به گزارش اقتصادران، گلناز پرتوی مهر نوشت:
ایران سرزمینی است با ذخایر عظیم انرژی، از نفت و گاز گرفته تا منابع تجدیدپذیرِ بالقوه. اما در آنسوی این وفور، حقیقتی نگرانکننده نهفته است: ایران یکی از پرمصرفترین کشورهای جهان در حوزه انرژی است؛ مصرفی که نه با سطح تولید ناخالص داخلی تناسب دارد، نه با الگوهای زیستمحیطی پایدار و نه با استانداردهای جهانی در بهینهسازی.
به گزارش «تعادل»، در واقع، اگر بخواهیم تصویری از اقتصاد ایران بکشیم، باید آن را به خانهای تشبیه کنیم که با چراغهای روشنِ فراوان، پنجرههای باز و بخاریهایی در حال کار، همزمان با هدررفت گسترده، به سختی به تأمین نیازهایش ادامه میدهد.
از سویی دیگر، سرانه مصرف برق در ایران حدود ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ کیلووات ساعت در سال است؛ رقمی که حتی از برخی کشورهای توسعهیافته نیز بالاتر است. اما نکته مهم اینجاست که این حجم از مصرف، نه به معنای توسعه زیرساختی گسترده یا رفاه بالاتر است، بلکه اغلب ناشی از اتلاف، سیاستهای یارانهای و بیبرنامگی در مدیریت منابع است.
بخش بزرگی از این مصرف بالا، ریشه در سیاستهای حمایتی و قیمتگذاری غیرواقعی دارد. ایران یکی از کشورهایی است که بیشترین میزان یارانه پنهان انرژی را پرداخت میکند. طبق آمار مرکز پژوهشهای مجلس، رقم یارانه پنهان انرژی در ایران در سال ۱۴۰۲ حدود ۳۵۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است؛ عددی معادل بیش از ۶۰ درصد کل بودجه کشور.
این یارانه سنگین که عمدتا به شکل قیمت پایین بنزین، برق، گاز خانگی و صنعتی نمود پیدا میکند، باعث شده تا انگیزهای برای مصرف بهینه باقی نماند. نه مشترک خانگی نگران قبض برق است و نه واحد صنعتی دغدغهای برای بهروزرسانی تجهیزات انرژیبر خود دارد. یکی از مهمترین بخشهایی که در مصرف انرژی نقش حیاتی دارد، صنایع کشور هستند. متأسفانه بخش عمدهای از صنایع ایران از نظر بهرهوری انرژی در وضعیت هشدار قرار دارند. برای مثال، در صنعت فولاد ایران، مصرف انرژی برای تولید یک تن محصول، در برخی واحدها بیش از دو برابر استاندارد جهانی است. در سیمان، پتروشیمی و حتی نیروگاههای برق نیز وضعیت مشابهی حکمفرماست.
به گفته کارشناسان، ما نه تنها انرژی زیادی مصرف میکنیم، بلکه با پایینترین بازده ممکن این کار را انجام میدهیم. در برخی صنایع، تا ۵۰ درصد از انرژی ورودی به گرما، صدا یا آلودگی تبدیل میشود؛ یعنی عملاً انرژی را دود میکنیم و به هوا میفرستیم.
در بخش خانگی، که سهمی نزدیک به ۳۵ درصد از مصرف انرژی کشور دارد، الگوی مصرف نگرانکنندهتر است. نبود استاندارد در ساختمانسازی، ضعف در عایقبندی و عدم استفاده از تجهیزات کممصرف، باعث شده تا خانوار ایرانی در زمستانها بخاری را بالا میکشد و همزمان پنجره را باز میگذارد؛ یا در تابستان، کولر گازی با درهای باز کار میکند.
براساس آمار وزارت نیرو، نزدیک به ۳۰ درصد برق مصرفی در بخش خانگی در زمان اوج مصرف، صرف وسایل سرمایشی میشود. در شرایطی که بسیاری از کشورهای دنیا با برنامههای صرفهجویی، سقف مصرف و ابزارهای کنترلی مواجهاند، ایران همچنان در مسیر «مصرف آزاد» حرکت میکند.
مصرف بیرویه انرژی در ایران نه فقط چالشی اقتصادی، بلکه تهدیدی زیستمحیطی، اجتماعی و امنیتی نیز بهشمار میآید. کارشناسان هشدار میدهند که اگر مصرف انرژی کنترل نشود، ایران در آیندهای نه چندان دور، از صادرکننده انرژی به واردکننده آن تبدیل خواهد شد؛ آنهم درحالی که بسیاری از کشورهای نفتخیز منطقه در حال گذار به اقتصادهای پاکتر و متنوعتر هستند.
واقعیت این است که ما در کشوری زندگی میکنیم که گویی منابع انرژی آن پایانناپذیر است، اما این تصور بیش از آنکه واقعی باشد، ناشی از سیاستهایی ناپایدار و ذهنیتی مصرفمحور است. صدای زنگ خطر مدتهاست شنیده میشود. اگر امروز برای اصلاح الگوی مصرف اقدام نکنیم، فردا ممکن است نه برق داشته باشیم، نه گاز، و نه حتی نفتی برای صادرات.

دیدگاهتان را بنویسید