برچسب: بانک

  • برداشت بی اجازه جریمه دیرکرد وام از حساب مردم؛ ماهیگیری بانک‌ها از آب گل آلود جنگ!

    برداشت بی اجازه جریمه دیرکرد وام از حساب مردم؛ ماهیگیری بانک‌ها از آب گل آلود جنگ!

    به گزارش اقتصادران، در پی شرایط جنگی و فشارهای اقتصادی ناشی از تحولات هفته‌های پایانی سال گذشته، بانک مرکزی مصوبه‌ای صادر کرد که بر اساس آن، دریافت جریمه دیرکرد از وام‌های خرد تا سقف ۷۰۰ میلیون تومان از نهم اسفند تا نهم اردیبهشت ممنوع اعلام شد. هدف این تصمیم، حمایت از مردمی بود که در روزهای سخت، بیش از همیشه زیر بار مشکلات معیشتی قرار داشتند.

    اما آنچه در عمل رخ داد، چیزی جز بی‌اعتنایی آشکار بانک‌ها به مصوبه بانک مرکزی نبود. بسیاری از بانک‌ها نه‌تنها این بخشنامه را اجرا نکردند، بلکه همچنان از مردم جریمه دیرکرد دریافت کردند؛ آن هم در شرایطی که خانوارها زیر فشار تورم، ناامنی اقتصادی و هزینه‌های روزافزون زندگی، توان پرداخت اقساط خود را به‌سختی حفظ کرده بودند.

    مصوبه ای که اجرا نشد…

    گزارش‌های متعدد تابناک از همان ابتدا نشان می‌داد که مصوبه بانک مرکزی عملاً روی کاغذ مانده و در سامانه‌های بانکی، مبالغی ـ هرچند اندک ـ همچنان تحت عنوان جریمه دیرکرد از مردم کسر می‌شود. مبالغی که شاید در ظاهر ناچیز به نظر برسند، اما وقتی در مقیاس صدها هزار فقره تسهیلات محاسبه شوند، به رقمی قابل توجه و سودی ناموجه برای بانک‌ها تبدیل خواهند شد.

    سؤال اصلی اینجا بود که چطور ممکن است بانک‌ها ابلاغیه رسمی بانک مرکزی را نادیده بگیرند و هیچ برخورد فوری و بازدارنده‌ای هم با آن‌ها صورت نگیرد؟ اگر قرار است مصوبات بانک مرکزی توسط بانک‌ها اجرا نشود، اساساً شأن نظارتی این نهاد در کجای نظام بانکی تعریف می‌شود؟

    نکته تأسف‌بارتر این است که با وجود تذکرها و گزارش‌های تابناک، نه بانک‌ها پاسخ روشنی دادند و نه بانک مرکزی در زمان مناسب واکنش مؤثری نشان داد. سکوت و انفعال نهاد ناظر در برابر این تخلف، این شائبه را برای مردم تقویت کرد که گویا منافع بانک‌ها بر حقوق مردم ترجیح داده شده است.

    در نهایت، تنها چند روز مانده به پایان مهلت اجرای مصوبه، بانک مرکزی در ۵ اردیبهشت ناچار شد بار دیگر بر اجرای همان بخشنامه تأکید کند و از بانک‌ها بخواهد که با توجه به شرایط پیش‌آمده، از اقشار مختلف جامعه حمایت کنند. این تأکید دیرهنگام، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، اعترافی تلخ به تعلل نظارتی در ماه‌های گذشته است. اگر قرار بود بانک‌ها از ابتدا مطابق قانون عمل کنند، اساساً چه نیازی به تکرار و یادآوری دوباره بود؟

    بانک مرکزی در ۱۹ اردیبهشت نیز اعلام کرد که ۹ بانک و مؤسسه اعتباری، این بخشنامه را به‌صورت کامل و سیستمی اجرا کرده‌اند و سایر بانک‌ها هم مبالغ کسرشده را به‌تدریج بازمی‌گردانند. اما این ادعا در حالی مطرح می‌شود که شواهد و مستندات موجود نشان می‌دهد برخی از همین بانک‌ها، عملاً جریمه دیرکرد را از حساب مشتریان برداشت کرده‌اند و تاکنون هم بازپرداختی در کار نبوده است.

    پولی که به زور از مردم گرفته شد

    حتی اگر بپذیریم که قرار است این مبالغ بعداً به حساب مردم بازگردد، اصل مسئله پابرجاست: چه کسی به بانک‌ها اجازه داده است ابتدا برخلاف مصوبه رسمی، از حساب مردم برداشت کنند و بعد، هر زمان که خواستند، آن را برگردانند؟ آیا اگر یک مشتری، به همین شیوه، مبلغی را بدون مجوز از منابع بانک بردارد و چند هفته بعد بازگرداند، بانک‌ها چنین رفتاری را تحمل می‌کنند؟ روشن است که پاسخ منفی است. پس چرا این بی‌انضباطی مالی وقتی از سوی بانک‌ها رخ می‌دهد، با چنین تساهلی مواجه می‌شود؟

    این ماجرا تنها یک خطای اجرایی ساده نیست؛ بلکه نمونه‌ای آشکار از ضعف نظارت، بی‌مسئولیتی بانکی و تضییع حقوق مردم است. کمترین انتظار آن است که بانک مرکزی به‌جای انتشار اطلاعیه‌های کلی، به‌صورت شفاف اعلام کند:

    • کدام بانک‌ها دقیقاً مرتکب تخلف شده‌اند؛
    • چه میزان جریمه دیرکرد به‌صورت غیرقانونی از مردم دریافت شده است؛
    • این مبالغ در چه تاریخی و به چه شکلی بازگردانده خواهد شد؛
    • و مهم‌تر از همه، چه برخوردی با بانک‌های متخلف انجام شده است.

    مردم حق دارند بدانند در نظام بانکی کشور، قانون برای همه یکسان اجرا می‌شود یا تنها برای مردم ضمانت اجرا دارد و بانک‌ها از آن مستثنا هستند؟ اکنون افکار عمومی منتظر پاسخ روشن و اقدام عملی است؛ نه وعده‌های مبهم، نه اطلاعیه‌های تکراری و نه گزارش‌هایی که در میدان عمل اثری از آن‌ها دیده نمی‌شود.

  • بانک‌های ایرانی در محاصره

    بانک‌های ایرانی در محاصره

    به گزارش اقتصادران، تصور کنید میلیاردها دلار در حال جابه‌جایی هستند اما هیچ ناظری آنها را نمی‌بیند و هیچ قرارداد رسمی بر آنها نظارت ندارد. این دقیقا وضعیتی است که نظام بانکی ایران در شرایط تحریم تجربه می‌کند. بانک‌ها، با شبکه‌های مالی جهانی قطع ارتباط شدند و بسیاری از عملیات مرسوم بین‌المللی غیرممکن شده است. در چنین شرایطی نظام مالی سایه یا شبکه‌های پنهان مالی شکل گرفتند؛ شبکه‌هایی که میلیاردها دلار را از مسیرهای غیررسمی عبور می‌دهند تا تجارت خارجی و جریان‌های ارزی ادامه یابد. براساس گزارش رسمی وزارت خزانه‌داری آمریکا، تنها در سال‌۲۰۲۴ حدود ۹‌میلیارددلار فعالیت مالی از طریق این شبکه‌ها شناسایی شده است. این عدد نشان می‌دهد که بخش مهمی از اقتصاد کشور به‌صورت غیررسمی مدیریت می‌شود و بانک‌های رسمی با محدودیت‌های گسترده مواجهند.

    همزمان دارایی‌های ایران در خارج از کشور به دلیل تحریم‌های پیوسته مسدود شدند و رقم تخمینی آن بیش از ۱۰۰‌میلیارددلار است. این محدودیت‌ها نه‌تنها توان دولت و بانک مرکزی در تامین مالی را کاهش داده بلکه توان رقابت بانک‌های ایرانی در سطح منطقه‌ای را نیز محدود کرده است.

    مقایسه با کشورهای خلیج فارس نشان می‌دهد که تنها بانک‌های بزرگ این منطقه بیش از ۵/۳‌تریلیون‌دلار دارایی دارند و از شبکه‌های بین‌المللی آزادانه استفاده می‌کنند.

    باوجود این چالش‌ها، ایران همچنان ظرفیت‌های قابل‌توجهی دارد. بانکداری اسلامی، تحول دیجیتال و شبکه‌های فین‌تک می‌توانند به‌عنوان فرصت‌هایی برای بازسازی جایگاه نظام بانکی در منطقه عمل کنند اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: در این شرایط دشوار ایران چگونه می‌تواند بین فشار تحریم‌ها و فرصت‌های اقتصادی تعادل برقرار کند؟ این گزارش با تحلیل دقیق داده‌ها و بررسی سناریوهای محتمل تلاش می‌کند پاسخی به این پرسش ارائه دهد و نشان دهد که چگونه نظام بانکی و شبه‌بانکی کشور مسیر خود را در آینده اقتصادی منطقه پیدا خواهد کرد.

    بانک‌های ایرانی در حصار تحریم: چه کسی سود می‌برد؟

    قطع ارتباط بانک‌های ایرانی با شبکه‌های بین‌المللی سوئیفت و سایر کانال‌های رسمی تحولی بزرگ در نظام مالی کشور ایجاد کرده است. محدودیت‌های ناشی از تحریم، بانک‌ها را از انجام معاملات ارزی معمول باز داشته و جریان سرمایه و صادرات را به مسیرهای غیررسمی هدایت کرده است. براساس گزارش‌های معتبر حجم دارایی‌های بانک‌های ایران در سال‌۲۰۲۳ حدود ۲۶‌هزارمیلیارد ریال ثبت شده؛ رقمی که با تغییرات نرخ ارز و نوسانات اقتصادی داخلی، قدرت عمل بانک‌ها را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

    اثر این محدودیت‌ها تنها محدود به بانک‌ها نیست. تامین مالی تجارت خارجی، خرید مواد اولیه و سرمایه‌گذاری‌های خارجی نیز به شدت محدود شده و بسیاری از پروژه‌های اقتصادی با تاخیر یا توقف مواجه شدند. بانک‌ها مجبور شدند برای حفظ گردش مالی، به شبکه‌های موازی و سیستم‌های جایگزین روی بیاورند. این شبکه‌ها اگرچه نقش حیاتی در استمرار فعالیت‌های اقتصادی دارند اما ریسک‌های بالایی از نظر شفافیت، پولشویی و اعتبار بین‌المللی ایجاد می‌کنند.

    در چنین شرایطی هر تصمیم سیاستی در بانک مرکزی اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. مدیریت نقدینگی، کنترل تورم و هدایت منابع به بخش‌های تولیدی در حالی که ابزارهای بین‌المللی محدود شدند چالش بزرگی برای نهادهای مالی ایجاد کرده است. در نهایت قطع ارتباط با سیستم بانکی جهانی نه‌تنها فشار اقتصادی را افزایش بلکه بانک‌ها را به سمتی سوق داده که برای ادامه فعالیت، به ابتکار و انعطاف بالایی نیاز دارند.

    میلیاردهادلار بدون امضا؛ داستان شبکه‌های مالی پنهان

    با محدودشدن دسترسی بانک‌های رسمی ایران به سیستم‌های بین‌المللی شبکه‌های مالی پنهان یا بانکداری سایه جایگزین آنها شدند. این شبکه‌ها شامل صرافی‌های خارج از کشور، شرکت‌های پوششی و شبکه‌های ارزی غیررسمی است که جریان‌های مالی را مدیریت می‌کنند. براساس گزارش وزارت خزانه‌داری آمریکا، تنها در سال۲۰۲۴ حدود ۹‌میلیارددلار از این طریق جابه‌جا شده است.

    این شبکه‌ها نقش مهمی به‌ویژه در انتقال درآمدهای نفتی و پتروشیمی در حفظ تجارت خارجی ایران ایفا کردند. باوجود این فعالیت در چنین شبکه‌هایی همواره با ریسک‌های جدی همراه است. فقدان شفافیت و نظارت، احتمال سوءاستفاده و پولشویی را افزایش داده و واکنش‌های بین‌المللی نسبت به این فعالیت‌ها را تشدید کرده است.

    در عین حال این شبکه‌ها نشان‌دهنده انعطاف و ابتکار بانک‌ها و فعالان اقتصادی ایران است. در شرایطی که محدودیت‌ها و تحریم‌ها مانع فعالیت رسمی شدند استفاده از مسیرهای غیررسمی، امکان ادامه جریان اقتصادی را فراهم کرده است. این پدیده هم فرصت و هم ریسک است و تصویر روشنی از پیچیدگی اقتصاد ایران در شرایط تحریم ارائه می‌دهد.

    چشم‌انداز روشن یا دورنمای تاریک؟ آینده بانکداری ایران

    آینده نظام بانکی ایران میان دو مسیر روشن و تاریک حرکت می‌کند: در یک سو ظرفیت‌های داخلی وجود دارد. بانکداری اسلامی که ایران در سطح جهانی سهم قابل‌توجهی در آن دارد، رشد خدمات دیجیتال و شبکه‌های فین‌تک که می‌تواند کارایی بانک‌ها را افزایش دهد و امکان رقابت منطقه‌ای را فراهم کند. از سوی دیگر محدودیت‌های بین‌المللی و تحریم‌های پیوسته دسترسی بانک‌ها به منابع جهانی و جریان سرمایه را محدود کردند و ریسک‌های مالی و اقتصادی را افزایش داده است.

    براساس داده‌های رسمی دارایی‌های نظام بانکی ایران در سال‌۲۰۲۳ حدود ۲۶‌هزارمیلیاردریال بوده در حالی که بانک‌های بزرگ منطقه به‌ویژه در حوزه خلیج فارس بیش از ۵/۳‌تریلیون‌دلار دارایی دارند. این اختلاف اندازه و دسترسی محدودیت قابل‌توجهی برای رقابت بانک‌های ایرانی ایجاد کرده است. همزمان شبکه‌های مالی پنهان و بانکداری سایه حدود ۹‌میلیارددلار فعالیت مالی در سال ۲۰۲۴ داشتند که بخشی از جریان‌های اقتصادی را حفظ کرده اما با ریسک‌های شفافیت و نظارت همراه است.

    درچنین‌شرایطی سناریوهای مختلف برای آینده بانکداری ایران قابل تصور است. درصورت کاهش تحریم‌ها یا دسترسی محدود به شبکه‌های مالی بین‌المللی بانک‌ها می‌توانند به تدریج توان رقابتی خود را افزایش دهند و سرمایه خارجی جذب کنند اما اگر محدودیت‌ها ادامه یابد بخش بزرگی از فعالیت اقتصادی به شبکه‌های غیررسمی منتقل خواهد شد و بانک‌ها مجبور به انعطاف و خلاقیت بیشتر خواهند بود.

    اقتصاددانان و تحلیلگران تاکید می‌کنند که سرمایه‌گذاری در فناوری‌های دیجیتال شفاف‌سازی فرآیندها و تقویت بانکداری اسلامی، مسیرهای مناسبی برای ارتقای جایگاه نظام بانکی در منطقه هستند. آینده بانکداری ایران نه‌تنها به تحولات بین‌المللی بلکه به توانایی داخلی برای اصلاح ساختارها و مدیریت ریسک وابسته است.

    رقابت نامتقارن؛ بانک‌های ما دربرابر بانک‌های منطقه

    مقایسه نظام بانکی ایران با بانک‌های کشورهای همسایه نشان می‌دهد که رقابت منطقه‌ای یک‌نبرد نامتقارن است. بانک‌های بزرگ حوزه خلیج فارس ازجمله در عربستان و امارات دارایی‌های کلانی در حدود چندصدمیلیارد تا تریلیون دلار داشته و دسترسی آزاد به شبکه‌های مالی بین‌المللی، ابزارهای سرمایه‌گذاری و بازارهای جهانی دارند. درمقابل بانک‌های ایرانی با تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی مواجهند و بسیاری از پروژه‌های بزرگ نمی‌توانند از منابع خارجی بهره ببرند.

    باوجود این بانک‌های ایرانی توانستند با شبکه‌های مالی سایه و روش‌های جایگزین جریان سرمایه را حفظ کنند و فعالیت‌های اقتصادی را ادامه دهند. شبکه‌هایی که براساس گزارش‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا در سال‌۲۰۲۴ حدود ۹‌میلیارددلار گردش مالی داشتند. این شبکه‌ها اگرچه در مقیاس بزرگ بانک‌های منطقه نیستند اما نشان‌دهنده انعطاف و ابتکار عملیاتی بانک‌ها و فعالان اقتصادی ایران هستند.

    رقابت نامتقارن همچنین از نظر فناوری و بانکداری دیجیتال مشاهده می‌شود. بانک‌های منطقه به‌سرعت در حال توسعه خدمات دیجیتال و بانکداری الکترونیک هستند در حالی که بانک‌های ایرانی با محدودیت‌های فناوری و سرمایه مواجهند. با این حال سرمایه‌گذاری در فناوری داخلی و بانکداری اسلامی می‌تواند بخشی از این فاصله را کاهش دهد و امکان رقابت با بانک‌های منطقه‌ای را فراهم کند.

    در نهایت مقایسه نشان می‌دهد که بانک‌های ایرانی نیازمند بهبود ساختاری، شفافیت بیشتر و توسعه ظرفیت‌های داخلی هستند تا بتوانند با رقبای بزرگ منطقه‌ای تعامل داشته باشند و از فرصت‌های اقتصادی موجود بهره‌مند شوند.

    دارایی‌های منجمد، فرصت‌های ازدست‌رفته

    یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نظام بانکی ایران دارایی‌های مسدود خارج از کشور است. براساس گزارش‌ها این دارایی‌ها بیش از ۱۰۰‌میلیارددلار تخمین زده شدند و شامل سپرده‌های ارزی، درآمد نفت و دارایی‌های مالی و ملکی است. این محدودیت‌ها موجب کاهش توان دولت و بانک مرکزی در تامین مالی پروژه‌ها، حمایت از بانک‌ها و سرمایه‌گذاری در بخش‌های تولیدی شده است.

    مسدودبودن دارایی‌ها نیز فرصت‌های اقتصادی را محدود کرده است. بانک‌ها نمی‌توانند از منابع خارجی برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بزرگ داخلی و بین‌المللی استفاده کنند و بسیاری از قراردادهای خارجی به تاخیر افتادند. در نتیجه بخشی از ظرفیت اقتصادی کشور به دلیل محدودیت دسترسی به منابع خارج از ایران بلااستفاده مانده است.

    در این میان شبکه‌های مالی پنهان و روش‌های جایگزین توانستند بخشی از این خلأ را پر کنند اما همچنان ریسک بالای فعالیت غیررسمی، شفافیت محدود و احتمال تحریم‌های بین‌المللی این مسیر را پرخطر می‌کند. این شرایط نشان می‌دهد که دارایی‌های منجمد نه‌تنها محدودیت مالی ایجاد می‌کنند بلکه توان رقابتی بانک‌ها در سطح منطقه را نیز کاهش می‌دهند و فرصت‌های توسعه اقتصادی را محدود می‌کنند.

    با اصلاح ساختارهای داخلی، شفاف‌سازی فعالیت‌ها و بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال بخشی از این محدودیت‌ها می‌تواند مدیریت شود اما بدون بازگشت دسترسی به منابع جهانی، بانک‌ها همچنان با محدودیت‌های جدی مواجه خواهند بود.

     

  • دهن‌کجی بانک‌ها به بانک مرکزی! / وقتی مردم مجبورند بین «نان شب» و «اقساط بانکی» یکی را انتخاب کنند!

    دهن‌کجی بانک‌ها به بانک مرکزی! / وقتی مردم مجبورند بین «نان شب» و «اقساط بانکی» یکی را انتخاب کنند!

    به گزارش اقتصادران، در تلاطم روز‌هایی که سایه سنگین بحران و جنگ بر سر سفره‌های مردم نشسته است، وضعیت اقتصادی بیش از آنکه با نمودار‌ها و شاخص‌ها سنجیده شود، با توان تحمل شهروندان سنجیده می‌شود.

    نهاد‌های مالی و پولی در هر سرزمینی نیز در لحظات سرنوشت‌ساز ملی آزموده می‌شوند. این نهاد‌ها یا به عنوان سنگ صبور و تکیه‌گاه معیشت مردم، یا به مثابه ساختار‌هایی صلب و بی‌تفاوت که در اوج سختی، تنها به صیانت از ترازنامه‌های خویش می‌اندیشند؛ در یاد‌ها می‌مانند.

    امروز که فشار مضاعف شرایط جنگی، نبض کسب‌وکار‌های خرد را به شماره انداخته و خانواده‌ها را در تنگنای انتخابی دشوار میان نان شب و پرداخت اقساط بانکی قرار داده است، انتظار می‌رفت نظام بانکی ایران، فارغ از شعار‌های همیشگی، یار مردم باشد نه بار خاطر.

    رفتار‌های اخیر شبکه بانکی، اما حاکی از بی‌اعتنایی آشکار به فرامین حمایتی و بیانگر یک حقیقت تلخ است؛ گویی در قاموس برخی بانکداران، «بحران» نه مجالی برای همدلی، که فرصتی برای فشردن بیشتر گلوی وام‌گیرندگانی است که در این آشفته بازار ایران، تنها و بی‌سنگر رها شده‌اند.

    در این روز‌ها که نبض اقتصاد زیر ضرب‌آهنگ فشار‌های ناشی از جنگ به شماره افتاده است، انتظار می‌رفت نظام بانکی به عنوان قلب تپنده اقتصاد کشور، پناهگاهی برای آلام مالی مردم باشد. اما آنچه در ماه‌های اخیر و در پی صدور بخشنامه‌های نمایشی بانک مرکزی رخ داد، حکایتی تلخ از شکاف عمیق میان وعده‌های حاکمیتی و واقعیت‌های شعب بانکی است. چناچه مردم زیر بار تورم و التهاب بازار کمر خم کرده‌اند، اما بانک‌ها در برج‌های عاج خود، تنها به ترازنامه‌هایی می‌اندیشند که با جریمه‌های ناعادلانه رنگین شده است.

    بی‌اعتنایی بانک‌ها به بخشنامه بانک مرکزی

    بانک مرکزی با هیاهوی بسیار اعلام کرد که از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ تا پایان اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، جریمه دیرکرد اقساط وام‌های تا سقف ۷۰۰ میلیون تومان بخشیده خواهد شد. این تصمیم که به عنوان یک بسته حمایتی در شرایط اضطراری جنگی مطرح شد، قرار بود مرهمی موقت بر زخم‌های معیشتی خانوار‌ها و کسب‌وکار‌های خرد باشد. اما گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که این بخشنامه، فرسنگ‌ها با مرحله اجرا فاصله دارد.

    بانک‌ها، حتی آنها که پسوند «دولتی» را یدک می‌کشند و وظیفه‌ای ذاتی در اجرای سیاست‌های حمایتی دولت دارند، در عمل کمترین اعتنایی به این مصوبه نداشته‌اند. این تضاد آشکار میان حرف و عمل نظام بانکی، چیزی جز استهزای اعتماد عمومی نیست.

    نظام بانکی ایران؛ سردتر از لیبرال‌ترین اقتصاد‌های جهان

    مقایسه عملکرد بانک‌های ایران در دوران بحران، با نظام‌های مالی در دیگر نقاط جهان حاکی از واقعیتی تاسف‌آور است چراکه حتی در لیبرال‌ترین اقتصاد‌های دنیا که سودمحوری اصل نخست آنهاست، در زمان وقوع بلایای طبیعی، پاندمی‌ها یا جنگ، سازوکار‌های حمایتی از حالت اختیاری به تکلیفی گریزناپذیر تبدیل می‌شوند. در بسیاری از کشورها، تعویق بدون جریمه اقساط و حتی بخشودگی بخشی از سود تسهیلات در دوران جنگ، به عنوان یک ضرورت برای حفظ ثبات اجتماعی و بقای سرمایه انسانی تلقی می‌شود.

    با این حال، در کشور ما که نظام بانکی مدعی پایبندی به اصول اخلاقی و اسلامی است، در سخت‌ترین دوران زندگی مردم به آنها رحم نمی‌کند! آنها نه تنها جریمه‌ها را نبخشیدند، بلکه با تهدید به کسر از حساب ضامن و ارسال گزارش منفی به شرکت‌های اعتبارسنجی، فشار روانی مضاعفی را بر دوش مردمی گذاشتند که خود درگیر فشار‌های ناشی از شرایط جنگی هستند.

    تیغ تیز تهدید بر گلوی ضامنان؛ گروگان‌گیری به سبک بانکی

    گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی بانک‌ها به جای همراهی با مصوبه بانک مرکزی، اولتیماتوم‌های شدیدی را به مشتریان ابلاغ کرده‌اند. تقاضا برای تسویه کامل اقساط تا پایان فروردین‌ماه، آن هم با احتساب تمام جریمه‌های دیرکرد، دهن‌کجی آشکاری به بسته حمایتی دولت است. تهدید به کسر وجه از حساب ضامنان، که اغلب از میان دوستان و بستگان نزدیک وام‌گیرندگان و خود از قشر آسیب‌دیده جامعه هستند، اوج بی‌اخلاقی حرفه‌ای را به تصویر می‌کشد.

    این رفتار البته ریشه در یک مشکل ساختاری کهنه دارد؛ نبود نظارت مؤثر. زمانی که بانک مرکزی بخشنامه‌ای صادر می‌کند، اما هیچ ابزار تنبیهی برای بانک‌های سرکش در نظر نمی‌گیرد، عملاً چراغ سبزی برای نادیده گرفتن حقوق مردم صادر کرده است. این بی‌انضباطی پیش‌تر در ماجرای وام‌های تکلیفی با یک ضامن نیز دیده شده بود؛ جایی که بانک‌ها با وضع قوانین خودساخته، عملاً اجرای قانون را غیرممکن کردند.

    اعتبارسنجی؛ ابزاری برای تنبیه به جای تشویق

    در حالی که سیستم اعتبارسنجی باید ابزاری برای تسهیل امور بانکی و شناسایی مشتریان خوش‌حساب باشد، در دوران اخیر به ابزاری برای تهدید و ارعاب تبدیل شده است. بانک‌ها با تهدید به ثبت گزارش منفی در پرونده اعتباری افرادی که به دلیل شرایط قهری جنگ و اختلال در کسب‌وکار موفق به پرداخت به موقع اقساط نشده‌اند، آینده مالی شهروندان را به گروگان گرفته‌اند.

    این برخورد حذفی با مشتریانی که سال‌ها با سود‌های کلان، هزینه‌های جاری بانک‌ها را تامین کرده‌اند، نشان‌دهنده نگاهی ابزاری و غیرانسانی به مقوله بانکداری است. در شرایطی که مردم انتظار داشتند بانک‌ها در کنارشان بایستند، آنها را در مقابل خود یافتند؛ گویی بانک‌ها نه بخشی از پیکره این مرز و بوم، که نهاد‌هایی بیگانه هستند که تنها در زمان سود با مردم شریک‌اند و در زمان سختی، اولین کسانی هستند که پشت آنها را خالی می‌کنند.

    ضرورت جراحی در نظارت و بازگشت به اخلاق پولی

    آنچه امروز در شبکه بانکی کشور می‌گذرد، فراتر از یک تخلف اداری است؛ این یک بحران اخلاقی و اجتماعی است که ریشه‌های اعتماد عمومی به نظام اجرایی را می‌خشکاند. بخشنامه‌هایی که تنها برای مصرف رسانه‌ای صادر می‌شوند و در ویترین شعبه‌ها خاک می‌خورند، نه تنها باری از دوش مردم برنمی‌دارند، بلکه با ایجاد امید کاذب، سرخوردگی ملی را تشدید می‌کنند.

    وقت آن رسیده است که نهاد‌های نظارتی، از مجلس شورای اسلامی گرفته تا بازرسی بانک مرکزی، از حالت انفعال خارج شوند. باید پرسید چرا بانک‌های دولتی که با سرمایه همین مردم اداره می‌شوند، پیشگام در نقض مصوبات حمایتی هستند؟ جریمه‌هایی که قرار بود بخشیده شود، اکنون به نمادی از بی‌عدالتی تبدیل شده است. اگر قرار است بخشنامه‌ها اجرا نشوند، اعلام آنها چیزی جز پاشیدن نمک بر زخم مردم نیست. نظام بانکی باید بداند که بقای آن در گرو بقای مشتریانش است؛ و اگر امروز در روز‌های سخت جنگ، دست مردم را نگیرد، فردا در روز‌های صلح، جایی در دل‌های این مردم نخواهد داشت.

  • نحوه فعالیت بانک‌های ایران از ۲۲ فروردین ماه تا اطلاع ثانوی

    نحوه فعالیت بانک‌های ایران از ۲۲ فروردین ماه تا اطلاع ثانوی

    به گزارش اقتصادران، شورای هماهنگی بانکها اعلام کرد: حسب اطلاعیه سازمان اداری و استخدامی کشور، از روز شنبه ۲۲ فروردین ماه ۱۴۰۵ تا اطلاع ثانوی، ۱۰۰ درصد شعب بانک‌ها در کل کشور و واحد‌های ستادی بانک‌ها در تهران، با در نظر گرفتن ملاحظات زیر فعالیت خواهند داشت.

    مدیران عامل بانک‌ها در این ایام می‌توانند از آیین نامه دورکاری با در اولویت قرار دادن افراد معلول، بانوان به ویژه بانوان باردار یا دارای فرزند معلول یا فرزند شش ساله و کمتر و کارکنان دارای بیماری خاص با هماهنگی استانداران هر استان استفاده نمایند.

    براین اساس، استانداران نیز در چارچوب همین بخشنامه اختیار دارند درخصوص نحوه فعالیت دستگاه‌های اجرایی و تعداد کارکنانی که الزاماً باید به صورت حضوری ارائه خدمت نمایند، متناسب با شرایط استان، تصمیم گیری کنند؛ بنابراین مصوبات و تصمیمات استانداری‌ها در سراسر کشور ملاک عمل خواهد بود.

    ساعت پذیرش مشتریان در طول هفته طبق روال عادی از ساعت ۷:۳۰ الی ۱۳:۳۰ و پنجشنبه‌ها از ساعت ۷:۳۰ الی ۱۲:۳۰ خواهد بود.

  • وضعیت فعالیت بانک‌ها تا پایان هفته

    وضعیت فعالیت بانک‌ها تا پایان هفته

    به گزارش اقتصادران، همزمان با وضعیت جنگی و حملات آمریکا و اسرائیل جنایتکار به کشورمان سیستم بانکی تدابیر لازم را برای ارائه خدمات به مردم به کارگرفته است.

  • نحوه فعالیت بانک‌ها در پایتخت اعلام شد

    نحوه فعالیت بانک‌ها در پایتخت اعلام شد

    به گزارش اقتصادران، شورای هماهنگی بانک ها اعلام کرد: ۱۰ اسفند ماه ، ۵۰ درصد شعب بانک ها که اسامی آنها در وبسایت اطلاع رسانی بانک ها ذکر شده به همراه ۵۰ درصد نیروهای واحدهای فنی و پشتیبان ستادی، به منظور خدمت رسانی به امور ضروری مشتریان، دایر هستند.

    از مشتریان بانک ها انتظار می رود، حتی المقدور از خدمات غیر حضوری و برخط بانک ها استفاده کنند.

  • ایرانی ها چقدر پول در بانک‌ها دارند؟

    ایرانی ها چقدر پول در بانک‌ها دارند؟

    به گزارش اقتصادران، بررسی آمار رسمی شبکه بانکی کشور از مانده سپرده‌ها و تسهیلات استان‌ها تا پایان آذرماه ۱۴۰۴ نشان می‌دهد تمرکز منابع مالی در چند استان محدود، به‌ویژه تهران، همچنان یکی از ویژگی‌های اصلی نظام بانکی ایران است؛ تمرکزی که هم در جذب سپرده‌های مردم و هم در پرداخت تسهیلات بانکی دیده می‌شود و پیامدهای مستقیمی برای توازن منطقه‌ای اقتصاد کشور دارد.

    بر اساس این آمار، مجموع مانده سپرده‌های بانکی کشور تا پایان آذر ۱۴۰۴ به حدود ۱۷ هزار و ۴۲۵ همت تومان رسیده است. در این میان، استان تهران با مانده سپرده‌ای معادل ۱۰ هزار و ۱۴۷ همت تومان، به‌تنهایی بیش از ۵۸ درصد کل سپرده‌های بانکی کشور را در اختیار دارد. به بیان دیگر، از هر ۱۰ تومان سپرده مردم در شبکه بانکی، نزدیک به ۶ تومان آن در بانک‌های مستقر در تهران متمرکز شده است.

    پس از تهران، اصفهان با حدود ۷۵۵ همت تومان، خراسان رضوی با ۶۶۴ همت تومان و فارس با ۵۷۵ همت تومان در رتبه‌های بعدی قرار دارند. اگرچه این استان‌ها نیز سهم قابل توجهی از منابع بانکی را جذب کرده‌اند، اما فاصله آن‌ها با تهران به‌قدری زیاد است که عملاً یک تمرکز کم‌سابقه منابع مالی در پایتخت شکل گرفته است.

    در مقابل، استان‌های انتهای جدول سپرده‌ها فاصله‌ای معنادار با استان‌های برخوردار دارند. کهگیلویه و بویراحمد با حدود ۴۶ همت تومان، ایلام با ۵۱ همت تومان و خراسان شمالی با ۵۶ همت تومان، کمترین مانده سپرده بانکی را تا پایان آذر ۱۴۰۴ به خود اختصاص داده‌اند. مقایسه این ارقام نشان می‌دهد اختلاف میان استان اول و آخر جدول سپرده‌ها به بیش از ۲۰۰ برابر می‌رسد؛ شکافی که از یک تفاوت طبیعی اقتصادی فراتر رفته و به یک نابرابری ساختاری تبدیل شده است.

    این تمرکز شدید، تنها به سپرده‌ها محدود نمی‌شود. داده‌های تسهیلات بانکی نیز نشان می‌دهد بخش عمده وام‌ها و اعتبارات پرداختی شبکه بانکی در همان استان‌هایی توزیع شده که بیشترین سپرده را در اختیار دارند.

    به عبارت دیگر، استان‌هایی که منابع بیشتری جذب می‌کنند، سهم بالاتری هم از تسهیلات می‌برند و استان‌های کم‌برخوردار، با وجود سپرده‌گذاری مردم، در دریافت وام و اعتبار بانکی در حاشیه قرار می‌گیرند.

    در چنین شرایطی، نسبت تسهیلات به سپرده در بسیاری از استان‌های کم‌برخوردار پایین‌تر از متوسط کشور است؛ موضوعی که نشان می‌دهد بخشی از پولی که مردم این استان‌ها در بانک‌ها سپرده‌گذاری کرده‌اند، عملاً در همان استان به وام، سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال تبدیل نمی‌شود. در مقابل، استان‌هایی مانند تهران، علاوه بر تمرکز سپرده‌ها، در جذب تسهیلات نیز دست بالا را دارند و همین مسئله، چرخه تمرکز منابع را تقویت می‌کند.

    تمرکز هم‌زمان سپرده و تسهیلات در چند استان محدود، پیامدهای مستقیمی برای اقتصاد محلی استان‌های محروم دارد؛ از محدود شدن دسترسی بنگاه‌های کوچک و متوسط به منابع مالی گرفته تا کند شدن روند توسعه و افزایش مهاجرت نیروی کار. به این ترتیب، شبکه بانکی به‌جای ایفای نقش ابزار تعادل‌بخش منطقه‌ای، به مسیری برای انتقال منابع از استان‌های کم‌برخوردار به استان‌های برخوردار تبدیل شده است.

    مجموع این آمارها تا پایان آذر ۱۴۰۴، یک پرسش جدی را پیش‌روی سیاست‌گذاران پولی و بانکی قرار می‌دهد: وقتی بیش از نیمی از سپرده‌های بانکی کشور در تهران متمرکز شده و تسهیلات نیز عمدتاً در همان مسیر توزیع می‌شود، سهم واقعی استان‌های محروم از منابع بانکی چیست و چه زمانی این چرخه نابرابر اصلاح خواهد شد؟

  • خودداری آشکار بانک‌ها از پرداخت تسهیلات مسکن به مردم

    خودداری آشکار بانک‌ها از پرداخت تسهیلات مسکن به مردم

    به گزارش اقتصادران، عضو کمیسیون عمران مجلس گفت: بانک‌ها آشکارا از پرداخت تسهیلات مسکن طبق قانون جهش تولید خودداری می‌کنند.

    علیرضا نثاری گفت: بانک مرکزی نیز نه تنها نظارتی بر عملکرد بانک‌ها ندارد، بلکه حتی به دستور مستقیم رئیس‌جمهور نیز عمل نمی‌کند.

    وی افزود: بررسی‌های کمیسیون عمران نشان می‌دهد میزان تعهدات پرداخت‌نشده بانک‌ها بالغ بر ۲۰۰ هزار میلیارد تومان است. این امر اجرای قانون جهش تولید مسکن را با مشکل جدی مواجه کرده است.