برچسب: اعتراضات 1404

  • روزگار سخت مردم؛ بلایی مانده که سر ما نیامده باشد؟ / نگران جیب خالی و فقر غذایی باشیم یا جنگ؟

    روزگار سخت مردم؛ بلایی مانده که سر ما نیامده باشد؟ / نگران جیب خالی و فقر غذایی باشیم یا جنگ؟

    به گزارش اقتصادران، مردم ایران هیج وقت و هرگز چنین روز‌های سخت و تلخی را تجربه نکرده بودند، نه در آن هشت سال جنگ، در بحبوحه انقلاب و … شاید در روز‌های دورتر و سال‌های قحطی هم این حجم از دلواپسی و اضطراب به جان مردم نریخته بود.

    گرد مرده چنان در شهر پاشیده که حتی رمق فکر کردن به آنچه در روز‌های اخیر از سرگذراندیم و آنچه پیش رو داریم، برای کسی باقی نمانده است.

    رسم دنیا، اما این است که زندگی باز هم ادامه دارد، خیلی هم سخت و دردناک ادامه دارد. قطعی اینترنت با وجود همه آسیب‌هایی که به کسب و کار زندگی مردم زده، اما یکی خوبی هم داشته و خیلی‌ها را از دنیا بی‌خبر نگه داشته است. اگر قضیه جمع کردن ماهواره‌ها که به رغم تکذیب مقامات رسمی، شایعه بسیار جدی است؛ حقیقت داشته باشد هم به زودی ارتباط مردم کلا با رسانه‌های جهان قطع شده و احتمالا زیر سایه این بی‌خبری چند صباحی آرامش خواهیم یافت.

    قصد نگارنده دفاع از این محدودیت رسانه‌ای و قطع ارتباطات نیست. حرف این است که شاید بهتر باشد این ملت داغدیده هر لحظه با تهدید ترامپ و خط و نشان اروپا و … مضطرب‌تر نشود. نشنیدن و ندانستن و بی‌خبری حتما چاره کار نیست، اما شاید مسکنی باشد بر دردی که به این راحتی‌ها التیام نخواهد یافت.

    این مردم دیگر نمی‌دانند که نگران نان شب بوده و برای تورم چشمگیری که مثل گردباد از زندگی حداقلی آنها عبور می‌کند و همه‌چیز را با خود می‌برد، باشند تا نگران تحولات سیاسی.

    تا دیروز درباره اینکه مقصر وضعیت این دولت است یا سایر نهاد‌ها و سیاست‌های داخلی و خارجی و … بحث می‌کردیم. امروز نمی‌دانیم غصه مشکلات مالی و جیب خالی و قرار گرفتن در آستانه فقر غذایی را بخوریم یا نگران زندگی زیر سایه جنگ احتمالی و مجادلات جهانی باشیم.

  • اعتراض با طعم مرگ / روایاتی دردناک از جوانانی که در دل خاک آرمیدند و خانواده‌هایی که داغدار شدند

    اعتراض با طعم مرگ / روایاتی دردناک از جوانانی که در دل خاک آرمیدند و خانواده‌هایی که داغدار شدند

    به گزارش اقتصادران، ۱۸ روز پیش اعتراضات در تهران و برخی شهرهای دیگر کشور شروع شد؛ اعتراض به گرانی افسارگسیخته دلار و تورم. بازار تعطیل شد و صنف‌های مختلف راهی خیابان‌های اعتراض شدند. از پنجشنبه ۱۸ دی، خیابان شکل دیگری گرفت و غیربازاری‌ها هم در اعتراض به شرایط موجود حاضر شدند. اما چهره اعتراضات در برخی مناطق و شهرها تغییر کرد و از مسیر آرام خود خارج شد. آمار کشته شده‌ها چه از معترضان و چه از ماموران ساعت به ساعت بالا رفت. به گفته آنهایی که در خیابان‌ها بودند، عده‌ای به شکل مشخص ماموران را و در برخی موارد مردم عادی را هم هدف گرفته بودند. این خشونت از هر دو طرف اعمال شد و جان‌های زیادی از دست رفت.

    ورودی یکی از خیابان‌های معراج، نزدیک سالن عروجیان، نوشته ثبت‌احوال. یاد ثبت‌احوال توی بیمارستان می‌افتم. نزدیک بخش زایمان. همانجا که وقتی بچه‌ای به‌دنیا می‌آید، پدرش خوشحال و خندان دنبال تابلوی ثبت‌احوال می‌گردد تا برای بچه‌اش شناسنامه بگیرد. این مردها و زن‌هایی که دارند می‌روند سمت عروجیان، سال‌های زیادی از شناسنامه گرفتن برای بچه‌هایشان نمی‌گذرد. همه‌شان حتما به یاد دارند آن روزی که با شوق و ذوق راهی ثبت‌احوال شدند تا شناسنامه بچه تازه به‌دنیا آمده‌شان را بگیرند و کیف کنند که اسم‌شان جلوی نام پدر و مادر نوشته شده. حالا باید راهی ثبت‌احوال شوند و اسم و شناسنامه بچه‌شان را باطل کنند.

    کلی راه می‌روم تا برسم به سالن عروجیان. یک آمبولانس سیاه از کنارم رد می‌شود، رویش نوشته «کل نفس ذائقه الموت.» دیگر از آمبولانس حمل جسد نمی‌ترسم. حالا رسیده‌ام توی خیابان معراج که می‌رسد به سالن عروجیان یا همان غسالخانه سابق. یک عده دارند می‌روند سمت عروجیان، یک عده دارند برمی‌گردند. هر دو گروه می‌دانند زندگی‌هایشان تمام شده، هیچ امیدی، هیچ انتظار امیدی نیست و باید بروند بدن جوان‌شان را به خاک بسپارند. اینجا برایشان ته خط است.

    این مردها، که صورت‌شان یخ‌زده، همه تلاش‌شان را می‌کنند بقیه اهل خانواده را سرپا نگه دارند و خودشان ستون شوند. این پدرها، که پسرهایشان را باید راهی گور کنند، کمرهای خمیده‌شان را به زور صاف نگه داشته‌اند. اما مادرها، زن‌هایی که دارند پیاده می‌روند سمت عروجیان. صورت‌ها بی‌رنگ، دماغ‌ها قرمز، چشم‌ها سرخ و تنگ شده، دستان‌‌شان دنبال کسی است که نگه‌شان دارد، زانوها خالی شده. زانوی من هم خالی شده. زن‌ها راه نمی‌روند، خودشان را روی زمین می‌کشند.

    دارم راه می‌روم اما هرچه به عروجیان نزدیک‌تر می‌شوم، زانوهایم خالی‌تر می‌شوند. باید حواسم را جمع کنم تا نشوند. صدای جیغ می‌آید. اینجا همیشه صدای جیغ می‌آید. چیز عجیبی نیست. اما امروز و دیروز و روزهای هفته‌ای که گذشت، دیگر کسی که جنازه عادی دارد، جیغ نمی‌کشد. همه وقتی عکس مردان جوانی را می‌بینند که در دست بازمانده‌هایشان می‌چرخد، شرم می‌کنند برای پدر پیرشان یا مادربزرگ مرحوم‌شان گریه و مویه کنند. تا وقتی مادران و خواهران این مردان جوان مویه می‌کنند، دیگر کسی برای مرده خودش زار نمی‌زند. همه هم‌درد شده‌اند. همه می‌چرخند دور خانواده امیرحسین، دور خانواده علی، دور مادر و خواهر قهرمان؛ همان‌که مادرش برایش لالایی ترکی می‌خواند و می‌زند توی صورتش. مردم ایستاده‌اند به عزاداری در ورودی عروجیان. همانجا که هرکسی پلاکارد عزیزش را در دست دارد. علی؛ ۳۱ سالش بود. متاهل بود. زنش هم آنجاست. دختری باریک و کشیده با موهای قهوه‌ای روشن و صورتی رنگ‌پریده. نمی‌فهمد انگار چه شده. مادر علی بلند می‌شود، داد می‌کشد، می‌نشیند. بلند می‌شود، فغان می‌کند، می‌نشیند. دستانش رو به آسمان است و شکایت می‌کند. خیلی جوان است برای اینکه مادر علی باشد. قشنگ است. کمی با خودش زمزمه می‌کند «بچه‌م رو می‌خوام. هر روز باهم حرف می‌زدیم. بچه‌م رو می‌خوام.» و دوباره صدایش بلند می‌شود. داد می‌زند: «بچه‌م رو بدین بهم.» انگار علی برایش همان پسر بچه یکی دو ساله است که می‌خواهد در آغوش بکشدش و بگوید «نترس مامان، من پیشتم.» همه با صدای مادر علی و کلمه‌هایش زار می‌زنند. اینجا در عروجیان، زار زدن عادی‌ترین کاری است که آدم‌ها می‌کنند. اما ضجه‌های امروز و دیروز و دوشنبه و یکشنبه یک جور دیگر است. عکس مردان جوان زیبایی روی دست بلند شده که آدم فقط دلش می‌خواهد زل بزند بهشان و بگوید تو چقدر قشنگی پسر. کاش نمی‌مردی. بیچاره مادرت. بیچاره مادرت.

    اسم علی را که در بلندگوی غسالخانه صدا می‌زنند، همه خانواده‌اش شروع می‌کنند به دست زدن. همه کل می‌کشند. همه جیغ می‌کشند. مادرش می‌گوید «کف بزنین برای بچه‌م. علی‌مو دارن میارن. کل بکشین.» عمه‌اش داد می‌کشد «خاک چجوری تو رو قبول می‌کنه؟ تو به این قشنگی چجوری می‌خوای بری زیر خاک؟»

    عکسش را نگاه می‌کنم و دلم می‌لرزد. واقعا تو با این قشنگی چطور می‌خواهی دفن شوی؟ فامیل‌شان می‌گوید تازه ازدواج کرده. تیر خورده به کلیه‌اش.

     

    ماشین‌های گل‌زده در راه عروجیان

    بیرون عروجیان، ترافیک زیادی است. چند ماشین در راه مانده‌اند. بعضی‌هایشان به ماشین‌هایشان گل زده‌اند. انگار ماشین عروس درست کرده‌اند. عکس مرد جوانی را هم پرینت رنگی گرفته‌اند و چسبانده‌اند پشت ماشین. جلوی ماشین روبان بزرگ مشکی چسبانده‌اند. هیچ‌کدام آگهی ترحیم ندارند. انگار کسی باورش نشده اینها مرده‌اند. یک ۲۰۷ سفید عکس پسر جوان ناکامش را زده به ماشین. با گل‌های داوودی سفید و یاسی و رز زرد ماشینش را تزیین کرده‌ا‌ند. به آن لحظه فکر می‌کنم که ماشین را برده‌اند گل‌فروشی و گفته‌اند گل بزن. برای دامادی پسرمان می‌خواهیم. یک پراید سفید را هم با گل درست کرده‌اند آن‌طرف‌تر. هرچه جلوتر می‌روم بیشتر ماشین عروس می‌بینم. اینها همه جوان از دست داده‌اند. اینها زیر ۳۰ سال‌اند یا شاید زیر ۴۰ سال.

    «بالام لای‌لای، بالام لای‌لای.» این مویه‌ها را همه می‌فهمند. مهم نیست ترکی بلد باشند یا نه. عزاداری ترک‌ها همیشه سرشار از غم و درد است. با دستانش می‌زند روی صورتش و می‌گوید: « باشوا دولانم (دور سرت بگردم) .» اینها را هم می‌شود فهمید. قربان‌صدقه مادرانه است، برای عزیزش، برای پسرش، برای او که به‌دنیایش آورده، بزرگ شدنش را دیده، و حالا خیره شده به عکس رنگی‌اش که در دستان یکی از مردان فامیل بالا گرفته شده تا همه ببینند جوان رعنایشان را. همه غمباد بگیرند از جوانی‌اش، از زیبایی‌اش، از تازه بودن ریش‌هایش، از عمری که باید می‌کرد و نکرد. مادر می‌گوید: «من چطور تو را به خاک بدهم؟ کاش پیشمرگت شده بودم، تو خیلی جوانی برای اینکه بروی زیر خاک. وای بچه‌م. کاش مادرت جات مرده بود.»

    بهشت زهرا قبرستان باصفایی است. اندازه یک شهر است، شهر مرده‌ها. هروقت می‌آیم اینجا دلم نمی‌گیرد. آسمان صاف است و ابرهای سفید آن بالا جولان می‌دهند. هوا تمیز و آفتابی است. همه‌چیز شفاف است. در زیباترین حالتش. همیشه اینطوری است. وقتی غم دنیا در دلت خانه کرده، دنیا دارد به تو می‌گوید زندگی زیباست. اما اینجا، حال هیچکس خوب نیست. ماشین‌های گل‌زده حالم را بد می‌کنند.

    در غسالخانه صدای قرآن می‌آید. نزدیک ظهر است. جنازه‌ها یکی یکی از غسالخانه می‌آیند بیرون. همراهان‌شان دنبالشان می‌روند تا نماز میت بخوانند. زنی آن وسط داد می‌زند: «رضا، رضا رو کجا می‌برین؟ بچه‌م رضا.» سرعتش کند است و نمی‌تواند پابه‌پای جمعیت دنبال پسرش بدود. من می‌فهمم وقتی عزیزت روی دست مردم، کفن‌پیچ شده، دارد می‌رود و تو نمی‌توانی به او برسی یعنی چه. هرچقدر دستت را دراز می‌کنی که به او برسی، او دورتر و دورتر می‌شود. رضا را می‌گذارند روی زمین. روحانی شروع می‌کند به نماز میت. هیبت رضا معلوم است چقدر جوان و رشید بوده. پاهایش بلند است و از زیر ترمه زده بیرون. قد بلندش هویداست از آن زیر. چهارشانه است. مادرش وسط نماز هم جیغ می‌کشد و دایم اسمش را صدا می‌زند. شانه‌های مردهای صف اول و دوم تکان می‌خورد از هق‌هق گریه. همه برای جوانی رضا گریه می‌کنند.

    سالنی که تویش نماز می‌خوانند و بعد جنازه را سوار آمبولانس می‌کنند وسیع است. یاد فیلم روز فرشته می‌افتم. از هر طرف یک جنازه را دارند می‌برند و عده‌ای دنبالش می‌دوند. این شاید طبیعی‌ترین حالت این سالن باشد. حتی شاید این سالن روزهای شلوغ زیادی به خود دیده باشد. اما امروز، اینجا، آدم‌ها طور دیگری اشک می‌ریزند. گوشه‌ای ایستاده‌ام، تکیه داده‌ام به ستون. به آدم‌های زنده و مرده نگاه می‌کنم. از سوی دیگر امیرحسین را می‌آورند. ۲۵ سال بیشتر نداشته. نمی‌شود تشخیص داد مادرش کدام است و خواهرش کدام. بسکه همه جوان‌اند. یکی از اقوامش می‌گوید تیر خورده، در افسریه کشته شده. صدای ضجه قطع نمی‌شود. دیگر گوش‌هایم عادت کرده‌اند به صدای جیغ. اول کمی ترسیده بودم، پاهایم سست شده بود، اما الان فقط گوشه‌ای ایستاده‌ام و با صورتی بی‌حرکت اشک می‌ریزم و دلم برای طراوت و جوانی‌شان می‌سوزد. اینها شور زندگی داشتند و نمی‌خواستند بروند زیر خاک.

    جنازه قهرمان را آوردند. زن‌های فامیل شروع کردند به ترکی روضه خواندن. لابلای جنازه‌های جوانانی که در چند روز اخیر کشته شده‌اند، جنازه‌های دیگر هم هست. از حجم آدم‌هایی که جنازه‌ها را دنبال می‌کنند، از جوان‌هایی که زیر تابوت را گرفته‌اند و با چشمانی اشکبار دوست و فامیل‌شان را بدرقه می‌کنند، می‌شود فهمید اینها به مرگ طبیعی نمرده‌اند. اینها داغ گذاشته‌اند روی دل کس و کارشان.

    ما یک خانواده چهارنفره بودیم 

    قطعه ۳۲۹، از جدیدترین قطعات بهشت زهراست که قبرهای تازه و خالی دارد. خیلی‌ها از قبل قبر داشتند و بچه‌هایشان را برده‌اند قطعه خودشان خاک کرده‌اند. بعضی دیگر هم راهی قطعه جدید شده‌اند. بیابانی است دلگیر، برعکس قسمت قدیمی بهشت زهرا که درخت دارد، خیابان‌کشی‌اش درست است. اینجا فقط خاک و خل است و تا چشم کار می‌کند ردیف قبرهای خالی کنار هم است که منظره را زشت‌تر می‌کند. آدم‌ها گله به گله در چهار گوشه قطعه ایستاده‌اند و دارند کسی را به خاک می‌سپارند.

    همسر مهدی، اشکش بند نمی‌آید. عکس دونفره شوهر و دخترش را در دست گرفته و نشانم می‌دهد. «ببینید مهدی من چه هیکلی داشت، ببینید عزیزدلم چقدر قدش بلند بود، چقدر قشنگ بود، مهربون بود. حالا بدون مهدی من چیکار کنم؟ بچه‌هام رو چیکار کنم؟ کاش منم همینجا خاک می‌شدم.» دختر نوجوانش دراز کشیده روی پارچه‌ای که روی قبر پدرش کشیده‌اند. انگار دلش برای آغوش پدرش تنگ شده. «بابام تو بغل من تموم کرد. من این هیکل رو کشیدم تو خونه.» همسر مهدی می‌گوید: «جمعه بود، نگذاشت من هم همراهش بروم. گفت خطرناک است، تو نیا. خودش رفت. دوستانش چند ساعت بعد آوردنش خونه. به رونش تیر خورده بود. گفته بود منو بیمارستان نبرید. ببرید خونه. تو دستای خودمون جون داد. تو دستای دخترم. پسر ۹ ساله‌ام بالا سر باباش بود که تموم کرد.»

    اشک‌های زن بند نمی‌آید. هرچه به او می‌گویم «به بچه‌هات فکر کن، به خاطر اونا محکم باش.» انگار چیزی از حرف‌هایم نمی‌فهمد. حق دارد نفهمد. من هم بودم نمی‌فهمیدم. دخترش می‌آید و عکس پدرش را از دستان مادرش بیرون می‌کشد. انگار با بغل کردن عکس آرام می‌شود. با دستانش غبار روی عکس را می‌گیرد و صورت پدرش را می‌بوسد. مهدی ۴۶ سال داشت. پدر دو بچه بود. همسرش می‌گوید «همیشه می‌گفت ما یه خونواده چهار نفره‌ایم، همه جا باهم می‌ریم. کاش ما هم همینجا باهاش خاک می‌شدیم. نمی‌تونم زندگی رو بدون مهدی تصور کنم.» پدر پیر مهدی، آن گوشه ایستاده، صورت سردش خیس شده از اشک. می‌گوید پسرم فلکه سوم تهرانپارس بود. همین چهار پنج نفری آمده‌ایم سر خاک. زنش می‌گوید: «در حسینیه مراسم گرفتم براش، مراسم باشکوه گرفتم.» روی باشکوه تاکید می‌کند. انگار که دلش را آرام می‌کند. می‌گوید پسر ۹ ساله‌ام همه جا رفته، توی سردخانه، توی غسالخانه. گفته می‌خواهم بابام رو ببینم. تا آخرین لحظه باید ببینمش. تصور اینکه بچه ۹ ساله‌ای همه اینها را دیده باشد، برایم غیرقابل تحمل است. به آن پسربچه فکر می‌کنم.

    در غسالخانه زنی از هوش رفته. افتاده روی زمین. خیلی جوان است. به‌نظر همسن و سال می‌آییم. چشمانش را لحظه‌ای باز می‌کند و می‌گوید «بچه‌م.» دوباره از هوش می‌رود. باز چشمانش را باز می‌کند می‌گوید «بچه‌م» دوباره از حال می‌رود. مادرش آن‌سوتر، وقتی عجز دخترش را می‌بیند، ناگهان می‌زند روی پایش. اضطراب می‌گیرد. فکر می‌کند دارد دخترش را از دست می‌دهد. او هم می‌گوید «بچه‌‌م وای. بچه‌م.» اینجا مادرها بچه‌هایشان را می‌خواهند. من بچه دارم و نمی‌توانم اینجا ساکت و آرام باشم. صورتم را می‌گیرم و دور می‌شوم.

    پیرمرد خمیده‌ای با ریش انبوه، موهای بهم ریخته، به کمک یکی از اقوامش دارد راه می‌رود. دارد با خودش حرف می‌زند. بلند می‌گوید «من چجوری برا بچه‌‌م نماز بخونم. من چجوری بچه‌م رو بذارم تو خاک.» مرد تنومند دیگری که از پشت او را گرفته و هوایش را دارد می‌گوید: «بابا یه امروز رو طاقت بیار، امروز باید سرپا باشی، باید بالاسر محمد باشی. بابا امروز رو طاقت بیار.» نمی‌دانم پیرمرد حرف‌های مرد پشت سرش را می‌شنود یا نه. با خودش حرف می‌زند، حرف می‌زند، حرف می‌زند و لای جمعیت گم می‌شوند.

  • کسی که سطل آشغال آتش زده، تروریست نیست / جرمی به اسم اغتشاش در قوانین ما وجود ندارد / دستگاه قضایی مرجع انتقام‌گیری نیست

    کسی که سطل آشغال آتش زده، تروریست نیست / جرمی به اسم اغتشاش در قوانین ما وجود ندارد / دستگاه قضایی مرجع انتقام‌گیری نیست

    به گزارش اقتصادران، کامبیز نوروزی حقوقدان، درباره به رسمیت شناخته شدن حق اعتراض با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی گفت: براساس بند هفتم از اصل سوم قانون اساسی و اصل ۲۷ قانون اساسی حق اعتراض مدنی در خیابان‌ها برای مردم به رسمیت شناخته شده است.

    یکی از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی مصرح در قانون اساسی راهپیمایی و تجمع است / راهپیمایی و تجمع فقط برای حمایت از حکومت نیست

    وی ادامه داد: در بند هفتم اصل سوم تامین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی تکلیف دولت است که در اینجا منظور از دولت یعنی حکومت. کلمه تامین نیز یعنی ایجاد امنیت. یعنی حکومتی باید شرایطی فراهم کند که ملت در امنیت کامل از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی مصرح در قانون اساسی استفاده کنند. در اصل بیست و هفتم هم حق راهپیمایی و تجمعات برای مردم به رسمیت شناخته شده است. بنابراین یکی از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی ملت راهپیمایی و تجمع است که دولت باید امنیت آن را نیز تضمین کند.

    این حقوق‌دان گفت: طبیعی است که راهپیمایی و تجمع فقط برای حمایت از حکومت نیست برخی اوقات برای اعتراض به شرایط حاکم است و حکومت باید شرایطی فراهم کند که امنیت کسانی که اعتراض مدنی دارند و این اعتراض خود را به شکل خیابانی در تجمعات و راهپیمایی‌ها نشان می‌دهند را فراهم کند. البته تظاهرات نباید مسلحانه باشد و نباید شعارهایی که مخالف مبانی اسلام است در آن داده شود. هر شعاری که مخالف مبانی اسلام نباشد در تجمعات و راهپیمایی‌ها مجاز و آزاد است و حق اساسی ملت است.

    جرمی به اسم اغتشاش در قوانین ما وجود ندارد / باید از کلمات واضح و قانونی استفاده شود

    نوروزی گفت: البته متاسفانه هیچ گاه این حق به رسمیت شناخته نشده است و اجازه راهپیمایی و تجمعات داده نشده است و در اغلب اوقات هم که اعتراضی که در دانشگاه یا خیابان مطرح شده است با برخوردهای پلیسی و خشن مواجه شده است.

    وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان اینکه باید این نکته را در نظر بگیریم که در ابتدا باید کلمه اغتشاش تعریف شود، گفت: حکومت باید کلمه اغتشاش را تعریف کند چیزی که ما می‌فهمیم؛ اغتشاش یعنی آتش زدن اماکن عمومی، به کارگیری اسلحه، این قبیل موضوعات می‌شود اغتشاش. اما فریادهای خشمگین نمی‌تواند اغتشاش باشد تا جایی که من حضور ذهن دارم جرمی هم به اسم اغتشاش در قوانین ما وجود ندارد.

    این حقوقدان گفت: بنابراین اولین موضوع این است که از کلمات واضح و قانونی استفاده شود. به طور مثال ما جرمی به نام تخریب داریم. جرمی به نام استفاده از اسلحه غیرمجاز داریم جرمی به نام ضرب و جرح یا قتل داریم. استفاده از کلمات کلی ابهاماتی ایجاد می‌کند که این ابهامات موجب سوءاستفاده از قدرت می‌شود.

    اعتراض مدنی حق اساسی ملت است

    نوروزی تصریح کرد: نکته بعدی این است که در نظر بگیرید در یک جمعیت هزار نفری همه این هزار نفر که به طور مثال به ساختمان یک شعبه از بانک حمله نمی‌کنند، ۵ نفر از آنان حمله می‌کنند، یا ۱۰ نفر حمله می‌کنند یا ۲۰ نفر حمله می‌کنند مابقی مردم که حمله نمی‌کنند. اگر قرار به بازداشت است که البته در چنین مواردی خویشتنداری همیشه به حکومت‌ها توصیه می‌شود اما اگر هم قرار به بازداشت است، همان افراد را باید بازداشت کنند و این‌ها را نمی‌توان از لحاظ حقوقی اغتشاشگر نامید چراکه ما اصلا جرمی به اسم اغتشاش نداریم.

    وی ادامه داد: اتهام کسی که به شعبه یک بانک حمله کرده و شیشه‌های آن را شکسته و اسناد را از بین برده است و وسایل آن را از بین برده است، تخریب است. یک فرد دیگری از اسلحه غیرمجاز استفاده کرده است حتی در حد شلیک تیر هوایی، اتهام این فرد می‌شود استفاده از اسلحه غیرمجاز یا حتی از سلاح سرد استفاده کرده است و با چاقو به طور مثال یک مامور را مجروح کرده است، اتهام این فرد می‌شود ایراد جرح عمدی.

    این حقوقدان گفت: اگر ما در نظر بگیریم که اعتراض مدنی حق اساسی ملت است، این رفتارها در جریانات اعتراضی مشمول عنوان محاربه نمی‌شود. کسی آمده است در جریان اعتراض مدنی یک فعل مجرمانه انجام داده است اتهام این فرد فقط همان جرم است.

    محل نگهداری متهمان زیر سن قانونی باید به خانواده‌ها اطلاع داده شود

    نوروزی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به حقوق بازداشت شدگان در قانون گفت: نکته بعدی این است که در زمانی که فردی بازداشت می‌شود هر گونه اذیت و آزار جسمی و روحی علیه آن فرد بازداشت شده مطلقا ممنوع است. در سال‌های گذشته و در دوره‌های گذشته متاسفانه خبرهایی منتشر شد مبنی بر اینکه متاسفانه بازداشت شدگان در زمان بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند.

    وی ادامه داد: تحقیقات باید عادلانه صورت بگیرد و مرجع قضایی که به اتهامات افراد رسیدگی می‌کند تمام جنبه‌ها را در نظر بگیرد گاهی اوقات ممکن است متهم یک فرد ۱۵ساله باشد این فرد باید به دادگاه اطفال ارجاع شود. همچنین باید به خانواده‌ها اطلاع داده شود و محل نگهداری او مشخص باشد اگر دادیار یا بازپرس قرار ممنوع الملاقات برای او صادر نکرده باشد اجازه ملاقات با خانواده باید داشته باشد. از همان ابتدای بازداشت باید اجازه بدهند متهم وکیل داشته باشد و به وکیل او اجازه حضور در تحقیقات دادسرا را بدهند.

    این حقوقدان ادامه داد: سپس باید کیفرخواستی که صادر می‌شود به وکیل ابلاغ شود و فرصت برای تدارک دفاع به وکیل بدهند. اتهاماتی مانند تخریب، جرح عمدی یا قتل اتهاماتی نیستند که دادگاه برای آن‌ها غیرعلنی برگزار شود و دادگاه‌شان باید علنی باشد، وکیل این متهمان باید حق دفاعش محفوظ بماند و بتواند به قدر مناسب از موکل خود دفاع کند. بعد از اینکه رای دادگاه صادر شد فرصت مناسب تجدیدنظر خواهی به این افراد داده شود.

    دستگاه قضایی مرجع احقاق حقوق ملت و اجرای عدالت است / کسی که سطل آشغال آتش زده را نباید مانند یک تروریست دید

    نوروزی گفت: نکته بسیار مهم این است که دستگاه قضایی مرجع انتقام‌گیری نیست، مرجع احقاق حقوق ملت و اجرای عدالت است، وظیفه مرجع قضایی آن است که از حقوق ملت پاسداری کند مرجع قضایی باید با حفظ آرامش کار خود را انجام دهد در سال‌های گذشته در جریان اعتراضاتی که اتفاق می‌افتد مشاهده می‌کردیم که برخی از آراء خیلی هم سریع صادر شد.

    وی تاکید کرد: این حداقل مواردی است که باید در مورد افراد بازداشت شده رعایت کرد. فرض کنید کسی که سطل زباله آتش می‌زند این فرد با نظام کاری ندارد این فرد فردی است که خشمگین است و عصبانی است و احساس نابرابری و ظلمی کرده است و هیچ جا حرف او را نشنیده است. او را نباید مانند یک تروریست و یا یک مامور موساد دید که آمده است کشور را برهم بزند او یک ستمدیده است که می‌خواهد فریاد اعتراضش را بلند کند. باید با این نگاه دید، نباید انتقام گرفت. انتقام خشم تولید می‌کند و خشم فروخورده هر زمان که منفجر شود هیچ چیزی را باقی نمی‌گذارد.

  • سونامی خروج سرمایه‌گذاران بزرگ از ایران در راه است؟ /  سرزعیم: مطالبات مردم اقتصادی‌تر و فراگیرتر می‌شد اگر …

    سونامی خروج سرمایه‌گذاران بزرگ از ایران در راه است؟ / سرزعیم: مطالبات مردم اقتصادی‌تر و فراگیرتر می‌شد اگر …

    به گزارش اقتصادران، اعتراضات در ایران را درحالی طی روزهای اخیر شاهد بدیم که بنا بر گفته تحلیلگران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ریشه این اعتراضات مسائل معیشتی و اقتصادی است.

    با این حال، علی سرزعیم، اقتصاددان ریشه مطالبات مردم در اعتراضات ۱۴۰۴ را فراتر از موضوع اقتصاد دانست و در این رابطه  توضیح داد: من به صورت کامل اطمینان ندارم که این مطالبات صرفا اقتصادی بوده باشد، این اعتراضات را نارضایتی عمومی نسبت به وضعیت اقتصادی و سیاسی می‌دانم. احساس من این است که یک حرکت سازماندهی شده بر این مطالبات سوار شد و به همین دلیل شروع به خشونت کردند، به دلیل افزایش خشونت، مردم سریع فاصله گرفتند با اینکه نارضایتی‌ها خیلی شدید است.

    مردم معترضند اما با اعمال خشونت دنبال مطالباتشان نمی روند

    او با بیان اینکه مردم خواهان بیان مطالبات به شکلی خشونت آمیز نیستند، افزود: مردم تمایلی ندارند که از طریق اعمال خشونت به دنبال مطالبات خود بروند و اگر اعتراضات به سمت خشونت کشیده نمی‌شد، مطالبات اقتصادی‌تر و فراگیرتر می‌شد.

    سرزعیم همچنین درخصوص آینده بازار و کسب‌وکارها تحت تاثیر تداوم اعتراضات، اعتصابات سراسری و قطعی اینترنت اظهار کرد: طبیعتا سیاستگذار اطلاع دارد که چقدر این اختلالات آسیب‌ اقتصادی در پی خود دارد و چه میزان به نارضایتی‌ها دامن می‌زند اما اولویت را کنترل وضعیت پیش آمده می‌داند؛ قاعدتا نباید قطعی اینترنت همچنان ادامه پیدا کند چراکه از شدت اعتراضات کاسته شده است.

    خروج سرمایه‌گذاران بزرگ از ایران شدت خواهد گرفت

    این تحلیلگر اقتصادی در ادامه با بیان اینکه پیش از اعتراضات ریسک سرمایه‌گذاری بالا رفته بود افزود: در بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کاهش یافته بود و سرمایه‌گذار خارجی هم وجود نداشت؛ پیش‌بینی من این است که خروج سرمایه‌گذاران بزرگ از ایران شدت خواهد گرفت و کسانی که تا به الان مردد بودند که منابع خود را از ایران خارج کنند حالا برای خروج آن از کشور، به قطعیت می‌رسند.

    ساختار غیرمنعطف‌‌تر از آن چیزی است که مردم انتظار دارند

    این اقتصاددان در رابطه با اینکه در وضعیت فعلی ارائه راهکارهای کوتاه‌مدت و بلندمدت از سوی دولت تا چه میزان می‌تواند پاسخ مناسبی برای وضعیت پیش آمده باشد گفت: همیشه این خطر وجود دارد که برنامه‌های بلندمدت را فدای برنامه‌های کوتاه‌مدت کرد و این ایرادی است که تاکنون وجود داشته و دارند و نباید این کار را کرد؛ آیا حکومت هم توجه دارد به این موضوع یا ندارد؟ این را نمی‌دانم. حکومت هم معمولا تا اتفاقی نیفتد دست به کاری نمی‌زند و پس از آرام شدن وضعیت، مجدد موضوع را به فراموشی می‌سپرد.

    سرزعیم در پایان اضافه کرد: هنگامی که اعتراضات به خیابان کشیده می‌شود و احساس مردم این باشد که سازوکارهای رسمی کارآمد نیست و انتخابات تغییرات مورد نظر را ایجاد نمی‌کند، یعنی ساختار غیرمنعطف‌‌تر از آن چیزی است که مردم انتظار دارند. راه حل این است که ساختار منعطف باشد و نشان دهد که انتخابات موثر است و کم‌اهمیت نیست و این پیام را باید به جامعه رساند.
  • سخنان جدید ترامپ درباره ایران / ترامپ: اگر ایران قصد اعدام معترضان را داشته باشد، اقدام بسیار شدیدی انجام خواهیم داد

    سخنان جدید ترامپ درباره ایران / ترامپ: اگر ایران قصد اعدام معترضان را داشته باشد، اقدام بسیار شدیدی انجام خواهیم داد

    به گزارش اقتصادران، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا روز سه‌شنبه با دخالت در امور داخلی ایران مدعی شد: «کسی نتوانست عدد دقیقی از تظاهرات کنندگانی که در ایران کشته شدند، به من ارائه دهد، اعداد مختلفی از شمار تظاهرات کنندگان کشته شده در ایران شنیدم و همه نشان دهنده شمار زیاد کشته‌ها است.»

    وی در ادامه دخالت‌هایش در امور داخلی ایران و بدون اشاره به مردم بی‌گناهی که در این اغتشاشات شهید شدند، گفت: «به زودی شمار تظاهرات کنندگانی که در ایران کشته شدند را خواهیم دانست و احتمالاً طی ۲۴ ساعت انجام شود.»

    او همچنین گفته است: من نشنیده‌ام که ایران قصد اعدام معترضان را داشته باشد، اما اگر این اتفاق بیفتد، ما اقدام بسیار شدیدی انجام خواهیم داد. من دوست دارم دموکراسی را در ایران ببینم، اما نمی‌خواهم شاهد کشته شدن مردم باشم و می‌خواهم که آنها از آزادی نسبی برخوردار باشند.

    او با بیان اینکه «می‌دانم واکنش احتمالی علیه ایران چیست، اما تأکید می‌کنم که هنوز تصمیمی گرفته نشده است»، گفت: امشب در کاخ سفید درباره وضعیت ایران و اطلاعات دقیق در خصوص تلفات معترضان گزارشی دریافت خواهم کرد.

    پیش از این، «سید عباس عراقچی» وزیر خارجه ایران تاکید کرده بود که آمریکا و رژیم صهیونیستی با تکرار تجربه شکست خورده پیشین، نتیجه متفاوتی را به دست نخواهند آورد.

    دیپلمات ارشد ایران با تاکید بر اینکه ایران بسیار آماده‌تر از جنگ ۱۲ روزه است، به الجزیره گفته است: امیدوارم گزینه خردمندانه انتخاب شود. از نظر ما مهم نیست چه گزینه‌ای انتخاب شود، ما برای جنگ، برای دیپلماسی و برای گزینه‌های اقتصادی آماده‌ایم.

    «امیر سعید ایروانی» نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد نیز با ارسال نامه‌ای رسمی به دبیرکل و رئیس شورای امنیت، اظهارات اخیر رئیس‌جمهور آمریکا در دخالت در امور داخلی ایران را مصداق آشکار تحریک به خشونت، تهدید به مداخله نظامی و نقض صریح اصول بنیادین منشور سازمان ملل متحد دانست و خواستار واکنش فوری نهادهای مسئول بین‌المللی شد.

    در این نامه تأکید شده است که رئیس‌جمهور آمریکا با صراحت بی‌ثباتی سیاسی را تشویق و خشونت را تحریک و دعوت و حاکمیت، تمامیت ارضی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را تهدید می‌کند و خواستار «تصرف نهادها» شده است.

    ترامپ در ادامه اظهارات روز سه‌شنبه خود گفت: تمرکز اصلی من روی جبهه داخلی آمریکاست، اما ما نمی‌توانیم تهدیدات خطرناکی مانند ایرانِ دارای سلاح هسته‌ای را نادیده بگیریم.

    رئیس جمهور آمریکا به حملات این کشور به توانایی‌های هسته‌ای ایران اشاره و ادعا کرد که این توانایی‌ها که مسالمت آمیز بوده، مانعی بر سر راه صلح در خاورمیانه بود.

    ترامپ با بیان این‌که «توانایی‌های هسته‌ای ایران فاجعه بود»، ادعا کرد که آمریکا آن را از بین برد و بدون از بین بردن توانایی هسته‌ای ایران، امکان تحقق صلح نبود.

    رئیس جمهور آمریکا با افتخار دوباره به اقدام تروریستی در به شهادت رساندن سردار مبارزه با تروریسم، گفت: «سلیمانی را کشتیم و توانایی‌های هسته‌ای ایران را بدون اشتباه ویران کردیم و می‌خواهیم این رویکرد را حفظ کنیم.»

  • شلیک ترکش‌های قطعی اینترنت به زندگی مردم

    شلیک ترکش‌های قطعی اینترنت به زندگی مردم

    به گزارش اقتصادران، پنجشنبه ۱۸ دی ماه، حدود ساعت ۹ شب ستاره ایران در کهکشان راه ارتباطی افول کرد و چراغ‌های رابطه خاموش شد . همه آنانی که نگاه‌شان به صفحه گوشی‌ها، تبلت‌ها و سایر وسایل ارتباط جمعی الکترونیک بود یا مشغول گفت‌وگو با یکدیگر در دنیای مجازی بودند، ناگهان رشته‌های ارتباطی‌شان گسسته و نگاه‌شان به صفحه‌های نمایشگر خشک شد. چندی نگذشت که اپراتورهای تلفن همراه هم یکی بعد از دیگری از دسترس خارج شدند و هر گونه روزنه ارتباطی بسته شد . هیچ کس نمی‌دانست دقیقا چه اتفاقی افتاده و چه تصمیمی گرفته شده است، اما برخی امیدوار بودند که روز جمعه این محدودیت برداشته شده یا دست‌کم، فضا برای برخی کسب و کارها فراهم شود . این امیدواری چندان نپایید و از آن روز تا زمان نگارش این گزارش بیش از ۱۲۰ ساعت است که اینترنت سراسری قطع شده است  و عمده رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران نیز از آن مستثنی نیستند.

    اختلال در شبکه زندگی 

    نخستین ترکش‌های قطعی اینترنت به کانون خانواده‌های ایرانی شلیک شد؛ آنان که عزیزی خارج از کشور دارند و بدون هرگونه اطلاع قبلی، ناگهان همه راه‌های ارتباطی‌شان بسته شد . مینا چند روزی است که از دو فرزندش که هر کدام در گوشه‌ای از این کره خاکی هستند، بی‌خبر است . مینا قرار بوده روز شنبه مادربزرگ شود و ذوق داشته که از راه دور دست‌کم به کمک پیام‌رسان‌ها از حال دختر و نوه‌اش باخبر شود. اما الان به جای دیدن چهره و شنیدن صدای عزیزانش مدام با عکس‌های آنها حرف می‌زند و برای خودش قصه می‌بافد. بهار و رضا، دو هفته پیش از قطعی اینترنت برای دیدار با خانواده‌هایشان از اروپا به ایران آمدند و قرار بود شنبه همین هفته برگردند سر کار و زندگی‌شان. بلیت به دست و چمدان بسته آماده بودند که خبر رسید برخی شرکت‌های هواپیمایی خارجی پروازهای‌شان را لغو کرده‌اند. تا اینجا ماجرا چندان پیچیده نبود، اما دردسر از جایی شروع شد که به دلیل انسداد راه‌های ارتباطی، مسافرانی مشابه بهار و رضا نتوانستند از وضعیت پروازهای جایگزین مطلع شوند و ناچار شدند با پرداخت هزینه مجدد یا از طریق دریا به یکی از کشورهای همسایه بروند یا با پرواز داخلی خودشان را به ترکیه برسانند و از آنجا به کشورهای مقصد بروند. همه اینها در حالی است که برخی مسافران به دلیل تاخیر در بازگشت، نگران از دست دادن موقعیت‌های شغلی‌شان هستند.

    اختلال در روند آموزش یکی دیگر از عوارض قطعی سراسری اینترنت است. هر چند امکان فعالیت در بستر اینترنت ملی مهیاست، به دلیل ضعف زیرساخت‌های داخلی، این بستر نیز با اختلال‌هایی روبه‌رو است . شبکه ملی «شاد» که از دوران کرونا برای امور آموزشی دانش‌آموزان راه‌اندازی شد، دوباره این روزها مورد استفاده قرار گرفته است. اما همین برنامه هم کاستی‌هایی دارد که مهم‌ترین آنها محدودیت زمان حضور و استفاده است. اگر فرزند دانش‌آموز داشته باشید، متوجه شده‌اید که شاد هر روز ساعت ۱۶ بسته می‌شود و امکان رد و بدل کردن پیام عملا وجود ندارد. همچنین صرفا دانش‌آموز، معلم و مدیر می‌توانند در بازه زمانی تعریف شده و با احراز هویت در این شبکه پیام ارسال کنند . به گفته یکی از معلمان این محدودیت عملا بر کیفیت آموزشی تاثیر منفی داشته  و امکان نظارت بر فرآیند یادگیری دانش‌آموزان به ویژه در مقطع ابتدایی را محدود می‌کند .

    از سوی دیگر دانشجویان نیز دچار سردرگمی شده‌اند هر چند بیشتر دانشگاه‌های دولتی از نخستین روزهای اعتراضات، امتحانات ترم را به تعویق انداخته و کلاس‌های درس را هم مجازی اعلام کردند، دانشگاه آزاد تصمیم گرفت از روز ۲۳ دی ماه آزمون‌های پایان ترم را از طریق سایت معرفی شده این دانشگاه برگزار کند . اما به گفته چند دانشجو در شرایطی که حتی در پیام‌رسان‌های داخلی مانند «ایتا» و «بله» امکان ارسال پیام وجود ندارد، عملا شرایط برای فرستادن برگه‌های آزمون برای استادان نیز فراهم نیست . ضمن اینکه برخی استادان هم تا لحظه تنظیم این گزارش نتوانسته بودند سوالات آزمون را در بستر تعیین شده بارگذاری کنند.

    ۱۸ هزار میلیارد تومان خسارت در ۹۰ ساعت 

    خان اختلال در زندگی روزمره را که رد می‌کنیم، می‌رسیم به خان بعدی؛ کسادی کسب و کارهای اینترنتی . گسترش روزافزون مشاغل خانگی، مستقل و خرد در بستر اینترنت و اقبال عمومی به خریدهای اینترنتی به ویژه از دوران کرونا به بعد، یکی از پدیده‌های اجتماعی –  اقتصادی ایران بود. اما این روزها صاحبان این مشاغل و حتی کسب و کارهای بزرگ‌تر با مشکل جدی مواجه و متحمل زیان‌های قابل توجهی شده‌اند. سایت خبری «دیجیاتو» در گزارشی با استناد به داده‌های رسمی مقامات حوزه تجارت الکترونیک برآورد کرد که «پس از گذشت ۹۰ ساعت از قطعی اینترنت، خسارت این قطعی حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان (۱۳۵ میلیون دلار) است.»

    همچنین در برآورد دیگری به استناد سخنان وزیر ارتباطات در سی‌ام تیرماه که گفته بود: «در هر دو روز (در زمان جنگ ۱۲ روزه) معادل یک‌هزار میلیارد تومان به اقتصاد دیجیتال کشور خسارت وارد شده» نتیجه گرفته است که در همان ۹۰ ساعت بیش از ۲ هزار میلیارد تومان به حوزه اقتصاد دیجیتال زیان وارد شده است. اما اگر گزارش مرکز پژوهش‌های اتاق بازرگانی را ملاک قرار بدهیم که آبان سال گذشته درباره خسارت صرفا فیلترینگ منتشر شده بود، با یک حساب سرانگشتی متوجه می‌شویم در حالت خوش‌بینانه ساعتی بین ۵۳ میلیارد تا ۱۶۱ میلیارد تومان به صنف دیجیتال خسارت وارد می‌شود. خسارتی که صرفا از محل فیلترینگ است و طبیعتا قطع کامل خسارتی بسیار بیشتر از این مبلغ خواهد داشت.

    مریم سال‌هاست در خانه‌اش ظروف سرامیکی می‌سازد. قطعی اینترنت فعالیت او را مختل کرده، زیرا عملا دسترسی به مشتریانش قطع شده و سفارش‌هایی که باید در زمان مشخص تحویل داده می‌شده،  بلاتکلیف مانده است .

    مریم  می‌گوید: «برخی سفارش‌ها متعلق به مشتریانی بود که مسافر بودند و پروازشان انجام شده، این یعنی عملا من نتوانستم به تعهدم عمل کنم و ناچارم در اولین فرصت یا با پرداخت هزینه سنگین پست، سفارش را به آنها برسانم یا مبلغ دریافتی را عودت بدهم. در هر دو صورت ضرر بزرگی به کسب و کار من وارد می‌شود.»

    مریم البته کمی خوش‌شانس‌تر است، چون محصول تولیدی‌اش در دسته کالاهای نسبتا با دوام جا می‌گیرد. مرضیه وضعیت نگران‌کننده‌تری دارد، صاحب یک آنلاین‌شاپ خوراکی است و برای پنجشنبه و جمعه چند سفارش پخت غذای مهمانی داشته که نتوانسته هیچ کدام را به مشتریانش تحویل بدهد. مرضیه می‌گوید: «نشانی مشتریان را مانند گذشته در دایرکت اینستاگرام نگه داشته بودم که به محض قطعی اینترنت، از دسترس خارج شد. تلفن‌های همراه هم از کار افتاد و من دیگر نتوانستم با مشتریانم ارتباط بگیرم . خدا را شکر می‌کنم که هنوز پولی نگرفته بودم و شرمندگی‌ام کمتر شد . اما هزینه مواد اولیه روی دستم ماند و حسابی ضرر کردم . فقط برای اینکه آن حجم غذا فاسد نشود، به یک مرکز خیریه اهدا کردم.»

    داستان کسب و کارهای اینترنتی بزرگ‌تر البته متفاوت است . روز ۱۸ دی تا نیمه‌های روز نوزدهم، تقریبا همه کسب و کارها مختل شدند . بعد از آن هم با وجود برقراری اینترنت ملی، همچنان برخی پلتفرم‌ها دچار محدودیتند . به ویژه پلتفرم‌هایی که امکان چت را داشتند، مثل پلتفرم انتشار آگهی «دیوار» که به‌طور کلی فیلتر شده و تا زمان تنظیم این گزارش این انسداد ادامه داشته است . همچنین سایت‌هایی با محتوای عمومی مانند «نی‌نی سایت» نیز از دسترس خارج شده‌اند؛ صرفا به دلیل داشتن فضایی برای چت.

    اما پلتفرم‌های سرگرمی و حوزه کتاب هم از این محدودیت در امان نمانده‌اند. هر چند به ظاهر در بستر اینترنت ملی مشغول فعالیتند، اما به دلیل قطع سرویس پیامک عملا نمی‌توانند کد اشتراک یا احراز هویت برای مخاطبان‌شان ارسال کنند و سیستم پشتیبانی هم امکان پاسخ به تقاضای مخاطبان را ندارد. علیرضا مشتری پلتفرم فیدیبو است. او می‌گوید: «پنجشنبه شب مشغول خرید یک جلد کتاب صوتی بودم که اینترنت قطع شد. نمی‌دانم تکلیف سفارش من چه شده و تا الان هم (تا لحظه تنظیم این گزارش) راهی برای پیگیری نداشته‌ام.»

    امیر بهدانی، مدیرعامل فیدیبو می‌گوید: «فیدیبو به عنوان کتاب صورتی و الکترونیک که اتفاقا می‌تواند در این مقطع زمانی بیش از گذشته نقش آگاهی‌بخشی داشته باشد، به دلیل قطع اینترنت فعالیتش مختل شده است. اصلی‌ترین راه‌های ارتباطی ما از جمله سرویس معرفی کتاب، سرویس ارسال پیامک و… قطع و ارتباط با مخاطب دچار اختلال جدی شده است. پیش‌تر می‌توانستیم از طریق سرویس پشتیبانی درخواست‌های مخاطبان را پیگیری کرده و در سریع‌ترین زمان ممکن به آنها پاسخ بدهیم، اما در حال حاضر عملا این امکان وجود ندارد. از سویی درگاه‌های پرداخت بانکی نیز به دفعات دچار قطع و وصل و اختلال شده‌اند.»

    او ادامه می‌دهد: «مهم‌ترین موضوع برای کسب و کارهای فعال در بستر مجازی ابهام در آینده این شرایط و عدم قطعیت از زمان اتصال مجدد اینترنت است. این بلاتکلیفی موجب شده است کسب و کارهای مشابه ما نتوانند تصمیم مشخصی برای ادامه مسیرشان بگیرند. ضمن اینکه نمی‌دانیم اساسا با چه نهاد، ارگان یا مسوولی مذاکره کنیم و تصور هم نمی‌کنم در شرایط فعلی اگر پیشنهادی هم داشته باشیم، شنیده شود.»

    به اعتقاد بهدانی در صورت ادامه شرایط فعلی و قطعی اینترنت سراسری، تعطیلی کسب و کارهای خرد و مستقل دور از ذهن نبوده و سایر کسب و کارها نیز متناسب با میزان سرمایه، نیروی انسانی، نوع محصول و … یقینا شاهد ضرر و زیان‌های اساسی خواهند بود .

    سید مسعود مطلبی‌پور، معاونت فنی پلتفرم تصویری «شیدا» نیز با اشاره به اینکه وضعیت این روزها به دلیل قطع سراسری اینترنت و سرویس پیامک، از دوران جنگ ۱۲ روزه پیچیده‌تر است، می‌گوید: «در حالی که پلتفرم‌هایی مانند شیدا می‌توانند در پر کردن زمان مردم در خانه موثر باشند، اما زمان بازدید (واچ‌تایم) این پلتفرم حدود ۲۰ درصد افت داشته است . البته پخش زنده شبکه کودک ما حدود ۵۰ درصد افزایش بازدید داشته که احتمالا به دلیل حضور بیشتر بچه‌ها در منزل است.»

    پلتفرم شیدا البته توانسته با رایزنی‌هایی که داشته، سرویس ارسال پیامک خود را روی اپراتورهای همراه اول و ایرانسل فعال کند .

    اما به گفته نغمه دانش‌آشتیانی، مدیر روابط عمومی پلتفرم «فیلم نت»، ارتباط پیامکی این پلتفرم با مخاطبان همچنان قطع است و بارگذاری دیتا نیز از آنجا که حجم بالایی دارد با سرعت فعلی اینترنت عملا سخت شده است .  دانش می‌گوید: «هرچند زمان بازدید این پلتفرم نسبت به دوران جنگ بالاتر رفته، اما این لزوما مورد رضایت ما نیست، زیرا معتقدیم فعالیت پلتفرم‌ها در شرایطی مطلوب است که همه مردم به اینترنت آزاد دسترسی داشته باشند.»

    پلتفرم‌های خدماتی مانند «اچاره» اما علاوه بر نگرانی بابت نحوه سرویس‌دهی به مخاطب، نگران وضعیت معیشت خدمات‌رسان‌هایشان هم هستند . همچنانکه مائده امینی، مدیر روابط عمومی اچاره می‌گوید: «بسیاری از متخصصان ما در حوزه نظافت منازل و اماکن از اقشار نسبتا ضعیف اقتصادی جامعه هستند و طبیعتا قطع اینترنت که باعث کاهش سفارش کار شده است، مستقیما معیشت این افراد را نشانه می‌گیرد . هر چند همکاران ما از بدنه مردمی که این روزها با مشکلات اقتصادی- اجتماعی درگیرند، جدا نیستند، نمی‌شود نسبت به وضعیتشان بی‌تفاوت بود.»

    به گفته امینی در ۵ روز قطعی اینترنت، این پلتفرم به‌طور متوسط ۵۰ درصد کاهش تقاضا داشته و تنها در روز اول با ۸۰ درصد کاهش تقاضا مواجه بوده است .

    خاموشی چراغ‌های رابطه 

    گره خوردن زندگی امروزه با اینترنت بر کسی پوشیده نیست، اما جزییاتی در این میان وجود دارد که خیلی وقت‌ها از چشم‌ها پنهان می‌ماند . ارتباطات میان فردی در بستر نت همان نکته ظریفی است که این‌بار بسیار از ذهن تصمیم‌گیران دور مانده یا دست‌کم این‌گونه به نظر می‌رسد .

    پس از قطعی اینترنت و از دسترس خارج شدن سایت‌ها و پلتفرم‌هایی که امکان چت در آنها وجود داشت، گروهی از شهروندان به سایت‌هایی که فضایی برای انتشار پیام داشتند، مراجعه کردند به این امید که شاید کسی با آنها گفت‌وگو کند . یکی از این سایت‌ها، «زومیت» بود که کاربران در بخش کامنت‌ها از تنهایی و ترس‌هایشان می‌نوشتند و به دنبال همکلام می‌گشتند، اما زومیت هم به سرعت از دسترس خارج شد و زمانی که کاربران سراغ «زومان» رفتند، این سایت نیز خیلی زود به محاق انسداد رفت .  اما این قطعی ارتباطات انسانی در بستر مجازی و حتی در ساعاتی تلفنی، یقینا تبعات روانی کوتاه و بلندمدتی خواهد داشت که معلوم نیست آیا دغدغه مسوولان باشد یا خیر؟

    دکتر آزاده سهرابی، روان‌درمانگر با دسته‌بندی گروه‌های سنی جامعه به سه دسته کودک، نوجوان و بزرگسال به تاثیرات روانی قطع اینترنت بر آنان می‌پردازد و می‌گوید: «از دوران کرونا، گروه سنی کودک که شامل بچه‌های سنین دبستان و پایین‌تر هستند، به دلیل آموزش غیرحضوری، حضور طولانی‌مدت در منزل و عمدتا تک فرزند بودن، بیش از پیش به وسایل ارتباطی الکترونیک و به ویژه اینترنت وابسته شدند . پس از آن تعطیلی‌های پی در پی به دلایل مختلف از جمله آلودگی هوا، رخدادهای ۱۴۰۱ و … همچنان ادامه یافت و این وضع علاوه بر اینکه به پایه آموزش آسیب‌های جدی وارد کرده، روی مهارت حضوری گروه کودک نیز تاثیر منفی داشته است . به اذعان بسیاری از متخصصان حوزه روانشناسی میزان ADHD (بیش‌فعالی) و عدم تمرکز در این گروه سنی بالاست و طبیعی است که به همین دلیل نمی‌توان بچه‌ها را برای آموزش به مدت طولانی یکجانشین کرد . حالا این معضلات آموزشی را بگذارید کنار، قطعی کامل اینترنت که خودمان به عنوان ابزار در اختیار بچه‌ها قرار داده‌ایم، وقتی یک‌باره این امکان را از کودک می‌گیریم، او را دچار اضطراب و گیجی کرده، برایشان سوال‌هایی هم ایجاد می‌کنیم . اگر من مادر بخواهم در پاسخ به او دروغ نگویم، اما واقعیت را متناسب با درک کودک به گونه‌ای که برایش قابل فهم باشد، توضیح دهم چه باید بکنم؟ کودک هر چند در این سن فهمی از ساختار اجتماعی، سیاسی ندارد، اما به خوبی متوجه اضطراب و تشویش والدین می‌شود و این اضطراب به سرعت به خود او منتقل خواهد شد.»

    به گفته دکتر سهرابی، فضای نوجوان متفاوت است. او درک انتزاعی دارد و در دورانی زیست می‌کند که برای هویت‌یابی از والدین فاصله گرفته و می‌خواهد با همسالانش باشد .

    سهرابی می‌گوید: «حالا در این شرایط ما همه راه‌های ارتباطی او را با جمع همسالانش بسته و از آن جمع دورش می‌کنیم . قطعا این رفتار، نوجوان را عصبی و خشمگین می‌کند . با توجه به اینکه ساختار روان اساسا به گونه‌ای است که خشم را باید به گونه‌ای درست مدیریت کند وگرنه یا تبدیل به افسردگی می‌شود (زمانی که خشم را در درونمان پنهان می‌کنیم) یا تبدیل به پرخاشگری (وقتی برون‌ریزی می‌کنیم). اگر نوجوان نتواند پاسخ مناسبی که متناسب سن و مقتضیات روحی و خلقی‌اش است دریافت کند، عصبی‌تر می‌شود . نوجوانی اصولا دوره طغیان است . دوره هویت‌یابی است و اگر به این موارد توجه نشود، یقینا احساس تعلق و هویت‌یابی آنان دچار خدشه شده و به سمت این پرسش خواهند رفت که ما اساسا اینجا چه می‌کنیم؟ که این سوال مقدمه ناامیدی و از دست دادن احساس هویت و تعلق است.»

    دکتر سهرابی در ادامه به فضای بزرگسالی و ابتدای جوانی اشاره می‌کند و می‌گوید: «حس بزرگسال و جوان در چنین مواقعی عمدتا سرخوردگی و بلاتکلیفی است و احساس می‌کند کنترلی بر خود ندارد . این روزها مراجعانی داریم که پس از قطعی اینترنت به پرخوری عصبی مبتلا شده‌اند . بزرگسال هر چند تلاش می‌کند برای آنچه از دست داده جایگزین پیدا کند، اما عصبیت، ناامیدی و خشم می‌تواند چهره بیرونی بگیرد و خشونت بیافریند . این روزها صاحبان بسیاری از مشاغل (فارغ از مشاغل اینستاگرامی یا مغازه‌ای) مانند مهندسان ‌آی‌تی، پژوهشگرها و … کارشان مختل شده است . مثلا من به عنوان درمانگر بدون اطلاع قبلی ارتباطم با مراجع تحت درمانم در خارج از کشور قطع شده و از حال او خبر ندارم، اما مطمئنم حس رهاشدگی برای بیمار من بسیار مخرب است.»

    او تاکید می‌کند: «اینها تبعاتی است که نمی‌توان به راحتی از کنارشان گذشت و باید دقت کرد وقتی تاب‌آوری از بین می‌رود و فرسایش جای آن را می‌گیرد، فرسودگی به خشم منجر می‌شود.»

    داخل پرانتز 

    تا لحظه تنظیم این گزارش تلاش‌ها برای گفت‌وگو با چند نماینده مجلس، مسوولان حوزه وزارت ارتباطات و متولیان حوزه کسب و کارهای اینترنتی ناکام ماند. در خصوص آمار دقیق خسارت به کسب و کارهای اینترنتی و کاهش فروش نیز از اتحادیه مربوطه سوال شد که هنوز آمار دقیقی برای انتشار آماده نشده بود .

  • کشته‌شدگان اعتراضات اخیر سه دسته بودند

    کشته‌شدگان اعتراضات اخیر سه دسته بودند

    به گزارش اقتصادران، با وجود گذشت بیش از دو هفته از اعتراضات در سراسر کشور، همچنان آمار دقیقی از تعداد کشته‌شدگان ارائه نشده است؛ گزارش‌های رسمی از پزشکی قانونی نشان می‌دهد آمار کشته‌های حوادث اخیر قابل توجه است. بر اساس گزارش صدا و سیما بسیاری از آنها توسط افرادی که در بین معترضان نفوذ کرده‌اند کشته شده‌اند و بسیاری دیگر در زمره نیروهای امنیتی‌اند.

    سه دسته کشته‌شدگان اعتراضات اخیر چه کسانی هستند؟

    سیدمرتضی محمودی، نماینده تهران می‌گوید: در حال حاضر، آماری از تعداد شهدا و کشته‌شدگان توسط تروریست‌ها نداریم؛ اما آنچه مسلم است این است که در جریان اخیر ما با سه نوع کشته‌شدگان اغتشاشات رو‌به‌رو هستیم؛ اول، شهدای امنیت که شامل نیرو‌های انتظامی و امنیتی، سپاه و بسیج می‌شود؛ این عزیزان توسط اوباش و اراذل تروریست کشته شدند. هرچند عده‌ای هم تحت تاثیر همین تروریست‌ها در به شهادت رساندن نیرو‌های امنیتی، مشارکت داشتند.

    وی افزود: نوع دوم، کشته‌شدگان مردمی هستند که یا در اعتراضات نبودند یا در اعتراضات مسالمت‌آمیز در شب جمعه حضور داشتند. با اطلاعاتی که به دست ما رسیده، این افراد غالباً به شیوه‌ای مشترک کشته شدند؛ یعنی اصابت تیر به مغز مردم بی‌گناه توسط تروریست‌ها.

    نیروی انتظامی و بسیج پنجشنبه و جمعه مجوز حمل سلاح نداشت

    محمودی می‌گوید علت اینکه معتقد است این افراد توسط تروریست‌ها کشته شده‌اند این است که بر اساس اطلاعات او «نیروی انتظامی و بسیج به عنوان مدافعان امنیت، پنج‌شنبه و جمعه از داشتن سلاح منع شده بودند و همین موضوع، تعداد کشته‌های مردمی را افزایش داد.

    نماینده تهران می گوید: عملیات یکپارچه صهیونیستی – آمریکایی در این دو شب به دست نیرو‌های ضدانقلاب و تجزیه‌طلب مسلح شامل منافین، سلطنت‌طلبان، پژاک و داعش خراسان  انجام شد.

    سخنگوی کمیسیون امور داخلی کشور و شورا‌ها در مجلس تصریح کرد: نوع سوم کشته‌شدگان کسانی هستند که توسط نیروهای حافظ امنیت هدف قرار گرفته‌اند. او توضیح داده که نیرو‌های انتظامی و امنیتی ما حافظ مناطق نظامی مثل کلانتری‌ها هستند که محل نگهداری سلاح و مهمات است. این اماکن در برخی نقاط با حمله مسلحانه نیرو‌های ضدانقلاب مواجه شده و این افراد توسط نیرو‌های حافظ امنیت کشور مورد هدف قرار گرفتند. اوج این حملات به جمعه شب برمی‌گردد.

    اگر فردی عمدا یا از روی غفلت وارد صحنه شده، باید هزینه پرداخت کند

    محمودی درباره آمار زخمی‌های ناشی از اصابت تیرهای ساچمه‌ای، گفت: آماری از این دسته افراد ندارم، اما ممکن است افراد پس از اعلام رسمی مراجع قانونی مبنی بر اینکه افراد باید از همراهی کردن با آشوب‌گران خودداری کنند، اگر فردی تعمدا یا از روی غفلت و هیجان، بدون توجه به اطلاعیه‌های رسمی وارد این صحنه شده باشند. «این هزینه‌ای بوده که به واسطه عدم‌توجه و جدی نگرفتن موضوع بر آن‌ها تحمیل شده است.»

    وی افزود: لازمه حفظ امنیت و آرامش کشور و مقابله با دشمن اینگونه نیست که اگر کسانی همراه با دشمنان بیرونی و لبیک‌گویان به ترامپ وارد صحنه شود، با ناز و نوازش رو‌به‌رو شود. با همه این اوصاف، نیرو‌های امنیتی ما، پنج‌شنبه و جمعه مراعات کردند و حتی نیرو‌های بسیج که تا همین الان هم سلاح به دست نیستند، خود را قربانی نظام، کشور و مردم کردند. نیرو‌های مسلح و امنیتی ما تنها در جا‌هایی که ضرورت داشته، مثل حمله به کلانتری‌ها و محل‌های نگهداری سلاح و مهمات، به شلیک و دفاع روی آوردند.

    نماینده تهران در پایان تاکید کرده: با وجود همه این حرف‌ها، حتی جان یک ایرانی که از روی ناآگاهی و هیجان وارد این اتفاقات شده، برای ما عزیز است و ما همچنان توصیه به مراقبت از افراد توسط دستگاه‌های امنیتی داریم. در این بلبشو که بیشترین کشته‌سازی توسط دشمن صورت می‌گیرد، معلوم نیست افراد بتوانند از دست تروریست‌ها جان سالم به در کنند. ما توصیه داریم مردم از آن‌ها دوری کنند و وارد این سناریو نشوند.

  • آخرالزمان در کهریزک!

    آخرالزمان در کهریزک!

    به گزارش اقتصادران، کهریزک حالا مقصد نهایی است. آخرالزمان شناسایی پیکر‌ها در بین تل کاور‌های مخصوص اجساد. خانواده‌هایی که از ساعت‌ها انتظار در خیابان مقابل پزشکی قانونی می‌گویند. خانواده‌هایی که اتوماتیک دو دسته شده؛ یک گروه به سالن سردخانه برای شناسایی اجساد می‌روند و گروه دیگر در خیابان منتظر این لحظه تلخ‌اند؛ در انتظار پوششی که کنار می‌رود و چهره عزیز از دست رفته شان پیدا می‌شود.

    دوربین صداوسیما در بین کاور اجساد که از ظرفیت سالن‌های سرد پزشکی قانونی سرریز شده و در حیاط کهریزک کنار هم چیده شده بودند دور زد. تصویر صدا و سیما از وانتی که اجساد را به سمت بهشت زهرا «بار می زد» نشان داد دیگر ماشین نعش‌کش هم جواب نمی‌دهد. خانواده ها گیج و سردرگم عوامل نفوذی را لعنت می کردند که عزیزشان را کشته بود. مردی بالای سر یک جسد مویه می‌کرد و می‌گفت جوانش انقلابی بوده است.

    این برچسب‌ها اما با کاور جنازه کنار می‌رود و آنچه باقی می‌ماند عزیزی است که رفته و خانواده‌ای که تا ابد داغ یک اتفاق شوم دامنش را گرفته است. خانواده‌هایی که در سالن‌های سرد و حیاط ساختمان پزشکی قانونی چندین کاور را کنار زدند تا صورت زیبای جوانشان را برای آخرین بار ببینند، تا ابد بین این برچسب‌ها سردرگم خواهند ماند. خانواده‌هایی که باید باقی زندگی را با تصویر آخرالزمان این روز‌های کشور سپری کنند.

     بیمارستان تیرخوردگان را بستری نمی‌کرد

    رویداد۲۴ صبح شنبه را با تماس‌های غم انگیز آغاز کرد. هنوز دوربین صدا و سیما به میان جنازه ها نرفته بود؛ چند شهروند در تماس با تحریریه ماجرای کهریزک را روایت کردند. یکی از آنها پسرعمه و دختر پسرعمه‌اش را از دست داده. دختردایی متوفی روایت می کند که پسرعمه و دختر نوجوانش در یکی از خیابان های فرعی منطقه کهریزک، در نزدیکی منزلشان هدف گلوله قرار گرفته اند. پدر در همان لحظه فوت کرده و دختر نوجوان با مصدومیت شدید از ناحیه دست به بیمارستان منتقل شده است.

    خانواده متوفی می گوید بیمارستان ۷ تیر کهریزک در زمان مراجعه اعلام کرده که «از بستری کردن افراد تیرخورده معذور است»؛ «می‌گفتند ما از پذیرش مراجعه کنندگانی که جزء اغتشاشگران هستند معذوریم. دختربچه را پذیرش نمی‌کردند. این بچه در کجای اعتراضات نقش داشته که بیمارستان از درمان او خودداری می‌کرد؟» خانواده می گویند در نهایت یکی از اقوامشان که در بسیج منطقه مسئولیت داشته، با این ادعا که این دختر خودش است، موفق شده کارهای پذیرش و بستری دختر نوجوان را انجام دهد.

    ساعت‌های طولانی انتظار؛ در میان اجساد دنبال عزیزمان می‌گشتیم

    یکی دیگر از اعضای خانواده، مشاهداتش را از پزشکی قانونی کهریزک روایت کرده است؛ «صبح روز بعد به کهریزک رفتیم. گفتند یکی از از اعضای خانواده می‌تواند به سالن‌ها برود و باید خودش کاور‌ها را باز کند و کشته‌اش را پیدا کند. صبح تا ظهر بین اجساد می‌گشتیم. کاور‌ها را باز می‌کردیم و صورت‌ها را نگاه می‌کردیم تا عزیزمان را پیدا کنیم».

    بر اساس گفته‌های این خانواده تجمع اجساد بالا بوده و زمان صرف شده برای پیدا کردن طولانی؛ «از صبح گشتیم تا ظهر بالاخره پیکر را پیدا کردیم. تا ساعت ۶ و ۷ عصر آنجا بودیم تا کار‌های اداری انجام شود. غروب گفتند کامیون یخچال‌دار برای انتقال اجساد نداریم و باید تا فردا صبر کنید. اصرار کردیم و صبر کردیم تا در نهایت کامیون دیگری آمد و تعدادی پیکر شماره ‌گذاری شده را برای انتقال سوار کردند. فردای آن روز هم پیکر‌ها را با کامیون به بهشت زهرا فرستادند. آنجا هم شماره اجساد گم شده بود و پیدا کردن پیکر دوباره معطلی زیادی داشت. در نهایت ساعت ۳ بعداز ظهر پیکر را پیدا کرده و دفن کردیم».

    برخلاف بیانیه روز گذشته پزشکی قانونی، این خانواده می‌گوید برای تحویل پیکر کشته شده‌شان از آن‌ها پول درخواست شده است: «گفتند باید برای تحویل پیکر ۱۰۰ میلیون واریز کنید». آنها می‌گویند پرونده عزیزشان هنوز بسته نشده است. شب گذشته پزشکی قانونی در بیانیه‌ای اعلام کرد که هیچ مبلغی از مردم دریافت نمی‌کند و کلیه خدمات معاینه افراد و اجساد رایگان انجام میشود.

    نمی دانم چند کاور را باز کردیم

    خانواده دیگری می‌گوید که برادر همسرش را در رخداد‌های اخیر از دست داده است. خواهر روایت میکند که تا یک روز و نیم بعد از کشته شدن برادرش، نمی‌دانستند بازداشت شده یا کشته. بی خبر بودیم. در نهایت کسی گفته که تیر خوردنش را دیده و او به بیمارستانی در حوالی هفت حوض منتقل شده است: «به بیمارستان که رفتیم مطلع شدیم او را از دست داده‌ایم. گفتند برای تحویل پیکر به کهریزک بروید».

    برادری که برای شناسایی به داخل سالن رفته بوده روایت می کند که حدود دو ساعت در سالن پزشکی قانونی در کهریزک کاور جسد باز کرده تا توانسته عزیزش را پیدا کند: «نمی دانم چندتا کاور باز کردم و جسد دیدم. دیگر توان جست‌و‌جو نداشتم. خوابش را هم نمی‌دیدم که برای پیدا کردن خانواده‌ام چنین کابوسی را از سر بگذرانم».