دسته: انرژی و پتروشیمی

  • قانون هرمز؛ بزنی، می‌خوری!!! / خاقانی: قدرت انفجاری زیرساخت‌های قطر از بمب اتم بیشتر است!

    قانون هرمز؛ بزنی، می‌خوری!!! / خاقانی: قدرت انفجاری زیرساخت‌های قطر از بمب اتم بیشتر است!

    به گزارش اقتصادران، در حالی‌که تنش‌های اخیر در منطقه خلیج فارس، زیرساخت‌های انرژی و معادلات ژئوپولیتیکی را در کانون توجه قرار داده، محمود خاقانی مدیرکل پیشین وزارت نفت و کارشناس حوزه انرژی با اشاره به پیامدهای هدف قرار گرفتن برخی تأسیسات، از ورود جهان به «بازی اقتصاد خرد و کلان جدید» سخن می‌گوید؛ بازی‌ای که به گفته او، نه‌تنها بازار نفت بلکه معادلات گاز، امنیت تنگه هرمز و حتی مسیرهای دیپلماسی را تحت‌تأثیر قرار داده است.

    او در این گفت‌وگو، از ظرفیت‌های ژئوپولیتیکی ایران، نقش تنگه هرمز، رفتار کشورهای منطقه و چشم‌انداز توافق سخن می‌گوید.

    گفتگوی محمود خاقانی کارشناس انرژی را بخوانید.

    ****

    *آقای خاقانی! با توجه به تحولات اخیر، اگر از بازارهای انرژی شروع کنیم، زیرساخت‌های پتروشیمی ما مورد هدف قرار گرفته‌اند. این موضوع چه تبعاتی می‌تواند برای بازار انرژی داشته است؟

    در شرایطی هستیم که در زبان عامیانه و قدیمی‌ها یک شرایط «زد و خورد» است. پتروشیمی ماهشهر و عسلویه و بعضی دیگر از زیرساخت‌ها آسیب دیده‌اند اما هنوز اتفاق خیلی کلیدی برای اینکه بگوییم زیرساخت‌های انرژی ایران دچار اختلال می‌شود، اتفاق نیفتاده است.

    البته اگر زیرساخت‌های صنعت انرژی ایران مورد هدف قرار بگیرد، تأثیرش فقط روی ایران نخواهد بود؛ هم آلودگی شدید زیست‌محیطی در خلیج فارس، در آب و هوا و در منطقه ایجاد می‌کند، هم همین مقدار صادرات نفت خام که داریم در بازار دچار اختلال می‌شود که آن هم رقم کمی نیست؛ حتی فرض کنیم یک میلیون بشکه در روز باشد هم خسارت به بار می‌آورد.

    بقیه کشورها به این راحتی نمی‌توانند آن را جبران کنند. در همین حال این خطر هم وجود دارد که اگر آنها زیرساخت‌های ما را بزنند، زیرساخت‌های تأسیس‌شده توسط شرکت‌های آمریکایی در منطقه از سوی ایران هدف قرار گرفته شود همانطور که گفتم وضعیت وضعیت زد و خوردی است.

    خطر رکوردشکنی تاریخی قیمت انرژی

    *و تاثیر این شرایط زدوخوردی بر قیمت جهانی انرژی در کوتاه مدت و بلندمدت چیست؟

    این شرایط یک بازی اقتصاد خرد و کلان در جهان پدید می‌آورد، قیمت نفت نه در سال ۱۹۷۴ میلادی که مشهور به جنگ اعراب و اسرائیل است، و نه در شوک پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ میلادی، چنین وضعیتی ندیده است.

    این شرایط یک رکورد خیلی جدید در بهای نفت خام است. نه فقط نفت؛ باید توجه کنیم که در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۹ نفت شاخص اصلی در اقتصاد انرژی کشورها بود، اما این روزها گاز نقش مهم‌تری دارد.

    قدرت انفجاری زیرساخت‌های قطر از بمب اتم بیشتر است

    شما فکر کنید اگر زیرساخت‌های گاز در قطر دچار حادثه شود، به این راحتی قابل جبران نیست. خود آن زیرساخت‌ها مثل یک بمب اتم عمل خواهند کرد؛ یعنی انفجار آن زیرساخت‌ها، قدرت انفجاری‌اش از یک بمب اتم بیشتر است.

    *با توجه به این شرایط، عدم همراهی کشورهایی چون فرانسه با آمریکا یا مواضعی که از سوی برخی مقامات قطری شاهد بودیم، امکان حمایت منطقه و اروپایی برای رسیدن به یک توافق وجود دارد؟

    ما امروز با یک مشکل در جهان مواجه هستیم. سوءاستفاده‌هایی که فاش شده و بسیاری از خانواده‌های سلطنتی در اروپا، انگلیس، نروژ، هلند و حتی فرانسه، و همچنین برخی دولت‌مردان آلمانی و کشورهای همسایه ما را درگیر کرده است.

    آقای نتانیاهو با این پرونده‌ها این کشورها را تحت فشار قرار می‌دهد و می‌گوید شما باید با من باشید. به همین دلیل است که می‌بینیم بحرین به سازمان ملل می‌رود و قطعنامه علیه ایران پیشنهاد می‌کند، یا عربستان و دیگران سکوت می‌کنند.

    تا این لحظه ایران تنها مانده است

    هیچ‌کدام نیامدند این واقعیت را بیان کنند که این حمله غیرمنتظره بدون هماهنگی با برخی کشورها، توسط آمریکا و اسرائیل انجام شده و باید محکوم شود. حتی حاضر نشدند در شورای امنیت یا مجمع عمومی سازمان ملل این موضوع را پیگیری کنند. چرا؟ چون آقای نتانیاهو می‌گوید می‌تواند آبروی آنها را در سطح بین‌المللی ببرد.

    بله معتقد هستم تا این لحظه، ایران تنها مانده است. مگر اینکه نخبگان سیاسی و نظامی در کشورهای دیگر، حتی در خود آمریکا ورود کنند.

    شما ببینید در آمریکا، نخبگان نظامی با غیرت که برای منافع ملی کشورشان حاضرند جان بدهند، به آقای دونالد ترامپ گفتند این جنگ، جنایت جنگی در خود دارد و حاضر نیستند برای آن بجنگند. ۱۴ یا ۱۵ نفر از آنها اخراج شدند.

    آنها ترجیح دادند از لباس نظامی خارج شوند و سکوت کنند، چون طبق قانون حق اظهارنظر سیاسی ندارند. این نشان می‌دهد حتی در داخل آمریکا هم شکاف وجود دارد.

    تنگه هرمز؛ ابزار درآمد یا تلاش برای برقراری امنیت؟

    *ایران از نظر ژئوپولیتیکی در تنگه هرمز مزیتی دارد. آیا می‌توان از این ظرفیت به عنوان اهرمی برای پایان جنگ بهره گرفت؟

    رفت و آمد در تنگه هرمز قرن‌ها آزاد بوده و ایران آن را باز نگه داشته است. اعمال مقررات به این معنا نیست که تنگه فقط متعلق به ایران است یا ایران می‌خواهد از آن درآمدزایی کند. مفهومش این است که ایران می‌خواهد امنیت این تنگه را تأمین کند؛ چون آمریکا و اسرائیل از انرژی به‌عنوان یک سلاح استفاده می‌کنند و اقتصاد جهان را گروگان گرفته‌اند.

    ایران در این شرایط، به‌تنهایی در حال مقابله است و هدفش این است که انرژی را برای صلح و رشد اقتصادی جهان حفظ کند، نه برای جنگ.

    جنجال «عوارض تنگه هرمز»

    *اما بحث‌هایی درباره دریافت عوارض از نفتکش‌ها مطرح شده است. این موضوع تا چه حد قابلیت عملیاتی شدن دارد؟

    برخی افراد، چه نظامی، چه نماینده مجلس یا … مطالبی را به صورت شخصی بیان کرده‌اند. مثلاً گفته‌اند هر نفتکش باید دو میلیون دلار پرداخت کند. اما تا زمانی که شورای عالی امنیت ملی یا شورای عالی دفاع این موضوع را تأیید نکند، این اظهارات شخصی است.

    حتی سفیر ایران در دهلی نو این موضوع را تکذیب کرد. وقتی سفیر چنین موضوعی را تکذیب می‌کند، به احتمال ۹۹ درصد بدون هماهنگی با وزارت خارجه این کار را نمی‌کند.

    این حرف‌ها خلاف قوانین بین‌المللی است. اگر چنین چیزی ممکن بود، قبل از جنگ هم می‌توانستیم این کار را انجام دهیم.اما ما حتی در جنگ هشت‌ساله هم چنین سیاستی نداشتیم.

    بزنی، می‌خوری؛ منطق حاکم بر تنگه هرمز

    *با توجه به شرایط موجود، به نظر شما سیاست دست بالای ایران در تنگه هرمز چیست؟

    سیاست در حال حاضر همین است که «بزنی، می‌خوری». نگاه کنید، دونالد ترامپ و اسرائیل در حال ارتکاب اقدامات گسترده نظامی هستند؛ مدارس، دانشکده‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز داروسازی را هدف بمباران قرار می‌دهند؛ نه‌تنها در اینجا، بلکه در جنوب لبنان و عراق نیز همینکار را کردند.

    در ادامه، بحرین به شورای امنیت سازمان ملل می‌رود و قطعنامه‌ای علیه ایران پیشنهاد می‌کند تا زمینه تشکیل یک نیروی نظامی و حمله فراهم شود. با این حال، هیچ‌یک از این کشورها حاضر نیستند اعلام کنند که آغازگر این جنگ، آمریکا و اسرائیل بوده‌اند. چرا؟ زیرا یا در پرونده‌هایی مانند پرونده اپستین در معرض اتهام و فشار قرار دارند، یا ساختار حکمرانی آن‌ها مبتنی بر اراده واقعی مردم نیست.

    این جنگ یک واقعیت بزرگ را به جهان ثابت کرد: در ایران، حکومت و دولت به یک فرد وابسته نیست. بسیاری تصور می‌کردند که اگر رهبر یا نخبگان نظامی حذف شوند، نظام فرو خواهد پاشید، اما چنین اتفاقی رخ نداد. مردم بودند که نظام را حفظ کردند.

    هشدار درباره نفوذ و جنگ روانی به افراد و احزاب و شخصیت‌ها

    *در داخل کشور برخی اظهارات درباره تنگه هرمز و جنگ مطرح می‌شود. این فضا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    ما اکنون در کشور باید مراقب نفوذی‌ها باشیم؛ کسانی که با شعارهای بی‌پشتوانه، مردم را دچار تفرقه می‌کنند. در این شرایط، جنگ روانی موساد و آمریکا فعال است.

    آمریکا در جنگی که با هدف‌های خاص، از جمله مسائل هسته‌ای، شروع کرده بود، شکست خورده و اکنون در تلاش است تا هدف جنگ را تغییر دهد و مسئله تنگه هرمز را مطرح کند. برخی نمایندگان مجلس و دیگر افراد، بدون توجه به واقعیت‌ها صحبت می‌کنند و ناخواسته در دام جنگ تبلیغاتی می‌افتند، در حالی که هدف اولیه این جنگ اصلاً تنگه هرمز نبوده است.

    در حالی که برخی می‌گویند تنگه هرمز بسته است، واقعیت این است که چنین نیست. تا پیش از شروع این جنگ، همه کشتی‌ها کشتی‌های جنگی آمریکا، در رفت‌وآمد بودند. شرایطی که اکنون ایجاد شده، ناشی از اقدامات آمریکا است؛ ایران برای حفظ امنیت ملی خود مجبور به اعمال کنترل و نظارت بیشتر شده است. این اقدام به معنای بستن تنگه نیست، بلکه برای جلوگیری از تهدیدات امنیتی انجام می‌شود. برای مثال، ممکن است نیروهای نظامی در قالب نفتکش وارد منطقه شوند و ایران ناگزیر است مراقبت و کنترل کند.

    بنابراین، تنگه هرمز نه‌تنها بسته نشده، بلکه ایران امنیت خلیج فارس را حفظ می‌کند. کشورهای جنوب خلیج فارس باید قدر این واقعیت را بدانند و اگر شجاعت داشته باشند، اسرائیل را محکوم کرده و اعلام کنند که در کنار ایران ایستاده‌اند؛ چرا که واقعیت این است که اسرائیل در منطقه در حال کشتار است.

  • ایران پردرآمدترین کشور نفتی منطقه در روزهای جنگ

    ایران پردرآمدترین کشور نفتی منطقه در روزهای جنگ

    به گزارش اقتصادران، با تشدید درگیری‌های نظامی در خلیج فارس و بسته شدن عملاً تنگه هرمز بر روی تردد نفتکش‌های کشورهای عربی، داده‌های جدید از ثبت یک تحول بی‌سابقه در بازار انرژی منطقه حکایت دارد: ایران نه تنها صادرات نفت خود را حفظ کرده، بلکه با افزایش ۳۷ درصدی درآمد ماهانه، عنوان پردرآمدترین کشور نفتی منطقه را در ماه مارس به خود اختصاص داده است.

    بر اساس داده‌های مؤسسات رهگیری نفتکش (از جمله Kpler و Vortexa)، صادرات نفت ایران در ماه مارس ۲۰۲۶ به طور میانگین به ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز رسیده است. این میزان نه تنها تحت تأثیر جنگ کاهش نیافته، بلکه نسبت به ماه قبل نیز افزایش نشان می‌دهد.

    در مقابل، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با افت فاجعه‌بار تولید و صادرات مواجه شده‌اند. بر اساس این آمارها :

    درآمد نفتی ایران ۳۷ درصد افزایش یافته است.

    درآمد عمان ۲۶ درصد رشد داشته است.

    درآمد عربستان تنها ۴.۳ درصد افزایش اسمی داشته که عمدتاً ناشی از جهش قیمت جهانی نفت است و در عمل حجم صادرات این کشور به شدت کاهش یافته است.

    عراق، کویت و قطر بدترین شرایط را تجربه می‌کنند. صادرات نفت عراق حدود ۷۰ درصد سقوط کرده و کویت نیز وضعیت فورس ماژور اعلام کرده است.

    کارشناسان معتقدند تا زمانی که تنگه هرمز بازگشایی نشود، این الگو ادامه خواهد یافت. ایران به عنوان تنها کشوری که کنترل عملیاتی بر این آبراه حیاتی دارد، هم از نظر امنیت صادرات و هم از نظر بهره‌مندی از قیمت‌های بالا، در موقعیت انحصاری قرار گرفته است.

  • شلیک دوباره به پتروشیمی‌های ایران

    شلیک دوباره به پتروشیمی‌های ایران

    به گزارش اقتصادران، انرژی پرس به نقل از یک منبع آگاه نوشت: شرکت‌های مبین و دماوند که برق، آب و اکسیژن پتروشیمی‌های عسلویه را تامین می‌کردند هدف حمله قرار گرفته‌اند.

    همچنین پتروشیمی پارس سالم است و آسیبی به این شرکت وارد نشده است.

    این دو شرکت فعالیتی مشابه فجر انرژی در ماهشهر داشته‌اند و به همین دلیل برق تمامی پتروشیمی‌های عسلویه تا بازسازی این شرکت‌ها خاموش خواهد ماند.

  • بازار نفت روی موج بی ثباتی

    بازار نفت روی موج بی ثباتی

    به گزارش اقتصادران، رویترز مدعی شد: قیمت نفت در معاملات متلاطم روز دوشنبه (۱۷ فروردین) با وجود نگرانی‌ها درباره کاهش مداوم عرضه به‌دلیل اختلال تردد از تنگه هرمز، در پی انتظار سرمایه‌گذاران برای روشن شدن مذاکرات پایان جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تغییر چندانی نداشت.

    قیمت نفت خام شاخص برنت دریای شمال تا ساعت ۳ و ۳۸ دقیقه بامداد روز دوشنبه به وقت گرینویچ با ۷۳ سنت یا ۰.۷ درصد افزایش به ۱۰۹ دلار و ۷۶ سنت برای هر بشکه رسید.

    در همین حال، نفت خام شاخص دابلیوتی‌آی آمریکا با ۲۶ سنت یا ۰.۲ درصدافت، ۱۱۱ دلار و ۲۸ سنت به ازای هر بشکه داد و ستد شد.

    افزایش قیمت نفت در معاملات روز دوشنبه آسیا، در مقایسه با افزایش ۱۱ درصدی قیمت نفت خام دابلیوتی‌آی و ۸ درصدی قیمت نفت برنت در جلسه معاملاتی پنجشنبه هفته گذشته (۱۳ فروردین) که بزرگ‌ترین افزایش مطلق قیمت از سال ۲۰۲۰ رقم خورد، ناچیز بود.

    روز یکشنبه، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا طی پیامی در حساب کاربری‌اش در شبکه اجتماعی تروث سوشال مدعی شد در صورت رفع نشدن اختلال کامل تردد از تنگه هرمز، نیروگاه‌ها و پل‌های ایران را در روز سه‌شنبه (۱۸ فروردین) هدف قرار خواهد داد.

    با این حال قیمت‌ها در روز دوشنبه تا حد زیادی بدون تغییر باقی ماند.

    رسانه‌ها روز یکشنبه گزارش دادند که ایالات متحده، ایران و گروهی از میانجیگران منطقه‌ای در حال بحث درباره شرایط آتش‌بس احتمالی هستند که می‌تواند به پایان دائمی جنگ منجر شود.

    تردد از تنگه هرمز که نفت و فرآورده‌های نفتی عراق، عربستان سعودی، قطر، کویت و امارات متحده عربی از آن می‌گذرد، به‌دلیل درگیری‌های نظامی با اختلال روبه‌روست.

    موکش سهدف، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت مشاوره‌ای اکس آنلایست (XAnalysts) گفت: ناتوانی در رفع اختلال تردد از تنگه هرمز، بیشتر به یک مسئله پیروزی سیاسی تبدیل شده است.

    به‌دلیل اختلال‌های عرضه در خاورمیانه، پالایشگاه‌ها به دنبال منابع جایگزین برای نفت خام، به‌ویژه برای محموله‌های فیزیکی در دریای شمال ایالات متحده و انگلیس هستند.

    با این حال داده‌های کشتیرانی نشان می‌دهد تعدادی از کشتی‌ها ازجمله یک نفتکش تحت مدیریت عمان، یک کشتی کانتینری متعلق به فرانسه و یک کشتی حامل گاز متعلق به ژاپن، از روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کرده‌اند که نشان‌دهنده سیاست ایران برای اجازه عبور کشتی‌های کشور‌های غیرمتخاصم است.

    هشت عضو اوپک‌پلاس در تعهد جمعی خود برای حمایت از ثبات بازار نفت تصمیم گرفتند ۲۰۶ هزار بشکه از کاهش عرضه داوطلبانه روزانه یک میلیون و ۶۵۰ هزار بشکه‌ای را که در آوریل ۲۰۲۳ اعلام شده بود، لغو کنند.

    با این حال، این تصمیم تا حد زیادی روی کاغذ خواهد بود، زیرا چند تولیدکننده کلیدی این ائتلاف به‌دلیل جنگ قادر به افزایش تولید نیستند.

    عرضه روسیه به‌تازگی به‌دلیل حمله‌های پهپاد‌های اوکراینی به پایانه صادراتی دریای بالتیک آن مختل شده است. گزارش‌های رسانه‌ای روز یکشنبه (۱۶ فروردین) حاکی از آن است که پایانه اوست – لوگا پس از روز‌ها اختلال، بارگیری را از روز شنبه از سر گرفته است.

  • آخرین وضعیت سد‌های ایران

    آخرین وضعیت سد‌های ایران

    به گزارش اقتصادران، در ۱۹۴ روز ابتدایی سال آبی جاری (از ابتدای مهرماه ۱۴۰۴ تا پانزدهم فروردین ماه) در مجموع ۲۳ میلیارد و ۳۰ میلیون مترمکعب آب وارد سد‌های ایران شده که نسبت به ورودی ۱۵ میلیارد و ۷۰ میلیون مترمکعبی آب به سد‌ها در مدت مشابه سال آبی گذشته، رشدی ۵۳درصدی داشته است.

    همچنین در این مدت، به‌منظور تأمین آب شرب، کشاورزی، صنعت و مباحث زیست‌محیطی، ۱۳ میلیارد و ۵۳۰ میلیون مترمکعب آب از سد‌های کشور رهاسازی شده است که نسبت به خروجی ۱۴ میلیارد و ۵۶۰ میلیون مترمکعبی آب در مدت مشابه سال آبی قبل از سدها، کاهشی ۷ درصدی را نشان می‌دهد.

    در زمان حاضر با وجود ۲۸ میلیارد و ۱۳۰ میلیون مترمکعب آب ذخیره‌شده در سد‌های کشور، ۵۴ درصد ظرفیت مخازن سد‌ها پُر و ۴۶ درصد این ظرفیت خالی است.

    میزان ذخایر آبی سد‌ها در روز پانزدهم فروردین ۱۴۰۴ بالغ بر ۲۵ میلیارد و ۳۰ میلیون مترمکعب بود، که مقایسه این رقم با حجم فعلی ذخایر آبی سدها، نشان‌دهنده رشد ۱۲درصدی ذخایر سد‌ها با در مقایسه با روز مشابه سال قبل است.

  • خیال باطل نتانیاهو برای دورزدن تنگه هرمز!

    خیال باطل نتانیاهو برای دورزدن تنگه هرمز!

    به گزارش اقتصادران، دبیر انجمن شرکت‌های کشتیرانی با رد امکان عملی دور زدن تنگه هرمز و انحراف کامل مسیرهای دریایی به بنادر دیگر منطقه، تأکید کرد که اخذ عوارض از تردد کشتی‌ها تنها در چارچوب حقوقی مشخص و متناسب با وضعیت آبراه امکان‌پذیر است.

    مسعود پلمه، دبیر انجمن شرکت‌های کشتیرانی درباره ادعای نتانیاهو درباره دور زدن تنگه هرمز و تغییر مسیر تردد کشتی‌های و خطوط لوله نفت گفت: اظهارنظرهایی که افرادی مانند نتانیاهو دارند، معمولا اظهارات سیاسی و غیرعقلی است. بزرگترین بندر منطقه، بندر جبل‌علی محسوب می‌شود و اگر قرار باشد این بندر تعطیل باشد، مگر امکان دارد این بندر را به مسیر عربستان منتقل کنیم تا تردد دریایی به آن منطقه منحرف شود؟

    وی تاکید کرد: آنچه که ما تا به امروز از بنادر حوزه دریای سرخ می‌دانیم بندر قابل اهمیت بتوان نقش استراتژیک بندر جبل‌علی را ایفا کند اساسا در آن منطقه وجود ندارد. هرچند که در آن منطقه بندر جده و بنادر دیگری وجود دارد و منطقه لجستیکی خوبی در دست ساخت است، اما هیچ وقت توان فنی، دریایی و لجستیکی که در بندر جبل‌علی وجود دارد را نمی‌تواند در اختیار داشته باشد.

    دبیر انجمن شرکت‌های کشتیرانی همچنین درباره امکان اخذ عوارضی از تنگه هرمز اظهار داشت: در دوران جنگ، طبیعتاً کشوری که عبور کشتی‌ها را تحت حمایت خود انجام می‌دهد به طور قطع می‌تواند هزینه‌ای را از محل تردد کشتی‌ها دریافت کند.

    پلمه ادامه داد: در زمان صلح هم اگر این کشتی‌ها از آبراه‌های جمهوری اسلامی ایران عبور کنند به طور قطع دولت به دلیل اینکه این منطقه را تحت مالکیت دارد، باز هم می‌تواند هزینه‌ای را از محل تردد کشتی‌ها دریافت کند، اما براساس کنوانسیون‌های موجود اگر تردد از آبراه‌های بین‌المللی باشد، امکان اخذ عوارضی وجود ندارد. مگر اینکه مانند دورانی که مسیر باب‌المندب در تعرض دزدان دریایی قرار داشت و کشتی‌ها با اسکورت نیروهای مسلح تردد می‌کردند و هزینه‌ای را بابت آن می‌پرداختند، این رویه به اجرا برسد.

    وی افزود: اینکه در دوران پساجنگ چه سیاستی را برای این موضوع درنظر می‌گیرد به طور قطع ناظر بر روابط بین‌الملل خواهد بود و زود است که الان در این باره اظهارنظر کرد.

  • ماهشهر عزادار پتروشیمی‌ها

    ماهشهر عزادار پتروشیمی‌ها

    به گزارش اقتصادران، این خبرتلخ است، برای صنعت پتروشیمی درد دارد. ماهشهر عزادار پتروشیمی‌هاست.؛ عزایی که دشمن صهیونی و آمریکایی‌ها مسبب آن هستند. صنایعی که نه فقط میلیاردها دلار سرمایه برای به ثمر نشستن‌شان صرف شده بلکه عمر و جوانی صدها‌ هزار کارگر و مهندس زیر گرمای ۵۰ درجه آنها را شکوفا کرده بود. پتروشیمی‌هایی که نگین خاورمیانه بودند. نماد غرور ملی و ایران. خبرهایی که می‌رسد لحظه به لحظه تلخ‌تر می‌شود. از خاموشی صنعت یوتیلیتی تا توقف رفرمیت‌های تولید بنزین.

    all 14050116 min 7

    اگرچه هنوز و تا لحظه نگارش این گزارش اطلاع دقیقی از حمله‌کننده به پتروشیمی‌ها رسما اعلام نشده اما برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که حمله از خاک عربستان کلید خورده است؛ رقیب بزرگ صنعت نفت و پتروشیمی ایران، رقیبی که از فرصت جنگ برای متوقف کردن صنایع مرتبط با نفت و گاز ایران دریغ نمی‌کند.

    اصابت به تاسیسات یوتیلیتی منطقه پتروشیمی ماهشهر، اگر در ابعاد گزارش‌شده رخ داده باشد، صرفا یک حادثه صنعتی نیست بلکه رویدادی با پیامدهای ملی در سطح تولید، صادرات غیرنفتی و بازار سرمایه محسوب می‌شود. منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر یکی از دو قطب اصلی صنعت پتروشیمی ایران است . مجموعه‌ای که‌ هزاران نیروی انسانی در آن فعالند. این خوشه صنعتی سهم قابل‌توجهی از ظرفیت پتروشیمی کشور را تشکیل می‌دهد و نقش آن در ارزآوری غیرنفتی ایران طی سال‌های اخیر برجسته بوده است.

    براساس برآوردهای صنعتی و گزارش‌های رسمی، منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر حدود ۳۵ تا ۴۰‌درصد ظرفیت پتروشیمی ایران را در اختیار دارد و رقمی در حدود ۳۳ تا ۳۸‌میلیون تن ظرفیت اسمی سالانه از مجموع ۹۶‌میلیون تن کشور در این منطقه متمرکز است. این رقم، یعنی ماهشهر به‌تنهایی تقریبا هم‌وزن کل برخی کشورهای منطقه در ظرفیت پتروشیمی است.

    مجتمع‌هایی که دیروز در ماهشهر مورد هدف قرار گرفته‌اند، صنایع فعال بورسی هستند. میلیاردها دلار سرمایه مارون، امیرکبیر، تندگویان و فجر انرژی خلیج‌فارس در اثر این حمله از دست رفته است. اهمیت این شرکت‌ها تنها به ارزش بازار آنها محدود نیست بلکه به دلیل نقش آنها در زنجیره تامین پلیمر، الفین، PET و یوتیلیتی صنعتی، توقف فعالیت‌شان می‌تواند به توقف زنجیره پایین‌دستی صنایع پلاستیک، بسته‌بندی، نساجی و خودرو نیز منجر شود زیرا بخشی از زنجیره تولید مواد پایه شیمیایی ایران را تشکیل می‌دهند. این مجتمع‌ها طیفی از محصولات شامل اتیلن، پلی‌اتیلن، گلایکول‌ها، PET و خوراک صنایع پایین‌دستی را تولید می‌کنند.

    حمله به مادرپتروشیمی ایران

    از مجتمع‌هایی که در جریان حملات اخیر مورد اصابت قرار گرفته، پتروشیمی بندر امام است. یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین مجتمع‌های پتروشیمی ایران که از دهه۵۰ به عنوان یکی از ستون‌های زنجیره ارزش صنعت پتروشیمی کشور فعالیت می‌کند. این مجتمع طیفی از محصولات پایه شامل اتیلن، پروپیلن، بوتادین، بنزن، تولوئن، زایلن و پلیمرهای پایه را تولید و بخش مهمی از خوراک صنایع پایین‌دستی را تامین می‌کند.

    بندر امام با برخورداری از زنجیره کامل الفین و آروماتیک، عملا یکی از مراکز مادر صنعت پتروشیمی ایران محسوب می‌شود. ظرفیت تولید این مجتمع چندین ‌میلیون تن در سال برآورد می‌شود و صادرات آن به‌تنهایی حدود ۵/‏۱‌میلیون تن محصول با ارزآوری نزدیک به ۸۹۰‌میلیون دلار گزارش شده است.

    سهامدار اصلی پتروشیمی بندر امام، هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیج‌فارس با حدود ۶۹‌درصد مالکیت است و باقی سهام در اختیار شرکت‌های تابعه و سهامداران بازار سرمایه قرار دارد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ارزش سرمایه‌گذاری انجام‌شده در این مجتمع طی دهه‌های توسعه‌ای صنعت پتروشیمی ایران قابل برآورد نیست به این دلیل که ارزش جایگزینی آن به‌مراتب بالاتر از ارزش دفتری ثبت‌شده است. این مجتمع به‌تنهایی یکی از منابع مهم تامین ارز صادراتی کشور محسوب می‌شود.

    پتروشیمی امیرکبیر هم هدف دیگر حملات دشمن صهیونی و آمریکا بوده است. پتروشیمی امیرکبیر از مجتمع‌های کلیدی منطقه ماهشهر است که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان پلی‌اتیلن سبک، سنگین و خطی ایران شناخته می‌شود. واحد الفین این مجتمع ظرفیت تولید سالانه حدود ۵۲۰‌هزار تن اتیلن دارد و در کنار آن واحدهای پلیمر متعددی فعال هستند.

    سهامدار اصلی پتروشیمی امیرکبیر، شرکت سرمایه‌گذاری رفاه با حدود ۵۱‌درصد مالکیت است. صندوق بازنشستگی کشوری نیز سهم قابل‌توجهی در مالکیت آن دارد. EPS این شرکت وابستگی زیادی به قیمت جهانی پلی‌اتیلن دارد و در سال‌های اخیر در محدوده متوسط صنعت قرار داشته است. سهم سهامداران خرد حدود ۲۰ تا ۳۰‌درصد برآورد می‌شود.

    پتروشیمی مارون هدف دیگر این حملات بوده است. یکی دیگر از مجتمع‌های کلیدی ماهشهر که با ظرفیت تولید حدود ۱.۱‌میلیون تن اتیلن، ۳۰۰‌هزار تن پلی‌اتیلن سنگین، ۳۰۰‌هزار تن پلی‌پروپیلن و بیش از ۴۴۰‌هزار تن گلایکول در سال، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان الفین کشور محسوب می‌شود. این مجتمع که در قالب پروژه الفین هفتم توسعه یافت  با تکمیل زنجیره تولید از بازیافت اتان تا تولید محصولات پلیمری، جایگاه ویژه‌ای در صادرات پتروشیمی ایران پیدا کرد.

    مارون یکی از سودآورترین شرکت‌های پتروشیمی بورس تهران است. درآمد سالانه این شرکت در سال‌های اخیر در محدوده چند ده‌هزار ‌میلیارد تومان قرار داشته و EPS آن معمولا در سطح بالایی نسبت به متوسط صنعت بوده است. سهامداران عمده این شرکت شامل صندوق بازنشستگی صنعت نفت و شرکت‌های سرمایه‌گذاری پتروشیمی هستند. سهم شناور آزاد آن حدود ۱۵ تا ۲۵‌درصد برآورد می‌شود.

    مارون از جمله شرکت‌هایی است که بخش قابل‌توجهی از تولید خود را صادر می‌کند و به‌طور سنتی یکی از نمادهای دلاری بازار سرمایه ایران محسوب می‌شود. رشد درآمد فروش این شرکت در سال‌های اخیر نیز قابل‌توجه گزارش شده است.

    در کنار این دو مجتمع، پتروشیمی شهید تندگویان هم نقش مهمی در زنجیره تامین مواد اولیه صنایع بسته‌بندی و نساجی کشور دارد. این مجتمع تولیدکننده PET بطری و الیاف است که ماده اولیه بسیاری از صنایع پایین‌دستی محسوب می‌شود. ظرفیت تولید این مجتمع در زنجیره PET کشور جایگاه راهبردی دارد و بخش قابل‌توجهی از تولید آن نیز صادر می‌شود. سهامدار عمده این شرکت هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیج‌فارس است و سهم سهامداران خرد آن در حدود ۱۵ تا ۲۵‌درصد برآورد می‌شود.

    در پی حملات دیروز، حمله به شرکت فجر انرژی نگران‌کننده‌تر است. اگرچه این شرکت تولیدکننده محصول پتروشیمی نیست اما به‌عنوان تامین‌کننده برق، بخار، آب صنعتی و نیتروژن برای مجتمع‌های منطقه نقش حیات بخش دارد و عملا ستون فقرات عملیاتی خوشه ماهشهر محسوب می‌شود.

    فجر انرژی خلیج‌فارس نقش زیرساختی دارد و درآمد آن از محل فروش برق، بخار و خدمات صنعتی به مجتمع‌های منطقه تامین می‌شود. سهامدار اصلی آن نیز هلدینگ خلیج‌فارس است. سهم سهامداران خرد آن حدود ۲۰‌درصد برآورد می‌شود.

    از منظر ارزش بازار، مجموع این چهار نماد بین ۷ تا ۱۱‌میلیارد دلار برآورد می‌شود که نشان‌دهنده اهمیت آنها در بازار سرمایه ایران است.

    خارچشم الجبیل، الرویس و راس‌لفان

    از منظر اقتصاد کلان، صنعت پتروشیمی سهم قابل‌توجهی در صادرات غیرنفتی ایران دارد و در برخی سال‌ها یکی از سه منبع اصلی ارزآوری کشور بوده است. فروش محصولات پتروشیمی ایران در یک دوره اخیر حدود ۵/‏۱۰میلیارد دلار برآورد شده است. بخش مهمی از این رقم به مجتمع‌های جنوب کشور از جمله ماهشهر مربوط می‌شود.

    آنچه در ماهشهر هدف قرار گرفته در چارچوب رقابت منطقه‌ای هم نگران‌کننده است. صنایع پتروشیمی ماهشهر در منطقه خلیج‌فارس رقیب صنایع پتروشیمی کشورهایی مانند عربستان، امارات و قطر هستند که سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در این صنعت انجام داده‌اند.

    اگرچه صنایع پتروشیمی ماهشهر در مقیاس منطقه‌ای در سطح سایت‌های صنعتی متوسط قرار می‌گیرند و با هلدینگ‌های چندملیتی بزرگی مانند SABIC قابل مقایسه نیستند اما در چارچوب اقتصاد ایران از ستون‌های اصلی تولید صنعتی کشور به‌شمار می‌آیند. از همین رو هرگونه آسیب به مجتمع‌های پتروشیمی این منطقه می‌تواند پیامدهایی فراتر از حوزه صنعت داشته باشد و بازار سرمایه را نیز با خسران مواجه کند چراکه این مجتمع‌ها از نمادهای اثرگذار صنعت پتروشیمی محسوب می‌شوند و اختلال در فعالیت آنها می‌تواند بر شاخص‌های بورسی و تراز ارزی کشور اثرگذار باشد.

    این مجتمع‌ها نه‌تنها بخش مهمی از ظرفیت تولید پتروشیمی کشور را در اختیار دارند بلکه سهم قابل‌توجهی نیز در صادرات غیرنفتی ایران ایفا می‌کنند. برآوردهای صنعتی نشان می‌دهد منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر به‌تنهایی حدود ۳۵ تا ۴۰‌درصد ظرفیت تولید پتروشیمی ایران، معادل بیش از ۳۰‌میلیون تن در سال را به خود اختصاص داده است. بنابراین هرگونه اختلال در زیرساخت‌های این منطقه صرفا یک حادثه صنعتی محدود تلقی نمی‌شود بلکه می‌تواند یکی از مهم‌ترین منابع ارزآوری غیرنفتی کشور را تحت‌تاثیر مستقیم قرار دهد.

    از این منظر بررسی دقیق وضعیت عملیاتی مجتمع‌های منطقه در روزهای آینده برای ارزیابی ابعاد واقعی اثر این حادثه بر اقتصاد صنعتی ایران اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت.

     

  • شوک جنگ به مسافران آمریکایی!

    شوک جنگ به مسافران آمریکایی!

    به گزارش اقتصادران، جهش قیمت نفت در پی تشدید تنش‌های پیرامون ایران، بار دیگر نشان داد که جنگ فقط در میدان نبرد هزینه ندارد؛ مسافران آمریکایی نیز باید تاوان آن را در قالب بلیت‌های گران‌تر، هزینه‌های جانبی بیشتر و سفرهای محدودتر بپردازند.

    فاکس نیوز اخیرا اعلام کرده است که با جهش قیمت نفت در پی تشدید تنش و جنگ پیرامون ایران، صنعت هوانوردی آمریکا نیز وارد مرحله تازه‌ای از فشار هزینه‌ای شده است؛ فشاری که می‌تواند در نهایت به افزایش قیمت بلیت، کاهش تقاضای سفر و تغییر رفتار شرکت‌های هواپیمایی منجر شود.

    براساس اطلاعات فاکس‌نیوز، برخی ایرلاین‌های آمریکایی از جمله جت‌بلو و یونایتد ایرلاینز در حال بررسی راهکار‌هایی برای جبران رشد هزینه سوخت متوسل به اضافه‌هزینه برای مسافران شده و یا نسبت به افزایش عمومی قیمت بلیت اقدام کرده‌اند.

    قربانی تازه شوک نفتی جنگ

    جت‌بلو بررسی دریافت ۹ دلار هزینه اضافی برای بار مسافران را در دستور کار قرار داده تا بخشی از فشار ناشی از افزایش هزینه سوخت جت را جبران کند در همین حال، یونایتد ایرلاینز نیز اعلام کرده که با رشد قیمت سوخت جت، به دنبال افزایش حدود ۲۰ درصدی قیمت‌هاست. این نشانه‌ها حاکی از آن است که شوک نفتی ناشی از جنگ، نه فقط به بازار انرژی، بلکه به زنجیره گسترده‌ای از خدمات مصرفی در آمریکا سرایت کرده است.

    ازآنجایی که در صنعت هواپیمایی، سوخت یکی از بزرگ‌ترین هزینه‌های عملیاتی است زمانیکه قیمت نفت بالا می‌رود، هزینه سوخت جت نیز افزایش پیدا می‌کند و شرکت‌ها برای حفظ حاشیه سود یا حتی جلوگیری از زیان، معمولاً ناچارند یا نسبت به افزایش قیمت بلیت دست بزنند و یا با افزودن هزینه‌های جانبی مثل بار، انتخاب صندلی یا خدمات ویژه قیمت‌ها را دستکاری کنند یا اینکه باکاهش ظرفیت پرواز‌ها یا محدود کردن مسیر‌های کم‌بازده از ضرر خود جلوگیری کنند.

    گرانی سوخت و بازی قدیمی ایرلاین‌ها

    به‌نظر می‌رسد ایرلاین‌ها به ویژه ایرلاین‌های آمریکایی ترکیبی از این سه مسیر را امتحان می‌کنند تا از ضرر خود جلوگیری کنند بنابراین گرانی سوخت فقط مختص به پمپ بنزین نیست بلکه در گیشه بلیت‌فروشی ایرلاین‌ها هم خودش را نشان می‌دهد.

    آنچه واضح است این است که اثر جنگ ایران بر قیمت بلیت هواپیما گرجه مستقیم نیست، اما از مسیر بازار جهانی انرژی بسیار سریع عمل می‌کند؛ به طوری که خاورمیانه یکی از مهم‌ترین مناطق عرضه نفت و گاز جهان است و هرگونه جنگ یا تهدید به اختلال در مسیر‌های حیاتی مانند تنگه هرمز، معمولاً باعث افزایش ریسک در بازار نفت می‌شود .

    بنابراین زمانی که بازار احساس کند عرضه انرژی ممکن است محدود شود درگام نخست قیمت نفت بالا می‌رود و به دنبال آن هزینه سوخت جت بیشتر می‌شود و دراینجاست که ایرلاین‌ها زیان احتمالی را به مسافر منتقل می‌کنند.

    پیام جنگ خاورمیانه به خطوط هوایی آمریکا

    در واقع، جنگ در خاورمیانه برای خطوط هوایی آمریکا یک پیام خیلی ساده دارد و آن این استک که «سوخت گران شده، لطفاً شما هم کمربند مالی‌تان را محکم‌تر ببندید»، اما تجربه نشان داده است که تبعات این گرانی برای مسافران آمریکایی صرفا یک تغییر عددی ساده نیست بلکه دردیگر جنبه‌های مختلف زندگی تاثیرگذار است.

    برای مثال سفر‌های خانوادگی و تفریحی گران‌تر شده و حتی سفر‌های کاری کوچک و متوسط کاهش می‌یابد ضمن اینکه سفر هوایی برای اقشار کم‌درآمد یا طبقه متوسط دشوارتر از قبل می‌شود که معمولا در کوتاه‌مدت، این گرانی معمولاً در مسیر‌های داخلی و پررفت‌وآمد سریع‌تر دیده می‌شود، اما در میان‌مدت، اگر قیمت نفت در سطح بالا باقی بماند، فشار روی سفر‌های بین‌المللی هم کم کم بیشتر خواهد شد.

    اما همه ایرلاین‌ها به یک شکل آسیب نمی‌بینند بلکه شرکت‌هایی که ناوگان کم‌مصرف‌تری دارند و یا قرارداد‌های پوشش ریسک سوخت بهتری داشته و یا ساختار مالی قوی‌تری دارند، بهتر می‌توانند ضربه را جذب کنند؛ درحالی که شرکت‌هایی که وابستگی بیشتری به قیمت روز سوخت دارند، سریع‌تر به سمت افزایش کرایه یا هزینه جانبی می‌روند و به همین دلیل، گرانی سوخت در نهایت می‌تواند به رقابت جدیدی در بازار منجر شود آن هم بر سر اینکه چه کسی کمتر از بقیه مسافر را شوکه می‌کند.

    جنگ ایران از مسیر افزایش قیمت نفت، به‌صورت غیرمستقیم، اما واقعی، بر قیمت بلیت هواپیما در آمریکا فشار می‌آورد و این فشار ابتدا در هزینه سوخت جت ظاهر شده و سپس به هزینه‌های عملیاتی ایرلاین‌ها منتقل می‌شود، اما در نهایت به جیب مسافران می‌رسد بنابراین آنچه در ظاهر یک بحران ژئوپلیتیک نشان می‌دهد، اما در عمل می‌تواند به یک مسئله روزمره برای خانواده‌های آمریکایی تبدیل شود به طوری که هزینه بیشتر برای همان صندلی، همان پرواز و همان مقصد؛ فقط با برچسب قیمتی دردناک‌تر.