برچسب: بازنشستگان

  • شغل دوم؛ سرنوشت اجباری بازنشستگان

    شغل دوم؛ سرنوشت اجباری بازنشستگان

    به گزارش اقتصادران، امیر رهبر، فعال صنفی بازنشستگان صندوق بازنشستگی لشکری، گفت: بازنشستگان امروز در شرایطی قرار گرفته‌اند که مجبورند به سراغ شغل دوم بروند و بخش قابل توجهی از رانندگان تاکسی‌های اینترنتی را تشکیل می‌دهند. در مورد چرایی این وضعیت، پاسخ مشخص است: حقوق بازنشستگی پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست.

    رهبر افزود: حقوق بازنشستگان نیروهای مسلح با سه آیتمِ افزایش سالانه ۲۰ درصدی، فوق‌العاده خاص و همسان‌سازی، در بهترین حالت به‌طور میانگین تنها ۹ میلیون تومان افزایش یافته است؛ موضوعی که در واقعیت و در قیاس با قیمت‌های بازار، عملاً یک شوخی تلخ با این عزیزان است.

    وی ادامه داد: بسیاری از بازنشستگان که سن بالاتری دارند، می‌گویند این حقوق دریافتی حتی نیمی از هزینه‌های زندگی، از جمله اجاره‌خانه، دارو، مخارج خانوار و هزینه ازدواج فرزندان را پوشش نمی‌دهد.

    رهبر تاکید می‌کند: قیمت‌ کالاها و خدمات چندین و چند برابر شده اما حقوق‌ها متناسب و حتی نزدیک به نرخ تورم افزایش نیافته است. زندگی بازنشستگان تحت فشار شدید است و مشکلات معیشتی امروز یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های آنها است.

    رهبر تاکید کرد: فشار هزینه‌هایی مانند شهریه دانشگاه فرزندان، اقساط وام‌ها و هزینه‌های درمان باعث شده است که بسیاری از بازنشستگان در سنین بالا همچنان به کار ادامه دهند. بسیاری از آنان، با وجود دردهای جسمی و خستگی، ناچارند برای جبران کمبود درآمد، در دوران پیری بازهم کار کنند.

    وی خطاب به مسئولان گفت: آقایان دولت و مجلس، آیا واقعاً از شرایط وخیمی که در نتیجه ناعدالتی برای بازنشستگان به وجود آورده‌اید، بی‌اطلاع هستید؟اگر نمی‌دانید، جای تعجب دارد!

    رهبر ادامه داد: برای بهبود شرایط، باید حقوق‌ها واقعی‌سازی شود و حمایت‌های درمانی و رفاهی تقویت گردد. همچنین لازم است دولت، مجلس و مدیران صندوق‌های بازنشستگی، جلسات مؤثر و فوری برای رسیدگی به مشکلات بازنشستگان برگزار کنند.

  • کار تا لحظه مرگ؛ تلاش بازنشستگان برای بقا

    کار تا لحظه مرگ؛ تلاش بازنشستگان برای بقا

    به گزارش اقتصادران، صبح است و خیابان‌های تهران هنوز خلوت‌اند، اما پژو ۴۰۵ با نشان تاکسی اینترنتی آرام آرام در مسیر حرکت می‌کند. راننده‌اش، نصرت‌الله، ۶۷ ساله، صورتش خطوط سال‌ها تلاش را به رخ می‌کشد. درحالی که مسیر را برای رسیدن به مقصد جلو می رود، می‌گوید:«۳۰ سال خدمت کردم، اداره پست… شب و روزم پر بود، اما حقوق بازنشستگی‌ام حتی نصف خرج خانه را هم پوشش نمی‌دهد. مجبورم پشت فرمان باشم. بدنم درد می‌کند، شب‌ها با مسکن هم نمی‌خوابم. اما چاره‌ای نیست. اگر همین مسیرها را طی نکنم، قسط، اجاره و داروهایم چطور پرداخت شود؟»

    در گوشه‌ای دیگر از شهر، اینبار یک راننده زن بازنشسته‌ و ۵۸ ساله زمزمه وار می‌گوید: «شوهرم از کار افتاده شده است، من هم بازنشسته شدم. شهریه دانشگاه بچه‌ها، وام‌ها و اجاره خانه همه روی دوش من است. رانندگی در تاکسی اینترنتی تنها راه بقای مالی ماست. حتی روزهای جنگ هم آمدم، اجاره و قسط و وام که جنگ سرش نمی‌شود.»

    راننده دیگر با لحنی که خستگی در آن موج می‌زند، می‌گوید:«حقوق بازنشستگی فقط بخشی از زندگی را پوشش می‌دهد. یک ماه حقوقم شاید بتواند هزینه یک درمان یا یک قسط را بدهد، اما برای کل زندگی کافی نیست. ۳۰ سال خدمت و تلاش، حالا برای خرج های روزمره کفاف نمی دهد… برای امرار معاش مجبوریم کار کنیم، خیلی از دوستان بازنشسته من با موتور یا ماشین مشغول کارند… چه کنیم؟ مجبوریم.»

    وقتی آمار با واقعیت خیابان همخوانی ندارد

    راننده‌ها می‌گویند؛«حتی با این حقوق‌ها، وقتی قسط، اجاره، شهریه و دارو را حساب می‌کنم، چیزی باقی نمی‌ماند. ۳۰ سال کار و تلاش، حالا فقط بخش کوچکی از هزینه زندگی را پوشش می‌دهد.»

    بر اساس گزارش IMF (2023) و بانک جهانی، افزایش حقوق بازنشستگان با تورم دو رقمی و رشد شدید هزینه‌های مسکن و خوراک همخوانی ندارد و قدرت خرید واقعی کاهش یافته است.

    طبق داده‌های صندوق بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی سال ۱۴۰۵:

    شاخص مقدار
    کف حقوق بازنشستگان حدود ۱۶,۰۰۰,۰۰۰ تومان
    سقف حقوق بازنشستگان تا حدود ۱۱۶,۲۰۰,۰۰۰ تومان
    افزایش حقوق پس از متناسب‌سازی ۲۰٪ + متناسب‌سازی ۳۰٪
    افزایش حقوق براساس لایحه بودجه حدود ۲۰٪

    نصرت‌الله راننده ای که یک روز هم از بعد بازنشستگی بیکار نمانده می‌گوید:«زانوهایم درد می‌کند، کمرم خشک شده، باید عمل بشم، اما مجبورم، عروس و داماد دارم، خرج خانوار داری شوخی نیست، کلی قسط هم برای جهیزیه دخترم باید بدهم، پشت این چراع ها هم ذهنم پر از حساب و کتاب خانه است.»

    بازنشسته‌ دیگری که از پس پرداخت شهریه فرزندانش برنمی‌آید، می‌گوید:«هر ساعت پشت فرمان، حس می‌کنم سال‌ها تلاش و خدمتم در بخش فرهنگی این کشور بیهوده بود، اخرش شده همین گاز و کلاچ و ترمز که بقای زندگی‌ام را تامین کند.»

    مطالعات WHO (2022) نشان می‌دهد فشار اقتصادی و جسمی در سنین بالا می‌تواند منجر به استرس مزمن، اختلال خواب و افسردگی شود؛ شرایطی که به نظر بازنشسته‌های مشغول به کار آن را تجربه می‌کنند.

    چرا بازنشستگان دوباره پشت فرمان رفتند؟

    در خیابان‌های تهران، نگاه خسته رانندگان مسن که هر روز مسافران را جابه‌جا می‌کنند، داستانی روشن از فشار زندگی را روایت می‌کند. سال‌ها خدمت، سی سال تلاش، حالا در برابر هزینه‌های روزمره کوچک می‌نماید. اجاره خانه، شهریه دانشگاه فرزندان، قسط و درمان، همگی با یک مستمری ماهانه تقریباً ۱۶ میلیون تومانی در سال ۱۴۰۵ همخوانی ندارد.

    تورم دو رقمی و افزایش چندباره هزینه‌ها، ارزش واقعی مستمری‌ها را به شدت کاهش داده است. حتی با افزایش‌های مصوب دولت، هزینه‌های مسکن، دارو و خوراک با درآمد بازنشستگان همخوانی ندارد و بسیاری ناچار شده‌اند دوباره به بازار کار بازگردند. اما مشکل تنها اقتصادی نیست؛ فرصت‌های شغلی متناسب با توان جسمی و مزایای بیمه‌ای محدود است و اغلب بازنشستگان مجبور به پذیرش مشاغل پرفشار می‌شوند، کاری که فراتر از تحمل جسمی و روانی آنهاست.

    بازنشستگی در ایران و جهان: آرامش یا نبرد برای بقا؟

    در مقایسه، بازنشستگان در کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و ژاپن شرایط متفاوتی دارند. مستمری‌ها به شکل واقعی با هزینه‌های زندگی همسان‌سازی می‌شوند (OECD, 2024) و افراد بدون نیاز به کار اضافی می‌توانند زندگی روزمره خود را اداره کنند. آن‌ها فرصت دارند در فعالیت‌های هنری، ورزشی یا داوطلبانه شرکت کنند و از حمایت کامل بیمه‌ای و درمانی بهره‌مند باشند (WHO, 2022). در این کشورها بازنشستگی به معنای توقف زندگی نیست؛ فرصتی است برای رشد شخصی، تفریح و ارتباط اجتماعی، نه فشار اقتصادی و کار اجباری.

    راهکار در کشورهای چون ایران نیز روشن است؛ حقوق بازنشستگی باید همسان با تورم و هزینه‌های واقعی زندگی باشد تا نیاز به کار اضافی کاهش یابد؛ مشاغل مناسب سن بالا با بیمه و مزایای کامل طراحی شوند؛ برنامه‌های توان‌بخشی جسمی و روانی و فرصت‌های اجتماعی و فرهنگی فراهم گردد تا بازنشستگان نه تنها زندگی مالی بلکه کیفیت روزانه و ارتباط اجتماعی خود را حفظ کنند. تنها با این تدابیر است که استراحت و آرامش پس از سال‌ها خدمت، دوباره به معنای واقعی بازنشستگی بدل خواهد شد.

  • مرثیه بازنشستگی در ایران

    مرثیه بازنشستگی در ایران

    به گزارش اقتصادران، گرچه فصل بهار آغاز شده اما زمستان سخت معیشتی در کشور همچنان پابرجاست و سرمای استخوان‌سوز آن هرروز عمیق‌تر می‌شود. در این سرمای طاقت‌فرسا، اقشار مختلف جامعه برای گذران زندگی تقلا می‌کنند، یکی از این گروه‌ها پیشکسوتانی هستند که دهه‌ها برای این سرزمین کوشیده‌اند. زحمتکشانی که سال‌ها با تلاش و کوشش خدمت کرده‌اند و اکنون در دوران پیری با هزاران دغدغه به خانه بازگشته‌اند. دوران کهنسالی که باید نمادی از آرامش و آسودگی باشد، در ایران برخلاف بسیاری از نقاط جهان، نه آغاز دوران خوش که سرآغاز مشکلات جدید است. تاخیر در واریز مستمری، عدم همخوانی حقوق با هزینه‌های فزاینده، امروز و فردا کردن افزایش‌ها و هزاران مصیبت دیگر، جامعه مستمری‌بگیران را در کام سختی فرو برده است. این عوامل باعث شده‌ بسیاری پس از بیش از ۳۰‌سال خدمت، دوباره به چرخه کار بازگردند. رانندگی تاکسی‌های اینترنتی و نشستن پشت فرمان، این روزها شغل رایج بخش قابل‌توجهی از قشر بازنشسته شده است. از سوی دیگر عده‌ای که توان کار کردن ندارند، ناچارند بار هزینه‌های زندگی را بر دوش فرزندان خود بگذارند. این وضعیت، میراث سیاستگذاری‌های اقتصادی است که بر کهنسالان تحمیل شده؛ کسانی که جوانی خود را وقف خدمت و تلاش کردند و امروز چیزی جز مشقت و انتظار، نصیبشان نشده است.

    حکایت پیری؛ اندوه و تنگدستی

    برخی در مواجهه با این وضعیت می‌گویند: بازنشستگان به‌دلیل برخورداری از امتیازات متعدد، چندان تحت فشار نیستند اما این نگاه درست نیست؛ همه افراد بازنشسته از یک میزان امکانات بهره‌مند نیستند. تفاوت و تبعیض اصلی، میان صندوق‌هاست؛ بازنشستگان لشکری و کشوری با مستمری‌بگیران تامین اجتماعی یکسان دیده نمی‌شوند. اگر به اخبار نگاه کنید، معمولا افزایش حقوق‌‌ها ابتدا برای گروه‌هایی از کارکنان دولت واریز می‌شود و مدت‌ها بعد نوبت مستمری‌بگیران تامین اجتماعی می‌رسد. با این حال مشکل فقط به تبعیض محدود نمی‌شود. رشد شتابان تورم باعث شده بخش قابل‌توجهی از حقوق ماهانه، با هزینه‌های روزمره همخوانی نداشته باشد. نتیجه آن بازگشت برخی پیشکسوتان به بازار کار غیررسمی است حتی اگر سن و شرایط جسمی اجازه ندهد. انتظار برای دریافت وام، هزینه‌های اجاره‌بها، خرج خوراک و پوشاک و نیز گرانی دارو و درمان، این روزها بسیاری از خانواده‌های این قشر را کلافه و سردرگم کرده است. در همین حال، اگر از نزدیک به صندوق‌ها سر بزنید، می‌بینید گروهی فقط برای «دریافت حقوق» تجمع می‌کنند.

    «حکایت دوران پیری، چیزی جز اندوه و تنگدستی نیست» این جمله را یکی از مستمری‌بگیران در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» بیان می‌کند. وی درباره مشکلاتش می‌گوید: حدودا چهار سال است بازنشسته شده‌ام. در این دوران که باید افراد سن‌وسال‌دار راحت و آسوده باشند، متاسفانه با مشقت‌های جدید به خانه برمی‌گردند. من یک دختر و یک پسر دم‌بخت دارم که هردو به ‌زودی تشکیل خانواده‌ می‌دهند. تهیه جهاز برای دخترم و کمک به پسرم برای برگزاری مراسم عروسی، مهم‌ترین دغدغه‌های فکری من است. برای حل این موضوع مدت‌هاست در انتظار دریافت وام هستم اما تاکنون اتفاق مثبتی رخ نداده. ناچارم برای اینکه فشار اقتصادی به فرزندانم نیاید، در تاکسی اینترنتی مشغول به کار شوم. بعد از سال‌ها خدمت پشت میز، حالا پشت فرمان تلاش می‌کنم.

    این مستمری‌بگیر به برداشت رایج درباره «امتیاز داشتن» هم پاسخ می‌دهد: بعضی‌ها فکر می‌کنند ما چون خرید اعتباری و… داریم زندگی نسبتا خوبی داریم اما هر خرید اعتباری با سود بالا از حقوق‌مان کسر می‌شود، حقوق‌ها هم با تاخیر واریز می‌شود. اگر بیماری پیش بیاید، باید با سختی از بیمه استفاده کنیم و بخش عمده‌ای از هزینه درمان را هم خودمان می‌دهیم. در بسیاری از کشورها، دوران سالمندی آغاز سفرها، استراحت و لذت بردن از باقیمانده عمر است اما در ایران شروع سختی، تنگدستی و دغدغه‌های نو است.

    مرثیه کهنسالان

    اکنون که تنها با «بخشی از مشکلات» این قشر آشنا شده‌ایم؛ پرسش مطرح می‌شود که وضعیت این گروه در کشور چگونه است و این شرایط به چه صورت بر کرامت آنها تاثیر می‌گذارد. مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس در این باره به «جهان‌صنعت» می‌گوید: وضعیت معیشتی بازنشستگان در ایران عموما تحت فشار فزاینده است، چون درآمد عمدتا ثابت آنان با شوک‌های تورمی و رشد قیمت‌ها همزمان نمی‌شود و هزینه‌های سبد زندگی سریع‌تر افزایش می‌یابد. مهم‌ترین عوامل فشار اقتصادی عبارتند از: تورم مزمن و افزایش قیمت کالاهای اساسی و خدمات شهری، هزینه بالای مسکن و انرژی، نوسان نرخ ارز که از کانال واردات و قیمت‌گذاری بر معیشت اثر می‌گذارد و گاهی همزمانی نامناسب تعدیل‌های مستمری با نرخ واقعی افزایش هزینه‌ها. علاوه بر این، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی در هزینه‌های درمانی و شکاف‌های ساختاری بین نظام‌های مختلف بازنشستگی(تفاوت سطح پوشش، فرمول محاسبه مستمری و کیفیت خدمات) باعث می‌شود فشار در میان گروه‌ها یکنواخت نباشد. در نتیجه، بسیاری از بازنشستگان مجبور به کوچک‌سازی سبد مصرفی، کاهش کیفیت تغذیه و تعویق نیازهای درمانی می‌شوند.

    میراث تلخ سال‌ها خدمت

    آب‌روشن افزود: به‌طور کلی، در شرایط تورمی مستمری‌ها غالبا کفاف نیازهای اولیه را نمی‌دهند زیرا رشد هزینه‌ها به‌ویژه خوراک، حمل‌ونقل، بهداشت و درمان و اجاره از رشد اسمی مستمری پیشی می‌گیرد. شکاف را نمی‌توان با یک عدد واحد برای همه بازنشستگان تسری داد چون به منبع مستمری(کشوری/ لشکری/ تامین‌اجتماعی)، وضعیت تاهل، هزینه‌های مسکن و سهم یارانه‌ها بستگی دارد. اما الگوی رایج این است که شکاف در حد کاهش محسوس توان خرید است. در واقع برای اقشار آسیب‌پذیر، فاصله میان درآمد مستمری و هزینه حداقلی زندگی می‌تواند به عقب‌افتادگی در پرداخت قبوض، کاهش مصرف پروتئین و داروهای مصرفی و اتکای بیشتر به کمک فرزندان یا منابع غیررسمی منجر شود. بازنشستگان معمولا این شکاف را با چند مسیر پر می‌کنند، اتکای بیشتر به یارانه و کمک‌های حمایتی، اشتغال یا فعالیت اقتصادی مکمل، صرفه‌جویی‌های گسترده و در مواردی دریافت وام یا کمک خانوادگی.

    این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: تفاوت فشار معیشتی بین گروه‌های مختلف بازنشستگان عمدتا از سطح مستمری  و کیفیت خدمات مکمل ناشی می‌شود. بازنشستگان تامین اجتماعی در بسیاری موارد ترکیبی از مستمری و مزایای جانبی (بسته به سابقه و سطح حقوق بیمه‌شده) دارند در حالی‌ که بازنشستگان کشوری و لشکری ممکن است با نظام‌های متفاوت محاسبه و پرداخت مستمری مواجه باشند. همچنین در عمل، اختلاف در میزان برخورداری از خدمات درمانی، پوشش بیمه تکمیلی و دسترسی به امکانات حمایتی  فشار را تشدید یا تخفیف می‌دهد. علاوه بر این، ترکیب سبد هزینه‌ای نیز اثرگذار است، برخی گروه‌ها به دلیل محل سکونت (شهرهای بزرگ‌تر با اجاره بالاتر) یا وضعیت سلامت (بیماری‌های مزمن و نیازهای درمانی) هزینه‌های بیشتری دارند. در نتیجه حتی اگر میانگین مستمری‌ها تفاوت معناداری نداشته باشد، فشار واقعی ممکن است به شکل چشمگیری درون‌گروهی و بین‌گروهی متفاوت شود.

    فاصله رفاه با بازنشستگان

    این جامعه‌شناس توضیح داد: سیاست‌های کلان اقتصادی از چند مسیر مستقیم و غیرمستقیم بر معیشت بازنشستگان اثر می‌گذارد؛ نخست نرخ ارز است، با افزایش نرخ ارز قیمت کالاهای وارداتی و نهاده‌ها بالا می‌رود و این افزایش بعدا در قیمت کالاهای داخلی نیز سرریز بنابراین تورم عمومی تشدید می‌شود. دوم سیاست‌های دستمزدی و بازار کار است. اگر رشد دستمزدها و شاخص‌های رفاهی با سازوکارهای تعدیل مستمری هم‌راستا نباشد، قدرت خرید بازنشستگان نسبت به شاغلان کاهش می‌یابد و فاصله رفاهی بزرگ‌تر می‌شود. سوم سیاست یارانه‌هاست، کاهش یا هدفمندتر شدن یارانه‌ها می‌تواند هزینه سبد انرژی و کالاهای اساسی را بالا ببرد درحالی‌که افزایش یا حفظ یارانه‌ها در دوره‌های تورمی نقش سپر حفاظتی دارد. همچنین جهت‌گیری‌های بودجه‌ای دولت(مانند اولویت دادن به هزینه‌های جاری یا اصلاحات حمایتی) تعیین می‌کند که آیا نظام‌های پرداخت مستمری در عمل می‌توانند اثر تورم را خنثی کنند یا خیر.

    معیشت روی خط اعصاب و روان

    آب‌روشن بیان کرد: فشار اقتصادی معمولا اثرات تجمعی بر سلامت جسمی و روانی دارد. از نظر جسمی، کاهش کیفیت تغذیه، تعویق یا حذف برخی خدمات درمانی که غیر اورژانسی به‌نظر می‌رسد و افزایش استرس مزمن می‌تواند پیامدهایی مثل تشدید بیماری‌های قلبی-عروقی، دیابت، فشارخون و مشکلات گوارشی به همراه داشته باشد. از نظر روانی نیز ناامنی مالی با افزایش اضطراب، افسردگی، احساس بی‌ارزشی و فرسودگی روانی همراه است به‌خصوص زمانی که فرد احساس کند امید به بهبود شرایط با درآمد ثابت قابل تحقق نیست. درباره دسترسی درمانی، آنچه تعیین‌کننده است پوشش بیمه‌ای است. در بسیاری از موارد حتی اگر نظام بیمه وجود داشته باشد، هزینه‌های تکمیلی، سهم درمان‌های تخصصی و هزینه دارو و آزمایش می‌تواند مانع مراجعه منظم شود. بنابراین کافی بودن درمان فقط به وجود بیمه نیست بلکه به میزان واقعی هزینه قابل پرداخت و کیفیت پیگیری درمان هم مربوط است.

    دغدغه‌های بی‌پایان

    این جامعه‌شناس می‌گوید: در سال‌های اخیر نشانه‌های افزایش تنگدستی و خطر فقر در میان برخی گروه‌های بازنشسته دیده می‌شود به‌ویژه در میان کسانی که مستمری پایین‌تری دارند، یا هزینه‌های درمانی و مسکن بر آنها سنگین است. این وضعیت معمولا پیامدهای اجتماعی-اقتصادی جدی دارد: کاهش مشارکت اجتماعی، افزایش شکاف نسل‌ها، افت سرمایه انسانی در خانواده‌ها(به‌علت فشار مالی بر آموزش و نیازهای دیگر) و تشدید نابرابری در سلامت. علاوه بر آن، فقر سالمندی می‌تواند چرخه‌ای تولید کند که در آن فشار روانی و بیماری‌های مزمن هزینه را بیشتر می‌کند و توان کار و کسب درآمد مکمل را کاهش می‌دهد. از منظر کلان نیز افزایش تنگدستی می‌تواند تقاضای موثر را محدود کند، بار خدمات حمایتی را بالا ببرد و اعتماد اجتماعی را کاهش دهد.

    به‌طور خلاصه فقر در سالمندی فقط یک مساله فردی نیست بلکه یک مساله ساختاری با پیامدهای گسترده برای جامعه است.

    فعالیت اقتصادی پس از بازنشستگی در ایران نسبتا رایج است اما شکل آن برای بسیاری «انتخاب کاملا آزاد» نیست و غالبا به ضرورت اقتصادی تبدیل می‌شود. بخشی از بازنشستگان برای حفظ شبکه اجتماعی، احساس مفید بودن و پر کردن اوقات فراغت فعالیت می‌کنند (مثلا کارهای پاره‌وقت یا فعالیت‌های غیررسمی) اما در شرایطی که مستمری با هزینه‌های زندگی هم‌خوان نیست، انگیزه اصلی اغلب جبران کسری درآمد و مقابله با تورم است. بنابراین پدیده شغل دوم دو بعد دارد؛ از یک سو می‌تواند به پویایی و کاهش انزوای اجتماعی کمک کند، از سوی دیگر اگر ناشی از فقر نسبی و فشار معیشتی باشد، به فرسودگی جسمی و کاهش کیفیت استراحت سالمندی منجر می‌شود. نبود حمایت‌های کافی برای بازنشستگان ازجمله  بیمه تکمیلی واقعی و سیاست‌های حمایتی هدفمند، عملا این انتخاب را به ضرورتی گریزناپذیر نزدیک می‌کند. به‌نظر می‌رسد ارزیابی دقیق نیازمند تفکیک انگیزه و کیفیت فعالیت است.

    استراحت نه؛ سختی آری

    آب‌روشن در پایان گفت: برای افرادی که سال‌ها در مشاغل سخت و زیان‌آور فعالیت کرده‌اند، بازنشستگی همیشه معادل استراحت واقعی نیست. این افراد معمولا با پیامدهای تجمعی مواجهند؛ فرسودگی اسکلتی- عضلانی، آسیب‌های تنفسی و شغلی و بیماری‌های مزمن که حتی بعد از خروج از کار نیز روند بهبودشان کند است. از طرفی فشار اقتصادی می‌تواند آنان را به سمت ادامه کار یا فعالیت سبک اما مداوم سوق دهد تا درآمد کافی برای پوشش هزینه درمان و زندگی فراهم شود بنابراین سختی‌ها نه‌تنها تمام نمی‌شود بلکه گاهی به شکل جدیدی در دوران پیری ادامه پیدا می‌کند. در نتیجه بازنشستگی در بهترین حالت فرصتی برای کاهش فشار کاری است اما در عمل به‌دلیل شرایط درمانی و اقتصادی می‌تواند همراه با تداوم درد، نیازهای پزشکی و محدودیت عملکرد روزمره باشد. این مساله نشان می‌دهد که «کیفیت بازنشستگی» به دو مولفه وابسته است: حمایت درمانی موثر و تامین مالی کافی برای زندگی بدون اجبار به کار مجدد.

  • بازنشستگان در مسلخِ بیمه‌های تکمیلی

    بازنشستگان در مسلخِ بیمه‌های تکمیلی

    به گزارش اقتصادران، زمستانِ عمرِ کارگر، فصلِ درویِ رنج‌هایی است که در بهارِ جوانی کاشته شده؛ اما گویی در این دیار، موی سپید و تنِ فرسوده، نه نمادِ حرمت، که سوژه ای برای دلالانِ جان و نان است. آنان که روزگاری تمام جوانی، سلامت و جان‌مایه‌ی خویش را برای ساختن این کشور و بنای زیرساخت‌های آن گذاشتند، امروز در انزوای سالمندی، سهمشان از اقتصاد، دویدن‌های بی‌حاصل در راهروهای سرد و بی‌روح بیمارستان‌هاست. قانون اساسی روی کاغذ با کلماتی فاخر از «درمان رایگان» می‌گوید، اما در کفِ خیابان و در صف‌های طولانیِ داروخانه‌ها، جانِ آدمی به چرتکه‌ی بی‌رحم سوداگرانِ درمان گره خورده است.

    ​ساختار حکمرانی که در ادبیات رسمی، خود را متولی حقوق عامه می‌نامد، در تلاطمِ مناسباتِ سرمایه‌سالار، عملاً از هرگونه تعهد در قبالِ توده‌های مزدبگیر تهی شده است.  دولت، نه تنها پناهگاه و حافظِ منافعِ طبقه‌ی کارگر نیست، بلکه با کالایی‌سازیِ نیازهای بنیادینی چون درمان، در قامتِ تسهیل‌گرِ انباشتِ سرمایه برای اقلیتی خاص ظاهر شده است.

    دولت  از مسئولیت‌های اجتماعی خویش عقب‌نشینی کرده تا بازنشستگان را بی‌دفاع، به مسلخِ بیمه‌های تکمیلی بفرستد؛  نظامِ درمانیِ کالایی‌شده، سلامت را به امتیازی خاص مختصِ اقلیتی برخوردار بدل کرده است.

    پرده‌برداری از یک استثمار ساختاری

    در همین رابطه، حسین غلامی، فعال صنفی بازنشستگان تأمین اجتماعی، با ثبت نامه‌ای اعتراضی در سازمان تأمین اجتماعی و کانون عالی بازنشستگان، پرده از سازوکارِ بیمه‌های تکمیلی برداشته است. وی در گفتگویی، با استناد به اسناد و ارقام، ابعاد این بی‌عدالتیِ ساختاری را تشریح کرد.

    حسین غلامی در این رابطه اظهار داشت: «مستحضرید که بازنشستگان با ۳۰ سال سابقه کار و پرداخت حقّ بیمه به این مرحله از زندگی رسیده و طبق قانون می‌بایست به جهت آنکه جوانی و میانسالی خود را برای کار و تولید اجتماعی گذاشته و به امراض مختلف ناشی از فشار کار و آلاینده‌های متعدد محیط کار مبتلا شده‌اند، از درمان رایگان که هزینه آن در حین کار از آنان کسر شده برخوردار شوند. لذا در قانون اساسی و قانون تأمین اجتماعی، در هر دو این اسناد بالادستی بر درمان رایگان تأکید شده است.»

    بیماری و مرگ زودرس؛ تاوانِ پولی‌سازیِ درمان

    وی با اشاره به شرایط دشوار معیشتی افزود: «به جهت افزایش سرسام‌آور هزینه‌های درمان و دارو، بازنشستگان حتی با تمامی حقوق یک ماه خود قادر به درمان، به‌خصوص جراحی و هزینه‌های دارو، لوازم عینک، سمعک و بازسازی دندان نیستند و طبیعتاً بدون آنکه از کرامت، حرمت و سلامت در دوران سالمندی خود بهره‌مند شوند، با توجه به فاصله‌ی هزینه‌های درمان و حقوق بازنشستگان که بر عموم مردم مبرهن است، به بیماری و متعاقباً مرگ زودرس دچار می‌شوند.»

    غلامی در انتقاد از عملکرد دولت و سازمان‌های مسئول خاطرنشان کرد: «در حالی که دولت موظف به تأمین درمان رایگان می‌باشد، در اینجا نیاز نیست به حقّ زندگی، درمان رایگان و اصول مصرح مندرج در قانون پرداخته شود. وزارت کار و سازمان تأمین اجتماعی به جای اجرای قانون که وظیفه و مسئولیت آنان است، با ایجاد بیمه‌های تکمیلی خارج از حوزه‌ی سازمان، بازنشستگان را سردرگم کرده و بر بی‌مسئولیتی خود سرپوش می‌گذارند. واضح است که اینان نیز درمان رایگان را تأمین ننموده و بازنشستگان را بدون هیچ پشتوانه‌ای روانه بازار قاچاق دارو و درمان کرده و خود نیز درآمدهای نجومی و ده‌ها هزار میلیاردی کسب می‌کنند.»

    ریاضیاتِ بی‌عدالتی؛ سود خالص بیمه از جیب یک کارگر

    او برای اثبات ادعای خود، وضعیت مالی یک بازنشسته را در قالب جدول زیر ارائه داد:

    ۱۰/۳۳۰/۰۰۰ دریافتی بیمه تکمیلی از بازنشسته از مرداد تا  فروردین
    ۴/۰۰۰/۰۰۰ مبلغ دریافتی بیمه تکمیلی از سازمان
    ۴/۳۳۰/۰۰۰ جمع دریافتی بیمه تکمیلی
    ۷/۰۴۰/۰۰۰ صورت هزینه درمان تحویلی به بیمه تکمیلی  از مهر
    صفر پرداختی بیمه به بازنشسته
    ۳/۰۲۰/۰۰۰ ارزش صورت هزینه  به روز با تورم ۱۰۰%

    غلامی در توضیح این ارقام گفت: «دریافتی بیمه تکمیلی از بازنشسته و سازمان (در صورتی که سازمان سهم بیمه تکمیلی را بپردازد) بیش از ۱۴ میلیون بوده که به ارزش امروز بالغ بر ۱۸ میلیون تومان ارزیابی می‌شود. اگر بیمه تکمیلی صورت‌هزینه را تا یک ماه بعد از هزینه یعنی در آبان پرداخت می‌کرد و خودسرانه یا به بهانه‌ی رسیدن به سقف هزینه درمان کسر نمی‌کرد، ۷/۰۴۰/۰۰۰ تومان بود؛ اما ارزش آن امروزه نصف شده است. پس سود بیمه تکمیلی از این بازنشسته بیش از ۱۵ میلیون تومان است (۱۵=۳_۱۸) فرض کنیم بیمه تکمیلی به برخی بازنشستگان بیشتر و به‌موقع پرداخت کرده و سود متوسط از هر بازنشسته را تقریباً نصف و ۸ میلیون تومان بگیریم:»

    ۷۲ همت سود حاصل در یک سال
    ۳۶ همت سود حاصل از کل بازنشستگی در ۶ ماه
    ۴/۵۳۸/۰۰۰ تعداد بازنشستگان  تأمین اجتماعی
    ۸/۰۰۰/۰۰۰ متوسطه سود بیمه تکمیلی از  هر بازنشسته
    ۱۵/۰۰۰/۰۰۰ سود بیمه تکمیلی از این بازنشسته در ۶ ماه

    این فعال صنفی تاکید کرد: «۷۲ همت یعنی ۷۲ هزار میلیارد تومان در یک سال؛  البته شاید بیمه تکمیلی هزینه‌های دیگری داشته باشند…..»

    سرابِ چشم‌انداز توسعه و تعطیلیِ قانون

    حسین غلامی در پایان تصریح کرد: «نهایتاً بازنشستگان از بیمه رایگان محرومند؛ بیمه تکمیلی در کمین ۷۲ هزار میلیارد تومان درآمد است و بازنشستگان همانند پَرِ کاهی در طوفان تورم درمان و دارو در چرخش‌اند. قانون بیمه درمان رایگان با گران کردن مستمر دارو و خدمات توسط دولت، نتیجه‌ای جز گسترش فقر و بیماری و مرگ‌ومیر برای بازنشستگان ندارد. در سند چشم‌انداز ۲۰ ساله ۱۴۰۴ بر برخورداری از سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی تأکید شده، اما این برنامه برای ما بازنشستگان، معلمان، کارگران و حقوق‌بگیران نیست. واضح است که این مواهب نصیب بخش اقلیت ۵ درصدی برخوردار از ثروت و قدرت می‌شود.»

    این بازنشسته این مطالب را در قالب یک نامه در تامین اجتماعی و کانون عالی بازنشستگان به ثبت رسانده است.

  • بازنشستگان زیر بار سنگین معیشت / وقتی دخل و خرج با هم نمی خواند!

    بازنشستگان زیر بار سنگین معیشت / وقتی دخل و خرج با هم نمی خواند!

    به گزارش اقتصادران، ابوالفضل اسماعیلی، فعال حوزه بازنشستگان و عضو سابق شورای کارگری در شرکت آلومنیوم پارس، با انتقاد از تاخیر در ابلاغ مزد کارگران به ایلنا گفت: شورای عالی کار در تاریخ بیست‌وچهارم اسفندماه تشکیل جلسه داد و میزان افزایش حقوق را تصویب کرد. با این حال، ابلاغ مزد با تاخیر مواجه شد و بسیاری از کارگران و بازنشستگان، حقوق این ماه خود را بدون افزایش دریافت کردند.

    وی گفت: با وجود تورم شدید و افزایش افسارگسیخته قیمت‌ها، این میزان افزایش حقوق به هیچ‌وجه پاسخگوی نیازهای معیشتی مردم، به‌ویژه اقشار کارگری و بازنشستگان کشور، نیست.

    وی گفت: در شرایط کنونی، قیمت کالاها و خدمات به‌صورت روزانه در حال افزایش است، به‌گونه‌ای که مردم هنگام خرید مایحتاج ضروری، با تفاوت محسوس قیمت‌ها نسبت به چند روز قبل مواجه می‌شوند. این روند باعث شده که در بسیاری از موارد، خانوارها توان خرید ناچیز خود را هم از دست بدهند.

    وی افزود: افزایش قیمت‌ها سرسام‌آور است، به طوریکه وقتی به سوپرمارکت برای خرید مایحتاج مراجعه می‌کنی مجبوری کلی حساب و کتاب  کنی و از بخشی از نیاز روزانه بزنی تا بتوانی بین دخل و خرجت تعادل برقرار کنی که البته هماهنگ کردن دخل و خرج، دشوار و در برخی مواقع اساساً نشدنی است.

    این فعال حوزه بازنشستگان گفت: در  وضعیتی که به سختی می‌‌توان نیاز روزمره را تامین‌کرد افزایش شدید هزینه‌های درمان و دارو نیز به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مردم تبدیل شده است. امروز هزینه تهیه دارو برای هر بیمار می‌تواند به چندین میلیون تومان برسد؛ حتی صرف مراجعه به پزشک متخصص نیز هزینه‌های سنگینی را به خانواده‌ها تحمیل می‌کند. یعنی اگر در این وضعیت، کارگر و بازنشسته نیاز به دوا و درمان پیدا کند یا باید از پس‌انداز خرج کند و یا اگر پس‌اندازی نبود قرض بگیرد یا اینکه اصلاً درمان را رها کند.

    اسماعیلی ادامه داد: این وضعیت در کنار گرانی اقلام خوراکی، فشار مضاعفی بر زندگی مردم وارد کرده و عملاً معیشت بسیاری از خانواده‌ها را با بحران مواجه ساخته است.

    اسماعیلی گفت: اگرچه ۶۰ درصد افزایش پایه حقوق برای سال جدید در نظر گرفته شده اما واقعیت این است که این رقم حتی به اندازه‌ی سال قبل نمی‌تواند سبد حداقل‌های زندگی را پوشش دهد و ما از سال قبل هم عقب‌تر هستیم. به این موضوع، جنگ و افزایش شدید قیمتها را هم اضافه کنید تا متوجه شوید اوضاع کارگران و بازنشستگان چقدر وخیم است. بنابراین افزایش ۶۰ درصدی حقوق، با توجه به رشد فزاینده قیمت‌ها، نمی‌تواند پاسخگوی هزینه‌های زندگی باشد.

    این فعال حوزه بازنشستگان تاکید کرد: از سوی دیگر، بازار مسکن نیز با افزایش شدید قیمت‌ها روبه‌رو شده است. به‌عنوان مثال، قیمت پیش‌خرید هر متر مربع مسکن که در اسفندماه حدود ۴۲ میلیون تومان بوده، در مدت کوتاهی به حدود ۶۶ تا ۷۵ میلیون تومان افزایش یافته است. چنین جهشی عملاً امکان خانه‌دار شدن را از بسیاری از اقشار جامعه سلب کرده و زندگی آنان را تنها به تأمین نیازهای اولیه روزمره محدود ساخته است.

    وی تاکید کرد: در این میان، تأخیر در ابلاغ مصوبه افزایش حقوق از سوی وزارت کار،  خانوارهای کارگری و بازنشسته را از نظر معیشتی آن هم در شرایط اقتصادی بعد از جنگ، عقب نگه داشت. از سوی دیگر، مدیرعامل تامین اجتماعی هنوز افزایش مستمری بازنشستگان در سال جدید را ابلاغ نکرده است و این تاخیر، به زندگی بازنشستگان فشار مضاعف وارد کرده است.

    وی گفت:  این اقشار که بیشترین تأثیر را از تورم می‌پذیرند، در شرایطی قرار گرفته‌اند که حتی برای تأمین هزینه‌های اولیه زندگی، ناچار به استفاده از پس‌اندازهای قبلی خود شده‌اند.

    اسماعیلی بیان کرد: تاخیر در ابلاغ مزد، سبب شد در فروردین، بازنشستگان و بسیاری از کارگران حقوق علی‌الحساب دریافت کنند در حالیکه همانطور که گفتم، حتی با افزایش حقوق هم نمی‌توان از پس هزینه‌های زندگی برآمد و حالا کارگران باید این ماه را با حقوق ناچیز سال قبل بگذرانند!

    اسماعیلی در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: همچنین گزارش‌ها حاکی از افزایش تعدیل نیرو و ناامنی شغلی در ماه‌های اخیر است که این موضوع نیز بر فشارهای اقتصادی افزوده است. بسیاری از کارگران با تهدید از دست دادن شغل خود مواجه‌اند و آینده شغلی آنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

    وی گفت: در مجموع، آنچه امروز در جامعه مشاهده می‌شود، شکاف عمیق میان درآمد و هزینه‌های زندگی است. اگرچه کالاها در بازار موجود هستند، اما قدرت خرید مردم به‌شدت کاهش یافته و دسترسی واقعی به این کالاها برای بخش بزرگی از جامعه دشوار شده است. ادامه این روند می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای به همراه داشته باشد و همین نکته، ضرورت اتخاذ تدابیر فوری و مؤثر از سوی مسئولان را دوچندان می‌کند.

  • رنج درمان گران بر دوش بازنشستگان و کارگران

    رنج درمان گران بر دوش بازنشستگان و کارگران

    به گزارش اقتصادران، طبق قانون الزام تامین اجتماعی، صفر تا صد هزینه‌های درمان باید رایگان باشد اما در واقعیت، بیمه‌شدگان برای بهره‌مندی از این خدمات هزینه پرداخت می‌کنند که این هزینه گاهی به قدری زیاد است که آنها مجبورند پس‌اندز خود را صرف درمان کنند.

    بسیاری از بیمه‌شدگان سازمان تامین اجتماعی برای بهره‌مندی از خدمات درمان، مجبور به مراجعه به مرکز خصوصی هستند. مبلغی که آنها برای درمان در این مراکز پرداخت می‌کنند، اگر بیمه تکمیلی داشته باشند، گاهی با تاخیر چندماهه به حساب آنها واریز می‌شود و البته بیمه تکمیلی همه این هزینه‌ها را هم‌ پوشش نمی‌دهد.

    از طرفی دیگر، اخیراً هزینه‌های دارو افزایش سرسام‌آوری پیدا کرده و  بسیاری از داروها از پوشش بیمه خارج شده‌اند. در این وضعیت، یکی از موضوعاتی که بازنشستگان تامین اجتماعی همواره نسبت به آن معترض هستند، همین وضعیت خدمات درمان و ضعف‌های برجسته‌ی آن است.

    سید سعید فتاحی، مشاور کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران، با اشاره به وضعیت بد معیشتی و ارائه ضعیف خدمات درمانی به بازنشستگان تامین اجتماعی گفت: بازنشسته‌ای که جوانی خود را صرف کار کرده و در طول ۳۰ سال فعالیت، با پرداخت حق بیمه به امید برخورداری از چتر حمایت درمانی در دوران کهولت بوده، امروز با شرایطی مواجه است که اگر همان مبالغ را در زمان خود صرف خرید سکه طلا می‌کرد، اکنون از رفاه و آسایش بیشتری برخوردار بود و نیازی به استفاده از خدمات درمانی سازمان تأمین اجتماعی یا بیمه‌های تحمیلیِ تکمیلی نداشت.

    وی افزود: این در حالی است که به‌صراحت در قوانین سازمان تأمین اجتماعی، از جمله ماده ۵۴، بر ارائه خدمات درمانی رایگان به بازنشستگان تأکید شده اما این قوانین به طور  کمال و با کیفیت اجرا نمی‌شوند و در حد متن قانون باقی مانده‌اند. بازنشستگان سال‌هاست اجرای این ماده قانونی را مطالبه می‌کنند اما متأسفانه گوش شنوایی برای تحقق این حق قانونی وجود ندارد.

    مشاور کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران ادامه داد: با نگاهی به وضعیت سایر کشورها، مشاهده می‌شود که در بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی، خدمات درمانی، رفاهی و حتی حمل‌ونقل برای بازنشستگان به‌صورت رایگان ارائه می‌شود، اما در کشور ما حتی با کسر مبالغی تحت عنوان بیمه تکمیلی، حداقل خدمات درمانی نیز به‌درستی ارائه نمی‌شود و بازنشستگان ناچارند با حداقل‌ها بسازند.

    فتاحی با انتقاد از افزایش هزینه‌های درمان گفت: هزینه‌های درمان به‌شدت افزایش یافته، قیمت دارو هر روز بیشتر می‌شود و خدماتی مانند دندانپزشکی عملاً به کالایی لوکس برای بازنشستگان تبدیل شده است. این در حالی است که بسیاری از بازنشستگان حقوق اندکی دریافت می‌کنند و ناچارند بخش زیادی از هزینه‌های درمان را از جیب خود پرداخت کنند.

    این فعال کارگری درباره مشکلات درمانی بازنشستگان تأمین اجتماعی افزود: بازنشستگان با وجود پرداخت حق بیمه و کسر هزینه بیمه تکمیلی، همچنان در دریافت خدمات درمانی با مشکل مواجه هستند و بخش قابل توجهی از هزینه‌های دارو و درمان به جیب خالی آن‌ها تحمیل می‌شود.

    مشاور کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران در ادامه به وضعیت بیمه تکمیلی اشاره کرد و گفت: با وجود کسر ماهانه‌ی حق بیمه تکمیلی از حقوق ناچیز بازنشستگان، هنوز بخش زیادی از هزینه‌های درمانی بازنشستگان پرداخت نشده و طبق شنیده‌ها، بیمه آتیه‌سازان حافظ بدهی خود را با بازنشستگان تا پایان شهریورماه تسویه کرده و هنوز تعداد زیادی از بازنشستگان پولی را  که سال گذشته بابت درمان پرداخت کرده‌اند، پس نگرفته‌اند. مشخص نیست این مشکل ناشی از عدم پرداخت سهم سازمان تأمین اجتماعی است یا عملکرد خود بیمه آتیه‌سازان حافظ؛ اما در هر صورت، هر دو طرف باید به‌صورت شفاف پاسخگوی بازنشستگان باشند.

    وی تأکید کرد: بازنشستگان در این میان هیچ تقصیری ندارند؛ مبالغ از حقوق آن‌ها کسر شده و انتظار دارند خدمات دریافت کنند، نه اینکه ماه‌ها در انتظار بازپرداخت هزینه‌های درمانی خود بمانند.

    فتاحی همچنین با اشاره به روند فزاینده گرانی خدمات درمانی افزود: در سال‌های اخیر و به‌ویژه پس از جنگ، هزینه‌های حوزه سلامت به‌طور قابل توجهی افزایش یافته و فشار مضاعفی بر بازنشستگان وارد کرده است. افزایش تعرفه‌های پزشکی، رشد قیمت تجهیزات و خدمات بیمارستانی و همچنین بالا رفتن هزینه‌های آزمایشگاهی و پاراکلینیکی و همچنین هزینه‌های دارو باعث شده دسترسی به خدمات درمانی برای این قشر دشوارتر از گذشته شود.

    مشاور کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران ادامه داد: این افزایش قیمت‌ها در شرایطی رخ داده که حقوق بازنشستگان متناسب با نرخ تورم و هزینه‌های واقعی زندگی افزایش نیافته و همین موضوع موجب شده شکاف عمیقی میان درآمد و هزینه‌های درمانی ایجاد شود؛ به‌طوری‌که بسیاری از بازنشستگان ناچارند درمان خود را به تعویق بیندازند یا از خدمات ضروری صرف‌نظر کنند.

    وی گفت: حتی در مواردی مشاهده می‌شود که بازنشستگان برای تأمین هزینه‌های درمانی خود مجبور به قرض گرفتن یا فروش دارایی‌های اندک خود می‌شوند که این مسئله شأن و منزلت این قشر زحمتکش را زیر سؤال می‌برد.

    مشاور کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران در پایان خاطرنشان کرد: انتظار می‌رود در این موقعیت حساس، دولت تمامی بدهی‌های خود را به سازمان تامین اجتماعی تسویه کند تا دست سازمان برای ارائه خدمات بهتر به کارگران و بازنشستگان باز شود و این قشر زحمتکش پس از سه دهه کار و تلاش در راه سازندگی این مملکت، حداقل دغدغه درمان نداشته باشند و از خدمات شایسته‌تری بهره‌مند شوند.

  • درمان؛ بزرگ‌ترین نگرانی بازنشستگان

    درمان؛ بزرگ‌ترین نگرانی بازنشستگان

    به گزارش اقتصادران، سال‌هایی که کارگران و بیمه‌پردازان حق بیمه از حقوق ماهانه خود کسر می‌کردند، تصورشان این بود که در سال‌های بازنشستگی، دست‌کم از دغدغه درمان آسوده‌تر خواهند بود؛ دوره‌ای که با افزایش سن، بیماری‌های مزمن، نیاز به دارو، آزمایش، تصویربرداری و مراقبت‌های تخصصی، بیش از هر زمان دیگری به حمایت بیمه‌ای نیاز است. اما امروز بسیاری از بازنشستگان تأمین اجتماعی، نه‌تنها از آسودگی درمانی خبری نمی‌بینند، بلکه خود را در میانه یک بحران فرساینده می‌دانند؛ بحرانی که از یک‌سو به گرانی سرسام‌آور خدمات درمانی و از سوی دیگر به تأخیر در پرداخت مطالبات بیمه تکمیلی گره خورده است. اعتراض اخیر جمعی از بازنشستگان به وضعیت درمان و تأخیر چندماهه در بازپرداخت هزینه‌های بیمه تکمیلی، فقط گلایه‌ای مقطعی نیست؛ این اعتراض، بازتاب یک نارضایتی عمیق و انباشته از ساختاری است که به گفته بازنشستگان، در حساس‌ترین سال‌های زندگی، آنها را تنها گذاشته است.

    بازنشستگان می‌گویند در شرایطی که هزینه یک ویزیت ساده، آزمایش‌های دوره‌ای، داروهای تخصصی، خدمات دندانپزشکی، تصویربرداری و بستری، بخش قابل توجهی از مستمری ماهانه را می‌بلعد، تأخیر چهارماهه یا بیشتر در بازپرداخت هزینه‌های درمان، عملاً به معنای فشار مضاعف بر سفره و معیشت آنهاست. بسیاری از سالمندان، به‌ویژه بازنشستگانی که با بیماری‌های مزمن مانند دیابت، فشار خون، مشکلات قلبی، آرتروز و بیماری‌های تنفسی زندگی می‌کنند، ناچارند ماهانه هزینه‌های ثابتی برای دارو و مراقبت درمانی بپردازند. در چنین شرایطی، تأخیر در بازگشت مطالبات درمانی، فقط یک تأخیر اداری نیست؛ بلکه به تعویق افتادن خرید دارو، عقب افتادن آزمایش، حذف بخشی از درمان یا حتی قرض گرفتن برای ادامه زندگی است.

    درمان؛ بزرگ‌ترین نگرانی دوران بازنشستگی

    واقعیت این است که سالمندی، پرهزینه‌ترین دوره زندگی از منظر سلامت است. با افزایش سن، نیاز به خدمات درمانی افزایش می‌یابد و کیفیت پوشش بیمه‌ای به یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های امنیت روانی و اجتماعی تبدیل می‌شود. برای بازنشستگان تأمین اجتماعی، این انتظار وجود دارد که سال‌ها پرداخت حق بیمه، در دوران بازنشستگی به حمایت موثر و قابل اتکا تبدیل شود. اما در سال‌های اخیر، فاصله میان هزینه واقعی درمان و میزان پوشش بیمه‌ای، به شکل محسوسی افزایش یافته است. بازنشستگان می‌گویند حتی در مواردی که بیمه پایه بخشی از هزینه را تقبل می‌کند، سهم پرداخت از جیب همچنان بسیار بالاست. از سوی دیگر، محدودیت مراکز طرف قرارداد، کیفیت پایین برخی خدمات، کمبود دارو  و صف‌های طولانی در مراکز دولتی، آنها را ناچار به مراجعه به بخش خصوصی می‌کند؛ بخشی که هزینه‌های آن برای بسیاری از مستمری‌بگیران سنگین و گاه کمرشکن است.

    در چنین شرایطی، بیمه تکمیلی باید نقش ضربه‌گیر را ایفا کند؛ اما وقتی پرداخت مطالبات با تأخیرهای چندماهه همراه می‌شود، همین سازوکار حمایتی نیز کارکرد خود را از دست می‌دهد.

    اعتراض بازنشستگان تامین اجتماعی به وضعیت درمان

    جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی به ایلنا گفتند: هزینه‌های درمان بسیار بالاست و با وجود پرداخت حق بیمه درمان در دوره‌های مختلف باز هم از حمایت قابل قبول برخوردار نیستیم. از سوی دیگرهزینه‌های درمان بسیار بالاست و با وجود پرداخت حق بیمه درمان در دوره‌های مختلف، باز هم از حمایت قابل قبول برخوردار نیستیم.  آن‌ها افزودند: سال‌ها حق بیمه پرداخت کردیم تا در دوره پیری حداقل در زمینه درمان مشکل نداشته باشیم اما الان بیش از هر زمان دیگری با هزینه‌های سرسام‌آور درمان دست و پنجه نرم می‌کنیم. از یک طرف هزینه‌های درمان بالاست و از طرفی دیگر خدمات بیمه مادر و بیمه تکمیلی بسیار ناچیز است.  بازنشستگان تاکید کردند: بسیاری از اوقات مجبور می‌شویم به مراکز درمان خصوصی مراجعه و از جیب خود هزینه کنیم که گاهی حتی بخش قابل توجهی از حقوق و پس‌انداز خود را صرف می‌کنیم و برای گرفتنِ این هزینه‌ای که از جیب پرداخت کردیم باید ماه‌ها صبر کنیم. همچنین بیمه آتیه‌سازان حافظ هنوز هزینه‌های درمان ما را بعد از گذشت ۴ ماه پرداخت نکرده و در شرایطی که هزینه‌ها بیشتر از مستمری ما است، تعلل چند ماهه در پرداخت هزینه، زندگی ما را  از آنچه امروز هست سخت‌تر می‌کند.

    بازنشستگان به کاهش ارزش پول خود اشاره کرده و گفتند: در شرایطی که قیمت‌ها روز به روز بالا می‌رود و تورم بسیار شدید است،  حتی یک روز تأخیر هم ارزش پول ما را کاهش می‌دهد. اگر ما چند ماه پیش می‌توانستیم با بدهی خود برای خانه برنج و مایحتاج روزانه بخریم، امروز دیگر با همان مبلغ نمی‌توانیم همان  اقلام را به همان اندازه  تعیین کنیم.

    تأخیر در پرداخت  کاهش ارزش پول و افزایش فشار روانی

    پرستو حریری، کارشناس بیمه در این باره به «تعادل» می‌گوید: مشکل بازنشستگان فقط اصل مبلغ مطالبات درمانی نیست، بلکه زمان پرداخت هم اهمیت بسیار زیادی دارد. در اقتصادی که تورم بالاست، هر ماه تأخیر در بازپرداخت هزینه‌ها به معنای کاهش ارزش واقعی پول بازنشسته است. او توضیح می‌دهد: وقتی بازنشسته برای درمان، از جیب خود چند میلیون تومان پرداخت می‌کند، معمولا این مبلغ را از محل مستمری، پس‌انداز اندک یا حتی قرض تأمین کرده است.

    حال اگر بازگشت این مبلغ چهار یا پنج ماه طول بکشد، در عمل بخشی از قدرت خرید او از بین رفته است. این یعنی بازنشسته دو بار هزینه می‌دهد؛ یک بار برای درمان و بار دوم از محل افت ارزش پول. این کارشناس بیمه می‌افزاید: بیمه تکمیلی برای سالمندان باید بر پایه سرعت، شفافیت و دسترسی آسان طراحی شود: «بازنشسته‌ای که در ۶۵ یا ۷۰ سالگی درگیر بیماری است، نباید درگیر فرآیندهای پیچیده ثبت اسناد، مراجعات مکرر و انتظار طولانی برای دریافت مطالبات شود. این وضعیت، شأن بیمه‌شدگان قدیمی را زیر سوال می‌برد.» حریری با اشاره به ضعف در قراردادهای بیمه تکمیلی اظهار می‌دارد: بخشی از مشکل به نبود ضمانت اجرایی کافی در قراردادها برمی‌گردد. اگر شرکت بیمه‌گر در بازه زمانی مشخص ملزم به پرداخت نباشد یا جریمه تأخیر موثری وجود نداشته باشد، این چرخه فرسایشی ادامه پیدا می‌کند.

    سالمندی و سلامت وقتی تأخیر درمان  بیماری را تشدید می‌کند

    او با تاکید بر اینکه تاخیر در درمان می‌تواند برای بازنشستگان آسیب زا باشد، می‌گوید: درمان نیز معتقد است بحران درمان بازنشستگان، فقط یک مساله مالی نیست، بلکه پیامدهای مستقیم جسمی و روانی دارد. سالمندان جزو آسیب‌پذیرترین گروه‌های جمعیتی هستند. هرگونه اختلال در دسترسی به خدمات درمانی، می‌تواند مستقیما به تشدید بیماری، افزایش بستری، افت کیفیت زندگی و حتی مرگ زودرس منجر شود. این کارشناس توضیح می‌دهد: وقتی بازنشسته به دلیل نگرانی از هزینه‌ها، مراجعه به پزشک را به تعویق می‌اندازد، آزمایش دوره‌ای را حذف می‌کند یا داروی خود را کمتر مصرف می‌کند تا هزینه‌اش پایین بیاید، در واقع وارد چرخه‌ای خطرناک می‌شود.

    این تصمیم‌های ناخواسته، در بلندمدت هزینه‌های درمان را چند برابر می‌کند. او می‌افزاید: فشار روانی ناشی از ناامنی درمانی نیز بسیار مهم است: «سالمندی دوره‌ای است که فرد بیش از هر زمان دیگری به آرامش نیاز دارد. وقتی بازنشسته هر ماه نگران هزینه دارو، هزینه عمل جراحی یا زمان بازپرداخت بیمه باشد، اضطراب مزمن ایجاد می‌شود. این اضطراب خود می‌تواند بیماری‌های زمینه‌ای را تشدید کند.» حریری تاکید می‌کند: سیاست‌گذاری سلامت برای سالمندان باید بر اصل پیشگیری از فقر درمانی استوار باشد. فقر درمانی فقط ناتوانی در پرداخت نیست؛ بلکه وضعیتی است که فرد به خاطر هزینه، از درمان صرف‌نظر می‌کند یا کیفیت زندگی‌اش کاهش می‌یابد.»

    شکاف میان مستمری و هزینه‌های واقعی زندگی

    آرزو کاشفی، فعال مدنی نیز در این باره به «تعادل» می‌گوید: یکی از مهم‌ترین لایه‌های این بحران، فاصله روزافزون میان مستمری بازنشستگان و هزینه‌های واقعی زندگی است. در شرایطی که تورم عمومی و تورم درمانی همزمان در حال افزایش است، مستمری بسیاری از بازنشستگان پاسخگوی نیازهای حداقلی نیست. او می‌افزاید: بازنشستگان می‌گویند بخش مهمی از درآمد ماهانه آنها صرف اجاره، خوراک، قبوض و هزینه‌های روزمره می‌شود و هزینه‌های درمانی عملا به عاملی برای حذف سایر نیازها تبدیل شده است. به این ترتیب بسیاری ناچارند بین خرید دارو، پرداخت اجاره یا تأمین مایحتاج روزانه یکی را در اولویت قرار بدهند. این فعال مدنی تاکید می‌کند: وضعیت کنونی، مفهوم بازنشستگی را که باید دوره‌ای برای آرامش نسبی پس از سال‌ها کار باشد، به دوره‌ای از اضطراب دائمی بدل کرده است؛ اضطرابی که هر بار با یک نسخه دارو، یک آزمایش جدید یا یک قبض بیمارستان، دوباره خود را نشان می‌دهد.

     

    ضرورت اصلاح فوری سازوکار بیمه تکمیلی

    کاشفی اظهار می‌دارد: کارشناسان معتقدند حل این بحران، نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری است. نخست، تسویه سریع مطالبات معوق بازنشستگان و تعیین زمان‌بندی روشن برای پرداخت‌ها. دوم، بازنگری در قراردادهای بیمه تکمیلی با هدف کاهش بروکراسی و افزایش سرعت بازپرداخت. سوم، گسترش مراکز طرف قرارداد با کیفیت مناسب تا نیاز به پرداخت از جیب کاهش یابد.

    او می‌افزاید: همچنین شفاف‌سازی در اطلاع‌رسانی، ایجاد سامانه‌های ساده و قابل دسترس برای پیگیری مطالبات، و نظارت دقیق‌تر بر عملکرد شرکت‌های بیمه‌گر، از جمله اقداماتی است که می‌تواند بخشی از فشار فعلی را کاهش دهد. کاشفی تاکید می‌کند: بازنشستگان سال‌ها ستون تولید و اقتصاد کشور بوده‌اند. نظام بیمه‌ای اگر در دوران نیاز نتواند از آنها حمایت کند، در واقع فلسفه وجودی خود را از دست می‌دهد. به این ترتیب بی‌توجهی به درمان سالمندان، فقط یک مساله صنفی نیست؛ این یک مساله اجتماعی و انسانی است. جامعه‌ای که سالمندانش در صف درمان و انتظار مطالبات بمانند، با یک زنگ خطر جدی در حوزه رفاه و سلامت روبروست. این فعال مدنی در پایان هشدار می‌دهد: اعتراض بازنشستگان امروز، بیش از آنکه یک مطالبه مالی باشد، فریاد برای بازگرداندن حداقلی از امنیت، کرامت و آرامش به سال‌هایی است که قرار بود ثمره یک عمر کار و پرداخت حق بیمه باشد.

     

  • عیدی بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی واریز شد

    عیدی بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی واریز شد

    به گزارش اقتصادران، با پیگیری‌های ویژه احمد میدری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و دستور مساعد رئیس‌جمهور پزشکیان و مساعدت رئیس‌کل بانک مرکزی، منابع لازم برای پرداخت به موقع عیدی بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی تأمین شد.

    بنابر اعلام سازمان تأمین اجتماعی پرداخت عیدی حدود ۵ میلیون نفر بازنشسته و مستمری‌بگیر تامین اجتماعی، در روز پنج‌شنبه ۱۴ اسفند آغاز می‌شود.

    با توجه افزایش مبلغ عیدی طبق مصوبه هیات دولت، مجموعا مبلغی بالغ بر ۴۰هزار میلیارد تومان وجه برای پرداخت عیدی مورد نیاز بود که با پیگیری‌ها و تلاش‌های صورت گرفته و بویژه حمایت ویژه رئیس‌جمهور محترم، در جلسۀ مشترک احمد میدری و عبدالناصر همتی و سایر مسئولان ذیربط در روز جاری منابع مورد نیاز از طرق مختلف مورد توافق قرار گرفت و بنابراین واریز عیدی از صبح پنج شنبه ۱۴ اسفند ماه، به ترتیب حروف الفبا و از طریق بانک‌های عامل انجام خواهد شد.