صنعت تولید تجهیزات پزشکی در مرز تعطیلی است
در نشست اخیر انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان تجهیزات پزشکی، مریم قاسمی، دبیر انجمن، تصویر دقیقی از این بحران ارایه داد: بدهیهای معوق که باید با بودجه سنواتی تسویه میشد، هر سال بیشتر شده و مراکز درمانی با تحویل کالا بدون تأمین اعتبار، بار مالی را به تولیدکنندگان منتقل کردهاند. او با تأکید بر اینکه «دولت خواسته یا ناخواسته عامل اصلی مشکلات است» گفت: «اکنون هشدار میدهیم که مسوولیت هرگونه کمبود تجهیزات پزشکی در آینده، با دولت است؛ زیرا همه هشدارها و راهکارها ارایه شده اما هیچ اقدام فوری انجام نمیشود.» به گفته قاسمی، زمان مشخصی برای پرداخت وجه کالا وجود ندارد، تولیدکننده محصول را تحویل میدهد اما نمیداند چه زمانی پول خود را دریافت خواهد کرد. این شرایط، برنامهریزی برای تولید را تقریبا ناممکن کرده و بسیاری از شرکتها را تا مرز تعطیلی برده است. در حالی که طبق قانون، تأخیر در پرداخت باید مشمول جریمه دو درصدی شود، اما این حق قانونی تولیدکنندگان بهطور سیستماتیک نادیده گرفته شده است. او همچنین خواستار نظارت جدیتر بر «حساب مستقل تجهیزات پزشکی» شد؛ حسابی که به گفته او باید از هرگونه دخل و تصرف دور بماند و شفافیت آن مورد بررسی نهادهای نظارتی قرار گیرد.
۲۵ همت بدهی معوق تا پایان شهریور امسال
این سخنان اما تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد. وقتی امید شهبندی، رییس کارگروه مطالبات تأمینکنندگان تجهیزات پزشکی، از ۵۰۰ روز تأخیر در پرداخت مطالبات و ۲۵ همت بدهی معوق تا پایان شهریور امسال سخن گفت، ابعاد بحران روشنتر شد. او هشدار داد که اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، تا پایان آذر میزان بدهیها به ۴۰ تا ۵۰ همت خواهد رسید؛ رقمی که هیچ صنعتی توان تحمل آن را ندارد. شهبندی با اشاره به اینکه از سال ۹۳ طرح تحول سلامت بدون پیوست مالی اجرا شد، گفت: این تصمیم بدون پشتوانه کارشناسی، آغازگر انباشتهشدن بدهیها بود. به گفته او، صنعت تجهیزات پزشکی در ۱۸ ماه گذشته بار تأمین بیمارستانهای کشور را با سرمایه شخصی خود به دوش کشیده؛ اقدامی که نشان میدهد ستون فقرات نظام سلامت ـ یعنی تجهیزات پزشکی ـ در سکوت و بیاعتنایی مسوولان در حال فروپاشی است. این فعال صنعت با اشاره به اینکه ۱۲ راهکار به نهادهای مرتبط ارایه شده اما هیچ پاسخی دریافت نشده، گفت: «این صنعت تمام تعهداتش را انجام داده اما طرف مقابل حتی به حداقلها پایبند نیست. ما برای سود نمیجنگیم، برای ادامه تولید تلاش میکنیم.» شهبندی عدم همراهی نظام بانکی را نیز یکی از مشکلات اساسی دانست: بانکها از ارایه تسهیلات به صنعت تجهیزات پزشکی خودداری میکنند، در حالی که این صنعت در خط مقدم سلامت مردم قرار دارد. در چنین شرایطی، بحران فقط در سطح تولید باقی نمیماند؛ بلکه دامنه آن مستقیما به بیمارستانها و بیماران میرسد. بسیاری از بیمارستانهای دولتی با کمبود نقدینگی، خریدهای نسیه و بیمحل، و استفاده از تجهیزات سالخورده، شرایطی ایجاد کردهاند که روند درمان در آن بهشدت آسیبپذیر شده است.
وضعیت نگرانکننده تجهیزات پزشکی در ایران
استفاده از قطعات غیراستاندارد و تعمیرات غیرفنی
سهرابی اما در بخش دیگری از سخنان خود به مشکلی خطرناکتر نیز اشاره میکند و میگوید: برخی مراکز برای صرفهجویی سراغ تعمیرکاران غیرمتخصص یا قطعات غیراصل میروند. این موضوع در مورد دستگاههای بخشهای حساس مثل ICU یا اتاق عمل میتواند فاجعهبار باشد. ما در ایران دستورالعمل داریم، اما نظارت اجرایی ضعیف است. او میافزاید: اگر دولت بدهیها را پرداخت نکند و نظام تأمین مالی تجهیزات ساختارمند نشود، بحران از کمبود تجهیزات عبور کرده و وارد مرحله «عدم امکان تعمیر» خواهد شد؛ مرحلهای که به گفته او «از کمبود دستگاه هم خطرناکتر است.» زیرا بیمارستان دستگاه دارد اما در عمل قابل استفاده نیست.
خرابی دستگاهها عامل از دست رفتن فرصت طلایی برای نجات جان بیمار
این متخصص بخش مراقبتهای ویژه با اشاره به اینکه بخشهای ICU و CCU در بسیاری از بیمارستانها با دستگاههایی کار میکنند که عملا عمر مفیدشان تمام شده است، اظهار میدارد: دستگاههای ونتیلاتور ۱۵ تا ۲۰ ساله، مانیتورهای قدیمی که سنسورها دیگر دقت ندارند، سرنگپمپهایی که ناگهان از کار میافتند… اینها فقط آمار نیست، تهدید مستقیم جان بیمار است. بسیاری از خانوادهها نمیدانند که گاهی پزشک نه به دلیل تصمیم اشتباه، بلکه به دلیل خرابی یا ضعف دستگاه، فرصت طلایی برای نجات بیمار را از دست میدهد. او از تجربه تلخی یاد میکند: در اوج تابستان که قطعی برق چندین بار بخش ما را متاثر کرد، یکی از UPSهای بخش از کار افتاد. اگر تیم پزشکی لحظهای تعلل میکرد، چند بیمار که روی ونتیلاتور بودند، ممکن بود ظرف چند دقیقه دچار ایست تنفسی شوند. این اتفاق در یک کشور با سیستم سلامت پایدار تقریبا غیرممکن است.
اختلال در سیستم نگهداری و سرویس دوره ای
ایزدی با بیان این مطلب که بحران فقط در خرید تجهیزات نیست؛ بلکه سیستم نگهداری و سرویس دورهای نیز دچار اختلال شده، خاطرنشان میکند: وقتی شرکتها پول نمیگیرند، خدمات پس از فروش نیز متوقف میشود. سرویسهای دورهای انجام نمیشود و دستگاهها بدون بررسیهای روتین ادامه کار میدهند. این دقیقا همان مسیری است که به یک بحران سلامتی منجر میشود.
سلامت در سایه بیتوجهی دولت ها
بحران نزدیکتر از آن است که تصور میشود
بحران تجهیزات پزشکی یک تهدید خاموش اما بسیار جدی برای سلامت عمومی است. هشدارهای تولیدکنندگان، متخصصان تجهیزات پزشکی و پزشکان مراقبتهای ویژه نشان میدهد که اگر دولت فورا برای پرداخت بدهیها، اصلاح نظام تخصیص بودجه، و نوسازی تجهیزات گام برندارد، کشور با یک بحران سلامت روبهرو خواهد شد؛ بحرانی که ممکن است در ظاهر با کمبود دارو متفاوت باشد، اما در عمل بسیار مخربتر است. تجهیزات پزشکی ستون فقرات نظام سلامت است؛ ستونی که امروز زیر بار بدهیها، فرسودگی و بیتوجهی در حال فرو ریختن است. دولت شاید در کوتاهمدت بتواند با وعدهها یا تأخیر در پرداختها زمان بخرد، اما هزینه این تعلل را در نهایت بیماران، خانوادهها و کادر درمان با جان و سلامت خود خواهند پرداخت. سلامت مردم حوزهای برای آزمون و خطا نیست؛ ادامه وضع موجود نه تنها غیرقابل توجیه، بلکه غیرقابل تحمل است.

دیدگاهتان را بنویسید