به گزارش اقتصادران، در این مطلب آمده است: ماجرای انتخابات در این پنج سال چیست؟ ردصلاحیتهای گسترده، بیانگیزگی وسیع، غر زدنهای بیحاصل، انتخابات با نتایج از قبل معلوم …بعد هم یک طرف می گفت که «آی چه پیروزی درخشانی» و همین هاافتخار کردند به اینکه اگر ما نبودیم، تورم سه برابر این بود و خوشحال باشید که ما اینجاییم و ببینید که چه شقالقمری کردیم و تورم فقط 40 درصد است.
انتظار دارند که ملت برایشان کف بزنند و هورا بکشند. اما واقعا سیاستورزی یعنی این؟
گیرم که دولت دلخوش است به این تورم 40 درصد و اصلا متوجه نیست که چنین تورمی چه بلایی بر سر مردم بینوا میآورد؛ آن نهادها، آن مراجع و آن افراد صاحب اعتبار اجتماعی هم نمیدانند که چنین قطار پیشرفتی چطور زندگیها را ویران میکند؟ واقعا یعنی هیچ کاری نباید کرد؟ باید بنشینیم و تماشا کنیم که این قطار هی از روی ما رد شود؟ هی برود و هی برگردد و رییس دولت به چنین رفت و برگشتی افتخار کند؟
بنشینیم و تماشا کنیم که یک مجلسی دوباره تشکیل شود و افتخارش این باشد که طرح صیانت و لایحه عفاف برای مردم بنویسد و بعد به پستوی اصل 85 ببرد و به دور از چشم مردم آن را تصویب کند و افتخارش این باشد که چه کاری کرده، کارستان؟ نخبگان و سیاسیون ما دلخوش باشند که ما کنار میکشیم و به ما چه که اینها چه میکنند و مثل آن ماجرای «پونتیوس پیلاتس» در اسطورههای مسیحی بر صلیب کشیدن مسیح(ع)؟
دولت که در این سه سال نشان داده که اصلا باور ندارد کارهایش چه بر سر مردم آورده و معتقد است همه آنچه کرده، عالی و بینظیر بوده و غیر از آن، هر چه بد است به گردن دولت پیشین میاندازد. ولی واقعیت این است که مردم باید زندگی کنند و سیاستورزان و نخبگان، اگر قرار است روزی به کار بیایند، آن روز همین امروز است و شستن دستها، آنها را از مسوولیت «جلجتایی» که مردم به آن گرفتارند، مبرا نمیکند.

دیدگاهتان را بنویسید