برچسب: بودجه

  • نهادهای موازی بودجه کشور را می‌بلعند/ تا نتوانیم نفت زیاد بفروشیم وضع ناترازی همین است / برای روزهای سخت‌تر اقتصاد آماده شویم

    نهادهای موازی بودجه کشور را می‌بلعند/ تا نتوانیم نفت زیاد بفروشیم وضع ناترازی همین است / برای روزهای سخت‌تر اقتصاد آماده شویم

    به گزارش اقتصادران، همه چیز از ناتوانی ایران در تولید نفت آغاز شد. این جمله‌ای است که عادلی در پاسخ به سؤالی در خصوص دلایل رسیدن به موقعیت کنونی و ایجاد ناترازی بر زبان آورد.

    محمد حسین عادلی، دیپلمات شناخته شده‌ی ایرانی که پیش از این بر صندلی ریاست کلی بانک مرکزی تکیه زده است نه ان‌قدر خوشبین است که بگوید هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد و نه آن‌قدر بدبین که نتیجه بگیرد کاری از پیش نخواهد رفت. او معتقد است ایران باید از فرصت‌های کنونی بهره گیرد و مهمترین اولویت خود را بر کاهش تحریم یا کاهش تاثیرات تحریم متمرکز کند. وی با مراجعه به اعداد و ارقام، هزینه‌ی سنگین تحریم برای اقتصاد ایران را مورد تحلیل قرار داد و تاکید کرد که تحریم تنها در سال ۱۴۰۲ برای هر خانوار ایرانی هزینه‌ای حدود ۱۸ میلیون تومان در ماه در برداشته است. وی  توضیحاتی مبسوط درباره‌ی وضعیت اقتصادی کنونی ارائه داد.

    امروز بخش دوم این بودجه که حاوی تحلیل‌هایی درباره‌ی وضعیت فعلی  و چرایی رسیدن به موقعیت کنونی است، پیش روست. پیش‌بینی وضعیت اقتصادی ۱۴۰۴ با توجه به بودجه‌ی تدوینی و تهدیدات مطرح شده بخشی از محورهای مورد بحث در این نشست بود. تعطیلی گسترده به دلیل کمبود انرژی و تهدیدات ناشی از این اتفاق و چرایی رسیدن به این وضعیت نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفت. وی با اشاره به میزان تولید ناخالص داخلی ایران و کشورهای اطراف نیز تاکید کرد: تولید ناخالص داخلی ما در سال ۲۰۰۰ حدود ۳۶۰ میلیارد دلار بود. در همین مقطع زمانی تولید ناخالص داخلی ترکیه به حدود ۲۷۰ میلیارد دلار می‌رسید. تولید ناخالص داخلی عربستان سعودی در سال ۲۰۰۰ برابر با ۱۹۰ میلیارد دلار بود و امارت نیز تولید ناخالص داخلی‌ای در محدوده‌ی صد میلیارد داشت. حالا ببینیم در این مدت چه اتفاقی رخ داده است؟ تولید ناخالص داخلی ما به ۳۷۰ میلیارد دلار رسیده اما تولید ناخالص داخلی ترکیه به ۱۱۵۰ میلیارد دلار، عربستان سعودی به ۱۱۰۰ میلیارد دلار و امارات به ۵۱۴ میلیارد دلار رسیده است.

    قسمت دوم گفتگو با محمد حسین عادلی که در کارنامه‌ی کارهایش حضور در مسند ریاست کلی بانک مرکزی و دبیرکلی مجمع کشورهای صادرکننده‌ی گاز را داراست و سالیانی در قامت سفیر ایران در ژاپن، بریتانیا و کانادا نیز ایفای نقش کرده است، در پی می‌آید:

    بسیاری از کارشناسان بر این اعتقادند که مفاد بودجه‌ی مصوب برای سال جاری نویدبخش سالی خوب برای اقتصاد ایران نیست و این بودجه حتی در شرایط خوشبینانه امکان تحقق را ندارد. تحلیل شما در این مورد چیست؟ 

    درست است. اگر نگاهی اجمالی به بودجه‌ی سال آینده بیندازیم، می‌بینیم حدود ۴۹ تا ۵۰ درصد درآمدهای پیش‌بینی شده در بودجه درآمدهای مالیاتی است. ۱۹ درصد از مجموعه‌ی درآمدها نیز درآمد نفت است و بقیه‌ی منابع درآمدی که ۳۲ درصد است از اوراق تامین می‌شود. معنی اوراق هم این است که چون پول کم می‌آوریم باید اوراق چاپ کنیم. بررسی‌ها نشان می‌دهد درآمد مالیاتی ۵۳ درصد نسبت به سال ۱۴۰۳ رشد کرده. سؤال اول این است که آیا کسب‌وکار در سال آینده تا این حد افزایش می‌یابد تا مالیات هم افزایش یابد؟ با توجه به وضعیت کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری، اگر در بهترین حالت هفتاد تا هشتاد درصد این درآمد مالیاتی تحقق یابد باز هم بیست درصد کل بودجه تحقق پیدا نخواهد کرد. این عدم تحقق بیست درصدی اضافه می‌شود به سی درصد کسری که قرار است با اوراق محقق شود. البته درباره‌ی تحقق درآمدهای پیش‌بینی شده در خصوص نفت هم اما و اگر وجود دارد. به نظر می‌رسد پیش‌بینی فروش نفت به نوعی بیان آرزوهاست نه واقعیات.

    پیش‌بینی صادرات یک میلیون و ۸۵۰ هزار بشکه نفت بدان معناست که باید روزانه بیش از سه میلیون و ۸۵۰ هزار بشکه نفت تولید کنیم چرا که مصرف داخلی ایران چیزی در حدود دو میلیون بشکه نفت در روز است. هر چند از میزان تولید نفت اطلاع کافی ندارم اما بعید می‌دانم تولید نفت ما به رقم پیش‌بینی‌ شده‌ی سه میلیون و ۷۵۰ هزار بشکه‌ای برسد.

    از سوی دیگر ما در وضعیتی هستیم که نمی‌توانیم نمی‌توانیم گاز کافی برای تزریق به میادین نفتی را تخصیص دهیم در حقیقت میزان گازی که برای تولید صیانتی این حجم نفت مورد نیاز است در دسترس ما نیست. از سوی دیگر حتی اگر این میزان تولید داشته باشیم ، به دلیل تحریم‌ها مشکل بتوانیم این میزان نفت را صادر کنیم. بر اساس آمارهای جهانی در شرایط کنونی میزان صادرات نفت ایران از یک میلیون وسیصد تا چهارصد هزار بشکه در روز به زیر یک میلیون بشکه رسیده است. در این شرایط تحقق صادرات یک میلیون و ۸۵۰ هزار بشکه‌ای بسیار دور از ذهن است. وضعیت تولید ما هم چندان جالب نیست. به هر حال  ۵۰ درصد تولید نفت ما از ۱۲ تا ۱۵ حلقه چاه انجام می‌شود و همه‌ی این‌ها به تزریق بالای گاز نیاز دارند. کل چاه‌های نفت ما به تزریق گاز نیاز دارد. به طور متوسط تخمین زده می‌شود که یک سوم گاز مورد نیاز چاه‌ها برای تزریق جهت تولید نفت به آن‌ها اختصاص داده می‌شود.

    به نظر می‌رسد میزان اوراق پیش‌بینی شده برای انتشار نیز بالاست و فروش این میزان اوراق در شرایط کنونی چندان قابل تحقق نیست.

    این هم نکته‌ی مهمی است. عدم تحقق درآمدهای مالیاتی می‌تواند بین ده تا بیست درصد به اوراق اضافه کند و این اتفاق مقدار کسری بودجه را بالا خواهد برد. در بودجه مقدار زیادی تسهیلات تکلیفی به بانک‌ها تحمیل شده است؛ مثلا سیصد هزار میلیارد برای فرزندآوری و سی هزار میلیارد برای موارد ایمنی. تسهیلات تکلیفی دیگری هم وجود دارد. اگر این درآمدها هم تحقق پیدا نکند باید اوراق بیشتری چاپ شود اما سؤال این‌جاست که چه کسی این اوراق را باید بخرد؟ بانک‌ها؟ اگر بخرند از کجا قرار است این اعتبار تامین شود؟ از بانک مرکزی؟ در این صورت تورم بالا می‌رود و پیش‌بینی می‌شود تورم سال آینده افزایش یابد. در این فضا فشارهای تحریمی که منجر به کاهش صادرات نفت می‌شود، قطعا چالش بزرگی ایجاد خواهد کرد. خلاصه‌ی کلام این‌که، قبلا سهم اوراق از بودجه چیزی در حدود سیزده درصد بود اما حالا ین رقم به  ۳۲ درصد رسیده است. این یعنی معیشت مردم به خطر می‌افتد.تامین معیشت مردم در این نیست که پنهانی گندم و روغن و کنجاله وارد کنیم. تامین معیشت یعنی بتوانیم ثبات قیمت در کشور به وجود بیاوریم تا مردم بتوانند با درآمدی که دارند آذوقه لازم را بخرند. می‌بینید مردم مدتهاست با تحلیل قدرت خرید روبه‌رو هستند. به عنوان مثال میزان مصرف گوشت و پروتئین و … امروزه نسبت به سال ۱۳۹۰ پایین آمده است.

     چه عواملی باعث شده است اصلاح ساختار بودجه در ایران از حد شعار فراتر نرود و  تدوین‌کنندگان این لایحه با آگاهی نسبت به عمق بحران موجود همچنان با این ساختار نسبت به ارائه‌ی بودجه اقدام کنند؟

    برای این‌که بنای اشتباهی در تدوین بودجه در ایران گذاشته شده است. بودجه با ارقامی بسته شده که بتواند هزینه را پوشش بدهد. مشکلی که در تدوین بودجه‌های سنواتی داریم این است که هزینه‌ها هیچ ارتباطی با درآمدها ندارد. در همه جای دنیا اول همه نگاه می‌کنند چقدر درآمد دارند و بر اساس آن هزینه را تعیین می‌کنند اما در ایران مسیر معکوس است. ده‌ها و صدها امور موازی در کشور بودجه می‌گیرند. نهادهای مختلف کارهای یکسان انجام می‌دهند یکی وابسته به یک بخش است و دیگری وابسته به بخش دیگر. متاسفانه در کشور هزینه‌ها بالاست و بر اساس هزینه‌ها ارقام درآمدی تعیین می‌شود نه توانایی درآمدی.

    وقتی ساختار بودجه بر اساس هزینه‌ها تدوین و تنظیم شده است، بحران خودش را نشان می‌دهد. بخشی از این هزنه‌ها قابل حذف نیست. مثلا چیزی در حدود  ۶۸ درصد هزینه‌های جاری ما را حقوق و دستمزد تشکیل می‌دهد و بقیه هم هزینه های به اصطلاح عمرانی است که خیلی کمتر از سال‌های قبل است.

    در دولت‌های مختلف موضوع اصلاح ساختار بودجه مطرح شده اما هیچ‌گاه به نتیجه نرسیده است. آیا مساله‌ی به نتیجه نرسیدن اصلاح ساختار بودجه تحت تاثیر همین نگرش است، این‌که تغییر روند و تدوین بودجه بر اساس درآمد و نه هزینه از سوی برخی نهادهای قدرت پذیرفته نیست؟   

    درست است. به هر حال این تغییر نگرش کار ساده‌ای نیست. واقعیت این است که منابع هزینه در کشور وابستگی‌های قدرتی دارند و این منابع هزینه را به سادگی نمی‌شود حذف کرد. برای این اصلاح ساختار نیاز به یک وحدت در کشور داریم. لازم است یک دولت و یک حاکمیت داشته باشیم تا بتوانیم این کار را انجام دهیم والا نمی‌شود به این منابع هزینه دست زد.

    این نکته را می‌شود کمی باز کنیم. این‌که می‌گویید لازم است یک دولت و یک حاکمیت داشته باشیم . منظورتان اثرگذاری دولت‌ سایه یا دولت‌های سایه در تصمیم‌گیری‌هاست؟

    موضوع پیچیده است. شما به منابع هزینه‌ای که رد بودجه وجود دارد نگاهی بیندازید، می‌بینید برای یک کار مشابه چندین سازمان بودجه می‌گیرند . به عبارت دیگر اولین سازمان همان دستور کاری را دارد که دومی و سومی و چهارمی دارند. همه یک کار موازی را انجام می‌دهند.

    چرا نمی‌شود این‌ها را حذف یا ادغام کرد؟

    چون همه‌ی آن‌ها به منابع قدرت وصل هستند. دولت زورش نمی رسد. اگر کل شاکله و سازمان اداره اقتصاد یکی بشود می‌تواند برای هر دستور کاری یک نهاد درست کند و نهاد موازی وجود نداشته باشد. اما هر کدام از این سازمان‌ها به مرکز متفاوتی از قدرت متصل هستند و در نتیجه شرایط برای حذف آن‌ها برای دولت امکان‌پذیر نیست مگر وحدت در ساختار تصمیم‌گیری وجود داشته باشد.

    به این ترتیب با ساختار کنونی کسری بودجه که موتور تولید تورم است، همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد.

    همین است.

    ما در سال گذشته با روی دیگری از بحران ناترازی انرژی روبه‌رو شدیم. تعطیلی گسترده به دلیل کمبود انرژی شرایط را نامتعادل کرد. پیش‌بینی شما از وضعیت سال جاری چیست؟

    بیایید اول ببینیم دلیل ایجاد ناترازی در کشور چیست؟ مهمترین منبع ناترازی، عدم فروش نفت است. یعنی  اگر نتوانیم نفت بفروشیم درآمد ما کم می‌شود. ما در افزایش تولید نفت دچار مشکل هستیم. برآوردها نشان می‌دهد ایران به ۲۵۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد. یعنی سرمایه گذاری در این بخش اتفاق نیفتد این بحران تشدید می‌شود. وقتی می‌گوییم متوسط رشد سرمایه‌گذاری در کشور طی این سال‌ها منفی ۴.۵ درصد بوده بدان معناست که نه تنها سرمایه‌گذاری  اتفاق نیفتاده بلکه ان‌چه وجود داشته نیز فرسوده شده است. پس تولید نفت و گاز ما در صورت عدم سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد و رشد لازم را نخواهد داشت. حال اطراف ما چه می‌گذرد؟ همه‌ی کشورهای اطراف ما برنامه‌های افزایش تولید نفت دارند. عراق دو سه میلیون بشکه تولید می‌کرد. زمان جنگ میزان تولیدش حتی کمتر شده بود. حالا اما روزانه ۴.۵ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند. ایران حتی خواب این میزان تولید را نمی‌بیند چه برسد به برنامه‌ریزی برای رسیدن به این هدف . عراق اما برنامه دارد میزان تولیدش را به به شش میلیون بشکه در روز برساند. عربستان سعودی قصد دارد میزان تولیدش را از ۱۰.۸ میلیون بشکه نفت در روز به سیزده میلیون بشکه برساند. برنامه‌ی امارات متحده عربی رسیدن به تولید روزانه سه میلیون بشکه نفت در روز است در حالی که حجم تولید کنونی‌اش دو میلیون بشکه است.  تولید نفت همه‌ی کشورها افزایشی است . قطر در حال حاضر ۷۷ میلیون تن گاز تولید می‌کند و برنامه‌ریزی کرده در سال ۲۰۲۵ حجم تولیدش را به ۱۱۰ میلیون تن و سپس به ۱۲۰ میلیون تن و در ۲۰۳۰ برسوند به ۱۴۰ میلیون تن برساند. بزرگترین دارایی مولد ما نفت است. باید پیش از این در تولید نفت سرمایه‌گذاری می‌کردیم که این اتفاق نیفتاد و حالا هم لازم است سرمایه‌گذاری کنیم. وقتی نفت به اندازه کافی تولید و صادر نمی‌شود، نمی‌توانیم تولیدات دیگر را بالا ببریم. این ناترازی‌ها همه به هم سرایت می‌کند. وقتی تولید نفت نکنید، نمی‌توانید  در بخش گاز و نفت سرمایه‌گذاری داشته باشید. نمی‌توانید تجهیزات صنعتی و خودرو و سایر تجهیزات انرژی‌بر را روزآمد کنید و به صورتی دربیاورید که انرژی کمتری مصرف کنید. ما جزء پنج کشور اول در حوزه‌ی مصر ف انرژی هستیم و شدت مصرف انرژی در ایران بالاست.  تجهیزات ما انرژی‌بر است. چرا برای تغییر این وضعیت سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم؟ چون نفت کافی نمی‌توانیم تولید و صادر کنیم. وقتی گاز ما اندازه مصرف ما نباشد مجبوریم به نیروگاه گاز کمتر بدهیم. ناترازی برق ناشی از گاز است. دیگر سو کمبود گاز سبب می‌شود پتروشیمی‌ها نتوانند محصولاتی  تولید وصادر کنند. مالک بسیاری از پتروشیمی‌ها صندوق‌های بازنشستگی هستند و تداوم این روند سبب می‌شود ورشکسته شوند. این‌ها همه به هم ارتباط داره. ناترازی ناشی از نداشتن امکانات است. ما به سرمایه‌گذاری خارجی نیاز داریم اما تحریم هستیم و سرمایه‌گذار خارجی به ایران نمی‌آید. این در شرایطی است که هیچ کشوری در دنیا نتوانسته بدون سرمایه‌گذاری خارجی در بخش نفت و گاز رشد کند. حتی روسیه و چین.

    یک امتیازی که پوتین داشت این بود که وقتی در سال ۲۰۰۰ آمد، توانست از شرکت‌های بزرگ نفتی جهان مثل شل و بی‌پی و اکسون‌موبیل و شورون و میتسوبیشی و … دعوت کند بیایند روسیه و در بخش نفت و گاز سرمایه‌گذاری کنند. با همین دست فرمان تولید سه میلیون بشکه‌ای نفت روسیه را به ده میلیون بشکه رساند. اولین تحریم ما تحریم سرمایه‌گذاری خارجی در بخش نفت و گاز بود و هست. پس ناترازی همین است. این‌که نیروگاه کم داریم هم به این برمی‌گردد که نمی‌توانیم سرمایه‌گذاری خارجی داشته باشیم. پس ناترازی کشور از سرمایه‌گذاری در بخش نفت متولد شد و عدم سرمایه‌گذاری نیز به تحریم خارجی در بخش نفت برمی‌گردد.

    ما در بخش انرژی شاهد اتفاقات مهم دیگری هم بودیم . به عنوان مثال در دوره‌ای در زمان استقرار دولت اصلاحات ایران حتی به صادرات گاز به اروپا برای شکستن حلقه‌ی تحریم‌ها فکر می‌کرد و مذاکراتی نیز در این زمینه صورت گرفت که شما نیز در آن ایفای نقش می‌کردید. چرا این مذاکرات به نتیجه نرسید و عقیم ماند؟

    در نیمه‌ی اول دهه هشتاد من مذاکره کننده اصلی ایران و اروپا در بخش اقتصادی بودم. ما مذاکراتی را با اروپا برای ایجاد یک موافقنامه آغاز کردیم. می‌خواستیم با اروپا یک ارتباط اقتصادی و تجاری ترجیحی داشته باشیم. این مذاکرات به خوبی پیش رفت و بعد در همان زمان مذاکره انجام شد برای این‌که  به اروپا صادر کنیم.

    گویا مذاکرات به امضای توافقنامه‌ای در این زمینه نیز منجر شد؟

    بله. توافقنامه‌ای آماده شد و توسط مسئول روابط خارجی اروپا یعنی لرد کریسپتن بود آماده کردیم. این توافقنامه بین ایشون و آقای زنگنه در تهران به امضا رسید و قرار شد نهادی در ایران تاسیس شود تا راجع به چگونگی مسیریابی صادرات گاز از ایران تحقیق کند. جالب این‌که خود اتحادیه‌ی اروپا هم آماده بود که هزینه‌ای را برای این کار پرداخت کند و در مرحله‌ی اول هم هزینه‌ای برای این پژوهش تعیین کرده بود. از سوی دیگر برخی کمپانی‌هایی پیدا شدند که علاقمند بودند سرمایه‌گذاری کنند تا گاز ایران به اروپا برسد. مذاکراتی می‌کردند که گاز از این‌جا به ترکیه برود و سپس به بلغارستان و رومانی و اتریش و از این مسیر به سایر کشورهای اروپایی برسد. هدف هم این بود که وابستگی اروپا را به روسیه کمتر شود. این‌جا دو اتفاق رخ داد. اول این‌که مذاکرات هسته ای به نتیجه نرسید و اجرای آن توافقنامه گاز معلق ماند که تا الان هم معلق مانده. دولت هم عوض شد و مذاکرات هسته‌ای به سمتی رفت که شش قطعنامه تحریمی گرفتیم.

    آیا در این فضا روسیه نقشی برای ممانعت از رسیدن گاز ایران به اروپا بازی کرد؟

    شرکتی اتریشی وجود داشت به نام نوباکو که قرار بود گاز ایران را به اروپا برساند. بعد از اتفاقاتی که گفتم،  این شرکت شریک ترکی هم پیدا کرد و بعد روسیه هم آمد شریک نوباکو شد و بعد هم این شرکت را خرید تا بتواند مدیریت آن را به عهده بگیرد. حالا مدیریت نوباکو چه بود؟ این بود که طرحی پیاده کند تا گاز ایران به اروپا برود اما بعدا  نوباکو تبدیل شد به شرکتی که به به جای این گاز روسیه را بیاورد به ترکیه و از آن‌جا به اروپا ببرد. روسیه در حوزه‌ی گاز و نفت رقیب ایران بود و هست اما با این حال اروپا دست از این که به گاز ایران نگاه کند برنداشت. وقتی به اسناد برنامه‌های اروپا نگاه می‌کنیم این نکته را می‌بینیم. من پژوهش و ارائه‌ای داشتم در مورد سیاست‌های انرژی اروپا و بعد از جنگ روسیه و اوکراین متوجه شدم اروپا برنامه‌ریزی کرده بود که سال ۲۰۲۲ در چارچوب مذاکرات برجام از ایران گاز بخرد. به این نتیجه رسیده بودند حالا که امریکا کاری انجام نمی‌دهد، اروپا نسبت به خرید گاز اقدام کند اما اتفاقی که افتاد این بود که روسیه به اوکراین، یعنی بخشی از خاک اروپا حمله کرد و وضعیتی ایجاد شد که ایران را به عنوان همدست روس‌ها در حمله به اوکراین معرفی کردند و آن برنامه‌ریزی که اروپا برای خرید گاز از ایران داشت، ملغی شد. پس شما می‌بینید در سه مقطع، سه کاری که قرار بود انجام شود، صورت نگرفت. در دهه‌ی هشتاد موافقنامه صادرات گاز به دلیل مذاکرات هسته‌ای تعلیق شد، پس از ان نوباکو که قرار بود راهی پیدا کند برای صادرات گاز یاران به اروپا کلا توسط روس‌ها خریداری شد و دستور کارش عوض شد و در سال ۲۰۲۲ که اروپا برنامه‌ریزی و تصویب کرده بود از ایران گاز بخرد مساله‌ی حمله‌ی روسیه به اوکراین اتفاق افتاد و همدست تلقی شدن ایران با روسیه باعث شد این برنامه محقق نشود.

    شاید این سؤال کلی باشد اما به نظر شما مهمترین چالش اقتصاد ایران در سال جاری چیست؟

    به نظر می رسد مهمترین چالش سال ۱۴۰۴ چالش سیاست خارجی باشد. ما باید بتوانیم مدیریت مناسبی داشته باشیم تا فشار تحریمی را به حداقل کاهش دهیم و از مشکلات عبور کنیم. واقعیت این است هر چه جلو می‌رویم دیگران بزرگ می‌شوند و ما کوچک می‌شویم. وقتی اطراف شما ساختمان‌های بزرگ ایجاد می‌شود تهدید ایجاد می‌کند. این شرایط سبب می‌شود در آینده چالش‌های ما علاوه بر چالش‌های اجتماعی چالش تهدید خارجی هم باشد. به هر حال کشورهای اطراف که قدرتمند بشوند سهم بیشتری از منطقه می‌خواهند. تحریم آسیب زیادی زده و شاید مهمترین دستور کشور باید این باشد که تحریم را کاهش دهد یا از بین ببرد.

  • بی‌انضباطی پولی و مالی، اقتصاد ایران را فرا گرفته / بزرگ‌ترین نیروگاه کشور را به بنیاد شهید دادند، این یعنی آتش زدن به اموال عمومی / صداوسیما جای شصت شبکه، شش شبکه داشته باشد

    بی‌انضباطی پولی و مالی، اقتصاد ایران را فرا گرفته / بزرگ‌ترین نیروگاه کشور را به بنیاد شهید دادند، این یعنی آتش زدن به اموال عمومی / صداوسیما جای شصت شبکه، شش شبکه داشته باشد

    به گزارش اقتصادران، سال ۱۴۰۳ را باید سال نفس گیری برای ایرانیان دانست. روند تحولات داخلی، منطقه‌ای و جهانی چنان بود که شاید بار دیگر بتوان تعبیر هر ۸ ساعت یک بحران را برای آن به کار برد و در همین حال یکی از بزرگ‌ترین دوران‌های ناترازی انرژی برای ایران رقم خورد، صنایع به تعطیلی کشیده شدند و مدارس و ادارات برای روز‌ها به تعطیلات اجباری رفتند. در چنین شرایطی، اما سال ۱۴۰۴ را با تورم لجام گسیخته، ادامه کسری در حوزه برق و آب و بحران‌های بودجه و تحریم‌های سخت آغاز می‌کنیم.

    برای واکاوی آنچه می‌تواند پیش روی ایران در سال جدید باشد نظرات مهدی پازوکی اقتصاددان و استاد سابق دانشگاه علامه طباطبایی را جویا شدیم. مشروح گفت‌و‌گو این تحلیل گر اقتصادی را  در ادامه می‌خوانید.

    **سال ۱۴۰۳ سال خیلی عجیبی در تاریخ ایران بود و چه در سیاست خارجی و چه سیاست داخلی با اتفاق‌های عجیبی مواجه شدیم. حال با این شرایط موجود، شش هفت ماهی که از دولت گذشت را چطور ارزیابی می‌کنید؟ از منظر اقتصادی چطور پیش رفت و چطور می‌توانست و چه‌کار می‌توانست با توجه به ناترازی‌های انرژی، بحران‌هایی که داشت بکند؟ و این که با توجه به رویکردش در سیاست خارجی، آیا راه دیگری غیر از مسیری که پیش رفت، داشت؟

    – در حال حاضر مهم‌ترین مشکل اقتصادی که در سال ۱۴۰۳ اقتصاد ایران دچارش شده بی‌ثباتی اقتصادی است.
    مهم‌ترین شاخص بی‌ثباتی، نرخ فزاینده تورم است؛ بنابراین دولت اگر بتواند تورم را کنترل کند، قطعا می‌تواند بی‌ثباتی اقتصادی را به‌شدت کاهش دهد و اقتصاد را به سمت ثبات حرکت دهد.

    نکته این است که کنترل این بی‌ثباتی اقتصادی و کنترل تورم به دو مسئله برمی‌گردد و یکی انتظار‌های تورمی است. این یعنی وقتی سیاست خارجی شما بسته است، وقتی با دنیا تعامل ندارید، وقتی در بازار‌های بین المللی نقش آنچنانی ندارید، این به معنی و مفهوم آن است که سیاست خارجی در خدمت اقتصاد و توسعه کشور نیست.

    به بیان ساده‌تر، معنی و مفهومش این است که اقتصاد ایران در گرو سیاست است به خصوص سیاست خارجی؛ بنابراین در اقتصاد بسته، نرخ تورم قطعا فزاینده است، چرا که انتظار‌های تورمی بالاست.
    نمونه‌اش می‌توان برجام را مثال زد. در برجام، این نبود که دولت آقای روحانی مثلا فیل هوا کرده باشد. همین که مردم دیدند مذاکره با غرب رخ داده، همین چیده شدن میز مذاکره منتج به این شد که انتظار‌های تورمی به‌شدت کاهش پیدا کرد.

    الان وقتی می‌گویند با دنیا مذاکره نمی‌کنیم، این وضعیت بحرانی می‌شود و ببینید معنی و مفهومش این است که چه دل‌مان بخواهد و چه نخواهد، با حدود سی درصد جی دی پی جهان آمریکا بزرگ‌ترین اقتصاد جهان است. یعنی سی درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به‌تنهایی آمریکا تولید می‌کند. آمریکا اولین قدرت است، بعد چین است، سوم آلمان، چهارم ژاپن و پنجم هند است؛ بنابراین همین فقدان مذاکره در سیاست خارجی مستقیم خود را در اقتصاد نشان می‌دهد و برای کاهش انتظار‌های تورمی نیز ما نیاز داریم که اقتصاد ایران باز شود و با دنیا تعامل داشته باشد. دومین نکته اصلاحات اقتصادی داخلی است و اولین اصلاحات، اصلاح سند بودجه است.

    بودجه ۱۴۰۳ را خوب تدوین نکردند و به‌شدت در آن مخارج دولت افزایش پیدا کرده است. دلیلش چیست؟ سند بودجه است.

    مثال می‌زنم و این را تاکید می‌کنم. مجلس ابتدا باید از خودش شروع کند. قانون بودجه را نگاه کنید. ۱۴۰۱ اعتبار مجلس یعنی بودجه مجلس ۱۶۰۰ میلیارد تومان بوده است. این مربوط به سال اول دولت آقای رئیسی است. در قانون بودجه ۱۴۰۳ که باز لایحه‌اش را رئیسی داد و مجلس اصولگرا تصویب کرده است، ۴۶۰۰ میلیارد تومان شده است، یعنی افزایش نزدیک به سه برابر.
    این در حالی بود که حقوق کارکنان دولت طی ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ تنها ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است یعنی سالانه ۲۰ درصد، پس چرا بودجه مجلس باید بالای ۲۰۰ درصد افزایش پیدا کند؟

    همین داستان را در داستان بودجه شورای نگهبان داریم. همین داستان را در بودجه دانشگاه پیام نور داریم. همین داستان را در بودجه دانشگاه امام صادق داریم. همین داستان را در بودجه مجمع تشخیص داریم. همین مسئله را در بودجه دبیرخانه ستاد انقلاب فرهنگی داریم. همین را در بودجه صداوسیما داریم.
    بودجه صداوسیما در سه سال، بیش از دو برابر افزایش پیدا کرده است. این موارد لزوما ربطی به دولت آقای پزشکیان ندارد. اشتباه پزشکیان را هم می‌گویم چیست؛ بنابراین همه این افزایش بودجه‌ها بار روی کشور بوده است.

    کشوری که درآمدش محدود است، باید هزینه‌های غیر ضروری‌اش را کاهش دهد. الان دولت سه مورد حقوق در ماه می‌دهد.
    یک حقوق به کارکنانش، یکی حقوق به بازنشستگان که هم صندوق کشوری و هم لشگری ورشکسته به شمار می‌آیند، یعنی اگر دولت یک ماه کمک نکند نمی‌توانند حقوق بازنشستگان عزیز را پرداخت کنند.

    سومی یارانه‌هاست. الان بالای ۹۰ درصد مردم کشور یارانه می‌گیرند. این یعنی چه؟ یارانه هدفمند نشده و دولت پول پخش می‌کنیم؛ بنابراین همه این موارد نشان می‌دهد که کشور را گران اداره می‌کنیم.
    وقتی مخارج دولت بیش از درآمدهایش باشد معنایش کسری بودجه است. وقتی به مذاکرات مجلس گوش می‌دهیمم آقایان می‌گویند هزار میلیارد کسری بودجه امسال داشتیم. یعنی چه؟ این یعنی افزایش تورم. وقتی به بانک مرکزی دستور می‌دهد پول چاپ کند، این یعنی افزایش نقدینگی.
    کسری بودجه یعنی افزایش نقدینگی، یعنی افزایش تورم، و نتیجه آن کاهش قدرت خرید و کاهش رفاه جامعه؛ بنابراین باید انضباط پولی و مالی را به سیستم بانکی برگرداند. همین بانک‌هایی که قارچ‌گونه ایجاد شده، یک مشکل است.

    من اعتقاد دارم بانک‌ها در ایران مجدد باید ملی شوند، یعنی الان عده‌ای از بخش خصوص بانک زدند که بانک بزنند. یعنی دزدی کنند؛ بنابراین در اصلاحات اقتصادی، یکی صلاح مالی است که باید در سند بودجه اتفاق افتد که نیافتاده است. یعنی اثر تورمی که امروز مردم در زندگی خود می‌بینند، مخارجی است که در قانون بودجه ۱۴۰۳ دهشتناک است؛ یعنی وقتی می‌خوانید، دچار واقعا سرگیجه می‌شوید. مگر می‌شود کشور را اینطور اداره کرد؟

    * می‌توان گفت مفهومش اینطور است که وقتی بودجه می‌نویسند و می‌دانند کسری دارد، و همه کارشناسان نیز می‌دانند، یعنی یک بند نانوشته پیش بینی کرده‌اند که آن چاپ پول است؟

    – بله. حقوق مردم را که نمی‌توانند ندهند پس پول چاپ می‌کنند. ببینید اگر صد واحد کالا داشته باشید، صد واحد پول، ارزش یک واحد کالای شما یک واحد پول می‌شود. دلار باشد یا ریال یا هر ارزی. ولی وقتی کالا و تولید شما همان صد عدد است ولی حجم پول شما دو برابر می‌شود، ارزش یک واحد کالا، دو واحد پول می‌شود. یعنی صد درصد تورم در این اقتصاد دارید.
    مثال را متوجه شدید که چه گفتم؟ بنابراین می‌خواهم بگویم اقتصاد ما انضباط مالی و پولی ندارد.

    * پس می‌توان این طور گفت یکی از بحران‌هایی که در انضباط مالی داخلی داریم، گران بودن کل ارکان حکومت است.

    – بله بی‌انضباطی پولی و مالی، اقتصاد ایران را فرا گرفته و ما نیاز به دولت کارامد داریم، دولتی که خط قرمزش منافع ملی باشد. اگر مجلس به کابینه آن رای نداد، باید بایستد و بگوید بیا خود مجلس مسئولیت را بپذیرد. باید رودربایستی را کنار بگذاریم. اکنون بودجه ۱۴۰۳ بودجه تورمی است. این بودجه و مخارج دولت در آن به‌شدت افزایش پیدا کرده است. الان ایراد من به دولت پزشکیان این است که لایحه ۱۴۰۴ را که به مجلس داده است، آن روند تورمی را متاسفانه حفظ کرده است.

    * این یعنی برای سال آینده همچنان بودجه تورمی داریم، همراه با بحران‌های چندگانه. کشور به‌شدت درگیر ناترازی انرژی هست. سرمایه گذاری در زیرساخت‌های کشور نداریم. با این شرایط می‌بینید با تورم درگیر هستیم.

    – بله همین‌طور است. نکته این است که چرا در دولت آقای خاتمی ناترازی نداشتیم؟ الان در زمستان هم در برق مشکل داریم.
    چرا که همانطور که مصرف رشد می‌کرد، در کنارش سرمایه گذاری‌های زیربنایی دولت انجام داده بود. یعنی اکثر نیروگاه‌های خوب‌مان مربوط به دولت آقای هاشمی رفسنجانی و دولت آقای خاتمی است. بعد از دولت آقای خاتمی، این نیروگاه‌ها را به بخش خصوصی دادند. در واقع بدهی بخش خصوصی را نمی‌دادند و دیگر نه آن‌ها سرمایه گذاری کردند و نه دولت و روند کند شده است. وقتی تصمیم‌گیری ما اشتباه است، با تاخیر زمانی، بحران را متوجه می‌شویم.

    الان کل منابع داخلی دولت اعم از نفت، بودجه‌های عمرانی دولت و بخش خصوصی ۸۵ میلیارد دلار است، یعنی ۵۰ درصد کسری در سرمایه گذاری داریم.

    نه‌تنها امسال که سال آینده هم نرخ رشد ۸ درصد امکان ندارد تحقق پیدا کند؛ بنابراین وقتی تولید ملی شما پایین می‌آید، معنی‌اش این است که فقر گسترش پیدا می‌کند؛ بنابراین اگر خواهان افزایش رفاه جامعه هستید، نیاز است که تورم را کنترل کنید. آقای رئیس جمهور همین امروز می‌گوید جنگ اقتصادی داریم. من هم قبول دارم. اما در جنگ اقتصادی چرا بودجه مجلس باید سه برابر شود؟ چرا بودجه شورای نگهبان باید بیش از دو برابر شود؟ صداوسیما جای شصت شبکه، شش شبکه داشته باشد و منتها کیفیت بالا رود.

    ما کشور را گران اداره می‌کنیم؛ بنابراین جمع‌بندی من این است که یک، سیاست خارجی ما باید اصلاح شود.  دو، اصلاح ساختار اقتصادی را در داخل اجرایی کنیم؛ اولین اصلاح ساختار نیز اصلاح ساختار بودجه است؛ چرا که بین درآمد‌ها و مخارج دولت باید توازن ایجاد شود. از مخارج غیر ضروری که باعث کسری بودجه می‌شود نیز جلوگیری کنیم. دومی، انضباط پولی در سیستم بانکی است.
    در انضباط پولی در سیستم مالی، نیز خط قرمز باید منافع ملی ملت ایران باشد. بعدش در واقع سرمایه گذاری‌های زیربنایی در بخش آب، بخش انرژی و قیمت‌ها اهمیت دارد.

    در عین حال قیمت بنزین باید اصلاح شود. من با این شوک یک شبه که بخوابم و قیمت بنزین را ۴ برابر کنند، مخالف هستم. به این شوک درمانی می‌گوییم. ولی قیمت بنزین باید به‌تدریج بالا رود. وقتی ۴۰ درصد در اقتصاد تورم دارید، قیمت بنزین را سالی ۲۰ درصد افزایش دهند. در دولت آقای خاتمی سالانه به اندازه نرخ تورم بنزین افزایش می‌یافت و خون هم از دماغ کسی نمی‌آمد.

    همان سال ۹۸ که مردم بیرون آمدند، نیز به‌خاطر احساس بی‌عدالتی، به‌خاطر وجود تبعیض و نابرابری و فساد در جامعه بود. این را سیستم نمی‌فهمد. فکر می‌کند به‌خاطر بنزین بوده است.
    بنزین یک جرقه بوده و بنابراین باید سعی کنیم اصلاحات اقتصادی را در بخش انضباط پولی و مالی در سند بودجه اعمال کنیم.

    بحران نیز به نوعی از دوره احمدی نژاد شروع شد که بزرگ‌ترین نیروگاه کشور، نیروگاه سه هزار مگاواتی دماوند به بنیاد شهید داده شد. این معنی‌اش این است که آتش به اموال عمومی می‌زنید. خود بنیاد شهید از بودجه پول می‌گیرد. یعنی الان در بودجه ۱۴۰۳ می‌دانید که اعتبار بنیاد شهید، ۹۱ هزار میلیارد تومان است. ۹۱ همت است. بودجه بنیاد شهید دو برابر شده است. چرا دو برابر شده است؟

    دومین مساله هم اصلاحات داخلی است که اولینش اصلاح ساختار بودجه است. این دیگر ربطی به دشمن خارجی ندارد. الان که مجلس می‌گوید ما در جنگ اقتصادی هستیم، نماینده مجلس هم مانند معلم زندگی کند. نمی‌شود بیمه او بیمه خاص باشد. پس دومی، اصلاح ساختار بودجه بود.

    سوم، اصلاح ساختار پولی در نظام بانکی است. بانک‌های زیان‌ده را قطعا باید از رده خارج کنیم؛ البته با سیاست‌گذاری بخردانه، با تصمیم و نه با شعار. باید جلوی بدهی بانک‌ها را گرفت، چرا که بانک‌ها بی‌رویه برای مملکت هزینه ایجاد کرده‌اند. همین‌ها عامل رشد نقدینگی و تورم در اقتصاد ایران بودند.

    مورد بعدی انضباط اداری است. در واقع سعی کنیم بهترین نیروی متخصص را جذب دولت کنید. نه این که الان متاسفانه اکثر کسانی که در سال‌های ماضی وارد دولت شدند، خصوصا از دولت احمدی نژاد، اکثرا این مدیران از همین دانشگاه‌های درجه ۴ و ۵ کشور بودند.

    جمع بندی‌ بنده این است که فکر می‌کنم اقتصاد ایران به‌شدت از بی‌انضباطی اقتصادی رنج می‌برد. دولت اگر انضباط اقتصادی را حاکم نکند، قطعا این بی‌انضباطی پولی و مالی می‌تواند تبعات بسیار منفی را برای زندگی مردم به خصوص اقشار زحمتکش و طبقات حقوق بگیر داشته باشد.

    دولت آقای پزشکیان الان باید بداند این تبعاتی که دارد، خود آقای پزشکیان که امروز مجبور شد در مقدمه حرف خود بگوید دولت را در حالی تحویل گرفتیم که بدهی به بازنشستگان داشتیم، بدهی به گندم‌کاران داشتیم.

    به معلمان بابت معوقات و پاداش پایان خدمت‌شان بدهی داشتیم. دولت پزشکیان مجموعه‌ای از بدهی‌ها تحویل گرفته است. این بدهی‌ها چه بوده است؟ خب اگر دولت درآمد داشت که می‌داد؛ بنابراین باید سعی کنیم به قول سعدی، چو دخلت نیست، خرج آهسته‌تر کن.

  • چرا بودجه موسسه مصباح یزدی را مردم باید بدهند؟ / بعضی ها وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند!

    چرا بودجه موسسه مصباح یزدی را مردم باید بدهند؟ / بعضی ها وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند!

    به گزارش اقتصادران، تاکنون تعدادی خبر در ارتباط با بودجه برخی نهادها در رسانه ها منتشر شده است اما اخبار و اطلاعات مطرح شده بیشتر کلی اند و مشخص نیست چقدر قابل اتکا هستند.

    از زمانی که دولت حسن روحانی بر سر کار آمد، انتشار کامل و با جزئیات لایحه بودجه تبدیل به یک سنت شد. مردم و رسانه ها به این محتوا دسترسی داشتند. با وجود آنکه جداول بودجه به صورت اطلاعات اولیه منتشر می شد، در مورد اعداد و ارقام کلانی که دولتی ها از بیت المال برای وزارتخانه ها و نهادها در نظر گرفته بودند گفتگوهای رسانه ای شکل می گرفت. این حداقل امکانی بود که رسانه ها و افکار عمومی برای اثرگذاری بر لایحه بودجه داشتند. گفتگوها گاهی باعث جرح و تعدیل برخی اعداد و ارقام نهادهای خاص می شد.

    بودجه تقدیم مجلس شد، در کمیسیون بررسی شد، در صحن تصویب شد و به شورای نگهبان رفت؛ دریغ از یک ذره شفافیت

    اما حالا که اولین لایحه بودجه دولت مسعود پزشکیان به مجلس رفته، نه خبری از انتشار اعداد و ارقام است و نه گفتگو از آنها؛ بخش دوم لایحه بودجه ۱۴۰۴ شامل جداول تفصیلی بودجه سال آینده است، یک ماه پیش با امضای رئیس جمهور به مجلس تقدیم شد.

    ناگفته پیداست که جداول یادشده هم در کمیسیون و هم در صحن بررسی شده و نهایتا به شورای نگهبان ارسال شده اند، اما دریغ از آنکه محتوای آنها منتشر شود؛ گویا که مردم در این مورد نامحرم‌اند.

    محسن زنگنه نایب رییس کمیسیون تلفیق بودجه از ارسال بخش دوم لایحه بودجه ۱۴۰۴ که به جداول بودجه مربوط است به شورای نگهبان خبر داده است. شورای نگهبان هم ایراداتی وارد کرد که در آخرین جلسات علنی مجلس، اصلاحاتی صورت گرفت و دوباره بدون آنکه مردم عدد و رقمی را ببینند و متوجه شوند، به شورا بازگشت.

    بودجه نهادهای خاص که چندبرابر می شود؟

    قاعدتا بر اساس نرخ تورم و سنت هر ساله، میزانی بودجه برخی نهادها و موسسات خاص که در جداول مختلف قرار می‌گیرند، افزایش چشمگیر پیدا می کند. مهدی پازوکی کارشناس بودجه اخیرا از تغییر بودجه موسساتی مثل موسسه امام خمینی مربوط به مصباح یزدی پدر معنوی جبهه پایداری روایت کرده است. او به وبسایت انتخاب گفته «بودجه جاری موسسه آقای مصباح در سال ۱۴۰۱ به میزان ۶۰.۸ میلیارد تومان بوده و در سال ۱۴۰۳ به ۴۳۲.۹ میلیارد تومان یعنی بیش از شش برابر شده است.» او ادامه داده است که «بودجه جامعه المصطفی ۱۷۰۰ میلیارد تومان است و بودجه دانشگاه شریف ۱۲۰۰ میلیارد تومان!» در این سکوت خبری مشخص نیست چه اعداد و ارقامی به موسسات پرحاشیه داده می شود.

    کامبیز نوروزی: همه درآمدهای دولت متعلق به مردم است؛ دولت باید گزارش دهد پول مردم را کجا خرج می کند

    کامبیز نوروزی، حقوقدان  منتشر نشدن جداول بودجه سال آینده را عجیب می خواند و می گوید: اولین نکته‌ای که ما باید به آن توجه کنیم این است که همه درآمدهای دولت از آن ملت است. طبق اصل ۵۶ قانون اساسی، حاکمیت از آن ملت است؛ یکی از معانی ساده این اصل چنین است که آنچه از ثروت‌های روی زمین یا زیرزمینی کشور وجود دارد و در مالکیت خصوصی نیست متعلق به ملت است. به این ترتیب، به عبارت دیگر تمام درآمدی که دولت از طریق نفت، معادن، مالیات‌ها یا عملکرد شرکت‌های دولتی به دست می‌آورد متعلق به ملت است و دولت فقط براساس نمایندگی‌ای که ملت به او اعطا کرده باید عمل کند و امین ملت باشد.

    این حقوقدان ادامه می دهد: اولین نکته‌ای که ما باید به آن توجه کنیم این است که همه درآمدهای دولت از آن ملت است. طبق اصل ۵۶ قانون اساسی، حاکمیت ازآن ملت است؛ یکی از معانی ساده این اصل این است که آنچه از ثروت‌های روی زمین یا زیرزمینی کشور وجود دارد و در مالکیت خصوصی نیست متعلق به ملت است. به این ترتیب، به عبارت دیگر تمام درآمدی که دولت از طریق نفت، معادن، مالیات‌ها یا عملکرد شرکت‌های دولتی به دست می‌آورد متعلق به ملت است و دولت فقط براساس نمایندگی‌ای که ملت به او اعطا کرده باید عمل کند و امین ملت باشد.

    او با بیان اینکه یکی از پایه‌های اصل آزادی، دسترسی به اطلاعات به عنوان حق حاکمیت ملی است می افزاید: درآمد دولت که به نمایندگی از ملت در اختیار قوه مجریه قرار دارد، طبق قانون بودجه هزینه می‌شود. بنابراین دولت موظف است که اطلاعات مربوط به اموال عمومی یعنی بودجه را منتشر کند. اگر کسی از طرف یک نفر دیگر پولی را خرج می‌کند باید به صاحب پول گزارش دهد که پول را کجا خرج می کند.

    پنهان کاری با خلاف کاری بی ارتباط نیست

    نوروزی با ابراز تاسف از پنهان کاری هایی که دولت ها در مورد حقوق ملت می کنند، می گوید: جای تعجب است که سازمان برنامه و بودجه یا نهاد ریاست جمهوری از انتشار جداول بودجه خودداری می‌کنند. معمولا پنهان‌کاری بی‌ارتباط با خلاف‌کاری نیست. کسانی که به درستی کار خود ایمان دارند هیچ‌وقت پنهان‌کاری نمی‌کنند، قانون بودجه مثل اطلاعات نظامی یا امنیتی نیست که آن را محرمانه‌ کنند؛ محرمانه کردن جداول بودجه در زمان بررسی آن یک نقض آشکار حقوق ملت است. همچنین موجب این گمانه‌زنی است که در این جداول ارقامی پیش‌بینی شده که موجب ترس و نگرانی دولت از واکنش عمومی است؛ این کار خلاف قانونی اساسی، خلاف حق گردش آزاد اطلاعت و خلاف حق دسترسی به اطلاعات است؛ دولت باید پاسخ دهد که چرا در این مرحله که بودجه درحال بررسی است، جداول آن را برای عموم منتشر نکرده است.

    بخش‌هایی از کابینه، به بده بستان با جناح‌های قدرت اهمیت می‌دهند

    کامبیز نوروزی در ادامه می گوید: با کمال تاسف باید بگویم که تعدادی از همکاران دولت در طول چندماهی که از دولت جدید می‌گذرد نشان داده اند که به عهدی که آقای پزشکیان به ملت بسته اصلا وفادار نیستند، به امیدی که مردم به این دولت بستند وفا ندارند و حقوق ملت را در عمل به رسمیت نمی‌شناسند. بعضی از همکاران آقای پزشکیان در دولت متاسفانه در نهایت انفعال و بی‌عملی مستمرا در پی پنهان‌کاری و بیرون کردن مردم از حلقه گردش اطلاعات هستند.

    این حقوقدان می افزاید: در حالی که آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها و بسیاری از گروه‌های اجتماعی از نظر مالی در وضعیت بحرانی به سر می‌برند، بودجه تعداد زیادی از موسسه‌های خصوصی و غیردولتی بسیار افزایش پیدا کرده است. طبق اخبار غیر رسمی‌ای که می‌آید، بودجه سازمان صدا و سیما در حالی که از نظر فعالیت وضعیت بسیار بدی دارد بسیار افزایش پیدا کرده. به نظر می‌رسد که بخش‌هایی از کابینه بیش از آنکه به وظایف خود در مقابل ملت پایبند باشند و قواعد حقوقی و قانون اساسی را رعایت‌کنند، به بده بستان با جناح‌های قدرت بیشتر اهمیت می‌دهند.

    چرا مردم باید بودجه موسسه مصباح یزدی را بپردازند؟

    او در پاسخ به اینکه چه کسی از این وضعیت سود می کنند می گوید: طبیعتا مردم سودی نمی‌برند، کسانی از این وضعیت سود می‌برند که در لایه‌های پنهان قدرت به سر می‌برند و معمولا هم عملکرد آنها به ملت گزارش داده نمی‌شود. در مورد پرونده یک مدرسه علمیه در ازگل که مقداری زمین به شکل غیرقانونی به یک شخص حقیقی منتقل شده بود، هیچ‌کس گزارشی در این باره  نداد. درباره همه موسسات، مثل موسسات امام خمینی متعلق به مرحوم مصباح یزدی، هیچ‌وقت گزارشی به ملت داده نشده که این بودجه کجا هزینه شده، و چرا باید مردم بودجه این تشکیلات را پرداخت‌کنند؟ چه دلیلی دارد که از جیب ملت برای اینها خرج شود اما مدارس یا دانشگاه های کشور از اولین امکانات آموزشی محروم باشند؟

    این حقوقدان معتقد است: کسانی از این وضعیت منتفع می شوند که در لایه های قدرت به سر می برند. متاسفانه جاهایی مثل معاونت حقوقی، سازمان مدیریت، سازمان برنامه و بودجه و بعضی از وزارتخانه‌ها چندان به فکر حقوق ملت نیستند و بیشتر با همان لایه‌های پنهان قدرت بده بستان دارند و با آنها وفادارند تا با حقوق ملت.

    بعضی اعضای دولت وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند

    کامبیز نوروزی ادامه می دهد که اگرچه به پزشکیان نیز انتقاد وارد است اما انتقاد بیشتری به اعضای دولت وارد است. اعضای کابینه وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند و عملا هیچ‌کاری نمی‌کنند. رئیس جمهور که همه کارهای مملکت را نباید انجام دهد؛ تعدادی معاونت و وزارتخانه و سازمان مثل معاونت اول، معاونت حقوقی، سازمان برنامه و بودجه هستند که مدیران ارشد آنها از همه امکانات مشروع و نامشروع برخوردارند. بودجه‌های هنگفتی خرج این سیستم عظیم می‌شود و اینها دچار چاقی مفرط اند. اما در عمل چه می کنند؟ رئیس جمهور که بودجه نمی‌نویسد؛ هر مسئولی در وزارتخانه ها بودجه خود را می گوید و نهایتا در سازمان برنامه و بودجه تصویب می شود، لایحه آن بیرون می آید و سپس به مجلس می رود و آنجا هم دستکاری می‌شود.

    این حقوقدان می گوید متولیان دولتی در دولت باید پاسخ دهند که اگر بودجه‌ای از کمیسیون تلفیق مجلس بیرون می‌آید و مورد قبول دولت نیست، چرا حرف نمی‌زنند؟ اینجا است که آقایانی که در مسندهای بلند نشسته و از امکانات متعدد بهره‌مند می‌شوند، وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند. آنها به جای وفاق با مردم به سمت وفاق با کانون‌هایی حرکت می‌کنند که منافع آنها را به خطر می اندازد.

    کامبیز نوروزی در پایان تاکید می کند: اینکه جداول بودجه منتشر نشده اتفاق بسیار بی‌سابقه‌ای است که در هیچ یک از دولت‌های گذشته سابقه ندارد و رفتاری کاملا خلاف حقوق ملت است.

  • آوار بانك‌های ناتراز بر بودجه دولت / چرا بانك‌ها دست از بنگاه‌داري بي‌رويه بر نمی دارند؟

    آوار بانك‌های ناتراز بر بودجه دولت / چرا بانك‌ها دست از بنگاه‌داري بي‌رويه بر نمی دارند؟

    به گزارش اقتصادران، اين روزها كلمه «ناترازي» زياد به گوش‌تان خورده و قطعا بخش زيادي از آن را در بخش انرژي تجربه كرده‌ايد، اما بايد توجه داشت كه ناترازي فقط در بخش انرژي و برق و گاز و حتي آب نيست. ناترازي مهم ديگري كه اقتصاد ايران را رنج مي‌دهد، بخش پولي است كه به واسطه خلق پول و بالا رفتن ميزان نقدينگي رخ مي‌دهد. اتفاقي كه درنهايت منجر به تورم و كاهش ارزش پول ملي مي‌شود.

    بانك مركزي به تازگي عنوان كرده كه رشد نقدينگي آبان‌ ماه ۲۸.۶درصد و رشد پايه‌ پولي ۲۰.۷درصد بوده است. اين خبر خوبي براي نماگرهاي پولي اقتصاد ايران است كه پس از سال‌ها در كانال 20درصدي قرار گرفته. اما آيا كافي است؟

    ضريب فزاينده نقدينگي معياري است كه نشان مي‌دهد نظام بانكي چند برابر سپرده‌اي كه دراختيار داشته، پول بانكي خلق كرده است يا اينكه چگونه پايه پولي (پول پرقدرتي كه مستقيما توسط بانك مركزي توليد مي‌شود) به نقدينگي در كل اقتصاد تبديل مي‌شود. اين ضريب به ميزان و سرعت گردش پول در سيستم بانكي و اقتصادي نيز بستگي دارد. به عقيده برخي كارشناسان ضريب نقدينگي اهميت زيادي در كنترل تورم دارد و در شش ماهه ابتدايي سال جاري روندي افزايشي داشته و به عدد ۸ نزديك شده است. اين عدد به معناي ۸ واحد خلق اعتبار در شبكه بانكي به ازاي يك واحد خلق پول در بانك مركزي است. آمارها حاكي از آن است كه شوك‌هاي اقتصادي و سياسي در روند صعودي ضريب فزاينده نقدينگي بسيار تاثيرگذار بوده‌اند. گروهي ديگر از كارشناسان كه به خلق نقدينگي درون‌زا باور دارند، نقش ضريب فزاينده نقدينگي را در مساله تورم چندان موثر نمي‌دانند. نقدينگي كه اصلي‌ترين متغير تورم‌ساز محسوب مي‌شود از مجموع دو متغير پول و شبه‌پول به دست مي‌آيد.

    صعود ضريب فزاينده نقدينگي پس از تحريم‌ها

    براساس گزارشي كه «اكو ايران» از آمارها منتشر كرده است؛ پس از شروع تحريم‌هاي بين‌المللي در سال ۹۰، روند ضريب فزاينده پولي صعودي شده است، به ‌طوري كه ضريب فزاينده از ۴.۳ در فروردين سال ۹۰ به ۶.۴ در آذر ماه سال ۹۳ افزايش يافته است. در واقع در اين بازه زماني شبكه بانكي به ازاي يك واحد پول خلق شده، اعتبار بيشتري خلق كرده است.

    روند صعودي ضريب فزاينده پس از انعقاد توافق برجام و رفع تحريم‌ها صعودي باقي ماند. به بيان دقيق‌تر در تير ماه ۹۴ كه ضريب فزاينده برابر با ۶.۲ بوده تا اسفند ۹۶ به ۷.۱ افزايش يافته است. با اين وجود روند ضريب فزاينده بعد از خروج امريكا از برجام و بازگشت مجدد تحريم‌ها باثبات بوده است.

    شيوع ويروس كرونا در اواخر سال ۹۸ موجب شد تا در دوره پاندمي كرونا، ضريب فزاينده افزايش شديدي را تجربه كند. به اين صورت كه در شهريور سال ۹۹، ضريب فزاينده به بالاترين ميزان خود در دهه ۹۰ برسد. در اين ماه مقدار ضريب فزاينده معادل ۷.۷ برآورد شده است. پايين‌ترين ميزان ضريب فزاينده در ارديبهشت سال ۹۰ و معادل ۴.۳ محاسبه شده است.

    ثبت بالاترين ضريب فزاينده پس از ۱۴ سال

    حذف ارز ۴۲۰۰ توماني در ارديبهشت ماه سال ۱۴۰۱ و شوكي كه به اقتصاد ايران وارد شد منجر به ثبت بالاترين ضريب فزاينده در حداقل ۱۴ سال اخير شده است. به زبان اعداد در شهريور ماه همين سال مقدار ضريب فزاينده به ۸.۱ رسيده است. پس از تخليه شوك جراحي اقتصادي دولت سيزدهم، ضريب فزاينده به ۷.۱ در ارديبهشت ماه سال گذشته كاهش يافت.

    آمارها حاكي از آن است كه در نيمه اول امسال روند ضريب فزاينده افزايشي بوده و از ۷.۴ در فروردين ماه سال جاري به ۷.۹ در شهريور رسيده است. به عبارت ديگر شبكه بانكي به ازاي هر واحد پول خلق شده در بانك مركزي، نزديك به هشت واحد اعتبار در شبكه بانكي خلق كرده است.

    ريشه اصلي رشد نقدينگي كجاست؟

    وحيد شقاقي شهري، اقتصاددان و استاد دانشگاه در واكنش به روند افزايشي ضريب نقدينگي به «اعتماد» گفت: يك نگاه اين است كه عامل رشد نقدينگي سياست‌هاي پولي است و ريشه آن در بانك مركزي است و نگاه ديگر اين است كه ريشه نقدينگي و تورم سياست‌هاي پولي و تصميمات بانك مركزي نيست بلكه سياست‌هاي مالي و ناترازي‌هاي اقتصاد كلان و بي‌انضباطي‌هاي بودجه‌اي عامل رشد نقدينگي و تورم محسوب مي‌شوند.

    اين كارشناس اقتصادي با اشاره به تصميمات بانك مركزي در دولت سيزدهم ادامه داد: در آن زمان به دليل اشتباه در اين موضوع اساس كنترل تورم را بر پايه كنترل رشد نقدينگي از طريق سياست‌هاي پولي انقباضي گذاشتند؛ البته آن زمان هم بنده مدام هشدار مي‌دادم كه سياست‌هاي پولي انقباضي شايد در كوتاه‌مدت بتواند رشد نقدينگي را كنترل كند و تورم را در كوتاه‌مدت كاهش دهد اما ماندگار نخواهد بود، چراكه ريشه اصلي رشد نقدينگي و به تبع آن تورم به سياست‌هاي مالي برمي‌گردد.

    سياست‌هاي انقباضي هم نتيجه‌اي نداد

    او با بيان اينكه بانك مركزي در دولت گذشته با يك اشتباه راهبردي باعث شد تا اقتصاد كشور به اين سمت هدايت شود، تصريح كرد: آن زمان سياست‌هاي پولي انقباضي را در دستور كار قرار دادند تا رشد نقدينگي و تورم را مهار كنند و مشخص بود كه اين تصميم نمي‌تواند پايدار باشد؛ چراكه ريشه اين مشكلات از سياست‌هاي مالي و بي‌انضباطي‌هاي بودجه‌اي و ناترازي‌هاي اقتصاد كلان نشأت مي‌گيرد.

    شقاقي شهري ادامه داد: گذر زمان نشان داد كه اين تصميم اشتباه بود و به همه هم اين اشتباه اثبات شد و امروز در دولت چهارهم اين ناترازي‌ها به حدي رسيده و به بانك مركزي فشار آورده است كه از سياست‌هاي پولي انقباضي عدول كرده‌اند و تنها سياست‌هاي مالي مهم شده است.

    او با اشاره به ناترازي‌هاي اقتصادي تصريح كرد: كشور با مجموعه‌اي از ناترازي‌ها مواجه است كه يكي از آنها ناترازي بانك‌هاست؛ اما همزمان با اين ناترازي با ناترازي برق، گاز، آب و ناترازي بنزين و ناترازي صندوق‌هاي بازنشستگي هم مواجهيم كه همه آنها به دولت فشار مي‌آورد به اضافه ايرادي كه در ساختار بانك‌هاي كشور وجود دارد كه ناترازي بانك‌ها را تشديد مي‌كند.

    چاه ويل كسري بودجه دولت

    اين اقتصاددان گفت: به دليل اينكه بانك‌ها به بنگاه‌داري روي آورده‌اند منابع مالي را منجمد مي‌كنند كه اين امر باعث مي‌شود يك بخشي از منابع مالي از بين برود و يك بخشي هم منجمد شود. مانند يك بانك خاص كه در درون ساختارش اتفاقاتي رخ داد كه ناترازي‌ها را در كل ساختار بانكي بالا برد.

    شقاقي شهري در ادامه با بيان اينكه ناترازي‌هاي اقتصاد كلان بر بودجه دولت آوار مي‌شود، افزود: اين ناترازي‌ها باعث كسري بودجه بيشتر دولت مي‌شود و كسري بودجه هم سال به سال تشديد مي‌شود. در اين زمان آسان‌ترين راه‌حل اين است كه دولت به منابع بانك مركزي و منابع بانك‌هاي دولتي دست درازي كند كه باعث رشد پايه پولي و افزايش ناترازي بانك‌هاي دولتي خواهد شد و از آن كانال رشد نقدينگي و افزايش تورم سرعت مي‌گيرد.

    اين كارشناس اقتصادي با بيان اينكه نقدينگي درون‌زاست گفت: ناترازي‌هاي اقتصاد كلان است كه باعث تشديد نقدينگي مي‌شود و رشد نقدينگي هم باعث تورم بيشتر در كشور مي‌شود. راه‌حل آن هم سياست‌هاي پولي انقباضي نيست، چراكه اين دست از سياست‌ها اثرات موقتي دارد و راه‌حل اين است كه فكري به حال ناترازي‌هاي اقتصاد كلان بكنند و آن را درمان كنند.

    بار سنگين ناترازي‌ها بر دوش دولت

    شقاقي شهري ادامه داد: البته اصلاح اين ناترازي‌ها هر كدام نيازمند برنامه است، به عنوان نمونه در بخش صندوق‌هاي بازنشستگي كه ناترازي ۳۰ تا ۴۰درصد برآورد مي‌شود، با ساختاري معيوب مواجهيم كه باعث انباشت اين ناترازي‌ها شده است و نهايتا به فاجعه‌اي تبديل مي‌شود كه روي دوش دولت سنگيني خواهد كرد.

    او با بيان اينكه در بودجه سال آينده دولت ۵۰۰ هزار ميليارد تومان به چهار صندوق بازنشستگي كمك خواهد كرد، گفت: اين ناترازي‌ها اثرات خود را در بودجه دولت خواهد گذاشت.

    اين اقتصاددان با بيان اينكه ريشه نقدينگي در ناترازي‌هاي اقتصاد كلان است و نه بانك مركزي، افزود: بي‌انضباطي‌هاي مالي و بودجه‌اي باعث اين ناترازي‌ها شده است كه راه‌حل آن كوتاه‌مدت و فوري هم نيست تا زماني كه اين ناترازي‌ها كنترل نشود اين رويه ادامه دارد. متاسفانه علت اصلي اين ناترازي‌ها در دست درازي دولت به منابع بانك مركزي و بانك‌هاي دولتي و كسري بودجه دولت برمي‌گردد كه همه اينها باعث رشد نقدينگي، پايه پولي و تورم شده است.

    بانك‌ها دست از بنگاه‌داري بي‌رويه بردارند

    شقاقي شهري در پاسخ به اين پرسش كه چرا بانك‌هاي ناتراز از سوي بانك مركزي منحل نمي‌شوند؟ گفت: يك بخشي از بانك‌ها دولتي هستند و بانك‌هاي دولتي تحت فشار آنها هستند و هر زمان كه منابع دولت كم مي‌شود از منابع بانك‌هاي دولتي برداشت مي‌كنند پس مشكل بانك‌هاي دولتي خود دولت است كه به دليل ناترازي‌ها ايجاد شده است و در زمينه بانك‌هاي خصوصي هم متاسفانه ضعف نظارت بانك مركزي در دولت‌هاي مختلف موجب شده كه بانك‌هاي خصوصي به جاي اينكه تسهيلات بدهند به سمت بنگاه‌داري حركت كنند و به دليل اينكه تخصص‌شان هم بنگاه‌داري نبوده متاسفانه منجر به انجماد منابع مالي‌شان شده است.

    او با تاكيد بر اينكه كار بانك بنگاه‌داري نيست، تصريح كرد: به دليل عدم اصلاح ساختار بانكي، بانك‌ها منفعت‌طلب شده‌اند و تسهيلات را به زيرمجموعه خودشان مي‌دهند و دست به بنگاه‌داري‌هاي بي‌رويه زده‌اند و منابع‌شان هم منجمد شده است كه نمونه آن بانك آينده بود كه هزاران ميلياد تومان سرمايه ملي را در يك بازار تجاري منجمد كرد يا بسياري از بانك‌هاي خصوصي ديگر كه سپرده‌ها را جذب كردند و به شركت‌هاي زيرمجموعه خودشان دادند و باعث انجماد منابع بانك‌ها شده‌اند كه در‌نتيجه تشديد ناترازي در بانك‌ها را به دنبال داشت.

  • چه کسی گفته یارانه توجیه اقتصادی ندارد؟ / پزشکیان به جای گران کردن بنزین، یارانه‌های همه نهاد‌های دینی و مذهبی را قطع کند + فیلم

    چه کسی گفته یارانه توجیه اقتصادی ندارد؟ / پزشکیان به جای گران کردن بنزین، یارانه‌های همه نهاد‌های دینی و مذهبی را قطع کند + فیلم

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی گفت: آن کسانی که به آقای پزشکیان می گویند یارانه توجیه ندارد باید بدانند که یارانه یکی از ستون های علم اقتصاد است.
    وی اشاره کرد: به جای گران کردن بنزین و نان و دارو در گام اول یارانه‌های همه نهاد‌های دینی و مذهبی را قطع کنید.
  • نظام مالياتي ما ناكارآمد است / در حال از دست دادن دهك‌هاي متوسط هستيم، توليد هم به‌شدت ضربه ديده است

    نظام مالياتي ما ناكارآمد است / در حال از دست دادن دهك‌هاي متوسط هستيم، توليد هم به‌شدت ضربه ديده است

    به گزارش اقتصادران، سعيد ليلاز و وحيد شقاقي شهري در ميزگردي كه با موضوع ماليات برگزار شد به يك سوال مهم پاسخ مي‌دهند: آيا در كشوري كه درآمد نفت وجود دارد بايد براي ماليات‌ستاني از مردم و اصناف مختلف به آنها فشار آورد؟ روي كاغذ، هيچ كس دوست ندارد ماليات بدهد و اين موضوع براي تمام دنيا صادق است. اما دولت‌هاي كلاسيك از اين ابزار براي تامين منابع جاري خود استفاده مي‌كنند و حتي احزاب در كشورهاي مختلف بر سر كم و زياد كردن آن وعده‌هاي انتخاباتي مي‌دهند. اما آيا ايران نقطه ديگري است؟ دو كارشناس اين ميزگرد بر سر اصل موضوع ماليات با يكديگر توافق دارند اما شقاقي شهري معتقد است كه ماليات‌ستاني نياز به نهادسازي و كاهش تورم نيز دارد. در مقابل سعيد ليلاز مي‌گويد آنچه در ايران ديده مي‌شود فشار نهادهاي قدرتمند براي فرار از ماليات است كه رسانه در اختيار دارند و حتي در مراكز تصميم‌گيري نيز دخالت مي‌كنند.

    دولت‌ها براي انجام مسووليت‌ها و تعهدات خودشان نياز به منابع مالي دارند. با اينكه عاقلانه‌ترين و مسووليت‌پذيرانه‌ترين مورد براي يك منبع مالي پايدار ماليات است، اما ديدگاه‌هايي در ايران وجود دارد كه معتقد است در كشوري كه منابع طبيعي وجود دارد، نياز به دريافت ماليات نيست و مي‌شود با فروش منابع طبيعي اقدام به تامين مالي دولت كرد. بنابراين فشار مالياتي يك فشار مضاعف به مردم است. اينجا هستيم تا بدانيم نسبت ماليات و اقتصاد سياسي ماليات در ايران، با اقتصاد ايران چيست. در خدمت آقاي وحيد شقاقي‌شهري و آقاي سعيد ليلاز دو تن از كارشناسان محترم اقتصادي هستيم. سوالم را با آقاي شقاقي شهري شروع مي‌كنم. مقدمه را شنيديد. نظر شما در مورد اين موضوع چيست؟ آيا در كشوري كه نفت دارد نيازي هست مالياتي هم ستانده شود آن هم به شيوه تهاجمي؟

    شقاقي شهري: بسم‌الله الرحمن الرحيم. تشكر از شما و آقاي دكتر ليلاز كه اين فرصت مهيا شد كه با هم درباره بحث ماليات گفت‌وگو كنيم. اقتصاد ايران تا دهه ۵۰ عملا وابسته به نفت و درآمدهاي نفتي نبود. البته مي‌دانيد كه در سال 1280 قرارداد بحث استخراج نفت امضا مي‌شود. ۱۲۸۷ اولين چاه نفتي…

    ليلاز: 5 خرداد كشف شد…

    شقاقي: در مسجد سليمان استخراج نفت شروع مي‌شود. ولي درآمدهاي نفتي و قيمت نفت ناچيز بوده. كتاب هفت جلدي خاطرات آقاي علم را اگر مطالعه كنيد، متوجه مي‌شويد تقريبا تا دهه ۵۰ نفت سهم گسترده يا مهمي در اداره اقتصاد ايران نداشته. ولي از دهه ۵۰ ورق اقتصاد برمي‌گردد و نفت به عنوان يك منبع مهم براي اقتصاد ايران مي‌شود. از همان دهه ۵۰ بود كه اين سوال مطرح مي‌شود كه آيا نفت براي كشورمان نعمت است يا آسيبي براي اقتصاد ايران خواهد بود. اگر ۱۴۰۰ را در نظر بگيريم، حدود ۵۰ سال از آن تاريخ وابستگي كشور ما به نفت گذشته. فهم من اين بوده كه وقتي نفت از دهه ۵۰ سهم خودش را در اقتصاد ايران پيدا مي‌كند، عملا موجب مي‌شود ساختارهاي اقتصاد ايران ديگر آن ساختارهاي عقلاني نباشد يا نهادهاي عقلاني شكل نمي‌گيرد. البته در همان كتاب هم ايشان مي‌گويد وزير اقتصاد وقت آقاي عاليخاني، سال ۴۸ مي‌گويد ايشان بعد از اينكه از وزارت اقتصاد كنار مي‌رود، با اين اتفاقاتي كه در بحث درآمدهاي نفتي مي‌افتد و مي‌دانيد كه تا دهه ۵۰ قيمت نفت بشكه‌اي كمتر از دو دلار بوده و بعد در دهه ۵۰ جهش قيمت نفت اتفاق مي‌افتد. ايشان مي‌گويد من با رييس سازمان برنامه نزد آقاي هويدا رفتم و گفتيم شما به شاه ايران بگوييد درآمدهاي نفتي را چگونه بايد خرج توسعه كشور كنيم. اين مساله گذشت و بعدها كه آقاي هويدا را ديديم پرسيديم كه آن بحث مصرف درآمدهاي نفتي و نحوه استفاده از منابع نفتي چه شد؟ ايشان به ما گفت شاه دهه ۵۰، ديگر شاه دهه ۴۰ نيست. نفت يك سرنوشت ديگري براي كشور ما رقم زد. خوبي‌ها و بدي‌هايي داشت ولي معتقد هستم كه ما زود به درآمد يا منبع نفت رسيديم و مسير عقلانيت طي نشد و نهادهاي عقلاني شكل نگرفتند و عملا زود صاحب درآمدهاي نفت شديم بدون اينكه نهادهاي عقلاني و ساختار عقلاني ما شكل بگيرند. يكي از آن ساختارهايي كه شكل نگرفت، نظام مالياتي بود. اين نظام مالياتي كه بايد سهم مهمي را در اداره حكمراني اقتصاد ايفا مي‌كرد شكل نگرفت. بعد از انقلاب هم همين مسير طي شد. حدودا بين ۵۰ تا ۶۰ درصد درآمدهاي دولت‌هاي ما هميشه وابسته به نفت بوده و سهم ماليات هم سهم ناچيزي بوده. شايد يك نقش كاريكاتوري يا دكوري را ماليات براي كشور ما داشته.

    اصولا ماليات يك جور اختلال در فضا است. در واقع شما مردم و صاحبان كسب‌وكار را مجبور مي‌كنيد كه بخشي از درآمدتان را به ما بدهيد.

    شقاقي شهري: البته اختلال نيست.

    بخشي از اقتصاددان‌ها اعتقاد دارند كه يك جور اختلال است.

    شقاقي شهري: اگر ساختار نظام ماليات خوب كار كند اين اتفاق نمي افتد.

    اگر برسيم به همان بحث اصلي كه سوال كردم كه اصولا آيا در ايران امروز ما، نيازي هست به سمت ماليات برويم كه بودجه دولت را تامين كنيم يا نه، بهتر است از درآمد نفتي استفاده كنيم؟

    شقاقي شهري: ماليات سه وظيفه دارد. اولي درآمدهاي پايدار دولت است. دومين وظيفه بازتوزيع ثروت است. سومين وظيفه‌اش هم جلوگيري از بحث احتكار يا ماليات‌هايي است كه براي فعاليت‌هاي سوداگرانه بسته مي‌شود. يعني ماليات صرفا براي درآمد نيست و دو وظيفه ديگر را دارد. اتفاقا ماليات مي‌تواند براي بازتوزيع ثروت هم وظيفه مهمي داشته باشد. ولي بحث اصلي اين است كه ماليات را بايد از توليد، ثروت و درآمد دريافت كنيم. همه مي‌دانيم از فقر و بدبختي و نداري كه نمي‌شود ماليات گرفت. لذا اين بحث را هرچه جلوتر برويم، من كه مخالف نظام مالياتي كارآمد نيستم. با اتكا اقتصاد ماليات هم موافق هستم چون موجب شفافيت مي‌شود. موجب اصلاح ديگر ساختارهاي اقتصادي مي‌شود. گردش پولي را در اقتصاد ايران شفاف مي‌كند. ولي سوال مهم اين است كه از دهه ۹۰ تاكنون شرايط اقتصادي ما به نحوي پيش رفته كه الان فشار مالياتي شرايط را بدتر خواهد كرد. دهه ۹۰ رشد اقتصاد ايران زير يك درصد با تورم ۲۷ درصد بود. در هفت سال اخير از سال ۹۷ تاكنون اگر امسال را هم اضافه كنيم هفتمين سال پي در پي است كه تورم‌هاي بالا را داريم. اقتصاد ايران در طول ۱۰۰ سال اخير هيچ دوره‌اي، هفت سال پي در پي تورم بالا نداشته. ميانگين تورم اقتصاد ايران ۲۰ درصد بوده. در شش سال اخير ميانگين تورم 40 درصد شده. ميانگين تورم بالاي ۴۰ درصد، مفهومش يك فقر مضاعف است. يعني عملا در حال از دست دادن دهك‌هاي متوسط هستيم، توليد هم به‌شدت ضربه ديده. يعني شما يك توليد شكننده داريد با مردمي كه در حداقل معيشت‌شان گرفتار هستند. سوال اساسي اين است كه در اين شرايط آيا مي‌توانيم به سمت ماليات‌محوري برويم يا بايد اجازه بدهيم كه شرايط اقتصاد ايران احيا شود و بعد سراغ ماليات محوري برويم. لذا بنده مخالف نظام مالياتي نيستم، ولي معتقد هستم كه در شرايط كنوني اقتصاد ايران كه توليد ما به‌شدت ضربه ديده، نمي‌توان به راحتي ماليات گرفت. گزارشي كه من ديدم حاشيه سود بنگاه‌هاي ما سال ۱۴۰۲، ۱۴ درصد بوده. در حالي كه سال ۱۴۰۱، ۳۵ درصد بوده. يعني عملا بخش عمده‌اي از شركت‌هاي توليدي ما الان در شرايط نامناسبي به سر مي‌برند. در ضمن بخش درآمدي ما هم تحت‌‌الشعاع تورم‌هاي بالا و پي در پي قرار گرفته. لذا من الان چندين ماه است كه مدام اين واقعيت و گزاره را به مردم و سياست‌گذاران منتقل مي‌كنم كه الان شرايط اقتصاد ايران، شرايط تشديد ماليات يا افزايش نرخ‌ها يا افزايش پايه‌هاي مالياتي نيست. اجازه دهيد كمي اقتصاد تنفس به خودش ببيند و ان‌شاالله هر زمان اقتصاد تنفسي به خودش ديد مي‌توانيم آرام آرام نظام مالياتي را سامان بدهيم.

    آقاي ليلاز با توجه به صحبت‌هاي آقاي شقاقي شما چقدر با اين حرف موافق هستيد يعني بايد اجازه بدهيم شرايط بهتر شود و بعد يك نظام مالياتي خوب پياده كنيم يا وقتش شده است؟

    ليلاز: بسم‌الله الرحمن الرحيم. سعي مي‌كنم كوتاه صحبت كنم. اگر كار بخواهد به جايي برسد كه بتوانيم اجازه بدهيم هيچ‌وقت درآمد نفتي را رها نخواهيم كرد. بحث ماليات‌ستاني بحث اجازه دادن يا ندادن نيست، بحث اجبار است. يعني تا گريزناپذير نشود كه دولت‌ها به ماليات‌ستاني روي نمي‌آورند.

    چرا بحث اجبار است؟

    ليلاز: درآمد نفت اگر به عنوان يك پديده پايدار باشد و مي‌توانستيم تا قيامت روي اين درآمد حساب كنيم، چه اشكالي داشت نفت را مي‌فروختيم و مي‌داديم مردم مي‌خوردند. اجازه دهيد رگرسيوني به موضوع نگاه كنم. گذشته‌نگرانه و تاريخي نگاه كنيم. مساله نفت دو مشكل دارد؛ يكي اينكه كار شما را به بيرون از اقتصاد احاله مي‌كند يعني يا نفت را بخرند يا نخرند، يا قيمت نفت بالا باشد يا نباشد. ربطي هم به نظام سياسي و رفتار سياسي كشور در دنيا ندارد. الان قيمت جهاني نفت خام به خاطر جنگ اوكراين تقريبا دو برابر متوسط دوره آقاي روحاني و اوايل تحريم است. مساله اينجاست كه شما اگر روي درآمد ناپايدار يك هزينه پايدار ايجاد كنيد، مثل اين است كه بليت بخت آزمايي‌تان برنده شده و اجاره ماهانه پنج ميليون توماني را ماهي ۵۰ ميليون تومان كنيد. خب معلوم است كه عاقلانه نيست.

    اگر پول نفت صرف سرمايه‌گذاري شود مثل كشورهاي اسكانديناوي چطور؟

    ليلاز: آن دولت كلاسيك است. اشكال دوم نفت اين است كه مثل هر درآمد بادآورده ديگري تو را فاسد مي‌كند. مگر ملت ايران از فساد به تنگ نيامده؟ خب به خاطر نفت است. دولتي كه نفتي مي‌شود… من هميشه اين مثال را مي‌زنم اگر الان براي آقاي يوسفي پيامك بيايد كه مادربزرگ پدريتان در نهايت احترام مرحوم شده‌اند و وصيت كرده جگر گوشه من آقاي يوسفي خيلي خوشتيپ است، ۵۰۰ ميليارد تومان ثروتم را مي‌خواهم به ايشان بدهم خدا شاهد است كه شما بدون خداحافظي از اين در بيرون مي‌رويد … چرا؟ چون ثروت بادآورده ويژگي‌اش اين است كه تو را فاسد مي‌كند، بعد كه يك استبدادي حاكم مي‌شود… چرا آقاي شقاقي مي‌گويند شاه دهه ۵۰ با دهه ۴۰ فرق مي‌كند؟ چون شاه دهه ۵۰ درآمد نفتي داشت و دهه ۴۰ نداشت. اصلا دموكراسي چيزي جز توازن قواي اجتماعي نيست و درآمد نفتي اين توازن قواي اجتماعي را به هم مي‌زند. يعني هم به لحاظ سياسي، هم به لحاظ اقتصادي تو نمي‌تواني رويش حساب كني. اما در مورد ماليات، كف دولت، كف دولتي است كه آدام اسميت مي‌گويد يك قوه قضاييه كه داور جامعه شود به قول هابز لوياتان باشد، اگر من با آقاي شقاقي دعوايمان شد بتوانيم آنجا داوري كنيم. يك پليسي مي‌خواهيم كه امنيت فراهم كند براي بورژوازي محترم. زيرساخت‌هايي هم نياز داريم كه بتواند كشور را در شرايط عادي اداره كند و آموزش و پرورش. اين حرف‌هاي آدام اسميت است. خب اين احتياج به هزينه دارد، احتياج به يك ساختار اداري دارد. حالا ماركسيست‌ها مي‌گويند ماشين سركوب دولت، ولي اسميتي‌ها مي‌گويند اين ماشين خدمات‌رساني براي پيشبرد اقتصاد است. چه براي سركوب و چه براي خدمات‌رساني، به هزينه نياز داريم. شركت تعاوني هم كه تشكيل مي‌شود هزينه دارد، مديرعامل و كارمند استخدام مي‌كنيد، دفتر مي‌گيريد. بنابراين در ضرورت ماليات كه ترديدي نيست و اين را كسي مورد بحث قرار نمي‌دهد. اينكه شما مي‌گوييد به عنوان يك حلال مبغوض و ناخوشايند، نئوليبرال‌ها اين را مي‌گويند والا كسي در مورد اصل داستان كه بايد ماليات بگيريم كسي ترديدي ندارد. ميلتون فريدمن در مقدمه كتاب «راه بردگي» كه در سال ۱۹۹۴ چاپ بعدي‌اش منتشر شد مي‌گويد در ۵۰ سالي كه از نوشتن كتاب «راه بردگي» 15: 09 مي‌گذرد، سهم دولت فدرال در توليد ناخالص داخلي ايالات متحده از ۲۵ درصد به ۴۵ درصد رسيده. اينكه جمله من نيست و من به شما مي‌گويم الان حتي بيشتر از اين است. در سال ۲۰۲۴ ميلادي، براي اولين بار در تاريخ امريكا بهره بدهي فدرال دولت امريكا از مجموع هزينه‌هاي نظامي امريكا جلو زد و به ۸۴۰ ميليارد دلار رسيد. اين بهره بدهي‌ها براي اداره كشور است چون تو امنيت بيروني و امنيت داخلي نياز داري. اينكه شما بگوييد بهتر است كه ماليات‌ستاني را به فرصت ديگري احاله كنيم من مي‌گويم اگر مي‌توانستيم اين كار را كنيم اصلا اين بحث بلاموضوع مي‌شد چون هرگاه توانستيم اين بحث شده. هيچ دولتي دوست ندارد از مردمش ماليات بگيرد مگر اينكه مجبور شود.

    هيچ دولتي دوست ندارد؟

    ليلاز: هيچ دولتي. همه دولت‌ها پوپوليست هستند.

    يعني حتي در اقتصادهاي ليبرالي كه مثلا همين آدام اسميت پايه گذار فكري آن بوده‌اند؟

    ليلاز: بله اصلا دعوا در احزاب سياسي كشورهاي غربي اين است كه يكي مي‌گويد من كمتر ماليات مي‌گيرم، يكي مي‌گويد من بيشتر.

    به همين خاطر گفتم اختلال است چون شما بايد از كسي پول بگيريد و به ديگري بدهيد.

    شقاقي شهري: عذر مي‌خواهم ابتدا يك جمله تقدم و تاخر، نهادهاي عقلاني و ساختار عقلاني. نروژ مثال معروفي است. الان صندوق ثروت نروژ، بيش از يك هزار ميليارد دلار ثروت دارد. آن هم نفتي بوده. ولي نهادها ابتدا وقتي عقلاني مي‌شوند، دهه ۴۰ اشاره كردم بحث‌ها بايد كمي عميق شود. بحث سطحيت اين است كه همه مي‌فهميم كه ماليات مهم است. همه مي‌دانيم دولت‌ها در شرايط عادي با توجه به ساختارهاي پوپوليستي و نفتي، سراغ ماليات نمي‌روند. كسي با اينها مخالفتي ندارد. منِ شقاقي كه مخالف اين بحث‌ها نيستم. دهه ۴۰ ما تمرين مي‌كرديم براي اتكاي اقتصاد به بخش خصوصي. نفت كه نبود.

    در واقع بخش خصوصي وابسته به دولت.

    شقاقي شهري: دهه ۴۰ دنبال خريدار نفت بوديم كه نبود. نفت هم بشكه‌اي كمتر از دو دلار بود. سهم نفت بسيار ناچيز بود لذا اقتصاد آرام آرام بعد از اصلاحات ۱۳۴۰، يعني نظام فئوداليته مانندي كه ما داشتيم، يعني كشاورزمحوري را، دهه ۴۰ تمرين مي‌كرديم براي نهادسازي‌هاي عقلاني مبتني بر بخش خصوصي. رشد اقتصادي دهه ۴۰ را هم كه نگاه كنيد بيش از ۱۲ درصد و تورم زير دو است. يعني كشور براي ساخت تمرين مي‌كرد. من مي‌گويم ما زود به نفت رسيديم. اگر كمي هم فاصله مي‌افتاد نهادها عقلاني مي‌شد، ساختارهاي عقلاني و مدرن شكل مي‌گرفتند و آن زمان بلد بوديم چگونه از نفت استفاده كنيم.

    ليلاز: ما كه الان با اگر و مگر بحث نمي‌كنيم.ما بايد با واقعيت عيني موجود صحبت كنيم.

    شقاقي: ما افتاديم در يك دولت- ملت رانتير نفتي با نهادهايي كه مبتني بر همين مصداق دولت- ملت رانتير نفتي بودند لذا نفت اجازه نداد كه ساختارهاي اقتصادي ما مبتني بر عقلانيت باشد.

    ليلاز: بله ولي الان بحث ما ماليات است.

    شقاقي: ماليات هم يكي از آن ساختارهاست.

    ليلاز: عرض من اين است اينكه مي‌گوييم اگر چنين مي‌شد، يك تمرين ذهني بسيار زيباست و خيلي هم جذاب است ولي هيچ ارزش عملياتي ندارد. واقعيت اين است كه بايد وضعيت موجود عيني را ترسيم كنيم. نروژ يك كشور ۵، ۶ ميليوني نفتي است در برابر يك تجربه يك و نيم ميليارد نفري نفتي. بنابراين يك درصد تجربه جهان هم نمي‌شود. مي‌توانيم كنار بگذاريمش چون همه كشورهاي ديگر به همين وضع دچار شده‌اند. البته اين را هم بگويم كه الان يك ادبياتي شكل گرفته راجع به اينكه نروژ هم از بيماري هلندي كه ناشي از وفور درآمدهاي يكجا بوده، به نسبت خودش بركنار نمانده. ولي اگر مي‌توانستيم صبر كنيم و تاريخ را به عقب برگردانيم، اول كشور را بتوانيم مثل نروژ كنيم و بعد مالیات بگيريم كه خيلي خوب بود.

    يعني معتقديد كه براي اين كار دير شده است؟

    ليلاز: ما الان روي اين تصميم مي‌گيريم. الان مساله ماليات‌ستاني در ايران اجتناب‌ناپذير شده. در همه جاي دنيا تا اجتناب‌ناپذير نشود كسي ماليات نمي‌گيرد. ماليات‌ها را كم مي‌كنند.

    اما نگاه مردم اين است كه وقتي ماليات مثلا ۳۰۰ همت بوده و ۲ سال بعد ۱۳۰۰ همت مي‌شود بايد در زندگي من آثارش ديده شود. آدام اسميت چهار اصل بنيادين براي عدالت ماليات دارد. اولينش اين است كه توانايي پرداختش را داشته باشيد. يعني مردم بتوانند اين ماليات را بپردازند. آدام اسميت اين را مي‌گويد، من نمي‌گويم.

    شقاقي: يعني همان شرطي كه من گفتم يعني هفت سال پي در پي تورم ۴۰ درصد.

    ليلاز: آقاي شقاقي من به شما ثابت مي‌كنم كه سهم ماليات در توليد ناخالص ايران تفاوت چشمگيري در هفت سال گذشته نكرده است.

    شقاقي شهري: اين را هم كه مي‌پذيريم چون هنوز ساختار مالياتي براي ايران اتفاقي نيفتاده.

    ليلاز: فشار مضاعف نياورده‌ايم. اصلا گريه كردن ندارد.

    كمتر هم شده. سهم ماليات از توليد ناخالص داخلي پايين آمده.

    شقاقي شهري: در توليد ناخالص داخلي بله ولي در درآمد خانوار فرق مي‌كند.

    ليلاز: نه نسبت مالياتي كارگران افزايش پيدا كرده، حقوق‌بگيران سابق افزايش پيدا نكرده. در توليد كه من خودم توليدكننده هستم ماليات‌ها كاهش پيدا كرده. ۲۵ درصد ۲۰ درصد شده. اينكه جلوي فرارهاي مالياتي را بگيريم و از آن بورژوازي كه تا الان مي‌توانست فرار كند، اين هم به دو علت بود كه مي‌توانست فرار كند و الان نمي‌تواند. يكي اينكه حاكميت يكدست شده و الان گريز از آن سخت‌تر شده. در آن موقع بين شكاف‌هاي حاكميت مي‌توانستند فرار كنند. دوم اينكه تكنولوژي به داد ماليات‌ستاني رسيده. نه فقط در ايران، در همه جاي دنيا. بين فلاسفه و اقتصاددان‌ها دو نفر هستند كه خيلي خوب تكنولوژي را فهميده‌اند. يكي اسميت بود و يكي هم كارل ماركس و شما الان نقش اين را در اقتصاد ايران مي‌بينيد. فرار مالياتي غير ممكن شده. بنابراين همه‌مان بايد قويا از يك دولت ماليات‌ستان نيرومند كه فشار مالياتي‌اش را روي طبقات فرودست نياورد، بلكه روي طبقات فرادست بياورد، حمايت كنيم. ولي اينكه حالا اين ماليات كه مي‌گيريد بايد به يك دولت كارآمد و پاسخگو پرداخت شود، و دولت را پاسخگو كند نه تنها يك فريضه و فضيلت بزرگ است، بلكه گريزناپذير هم خواهد بود. اگر دنبال دموكراسي هستيد بايد دولت‌تان را ماليات‌ستان كنيد. دولت رانتيير دولتي است كه مي‌گويد من به راي مردم… خس و خاشاك هستند. رابطه خس و خاشاك با رابطه درآمد نفتي كاملا مستقيم است.

    دولت نفتي نيازي به مردم ندارد؟

    ليلاز: يك جور طلاق عاطفي اتفاق افتاده. مردم هم به دولت نياز ندارند. در همين دوره كه آقاي شقاقي از خاطرات علم نقل مي‌كنند، يك زمان تصميم داشتند دفعاتي كه در خاطرات علم شاه مي‌گويد كه فلان خورده واژه فلان خوردن‌هاي شاه را روي يك گرافي ببرم با تحولات درآمد نفت ايران همراه كنم ديدم كاملا با هم همخوان هستند.

    يعني هرچه درآمدهاي نفتي بالاتر رفته اعتماد به نفس شاه هم بيشتر شده؟

    ليلاز: طبيعتا همينطور است و بي‌نيازي‌اش از راي مردم، بي‌اعتنايي‌اش به مردم، يك طلاق عاطفي شكل مي‌گيرد. ماليات‌ستاني را بايد تشويق كنيم نه تنها دولت را پاسخگو مي‌كند بلكه در دولت پاسخگو ضرورت هم ايجاد مي‌كند.

    شما گفتيد ماليات‌ستاني به نحوي باشد كه در حمايت از ماليات‌ستاني از فرادستان باشد…

    ليلاز: من نگفتم بايد باشد. آقاي شقاقي هم همين را فرمودند.

    شايد ديدگاه آقاي شقاقي اين است كه ما هنوز آن نهادها را نداريم كه از فرادستان بگيريم ولي شما مي‌گوييد داريم.

    ليلاز: ميزان افزايش يارانه‌ها كه بيشتر از مقدار ماليات‌ستانده شده است.

    آقاي شقاقي شما با اين موضوع موافق هستيد؟

    شقاقي: بحث‌هاي آقاي ليلاز از بديهيات است و كسي با هيچكدام از اينها مخالف نيست. من كه مي‌گويم اداره شفاف اقتصاد با ماليات است. پاسخگويي با ماليات تقويت مي‌شود. اينها كه بديهيات است و كسي هم مخالفشان نيست. يادم هست كه آقاي دكتر همتي سال ۹۷ جلسات اقتصاددانان را تشكيل داد. همزمان شده بود دور دوم تحريم‌ها كه آقاي ترامپ اعمال كرد. ۲۰ نفر اقتصاددان بوديم كه ايشان آن جلسات را تشكيل مي‌داد. من اول آن جلسات خاطرم هست كه رفتم و گفتم چقدر خوب شد كه تحريم شديم. آقاي دكتر جلالي ناييني اجازه نداد كلام من منعقد شود و شروع به حمله كرد كه دكتر شقاقي چه مي‌گويي تحريم شديم، ملت بدبخت مي‌شوند. من احساسم اين بود كه هر چقدر فشار سنگيني از بُعد تحريمي به كشور ما وارد مي‌شود عقلانيت ما در اصلاحات ساختاري تقويت خواهد شد. همان عبارتي كه شما گفتيد.

    ليلاز: يعني از روي ناچاري.

    شقاقي: يعني تا فشاري بر روي ما وارد نشود دست به تصميمات سخت نمي‌زنيم.

    ليلاز: همه جاي دنيا همين طوري است.

    شقاقي: البته ايشان اجازه نداد كلام من منعقد شود ولي هفت سال گذشت و همين آقاي دكتر فرزين كه اخيرا تشكيل اقتصاددانان را دنبال مي‌كرد، دوباره من آقاي دكتر جلالي ناييني را ديدم ولي اين بار در همان جلسه گفتم دكتر خاطرتان هست هفت سال پيش اين جمله را گفتم و شما به من حمله كرديد. من فكر مي‌كردم كه ما اين اصلاحات ساختاري را شروع خواهيم كرد. عذر مي‌خواهم من از حرفم برگشتم. يعني هفت سال گذشت ولي اصلاحات ساختاري آغاز نشد. يكي از آن اصلاحات ساختاري در حوزه ماليات است، يكي از اصلاحات ساختاري كه مي‌بايست اتفاق مي‌افتاد.

    اگر روي ماليات تمركز كنيم فكر مي‌كنيد چه اصلاحاتي بايد انجام شود؟

    شقاقي: من با حرف‌هاي دكتر ليلاز مخالف نيستم. من هم معتقد هستم كه يك اقتصاد سالم، شفاف و دولت پاسخگو بايد برپايه يك نظام مالياتي كارآمد استوار باشد. من هم الان مي‌دانم كه ساختارهاي دولت الكترونيك در كشور تقويت شده. به راحتي مي‌توانيم نظام مالياتي كارآمد را استوار كنيم. ما الان اين مسير را طي كرديم. ولي سوالي از دكتر ليلاز پرسيدم. من سال ۷۹ كه به تهران آمدم و تحصيلات ارشدم را ادامه دادم، سال ۸۷ دكترايم را در اقتصاد گرفتم. اولين همايشي كه سال ۸۰ شركت كردم، همايشي بود براي نظام مالياتي تحت عنوان «ماليات بر ثروت». الان بيست و اندي سال گذشته ولي ماليات بر ثروت نداريم. اخيرا ديدم دولت ماليات بر ارزش افزوده را يك درصد مي‌خواست بالا ببرد. من مي‌گفتم ماليات بر ارزش افزوده همان ماليات بر مصرف است من كه براي خريد كالا مي‌روم، بايد ماليات بر ارزش افزوده بدهم. اينكه اصلاح نشد. يعني شما همچنان بر دهك‌هاي مياني به پايين… سوال اصلي اين است كه مي‌خواهيم اصلاح ماليات انجام بدهيم ايراد ندارد. اصلاح ماليات بايد با يك نقشه معقول زمانبندي شده و در يك شرايط مشخص باشد. من مي‌گويم الان كه هفت سال است دهك‌هاي مياني ما نابود شده‌اند. من دهك مياني هستم. سال ۸۰ براي اينكه در رستوران غذا بخورم هيچ‌وقت تعلل نمي‌كردم. ولي الان بعد از گذشت ۲۰ سال وقتي خانواده‌ام به من مي‌گويند به رستوران برويم تعلل مي‌كنم، هزينه فرصت مي‌كنم. مي‌خواهم بگويم دهك مياني ما الان با شرايط بدي مواجه است به خاطر ۱۰ سال تورم دهه ۹۰، بالاخص شش سال تورم ۴۰ درصدي. شما الان با اين ابزارهاي مالياتي اگر بخواهيد بر دهك‌هاي مياني و پايين فشار بياوريد، اولا كه گيرتان نمي‌آيد، ثانيا كه مسير را اشتباه مي‌رويد. ايرادي ندارد، برويم سراغ ماليات بر ثروت.

    ليلاز: اولا كه ماليات بر ثروت را شروع كرده‌اند.

    شقاقي: نه شروع نشده.

    ليلاز: مثلا خانه‌هاي خالي و گران قيمت…

    شقاقي: سوال اين است كه آقاي دكتر ليلاز چقدر ثروت دارد. بخشي از ثروتش را ساليانه ماليات بدهد.

    ليلاز: اجازه دهيد كمي با فكت و نمودار صحبت كنيم. حوزه اقتصاد حوزه فكت و نمودار است وگرنه اين بحث‌ها ۱۰ شاهي قيمت ندارد. درآمد مالياتي دولت در چهار سال گذشته چهار برابر شده. در حالي كه GDP ايران دوبرابر شده. گزاره دوم اينكه فشار بر طبقات محروم در اين دوره از نظر درصد درآمد، افزايش پيدا نكرده.

    منظور از درصد درآمد چيست؟

    ليلاز: درصد درآمدي كه ماليات‌ستاني مي‌شود. ما در مورد ماليات صحبت مي‌كنيم نه توزيع ثروت.

    بايد دقيق صحبت كنيم.

    ليلاز: درصد درآمدي از مردم كه ماليات مي‌دهند، نسبتش كه تغيير نكرده. در توليد كاهش هم پيدا كرده. وقتي درصد درآمد شما ثابت بوده ولي كل درآمد دولت به‌شدت افزايش پيدا كرده، معنايش اين است كه دولت منابع جديدي از درآمد ايجاد كرده كه بديهي است. بنابراين نبايد اين‌قدر تصور كنيم كه هيچ كاري انجام نشده. شواهد نشان مي‌دهد گام‌هايي برداشته شده البته اين گام‌ها هنوز خيلي راه دارد تا به جاي موثري برسد. ولي لايحه قانون بودجه سال ۱۴۰۲، ۷۶۰ هزار ميليارد تومان درآمد مالياتي را پيش‌بيني كرده بود كه به ۸۰۷ هزار تا رسيد.

    بيشتر هم شده؟

    ليلاز: بله يعني هشت درصد بيشتر. عرض من اين است كه هرگاه تورم به علاوه توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت به‌علاوه اين دو، درصد درآمد رشد مالياتي دولت افزايش پيدا كند، معني‌اش اين است كه فشار روي تمام جامعه يكسان است. مگر اينكه دولت نسبت‌هاي اينها را در درونش تغيير بدهد كه ما هيچ شاهدي مبني بر اينكه فرودستان الان درآمد بيشتري، به نسبت درآمدشان، مي‌پردازند، نداريم. يعني نسبت‌هاي درآمد مالياتي ثابت بوده. حقوق‌بگيرهايي مثل من و شما. بنابراين اتفاقاتي مي‌افتد و ما بايد اين روند را تقويت و تشويق كنيم. ماليات بر ثروت، ماليات بر خانه‌هاي خالي، ماليات بر نقل و انتقال خودروهاي گران‌قيمت. من خودم جزو همان‌ها هستم. براي من ۶۳ ميليون تومان ماليات براي خانه‌اي كه در آن ساكن هستم در سال ۱۴۰۱ آمده ولي بالاخره من از مجموع اين سياست دفاع مي‌كنم.

    شما دفاع مي‌كنيد اما يك عده مي‌گويند يك دولتي آمده، حالا شرايطي ايجاد شده، تحريم شديم يا هر چيز ديگر، بالاخره با سياست‌هايي تورم ايجاد شده. اينكه شما ماليات را از يك ماليات ديگر بگيريد چندان درست نيست.

    ليلاز: من حرف شما را قبول دارم. اگر شما بخواهيد سهم ماليات‌تان را در GDP بالا ببريد بايد از يك جاي جديدي بگيريد. از آسمان كه نمي‌آيد. يا بايد از فرودستان بگيريد يا به قول دكتر شقاقي از طبقه متوسط يا از فرادستان. شواهد نشان مي‌دهد اينها از فرادستان مي‌گيرند.

    شواهد نشان مي‌دهد؟

    ليلاز: بله.

    آقاي دكتر شقاقي شما با اين شواهدي كه آقاي ليلاز تاكيد دارند، موافق هستيد؟

    شقاقي: توليد ما در دهه ۹۰ از حدود 600- ۵۴۰ ميليارد دلار 40، 30درصد پايين‌تر آمده. توليد ناخالص داخلي ما به قيمت ثابت.

    ليلاز: آقاي دكتر ما كه درباره ماليات‌ستاني جاري صحبت مي‌كنيم.

    شقاقي: متوجه هستم مي‌خواهم بگويم كيك اقتصاد ايران كوچك شده.

    ليلاز: به قول خودتان اينها بديهيات است.

    شقاقي: دوم اينكه تورم هم يعني اينكه نوعي ماليات را تحريم مي‌كنيم. تورم هم مالياتي است كه دولت‌ها به خاطر ناكارآمدي به مردم تحميل مي‌كنند. از حيث ماليات حرف شما درست است ولي من مي‌گويم تورم به من تحميل شده، قدرت معيشت ايراني‌ها را كاهش داده، لذا من توان پرداخت ماليات را ندارم.

    اجازه بدهيد در مورد ماليات صحبت كنيم.

    شقاقي: مگر مي‌شود ماليات را بدون تورم بررسي كرد.

    آقاي ليلاز مي‌گويند شواهدي وجود دارد كه ماليات از فرادستان گرفته مي‌شود و سوال من هم در همين راستا بود.

    ليلاز: در اين مورد يقين داريم.

    شقاقي: ماليات بر خانه‌هاي خالي بود كه اتفاقي نيفتاد. در قوانين بودجه ما چندين سال است كه ماليات بر خانه‌هاي خالي تصويب شده.

    پس چطور است كه افزايش درآمد مالياتي داريم؟

    شقاقي: آقاي دكتر شما گزارشي به ما بدهيد، اگر داريد. من شواهدي از اينكه ماليات بر خانه‌هاي خالي در قانون بودجه…

    ليلاز: خانه‌هاي خالي كه يك وجه بود. به قول ارسطو من صغرا كبري چيدم. يك گزاره مطرح كردم كه سهم ماليات در دستمزد كارگران، كارمندان و بازنشسته‌ها افزايش پيدا نكرده. گزاره دوم اينكه رشد درآمدهاي مالياتي بيش از رشد GDP بوده. بله وقتي بحث از ماليات‌ستاني مي‌شود، اين بديهيات است و شما در اين نمي‌توانيد تشكيك كنيد. آقاي شقاقي بحث را منتقل مي‌كنند به فقر و نابرابري. اينها كه موضوع‌هاي ديگري است كه قبول داريم و در موردشان هم بحث مي‌كنيم. عرض من اين است كه ما با سرعتي اندك نه خيلي زياد، در حال بهبود سهم ماليات در درآمدهاي دولت هستيم. اين افزايش و بهبود هم ناشي از دو عامل است؛ يكدست‌شدن قدرت و تكنولوژي. بنيانش هم اين است كه دولت چاره‌اي براي اداره كشور جز اين مسير ندارد. درآمدهاي نفتي به صورت حِرف نمي‌تواند به شما…

    پس چرا بين مردم اين‌قدر اعتراض وجود دارد؟

    ليلاز: كدام اعتراض؟

    اينكه مثلا برخي پزشكان يا وكلا يا اصناف ديگر فرار مالياتي دارند نوعي اعتراض محسوب نمي‌شود؟

    ليلاز: نمي‌خواهم به شما جسارت كنم، به خاطر اينكه دسترسي آن اقليت به مطبوعات هزار برابر فرودستان است.

    منظور از دسترسي چيست؟

    ليلاز: فراريان از ماليات قدرت بيشتري براي چانه‌زني در رسانه‌ها دارند.

    يعني مي‌توانند در مورد كار خودشان تبليغ كنند؟

    ليلاز: بله الان اگر قيمت بليت هواپيما گران شود، سروصدا و دادش در روزنامه اعتماد يك ميليون برابر بيشتر از اين خواهد بود كه اتوبوس مسافربري قيمتش گران شود. چرا؟ چون اتوبوس‌سوارها كه نماينده‌اي در اعتماد ندارند. بالايي دستش به شما مي‌رسد. هميشه هم همين‌طور است. من مي‌گويم براي شما فكت مي‌آورم. ما بايد با فكت و فيگرز و عدد و رقم با هم صحبت كنيم. آن عدد و رقم مي‌گويد همه نكاتي كه آقاي شقاقي به درستي مي‌گويند و من هم معتقد هستم راجع به مساله فقر، توزيع درآمد هزار بحث مي‌توان داشت.

    دليل اعتراض به ماليات اين نيست كه مردم بايد بدانند كه اين پول كجا هزينه مي‌شود؟

    ليلاز: مي‌دانيد كه سهم دولت در توليد ناخالص داخلي ايران يكي از ضعيف‌ترين و كوچك‌ترين دولت‌هاي دنيا را دارد. اين هم يك فكت و گزاره ديگر است. اصلا ما به كارمندان‌مان حقوق نمي‌دهيم در‌حالي كه ۹۰ درصد هزينه‌هاي دولت حقوق و دستمزد است. من مي‌گويم وقتي تو به هر دليلي از حاكميتت نااميد و ناراضي هستي، هر كاري كند ناسزا مي‌دهي.مسائل بيشتر ذهني است تا عيني. من هم حقوق‌بگير و توليدكننده هستم. من در يك شركت توليدي كار مي‌كنم. من هر سال ماليات مي‌دهم شركتي كه مال من نيست ولي من مديريتش مي‌كنم. ما مي‌گوييم اوضاع با سرعتي اندك در حال بهتر شدن است چون چاره‌اي جز اين ندارند. به شما قول مي‌دهم به محض اينكه درآمدهاي نفتي كشور بالا برود، بحث ماليات‌ستاني باطل مي‌شود.

    شقاقي: بله اين بحث هميشه بوده. من چند عدد به شما بدهم. درآمد مالياتي ما سال ۱۴۰۲، ۱۰۵۴ بوده. مصوب مجلس ۱۵۹۸ بوده. رشدش ۵۲ درصد نسبت به سال ۱۴۰۲ بوده. اگر تورم سال ۱۴۰۳ را ۴۵ درصد بگيريم، رشد واقعي ماليات هفت درصد شده. اگر تورم را ۳۰ درصد بگيريم يعني سناريوي خوشبينانه‌اي كه دولت براي ۱۴۰۳ مي‌دهد، رشد واقعي ماليات…

    ليلاز: مگر نبايد ۱۴۰۲ را با ۱۴۰۲ مقايسه كنيد؟

    شقاقي: ۱۴۰۲ ماليات ۱۰۵۴ بوده.

    ليلاز: لايحه را رها كنيد.

    شقاقي: لايحه نيست. بودجه. اين قانون است. مصوب بوده ۱۵۹۸.

    ليلاز: شما با امسال مقايسه كرديد.

    شقاقي: رشد 1403 نسبت به 1402 حدود ۵۲ درصد بوده. رشد اسمي مهم نيست، رشد واقعي در اقتصاد مهم است. اگر تورم در سناريو بدبينانه براي ۱۴۰۳، اگر ۴۵ درصد درنظر بگيريم رشد واقعي‌مان ۷ درصد بوده. ماليات نسبت به سال گذشته.

    در واقع طي اين سال‌ها سالي يكي، دو درصد درآمد مالياتي رشد كرده ولي كلي اعتراض مي‌شود.

    ليلاز: ببخشيد چون رسانه در خدمت بورژوازي است.

    خب خود شما هم ممكن است به رستوران كه مي‌رويد انعام بدهيد ولي به يك دستفروش هزار بار بگوييد كه تخفيف بده.

    ليلاز: من كه با حرف شما مشكلي ندارم. باز دوباره به توزيع ثروت پريديد. دكتر شقاقي در جدولش مي‌گويد با سرعتي بسيار اندك، سهم ماليات‌ستاني در اقتصاد ايران در حال افزايش است. ما بايد براي چنين كاري دست بزنيم.

    آقاي شقاقي بايد دست بزنيم و تشويق كنيم؟

    شقاقي: اگر تورم را ۳۰ درصد براي امسال در نظر بگيريم رشد واقعي ۲۲ مي‌شود. سهم ماليات در توليد ما حدود هفت درصد است. سال‌هاي قبل هم هفت درصد بود. گزاره آقاي دكتر ليلاز را اين آمار تاييد مي‌كند. ولي دلايلي دارد كه الان مردم ناراضي هستند. دلايلش اين است كه نظام مالياتي يك جاده دو طرفه است نه يك‌طرفه. ما به ماليات يك نگاه يكسويه داريم نه دوسويه. دكتر الان به من شقاقي مي‌گويد شما بايد ماليات بدهيد. اين يك جاده يك‌طرفه است، مي‌گويم دكتر من به شما ماليات مي‌دهم، به من بگوييد در مقابل ماليات چه كرده‌ايد.

    چه خدماتي ارايه داده‌ايد.

    شقاقي: نظام مالياتي ما ناكارآمد است. يك ناكارآمدي‌اش اين است كه ماليات را همچنان نگاه يك‌سويه دارد. اگر روزي من مسوول ماليات باشم پاسخ مي‌دهم كه مردم و توليدكنندگان من از شما ۱۵۹۸ همت ماليات گرفته‌ام. ماليات را در اين حوزه‌ها هزينه كرده‌ام. مردم بايد بگويند كه اين حوزه آموزش و پرورش بوده…

    ليلاز: آقاي شقاقي عزيز شما به عنوان اقتصاددان مي‌دانيد كه ۹۰ درصد كل درآمدهاي دولت بودجه جاري است. يعني يك چيزي روي اين ماليات مي‌گذارد و به كارمندان حقوق مي‌دهد.

    خب طيف ماليات‌دهنده هم از همين ناراحت هستند، چون معتقدند كه اگر ماليات مي‌دهند بايد خدمات بهتري هم بگيرند.

    ليلاز: چرا ناراحت باشند. كارمند اگر حقوق نگيرد… آقاي حضرتي بايد به شما حقوق بدهد آنها به كارمندان‌شان حقوق ندهند؟ قبول داريد كه اين حقوقي كه به كارمندها مي‌دهيد بخور و نمير است؟ يك نوع تامين اجتماعي است. حرف‌هاي شما عجيب است.

    شقاقي: وقتي مي‌گويم ماليات جاده دوسويه يا دو طرفه است، ايرادي ندارد آقاي دكتر ما ۱۵۹۸ همت ماليات گرفته‌ايم، رشد واقعي‌اش هم مشخص بوده.سعيد ليلاز

    ليلاز: اين بحث تقدم مرغ و تخم‌مرغ است.

    شقاقي: تا زماني كه ماليات بر ثروت در كشوري تصويب و اجرا نشود، طبقه ثروتمند همچنان علامت سوال به آن طبقه خواهد بود.

    ليلاز: بالاخره شروع كرده‌اند.

    شقاقي: ما بايد بدانيم آقاي دكتر ليلاز چقدر در اين كشور ثروت دارد و كسي نمي‌داند. تا زماني كه ندانيم در اين كشور هر كسي چه ميزان ثروت دارد نمي‌توانيم ماليات بگيريم و همچنان در مورد اينكه مي‌خواهيم از ثروت ماليات بگيريم، يكي از مهم‌ترين پايه‌هاي مالياتي كه مي‌تواند بحث فرادستان و فرودستان را از هم تفكيك كند، همين ماليات بر ثروت است. هر زماني در اين كشور ماليات بر ثروت تصويب شد، من متوجه مي‌شوم كه اين كشور به سمت شفافيت مي‌رود. به سمت اينكه مسير پاسخگويي و شفافيت داشته باشد. ماليات بر ارزش افزوده را وقتي يك درصد بالا مي‌بردند من اولين مخالفش بودم و مي‌گفتم چرا اين كار را مي‌كنيد در شرايطي كه همه مردم گرفتار هستند ماليات بر ارزش افزوده يعني اينكه از همه جامعه بايد ماليات بگيريم. براي اينكه فرار مالياتي را كنترل كنيم، مگر كسي مخالفش است؟

    ليلاز: كه حتما اين كار انجام مي‌شود.

    شقاقي: كسي مخالف اين نيست كه ما از ثروت ماليات بگيريم. كسي مخالف نيست كه از عايدي سرمايه ماليات بگيريم.

    ليلاز: من به شما توصيه مي‌كنم ما بايد با عدد و رقم بحث كنيم. اعتصابي كه طلافروشان محترم كردند، البته جامعه بدون طلافروشان هم قابل اداره كردن است. همه شواهد اين را مي‌گويد. لنين مي‌گفت اگر حكومت جهاني برقرار شود، قادر خواهيم بود مستراح‌هاي عمومي مسكو را از طلا بسازيم. به خاطر اينكه طلا اهميتش را به عنوان فلزي كه مي‌تواند ثروت جمع كند از دست خواهد داد. اين گروه قليل‌التعداد و بسيار نيرومند از لحاظ تبليغاتي، اينكه بتوانند چه فضايي ايجاد كنند كه دولتي كه به سمت ماليات‌ستاني بيشتر حركت مي‌كند، ممكن است شما بگوييد سرعتش كافي نيست. قبول است ولي سرعت دارد و به سمت ماليات‌ستاني عادلانه‌تر، در گزاره اين هم كه بحثي نيست. ما بايد بگوييم احسنت، اين را بهتر كنيد و مراقب باشيم اگر از اين در يك اعتراض ماليات‌ستاني مي‌آيد، الزاما برحق نيست.

    البته طلافروش‌ها به سامانه تجارت بحث داشتند.

    ليلاز: تهش به ماليات برمي‌گردد. نكته دوم اينكه شما وقتي از جاي ديگري در حوزه ديگري به علل ديگري با دولت يا طرفت مساله داري هر كار ديگري هم انجام دهي اين كار را برايت ناپسند مي‌كند. چنان‌كه مساله به اين روشني كه ما در ماليات‌ستاني در حال بهبود هستيم، در مطبوعات ايران به‌خصوص مطبوعات مخالف دولت، كاملا برعكس معرفي مي‌شود. افزايش ماليات ۹ درصد به ۱۰ درصد يك منطقي داشته. منطق اين است كه هر كسي بيشتر مصرف مي‌كند بايد بيشتر بپردازد. وقتي در يك كشور اروپايي ۲۱درصد ماليات ارزش افزوده يا ۱۷درصد، هم شما تشريف برديد و من هزار بار ديدم و پولش را پرداخته‌ام، معني‌اش اين است كه تا به كجا برسيم هم، راه داريم.

    من متوجه شدم آقاي شقاقي مي‌گويند الان در شرايطي كه تورم بالاي ۳۰، ۴۰ درصد داريم همان يك درصد ارزش افزوده اضافه شدن هم فشار زيادي به مصرف‌كننده مي‌آورد.

    شقاقي: آقاي دكتر كسي كه مخالف حرف‌هاي شما نيست. من مي‌گويم در اقتصادي كه هفت سال پي در پي تورم بالاي ۴۰درصد دارد، كسي سراغ افزايش ماليات نمي‌رود.

    ليلاز: من از لحاظ علمي از شما سوال مي‌كنم. شما اقتصاددان هستيد. اگر تورم بالا داشته باشيم چطور مي‌توانيم بدون ماليات‌ستاني تورم را پايين بياوريم؟ مگر شما نمي‌گوييد يك علت مهم تورم كسري بودجه دولت‌هاست؟ يك جاي ديگر ما گفتيم دولت اصلا در ايران هزينه نمي‌كند. به يك عده كارمند بيچاره حقوق مي‌دهد. اگر من بخواهم جلوي اين كسري بودجه را بگيرم كه تورم را پايين بياورم، بحث تقدم مرغ و تخم‌مرغ است. از كجا بايد شروع كنند.

    شقاقي: همين از كجا مهم است. من هم مي‌گويم دولت كسري بودجه دارد و بهترين روشش اتكا به ماليات است. ايرادي ندارد، ولي مالياتي كه قرار است اتكاي دولت به آن باشد، سوال اين است كه از كجا. اينكه برويم سراغ ماليات بر ارزش افزوده كه شما مي‌گوييد ماليات بر مصرف، من هم پذيرفتم، در اقتصادي كه تورم ۴۰ درصد پي در پي دارد…

    ليلاز: راهش چيست؟

    شقاقي: ايرادي نداشت سراغ ماليات بر ثروت مي‌رفتند. من مي‌گويم چرا از ماليات بر ارزش افزوده شروع مي‌كنيد؟ از ماليات بر ثروت شروع كنيد.

    ليلاز: شروع نكرديم. امسال اولين بار است بعد از 10 سال، ماليات بر ارزش افزوده يك درصد بالا رفته. در حالي كه قبل از اينكه به اين يك درصد اضافي برسيم، سهم ماليات در توليد ناخالص داخلي ايران به‌طور قابل اعتنايي افزوده‌ايم. از طريق چهار برابر كردن ماليات بر ثروت.

    شقاقي: بخشي از افزايش ماليات از همين افزايش موديان ماليات است كه به مجموعه اضافه شده.

    اتفاق بدي هم نيست.

    شقاقي: خيلي خوب است دليلش هم به خاطر فشارهاي اقتصادي است كه وارد شده، سهم نفت پايين آمده، دولت‌ها ناچار شده‌اند. هميشه هم اگر اين فشارها كمي كم بشود، من آمار دارم، آمار سهم ماليات از بودجه، سهم نفت از بودجه را ديده‌ام، هر زماني كه فشار تحريم‌ها يا كاهش درآمدهاي نفتي آمده، هر دولتي يك بخشي از اين را از ماليات پوشش داده و بعد دوباره فراموش شده.

    ليلاز: شما فكر مي‌كنيد آقاي حداد عادل كه در ابتداي تشكيل مجلس هفتم گفت من مي‌خواهم يك هديه به امت شهيدپرور بدهم و آن اينكه سهم رشد قيمت نفت را بالا نبرم، به اين خاطر بود كه محصول نهايي گران نشود؟ بحث افزايش شديد درآمدهاي نفتي بود.

    شقاقي: اين اسمش اصلاح درآمدهاي نفتي نيست. اينكه هر زمان به شما پاداشي بدهند بيشتر خرج مي‌كنيد، اسمش اصلاح نيست. اگر مي‌خواستيم اصلاح انجام شود، پايه‌هاي مالياتي را درست مي‌كرديم. در اين مدت پايه‌هاي مالياتي هيچ‌گونه اصلاحي نشده. يكي ماليات بر عايدي سرمايه بود كه آن‌هم در اين گير و گور مانده. مهم‌ترينش هم ماليات بر ثروت است.

    ليلاز: بيشتر از اين اضافه كنند اينها جيغ‌شان درمي‌آيد.

    شقاقي: آقاي دكتر من كه يك خانه و يك ماشين دارم ماليات بر ثروت شامل من نمي‌شود.

    نگاه آقاي ليلاز به اين صورت است كه قدرتمندان و به قول ايشان فرادستان، قدرت بيشتري براي مانور در فضاي قدرت و البته رسانه دارند و به همين دليل امكان دريافت ماليات بر ثروت در اين حوزه سخت‌تر است ااما بايد شروع كرد به اين كار.

    ليلاز: مگر من فقط به شما مي‌گويم. رسانه و مجلس را خريده‌اند. پولش را مي‌دهند.

    شقاقي: چرا مي‌گويم ماليات بر ثروت؟ سال ۷۹ اولين همايشي كه در تهران شركت كردم اسمش ماليات بر ثروت بود، هميشه همين همايش‌ها تحت عنوان ماليات‌ بر ثروت بوده و حدود 24 سال است كه اجرا نشده. يك دليلش را ايشان گفت. ماليات بر ارزش افزوده كه اضافه مي‌شود صداي كسي درنمي‌آيد. ماليات‌هاي خرده‌ريزها و موديان مالياتي، كساني كه فرار مي‌كردند و الان به تور مي‌افتند. اين اسمش اصلاح ساختار ماليات نيست.

    ليلاز: حركتي است به سمت اصلاح ساختار. مي‌توانيم بگوييم ناكافي است يا سرعتش كم است ولي نمي‌توانيم بگوييم نيست و فايده ندارد، چون جواب داده و نتيجه گرفته‌ايم. سهم درآمدهاي مالياتي در هزينه‌هاي دولت در حال افزايش است، به طرح قابل اعتنايي در حال افزايش است و ما بايد كمك كنيم دولت‌ها را تشويق كنيم، دولت‌هاي بعدي را كه آقاي رييسي چون فوت كرده من تعريف مي‌كنم، اگر زنده بود شايد نمي‌كردم.

    به عنوان جمع‌بندي بحث، در مورد معافيت‌هاي مالياتي هم صحبت كنيم. به هر حال وقتي معافيت مالياتي وجود دارد، هزينه‌هاي يك گروه را گروه ديگري بايد پرداخت كند.

    ليلاز: دقيقا. يعني تقريبا ۵۰ درصد GDP ايران از پرداخت ماليات معاف رسمي هستند. در قانون بودجه امسال تا جايي كه من اطلاع دارم، كار مهمي كردند. گفتند سقف معافيت‌هاي مالياتي در همان قسمت‌هايي كه رسما از ماليات هستند، در مورد اشخاص حقيقي ۵۰ ميليارد تومان و در مورد اشخاص حقوقي ۵۰۰ ميليارد تومان است. يعني اينجا هم اصلاحاتي در حال اجرا است.

    اين اصلاحات چقدر مي‌تواند باعث شود به‌ويژه از جاهايي كه معاف از ماليات هستند يا با دستورات حكومتي يا با قوانين سنواتي كه وجود دارد، مثل كساني كه در مناطق آزاد كار مي‌كنند، چقدر مي‌تواند كمك كند كه ماليات‌ستاني عادلانه‌تر شود؟

    ليلاز: به نظر من همه اينها معلول نداري است. هم متعلق به ايران نيست.

    يعني هر قدر بيشتر نداشته باشيم، به سمت اصلاح اين ساختار مي‌رويم.

    شقاقي: ناچار هستيم.

    ليلاز: هرچه اقتصاد ايران به سمت رهايي از درآمد نفت پيش برود معقولانه‌تر اداره خواهد شد، سهم ماليات در آن افزايش پيدا خواهد كرد. نهادها، دستگاه‌ها و بخش‌هايي كه ماليات نمي‌دهند بهبود پيدا خواهند كرد. از شما سوال مي‌كنم. الان بخش كشاورزي ايران از ماليات معاف است. آيا اگر كسي سالي ۲۰۰ ميليارد تومان از كشاورزي درآمد داشته باشد بايد معاف باشد؟ خب اينكه غلط است. از امسال شروع كردند گفتند سقف معافيت در مورد جايي كه حتي قانون داريم كه معاف است، 50 تاست. در اشخاص حقيقي. در حقوقي‌ها ۵۰۰ ميليارد تومان است، از جمله آستان قدس رضوي، بنياد مستضعفان. حالا شما ممكن است اعتراض كنيد بگوييد اينها كه مامور ماليات‌ستاني را راه نمي‌دهند.

    خيلي‌ها هستند كه اعتراض مي‌كنند.

    ليلاز: آن بحث ديگري است. بحث سياسي است. بحث سياسي مي‌كنيم نه بحث قانوني.

    من درباره ماليات صحبت مي‌كنم.

    ليلاز: من مي‌گويم دولت اصلاح ساختاري را كه آقاي شقاقي مي‌گويند، شروع كرده حتي در مورد بخش‌هاي معاف.

    بخشي از اعتراض مردم اين است كه چرا از اين نهادها ماليات گرفته نمي‌شود.

    ليلاز: بله اين اعتراض سياسي است و درست است. بخشي از نارضايتي مردم از حكومت‌شان است، ولي همين هم وقتي درآمد نفتي كم بشود…

    در نهايت همين باعث مي‌شود كه طرف كارتخوانش را جمع كند و بگويد پول نقد مي‌خواهم.

    ليلاز: ولي فرارش هر روز سخت‌تر و سخت‌تر مي‌شود. ما هم نبايد بگوييم چون پزشكان ناراضي هستند پس نبايد ماليات بدهند.

    خب فرار مالياتي حتي به سطح خرده‌فروشي رسيده.

    ليلاز: مثل فيلم‌هاي طنزي مي‌ماند كه الان در ايران ساخته مي‌شود. در مورد پليس حق نداريد طنز بسازيد. به روحانيت حق نداريد طنز بسازيد. به قدرت حاكم حق نداريد طنز بسازيد. به پرستارها و معلم‌ها طنز بسازيد اعتراض مي‌كنند. پس مي‌رسيم به اين لودگي كه در طنز ايران داريم. يعني فقط بايد لودگي كنيد، حرف‌هاي مستهجن يا نيمه مستهجن بزنيد. چرا؟ چون تو اجازه نمي‌دهي مثل چارلي چاپلين قدرت و روحانيت پليس را نقد كنيم. در بخش ماليات‌ستاني هم همين‌طور است. اگر هر كسي بگويد چون او ماليات نمي‌دهد من هم نمي‌دهم، خب دولت از كار مي‌افتد و وضعيتش همين چيزي مي‌شود كه شده. عين تقدم مرغ و تخم‌مرغ. مردم مي‌گويند ما ماليات ندهيم چون دولت كارآمد نيست، دولت كارآمد نيست چون به كارمندش حقوق نمي‌دهد.

    خب چه كار بايد كرد؟

    ليلاز: من مي‌گويم بايد از يك جايي شروع كنيم. انتظار داشتم آقاي شقاقي بگويند تو سهمت از ماليات از GDP شش و هفت درصد نيست، ۱۵ درصد است. خودت نمي‌داني. يعني يك ماليات رسمي مي‌دهي براي حقوق معلم بچه‌ات، ولي چون تجديد مي‌شود، مجبور هستي همان معلم را بياوري كه تدريس خصوصي كند تا قبولش كند. به پليس يك چيزي مي‌دهي كه جريمه نكند. به كارمند شهرداري يك چيزي مي‌دهي كه كارت را راه بيندازد. در واقع ما ماليات را مي‌دهيم ولي از زير ميز.

    در واقع اينجا بحث فساد در ماليات‌ستاني مطرح است؟

    ليلاز: بله چون دولت ناكارآمد قادر نيست كارمند شريف و شجاع و كارآمد به كار ببرد. يك جايي بايد اين زنجيره قطع شود. به قول آقاي شقاقي هرقدر ساختاري‌تر، بهتر.

    آقاي شقاقي به عنوان جمع‌بندي اگر صحبتي هست، بفرماييد.

    شقاقي: من اين را پذيرفتم كه اگر اقتصادي مي‌خواهد عقلاني اداره شود، اقتصاد عقلاني اصولا بايد با ماليات باشد. كشور ما هم در اين دوره‌هايي كه بوده هر وقت در حوزه نفت گرفتار شده جايگزينش سراغ ماليات رفته. البته اخيرا در كنار ماليات اوراق بدهي هم شروع شده. چون هزينه‌ها بيشتر افزايش پيدا كرده، بخشي از پوشش كاهش درآمدهاي نفتي را سراغ بحث اوراق هم برده. اوراق بدهي منتشر مي‌كنند.

    ليلاز: نگران آن نباشيد.

    آن‌طور كه شما مي‌گوييد بايد نگران هيچ چيزي نباشيم.

    ليلاز: بدهي بخش عمومي دولت ايالات متحده امريكا نسبت به توليد ناخالص داخلي، 130 درصد است.

    آنها كه در حوزه بدهي شرايط خوبي ندارند. اما امريكا را كه نبايد با اينجا مقايسه كرد.

    ليلاز: متوسطش بالاي ۷۰ درصد است كه ايران به نصف آن هم نرسيده.

    شقاقي: ۲۵ درصد است.

    ليلاز: من مي‌گويم متوسط جهاني‌اش.

    شقاقي: اينكه ما از سر ناچاري سراغ ماليات مي‌رويم را در طول تاريخ اقتصاد ايران نشان داده كه هر زمان درآمدهاي نفتي چه به دليل تكانه‌هاي قيمتي يا تكانه‌هاي مقداري يعني تحريم‌ها اتفاق افتاده، يك بخش دولت‌هاي ما نه فقط دولت‌هاي گذشته، ناچارا سراغ ماليات رفته‌اند. يا نرخ‌هاي مالياتي را دستكاري كرده‌اند، پايه‌هاي مالياتي را اضافه نكردند، يا اندك رفتن سراغ اينكه تور موديان مالياتي را بيشتر كرده‌اند. ولي ما پايه‌هاي مالياتي كه كارآمدي نظام مالياتي ما را ارتقا بدهد، هنوز سراغش نرفته‌ايم. مساله دوم اين است كه بايد ساختار كلان نظام مالياتي اصلاح شود. نه اينكه هر زمان فشار مي‌آيد مودياني را گير مي‌آوريم بخشي از آنها را استفاده مي‌كنيم تا كسري بودجه‌مان را پوشش دهد. موضوع بعدي اينكه در بحث معافيت‌ها هم هنوز هيچ گزارشي از اثربخشي معافيت‌هاي مالياتي در اقتصاد نداريم. كلي معافيت مالياتي داريم، يك بخشي براي برخي نهادها بوده…

    اثربخشي‌اش مشخص نيست.

    شقاقي: ما هنوز يك گزارش شفاف از اينكه اين معافيت‌هاي مالياتي كه به انحا مختلف در قوانين آمده، بابت يك دلايلي، براي رشد و توليد و ارتقاي كيفيت، هنوز هيچ گزارشي از معافيت‌هاي مالياتي داده نشده. لذا واژه‌اي تحت عنوان ساماندهي معافيت‌هاي مالياتي حتما بايد اتفاق بيفتد. موضوع آخر هم كه اعتراض كردم، اشاره كردم كه ماليات يك ساختار سازمان‌يافته بايد باشد. از آن پاسخگويي، دوطرفه بودن، كيفيت. يعني وقتي من ماليات مي‌دهم بايد رضايت داشته باشم. حداقل بايد رضايت داشته باشم كه من ماليات مي‌دهم دولت متقابل خدمات مي‌دهد. وقتي خدمات نازل و بي‌كيفيت باشد من هم معترض هستم. آقاي دكتر بحث نروژ را مطرح كردند. آقاي دكتر شما سوئد را هم در‌نظر بگيريد كه معادن و منابع دارد ولي دست‌نخورده نگهداشته. در اين زمينه تامل كنيد، كشورهايي كه مسير عقلانيت نهادي را طي كرده‌اند سپس به ثروت رسيده‌اند بلد بودند از اين ثروت چگونه استفاده كنند. مثالش هم روشن است.

    ليلاز: براي ما فايده‌اي ندارد.

    شقاقي: تاريخ را كه نبايد كنار بگذاريم.

    ليلاز: ما بايد درباره واقعيت عيني ايران صحبت كنيم.

    شقاقي: واقعيت عيني هم اين است كه تحريم شده‌ايم، سهم درآمدهاي نفت‌مان پايين آمده دولت‌هاي ما از سر ناچاري تور مالياتي را بيشتر كرده‌اند نه اصلاح ساختار مالياتي. من هنوز معتقد هستم ساختار مالياتي ما اصلاح نشده، چون كلان نقشه وجود ندارد.

    اصلا پولي باقي نمي‌ماند يعني دولت ۹۰ درصد پولي كه درمي‌آورد را هم به كارمندان خود حقوق بدهد.

    شقاقي: نمي‌ماند، اما اوراق بدهي اضافه مي‌كند.

    ليلاز: دولت‌ها معمولا اغراق مي‌كنند. يك مزه‌اي دارد. اين را قبول دارم، ولي بالاخره واقعيت‌هاي عيني هم همين است. براي حل مسائل بايد از يك جا شروع كرد.

    خب آقاي شقاقي مي‌گويند الان تورم را بايد پايين بياوريم و سپس سطح ماليات‌ستاني را گسترده كنيم.

    ليلاز: راهي ندارد تورم را بايد با ماليات پايين آورد، اگر نخواهيم به نفت تكيه كنيم.

    شقاقي: تورم را با ماليات پايين آورد؟ يعني چه؟

    ليلاز: دولت اگر درآمد پايدارش اضافه نشود…

    شقاقي: اين بحث ديگري است. تورم ريشه‌هاي ديگري دارد. به خاطر ناترازي‌هاي اقتصاد كلان است.

    بالاخره شما بايد از نفت دل بكنيد.

    ليلاز: آقاي شقاقي ما كه الان نمي‌خواهيم درس اقتصاد بگذاريم.

    شقاقي: من معتقد بودم اقتصاد ايران در شرايط كنوني مي‌تواند با بدهي‌ محوري اداره شود. ۲۵ درصد GDP ما بدهي است. ميانگين دنيا بالاتر از ۷۰ درصد است. تا ۷۰ هم هيچ مشكلي نيست. آقاي يوسفي وقتي با من تماس گرفت، گفتم معتقد هستم فعلا در شرايط كنوني، فشار مالياتي را بر توليد و بر مردم يا همين حد نگه داريم يا كمتر كنيم كه آن ۲۵ هم فرموديد شده ۲۰ درصد…

    آقاي ليلاز مي‌گويد فشار مالياتي ثابت مانده و بيشتر نشده است و اين تصور غلطي است.

    شقاقي: من مي‌گويم فشار مالياتي را افزايش ندهيم، بخش توسعه زيرساخت‌ها را كه دولت الان نياز دارد، سراغ بدهي محوري برويم.

    ليلاز: شما اگر به يك دولت كلاسيك‌ نگاه كنيد سوئد را مثال مي‌زنيد، يك دولت كلاسيك هيچ‌گاه هزينه عمراني در رديف بودجه‌اش ندارد. عجيب است ما به اين مفاهيم عادت كرده‌ايم. دولت‌هاي كلاسيك هزينه عمراني ندارند، فقط هزينه جاري دارند كه ماليات مي‌گيرند. ما هم فقط درمورد آن بخش صحبت مي‌كنيم. مسير خيلي وحشتناكي نيست. نمي‌رويم موقعيت‌مان هم خيلي وخيم نيست. اين‌قدر شايعه‌‌پراكني نكنيد.

    ولي نگاه شما اين است كه فرادستان چون به پول و نهادها دسترسي دارند در برابر پرداخت ماليات هم مقاومت مي‌كنند.

    ليلاز: هميشه هم بوده.

    شقاقي: هنوز هم اصلاحات در اين حوزه‌ها شروع نشده. مقاومت سنگين است.

    ليلاز: عجيب است جوري جو درست مي‌كنند… من مي‌گويم اگر قيمت هواپيما را ۱۰درصد اضافه كنيم، مطبوعات ايران جو درست مي‌كنند كه انگار امشب در ايران انقلاب شده، ولي اگر قيمت بليت اتوبوس مسافربري سه برابر هم شود به حضرت عباس اگر كسي در اين باره صحبت كند.

    شقاقي: بله چون آنها تريبون ندارند.

    ليلاز: لطفا يك نفر شريف پيدا كنيد يا خودتان يا يك شريف ديگر كه از اين به بعد نماينده فرودستان در مطبوعات شويد.

    به هر حال پول همه جا حرف اول را مي‌زند.

    ليلاز: دقيقا. اميدوارم بعد از جلسه امروز براي شما اين‌طور نباشد چون براي من پول حرف اول را نمي‌زند (با خنده)‌. حرف دوم را مي‌زند، شايد هم قبل از اول.

  • فشار یارانه‌های پنهان روی بودجه سنگین‌تر است

    فشار یارانه‌های پنهان روی بودجه سنگین‌تر است

    به گزارش اقتصادران، با وجود هشدارهای کارشناسی از احتمال کسری شدید بودجه در صورت تداوم پرداخت یارانه‌های تشویقی، دیروز سخنگوی اقتصادی دولت در نشست خبری درباره ادامه طرح کالابرگ فجرانه اعلام کرد که با توجه به استقبال ۶۰ میلیون نفری از اجرای طرح کالابرگ الکترونیکی و تاثیر مثبتی که بر طبقات ضعیف و متوسط جامعه گذاشته، اهتمام دولت تامین منابع لازم برای ادامه طرح است.

    سید احسان خاندوزی تصریح کرد: دولت و مجلس به صورت مشترک اهتمام به تامین منابع برای تداوم اجرای این طرح دارند و اخبار متعاقبا اعلام می‌شود.

    وزیر کار نیز هفته گذشته در حاشیه جلسه هیات دولت تاکید کرد که سیاست دولت این است که طرح کالابرگ تداوم پیدا کند. سید صولت مرتضوی متذکر شد: لازم است ارزیابی مقدماتی از عملکرد سه‌ماهه داشته باشیم و گردش کاری را تنظیم کنیم و حتما در مراجع تصمیم‌گیری بررسی شود. اما آنچه من اطلاع دارم، این است که سیاست دولت به طور اجمالی تداوم این طرح است.

    پیش از آن نیز وزیر کار در حاشیه برنامه پاسخ‌گویی به سوالات مردمی در مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست‌جمهوری خبر داد: بالغ بر ۲۰ میلیون خانوار در دهک یک تا هفت درآمدی تحت پوشش طرح کالابرگ الکترونیکی قرار گرفتند و حدود ۶۰ میلیون نفر از جامعه ایرانی مشمول کالابرگ شدند.

    مرتضوی در ادامه در پاسخ به سوالی درخصوص برنامه دولت برای تداوم اجرای طرح کالابرگ الکترونیک نیز اینگونه پاسخ داد: در حال بررسی هستیم؛ سه ماه طرح فجرانه کالابرگ الکترونیک اجرا و پرداخت شد. در حال ارزیابی نقاط قوت و ضعف هستیم و تصمیمات آتی را طی چند روز یا چند هفته آینده اعلام خواهیم کرد.

    هشدار نسبت به کسری بودجه

    این اظهارات مقامات دولتی در حالی است که بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد درصورت تداوم پرداخت یارانه‌های تشویقی، رقم یارانه‌ها به ۴۰۲ هزار میلیارد تومان می‌رسد؛ در حالی که این ردیف در بودجه سال جاری حدود ۸۷ هزار میلیارد تومان کسری خواهد داشت.

    طرح کالابرگ الکترونیکی، پس از حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی با تصویب مجلس در دستور کار دولت قرار گرفت. هدف از این طرح، رسیدن کالاهای اساسی به دست مردم با قیمت سال ۱۴۰۱ بود. این طرح تا امروز ادامه داشته است و علاوه بر آن، در این مدت دولت طرح‌های تشویقی مانند اعتبار اضافی برای خرید این کالاها در نظر گرفت.

    بهمن سال گذشته نیز در قالب طرح فجرانه، اعتبار اضافی برای استفاده از کالابرگ در نظر گرفته شد که قرار بود این طرح تا اردیبهشت‌ماه سال جاری ادامه یابد، اما حال صحبت از آن است که شاید طرح یارانه فجرانه ادامه پیدا کند.

    مطابق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، در سال ۱۴۰۲ ردیف یارانه نقدی، معیشتی و کالابرگ الکترونیک با رقمی حدود ۳۳۶.۵ هزار میلیارد تومان نزدیک به ۱۰۷ درصد عملکرد داشته است که عمدتا به دلیل اجرای طرح یارانه تشویقی کالابرگ الکترونیکی بوده است.

    مرکز پژوهش‌های مجلس تاکید می‌کند که برای شش ماه اول سال ۱۴۰۲ این یارانه تنها به سه دهک اول درآمدی تعلق می‌گرفت، اما در شش ماه دوم دولت هفت دهک را مشمول استفاده از یارانه تشویقی کرده است. به علاوه اینکه نحوه اجرا ابتدا به صورت تخفیف کالایی برای مشمولین بود، اما در ماه پایانی سال سازوکار اجرایی تا حدی تغییر کرد و باعث شد جمعیت بیشتری از طرح استقبال کنند.

    مرکز پژوهش‌ها اشاره دارد که نحوه اجرا و وسعت جمعیت گروه هدف و همچنین میزان استقبال مشمولین در سال ۱۴۰۳، همگی مولفه‌هایی است که ممکن است اعتبار مورد نیاز برای اجرای طرح یارانه تشویقی کالابرگ الکترونیک را تحت‌تاثیر قرار دهد. هرچند منابع درنظرگرفته‌شده برای پرداخت کالابرگ الکترونیک در بودجه سال جاری به‌وضوح مشخص نشده است، اما بر اساس جداول سنجه عملکرد سازمان‌ها در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی باید به ۱۹ میلیون خانوار یارانه کالابرگ الکترونیک پرداخت کند.

    در همین راستا به نظر می‌رسد گروه هدف برای اعطای یارانه تشویقی با توجه به منابع موجود، سخاوتمندانه انتخاب شده است که در صورت اجرا ممکن است به کسری منابع حاصل از هدفمندی دامن بزند. مرکز پژوهش‌های مجلس با نگاهی کلی به وضعیت هدفمندسازی یارانه‌ها در بودجه ۱۴۰۳، تاکید کرده است که با توجه به وضعیت نامناسب تحقق درآمدهای هدفمندی و پیش‌بینی از ادامه آن در سال ۱۴۰۳ به نظر می‌رسد تبصره هدفمندی یارانه‌ها در سال ۱۴۰۳، مانند برخی از سال‌های گذشته با کسری منابع نسبت به مصارف روبه‌رو شود.

    مجموع منابع قانونی قابل تحقق هدفمندی در سال آینده حدود ۵۳۰ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود. از سوی دیگر برخی ارقام مصارف مانند یارانه نان دارای کم‌برآوردی است. همچنین منابع مورد نیاز برای اجرای طرح کالابرگ الکترونیکی در تبصره (۸) به‌وضوح مشخص نشده است؛ بنابراین با فرض تخصیص کامل مصارف، ناترازی درآمد – هزینه هدفمندی یارانه‌ها در سال ۱۴۰۳ معادل حداقل ۲۳۰ هزار میلیارد تومان پیش‌بینی می‌شود.

     

    فشار یارانه‌های پنهان روی بودجه سنگین‌تر است

    در همین خصوص، غلامرضا سلامی، اقتصاددان با اشاره به احتمال کسری شدید بودجه در صورت تداوم پرداخت یارانه‌های تشویقی  گفت: به‌هرحال با این‌گونه سیاست‌ها، بر رقم کسری بودجه افزوده می‌شود. کل کسری بودجه دولت خیلی بیشتر از این حرف‌ها است.

    وی افزود: در این بخش که خرج دولت موجه است، اما جاهایی وجود دارد که خرج‌ها اصلا توجیهی ندارد و باید دقت کنند که آن هزینه‌ها حذف می‌شود. این بخش حتی اگر کسری به‌وجود آورد که می‌آورد، اما قاعدتا به اقشاری پرداخت می‌شود که نیاز به یارانه‌ها دارند.

    این اقتصاددان با اشاره به این‌که گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، یک حقیقت را درباره کسری بودجه می‌گوید، تصریح کرد: کسری بودجه دولت نباید بهانه‌ای باشد که این نوع پرداخت‌های یارانه‌ای قطع شود، زیرا از گروه‌های ۱۰ گانه، ۶ گروه تحت فشار هستند. اما اگر این یارانه به گروه‌های بالاتر و پردرآمد، یعنی ۸، ۹ و ۱۰ پرداخت می‌شود، باید سیستم اصلاح شود.

    سلامی در ادامه گفت: دولت در رابطه با کسری بودجه باید یارانه‌های دیگر حذف کند؛ مثل یارانه انرژی. این یارانه‌ها مشکل‌ساز است؛ یارانه‌ای که افراد ثروتمند از آن استفاده می‌کنند.

    وی عنوان کرد: رقم یارانه‌های انرژی بالاست و اگر این بخش را بتوانند کنترل کنند، کسری بودجه نیز اصلاح می‌شود. در مقابل، دیگر نیاز نیست که به مردم فشار مالیاتی بیاورند.

    این اقتصاددان تصریح کرد: ما اگر دلار را ۶۰ هزار تومان در نظر بگیریم، بنزین را ۲ سنت می‌فروشیم. بنزین در کشورهای اروپایی ۶، ۷ دلار است و در کشورهای عربی هم که تولیدکننده هستند، بالاتر از این رقم‌ها بنزین را می‌فروشند.

    سلامی متذکر: بد عمل کردن دولت، یک مقداری بالا بردن قیمت‌ها را با مشکل مواجه می‌کند، ولی به طور کلی به جای این‌که بحث کنیم که رزق افراد کم‌درآمد را از محل یارانه‌ها به خاطر کسری بودجه کم کنیم، باید درایت و شجاعت به کار ببریم و بتوانیم یارانه‌های پنهان را از بین ببریم.

  • برای ظهور امام زمان (عج) تقاضای بودجه کرده اند! + فیلم

    برای ظهور امام زمان (عج) تقاضای بودجه کرده اند! + فیلم

    به گزارش اقتصادران، احمد مازنی، نماینده سابق مجلس گفت: به جایی رسیدیم که برای فراهم کردن زمینه ظهور امام زمان از مقامات سازمان برنامه و بودجه درخواست بودجه کردند!