دسته: سیاسی

  • نیروهایی که جمهوری اسلامی تربیت کرده، «گلخانه‌ای» هستند /هم راست‌ها شکست خورده‌اند، هم چپ‌ها / نظام سیاسی بالاخره از اولدرم بولدورم دست برمی‌دارد

    نیروهایی که جمهوری اسلامی تربیت کرده، «گلخانه‌ای» هستند /هم راست‌ها شکست خورده‌اند، هم چپ‌ها / نظام سیاسی بالاخره از اولدرم بولدورم دست برمی‌دارد

    به گزارش اقتصادران، تقی آزاد ارمکی، استاد برجسته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، تحلیل متفاوتی از رفتار سیاسی و اجتماعی مردم ایران دارد. او هرگونه بی‌تفاوتی و ناامیدی سیاسی در کشور را رد می‌کند و معتقد است: «جامعه ایرانی بی‌تفاوت نیست، تصمیم گرفته به نظام سیاسی کاری نداشته باشد.»

    او همچنین می‌گوید؛«مردم باید هرروز در خیابان‌ها در حال تظاهرات باشند اما این کار را نمی‌کنند؛ همین نسل Z، در جریان جنبش مهسا و بعد از آن درگیر اقدام مسلحانه نشد، اما ما پیش از انقلاب وارد این فاز شدیم.»

    او تأکید می‌کند هرچند مردم از راست‌ها و چپ‌ها عبور کردند، اما فروپاشی هم غیر ممکن است.

    مشروح گفت‌وگو با تقی آزاد ارمکی را در ادامه بخوانید.

    ***********

    *آقای آزادارمکی؛ به نظر می‌رسد نوعی بی‌تفاوتی سیاسی در کشور میان جوانانی که از جمله شما هم در دانشگاه با آن‌ها تعامل دارید و سایر اقشار جامعه حاکم شده‌ است، به نظر شما این بی‌تفاوتی ناشی از چیست؟

    من فکر می‌کنم جامعه ایران جامعه بی‌تفاوتی نیست و اتفاقا جامعه‌ای زیادی متوجه است شما مراودات اجتماعی افراد را نگاه کنید؛ مردم ایران بیش از اندازه حاضرند تا این که غایب باشند. جامعه بی‌تفاوت، جامعه غایب است. جامعه‌ای است که هیچ نوع فهم و اراده اظهار نظر ندارد، اتفاقا مشکل جامعه ایرانی این است که زیادی حاضر است.

    اگر جامعه بی‌تفاوت بود که حکومت تا این اندازه برای مدیریت کشور مشکل نداشت

    مثلا چند شب من پیش جایی مهمان و پیرمرد جمع بودم همه حاضرین از سن‌های گوناگون تا جوان‌های ۲۰-۲۱ ساله بودند و همه در مورد همه چیز حرف می‌زدند و تحلیل و قضاوت می‌کردند این به نظرم از یک بابت چیزخوبی نیست، از بابت دیگر نشان می‌دهد جامعه بی‌تفاوت نیست و به همه چیز حساس است، اگر جامعه بی تفاوت بود که حکومت تا این اندازه برای مدیریت کشور مشکل نداشت، حکومت فغان می‌کشد، برای این‌که بخواهد این کشور را مدیریت کند اما نمی‌تواند.نسل Z در جریان جنبش مهسا و بعد از آن درگیر اقدام مسلحانه نشد، اما ما پیش از انقلاب وارد این فاز شدیم. از یکی از آنها پرسیدم حتی بحث هایی در این باره بین شما نیست؟ گفت نه اصلا. فکر می کنید چرا؟ چون آنها هنوز به روش‌های دموکراتیک امید دارند.

    هر روز در مجلس تعدادی از افراد نشسته‌اند لایحه تصویب می‌کنند در حالی‌که برای امور ساده، یک قانون هم کفایت می‌کند اما چرا هر روز و هر دوره‌ای یک قانون جدید می‌گذارند؟ این نشان می‌دهد جامعه به‌قدری مداخله می‌کند که برای هرر رفتارش نیاز به یک قانون جدید است. هر روز می‌بینیم که یک دستورالعمل جدید از حکومت برای کنترل چیزی صادر می‌شود. همه نیروها سیاست‌هایی دارند درنتیجه تزاحم نیروها اتفاق می‌افتد.

    جامعه ایرانی بی‌تفاوت نیست، تصمیم گرفته به نظام سیاسی کاری نداشته باشد

    باید از جامعه ایرانی به عنوان جامعه زیادی حاضر یاد کنیم. اولا من جامعه ایرانی را جامعه بی‌تفاوت نمی‌دانم و دوما به‌جای آن تفاوت دیدگاه و گوناگونی گفتار و کردار وجود دارد. جامعه تصمیم گرفته که دیگر به نظام سیاسی کاری نداشته باشد و من اسم این تصمیم را نوعی فراموشی عرصه سیاست و حکومت در ایران می‌گذارم.

    این مردم بیچاره چه‌قدر باید به صدای اصول‌گراها و اصلاح‌طلب‌ها گوش بدهند؟

    جامعه تلاش‌های بسیار زیادی برای اصلاح نظام سیاسی و اجتماعی کرد، مردم با گرایشات چپ، راست، اصول‌گرایانه و اصلاح‌طلبانه مشارکت حداکثر داشتند و این‌طور نبود که مردم فقط دوم خرداد حداکثری آمده باشند، بلکه در تمام دوره‌های بعد هم مشارکت حداکثر داشتند. دیگر این مردمِ بیچاره چه‌قدر باید به صدای اصول‌گراها و اصلاح‌طلب‌ها گوش بدهند؟

    نظام سیاسی از مشارکت بالای مردم دچار توهم شده است

    آنها برای چه آمدند؟ برای این‌که فضای تغییر را ایجاد کنند و به مدیران و کسانی‌که به عرصه حکومت رسیده‌اند اجازه دهند تغیرات را صورت‌بندی کنند، ولی چه اتفاقی افتاد؟ نظام سیاسی ایران در این‌که تصمیم بگیرد و حرکت به جلو داشته‌باشد، ناموفق بود و همیشه از این بابت که مردم مرا قبول دارند، دچار توهم شد و هر کسی رای آورد با خود تصور کرد می‌تواند اراده شخصی یا گروهی خود را اعمال کند.

    رأیِ مردم برای تغییر است نه به افراد و جناح‌ها

    همان‌طور که اگر نگاه کنید روسای دولت‌های ما از آن روزی که پیروز می‌شوند صدایشان بلند می‌شود، بلندتر حرف می‌زنند، داد می‌زنند و حکم صادر می‌کنند و این توهم ایجاد می‌شود که این رای برای آن‌هاست در صورتی‌که رای برای تغییر است نه متعلق به آن‌ها. هم اصول‌گرا و هم اصلاح‎ طلب‌ها به تغییر رای دادند. جامعه بود که به تغییر رای می‌داد اما حالا که می‌بیند این تغییر اتفاق نمی‌افتد پس می‌گویند:« ما دیگر این راه را پیش نمی‌بریم.»

    پیوست بین جامعه و حکومت متوقف شده است

    پس این‌جا توقفِ رابطه است؛ تا دیروز پیوستی بین دولت و ملت و جامعه و حکومت وجود داشت اما در حال حاضر متوقف شده ‌است و فقط جامعه حاضر است، اما دخالتش را قطع کرده و منتظر حادثه است. این است که من نظام اجتماعی ایران را کاملا فعال، دانا وحساس می‌دانم که اراده کرده که در عرصه سیاست مشارکت حداکثری و مداخله نکند و اجازه دهد نظام سیاسی خودش هر کاری می‌خواهد انجام دهد و به نوعی نظام سیاسی را رها کرده است.

    اما اشکال این است که نظام سیاسی فکر می‌کند چون جامعه خیلی با او درگیر نیست پس به آن تن داده است و می‌تواند به آن حکومت کند و مدام در حال صدور دستورالعمل است؛ در صورتی‌که این نشانه بی‌اعتنایی مردم است که راه خودش را می‌رود و نظام سیاسی هم درحال پیوند زدن خودش و دایره کشیدن و طناب کشیدن در اطراف خود است و مدام دایره زمانی خود را کم‌تر می‌کند.

    *یعنی معتقدید این بی‌اعتنایی نوعی ناامیدیِ سیاسی است یا این‌که پیگیری مطالبات است؟

    اصلا ناامیدی نیست؛ تصمیم است. مردم می‌گویند دیگر امیدی به این نوع سیاست نیست. نه این که ما امید نداریم برای این که تغییری اتفاق بیفتد ولی این روش را نمیپذیرند یعنی قبول ندارند که نظام سیاسیِ ما با شیوه هایی که تا به حال در اختیار داشته است راهی برای برون رفت از مشکلات فراهم کند. زیست اجتماعی مردم را نگاه کنید و ببینید که چه قدر در مناسبات اجتماعی برای تغییر تلاش کردند؛ در سرمایه‌گذاری(دولت به مردم می گوید سرمایه‌گذاری کنید چون من می خواهم تونل و کارخانه بسازم مردم می آیند و خودشان کار خودشان را انجام می‌دهند و پول‌هایشان را حرام نمی کنند و هیچ کس پول در بانک نمی گذارد)

    در یک دوره‌ای، حدود ۱۵ سال پیش مردم پول‌هایشان را در بانک می گذاشتند و اجازه می دادند حکومت با آن کار کند. تنها این دلیل دوبرابر شدن نرخ دلار نبود ولی یکی از دلایل عمده بود ولی مردم امروز فهمیدند که دولت ناتوان است و نمی تواند ارزشی به آن بیفزاید و پولش را در جیب و کارت خودش نگهداری می کند وکار اقتصادی انجام می دهد.

    مردم در مناسبات اجتماعی راهِ خودشان را می‌روند

    در مناسبات فرهنگی هم همین طور است. حکومت فیلم تولید می‌کند که بیننده ندارد اما در سینمای خانگی فیلمی تولید می‌شود که در اشل وزارت ارشاد و نظام سیاسی و فرهنگی نبوده است اما مخاطبان زیادی پیدا می‌کند. در کتاب خواندن هم همین طور است. کتابی که معرفی و توزیع میکنند خواننده ای ندارد ولی کتاب دیگری پرخواننده میشود؛ یا در روابط اجتماعی هم همینطور است مثلا به مردم میگویند فلان کار را نکنید و مردم آن را انجام میدهند به عنوان مثال چله امسال را مردم طوری جشن گرفتند که من در تمام عمر طولانی خود چنین چله ای ندیده بودم و مردم یک جشن اجتماعی گرفتند. نه این که بخواهم بگویم مردم در حال ناسیونالیست شدن به معنای منفی‌اش هستند بلکه دارند در مناسبات اجتماعی راه و مسیر خودشان را طی میکنند.آقای رئیسی تعدادی جوان بی‌سواد را وزیر و وکیل کرده است اما قرار نبود که این‌ها بیایند، قرار بود نابغه‌ها بیایند. جوان کسی است که بتواند تحولات ایجاد کند. وقتی خود رهبری رییس جمهور شدند چند ساله بودند؟

    در موضوع فقر و نابرابری هم همین طور است و مردم با شکل دادن گروه های متعدد اجتماعی به دنبال مکانیزم هایی در جهت اقدامات حمایتی برای رفع نابرابری ها و مشکلات اجتماعی هستند؛ تعداد زیادی گروه های خانوادگی و اجتماعی کوچک حمایتی تشکیل داده اند و وام میدهند و از یک دیگر حمایت میکنند.

    در جامعه مشارکت های اجتماعی وجود دارد و جامعه نمرده است، همه این موارد یعنی جامعه هرروز در حال قدرت گرفتن است اما در برخورد با نظام سیاسی اکثریت به این تصمیم رسیده اند که رهایش کنند تا ببیند سرانجامش چگونه خواهد شد.

    نیروهایی که جمهوری اسلامی تربیت کرده، «گلخانه‌ای» هستند

    *شما در دانشگاه حضور دارید و با بچه‌های دهه نودی که نسل زد Z خوانده می‌شوند و از سال گذشته هم خیلی بیشتر مطرح شده‌اند در ارتباطید؛ مواجهه آن‌ها را با نظام سیاسی چطور برداشت می‌کنید؟

    آن‌ها نیروی مهم ساماندهی همین قصه هستند، چون بچه‌های نسل‌های قبل‌تر که دیگر در دانشگاه نیستند و مدیران، کارمندان و کشاورزان کشور شده‌اند و هنوز علقه و حساسیت‌هایی نسبت به این نظام سیاسی دارند، اما این نیرو به دلیل این‌که در فضای جمهوری اسلامی تولید نشده‌اند(جمهوری اسلامی متاسفانه توانایی نداشته است که برای خودش به صورت حداکثری نیرو تولید کند و اگر هم نیرویی داشته نیروهای گلخانه‌ای بوده‌اند که جمعی را به گوشه‌ای بردند و آن‌ها را تربیت کردند و همین نیروهای گلخانه‌ای امروز در حال چرخاندن حکومت هستند. اینان اصلا درکی از جامعه ندارند و تا به مردم متصل می‌شوند دعوایشان می‌شود که بسیار عجیب است، این نیروها تا به جمعی برخورد می‌کنند دعوا و خشونت شکل می‌گیرد، منشا این خشونت نظام سیاسی است) و در متن اجتماعی غیرحکومتی و غیرسیاسی رشد کرده و دغدغه‌اش زیست اجتماعی و زندگی است.

    نسل Z واقعا به دنبال زندگیست

    این نسل واقعا به دنبال زندگیست، این خیلی موضوع عجیبی است که مردم با وجود مشکلات اجتماعی و اقتصادی فراوان حرکت‌های رادیکال پیشه نمی‌کنند، این مردم باید هرروز در خیابان‌ها در حال تظاهرات باشند اما این کار را نمی‌کنند، البته اگر دعوایی پیش بیاید این کار را هم انجام می‌دهند مثلا در ماجرای «مهسا امینی» هم آن‌ها آتش زدند و هم این‌ها، چون دعوا بود.

    جامعه ایرانی در حال قوی شدن است

    مردم با پوست و استخوان خود این وضعیت نابسامان را درک می‌کنند اما برای این که بانک آتش بزنند به خیابان‌ها نمی آیند؛ چرا این کار را انجام نمی‌دهند؟ چون مکانیزم‌های اجتماعی حیات و زیست خود را پیدا کرده‌اند و راه‌حل را در این کار نمی‌بیند و به سمت سامان‌دهی مناسبات اجتماعی می‌روند و این به نظر من که جامعه‌شناسی خوانده‌ام و جامعه ایرانی را دوست دارم درخشان‌ترین نقطه تاریخ اجتماعی ایران است، چرا که جامعه ایرانی در حال قوی شدن است و دارد مکانیزم‌های خودترمیمی و خودسامان‌دهی‌اش را پیدا می‌کند طوری‌که هر اتفاقی در عرصه سیاست بیفتد نمی‌تواند تخریبش کند.هیچ مردی نمی‌تواند در خانه تصمیمی بگیرد مگر این‌که تایید زن باشد و این نشان می‌دهد که زن دارای قدرت است و می‌داند که قدرت دارد و از آن استفاده می‎کند. ما در نظام سیاسیمان که امروز شبه پارلمانی شده اجازه ورود زنان را نمی‌دهیم و او هم کناره می‌گیرد.

    به همین دلیل است که وقتی این همه فغان می‌کشند که طلاق نگیرید، در جامعه طلاق اتفاق می افتد یا با این‌که می‌گویند ازدواج کنید جامعه ازدواج نمی‌کند یا زمانی‌که می‌گویند برای فرزند آوری پول می‌دهیم و حمایت می‌کنیم، این اتفاق در جامعه رخ نمی‌دهد و در جواب می‌گوید این چیزهایی که تو می‌گویی دلیل منطقی برای ازدواج نکردن و طلاق گرفتن و بچه نیاوردن ما نیست و دلیلش چیزهای دیگری است که خودمان می‌توانم حل کنیم و هزینه‌اش را هم می‌دهیم.

    مردم به خودتصمیمی رسیده‌اند

    *نمونه‌هایی که شما گفتید به بی‌تفاوتی نزدیک‌تر است یا لج‌بازی سیاسی؟

    خیر، به خودتصمیمی نزدیک است تا به بی تفاوتی سیاسی. جامعه ایرانی جامعه‌ای شده که خود را در جهت تزاحم با نظام سیاسی قرار نمی‌دهد زیرا احساس می‌کند هزینه برخورد با نظام سیاسی بالاست. نظام سیاسی هم اعلام کرده که هر نوع حادثه‌ای برایم پیش بیاید هزینه را بالا می‌برم و وقتی مردم می‌بینند که هزینه‌ شان بالا می‌رود کناره‌گیری می‌کنند و در پاسخ می‌گویند ما می‌خواستیم به شکل دموکراتیک و مدنی مسئله‌ای را حل کنیم اما حالا که قرار است هزینه بدهیم این کار را نمی‌کنیم.

    در ادامه برخی فکر می‌کنند مردم وقتی از این کار فاصله می‌گیرند به سمت سکشوالیتی می‌روند اما این‌طور نیست آن‌ها در حال دنبال کردن مکانیزم حیات اجتماعی خود هستند؛ چراکه جامعه برای خود دو صفت در نظر می‌گیرد یکی این‌که خود را با فرهنگ می‌داند و دیگری این‌که می‌گوید من سابقه‎ تمدنی کهن دارم و امروز به وجود نیامده‌ام.

    وقتی مردم دست به تاریخ فرهنگی خود می‌برند راه‌حل های زیادی برای عبور از مشکلات پیدا می‌کنند. ظاهرا این‌طور است که مردم فقط به ادبیات و شعر مراجعه می‌کنند، در حالی‌که اشکال جدید موسیقیایی هم در ایران تولید می‌کنند و این بسیارعجیب است که در مراوده با جهان غرب و موسیقی قدرت‌مند غرب این جامعه در حال پیدا کردن ساحت‌های جدیدی از موسیقی است. در تنظیم روابط هم همین‌طور است. ما مدام می‌ترسیم و می‌گوییم که جوانان به پیرترها اهمیتی نمی‌دهند اما به طور مثال من دانشجویی دارم که با من در حال کار کردن بر روی موضوع بیرون افتاده‌های اجتماعی و سالخورده‌هایی است که خانواده‌ها در خیابان می‌گذارند.

    چرا فرد باید هزینه کند، فرزندی بیاورد و در نهایت تنها شود؟

    موردی بسیار غم‌انگیز وجود داشت که خانواده‌ای سالمندشان را برای تحویل به خانه سالمندان برده بودند اما چون نتوانستند از پس هزینه‌ها بر بیایند او را همان‌جا رها کرده بودند و تا صبح فرد سالخورده طعمه سگ‌ها شده بود، این موضوع بسیار غم‌انگیز است اما دانشجو در حال بازبینی این موارد است و به همین دلیل است که جوان حاضر نیست بچه بیاورد چون می‌داند فردا برای فرزندان دردسر خواهد شد ، او از امروز به فکر پیری خود است.

    ما فقط از یک سو نگاه می‌کنیم و طرف دیگرش را در نظر نمی‌گیریم که چرا من باید هزینه کنم فرزندی بیاورم و در نهایت تنها شوم؟ او تصمیم می‌گیرد که به خودش و زندگی خودش رسیدگی کند و خودش را با آماده کردن بدنش و سامان دادن تفریحش برای پیری آماده ‌کند و یک بچه هم بیاورد که نسلش را پرورش دهد نه مثل دوره قبل که چندین فرزند داشتند و در نهایت از آن چندگانه نسلی حاصل می‌شد اکنون خودش را تا لحظه آخر سالم نگه می‌دارد که دچار بیرون افتادگی نشود این تصمیم عجیبی است که جامعه دارد می‌گیرد ولی ما نمی‌بینیمش و به جامعه اهانت می‌کنیم و می‌گوییم خودخواه است، می‌گوییم چرا به صورت و بدن و زیباییتان توجه می‌کنید؟ که او پاسخ می‌دهد من نمی‌خواهم در ۴۰ سالگی تمام شوم خودم را آماده می‌کنم که تا ۷۰ سالگی زندگی کنم و این تصمیم مهمی است.

    نظام سیاسی بالاخره در دوره‌ای از اولدرم بولدورم دست برمی‌دارد

    پس بی تفاوتی نسبت به سیاست است اما ساحت خودکنترلی جامعه درحال پیش رفتن است. اگر بخواهیم بررسی کنیم این اتفاق در نهایت به چه خواهد رسید؟ در پاسخ می گویم نظام سیاسی بالاخره در دوره‌ای از اولدرم بولدورم دست برخواهد داشت و زمانی می‌رسد که می‌بیند کسی جز خودش در مقابلش نیست و جامعه‌ای وجود ندارد و برای همیشه رفته است؛ مثلا تصور کنید اگر در خیابان اتفاقی می‌افتد و هیچ‌کس نیست و فقط خودِ حکومت و نظام سیاسی حضور دارد، قیل و قال بین خودشان اتفاق می‌افتد.

    زمانی که این اولدورم بولدورم تمام شود دوره فرسایشی و مضمحل شدن فراخواهد رسید و نیروها کم‌کم جدا می‌شوند و به جامعه می‌پیوندند. در حال حاضر هم این اتفاق افتاده است (از خانواده ای ۱۰۰ نفری پرس‌وجو کردم و مطلع شدم که فقط دونفرشان ایده‌های رادیکال حکومت را دنبال می‌کنند) و کم‌کم فروریختن ادامه پیدا می‌کند و در نهایت نظام سیاسی غیرقلدری به وجود خواهد آمد که جامعه خواستار آن بوده‌است و در خدمت نظام اجتماعی قرار خواهد گرفت. آن‌جا احتمالا دموکراسی شکل بگیرد؛ چون دولت دموکراسی، دولت در خدمت و خدمت‌گذارنیازمند است، دولتی که مشروط ظهور و افول می‌کند و این شرایط مشروط را جامعه در حوزه های مناسبات سیاسی، قدرت ومقاومت تعیین و حکم می‌کند.

    نباید برای دموکراسی مبارزه کنیم

    اگر سعی کنیم که نظم و ثباتمان را حفظ کنیم در آینده‌ای نه چندان دور ما دولت مدنی و دموکراسی ناخواسته ممکن را (به جای دموکراسی غلطی که با مبارزات سیاسی اتفاق می‌افتد این از آن موارد غلطی است که به ما خوراندند که برای رسیدن به دموکراسی لازم است مبارزه کنیم و اتفاقا ما نباید برای دموکراسی مبارزه کنیم) خواهیم داشت.

    *یعنی جامعه مسیر طبیعی‌اش را پیدا می کند؟

    بله، پیدا می‌کند چون چاره‌ای نیست. سه راه برای رسیدن به دموکراسی وجود دارد یکی رابطه تعاملی است که همیشه بهم ریخته است، یکی مبارزه همه جانبه که هزینه بالایی دارد و راه سوم این است که رقیب ضعیف و کم‌قدرت شود و نه به این معنی که خودمان هم انقدر بایستیم که ضعیف شویم بلکه جامعه که درحال قوی شدن است اما نظام سیاسی قلدر کم‌کم به سمت ضعف حرکت می‌کند و در نهایت سرخود را می‌تراشد و به مناسبات تن می‌دهد، من فکر می‌کنم این اتفاق می‌افتد، مشروط به حفظ ثبات و نظم.زنان به جامعه رفته‌اند و در حال تمسخر کردن همه چیز هستند، نظام سیاسی – اجتماعی را تحت فشار قرار داده‌اند و بخش مهم تحولات شده‌اند. در جنبش مهسا زنان کنشگر بودند و مادران مدیریت می‌کردند.

    نباید برای فروپاشی، اشغال سرزمینی یا جنگ جدید اراده کنیم

    ما نباید برای فروپاشی، اشغال سرزمینی یا جنگ جدید اراده کنیم. هرسه وجود دارد عده‌ای برای فروپاشی اراده می‌کنند که سال پیش تز فروپاشی علم شده بود، عده دیگری مسئله‌شان این است که از بیگانگان برای اشغال سرزمینی دعوت کنند و یکی دیگر از راه‌ها هم رها شدگی و اجازه دادن به جامعه است برای آن که حرکت طبیعیش اتفاق بیفتد که امروز در متن اجتماعی در حال اتفاق افتادن است.

    ما ایرانیان مسلمان شیعی به طور مطلق خانوار مداریم و مفاهیم حمایت، حیا، غیرت، دوستی و محبت برایمان در خانواده مطرح است، اما امروز این مجموعه دچار تغیرات بنیادین و حیاتی شده است. تا دیروز می‌گفتیم حفظ سلسله مراتب خانوادگی و همه در اختیار و در خدمت مرد باشند، اما امروز این مفهوم در حال تغیر کردن است وبه نظر من به سمت پذیرش دیگری یعنی زن و فرزندان می‌رویم و یک نوع برابری پنهان جنسیتی و انسانی درون خانواده در حال شکل گیری است.

    در این جابه‌جایی آمار طلاق، خشونت، خودکشی، عدم ازدواج و نیاوردن فرزند افزایش یافته‌است و این‌ها طبیعی است چون اتفاقی بزرگی در حال رخ دادن است و من آن را مطلوب می‌دانم. بچه نیاوردن و ازدواج نکردن به نظر من می‌تواند خوب باشد چون باعث می‌شود که افراد به علت اجبار به ازدواج به آن تن ندهند و ازدواج نکنند که ازدواج کرده باشند.

    ما در نسل‌های گذشته ازدواج می‌کردیم چون از سوی خانواده هایمان مجبور بودیم و نمی‌فهمیدیم، یا برای دختر یا پسری که به دنیا می‌آمد همسر تعیین می‌کردیم، باید این‌ها دور ریخته شود. جامعه طبیعی وقتی به یک حدی می‌رسد دیگر معنا پیدا می‎کند و می‌گوید من ازدواج می‌کنم اما نه بر اساس رابطه سکشوال و هم‌خانگی بلکه انسان‌ها براساس مناسبات، ازدواج می‌کنند و به دنبال همسر می‌گردند و مکانیزم‌های همسریابی متفاوت می‌شود تا همان‌جا قبیله و خانواده می‌توانست حکم کند. به همین ترتیب فرزندآوری هم همین‌طور می‌شود و قص علی هذا.

    من می‌گویم ما در این فرآیند قرار گرفته‌ایم و جامعه در حال تغیر کردن است و نیازی به قیل و قال درباره این که جامعه در حال فروپاشی است نداریم، من هزاران بار مثال زده‌ام وقتی کسی می‌خواهد از سر بالایی به جایی برسد نفس نفس می‌زند اما وقتی به نقطه مطلوب برسد دیگر آرام می‌شود و رسیدن برایش لذت‌بخش می‌شود و می‌بیند که توانسته راه طولانی را برود.

    امروز ما در حال نفس نفس زدن هستیم اما آن‌ها این را به عنوان گناه تلقی می‌کنند و از آن به عنوان امر ناپسند و بد یاد می‌کنند در حالی که این صفتِ جامعه متحرک است که خسته نمی‌شود و حرکت می‌کند تا به نقطه مطلوب برسد. در این مرحله این موارد آسیب نیست و مثبت است، چنان‌چه به یک الگوی ثابت تبدیل شود. همه افراد به ازدواج نکردن دعوت نخواهند شد و همه مردم جامعه به دنبال سکشوالیتی نیستند و آن را نمی‌پذیرند و در این کشور به سمت این نظریه مارکسیستی که میگوید هیچ کس نباشد و بنیان خانواده وجود نداشته باشد و همه متعلق به هم باشند، وجود ندارد.

    زمانی‌که مغول‌ها این کشور را صاحب شدند فقط شهرها را تصاحب نکردند بلکه همه مردان کشتند و همه زنان را تصاحب کردند و آن‌جا اجازه ندادند این اتفاق رخ دهد یا اعراب به ما حمله کردند و مردان را کشتند و زنان را تصاحب کردند اما دوباره بازگشت به خانواده اتفاق افتاد. در حال حاضر هم همین‌طور است و ما نوعی هزینه را با نفس نفس زدن‌هایمان تقبل می‌کنیم اما به سمت بالا هم حرکت می‌کنیم و من امیدوارم که با نوعی ثبات و بقا و عدم اجازه مداخله به دیگران، فروپاشیده نشویم تا بتوانیم در این فرایند سخت به تصمیمات دقیقی برسیم مثل آن تصمیمی که در حوزه انتخاب دین صورت دادیم.

    هیچ زن و مردی در ایران درباره مسائل فرهنگی – اجتماعی بی موضع نیست

    در آن زمان اعراب به ایران آمده بودند که دین قبایلی و اموی را برای مردم اعمال کنند اما در نهایت مردم به شیعه رسیدند که به دنبال حذف نابرابری و نفی ستم است و نه پذیرش ستم واین انتخاب ما در موضوع دین بود و در فرهنگ هم به همین شکل است مغول‌ها آمدند که دین و ادبیات و مناسبات اقتصادی ما را تغییر دهند اما جامعه به طرز عجیبی فرهنگ ایرانی – اسلامی را از آن بیرون کشید و بعد معنا کرد و مردمان در سایه آن همه جهان را نمایندگی کردند و بر آن اثر گذاشتند. امروز هم ما در حال حرکت به این سوییم و شرایط سخت زیست اجتماعی و اقتصادیمان موجب شده است که حرکت کنیم و تغییرات به شکلی فراگیر باشد و همه ایرانیان کنش‌گران خلاق در تغیر اجتماعی و فرهنگی باشند.

    هیچ زن و مردی در ایران درباره مسائل فرهنگی- اجتماعی بی موضع نیست وهمه داعیه تغییر دارند و می‌دانند اگر قدری تند شوند فروپاشی اتفاق می‌افتد و بحران سرزمینی و بحران نظام سیاسی پیش می‌آید و بعد هم خشونت شکل می‌گیرد، پس مدام از آن اجتناب می‌کنند و با معضلات فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و خانوادگی سر می‌کنند اما در حال تغیر دادن خانواده و فرهنگ هستند.

    گزاره فروپاشی در ایران غیرممکن است

    *نگاه شما قدری خوش‌بینانه نیست؟

    خیر من جامعه شناسم و خوش‌بینانه نیست.

    *جامعه شناس هم ممکن است خوش‌بینانه ببیند.اگر شبکه‌های اجتماعی وجود نداشتند ما همیشه منتظر ورود مجموعه ای از هواپیماهایی از آمریکا برای تغیر رژیم یا منتظر کودتا بودیم یا ورود آن اسب‌سوارانی بودیم که از آسمان بیایند و مارا نجات دهند اما همه آن‌ها منتفی شده ‌است و دیگر وجود ندارد.

    خیر، من گزاره فروپاشی را در ایران غیرممکن می‌دانم. افرادی که از فروپاشی حرف می‌زنند فروپاشی فرهنگی و سیاسی را کنار هم در نظر می‌گیرند. فروپاشان از کنار گذاشتن روحانیون و اسلام حرف می‌زنند اگر همه این‎ها فروپاشیده شود چه چیزی برای مردم باقی خواهد ماند؟ اربعین اراده حکومت است اما چه کسانی می‌روند؟ مردم، و این‌طور نیست که حکومتی‌ها بروند و جالب است که مردم در حال صورت بندی اربعین هستند.

    حکومت منفعت بین المللی و سیاسی‌اش را می‌برد اما مردم حضور پیدا می‌کنند و آیا برای این است که یک دیدگاه سیاسی را شعار دهند؟ خیر، خودشان با عشق می‌روند و زیارتشان را انجام می‌دهند. پس کسی که فروپاشی را مطرح می‌کند و از آن به صورت درهم حرف می‌زند فی‌الواقع مقاومت اجتماعی از آن بیرون می‌زند.

    آنها که در خارج از کشور ۸ نفره نشسته‌اند و شورایی تشکیل داده‌اند، شورایشان صادقانه برای عبور از جمهوری اسلامی نبود بلکه برای عبور از ایران معاصر و برگرداندن ایران به ۱۰۰ سال پیش بود.

    در ۴۰ سال گذشته ۴۰۰ سال به سمت بهبود شرایطمان حرکت کردیم

    من از آن جا که در جامعه سیر می‌کنم می‌بینم که مکانیزم‌های تغییر چگونه است که با سختی در حال اتفاق افتادن است، اما بدبین نیستم چون همان‌طور که می‌بینید ما در این ۴۰ سال گذشته ۴۰۰ سال به سمت بهبود شرایطمان حرکت کردیم. در دوران آقای هاشمی وزیر علوم فردی به نام آقای هاشمی بود که فرد جالبی بود و ایشان علیه شاهنامه فردوسی موضع گرفت و گفت متن الحادی است اما امروز می‌بینیم که بسیاری از مردم فردوسی می‌خوانند و شاهنامه خوان شده‌اند.

    مردم قرآن می‌خوانند اما درکنارش فروغی، ایرج افشار و عطار و … هم می‌خوانند و این تنوع افراد است که درونش تنوع منابع اتفاق می افتد. از طرف دیگر عده‌ای اخبار غزه را دنبال می‌کنند و برایش ناراحتند اما کنش جمعی انجام نمی‌دهند چون نمی‌خواهند مشارکت ما در پیدایش جنگ شکل بگیرد و حکومت را برای ورود به جنگ آماده کنند.

    ایران هیچ‌گاه به لحاظ اجتماعی و فرهنگی فرونخواهد ریخت اما…

    چنین اتفاقی در هیچ کجای دنیا رخ نمی‌دهد که مردم برای مردمان کشور دیگری ناراحت باشند اما از کنش جمعی پرهیز کنند تا با این کار بگویند ما از جنگ استقبال نمی‌کنیم وصلح می‌خواهیم. این اتفاقات عجیب است اما ما آن‌ها را بیان نمی‌کنیم و احساس می‌کنیم که همه ما به نظامی عجیب تن داده‌ایم و حکومت هم دارد کار خودش را می‌کند و هر آن ممکن است فروبریزد، اما به نظر من هیچ گاه ایران به لحاظ اجتماعی و فرهنگی فرونخواهد ریخت اما احتمال فروریخت نظام سیاسی وجود دارد.

    *زمانی در کشور نقش گروه یا اشخاص مرجع مانند آقای خاتمی در میان اصلاح‌طلبان یا جامعتین در اصول‌گرایان مطرح بود، یا حتی فعالیت‌های سلبریتی‌ها بسیار پررنگ و تاثیرگذار بود، اکنون انتخابات مجلس را در پیش داریم ولی هیچ خبری از این افراد نیست اگر هم خبری باشد آن اقبال دیگر وجود ندارد، شما دلیلش را چه می‌دانید؟

    جوابش را دادم؛ جامعه دیگر حاضر نیست تن به کمک کردن به نظام سیاسی بدهد.

    *یعنی حتی از این افراد هم عبور کرده است؟

    این افراد می‌گویند ما دیگر این کار را نخواهیم کرد و شیوه‌های قدیمیان غلط بوده است. اگر شما به تک تک افرادی که نام بردید رجوع کنید می‌گویند که ما خطا کردیم وشیوه‌هایمان غلط بوده و فکر می‌کردیم جواب می‌دهد اما جواب ندادند.

    هم راست‌ها شکست خورده‌اند، هم چپ‌ها

    همان افرادی که نام بردید اگر دو سال اراده کنند و حرف‌هایی را مداوما تکرار کنند تاثیرگذار خواهد بود، یک خواننده پاپ یا یک فرد معمولی هم می‌تواند اثر گذار باشد پس چطور فردی مهم به عنوان شخصیتی سیاسی یا فرهنگی نمی‌تواند اثر بگذارد؟ برای این‌که او از عمل خود دست برداشته است و به اضطرار حضور پیدا می‌کند، چون می‌داند نتیجه نمی‌دهد. همه آن‌ها از نوع تزهای مشارکت سیاسی در نظام سیاسی عبور کرده‌اند؛ چون در همه‌جا هم راست‌ها و هم چپ‌ها شکست خورده‌اند، جز یک گروه سازمان‌یافته گلخانه‌ای که درحال فغان کشیدن و کار کردن هستند.

    قرار نیست گروه‌های مرجع همیشه نتیجه یکسان بدهند و یک جوره عمل کنند آن‌ها در موقعیت‌های مختلف جابه‌جا می‌شوند و شیوه‌ها و نحوه بروز،عمل و اظهارنظرشان تغییر می‌کند و ثابت نمی‌ماند. زمانی نظامی‌ها در ایران مرجع بودند اما دیگر نیستند؛ زیرا در همه چیز مردم می‌گویند شما مسئولید و یا زمانی دیگر روحانیت گروه مرجع بود و امروز جامعه می‌گوید شما مسئول شرایط هستید و به این ترتیب گروه‌های مرجع تغیر می‌کنند به سلبریتی‌ها، دانشگاهی‌ها ،هنرمندان، کنشگران و نوآوران اقتصادی و مهاجران، ولی واقعیت این است که راه نجاتی برای ورود و خروج این وضع موجود وجود ندارد پس ما دست برمی‌داریم و به راه خودمان ادامه می‌دهیم.

    مثلا یک خواننده شعری را می خواند و ۱۰ میلیون از آن بازدید می کنند دلیلش هم این است که او فردی مهم و مرجع است. ما چون شرایطمان را سخت کرده‌ایم وبسته‌ایم و نظام سیاسی سخت‌گیرانه برخورد می‌کند و اجازه کنش آسان نمی دهد حتی همین گفت‌وگوی امروز را شما نمی‌توانید کامل پخش کنید و گزینشش خواهید کرد اما متن آن باقی خواهد ماند. جامعه در حال عمل کردن به این صورت است.

    نقش شبکه‌های اجتماعی افشاگری است تا آگاهی‌بخشی

    *نقش شبکه‌های اجتماعی در دهه اخیر خیلی پر رنگ شده است؛ فکر می‌کنید این آگاهی‌بخشیِ بیشتر به مردم نوعی خوداجتهادی به آن‌ها داده است؟

    اولین نقش شبکه‌های اجتماعی افشاگرانه بوده تا آگاهی بخشی. منطق و راه آگاهی بخشی فرق می‌کند. برای آگاهی بخشی نیاز به استدلال مستمر و ارجاع به متون و اتفاقات تاریخی است. اما این که تکه تکه گزینش‌هایی صورت گیرد و بخش‌هایی را بزنند، مثل تفنگ ساچمه‌ای است که افراد را نمی‌کشد اما آسیب‌زننده است، این عمل افشاگری است.

    اگر فضای مجازی وجود نداشت، فروپاشی در دستور کار بود

    *یعنی نقش منفی دارد؟

    خیر، فقط افشا می‌کند نه این که آگاه کند. پشتش و دامنه این اتفاق چگونه است؟ این‌که وقتی سیستم باز می‌شود مدام به شما اطلاعات داده می‌شود، این افشاگری تا حدی جالب است اما استمرارش بلاتکلیفی اجتماعی، سیاسی ایجاد می‌کند. اتفاقا فضای مجازی می‌تواند به فقدان مشارکت اجتماعی منجر شود و یک نتیجه دیگرِ آن هم عبور از فروپاشی است، اگر فضای مجازی وجود نداشت فروپاشی در دستور کار ما بود.

    در فضای مجازی تضارب آرا و اطلاعات متفرق وجود دارد و درست است که کسی را در فلان جا افشا می کند ولی برادر ولیعهد را هم افشا می‌کند و این قدرت فروپاشی و تغیرات رادیکال را منتفی می‌کند، اما در قسمت پنهانش گروه‌های رسمی را هم از مشروعیت و اعتبار می اندازد، مثل شبکه خبر صداوسیما که مدام می‌خواهد همان کلیشه‌های قدیمی را به مردم القا کند و باید هم همین کار را انجام دهد اما دیگر کسی آن را نمی‌بیند و به سمت آلترناتیو و فضای مجازی حرکت می‌کنند و از آن عبور می‌کند و به رقیبش بیشتر اعتماد می‌کند. این است که مردم ایران بیش از این که به صداوسیما اعتماد کنند کانال رقیب را می‌بینند.

    اگربگوییم ۵۰ درصد مردم ایران تلویزیون می‌بینند، ۳ درصد تلویزیون ایران و ۴۷ درصد رقیب را تماشا می‌کنند و این باعث می‌شود چیز دیگری از آن خارج شود که هم می‌تواند خطرناک و هم مثبت باشد.

    *اشاره کردید که اگر شبکه‌های اجتماعی نبود، مشارکت مردم بیشتر بود؟

    بله و احتمال فروپاشی هم بیشتر بود. اگر شبکه‌های اجتماعی وجود نداشتند ما همیشه منتظر ورود مجموعه ای از هواپیماهایی از آمریکا برای تغیر رژیم یا منتظر کودتا بودیم یا ورود آن اسب‌سوارانی بودیم که از آسمان بیایند و مارا نجات دهند اما همه آن‌ها منتفی شده ‌است و دیگر وجود ندارد.

    *یعنی فضا واقعی‌تر شده است؟

    واقعی‌تر شده است و افراد اطرافشان را می‌بینند و کسی برای فروپاشی اقدامی نمی‌کند و اصلا نمی‌شود این اقدام را انجام داد. این موضوع برای ثبات و نظم مثبت است اما منفی‌اش این است که فقط افشا می‌کند و آگاهی تولید نمی‌کند.

    تولید آگاهی نیاز به در اختیار بودن، مرید و مرادی، پذیرش و درونی کردن و خوردن وپس دادنِ ایده دارد اما درفضای مجازی ذهن کار نمی‌کند.

    زنان ایران همیشه حضور داشتند

    *نقش زنان جدا در سال‌های اخیر در ساختار سیاسی- اجتماعی کشور بسیار پررنگ‌تر شده‌است و به نوعی در ساختار مدیریتی و سیاسی کشور ورود کرده‌اند، نقش آن‌ها را در ادامه راه چطور پیش‌بینی می‌کنید؟

    ما نقش زن را به رسمیت نمی‎ شناختیم و او را نمی‌دیدم اما او حضور داشت و در حال انجام وظایف خود بود. زنان ایران همیشه حضور داشتند، حتی در انقلاب اسلامی. حضرت امام توجهش را از مردان برداشت و خانم‌ها را خطاب قرار داد و آن‌ها به خیابان آمدند و انقلاب شد.

    این زنان کجا بودند و چطور حضور پیدا کردند؟ آن‌ها فقط یک ساعت آمدند اما دعوتی که ایشان از ورودِ زنان کرد برای سال آخر انقلاب بود اینان از قبل آماده بودند که آمدند اما چون عملشان محدود بود در خانه، محله و نزد اقوام بود اما همین‌که درها باز شد همه بیرون آمدند. زنان ما هم‌چنان حضور داشته‌اند یا در پشت مردان، یا در تصمیم‌گیری‌های اصلی خانواده یا اقتصاد و مناسبات محلی خانوادگی بودند.

    نظام‌های سیاسی دنیا اول زنان را مجاب می‌کنند

    اتفاقی که در جمهوری اسلامی افتاد این بود که با فشاری که به آموزش عمومی آورد باعث شد که دردسر برای نظام سیاسی به‌وجود آورد بعدهم رسانه و فضای مجازی و از همه مهم‌تر مسائل انقلاب و مشارکت در انقلاب بود. نگفتند مردان بیایند گفتند خانم‌ها بیایند. رهبری این بار هم درباره انتخابات گفتند خانم‌ها مردانشان را مجاب کنند چون به این نتیجه رسیدند که قدرت در جای دیگر و در دست زنان است و نه باعشوه‌گری بلکه با قدرت، به همین دلیل نظام‌های سیاسی دنیا اول زنان را مجاب می‌کنند.

    نمایندگانِ زنِ مجلس شبهِ زن هستند و حرف‌هایشان مردانه است

    در دوره احمدی‌نژاد یک وزیر بهداشت و درمان خانم بود که در نهایت هم او را بیرون کردند چون روی او فشار آمده بود. چهار نفر نماینده زن در مجلس می‌گذاریم که آن‌ها هم با حرف‌هایی که می‌زنند بیشتر شبه‌زن هستند تا زن و بیشتر حرف‌هایشان مردانه است، پس بخش سیاسی این‌طور است و زنان به جامعه رفته‌اند و در حال تمسخر کردن همه چیز هستند، نظام سیاسی – اجتماعی را تحت فشار قرار داده‌اند و بخش مهم تحولات شده‌اند. در جنبش مهسا زنان کنشگر بودند و مادران مدیریت می‌کردند.

    *بخشی از مردان هم با آنها همراه شدند.

    مردان در اختیار بودند. در ایران مردان در اختیار زنان هستند بر خلاف آن‌چه تصور می‌کنیم که مردان زنان را مدیریت می‌کنند. من دانشجوی دکترایی داشتم که پایان‌نامه‌اش درباره این موضوع بود که زنان تکنیک‌های متفاوتی در مدیریت مردان دارند که برای حرکت‌های اجتماعی یا عدم حرکت اجتماعی آنان به‌کار می‌گیرند و با دعوا و فغان نیست، اما چون ما به آن‌ها توجه نمی‌کنیم فکر می‌کنیم آن جمع منفعل شده‌است و به یک باره اقدام می‌کند، اما این‌طور نیست او همیشه حضور دارد و دارای قدرت است و یا ما به آن‌ها اجازه کنش جمعی می‌دهیم یا نمی‌دهیم واگر ندهیم آن‌ها خودشان راهشان را پیدا می‌کنند.

    تحولات اجتماعی در دست زنان و جوانان هست و خواهد بود

    هیچ مردی نمی‌تواند در خانه تصمیمی بگیرد مگر این‌که تایید زن باشد و این نشان می‌دهد که زن دارای قدرت است و می‌داند که قدرت دارد و از آن استفاده می‎کند. ما در نظام سیاسی مان که امروز شبه پارلمانی شده اجازه ورود زنان را نمی‌دهیم و او هم کناره می‌گیرد. یکی از راه‌ها برای تغییرات اجتماعی در منازل گروگان گرفتن فرزندان توسط زنان است، مادران و فرزندان در دعوا یک طرفند و پداران یک سوی دیگرند و در جوامع کلان هم همین‌طور خواهدبود. ۳۰ سال است که جامعه شناسی فغان می‌کشد که تحولات اجتماعی در دست زنان و جوانان هست و خواهد بود و مردان نیروهای دنباله‌رو خواهند بود و کنش‌گران اصلی نخواهندبود. به همین دلیل ما در تحولات قانون اساسی خواهیم دید که رییس جمهور زن خواهیم داشت و چاره‌ای نداریم جز این‌که پیش‌بینی کنیم که کشور رییس‌جمهور زن هم می‌خواهد و دیگر دعوا سر این نخواهد بود که مدیرکل زن باشد یا نه. به نظرم به سمتی خواهیم رفت که زنان قدرتمند شوند.حکومت فیلم تولید می‌کند که بیننده ندارد اما در سینمای خانگی فیلمی تولید می‌شود که در اشل وزارت ارشاد و نظام سیاسی و فرهنگی نبوده است اما مخاطبان زیادی پیدا می‌کند. در کتاب خواندن هم همین طور است. کتابی که معرفی و توزیع میکنند خواننده ای ندارد ولی کتاب دیگری پرخواننده میشود؛ یا در روابط اجتماعی هم همینطور است مثلا به مردم میگویند فلان کار را نکنید و مردم آن را انجام می‌دهند.

    *آقای دکتر! امروز مسئله‌ای به نام گسست نسل‌ها داریم؟

    چنین چیزی نداریم، تفاوت است.

    *تفاوت که وجود دارد، اما تفاوت چشم‌گیری است و با توجه به این تفاوت آیا آن اتفاق مثبت که می‌گویید رخ خواهد داد؟

    جامعه را ثابت نگه‌نداشته‌ایم و عده‌ای را از آن بیرون نکشیده‌ایم بلکه جامعه درحال تغییر است و افرادش هم همین‌ها خواهند بود، منِ ۷۰- ۸۰ ساله که دیگر حتی توان راه رفتن هم ندارم، قدرت تصمیم‌گیری هم که ندارم و نسل ما بی‌قدرت است، اما نسل جدید آگاهی و سواد و اراده تغیر دارد و جامعه همیشه برای این نسل مدیریت می‌شود و ما باید کاری کنیم که جامعه برای آن‌ها آماده شود.

    این که می‌گویند نسل زد حرف غلطی است و تغییرات اجتماعی متعلق به جوانان است. در دوره انقلاب هم حضرت امام گفت:«جامعه متعلق به اینان است شما روزی گفته‌اید که در خدمت اعلیحضرت هستید اما امروز دیگر اینان هستند که تصمیم می‌گیرند» پس چطور می‌شود که امروز ما معادله را تغییر می‌دهیم و آن‌ها را نسل زد می‌خوانیم و از گسست نسلی صحبت می‌کنیم؟ اکثریت جامعه جوانان هستند و امکانات، توانایی، اراده، میل و خواسته و آرزوها برای این‌ها و بقیه مرده‌اند.

    رئیسی تعدادی جوان بی‌سواد را وزیر و وکیل کرده است

    دموکراسی یعنی این‌ها می‌آیند سرکار، هرچند که آقای رئیسی تعدادی جوان بی‌سواد را وزیر و وکیل کرده است اما قرار نبود که این‌ها بیایند، قرار بود نابغه‌ها بیایند. جوان کسی است که بتواند تحولات ایجاد کند. وقتی خود رهبری رییس جمهور شدند چند ساله بودند؟ جامعه متعلق به جوانان است و من اصلا این تحلیل را قبول ندارم من تنها جامعه‌شناس ایرانی هستم که درباب تحولات نسلی کار کرده‌ام و قبول ندارم که گسست است بلکه دگرگونی نسلی داریم و او مختصات اجتماعی است بلکه ما و این آقایان هستیم که باید به موزه برویم، طلبه‌های امروز هم با طلبه‌های دوران اوایل انقلاب هم‌شکل نیستند و نمی‌توانیم بگوییم که مفتضح شده‌اند بلکه براساس مقتضات جامعه هستند.

    همین نسل Z در جریان جنبش مهسا و بعد از آن درگیر اقدام مسلحانه نشد، اما ما پیش از انقلاب وارد این فاز شدیم. از یکی از آنها پرسیدم حتی بحث هایی در این باره بین شما نیست؟ گفت نه اصلا. فکر می کنید چرا؟ چون آنها هنوز به روش‌های دموکراتیک امید دارند.

  • کاندیداهای پوشالی هیچ‌گاه نمی‌توانند جهت حضور مردم در انتخابات رغبت ایجاد کنند / از تنور سرد انتخابات نباید انتظار نان برشته داشت

    کاندیداهای پوشالی هیچ‌گاه نمی‌توانند جهت حضور مردم در انتخابات رغبت ایجاد کنند / از تنور سرد انتخابات نباید انتظار نان برشته داشت

    جواد هروی سخنگوی حزب اعتدال و توسعه  در پاسخ به این سوال یکی از نگرانی‌ها موجود در انتخابات، میزان مشارکت مردم است. تحلیل شما از آسیب‌شناسی این مساله چیست، گفت: شاید انتخابات صریح‌ترین و عینی‌ترین شکل از روند رویکردهای سیاسی در یک جامعه باشد که تبلور آن را در صندوق رای نشان می‌دهد. لذا آن چیزی که در صندوق انجام می‌گیرد و آماری که ارائه می‌شود، عملا بازگوکننده روندی است که نهایتا منتج به آن آمارها و داده‌های سیاسی صندوق انتخابات می‌شود. به همین خاطر معتقدم که اگر ما زمینه‌ها، علل و عوامل روند انتخابات را کالبدشکافی کنیم، مطمئنا به دلایل فراز و فرود آمار انتخاباتی هم پی خواهیم برد و هرگاه که جامعه‌ای نسبت به آمارهای انتخاباتی خود یک نگاه مغفولانه داشته باشد، عملا نشان می‌دهد که به انتخابات خیلی توجهی ندارد.

    از تنور سرد نباید انتظار نان برشته داشته باشید

    وی افزود: اعتقاد ما در حزب اعتدال و توسعه این بود که ما اساسا روندی را پیگیری کنیم که نهایتا به شکل مشارکت جمعی منتج شود، یعنی آن چیزی که ما تحت عنوان مشارکت مدنی، می‌بینیم نه در خیابان. با توجه به شرایطی که در سال گذشته اتفاق افتاد، طبیعتا باید نهادها و احزاب سیاسی به گونه‌ای عمل می‌کردند که با کاهش دغدغه‌مندی مردم، رغبت آنها را به سمت صندوق‌های رأی افزایش می‌دادند اما این کار انجام نشد. اگر کالبدشکافی درست و دقیقی رخ بدهد و این موضوع روشن شود، نیاز نیست که ما گناه را به گردن کسی، فردی، اقلیت یا حزبی بیندازیم. این گناه به گردن همه دستگاه‌ها، احزاب سیاسی و گروه حاکم است که نهایتا وضعیت را به جایی رساندند که ما را به آمارهای شبهه‌برانگیز، گاه دغدغه‌نگر و نهایتا ناامیدکننده می‌رسانند.

    سخنگوی حزب اعتدال و توسعه تصریح کرد: آن چیزی که امروز در همه رسانه‌ها به چشم می‌خورد واقعیت یک مقوله‌ای است، نه حقیقت که نشان می‌دهد ما داریم به سمت یک تنور سرد حرکت می‌کنیم و از تنور سرد هم شما نباید انتظار نان برشته و اتفاقات خوب و پسندیده داشته باشید. به همین خاطر معتقدم، روندی که در ماه‌های گذشته هم رخ داد، به گونه‌ای نبود که بتواند این تنور انتخابات را گرم کند. لوازم و ابزار لازم آن‌گونه که در رهنمودهای رهبری اشاره فرمودند این بود که ما بتوانیم با ایجاد شرایط سلامت و امنیت، زمینه مشارکت و رقابت را فراهم کنیم. رقابت زمانی فراهم می‌شود که ما بتوانیم دیدگاه‌های حتی مخالف خودمان را تحمل کنیم که ما در فرهنگ و تمدن اسلامی به آن سعه‌صدر یا اصل تسامح و تساهل می‌گوییم که متأسفانه در ماه‌های گذشته کمتر به چشم خورده است.

    آنچه که امروز بروز کرده ما را به مشارکت حداکثری نمی‌رساند

    وی افزود: اگر بخواهیم از منظر سیاسی به قضیه نگاه کنیم، تمام دستگاه‌ها و افراد سیاسی ما باید به گونه‌ای حرکت می‌کردند که بتوانند این صبوری و تساهل را در اندیشه عمومی جامعه جاب یندازند که جا نینداختند و بعد هم در ادامه کار، نهادهای اجرایی و نهادهای نظارتی هم متأسفانه برخلاف منویات رهبری که به بحث مشارکت حداکثری اشاره می‌کردند، عملا قدمی به خیر برنداشتند. واقع‌بین باشیم آنچه که بروز کرده ما را به مشارکت حداکثری نمی‌رساند و به همین خاطر است که برخی از آقایان از جناح اقلیت حاکم صراحتا اعلام می‌کنند که ما حتی به مشارکت حداقلی هم بسنده می‌کنیم. این نشان می‌دهد که یک تضاد آشکار در منافع سیاسی احزاب یا گروه‌های مختلف وجود دارد که این موضوع طبیعتا باید شناسایی می‌شد قبل از اینکه ما به این مرحله از انتخابات برسیم. ۴۰ روز به انتخابات مانده و تصور نمی‌کنم در این مدت باقی مانده ردصلاحیت‌های انجام گرفته، در راستای آمارهای خوش‌بینانه باشد. لذا دیگران اعم از دیدگاه‌های موافق و مخالف، در یک نگاه اشتراک دارند و آن این است که ما تلاشی برای گرم کردن انتخابات و بالا بردن آمار حضور مردم انجام ندادیم.

    کاندیداهای پوشالی هیچ‌گاه نمی‌توانند جهت حضور مردم در انتخابات رغبت ایجاد کنند

    هروی در پاسخ به این سوال تا زمان باقی مانده به انتخابات باید چه اقداماتی انجام شود تا میزان آمار مشارکت بالا برود، گفت: من به صراحت اعلام می‌کنم آن چیزی که امروز دستگاه‌های اجرایی و نظارتی خیلی به آن امیدوار هستند، یک سیاهی لشگر از کاندیداهایی است که تأیید صلاحیت شدند یا به تعبیری کاندیداهای پوشالی هستند که این افراد هیچ‌گاه نمی‌توانند رغبت مردم را جهت حضور در انتخابات فراهم کنند. آن چیزی که وجود دارد این است که ما بتوانیم داوطلبان کیفی که مردم را به حضور در انتخابات ترغیب کنند، داشته باشیم. در اینکه آماری بدهیم که چند هزار نفر تأیید صلاحیت شدند یک نکته اساسی مغفول مانده و آن این است که از آن طرف چندین هزار نفر هم رد صلاحیت شدند. من برای دستگاه‌های اجرایی متأسف هستم. روندی که وزارت کشور طبق ان حرکت می‌کند به نفع هیچ‌کس نیست، یعنی این روندی که به سمت انتخابات می‌رود، ما را به سمتی خواهد برد که تمام احزاب دچار یأس خواهند شد و بعد اپوزیسیون خارج اظهار خوشحالی خواهند کرد.

    وی افزود: آن چیزی که الان می‌توان در این روزهای باقی‌مانده انجام داد این است که با یک اعمال نظر جدی و گسترده، در بحث رد صلاحیت‌ها به تبع منویات رهبری تجدیدنظر کنند. شاید این موضوع بتواند مقداری از حریم هدر رفته و فضای از دست رفته را جبران کند.

    هروی در پاسخ به این سوال که چه عوامل و چه کسانی در به وجود آمدن این شرایط دخیل بودند، گفت: من تصور می‌کنم، یک اقلیت حاکم ورای روندهای انتخاباتی تأثیرگذار بوده است. به گونه‌ای که می‌توانند حتی حضور احزابی که در همه مجامع سیاسی دنیا انگیزه برای مردم ایجاد می‌کنند، را زیر سوال برده و از صحنه خارج کنند. اینکه بگوییم چند هزار نفر در انتخابات تأیید صلاحیت شدند،‌ باید بدانیم که بیش از ۹۰درصد این تعداد مربوط به یک حزب و گروه در جامعه است. بر همین اساس پیش‌بینی می‌کنند اگر با این روند حرکت کنیم، ممکن است بسیاری از احزاب نه اینکه بخواهند تحریم کنند، بلکه نتوانند اساسا در مقوله انتخابات به دلیل نداشتن کاندیداها حضور چندانی پیدا کنند.

    دست‌های پنهان تلاش می‌کنند احزاب را از تلاش و ایجاد انگیزه در بحث رقابت‌های انتخابات مجلس بازدارند

    سخنگوی حزب اعتدال و توسعه در مورد وضعیت فعالیت انتخاباتی حزب اعتدال و توسعه گفت: حزب اعتدال و توسعه در ردیف نخستین احزابی بود که به بحث مشارکت حداکثری ورود پیدا کرد و بسیاری از افراد را تشویق کرد تا در انتخابات ثبت‌نام کنند. در حزب خودمان علیرغم نگرش‌های منفی که در فضای سرد جامعه وجود داشت، بسیاری از افراد را تشویق کردیم تا در انتخابات ثبت‌نام کنند. اما متأسفانه در یک مرحله چنان غافلگیر شدیم که متوجه این شدیم بسیاری از افرادی که ما هم رد شدند. این یک امر نامبارک و ناپسند است که دست فعال‌ترین احزاب کشور برای حضور پرشور در انتخابات را می‌بندد.

    وی افزود: تصور کنید ۴ حزب مانند حزب اعتدال و توسعه دچار این دغدغه شوند و این مشکل برای‌شان پیدا شود. عملا می‌شود گفت یک دست پنهان تلاش می‌کند احزاب را از تلاش و ایجاد انگیزه در بحث رقابت‌های انتخابات مجلس در سال ۱۴۰۲ بازدارد و این کار خوبی نیست. در حزب اعتدال و توسعه رسما اعتراض خودمان را به روند ردصلاحیت‌ها اعلام کردیم. با همه این احوال همچنان امیدوار هستیم که شورای نگهبان با توجه به منویات مقام معظم رهبری، این شاکله ناامید و بدون بازیکن را کیدانی با حضور تیم‌هایی که با بازیکنان واقعی خودشان وارد میدان می‌شوند، تبدیل کنند.

    هروی تصریح کرد: اگر در حزب اعتدال و توسعه شرایط جدید و تازه‌ای از تأیید داوطلبانش در سراسر کشور بروز کند با شکل جدی‌تری وارد میدان خواهیم شد. ما بررسی‌ها، نحوه حضور و ارائه لیست را چه در تهران و چه در کشور به آخرین جلسات شورای مرکزی و دفتر سیاسی که بعد از اعلام دور دوم تأیید صلاحیت‌ها توسط شورای نگهبان منوط کردیم. دیدگاهی که در جلسات نهایی تصمیم گرفته خواهد شد، رسما به جراید و رسانه‌ها اعلام می‌کنیم.

  • مسئولان دولتی باید فضای کسب و کار را دنبال و موانع را برطرف کنند / ابتکار، نشان‌دهنده نیروی انسانی نخبه است

    مسئولان دولتی باید فضای کسب و کار را دنبال و موانع را برطرف کنند / ابتکار، نشان‌دهنده نیروی انسانی نخبه است

    به گزارش اقتصادران، رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار حدود هزار نفر از فعالان اقتصادی و تولیدکنندگان با اشاره به ظرفیت و توان کاملاً موثر بخش خصوصی برای تحقق اهداف کلان اقتصادی، «حمایت دولت، به‌ویژه رفع موانع فضای کسب و کار» و «مسئولیت‌پذیری بخش خصوصی» را دو ضرورت مهم و زمینه‌ساز بهبود اوضاع و پیشرفت چشمگیر کشور برشمردند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از شنیدن سخنان ۱۲ نفر از فعالان عرصه‌های تولید، پیگیری جدی دولت برای خواسته‌های مطرح شده از جمله تشکیل مجموعه‌های صنعتی چند وجهی، تأمین مالی شرکت‌های متوسط و کوچک و موضوع آبیاری نوین را خواستار شدند.

    ایشان نمایشگاهی را که دیروز بازدید کردند، بسیار شوق‌آور و برجسته خواندند و گفتند: متأسفیم که این پیشرفت‌ها برای مردم توضیح داده نشده و اکثر افراد ملت از اینگونه تلاش‌ها و توفیقات و ابتکارات که جزو نعمت‌های الهی است، بی‌خبرند.

    رهبر انقلاب نمایشگاه دیروز و جلسه امروز را نشان‌دهنده این حقیقت پرمعنا و روشن دانستند که بنگاه‌های بزرگ تولیدیِ بخش خصوصی، در سال‌های متوالی رشد چشمگیری یافته‌اند که این واقعیت نشان‌دهنده وجود یک بخش خصوصی توانا و قدرتمند است.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به مسائل محدودکننده‌ای مانند تحریم‌ها و کم‌کاری برخی دولت‌های گذشته، گفتند: تلاش و پیشرفت بخش خصوصی با وجود چنین موانعی، انسان را امیدوار می‌کند که این بخش قادر است ایران را به رشد مطلوب برنامه پنج‌ساله هفتم یعنی رشد ۸ درصد برساند.

    ایشان «ابتکار» را واقعیت بارز نمایشگاه دیروز و جلسه امروز دانستند و گفتند: ابتکار، نشان‌دهنده نیروی انسانی نخبه است و وجود نیروی انسانی نخبه به عنوان ثروتی عظیم، تکیه‌گاهی مطمئن در گره‌گشایی مسائل کلان، پیمودن راه‌های دشوار و رسیدن ایران به اوج خواهد بود.
    رهبر انقلاب، ناترازی در مسائلی مانند آب، سوخت، برق و عرصه‌های دیگر را مانع کار‌های بزرگ خواندند و افزودند: نیروی انسانی نخبه بخش خصوصی می‌تواند در این زمینه‌ها، حقیقتا گره‌گشایی کند که این، نیاز به برنامه‌ریزی درست برای استفاده از ظرفیت فکری و عملی این بخش دارد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعالیت در عرصه‌های مختلف بالادستی نظیر نفت و فولاد و گاز تا مشاغلی هم‌چون صنایع دستی را نمایانگر زمینه بسیار گسترده مشارکت بخش خصوصی دانستند و گفتند: دستان پر قدرت و انگشتان مبتکر فعالان این بخش‌ها، به افزایش اشتغال و کاهش فقر هم منجر خواهد شد.

    رهبر انقلاب احساس مسئولیت توأمان دولت و فعالان اقتصادی را لازمه استفاده بهینه از ظرفیت سرمایه‌های مردمی برشمردند و گفتند: مسئولیت دولت عموماً متوجه رفع موانع و بهبود فضای کسب و کار است.

    ایشان ابراز نارضایتی برخی تولیدکنندگان در بازدید دیروز رهبری از نمایشگاه را نشان‌دهنده عمل نکردن دولت به تذکراتی دانستند که سال گذشته در چنین دیداری خطاب به دولتمردان بیان کرده بودند.

    رهبر انقلاب تأکید کردند: مسئولان دولتی باید به جد مسئله بهبود فضای کسب و کار را دنبال و موانع را برطرف کنند.
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نظارت دولت را مکمل حمایت از بخش خصوصی برشمردند و گفتند: این نظارت که با دخالت متفاوت است، مطلقاً قابل اغماض نیست.

    برخی سوءاستفاده‌ها در اجرای سیاست‌های اصلی ۴۴، نمونه‌ای از مشکلاتی بود که رهبر انقلاب در تبیین معایب فقدان نظارت صحیح به آن اشاره کردند و گفتند: به همین علت در روند اجرای سیاست‌های اصل ۴۴، کار‌های بی‌قاعده‌ای انجام شد که هم به بنگاه‌ها، هم به کشور و هم به مردم ضربه زد.

    ایشان در تبیین موانع موجود در فضای کسب و کار در درون دولت، به مشکلاتی نظیر مراکز متعدد تصمیم‌گیری، تعارض تصمیم‌گیری در بخش‌های مختلف دولتی و طول کشیدن بی‌منطق صدور مجوز فعالیت‌ها اشاره کردند و گفتند: به چه دلیل مذاکره برای فعالیت یک شرکت بخش خصوصی در صنایع بالادستی نفت باید ۳ سال طول بکشد یا بخش‌هایی مانند معدن و محیط زیست در فعالیت‌های بخش معدنی تصمیمات متعارض بگیرند؟

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان نمونه دیگری از موانع دولتی کسب و کار به محدودیت منابع مالی در نتیجه کنترل نقدینگی اشاره کردند و افزودند: کاهش و توقف رشد نقدینگی سیاست درستی است و تلاش‌های دولت در این زمینه تا حدی موثر بوده است، اما محدودیت ایجاد شده در منابع تخصیصی بانک‌ها به فعالان تولیدی، نباید متوجه بنگاه‌های کوچک و متوسط شود؛ نه اینکه همین منابع محدود هم به شرکت‌های دولتی یا شرکت‌های خاص و زرنگ با ارتباطات گسترده داده شود که مدیریت اصلی حل این مشکل با بانک مرکزی است.

    رهبر انقلاب تأکید کردند: موانع درون دولتی فضای کسب و کار باید با مشاوره در دولت، تصمیم‌گیری رئیس جمهور و مدیریت معاون اول، رفع شود.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برخی موانع بهبود فضای کسب و کار را هم مربوط به بیرون دولت از جمله دستگاه قضایی یا قوای مسلح خواندند و گفتند: سران قوا در جلسه‌ای که با اختیارات لازم تشکیل می‌شود، اینگونه موانع را حل و فصل کنند و اگر به هر دلیلی نشد، به رهبری منتقل کنند.

    ایشان مسئولیت‌های بخش خصوصی را هم در روند استفاده بهینه از ظرفیت این بخش، مهم دانستند و گفتند: انضباط، رعایت ضوابط، پایبندی به قوانین و مقررات و سلامت کار جزو وظایف اصلی بخش خصوصی است که باید با نظارت دولت به آن‌ها عمل شود.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حمایت و پشتیبانی دولت‌های جهان از شرکت‌ها و بنگاه‌های بزرگ خود را از عوامل موفقیت آن شرکت‌ها دانستند و گفتند: یکی از کمک‌های ضروری دولت به بخش خصوصی، کمک به توسعه صادرات و بازار‌های خارجی است که در این زمینه باید دیپلماسی اقتصادی با کار مشترک دولت و بخش خصوصی تقویت شود.

    ایشان با اشاره به وجود مشکلات خارجی مانند تحریم‌ها و خصومت‌های بدخواهان گفتند: این موارد بی‌تردید ضربه‌زننده است و برای کشور مشکلاتی ایجاد می‌کند، اما از همین مسائل نیز می‌توان فرصت ساخت، همچنان‌که جوانان ما از این فرصت استفاده کردند و امروز به تسلیحات نظامی و یا دستاورد‌های علمی خیره‌کننده‌ای مانند پیشرفت در بخش فضایی و پرتاب ماهواره‌ای مانند ثریا دست پیدا کرده‌ایم که اگر تحریم‌ها نبود، امروز این دستاورد‌ها را نداشتیم.

    رهبر انقلاب در جمع‌بندی سخنان‌شان گفتند: اگر مدیریت لازم و حمایت صحیح از بخش خصوصی انجام شود پیشرفت چشمگیر ایران با توجه به ظرفیت بالا، ثروت طبیعی فراوان، نیروی انسانی نخبه و ارتباط خوب دولت و مردم، به واقعیتی ملموس تبدیل می‌شود.

    در ابتدای این دیدار که برخی مسئولان دولتی نیز حضور داشتند نیز ۱۲ نفر از حاضران،
    • سرکار خانم مریم گل‌آبادی؛ رئیس هیئت مدیره شرکت دانش بنیان نگین، تولیدکننده بذر‌های هیبرید سبزی و صیفی
    و آقایان:
    • سید امیر رضویان؛ مدیرعامل شرکت داروسازی دکتر عبیدی، قدیمی‌ترین و بزرگترین تولیدکننده دارو در ایران
    • حامد باقری رستگار؛ مدیرعامل پیام‌رسان روبیکا
    • رضا محمدجعفر؛ مدیرعامل شرکت سِله‌بُن، تولیدکننده انواع پوشاک
    • حسین مقدسی؛ مدیرعامل شرکت پارس جهد، رتبه اول تولید تجهیزات ابزار دقیق در کشور
    • علی‌اصغر پورمند؛ مدیرعامل هولدینگ میدکو، تولیدکننده و فعال حوزه صنایع معدنی
    • مهدی قیصری؛ مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان پایدار کشت هوش خاورمیانه، طراح و تولیدکننده فناوری آبیاری هوشمند بخش کشاورزی
    • محمدعلی رستگار؛ رئیس هیئت‌مدیره شرکت تأمین سرمایه بانک مسکن، فعال حوزه مالی و سرمایه‌گذاری
    • علی پژوهان؛ مدیرعامل شرکت مانا پاک، تولیدکننده در صنعت پنل‌های خورشیدی
    • علی جلائی مرادزاده؛ رئیس هیئت مدیره شرکت کِلِوِر، تولیدکننده لوازم خانگی
    • علیرضا صادق‌آبادی؛ مدیرعامل هلدینگ گسترش انرژی پاسارگارد، فعال در زمینه توسعه میادین نفت و گاز
    • و محسن قدیری؛ مدیرعامل هلدینگ پتروپالایش اصفهان، بزرگترین تولیدکننده گازوئیل در کشور
    به بیان آخرین دستاوردها، پیشنهاد‌ها و نکات خود پرداختند.

    ضرورت نوسازی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های صنعت دارو، حمایت از پیام‌رسان‌های داخلی برای کسب رضایت کاربران، ضرورت همراهی بوروکراسی اداری با روش‌های نوین کسب‌وکار، نیاز کشور به تشکیل مجموعه‌های بزرگ و چندوجهی صنعتی به منظور پایداری خودکفایی و رقابت بین‌المللی، ضرورت احداث کارخانجات ملی تولید قطعات پایه لوازم خانگی، لزوم تشکیل بانک‌های سرمایه‌گذار و شرکت‌های ثروت‌آفرین، ثبات در مقررات به‌ویژه در زمینه صادرات، الزامی‌شدن فرایند آبیاری نوین اراضی کشاورزی، بازنگری در سرفصل‌های تحصیلات تکمیلی رشته‌های دانشگاهی حوزه کشاورزی، بازنگری در قوانین حوزه صنایع نفت و گاز، توجه بیشتر به تأمین مالی زنجیره‌ای و روش‌های هدایت اعتباری در زنجیره تولید و همچنین یکپارچه‌سازی سامانه‌های مالیاتی و سامانه‌های اعطای تسهیلات از جمله محور‌های مطرح شده تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی در دیدار با رهبر انقلاب بود.

  • بلومبرگ از عملیات مخفی آمریکا علیه ایران خبر داد

    بلومبرگ از عملیات مخفی آمریکا علیه ایران خبر داد

    به گزارش اقتصادران، رئیس جمهور ایالات متحده در سخت‌ترین شرایط تصمیم‌گیری قرار دارد و حمله به پایگاه نظامی این کشور و کشته شدن سه سربازش، او را به شدت تحت فشار داخلی قرار داده است. حالا بلومبرگ از تصمیم‌های جدید بایدن برای واکنش به این حمله خبر داده و نوشته آمریکا، در حال بررسی امکان انجام یک عملیات مخفی علیه ایران است؛ یکی از این احتمالات حمله به ایران و عدم پذیرش مسئولیت آن است و دیگر اینکه احتمال حمله به مقامات ایرانی، همانگونه که دونالد ترامپ دستور ترور سردار قاسم سلیمانی را صادر کرد.

    واکنش بایدن می‌تواند یکی از مهمترین تصمیمات وی در دوران ریاست جمهوری وی باشد. صرف نظر از نتیجه، این حمله وضعیتی را برای بایدن [در بخش سیاست خارجه]به ارمغان می‌آورد که یکی از مهم‌ترین تصمیمات دوران ریاست جمهوری او خواهد بود. او می‌خواهد عاملان حمله را مجازات کند و پیام ویژه‌ای نیز به ایران بدهد اما انجام این کار می‌تواند آمریکا را در جنگ و تقابل مستقیم با تهران قرار دهد.

    جاناتان پانیکوف، معاون سابق اطلاعات ملی در شورای اطلاعات ملی آمریکا به بلومبرگ گفت: دولت بایدن باید خط بسیار ظریفی را در تلاش برای پاسخگویی با قدرت کافی برای بازگرداندن مقداری بازدارندگی طی کند، تا این اتفاق دوباره رخ ندهد، و همزمان این پاسخ نباید باعث تشدید درگیری در منطقه شود.

    دنیس راس که به عنوان فرستاده کاخ سفید در خاورمیانه و در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون خدمت می‌کرد، گفت: ما باید بیشتر در مورد آنچه که در برابر ایران انجام می‌دهیم فکر کنیم.

    جمهوری اسلامی ایران البته با صراحت دخالت در عملیات روز گذشته را نفی کرده است. سخنگوی وزارت امور خارجه گفته: گروه‌های مقاومت در منطقه در تصمیمات و اقدامات خود از ایران دستور نمی‌گیرند و ايران ضمن اینکه از توسعه درگیری در منطقه استقبال نمی‌کند، اما در تصميمات گروه‌های مقاومت برای نحوه‌ حمایت از ملت فلسطین و یا دفاع از خود و مردم کشورشان در برابر هرگونه تجاوز و اشغالگری دخالتی ندارد. تکرار اتهام بی‌اساس به ایران، فرافکنی و نیز توطئه‌ کسانی است که منافع خود را در كشيدن مجدد پای آمريكا به معركه‌ای تازه در منطقه و تحریک آن در گسترش و تشدید بحران می‌بينند تا از این طریق مشکلات خود را پوشش دهند.

    همچنین یک مقام آمریکایی یکشنبه شب به وقت تهران در واکنش به حمله پهپادی به یک پایگاه نظامی آمریکا در مرز اردن با سوریه گفت که این حمله لزوما از سوی ایران صورت نگرفته است. به گزارش شبکه خبری «سی‌بی‌اس» یک مقام آمریکایی که مایل به افشای هویت خود نبود در این‌باره اظهار داشت: حمایت ایران از شبه ‌نظامیانی که به پایگاه آمریکا حمله کردند، به معنای حمله از سوی ایران نیست.

  • چطور روحانی با سوابق خدمتی و ۲۴ میلیون رأی مردم، نمی‌تواند عضو مجلس خبرگان شود؟

    چطور روحانی با سوابق خدمتی و ۲۴ میلیون رأی مردم، نمی‌تواند عضو مجلس خبرگان شود؟

    به گزارش اقتصادران، محمدباقر نوبخت، دبیرکل حزب اعتدال و توسعه گفت: شخص آقای روحانی نمادی از اعتدال و خدمت در کشور هست. همین دیروز سخنرانی سال ۵۶ ایشان در خصوص امام را دیدم. اینکه کسی با سوابق انقلابی و خدمت در مجلس و خبرگان و ۲۴ میلیون رأی مردم، اینکه نمی‌تواند عضو مجلس خبرگان شود، قابل درک نیست.

    بخش دیگری که برآیند مشارکت را تشکیل می‌دهد این است که احزاب وارد رقابت شوند. بر این اساس احزاب اصلاح‌طلب با شفافیت و صداقت وارد صحنه شده‌اند.

    ما کارهایمان را انجام داده‌ایم و بخش اول مانده که برای افزایش مشارکت تلاش کنند.

    رد صلاحیت‌ها باعث شد جمعی حضور نداشته باشند و به همان میزان مشارکت پایین می‌آید.

    شخص آقای روحانی نمادی از اعتدال و خدمت در کشور هست. همین دیروز سخنرانی سال ۵۶ ایشان در خصوص امام را دیدم. اینکه کسی با سوابق انقلابی و خدمت در مجلس و خبرگان و ۲۴ میلیون رأی مردم، اینکه نمی‌تواند عضو مجلس خبرگان شود، قابل درک نیست.

    مشارکت یک مؤلفه قدرت ملی و امنیت ملی ما خواهد بود.

    عدم تأیید صلاحیت‌ها هم بر میزان مشارکت تأثیر منفی دارد و هم ممکن است موجب بی رغبتی عده‌ای شود.

    محمدباقر نوبخت، در پاسخ به سؤالی در خصوص اعتراض حسن روحانی به رد صلاحیت گفت: تا اینجا که من اطلاع دارم، اعتراض آقای روحانی متعین در بیانیه بود.

    نوبخت در پاسخ به سوالی دیگر گفت: تلاش ما این است که به عنوان اقلیت اثرگذار باشیم. تردید نداریم که اگر همه بیایند ما می‌توانیم با قدرت بیشتری وارد مجلس شویم. باید تحریم را تمام کنیم. برای آن کار هم نیازمندیم مشارکت بالا در انتخابات وجود داشته باشد. همه خواهان این هستند که بار سنگین تحریم از دوش مردم برداشته شود.

    دبیرکل حزب اعتدال و توسعه افزود: امیدوارم شورای نگهبان احزابی که مشارکت می‌کنند را پیش احزابی که مشارکت نکرده‌اند سرافکنده نکنند. از کادر مرکزی حزب اعتدال و توسعه ۱۵ نفر ثبت‌نام کرده‌اند که ۶ نفر آن‌ها تأیید صلاحیت شده‌اند.

  • این جامعه گرفتار استبداد است / من سخنرانی کردم ولی بلافاصله بازجویی و اخراج شدم + فیلم

    این جامعه گرفتار استبداد است / من سخنرانی کردم ولی بلافاصله بازجویی و اخراج شدم + فیلم

    به گزارش اقتصادران، مهرآئین، استاد جامعه شناسی در برنامه زنده تلویزیونی جریان شبکه اول سیما گفت: اگر فکر می کنید من در این جامعه برای سخن گفتن، آزادی دارم باید گفت که بله من آزادی داشتم و در جنبش زن، زندگی، آزادی سخنرانی کردم اما بلافاصله وزارت اطلاعات بنده را بازجویی کرد و حکم اخراج من را صادر کرد! من و شما افراد این جامعه هستیم. این همه کشته در جنبش های اخیر در این جامعه اتفاق افتاده است. این ها عناصری است که نشان می دهد که جامعه گرفتار تمامیت خواهی و گرفتار استبداد است.

  • مگر مشکل مملکت حجاب است؟ / امروز مشکل مملکت ما نابودی سرزمین‌مان است

    مگر مشکل مملکت حجاب است؟ / امروز مشکل مملکت ما نابودی سرزمین‌مان است

    به گزارش اقتصادران، مصطفی‌هاشمی‌طبا، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۶، چند روز پیش در دفترش میزبان یک خبرگزاری بود. او در بخشی از این گفتگو که مشروح آن در روزهای آینده منتشر خواهد شد، به انتقاد از لایحه عفاف و حجاب پرداخت و تاکید داشت که دولت و حکمرانی در مسئله حجاب شکست خورده است.

    او همچنین در اشاره به مسئله فیلترینگ هم بیان کرد که؛ «بر اساس آماری که خودشان می‌دهند ۵۰ میلیون نفر از فیلترشکن استفاده می‌کنند؛ پس عملا محل کسب و کاری برای سازندگان فیلترشکن‌ها شده است.»

    در ادامه بخشی از گفتگوی مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی اصلاح‌طلب را می‌خوانید؛

    ************

    * آقای هاشمی‌طبا! ما با مجلسی روبرو بودیم که در مسائلی مثل فیلترینگ، لایحه حجاب یا فرزندآوری بسیار پر سروصدا ظاهر شد، اما در ماجراهایی مثل فساد چای دبش سکوت را پیشه کرد، این مجلس چه تعریفی از نگاه شما دارد و چه نمره‌ای به مجلس یازدهم می‌دهید؟

    من رسما هم نوشته‌ام که عملکرد مجلس به هیچ‌وجه مورد تایید نیست. شما فیلترینگ را نگاه کنید، بر اساس آماری که خودشان می‌دهند ۵۰ میلیون نفر از فیلترشکن استفاده می‌کنند؛ پس عملا محل کسب و کاری برای سازندگان فیلترشکن‌ها شده است.

    همه مسئولان واتس‌آپ، اینستاگرام و تمام سیستم‌های ممنوع را دارند، این که عمل به طرح صیانت نیست. درباره طرح فرزندآوری هم که منظورشان کدام فرزندآوری است؟ مگر در حال حاضر رشد فرزندآوری بالاتر رفته‌ است؟ خیر.

    اگر هم فرض کنیم کسی بخواهد فرزند داشته باشد، شیرخشکی در کشور نیست و هر کسی باید برای تهیه یک شیر خشک، بیست‌تا داروخانه را بگردد. بنابراین، همه این‌ها حرف است و هیچ‌ کدام تاثیر حقیقی نداشته‌ است.

    لایحه حجاب شکست خورده است

    * در مورد لایحه عفاف و حجاب هم دولت و بخشی از مجلس تاکید بر اجرایی شدن دارند و …

    به‌ نظر من دولت و حکمرانی در مسئله حجاب شکست خورده است. نحوه لباس پوشیدن بسیاری از خانم‌ها نسبت به حکومتِ گذشته بدتر شده است و به عنوان مثال می‌توان به ساپورتی که خانم‌ها می‌پوشند یا انواع و اقسام کارهایی که انجام می‌دهند، اشاره کرد.

    اصلا دیگر به معنی واقعی عفاف و حجاب پرداخته نمی‌شود و همه چیز فقط به روسری بند شده‌ است؛ در حالی‌ که این موضوع ممکن است در اولویت چندم باشد. من معتقدم که هم مردان و هم زنان در پوشش، باید منظم بودن اجتماعی را رعایت کنند. بحث من حجاب دینی نیست ولی وقتی آن‌ها می‌گویند: «حجاب دینی»؛ فقط به موی سر تاکید می‌کنند و در نتیجه می‌بینیم خانمی که فقط یک نوار باریک روی سرش انداخته را با حجاب می‌خوانند. در حالی‌ که اصلا این کار مسخره کردن حجاب است.

    دولت در برابر حجاب کاملا شکست خورده و دیگر به حداقل‌ترین حالت رضایت داده که فقط یک چیزی بر روی سر خانم‌ها باشد؛ این که معنی حجاب نمی‌دهد. اگر افراد با تربیت درست روبه‌رو می‌شدند و به مسئله پوشش، عفاف و برازندگی چه در خانم‌ها و چه در آقایان توجه می‌کردند، تربیت جانشین این مسائل می‌شد. به‌نظر من لایحه حجاب هم شکست خورده است و اجبار که فایده ندارد.

    زور، اجبار و کشمکش چه‌قدر می‌تواند ادامه داشته باشد؟

    نظرتان درباره جریمه های میلیونی در لایحه شد؟

    خیر، مگر تا همین حالا توانستند این کار را انجام دهند؟ مگر جریمه، زور، اجبار و کشمکش چه‌قدر می‌تواند ادامه داشته باشد؟ مگر مشکل مملکت این چیزهاست؟ امروز مشکل مملکت ما نابودی سرزمین‌مان است. به نظر من با این کاری که می‌کنند قدری لج‌بازی هم به‌ وجود می‌آورد که موثر نیست و اقدامات دیگری باید انجام شود.

  • رقابت رئیسی با خودش! /فقط رئیسی در خراسان جنوبی برای مجلس خبرگان رهبری تایید صلاحیت شد!

    رقابت رئیسی با خودش! /فقط رئیسی در خراسان جنوبی برای مجلس خبرگان رهبری تایید صلاحیت شد!

    به گزارش اقتصادران، دبیر ستاد انتخابات استان خراسان جنوبی گفت: نتایج بررسی صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس خبرگان رهبری مشخص شد و تعداد افراد تایید صلاحیت شده انتخابات مجلس شورای اسلامی در این استان نیز به ۹۸ نفر رسید.

    موسی سلیمی در تشریح این خبر گفت: آخرین نتایج بررسی صلاحیت‌ها روز پنجشنبه اعلام شد.

    وی تصریح کرد: طبق نتایج اعلام شده از سوی شورای نگهبان، از مجموع پنج نفر ثبت نام کننده انتخابات مجلس خبرگان رهبری در حوزه استان خراسان جنوبی، صلاحیت یک نفر تایید شده است.

    دبیر ستاد انتخابات استان خراسان جنوبی گفت: یک نفر از ثبت نام کنندگان انصراف داده لذا پرونده وی مورد بررسی شورای نگهبان قرار نگرفته است.

    وی از رد صلاحیت سه نفر از داوطلبان این انتخابات خبر داد و افزود: طبق برنامه زمان‌بندی انتخابات مجلس خبرگان رهبری، به آن دسته از داوطلبانی که نسبت به رد صلاحیت خود اعتراض دارند سه روز مهلت داده شده است.

    سلیمی زمان ارائه اعتراض این افراد را ششم تا هشتم بهمن ماه عنوان کرد و گفت: شورای نگهبان مهلت دارد طی مدت ۱۰ روز (نهم تا هجدهم بهمن ماه) به اعتراض‌ها رسیدگی کند و اسامی داوطلبان نهایی تایید صلاحیت شده را نوزدهم بهمن ماه به وزارت کشور اعلام خواهد کرد.

    گفتنی است، ابراهیم رئیسی، برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان از تهران کاندیدا نشد و در آبان امسال از حوزه انتخابیه خراسان جنوبی کاندیدا شده است.

    استان خراسان جنوبی یک نماینده در مجلس خبرگان رهبری دارد.