برچسب: بازنشستگان

  • جفای دولت رئیسی در حق کارگران / از آمار‌سازي، جعل عدد، قانون‌گريزي شوراي عالي كار تا قراردادن کارگران ایرانی برابر تبعه افغان

    جفای دولت رئیسی در حق کارگران / از آمار‌سازي، جعل عدد، قانون‌گريزي شوراي عالي كار تا قراردادن کارگران ایرانی برابر تبعه افغان

    به گزارش اقتصادران، سه روز از برگزاري دور دوم انتخابات رياست‌جمهوري چهاردهم گذشته و در اين سه روز، تجمعات كارگران معترض در شهرهاي مختلف كشور و همچون روزهاي هفته‌هاي قبل همچنان ادامه يافته است. كارگران پيمانكاري آبفاي رودبار براي سيزدهمين روز پياپي و در اعتراض به تداوم 8 ماهه پرداخت نشدن مزد و ناامني شغلي، دست از كار كشيده‌اند، بيش از 20 هزار كارگر پروژه‌اي در 123 شركت زيرمجموعه صنايع نفت و گاز در بوشهر و خوزستان و اصفهان، از پايان خرداد با تجمع اعتراضي خواستار لغو تبعيض‌هاي گسترده مزدي و رفاهي و قطع دست پيمانكاران از بدنه مشاغل كارگري شده‌اند، بازنشستگان كارگري در شهرهاي شوش و اهواز و كرمانشاه و تهران و اصفهان و دامغان و قائمشهر و كرمان، در اعتراض به ناكافي بودن مستمري‌ها به خيابان‌ها آمده‌اند و كارگران اخراجي پتروشيمي ايلام با تجمع اعتراضي خواستار بازگشت به كار شده‌اند .

    محور مشترك تمام تجمعات، اعتراض به تصميمات و سياستگذاري‌هاي دولت سيزدهم است اگرچه كه مسوولان وزارت كار مي‌گويند طي سه سال گذشته، هم دستمزد كارگران رشدي متناسب با نرخ تورم داشته و هم براي افزايش قدرت خريد كارگران و تامين معاش خانواده كارگري تصميمات بي‌نظيري اتخاذ شده و براي باورپذير شدن اين ادعا هم در يك محاسبه مبهم، عدد تجميعي 119 درصد رشد دستمزد بر اساس مصوبات سه سال اخير شوراي عالي كار را در برابر تجميع نرخ 120 درصدي تورم در همين بازه زماني قرار داده‌اند . با وجود اين ادعا اما گزارش‌هاي رسمي حكايت از آن دارد كه تورم كالاهاي خوراكي، مسكن، خدمات رفاهي، آموزش و درمان در دولت سيزدهم، عدد ثابت و يكساني نبوده در حالي كه دريافتي يك كارگر حتي در سال 1401 كه كارگران رشد 57 درصدي حداقل مزد داشتند هم يك رقم ثابت بوده است . دليل اصلي اعتراضات كارگران طي دو سال اخير همين است كه به دليل جا ماندن ميزان رشد دستمزد از تورم افزايشي، ناچار شده‌اند بسياري از هزينه‌ها و به خصوص، خدمات درماني (جز در مواردي كه پاي مرگ در ميان بوده) خدمات رفاهي (سفر، اوقات فراغت، پوشاك، تفريح، خريد كالاهاي فرهنگي و رفاهي) و حتي آموزش (غير از آموزش عمومي اجباري يا تحصيلات عالي در دانشگاه‌هاي دولتي و رايگان) را از سبد هزينه‌هاي خانوار حذف كنند و با حذف مواد غذايي مفيد اما گران‌قيمت مثل گوشت قرمز و ميوه، به سفره‌اي شكم سيركن، اما بي‌كيفيت رضايت داده‌اند .

    در اين سه سال، ناتواني از پرداخت اجاره مسكن به دليل سبقت گرفتن ميزان افزايش اجاره‌ها از دستمزد كارگران و محقق نشدن وعده‌هاي كاغذي دولت سيزدهم درباره حل مشكل مسكن كارگري، بسياري از خانواده‌هاي كارگري را واداشت كه از منطقه سكونت خود به مناطق پايين‌تر و ارزان‌تر يا حتي حاشيه‌هاي آسيب‌زاي شهرها نقل مكان كنند تا از پس پرداخت اجاره‌اي كه بين 50 تا 70 درصد درآمد خانوار را مي‌بلعيد، بر بيايند . دولت سيزدهم در اين روزهاي پايان فعاليتش تلاش مي‌كند بهترين تصوير را از خود بسازد، اما حداقل براي جامعه كارگري ترسيم چنين تصويري ممكن نخواهد بود . گوش جامعه كارگري در اين سه سال با قول‌هايي پر شد كه حتي همين امروز هم در حد قول باقي مانده است؛ حذف پيمانكاران از بدنه كار، تعيين تكليف قراردادهاي موقت و حذف قراردادهاي غيرقانوني، ايجاد امنيت شغلي و رونق گرفتن سفره خانواده كارگري از جمله قول‌هاي دولت سيزدهم بود، اما همين امروز، هزاران كارگر در اعتراض به تداوم حضور پيمانكاراني كه حق كارگر خود را پايمال مي‌كنند، تجمعات اعتراضي به راه مي‌اندازند و در اين سه سال، تعديل و اخراج كارگران معترض با بهانه «اتمام قرارداد» ناامني شغلي را چنان توسعه داده كه امروز كارگر ايراني هر مشقتي را تحمل مي‌كند تا همين شغلي كه دارد را از دست ندهد و خانواده‌اش بي‌نان نمانند، چون مي‌داند كه هيچ پشتوانه و پشتيباني براي استيفاي حقوق از دست رفته‌اش ندارد . دستمزدي كه در سال جاري به كارگران پرداخت مي‌شود، محصول يك مصوبه يك طرفه است كه تا همين امروز فعالان كارگري، اين مصوبه را غيرقانوني مي‌دانند، چون امضاي نمايندگان كارگران را ندارد و به نفع گروه كارفرمايي تنظيم و ابلاغ شده است .

    روز 18 تير ماه و كمتر از 48 ساعت قبل، خبرگزاري ايلنا حرف‌هاي معاون وزارت كار را منتشر كرد كه به عنوان جديدترين خبر درباره مسكن كارگران گفته بود: «اسفند ۱۴۰۲ قرارگاه مسكن كارگري را با دستور وزير كار ايجاد كرديم. در هفته كارگر (ارديبهشت 1403) رييس‌جمهور دستور پيگيري مسكن كارگري را داد. قرار بر اين شد كه بانك‌هاي مربوطه و موسسات داراي امكان در اين زمينه پاي كار بيايند. شخص وزير كار يك نفر را مسوول حوزه مسكن كارگري قرار داد كه به عنوان مشاور وزير در اين حوزه عمل مي‌كند. تقسيم كاري در اين حوزه صورت گرفت كه بر اساس آن مشخص شود كه كدام دسته از كارفرمايان قصد دارند مسكن كارگري بسازند و موانع آن چيست. ما اين موانع را ليست كرديم. در برخي موارد مشكل زمين وجود دارد يا در تعامل با دستگاه‌ها متوجه شديم كه در برخي موارد مشكل تغيير كاربري زمين وجود دارد كه بايد براي ساخت مسكن كارگري حل شود. بايد مي‌ديديم تعاوني‌هاي مسكن كارگران در اين زمينه چه مشكلي دارند و به كارفرمايان و تعاوني‌هاي مسكن كارگري از سوي شركت‌هاي تابعه وزارت كار چه امكاناتي مي‌توانيم بدهيم و سهم بانك‌ها چقدر مي‌تواند باشد. اين موارد در مجموع بسته‌اي است كه براي تامين مسكن كارگري لازم بود و ما موارد اوليه آن را شناسايي و آماده‌سازي كرديم و جلسات قرارگاه‌ مسكن در هفته آينده ادامه خواهد داشت. اين موارد بايد حل شوند تا بتوانيم موضوع تغيير كاربري و اختصاص زمين را در نهايت حل كنيم. اصل زمين و تغيير كاربري و تامين مواد و مصالح، همگي مجموعه بسته‌اي هستند كه درباره پيشبرد هر كدام از آنها شخص وزير محترم در حال پيگيري هستند.»

    همين حرف‌ها تاييد مي‌كند كه برخلاف وعده‌هاي دولت سيزدهم، تا اسفند 1402 هيچ اقدام منجر به نتيجه عيني و عملي و ملموس در حوزه مسكن كارگري انجام نشده و بنابراين، تا امروز هيچ كارگري در خانه اعطايي از دولت ساكن نيست، بلكه اجاره كمرشكن را همچنان از دسترنج خودش پرداخت مي‌كند . امنيتي شدن فضاي اعتراض و انتقاد براي كارگران معترض و منفعل كردن تشكل‌هاي كارگري مستقل و مطالبه‌گر از ديگر اقداماتي بود كه در اين سه سال شاهد بوديم كه به تبع آن، امنيت شغلي كارگران هم پايمال شد و طبيعي است كه وقتي جامعه كارگري، نماينده مستقلي براي بيان اعتراضات و خواسته‌هاي خود نداشته باشد، حتما زمينه تضييع حقش مساعدتر مي‌شود . دولت چهاردهم قرار است با اين جامعه كارگري رودررو شود؛ جامعه‌اي كه در اين سه سال رنج فراواني بابت بي‌توجهي‌ها و محروميت‌ها متحمل شد. فرامرز توفيقي؛ فعال كارگري، عضو سابق گروه كارگري شوراي عالي كار و عضو سابق كميته دستمزد شوراي عالي كار، در گفت‌وگو با «اعتماد» علاوه بر نگاهي به مشكلات امروز جامعه كارگري كشور، راهكارهايي براي برون‌رفت از اين وضع به دولت چهاردهم و رييس‌جمهوري كه از اولين مناظره‌ها و تبليغات انتخاباتي، خود را مدافع محرومان و كارگران معرفي كرد، ارايه مي‌دهد .

    دولت چهاردهم، حدود دو ماه آينده فعاليت خود را آغاز مي‌كند. با توجه به مشكلاتي كه جامعه كارگري در دولت سيزدهم و به خصوص در دوره وزارت صولت مرتضوي تحمل كرد، دولت جديد با چه وضعيتي روبه‌رو است و چه گره‌هايي را بايد باز كند؟

    در 3 سال گذشته بزرگ‌ترين جفاها در حق خانواده كارگري و بازنشسته‌هاي كارگري صورت گرفت؛ آمار‌سازي، جعل عدد، قانون‌گريزي اعضاي دولتي شوراي عالي كار و به خصوص وزير كار و وزير اقتصاد، كمرنگ كردن نقش تشكل‌ها، ايجاد قهر بين كارگران و بدنه تشكل‌ها كه در نهايت به از بين رفتن هر چه بيشتر امنيت شغلي و فراموش شدن ماده 41 قانون كار و تعيين نشدن دستمزد مطابق قانون كار منجر شد، ادعاي غيرواقعي دولت درباره مسكن كارگري در حالي كه در اين زمينه هيچ اقدام جدي غير از چند بخشنامه و مصوبه بي‌نتيجه انجام نشد .

    اينها بخشي از مجموعه مشكلاتي است كه دولت سيزدهم براي جامعه كارگري ايجاد كرد. امروز كارگران و بازنشستگان كارگري بسيار رنجورند، بسيار سرخورده و بسيار دلخورند، چون در سال‌هاي قبل، احساس‌شان اين بود كه در نگاه دولت‌ها حكم فرزندخوانده را دارند، اما در اين سه سال، مصداق واقعي اين احساس را به عين ديدند . دولت سيزدهم در اين سه سال با آمار‌سازي مدعي ايجاد شغل و كاهش نرخ بيكاري و كاهش نرخ تورم و افزايش دستمزد متناسب با نرخ تورم شد در حالي كه هيچ كدام از اين ادعاها واقعيت نداشت. دولت سيزدهم قصد كرده بود به قراردادهاي سفيد امضا مشروعيت بدهد و به اسم پيش‌نويس اصلاحيه قانون، نسخه جراحي شده‌اي از قانون كار به مجلس داد كه اگر اين پيش‌نويس تصويب مي‌شد، قرارداد سفيد امضا به عنوان يك قرارداد قانوني در بازار كار رايج مي‌شد . با شرايطي كه دولت سيزدهم براي جامعه كارگري كشور ايجاد كرد، قطعا دولت آقاي پزشكيان براي بازگرداندن اعتماد به جامعه كارگري با دشواري‌هاي فراواني مواجه است در حالي كه به موازات چنين تلاشي بايد براي تامين امنيت شغلي و دستمزد واقعي و منصفانه كارگران هم اقدام كند . بايد در دولت چهاردهم مفهوم واقعي كار شايسته به درستي شناخته شود .

    مفهوم كار شايسته بايد از قالب سخنراني‌هاي از پيش طراحي شده و انتخاب شده‌اي كه وزرا و معاونان و افراد دست نشانده دولت در تشكل‌ها، هر سال در جلسات سازمان جهاني كار ILO مي‌گويند و البته حتي يك‌هزارم اين حرف‌ها در كشور اجرايي نمي‌شود، خارج شود . خواسته كارگران اين است كه حق اعتراض صنفي و حق كنشگري و پرسشگري صنفي به جامعه كارگري بازگردانده شود . خواسته كارگران اين است كه براي مسكن كارگري، به جاي وعده‌هاي ساختگي، اقدامات واقعي صورت بگيرد. كارگران خواستار احياي مواد 7 و ۴۱ و ۱۴۹ قانون كار و اصل 51 قانون اساسي هستند . اميدوارم دولت آقاي پزشكيان بتواند در راه تامين اين خواسته‌ها قدم بردارد و از اشتباهات 3 سال گذشته درس گرفته باشد، چون در سه سال گذشته، وزارت كار به جايگاه افراد سياسي، آن هم از يك طيف خاص و از دولت سايه تبديل شد كه اين افراد هم متاسفانه هيچ قدمي مطابق وظايف محول شده از سوي قوه مقننه و قانون اساسي برنداشتند، بلكه وزارت كار، فقط محلي بود براي تسويه حساب و انتصاب اعوان و انصار اين طيف سياسي.

    در اين سه سال، تپيكو (بزرگ‌ترين هلدينگ دارويي كشور متعلق به شستا) و شستا (شركت سرمايه‌گذاري تامين اجتماعي) به ‌شدت نابود شدند . تغيير چندباره مديران در تپيكو باعث شد كه تمام شركت‌هاي اين هلدينگ دچار مشكلات شديد شوند در حالي كه در گذشته نه چندان دور، تپيكو در راس هرم صنعت دارويي كشور بود، اما در اين سه سال متاسفانه نه تنها جايگاه و نقش‌آفريني‌اش را از دست داد، مديران سياسي در اين شركت‌ها منصوب شدند كه هيچ كدام، قامت و لباس متناسب با مديريت عامل يك شركت را نداشتند . نام كامل وزارت كار، وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي است، اما امروز چيزي به عنوان تعاون در اين وزارتخانه وجود ندارد و در حوزه رفاه هم شاهديم كه در اين وزارتخانه وظايف اصلي حوزه رفاه اجتماعي فراموش شده است .

    با آنچه در اين سه سال بر تامين اجتماعي گذشت، اگر وضع موجود ادامه پيدا مي‌كرد، صندوق تامين اجتماعي تا 5 سال ديگر ورشكست مي‌شد. من اميدوارم در دولت آقاي پزشكيان شاهد اتفاقات خوب باشيم و مسوولان جديد بتوانند دولت را براي پرداخت بدهي هنگفتش به اين صندوق مجاب كنند و البته لازم است كه اين بدهي با ارقام واقعي پرداخت شود نه اينكه همچون گذشته، براي تسويه بدهي‌ها، شركت‌هاي ورشكسته را به صندوق واگذار كنند يا حتي بدتر از آن، با عددسازي و رقم‌سازي و حرف‌هاي روي كاغذ بگويند كه دولت، طلب تامين اجتماعي را تسويه كرده است! دولت آقاي پزشكيان براي حل اين حجم مشكلات با دشواري‌هاي زيادي مواجه است و به جرات مي‌توانم بگويم كه در اين سه سال، به اندازه تمام سال‌هاي بعد از ۱۳۵۷ آوار بر سر كارگران و بازنشستگان ريخته شد و آقاي مرتضوي كه به مدت دو سال وزير كار دولت سيزدهم بود، متاسفانه معاوناني از طيف‌ها و نهادهاي سياسي و نظامي انتخاب كرد . در اين سه سال، سفره‌ها جمع شد، امنيت جمع شد، خانواده‌ها متلاشي شدند و جوانان ما يكي بعد از ديگري دست از كار كشيدند و توليد ناخالص ملي افت كرد . با توجه به اينكه برنامه هفتم توسعه بر رشد اقتصادي 8 درصدي تاكيد كرده، قطعا برگرداندن اين جوانان به عرصه كار، نيازمند تلاش فراوان است، چون در اين سه سال چنان بلايي به سر مردم آمد كه ديگر كسي به توليد و توليد ناخالص ملي و رشد ملي فكر نمي‌كند .

    يكي از اعتراضات جامعه كارگري در اين سه سال، چراغ سبز دولت سيزدهم براي ورود غيرقانوني اتباع افغانستان به بازار كار ايران و اشغال فرصت‌هاي شغلي توسط افغان‌هايي بود كه به صورت قاچاقي و غيرمجاز وارد خاك ايران مي‌شدند و البته كارفرما هم ترجيح مي‌داد به جاي كارگر هموطن و ايراني، افغان‌ها را به كار بگيرد تا از پرداخت بيمه معاف باشد. اين وضع باعث شد كارگر ايراني كه حق قانوني خود را مطالبه مي‌كرد، شغلش را از دست بدهد و بيكار بماند، چون جاي او را تبعه افغان غيرمجاز اشغال كرده بود و كارگر ايراني كه نيروي مولد بود، بعد از اخراج و بيكاري، به ناچار به دستفروش و مسافركش تبديل شد . آقاي پزشكيان در تبليغات انتخاباتي خود وعده دادكه براي انسداد مرزها و جلوگيري از ورود غيرقانوني اتباع افغانستان اقدام مي‌كند . اگر اين وعده محقق شود چه تغيير مثبتي در فضاي كار و توليد در جامعه كارگري شاهد خواهيم بود؟

    چه كسي مرزها را مي‌بندد ؟ آدم‌ها . اما به دليل آنكه فساد در كشور ما نهادينه شده، همين آدم‌ها گاها مي‌توانند چشم‌شان را ببندند و مرزها را باز كنند . من معتقدم به جاي بستن مرزها، بايد قوانين و زنهارها و تنبيهات پيشگيرانه در قبال به كارگيري غيرقانوني اتباع خارجي وضع شود . امروز شركت‌هاي بزرگ مثل پتروشيمي و شهرداري‌ها بزرگ‌ترين خاطيان به دليل به كارگيري اتباع غيرمجازند. معاونان وزير اقتصاد و وزير كار به راحتي مي‌گويند اگر كارگر ايراني نخواست با اين دستمزد كار كند، مي‌توانيم اتباع خارجي جايگزين كنيم. معني اين حرف اين است كه دولت، تبعه خارجي را روبه‌روي كارگران ايراني قرار مي‌دهد و حق اوليه اعتراض صنفي را از كارگر ايراني مي‌گيرد . بستن مرز دواي درد نيست، بلكه دولت چهاردهم بايد قوانين پيشگيرانه و تنبيهاتي در نظر بگيرد كه هيچ كارفرمايي جرات به كارگيري كارگر خارجي به جاي هموطن ايراني را نداشته باشد . قطعا چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است . من نژادپرست نيستم، اما امروز، خانواده هموطن من در حال فروپاشي است و من امروز بايد اول به فكر خانواده هموطن خودم باشم و بعد به تبعه خارجي فكر كنم .

    در دو مناظره آخر انتخاباتي، از آقاي پزشكيان سوال شد كه برخورد رييس‌جمهور آينده با كارگر مخالف و معترض و تجمعات خياباني چه خواهد بود و ايشان در جواب گفت اين كارگر مخالف به دليل ناكافي بودن حقوقش به خيابان مي‌آيد و از جوابش مي‌شد اين‌طور برداشت كرد كه قرار است حقوق كارگران متناسب با ماده 41 قانون كار تنظيم شود. كابينه آقاي پزشكيان در حوزه كار و كارگري بايد چه مسائلي را در اولويت قرار دهد كه با اين تورمي كه دولت سيزدهم رقم زده، سفره كارگر از آنچه هست، كوچك‌تر نشود؟

    البته اين جواب آقاي پزشكيان پسنديده نيست . ايران مدعي است كه از اعضاي هيات رييسه سازمان بين‌المللي كار است، اما با اين حال هنوز مقاوله‌نامه‌هاي جهاني حق اعتراضات صنفي و حق اعتصابات صنفي را امضا نكرده است . يكي از ابزارهاي كارگر براي رساندن صدايش به نهادهاي بالادست، اعتراضات صنفي است . امروز كارگر ايراني فاقد امنيت شغلي و فاقد دستمزد منصفانه و فاقد قرارداد مستقيم و فاقد مسكن است و نيروي اركان ثالث و اركان رابع و اركان ثاني است و پيمانكاران مثل زالو از خونش ارتزاق مي‌كنند و همه اين مشكلات از زماني پيش آمد كه ماده 7 قانون كار اجرا نشد، چون به دنبال اجرا نشدن اين ماده قانون، كانون كارفرمايي در شوراي عالي كار هم زير بار مزد منصفانه نرفت . آقاي پزشكيان براي محقق كردن وعده‌هايش روزهاي سختي در پيش دارد . دولت آقاي پزشكيان در اولين قدم بايد اجازه بدهد كه كارگر در بستر قانوني و در شرايط قانوني و با زيرساخت‌هاي قانوني، حق اعتراض داشته باشد و بايد صداي اعتراض كارگر را بشنود و در راستاي احقاق حق كارگر اقدام كند تا كارگر احساس كند دولت با او همراه و همدم است . اميدوارم وزير كار در دولت چهاردهم، فردي باشد كه چراغ راه مناسبي براي جامعه كارگري روشن كند و در غير اين صورت، به هيچ عنوان اعتماد از دست رفته جامعه كارگري را به دست نخواهد آورد .

  • بازنشستگان در منگنه مشکلات اقتصادی / دولت هیچ دیواری کوتاه تر از دیوار کارگران و بازنشستگان گیر نیاورد!

    بازنشستگان در منگنه مشکلات اقتصادی / دولت هیچ دیواری کوتاه تر از دیوار کارگران و بازنشستگان گیر نیاورد!

    به گزارش اقتصادران، در روزهای پایانی سال 1402 کارزاری از سوی فعالان کارگری و بازنشستگی برای اجرای صحیح ماده 96قانون تامین اجتماعی شدند. براساس این قانون سازمان تامین اجتماعی مکلف است میزان کلیه مستمری‌های بازنشستگی، از کار افتادگی کلی و مجموع مستمری بازماندگان را در فواصل زمانی که حداکثر‌ از سالی یک بار کمتر نباشد با توجه به افزایش هزینه زندگی با تصویب هیئت وزیران به همان نسبت افزایش دهد.

    اعتراض بازنشستگان به مبلغ نامتناسب افزایش حقوق با تورم راه به جایی نبرد و تجمع‌های اعتراضی بازنشستگان به خصوص بازنشستگان بخش کارگری کاملا بی‌نتیجه ماند.

    راه‌اندازی کارزار برای اجرای ماده96 قانون تامین اجتماعی

    فعالان حوزه بازنشستگی با استناد به ماده 96 قانون تامین اجتماعی معتقد بودند که دولت در سال‌های اخیر بر اساس افزایش فصلی تورم باید در میزان حقوق و دستمزد بازنگری کند، اما این خواسته بازنشستگان و راه‌اندازی کارزارها راه جایی نبرد.

    موضع وزیر کار درباره افزایش 27درصدی حقوق بازنشستگان

    درحالی که وزیر کار در اردیبهشت ماه 1402 اعلام کرد که افزایش حقوق بازنشستگان بر اساس مُر قانون اعمال و همه افزایش حقوق‌ها انجام شده است.

    به گفته وی، وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی، هر تکلیفی که مجلس یا دولت مصوب کنند را اجرایی می‌کنند، اما باید تصمیم‌های کلان کشور به گونه‌ای مصوب شوند که مدیران در هنگام اجرا مصوبات، با حدقل مشکلات مواجه شوند.

    تجمع اعتراضی بازنشستگان کارگری مقابل ساختمان وزارت کار

    صبح امروز، 17تیرماه1403 تعدای از بازنشستگان کارگری با حضور در مقابل ساختمان وزارت رفاه درخواست اجرای صحیح ماده 96قانون تامین اجتماعی را داشتند.

    نقض قوانین بازنشستگی از سوی وزارت کار

    یکی از افراد حاضر در این تجمع گفت: ما کارگران بازنشسته تحت پوشش قانون کار هستیم، در قانون کار بر تناسب میان نرخ تورم و حقوق کارگران و بازنشستگان تاکید شده است، اما وزارت کار در سه سال اخیر با نادیده گرفتن شرایط معیشتی کارگران و بازنشستگان رسما قانون را زیرپا گذاشته است.

    به گفته وی، وقتی کارگران تحت پوشش قانون کار هستند دیگر نیازی به تصمیمات دولت نیست، دولت باید بر اساس قانون عمل کند. در سال‌های اخیر وضعیتی پیش آمده که برای تعیین حقوق کارگران و بازنشستگان جلسات نمایشی متعدد از سوی وزارت کار برگزار و از فعالان این دو بخش برای تعیین حقوق دعوت می‌شود، اما نهایتا جلسات با رای دولت و بدون در نظر گرفتن شرایط کارگران و بازنشستگان است. دولت سیزدهم رسما ماده 96قانون تامین اجتماعی را در سه سال اخیر زیر پا گذاشته است.

    حقوق 11میلیونی کفاف هزینه‌های زندگی بازنشستگان را نمی‌دهد

    مرد میانسالی در گرمای تابستانی و در مقابل ساختمان وزارت رفاه با در دست داشتن کاغذ A4  که روی آن نوشته «اجرای ماده 96قانون تامین اجتماعی» از وضعیت معیشتی بازنشستگان کارگری می‌گوید« میزان حقوق بازنشستگان کارگری حدود 11 میلیون در ماه است. یک حساب سرانگشتی نشان می‌دهد که هزینه‌های زندگی حدود 30میلیون تومان در شهر تهران است. درحالی که بسیاری از بازنشستگان کارگری مستاجر بوده و از حداقل‌های رفاهی محروم هستند.

    به گفته وی، وزارت کار اعلام کرده است که از اول فروردین 1403 تمامی مستمری‌های بازنشستگی، ازکارافتادگی و بازماندگان مشمول قانون تأمین اجتماعی که تا پایان سال ۱۴۰۲ برقرار شده است، به ترتیب برای دریافت‌کنندگان حداقل مستمری و کمتر از آن، به میزان کمتر از آن، به میزان 35درصد افزایش خواهد یافت. این درحالی است که نرخ تورم بر اساس آمارهای خود دولت بیش از 40درصد اعلام شده است. این مصوبه قانونی به صورت مستقیم نقض قوانین کار و بازنشستگی از سوی وزارت کار است.

    دولت ملزم به اجرای قوانین کار و بازنشستگی است

    بازنشسته دیگری که به دیوار وزارت کار تکیه داده و همراهان خود را تشویق به آرامش می‌کند، معتقد است« بازنشستگان باید در گام نخست دولت را ملزم به اجرای قوانین کنند. اگر قوانین به درستی انجام شود، دیگر نیازی به اعتراض و یا برپایی تجمعات اعتراضی نیست.»

    به گفته وی، خواسته تمامی بازنشستگان کارگری این است که دولت، قبل از هر چیز اجرای ماده 96 قانون تامین اجتماعی و پرداخت مستمری‌ها براساس خط فقر اجرایی کند. در مرحله بعد، بازنشستگان خواستار ارائه خدمات درمانی رایگان و برخورداری از رفاهیات مناسب هستند.

    وی تاکید دارد: مگر دولت خود را حامی محرومان نمی‌داند، پس چطور به راحتی ماده قانونی را زیرپا می‌گذارد و حق کارگران و بازنشستگان را ضایع می‌کند. حقوق 11میلیون تومانی کفاف حداقل هزینه‌های زندگی در 10روز ابتدایی ماه را هم نمی‌دهد، اما وزارت کار همیشه کمبود بودجه، بحران‌های مالی و کسری منابع صندوق‌های بازنشستگی را بهانه‌ای برای ضایع کردن حق بازنشستگان می‌کند.

  • افزایش یک میلیونی متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان

    افزایش یک میلیونی متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان

    به گزارش اقتصادران، مصوبه پرداخت مبلغ علی الحساب متناسب سازی حقوق بازنشستگان لشکری و کشوری ابلاغ شد.

    هیئت وزیران در جلسه 1403/4/3 به پیشنهاد مشترک وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان برنامه و بودجه کشور و به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بند (ر) تبصره (6) و بند (د) تبصره (15) قانون بودجه سال 1403 کل کشور تصویب کرد:

    1- با توجه به لازم‌الاجرا بودن قانون بودجه سال 1403 کل کشور و تا زمان ابلاغ آیین‌نامه متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان و جداول مربوط به هر یک از گروه‌های بازنشستگان براساس قانون برنامه هفتم پیشرفت، ماهانه مبلغ ده میلیون 10,000,000 ریال به هر یک از بازنشستگان به صورت علی‌الحساب از ابتدای سال 1403 توسط صندوق بازنشستگی ذی‌ربط پرداخت می‌شود.

    2- بار مالی مربوط به بازنشستگان کشوری، لشکری و صندوق بازنشستگی فولاد از محل بند (ر) تبصره (6) قانون بودجه سال 1403 کل کشور و بار مالی مربوط به بازنشستگان تامین اجتماعی از محل بند (د) تبصره (15) قانون یاد شده تامین و پرداخت می‌شود.

    3- سازمان برنامه و بودجه کشور مکلف است نسبت به ابلاغ و تخصیص اعتبار از محل منابع یادشده برای ماه‌های فروردین، اردیبهشت و خرداد ماه اقدام و هریک از صندوق‌ها نیز موظفند فوراً نسبت به پرداخت مبلغ علی الحساب سه ماهه یاد شده اقدام نمایند.

  • خلف وعده سازمان تامین اجتماعی در حق بازنشستگان / خلاء ۲هزار میلیاردی منابع برای پرداخت مابه‌التفاوت حقوق بازنشستگان

    خلف وعده سازمان تامین اجتماعی در حق بازنشستگان / خلاء ۲هزار میلیاردی منابع برای پرداخت مابه‌التفاوت حقوق بازنشستگان

    به گزارش اقتصادران، دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۳ افزایش ۳۵درصدی حقوق بازنشستگان را به تصویب رساند. بر اساس این مصوبه از تاریخ ۱/۱/۱۴۰۳ کلیه مستمری‌های بازنشستگی، از کارافتادگی و مجموع مستمری‌های بازماندگان قانون تأمین اجتماعی که تا پایان سال ۱۴۰۲ برقرار شده است، برای دریافت‌کنندگان حداقل مستمری موضوع مواد (۹۶) و (۱۱۱) قانون تأمین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴ به میزان سی و پنج درصد (۳۵%) افزایش می‌یابد به نحوی که مجموع دریافتی مستمری‌بگیران با احتساب افزایش مذکور و کمک هزینه‌های جنبی (عائله‌مندی، اولاد، تأمین معیشت و مسکن) کمتر از یکصد میلیون و نهصد و شصت و یک‌هزار و پانصد و شصت (۱۰۰.۹۶۱.۵۶۰) ریال نباشد.

    انتظار ۳ماهه بازنشستگان برای واریز معوقات

    خلف وعده سازمان تامین اجتماعی تا کی ادامه دارد؟

    هفته گذشته سازمان تامین اجتماعی اعلام کرد که  مابه‌التفاوت حقوق فروردین در تیرماه تیر پرداخت شود. اما آنطور که مخاطبان می‌گویند از روز گذشته تاکنون فقط حقوق خرداد واریز شده و خبری از پرداخت مابه‌التفاوت وجود ندارد.

     پرداخت مابه‌التفاوت معوقات بازنشستگان چقدر هزینه دارد؟

    پرداخت مابه‌التفاوت به دو هزار میلیارد تومان پول نیاز دارد، اما سازمان تامین اجتماعی برای پرداخت آن مشکل مالی دارد. این سازمان همچنین برای پرداخت حقوق‌ها حدود شش هزار میلیارد تومان کسری دارد. بنابراین سازمان تامین اجتماعی حتی برای واریز حقوق بازنشستگان نیز مشکل دارد.

    وعده‌های نافرجام وزیر تعاون درباره همسان‌سازی حقوق بازنشستگان

    این درحالی است که صولت مرتضوی وزیر کار وعده داده بود که تاریخ اجرایی برنامه هفتم از ابتدای سال ۱۴۰۳ یعنی از اول فرودین سال هزار چهارصد و سه خواهد بود، هرگونه اصلاحی در احکام بازنشستگان عزیز از اول فرودین هزار چهارصد و سه اعمال می‌شود.

    مرتضوی درخصوص این‌که متناسب و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان باتوجه به این که احکام برنامه هفتم ابلاغ نشده مانده است، چه زمانی این اتفاق خواهد افتاد، اظهار داشت: باید ابلاغ شود. همسان‌سازی زمانی که قانون ابلاغ شود اجرا خواهد شد اگر قانون برنامه هفتم ابلاغ شود حال با توجه به این که گفته می‌شود اصلاحیه آورده‌اند آن اصلاحیه هم اصلاح شود قطعا همسان‌سازی حقوق بازنشستگان از تاریخ اجرای قانون انجام خواهد بود.

    وعده رییس سازمان برنامه و بودجه عم عملی نشد

    از سوی دیگر داود منظور، روز شنبه ۱۲ خرداد در نشست خبری در مورد همسان‌سازی حقوق بازنشستگان گفت: در برنامه هفتم این موضوع دیده شده که طی سال اجرایی شود به طوری که در سال اول ۴۰ درصد و در دو سال بعد هم ۶۰ درصد اجرایی شود که منابع آن در قانون بودجه امسال دیده شده است.

    معاون رئیس جمهورتاکید کرد: در مورد بخش دولتی پیش‌بینی قانون بودجه با همکاری مجلس تصویب کردیم تا این پرداخت ها بدون اختلال رخ دهد به طوری یک درصد مالیات ارزش افزوده به مبلغ ۵۰ هزار میلیارد تومان برای آن پیش‌بینی شده است.

  • بازنشستگان حسابشان را چک کنند / تکلیف حق اولاد و عائله‌مندیِ فروردین و اردیبهشت چه شد؟

    بازنشستگان حسابشان را چک کنند / تکلیف حق اولاد و عائله‌مندیِ فروردین و اردیبهشت چه شد؟

    به گزارش اقتصادران، حق اولاد و عائله‌مندیِ فروردین و اردیبهشت برای بازنشستگان کشوری واریز نشده است؛ این بازنشستگان می‌گویند علیرغم استحقاق و دارا بودن شرایط در سال جدید از این مزایای مزدی محروم مانده‌ایم.
    این در حالیست که روابط عمومی صندوق کشوری اعلام کرده عدم واریز این مزایا به دلیل نداشتن اطلاعات کافی بوده است و اگر بازنشستگان مشمول باشند معوقات خود را با حقوق خردادماه دریافت خواهند کرد.

    تعداد بازنشستگان و موظفین صندوق بازنشستگی کشوری حدود ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر شامل یک میلیون و ۷۲۰ هزار بازنشسته و حدود ۴۰۰ هزار موظف یا مستمری بگیر است.

     

  • غارت میلیون‌ها دلار از دارایی کارگران در “شستا”

    غارت میلیون‌ها دلار از دارایی کارگران در “شستا”

    به گزارش اقتصادران، با رونمایی از گزارش تحقیق و تفحص از شستا از سوی نمایندگان مجلس در ۲۵ اردیبهشت ماه، دم خروسِ حقایقِ تلخ از زیر قبای غیرشفاف سازمان تامین اجتماعی بیرون زد؛ بندهای این گزارش که به قوه قضاییه ارجاع شده و خضریان، رییس هیات تحقیق و تفحص از شستا، از سرفصل‌های آن پرده‌برداری کرده، نشان از اختلاس، رانت و پنهانکاری گسترده در شستا دارد.

    مدیران سازمان تامین اجتماعی هیچ زمان، فساد و رانت‌خواری در شستا را قبول نداشته‌اند؛ « شرکت سرمایه‌گذاری سازمان تامین اجتماعی» که از محل دارایی‌های تاریخی کارگران ایجاد شده، قرار بوده عصای دست تامین اجتماعی باشد و برای این صندوق بیمه‌گر، سودآوری داشته باشد اما به دلیل مدیریت غیرشفاف، رانتی و سیاسی و از آن مهم‌تر به علتِ عدم نظارت نمایندگان صاحبان اصلی این دارایی‌ها یعنی کارگران، به «وبال گردنِ تامین اجتماعی و بیمه‌شدگان» بدل شده است؛ اما تامین اجتماعی تا پیش از انتشار گزارش تحقیق و تفحص، هیچ زمان در هیچ دولتی، این استحاله‌ی دردناک را قبول نداشته است.

    تکذیبیه وزارت کار

    کمی به عقب برگردیم؛ در روزهای پایانی تیرماه ۱۴۰۲،  وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پاسخ به گزارشی پیرامون وضعیت شرکت سرمایه‌گذاری سازمان تامین اجتماعی(شستا) با عنوان «عصای دست تامین اجتماعی به وبال گردن تبدیل شده است»، جوابیه یا به عبارت بهتر تکذیبیه‌ای در چند بند صادر کرد. در این جوابیه با تاکید بر بازده مورد قبول شستا طی سنوات فعالیت آمده است «از آنجایی که شستا و بیش از ۵۰ درصد از شرکت‌های تابعه آن بورسی می‌باشند، گزارشات آن‌ها بطور منظم در سایت کدال و همچنین وبسایت شرکت قرار داشته و در دسترس عموم است». در ادامه روابط عمومی وزارت کار در خصوص واگذاری یا تعطیلی واحدهای اقتصادی در شستا به بهانه‌ عدم توجیه اقتصادی تاکید کرده که «این موضوع در مجموعه شستا صحت نداشته و طی ۱۰ سال اخیر همواره تلاش و تاکید مدیران شستا بر احیا کردن و نگهداری واحدهای اقتصادی بوده حتی اگر توجیه اقتصادی نداشته باشد».

    از همه مهم‌تر، این پاراگراف ایجابی در متن تکذیبیه‌ی اکید وزارت کار است: «روند رشد مبلغ فروش و سودآوری گروه شستا نشان می‌دهد که طی ۱۱ساله اخیر از رشد قابل قبولی برخوردار است. بطوری که میانگین رشد درآمدها ۲۷٪ و رشد سود خالص ۳۱ درصد طی ۱۱ سال اخیر است که نه تنها توانسته تورم را پوشش دهد بلکه توانسته موجب افزایش دارایی‌های بیمه‌شدگان شود. لذا دارایی‌های بیمه‌شدگان طی سالیان سال دست افراد امانت داری بوده که نه تنها ارزش دارایی‌های بیمه‌شدگان را افزایش داده‌اند بلکه سودآوری قابل قبولی را از این محل کسب نموده‌اند».

    حالا اما با گزارشی که از تحقیق و تفحص شستا می‌بینیم، تکذیبیه‌ی وزارت کار مانند بادکنکی در معرض فشار سنگین، می‌ترکد و اعتبار خود را از دست می‌دهد؛ هرچند قبل از انتشار این گزارش هم، وضعیت نامتوازن سازمان تامین اجتماعی، حقوق‌های نجومی در شستا و زیرمجموعه‌هایش و همچنین امکانات مزدی و رفاهی ناچیز مستمری‌بگیران، همه و همه نشان می‌داد که شستا نه تنها سودآور نیست و برای تامین اجتماعی درآمدزایی ندارد، بلکه به دلیل مدیریت اشتباهِ دهه‌های اخیر در سراشیب حضیض افتاده و به محملی برای سودجویی «برخی» بدل شده….

    بندهایی از گزارش تحقیق و تفحص از شستا

    گزارش اخیر تحقیق و تفحص شستا که البته بازه زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹ را دربرمی‌گیرد، از واقعیت‌های تلخی حکایت دارد که در بستر مهم‌ترین سرمایه‌های تاریخی کارگران در جریان است؛ گزارش شواهد مختلفی از فساد مالی را مطرح می‌کند از جمله اینکه « واردات کُک و زغالسنگ سال‌ها در انحصار یک شخص بوده» یا اینکه «شرکت ذوب‌آهن سالی ۱۵۰ میلیون دلار زیان به بار می‌آورد»؛ در ارتباط با این مساله خضریان توضیح داده است: «زیان ناشی از افزایش واردات زغال‌سنگ و کک بین سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰ به نسبت سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ به طور متوسط و بدون محاسبه هزینه‌های حمل و تعرفه واردات و… در حدود ۱۴٫۵ هزار میلیارد تومان است. به غیراز افزایش واردات تحمیل شده، تأمین زغال‌سنگ و کک متفاوت از نقطه بهینه کیفی مورد نیاز واقعی، به طور متوسط سالیانه حداقل ۱۵۰ میلیون دلار برای ذوب آهن زیان به دنبال داشته است!»

    موارد بعدی اینکه، «یک حلقه شبه‌امنیتی در اپراتور رایتل چنبره زده و این شرکت را از حیز انتفاع ساقط کرده و به وضعیت اسفناک امروز رسانده است» یا « در سال‌های پایانی دهه ۹۰ شمسی، اختلاس ۱۶ میلیون دلاری در کشتیرانی اتفاق افتاده»، «پتروشیمی غدیر تخلفات ۵۹ میلیون دلاری داشته است» و «پول ۲ میلیون یورویی ویلموتس از جیب مردم یا همان کارگران کشور پرداخت شده است»…..

    اگر میلیون‌ها دلار به تاراج نمی‌رفت…..

    به راستی اگر این «میلیون دلارها» و «میلیون یوروها» برباد نمی‌رفت و به جیب اختلاسگران و قدرتمندان سرازیر نمی‌شد، چقدر امروز زندگی کارگران و بازنشستگان کشور بهتر بود؟ آیا بازهم چند میلیون خانواده بازنشسته کشور باید با حقوق ۱۰ میلیون تومانی روزگار می‌گذراندند و ماه‌ها منتظر وام ۲۰ میلیون تومانی می‌ماندند؟!

    مروتی، بازنشسته کارگری، در اشاره به این گزارش می‌گوید: «مشخص است که در دهه‌های اخیر، سرمایه‌ها و دارایی‌های کارگران به تاراج رفته است؛ این گزارش مربوط به دوران دولت روحانی‌ست؛ در دولت روحانی، گزارش فساد مالی شستا در دوران احمدی نژاد منتشر شد و لابد چند سال دیگر کاشف به عمل می‌آید که در دولت فعلی هم میلیون‌ها دلار از دارایی‌های ما به یغما رفته است…. با این میلیون دلارهایی که اختلاس شده یا خاصه‌خرجی کرده‌اند و به این و آن بخشیده‌اند، می‌شد برای بازنشستگان کلی امکانات فراهم کرد، می‌شد دستمزد بازنشستگان را آنقدر افزایش داد که در هفته‌های آخر ماه در حسرت یک کیلو میوه نباشند….».

    بازنشسته‌ای که در این اوضاع گرانی، فقط ۱۰ میلیون حقوق ماهانه می‌گیرد، از هفته دوم هر ماه جیبش خالی‌ست و یک کیلو میوه نمی‌تواند بخرد و به خانه ببرد، آن وقت در یکی از شرکت‌های زیرمجموعه شستا، یک قلم ۱۶ میلیون دلار اختلاس صورت می‌گیرد؛ حال چطور دولت‌ها که چتر مالکیت خود را سالهاست بر سر تامین اجتماعی و زیرمجموعه‌هایش پهن کرده‌اند، می‌توانند مدعی باشند که برای کارگران «امانتدار خوبی» بوده‌اند؟!

  • بازنشستگان بخوانند / اعلام زمان واریز مابه‌التفاوت فروردین و اردیبهشت ماه

    بازنشستگان بخوانند / اعلام زمان واریز مابه‌التفاوت فروردین و اردیبهشت ماه

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا پورابراهیمی درباره این‌که با توجه به عدم ابلاغ احکام برنامه هفتم کماکان متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان بر زمین مانده است، آیا اجرایی شدنش به نیمه اول سال خواهد رسید؟ چه زمانی برای این متناسب‌سازی پیش‌بینی می‌شود، گفت: این نکته مورد سوال بازنشستگان است و مدت‌هاست پیگیری می‌کنند. در قانون برنامه هفتم دقیقا این مطلب تصویب شد. ما آمدیم پیشنهاد کردیم ۹۰ درصد افزایش حقوق بازنشستگان کشوری، لشگری، تأمین اجتماعی، فولاد و همه در طول بازه زمانی ۳ ساله اتفاق بیفتد و این کار عملیاتی شود.

    وی افزود: خبری که من دارم این است که بررسی برنامه هفتم در حال تمام شدن است و به زودی ایرادات شورای نگهبان برطرف می‌شود و حتما بعد از تائید به مجلس می‌آید و آقای قالیباف هم به رئیس‌جمهور ابلاغ می‌کند؛ بنابراین پیش بینی ما این است که آن چیزی که در قانون آمده است، اجرایی شود.

    پورابراهیمی گفت: حال مسئله اعتباری و مالی است که طبیعتا باید با دولت بنشینیم و حل کنیم و این امکانی است که متناسب با تورم به بازنشستگان داده شده است در حال حاضر تورم به شدت معیشت بازنشستگان را تحت تاثیر قرار داده است و سفره‌شان را کوچک کرده است یک بخشی از آن جبران شود.

  • بازنشستگان تا کی باید منتظر متناسب‌سازی حقوق باشند؟

    بازنشستگان تا کی باید منتظر متناسب‌سازی حقوق باشند؟

    به گزارش اقتصادران، متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان و مستمری‌بگیران از محل افزایش مالیات بر ارزش افزوده، تکلیف برنامه هفتم توسعه است که بایستی از ابتدای امسال اجرایی شود.

    بازنشستگان کشوری و لشگری ضمن ابراز نگرانی از چندوچون اجرای متناسب‌سازی، خواستار اجرایی شدن آن از اردیبهشت شدند؛ آن‌ها می‌گویند تکلیف قانون، اجرای متناسب‌سازی از ابتدای امسال است.

    با این حال، فعالان صنفی بازنشستگان می‌گویند: پیگیری‌ها نشان می‌دهد پیش‌نویس آیین نامه متناسب سازی حقوق بازنشستگان با محوریت سازمان امور اداری و استخدامی در مرحله نهایی است. پس از نهایی شدن این آیین‌نامه، بایستی برای اجرا ابلاغ شود؛ در مرحله‌ی بعد، احکام حقوقی جدید بازنشستگان صادر خواهد شد.