برچسب: بازنشستگان

  • «پلکانی‌سازی حقوق»؛ عدالت یا توزیع فقر؟!

    «پلکانی‌سازی حقوق»؛ عدالت یا توزیع فقر؟!

    به گزارش اقتصادران، افزایش پلکانی حقوق بازنشستگان همواره یکی از مسائل پرمناقشه در میان بازنشستگان کشور (به ویژه کارگران بازنشسته) بوده است.

    برخی مدافعان پلکانی‌سازی افزایش حقوق کارگران و بازنشستگان بخش دولتی و بخش خصوصی، بر این باور هستند که این اقدام می‌تواند نوعی تبعیض مثبت قلمداد شود؛ منتقدان طرح اما دیدگاه‌های دیگری دارند که با انتشار خبر اخیر پلکانی‌سازی حقوق بازنشستگان و شاغلان دولت در مجلس، بیشتر از گذشته مطرح شده است. سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه سال آینده در روز بیست و هفتم بهمن گفته است: «در لایحه بودجه، حقوق‌ها از ۲۱ تا ۴۳ درصد به صورت پلکانی معکوس افزایش خواهد داشت.» این اظهارنظر موجبات انتقاد فعالان بازنشسته را فراهم کرده است.

    افزایش حقوق پلکانی؛ تبعیض منفی در حق متوسط بگیران

    فریدون نیکوفرد (فعال صنفی بازنشستگان شوش) بیان می‌کند: افزایش پلکانی ناعادلانه است؛ کارگری که متوسط بگیر می‌شود، حتماً شایستگی‌هایی داشته و از جنبه تحصیلی، سابقه کاری، جایگاه شغلی و فشار کاری در سطحی بوده که بیشتر دریافت کند. این کارگر خودش هم سهم حق بیمه بیشتری به نسبت سایر کارگران پرداخت کرده و کسورات بیشتری نیز از حکم حقوقی‌اش بابت بیمه کسر شده است؛ قاعدتاً این انتظار نباید وجود داشته باشد که چنین کارگری با سابقه سی‌ساله کار و درجه و مهارت و تحصیلات متفاوت، در زمان بازنشستگی مانند یک کارگر ساده دیپلمه دریافتی داشته باشد. چنین کارگری حق بیمه بیشتر می‌دهد تا از حقوق بازنشستگی بهتری نیز برخوردار باشد.

    نیکوفرد اضافه کرد: ما  روزگاری به امید بهره‌مندی از  حقوق بازنشستگی در سطحی بالاتر که دیگر نیاز به کار در دوران پیری نداشته نباشیم و بتوانیم زندگی کنیم، حق بیمه‌ها را بیش از حداقل  پرداخت کرده ایم. حال در شرایطی که نرخ تورم همزمان، هم بر مدیرعامل بازنشسته حقوق بگیر که با سقف حقوق بازنشسته شده و ما که متوسط بگیر بودیم، به صورت یکسان اثر می‌گذارد، برخلاف قانون مدیریت خدمات کشوری و برخلاف قانون تامین اجتماعی و قانون کار، افزایش حقوق را برای متوسط بگیران و سایر سطوح، بسیار کمتر از تورم منظور می‌کنند. ما به وضوح می‌بینیم که سطح معیشت و زندگی افراد متوسط بگیر در تامین اجتماعی با این فرمول‌ها به یک بازنشسته حداقل بگیر نزدیک شده است!

    این فعال حقوق بازنشستگان تصریح کرد: اگر دولت به دنبال حمایت حداکثری از حداقل بگیران است، می‌تواند در چهارچوب یک طرح بن یا کالابرگ متفاوت، از آن‌ها حمایت کند؛ اما در عمل به جای ارتقاء حداقل بگیر بازنشسته، ما بازنشستگان سایر سطوح  را به حداقل بگیر نزدیک کرده است! این یک ظلم آشکار است که باید همین امروز برچیده شود.

    این فعال کارگری بازنشسته شرکت هفت تپه تاکید کرد: یکی از اهداف پلکانی کردن حقوق بازنشستگان در کشور، ایجاد تفرقه میان متوسط بگیر و حداقل‌بگیران در مسیر پیگیری حقوق صنفی و اجتماعی است. با این اقدام و پلکانی‌ کردن افزایش‌ها، این تفرقه افزایش می‌یابد. همچنین هدف دیگر این است که دولت چون نمی‌خواهد از محل منابع خود دیون صندوق‌ها از جمله صندوق تامین اجتماعی را بدهد تا رفاه حداقلی بازنشسته تامین شود، از جیب بازنشسته متوسط بگیر می‌زند و بازنشسته حداقل‌بگیر را اندکی ارتقاء می‌دهد!

    وی خاطرنشان کرد: سازمان تامین اجتماعی نباید اینگونه رفتار کند. ما طبق ماده ۷۷ قانون تامین اجتماعی بر مبنای میزان بیمه‌پردازی صورت گرفته در زمان اشتغال، حقوق خود را تعیین می‌کنیم و تصویب هر فرمولی که این ماده قانونی را نقض کند، خلاف شرع و قانون  است. افزایش پلکانی یکی از پیچیده‌ترین شیوه‌ها برای سرکوب مستمری ما بازنشستگان است.

    او در پایان تشریح کرد: اگر هدف دولت حمایت از مستمری بازنشسته حداقل بگیر است، فرمول افزایش را طوری تنظیم می‌کرد که اکثر بازنشستگان از خط فقر مطلق ۳۰ میلیون تومانی عبور کنند؛ اما امروزه نه تنها حداقل بگیر با حقوق بازنشستگی ناچیز ۱۸ میلیون تومانی زیر خط فقر است بلکه بسیاری از متوسط‌بگیران که با افزایش حقوق به اندازه تورم و به شیوه غیر پلکانی می‌توانستند به مستمری ۳۰ میلیون تومانی برسند، امروز نزدیک حداقل بگیران حقوق می‌گیرند و در گرداب فقر به سر می برند.

    ظلمی که بالسویه نیست! 

    کاظم فرج اللهی (فعال کارگری و فعال حقوق بازنشستگان) با اشاره به موضوع افزایش حقوق پلکانی گفت: به صورت کلی، طرح افزایش پلکانی در بستر ساختار مزدی فقرپراکن حاکم  عمل می‌کند. در این نظام مزدی که در نیم قرن اخیر حاکم است، ما با افزایش حقوق مواجه نیستیم بلکه با توزیع فقر مواجهیم.

    وی افزود: همه‌ساله مبلغی که به حقوق کارگر و بازنشسته و کارمند افزوده می‌شود، حتی به اندازه تورم هم نیست. از این منظر به لحاظ علمی ما چیزی به نام افزایش حقوق در ایران نداریم، بلکه در عمل ترمیم حقوقی است که توسط تورم تخریب شده و تازه این ترمیم نیز در اغلب سال‌ها بسیار ناقص و ناکافی بوده و قدرت خرید و ارزش خود را به مرور از دست داده است. روند پلکانی‌سازی حقوق در چهارچوب این سازوکار فقیرسازی کارگر و بازنشسته، بحران معیشت را حتی برای بازنشستگانی که حقوق بیشتری دریافت می‌کردند تشدید کرده است.

    فرج اللهی تصریح کرد: افزایش پلکانی به این شکل صورت می‌گیرد که هرچه فاصله حقوق‌بگیران از حداقل بیشتر باشد، درصد افزایش پایین‌تری برای بازنشسته منظور می‌شود. کسانی که قبلاً دو برابر حداقل حقوق دریافتی داشتند، با فرمول جدید نزدیک به یک و نیم برابر حداقل حقوق می گیرند. این به معنای فقیرسازی متوسط بگیران است.

    این فعال کارگری اضافه کرد: شمار بازنشستگان حداقل بگیر در سازمان تامین اجتماعی اندک است اما بخش زیادی از بازنشستگان سایر سطوح  نزدیک به حداقل هستند. در واقع میانه‌بگیران با درصد کمتری حقوق‌شان افزایش می‌یابد و به این معنا هرساله از تورم عقب‌تر می‌مانند. با این فرمول پلکانی اگر بازنشسته‌ای چهار برابر حداقل بگیر حقوق می‌گرفته، امسال تنها سه برابر حداقل بگیران حقوق می‌گیرد!

    این فعال حقوق بازنشستگان تاکید کرد: دولت به خیال خود به دنبال اجرای عدالت است، اما به جای آنکه حداقل بگیران را ارتقاء دهد، بقیه را که کمتر فقیر هستند با شیوه پلکانی به فقرای حداقل بگیر نزدیک می‌کند. فرمول  پلکانی افزایش مستمری که تامین اجتماعی استفاده می‌کند، با فرمول افزایش پلکانی حقوق بازنشستگان دولت البته متفاوت است. اما ما بحث پلکانی را نه در قانون کار و نه در قانون تامین اجتماعی نداریم. فلسفه افزایش عدد ریالی حقوق به منظور ترمیم قدرت خرید، در این شیوه پشت گوش انداخته شده است.

    فرج اللهی در پایان گفت: این اقدام دولت برای پلکانی‌سازی حقوق، حتی مصداق «ظلم بالسویه برای برقراری عدل» هم نیست. در واقع تبعیض علیه کارگرانی که بیشتر زحمت کشیده و حق بیمه بیشتر داده اند، روا داشته می‌شود و وضعیت کارگر بازنشسته حداقل بگیر نیز بهتر نمی‌شود. این تبعیضی آشکار علیه نیروهای با تجربه و دارای تخصص و مسئولیت بیشتر است. این رویه ناعادلانه، ظلم نامساوی علیه کسانی است که تنها اندکی کمتر فقیر هستند تا فقیرسازی گسترده شود.

  • بازنشستگان به قطار مزایای مناسبتی نرسیدند!!

    بازنشستگان به قطار مزایای مناسبتی نرسیدند!!

    به گزارش اقتصادران، امیر رهبر، فعال صندوق بازنشستگی لشکری، گفت: از هفته گذشته به مناسبت ماه رمضان، مبالغی تحت عنوان کمک هزینه معیشتی برای شاغلین نیروهای مسلح  به ازای سرپرست، همسر و فرزند در حکمت کارت آن‌ها شارژ شد که البته با توجه به دریافتی سایر وزارت‌خانه‌ها، این مبالغ بسیار کم و ناچیز است اما صحبت من این است که حتی همین مبلغ ناچیز هم به بازنشستگان تعلق نگرفته است.

    وی گفت: این در حالی است که طبق قانون، در مناسبت‌ها باید بازنشستگان نیز درنظر گرفته شوند و اگر مزایایی برای نیروهای شاغل در نظر گرفته شد، باید به بازنشستگان نیز تخصیص داده شود.

    رهبر با انتقاد از دیده نشدن بازنشستگان نیروهای مسلح در مناسبت‌ها افزود: چرا بازنشستگان دیده نمی‌شوند؟ ارزش حقوق آنها با توجه به افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها و نرخ تورم افزایش پیدا کرده است و مستمری ماهانه کفاف هزینه‌های اساسی زندگی را هم نمی‌دهد.

    وی گفت: تا به بازنشستگان می‌رسند می‌گویند اعتبار نداریم؛ مگر تعداد بازنشستگان چقدر است که اعتبار برای نیروهای شاغل دارند اما بازنشستگان از آن بی‌بهره هستند.

    این فعال صندوق بازنشستگی لشکری گفت: بازنشستگان نیروهای مسلح به علت عوارض ناشی از جنگ،  فرزند بیکار بالای ۳۰ سال، اجاره نشینی، مریضی‌های اعصاب و روان، بیشتر از شاغلان احتیاج به رسیدگی معیشتی دارند.

  • دیگر زمانِ نادیده گرفتنِ معیشتِ بازنشستگان نیست!

    دیگر زمانِ نادیده گرفتنِ معیشتِ بازنشستگان نیست!

    به گزارش اقتصادران، امیر رهبر، فعال صنفی بازنشستگان صندوق لشکری، با اشاره به ناچیز بودنِ حقوق بازنشستگان گفت: بخش قابل توجهی از بازنشستگان، امروز دیگر توان پرداخت هزینه‌های درمانی، دارو و تغذیه مناسب را ندارند، اجاره مسکن و هزینه‌های پایه زندگی، بسیاری را تحت فشار قرار داده و حتی برای تأمین نیازهای اولیه خانوار خود با مشکل مواجه‌اند.

    وی به افزایش نرخ دلار و طلا و همزمان حذف ارز ترجیحی از کالاهای اساسی اشاره کرد و گفت: این در حالی است که حذف نرخ ارز ترجیحی باعث افزایش هرچه بیشتر قیمت‌ها شده است و احتمالا در ماه‌های آینده شاهد افزایش قیمت بیشتری نیز باشیم. در این شرایط کالابرگ یک میلیون تومانی تأثیری خاصی در زندگی بازنشستگان ندارد و باید حقوق متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا کند.

    این فعال صندوق لشکری گفت: ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری باید به درستی و با مشورت نمایندگان واقعی بازنشستگان و متناسب با تورم اجرا شود. طبق این قانون، حقوق باید حداقل به اندازه نرخ تورم که هرساله از سوی بانک مرکزی اعلام می‌شود افزایش یابد.

    وی همچنین به یک قانون بر زمین‌مانده -تبصره ۳ ماده ۱۱۷- اشاره کرد که به موجب آن، حقوق نیروهای مسلح و به تبع بازنشستگان لشکری باید از سایر بازنشستگان ۲۰ درصد بیشتر باشد.

    رهبر تأکید کرد: افزایش‌های حداقلی و غیرواقعی مستمری‌ها، قدرت خرید بازنشستگان را به شدت کاهش داده و با روح عدالت اجتماعی در تضاد است.

    وی در پایان گفت: انتظار داریم از نمایندگان بازنشستگان لشکری هم در تصمیم‌گیری‌های حقوقی دعوت شود. دیگر زمانِ نادیده گرفتنِ معیشتِ بازنشستگان نیست! اوضاع معیشت بسیار بدتر از قبل شده و اگر دستمزد متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا نکند وضعیت از امروز هم بدتر می‌شود و آن‌ها دیگر حتی توان تأمین نیازهای حداقلی خود را نیز ندارند.

  • یک آیتم مهم در فیش حقوقی بازنشستگان خط خورد + جزئیات

    یک آیتم مهم در فیش حقوقی بازنشستگان خط خورد + جزئیات

    به گزارش اقتصادران، حشمت الله سلیمانی – معاون توسعه مدیریت و منابع صندوق بازنشستگی کشوری با اعلام اینکه دولت بابت معوقات متناسب سازی سال ۱۴۰۳ بازنشستگان کشوری، امسال بیش از ۱۰ هزار میلیارد تومان پرداخت کرد، گفت: ردیف کسر شده از فیش بازنشستگان بابت تسویه بدهی سال گذشته بوده است.

    سلیمانی افزود: بازنشستگانی که برج ۱۰ (دی) فیش حقوقی خود را مشاهده می‌کنند، ممکن است برای برخی از این افراد، نسبت به ماه‌های گذشته کمتر باشد؛ علت آن است که معوقات سال ۱۴۰۳ که باید سال ۱۴۰۴ پرداخت می‌شد در دوره ۸ ماهه پرداخت شده و آخرین قسط مربوطه برج ۸ اعمال شده است.

  • مردم در مقابل واردکنندگان کالا بی‌دفاع هستند / بازار به حال خود رها شده است / بازنشستگان و کارگران توان تحمل این هزینه‌ها را ندارند

    مردم در مقابل واردکنندگان کالا بی‌دفاع هستند / بازار به حال خود رها شده است / بازنشستگان و کارگران توان تحمل این هزینه‌ها را ندارند

    به گزارش اقتصادران، انتقاد کارشناسان اقتصادی و فعالان کارگری به  حذف ارز ترجیحی و پرداخت کالابرگ یک میلیون تومانی ادامه دارد. بسیاری این میزان کالابرگ پرداختی را باتوجه به افزایش قیمت‌ها ناکافی ارزیابی می‌کنند و فعالان کارگری باتوجه به شکاف قابل ملاحظه مزد و سبد حداقل معیشت، این سیاست‌ها را بی‌فایده و نمایشی تلقی کرده‌اند.

    مازیار گیلانی نژاد (فعال کارگری) در اظهارنظری با اشاره به پرداخت کالابرگ الکترونیکی یک میلیونی پس از حذف ارز ترجیحی و شوک به قیمت ارز، بیان کرد: پرسش فعالان کارگری از دولت این است که چرا در این وضعیت بحرانی بحث کالابرگ یک میلیون تومانی مطرح شده است؟ چرا این اتفاق دوماه زودتر نیفتاد؟ سوال ما این است که آیا در مدیریت اقتصادی کشور دست‌هایی در کار نیست که به بحران‌های فعلی دامن بزنند؟ آنچه ما تصور می‌کنیم این است که طرح کالابرگ اعلام شده، مرهمی بر زخم مردم پس از سیاست ارزی  دولت نخواهد بود.

    وی افزود: هیچ کارشناس معتبر اقتصادی در هیچ جای دنیا این ایده را توصیه نمی‌کند که دقیقاً در شرایط ملتهب اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، طرح اقتصادی تعدیلی اجرا شود. طرح اخیر به التهابات فعلی دامن زده و نارضایتی را افزون‌تر کرده است. دقیقاً در زمانی که دولت مدعی بود که ما به وحدت ملی و وفاق نیاز داریم، خود سیاست‌های اقتصادی دولت ضد همین وفاق و وحدت عمل کرد.

    او ادامه داد: بسیاری از این اقلام مصرفی مردم از نظر مواد اولیه به ارز وابسته هستند. مواد اولیه برخی مصالح ساختمانی تا مواد اولیه بسیاری از پوشاک، در خارج ایران تولید می‌شوند که باید با ارز ۱۳۰ تا ۱۵۰ هزار تومانی وارد کشور شوند و قیمت آن‌ها به زودی جهش دوبرابری خواهد داشت. در این شرایط خانوار کارگری در خرید البسه مختلف حتی در سطح جوراب هم مشکل خواهد داشت.

    گیلانی‌نژاد اضافه کرد: آنچه محرز است، این نکته است که دولت از وظایف اجتماعی خود فرار می‌کند. دولت چهاردهم موظف به اجرای وظایف اجتماعی خود حسب قانون اساسی است و رئیس جمهور نیز سوگند یاد کرده که این قانون اساسی را اجرا کند و پاسدار آن باشد. دولت بسیاری از این حوزه‌ها را به حال خود رها کرده است. اکنون شرایط به نحوی است که مردم در مقابل واردکنندگان کالا بی‌دفاع هستند و بازار نیز به حال خود رها شده است. بسیاری از نهادهای مثلاً حامی مردم  مانند شورای رقابت و سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان با سیاست‌های جدید ارزی و تک نرخی‌سازی دیگر فاقد کارکرد شده‌اند و نهادهایی اضافی محسوب می‌شوند.

    این فعال کارگری تصریح کرد: پرسش ما این است که چرا دولت قانون اساسی را در تصمیمات خود کنار گذاشته است. یا این قانون اساسی تنظیم کننده روابط بین ملت و دولت است و یا اینکه نه، فاقد کارکرد است؟ اگر رئیس جمهور و هیات دولت به این نتیجه رسیده‌اند که این قانون اساسی را نمی‌خواهند و یا از نظر آن‌ها قابل اجرا نیست، موظف هستند که با استفاده از ظرفیت خود این قانون اساسی، همه‌پرسی برای قانون اساسی جدیدی ارائه دهند که با برنامه‌ها و مشی آن‌ها بخواند. در غیر این صورت باید اعتراف کرد که این دولت بسیاری از الزامات این سند اساسی را از جمله در حوزه درمان، معیشت، تشکل‌یابی، مسکن و بخش‌های دیگر نقض کرده است.

    وی تاکید کرد: آیا سران دولت اصل ۳ قانون اساسی و ۱۶ بند آن را که درباره وظایف اقتصادی دولت نسبت به معیشت مردم است، دیده‌اند؟ آیا اصل بیست و نهم قانون اساسی و وظایف دولت نسبت به درمان و تامین اجتماعی را مشاهده کرده‌اند؟ آیا می‌دانند که در اصل ۳۰ قانون اساسی آموزش رایگان، اصل ۲۸ درباره ضرورت کمک به اشتغال و اصل ۳۱ قانون اساسی درباره ضرورت فراهم آوردن مسکن ارزان، صحبت شده و باید این الزامات اجرا شود؟ آیا می‌دانند که در اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی بر دو بخش دولتی و تعاونی  تاکید شده و اسناد بالادستی به‌جای توسعه فروشگاه‌های خصوصی، بر ضرورت رساندن ارزان کالاها به مردم از طریق شبکه تعاونی و از تولید به مصرف تاکید دارد و این دولت باید آن را اجرا کند؟

    گیلانی‌نژاد خاطرنشان کرد: محال است یک خانوار کارگری سه نفره ب اوجود این سه میلیون تومان کالابرگ و مزد کارگری بتواند حداقل‌های مورد نیاز زندگی را تامین کند. تنها خرید دو کیلو گوشت در ماه، کل مبلغ این سه میلیون تومان را  تمام می‌کند. این به آن معناست که هر نفر می‌تواند با این یارانه در هفته کمتر از ۱۵۰ گرم (به اندازه یک وعده) گوشت مصرف کند! همچنین یک خانوار کارگری سه نفره با این میزان یارانه نهایتاً می‌تواند دو عدد مرغ بزرگ خریداری کند که این نیز بسیار ناچیز است. در این صورت چیزی برای خرید لبنیات و سبزیجات نمی‌ماند.

    او در ادامه اظهار کرد: البته هنوز بسیاری از هزینه‌هایی که روی تولیدکنندگان مواد غذایی اثر می‌گذارد، در بازار نمایان نشده است. کشاورزی که قرار است سم و کود وارداتی تهیه کند، دامدار و طیورداری که خوراک وارداتی دام تهیه می‌کند و تولیدکننده روغنی که مواد اولیه را با ارز گران ۱۵۰ هزار تومانی می‌خرد، هزینه‌های خود را ناچار به مصرف‌کننده منتقل خواهد کرد و اثر آتی این تصمیمات ارزی دوباره بیشتر حس خواهد شد. علاوه بر این باوجود خارج شدن بسیاری از اقلام دارویی از لیست بیمه‌ای سازمان تامین اجتماعی و ضعف بیمه‌های تکمیلی در انجام تعهدات، بسیاری از داروها و آزمایشات نیز با دلار ۱۵۰ هزار تومانی محاسبه خواهند شد. بازنشستگان و کارگران ما توان تحمل این هزینه‌ها را ندارند. در حوزه پوشاک نیز وضع همین است؛ مثلاً کارگر زن ما از ماه آینده باید حقوق یک‌ماه خود را بابت خرید یک‌دست مانتو بدهند! این وضع درباره شوینده‌ها نیز وجود دارد.

    این فعال کارگری تصریح کرد: دولت در ظاهر چهار میلیون تومان به یک خانوار چهار نفره یارانه داده اما در واقع هزینه‌های آن‌ها را چهل میلیون تومان افزایش داده است. دولت آثار این اقدام را نادیده گرفته و تنها می‌گوید که ارز ندارد. اگر ارز ندارند، پس دستگاه‌های نظارتی دولت در ارتباط با شرکت‌های بزرگ صادراتی چه می‌کنند؟ وزیر اقتصاد اعلام کرده که اگر مجموعه‌ای ارز خود را به داخل کشور نیاورده به من معرفی کنید. اما نمی‌گوید که این وظیفه خود اوست که نظارت کاملی بر این مجموعه‌ها داشته و از آن‌ها خبر داشته باشد. بانک مرکزی زیر نظر وزیر اقتصاد است و این نهاد باید به وزیر اقتصاد گزارش دهد؛ در نتیجه مابقی ادعاها نمایشی است!

    وی با انتقاد از سیاست‌های مالیاتی دولت تاکید کرد: در تمام دنیا دولت با درآمد مالیاتی ارتزاق می‌کند. اما دولت چهاردهم بودجه خود را روی گرانی کالاها بسته است. بسیاری از کسانی که ارز از کشور خارج کردند، هرگز مالیات ندادند و بار مالیات‌ها روی دوش حقوق‌بگیران افتاده است. این میزان از رهایی اقتصادی حتی در آرژانتین که رئیس جمهور راست افراطی آن (خاویر میلی) همه تعدیل‌های اقتصادی را از طریق فشار به مردم پیش برده است، دیده نمی‌شود. با اقدامات این دولت، امروز بازار آزاد در ایران وجود ندارد بلکه به بازار رها و به عبارتی به آشفته بازار رسیدیم.

    گیلانی نژاد افزود: تمام این اقدامات در حالی صورت گرفته که کارگران و بازنشستگان برخلاف اصل ۲۶ قانون اساسی فاقد سازمان‌ها و نهادهای مستقل کارگری و قدرتمند است. در واقع  این طبقه بی‌صدا، تریبون و ابزار فشاری هم برای دفاع از خود نیز ندارد. این مردم کجا سخن خود را مطرح کنند درحالی که دولت وفق اصل ۲۷ قانون اساسی، هیچ اقدامی را برای صیانت از تجمعات مردمی صورت نداده است. حتی هیچ مناظره‌ای برای روشن شدن صحت یا خطای سیاست‌های اقتصادی دولت برگزار نمی‌شود.

    او در پایان خاطرنشان کرد: این پرسش برای ما پابرجاست که رئیس جمهور و دولتی که مدعی بود رویکرد عدالت اجتماعی دارد و در حوزه بهداشت و آموزش و بسیاری از حوزه‌ها گرایشی به بازار آزاد ندارد، چرا در حوزه وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه، از اقتصاددانانی چون حسین راغفر و فرشاد مومنی و محمد ستاری‌فر استفاده نکرده و تندروترین اقتصاددانان حامی بنیادگرایی بازار را در وزارت اقتصاد و وزارت صمت و سایر نهادهای مشابه خود بکار گرفته است؟ اگر جامعه امروز ملتهب است، علت این است که رفتارهای دولت جامعه را در یک کوچه بن بست گیر انداخته است. مسئولان فراموش نکنند که انسان موثری مانند آیت الله بهشتی در ابتدای انقلاب تاکید کرد که ما هرگز کاری نمی‌کنیم که مردم به‌دلیل وضعیت اقتصادی معترض شوند و اگر معترض شدند، اعتراض حق آنان است!

  • زمان استفاده بازنشستگان از کالابرگ اعلام شد

    زمان استفاده بازنشستگان از کالابرگ اعلام شد

    به گزارش اقتصادران، معاون رفاه و امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی زمان استفاده بازنشستگان از طرح کالابرگ و چگونگی استعلام نتایج ثبت‌نامِ افرادی که تاکنون کالابرگ دریافت نمی‌کردند را تشریح کرد.

    یعقوب اندایش درباره امکان زمان خرید بازنشستگان نیز گفت: زمان استفاده از کالابرگ برای بازنشستگان نیز مشمول دهک‌بندی‌هاست و هر بازنشسته براساس زمان دهک‌بندی اعلامی می‌تواند برای خرید اقدام کند.

    براساس زمان‌بندی اعلام شده درخصوص خرید هر خانوار، خانوارهای تحت پوشش نهادهای حمایتی (بهزیستی و کمیته امداد) در دهک‌های اول تا سوم از ۱۷ دی و دهک‌های ۱ تا ۳ از ۱۹ دی ماه و همچنین دهک‌های ۴ تا ۷ از امروز (۲۲ دی‌ماه) امکان خرید در طرح جدید کالابرگ الکترونیکی برایشان فراهم شده است. سایر خانوارها نیز از یکشنبه ۲۸ دی‌، می‌توانند به فروشگاه‌ها مراجعه کنند.

    معاون رفاه و امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی  همچنین با اشاره به اینکه سایر افرادی که تاکنون یارانه دریافت نمی‌کردند با مراجعه به سامانه hemayat.sfara.ir تا دو هفته آتی، می‌توانند درخواست خود را برای دریافت کالابرگ ثبت کنند. ظرف دو هفته بعد از ثبت‌نام، این درخواست بررسی شده و نتیجه آن از طریق پیامک به افراد اعلام و اعتبار برای افراد فعال می‌شود. لازم به ذکر است که پس از فعال شدن اعتبار، مرحله دی‌ماه نیز در حساب این افراد شارژ می‌شود.

  • از وزارت نفت تا سازمان بورس؛ بازنشستگانی که دو دستی به صندلی مدیریت چسبیده‌اند! / قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان برای همه یا فقط روی کاغذ؟

    از وزارت نفت تا سازمان بورس؛ بازنشستگانی که دو دستی به صندلی مدیریت چسبیده‌اند! / قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان برای همه یا فقط روی کاغذ؟

    به گزارش اقتصادران، ادامه حضور بازنشستگان در مناصب مدیریتی، دیگر یک خطای اداری ساده نیست؛ نقض صریح قانون است. موضوعی که در هفته‌های اخیر بار‌ها از سوی نهاد‌های نظارتی، به‌ویژه سازمان بازرسی کل کشور، مطرح شده و حالا به مطالبه‌ای جدی در افکار عمومی تبدیل شده است؛ مطالبه‌ای که می‌پرسد چرا با وجود قانون شفاف، همچنان مدیران بازنشسته بر مسند تصمیم‌گیری نشسته‌اند؟

    در تازه‌ترین نمونه، معاون نظارت و بازرسی امور اقتصادی سازمان بازرسی کل کشور طی نامه‌ای هشدارآمیز خطاب به وزیر نفت، با ارائه لیست ۵۰ نفره‌ای از مدیران بازنشسته در برخی شرکت‌های زیرمجموعه این وزارتخانه، خواستار اجرای بی‌تعارف قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان شده است.

    ستار شیرعالی، در این نامه که خطاب به وزیر نفت و رئیس هیأت امنای صندوق‌های بازنشستگی، پس‌انداز و رفاه کارکنان صنعت نفت صادر شده، تأکید می‌کند: هرگونه انتصاب مدیران عامل و اعضای هیأت‌مدیره باید صرفاً در چارچوب سازوکار پیش‌بینی‌شده در مصوبه هیأت وزیران درباره «دستورالعمل نحوه احراز صلاحیت مدیران عامل و اعضای هیأت‌مدیره صندوق بازنشستگی صنعت نفت و شرکت‌های تابعه و وابسته» انجام شود.

    بر اساس اعلام این مقام نظارتی، بررسی‌ها نشان می‌دهد افراد معرفی‌شده بازنشسته هستند و ادامه تصدی آنان، مغایر با قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان و مفاد مصوبه هیأت وزیران ارزیابی می‌شود. وی با استناد به ماده ۱۵ دستورالعمل احراز صلاحیت مدیران تصریح کرده است: مسئولیت اجرای قانون مستقیماً بر عهده اعضای مجامع عمومی است و هرگونه تخلف در این زمینه می‌تواند به انفصال از خدمات دولتی و عمومی به مدت دو سال منجر شود.

    نکته مهم دیگر در این نامه، تصریح سازمان بازرسی بر این موضوع است که پرداخت هرگونه وجه یا حقوق به افراد بازنشسته در این مناصب، مصداق تصرف غیرقانونی در اموال عمومی تلقی می‌شود. سازمان بازرسی همچنین از وزیر نفت خواسته است در راستای سیاست‌های کلان دولت و فراهم‌سازی فرصت برای نیرو‌های جوان و متخصص، اقدامات اصلاحی را انجام داده و گزارش آن را اعلام کند.

    مسأله‌ای فراتر از یک وزارتخانه

    با این حال، ماجرا تنها به وزارت نفت ختم نمی‌شود. شواهد نشان می‌دهد ادامه فعالیت غیرقانونی بازنشستگان در دیگر وزارتخانه‌ها و نهاد‌های وابسته نیز وجود دارد؛ موضوعی که ورود جدی‌تر نهاد‌های نظارتی را می‌طلبد.

    به عنوان نمونه در هلدینگ غدیر، از مجموعه‌های وابسته به وزارت دفاع، نام مجید هدایت به‌عنوان مدیرعامل مطرح است؛ مدیری که بنا بر وضعیت بازنشستگی، مشمول قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان می‌شود.

    در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز، با وجود نامه صریح سازمان بازرسی به احمد میدری وزیر رفاه، ادامه حضور جواد نجم‌الدین به‌عنوان مدیرعامل شرکت ایرانول از زیرمجموعه‌های شستا، همچنان محل سؤال است.

    ابهام پررنگ در وزارت اقتصاد و سازمان بورس

    در وزارت امور اقتصادی و دارایی، انتشار نامه‌ای از سوی مرکز بازرسی این وزارتخانه نشان داد که برخی مدیران بازنشسته همچنان در سمت‌های مدیریتی فعال‌اند. در صدر این فهرست، نام حجت‌الله صیدی، رئیس سازمان بورس دیده می‌شود؛ حضوری که با توجه به بازنشستگی او، پرسش‌های جدی به دنبال داشته است.

    این در حالی است که حسن‌پور، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس، اخیراً اعلام کرده مشکل بازنشستگی رئیس سازمان بورس «با اذن رهبری» حل شده است. اما همین‌جا ابهام اصلی شکل می‌گیرد.

    چندی پیش، حمید رسایی نماینده مجلس با انتقاد از عملکرد دولت پزشکیان تصریح کرد: در حالی که قانون، حضور بازنشستگان در مسئولیت‌های اجرایی را منع کرده، حدود ۵۰ بازنشسته با مجوز رهبری بازگشته‌اند؛ مجوزی که مدت آن نیز به پایان رسیده است.

    بر همین اساس، درباره صیدی همچنان ابهام باقی است؛ چراکه اذن رهبری، موقت و یک‌ساله بوده و در دوران وزارت اقتصاد همتی نیز تأکید شده بود که این مجوز‌ها باید در چارچوب حل مسئله از مسیر قانونی اجرا شود. بنابراین، با پایان زمان مجوز، ادامه ریاست صیدی بر سازمان بورس فاقد وجاهت قانونی تلقی می‌شود.

    این در حالی است که محمد معتمدی‌زاده سحنگوی کمیسیون اصل ٩٠ مجلس شورای اسلامی نیز در نامه‌ای به مدنی‌زاده، وزیر اقتصاد و رئیس شورای عالی بورس، بر ممنوعیت به‌کارگیری افراد بازنشسته در سمت‌های مدیریتی و شرکت‌های وابسته تأکید کرده است.

    قانون چه می‌گوید؟

    بر اساس قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، به‌کارگیری افراد بازنشسته یا بازخریدشده در دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری و تمام نهاد‌هایی که از بودجه عمومی استفاده می‌کنند، ممنوع است.

    علاوه بر این، هیأت وزیران در ۱۳ مهر امسال دستورالعمل احراز صلاحیت مدیران عامل و اعضای هیأت‌مدیره شرکت‌های تابعه صندوق‌های بازنشستگی کشوری، لشکری و تأمین اجتماعی را تصویب کرده که به‌صراحت تأکید دارد متصدیان این سمت‌ها نباید بازنشسته یا بازخرید شده باشند.

    با وجود این مقررات شفاف، بررسی‌ها نشان می‌دهد قانون همچنان در برخی دستگاه‌ها نادیده گرفته می‌شود.

    واکنش مجلس

    عمران عباسی کالی، نماینده قائم‌شهر، سوادکوه، سیمرغ و جویبار و عضو کمیسیون آموزش مجلس، در این خصوص هشدار داده است: مسئولان خودشان به فکر باشند تا کار به مجلس نرسد؛ در حالی که نیروی جوان و تحصیل‌کرده وجود دارد، ادامه حضور بازنشستگان در مناصب خاص قابل قبول نیست.

    علی کشوری، نماینده همین حوزه انتخابیه و سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ نیز تأکید کرده است: دولت باید شرایط زندگی مناسب بازنشستگان را فراهم کند، اما تخلف از قانون، قطعاً ورود کمیسیون اصل نود را در پی خواهد داشت.

    بنابراین؛ اکنون پرسش اصلی افکار عمومی روشن است:

    آیا قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان قرار است به‌صورت یکسان برای همه اجرا شود یا همچنان با تفسیر‌های سلیقه‌ای، به حاشیه رانده خواهد شد؟

    سازمان بازرسی هشدار داده و قانون نیز صریح است. حالا توپ در زمین دولت و وزارتخانه‌هاست؛ یا اجرای قانون، یا پذیرش تبعات قانونی و نظارتی آن.

  • بازنشستگان در همه جای دنیا استراحت می‌کنند، در ایران مسافرکشی! / اعتراف تامین اجتماعی به یک بحران

    بازنشستگان در همه جای دنیا استراحت می‌کنند، در ایران مسافرکشی! / اعتراف تامین اجتماعی به یک بحران

    به گزارش اقتصادران، محمدابراهیم جواهری، معاون حقوقی و پارلمانی سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرده است که «بازنشستگان می‌توانند در تاکسی‌های اینترنتی فعالیت کنند و مستمری آنان قطع نخواهد شد». این سخن شاید در ظاهر نوعی تسهیل‌گری باشد، اما در واقع آینه تمام‌نمای شرایطی است که بازنشستگان ایرانی را پس از سال‌ها کار و پرداخت حق بیمه، به ناچار دوباره وارد چرخه کار کرده است؛ آن هم در مشاغلی که هیچ تناسبی با شأن و سابقه کاری‌شان ندارد.

    فرق بازنشستگی در دنیا و بازنشستگی در ایران

    حال روز بازنشستگان ایرانی که هر روز اخباری درباره تجمعات اعتراضی آنها در گوشه و کنار مملکت منتشر می‌شود، با بازنشستگان در سایر دنیا خیلی فرق دارد. آنها درحالی غم نان داشته و نمی‌دانند که با این حداقل حقوق دریافتی که هر ماه هم پرداخت آن یکی، دو روز عقب‌تر می‌افتد چطور هزینه زندگی را بدهند، از پس مخارج درمان در ایام سالمندی برآیند و چطور از خانواده و نوه و نتیجه خود پذیرایی کنند که بازنشستگان در دیگر کشور – از اسکاندیناوی گرفته تا همین حاشیه خلیج فارس – وضعیت متفاوتی دارند.

    در اغلب کشور‌های توسعه‌یافته، بازنشستگی نه پایان درآمد، بلکه آغاز رفاه است. مثلا در آلمان میانگین سن بازنشستگی ۶۵ سال است و بازنشستگان حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد حقوق دوران اشتغال خود را دریافت می‌کنند. خدمات درمانی رایگان، بیمه سفر، و تخفیف‌های گسترده در حمل‌ونقل عمومی بخشی از رفاه آنان است.

    در فرانسه نیز متوسط حقوق بازنشستگی نزدیک به ۱۶۰۰ یورو در ماه است و دولت حتی یارانه ویژه برای تفریحات سالم و سفر بازنشستگان اختصاص می‌دهد.

    در کره‌جنوبی و ژاپن، صندوق‌های بازنشستگی با حمایت قوی دولت و بخش خصوصی اداره می‌شوند و بازنشستگان ضمن برخورداری از بیمه کامل، از طرح‌های حمایتی مانند خانه‌های سالمندان مدرن و مراکز ورزشی رایگان استفاده می‌کنند.

    بازنشستگی در منطقه؛ رفاه نسبی در کشور‌های نفتی

    در عربستان سعودی و امارات، سن بازنشستگی معمولاً ۶۰ سال است، اما حقوق بازنشستگان اغلب برابر یا نزدیک به میانگین حقوق شاغلان باقی می‌ماند. علاوه بر این، دولت‌ها مسکن دولتی، خدمات درمانی رایگان و کمک‌هزینه‌های فرزندان را نیز در اختیار آنان قرار می‌دهند.

    در قطر، بازنشستگان از حقوق ثابت دولتی، بیمه سلامت و حتی پاداش سالانه بهره‌مند می‌شوند. در نتیجه، کار دوباره برای آنها یک انتخاب است، نه اجبار.

    بازنشستگی در ایران؛ ادامه بقا به‌جای آرامش

    در ایران، اما شرایط کاملاً متفاوت است. میانگین حقوق بازنشستگان حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان است، در حالی که هزینه زندگی شهری برای یک خانوار متوسط بیش از ۳۰ میلیون تومان برآورد می‌شود. خدمات رفاهی ویژه‌ای نیز وجود ندارد و بسیاری از بازنشستگان در تأمین هزینه درمان، اجاره و معیشت روزمره دچار مشکل‌اند.

    در چنین شرایطی، اعلام خبر «اشتغال بازنشستگان در تاکسی‌های اینترنتی بدون قطع مستمری» نه نشانه حمایت، بلکه اعتراف به بحرانی است که سال‌ها انکار می‌شد؛ بحرانی که در آن بازنشستگی دیگر به معنای پایان کار نیست، بلکه آغاز شغلی تازه برای بقاست.

    بازنشسته، کارگر بی‌نام در اقتصاد فرسوده

    وقتی معلم بازنشسته‌ای پس از سی سال تدریس شب‌ها مسافر جابه‌جا می‌کند یا کارمند سابق بانک با خودروی شخصی‌اش به دنبال درآمد اضافه می‌گردد، این نه نشانه «فرصت اشتغال»، بلکه تصویری تلخ از فروپاشی مفهوم بازنشستگی در ایران است. بازنشستگان ایرانی امروز بخشی از نیروی کار غیررسمی شده‌اند، بی‌آنکه بیمه یا حمایت جدی داشته باشند.

    بازنشستگی در ایران به جای پایان سختی‌ها، به مرحله‌ای از اضطرار بدل شده است. آنچه مسئولان باید فراهم کنند، نه مجوز کار دوباره، بلکه زندگی با کرامت پس از سال‌ها خدمت است. مقایسه با کشور‌های منطقه نشان می‌دهد که حتی دولت‌های نفتی عربی برای بازنشستگان خود امکاناتی فراهم کرده‌اند تا زندگی پس از کار را با آرامش بگذرانند. در حالی که در ایران، سیاست‌ها به جای رفاه، تنها راه‌های تازه‌ای برای ادامه کار پیشنهاد می‌دهند؛ و این یعنی فراموشی معنای واقعی بازنشستگی.