فقر در سایه تبعیض مسکونی

به گزارش اقتصادران، یکی از شعارهای دولت چهاردهم رفع نابرابری و تبعیض در حوزه‌ها و بخش‌های مختلف است. باید توجه داشت که طی سال‌های اخیر فقر و نابرابری در درآمد و ثروت، به ویژه درآمد و ثروت مسکونی، افزایش یافته و پیامدهای اجتماعی آن نظیر کاهش امید به زندگی، افزایش نرخ طلاق، کاهش نرخ ازدواج، کاهش نرخ فرزندآوری و در مجموع تزلزل نهاد خانواده بیش از همیشه آشکار شده است.

این روند به‌ طور نامتوازن، تاثیراتش را بر آسیب‌پذیرترین گروه‌های اجتماعی گذاشته است. برای بررسی این روند اما بررسی وضعیت مستاجران اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا این گروه اجتماعی نهایتا از روند تورمی در بخش مسکن منتفع نمی‌شوند، بلکه ضرر نیز می‌کنند و هزینه‌های تامین مسکن آنها به‌ شدت افزایش می‌یابد.

اگر کل جمعیت مستاجران را در‌نظر بگیریم، یعنی هم مستاجرانی که درآمدشان کمتر از خط فقر مطلق است و هم مستاجرانی که درآمدشان بالاتر از خط فقر مطلق است، اما به فقر ناشی از هزینه‌های تامین مسکن استیجاری دچارند، در سال ۱۳۹۵ و در کل کشور، حدود ۹۶۵ هزار خانوار مستاجر درگیر فقر مطلق بوده‌اند، اما در سال ۱۴۰۱، این رقم به ۴/۱ میلیون خانوار مستاجر درگیر فقر مطلق رسیده است؛ نرخ رشدی برابر با ۵۰درصد. ازسوی دیگر، پدیده‌های اجتماعی مرتبط با وضعیت بحرانی نظام مسکن نظیر جابه‌جایی اجباری، اعیان‌نشین‌سازی، طرد و جداسازی فضایی-اجتماعی و اشکال مختلف بی‌ثباتی سکونتی، از قراردادهای استیجاری بی‌ثبات گرفته تا اشکال مختلف بی‌خانمانی بیش از همیشه بر حیات و سیمای شهرهای کشور نمودار شده است. این وضعیت ضرورت بازنگری در رویکرد سیاستی نظام حکمرانی به موضوع مسکن را بیش از همیشه آشکار کرده است.

نویسنده: مسعود فراهانی

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *