دسته: اخبار

  • تیشه هوش مصنوعی به ریشه ۷۰۰۰ شغل!

    تیشه هوش مصنوعی به ریشه ۷۰۰۰ شغل!

    به گزارش اقتصادران، در حرکتی که بازتاب گسترده‌ای در دنیای مالی جهانی داشته، استاندارد چارترد به صراحت اعلام کرده که عملیات خود را بازمهندسی خواهد کرد و فناوری را جایگزین نیروی انسانی می‌کند.

    این اقدام نشان می‌دهد که حتی بانک‌های سنتی با سابقه طولانی و اعتبار جهانی، برای حفظ سودآوری و بقا، مجبور به پذیرش هوش مصنوعی و اتوماسیون شده‌اند. کارشناسان می‌گویند این تصمیم، آغاز موج جدیدی از تغییرات در ساختار نیروی کار بانک‌ها در سطح بین‌المللی است.

    به گزارش رویترز، بانک استاندارد چارترد بیش از ۷۰۰۰ شغل را طی چهار سال آینده حذف خواهد کرد، چرا که به دنبال جایگزینی فناوری به جای «سرمایه انسانی کم‌ارزش» است و به یکی از بانک‌های پیشرو در استفاده از هوش مصنوعی برای کاهش نیروی انسانی تبدیل می‌شود. این بانک که دفتر مرکزی آن در لندن قرار دارد، روز سه‌شنبه هوش مصنوعی را عامل اصلی برای کاهش عملیات و افزایش سودآوری و مقابله با رقبا معرفی کرد.

    اد فیرث، تحلیلگر شرکت کیف، برویت و وودز گفت: «در دنیایی پر از عدم قطعیت، عملکرد ممکن است در بلندمدت چالش‌برانگیزتر شود.» او به این نکته اشاره کرد که بانک در سال‌های اخیر از نرخ‌های بالای بهره و جریان عظیم سرمایه بهره‌مند شده است.

    حرکت استاندارد چارترد برای ساده‌سازی عملیات و کاهش هزینه‌ها در حالی صورت می‌گیرد که شرکت‌های جهانی بیشتری با استفاده از هوش مصنوعی به دنبال افزایش بهره‌وری هستند. بانک ژاپنی میزوهو نیز در ماه مارس برنامه کاهش حداکثر ۵۰۰۰ شغل طی یک دهه را اعلام کرد. بانک‌های جهان به سرعت در تلاش برای یکپارچه‌سازی مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی و مقابله با تهدیدات فزاینده سایبری هستند.

    وینترز افزود: «قطعاً ما در مسیر خود از هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم و این فناوری نقش مهمی به عنوان تسهیل‌کننده و توانمندساز خواهد داشت.» او به نوسازی مداوم سیستم بانکداری مرکزی برای خودکارسازی بیشتر اشاره کرد.

    اهداف محافظه‌کارانه

    استاندارد چارترد اعلام کرده که تا سال ۲۰۲۸ بازده سرمایه مشهود (ROTE) بیش از ۱۵ درصد خواهد بود، که بیش از سه درصد بالاتر از سال ۲۰۲۵ است و انتظار می‌رود تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۱۸ درصد برسد. این بانک هدف جدید خود را با تمرکز بر کسب‌وکار‌های با حاشیه سود بالاتر، شامل مشتریان ثروتمند خرد و موسسات مالی در بخش بانکداری شرکتی و سرمایه‌گذاری، پشتیبانی می‌کند.

    نکته قابل توجه، بانک هدف جذب ۲۰۰ میلیارد دلار پول تازه خالص را از سال ۲۰۲۹ به سال ۲۰۲۸ جلو انداخته است. در سه‌ماهه اول، بانک بالاترین درآمد ثروت و جذب مشتری جدید را ثبت کرده است.

    استاندارد چارترد که تمرکز خود را بر آسیا-اقیانوسیه و آفریقا قرار داده، به دنبال رشد قوی‌تر است، حتی با وجود ابهامات ژئوپولیتیکی که چشم‌انداز برخی بازار‌های کلیدی آن را تحت تأثیر قرار داده است. تحلیلگران هشدار داده‌اند: بانک‌های آسیا-اقیانوسیه ممکن است مجبور شوند ذخایر زیان وام بیشتری ایجاد کنند، اگر بحران ایران ادامه یابد، زیرا هزینه‌های بالای انرژی و رشد اقتصادی ضعیف فشار بر وام‌گیرندگان را افزایش می‌دهد.

    استاندارد چارترد در سه‌ماهه اول ۱۹۰ میلیون دلار ذخیره احتیاطی مرتبط با مناقشه خاورمیانه کنار گذاشته است. وینترز در پاسخ به پرسش درباره تأثیر ریسک‌های ژئوپولیتیکی و بازار گفت: «ما بسیار مقاوم هستیم.»

    این به‌روزرسانی همچنین در حالی منتشر شد که بانک به دنبال کاهش شایعات بازار درباره برنامه جانشینی پس از ۱۱ سال ریاست وینترز است و اعلام کرده او برای چند سال آینده حضور خواهد داشت تا استراتژی جدید را اجرا کند.

    روز دوشنبه، بانک مانوس کاستلو، مدیر روابط سرمایه‌گذاران و تحلیلگر باتجربه سهام، را به‌عنوان مدیر مالی دائمی خود منصوب کرد و جایگزین دیگو دِ جیورجی شد که پس از نزدیک به سه سال حضور در بانک در فوریه استعفا داده بود.

  • برگ برنده بورس مقابل اخبار منفی سیاسی

    برگ برنده بورس مقابل اخبار منفی سیاسی

    به گزارش اقتصادران، بازار سرمایه پس از یک دوره ۸۰ روزه تعلیق و توقف موقت معاملات، سرانجام در‌های خود را به روی سهام‌داران گشود. این بازگشایی با حمایت‌های سازمان بورس و با تغییر محدوده دامنه نوسان و هیجان بالای معامله‌گران همراه بود.

    نخستین روز پس از بازگشایی، بازار با هجوم سنگین نقدینگی و صف‌های خرید متراکم در نماد‌های شاخص‌ساز آغاز به کار کرد. عطش خرید پس از روز‌ها بلاتکلیفی، صعود شاخص کل را رقم زد و نماگر اصلی بازار توانست رشد کانالی چشمگیری را ثبت کند. ارزش معاملات خرد در این روز به شکل بی‌سابقه‌ای جهش یافت و ورود پول حقیقی، نشان از بازگشت موقت اعتماد به بدنه بازار داشت. با این حال، کارشناسان این جهش اولیه را بیشتر ناشی از فنر فشرده شده قیمت‌ها و هیجان پس از بازگشایی می‌دانستند تا یک صعود پایدار.

    اما ورق در روز دوم معاملات بورسی تا حدودی برگشت و با فروکش کردن هیجان اولیه، بازار در دومین روز بازگشایی رفتاری منطقی‌تر و البته محتاطانه‌تر از خود نشان داد. افزایش عرضه‌ها در نیمه دوم بازار امروز، برخی از صف‌های خرید را به تعادل کشاند و حتی برخی نمادها، سرخ‌پوش شدند. نوسانات روز دوم معاملات بورس نشان داد که سایه ابهامات کلان اقتصادی، نرخ بهره و سیاست‌های ارزی همچنان بر سر بازار سنگینی می‌کند و سهام‌داران با وجود استقبال اولیه، همچنان دست به عصا حرکت می‌کنند. نکته مهم، اما تقابل جدی میان خریداران خوش‌بین به جا ماندگی بورس از بازار‌های موازی وفروشندگان محتاط و نگران از بی‌ثباتی‌های اقتصادی بود.

    در این گفت‌و‌گو با نیما میرزایی، کارشناس بازار سرمایه، به بررسی ابعاد بازگشایی بورس، تحلیل رفتار حقوقی‌ها، اثرات دامنه نوسان جدید و چشم‌انداز حرکت شاخص کل در صورت وقوع حملات مجدد و اخبار منفی سیاسی پرداخته‌ایم.

    نقش بازارساز در مدیریت رفتارهای هیجانی

    این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به بازگشایی مثبت بورس برخلاف انتظارات منفی، عملکرد بازارساز را در مدیریت رفتار‌های هیجانی مثبت ارزیابی کرد و گفت: بازار سرمایه با شرایط خوبی بازگشایی شد و برخلاف انتظار بسیاری از فعالان بازار سرمایه بازگشایی عمدتاً در سهم‌های مختلف به جز سهم‌هایی که بسته شده بودند، مثبت بود. با توجه به آسیب دیدگی صنایع از جنگ وضعیت خوبی را در کلیت بازار بورس شاهد بودیم. شیب حرکتی بازار در دو روز گذشته به نفع خریداران بود و رشد بازار تقویت هم شد.

    وی درباره عملکرد بازارساز در مدیریت بحران اظهار داشت: در مجموع می‌توان امتیاز مثبتی را به بازارساز در مدیریت هیجانات و رفتار‌های منفی که می‌‎توانست گریبان‌گیر بازار سهام شود، داد.

    این کارشناس در تشریح رفتار خریداران در دو روز نخست بازگشایی بازار سهام، تصریح کرد: رفتار خریداران در شرایط فعلی چندان پرریسک نیست و بازار جاماندگی معناداری دارد و در بسیاری موارد از سهم‌های بازار وضعیت تولید و به خصوص نرخ‌های فروش نسبت به گذشته تغییرات قابل توجهی داشته است که می‌توان اثر آن را بر صورت‌های مالی و در تابلوی معاملات مشاهده کنیم.

    کدام نمادها مقصد اصلی نقدینگی شدند؟

    میرزایی در ادامه درباره عملکرد نماد‌های بزرگ و صندوق‌های اهرمی گفت: نماد‌های بزرگی که عمدتاً قابلیت بازگشایی داشتند، در روز نخست بازگشایی شدند، اما اگر بخواهیم تغییرات روز دوم بازگشایی بازار سهام را در نظر بگیریم، جمع شدن صف‌های فروش صندوق‌های اهرمی را در بازار شاهد بودیم که نکته به شدت مثبتی است که می‌تواند اعتماد به نفش خریداران را بیشتر کند و چشم‌انداز بازار سرمایه را از وضعیت نگران‌کننده تغییر دهد. این شرایط وضعیت نسبتاً مطلوبی را پیش روی جریان نقدینگی و سرمایه گذارانی که قصد خرید دارند، قرار بدهد.

    تاثیر وقوع حملات مجدد بر آینده بازار بورس

    وی در پاسخ به سوالی درباره تأثیر احتمالی اخبار منفی و تنش‌های آینده بر بازار خاطرنشان کرد: پیش بینی رفتار بازار در شرایطی که در آینده نزدیک جنگی رخ دهد یا خبر منفی شاهد باشیم، چندان آسان نیست. اما به نظر می‌رسد که افت‌های احتمالی پیش روی بازار سرمایه، همانطور که این افت نسبت به جنگ قبلی کمتر بود، در در آینده هم کمتر باشد و بازار بتواند به سرعت از وضعیت پنیک رد شود. بازار الان در وضعیت کف ارزش دلاری خود است که ظاهراً سرمایه‌گذاران نشان داده‌اند که به این موضوع واقف هستند و تهدیدات و اتفاقات منفی نمی‌تواند روند کلی بازار را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. در حال حاضر در حد نوسانات محدود این احتمال منفی شدن وجود دارد.

  • با اعصاب مردم وَر نروید!!

    با اعصاب مردم وَر نروید!!

    به گزارش اقتصادران، اگر از بگومگو‌های داخلی ـ که متاسفانه گاه جناح‌ها را از مصالح ملّی غافل می‌کند ـ بگذریم، حال مردم ما در عین بار کمرشکن تورّم و گرانی، حال پایمردی و فهم آینده‌نگری برای خطّه‌ی مردخیز و زَرریز ایران است؛ اگر برخی ادّعا‌ها و سر و صدا‌های تفرقه‌آمیز، ولو به نام «پایداری» مجال دهد!

    روزنامه اطلاعات نوشت: در این میان نهایت کوته‌نظری و فرصت‌طلبی است، اگر برخی خودآگاه یا ناخودآگاه در این مقطعِ وحدت و انسجامِ قابل قبول و حداکثری مردم، به دنبال دوختن کلاهی از این نمد باشند؛ فرقی نمی‌کند که خودروساز باشد یا بانک‌دار؛ ارزاق‌فروش باشد یا تعمیرکار؛ مجلسی باشد یا محفلی؛ در یک کلام، اقتصادی باشد یا سیاسی.

    یادمان نرود، در روز‌های پیش از جنگ، چه دوازده روزه چه بعد از آن، سرگرمی و بعضاً غوغاآفرینیِ هرروزه‌ی برخی در مناصب مختلف، عمدتاً تقنینی، چه بار غفلتی را نسبت به وقوع حوادث آینده بر کشور و مردم تحمیل کرد؛ که بازگفتن آنها، هم عبور از خطوط قرمز دوران جنگ است؛ هم شماتتی که دیگر دورانش گذشته است؛ اما آینده را چه کنیم؟

    آیا این مردم را برای آینده‌ی ثبات بعد از جنگ هم نیاز داریم؟ جوابش از آفتاب روشن‌تر است؛ پس:

    ـ رسانه‌ی رسمی و عمومی، پایش را کمتر بر عصب‌های جهنده‌ی مردم بگذارد و از مجریان ملیح و نمکین بخواهد که آحاد مردم را در این انسجام و هم‌دلی، یکسان احترام کنند.

    ـ دولتمردان، به جای طفره‌رفتن از پاسخگویی در برابر اقداماتی که مردم دلیلش و منبعش را نمی‌شناسند، جرأت‌ورزی و مسئولیّت‌پذیری را بیش از پیش به خرج دهند.

    ـ تریبون‌داران، مردمان را در روز همان‌گونه ببینند که در شب!

    با وحدت و هم‌دلی و مهربانی پیروزیم و هیچ دخلی و شباهتی به دوران جنگ جهانی اول و دوم نداریم.

  • کمبود دارو پزشکان را هم شاکی کرد!

    کمبود دارو پزشکان را هم شاکی کرد!

    به گزارش اقتصادران، «احمد ولی‌پور» رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره وضعیت دارویی در کشور گفت: در ماه‌های اخیر، هم پیش از شرایط جنگی و هم پس از تشدید محدودیت‌های اقتصادی و لجستیکی، گزارش‌هایی از سوی پزشکان عمومی سراسر کشور درباره کمبود یا دسترسی دشوار به برخی اقلام دارویی دریافت کرده‌ایم. این کمبودها بیشتر در حوزه بعضی آنتی‌بیوتیک‌ها، داروهای بیماران مزمن، برخی سرم‌ها و اقلام مصرفی درمانی مشاهده شده است.

    وی افزود: البته باید تأکید کنم که در شرایط فعلی، مهم‌ترین موضوع مدیریت علمی منابع دارویی کشور و جلوگیری از مصرف و تجویز غیرضروری است. پزشکان عمومی به‌عنوان خط اول نظام سلامت، همواره تلاش کرده‌اند نسخه‌نویسی منطقی و مبتنی بر شواهد را رعایت کنند و از تجویزهای غیرضروری، به‌ویژه در حوزه آنتی‌بیوتیک‌ها، سرم‌تراپی و مکمل‌ها پرهیز شود.

    ولی‌پور گفت: واقعیت این است که شرایط اقتصادی، محدودیت‌های واردات مواد اولیه و مشکلات نقدینگی صنعت دارو می‌تواند زنجیره تأمین دارو را تحت فشار قرار دهد. بنابراین لازم است مدیریت این موضوع صرفاً به هشدار محدود نشود و اقدامات عملی در دستور کار قرار گیرد.

    رئیس انجمن پزشکان عمومی در ادامه خاطرنشان کرد: از نگاه انجمن پزشکان عمومی، چند راهکار فوری اهمیت دارد؛ اول، حمایت فوری از تولیدکنندگان داخلی دارو و تأمین پایدار ارز و مواد اولیه است، زیرا اگر تولید داخلی دچار وقفه شود، فشار اصلی مستقیماً به بیماران منتقل خواهد شد. دوم، ایجاد شفافیت در نظام توزیع دارو است تا از احتکار، توزیع نامتوازن و ایجاد بازار غیررسمی جلوگیری شود. سوم، تقویت نظام نسخه‌نویسی علمی و آموزش عمومی درباره مصرف منطقی دارو است. متأسفانه در سال‌های اخیر بخشی از مصرف غیرضروری دارو ناشی از فرهنگ غلط درمان سریع، سرم‌درمانی بی‌مورد و مصرف خودسرانه بوده است. چهارم، اولویت‌بندی ذخایر دارویی برای بیماران مزمن و گروه‌های پرخطر است تا بیماران دیابتی، قلبی، سرطانی و سالمندان کمترین آسیب را ببینند.

    ولی‌پور بیان داشت: ما معتقدیم عبور از این شرایط نیازمند همکاری نزدیک وزارت بهداشت، سازمان غذا و دارو، انجمن‌های علمی و خود جامعه پزشکی است. در عین حال باید از ایجاد نگرانی و التهاب روانی در جامعه نیز پرهیز کرد، زیرا مدیریت آرام و علمی شرایط، مهم‌ترین اصل در دوره‌های بحران است.

    به گفته وی، یکی از مشکلات اصلی در تحلیل وضعیت جامعه پزشکی، نگاه کلی و غیرواقعی به درآمد پزشکان است. وقتی درباره حقوق صحبت می‌شود، افکار عمومی تصور می‌کند همه پزشکان دریافتی‌های بسیار بالا دارند؛ در حالی‌که واقعیت میدانی پزشکان عمومی، به‌ویژه در بخش دولتی، درمانگاه‌ها و مناطق محروم کاملاً متفاوت است و احکام حقوقی حدود ۲۰ الی ۳۰ میلیونی دارند.

    رئیس انجمن پزشکان عمومی تصریح کرد: اسناد و احکام حقوقی متعددی که از همکاران پزشک عمومی در استان‌های مختلف به انجمن رسیده، نشان می‌دهد بخشی از پزشکان عمومی با وجود مسئولیت سنگین درمان، کشیک، پاسخگویی شبانه‌روزی و فعالیت در مناطق کم‌برخوردار، دریافتی‌هایی دارند که فاصله قابل توجهی با تصور عمومی جامعه دارد.

    ولی‌پور با بیان اینکه ما امروز در جامعه پزشکی با یک عقب افتادگی درآمدی جدی روبه‌رو هستیم، گفت: مقایسه یک پزشک عمومی شاغل در شبکه بهداشت، درمانگاه یا مناطق محروم با برخی متخصصان محدود و معروف در کلان شهرها، تصویر نادرستی از کل جامعه پزشکی ایجاد می‌کند. بسیاری از پزشکان عمومی به‌صورت قراردادی، طرحی، کارانه‌ای یا شیفتی فعالیت می‌کنند و از امنیت شغلی پایدار برخوردار نیستند.

    وی با تأکید بر اینکه در بسیاری از درمانگاه‌های کشور، بار اصلی مراجعه بیماران بر دوش پزشکان عمومی است، اظهار داشت: این پزشکان روزانه حجم بالایی از بیماران را مدیریت می‌کنند؛ از بیماری‌های عفونی و مزمن گرفته تا خدمات اولیه، اورژانس‌های سرپایی و پیگیری بیماران. در واقع ستون خدمات خط اول سلامت کشور پزشکان عمومی هستند.

    رئیس انجمن پزشکان عمومی در ادامه تصریح کرد: متأسفانه در سال‌های اخیر جایگاه پزشک عمومی در سیاست‌گذاری سلامت تضعیف شده است. در حالی‌که در همه نظام‌های سلامت موفق دنیا، پزشک خانواده و پزشک عمومی محور اصلی نظام ارجاع هستند، در کشور ما مراجعه مستقیم به متخصص تبدیل به فرهنگ غالب شده است. این روند هم هزینه درمان را برای مردم افزایش داده و هم موجب تضعیف مراقبت‌های اولیه شده است.

    وی با اشاره به اینکه نکته مهم دیگر این است که «تخصص نگرفتن» الزاماً به معنای ناتوانی علمی یا عدم موفقیت نیست، گفت: بسیاری از پزشکان عمومی آگاهانه حوزه طب عمومی، خدمات سرپایی، طب خانواده و مراقبت اولیه را انتخاب می‌کنند. اما واقعیت این است که فشار اقتصادی، فرسودگی شغلی، شرایط دشوار رزیدنتی، مهاجرت نیروهای جوان و کاهش جذابیت حرفه‌ای، باعث شده بخشی از پزشکان نیز تمایل کمتری به ادامه مسیر تخصص داشته باشند.

    ولی‌پور در پایان تأکید کرد: نگرانی ما فقط مسئله معیشت پزشک نیست؛ مسئله اصلی آینده نظام سلامت است. اگر پزشک عمومی از نظر حرفه‌ای، اقتصادی و اجتماعی تضعیف شود، اولین آسیب آن متوجه مردم و دسترسی آنان به خدمات اولیه درمانی خواهد بود.

  • ۵ پیش‌بینی برای رویارویی ایران و آمریکا

    ۵ پیش‌بینی برای رویارویی ایران و آمریکا

    به گزارش اقتصادران، در حالی که تحرکات دیپلماتیک میان تهران، واشنگتن و بازیگران منطقه‌ای وارد مرحله‌ای حساس شده، نشریه آمریکایی «نیوزویک» با بررسی آخرین تحولات سیاسی و امنیتی، پنج سناریوی احتمالی برای آینده رویارویی ایران و آمریکا را ترسیم کرده؛ سناریوهایی که از بازگشت به جنگ مستقیم تا تداوم یک آتش‌بس شکننده و فرسایشی را شامل می‌شود.

    نیوزویک مدعی شد: در روزهای اخیر، همزمان با افزایش رایزنی‌های منطقه‌ای، وزیر کشور پاکستان برای دومین بار در کمتر از یک هفته راهی تهران شد؛ سفری که بسیاری از تحلیلگران آن را بخشی از تلاش‌های پشت‌پرده برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا ارزیابی می‌کنند. در سوی دیگر، مجلس سنای آمریکا نیز در اقدامی کم‌سابقه با ۵۰ رأی موافق، اختیارات نظامی دونالد ترامپ علیه ایران را محدود کرد؛ هرچند پیش‌بینی می‌شود رئیس‌جمهور آمریکا این مصوبه را وتو کند.

    همزمان تماس‌های مداوم تلفنی میان ترامپ و بنیامین نتانیاهو ادامه دارد و گمانه‌زنی‌هایی نیز درباره احتمال سفر سید عباس عراقچی به نیویورک برای شرکت در نشست شورای امنیت سازمان ملل به ریاست چین مطرح شده است؛ مجموعه تحولاتی که نشان می‌دهد پرونده ایران بار دیگر به یکی از اصلی‌ترین محورهای سیاست خارجی قدرت‌های جهانی تبدیل شده است.

    در چنین فضایی، نیوزویک پنج سناریوی احتمالی را برای آینده تنش میان تهران و واشنگتن مطرح کرده است.

    نخستین و یکی از محتمل‌ترین سناریوها، بازگشت آمریکا به حملات نظامی محدود با هدف وادار کردن ایران به بازگشت به میز مذاکره «با شروطی بهتر» عنوان شده است؛ سناریویی که می‌تواند به افزایش تنش‌های منطقه‌ای و ورود دوباره خاورمیانه به چرخه درگیری‌های مستقیم منجر شود.

    سناریوی دوم که این نشریه آن را «پایدارترین» گزینه توصیف می‌کند، توافق سیاسی پیش از آغاز یک جنگ گسترده است؛ به این معنا که ایران و آمریکا، پیش از عبور از نقطه بی‌بازگشت، به یک چارچوب توافقی برای مهار بحران دست پیدا کنند.

    در مقابل، نیوزویک «واقع‌بینانه‌ترین سناریوی منفی» را تبدیل شدن شرایط کنونی به یک جنگ فرسایشی مزمن می‌داند؛ وضعیتی که در آن نه جنگی تمام‌عیار رخ می‌دهد و نه صلحی پایدار شکل می‌گیرد و منطقه برای مدت طولانی در وضعیت بی‌ثباتی باقی می‌ماند.

    چهارمین سناریو، ورود علنی کشورهای حوزه خلیج فارس به جنگ احتمالی است؛ رخدادی که می‌تواند معادلات امنیتی منطقه را به شکل کامل تغییر دهد و دامنه درگیری را به سطحی بسیار گسترده‌تر بکشاند.

    اما به باور نیوزویک، محتمل‌ترین گزینه، تداوم یک «آتش‌بس ظاهری و صوری» است؛ وضعیتی که در آن اگرچه جنگ رسمی و گسترده‌ای آغاز نمی‌شود، اما تحریم‌ها، محاصره دریایی، تنش در تنگه هرمز، حملات سایبری و عملیات پهپادی همچنان ادامه پیدا می‌کند.

    بر اساس این تحلیل، منطقه ممکن است وارد دوره‌ای شود که در آن تقابل ایران و آمریکا نه در قالب جنگ کلاسیک، بلکه در شکل یک رویارویی دائمی، چندلایه و کنترل‌شده ادامه یابد؛ وضعیتی که می‌تواند اقتصاد انرژی، امنیت خلیج فارس و آینده مذاکرات هسته‌ای را تحت تاثیر مستقیم قرار دهد.

  • بازار کالاهای دست‌دوم؛ پناه مردم برابر هیولای گرانی

    بازار کالاهای دست‌دوم؛ پناه مردم برابر هیولای گرانی

    به گزارش اقتصادران، در سال ۱۴۰۵، اقتصاد ایران با جهش بی‌سابقه تورم مواجه شد؛ داده‌های رسمی نشان می‌دهند که نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه تا بیش از ۷۳ درصد افزایش یافته است که به معنای افزایش چشمگیر هزینه اقلام مصرفی خانوار در مقایسه با سال گذشته است.

    این فشار تورمی، بیش از آنکه فقط قیمت‌ها را بالا ببرد، الگوی رفتاری خرید خانوارها را نیز به‌طرزی بنیادین دگرگون کرده است: «از خرید نقدی کالاهای نو به خرید قسطی حتی برای کالاهای معمولی و رشد بی‌سابقه بازار کالاهای دست‌دوم به‌عنوان یک راهکار اقتصادی.»

    بر اساس آخرین آمار رسمی منتشرشده مرکز آمار، تورم نقطه‌به‌نقطه در فروردین ۱۴۰۵ به حدود ۷۳.۵ درصد رسیده است؛ این بدان معناست که برای خرید همان سبد کالا و خدمات، خانوارها بیش از ۷۳٪ بیشتر نسبت به سال قبل هزینه کرده‌اند. تورم سالانه نیز به بیش از ۵۳ درصد افزایش یافته است.

    همچنین بخش قابل‌توجهی از افزایش قیمت مربوط به مواد غذایی و کالاهای پوشاک بوده است، برخی اقلام غذایی بیش از ۱۱۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند. کالاهای نسبتاً ضروری مانند لبنیات، گوشت، برنج، روغن و تخم‌مرغ نرخ‌های جدیدی دارند که بسیاری از خانوارهای متوسط توان خرید معمولی آن‌ها را ندارند.

    این اعداد نشان می‌دهند که تورم دیگر فقط یک «افزایش قیمت» ساده نیست، بلکه به عاملی ساختاری برای تغییر سبک زندگی تبدیل شده است.

    پیامد عملی این افزایش‌ها این است که بخش عمده بودجه خانوار به تأمین مایحتاج اولیه اختصاص می‌یابد و بخش تفکیک‌شده بودجه برای مصارف دیگر بسیار کاهش یافته است.

    تحول در الگوی پرداخت: قسطی شدن خریدها

    در یک اقتصاد نسبتاً باثبات‌تر، خریداران معمولاً برای اقلام گران‌قیمتی مثل یخچال، تلویزیون یا ماشین لباسشویی سراغ پرداخت‌های قسطی می‌رفتند؛ زیرا هزینه نقدی این کالاها نسبت به درآمد خانوار بالاست.

    در ۱۴۰۵، این خط مرزی به‌طور محسوسی جابجا شده است:خریدهای معمول و حتی مصرفیِ روزمره نیز به شیوه قسطی انجام می‌شود.

    فروشگاه‌های زنجیره‌ای و خرده‌فروشی‌ها اکنون بسته‌های محصولات غذایی و اقلام ضروری را با امکان پرداخت ۴ تا ۸ قسط به مشتریان عرضه می‌کنند.

    حتی در فروشگاه‌های کوچک‌تر، و پوسترهای تبلیغاتی «قسطی ببر» برای اجناسی مثل لبنیات، شوینده‌ها و اقلام بهداشتی به چشم می‌خورد.

    این تغییر نشان‌دهنده کاهش قدرت نقدینگی خانوارها است؛ یعنی وقتی حتی اقلام ضروری هم نیازمند تقسیط پرداخت می‌شوند، به‌وضوح تورم اثرات خود را در معیشت خانوار برجای گذاشته است.

    وقتی نو دیگر در سبد جا نمی‌گیرد: داستان بازار دست‌دوم

    در سال ۱۴۰۵، وقتی خانواده‌ای به فروشگاه می‌رسد و قیمت یخچال یا ماشین لباسشویی را می‌بیند، اغلب چشمانش از تعجب گشاد می‌شود. افزایش قیمت‌ها به‌قدری عجیب و سرسام آور شده که خرید کالای نو برای بسیاری دیگر امکان‌پذیر نیست. در نتیجه، بازار کالاهای دست‌دوم به‌طرز چشمگیری رونق گرفته است.

    در یکی از محله‌های مرکزی شهر تهران، خانواده‌ای که قبلاً همیشه ترجیح می‌داد کالاهای برقی را نو بخرد، وقتی جاروبرقی‌شان خراب شد، به جای پرداخت ۱۵ میلیون تومان برای نمونه نو، با ۶ میلیون تومان یک مدل دست‌دوم مشابه خریداری کردند. این اتفاق تنها برای لوازم بزرگ خانگی نیست بلکه؛ مبلمان، فرش و حتی لوازم برقی کوچک نیز مسیر مشابهی را طی کردند.

    روایت میدانی دیگر در بازارهای الکترونیک و برقی، فروشندگان دست‌دوم هم می‌گویند که تقاضا افزایش ۴۰ تا ۶۰ درصدی داشته است و مشتریانی که پیش‌تر کالای نو را ترجیح می‌دادند، حالا حتی برای اقلامی که عمر بالایی دارند، دست دوم را انتخاب می‌کنند. علت اصلی، نه صرفاً صرفه‌جویی، بلکه واکنش مستقیم به فشار تورم و کاهش قدرت خرید است.

    بنا به مشاهدات در سال ۱۴۰۵، وقتی تورم بی‌سابقه فشار بر خانوارها را دوچندان کرد، بسیاری از خانواده‌ها مجبور شدند سبد خرید خود را بازتعریف کنند.

    مریم، مادر دو فرزند در تهران، وقتی قیمت یخچال نو را دید، ناامید شد و به بازار دست‌دوم رفت؛ او یک یخچال سالم با نصف قیمت نو خرید. او می گوید؛ «بهتر است کمی ریسک کنم و دست‌دوم بخرم، تا هزینه سنگین نو را یک‌باره پرداخت کنم.»

    علی، کارمند اداری، وقتی ماشین لباسشویی قدیمی‌شان خراب شد، ترجیح داد مدل نو را با ۶ قسط ماهانه خریداری کند؛ «بدون قسط، توان خرید نداشتم، حتی برای یک کالای ضروری.»

    نگین، دانشجویی که این روزها درس خواندنش آنلاین است نه حضوری، برای ادامه کلاس‌ها به لپ‌تاپ نیاز داشت؛ با توجه به افزایش شدید قیمت‌ها، او به یک لپ‌تاپ دسته‌دوم با کارکرد کم رضایت داد؛ «این گزینه به من امکان داد درس‌هایم را ادامه دهم، بدون اینکه وام بگیرم.»

    سعید، شهروند دیگری است که به «اقتصادنیوز» می گوید؛ « قصد خرید تلویزیون جدید داشتند، تلویزیون کارکرده با گارانتی محدود خریدند تا با بودجه محدود نیازشان را برآورده کنند.»

    این روایت‌ها نشان می‌دهند که خرید دست‌دوم و پرداخت قسطی دیگر تنها انتخاب اقتصادی نیست، بلکه راهکاری برای ادامه زندگی در شرایط تورمی و کاهش قدرت خرید است؛ پدیده‌ای که بازار را متحول کرده و به یک گزینه اصلی خانوارها بدل شده است.

    مصرف‌کنندگان می‌گویند که دیگر خرید کالای نو برای بسیاری از اقلام بزرگ‌تر مثل یخچال، تلویزیون یا ماشین لباسشویی در برنامه مالی‌شان جای ندارد، چرا که افزایش قیمت‌ها در سال اخیر به‌گونه‌ای بوده که توان پرداخت نقدی برای بسیاری از اقشار کاهش یافته و برآورد هزینه‌ها نشان داده که خرید دست‌دوم یا قسطی برایشان گزینه عملی‌تر است، نه فقط اقتصاداً ارزان‌تر، بلکه تنها راهی که می‌توانند واقعاً از پس آن بربیایند.

    این تغییر در الگوی خرید، نه تنها بازتابی از فشار تورمی شدید بوده است، بلکه به‌وضوح نشان می‌دهد که مردم به‌طور سیستماتیک از بازار کالای نو فاصله گرفته‌اند و این فاصله‌گیری خود باعث رشد چشمگیر بازار دست‌دوم در سراسر اقتصاد شده است.

    چرا دست‌دوم؟

    سه عامل اصلی این تغییر رفتار را توضیح می‌دهند:

    کاهش قدرت خرید: ارزش ریال به شدت کاهش یافته و تورم همچنان در مسیر صعود است، بنابراین پرداخت نقدی برای کالاهای نو سنگین شد و خرید دست‌دوم به یک گزینه عملی تبدیل شد.

    هزینه‌های ثابت سنگین‌تر: افزایش هزینه‌های مواد غذایی، انرژی، مسکن و خدمات عمومی باعث شد که بخش بیشتری از بودجه صرف تأمین نیازهای پایه شود و بخش زیادی برای خرید کالاهای نو باقی نماند.

    انتظار بی‌ثبات تر شدن اقتصاد: خانوارها پیش‌بینی می‌کردند که قیمت‌ها در ماه‌های بعد نیز افزایش یابد، بنابراین ترجیح دادند همین حالا با هزینه کمتر، کالای کارکرده تهیه کنند تا بعدها مجبور به پرداخت بیشتر نشوند.

    نتیجه این ترکیب سه‌گانه این است که مصرف‌کنندگان به شکل طبیعی به خرید دست‌دوم برای لوازم خانگی، الکترونیک و …روی می آورند.

    برهمین اساس هم خرید قسطی دیگر محدود به کالاهای لوکس یا بزرگ نیست؛ حتی مواد غذایی و بسته‌های سوپرمارکتی نیز در قالب پرداخت چند مرحله‌ای عرضه می‌شوند تا خانوارها بتوانند نیازهای خود را تأمین کنند.

    این تغییرات تنها انتخاب اقتصادی نیست؛ بلکه واکنشی مستقیم به فشار تورم، کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی اقتصادی است که زندگی روزمره خانوارها را تحت تأثیر قرار داده است.

    در نهایت، تورم ۱۴۰۵ تصویری واضح از فشار معیشتی بر جامعه ایرانی ارائه می‌دهد؛ خانوارهایی که پیش‌تر توان خرید نقدی کالاهای نو داشتند، حالا مجبور به تصمیم‌گیری میان قسطی و دست‌دوم هستند؛ روندی که بازار، رفتار مصرف‌کننده و حتی هنجارهای اجتماعی را تغییر داده است.

  • بیمه ملت در اسفند ۱۴٠۴، سه هزار و ۷٠٠ میلیارد تومان حق بیمه تولید کرد

    بیمه ملت در اسفند ۱۴٠۴، سه هزار و ۷٠٠ میلیارد تومان حق بیمه تولید کرد

    به گزارش اقتصادران به نقل از روابط عمومی بیمه ملت، بر اساس گزارش عملکرد منتشر شده در سامانه کدال، بیمه ملت در دوره یک ماهه منتهی به ۲۹ اسفند ۱۴۰۴، رقمی بیش از سه هزار و ۷۴۸ میلیارد و ۳۰۶ میلیون تومان حق بیمه (شامل قبولی اتکایی) در رشته‌های مختلف تولید کرد.

    حق بیمه تولید شده بیمه ملت در این ماه نسبت به ماه مشابه سال قبل از آن، بیش از یک هزار و ۸۳۵ میلیارد و ۶۷۵ میلیون تومان افزایش داشته است.

    بالاترین سهم از حق بیمه تولید شده در این ماه مربوط به رشته‌های درمان با سهم ۷۴ درصد (معادل ۲ هزار و ۷۵۶ میلیارد تومان)، ثالث اجباری با سهم ۸ درصد (معادل ۳۰۱ میلیارد تومان) و رشته‌های بدنه خودرو و نفت و انرژی هر یک با سهم ۴ درصد بوده است.

    شرکت بیمه ملت همچنین در این ماه که تنها در ۹ روز آن جنگ تحمیلی علیه کشور وجود نداشت و در راستای عمل به تعهدات و پرداخت خسارت زیان دیدگان و بیمه‌گذاران، رقمی معادل یک هزار و ۴۶۴ میلیارد و ۲۲۱ میلیون تومان خسارت در رشته‌های مختلف پرداخت کرد.

    این در حالی است که در ماه مشابه سال ۱۴۰۳ این شرکت ۲هزار و ۲۷۱ میلیارد و ۵۷۷ میلیون تومان خسارت پرداخت کرده بود.
    بیشترین خسارت پرداخت شده طی این دوره مربوط به رشته‌های درمان با سهم ۵۵ درصد (معادل ۸۰۷ میلیارد تومان)، ثالث اجباری با سهم ۲۲ درصد (معادل ۳۱۸ میلیارد تومان) و حوادث سرنشین با سهم ۸ درصد (معادل ۱۲۰ میلیارد تومان) بوده است.

    این آمارها نشان می‌دهد در حالی که بیمه ملت حق بیمه بالاتری در اسفندماه امسال نسبت به دوره مشابه سال قبل تولید کرده اما همزمان خسارت کمتری نیز پرداخت کرده است.

  • سرنوشت تنش بین ایران و آمریکا؛ چه شد، چه خواهد شد؟

    سرنوشت تنش بین ایران و آمریکا؛ چه شد، چه خواهد شد؟

    به گزارش اقتصادران، پس از بیش از یک ماه آتش‌بس شکننده میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تحولات هفته گذشته نشان می‌دهد بحران وارد حساس‌ترین مرحله خود شده است؛ مرحله‌ای که در آن هم‌زمان نشانه‌های دیپلماسی فشرده، آماده‌باش نظامی، تحرکات منطقه‌ای و تهدید بازگشت جنگ دیده می‌شود.

     رفت‌وآمدهای مکرر مقام‌های پاکستانی به تهران، ورود چین به پرونده تنگه هرمز، حملات پهپادی به زیرساخت‌های امارات و هشدارهای پی‌درپی دونالد ترامپ، همگی نشان می‌دهد خاورمیانه اکنون در آستانه تصمیمی قرار گرفته که می‌تواند یا به توافقی موقت ختم شود یا منطقه را دوباره وارد جنگی گسترده کند.

    تایم‌لاین تحولات یک هفته گذشته چه شد؟

    چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ سفر ترامپ به چین و ورود پکن به بحران ایران

    یکی از مهم‌ترین رخدادهای هفته، سفر دونالد ترامپ به پکن و دیدار مستقیم او با شی جین‌پینگ بود؛ سفری که بخش مهمی از آن به جنگ ایران، بحران تنگه هرمز و امنیت انرژی جهان اختصاص داشت. واشنگتن تلاش کرد چین را برای اعمال فشار بیشتر بر تهران جهت بازگشایی کامل تنگه هرمز و کاهش تنش‌ها متقاعد کند. در پایان این سفر، دو طرف بدون دستیابی به توافق عملی، تنها بر ضرورت باز ماندن مسیر انرژی و جلوگیری از اختلال در عبور نفتکش‌ها تأکید کردند. رویترز گزارش داد ترامپ امیدوار بود چین به دلیل وابستگی شدید به نفت خلیج فارس، نقش فعال‌تری در مهار بحران ایفا کند، اما پکن از ورود مستقیم به فشار علیه تهران خودداری کرد.

    شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ نگرانی بازارها پس از شکست نسبی مذاکرات پکن

    پس از پایان سفر ترامپ به چین، رسانه‌های اقتصادی جهان گزارش دادند که عدم دستیابی به پیشرفت واقعی درباره تنگه هرمز باعث افزایش نگرانی در بازار انرژی شده است. قیمت نفت دوباره جهش کرد و تحلیلگران هشدار دادند اگر مسیر صادرات انرژی خلیج فارس به‌طور کامل باز نشود، اقتصاد جهانی وارد شوک جدیدی خواهد شد.

    شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ نخستین سفر وزیر کشور پاکستان به تهران

    در ادامه فعال شدن میانجی‌گری منطقه‌ای، محسن نقوی وزیر کشور پاکستان وارد تهران شد. منابع منطقه‌ای گزارش دادند اسلام‌آباد اکنون به یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن تبدیل شده و تلاش می‌کند مانع بازگشت درگیری شود. این سفر در شرایطی انجام شد که آمریکا و اسرائیل همچنان بخشی از نیروهای خود را در وضعیت آماده‌باش نگه داشته بودند.

    یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ انتقال پیشنهاد اصلاح‌شده ایران و افزایش تحرکات نظامی

    رویترز گزارش داد پاکستان نسخه اصلاح‌شده پیشنهاد ایران را به آمریکا منتقل کرده است. اندکی بعد رسانه‌های غربی به نقل از مقامات آمریکایی این پیشنهاد اصلاح شده را «ناکافی» خواندند. هم‌زمان رسانه‌های منطقه‌ای از استقرار هزاران نیروی پاکستانی، اسکادران جنگنده و سامانه‌های دفاعی در عربستان سعودی خبر دادند. هرچند اسلام‌آباد این اقدام را بخشی از همکاری دفاعی معمول با ریاض توصیف کرد، اما بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه نگرانی کشورهای عربی از احتمال فروپاشی آتش‌بس و بازگشت جنگ دانستند.

    یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ حمله پهپادی به نزدیکی نیروگاه هسته‌ای براکه امارات

    در یکی از خطرناک‌ترین رخدادهای هفته، حمله پهپادی به محوطه بیرونی نیروگاه هسته‌ای براکه در امارات باعث آتش‌سوزی در یک ژنراتور برق شد. مقام‌های اماراتی اعلام کردند سامانه‌های ایمنی هسته‌ای آسیب ندیده و نشتی رادیواکتیو رخ نداده است، اما آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نسبت به خطر هدف قرار گرفتن تأسیسات هسته‌ای در جریان جنگ هشدار داد. برخی رسانه‌های غربی و عربی گزارش دادند پهپادها احتمالاً از خاک عراق و توسط گروه‌های نزدیک به ایران شلیک شده‌اند. اندکی بعد نیز عربستان از مواجهه با چند پهپاد خبر داد. این حمله باعث شد نگرانی‌ها درباره گسترش جنگ به کل زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس به‌شدت افزایش یابد.

    یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ انتقال پیشنهاد اصلاح‌شده ایران و افزایش تحرکات نظامی

    رویترز گزارش داد پاکستان نسخه اصلاح‌شده پیشنهاد ایران را به آمریکا منتقل کرده است. هم‌زمان رسانه‌های منطقه‌ای از استقرار هزاران نیروی پاکستانی، اسکادران جنگنده و سامانه‌های دفاعی در عربستان سعودی خبر دادند. هرچند اسلام‌آباد این اقدام را بخشی از همکاری دفاعی معمول با ریاض توصیف کرد، اما بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه نگرانی کشورهای عربی از احتمال فروپاشی آتش‌بس و بازگشت جنگ دانستند.

    دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ ترامپ از تعلیق حمله علیه ایران خبر داد

    دونالد ترامپ اعلام کرد حمله‌ای که قرار بود روز سه‌شنبه علیه ایران انجام شود، به درخواست رهبران عربستان، قطر و امارات متوقف شده است. او گفت رهبران عربی معتقدند هنوز امکان دستیابی به توافق وجود دارد و از آمریکا خواسته‌اند زمان بیشتری به دیپلماسی داده شود. ترامپ هم‌زمان هشدار داد اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا آماده «حمله گسترده» خواهد بود.

    سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ ضرب‌الاجل تازه ترامپ

    تنها یک روز پس از اعلام تعویق حمله، ترامپ لحن شدیدتری اتخاذ کرد و گفت ایران «دو یا سه روز» فرصت دارد تا به توافق نزدیک شود. رسانه‌های اسرائیلی و آمریکایی گزارش دادند که تل‌آویو همچنان احتمال ازسرگیری عملیات نظامی را بالا می‌داند و نیروهای آمریکایی در منطقه نیز در آماده‌باش کامل باقی مانده‌اند.

    چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ دومین سفر وزیر کشور پاکستان و آخرین تلاش دیپلماتیک

    امروز چهارشنبه، محسن نقوی برای دومین بار طی کمتر از یک هفته وارد تهران شد؛ سفری که بسیاری از رسانه‌ها آن را آخرین تلاش فشرده برای جلوگیری از شکست مذاکرات توصیف کرده‌اند. این سفر در شرایطی انجام می‌شود که هم آمریکا و هم اسرائیل تأکید کرده‌اند گزینه نظامی همچنان روی میز است، اما کشورهای عربی و پاکستان تلاش می‌کنند پنجره دیپلماسی را باز نگه دارند.

    سناریوهای محتمل آینده مذاکرات چه خواهد شد؟

    سناریوی اول؛ توافق موقت و تمدید آتش‌بس

    بسیاری از تحلیلگران رویترز، الجزیره و شورای روابط خارجی آمریکا معتقدند محتمل‌ترین مسیر، دستیابی به توافقی محدود و موقت است. در این سناریو، ایران برخی محدودیت‌های موقتی درباره فعالیت‌های هسته‌ای و دریایی را می‌پذیرد و در مقابل بخشی از فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های نفتی کاهش پیدا می‌کند. هدف اصلی چنین توافقی، جلوگیری از بازگشت فوری جنگ و خرید زمان برای مذاکرات گسترده‌تر خواهد بود.

    سناریوی دوم؛ آتش‌بس شکننده بدون توافق نهایی

    برخی تحلیلگران آمریکایی و اسرائیلی معتقدند منطقه وارد مرحله «نه جنگ، نه صلح» شده است؛ وضعیتی که در آن مذاکرات ادامه پیدا می‌کند اما توافق نهایی حاصل نمی‌شود. در این شرایط، آمریکا فشار تحریمی و نظامی را حفظ می‌کند و ایران نیز اهرم‌های منطقه‌ای و کنترل محدود بر تنگه هرمز را کنار نمی‌گذارد. نتیجه چنین وضعیتی، ادامه بحران در سطحی کنترل‌شده اما ناپایدار خواهد بود.

    سناریوی سوم؛ شکست مذاکرات و بازگشت جنگ

    پس از هشدارهای اخیر ترامپ، این سناریو دوباره جدی شده است. رسانه‌های آمریکایی گزارش داده‌اند که پنتاگون همچنان گزینه حمله مجدد را فعال نگه داشته و اسرائیل نیز خود را برای بازگشت درگیری آماده می‌کند. حمله پهپادی به نیروگاه براکه و افزایش تحرکات نظامی در خلیج فارس نیز نشان می‌دهد منطقه همچنان در وضعیت انفجاری قرار دارد و هر حادثه‌ای می‌تواند آتش جنگ را دوباره شعله‌ور کند.