دسته: سیاسی

  • مردم را فدای حوزه‌هایی کردیم که در آن‌ها مزیت نداریم / کسی‌که از ایران رفت و مهاجر شد دشمن ما نیست

    مردم را فدای حوزه‌هایی کردیم که در آن‌ها مزیت نداریم / کسی‌که از ایران رفت و مهاجر شد دشمن ما نیست

    به گزارش اقتصادران، مهاجرت نیروهای متخصص از ایران آن‌قدری شده که سبب‌ساز نگرانی شود، نیروهای متخصصی که در همین کشور آموزش می‌بینند اما زمان بهره‌برداری که می‌رسد مهاجر می‌شوند و از ایران می‌روند، برخی هم خیلی قبل‌تر از آن‌که فارغ‌التحصیل شوند به‌فکر مهاجرت هستند، به‌گفته علی جعفریان رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی تهران: «دانشجوی سال اول پزشکی به‌فکر مهاجرت است.» حالا با همین موضوع نشستی با عنوان «آسیب شناسی مهاجرت نخبگان» در خانه اندیشمندان علوم انسانی ایران برگزار شد. محمدجواد ظریف، وزیر سابق امور خارجه، یکی از سخنرانان این نشست بود، او مهاجرت نخبگان را از سه زاویه زمامداران، مردم، و وضعیتی تحت عنوان ناامیدی بررسی کرد.

    مردم را فدای حوزه‌هایی کردیم که در آن مزیت نداریم

    ظریف در ابتدای سخنان خود با اشاره به فراموش شدن نگاه «انسان محور» توسط زمامداران گفت: «مشکل عمده به نگرش ما برمی‌گردد که مزیت نسبی ایران و انقلاب اسلامی را فدای حوزه‌هایی کردیم که در آن‌ها مزیت نداریم، مهمترین مزیت نسبی ما مردم هستند و نگاه انسان محوری که باعث شد در ابتدای انقلاب نفوذ گسترده‌ای هم در داخل کشور و هم در جهان داشته باشیم، اما به دلایلی نگاه ما از توانمندی نرم‌افزاری به توانمندی‌های سخت‌افزاری منحرف شد، درحالی‌که علاوه بر توسعه، توانمندی و بازدارندگی انسان محور است و ابزار محور نیست.»

    او ادامه داد: «کسی‌که جنگ را مقاومت کرد، کسی‌که در برابر تحریم مقاومت می‌کند، کسی‌که باعث شد جنگ سال ۲۰۰۲ به ایران نیاید و به عراق برود، کسی‌که باعث شد در سال ۲۰۰۸ فردو را نزنند (حمله نظامی) مردم بودند، و هرچه ما از این مردم دور شدیم توانمندی و جذابیت‌مان برای مردم کمتر شد. لذا جاذبه‌ای نیست که مردم را نگه دارد و جذب کند، این مشکل مربوط به سامانه زمامداری است که به مهاجرت نخبگان می‌انجامد.»

    صداو سیما ذلت و ناامیدی برسازی می‌کند

    محمدجواد ظریف در بخش دوم سخنان خود به بازتولید نا امیدی در جامعه اشاره کرد و آن را یکی از دلایل مهاجرت نخبگان دانست، او گفت: «مشکل دوم در افزایش مهاجرت بین سامانه زمامداری و مردم وجود دارد، که آن امید به آینده است، هرکسی که می‌خواهد مهاجرت کند نگران آینده است، جوان برای آینده خودش نگران است و افراد میانسال برای آینده فرزندانشان نگران هستند، لذا امید به آینده ارتباط بسیار مستقیمی با مهاجرت دارد.»

    ظریف ادامه داد: «مهاجرت معکوس نخبگان در سال‌های ۹۴-۹۵ در حال شکل‌گیری بود، برای این‌که امید ایجاد شده بود، همان امید بود که میزان تورم را پایین آورد وگرنه اتفاق اقتصادی نیفتاده بود، متاسفانه خودمان امید را نابود کردیم، چون امید مانند عزت تا حد زیادی برساخته است دستگاه تبلیغاتی می‌تواند امید و عزت را برسازی کند، اما ما متاسفانه با یک سیاست منسجم ناامیدی و ذلت را در این کشور برسازی کردیم.»

    وزیر سابق امور خارجه با ذکر یک خاطره بیان کرد: «من درکربلا بودم یک برادر جانباز حزب‌الله لبنان به من گفت که شما برای اسلام و تشیع عزت آفریدی، در همان کربلا یک آقای روحانی به من گفت خدا ذلیلت کند که ما را ذلیل کردی، چطور می‌شود که یک مجاهد لبنانی فکر می‌کند که ما عزت آفریدیم اما یک روحانی ایرانی فکر می‌کند که ما ذلت آفریدیم؟ او پای تلویزیون لبنان نشسته و واقعیت‌ها را دیده اما این روحانی ایرانی پای صدا و سیما نشسته که یک بمباران ذلت آفرین است. آقای اوباما گفت «اگر می‌توانستم یک پیچ و مهر از برنامه هسته‌ای ایران باقی نمی‌گذاشتم ولی نمی‌توانم.»، اما تلویزیون ایران قسمت «ولی نمی‌توانم» را منتشر نمی‌کند، یعنی به‌جای این‌که از حرف اوباما عزت و امید برسازی کند، ذلت و ناامیدی برسازی می‌کند، در این وضعیت جوان ما چه‌کار کند؟ نتیجه‌اش این می‌شود که جوان ]از کشور[ می‌رود.»

    کسانی که مهاجرت می‌کنند عموما نمی‌دانند آن طرف چه خبر است

    وزیر امور خارجه در دولت‌های یازدهم و دوازدهم به اشاره به سهم مردم در افزایش مهاجرت گفت: «آن‌چه که از جانب مردم به مهاجرت می‌انجامد آرزومندی است، یعنی فاصله بین آرزوها و واقعیت‌ها، کسانی که مهاجرت می‌کنند عموما نمی‌دانند آن طرف چه خبر است بلکه فقط آرزوهایی دارند، من راجع به کسانی‌که ناگزیر به مهاجرت هستند صحبت نمی‌کنم، صحبت من درباره گروهی است که براساس آرزومندی مهاجرت می‌کنند.»

    او ادامه داد: «این مشکل از زمان صفویه در جامعه ایرانی بوده است، یعنی سیاست و برنامه‌ریزی براساس آرزوی‌های ما است، یک بار یکی از اساتید اقتصاد به من گفت تمام برنامه‌های توسعه ما از زمان پهلوی تا کنون براساس آرزو بوده نه واقعیت، ما آرزو می‌کنیم که خارج برویم وضع‌مان بهتر می‌شود اما در بسیاری از موارد بهتر نمی‌شود، به عنوان کسی‌که بیش از ۳۰ سال در خارج از کشور بوده‌ام بگویم که جز معدودی زندگی بسیار معمولی دارند که با همان زندگی در ایران راضی نمی‌شدند.»

    محمد جواد ظریف برای جمع بندی بخش اول صحبت‌هایش گفت: «فاصله گرفتن از انسان به عنوان اهرم قدرت، ایجاد ناامیدی، و برنامه ریزی براساس آرزو را دلایل اصلی مهاجرت می‌دانم.»

    ایرانی خارج از کشور برای ما یک فرصت است نه یک تهدید

    بخش دوم صحبت‌های وزیر سابق امور خارجه کشورمان درباره مهاجرت به ایرانی‌های هجرت کرده و مهاجران خارج از کشور معطوف شد، ظریف گفت: «مهاجرت یک واقعیت تلخ است، اما نگاه ما به جهان تهدید محور است، نگاه ما به محیط همسایگی هم تهدید محور است، چرا من گفتم میدان به دیپلماسی غلبه می‌کند؟ برای این‌که تهدید بر فرصت غلبه می‌کند. نگاه تهدید محور نمی‌تواند مبنای توسعه باشد، ما به مهاجرت هم به عنوان تهدید نگاه می‌کنیم درحالی‌که ایرانی خارج از کشور برای ما یک فرصت است نه یک تهدید، نخبه ما در خارج از کشور برای ایران یک فرصت است نه یک تهدید، ما باید زمینه را برای جذب فرصت‌ها فراهم کنیم.»

    او ادامه داد: «به هر دلیلی یک نفر از ایران مهاجرت کرده است، باید نگرش را عوض کنیم که کسی‌که از ایران رفت و مهاجر شد دشمن ما نیست، کسی‌که خارج نشین شد همان‌قدر که من ایران را دوست دارم او هم ایران را دوست دارد، همان‌قدر که من نگران آینده ایران هستم او هم نگران آینده ایران است، همان‌قدر که من نگران اسم خلیج فارس هستم او هم نگران اسم خلیج فارس است، همان‌قدر که من از تحریم بدم می‌آید او هم بدش می‌آید. چهار نفر که خارج از کشور برای منافع شخصی خودشان دکان باز کرده‌اند ما را به اشتباه نیندازند که تمام جامعه ایرانی خارج از کشور مثل آن‌ها هستند، جامعه ایرانی خارج از کشور وطن پرست است، عرق ملی دارد و دنبال آبادانی کشورش است.»

    او بیان کرد: «چرا ایرانی خارج از کشور نباید احساس کند که راحت می‌تواند به کشورش بیاید، چرا نباید احساس کند که هر زمان که خواست می‌تواند به ایران بیاید و در دانشگاه تدریس کند و بعد هم از ایران خارج شود، چرا احساس آرامش را برای ایرانی خارج از کشور فراهم نمی‌کنیم؟ چرا ایرانی خارج از کشور نباید احساس کند وقتی به سفارت و سرکنسولگری ایران می‌رود به خانه خودش رفته است؟ من همیشه به ایرانی‌های خارج از کشور می‌گفتم اینجا (سفارت) برای شماست ما مستاجر هستیم.»

    ظریف در پایان گفت: «حال که واقعیت مهاجرت کردن از ایران وجود دارد، اما حداقل با تغییر نگرش نسبت به کسانی‌که مهاجرت کردند بهترین رفتار را داشته باشیم، ایرانی خارج از کشور را از خودمان بدانیم، او را فرصت بدانیم، ایرانی هرجا که هست پایه قدرت ملی ما است، بپذیریم که بزرگ‌ترین منبع قدرت برای ایران، ایرانی است، بزرگ‌ترین بازدارنده در مقابل تهدیدها ایرانی داخل کشور و خارج از کشور است.»

  • آیا دایره جمهوری اسلامی در حال کوچک تر شدن است؟

    آیا دایره جمهوری اسلامی در حال کوچک تر شدن است؟

    به گزارش اقتصادران، سیدمحمد صدر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: با توجه به آنکه رهبر انقلاب در طول سال در مقوله انتخابات بر مسئله پرشور شدن انتخابات تاکید داشتند، با توجه به نتیجه صلاحیت‌ها توسط هئیت اجرایی و نظارت آیا درخواست رهبری اجرایی شده است گفت: رهبر انقلاب به خوبی می‌دانند وقتی انتخابات پرشور باشد یعنی حضور مردم جدی است و این برای نظام جمهوری اسلامی ایران مشروعیت می‌آورد. ما هرچه داریم از مردم داریم. اگر مردم نباشند، هیچ‌کس نیست. یعنی نه تنها الان بلکه انقلاب‌ ما هم حرکتی بود که مردم انجام دادند.

    وی افزود: چرا در سال ۴۲ امام انقلاب را شروع کردند به پیروزی نرسید و بعد از آن دستگیر و سپس تبعید شد؟‌ به دلیل آنکه مردم هنوز با انقلاب همراه نبودند. چرا در سال ۵۷ انقلاب به پیروزی رسید؟ به دلیل آنکه مردم با انقلاب همراه بودند. بنابراین الان هم اگر مردم باشند، جمهوری اسلامی خواهد بود و اگر مردم نباشند جمهوری اسلامی هم به مروز زمان نخواهد بود. وقتی انتخابات پرشور باشد، نشان از مشروعیت نظام دارد یعنی مردم این نظام را می‌خواهند. همان‌طور که رهبر انقلاب گفتند، آمریکا و تمام دنیا از مردم ایران می‌ترسند نه از کسی دیگر و ایشان با درک این موضوع، آن راهبردها را درباره انتخابات مطرح کردند، اما متاسفانه مجموعه این موضوع را درک نمی‌کنند و به همین دلیل برخوردی که با انتخابات فعلی شد، باعث کوچک‌تر شدن جمهوری اسلامی می‌شود. اگر این روند ادامه پیدا کند، جمهوری اسلامی کوچک و کوچک‌تر می‌شود.

    صدر در پاسخ به این سوال که تحلیل شما درباره رد صلاحیت چهره‌های شاخصی مانند حسن روحانی و امثال این افراد در انتخابات اخیر چیست، گفت:‌ همانطور که با این اقدامات یعنی ردصلاحیت‌های صورت گرفته، شور مردم را برای شرکت در انتخابات از بین می‌برند، طبیعی است که ردصلاحیت‌های افراد شناخته شده، این ضربه را می‌زند که انگار آن کسانی که در گذشته سرکار بودند، آدم‌های خلافی بودند و خود این موضوع هم مشروعیت نظام را زیر سوال می‌برد.

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این سوال که در این دوره از انتخابات، درباره رد صلاحیت افراد با استناد به بند عدم التزام به نظام جمهوری اسلامی گفت: متأسفانه یک بینشی حاکم شده است که این بینش انقلابی و بینش امام خمینی (ره) نیست. حالا این بینشی که نه بینش امام، نه بینش انقلاب و نه بینش مردمی است یا به دلیل جهل است یا به دلیل نفوذ است.

  • سرمایه های اجتماعی در حال نابودی است، اینها نشانه یک حکمرانی خوب است؟

    سرمایه های اجتماعی در حال نابودی است، اینها نشانه یک حکمرانی خوب است؟

    به گزارش اقتصادران، حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در روز ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س)، با اعضای هیئت مدیره «مرکز غیردولتی صلح و محیط زیست» و هیات داوران «جایزه دکتر تقی ابتکار» دیدار و گفتگو کردند.

    در ابتدای این جلسه معصومه ابتکار ضمن اشاره به فعالیت های این نهاد غیردولتی بر ضرورت گسترش و تعمیق توجه مردم به محیط زیست تاکید کرد و درباره “جایزه دکتر تقی ابتکار” گفت: این جایزه که پس از درگذشت ایشان با حمایت خانواده بنیان نهاده شد، امسال نوزدهمین دوره خود را برگزار می کند و طی این دوره ها به تعدادی از متخصصان، پژوهشگران و فعالان محیط زیست در رسانه ها و تشکل های غیردولتی تعلق گرفته است.

    حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی، با تبریک ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) گفت: نکات بسیار مهم و در خور توجهی مطرح شد. گرچه این نکته های مهم و البته تاسف انگیز تنها مختص حوزه محیط زیست نیست؛ متاسفانه ما در موضوعات دیگر هم شاهد آن هستیم. از جمله در مباحث دینی و برداشت های غلطی که از دین هست و تعبیرات نادرستی که می شود؛ و نیز سوءاستفاده از سرمایه های بزرگ دینی که می بایست در مسیر بهبود زندگی انسان، پیشرفت و اعتلای انسان باشند، بر اساس سلیقه ها، ایدئولوژی ها و یا تأمین منافع خاص به کار می رود که بسیار تاسف برانگیز است؛ همچنان که سرمایه های طبیعی نابجا به کار می رود و نتیجه عکس را در پی دارد. بنابراین زمانی که نابجا از دین استفاده می شود متاسفانه زیان فراوانی خواهد داشت.

    خاتمی با تاکید بر ارزش هایی مثل دین، جهاد، شهادت و نیز شخصیت های بزرگی مانند حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)، گفت: این ارزش ها و شخصیت ها نباید با تنگ نظری مورد سوءاستفاده قرار ‌گیرند. شخصیت ها و ارزش هایی که می توانند الگویی برای انسانی باشد که می خواهد خوب زندگی کند، دائما در حال پیشرفت باشد و به منبع خیر مطلق نزدیک شود، متاسفانه سوء استفاده از این بزرگان و ارزش های بزرگ، جهت تامین منافع پست و اهداف نابجا و ناروا باعث می شود این افراد و سرمایه ها، مظلوم واقع شوند.

    حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی ادامه داد: سوال این است که چگونه می توان در این موقعیت و در این شرایط از صلح و انسان دم زد؛ چرا که از یک زندگی خوب و ارزش هایی که بشود در سایه آن انسان شد دور هستیم. در عرصه بین المللی ما شاهد اتفاقاتی هستیم که بسیار تعجب آور است. آنچه در فلسطین و غزه می گذرد، فارغ از خوب و بد بودن کارهایی که دو طرف انجام می دهند، در واقعیت این است که دنیای متجدد بر روی حقوق بشر به عنوان دست آورد و رویکرد جدید انسان تکیه می کند. البته موضوع مهم و دستاورد بزرگی است؛ اما در عمل می بینیم مدعیان این ارزش ها، خود بزرگترین دشمنان این ارزش ها هستند و این باعث تاسف و ایجاد ناامیدی است.

    وی تاکید کرد: نسل کشی و ویران گری مستمر، رسمیت دادن و مشروع کردن ترور به عنوان یک ابزار برای رسیدن به اهداف خاص، نابود کردن مدارس از یک طرف و از طرف دیگر افراد و کشورهایی که پیشنهاد می دهند که جنگ متوقف شود اما با دخالت قدرت های بزرگ متوقف نمی شود، نهایت سقوط انسان در دنیای امروز است. آنچه اکنون در بحث حقوق بشر مطرح شده، همگی زیرپا نهاده شده است؛ تبعیض نژادی، اشغال، کودک‌کشی، نسل کشی، نابودکردن منابع و … اموری است که به طور گسترده شاهد آن هستیم. من در نامه ای که برای دبیرکل سازمان ملل نوشتم به این مسائل اشاره کردم و گفتم علاوه بر کشتن و ترور انسان ها، مساجد، کلیساها و مدارس نیز از حملات اسرائیل مصون نیستند.

    سید محمد خاتمی با اشاره به اینکه در دنیای امروز و در ایران نیز مردم در وضعی به سر می برند که می شد خیلی بهتر باشد، گفت: در حوزه محیط زیست مسائل مهمی را مطرح کردید که باعث تاسف است. فارغ از هرگونه نظری که نسبت به سامان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه داریم، یک اصل را باید در نظر بگیریم که آیا ما از حکمرانی خوب برخوردار هستیم؟ حال این حکمرانی می خواهد مدعی دینی باشد، مدعی لیبرالیسم یا سوسیالیسم باشد. آیا از ابتدائیات یک حکمرانی خوب برخوردار هستیم، که این موضوع در نتیجه کار مشخص خواهد شد و نه در ادعاها.

    وقتی نگاه می کنم و می بینم که محیط زیست روز به روز در حال نابودی است، منابع لحظه به لحظه در حال از بین رفتن است، روابط انسانی که باید بر اساس مهر و محبت باشد به سمت کینه و کینه توزی می رود، فشارهایی که بر بخش های مختلف جامعه است و سرمایه های اجتماعی در حال نابودی است، اینها نشانه یک حکمرانی خوب است؟

    وی با اشاره به اینکه ما در سال ۱۳۸۲ سندی را با عنوان سند چشم انداز بیست ساله کشور تدوین و تصویب کردیم، گفت: در آن سند عنوان شده بود که ایران در سال ۱۴۰۴ به عنوان کشور برتر منطقه از همه جهات و در زمینه های علمی، اقتصادی؛ انسانی و … خواهد بود. به طور خاص عربستان، ترکیه و اسرائیل مدّ نظر قرار داشتند. اما اکنون و پس از بیست سال آیا ما طبق آن برنامه جلو رفته ایم؟ متاسفانه خیر. باید گفت حتی بسیار عقب تر از آن زمان هم هستیم. هم اکنون آنها در علم، تکنولوژی و محیط زیست و … بسیار قوی‌تر از ما و جلوتر هستند.

    رئیس دولت اصلاحات در پایان گفت: در مسائل مربوط به محیط زیست هم که متاسفانه مشکلات درکشورمان بسیار است، تشکر می کنم و دست مریزاد می گویم به شما که این جایزه را به نام کسی که واقعا دلش برای ایران و زندگی سالم داشتن مردم ایران می سوخت، مرحوم استاد دکتر تقی ابتکار، بنیان گذاشتید و جای تقدیر است که در این فضای بین المللی و داخلی، برای کسانی که دلشان برای ایران و ایرانی می‌سوزد، محیط و فضایی را فراهم می کنید تا مورد تقدیر قرار گیرند. امیدوارم موفق باشید.

  • ایران و آمریکا در شرایط جنگی نیستند اما در مسیر جنگ هستند

    ایران و آمریکا در شرایط جنگی نیستند اما در مسیر جنگ هستند

    به گزارش اقتصادران، حمله جمعه شب آمریکا به سوریه و عراق از یک سو و تهدید تهران از سوی مقامات آمریکا مبنی بر احتمال کشاندن حمله نظامی به خاک ایران از سوی دیگر با واکنش‌هایی همراه بوده است.

    حسین علایی، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه پاسداران، در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین، بیان کرد: « در مورد اینکه امکان دارد اقدامات تجاوزکارانه و حملات نظامی آمریکا به ایران برسد، پاسخ این است که آمریکایی‌ها اعلام کردند هدفشان ایران نیست و دلیلی هم ندارد که با ایران وارد جنگ شوند و یا نقاطی از ایران را هدف قرار دهند؛ چرا که اولاً ایران مستقیماً با آمریکا درگیر نیست و این گروه‌های مقاومت در عراق و سوریه هستند که به صورت مستقل عملیات انجام می‌دهند و خود آنها اعلام کردند که کار ما براساس تصمیم‌گیری‌هایی که خودمان انجام می‌دهیم، عملیات برنامه‌ریزی می‌کنیم و به کشور دیگری ارتباط ندارد. از طرفی بعید می‌دانم آمریکا در شرایطی که جنگ غزه و جنگ اوکراین در جریان است، حاضر باشد با کشور قدرتمندی مانند ایران جنگ جدیدی را شروع کند.»

    در همین راستا، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم، گفت: «ایران و برخی گروه‌های نیابتی در طول چند روز اخیر، بارها اعلام کردند که هیچ ارتباطی با هم ندارند و این گروه‌ها مستقل هستند. این مواضع خیلی دیر اعلام شد و ایران باید سیاست‌های کلی کشور را از یک‌سری رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی گروه‌های مختلف و فزاینده منطقه جدا کند.»

    وی تاکید کرد: «من معتقد هستم که اگر ایران و آمریکا در همین لحظه به فکر یک ارتباط دیپلماتیک نباشند، به سرعت به سمت جنگ حرکت می‌کنند.»

    مشروح گفتگوی حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده سابق مجلس را بخوانید؛

    ********

    *آقای فلاحت‌پیشه! ارزیابی و تحلیل شما از حملات جمعه شب آمریکا به سوریه و عراق، چیست؟

    من معتقد هستم که هنوز در موضوع حملات آمریکا، «عملیات جنگ» از «تبلیغات جنگ» جدا نشده است. دولت بایدن از زمان کشته شدن سربازان آمریکایی با فشار داخلی زیادی روبه‌رو شده است؛ تا پیش از این یک خط قرمزی مطرح کرده بودند که حتی اگر ده‌ها حمله علیه پایگاه‌های آمریکایی شود، خط قرمز آنان جان سربازان آمریکایی اعلام شده است. طبیعتا، آنان هیچ راهی به جز اقدام نظامی نداشتند.

    آمریکایی‌ها سعی کردند این حملات را واکنش به حمله چند روز گذشته به اردن نشان بدهند. آمریکایی‌ها در عرصه عملیات یک سری پایگاه‌ها موسوم به نیروهای نیابتی را زدند اما در تبلیغات بارها اسم ایران و نیروهای ایرانی، سپاه قدس و سپاه پاسداران را مطرح کردند. به عبارتی، دغدغه اصلی بایدن، مدیریت مخالفت‌های سیاسی در داخل آمریکا است. بنابراین، جمهوری‌خواهان بلافاصله انتقاد خود را مطرح کرده و این حملات را ناکافی دانستند.

    اشتباه استراتژیک ایران و آمریکا رها کردن میز مسقط بود

    بر همین مبنا، دو اتفاق ممکن است رخ بدهد. اتفاق اول، ایران و امریکا که بخش عمده‌ای از اختلافات منطقه ناشی از اختلافات و چالش‌های میان این دو کشور است، وارد فاز مذاکره شده و ساز و کاری مانند سازوکار مسقط را شکل بدهند. کمااینکه، بارها عرض کردم که اگر ایران و آمریکا میز قرمز مسقط را حفظ می‌کردند، فضا بین دو کشور چالشی نمی‌شد. اشتباه استراتژیک ایران و آمریکا رها کردن میز مسقط بود.

    خوشحالترین فرد از تنش ایران و آمریکا نتانیاهو است

    اتفاقی که افتاده است که جنگ سالاران در منطقه به سیاست‌های ایران و آمریکا جهت می‌دهند و به نظر من، خوشحال‌ترین فرد نتانیاهو است؛ چرا که تحولات در مسیری حرکت می‌کند که او شکل داده بود. از طرف دیگر، یک‌سری گروه مسلح که بدون اسلحه هیچ‌جایگاهی ندارند، سعی دارند که چالش میان ایران و آمریکا ادامه پیدا کند. به شخصه معتقد هستم که نباید سرنوشت ۹۰ میلیون ایرانی را به یک سری رفتارهای بی‌ثبات و بی‌ریشه در منقطه مرتبط کرد.

    به‌طور مثال، ایران و برخی گروه‌های نیابتی در طول چند روز اخیر، بارها اعلام کردند که هیچ ارتباطی با هم ندارند و این گروه‌ها مستقل هستند. این مواضع خیلی دیر اعلام شد و ایران باید سیاست‌های کلی کشور را از یک‌سری رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی گروه‌های مختلف و فزاینده منطقه جدا کند.

    ایران و آمریکا در شرایط جنگی نیستند اما در مسیر جنگ هستند

    * برخی مقامات آمریکایی ایران را تهدید به کشاندن دامنه جنگ به خاک ایران کردند، نظر شما در این‌باره چیست؟

    من معتقد هستم که ایران و آمریکا هنوز در شرایط جنگی به‌سر نمی‌برند اما در مسیر جنگ هستند. یعنی زمانی که حمله به مواضع یکدیگر به بخشی از ادبیات جنگ آنان تبدیل شده است به این معنا است که جنگ طرفدارانی پیدا کرده است. زمانی که برخی جناح‌های سیاسی مشخص تلاش می‌کنند جنگ ایران و آمریکا را به یک موضوع انتخاباتی تبدیل کنند؛ از همه مهم‌تر این است که مسیر تحولات، مسیر عقلانی نیست بلکه مسیری است که نتانیاهو آن را شکل داده است.

    من به یاد دارم، که چند روز بعد از هفتم اکتبر، در نشستی که در جماران برگزار شد هشدار دادم که یک‌سری رفتارهایی که شکل گرفته، می‌تواند منجر به جنگ ایران و آمریکا شود. جنگی که نه منافع ایران را تامین می‌کند و نه منافع آمریکا را. این جنگ فقط منافع یک‌سری جنگ‌سالاران در منطقه و نتانیاهو را تامین می‌کند.

    ایران و آمریکا اگر به فکر ارتباط دیپلماتیک نباشند، به سرعت به سمت جنگ حرکت می کنند

    افرادی که مخالف بودند که هیچ کانال ارتباطی میان ایران و آمریکا وجود نداشته باشد، مسئول وضع کنونی هستند. یعنی اگر بین ایران و آمریکا یک میز قرمز یا یک کانال ارتباطی وجود داشت، هیچ وقت گروه‌هایی که هر روز نام جدید به خود گرفته و نتانیاهو که سیاست جنگ بی‌پایان را در پیش گرفته است؛ بر سیاست‌های راهبردی ایران و آمریکا حاکم نمی‌شدند. من معتقد هستم که اگر ایران و آمریکا در همین لحظه به فکر یک ارتباط دیپلماتیک نباشند، به سرعت به سمت جنگ حرکت می‌کنند.

    با پدیده جنگ های کاذب روبرو هستند که به نفع کاسبان تحریم است

    جنگ زمانی مقدس است که به آب و خاک یک ملت ارتباط داشته باشد. روزبه‌روز تن مردم ایران از جنگ‌های پی‌درپی که هیچ ارتباطی با منافع ملت و آب و خاکشان ندارد، می‌لرزد. مشروعیت بخشی به چنین جنگ‌هایی برای مردم ایران دشوار است. در طول جنگ تحمیلی، ایرانی‌ها ۸ سال تمام کیان خود را فدای جنگ با عراق کردند؛ اما آن یک جنگ تحمیلی بوده و کشور در شرایط دفاع جنگید. رزمندگان و شهدای آن جنگ هنوز هم قهرمانان این کشور هستند.

    متاسفانه در حال حاضر منطقه ما با پدیده جنگ‌های کاذب روبه‌رو شده است. جنگ‌هایی که منافع بازیگرانی مانند نتانیاهو، جنگ سالاران و کاسبان تحریم را تامین می‌کند. جنگ‌های امروز هیچ منفعتی برای مردم ایران ندارد و دلیلی ندارد که آنان تاوان چنین جنگ‌هایی را بپردازند.

  • بسیاری نمی‌توانند گوشت بخورند / به نظرم آینده ایران خوب نباشد / وزیر اقتصاد ارزش ارز را نمی‌فهمد / دولت رئیسی از «الاهم فالاهم» کردن مسائل عاجز است

    بسیاری نمی‌توانند گوشت بخورند / به نظرم آینده ایران خوب نباشد / وزیر اقتصاد ارزش ارز را نمی‌فهمد / دولت رئیسی از «الاهم فالاهم» کردن مسائل عاجز است

    به گزارش اقتصادران، چه آن روزهایی که بر روی صندلی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری رقیب رئیسی بود، چه این روزها که رئیسی بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زده و او دور از مسئولیت های رسمی است، فقط یک دغدغه داشته و دارد؛ «نجاتِ ایران»

    صبحت از «مصطفی هاشمی‌طبا» است، سیاستمداری که حضور در دولت های میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و خاتمی را در رزومه خود به ثبت رسانده است و طی ماه های اخیر بارها و بارها درباره سیاست های دولت و سرنوشت ایران نگرانی ها دغدغه هایش را مطرح کرده است.

    او چند روز پیش در دفتر کارش طی مصاحبه ای، بازهم بر حراست از ثروت های مملکت تاکید کرد و گفت؛ « اگر ایران نباشد، ایرانی وجود نخواهد داشت.»

    او عناصر به کار گرفته شده در دولت سیزدهم را کارآمد نمی داند و نقد صریحی به عملکرد مجلسی ها دارد. وزیر صنایع دولت میرحسین هم چنین با انتقاد از عملکرد قالیباف در مجلس یازدهم این را هم گفت که او رئیس‌جمهور بهتری از ابراهیم رئیسی نمی‌شد.

    صحبت به انتخابات و آرای باطله که رسید، گفت«آرای باطله یعنی ما مملکت را قبول داریم اما افراد را نه!» او گریزی نیز به فساد چای دبش داد و به نقد موضع گیری وزیر اقتصاد درباره این پرونده پرداخت و گفت؛«3 میلیارد دلار به یک فرد می دهند اما برای تخصیص ارز به دارو می گویند نداریم.»

    مشروح گپ و گفت با مصطفی هاشمی طبا، فعال سیاسی اصلاح طلب را می‌خوانید.

    *********************

    * آقای هاشمی‌طبا! با مرور یادداشت‌ها و مصاحبه‌های شما در چند ماه و سال اخیر به نظر می‌رسد که این روزها شما نوعی بیشتر از گذشته دغدغه و نگرانی نسبت به وضعیت کشور دارید. مهم‌ترین نگرانی شما از وضعیت کشور مربوط به چه موضوعاتی است؟

    دغدغه‌های افراد متفاوت است، اما احساس من این است که هر کسی متناسب با آگاهی‌اش در هر حوزه، دغدغه‌های مربوط به آن حوزه را دارد. حقیقتا دغدغه‌هایی من مربوط به بقای کشور است؛ یعنی نه از نظرسیاسی و مرزی، بلکه از نظر بقای خود کشور به‌عنوان کشوری واحد که مردم باید در آن زندگی کنند.

    من این موضوع را از چند سال پیش که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردم با عنوان حفظ و بقای کشور مطرح کردم، چون در حقیقت اگر ما کشور مناسب، درست و آبادی نداشته باشیم مردم نمی‌توانند در آن زندگی کنند. به این معنی که اگر زیربناهای اقتصاد و زندگی درست نشود ولو این‌که در ظاهر قضیه مثلا به سفره مردم هم رسیدگی شود، اما طبیعتا در آینده هیچ کدام از آمال و آرزوهای مردم تحقق پیدا نخواهد کرد.

    بسیاری از خانواده‌ها نمی‌توانند گوشت بخورند

    به طور مثال، اولین نیاز یک فرد به غیر از آب و هوا، که هم هوا آلوده بوده و هم آب‌ها رو به اتمام رفته، مسئله غذا است. آیا ما می‌خواهیم غذای مورد نیاز مردم را فراهم کنیم؟ اگر از مسائلی که مربوط به توسعه، هم‌آوردی در دنیا و تمدن است، صرف نظر کنیم؛ غذا برای مردم لازم است. اما غذا چطور فراهم می‌شود؟ برخی‌ها می‌گویند که می‌تون از مواد پتروشیمی غذا درست کرد اما آنچه که تا به الآن بر اساس تجربه نیاز به زمین، آب، بذر و امکانات زیربنایی اقتصادی بوده است که همه این موارد در حال از دست رفتن هستند.

    مثلا، ما سالی چند میلیون تن از خاک زراعی کشورمان را از دست می‌دهیم، آب‌های زیرزمینی کشور تقریبا به پایان رسیده و آب‌های جاری همه به علت وجود فاضلاب‌ها و شرایط طبیعی خشک و آلوده شده‌اند. بنابراین از همین آب موجود هم بهره برداری نکرده و روندی که به سمت آن حرکت می‌کنیم؛ روند نابودی زیربنای کشور حتی برای تهیه غذای مردم است.

    ما در حال حاضر در سال حدود ۳۵ میلیون تن مواد کشاورزی، گوشت که برای جوانان و نوجوانان لازم بوده و بقیه مواد غذایی و قوت مردم را وارد می‌کنیم؛ اما متاسفانه شرایطی برای قیمت گوشت ایجاد شده که بسیاری از خانواده‌ها نمی‌توانند گوشت بخورند.

    آقای ناطق نوری برای جمهوری اسلامی یک فدایی است و اگر همین امروز هم جنگ شود ایشان با این که سن بالایی دارد تفنگ به دست گرفته و به جبهه می‌رود. آقای خاتمی واقعا دلسوز نظام است. چرا این افراد سکوت می‌کنند؟

    در تهران مشاهده می‌کنید که برج‌ها ۴۰ تا ۵۰ طبقه ساخته می‌شود اما این برج‌ها هیچ کمکی به اقتصاد مردم، مملکت و بقای کشور نمی‌کند. اخیرا در ژاپن زلزله‌ای ۷.۶ ریشتری آمد و طبق آمار ۲۰۰ نفر تلفات داشته است. ما در طول سال ممکن است که با زلزله‌های شدیدی روبه‌رو شویم، اگر چنین زلزله‌ای در تهران بیاید شاید نصف جمعیت پایتخت مجروح یا کشته شوند. هیچ نوع کمکی برای آنان یا آواربرداری امکان‌پذیر نیست. زمانی که یک یا ۱۰ ساختمان خراب شود، شاید امکانات برای ترمیم آن جواب بدهد اما وقتی که ۲هزار ساختمان با هم خراب شده، لوله‌های گاز بترکد دیگر نمی‌توان کاری کرد. غیر از مسئله کشاورزی، در حال حاضر مسائل دیگری هم در کشور اتفاق افتاده است. نشست زمین به زمین‌های کشاورزی و تاسیسات شهری به بین شهری لطمه وارد می‌کند.

    شهرکی در اصفهان به نام شهرک «نیروی هوایی» تعطیل شده و مردم آن شهرک را ترک کردند. چند دکل نیروی برق فشار قوی در بین اصفهان و شیراز منحرف شده و مجبور به جا به جایی آن شدند؛ زمانی که چنین مواردی زیاد می‌شود؛ امکان رسیدگی به آن وجود دارد. زمانی که یک نیروگاه یا پتروشیمی نشست می‌کند، کاری به جز تعطیل شدن آن نمی‌توان کرد. بنابراین، دغدغه امروز من عدم امکان رسیدگی به زیربناهای اقتصادی کشور است که متاسفانه حکمرانی ما توجهی به این مسئله نمی‌کند. چند متخصص در اینباره اظهار نظر می‌کنند اما هیچ توجهی از سوی حکومت به آن نمی‌شود و هیچ عکس‌العملی از طرف مجریان و قانون‌گذاران به این مورد نمی‌شود.

    به نظرم آینده ایران خوب نباشد

    همین قانون برنامه توسعه هفتم که در مجلس به تصویب رسیده و در مجمع تشخیص است یا در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳، روال عادی دارد و اصلا توجهی به این مسائل و دیگر اولویت‌های کشور نشده است. به طور مثال، مسئله آب‌خیزداری برای کشور بسیار ضروری است و نیاز به تکنولوژی خاصی نداشته و باید برای همه استان‌ها انجام شود. طبق برآوردهای صورت گرفته، ۳۰ سال طول می‌کشد که به طریق فعلی آب‌خیزداری کشور انجام شود. البته طبق اظهار نظر متخصصان ۵۰ درصد از آب‌خانه‌های ما قابلیت احیا نداشته و از بین رفته است؛ یعنی هر چه در آن آب بریزند هم دیگر جذب نمی‌کند و شرایط زیستی کشور ما کاملا از بین می‌رود.

    امروز بسیاری از مردم مهاجر از خوزستان، اصفهان، یزد و شهرهای دیگر به دلیل وجود آب به مازندران و گیلان رفتند و در حقیقت بافت آن استان‌ها را هم دچار تغییرات نابه‌سامان کردند. بنابراین، در حال حاضر، دغدغه اضلی من برخلاف افرادی که به دنبال رای بوده و مدام از سفره مردم می‌گویند، بقای کشور است. در زمان آقای روحانی هم مدام فشار آورده و از سفره مردم می‌گفتند اما حال شیوه تبلیغات تغییر کرده و می‌گویند که باید صرفه‌جویی کرد، لنگ و دمپایی پوشید یا ناهار و شام نخورد. با این روش به نظرم آینده ایران خوب نباشد.

    حتی آن افرادی هم که به حذف جمهوریت معتقد هستند، بعد از مدتی به آن برمی‌گردند. بعضی از افرادی که اپوزیسیون نظام بودند، در گذشته تندتر بودند و بدون در نظر گرفتن عقل و شعور آن کارها می‌کردند؛ حال فهمیدند که سرشان کلاه رفته و از آن طرف بام افتادند

    چرا برای تحویل ۴ تا خانه رئیس جمهور حضور داشته باشد؟

    * شما عملکرد دولت سیزدهم را مشخصا در حوزه‌های اقتصادی چطور ارزیابی می‌کنید و چه‌قدر گام‌هایی برای بهبود شرایط یا برعکس برداشته شده است؟

    من نمی‌خواهم بگویم دولت یا رئیس‌جمهور فعال نیست اما بر اساس اطلاعاتی که در روزنامه‌ها و رسانه‌ی ملی وجود دارم، کارهایی که توسط دولت انجام گرفته جهتی ندارد. به طور مثال، بعضی وقت‌ها افتتاح پروژه‌های کوچک در سطح رئیس‌جمهور نیست؛ زمانی که ۴ تا خانه آماده تحویل می‌شود نیازی نیست که رئیس‌جمهور حضور داشته باشد. مهم این است که که اقدامات انجام شده به کجا می‌انجامد. ممکن است یک رئیس‌جمهور از صبح تا شب در سطح شهر حضور داشته باشد و با مردم سخن بگوید اما در واقع تصمیماتی که دولت یا حکمرانی به صورت کلی می‌گیرد، اهمیت دارد.

    از اظهارات وزیر اقتصاد درباره فساد چای دبش متاسفم

    تصمیماتی که مجلس می‌گیرد، مهم است. من در این چند وقت اخیر مسائل بسیاری تاسف‌باری را مشاهده کردم. به طور مثال، وزیر اقتصاد و دارایی که باید حافظ ثروت کشور باشد، درباره سوءاستفاده و فساد چای دبش گفت که؛ «مردم ناراحت نباشند؛ کسی که ارز را گرفته، پولش را داده است» یعنی ارز را فقط از دیدگاه قیمت آن مشاهده می‌کند درحالی که ارز به عنوان خون اقتصادی کشور در جریان است. در حال حاضر بسیاری از داروها در کشور وجود ندارد چرا که تخصیص ارز انجام نشده است.

    وزیر اقتصاد ارزش ارز را نمی‌فهمد

    مثلا الان دارویی به نام «وارفارین» در هیچ کدام از داروخانه‌ها نیست؛ حتی زمانی که من به بیمارستان قلب رفتم، روی در داروخانه بیمارستان نوشته شده بود که وارفارین ندارند. یعنی داروخانه‌ای که مرکز قلب ایران است، داروی بیماران قلبی را ندارد؛ حال شهرهای دورافتاده و محروم که هیچ در تهران و بیمارستان قلب هم آن دارو را نداشتیم. به نظرم این مسائل برای حکمرانی ما سرشکستگی است. وزیر اقتصاد ما ارزش ارز را که مسئله‌ای مدیریتی است، نمی‌فهمد.

    ۳ میلیارد دلار برای ماشین آلات چای داده اند که در لاهیجان هم می سازند

    ما چندین سال با کره و قطر چانه‌زنی کرده و واسطه گذاشتیم که بتوانیم ۶ میلیارد دلار خود را از کره پس بگیریم؛ آن‌ها هم گفتند که اگر خواستید، می‌توانید کالای انسانی بخرید. هنوز مشخص نیست که بتوانیم از آن ۶ میلیارد دلاری که با سختی پس گرفتیم، خرید کنیم یا خیر. ۳ میلیارد دلار آن را می‌دهند که ماشین‌آلات چای وارد کنند در حالی که همان ماشین‌آلات را در لاهیجان می‌سازند و نیازی به واردات آن نبود. نقش ارز برای مسئولان و سکان‌داران اقتصاد ناشناخته است. اگر من یا شما به بانک مرکزی مراجعه کرده و درخواست ۵۰۰ دلار بدهیم، هزار و یک بهانه وجود دارد اما ۳ میلیارد دلار ارز به جایی داده شد که هیچ اهمیتی نداشت.

    بنابراین منهای این مسئله که به صورت مستقیم با معاش مردم در ارتباط است، مشکل این است که زیربناهای اقتصاد کشور را داریم از دست می‌دهیم و در کنار آن مسائل درحال بروز شدن هستند. در مسئله چاه آب، مسئله رها شدنِ شاغلین و افزایش وابستگی مطرح می‌شود.

    اگر چاه‌های کشور خشک شود، تمام زراعت وابسته به چاه‌ها نیز خشک می‌شود. تمام ۲۰۰ هزار هکتار باغاتی که در غرب دریاچه ارومیه در طول چند سال اخیر شکل گرفته، از بین می‌رود؛ زیر این باغات به خاطر چاه‌هایی است که زده‌اند. اگر به خاطر خشک شدن دریاچه، این چاه‌ها نیز خشک شود، تمام زراعت هم خشک می‌شود. از سوی دیگر به دلیل نمک دریاچه و بادهای نمکی، ممکن است تمام زمین‌های کشاورزی شرق دریاچه تا قزوین و زنجان هم نمکی و خشک شود. با این حال دولت و حکمرانی به روی خودش نمی‌آورد که دچار چنین بحران‌هایی هستیم.

    فعالیت وجود دارد اما…

    در این میان، اگر خدایی ناکرده، بلایای طبیعی مانند زلزله هم رخ بدهد، قوز بالای قوز شده و اصلا امکان کمک‌رسانی نیست. مثلا، در مناطق جنوب شهر تهران، کوچه‌های بسیار باریکی وجود دارد که امکان ورود و تردد هیچ وسیله نقلیه‌ای به آن نیست. در شمال شهر هم کوچه‌های ۶ متری یا ۱۰ متری دارد که ساختمان‌های ۲۰ تا ۲۵ طبقه در آن ساخته‌اند. دیده‌اید که در الهیه ساختمان‌ها و خیابان‌ها چطور هستند؟ کافی است که چند قطعه از ساختمان‌ها وسط خیابان بیفتد یا لوله گاز بشکند؛ دیگر هیچ وسیله‌ای امکان عبور نخواهد داشت.

    از این مسائل در کشور ما بسیار زیاد وجود دارد که هیچ کدام قابل احیا نیست؛ برای این‌که دولت و نهاد حکمرانی ما حاضر نیست حقایق را به‌طور شفاف برای مردم تشریح کند و سیاست‌های متناسب با آن را بازگو کند. البته بار همه مسائل به گردن می‌افتد. به نظر من، اگر آینده مناسبی را به مردم نشان دهند، آنان باز تحمل خواهند کرد اما در حال حاضر کارهایی موضعی وجود دارد که انجام نمی‌شود و بعد هم می‌گویند انجام شده است.

    من به هیچ عنوان نمی‌گویم دولت آقای رئیسی فعال نیست یا دولت آقای روحانی فعال نبود. آقای نوبخت در چند هفته گذشته به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت ایشان گفته بود ما مدیریت در بحران را بلد نبودیم، بنابراین به سمت رفع تحریم‌ها رفتیم باید در پاسخ به آقای نوبخت گفت که شما در زمان بحران منسوب شدی و باید آن را قبول نمی‌کردی. بعد هم مگر رفع تحریم‌ها فقط به دست ما است؟ باید دل تحریم‌کننده را هم به دست آورد. بنابراین، من نمی‌گویم که فعالیت وجود ندارد اما فعالیت‌ها در راستای نجات کشور از فروپاشی نیست.

    دولت آقای موسوی در زمان دفاع مقدس، دولت منظمی بود

    شما در دولت‌های مختلفی حضور داشته و کار اجرایی کردید. اگر بخواهید تفاوت‌های دولت‌های آقای هاشمی،خاتمی، احمدی نژاد و… را با هم قیاس کنید، چه ویژگی‌های برای هر کدام می‌گویید؟

    دولت آقای موسوی در زمان دفاع مقدس، دولت منظمی بود. نمی‌خواهم بگویم که بدون عیب بود اما منظم بود و ترتیباتی متناسب با جبهه و جنگ در مدیریت کشور اعمال می‌شد. به همین دلیل توانستیم از آن گردنه بگذریم و مردم دچار اخلال، مشکلات معیشتی و زندگی نبودند. دولت آقای هاشمی رفسنجانی علاوه بر همه محاسنی که داشت، یک ویژگی داشت که می‌خواست همه مسائل با هم فراهم باشد. مردم خیلی خوب زندگی کنند، ایران آباد باشد و همه این‌ها را با هم می‌خواست.

    ایشان سعی می‌کرد بر اساس سیستم انبساطی در همه زمینه‌ها عمل کند، که این‌ها عملی و امکان‌پذیر نیستند؛ چرا که امکانات و سایر شرایط را می‌طلبد. ما در همان زمان تحریم‌هایی داشتیم و آثار جنگ در کشورمان بود. ایشان از صمیم قلب می‌خواست که مردم خوب زندگی کنند نه متظاهرانه اما نمی‌تواند همه چیز را با هم داشت، باید «الاهم فالاهم» کرد، امکانات را سنجید و دید چه کارهایی باید انجام شود و چه کارهایی ضرورت انجام دارد.

    آقای احمدی نژاد نیز پرکار بوده و دائم به استان‌ها می‌رفت؛ کارهای زیادی می‌کرد و تظاهراتی هم مانند خوابیدن روی گلیم داشت. اما این‌ کارها هیچ کدام حسن نیست و هر چیزی جای خود را دارد.

    این حسن بود یا ایراد؟

    این ایراد است، نمی‌شود همه چیز را با هم خواست.

    دولت خاتمی توانست کشور را آرام کند

    یعنی فکر می‌کنید که ضربه می‌زند ؟

    بله، ایشان قدم‌های بسیار خوبی در خیلی از موارد برداشت اما نباید بسیاری از اقدامات را انجام می‌داد. مثلا وقتی شما به زندگی شهری و مظاهر شهری در حین تحریم توجه می‌کنید، در حقیقت به مردم لطمه می‌زند و امکانات مملکت را از بین می‌برد.

    دولت آقای خاتمی توانست کشور را آرام کند و فعالیت‌هایش را منظم کند، ولی باز هم همان ایده‌های قبلی ادامه داشت و ما همه این‌ها را از منابع مملکت صرف کردیم. ما نفت داریم ولی ترکیه نفت ندارد، ما منابع مملکت را صرف ایده‌هایمان کردیم.

    دولت احمدی نژاد، دولتی تخریب‌گر بود

    یعنی فکر می‌کنید بیش از امکانات کشور ایده‌آل‌گرا بودند ؟

    بله، تصوراتی که می‌کنند از طریق سیستم انجام نمی‌شود بلکه از طریق خرج کردن امکانات کشور انجام می‌شود و ثروت مملکت از بین می‌رود. فرض کنید که ما اصل را برای روی تولید بیشتر خودروی سواری و اتوبوس گذاشته‌ایم، تولید بیشتر باعث مصرف و آلودگی بیشتر می‌شود. هر چند که ظاهر این قضیه به دلیل داشتن ماشین توسط مردم زیبا است اما در باطن، در حال از بین بردن امکانات کشور هستیم.

    آیت الله هاشمی به مترو توجه می‌کرد و اگر نبودند مترو هم درست نمی‌شد؛ یعنی ایشان می‌خواست امکانات عمومی و خصوصی در کنار هم در اختیار مردم قرار بگیرد و افزایش پیدا کند. اما آن امکاناتی که در اختیار ما است، نمی‌توانند همه نیازها را فراهم کند. هوای تهران، ترافیک تهران، مصرف بنزین، ذرات و گرد غبار ناشی از آلودگی هوا و … تبعات آن سیاستی است که می‌خواست همه مردم اتومبیل داشته باشند. دولت آقای خاتمی، دولتی آرام و منظم بود که از تخریب و بدتر شدن وضعیت تا حدودی جلوگیری کرد اما ابتکار خاصی در مدیریت کشور ایجاد نشد.

    دولت آقای احمدی نژاد، دولتی تخریب‌گر بود؛ زیرا اولا همه نهادهای تصمیم‌گیر و مدیریتی کشور را لغو کرد؛ حساب و کتاب کشور را از بین برد؛ سازمان برنامه و بودجه که به‌عنوان قلب برنامه‌ریزی و کنترل کشور را از بین برد و یک هرج و مرجی هم از نظر سیاسی در جهان و هم از نظر اقتصادی در داخل کشور هرج و مرح ایجاد شد.

    اگر شورای نگهبان و رد صلاحیت‌ها هم وجود نداشت و امروز صلاحیت سنجی نمی‌شد؛ باز هم تاثیری بر مشارکت مردم در انتخابات نداشت یا تاثیر خیلی کمی می‌گذاشت.

    دولت رئیسی از «الاهم فالاهم» کردن مسائل عاجز است

    دولت آقای روحانی که با ایده از بین بردن تحریم‌ها روی کار آمد اما به نظرم دولت غیرفعالی بود. در دولت جدید هم عناصر به کار گرفته شده در دولت آقای رئیسی، عناصر کاردان و توانمندی نیستند؛ ضمن اینکه مسائل و مشکلات بسیار بزرگ‌تر شده و به سمت غیرقابل حل شدن رفته است.

    آنچه که در رسانه‌ها مشاهده می‌کنیم این است که آقای رئیسی دائم در رفت و آمد بوده و می‌خواهد کارهایی را انجام دهد اما متاسفانه از پشتوانه اولویت دادن به مسائل و «الاهم فالاهم» کردن آنان عاجز است.

    سیاست خارجی دولت رئیسی، کاملا انفعالی است

    سیاست خارجی دولت آقای رئیسی هم کاملا انفعالی بوده و تبلیغاتی که درباره شانگهای و … می‌کنند تاثیری در کشور ما نخواهد گذاشت. هر کشوری در کار خودش استاد است و ما نباید بگوییم آمریکا و روسیه خائن هستند. آنان منافع خودشان را می‌بینند و بر اساس سیاست‌های خود عمل می‌کنند. خائن یعنی دوست که خیانت کرده است اما آمریکا و روسیه هیچ‌وقت با ما دوست نبودند. بنابراین، حرف‌هایی که درباره خائن بودن آنان زده می‌شود درست نیست؛ زیرا آنان بر اساس منافع خودشان عمل کردند و با تشخیص منافع خود بر خر مراد سوار شدند ولی ما نتوانستم منافع خود را تشخیص بدهیم.

    بنابراین، تا زمانی که سیاست مشخصی را در نظر نگرفته و روابط‌مان را بر اساس منافع خود تنظیم نکنیم؛ به برخی کشورهایی متکی می‌شویم که آنان منافع خودشان را دارند. ما اصلا نباید امیدوار باشیم که یک کشور در شورای عالی امنیت قطعنامه‌ای را علیه ما وتو کند. آنان خر خودشان را می‌رانند و سیاست‌های خودشان را دارند. ما باید به منافع خود بیشتر بی‌اندیشیم.

    عناصر مخرب در کشور فراوان هستند

    اگر بخواهید بالاترین نمره عملکردی را با مجموع شرایطی که گفتید به یک دولت بدهید کدام را انتخاب می‌کنید؟

    من بالاترین نمره را به دولت آقای مهندس موسوی می‌دهم زیرا در زمان جنگ شرایط کشور بسیار سنگین و درآمد بسیار کم بود. من اصلا مخالف حرکات برون مرزی و انقلابی نیستم؛ این سیاست‌ها محاسن و معایبی دارد اما می‌گویم اگر قرار است در جهان، کشوری انقلابی باشیم در داخل کشور سیاست‌های ولنگ و باز و رها شده را نباید ادامه بدهیم. سیاست داخلی کشور باید متناسب با سیاست خارجی باشند اما در اصل اینگونه نیست.

    دولت آقای هاشمی رفسنجانی علاوه بر همه محاسنی که داشت، یک ویژگی داشت که می‌خواست همه مسائل با هم فراهم باشد. مردم خیلی خوب زندگی کنند، ایران آباد باشد و همه این‌ها را با هم می‌خواست.

    ما می‌خواهیم سیاست‌های خارجی بسیار کانسرواتیو [محافظه‌کارانه]، فعال و تهاجمی داشته باشیم و در داخل کشور برای رانت خواری و سوءاستفاده صحنه را باز گذاشته‌ایم. عناصر مخرب در کشور ما فراوان هستند و سیاست اقتصادی کشور باز بوده است و سیاست‌های تجمیع ثروت همچنان در تهران ادامه پیدا می‌کند. در دولت آقای مهندس موسوی و دولت دفاع مقدس سیستم‌هایی پیاده شد که توانست تا حدی مردم را از گزند بلای اقتصادی حفظ کند و مردم توانستند تا حدی زندگی کنند تا آنکه جنگ تمام شد.

    متاسفانه سیاست‌های خارجی کشور ما به هیچ‌وجه با سیاست‌های داخلی متناسب نیستند و سیاست‌های داخلی سیاست‌های ول کردن، رها کردن، بیخیال بودن و هر کسی هر کاری خواست بکند است.

    شما سال ۹۶ که به عنوان رقیب روبه‌روی آقای رییسی نشسته بودید فکر می‌کردید که یک روز ریاست جمهوری به ایشان برسد؟

    بله، احتمال می‌دادم و بالاخره دنیا در حال چرخش است و زمان می‌گذرد کمااین‌که ممکن بود دیگران هم همین حالت را پیدا کنند.

    احمدی نژاد هم کار زیاد می‌کرد و روی گلیم می‌خوابید اما…

    اگر بخواهید آقای رئیسی سال ۹۶ به‌عنوان یک رقیب و آقای رئیسی سال ۱۴۰۲ را به‌عنوان یک رئیس جمهور تعریف کنید؛ چه خواهید گفت؟

    والله تفاوتی در هیچ‌کدام از این دو دیده نمی‌شود. آقای رئیسی در قوه‌قضائیه هم همین سیاست‌ها را داشتند؛ یعنی سیاست‌های برخورد متعدد موضعی. به نظر می‌آید کاراکتر آقای رئیسی همین‌طور باشد؛ من اطلاع دقیقی ندارم و ممکن است ایشان روزی ۱۴ تا ۱۵ ساعت کار کنند اما همین که مدام از جایی به جایی دیگر می‌روند؛ به نظر می‌رسد زمان لازم را برای کار کردن می‌گذارند.

    آن زمان هم همین‌طور بودند؛ البته آقای احمدی نژاد نیز پرکار بوده و دائم به استان‌ها می‌رفت؛ کارهای زیادی می‌کرد و تظاهراتی هم مانند خوابیدن روی گلیم داشت. اما این‌ کارها هیچ کدام حسن نیست و هر چیزی جای خود را دارد. همانطور که گفتم برآیند کار باید در جهت آبادانی و جلوگیری از تخریب کشور باشد که متاسفانه چنین اتفاقی نمی‌افتد.

    باید به نجات کشور فکر کنیم

    یعنی عملکردها باید نتیجه‌بخش باشد و نتایج عینی برای مردم داشته باشد؟

    باز هم تاکید می‌کنم که به اولویت بندی بستگی دارد, ممکن است اگر من باشم به مسئله معیشت مردم در یک سیستمی فکر کنم اما شعار خود را بر اساس آن نمی‌دهم؛ شعار من «احیای ایران زمین» است؛ یعنی اگر ایران نباشد، ایرانی وجود نخواهد داشت. کمااینکه وقتی غزه در حال بمباران شدن است، امکانات زیستی آن از بین رفته، مردم دارند می‌میرند و به بیماری، سرما و گرسنگی دچار می‌شوند.

    آقای قالیباف، بارها گفته است که باید تصمیمات مهم و سخت بگیریم. حالا زمان گرفتن تصمیمات بود اما از دل مجلس چه چیزی بیرون آمد؟ برنامه هفتم توسعه یا بودجه کل کشور سراسر با نکاتی که من گفتم، متناقض است

    اگر کشور ما از نظر زیستی ویران شود، دیگر مردم نان برای خوردن ندارند و باید به عنوان اولویت اول، این موضوع را قائل شویم. با شرایط کم آبی فعلی می‌گویند که آب را از خلیج فارس به خراسان می‌بریم. این کار برای زمانی است که سیستم آن را هم داشته باشیم تا آب گران‌بها را هدر ندهیم یا مثلا، فاضلاب‌های کشور همه به رودخانه ریخته می‌شوند؛ دیگر نمی‌تواند به رودخانه کارون، روخانه گفت و باید بگوییم فاضلاب کارون؛ زیرا فاضلاب شهرها و پساب نی‌شکر در آن ریخته می‌شود.

    به یک نفر ۳ میلیارد دلار می دهند اما برای دارو ارز نیست

    بنابراین، باید به نجات کشور فکر کنیم و اولویت اول من این مسئله است. به بقیه موارد به طور کلی بی‌توجه نیستم اما اولویت زیربنایی اقتصاد کشور را برای آن انجام می‌دهیم که اقتصادی برای کشور وجود داشته باشد. کارهایی که دارند انجام می‌دهند، هیچ کدام به اقتصاد کشور کمک نمی‌کند. بورس در سراشیبی است، ارز که بیش از ۵۴ هزار تومان است و با تزریق ارز با بازار، نمی‌دانند چطور باید با قصه ارز روبه‌رو شوند؛ از سمتی به کارخانجاتی که ارز می‌خواهند پول نمی‌دهند و از سویی دیگر یک نفر ۳ میلیارد دلار می‌گیرد اما برای دارو ارز نیست.

    معلوم است که این سیاست درست نیست. دلار گران می‌شود، ارز به بازار ترزیق می‌کنند تا قاچاقچی‌ها و صادرکنندگان سرمایه از آن استفاده کنند؛ این چه نوع سیاستی است که حتی یک امر مثبتی بر آن متصور نیست و همه منفی است؟

    هم اولویت‌ها فراموش شده و هم می‌خواهند بگویند ما ارز را ثابت نگه می‌داریم؛ متاسفانه نتوانستند ارز را ثابت نگه داشته و مدام سکه به بازار می‌ریزند. روزنامه همشهری نوشته بود که روزانه ۲۰ هزار سکه طلا از مایملک دولت و مردم به بازار فروخته می‌شود. سرنوشت این سکه چه می‌شود؟ آنان که می‌خواهند خروج سرمایه داشته باشند یا طلا یا ارز می‌خرند. بنابراین، همه روش‌ها و اولویت‌ها اشتباه است. مجلس هم در حد خودش و شاید در درجه اول در این وضعیت مسئولیت دارد.

    پاشنه آشیل دولت سیزدهم، سیاست داخلی است

    * آقای هاشمی طبا! پاشنه آشیل دولت آقای رئیسی از نگاه شما چیست؟

    پاشنه آشیل دولت سیزدهم، سیاست داخلی است. یقینا توانستیم با همه سختی‌ها سیاست خارجی مستقلی داشته باشیم. من تا حد زیادی به سیاست خارجی تهاجمی معتقد هستم، برای این که اگر سیاست خارجی، تهاجمی نباشد مدام سواری می‌خواهند. البته در حال حاضر هم می‌خواهند سواری بگیرند؛ این که قدرت‌های بزرگ سواری نگیرند که دست ما نیست؛ یا باید کاملا تسلیم شد که منجر به از بین رفتن شخصیت و هویت کشور می‌شود و معلوم هم نیست نتیجه دهد یا نباید تسلیم شد. کمااینکه بسیاری از کشورها مانند مصر تسلیم شدند اما نتیجه نگرفتند.

    همچنین باید سیاست‌های داخلی کشور را تنظیم کنیم و پاشنه آشیل دولت همین سیاست داخلی است. همین عدم توجه به نابودی زیربناهای اقتصادی کشور است که در آینده خیلی بیش‌ از این‌ها در زندگی مردم تاثیر خواهد گذاشت.

    باید امکانات و ثروت مملکت را حراست کنیم

    راهکار شما برای خروج آقای رئیسی از این معضل چیست؟

    اگر من بخواهم راهکار ارائه کنم، خودخواهانه است اما برای خود اندیشه‌ای دارم که درباره آن باید از افراد شایسته نظرخواهی کرد و اگر اجماعی هم نبود، یک اکثریتی آن را قبول کنند که انجام شود. راهکار من این است که ما به ثروت کشور یعنی ارز بسیار توجه کنیم، همچنین سیاست‌های داخلی خود را به این سمت ببریم که تکنولوژی وارد کاری مانند کشاورزی شود. به دلیل کمبود آب مملکت درحال تخریب بوده و چاه‌های ما در حال آب کشیدن است، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد از آب کشور به کشاورزی اختصاص می‌دهیم؛ در همین راستا از آب موجود را که در کشاورزی در حال از بین رفتن است با سیستم آب‌چرخانی که آن را نداریم، محفاظت کنیم.

    یا به این آمار دقت کنید، در روز ۷.۵ میلیون بشکه با معادل گاز در داخل در حال مصرف نفت هستیم، هر چند که تولید نفت ما حدود ۲.۵ میلیون بشکه است اما نامعادله‌ای پیش می‌آید که چطور ۶ میلیون بشکه نفت مصرف می‌شود. نصف آن در حال هدر رفتن است و می‌توان با به کار بردن سیاست‌های خیلی دقیق از اتلاف آن جلوگیری کرد؛ یغنی ۱۱۵ میلیون لیتر بنزین صرفه‌جویی کنیم. ما باید امکانات و ثروت مملکت را حراست کنیم.

    از سوی دیگر، شهرداری می‌گوید که می‌خواهد تعدادی اتوبوس برقی وارد کند که مشخص نیست وارد می‌شود یا خیر و چه زمانی واردات آن انجام می‌شود. حال فرض کنید که اتوبوس برقی شود؛ وقتی که سالی یک میلیون اتومبیل معمولی مانند پراید و کوئیک در حال ریخته شدن در خیابان‌ها است، پس فایده برقی کردن اتوبوس چیست؟ فرض کنید ۱۰۰ هزار ماشین برقی هم وارد شود؛ وقتی ما ۴.۵ میلیون موتور سیکلت، ۵ میلیون اتومبیل و تعداد زیادی اتوبوس داریم پس اثری ندارد و فقط یک وسیله اضافه می‌شود. بنابراین سیاست باید بر مبنای کنترل، صرفه‌جویی و هدر ندادن امکانات کشور باشد. این موضوع کمی به مردم فشار می‌آورد اما می‌توان کاری کرد که مردم از قِبل این کار متنفع شوند.

    به‌ نظر من دولت و حکمرانی در مسئله حجاب شکست خورده است. نحوه لباس پوشیدن بسیاری از خانم‌ها نسبت به حکومتِ گذشته بدتر شده است و به عنوان مثال می‌توان به ساپورتی که خانم‌ها می‌پوشند یا انواع و اقسام کارهایی که انجام می‌دهند، اشاره کرد.

    سیستم ترابری و کالاهای کشور با کامیون در حال حمل شدن هستند، جاده خراب می‌شود، لاستیک مصرف می‌شود. اگر بتوانند این سیستم را روی ریلی بیندازند، قدرت است. پنج سال است که ۱۰۰ کیلومتر را دارند می‌سازند و مدام تبلیغ می‌کنند، رضاشاه آن زمان راه‌آهن سراسر راه انداخت یعنی ما نمی‌توانیم با تکنولوژی موجود راه آهن‌مان را دو خطه کنیم که حمل و نقل درست شود؟ بنابراین، آنچه که شما می‌گویید را می‌توانم این‌طور خلاصه کنم: «صرفه جویی در صرف منابع کشور و تخصیص امکانات کشور.»

    مردم باور به این حرف‌ها، این تقدس‌نمایی‌ها و ریاکاری‌ها ندارند

    * طی چند سال اخیر شاهد نفوذ طیفی تندرو در مجلس، دولت و نهادهای دیگر حاکمیت بودیم؛ به نظر می‌رسد که این تندروها به دنبال حذف جمهوریت هستند. شما چه‌قدر نفوذ تندروها را خطر جدی برای نظام تلقی می‌کنید؟

    اکثرا این افراد به این مسئله تظاهر می‌کنند و به آن اعتقاد ندارند. حتی آن افرادی هم که به حذف جمهوریت معتقد هستند، بعد از مدتی به آن برمی‌گردند. بعضی از افرادی که اپوزیسیون نظام بودند، در گذشته تندتر بودند و بدون در نظر گرفتن عقل و شعور آن کارها می‌کردند؛ حال فهمیدند که سرشان کلاه رفته و از آن طرف بام افتادند. هم آن زمان و هم در حال حاضر حرف‌هایشان منطقی نیست. این‌ها همین‌طور هستند بدون آنکه راه‌حلی داشته باشند، برای اینکه در قدرت قرار بگیرند برخوردهایی را می‌کنند. این را بدانید جمهوری به خطر نمی‌افتد اما آن‌ها به خطر می‌افتند؛ زیرا مگر می‌شود حرکت روبه عقبی داشت؟ حرف‌هایی می‌زنند که مردم آن‌ها را باور نمی‌کنند.

    اگر ما قبول داریم که باور مردم تعیین کننده است، باید بدانیم که مردم باور به این حرف‌ها، این تقدس‌نمایی‌ها و ریاکاری‌ها ندارند. آن‌ها می‌خواهند از مواضع قدرت وارد شوند اما خیلی‌ها از این مواضع وارد شدند و بعد از مدتی دیدیم که مواضعشان چه‌قدر تغییر کرد.

    جنس این تندروی‌ها را چه می‌بینید؟

    به نظر من قدرت‌گیری و خودنمایی است اما اصلا از طرف مردم پذیرفتنی نیست.

    قالیباف رئیس جمهور بهتری نمی‌شد

    * شما مجلس یازدهم با ریاست آقای قالیباف را مقصر وضع فعلی کشور می‌دانید یا این‌که عملکرد مجلس قابل قبول بوده است؟

    یقینا مجلس یازدهم هم مسئول هستند و خود آقای قالیباف، بارها گفته است که باید تصمیمات مهم و سخت بگیریم. حالا زمان گرفتن تصمیمات بود اما از دل مجلس چه چیزی بیرون آمد؟ برنامه هفتم توسعه یا بودجه کل کشور سراسر با نکاتی که من گفتم، متناقض است.

    طبق گفته خودشان مجلس دیگر رای امور نیست و افراد آن این اندیشه‌ها در ذهنشان نیست و نمی‌خواهند که مجلس رای امور باشد؛ اما ما می‌توانیم کاری کنیم که مجلس قانون گذاری کرده و بر آن پافشاری کند. مسئولانی را که قانون را رعایت نکرده بازخواست کند ولی امروز تمام بده و بستان شده است. امروز درخواست استیضاح وزیر می‌آید ولی فردا می‌گویند استیضاح به مصلحت نیست و انجام ندهیم. مجلس کاملا مسئول است.

    * به نظر شما، آقای قالیباف رئیس جمهور بهتری نسبت به آقای رئیسی می‌شد؟

    بعید می‌دانم و فکر نمی‌کنم خیلی تفاوتی وجود داشت، از دید من و با اولویت‌هایی که من قائل هستم، ایشان اگر می‌خواست، در همین مجلس یازدهم می‌توانست کارهایی را انجام بدهد که نداد. پس ایشان نمی‌توانست رئیس جمهور بهتری باشد.

    کسی که بخواهد فرزند داشته باشد هم شیرخشکی در کشور نیست!

    * آقای هاشمی‌طبا! ما با مجلسی روبرو بودیم که در مسائلی مثل فیلترینگ، لایحه حجاب یا فرزندآوری بسیار پر سروصدا ظاهر شد، اما در ماجراهایی مثل فساد چای دبش سکوت را پیشه کرد، این مجلس چه تعریفی از نگاه شما دارد و چه نمره‌ای به مجلس یازدهم می‌دهید؟

    من رسما هم نوشته‌ام که عملکرد مجلس به هیچ‌وجه مورد تایید نیست. شما فیلترینگ را نگاه کنید، بر اساس آماری که خودشان می‌دهند ۵۰ میلیون نفر از فیلترشکن استفاده می‌کنند؛ پس عملا محل کسب و کاری برای سازندگان فیلترشکن‌ها شده است.

    همه مسئولان واتس‌آپ، اینستاگرام و تمام سیستم‌های ممنوع را دارند، این که عمل به طرح صیانت نیست. درباره طرح فرزندآوری هم که منظورشان کدام فرزندآوری است؟ مگر در حال حاضر رشد فرزندآوری بالاتر رفته‌ است؟ خیر.

    اگر هم فرض کنیم کسی بخواهد فرزند داشته باشد، شیرخشکی در کشور نیست و هر کسی باید برای تهیه یک شیر خشک، بیست‌تا داروخانه را بگردد. بنابراین، همه این‌ها حرف است و هیچ‌ کدام تاثیر حقیقی نداشته‌ است.

    بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر مشارکت کم‌تر باشد به نفع گروه خاصی است؛ بنابراین علی‌رغم نظرات و پیگیری‌های مقام معظم رهبری برای مشارکت مردم، سازمان‌ها و کسانی‌که باید برای افزایش مشارکت کاری کنند، اقدام لازم را انجام نمی‌دهند

    لایحه حجاب شکست خورده است

    * در مورد لایحه عفاف و حجاب هم دولت و بخشی از مجلس تاکید بر اجرایی شدن دارند و …

    به‌ نظر من دولت و حکمرانی در مسئله حجاب شکست خورده است. نحوه لباس پوشیدن بسیاری از خانم‌ها نسبت به حکومتِ گذشته بدتر شده است و به عنوان مثال می‌توان به ساپورتی که خانم‌ها می‌پوشند یا انواع و اقسام کارهایی که انجام می‌دهند، اشاره کرد.

    اصلا دیگر به معنی واقعی عفاف و حجاب پرداخته نمی‌شود و همه چیز فقط به روسری بند شده‌ است؛ در حالی‌ که این موضوع ممکن است در اولویت چندم باشد. من معتقدم که هم مردان و هم زنان در پوشش، باید منظم بودن اجتماعی را رعایت کنند. بحث من حجاب دینی نیست ولی وقتی آن‌ها می‌گویند: «حجاب دینی»؛ فقط به موی سر تاکید می‌کنند و در نتیجه می‌بینیم خانمی که فقط یک نوار باریک روی سرش انداخته را با حجاب می‌خوانند. در حالی‌ که اصلا این کار مسخره کردن حجاب است.

    دولت در برابر حجاب کاملا شکست خورده و دیگر به حداقل‌ترین حالت رضایت داده که فقط یک چیزی بر روی سر خانم‌ها باشد؛ این که معنی حجاب نمی‌دهد. اگر افراد با تربیت درست روبه‌رو می‌شدند و به مسئله پوشش، عفاف و برازندگی چه در خانم‌ها و چه در آقایان توجه می‌کردند، تربیت جانشین این مسائل می‌شد. به‌نظر من لایحه حجاب هم شکست خورده است و اجبار که فایده ندارد.

    زور، اجبار و کشمکش چه‌قدر می‌تواند ادامه داشته باشد؟

    نظرتان درباره جریمه های میلیونی در لایحه شد؟

    خیر تاثیری ندرد. مگر تا همین حالا توانستند این کار را انجام دهند؟ مگر جریمه، زور، اجبار و کشمکش چه‌قدر می‌تواند ادامه داشته باشد؟ مگر مشکل مملکت این چیزهاست؟ امروز مشکل مملکت ما نابودی سرزمین‌مان است. به نظر من با این کاری که می‌کنند قدری لج‌بازی هم به‌ وجود می‌آورد که موثر نیست و اقدامات دیگری باید انجام شود.

    قبح فساد ریخته و پرداخت زیرمیزی به رومیزی تبدیل شده است

    آقای هاشمی‌طبا! شما به مسئله چای دبش اشاره کردید، فکر نمی‌کنید که قبح فساد در حال ریخته شدن است و این نوع مواجه با فساد در کشور چه قدر پیامدهای نگران‌کننده دارد؟

    کاملا قبح فساد ریخته شده است و فرقی هم نمی‌کند در کجا باشد. در حال حاضر پرداخت زیر میزی به رومیزی تبدیل شده است و در صورت مراجعه به کارمندهای عادی، بدون پرداخت آن کارتان راه نخواهد افتاد. وقتی مردم مشاهده می‌کنند که رقم‌های بزرگ مطرح می‌شود، می‌گویند کسی که در شهرداری، قوه قضائیه و … نشسته است درآمدی که ما می‌گیریم مقداری نیست و خودشان را شریک مال مردم می‌دانند. متاسفانه کاملا هم این طور است و ما در رده بندی فساد در دنیا در رتبه ۱۷۷ از ۱۸۰ کشور هستیم. شما اگر در سازمان‌های دولتی کاری داشته باشید می‌بینید که در آنجا چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.

    حتی اگر شورای نگهبان نبود، تاثیری در مشارکت مردم نداشت

    * تا انتخابات مجلس دوازدهم حدود یک ماه زمان باقی مانده است و طبق گفته شما مجلس دیگر در راس امور نیست. تکرار چنین مجلسی چه‌قدر می‌تواند برای ساختار قانون نویسی و نظارت کشور هزینه ساز باشد؟

    به نظرمن هیچ تغییری نخواهد کرد و همین مجلس تکرار خواهد شد. وقتی اولویت‌ها در حکمرانیِ کشور مطرح نباشد، مجلس به همین کارهای جزئی پرداخته و لوایحی را تنظیم و ارائه می‌کند که برایش هم مهم نیست که انجام شود یا خیر.

    * پیش‌بینی شما از مشارکت مردم چیست؟ فکر می‌کنید با توجه به مجموعه بررسی صلاحیت‌ها و نتایجی که آمده و وضعیت اقتصادی – اجتماعی کشور مشارکت چند درصد باشد؟

    فکر نمی‌کنم مشارکت مردم در انتخابات بالا باشد. حتی اگر شورای نگهبان و رد صلاحیت‌ها هم وجود نداشت و امروز صلاحیت سنجی نمی‌شد؛ باز هم تاثیری بر مشارکت مردم در انتخابات نداشت یا تاثیر خیلی کمی می‌گذاشت.

    خطابه رهبری فقط به مردم نیست که بیایید رای دهید

    علی‌رغم تاکید رهبری بر مشارکت حداکثری، ما نوعی اصرار برای مشارکت حداقلی را می‌بینیم. همان‌طور که شما هم اشاره کردید پیش‌بینی‌ها بر این است که انتخابات امسال بسیار کم فروغ باشد، فکر می‌کنید که این کم بودن مشارکت‌ها به نفع چه کسانی خواهد بود و چه مشکلاتی برای کشور ایجاد می‌کند؟

    بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر مشارکت کم‌تر باشد به نفع گروه خاصی است؛ بنابراین علی‌رغم نظرات و پیگیری‌های مقام معظم رهبری برای مشارکت مردم، سازمان‌ها و کسانی‌که باید برای افزایش مشارکت کاری کنند، اقدام لازم را انجام نمی‌دهند. این خطابه رهبری فقط به مردم نیست که بیایید رای دهید و منظورشان این است که زمینه‌ها برای رای دادن مردم فراهم شود؛ اما متاسفانه آن زمینه‌ها را فراهم نمی‌کنند.

    اگر کشور ما از نظر زیستی ویران شود، دیگر مردم نان برای خوردن ندارند و باید به عنوان اولویت اول، این موضوع را قائل شویم. با شرایط کم آبی فعلی می‌گویند که آب را از خلیج فارس به خراسان می‌بریم. این کار برای زمانی است که سیستم آن را هم داشته باشیم تا آب گران‌بها را هدر ندهیم

    یعنی مخاطب پیام رهبری شورای نگهبان و دولت بوده؟

    به نظرم مخاطب پیام رهبری همه دستگاه‌های مختلفی که در امر مشارکت مردم می‌توانند موثر باشند، بوده است ولی بعضی‌ها متاسفانه خوب عمل نمی‌کنند.

    آیا در این فاصله باقی مانده تا انتخابات می‌شود مردم را با صندوق‌های رای آشتی داد؟

    بعید می‌دانم.

    چرا؟

    مردم تصمیمشان را گرفته‌اند؛ کسی‌ که می‌خواهد رای دهد تصمیمش را گرفته است. ممکن است بتوان نظر چند درصد از مردم را تغییر داد و یک تحول جزئی رخ بدهد اما امکان تغییرات کلی نیست.

    آرای باطله یعنی ما مملکت را قبول داریم اما افراد را نه!

    در انتخابات ۱۴۰۰، گفته می‌شود که رقیب اصلی آقای رئیسی آرای باطله بود؛ ممکن است این آرای باطله دوباره در این انتخابات تکرار شود، نظرشما درباره آرای باطله چیست؟

    به نظر من تکرار می‌شود؛ تغییری در مملکت اتفاق نیفتاده که رای مردم هم تغییر کند، آرای باطله زیاد خواهد بود.

    پیام آرای باطله از نگاه شما چیست؟

    ما مملکت و انقلاب را قبول داریم اما افراد را نه.

    برخی چهره‌های بزرگ و پرسابقه نظام مثل آقای سید حسن خمینی، آقای خاتمی، آقای ناطق نوری یا چهره‌هایی که السابقون نظام هستند این روزها سکوت پیشه کرده‌اند. به نظر علت سکوت آنان چیست؟

    به نظر من، یا فکر می‌کنند که شاید حرفایشان تاثیری ندارد که چیزی نمی‌گویند یا حرف‌هایی دارند که فکر می‌کنند بر خلاف روند جاری کشور است؛ به همین دلیل سکوت می‌کنند.

    دولت در برابر حجاب کاملا شکست خورده و دیگر به حداقل‌ترین حالت رضایت داده که فقط یک چیزی بر روی سر خانم‌ها باشد؛ این که معنی حجاب نمی‌دهد.

    ناطق نوری فدایی نظام است

    فکر می‌کنید که تلاشی شده که این افراد به عرصه برگردند و حرف‌ها یا اقدامات کار سازی انجام دهند؟

    نمی‌دانم، چرا آقای ناطق نوری باید سکوت کند در حالی‌که فدایی نظام است، بهتر است از خودشان بپرسید. واقعا آقای ناطق نوری برای جمهوری اسلامی یک فدایی است و اگر همین امروز هم جنگ شود ایشان با این که سن بالایی دارد تفنگ به دست گرفته و به جبهه می‌رود. آقای خاتمی واقعا دلسوز نظام است. چرا این افراد سکوت می‌کنند؟ شاید فکر می‌کنند اگر حرفی بزنند اوضاع بدتر می‌شود. ظاهرا خودشان تشخیص داده‌اند این‌طور باشد بهتر است.

    * این چهره‌ها خودشان خواسته‌اند کنار بکشند یا کنار گذاشته شده‌اند؟ به طور مثال، آقای لاریجانی در سال ۱۴۰۰ وارد عرصه انتخابات شد اما ردصلاحیت شدند.

    به نظر من دوطرفه است.

  • تیغ رد صلاحیت بر چهره مقام قضایی-اطلاعاتی کشور

    تیغ رد صلاحیت بر چهره مقام قضایی-اطلاعاتی کشور

    به گزارش اقتصادران، چندی پیش خبر رسید که مصطفی پورمحمدی وزیر سابق دادگستری از حضور در انتخابات خبرگان رهبری منع شده است. خودش پیشتر درباره واگذاری سمت‌هایش پیشینش گفته بود: «من را از دادستانی بیرون گذاشتند، از وزارت اطلاعات بیرون کردند و از وزارت کشور هم همچنین! نمی‌دانم ما مشکل داریم یا طرف مقابلمان…» البته حالا پیش از اینکه کنار گذاشته شود، در واقع از ورود به خبرگان رهبری منع شده است.

    اول سید محمود علوی از سوی شورای نگهبان برای کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی ردصلاحیت شد و حالا مصطفی پورمحمدی! کسیکه از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۶ رئیس اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات و از ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ قائم‌مقام وزیر اطلاعات در دوران علی فلاحیان بود و همچنین وزیر کشور در دولت اول محمود احمدی‌نژاد، رئیس سازمان بازرسی کل کشور در زمان ریاست هاشمی شاهرودی بر قوه قضائیه و وزیر دادگستری در دولت اول حسن روحانی بوده است.

    پورمحمدی احتمالاً خودش هم تصور نمی‌کرد که روزی نامش در کنار خیل اصلاح‌طلبان ردصلاحیت شده قرار بگیرد. کسی که مهم‌ترین و حساس‌ترین امور امنیتی و قضایی را تاکنون برعهده گرفته و ردصلاحیتش بیش از هرکسی شایبه برانگیز است. ردصلاحیت مقام پیشین اطلاعاتی و کسی که قرابت زیادی به جریان حاکم بر شورای نگهبان داشته، دارای ابعاد تاریک و پنهان بسیاری است.

    علت ردصلاحیت مصطفی پورمحمدی

    پورمحمدی با خاستگاه جامعه روحانیت مبارز در انتخابات خبرگان رهبری فاقد صلاحیت تشخیص داده شده است، بدون اینکه دلیل روشنی برای آن اعلام شود. این موضوع مورد انتقاد خیلی از سیاسیون به ویژه ردصلاحیت‌شدگان بوده است. تسنیم در توضیح ردصلاحیت‌ها گفته است: «مجلس خبرگان رهبری یک مجلس نخبگانی است و دایره افرادی که می‌توانند تأیید شوند، محدود است.» همچنین چهره‌های دیگری از عدم صلاحیت علمی برخی افراد برای گرفتن کرسی مجلس خبرگان سخن گفتند. این درحالی است که به لحاظ صلاحیت علمی این افراد دست کم در مقامات قضایی ریاست جمهوری و … مورد تردید قرار نگرفته بودند. پورمحمدی درباره ردصلاحیت‌ها گفت: «برخی اوقات دلیلی که برای رد صلاحیت برخی گفته شده قانع کننده نیست.»

    پورمحمدی مقام قضایی و اطلاعاتی در دهه ۶۰ و ۷۰

    ورود پورمحمدی به مناصب قضایی-امنیتی-اطلاعاتی از طلبگی‌اش در مدرسه حقانی شروع شد. جایی که چهره‌هایی همچون بهشتی و قدوسی رئیس شورا و مدیر مدرسه بودند و از پورمحمدی برای کار قضایی دعوت کردند. البته مقامات قضایی آن زمان بیش از هرچیز درگیراحکام سیاسی-امنیتی بودند تا چیز دیگر. پورمحمدی در یک مصاحبه می‌گوید از همان ابتدا دادستانی انقلاب را در استان‌هایی بر عهده داشت که درگیری‌های سخت‌تر و مسائل پیچیده‌تری داشتند و به عنوان جوان‌ترین دادستان انقلاب انتخاب شده است. ابتدای زمستان ۵۸ به استان خوزستان رفت. پورمحمدی در آن زمان بیست سال سن داشت و در احکام صادره در ابتدای انقلاب که منجر به تثبیت جمهوری اسلامی شد، نقش داشت. سال‌های سخت که روحانیت موقعیت راهبری خود را بر زمام سیاست ایران و تا همین امروز برای چند دهه تثبیت کردد.

    او دادستانی انقلاب در استان‌های خوزستان، هرمزگان و خراسان (خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی) را تا سال ۶۵ به عهده داشته است و سال بعد یعنی در سال ۶۶ با ری‌شهری به وزرات اطلاعات می‌رود. پورمحمدی در برنامه شناسنامه تاکید می‌کند که با نگاه سیاسی از دادستانی کنار گذاشته شده است. هرچه هست دادستانی را رها کرده و به جبهه جنگ ایران و عراق می‌رود. اگرچه او فعالیت خود را با مناصب قضایی شروع کرد، اما خیلی زود پایش به وزارت اطلاعات باز شد. جایی که بعد‌ها او را تبدیل به یکی از چهره‌های مهم قضایی اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران کرد. پورمحمدی البته دوران پرچالشی را در دوران حضورش در وزارت اطلاعات گذراند.

    کار در وزارت اطلاعات را در یکی از ماموریت‌هایی حین جنگ که ری شهری وزیر وقت اطلاعات به او داده بود، آغاز می‌کند. خودش اعتقاد داشته است که با فعالیت‌های اطلاعاتی زمان جنگ موفق به آزادی و مبادله اسرا شده‌اند. پس از پایان ماموریتش حوزه اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. جایی که پورمحمدی به بیان خودش «دیپلماسی غیررسمی و اطلاعاتی» را پیگیری می‌کرد.

    حضور اطلاعاتی پورمحمدی بیشتر از حضور قضایی‌اش در اوایل انقلاب به طول انجامید و فقط ۹ سال را در حوزه اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات حضور داشت. پایان حضور اطلاعاتی‌اش البته به بیان خودش بر سر تفاوت نگاه سیاسی و جناحی‌اش با اطلاح‌طلبان بود. وقتی وزارت اطلاعات را ترک کرد، البته گفته‌های زیادی هم از ناگفته‌های وزارت اطلاعات داشت. چه اینکه به ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای در دولت محمد خاتمی اشاره می‌کند.

    مصاحبه پر سروصدای پورمحمدی درباره قتل‌های زنجیره‌ای

    زمانی دولت خاتمی با فشار بر وزارت اطلاعات در ایامی که قتل‌های زنجیره‌ای تبدیل به بزرگترین بحران سیاسی و امنیتی کشور شده بود، از دست داشتن عده‌ای در اطلاعات در قتل چهره‌های فرهنگی و نویسنده خبر داده بود و ماجرا با خودکشی سعید امامی مقام مسئول این پرونده به پایان رسید. پورمحمدی در همان سال‌ها قائم مقام وزیر اطلاعات بود. مصطفی پورمحمدی، وزیر سابق دولت محمود احمدی‌نژاد و رئیس پیشین سازمان بازرسی کل کشور یکی از افرادی بود که در یکی از مصاحبه‌های تلویزیونی‌اش به این قتل‌ها اشاره کرده و آن‌ها را به اصلاح‌طلبان نسبت داد. البته مصطفی تاجزاده طی بیانیه‌ای به او پاسخ داد.

    معتمد احمدی‌نژاد و حسن روحانی

    مصطفی پورمحمدی از یک سو چهره معتمد محمود احمدی‌نژاد بود که باعث شد سمت حساسی همچون وزارت کشور را به وی واگذار کند؛ از سوی دیگر، اما به حسن روحانی نیز نزدیک بود، به قسمی که با وجود تاثیر نقش اصلاح‌طلبان در بالا آمدن حسن روحانی در سال ۹۲، همچنان روحانی تصمیم گرفت برخلاف نظر اصلاح‌طلبان پورمحمدی را به عنوان چهره‌ای دست راستی به عنوان وزیر اطلاعات معرفی کند که البته ناکام ماند و در نهایت پورمحمدی وزیر دادگستری شد.

    داستان ارتباط نزدیک پورمحمدی و احمدی نژاد به زمان استانداری محمود احمدی‌نژاد باز می‌گردد. این ارتباط که به دوران تدریس هر دو چهره در دانشگاه مربوط می‌شد، منجر شد تا وی به عنوان وزیر کشور دولت احمدی‌نژاد انتخاب شود. پورمحمدی حتی در دوران اعتراضات سال ۸۸ نیز حضور داشت. از آنجا که چهره‌ای با تجربه در حوزه اطلاعاتی بود و در دولت احمدی‌نژاد نیز وزارت کشور را به عهده داشت، می‌گوید قبل از انتخابات در مورد حرف زدن کاندیدا‌ها از تقلب هشدار داده بود. پورمحمدی در این خصوص تصریح کرد: «در همین ساختمان سازمان بازرسی، با اعضای ستاد‌های انتخاباتی دو کاندیدایی که به ابزار فتنه تبدیل شدند، گفتم اگر حرف از تقلب بزنید، با اینکه مسئولیت مستقیمی در این رابطه ندارم، در مقابل این ادعا خواهم ایستاد. همان روز هم گفتم با توجه به شناختی که از جامعه دارم، تحلیل ام این است که آقای احمدی نژاد برنده انتخابات خواهد بود.»

    او ادامه داد: «برای پیشگیری از اتفاقاتی که افتاد تصمیم گرفتم با مراجع مسول در این مورد مکاتباتی داشته باشم. مکاتبات و اقداماتی که جزو وظایف سازمانی من نبود، اما به جایگاه عمومی من مربوط بود.»

    اگرچه او از زمان مدرسه حقانی توانست در کنار چهره‌های مثل آیت الله بهتشی و آیت‌الله قدوسی بالا بیاید و از قبل ری شهری و احمدی و‌نژاد و حسن روحانی به جایگاه‌های مهمی دست یابد، اما هرچه هست به نظر می‌رسد شورای نگهبان حضور او را درانواع این سمت‌های اطلاعاتی و امنیتی را لزوما برای حضور در خبرگان رهبری مناسب نمی‌بیند. چه اینکه این دوره خبرگان رهبری از نظر برخی‌ها ممکن است از آن دوره‌های مهم و تاریخ‌ساز باشد.

  • نمی‌خواهم چیزی بگویم فردا تیتر شود و فحش بخورم!

    نمی‌خواهم چیزی بگویم فردا تیتر شود و فحش بخورم!

    به گزارش اقتصادران، محمد جواد ظریف در رونمایی کتاب از تهران تا هالیوود نوشته سید محسن هاشمی با بیان این‌که همیشه هنر را با عنوان یکی از  ابزارهای  قدرت ملی می‌شناختم و می‌شناسم، گفت: بارها گفته شده است در جهان کنونی منابع قدرت متکثر شده‌اند اما ما مزیت‌های نسبی خودمان را در این جهان نشناخته‌ایم.

    وزیر سابق امور خارجه کشورمان بیان کرد: مزیتی که انقلاب اسلامی را در دنیا مطرح کرد قدرت انگیزشی انقلاب اسلامی بود، نه قدرت‌های مادی انقلاب، حال شما می‌توانید قدرت مادی را نظامی و اقتصادی در نظر داشته باشید.

    وی گفت: آنچه که ایران را در دنیا مطرح کرد این بود که حرف و نگرش نویی داشتیم و آن نگرش، نگرش انسان‌محوری بود انسان را مرکز قدرت می‌دانستیم. این‌که می‌گویم خون بر انسان پیروز است این یعنی انسان محور قدرت است. در دنیای امروز کوشش انسان، ایثار انسان، مجاهدت انسان و فکر انسان است که قدرت‌ساز است.

    وزیر خارجه دولت دوازدهم ادامه داد: این حرف را ما در زمانی شروع به گفتنش کردیم که معادلات خشک قدرت مطرح بود، یعنی ما  بر جهان پیشی داشتیم. درست است آن چیزی که قدرت را می‌آفریند معادلات نظامی هم هست اما در اصل انسان است که قدرت آفرین است و یکی از بهترین حضور‌ها و ظهورهای انسان در هنر است. هنر زبان و مرزها را درمی‌نورد یعنی شما با زبان هنر می‌توانید گفت‌وگو کنید.

    ظریف یادآور شد: زمانی که آقای خاتمی  بحث گفت‌وگوی تمدن‌ها را مطرح کردند خیلی‌ها توجه‌شان به سمت تمدن رفت در صورتی که تمرکز بر گفت‌وگو بود. گفت‌وگو یک مبنای نظری است یعنی شما یک تعارض دارید، یک حذف دارید یا گفت‌وگو دارید، هنر بنایش بر حذف نیست، مبنای هنر بر شامل و فراگیر بودن است، در صورتی که مبانی دیگر بنای‌شان بر حذف است. بنای‌شان بر کنار گذاشتن و تهدید بر کنار گذاشتن است، هنر بنایش بر دوستی است دوستی خودش حوزه‌اش گسترده‌تر از صلح است‌.

    وزیر سابق امور خارجه کشورمان افزود: یکی از بزرگان آمده است بخش بندی کرده است؛ صلح، بخشایش و دوستی. هنر مبنایش بر دوستی است و بسیار می‌تواند فراتر از مبانی اولیه در این نزدیک کردن  قدرت آفرینی برای ما کار کند و ما این را نفهمیدیم و خیال کردیم پاسخ همه چیز در جای دیگری است، حال نمی‌خواهم چیزی بگویم فردا تیتر شود و ما فحش بخورم. اما ما باید بدانیم پاسخ همه چیز “آن” نیست، مرحوم آیت الله هاشمی هم یکبار گفت، موشک خوب است اما پاسخ همه مشکلات، آن نیست.

    ظریف با بیان این‌که هنر در بسیاری از مواقع بسیار کارآمدتر است، خاطرنشان کرد: هنر بسیار در ایجاد قدرت ملی مؤثر است چراکه امروز ابعاد قدرت وسیع‌تر شده است. امروز وزارت دفاع آمریکا هزینه‌ای که برای‌ تسخیر قلب‌ها و مغزها می‌کند بسیار قابل توجه است به سربازش آموزش می‌دهد که وقتی به کشوری رفت چگونه با فرهنگ و زبان آن کشور تعامل کند. آن کسی که رأس قلدرهای این عالم است این را فهمیده است. نمی‌گویم موفق بوده است، اما حتما زبان هالیوود موثر‌تر در قدرت افزایی آمریکا اثر می‌کند. حتما زبان هنر ما زبان مرحوم استاد شجریان و سینماسازان ما بهتر از بسیاری از مطالب برای قدرت ما تاثیر داشته است. چه چیزی ایران را در دنیا مطرح کرد؟ حافظ و سعدی ما را در دنیا بیشتر مطرح کرده است یا بعضی جنبه‌های دیگری که ما آن را قدرت می‌پنداریم؟  آنچه که باعث شده است این مردم بالنده باشند و حضور داشته باشند جنبه‌های غیر مادی قدرت ایران است که در نظریه ساده انگاری به آن جنبه‌های انگیزشی و معنایی می‌گویند.

    وی یادآور شد: زمانی که قدرت سخت مبنای تفکرات عالم بود امام قدرت نرم و پیروزی خون بر شمشیر را مطرح می‌کند. نامه به گورباچف مطرح می‌کند، در آن زمان که هنوز این مفاهیم مطرح نبود ما در دنیا این را مطرح می‌کردیم اما امروز پیروزی بر قلب‌ها و مغزها مطرح است،  دیپلماسی عمومی مطرح می‌شود و تاثیرگذاری بر افکار عمومی دنیا مطرح است جهانی شدن احساسات و اطلاعات مطرح است باید توجه‌مان به این عامل که می‌تواند مزیت نسبی باشد؛ ما می‌توانستیم در اسکار حضور پیدا کنیم، ما می‌توانیم درجشنواره‌های مختلف حضور پیدا کنیم و قدرت مردم را نشان دهیم اما متاسفانه دچار فراموشی شدیم و یا اولویت‌های دیگری بر آن تاثیرگذار و سوار شده است.

  • دعوای ایران و آمریکا بالا گرفت! / هشدار جدی فرمانده کل سپاه به آمریکاییان

    دعوای ایران و آمریکا بالا گرفت! / هشدار جدی فرمانده کل سپاه به آمریکاییان

    به گزارش اقتصادران، سردار سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه در کنگره ۲۴ هزار شهید تهران که امروز در مجموعه ورزشی آزادی برگزار شد، طی سخنانی اظهار داشت: ۴۵ سال پیش در چنین ایامی امام بزرگوار بر تهران، قلب انقلاب اسلامی وارد شد و بنای احیای مجدد مجد و عظمت اسلام و ایران را بنا نهاد.

    آنگونه که تسنیم روایت کرده، وی افزود: رهبر انقلاب علم این انقلاب را در ۳۴ سال گذشته بردوش گرفت و در عصر پیچیده‌ترین فتنه‌ها با تدبیر الهی، شجاعانه در قلب همه مسائل سهمگین ایستاد تا مکتب مقاومت را در قلب امت اسلام زنده نگهدارد.

    سردار سلامی ادامه داد: تهران یک کهکشان پر از ستاره درخشان دارد که تعابیر ستایش برانگیز رهبر عزیزمان از تهران را در پی داشت. تهران واقعا یک جهان شهر است. نقطه برخورد سیاست همه قدرتهای جهانی است و نقطه تلاقی نگاه شیاطین عالم و در عین حال مدفن سیاستهای استکبار و شهر انقلاب و در حقیقت قلب انقلاب ما است.

    فرمانده کل سپاه گفت: تهران شهر کور کننده چشمان دشمنان و شهر ایستادگی و شکوه و عظمت و تمدن است. تهران با شهیدانش یک آسمان پرستاره روی زمین است.

    وی عنوان کرد: تهران شهر لشکر محمد رسول الله(ص) است که بیشترین فرمانده لشکر شهید را تقدیم کرده است. همچنین تهران شهیدان بزرگی از امرای ارتش اسلام همچون شهیدان قرنی و ستاری تقدیم کرده است.

    سلامی گفت: بقا و پیشرفت اسلام به شهادت است. جهاد و شهادت منطق ما برای دفاع از منزلت و کرامت ما است. اگر شهیدان نبودند اسلام و ایران هم نبود. کسانیکه باعث شدند ایران بزرگ در پرتو اسلام عزیز در صفحه جغرافیای سیاسی عالم به عنوان یک شخصیت و هویتی محبوب در دل آزادگان عالم بدرخشد، همین شهیدان بودند.

    فرمانده کل سپاه گفت: همه توطئه‌هایی که بر کشور تحمیل شد همه مقیاسی جهانی و ترکیب نامقدسی از همه قدرتهای شیطانی عالم را داشتند. هرچه دشمنی علیه این ملت می‌بینید همه آرزوهایی سرکوب شده و بحرهایی باطل شده هستند که توسط شهیدان ما باشکست بدرقه شده‌اند.

    سردار سلامی تصریح کرد: شکوه عظمت شهیدان را ما نمی‌توانیم بیان کنیم. اینها افتخارات جاودانه ما هستند و باید مکتب شهادت را تجلیل کنیم.

    وی تاکید کرد: شمشیر جهاد ضامن عزت ما است، ما جنگ طلب نیستیم اما از خود و شکوهمان دفاع می‌کنیم. ما اذن دخالت بیگانه در سرزمینمان را نمی‌دهیم. این را هم بدانید آنها که شهید شدند برگزیده خداوند بودند. خانواده شهدای مایه شکوه و چشم و چراغ این ملت هستند.

    سردار سلامی با بیان اینکه ما در آستانه ورود امام راحل در ۴۵ سال پیش هستیم، ادامه داد: وقتی امام پا به این سرزمین گذاشت جهان اسلام در ناامیدی سیاسی به سر می‌برد. فرهنگ ما تاراج شده و ارزشهای ما محو شده بود و بخشی از جغرافیای آمریکا بودیم. امام روح آزادی و نفس اسلام را در این سرزمین جاری کرد. این انقلاب برای مستبدان عالم قابل تحمل نبود برای همین قدرتهای شیطانی در مقابل آرمان امام ایستادند تا ملت ایران را از انتخاب یک‌ مسیر نورانی خارج کنند.

    وی افزود: ارزش و عظمت شهیدان به این بود که رویای شیطانی دشمنان را نابود کردند نتیجه مجاهدت شهیدان این است که می‌توان در مقابل قدرتهای بزرگ ایستاد و این درس همیشگی برای ما است. تاریخ کربلا تکرار نخواهد شد و آنچه تکرار می‌شود این است که امت امام خود را همچون نگین حفظ می‌کند بر دشمنان می تازد و آنها را شکست می‌دهند.

    فرمانده کل سپاه عنوان کرد: دشمنان برای ملت ایران جنگ اقتصادی جنگ روانی و امنیتی ساختند اما درمقابل فرزندان این امت قدرت ساختند و شکوه و عظمت بدست آمده را قدر دانستند. اکنون ایران با عظمت و قوی وپیشرفه است. گاه دشمنان تهدید می‌کنند و این روزها هم از میان کلمات مقامات آمریکایی برخی تهدیدات را می شنویم، ما به آنها می‌گوییم شما ما را آزموده‌اید و فصل مشترک ما با شما این است که همدیگر را می‌شناسیم ‌و هیچ تهدیدی را بدون پاسخ نمی‌گذاریم‌، به دنبال جنگ نیستیم ولی از جنگ نمی هراسیم‌ و این حقیقتی است که در جامعه ما جریان دارد.

    سلامی تاکید کرد: فلسطین در مسیر پیروزی است و صهیونیست ها نمی توانند ماه ها یک سرزمین کوچک را در جنگ نگه دارند و آنها قطعا شکست خواهند خورد.