دسته: اخبار

  • اوضاع ترسناک «معیشت»!

    اوضاع ترسناک «معیشت»!

    به گزارش اقتصادران، این یک حقیقت غیرقابل انکار است که وضعیت معیشت مردم دست‌کم در مقایسه با سال‌ها و حتی دهه‌های گذشته هرگز تا به‌این اندازه بغرنج و ترسناک نبوده یعنی سفره‌ها هیچ وقت تا به‌این اندازه کوچک نبودند و سبد‌های خرید خالی‌تر از همیشه هستند. مقایسه قیمت کالاهای اساسی در خرداد۱۴۰۴ با نرخ‌های فعلی بازار در خرداد۱۴۰۵ نشان می‌دهد بسیاری از اقلام خوراکی بین ۱۰۰تا۴۰۰‌درصد رشد قیمت داشتند؛ افزایشی که عملا الگوی مصرف خانوارها را تغییر داده است.

    بازار کالاهای اساسی در ایران طی فاصله خرداد۱۴۰۴ تا خرداد‌۱۴۰۵ یکی از شدیدترین دوره‌های تورمی دهه اخیر را تجربه کرد؛ دوره‌ای که در آن بخش بزرگی از اقلام خوراکی و مصرفی خانوار نه‌تنها از نرخ تورم عمومی پیشی گرفتند بلکه در برخی موارد افزایش قیمت‌های چندصددرصدی را ثبت کردند. بررسی روند ماه‌به‌ماه بازار کالاهای اساسی در سال۱۴۰۵ نشان می‌دهد موج گرانی تنها محدود به‌یک مقطع کوتاه نبوده بلکه تقریبا در تمام ماه‌های گذشته ادامه داشته است. داده‌های بازار نشان می‌دهد سرعت رشد قیمت خوراکی‌ها به‌مراتب بیشتر از افزایش حقوق و دستمزد بوده و همین مساله باعث افت محسوس قدرت خرید خانوارها شده است.

    افزایش بیش از ۳۰۰‌درصدی قیمت مرغ در یک سال

    در خرداد۱۴۰۴ قیمت هر کیلو مرغ در بازار حدود ۹۹تا۱۱۵‌هزارتومان بود. در تابستان همان سال نرخ مرغ به‌محدوده ۱۳۰‌هزارتومان رسید و در مهر۱۴۰۴ بین ۱۳۹تا۱۷۹‌هزارتومان نوسان داشت. همزمان با حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی در دی‌ماه۱۴۰۴ روند افزایش قیمت مرغ شتاب گرفت و بازار در ماه‌های ابتدایی۱۴۰۵ با جهش‌های متوالی روبه‌رو شد.

    اکنون در خرداد۱۴۰۵ قیمت هر کیلو مرغ به‌حدود ۴۵۰‌هزارتومان رسیده یعنی این کالا در فاصله حدود یک سال بیش از ۳۰۰‌درصد افزایش قیمت را تجربه کرده است. بررسی روند ماهانه بازار نشان می‌دهد تنها در فاصله دی۱۴۰۴ تا خرداد۱۴۰۵ قیمت مرغ بیش از دوبرابر شده است. این در حالی است که مرغ طی سال‌های گذشته اصلی‌ترین منبع پروتئین طبقات متوسط و کم‌درآمد محسوب می‌شد اما اکنون به‌کالایی نسبتا گران در سبد غذایی خانوار تبدیل شده است.

    تخم‌مرغ‌های لاکچری!

    داده‌های بازار در بهار و تابستان۱۴۰۴ نشان می‌دهد قیمت هر شانه تخم‌مرغ ۳۰‌عددی حدود ۱۰۰تا۱۳۰‌هزارتومان بود. این رقم در پاییز به‌حدود ۱۹۰‌هزارتومان رسید و پس از حذف ارز ترجیحی در زمستان۱۴۰۴ جهش قیمتی تازه‌ای را تجربه کرد؛ به‌طوری که در دی‌ماه نرخ هر شانه به‌حدود ۴۸۰‌هزارتومان رسید. اکنون در خرداد۱۴۰۵ قیمت هرشانه تخم‌مرغ حدود ۷۵۰‌هزارتومان و قیمت هر عدد تخم‌مرغ حدود ۲۵‌هزارتومان است.

    مقایسه این ارقام نشان می‌دهد تخم‌مرغ طی یک سال حدود ۳۰۰تا۴۰۰‌درصد افزایش قیمت داشته است. نکته قابل‌توجه اینکه سرعت رشد قیمت این کالا در نیمه‌دوم۱۴۰۴ به‌مراتب بیشتر از نیمه نخست سال بوده؛ موضوعی که نشان می‌دهد حذف سیاست‌های حمایتی و افزایش هزینه نهاده‌های دامی تاثیر مستقیمی بر بازار داشته است.

    ثبت رکوردهای تاریخی قیمت در بازار گوشت

    در خرداد۱۴۰۴ قیمت گوشت قرمز بسته به‌نوع آن بین ۶۰۰‌هزار تا حدود یک‌میلیون‌تومان بود. در مهر۱۴۰۴ قیمت برخی انواع گوشت به‌محدوده یک‌میلیون‌و۱۲۰‌هزارتومان رسید اما از زمستان۱۴۰۴ به‌بعد بازار گوشت وارد فاز تازه‌ای از افزایش قیمت شد. اکنون در خرداد۱۴۰۵ نرخ گوشت قرمز در بازار بین یک‌میلیون‌و۷۰۰هزار تا ۳‌میلیون‌تومان ثبت شده است. این یعنی برخی انواع گوشت ظرف یک سال حدود ۲۰۰تا۲۵۰‌درصد افزایش قیمت داشتند.

    رشد هزینه نهاده‌های دامی، افزایش نرخ ارز، کاهش واردات و افت تولید داخلی از مهم‌ترین عوامل جهش قیمت گوشت بودند. نتیجه این روند حذف تدریجی گوشت قرمز از سبد مصرفی بخش بزرگی از خانوارهای متوسط و کم‌درآمد است.

    ترکش حذف ارز ترجیحی بر بازار روغن

    بازار روغن خوراکی یکی از نخستین بازارهایی بود که پس از حذف ارز ۲۸‌هزارو۵۰۰‌تومانی کالاهای اساسی در دی‌ماه۱۴۰۴ وارد فاز تورمی جدید شد. در ابتدای سال۱۴۰۴ قیمت روغن سرخ‌کردنی ۸۱۰گرمی در محدوده ۷۰تا۹۰‌هزارتومان قرار داشت اما این رقم در نیمه‌دوم سال به‌تدریج افزایش یافت و اکنون در خرداد۱۴۰۵ به‌حدود ۳۲۰‌هزارتومان رسیده است.

    قیمت روغن ۷/۱‌کیلویی اکنون حدود ۷۳۰‌هزارتومان است. بررسی روند بازار نشان می‌دهد روغن خوراکی طی یک سال بیش از ۲۵۰تا۳۰۰‌درصد رشد قیمت را تجربه کرده است. فعالان بازار معتقدند افزایش نرخ ارز، رشد هزینه واردات دانه‌های روغنی و حذف یارانه ارزی از مهم‌ترین دلایل جهش قیمت این کالا بوده است.

    رشد مستمر قیمت برنج در تمام ماه‌های۱۴۰۵

    برنج ایرانی ممتاز نیز طی یک سال گذشته افزایش قیمت قابل‌توجهی را ثبت کرده است. در خرداد۱۴۰۴ قیمت هر کیلو برنج ایرانی ممتاز در محدوده ۱۸۰تا۲۵۰‌هزارتومان قرار داشت اما این رقم در نیمه‌دوم سال به‌صورت پیوسته افزایش یافت. اکنون در خرداد۱۴۰۵ قیمت هر کیلو برنج ایرانی ممتاز حدود ۶۰۰‌هزارتومان و قیمت بسته ۵‌کیلویی آن حدود ۲‌میلیون‌و۹۰۰‌هزارتومان است.

    نکته قابل توجه این است که برنج از جمله کالاهایی بوده که تقریبا در تمام ماه‌های سال۱۴۰۵ روند افزایشی داشته است. کاهش واردات، افزایش هزینه تولید، رشد قیمت کود و نهاده‌های کشاورزی و فعالیت واسطه‌ها از عوامل اصلی افزایش قیمت این کالا عنوان می‌شود.

    تورم آرام اما فرسایشی در بازار لبنیات

    اگرچه سرعت افزایش قیمت لبنیات نسبت‌به‌ گوشت و مرغ کمتر بوده اما استمرار گرانی در این بخش باعث کاهش تدریجی مصرف لبنیات در خانوارها شده است. در خرداد۱۴۰۴ قیمت هر بطری شیر معمولی حدود ۴۰تا۵۰‌هزارتومان بود اما اکنون در خرداد۱۴۰۵ قیمت آن به‌حدود ۱۳۰‌هزارتومان رسیده یعنی قیمت شیر نیز طی یک سال حدود ۱۵۰تا۲۰۰‌درصد افزایش یافته است. با درنظرگرفتن این تغییر الگوی مصرف بی‌راه نیست کارشناسان حوزه سلامت هشدار می‌دهند کاهش مصرف لبنیات می‌تواند در سال‌های آینده تبعات گسترده‌ای برای سلامت عمومی به‌ویژه در میان کودکان و سالمندان ایجاد کند.

    سبقت تورم خوراکی‌ها از تورم عمومی

    یک بررسی آماری ساده نشان می‌دهد که نرخ تورم خوراکی‌ها در بسیاری از ماه‌های۱۴۰۵ بالاتر از تورم عمومی کشور بوده است. درحالی‌که افزایش دستمزدها در این دوره محدود بوده کالاهای اساسی با جهش‌های چندمرحله‌ای روبه‌رو شدند. برای نمونه سبدی از کالاهای پروتئینی شامل مرغ، تخم‌مرغ و گوشت که در خرداد۱۴۰۴ با حدود ۲تا۳‌میلیون‌تومان قابل تامین بود اکنون به‌چندین‌برابر هزینه نیاز دارد.

    تحلیل روند قیمت‌ها نشان می‌دهد از دی‌ماه۱۴۰۴ و همزمان با حذف ارز ترجیحی شیب تورم مواد غذایی به‌طور محسوسی تندتر شده است. درواقع بخش مهمی از جهش قیمتی کالاهای اساسی در فاصله زمستان۱۴۰۴ تا بهار۱۴۰۵ رخ داده است.

    آب‌رفتن مستمر سفره‌ها

    مهم‌ترین پیامد موج تورمی اخیر کوچک‌ترشدن سفره خانوارهاست. بسیاری از خانواده‌ها ناچار شدند مصرف گوشت، مرغ، برنج و حتی تخم‌مرغ را کاهش دهند یا در موارد بسیاری به‌طور کامل حذف کنند. داده‌های بازار و گزارش‌های مصرف خانوار نشان می‌دهد فاصله میان درآمد و هزینه در سال‌۱۴۰۵ به‌شکل محسوسی افزایش یافته و سهم خوراکی‌ها در هزینه ماهانه خانوار رشد قابل‌توجهی داشته است.

    چشم‌انداز آینده نیز چندان امیدوار‌کننده نیست و ادامه روند فعلی قیمت‌ها نشان می‌دهد بازار کالاهای اساسی همچنان در مسیر تورمی قرار دارد و شکی در این نیست که درصورت تداوم شرایط فعلی فشار معیشتی بر خانوارها در ماه‌های آینده نیز ادامه خواهد داشت.

  • زیر پوست بازار موبایل ایران چه می‌گذرد؟ / گوشی‌های اقتصادی به فراموشی سپرده می‌شوند!

    زیر پوست بازار موبایل ایران چه می‌گذرد؟ / گوشی‌های اقتصادی به فراموشی سپرده می‌شوند!

    به گزارش اقتصادران، طی ماه‌های اخیر قیمت موبایل و تلفن همراه در بازار ایران به شکل عجیبی با افزایش قیمت روبرو شده و این افزایش در همه برندها و بازه‌های قیمتی و از مدل‌های اقتصادی و میان‌رده گرفته تا گوشی‌های پرچمدار، دیده می‌شود و شاید مقایسه قیمت‌ها از ابتدای اسفندماه سال گذشته تا امروز بتواند تصویر روشن‌تری از این میزان افزایش قیمت ارائه دهد.

    به گزارش ایسنا، برای مثال در تاریخ سوم اسفندماه سال ۱۴۰۴ قیمت گوشی شیائومی مدل ردمی نوت ۱۴ با فضای ذخیره‌سازی ۲۵۶ گیگابایت حدود ۲۷ میلیون تومان و نسخه «pro» آن  ۳۵ میلیون تومان، در بازار به فروش رسید اما امروز قیمت همین مدل تلفن همراه به ۳۷ میلیون تومان و قیمت نسخه «pro» آن  به ۵۰ میلیون تومان رسیده است. همچنین قیمت پوکو X۷ پرو با فضای ذخیره‌سازی ۵۱۲ گیگابایت در تاریخ سوم اسفند ماه ۵۵ میلیون تومان بود که امروز به ۸۸ میلیون تومان رسیده است.

    قیمت گلکسی ۵۵ A نیز در تاریخ سوم اسفند ماه ۵۲ میلیون تومان بود و امروز به ۸۶ میلیون تومان رسیده است. همچنین قیمت گلکسی S۲۵ اولترا (نسخه ۲۵۶ گیگابایت) در تاریخ مذکور (سوم اسفند ۱۴۰۴) ۱۸۸ میلیون تومان بود که امروز از مرز ۲۷۰ میلیوتن تومان عبور کرده است.

    قیمت‌ها در میان مدل‌های آیفون نیز افزایش چشمگیر دارد. در هفته اول اسفندماه سال گذشته آیفون مدل آیفون ۱۷ ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت نسخه  CH حدود ۱۸۵ میلیون تومان و مدل ۱۶ همین دستگاه ۱۶۰ میلیون تومان بود که امروز قیمت‌ها برای آیفون ۱۷  نسخه  CH به ۲۹۰ میلیون تومان و برای آیفون ۱۶ (همان نسخه) به ۲۵۰ میلیون تومان رسیده است.

    امروز همچنین قیمت آیفون ۱۷ پرو نسخه ZAA  و ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت حدود ۳۸۰ میلیون تومان است که این دستگاه در هفته اول اسفند ماه سال گذشته ۳۲۰ میلیون تومان قیمت داشت.

    حتی در میان دستگاه‌های اقتصادی و ارزان قیمت گوشی گلگسی A۶ با ظرفیت ۶۴ گیگابایت که در کف قیمتی موبایل‌های هوشمند در بازار کشور قرار دارد از ۱۳ میلیون تومان در هفته نخست اسفندماه سال گذشته، امروز به ۲۲ میلیون تومان رسیده است.

    بررسی روند بازار موبایل طی ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که طی این مدت رفتار بازار تغییر کرده و به گفته کارشناسان این حوزه بخشی از خریداران خرید خود را به تعویق می‌اندازند، گروهی به سراغ مدل‌های قدیمی‌تر یا نسخه‌های کم‌حافظه‌تر می‌روند و سهم گوشی‌های دست‌دوم و تعمیراتی در سبد مصرف خانوار هم پررنگ‌تر و هم چشمگیرتر از گذشته شده است.

    از سوی دیگر، چون تلفن همراه کالایی وارداتی است، نوسان نرخ ارز یکی از مهم‌ترین محرک‌های رشد قیمت به شمار می‌آید و هر تغییر در نرخ ارز یا نرخ پایه تعرفه واردات آن، می‌تواند به سرعت در قیمت‌های بازار انعکاس پیدا کند.

    علاوه بر این، هزینه‌ها و فرآیندهای مرتبط با واردات و ترخیص، از جمله هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه، گمرک و ثبت سفارش، قیمت تمام‌شده را افزایش می‌دهد و در دوره‌هایی که عرضه به دلیل محدودیت‌ها یا تاخیرها کاهش پیدا می‌کند، کمبود نسبی کالا به رشد شدید قیمت‌ها دامن می‌زند.

    در کنار این عوامل اما، انتظارات تورمی و فضای روانی بازار نیز نقش دارد و مجموع این شرایط، در نهایت به کاهش قدرت خرید، افزایش احتیاط در خرید گوشی‌های جدید و طولانی‌تر شدن چرخه تعویض موبایل در میان مصرف‌کنندگان منجر شده و بازار را به سمت معاملات دست‌دوم و استفاده طولانی‌تر از دستگاه‌های موجود سوق داده است و گذشته از تمام موارد گفته شده، روند افزایش قیمت موبایل در بازار ایران به مرحله ای رسیده که اصطلاحی مانند موبایل اقتصادی در حال فراموش شدن است.

  • ردپای انحصار در بازار آنلاین طلا

    ردپای انحصار در بازار آنلاین طلا

    به گزارش اقتصادران، در حالی که بازار طلای آنلاین ایران در سال‌های اخیر به یکی از محبوب‌ترین ابزار‌های حفظ ارزش دارایی میلیون‌ها کاربر خرد تبدیل شده، روند تصمیم‌گیری‌های نظارتی به تدریج این بازار را از مدل متنوع و چندخزانه‌ای به سمت تمرکز کامل در یک نهاد واحد هدایت کرده است. کدام بانک یا چه افرادی پشت پرده تک‌خزانه شدن بازار آنلاین طلا هستند و چه سودی از این انحصار می‌برند؟

    برای مرور ماجرای خزانه طلا‌های آنلاین باید برگردیم به نیمه سال گذشته. مصوبه هیئت وزیران در آبان ۱۴۰۴ برای جلوگیری از خالی‌فروشی، الزامی منطقی بود: پلتفرم‌ها موظف شدند موجودی فیزیکی طلا را در خزانه‌های مورد تأیید بانک مرکزی نگهداری کنند. اما در عمل، این الزام به انحصار کامل یک خزانه خاص تبدیل شد و تقریباً تمام ذخایر طلای کاربران به آنجا سرازیر گردید.

    این تمرکز یک‌جانبه، که از مدل اولیه چندخزانه‌ای و پراکنده فاصله گرفته، پرسش‌های جدی درباره مسیر تصمیم‌گیری اجرایی ایجاد کرده است. چرا بانک مرکزی با وجود گذشت ماه‌ها از درخواست رسمی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز (سوم اسفند ۱۴۰۴) برای معرفی حداقل پنج خزانه معتبر دیگر، هنوز اقدامی نکرده؟ردپای انحصار در تصمیم طلایی بانک مرکزی/ پشت پرده تک‌خزانه شدن بازار آنلاین طلا چیست؟

    این تأخیر، در شرایطی رخ می‌دهد که کارشناسان پدافند غیرعامل و امنیت اقتصادی نسبت به نقطه آسیب‌پذیر واحد هشدار داده‌اند. هرگونه اختلال عملیاتی، مشکل فنی، حادثه یا سناریوی بحرانی در آن خزانه واحد می‌تواند کل بازار آنلاین طلا را فلج کند و اعتماد میلیون‌ها کاربر را خدشه‌دار نماید.

    بخشی از این روند را می‌توان در اکوسیستم یک نهاد بزرگ بانکی جست‌و‌جو کرد. این نهاد نه تنها خزانه تخصصی طلا را در اختیار دارد، بلکه از طریق پیام‌رسان و اپلیکیشن‌های خود نیز مستقیماً وارد عرصه فروش و سرمایه‌گذاری طلای دیجیتال شده است. همزمان، گزارش‌ها و تجربیات کاربران نشان می‌دهد که تبلیغات پلتفرم‌های رقیب در بستر این پیام‌رسان با محدودیت مواجه شده و عملاً فضا به نفع سرویس‌های وابسته به همان گروه بانکی یافته است. این هم‌افزایی، بازار را به سمت انحصار عملی سوق داده: پلتفرم‌های مستقل برای رعایت مقررات ناچار به همکاری با همان خزانه واحد هستند، در حالی که سرویس‌های وابسته به همان نهاد بانکی از تسهیلات و دسترسی آسان‌تری برخوردارند.

    این الگو، بیش از آنکه صرفاً یک تصمیم فنی برای نظارت باشد، به نظر می‌رسد ریشه در نگاه اجرایی خاصی دارد که اولویت را به کنترل متمرکز و ساده‌سازی نظارت داده و رقابت و پراکنده‌سازی ریسک را در حاشیه قرار می‌دهد. نتیجه این رویکرد، کندی تحویل فیزیکی طلا، گلایه‌های گسترده کاربران از کیفیت خدمات و نگرانی‌های امنیتی (به‌ویژه با توجه به سابقه حوادث مشابه در خزانه‌های بانکی) است.

    حالا سؤال اصلی این است: آیا بانک مرکزی قصد دارد با گسترش فهرست خزانه‌های مورد تأیید، رقابت سالم را بازگرداند و ریسک دارایی میلیون‌ها ایرانی را توزیع کند، یا این تمرکز بخشی از استراتژی بلندمدت برای شکل‌دهی به بازار تحت سیطره بازیگران خاص است؟ شفاف‌سازی در این زمینه نه تنها برای اعتماد عمومی ضروری است، بلکه می‌تواند تعیین کند که بازار طلای آنلاین به عنوان یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های تورمی مردم، به سمت انعطاف پذیری و رقابت حرکت کند یا در دام انحصار و آسیب‌پذیری بیشتر گرفتار بماند.

  • جدال بر سر آینده «تأمین اجتماعی» / استقلال تأمین اجتماعی از دست می‌رود؟

    جدال بر سر آینده «تأمین اجتماعی» / استقلال تأمین اجتماعی از دست می‌رود؟

    به گزارش اقتصادران، در میان رفت‌وآمدهای روزمره راهروهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و در لایه‌های پنهان فضای مجازی، زمزمه‌هایی از یک تحول بزرگ به گوش می‌رسد؛ تحولی که اگر رنگ واقعیت به خود بگیرد، می‌تواند سرنوشت یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی و اقتصادی کشور را دگرگون کند. ماجرا از انتشار نامه‌ای منتسب به احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، آغاز شد؛ نامه‌ای که از دل آن، طرحی با عنوان «لایحه اصلاح قانون تأمین اجتماعی و ایجاد نظام جدید تأمین اجتماعی» بیرون آمده و به سرعت به موضوع بحث فعالان کارگری، بازنشستگان و کارشناسان حوزه رفاه تبدیل شده است.بر اساس مفاد مطرح‌شده در این لایحه، ساختار تأمین منابع سازمان تأمین اجتماعی با تغییرات بنیادین روبه‌رو خواهد شد.

    مهم‌ترین بخش این پیشنهاد، کاهش سهم حق‌بیمه کارفرمایان از ۲۳ درصد به ۷ درصد و تأمین بخش عمده کسری منابع از محل مالیات‌های عمومی است. در کنار این موضوع، انتقال دارایی‌ها، تعهدات و منابع صندوق‌های بیمه‌ای به خزانه‌داری کل کشور و قرار گرفتن آن‌ها تحت مدیریت دولت، بیش از هر بخش دیگری واکنش‌ها را برانگیخته است.منتقدان این طرح معتقدند چنین رویکردی می‌تواند به معنای پایان استقلال بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور باشد؛ نهادی که طی دهه‌های گذشته با اتکا به حق‌بیمه میلیون‌ها کارگر، کارفرما و بیمه‌شده شکل گرفته و اداره شده است.

    واکنش تند تشکل‌های کارگرینخستین واکنش‌های جدی از سوی تشکل‌های کارگری مطرح شد. اولیا علی‌بیگی، رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور، با انتقاد از روند تدوین این پیشنهاد، تأکید کرد که کارگران و کارفرمایان به عنوان ذی‌نفعان اصلی سازمان تأمین اجتماعی در جریان چنین تصمیمی قرار نگرفته‌اند.وی با اشاره به بدهی سنگین دولت به سازمان تأمین اجتماعی اظهار داشت: دولتی که هنوز بدهی‌های انباشته خود به این سازمان را تسویه نکرده، چگونه می‌تواند متولی کامل منابع و دارایی‌های آن شود؟

    علی‌بیگی همچنین هشدار داد که جایگزینی حق‌بیمه با مالیات، فشار مضاعفی بر جامعه وارد خواهد کرد و در نهایت می‌تواند به افزایش نارضایتی عمومی منجر شود. به اعتقاد وی، بهترین راهکار برای نجات تأمین اجتماعی، اجرای کامل قوانین موجود و بازپرداخت بدهی‌های دولت است، نه تغییر ماهیت این سازمان.دولت: هنوز تصمیمی نهایی نشده استدر مقابل موج انتقادها، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، تلاش کرد فضای ملتهب ایجادشده را مدیریت کند.وی با بیان اینکه موضوع ادغام صندوق‌ها و اصلاح ساختار تأمین اجتماعی همچنان در مرحله بررسی کارشناسی قرار دارد، تأکید کرد که هیچ تصمیم نهایی در این زمینه اتخاذ نشده است. مهاجرانی گفت دولت در حال بررسی تجربیات گذشته و آسیب‌شناسی طرح‌های مشابه است تا از تکرار اشتباهات احتمالی جلوگیری شود.با این حال، ابهام در جزئیات طرح و نبود اطلاع‌رسانی رسمی درباره ابعاد آن، همچنان نگرانی‌ها را در میان ذی‌نفعان حفظ کرده است.

    هشدار کارشناسان؛ از «عقب‌گرد تاریخی» تا تهدید حقوق مالکانه بیمه‌شدگانعباس اورنگ، کارشناس ارشد حوزه رفاه و تأمین اجتماعی، از منتقدان جدی این طرح است. وی معتقد است آنچه امروز مطرح شده، نه یک اصلاح ساختاری، بلکه بازگشت به الگوهای متمرکز و دولتی اداره صندوق‌های بیمه‌ای است.اورنگ با تأکید بر اینکه دارایی‌های سازمان تأمین اجتماعی متعلق به بیمه‌شدگان است، گفت: این اموال حق‌الناس است و نمی‌توان آن را به دارایی‌های عمومی دولت تبدیل کرد. دولت ضامن تعهدات سازمان است، نه مالک آن.وی هشدار داد که ادغام منابع و تعهدات صندوق‌ها در ساختار دولتی می‌تواند به کاهش سطح رفاه بازنشستگان و بیمه‌شدگان منجر شود و شکاف‌های موجود در حوزه معیشت و خدمات درمانی را تشدید کند.علی حیدری، کارشناس رفاه و تأمین اجتماعی نیز در تحلیلی مفصل، لایحه پیشنهادی را فاقد پشتوانه علمی و اکچوئری دانست.به گفته وی، نظام‌های نوین تأمین اجتماعی در جهان بر پایه الگوهای چندلایه و تفکیک وظایف حمایتی و بیمه‌ای شکل گرفته‌اند، اما در این لایحه، مرزهای میان بیمه اجتماعی، حمایت اجتماعی و نظام مالیاتی به‌طور کامل مخدوش شده است.حیدری با انتقاد از نبود ارزیابی‌های مالی و اقتصادی، تصریح کرد که مشخص نیست منابع جایگزین حق‌بیمه چگونه تأمین خواهد شد و آثار آن بر مالیات‌ها، قیمت کالاها و سطح رفاه عمومی چه خواهد بود.

    وی همچنین تبصره مربوط به انتقال دارایی‌ها و تعهدات سازمان تأمین اجتماعی به دولت را خطرناک‌ترین بخش لایحه توصیف کرد و هشدار داد که چنین ادبیاتی در حقوق عمومی معمولاً برای انحلال یا تسویه نهادها به کار می‌رود و می‌تواند استقلال سازمان را به طور کامل از بین ببرد.اسدی: استقلال تأمین اجتماعی خط قرمز بازنشستگان استدر ادامه واکنش‌ها، محمد اسدی، رئیس کانون عالی بازنشستگان تأمین اجتماعی، با ابراز نگرانی نسبت به بازتاب این موضوع در میان بازنشستگان گفت: انتشار این مباحث در فضای مجازی موجب ایجاد نگرانی و ابهام در میان میلیون‌ها بازنشسته شده است؛ افرادی که تأمین اجتماعی را حاصل سال‌ها پرداخت حق‌بیمه و متعلق به خود می‌دانند.وی تأکید کرد: هر اقدامی که استقلال سازمان تأمین اجتماعی، مالکیت دارایی‌ها، شرکت‌ها، مراکز درمانی و نحوه مدیریت این سازمان را تحت تأثیر قرار دهد، با مخالفت جدی بازنشستگان، بیمه‌شدگان و سایر ذی‌نفعان مواجه خواهد شد.

    اسدی افزود: سازمان تأمین اجتماعی نهادی بین‌نسلی است که با منابع ناشی از حق‌بیمه اداره می‌شود و استقلال آن یکی از مهم‌ترین اصول پایداری این صندوق بزرگ اجتماعی است.رئیس کانون عالی بازنشستگان همچنین با اشاره به محدودیت ظرفیت‌های مالیاتی کشور اظهار داشت: نمی‌توان هزینه‌های ناشی از اشتغال و بیمه را به شکلی غیرمستقیم بر دوش عموم مردم گذاشت. از سوی دیگر، اگر دولت قصد حمایت از اشتغال و تولید را دارد، می‌تواند بخشی از هزینه‌های بیمه‌ای کارفرمایان را تقبل کند؛ اقدامی که مورد حمایت جامعه کارگری و بازنشستگی نیز قرار خواهد گرفت.

    وی تصریح کرد: هرگونه تصمیم درباره آینده تأمین اجتماعی باید بر پایه اصل سه‌جانبه‌گرایی و با مشارکت مستقیم کارگران، کارفرمایان، بازنشستگان و دولت اتخاذ شود و پیش از هر اقدامی، جزئیات آن به‌صورت شفاف برای افکار عمومی تشریح شود.آنچه امروز پیرامون لایحه اصلاح قانون تأمین اجتماعی مطرح شده، صرفاً یک اختلاف نظر کارشناسی نیست؛ بلکه تقابل دو نگاه متفاوت به حکمرانی اجتماعی در کشور است. از یک سو، حامیان اصلاحات ساختاری معتقدند کاهش هزینه‌های بیمه‌ای کارفرمایان می‌تواند به رونق تولید و اشتغال کمک کند و دولت باید نقش پررنگ‌تری در مدیریت نظام رفاه ایفا کند.

    از سوی دیگر، منتقدان هشدار می‌دهند که انتقال منابع و دارایی‌های تأمین اجتماعی به ساختارهای دولتی، استقلال بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور را تضعیف کرده و حقوق مالکانه میلیون‌ها بیمه‌شده و بازنشسته را با ابهام مواجه می‌کند.نکته مهم آن است که حساسیت گسترده شکل‌گرفته در میان کارگران، بازنشستگان و کارشناسان نشان می‌دهد تأمین اجتماعی صرفاً یک سازمان اداری نیست؛ بلکه پشتوانه معیشتی و امنیت اجتماعی میلیون‌ها خانواده ایرانی به شمار می‌رود. از همین رو، هرگونه اصلاح در این حوزه، بدون اجماع ذی‌نفعان، شفافیت کامل و پشتوانه کارشناسی قوی، می‌تواند بیش از آنکه راه‌حل باشد، به منشأ بحران‌های جدید تبدیل شود.

    آنچه بیش از همه نگرانی‌ها را تشدید کرده، نه کاهش سهم حق‌بیمه کارفرمایان، بلکه احتمال تغییر ماهیت سازمان تأمین اجتماعی و افزایش نقش دولت در مدیریت منابع و دارایی‌های آن است. منتقدان معتقدند وابسته کردن منابع بیمه‌ای به مالیات‌های عمومی، استقلال سازمان تأمین اجتماعی را تضعیف کرده و می‌تواند تعهدات میلیون‌ها بیمه‌شده و بازنشسته را به وضعیت بودجه دولت گره بزند.

  • مرگ خاموش آبخوان‌های ایرانی

    مرگ خاموش آبخوان‌های ایرانی

    به گزارش اقتصادران، عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، روز یک‌شنبه سوم خرداد در دیدار با اعضای کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مهم‌ترین چالش بخش آب کشور اضافه‌برداشت از منابع زیرزمینی است، تصریح کرد: «فشار بیش از حد بر آبخوان‌ها موجب بروز مشکلات متعددی شده است. در حال حاضر از مجموع ۶۰۹ دشت کشور، بیش از ۴۰۰ دشت در وضعیت ممنوعه یا ممنوعه بحرانی قرار دارند و حدود ۳۰۰ دشت نیز با پدیده فرونشست زمین مواجه هستند. این مساله به‌ویژه در مناطقی که آبخوان‌های اصلی کشور در آنها قرار دارد از جمله استان‌های اصفهان، کرمان، فارس، خراسان رضوی، تهران و برخی دیگر از مناطق کشور، نمود بیشتری دارد و نیازمند اقدامات فوری و موثر است.»

    وی تاکید کرد: «اجرای برنامه کاهش ۱۵ میلیارد مترمکعبی ناترازی آب، یکی از مهم‌ترین ابزار‌های کشور برای کنترل روند افت منابع زیرزمینی، حفاظت از آبخوان‌ها و مهار فرونشست زمین محسوب می‌شود و وزارت نیرو با جدیت این برنامه را دنبال می‌کند.»

    او ادامه داد: «باید به گونه‌ای از منابع آب در بخش‌های کشاورزی، شرب، خدمات و صنعت استفاده کرد که پایداری زیست‌بوم کشور حفظ شود. بر همین اساس در ماده ۳۷ و جدول شماره ۷ برنامه هفتم پیشرفت، تکلیف شده است تا پایان برنامه، ۱۵ میلیارد مترمکعب از ناترازی آب کشور کاهش یابد و تمامی برنامه‌های وزارت نیرو نیز در همین چارچوب طراحی و اجرا می‌شود.»

    در همین زمینه جدول شماره ۷ برنامه هفتم توسعه آورده شده است.

    Screenshot 23 ak38595

    اما باید دید چه عواملی تاکنون منجر به تشدید فرونشست زمین شده است و میزان برداشت از آب‌های زیرزمینی در کشور چقدر است؟

    بیش از ۶۰ درصد از آب تهران از آب‌های زیرزمینی و چاه‌های حفرشده داخل شهر تهران استفاده می‌شود / اضافه برداشت سالانه حدود ۵-۶ میلیارد متر مکعب

    وجود آب در سفره‌های زیرزمینی مانع از فشرده شدن رسوبات می‌شود. خروج آب از منافذ میان ذرات خاک در آبخوان، تراکم برگشت‌ناپذیر در لایه‌های خاک و در پی آن فرونشست را به دنبال دارد.

    آن‌طور که خبرآنلاین گزارش داده، مهدی زارع، استاد دانشگاه و زمین‌شناس، عنوان کرد: «ذخیره آب زیرزمینی ایران از نظر تاریخی حدود ۵۰۰ میلیارد متر مکعب برآورد شده، با این حال، چندین دهه استخراج بیش از حد این میزان را به شدت کاهش داده است. سرعت تخلیه آب زیر زمینی ایران حدود ۵۵ میلیارد متر مکعب در سال از سفره‌های زیرزمینی به صورت استخراج از چاه‌ها است که بسیار بیشتر از نرخ تغذیه طبیعی حدود ۴۹ میلیارد متر مکعب در سال است که منجر به اضافه برداشت سالانه حدود ۵-۶ میلیارد متر مکعب می‌شود.»

    به بیان دیگر، امروزه در حالی که نرخ تغذیه طبیعی سفره‌ها سالانه تنها حدود ۴۹ میلیارد مترمکعب است، میزان استخراج از چاه‌ها به ۵۵ میلیارد مترمکعب در سال می‌رسد که این ناترازی و اضافه برداشت سالانه ۵ میلیارد تا ۶ میلیارد مترمکعبی، به فرونشست گسترده زمین می‌انجامد.

    در این میان، وزارت نیرو به عنوان متولی اصلی مدیریت منابع آب کشور، نقشی کلیدی در بروز و تشدید این وضعیت ایفا کرده است. چراکه به جای اعمال روش‌های مبتنی بر پایداری منابع آبی، کنترل هوشمند برداشت‌ها و نظارت بر انواع کشت در نقاط مختلف و به‌ویژه در فلات مرکزی، عملا برای جبران کمبودها به تامین کوتاه‌مدت آب از منابع استراتژیک روی آورده است.

    پیش‌تر محمدابراهیم رئیسی، کارشناس انرژی، عنوان کرد: «در ساختار طراحی‌شده در تامین آب بدین‌گونه بود که حدود ۷۰ درصد از آب از منابع سطحی و ۳۰ درصد از آب از منابع زیرزمینی باید تامین شود، چراکه آب زیرزمینی نوعی پس‌انداز است که باید در وقت خود از آن استفاده کرد. اما اکنون اوضاع تغییر کرده است. در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد از آب تهران از آب‌های زیرزمینی و چاه‌های حفرشده داخل شهر تهران استفاده می‌شود.»

    این تغییر رویکرد و انحراف از اصول پایداری آب توسط وزارت نیرو، پایتخت و سایر دشت‌های کشور را با تهدید جدی فرونشست مواجه کرده است.

    آن‌طور که پیداست، موضوعی که موردانتقاد وزیر نیروست، از مواردی است که خود وزارتخانه نیرو در تشدید آن بی‌تقصیر نیست. لازم به ذکر است که بخشی از اضافه‌برداشت مربوط به سیاست‌های کلان کشور ازجمله خودکفایی در کشاورزی و کشت محصولات آب‌بر مانند گندم در مناطق خشک کشور مانند فلات مرکزی است. همین موضوع فشار بر آبخوان‌های زیرزمینی را تشدید کرده است. به بیان دیگر، ترکیبی از سیاست‌های کلان و البته مدیریت نادرست باعث شده است که فشار بر منابع آبی زیرزمینی وارد شود و بحران آب وارد مرحله‌ای دیگر شود.

    همچنین در حوزه مدیریت آب، تفکیک نهادی میان وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی و نهادهای محلی سبب شده است تا مسئولیت‌ها بدون هماهنگی موثر دنبال شود.

    در نهایت، فرونشست زمین در ایران صرفا یک پدیده طبیعی نیست، بلکه محصول دهه‌ها نادیده گرفتن محدودیت‌های اکولوژیک سرزمین در سایه مدیریت کوتاه‌مدت است. ادامه روند فعلی که در آن منابع استراتژیک زیرزمینی فدای مسکن‌های موقتی برای تامین آب شرب و کشاورزی می‌شوند، نه تنها به نابودی دائمی ظرفیت ذخیره‌سازی آبخوان‌ها می‌انجامد، بلکه با تخریب زیرساخت‌های حیاتی، امنیت زیستی در دشت‌های بحرانی را با خطری بازگشت‌ناپذیر مواجه می‌کند. عبور از این بحران نیازمند فراتر رفتن از شعارهای مدیریتی و ایجاد تغییرات ساختاری در سیاست‌های کلان کشاورزی و بازگشت وزارت نیرو به اصول مهندسی و پایداری منابع آب است، پیش از آن‌که بحران فرونشست روز به روز عمیق‌تر شود.

  • بورس در قُرق خریداران

    بورس در قُرق خریداران

    به گزارش اقتصادران، بازار سهام در نخستین روز معاملاتی هفته، صحنه یکی از فراگیرترین موج‌های صعودی ماه‌های اخیر بود؛ جایی که تقریباً تمام شاخص‌های اصلی با رشد هم‌زمان بسته شدند و سمت تقاضا به‌طور کامل بر عرضه غلبه کرد.

    شاخص کل با رشد ۱.۹۵ درصدی از مرز ۴ میلیون و ۷۳ هزار واحد عبور کرد و تا ۴ میلیون و ۱۵۳ هزار واحد بالا آمد؛ هم‌زمان شاخص‌های هم‌وزن در بورس و فرابورس نیز رشد‌های بالاتر از ۲.۵ درصد را ثبت کردند تا تصویر یک بازار یکدست مثبت کامل شود.

    در جریان معاملات، نه‌تنها فقط یک نماد منفی ثبت شد، بلکه حجم گسترده صف‌های خرید و نبود صف فروش، نشان داد جریان نقدینگی با قدرت وارد بازار شده است؛ به‌طوری که ۸۴ درصد نماد‌ها در صف خرید قفل شدند و ارزش صف‌های خرید به بیش از ۱۶ هزار میلیارد تومان رسید.

    با این حال، تمرکز بالای معاملات در برخی صنایع مانند بانک‌ها و رشد‌های سنگین در گروه دارویی، این پرسش را تقویت می‌کند که آیا بازار در حال ورود به فاز هیجانی است یا آغاز یک موج جدید ارزندگی.

    غلبه تقاضا در تمام بازار

    در پایان معاملات روز شنبه، شاخص کل با رشد ۱.۹۵ درصدی به ۴ میلیون و ۱۵۳ هزار واحد رسید. شاخص کل هم‌وزن ۲.۵۹ درصد و شاخص فرابورس نیز ۲.۱۸ درصد رشد کردند؛ نشانه‌ای از اینکه رشد بازار تنها محدود به نماد‌های شاخص‌ساز نبود و بدنه بازار نیز همراه شد.

    صف‌های خرید سنگین و نبود عرضه جدی

    در این روز معاملاتی، ۶۷۷ نماد در صف خرید قرار گرفتند و هیچ صف فروشی در بازار شکل نگرفت. ارزش صف‌های خرید نیز به ۱۶.۱ هزار میلیارد تومان رسید؛ عددی که از ورود سنگین نقدینگی به بازار حکایت دارد.

    نقش پررنگ حقیقی‌ها در سمت خرید

    حضور ۵۳ درصدی خرید حقیقی‌ها نشان می‌دهد جریان نقدینگی خرد نیز هم‌سو با روند صعودی حرکت کرده و تنها بازیگران حقوقی محرک بازار نبوده‌اند.

    بانک‌ها و دارویی‌ها در صدر توجه بازار

    در میان صنایع، بانک‌ها و مؤسسات اعتباری با ۱.۳۴ هزار میلیارد تومان بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. در سوی دیگر، گروه دارویی نیز با رشد ۳.۸۶ درصدی از لیدر‌های اصلی بازار بود.

    نماد‌های پیشتاز و بازدهی‌های جهشی

    در میان نمادها، دپارس با ۴۰.۰۵ درصد و فجر با ۳۴.۴۶ درصد بیشترین بازدهی را ثبت کردند؛ رشد‌هایی که نشان‌دهنده تحرک شدید در برخی تک‌سهم‌هاست.

    چرخش نقدینگی در صنایع مختلف

    ارزش معاملات ۷.۱ هزار میلیارد تومانی و حجم بالای دادوستد در نماد‌هایی مانند وبملت، نشان می‌دهد نقدینگی در حال گردش میان صنایع مختلف است و بازار صرفاً روی یک گروه متمرکز نشده است.

    تصویر کلی بازار

    ترکیب رشد شاخص‌ها، صف‌های خرید گسترده و نبود عرضه مؤثر، تصویری از بازاری به‌شدت مثبت، اما پرهیجان را ترسیم می‌کند؛ بازاری که همچنان در حال جذب نقدینگی تازه است، اما رفتار آن می‌تواند در روز‌های آینده تعیین‌کننده مسیر میان‌مدت باشد.

  • محمود احمدی‌نژاد کجا غیبش زده؟!

    محمود احمدی‌نژاد کجا غیبش زده؟!

    به گزارش اقتصادران، کسی که روزگاری اعتماد اصول‌گرایان به او مثل روز روشن بود و همیشه در فضای سیاسی ایران جنجال به پا می‌کرد، حتی وقتی هم که خودش ساکت است، جنجال به سراغ او می‌رود. محمود احمدی‌نژاد که مدتی است از تیتر اخبار فاصله گرفته، دوباره به صدر خبر‌ها برگشته و این بار دلیل این جنجال‌ها به تحلیلی برمی‌گردد که یک رسانه‌ی آمریکایی درباره‌ی او منتشر کرده است.

    نیویورک تایمز اخیراً در مطلبی نام محمود احمدی‌نژاد را بر زبان آورد و نوشت که ««آمریکا و اسرائیل در روز‌های آغازین جنگ با ایران، سناریویی برای تغییر حکومت در تهران و روی کار آوردن محمود احمدی‌نژاد طراحی کرده بودند». در نخستین روز‌های آغاز جنگ ۴۰ روزه هم، میدان ۷۲ نارمک یعنی محل زندگی احمدی‌نژاد مورد حمله قرار گرفت. به دنبال این اتفاق، مجله‌ی آتلانتیک ادعا کرد که هدف از این حمله ترور احمدی‌نژاد نبوده، بلکه احتمالاً می‌خواسته‌اند او را از حصر خانگی آزاد کنند.

    گذشته از ترسیم آینده‌ای عجیب‌وغریب برای آینده ایران، نام بردن از احمدی‌نژاد از این نظر بسیار عجیب بود که روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد، جمهوری اسلامی را وارد دوره‌ی تازه‌ای از تقابل با غرب کرد. با این که دشمنی با غرب بعد از انقلاب اسلامی همیشه در فضای سیاسی کشور وجود داشت، اما با شروع به کار دولت احمدی‌نژاد، شعار‌های بسیار تندتری وارد فضای رسمی کشور شد. حالا همان کسی که خودش را در صف اول «مقاومت در برابر صهیونیسم» معرفی می‌کرد، از طرف بعضی رسانه‌های دنیا به عنوان کاندیدای آمریکا و اسرائیل برای رهبری ایران معرفی می‌شود!

    وقتی سخنان احمدی‌نژاد زمینه رای دادن به نفع اسرائیل را فراهم کرد

    انعکاس چنین مطالبی در خصوص محمود احمدی‌نژاد، این تحلیل قدیمی را تقویت کرده که تندروی‌های او هم‌سو با منافع آمریکا و اسرائیل بوده است؛ همان‌طور که رئیس پیشین موساد درباره‌اش گفته بود: «اگر صد‌ها میلیارد دلار از سوی موساد خرج شده بود تا کسی منافع اسرائیل را تامین کند، احدی بهتر از احمدی‌نژاد نبود.»، اما در یک سال گذشته که تهران دو نبرد مستقیم با اسرائیل را تجربه کرد، سکوتی عجیب و مشکوک در اردوگاه احمدی‌نژاد حاکم شده است.

    سکوت کردن در در دوران ریاست جمهوری، اما در قاموس احمدی نژاد نبود. در سال ۱۳۸۴، این بازیگر جدید فضای سیاسی ایران در همایشی با نام «جهان بدون صهیونیسم» روی صحنه رفت و اسرائیل را «لکه‌ی ننگی» خواند که باید از صفحه‌ی روزگار پاک شود. این حرف‌ها نه‌تنها واکنش غربی‌ها را به دنبال داشت، بلکه صدای اعتراض رهبران فلسطینی را هم درآورد. بعد از آن هم هولوکاست را انکار کرد و با زیر سؤال بردن تاریخ جهان، گفت که اصلاً قبول ندارد هیتلر میلیون‌ها یهودی را در کوره‌های آدم‌سوزی سوزانده باشد. همین انکار هولوکاست از طرف احمدی‌نژاد باعث شد که توجه دنیا به موزه‌های هولوکاست بیش‌تر شود و دقیقاً در همان سال، برای اولین بار در مجمع عمومی سازمان ملل به نفع اسرائیل رأی‌گیری شد.

    متهمان جدا شدن از انقلاب در جنگ ۱۲ روزه موضع گرفتند، احمدی‌نژاد انقلابی ساکت ماند

    در مناظره‌های انتخاباتی سال ۱۳۸۸، رقیبانش به منش سیاست خارجی او نقدی اساسی داشتند. میرحسین موسوی با بیان اینکه «افراط، تفریط را به دنبال دارد» گفت: اگر صحبت تند هولوکاست را مطرح کنیم، نتیجه‌اش این می‌شود که اوضاع بد شد معاون ما می‌آید و می‌گوید ما دوست مردم اسرائیل هستیم. مهدی کروبی هم در مقابل احمدی‌نژاد جمله رئیس موساد بیان کرد که مواضع احمدی‌نژاد تامین‌کننده منافع اسرائیل است. در مقابل، این احمدی‌نژاد بود که رقبا را متهم کرد به فاصله گرفتن از مواضع انقلابی می‌کرد.

    اما، در اولین رویارویی نظامی جدی ایران و اسرائیل، از محصورین آن انتخابات پرحاشیه صدا درآمد و از احمدی‌نژاد نه. مهدی کروبی که احمدی‌نژاد او را به دست کشیدن از مواضع انقلابی متهم می‌کرد، سال گذشته در حالی که تازه از حصر آزاد شده بود، با انتشار بیانیه‌ای علیه اسرائیل موضع‌گیری کرد. زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی هم به‌رغم حصر، موضع مشابهی گرفت. بااین‌حال، احمدی‌نژاد که ظاهراً بعد از بیست سال تازه یاد گرفته در عالم سیاست سکوت کند، نهایت واکنش و موضع‌گیری‌اش در جنگ دوازده‌روزه فقط یک بیانیه‌ی چندخطی بود؛ بیانیه‌ای که در آن فقط به یک تسلیت خشک و خالی بسنده کرده بود: «این‌جانب ضمن محکوم کردن این تهاجمات و درخواست توقف فوری آنها، شهادت این فرماندهان، نیرو‌ها و دانشمندان را به خانواده‌های آنان و ملت بزرگ و شریف ایران تسلیت عرض می‌کنم.» در همین دوران ترور احمدی‌نژاد هم تکذیب شد.

    احمدی نژاد در جنگ ۴۰ روزه کجا بود؟

    در جنگ ۴۰ روزه همین وضعیت وجود داشت. احمدی‌نژاد در سکوت خبری به سر می‌برد و از آن زمان به بعد در انظار عمومی دیده نشده است. کانال تلگرامی دولت بهار که بازتاب‌دهنده‌ی نظرات محمود احمدی‌نژاد است، از رئیس دولت‌های نهم و دهم فقط دو خبر رسمی منتشر کرد. اولین پیام او تسلیت به مناسبت شهادت رهبر انقلاب بود و دیگری نامه‌ای خطاب به آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است که در آن انتخاب ایشان برای رهبری را تبریک گفته بود. مابقی اخبار مربوط به احمدی‌نژاد هم خبر‌های غیررسمی، شایعات یا ضدونقیض بودند.

    همان روز‌های اول جنگ چهل‌روزه، حمله‌ای به میدان هفتاد و دو نارمک انجام شد و بلافاصله شایعه‌ای پخش شد که هدف اصلی، ترور محمود احمدی‌نژاد بوده است. با این حال، این موضوع بعداً تکذیب شد و اعلام کردند که فقط محافظان او به شهادت رسیده‌اند. عباس امیری‌فر که یک فعال سیاسی اصول‌گرا است، بعد از جنگ درباره‌ی آخرین وضعیت احمدی‌نژاد گفت که در طول جنگ هیچ اتفاق ناگواری برای او نیفتاده است؛ فقط کمی دچار موج انفجار شده و پایش هم آسیب دیده است. امیری‌فر که قبلاً مشاور احمدی‌نژاد بود، هم‌چنین توضیح داد که اصلاً به خانه‌ی او حمله‌ای نشده است، بلکه آمریکا و اسرائیل به کیوسک محافظان در سر کوچه حمله کرده بودند و در نتیجه‌ی آن، سه نفر از پاسداران شهید شدند.

    احمدی‌نژاد آخرین بار کی و کجا دیده شد؟

    پاییز سال گذشته عکس‌هایی از احمدی‌نژاد منتشر شد که مربوط به زمان فوت خواهرش بود. کانال «دولت بهار» یک گزارش تصویری از دیدار هواداران رئیس دولت‌های نهم و دهم با او منتشر کرد و بعد از آن هم عکسی از احمدی‌نژاد بیرون آمد که نشان می‌داد او در مراسم ختم خواهر اسفندیار رحیم‌مشایی شرکت کرده است.

    در همان زمان ویدیویی از محمود احمدی‌نژاد منتشر شده که حاضر به مصاحبه نمی‌شود و در ادامه شخصی که به نظر سرتیم حفاظتش می‌آید می‌گوید بهتر است مصاحبه نکند. برخی این گمانه را مطرح کرده‌اند که احمدی‌نژاد از مصاحبه منع شده است. مدتی بعد پیش از اتفاق افتادن حوادث دی‌ماه، نشست منطقه‌ای یارانش با نام «نهضت به سوی بهار» در بوشهر برگزار شد. سخن‌رانان این مراسم مرتضی تمدن و علی‌اکبر جوان‌فکر از همراهان همیشگی احمدی‌نژاد بودند. رئیس دولت‌های نهم و دهم در این نشست حاضر نشده بود و به ارسال پیام صوتی بسنده کرد. آخرین تصویر رسمی که از او منتشر شد هم مربوط به ۱۶ بهمن بود که به مناسبت دهه‌ی فجر در مقام عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با سایر اعضا در حرم بنیان‌گذار جمهوری اسلامی برای ادای احترام حضور پیدا کرد. آخرین فیلمی هم که از او منتشر شد مربوط به دو روز قبل از آغاز جنگ ۴۰ روزه بود. فرارو فیلمی از احمدی‌نژاد منتشر کرده که حاکی از حضور او در مراسم چهلم یکی از جان‌باختگان حوادث ۱۴۰۴ در شهر آمل بود.

    وقتی احمدی‌نژاد سکوت کردن را خیلی دیر یاد گرفت

    در سیاست حتی سکوت هم خودش یک نوع موضع‌گیری است و گویا مرد مورد حمایت جریان ارزشی تازه آن را دریافته است. او که دولت نهمش را با دست‌بوسی رهبری آغاز کرده بود و در دولت دهم قهر ۱۱ روزه را پیش گرفت حالا انگار با سکوتش می‌خواهد بگوید جهان را به گونه‌ای دیگر می‌بیند. او پیش از این سکوت عمیق بعضاً مواضعی گرفته تا هم از خود به سبب اقداماتش رفع اتهام کند.

    در یکی از فیلم‌هایی که پارسال از او در فضای مجازی منتشر شد، گفته بود که کار‌هایی مثل رقص در روز عاشورا و پاره کردن عکس امام خمینی در ایام بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ را لباس‌شخصی‌هایی مرتکب می‌شدند که توسط مراکز امنیتی سازمان‌دهی می‌شدند و من این کار‌ها را رصد می‌کردم.

    در فیلم دیگری در زمان فعال شدن مکانیسم ماشه و برگشت شش قطع‌نامه‌ی تحریمی شورای امنیت علیه ایران که در دوران احمدی‌نژاد وضع شده بودند، او گفت که تحریم‌ها هیچ ربطی به او ندارد و تنش با غرب به زمان خاتمی و روحانی (در مقام مسئول مذاکرات هسته‌ای) برمی‌گردد.

    استکبارستیز کیست؟

    از طرف دیگر، یاران او سعی می‌کنند تصویری متفاوت و البته گزینشی از او به نمایش بگذارند. وقتی صادق زیباکلام، فعال سیاسی، توئیتی درباره‌ی ایستادن محمود احمدی‌نژاد در کنار رهبر انقلابی ونزوئلا و استکبارستیزی او منتشر کرد، علی‌اکبر جوانفکر، مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد، در واکنش گفت که احمدی‌نژاد هیچ ارتباطی با مفهوم «ایدئولوژی آمریکاستیزی» نداشته و ندارد. او هچنین نوشت: کسانی که سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند، قبلاً این حقیقت را روشن ساخته‌اند که احمدی‌نژاد اساساً با چنین کاری مخالف بود. با این حال، مشاور احمدی‌نژاد به این موضوع مهم اشاره‌ای نکرد که در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا، احمدی‌نژاد طرف‌دار تسخیر سفارت شوروی بوده است.

    حالا سکوت او که دقیقاً از زمان حمله‌ی هفت اکتبر شروع شده، باعث شده است که حتی طرف‌داران سابقش هم شدیدترین برخورد‌ها را با او داشته باشند. برای مثال، خبرگزاری تسنیم در مطلبی با تیتر «احمدی‌نژاد و «هولوکاست سکوت» در برابر جنایت صهیونیست‌ها»، او را بی‌تفاوت‌ترین سیاست‌مدار ایران خواند و عملکردش را به شدت نقد کرد.

    مرد بحران‌زیست به فکر فرداست؟

    در اینکه تصویر احمدی‌نژاد در این سال‌ها تغییر کرده شکی نیست؛ احمدی‌نژادی که در انتخابات سال ۱۳۸۸ چند نفر از اعضای شورای نگهبان از او حمایت کرده بودند، بعد‌ها در انتخابات سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ حتی نتوانست صلاحیت نامزدی ریاست‌جمهوری را به دست بیاورد. او که حیات سیاسی‌اش وابسته به بحران‌هاست، در زمانه جنگ سکوت می‌کند. احتمالاً به این نتیجه رسیده حالا که دیگر نمی‌تواند از طریق ساختار‌های رسمی کشور نقش سیاسی خاصی بازی کند و خود را برای روز مبادا آماده کند؛ زمانی که به زعم خود بازیگر نقش اول شرایط بحرانی خواهد بود.

  • محتمل‌ترین سناریو بین ایران و آمریکا

    محتمل‌ترین سناریو بین ایران و آمریکا

    به گزارش اقتصادران، مذاکرات ایران و آمریکا هنوز به سرانجام مشخصی نرسیده است. در حالی که خبر‌ها حکایت از نهایی‌شدن متن تفاهم اولیه داشته است. با این همه دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا تایید آن را به تعویق انداخته و مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز تفاهم اولیه را نه تکذیب و نه تایید کرده‌اند.

    این شرایط ابهام‌آلود باعث شده تا همچنان گزینه تشدید تنش هم روی میز باشد و سایه جنگ حفظ شود.

    جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین ایران و کارشناس روابط بین‌الملل می‌گوید که شرایط به سمت طولانی‌شدن آتش‌بس و تفاهمی شکننده پیش می‌رود.

    ساداتیان تأکید می‌کند که آنچه امروز در جریان است صرفاً یک مذاکره دوجانبه نیست، بلکه ترکیبی از جنگ روانی، فشار اقتصادی، تهدید نظامی، عملیات رسانه‌ای و تلاش برای ایجاد محاصره‌های مستقیم و غیرمستقیم در حوزه‌های مختلف، از جمله مسیر‌های دریایی است.

    با این حال، او هشدار می‌دهد مسیر همچنان شکننده است و هر تحول منطقه‌ای می‌تواند روند مذاکرات را تغییر دهد.

    در ادامه، مشروح این گفت‌و‌گو را می‌خوانید.

    *آخرین وضعیت مذاکرات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا تفاهم در دسترس است یا اختلاف‌ها عمیق‌تر شده است؟

    ببینید، بخش زیادی از این ماجرا به شخصیت خودشیفته ترامپ و نوع نگاه او به قدرت در نظام بین‌الملل برمی‌گردد. او بر این باور است که، چون حزبش در کنگره اکثریت دارد و خودش نیز رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکاست، به‌عنوان قدرت برتر نظامی و اقتصادی جهان می‌تواند در موقعیتی قرار گیرد که به سایر کشور‌ها دستور بدهد و آنها نیز تبعیت کنند.

    اما واقعیت این است که در عمل، چنین نگاهی با پیچیدگی‌های واقعی نظام بین‌الملل همخوانی ندارد. حتی در مواجهه با سران اروپا نیز تلاش کرد با ادبیات تحکمی و سلسله‌مراتبی رفتار کند، اما این رفتار در عمل نتیجه‌ای مطابق انتظار او نداشت.

    در منطقه نیز، او تحت تأثیر تحلیل‌هایی قرار گرفت که از سوی برخی جریان‌ها از جمله اسرائیل مطرح می‌شد مبنی بر اینکه با فشار، تهدید و حتی اقدامات امنیتی و نظامی می‌توان ایران را دچار فروپاشی یا تغییر اساسی کرد. بر همین اساس، اقداماتی در قالب فشار سیاسی، تهدید نظامی و حتی برخی عملیات‌های امنیتی و ترور آغاز شد، اما این روند به نتیجه‌ای که انتظار داشتند نرسید.

    در ادامه حتی تلاش‌هایی برای ایجاد فشار‌های شدیدتر مطرح شد؛ از جمله ایده‌هایی مانند محاصره دریایی یا فشار بر مسیر‌های تجاری و کشتیرانی. با این حال، ایران در برابر این فشار‌ها با ترکیبی از مقاومت، مدیریت بحران و دیپلماسی فعال عمل کرد.

    در نتیجه، نه تنها ساختار سیاسی و امنیتی ایران حفظ شد، بلکه توان منطقه‌ای و عملیاتی آن نیز همچنان فعال باقی ماند و در برخی حوزه‌ها حتی تقویت شد. بنابراین، امروز با وضعیتی مواجه هستیم که نه به سمت فروپاشی یا تغییر قهری حرکت کرده و نه به سمت توافق سریع؛ بلکه در یک وضعیت فرسایشی و پیچیده قرار دارد.

    *ترامپ روز جمعه گفت که محاصره دریایی برداشته شده، اما در عمل چنین اتفاقی رخ نداد و سخنان او در ایران تکذیب شد. دلیل این رفتار‌ها چیست؟

    در این روند، بخش مهمی از راهبرد طرف مقابل مبتنی بر جنگ روانی و فشار چندلایه است. هدف این بوده که ایران از طریق تهدید نظامی، فشار سیاسی، عملیات رسانه‌ای و ایجاد محدودیت‌های اقتصادی و حتی تلاش برای کنترل مسیر‌های دریایی و ایجاد نوعی محاصره غیرمستقیم، در موقعیت ضعف قرار گیرد.

    در همین چارچوب، تلاش‌هایی برای فشار بر تنگه‌ها و مسیر‌های حیاتی تجارت دریایی نیز مطرح شده است تا از این طریق هزینه‌های اقتصادی و سیاسی افزایش یابد و ایران به پذیرش خواسته‌ها تن دهد.

    اما در مقابل، ایران با عقلانیت در دو سطح عمل کرده است: از یک‌سو در حوزه نظامی توان بازدارندگی خود را حفظ کرده و از سوی دیگر، در حوزه دیپلماسی فعال باقی مانده است. همین ترکیب باعث شده فشار‌ها به نتیجه نهایی نرسد.

    نکته مهم این است که ایران نه‌تنها در برابر فشار‌ها عقب‌نشینی نکرده، بلکه در برخی حوزه‌ها توانسته مدیریت مسیر‌های دریایی و تعاملات منطقه‌ای را نیز در دست داشته باشد و همین موضوع باعث افزایش پیچیدگی معادله برای طرف مقابل شده است.

    از طرف دیگر، همراهی کامل کشور‌های منطقه با این سیاست‌ها وجود نداشته و همین مسئله باعث شده طرح‌هایی مانند محاصره دریایی یا فشار حداکثری عملاً به‌طور کامل اجرایی نشود و بیشتر در سطح تهدید یا جنگ روانی باقی بماند.

    *به نظر شما همچنان احتمال درگیری نظامی گسترده وجود دارد؟

    به نظر می‌رسد گزینه نظامی همچنان به‌عنوان یک ابزار فشار در ادبیات سیاسی وجود دارد، اما اجرای آن با محدودیت‌های بسیار جدی مواجه است.

    از یک‌سو، آمریکا و متحدانش تلاش کرده‌اند با استقرار نیرو در منطقه و ایجاد فشار نظامی و امنیتی، نوعی بازدارندگی یا آمادگی برای اقدام احتمالی ایجاد کنند. اما در عمل این وضعیت نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری برای جنگ گسترده ساده نیست.

    از سوی دیگر، کشور‌های منطقه از جمله عربستان، قطر و برخی بازیگران دیگر، تمایل چندانی به ورود به یک درگیری گسترده ندارند و تلاش می‌کنند تنش کنترل شود. حتی برخی کشور‌ها که پایگاه‌های آمریکا در آنها مستقر است، در عمل همراهی کامل با سناریو‌های تهاجمی ندارند.

    در کنار این موارد، ایران نیز با توجه به توانمندی‌های دفاعی و منطقه‌ای خود، شرایطی ایجاد کرده که هرگونه اقدام نظامی را با ریسک بالا مواجه می‌کند.

    بنابراین، آنچه بیشتر مشاهده می‌شود استفاده از گزینه نظامی به‌عنوان ابزار فشار و تهدید است، نه یک سناریوی عملی قطعی برای اقدام گسترده.

    *در چنین شرایطی شما آینده پیش‌روی مذاکرات ایران و آمریکا را چطور می‌بینید؟

    به نظر می‌رسد طرف آمریکایی به‌دنبال کسب یک دستاورد قابل ارائه در عرصه سیاسی داخلی خود است؛ دستاوردی که بتواند به‌عنوان موفقیت در سیاست خارجی معرفی شود.

    اما واقعیت این است که اختلافات بنیادی میان دو طرف همچنان پابرجاست. ایران بر مواضع اصولی خود، از جمله بر حفظ ۴۰۰ کیلو اورانیوم با غنای ۶۰ درصد و حق غنی‌سازی و فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز تحت نظارت بین‌المللی، تأکید دارد و بار‌ها اعلام کرده که زیر فشار حاضر به عقب‌نشینی اساسی نیست.

    در چنین شرایطی، رسیدن به یک توافق جامع و پایدار بسیار دشوار به نظر می‌رسد. در مقابل، محتمل‌ترین سناریو شکل‌گیری توافق‌های محدود، مرحله‌ای یا نوعی آتش‌بس بلندمدت است که بتواند از شدت تنش‌ها بکاهد، اما اختلافات بنیادین را حل نکند.

    در نهایت باید گفت این روند به‌شدت وابسته به تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی است و هر تغییر در موازنه قدرت می‌تواند مسیر مذاکرات را دگرگون کند؛ بنابراین وضعیت همچنان شکننده و غیرقابل پیش‌بینی باقی می‌ماند.