به گزارش «تعادل» بر اساس گزارش تازه این نهاد معتبر، وابستگی روزافزون به میادین شیل و منابع عمیق فراساحلی باعث شده میانگین نرخ افت تولید جهانی افزایش یابد. به بیان سادهتر، حتی اگر تقاضا ثابت بماند، دنیا برای حفظ سطح کنونی عرضه باید بیش از گذشته سرمایهگذاری کند.
فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی در بیانیهای صریح اعلام کرده است که بخش عمدهای از سرمایهگذاریهای سالانه در بالادست نفت و گاز، تنها برای جبران افت تولید صرف میشود. او میگوید: «فقط بخش کوچکی از این سرمایهگذاریها برای پاسخ به رشد تقاضا استفاده میشود، در حالی که نزدیک به ۹۰ درصد آن صرف حفظ وضعیت موجود است.»
گزارش آژانس تصویری تکاندهنده ارائه میدهد. بدون سرمایهگذاری مداوم، جهان هر ساله معادل مجموع تولید دو کشور بزرگ تولیدکننده نفت یعنی برزیل و نروژ را از دست خواهد داد. این رقم حدود ۵.۵ میلیون بشکه در روز است؛ عددی که در مقیاس بازار جهانی بسیار معنادار است و میتواند توازن عرضه و تقاضا را بر هم بزند.
در شرایطی که بازارها به کوچکترین تغییرات عرضه حساس هستند و هر خبر از تنش ژئوپلیتیکی میتواند قیمتها را چند دلار بالا و پایین کند، حذف چنین حجمی از عرضه، به معنای یک زلزله واقعی در اقتصاد جهانی خواهد بود.
بر اساس دادههای گردآوریشده از حدود ۱۵ هزار میدان نفت و گاز در سراسر جهان، میانگین نرخ جهانی افت سالانه پس از اوج تولید برای نفت متعارف ۵.۶ درصد و برای گاز طبیعی متعارف ۶.۸ درصد است.
این ارقام در ظاهر کوچک به نظر میرسند اما وقتی در مقیاس جهانی ضرب میشوند، به معنای از دست رفتن صدها میلیون بشکه نفت و صدها میلیارد متر مکعب گاز در سال هستند. برای نمونه، افت سالانه تولید گاز طبیعی در سالهای اخیر از ۱۸۰ میلیارد متر مکعب به ۲۷۰ میلیارد متر مکعب افزایش یافته است؛ رقمی برابر با مصرف سالانه چند کشور صنعتی بزرگ.
موضوع سرمایهگذاری در بخش بالادستی نفت و گاز تنها به اقتصاد و بازار محدود نمیشود. در سالهای اخیر، سیاستهای جهانی اقلیمی فشار قابل توجهی بر شرکتهای بزرگ و دولتها وارد کرده است تا سرمایههای خود را به سمت انرژیهای تجدیدپذیر هدایت کنند.
اکنون اما همان آژانس هشدار میدهد که کاهش سرمایهگذاری در بخش بالادست میتواند به بحران عرضه منجر شود. این تناقض ظاهری، بازتابدهنده همان چالش بنیادین عصر ماست: چگونه میتوان همزمان هم امنیت انرژی را تضمین کرد و هم گذار به انرژی پاک را سرعت بخشید؟
طبق برآورد گزارش، تا سال ۲۰۲۴ حدود ۸۰ درصد تولید جهانی نفت و ۹۰ درصد تولید گاز طبیعی از میادینی حاصل خواهد شد که اوج تولید خود را پشت سر گذاشتهاند. به این معنا که دنیا به جای تکیه بر میادین تازهنفس، باید بر منابعی حساب باز کند که به تدریج رو به افولند.
چنین وضعیتی فشار مضاعفی بر سرمایهگذاران و شرکتهای بزرگ نفتی ایجاد خواهد کرد. آنها باید میان دو مسیر دشوار یکی را برگزینند: ادامه سرمایهگذاری در میادین رو به پایان و تحمل ریسکهای زیستمحیطی، یا حرکت سریعتر به سمت انرژیهای پاک با خطر از دست دادن سهم بازار در کوتاهمدت.
کارشناسان میگویند دلیل اصلی این شتاب، افزایش سهم میادین شیل و منابع عمیق فراساحلی در سبد تولید جهانی است. این میادین اگرچه در کوتاهمدت توانستهاند عرضه جهانی را تقویت کنند، اما نرخ افت طبیعی آنها به مراتب بیشتر از میادین متعارف خشکی است.
برای مثال، چاههای نفت شیل امریکا پس از یک یا دو سال تولید پرقدرت، به سرعت دچار افت میشوند و نیازمند حفاریهای مداوم جدید هستند. همین ویژگی باعث شده منحنی افت جهانی نیز شیب تندتری پیدا کند.
اگر روند کنونی ادامه یابد، پیامدهای آن تنها به تولیدکنندگان محدود نخواهد بود. مصرفکنندگان در سراسر جهان ممکن است با قیمتهای بیثباتتر و پرنوسانتر روبرو شوند. هر اختلال کوچک در عرضه، به دلیل نبود ظرفیت مازاد کافی، میتواند شوک بزرگی به بازار وارد کند.
از سوی دیگر، کشورهایی که به واردات نفت و گاز وابستهاند، مجبور خواهند شد منابع بیشتری را صرف امنیت انرژی کنند. در اروپا که همزمان با بحران اوکراین به دنبال جایگزینی گاز روسیه است، این موضوع اهمیت دوچندان پیدا میکند.
بنابراین، به نظر میرسد آیندهای در پیش است که در آن دولتها و شرکتها باید سیاستی دوگانه را دنبال کنند: از یک سو، افزایش سرمایهگذاری در انرژیهای پاک و کاهش آلایندهها، و از سوی دیگر، اختصاص منابع کافی برای حفظ تولید فسیلی تا زمانی که جایگزینهای مطمئن و پایدار به اندازه کافی رشد نکردهاند.
سقوط آرام طلای سیاه عنوانی است که شاید بهتر از هر چیز دیگر بتواند وضعیت امروز صنعت نفت و گاز را توصیف کند. افتی که آهسته اما پیوسته در حال رخ دادن است و اگر با سیاستگذاری و سرمایهگذاری هوشمندانه همراه نشود، میتواند جهان را با بحران تازهای روبهرو کند.
تاریخ نشان داده که انرژی نه تنها موتور محرک اقتصاد بلکه عامل تعیینکننده در روابط بینالملل و حتی ثبات اجتماعی کشورهاست.
حالا که آژانس بینالمللی انرژی زنگ خطر را به صدا درآورده، شاید زمان آن رسیده است که رهبران جهان با نگاهی واقعبینانهتر به آینده انرژی بنگرند؛ آیندهای که همزمان نیازمند تضمین امنیت عرضه و حفاظت از محیط زیست است.

دیدگاهتان را بنویسید