.

    تاثیر نوسانات نرخ ارز بر قیمت دارو

    نایب‌رئیس انجمن داروسازان ایران درباره نوسانات نرخ ارز و تأثیر آن بر قیمت دارو نیز گفت: هرچند نرخ ارز ماده اولیه تغییر نکرده، اما بخش عمده قیمت دارو مربوط به اجزای دیگر است که تحت تأثیر افزایش نرخ ارز قرار می‌گیرند. حداکثر ۳۰ درصد قیمت یک دارو مربوط به ماده اولیه است و حدود ۷۰ درصد به مواد جانبی اختصاص دارد. ما با افزایش قیمت دارو در راستای واقعی‌شدن قیمت آن مخالف نیستیم، اما این موضوع نباید منجر به افزایش پرداخت از جیب مردم شود. واقعی‌سازی قیمت دارو، اقدام مثبتی است و می‌تواند جلوی قاچاق معکوس و مصرف بی‌رویه را بگیرد؛ اقدام سازمان غذا و دارو در راستای واقعی شدن قیمت دارو خوب است، اما آیا بیمه‌ها پوشش مناسب دارند؟ یا سهم پرداختی از جیب مردم هم افزایش می‌یابد؟

    عدم افزایش پرداخت از جیب مردم به معنای واقعی باشد

    او افزود: اگر قیمت دارو افزایش می‌یابد و به سمت واقعی سوق می‌یابد، سازمان‌های بیمه‌گر باید هم‌زمان سهم خود را افزایش دهند. دارو‌ها روزبه‌روز در حال افزایش قیمت است، اما سازمان تامین اجتماعی با فاصله بسیار زیادی نسبت به تغییر قیمت‌ها اقدام می‌کند. هنگامی که این فاصله زمانی وجود دارد، بیمار هزینه افزایش قیمت را از جیب خود پرداخت می‌کند. به‌ویژه دارو‌های گران‌قیمت که قیمت‌های سرسام‌آوری دارند.

    منفرد گفت: هنگامی که قیمت یک دارو ۱۰۰ یا ۵۰۰ درصد افزایش می‌یابد، آیا سازمان‌های بیمه‌گر نباید میزان پرداختی را تغییر دهند. به طور مثال، قیمت یک دارو هزار تومان است و پرداختی از جیب بیمار نیز ۱۰ درصد است که معادل ۱۰۰ تومان می‌شود؛ هنگامی که همین دارو با قیمت ۵هزار تومان فروخته می‌شود، پرداختی جیب بیمار با احتساب ۱۰ درصدی، ۵۰۰ تومان می‌شود. آیا مبلغ ۱۰۰ و ۵۰۰ تومان برابر است؟ در چنین شرایطی، پرداختی از جیب بیمار ۵ برابر افزایش یافته است. فرمول‌های سازمان بیمه‌گر می‌بایست به نحوی باشد که پرداختی از جیب بیمار افزایش نیابد؛ چرا که توانی برای مردم وجود ندارد که با قیمت‌های کنونی، توان پرداخت داشته باشند.

    نایب‌رئیس انجمن داروسازان ایران در پایان گفت: در حال حاضر حدود ۱۹ هزار داروخانه در کشور فعال هستند که نزدیک به ۱۰ درصد آنها داروخانه‌های دولتی هستند.

  • بحران در سازمان تامین اجتماعی / بیش از ۴،۵ میلیون نفر مستمری‌بگیر در کشور وجود دارد

    بحران در سازمان تامین اجتماعی / بیش از ۴،۵ میلیون نفر مستمری‌بگیر در کشور وجود دارد

    به گزارش اقتصادران، یکی از چالش‌هایی که سازمان تامین اجتماعی با آن مواجه است افزایش تعداد افراد بازنشسته با توجه به روند پیری جمعیت در کشور است. در حال حاضر هم سازمان تامین اجتماعی برای پرداخت حقوق و مستمری این افراد با مشکلات زیادی مواجه است و با شدت گرفتن روند پیری جمعیت این مشکل روز افزون‌تر خواهد شد. در حال حاضر بیمه‌شدگان تامین اجتماعی ستون اصلی نظام بیمه‌ای کشور به شمار می‌روند اما اگر جوانی جمعیت همچنان سیر نزولی داشته باشد همین بیمه‌شدگان هم در آینده‌ای نه چندان دور به مستمری بگیران تبدیل می‌شوند و به این ترتیب سازمان تامین اجتماعی نه تنها راه‌های کسب درآمد خود را از دست خواهد داد که پرداختی‌های این سازمان نیز رو به افزایش می‌رود.

    بسیاری از صندوق‌های بازنشستگی از جمله صندوق بازنشستگی سازمان تامین اجتماعی طی ۱۰ سال اخیر با مشکلات بسیاری در زمینه تامین مالی مواجه بوده است. بدهی سنگین این صندوق‌ها به مراکز درمانی و … خود گواه این مدعاست.  مطابق آخرین اطلاعات ثبت شده در سازمان تامین اجتماعی، اکنون چهار میلیون و ۵۳۸هزار و ۳۲۴ مستمری بگیر تحت پوشش این نهاد هستند و زنان به‌طور متوسط ۷,۱ سال زودتر از مردان بازنشسته می‌شوند. سازمان تامین اجتماعی یکی از نهادهایی است که با بیش از نیمی از جمعیت کشور سر و کار دارد و ارایه خدمات بیمه‌ای، درمانی و مالی مستقیم به بیش از ۵۰ میلیون نفر را دستورکار خود قرار داده است. مهم‌ترین تعهدات و خدمات سازمان تامین اجتماعی بر مبنای قانون تامین اجتماعی و مقررات مربوط شامل، حمایت در برابر حوادث، بیماری‌ها و بارداری، مستمری بازنشستگی، مستمری از کار افتادگی، مستمری بازماندگان، مقرری بیمه بیکاری، غرامت دستمزد ایام بیماری، غرامت دستمزد ایام بارداری، پرداخت هزینه وسایل کمک پزشکی، کمک هزینه ازدواج و کمک هزینه کفن و دفن است.

    به گزارش ایرنا، سازمان تأمین اجتماعی با ارایه خدمات درمانی، بازنشستگی و حمایت‌های اجتماعی، نقش مهمی در ارتقای عدالت اجتماعی و کاهش آسیب‌های اقتصادی ایفا می‌کند و بیمه‌شدگان تامین اجتماعی بخش بزرگی از نیروی کار و جامعه فعال کشور را تشکیل می‌دهند. این سازمان به‌ عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای حمایتی و بیمه‌ای، وظیفه دارد امنیت خاطر و پوشش‌های اجتماعی لازم را برای کارگران، کارمندان و خانواده‌های آنان فراهم کند. بیمه‌شدگان شامل کارگران، کارمندان، صاحبان مشاغل آزاد و حتی برخی گروه‌های خاص هستند و این افراد با پرداخت حق بیمه، از خدماتی همچون درمان، بازنشستگی، از کار افتادگی و حمایت‌های اجتماعی بهره‌مند می‌شوند.

    بیمه‌شدگان تأمین اجتماعی ستون اصلی  نظام بیمه‌ای کشور محسوب می‌شوند

    بیمه‌شدگان تأمین اجتماعی نه‌تنها ستون اصلی نظام بیمه‌ای کشور محسوب می‌شوند بلکه نقش مهمی در توسعه اقتصادی و اجتماعی دارند. حمایت از آنان به معنای حمایت از خانواده‌ها، کاهش آسیب‌های اجتماعی و افزایش بهره‌وری نیروی کار است؛ از این رو با وجود چالش‌های فراوان برای بیمه‌شدگان اما سازمان تامین اجتماعی همواره در راستای ارتقای عدالت اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی در جامعه گام بر می‌دارد.

     آمار مستمری بگیران در سال ۱۴۰۳

    در سال گذشته (۱۴۰۳) تعداد کل مستمری‌بگیران اعم از بازنشستگان، از کار افتادگان و پرونده‌های فوت‌، چهار میلیون و ۵۳۸ هزار و ۳۲۴ نفر است که از این تعداد چهار میلیون ۳۲هزار و ۹۴۳ نفر مرد (۸۹.۱درصد) هستند و ۵۰۵ هزار و ۳۸۱ نفر (۱۰.۹درصد) هم زن هستند. میانگین کل سن برقراری مستمری بازنشستگی در (سال ۱۴۰۳) ۵۵.۴ سال است که این میانیگن برای مردان ۵۵.۶ سال و برای زنان ۵۳.۹ سال است و زنان به‌طور متوسط ۱.۷ سال زودتر از مردان بازنشسته می‌شوند.

    میانگین مبلغ پایه حکم مستمری در سال گذشته ۱۰ میلیون تومان است

    مجموع سوابق بیمه‌پردازی ۲۰،۵ سال است

    براساس آخرین آمار و اطلاعات منتشر شده سازمان تامین اجتماعی، در سال گذشته مجموع سوابق بیمه‌پردازی ۲۰.۵ سال و این رقم برای مردان ۲۰.۹ سال و برای زنان ۱۶.۷ سال است و به‌طور متوسط زنان مستمری بگیر ۴.۲ سال کمتر از مردان بیمه‌پردازی دارند. مستمری ناخالص مردان ۱۳۴ میلیون و ۷۱۱ هزار و ۳۲۶ ریال و مستمری ناخالص زنان ۸۳ میلیون و ۶۱۲ هزارو ۵۹۵ ریال است که بررسی این دو مقوله نشان می‌دهد مستمری مردان حدود ۶۰ درصد بیشتر از زنان است که دلایلی آن از جمله بازنشستگی زنان با ۲۰ سال سابقه و خروج زودتر از بازار کار است.

    ۳ میلیون ۱۳۰هزارو ۸۱۴ نفر بازنشسته هستند

    آمارهای سازمان تامین اجتماعی در مورد بازنشستگان در سال گذشته نشان می‌دهد، شمار کل بازنشستگان سه میلیون و ۱۳۰ هزار و ۸۱۴ نفر است که ۲میلیون و ۶۷۰ هزار و ۷۴۲ نفر مرد و ۴۶۰ هزار و ۷۲ نفر زن هستند.

    متوسط سن برقراری مستمری ۵۶،۱ سال

    میانگین کل سن برقراری مستمری بازنشستگی (سال ۱۴۰۳) ۵۶.۱ سال است که این عدد برای مردان ۵۶.۴ سال و برای زنان ۵۴.۳ سال اعلام شده و بررسی‌ها نشان می‌دهد زنان به‌طور متوسط ۲.۱ سال زودتر از مردان بازنشسته می‌شوند. میانگین مبلغ پایه حکم مستمری بازنشستگی نیز ۱۱۷ میلیون و ۸۴۸ هزار و ۳ ریال است که این رقم برای مردان ۱۱۷ میلیون و ۵۹۵ هزار و ۵۳۰ ریال و برای زنان ۷۸ میلیون و ۵۳ هزار و ۲۲۶ ریال است و میانگین مستمری ناخالص پرداختی (بدون متناسب‌سازی و مزایای جانبی) ۱۳۴ میلیون و ۶۶۵ هزار و ۵۶۵ریال اعلام شده است.

    زنان بازنشسته ۷،۱ سال کمتر از مردان  بیمه‌پردازی دارند

    ۱۴۸ هزارو ۵۹۲ نفر از کار افتاده هستند

    آمار سازمان تامین اجتماعی در بخش از کارافتادگان بیانگر این است که ۱۴۸ هزار و ۵۹۲ فرد از کار افتاده مشمول دریافت مستمری هستند که از این تعداد ۱۳۷ هزار و ۶۵۵ نفر مرد و ۱۰ هزارو ۹۳۷ نفر هم زن هستند و متوسط سن برقراری مستمری بازنشستگی برای این افراد، ۴۳.۲ سال که برای مردان ۴۳.۱ و برای زنان ۴۳.۵ سال اعلام شده است و بررسی‌ها نشان می‌دهد مردان به‌طور متوسط ۴ ماه زودتر از زنان از کارافتاده می‌شوند.

    مجموع سوابق بیمه‌پردازی

    مجموع سوابق بیمه‌پردازی برای از کارافتادگان ۱۰.۶ سال است که برای مردان ۱۰.۷ و برای زنان ۹.۱ اعلام شده است و به‌طور متوسط زنان ۱.۶ سال کمتر از مردان دارای سابقه بیمه‌پردازی هستند. میانگین مستمری دریافتی مردان بابت از کار افتادگی در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۲ درصد بالاتر از زنان است که به دلایلی از جمله سوابق بیمه‌پردازی بیشتر و مزایای جانبی مانند حق تاهل و اولاد است.

     یک میلیون و ۲۵۸هزارو ۹۱۸پرونده  فوتی‌ها (بازماندگان) 

    براساس اطلاعات آماری سازمان تامین اجتماعی، در سال گذشته یک میلیون و ۲۵۸ هزار و ۹۱۸ پرونده فوتی‌ها (بازماندگان) موجود است که یک میلیون و ۲۳۵ هزار و ۵۴۶ پرونده مربوط به مردان و ۱۰ هزارو ۹۳۷ نفر زن هستند و میانگین سن برقراری مستمری بازنشستگی برای این افراد ۵۵ سال است که این رقم برای مردان ۵۵.۱ سال و برای زنان ۵۱.۵ سال است. میانگین سن مستمری بگیری ناشی از پرونده‌های فوت ۵۲.۵ سال است که این عدد برای مردان ۱۹.۹ سال و برای زنان ۵۵.۳ سال اعلام شده است و دلیل سن پایین می‌تواند به دلیل وجود بازماندگان ذکور در زیر سن قانونی یا در حال تحصیل باشد و در بین زنان علت بالا بودن سن به این دلیل است که بخش گسترده‌ای از بازماندگان، زنان به ویژه همسران هستند. مجموع سابقه بیمه‌پردازی برای بازماندگان ۱۳.۶ سال است که این رقم برای مردان ۱۵ سال و برای زنان ۱۲.۳ سال اعلام شده است که به‌طور متوسط زنان ۲.۷ سال کمتر از مردان دارای سابقه بیمه‌پردازی هستند.

  • نسخه خودکشی صنعت دارو / بازی تامین اجتماعی با جان بیماران؟

    نسخه خودکشی صنعت دارو / بازی تامین اجتماعی با جان بیماران؟

    به گزارش اقتصادران، براساس شنیده‌ها شماری از داروخانه‌های کشور در روزهای آینده در صورت تداوم تعویق پرداخت مطالبات داروخانه‌ها، پذیرش نسخه‌های تامین اجتماعی را محدود یا متوقف می‌کنند. اتفاقی که مردم و بیماران باوجود پرداخت حق بیمه‌های خود به میزان ۱۲۱‌هزار میلیارد تومان در ماه باید داروهای‌شان را آزاد و بدون پوشش بیمه دریافت کنند.

     سازمان تامین اجتماعی بدهی‌هایش را پرداخت نمی‌کند

    این سازمان باید مطابق قانون دست‌کم ۹/‏۲۷ام وجه حق‌بیمه‌ها یعنی نزدیک به ۴۰‌هزار میلیارد تومان در ماه به حوزه دارو و درمان اختصاص یابد. حال شواهد نشان می‌دهد این سهم قانونی نه‌تنها به ‌طور کامل پرداخت نمی‌شود بلکه بخش مهمی از تعهدات درمانی این سازمان ماه‌ها عقب افتاده و این بیمه ۳‌هزار همت به داروخانه‌ها بدهکار است و خود یک تنه موجب شده برخی داروهای حیاتی همچون انسولین دچار کمبود و دسترسی بیماران به آن سخت شود.

    در میان چنین پدیده خسته‌ای،  معاون درمان سازمان بیمه تامین اجتماعی در صفحه تلویزیون حاضر شده و به‌جای پاسخ به چرایی بدهی‌ها و اجرای نص قانون با طرح موضوع «نه به برندژنریک و آری به ژنریک مطلق» که از سوی بسیاری از متخصصان حتی رییس‌جمهور نقض شده، راه‌حل نشان داده و با فرافکنی صورت مساله را پاک می‌کند.

    شهرام غفاری در یک برنامه تلویزیونی اظهار داشت: با راهکار تجویز داروهای «ژِنریک» که تحت پوشش بیمه‌ها هستن به جای داروهای «بِرند ژنریک» می‌توان بخش عظیمی از مشکلات هزینه داروی مردم را برطرف کرد. حال باید دید که چه دست‌هایی در کار است که درمانگران را به‌سمت تجویز داروهای «برند ژنریک» می‌برد؟ داروهایی که تفاوت اثربخشی بیشتری به نسبت داروهای ژنریک ندارند. گویا ریشه در نسخه‌هاست که به‌دلیل عدم تعامل درست بین بیمه‌ها و درمانگران، یک جریان خاص از این خلأ به‌خوبی سوءاستفاده کرده‌اند. اظهارات اخیر معاون تامین اجتماعی درباره بالا بودن پرداخت از جیب بیماران و ربط‌ دادن آن به «برند و ژنریک» بار دیگر بحثی قدیمی را در صنعت دارو زنده کرده است؛ بحثی که به باور بسیاری از کارشناسان بیش از آنکه ریشه در واقعیت بازار دارو داشته باشد، ناشی از مشکلات ساختاری در نظام بیمه‌ای کشور است.

    سجاد حسینی، کارشناس صنعت دارو در واکنش به اظهارات معاون سازمان تامین اجتماعی که مدعی شده بود «بالا بودن پرداخت از جیب بیماران به دلیل استفاده از برندهای ژنریک است»، این نگاه را نادرست و نوعی فرافکنی دانست.

    وی در این‌باره توضیح داد: «بیمه‌ها برای ساده‌سازی محاسبات خود یک رقم پایه برای هر دارو تعیین می‌کنند. تعهدشان هم براساس همان عدد پایه تعریف می‌شود؛ فرقی ندارد بیمار داروی ژنریک بگیرد یا برند. این یعنی بیمه از همان ابتدا تصمیم گرفته تنها بخشی از هزینه واقعی را پوشش دهد. حالا اختلاف قیمت برند و ژنریک ـ که معمولا ۲۰ تا ۳۰‌درصد است‌ـ عملا روی دوش بیمار می‌افتد بنابراین اینکه بگوییم مقصر اصلی برندها هستند اصلا استدلال درستی نیست. مشکل از شیوه محاسبه و تعهد بیمه‌هاست.»

    به گفته او، بیمه‌ها حاضر نیستند برای تعیین سیاست‌هایشان وارد مطالعات جدی شوند.

    وی سپس به نقد عملکرد سازمان تامین اجتماعی پرداخت و گفت: «متاسفانه سازمان تامین اجتماعی منافع بیمه‌شدگان را در اولویت قرار نمی‌دهد. وقتی بحث درآمد است، خودش را نهادی دولتی می‌داند و بودجه از دولت می‌گیرد اما در زمان هزینه‌کرد، رفتار یک بنگاه خصوصی را پیش می‌گیرد و سختگیرانه‌تر عمل می‌کند. این دوگانگی باعث شده بیمه‌شدگان بار اصلی هزینه‌ها را به دوش بکشند.»

    حسینی ادامه داد: «شرکت‌های زیرمجموعه تامین اجتماعی به خاطر کارایی پایین و سودآوری اندک نمی‌توانند هزینه‌های درمانی را جبران کنند اما اینکه یک شرکت وابسته زیان‌ده است، دلیل نمی‌شود تعهدات سازمان نسبت به بیمه‌شدگان کاهش یابد. بیمه باید براساس درآمدهای پایدارش برنامه‌ریزی کند، نه اینکه کسری‌ها را با فشار آوردن به بیماران جبران کند.»

    وی در ادامه به بحث حذف برندهای دارویی پرداخت؛ موضوعی که اخیرا برخی جریان‌ها از جمله معاون تامین اجتماعی یا فرهنگستان علوم پزشکی روی آن تاکید کرده‌اند. حسینی اعتقاد دارد: «اینکه گفته می‌شود همه داروها باید صرفا با نام ژنریک عرضه شوند و هیچ برندی وجود نداشته باشد، دیدگاهی بسیار ساده‌انگارانه است. برند فقط یک اسم نیست، پشت برند سال‌ها تحقیق، توسعه، آزمایش و سرمایه‌گذاری قرار دارد. شرکت‌ها برای حفظ اعتبار خود، مواد اولیه باکیفیت‌تری استفاده می‌کنند، فرمولاسیون بهتری طراحی و روی اثربخشی دارو کار می‌کنند. وقتی برند حذف شود، این انگیزه‌ها هم از بین می‌رود.»

    او با ذکر مثالی ادامه داد: «فرض کنید داروی یک شرکت با استاندارد حداقلی تولید می‌شود، همان ۹۰درصد اثربخشی که قانون تعیین کرده است. شرکت دیگر اما برای حفظ نام و اعتبارش، مواد اولیه مرغوب‌تر می‌خرد یا روی فرآیند تولید بیشتر وقت و هزینه می‌گذارد و دارویی می‌سازد که اثربخشی واقعی آن بالاتر است. در سیستم بدون برند، این تفاوت‌ها دیده نمی‌شود و همه مجبور می‌شوند در همان کف کیفی باقی بمانند. نتیجه‌اش کاهش کیفیت و افزایش عوارض برای بیماران است.»

    حسینی تاکید کرد که بدن بیماران متفاوت است و نمی‌توان همه را مجبور کرد یک دارو مصرف کنند. وی افزود:«بعضی بیماران ممکن است نسبت به محصول یک شرکت واکنش آلرژیک داشته باشند، در حالی ‌که برند دیگر بدون عارضه مصرف شود. این همان جایی است که تنوع برندها اهمیت پیدا می‌کند. شما نمی‌توانید بگویید همه باید از یک داروی واحد استفاده کنند، همانطور که نمی‌شود همه با یک ماشین ساده از مسیر کوهستانی عبور کنند. بعضی مسیرها نیاز به خودروی قوی‌تر دارد، بعضی بدن‌ها هم نیاز به داروی باکیفیت‌تر.»

    وی سپس به پیامدهای کلان حذف برند پرداخت و آن را با صنعت خودرو مقایسه کرد: «این نگاه که بین برند و ژنریک فرقی نیست، قبلا در خودروسازی هم تجربه شده. سال‌ها به مردم می‌گفتند پیکان و دوو هیچ تفاوتی ندارند. هر دو چهار چرخ و فرمان دارند اما کیفیت، ایمنی و تجربه رانندگی آنها زمین تا آسمان فرق داشت. امروز هم اگر برندها از صنعت دارو حذف شوند به همان سرنوشت دچار می‌شویم: چند محصول تکراری و کم‌کیفیت که توسعه‌ای در آنها رخ نمی‌دهد. صنعت داروسازی اگر به مسیر حذف برند برود، نهایتا به چند داروی قدیمی محدود می‌شود. شرکت‌ها دیگر انگیزه‌ای برای تحقیق و توسعه نخواهند داشت چون می‌دانند هرچه تولید کنند، با همان قیمت پایه فروخته می‌شود. داروسازی  در چنین شرایطی به سمت یکنواختی و رکود خواهد رفت.»

    وی در ادامه به مساله قیمت‌گذاری اشاره کرد و گفت: «وقتی همه‌ چیز روی همان قیمت پایه قفل می‌شود، تولیدکننده هم چاره‌ای ندارد جز اینکه کیفیت را قربانی کند. مدیرعامل شرکت حساب می‌کند که اگر وزارتخانه اجازه ۲۵‌درصد حاشیه سود داده، در عمل به خاطر تورم و هزینه‌ها این سود به ۵درصد یا حتی کمتر رسیده است. طبیعی است که برای بقا به سراغ مواد اولیه ارزان‌تر برود، حتی اگر ناخالصی بیشتری داشته باشد یا کیفیت نهایی دارو پایین بیاید. در این میان متضرر اصلی باز هم بیماران خواهند بود.»

    حسینی افزود: «بیماران وارد یک چرخه معیوب می‌شوند: داروی ارزان‌تر و کم‌کیفیت مصرف می‌کنند، اثربخشی پایین است، دوره درمان طولانی‌تر می‌شود یا عوارض جدیدی بروز می‌کند. در نهایت، بیمه هم هیچ تعهد بیشتری قبول نمی‌کند چون همه‌چیز را روی همان رقم پایه بسته است. این روند نه‌تنها بیماران را دچار مشکلات جسمی می‌کند بلکه بار مالی خانواده‌ها را هم سنگین‌تر می‌سازد.»

    وی در بخشی از گفت‌وگو به موضوع مابه‌التفاوت نرخ ارز پرداخت و آن را یکی از ریشه‌های اصلی مشکلات بیماران دانست: «بیمه‌ها عملا تعهداتشان را براساس دریافت یارانه ارزی از دولت تنظیم می‌کنند یعنی اگر دولت مابه‌التفاوت نرخ ارز را به‌موقع نپردازد یا خطایی در محاسبات داشته باشد، همان خطا مستقیم به خدمات بیمه‌ای منتقل می‌شود. به عبارت دیگر، بیمه‌ها اول نگاه می‌کنند چه میزان ارز دولتی یا نیمایی دریافت کرده‌اند، بعد همان را مبنا قرار می‌دهند برای تعهدات دارویی‌شان. این یعنی سلامت مردم وابسته شده به حساب و کتاب‌های بودجه‌ای دولت.»

    حسینی در ادامه اضافه کرد: «مثلا اگر برای یک دارو نرخ ارز به درستی محاسبه نشود، بیمه آن را فقط تا سطح همان عدد پایه پوشش می‌دهد. اختلاف قیمتی که باقی می‌ماند، کاملا بر دوش بیماران است. در واقع بیمه‌ها حاضر نیستند از جیب خودشان هزینه کنند بلکه هرچه از دولت بابت مابه‌التفاوت ارز گرفتند، همان را بین داروها تقسیم می‌کنند. این سیاست هیچ ربطی به برند یا ژنریک ندارد؛ ریشه مشکل در مدل حسابداری بیمه‌هاست.»

    به گفته حسینی، این روند باعث شده بیمه‌ها به جای آنکه نهاد حمایتی باشند، بیشتر شبیه صندوق‌های مالی عمل کنند: «سازمان تامین اجتماعی به جای آنکه براساس نیاز بیماران برنامه‌ریزی کند، همه چیز را به دریافت‌هایش از دولت گره زده است. اگر دولت پرداختی داشت، بیمه تعهد بیشتری می‌دهد، اگر نداشت، سطح خدمات هم پایین می‌آید. این وابستگی ساختاری، امنیت بیماران را به‌ شدت تهدید می‌کند.»

    این کارشناس صنعت دارو به سیاست‌های بیمه‌ها و لزوم بازنگری در آنها پرداخت و گفت: «راه‌حل مشکلات موجود حذف برندها نیست بلکه اصلاح تعهدات بیمه‌ای است. بیمه‌ها باید شفاف اعلام کنند که چه میزان از هزینه داروهای بیمه‌شده مربوط به برند و چه میزان مربوط به ژنریک بوده است. باید مطالعات اثربخشی انجام دهند تا مشخص شود کدام دارو واقعا ارزش حمایت بیشتر دارد. اینکه صرفا به عدد پایه بسنده کنند و همه تفاوت‌ها را نادیده بگیرند، ظلم آشکار به بیماران است.»

    حسینی در پایان گفت: «به نظر من حذف برند در صنعت دارو چیزی جز خودکشی نیست؛ هم برای بیماران زیان‌بار است، هم برای آینده صنعت داروی کشور. ما باید به سمت احیای برندینگ، گسترش سبد دارویی و تقویت تحقیق و توسعه برویم. تنها در این صورت است که می‌توانیم هم کیفیت را ارتقا دهیم و هم از بیماران به‌درستی حمایت کنیم.»

     

  • بیش‌ترین شکایت مردم از کدام شرکت بیمه‌ ای است؟

    بیش‌ترین شکایت مردم از کدام شرکت بیمه‌ ای است؟

    به گزارش اقتصادران، طی چهارماهه ابتدایی امسال، ۶۳۳۱ شکایت در رشته‌های مختلف بیمه ثبت شد که به ۸۳ درصد از شکایات رسیدگی شده و ۱۷ درصد از شکایات در حال رسیدگی است. همچنین رشته بیمه شخص ثالث بیشترین تعداد شکایات را به خود اختصاص داده و پس از آن بیمه درمان و بیمه بدنه اتومبیل قرار دارند.

    بر اساس داده‌های بیمه مرکزی، در پایان چهار ماهه نخست امسال ۶۳۳۱ شکایت در رشته‌های مختلف بیمه ثبت شده که از این تعداد ۵۲۹۵ شکایت به مرحله رسیدگی رسید و مختومه شده و ۱۰۳۶ شکایت همچنان در حال بررسی است.

    این آمار نشان‌دهنده عملکرد رسیدگی به شکایات بیمه‌ای در چهار ماهه اول سال جاری است که در برخی رشته‌ها، شکایات بیشتری ثبت شده و در پاره‌ای موارد وضعیت رسیدگی به شکایات به‌طور نسبی بهتر بوده است. به طور کلی این شکایات، توسط بیمه‌گذاران و ذی نفعان بیمه‌نامه در سامانه رسیدگی و پاسخگویی به شکایات ثبت شده به صورت جداول آماری و به تفکیک همه رشته‌ها و با هدف شفافیت عملکردی، تسهیل در ثبت، بهبود فرایند رسیدگی اعلام شکایت بیمه‌گذاران از شرکت‌های بیمه، منتشر می‌شود که بر اساس آن، میزان شکایات صورت گرفته به شرکت‌های بیمه‌ای مشخص شده است.

    بر مبنای آمارهای اعلامی در این جداول بر پایه شرکت بیمه، تعداد کل شکایات ثبت شده، شکایات رسیدگی شده اعم از وارد و ناوارد و شکایت‌های در حال رسیدگی، تفکیک شده است.

    با این حال، به علت پویایی عملکرد و متغیر بودن عوامل در این جداول، جایگاه شرکت‌های بیمه به صورت ماهانه تغییر می‌کند و هر ماه درصد شکایات وارده در شرکت‌های مختلف، متفاوت با ماه‌های دیگر خواهد بود.

    بیشترین شکایات از کدام رشته‌های بیمه‌ای بود؟

    – شخص ثالث و مازاد: در میان رشته‌های بیمه‌ای در پایان تیرماه سال جاری، رشته بیمه شخص ثالث با ثبت ۲۸۲۷ شکایت، بیشترین تعداد شکایات را به خود اختصاص داده و از این تعداد، به ۲۳۵۳ شکایت رسیدگی شده که ۱۴۱۸ شکایت وارد و ۹۳۵ شکایت ناوارد بوده است. همچنین ۴۷۴ شکایت در حال رسیدگی است. در حالی که سهم رشته بیمه شخص ثالث و مازاد از حق بیمه تولیدی بازار بیمه طی این مدت ۲۱ درصد بوده است.

    – درمان: رشته بیمه درمان نیز با ۱۶۱۰ شکایت ثبت‌شده در جایگاه دوم قرار دارد. از این تعداد، ۱۴۲۶ شکایت رسیدگی شده که ۷۱۶ مورد وارد، ۷۱۰ مورد ناوارد و ۱۸۴ شکایت در این رشته همچنان در حال رسیدگی است. این در حالی است که سهم رشته بیمه درمان از بازار بیمه طی چهارماهه نخست امسال، ۴۸ درصد از کل بازار بیمه بود.

    – بدنه اتومبیل: همچنین در رشته بیمه بدنه اتومبیل، طی چهار ماهه نخست سال جاری، ۷۵۴ شکایت ثبت شده که از این تعداد، ۶۶۲ شکایت رسیدگی شده که ۳۴۰ مورد آن وارد، ۳۲۲ مورد ناوارد و ۸۳ مورد در حال رسیدگی است. در حالی که سهم رشته بیمه بدنه اتومبیل از بازار بیمه طی چهار ماهه امسال ۴.۳ درصد بود.

    شکایت بیمه

    رشته‌های بیمه‌ای با کمترین تعداد شکایات

    از سوی دیگر، در پایان چهارماهه نخست امسال در رشته‌ بیمه اعتبار و رشته بیمه بدنه کشتی هرکدام تنها دو شکایت ثبت شده، که در رشته اعتبار هر دو شکایت ناوارد بوده و در رشته بدنه کشتی یک شکایت وارد و یک شکایت ناوارد بود.

    وضعیت کلی رسیدگی به شکایات

    براساس داده‌های منتشر شده از سوی بیمه مرکزی، از مجموع ۶۳۳۱ شکایت ثبت‌شده در چهار ماهه نخست امسال، ۵۲۹۵ شکایت به مرحله رسیدگی رسیده و مختومه اعلام شد و ۱۰۳۶ شکایت در حال بررسی است. در این میان از ۵۲۹۵ مورد رسیدگی شده ۲۸۷۸ مورد از شکایات وارد و ۲۴۱۷ مورد ناوارد اعلام شده است.

    بنابراین در پایان چهارماهه نخست سال جاری، به ۸۳ درصد از شکایات رسیدگی شده و ۱۷ درصد از شکایات در حال رسیدگی است که در میان شکایات مختومه (رسیدگی شده)، ۵۴ درصد از آنها وارد بوده و ۴۶ درصد از این شکایات ناوارد بوده است.

  • پرداخت «علی الحساب» به آسیب دیدگان بندر شهید رجایی؛ فرار از مسئولیت یا خرید زمان؟ / تکرار تجربه متروپل و معدن طبس

    پرداخت «علی الحساب» به آسیب دیدگان بندر شهید رجایی؛ فرار از مسئولیت یا خرید زمان؟ / تکرار تجربه متروپل و معدن طبس

    به گزارش اقتصادران، ۶ اردیبهشت ماه امسال بود که انفجاری مهیب در بندر شهید رجایی، قلب تپنده تجارت دریایی ایران را لرزاند که به گفته گزارش رسمی استانداری هرمزگان، ۵۷ نفر کشته و ۱۵۰۰ نفر مجروح شدند، اما با گذشت بیش از یک ماه علت و مقصران آن مشخص نشد و همچنین وضعیت حقوق، دستمزد و پرداخت خسارت به کارگرانی که مصدوم یا قطع عضو شده یا منجر به فوت آنها شده همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

    به گفته شاهدان عینی بیشتر فوتی‌های انفجار و مصدومان کارگر بوده و تعدادی هم راننده ماشین سنگین بودند که برای بارگیری به اسکله آمده بودند، به طوری که به گفته گزارش رسمی استانداری هرمزگان، ۵۷ نفر کشته و ۱۵۰۰ نفر درپی انفجار بندر شهید رجایی مجروح شدند و برخی از آنان  کارگران بلوچ بوده که به دلیل عدم ثبت نام رسمی، سرنوشت تعدادی از آنها هنوز نامشخص است.

    به گفته اسماعیل حاجی‌زاده، دبیر اجرایی خانه کارگر هرمزگان، ۱۱ کارگر اسکله هنوز مفقود هستند؛ این درحالی است که مدیرکل دادگستری استان دستور پرداخت غرامت و بیمه را صادر کرده است، اما درباره کارگران مفقود هنوز تصمیمی گرفته نشده است؛ چراکه بر اساس اطلاعات غیررسمی، تعدادی از کارگران روزمزد و فصلی فاقد شناسنامه در این حادثه فوت یا مفقود شده‌اند و نام این افراد در هیچ لیست شرکتی موجود نیست و هنوز مشخص نیست آیا خانواده‌های آنان شامل پرداخت‌های غرامت خواهند شد یا خیر.

    ماجرای تلخ بندرعباس هنوز به نقطه پایان نرسیده است و علت اصلی حادثه، مقصران آن و دلایلی که منجر به این انفجار شد توضیح داده نشده است، اما آنچه باقی مانده است راننده‌های بسیاری که آسیب دیده یا خودرویشان در انفجار مهیب از بین رفته است و خانواده‌هایی که نان‌آور خود را در این حادثه از دست داده‌اند حالا عزادار و بلاتکلیف در انتظار پرداخت غرامت ازسوی مسئولان هستند.

    پرداخت دیه جان‌باختگان به خانواده ها شروع شد

    مجتبی قهرمانی، رئیس کل دادگستری هرمزگان اخیرا اعلام کرد: پرداخت دیه مصدومان حادثه بندر شهید رجایی که گواهی قطعی پزشکی قانونی دارند از چند روز گذشته آغاز شده است و افرادی که نیاز به معاینه دوباره پزشکی قانونی دارند باید صبر کنند مهلت معاینه فرا برسد.  همچنین این افراد می‌توانند با مراجعه به معاونت اجرای احکام از معاینه انصراف داده و با مراجعه به پزشکی قانونی صدمات را قطعی را اعلام کرده و بعد از صدور گواهی، فرآیند پرداخت بعد از سه روز آغاز می‌شود.

    قهرمانی در خصوص پرداخت مبلغ دیه مصدومان حادثه بیان کرد: این مبلغ با توجه به اینکه هنور مقصر و میزان قصور قطعی نشده از طریق نامه نگاری با سازمان بنادر و دریانوردی به صورت علی الحساب از باب مسئولیت‌های اجتماعی و کاهش آسیب‌های بخشی از مبلغ دیه تامین و به مصدومان پرداخت می‌شود. البته در این حادثه ۵۸ نفر جان خود را از دست دادند که دیه همه این افراد به یک حساب مشخص واریز شده است که تاکنون به ۳۳ خانواده دیه پرداخت شده است و مابقی خانواده‌ها هم خودشان مراجعه نکرده‌اند یا پیگیر تکمیل مدارک هستند.

    پرداخت علی الحساب به خانواده های آسیب دیدگان چه معنایی دارد؟

    او همچنین افزود: در این حادثه بیش از هزار و ۵۰۰ نفر به مراکز درمانی مراجعه کردند که برای ۵۳۰ نفر درمان‌های تخصصی انجام شده است و پرونده قضایی حادثه بندر شهید رجایی همچنان در حال بررسی است و علت و عوامل آن به‌زودی مشخص و با هرگونه قصور یا تخلف برخورد قاطع و قانونی می‌شود.

    البته پرداخت علی الحساب به بهانه به تاخیر انداختن معرفی مقصرین حادثه بندر شهید رجایی آن هم پس از یک ماه، شائبه فرار از مسئولیت و خرید زمان به بهانه کاهش فشار افکار عمومی بسیار محتمل است.

    بر اساس گزارش سازمان پزشکی قانونی، در پی وقوع حادثه بندر شهید رجایی، ۴۸ قربانی این حادثه با روش‌های مختلف علمی از جمله آزمایشات ژنتیک شناسایی و تعیین هویت شده و تاکنون بیش از ۴۰۰ مصدوم این حادثه برای تعیین خسارت و میزان صدمات وارده به پزشکی قانونی بندرعباس مراجعه و توسط پزشکان این مرکز معاینه شده‌اند.

    تامین اجتماعی به چه کسانی مستمری باید پرداخت کند؟

    سازمان تامین اجتماعی موظف به پرداخت مستمری به بازماندگان کارگران بیمه‌شده متوفی است که تحت عنوان «مستمری بازماندگان» قرار می‌گیرند و واجد شرایط مشمول دریافت مستمری خواهند بود؛ حتی اگر کارگر سابقه بیمه کمی داشته باشد. البته علاوه بر مستمری تامین اجتماعی، در صورت وقوع حادثه ناشی از کار که منجر به فوت شود، کارفرما نیز مسئول پرداخت دیه یا سایر خسارات به بازماندگان است؛ بنابراین سازمان تامین اجتماعی موظف است خدمات پزشکی لازم را به کارگران بیمه‌شده‌ای که در اثر حوادث ناشی از کار مصدوم شده‌اند، ارائه دهد و در صورت مصدومیت و ناتوانی موقت از کار، سازمان تامین اجتماعی بخشی از دستمزد کارگر را به عنوان «غرامت دستمزد ایام بیماری» پرداخت کند، اما اگر مصدومیت منجر به از کارافتادگی جزئی یا کلی شود، کارگر مشمول دریافت مستمری از کارافتادگی از تامین اجتماعی می شود.

    تجربه متروپل و معدن طبس بار دیگر تکرار شد …

    این حادثه اولین باری نیست که قشر زحمت کش کارگران را نشانه گیری کرده است، پیش تر هم در حادثه فروپاشی متروپل آبادان (خرداد ۱۴۰۱) با ۴۳ کشته و انفجار معدن طبس (شهریور ۱۴۰۳) با ۵۳ کشته، نمونه هایی از سهل انگاری های مسئولان که کارگران قربانی آن بوده اند به چشم می خورد برای مثال به گفته مهرداد حسن زاده مدیرکل مدیریت بحران هرمزگان گفت این منطقه پیش تر، هشدارهایی درباره ایمنی دریافت کرده بود، اما اقدامات کافی انجام نشد .

    درحادثه بندر شهید رجایی، بیش از همه، انگشت اتهام برای مقصرین احتمالی این حادثه به سوی فرزانه صادق مالواجرد وزیر راه و شهرسازی نشانه می‌رود که قرار است یکشنبه ۱۸ خرداد استیضاح خانم وزیرقرار است تعیین تکلیف شود.

    سازمان بنادر و دریانوردی که مسئولیت اصلی در حوزه ایمنی و عملیات بندری را بر عهده دارد زیرمجموعه وزارت راه و شهرسازی است و این وزارتخانه باید بر اجرای مقررات ایمنی، استاندارد‌ها و پروتکل‌های عملیاتی در بندر شهید رجایی نظارت کامل داشته باشد تا از وقوع حوادث پیشگیری شود. همچنین وزارت راه و شهرسازی و شخص وزیر مسئول تدوین و اجرای مقررات بندری و دریایی است که باید به گونه‌ای باشند که حداکثر ایمنی را برای کارکنان و محیط فراهم کنند که متاسفانه قصور شد.

    انتظار می‌رفت خانم وزیر با جدیت به عوامل حادثه در بندر شهید رجایی رسیدگی کرده و تدابیر لازم را برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی اتخاذ می‌کرد و اطمینان حاصل می‌شد که زیرساخت‌ها و تجهیزات بندری تا چه حد به روز و ایمن هستند تا جان کارگران در معرض خطر قرار نگیرد.

    آقای وزیر کار در این یک ماه چه کردید؟

    احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز از دیگر وزیرانی است که ارتباط مستقیمی با حادثه بندر شهید رجایی دارد البته در مورد حادثه بندر شهید رجایی میدری پیش‌تر استاندار هرمزگان را مامور کرده تا اطلاعات لازم را در رابطه با همه خانوار‌های آسیب‌دیده جمع‌آوری کند تا خدمات لازم به کارگران مصدوم و خانواده‌های کارگران فوتی ارائه کند.

    وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که وظیفه نظارت کامل بر اجرای قوانین کار و تامین اجتماعی در قبال کارگران فوت شده و مصدوم در حادثه بندر شهید رجایی را برعهده دارد که این نظارت شامل اطمینان از پرداخت به موقع و کامل مستمری به بازماندگان، پرداخت غرامت و حقوق به کارگران مصدوم و پیگیری حقوق قانونی آنها از طریق کارفرمایان و بیمه‌ها می‌شود.

    البته انتظار می‌رفت میدری وزیر کار، با گذشت بیش از یک ماه از حادثه بندر شهید رجایی حداقل گزارشی از ابعاد رفاهی و کارگری حادثه، وضعیت کارگران و خانواده‌ها و اقدامات حمایتی تهیه کرده و به هیئت دولت و مجلس ارائه می‌داد.

    درحادثه بندر شهید رجایی نقش دو وزارتخانه وزارت راه و شهرسازی و وزارت کار بیش از همه پررنگ و حیاتی است به طوری که وزارت راه و شهرسازی بیشتر بر جنبه‌های فنی، ایمنی زیرساخت‌ها، و مدیریت عملیات بندری تمرکز دارد و  وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بر حقوق کارگران، حمایت‌های اجتماعی و تامین اجتماعی متمرکز است. بنابراین هماهنگی این دو وزارتخانه برای رسیدگی به تبعات حادثه و حمایت از آسیب‌دیدگان و رسیدگی و تعیین تکلیف کارگران در این زمینه بسیار ضروری است.

  • صدای بی صدای بیماران / گرانی بیش از ۱۰۰ درصدیِ هزینه‌های درمان در سایه وعده‌ها / بیمه تکمیلی بازنشستگان آب رفت!

    صدای بی صدای بیماران / گرانی بیش از ۱۰۰ درصدیِ هزینه‌های درمان در سایه وعده‌ها / بیمه تکمیلی بازنشستگان آب رفت!

    به گزارش اقتصادران، «درمان برای مردم ۴۶ درصد گران شد»؛ این تیتر رسانه‌ها در روزهای آغازین بهار امسال است؛ با دستور دولت و به بهانه‌ی حمایت از پزشکان و متولیان درمان بخش خصوصی! دولت نرخ تعرفه‌های پزشکی را از ابتدای امسال ۴۶ درصد افزایش داد.

    گرانی‌های بی‌نظیر

    در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۴۰۳، تعرفه‌های پزشکی سال ۱۴۰۴ رسماً اعلام و در ۲۹ اسفندماه ابلاغ شد و این میزان رشد تعرفه‌ها در مقایسه با افزایش ۲۸، ۲۴ و ۳۵ درصدی در سه سال گذشته، یک صعود قابل توجه در قیمت‌ها به شمار می‌رود. این افزایش نجومی تعرفه‌های پزشکی در سال‌ها و دهه‌های اخیر و در واقع در تاریخ مدرن پزشکی و طب ایران بی‌سابقه بوده است؛ میانگین رشد تعرفه‌های پزشکی بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ فقط ۱۴ درصد بوده؛ حالا تعرفه‌ها با یک جهش بلندِ بیش از سه برابری، سر به فلک کشیده است.

    با این حساب، آنچه ما «هزینه‌های نرم افزاری درمان» می‌نامیم که شامل ویزیتِ پزشکان عمومی و متخصص، هتلینگ و خدمات کلینیکی و پارکلینیکی می‌شود، از ابتدای امسال ۴۶ درصد گران شده است؛ این گرانی محصول حمایت تمام‌قد دولت و مسئولان از مافیای فربه و اختاپوس‌وارِ درمان است!

    در عین حال، گرانی درمان به اینجا ختم نمی‌شود؛ آنچه می‌توان «هزینه‌های سخت‌افزاری درمان» نامید از جمله دارو تجهیزات پزشکی نیز با حذف ارز ترجیحی این بخش در سال جاری، و به نفع واردکنندگان و دلّالان دارو که نان را در بیماری و غم مردم می‌زنند و سودهای کلان نجومی از محل بیماران سرطانی و ام‌اسی و قلبی درمی‌آورند، یک رشد قیمت چند برابری داشته است.

    یک بیمار قلبی از گرانی بیش از ۲۰۰ درصدی داروها در بهار امسال خبر می‌دهد؛ این بیمار که قند هم دارد، از نایاب شدن قرص «متفورمین گلوکوفاژ» که توصیه شده پزشکان متخصص است و گویا وارداتی‌ست  انتقاد دارد:  هرجا گشتم، این قرص نیست، اگر هم زمانی پیدا شود، لابد قیمتش چند برابر شده….

    برآیند این آزادسازی‌ها -هم نرم‌افزاری و خدماتی و هم سخت‌افزاری- کالایی‌سازیِ بی‌نظیر درمان است؛ به گونه‌ای که مزدبگیران به خصوص بازنشستگان و سالمندان یا بیماران خاص، از این هیولای مهیب به شدت می‌ترسند. هیولایی که در این شرایط بهتر است به سمتش نروی، کنج خانه بشینی و با بیماری و درد بسازی تا شمع حیاتت خاموش شود.

    وعده‌ی ناکامِ آقای وزیر

    و همه اینها در حالیست که وزیر بهداشت بارها وعده داده که قرار نیست بار حذف ارز ترجیحی و عدم اختصاص ارز دولتی به دارو و درمان، گریبان مردم را بگیرد؛ «بیمه‌ها» باید افزایش قیمت را گردن بگیرند. برای مثال، در میانه اردیبهشت، وزیر بهداشت، رو به دوربین تلویزیون و در جواب خبرنگار صدا و سیما و خطاب به مردم، در توضیح بابت تصمیم جدید دولت برای حذف ارز ترجیحی دارو و تجهیزات پزشکی از ابتدای امسال و گران‌تر شدن قیمت این اقلام به دلیل حذف ارز ترجیحی اعلام کرد که به سازمان‌های بیمه‌گر دستور داده مابه التفاوت قیمت دارو و تجهیزات پزشکی را به جای دریافت از مردم، از منابع بیمه‌ای پرداخت کنند.

    محمدرضا ظفرقندی افزود: «طبق دستوری که وزارت بهداشت در مورد تغییرات قیمت تجهیزات پزشکی و دارو صادر کرده، امسال بیمه‌های پایه موظفند مابه التفاوت افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی (به دنبال حذف ارز ترجیحی از دارو و تجهیزات پزشکی) را تقبل کنند….».

    اما این «دستور آقای وزیر» مبنی بر افزایش نیافتن سهم پرداخت مردم، هرگز روی اجرا به خود ندید؛ اساساً مگر با «دستور» می‌شود قواعد و اصول بیمه‌ای را تغییر داد؟ تعرفه‌های بیمه‌ی پایه ثابت و محدود است؛ سال‌هاست که بیمه پایه بی‌خاصیت شده؛ قرارداد بیمه تکمیلی و سقف پرداخت‌های آن هم مشخص است و تغییری نکرده؛ پس چطور آقای وزیر از دستور به بیمه‌ها خبر می‌دهد بدون اینکه قراردادها و ضوابط تغییر کند؟ اصلاً مگر بیمه‌ها از جمله بیمه پایه‌ی تامین اجتماعی توان این را دارند که بیش از این، سهم درمان به بیمه‌شدگان بپردازند؟

    یک بازنشسته البرز غربی که بیمه شده تامین اجتماعی‌ست، مدتی‌ست درگیر بیماری سرطان شده؛ او که در بیمارستانی در قزوین بستری‌ست می‌گوید: یک آزمایش دادم، آزمایش دوم گفتند سقف بیمه تکمیلی‌ات پُر شده و باید تمام مبلغ را آزاد بپردازی!

    او ادامه می‌دهد: همان آزمایش اول هم ۱۱ میلیون تومان شد، بیمه تکمیلی فقط ۲ میلیون و خورده‌ای به من برمی‌گرداند؛ خلاصه بگویم بیمه تکمیلی برای منِ سرطانی یعنی کشک، یعنی هیچی….!

    «محمد کردی» رئیس کانون بازنشستگان استانداری البرز  نیز با اشاره به افزایش ۴۶درصدی تعرفه‌های پزشکی ۱۴۰۴ در بخش خصوصی گفت: اگر ویزیت پزشکان در سال گذشته و امسال را مقایسه کنید متوجه می‌شوید ویزیت پزشکان عمومی و تخصصی افزایش ۵۵ تا ۸۹ درصدی داشته است که این میزان رشد قیمت باعث شده هر بازنشسته با بیمه تکمیلی فقط از ۲ بار ویزیت استفاده کند که با توجه به وضعیت جسمانی بازنشستگان،  این تعداد پاسخگوی نیازهای درمانی آنان نیست.

    و این یعنی بیمه تکمیلی بازنشستگان، هزینه ویزیت پزشک را هم کفاف نمی‌دهد تا چه برسد به خدمات بستری و کلینیکی و پاراکلینیکی!

    چرا وعده‌های آقای وزیر محقق نشد؟

    چرا وعده‌های وزیر بهداشت و مقامات دولت چهاردهم محقق نشد و همانطور که انتظار می‌رفت، پرداخت از جیب مردم در بخش درمان بیش از ۱۰۰ یا حتی ۲۰۰ درصد افزایش یافت؟ «علیرضا حیدری» کارشناس رفاه و تامین اجتماعی در این رابطه می‌گوید: تفاوت معناداری بین تعرفه‌های بیمه پایه و تعرفه‌های دولت در بخش دولتی و خصوصی وجود دارد، و همین موجب سقوط سطح پوشش بیمه شده و پرداخت ریالی مردم افزایش چشمگیر یافته. مثلاً وقتی بیمه‌شده تامین اجتماعی در بخش دولتی ویزیت می‌شود، ۳۰ درصد مبلغ به عنوان فرانشیز از بیمار گرفته می‌شود، ۷۰ درصد تعهد پرداخت بیمه است اما چون تعرفه‌ها گران شده، مبلغ ریالی این ۳۰ درصد به شدت افزایش یافته؛ در بخش خصوصی سهم پرداخت بیمار از این هم بیشتر است؛ پرداخت مابه‌التفاوت تعرفه‌های خصوصی و دولتی برعهده خود فرد است. در مجموع افزایش ۴۶ درصدی تعرفه‌ها، فشار زیادی به مردم وارد آورده و پرداخت از جیب را بی‌سابقه افزایش داده.

    حیدری در مورد بیمه تکمیلی و پرداخت‌های ناچیزِ آن گفت: بیمه تکمیلی سقف پرداخت دارد؛ مثلاً در خدمات بستری سقف تعهد ۸۰ میلیون تومان است؛ پارسال این ۸۰ میلیون تومان معنادار بود چون قیمت تخت آی‌سی‌یو ۱۰ میلیون تومان بود؛ الان همان تخت مثلاً ۱۵ یا ۲۰ میلیون تومان شده، در نتیجه خیلی زود این سقف تمام می‌شود و دیگر معنایی ندارد؛ در مورد آزمایش‌ها و خدمات پاراکلینیکی هم همین است؛ با اولین آزمایشی که می‌دهی سقف پرداخت تمام می‌شود.

    این کارشناس رفاهی با بیان اینکه «تعهدات بیمه‌ای حتی گوشه‌ای از هزینه‌های درمان را پوشش نمی‌دهد درنتیجه اثربخش نیست و بیشتر موجب گرفتاری مردم شده» ادامه داد: وعده‌ی دولت که با گران کردن تعرفه‌ها و حذف ارز ترجیحیِ درمان، پرداخت از جیب مردم زیاد نمی‌شود، محقق نشد. یادمان نرود عمده درمان سرپایی مردم از بخش خصوصی‌ست و عدد تعرفه‌ها در این بخش، عدد درشتی‌ست و چون خرید از بخش غیر دولتی‌ست (اعم از درمانگاه و فیزیوتراپی و رادیولوژی)، سازمان‌های بیمه‌گر فقط تعرفه‌های دولتی را پوشش می‌دهند و سهم عمده پرداخت بر دوش بیمار می‌افتد. این هزینه‌های سنگین درمان را حتی بیمه‌های تکمیلی هم پوشش نمی‌دهند؛ لاجرم مردم گرفتار شده‌اند. به اینها گرانی دارو و تجهیزات پزشکی را هم بیفزایید…

    به این ترتیب، یک بازنشسته معدن ذغال‌سنگ که بعد از سال‌ها کار با دستمزد ناچیز در تونل‌های زیرزمینی و خاک ذغال خوردن، حالا گرفتار سرطان شده، باید پس‌انداز خود و خانواده را تمام و کمال خرج کند تا بتواند فقط چند آزمایش پزشکی اولیه را انجام دهد؛ این بازنشسته همان ابتدای کار به بن‌بست خورده و لابد، قید شیمی‌درمانی و درمان سرطان را می‌زند. او بعد از نثار جان و سلامتی در معادن این مملکت، حالا در مقابل هزینه‌های درمان، «درمانده» است؛ این معدنکارِ بازنشسته نمی‌تواند…. توان مقابله با هیولایی دولت‌ساخته به نام درمان را ندارد…..

    حقیقت، به غایت دردناک است؛ آزادسازی بی‌نظیر هزینه‌های درمان، راهی جز انصراف از درمان و انتظار برای مرگ، برای اکثریت بیماران به خصوص کارگران بازنشسته باقی نگذاشته است؛ بیمه تکمیلی بازنشستگان آب رفته است، دیگر هیچ کارکردی ندارد و مردمان فرودست در گرداب عمیق بیماری گرفتار آمده‌اند وقتی قرار نیست قایق نجات از راه برسد….

  • اگر دارو را گران نکنیم صنعت دارو متوقف می‌شود

    اگر دارو را گران نکنیم صنعت دارو متوقف می‌شود

    به گزارش اقتصادران، دیروز وزیر بهداشت، رو به دوربین تلویزیون و در جواب خبرنگار صدا و سیما و خطاب به مردم، در توضیح بابت تصمیم جدید دولت برای حذف ارز ترجیحی دارو و تجهیزات پزشکی از ابتدای امسال و گران‌تر شدن قیمت این اقلام به دلیل حذف ارز ۳۶۵۰۰ تومانی (ارز ترجیحی) اعلام کرد که به سازمان‌های بیمه‌گر دستور داده مابه‌التفاوت قیمت دارو و تجهیزات پزشکی را به جای دریافت از مردم، از منابع بیمه‌ای پرداخت کنند.

    محمدرضا ظفرقندی که در حاشیه برگزاری کنگره جامعه جراحان به جمع خبرنگاران آمده بود، در توضیحات بیشتر گفت: «طبق دستوری که وزارت بهداشت در مورد تغییرات قیمت تجهیزات پزشکی و دارو صادر کرده، امسال بیمه‌های پایه موظفند مابه‌التفاوت افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی (به دنبال حذف ارز ترجیحی از دارو و تجهیزات پزشکی) را تقبل کنند و تا زمانی که بیمه‌ها، پرداخت هزینه‌های اعلامی از سوی سازمان غذا و دارو را نپذیرند، افزایش قیمت که در واقع، قیمت واقعی شده دارو و تجهیزات پزشکی است نباید اعلام شود. تاکید بر این است که قیمت تجهیزات پزشکی و دارو باید واقعی باشد و قیمت واقعی به معنای میزان هزینه‌کرد تولید دارو و تجهیزات پزشکی است. وقتی هزینه تولید شیشه یک آمپول، ۵ هزار تومان است، قطعا هزینه تولید محتویات این آمپول ۳ هزار تومان نیست و باید قیمت این محصول واقعی شود اما بیمه‌ها موظفند مابه‌التفاوت هزینه‌های واقعی را تقبل کنند تا بابت افزایش قیمت‌ها فشاری به جیب مردم نیاید.»

    افزایش چند برابری قیمت دارو، از اوایل سال ۱۴۰۱ و به دنبال اجرای طرح دارویار در دولت سیزدهم شتاب گرفت. اولین تبعات تغییر قیمت ارز و محدودیت تخصیص ارز دولتی برای دارو و تجهیزات پزشکی، نایاب شدن دارو در داروخانه‌ها بود چون تولیدکنندگان دارو، بلاتکلیف و سردرگم بابت نقدینگی مورد نیاز، نمی‌دانستند چگونه و با چه میزان سرمایه و چه سود و زیانی قرار است چراغ کارخانه‌های دارویی را روشن نگه دارند. با وجود وعده‌های دولت سیزدهم به تامین منابع مالی مورد نیاز و ادعای موفقیت طرح و قول به حفظ ارزانی قیمت برای مردم، کسری شدید منابع، از ماه‌های اول بعد از اجرای دارویار و تا پایان سال ۱۴۰۲ در گزارش‌های ادواری کمیسیون بهداشت مجلس آشکار و معلوم شد که برخلاف ادعای دولت سیزدهم، نه تنها تعهدات مالی برای «دارویار» محقق نمی‌شده، کمبود دارو هم به بیشترین حد در طول دهه اخیر رسید و طرحی که قرار بود تامین و توزیع دارو را تسهیل کند، چالش‌های بیشتری را رقم زد که نتیجه نهایی این مشکلات، ناتوانی مردم در دسترسی به دارو بود.

    از پایان تابستان پارسال و با آغاز فعالیت دولت چهاردهم، تزریق ۵ هزار میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی به صنعت دارو، اولین اقدام برای نجات این صنعت استراتژیک بود و قیمت ۳۷۰ قلم دارو هم با هدف جبران کمبودها افزایش یافت چون بخش زیادی از داروهای نایاب، اقلامی بود که خط تولیدش به دلیل زیان‌دهی متوقف شده بود.

    تداوم کسری منابع برای صنعت دارو و تاثیر مستقیم ان بر هزینه‌های درمان از مشکلاتی بود که اواخر بهمن پارسال، از سوی رییس سازمان غذا و دارو مورد هشدار قرار گرفت و مهدی پیرصالحی به ایرنا گفت: «برای تداوم اجرای طرح دارویار در سال آینده به ۱۷۶ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است تا پرداختی از جیب مردم افزایش نیابد اما فعلا سازمان برنامه و بودجه ۸۵ هزار میلیارد تومان برای طرح دارویار برای سال آینده تخصیص داده که کافی نیست و اگر ارز ترجیحی از ۲۸ هزار و ۵۰۰ به ۳۸ هزار تومان افزایش یابد، پرداختی از جیب مردم نیز برای تهیه دارو بالا می‌رود. برخی از داروها در سال‌های اخیر دچار کمبودهای مقطعی شده و عوامل اصلی کمبودهای دارویی در کشور، کاهش نقدینگی و نامناسب بودن چرخه نقدینگی این صنعت است. بسیاری از داروها چون صرفه اقتصادی برای شرکت‌های دارویی ندارد، نمی‌توانند آن را تولید کنند و از این رو ناچار به اصلاح برخی از قیمت‌ها هستیم که شرکت‌ها از زیان خارج شوند و تمایل به تولید داشته باشند.»

    وزیر بهداشت هم در همین زمان در گفت‌وگویی با پایگاه خبری «انتخاب» افزایش قیمت برخی داروها را به عنوان راهی برای فعال شدن دوباره خط تولید دانست و گفت: «قیمت داروهای تزریقی و برخی پمادها به دلیل اینکه کارخانه‌ها با نرخ‌های قبلی تولید نمی‌کردند، افزایش یافت. ما برای جلوگیری از کمبود، نرخ را به قیمتی رساندیم که کارخانه‌ها بتوانند به تولید ادامه بدهند.»

    اسفند پارسال و در زمانی که قانون بودجه ۱۴۰۴ در مرحله تایید نهایی بود، وزیر بهداشت خبر داد که در سال جدید، بودجه مورد نیاز دارو، متناسب با نرخ ارز تامین خواهد شد. حالا همین زمانی است که صنعت دارو با حذف ارز ترجیحی مواجه شده و وزیر بهداشت از دستور جدید برای سازمان‌های بیمه‌گر می‌گوید در حالی که معلوم نیست آیا منابع جبران مابه‌التفاوت نرخ ارز به عنوان هزینه سربار بر بیمه‌های پایه هم در قانون بودجه ۱۴۰۴ منظور شده و آیا تخصیص این منابع به موازات تغییرات نرخ ارز خواهد بود یا باز هم مطالبات انباشته صنعت دارو به دلیل بی‌پولی سازمان‌های بیمه‌گر، چالش تامین و توزیع این محصول استراتژیک سلامت محور را تشدید خواهد کرد.

    هشدار وزیر بهداشت درباره تبعات تامین نشدن سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی

    دو هفته قبل وزیر بهداشت خبر داد که در سال ۱۴۰۴ سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی به حدود ۶ درصد افزایش یافته است. افزایش سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی بعد از یک تاخیر چند ساله و تاثیر این افزایش برای نظام سلامت، سوالی بود که دیروز خبرنگار «اعتماد» از وزیر بهداشت پرسید و ظفرقندی در جواب این سوال تاکید کرد که در صورت تامین نشدن این سهم و حرکت به روال قبل، نه تنها تامین منابع مالی مورد نیاز دارو و تجهیزات پزشکی به خطر می‌افتد، کیفیت ارائه خدمات سلامت هم کاهش می‌یابد و نیروی انسانی متخصص که در واقع، همان ارائه‌ دهندگان خدمات حوزه سلامت هستند هم، از دست خواهند رفت. «طبق قانون برنامه هفتم توسعه، سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی باید حداقل تا ۷ درصد باشد. در سال گذشته این سهم به حدود ۳٫۸ الی ۳٫۹ درصد رسیده بود. بدیهی است که در چنین شرایطی، در صورت تامین نشدن این سهم، دچار کاهش کیفیت، کاهش سهم (ریالی) دارو و تجهیزات پزشکی و مسائل مختلفی خواهیم شد ازجمله نیروی انسانی – چه در حوزه پرستاری و چه در حوزه پزشکی – را نمی‌توانیم حفظ کنیم. بنابراین، هر چه این سهم به آن عدد و تعرفه واقعی و در واقع، به هزینه تمام شده خدمات نزدیک‌تر شود، این مشکلات کم خواهد شد.»

    تلاش دولت برای حفظ جراحان و پزشکان

    وزیر بهداشت دیروز بر ضرورت نگهداشت جامعه پزشکی در کشور و رفع مشکلات منجر به مهاجرت نخبگان و خالی ماندن صندلی‌های آزمون دستیاری در رشته‌های مادر همچون جراحی قلب و عروق، بیهوشی و طب اورژانس طی سال‌های اخیر تاکید کرد و گفت: «جامعه جراحی ایران در طول زمان‌های گذشته و در تمام بحران‌هایی که در کشور ایجاد شده، هم از نظر علمی و هم از نظر حضور فداکارانه برای مردم، خود را ثابت کرده و در تمام بحران‌ها ازجمله در زمان جنگ و بحران اخیری که در بندرعباس ایجاد شد، نقش بی‌بدیلی داشته و از لحاظ علمی هم در بالاترین سطح است به ‌طوری که مردم بسیاری از کشورهای همسایه و حوزه خلیج فارس و سایر کشورها برای درمان به ایران می‌آیند در حالی که یک زمانی، انجام بسیاری از اعمال جراحی که امروز در ایران انجام می‌شود، یک آرزو و افسانه بود ولی به همت بزرگانی مثل اقای دکتر ایرج فاضل که بسیاری از خدمات پزشکی را در کشور بنیانگذاری کردند، امروز انواع اعمال جراحی پیشرفته در ایران انجام می‌شود و این باعث افتخار است. اما بسیار مهم است که چه کنیم که این مسیر مستدام بماند. مهم‌ترین اقدام در این زمینه، احترام و تکریم جامعه جراحان است و در مرحله بعد، باید مشکلات جامعه جراحان و آنچه باعث مهاجرت این قشر و جدا شدن شأن از کاروان جراحی کشور می‌شود، شناسایی شود. بعضی از این مسائل، اقتصادی، معیشتی و اجتماعی است و باید تک به تک تحلیل شود چون دلیل خالی ماندن صندلی‌های آزمون دستیاری هم همین مسائل است. اگر امروز، ورودی رشته‌های دشواری مثل جراحی قلب و جراحی عروق و حتی بیهوشی و طب اورژانس، کمتر از نیاز کشور است، مشکلات منجر به چنین وضعی باید با یک برنامه جامع و آسیب‌شناسی درست و کنار گذاشتن تنگ‌نظری و حسادت، شناسایی و برطرف شود. اگر یک جراح یا متخصص بیهوشی در دورترین نقاط کشور، خدمت ارائه می‌دهد باید حداقل امکانات را هم برایش فراهم کنیم چون تمام پزشکان ایرانی علاقه‌مندند که در کشور خودشان بمانند.»

    رییس نظام پزشکی در جواب «اعتماد» از نگرانی‌ها بابت منابع تامین کالاهای سلامت‌محور گفت

    با وجود اطمینان وزیر بهداشت درباره تبعیت سازمان‌های بیمه‌گر از دستور وزارتی و تقبل مابه‌التفاوت نرخ ارز مورد نیاز چرخه تامین دارو و تجهیزات پزشکی، اما باقی متولیان نظام سلامت چندان به اتفاقات ماه‌های آینده خوشبین نیستند، چون معلوم نیست وقایع سیاسی و اقتصادی پیش رو، چه تغییراتی در نظام مالی کشور رقم بزند . محمد رییس‌زاده؛ رییس کل نظام پزشکی کشور یکی از همین متولیان است که دیروز در گفت‌وگو با «اعتماد» و در توضیح آخرین وضعیت تامین دارو و تجهیزات پزشکی و به خصوص، اقلام پزشکی یک‌بار مصرف در مراکز درمانی طبق گزارش‌های دریافتی از جامعه پزشکی فعال در این مراکز گفت: «در حال حاضر، وضعیت مراکز درمانی بابت تجهیزات ضروری مثل استنت‌های قلب یا گرفت‌های عروقی و تجهیزات ارتوپدی، نگران‌کننده نیست. نگرانی امروز ما، کمبود تجهیزات نیست، بلکه بابت حذف ارز ترجیحی نگرانیم، چون طبق قانون بودجه ۱۴۰۴، ارز ۴۲۰۰ تومانی برای بسیاری از اقلام یک‌بارمصرف و تجهیزات پزشکی بیمارستان‌ها حذف و به ارز ۲۸ هزار تومانی یا ۳۸ هزار تومانی تبدیل شده در حالی که هنوز ساز و کار لازم برای اختصاص مابه‌التفاوت نرخ ارز طراحی نشده و معتقدم که رقمی هم که به عنوان جبران مابه‌التفاوت در نظر گرفته شده، هم حوزه تجهیزات پزشکی و هم مردم را با چالش مواجه خواهد کرد، چون رقمی که مانع از تلاطم در حوزه تجهیزات پزشکی و چالش مالی برای مردم می‌شود، تقریبا دو برابر رقم اختصاص یافته به عنوان جبران مابه‌التفاوت است . بنابراین، در صورت ترمیم نشدن این رقم، قطعا در آینده نزدیک بیمارستان‌ها و مراکز درمانی برای تامین تجهیزات پزشکی با قیمت‌های جدید دچار مشکل خواهند شد مگر آنکه هم منابع کافی به این حوزه اختصاص بدهند و هم فرآیند تخصیص این منابع تا انتهای زنجیره به خوبی طراحی شود . البته سازمان‌های بیمه‌گر، پرداخت این مابه‌التفاوت را پذیرفته‌اند ولی مهم این است که منابع مورد نیاز بیمه‌ها برای پرداخت این مابه‌التفاوت، توسط سازمان برنامه و بودجه تامین می‌شود و این ارقام، ناکافی است.»

    رییس‌زاده در جواب «اعتماد» و در پاسخ به اینکه آیا رییس کل نظام پزشکی این نگرانی‌ها را به سایر متولیان حوزه سلامت و از جمله به دولت منتقل کرده یا خیر، می‌گوید: «بله، روز یکشنبه هفته جاری، در یک جلسه ۴ ساعته در شورای عالی بیمه سلامت که با حضور سازمان‌های بیمه‌گر و نمایندگان برنامه و بودجه تمام دستگاه‌ها برگزار شد، به صراحت گفتم که منابع باید به میزان مورد نیاز بازبینی شود وگرنه با شرایط مشابه طرح دارویار مواجه می‌شویم چنانکه طرح دارویار اجرا شد در حالی که منابع کافی نداشت و سازمان‌های بیمه‌گر قادر به پرداخت مطالبات نبودند و اجرای طرح از مقطعی با مشکل مواجه شد و وزیر بهداشت وقت هم اعلام کرد که مشکلات چندان به ما مربوط نیست، چون سازمان‌های بیمه‌گر تعهدات‌شان را اجرا نکرده‌اند و البته این حرف‌ها، مشکلی از مردم حل نمی‌کرد . بنابراین در حوزه تجهیزات پزشکی نباید تجربه ناقص طرح دارویار تکرار شود و لازم است که سازمان برنامه و بودجه برای تامین دارو و تجهیزات پزشکی، منابع کافی اختصاص دهد و فرآیندهای پرداخت هم توسط سازمان‌های بیمه‌گر تسهیل و در نهایت، یک هماهنگی کامل در سطوح بین بخشی ایجاد شود چون در غیر این صورت، با اجرای ناقص، دود این وضع به چشم مردم و جامعه پزشکی می‌رود.»

    از سال گذشته، زمزمه‌هایی درباره مصرف چندباره اقلام یک‌بارمصرف پزشکی در مراکز درمانی مطرح شده بود و وقتی این زمزمه‌ها به گوش کمیسیون بهداشت مجلس رسید، برخی اعضای این کمیسیون در قوه مقننه هم با تاسف تایید کردند که بی‌پولی بسیاری از بیمارستان‌ها و مراکز درمانی آموزشی و دانشگاهی، باعث شده که برخلاف استانداردهای جهانی، آن دسته از اقلام پزشکی یک‌بارمصرف را بارها و بارها استریل کرده و تا زمان فرسودگی کامل این اقلام، مورد استفاده قرار بدهند. یک منبع آگاه در وزارت بهداشت، به «اعتماد» می‌گوید که این روند در بسیاری مراکز درمانی همچنان ادامه دارد و بی‌پولی مراکز درمانی سبب شده که این رویه به اجبار تبدیل شود. به گفته این منبع آگاه، رعایت برچسب‌های اقلام پزشکی یک‌بارمصرف و دور انداختن‌شان بعد از یک نوبت استفاده برای بسیاری از مراکز درمانی کشور امکانپذیر نیست، چون این مراکز به قدری بی‌پول هستند که در صورت رعایت این برچسب‌ها و استانداردها، امکان تهیه دوباره این اقلام را ندارند و بنابراین، ناچارند هر قلم از تجهیزات ممهور به برچسب «یک‌بارمصرف» را تا زمان فرسودگی کامل این وسایل، بارها و بارها استریل و استفاده کنند. این منبع آگاه به «اعتماد» می‌گوید: «وزارت بهداشت این رویه را به هیچ مرکز درمانی و بیمارستانی توصیه نمی‌کند ولی چاره‌ای جز استفاده چندباره از اقلام یک‌بارمصرف قابل استریل نیست چون در غیر این ‌صورت، بیمارستان‌ها با کمبود جدی وسایل در اتاق عمل و بخش‌های بستری و اورژانس مواجه خواهند شد. واقعیت این است که اگر بیمارستان‌ها خود را ملزم کنند که تجهیزات یک‌بار مصرف را فقط یک بار استفاده کنند، در مدت کمتر از سه ماه، با کمبود شدید این وسایل مواجه می‌شوند چون پولی در کشور وجود ندارد و تمام اقلام پزشکی یک‌بار مصرف هم وارداتی است که گاهی با دلار ۳۸ هزار تومانی و گاهی با دلار ۷۰ هزار تومانی وارد می‌شود و حتی در تامین ارز مورد نیاز واردات این اقلام هم با مشکل مواجهیم. بنابراین، وقتی قیمت یک عدد لیگاشور (وسیله موردنیاز جراحی برای جداسازی عروق خونی) ۴۰۰ دلار است، بعد از هر بار استفاده در جراحی این وسیله را استریل و برای نوبت‌های بعد، استفاده می‌کنیم در حالی که می‌دانیم در امریکا، به محض باز شدن بسته لیگاشور، این وسیله برای بار دوم، غیرقابل مصرف می‌شود.»

    به دنبال حرف‌هایی که این منبع آگاه گفته بود، دیروز، «اعتماد» از رییس کل نظام پزشکی درباره مخاطرات متعاقب این شرایط پرسید و رییس‌زاده در جواب گفت: «برای این بحث باید در معاونت درمان وزارت بهداشت تصمیم‌گیری شود. استریل و استفاده چندباره بعضی اقلام پزشکی یک‌بارمصرف به بیمار آسیب می‌زند و این اقلام به هیچ‌وجه نباید وارد این چرخه شوند، ولی برای برخی اقلام مصرفی که ارتباط مستقیمی با بیمار ندارد و چندان هم گران نیست، می‌توان استاندارد جدیدی از بابت مصرف چندباره بعد از استریلیزاسیون تعریف کرد ولی این چارچوب هم باید توسط وزارت بهداشت تعیین و تعریف شود اما در نهایت، جلوگیری از آسیب به بیمار باید محور اصلی این چارچوب باشد. هنوز گزارش مشخصی درباره استفاده چندباره از اقلام پزشکی یک‌بارمصرف در بیمارستان‌ها نداریم و به نظر می‌رسد که در اعتباربخشی مراکز درمانی، این رویه هم مدنظر قرار می‌گیرد. حتی اگر چنین اتفاقی در مراکز درمانی رخ می‌دهد، به نظرم با تخصیص منابع کافی برای مراکز درمانی، چنین اشکالاتی را هم شاهد نخواهیم بود.»

    در حالی که حذف ارز ترجیحی از دارو و تجهیزات پزشکی در سال جاری، به مهم‌ترین موضوع بحث با دست‌اندرکاران نظام سلامت تبدیل شده، علی جعفریان؛ قائم‌مقام وزارت بهداشت هم دیروز در حاشیه کنگره جامعه جراحان به خبرنگاران می‌گفت که سازمان‌های بیمه‌گر ملزم به پرداخت مابه‌التفاوت نرخ ارز دارو و تجهیزات پزشکی شده‌اند و اطمینان می‌داد که منابع جبرانی هم در بودجه امسال تعیین و تامین شده اما شرط این است که این منابع، به صورت منظم در اختیار سازمان بیمه‌گر قرار بگیرد. جعفریان فقط در یک مورد تشکیک کرد و اینکه در صورت ناکافی بودن منابع مالی کشور، پرداخت این ارقام جبرانی هم با چالش مواجه خواهد شد و افزود: «امیدواریم تا زمان اختصاص این منابع جبرانی، قیمت دارو و تجهیزات پزشکی افزایش نیابد چون به هر حال این الزام از طرف وزارت بهداشت ایجاد شده که به محض افزایش قیمت داروهای تحت پوشش بیمه، باید مابه التفاوت قیمت توسط سازمان بیمه‌گر پرداخت شود.»

    ابراز امیدواری قائم‌مقام وزارت بهداشت با تاکید صریح وزیر البته متفاوت بود و همین تفاوت هم مبنای سوال خبرنگار «اعتماد» از جعفریان شد که قائم‌مقام وزیر در جواب گفت: «به هر حال افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی اتفاق می‌افتد ولی حرف ما این است که این افزایش قیمت، نباید از جیب مردم پرداخت شود ولی تاکید داریم که افزایش قیمت ناگزیر است چون در غیر این صورت، اصلا دارو تولید نخواهد شد. ما می‌گوییم منابع مالی سازمان بیمه‌گر برای جبران این افزایش قیمت باید توسط دولت پرداخت شود و سازمان بیمه‌گر باید طلب خود را از دولت بگیرد.»

    جعفریان در جواب «اعتماد» و در واکنش به اینکه مردم به دعوای دولت و سازمان‌های بیمه‌گر و انباشت مطالبات سازمان تامین اجتماعی از دولت کاری ندارند و فقط گرانی قیمت دارو را می‌بینند، گفت: «مردم در واکنش به گرانی باقی اقلام چه می‌کنند؟ گرانی قیمت دارو هم مثل باقی اقلام مورد نیاز مردم است با این تفاوت که ارائه خدمت سلامت، اجبار و وظیفه ماست و قیمت‌گذاری دارو هم یک اقدام ناگزیر است. ما ناچاریم قیمت دارو را براساس هزینه تمام شده تعیین کنیم وگرنه دارو تولید نخواهد شد و همان مردمی که امروز به گرانی قیمت دارو اعتراض می‌کنند، فردا بابت کمبود دارو اعتراض خواهند کرد. اگر قیمت دارو، واقعی نشود، صنعت دارو متوقف می‌شود چنانکه در سال ۱۴۰۳ متوقف شد. اگر قیمت را واقعی نکنیم دارویی نخواهیم داشت. بین گرانی قیمت و کمبود دارو، باید یک راه را انتخاب کنیم و راه سومی نیست. حالا هم در تلاش هستیم که منابع جبران مابه‌التفاوت افزایش قیمت ارز را تامین کنیم ولی این منابع، تابع بودجه کشور است و البته بخشی از این منابع باید توسط سازمان برنامه و بودجه تامین شود اما سازمان‌های بیمه‌گر هم در این میان سهمی دارند و باید منابعی را به جبران این ارقام اختصاص دهند، چراکه از محل حق بیمه‌های دریافتی درآمد دارند. سازمان تامین اجتماعی باید منابع ۹ بیست و هفتم خود را برای حوزه سلامت خرج کند که سال‌هاست این کار را نمی‌کند و البته وزیر تعاون هم در جریان این مساله هست اما مسوولان سازمان تامین اجتماعی می‌گویند اولویت اول تخصیص منابع‌شان، پرداخت مستمری‌هاست. به هر حال کمبود منابع مشکلاتی ایجاد می‌کند و اولین راه‌حل تمام مشکلات، تولید ثروت است چون تولید ثروت به رشد اقتصادی منجر می‌شود و دولت می‌تواند از محل تولید ثروت، منابع موردنیاز بیمه‌های پایه را هم تامین کند.»

  • ۴۰ درصد خانوارهای کل کشور فاقد بیمه و درآمد ثابت هستند / در آینده با موج سالمندان فقیر روبرو خواهیم شد / نیمی از درآمد تهرانی ها صرف مسکن و سوخت می شود

    ۴۰ درصد خانوارهای کل کشور فاقد بیمه و درآمد ثابت هستند / در آینده با موج سالمندان فقیر روبرو خواهیم شد / نیمی از درآمد تهرانی ها صرف مسکن و سوخت می شود

    به گزارش اقتصادران، یک اقتصاددان با بیان اینکه عدم کفاف حقوق بازنشستگی برای سالمندان نسل‌های آینده بسیار بیشتر خواهد بود و ما با موج سالمندان فقیر در آینده روبرو خواهیم شد، گفت: آنچه که فردا با آن مواجه هستیم سالمندانی هستند که بخش بزرگی از آنها، به حداقل حقوقی که برای بازنشستگی شان است دسترسی ندارند، اکنون ما هر روزه با اعتراضات بازنشستگان مواجهیم که ناشی از سطح پایین حقوق بازنشستگی شان نسبت به هزینه های زندگی است. این در حالی است که در نسل بعد، کمتر و کمتر ما به این حقوق بازنشستگی دسترسی خواهیم داشت. علاوه بر آن در نسل‌های قبل، افرادی که به حقوق بازنشستگی دسترسی نداشتند، از امکان نگهداری سالمندان در قالب سیستم خانوادگی بزرگ مقیاس بهره می بردند و بخشی از هزینه ها را جبران کنند، اما این اتفاق برای سالمندان نسل بعد نخواهد افتاد، چون عموما سالمندان نسل بعد سالمندانی هستند که یا فرزند ندارند و یا تعداد فرزند کمی دارند و یا به دلیل افزایش سن باروری، آن زمان که آنها به سن سالمندی می رسند، فرزندان در شرایطی نیستند که بتوانن تامین مالی سالمندی را داشته باشند. یعنی ما برای سالمندان آینده نه حمایت درون خانواده را خواهیم داشت و نه حمایت قانونی در قالب حقوق بازنشستگی.

     

    از ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۰ خانوارهای بدون فرد شاغل، بیش از دو برابر شده اند

    دکتر سمانه گلاب، که در نشست ویژه برنامه روز جهانی کارگر و در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سخن می گفت، با بیان اینکه آنچه در بندرعباس رخ داد همه ما را عزادار کرد و امیدوارم چنین اتفاقات تلخی عاملی شود تا آنها که باید به خود بیایند، به خود آیند و جان انسان ها را قربانی دیگر اولویتها نکنند، تصریح کرد: تعداد خانوارهای بدون فرد شاغل از سال ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۰، از ۱۰ درصد به ۲۵٫۵ درصد افزایش پیدا کرده است. در این دوره، خانوارهای با یک فرد شاغل از ۶۱ درصد به ۵۳ درصد کاهش پیدا داشته که نشان می دهد خانوارهای بدون فرد شاغل، بیش از دو برابر شده و از خانوارهای با یک شاغل و خانوارهای با دو شاغل کاسته شده است.

    وی افزود: در شرایطی که ما در پنجره جمعیتی قرار داریم و تعداد بیشتری از افراد در سن کار قرار دارند، این انتظار وجود دارد که به واسطه یک بازار کار درست ساماندهی شده، تعداد افراد بیشتری در خانوارها در بازار کار حضور داشته باشند، اما بر اساس آمار، نه تنها خانوارهای با فرد شاغل کاهش داشته اند، بلکه حتی به خانوارهای بدون فرد شاغل هم به طور قابل توجهی افزوده شده. در واقع این آمار نشان می دهد بار تکفل مالی خانوارها، اکنون بر دوش یک نفر یا هیچ نفر قرار داده شده است.

    ۴۰ درصد خانوارهای کل کشور فاقد بیمه و درآمد ثابت هستند

    این اقتصاددان ضمن اشاره به داده هایی از اطلس رفاه ایرانیان، گفت: این اطلاعات نشان می دهد ۴۰ درصد خانوارهای کل کشور فاقد بیمه و درآمد ثابت هستند. می توان تصور کرد که بخشی از آن خانوارهای بدون فرد شاغل، مربوط به خانواده بازنشستگان است که سرپرست خانواده بازنشسته شده و از این طریق کسب درآمدی دارد، اما اطلاعات اطلس ایرانیان نشان می دهد ۴۰ درصد خانوارها فاقد بیمه و فاقد درآمد ثابت هستند. یعنی عده ای اساسا نتوانستند به کار به عنوان یک دارایی ارزشمند دستیابی پیدا کنند.

     ۵۵ درصد شاغلان، اشتغال غیررسمی دارند

    گلاب با بیان اینکه اطلاعات مرکز آمار ایران نشان می دهد ۵۵ درصد شاغلان ما اشتغال غیررسمی دارند، ادامه داد: اشتغال غیر رسمی، اشتغال کارکنان مستقل، کارفرماها، کارکنان شرکت های تعاونی بخش غیر رسمی، کارکنان فامیلی بدون مزد و مزد و حقوق بگیرانی است که از نظر قانونی زیر پوشش قوانین اجتماعی قرار ندارند. یعنی وقتی که ما از قانون کار و حداقل دستمزد را می گوییم، باید توجه داشته باشیم که در مورد کمتر از ۵۰ درصد شاغلان صحبت می کنیم. در کنار این، ما در کشور ۴۱ درصد مشارکت اقتصادی داریم، این به معنای این است که آدمها نمی توانند کار کنند. واقعیت این است که دست کم تغییرات نرخ بیکاری نشان می دهد که اغلب موارد، نرخ مشارکت همزمان با رکودهای اقتصادی خیلی قوی، پایین می آید. به این معنا که آدمها آنقدر دنبال کار گشته اند و پیدا نکردند که دیگر برای کار پیدا کردن هم تلاشی نمی‌کنند، در نتیجه نرخ مشارکت دائم در حال کمتر شدن است.

    در نرخ مشارکت زنان، ۴ یا ۵ کشور دیگر پایین تر از ایران قرار بگیرند / ۳۸٫۵ درصد شاغلان با ساعت کار بیش از ۴۹ ساعت کار فعالیت می کنند

    این پژوهشگر اقتصاد با بیان اینکه نرخ مشارکت در مورد زنان به شدت پایین و در حد ۱۴ درصد است که ایران را جزء رتبه های بسیار پایین در جهان قرار می دهد و شاید ۴ یا ۵ کشور دیگر پایین تر از ایران قرار بگیرند، تصریح کرد: نسبت اشتغال در واقع نسبت شاغلان به کل جمعیت است که نشان می دهد ۳۷٫۹ درصد از جمعیت ۱۵ سال به بالای ما، اشتغال دارند. خیلی از افراد وارد بازار کار نمی شوند و بسیاری از افرادی که توانسته اند وارد بازار کار شوند، اشتغال ناقص دارند. در عین حال، شاغلین با ساعت کار معمول ۴۹ ساعت و بیشتر هم آمار قابل توجهی است. ۳۸٫۵ درصد شاغلان با ساعت کار بیش از ۴۹ ساعت کار فعالیت می کنند که نشان می دهد هم ورود به بازار کار بسیار دشوار است و وقتی وارد بازار کار می شوند هم میزان درآمد کافی وجود ندارد. در نتیجه ۳۸٫۵ درصد از شاغلان بیش از اندازه کار می کنند.

    گلاب با یادآوری اینکه این داده ها مربوط به اطلاعاتی است که سازمان تامین اجتماعی ارائه می دهد و در واقع داده های دقیقی در کشور در این زمینه وجود ندارد، عنوان کرد: تقریبا ۷۲ درصد کسانی که در سازمان بیمه تامین اجتماعی حق بیمه رد می کنند، بین یک تا دو برابر حداقل دستمزد حق بیمه رد می کنند. حالا شما حداقل دستمزد را با هزینه های زندگی مقایسه کنید. این در حالی است که ۲۵ درصد خانوارها اصلا فرق شاغل ندارند و بیشترین درصد برای کسانی است که یک فرد دارند. یعنی دستمزدی که به طور رسمی اعلام می شود، بسیار پایین است.

    شغل‌ها تامین کننده آن چیزی نیست که افراد را از دهک‌های پایین درآمدی به دهک‌های بالاتر ببرد

    وی ضمن اشاره به مفهوم شاغلان بیکار، توضیح داد: تصوری که دهه های قبل وجود داشت که آدم ها فقیرند چون تن به کار نمی دهند و کار نمی کنند، اکنون با چالش مواجه شده است و افراد در دهک‌های مختلف میزان اشتغال برابری دارند، اما مساله اینجاست که شغل‌ها تامین کننده آن چیزی نیست که افراد را از دهک‌های پایین درآمدی به دهک‌های بالاتر ببرد. در کنار آن، تقریبا سه یا چهار دهک اول در کشور ما، تقریبا با فقر مطلق دست و پنجه نرم می کنند.

    این اقتصاددان ضمن اشاره به نوع اشتغال سرپرستان خانوار با تفکیک دهکها که در گزارش مرکز آمار منتشر شده است، گفت: در دهکهای پایین تر، سهم مزد و حقوق بگیران بخش عمومی بسیار کمتر است و دهک دهمین بیشترین سهم را دارد. یعنی انگار اگر شما بتوانید به سیستم دولت و بخش عمومی وصل شوید، امکان اینکه بتوانید خودتان را از فقر نجات دهید و در دهک های بالاتر قرار بگیرید بسیار بیشتر است اما خارج از این سیستم، شما با ریسک فقر خیلی بیشتری مواجه هستید.

    در استان تهران ۵۵ درصد درآمد خانوار صرف مسکن و سوخت می شود

    گلاب با بیان اینکه سهم مالکیت مسکن در ایران از سال ۷۱ به بعد در حال کاهش بوده و مالکیت مسکن سالمندان ما به طور قابل توجهی بیشتر از جوانان است، یادآورشد: بر اساس اطلاعات سال ۱۴۰۲ خانوارهای شهری، ۴۲ درصد هزینه های یک خانوار صرف مسکن و سوخت می شود که البته عمده آن سهم مسکن است. این سهم برای جایی مثل استان تهران به ۵۵ درصد درآمد خانوار می رسد که نشان می دهد دارایی مانند مسکن چگونه می تواند سطح زندگی را تغییر دهد.

    بازار کار متناسب با رشد جمعیت بزرگ نشده

    به گفته این اقتصاددان؛ بازار کار متناسب با رشد جمعیت بزرگ نشده و رشد نکرده، سهم مهمی از جمعیت در سن کار ما، به ویژه زنان، خارج از بازار کار هستند. در بازار کار ما، وزنه بازار به سمت بازار غیر رسمی است که نظارتی روی آن وجود ندارد و تضمینی برای دستیابی حداقل دستمزد هم در آن نیست. به دلیل سطح درآمدی پایین، پرکاری رو به افزایش است. در چند سال اخیر حتی صنایع بزرگ ما با خروج از بازار کار رسمی به صورت داوطلبانه مواجه شدند و رفتن به سمت مشاغل غیر رسمی به صورت داوطلبانه است. به حدی که صنایع بزرگی که درآمدهای بالاتر از حداقل دستمزد را هم در اختیار کارگران قرار می دهند هم با کمبود نیروی کار مواجه اند؛ چرا که وضعیت به گونه ای شده که افراد به جای روی آوردن به مشاغلی که می توانند در آن کسب تجربه کنند، برای تامین هزینه‌های روزانه‌شان، حاضرند به شغل‌های مقطعی که درآمد بالاتری دارد؛ مانند اسنپ و پیک موتوری که تضمین و قانونی ندارند و آسیبها در آن شغلها زیاد است روی آورند تا بتوانند زندگی روزانه شان را بگذرانند.

    جامعه تا آنجا که بتواند با تغییر سبک زندگی در تلاش است خود را با فشارهای اقتصادی، تاب آور کند

    گلاب به شیوه هایی که افراد برای کاهش فشار هزینه مسکن به آن روی آورده اند، از جمله همخانگی بین نسلی و هم خانگی هم نسلی برای به اشتراک گذاشتن هزینه ها گفت: در نسل قبل یک فرد شاغل تامین کننده زندگی یک چهار یا پنج نفر بود، اما اکنون افراد با کمک از این شیوه ها تلاش می کنند با هر نوع کسب درآمدی هزینه های زندگی را از این طریق کاهش دهند و یا با درآمدهای چندگانه زندگی خود را تامین کنند. جامعه تا آنجا که بتواند در حال تلاش است که خود را با فشارهای اقتصادی که رخ داده، تاب آور کند. اما پرسش اینجاست که این تاب آوری تا کی می تواند ادامه پیدا کند. آنچه که امروز در قالب فقر می بینیم، چه در قالب خروج از بازار کار و نبودن در بازار کار و چه در قالب حضور در بازار کاری که نمی تواند هزینه ها را جبران کند، فردا قرار است به چه شکلی خود را به ما نشان دهد!؟

    بخش بزرگی از سالمندان آینده به حقوق بازنشستگی دسترسی ندارند

    این پژوهشگر اقتصادی توضیح داد: آنچه که فردا با آن مواجه هستیم سالمندانی هستند که بخش بزرگی از آنها، به حداقل حقوقی که برای بازنشستگی شان است دسترسی ندارند، اکنون ما هر روزه با اعتراضات بازنشستگان مواجهیم که ناشی از سطح پایین حقوق بازنشستگی شان نسبت به هزینه های زندگی است. این در حالی است که در نسل بعد، کمتر و کمتر ما به این حقوق بازنشستگی دسترسی خواهیم داشت. علاوه بر آن در نسل‌های قبل، افرادی که به حقوق بازنشستگی دسترسی نداشتند، از امکان نگهداری سالمندان در قالب سیستم خانوادگی بزرگ مقیاس بهره می بردند و بخشی از هزینه ها را جبران کنند، اما این اتفاق برای سالمندان نسل بعد نخواهد افتاد، چون عموما سالمندان نسل بعد سالمندانی هستند که یا فرزند ندارند و یا تعداد فرزند کمی دارند و یا به دلیل افزایش سن باروری، آن زمان که آنها به سن سالمندی می رسند، فرزندان در شرایطی نیستند که بتوانن تامین مالی سالمندی را داشته باشند. یعنی ما برای سالمندان آینده نه حمایت درون خانواده را خواهیم داشت و نه حمایت قانونی در قالب حقوق بازنشستگی.

    اگر بازار کار به خوبی ساماندهی شده بود آینده ترسناکی برای بازنشستگی تصور نمی کردیم / با موج سالمندان فقیر در آینده روبرو خواهیم شد

    وی به چالشهای تامین مسکن اشاره کرد و با بیان اینکه عدم کفاف حقوق بازنشستگی برای سالمندان نسل‌های آینده بسیار بیشتر خواهد بود و ما با موج سالمندان فقیر در آینده روبرو خواهیم شد، اظهارداشت: فقری که امروز با آن مواجه هستیم، با شدت بیشتری درباره نسل آینده وجود دارد و کلید حل این مشکل نه در اصلاحاتی است که هر روزه در سیستم‌های بازنشستگی و رفاهی اتفاق می‌افتد بلکه کلید رسمی حل این مشکل، در بازار کار است. بازار کاری که بتواند شرایطی ایجاد کند که افراد در سن کار وارد بازار کار شوند، درآمد شرافتمندانه داشته باشند تا با آن زندگی شان را تامین کنند و بر اساس داشته هایشان سالمندی خود را سامان دهند. اگر بخواهیم که در واقع سویه ماجرا را به سمتی غیر از سمت بازار کار ببریم بسیار مسیر اشتباهی رفته ایم. در شرایطی که ما از پنجره جمعیتی برخوردار بودیم، اگر بازار کار به خوبی ساماندهی شده بود در این دوره نه با این بحران ها مواجه بودیم و نه آینده ترسناکی برای بازنشستگی تصور می کردیم.