مرگ زودرس در بازار سهام

نوشته شده توسط

در

, ,

به گزارش اقتصادران، بازار سهام این روزها زیر سایه سنگین نوسانات ارزی و سیاست‌های چندنرخی، حال و روز خوشی ندارد. شکاف بزرگ میان نرخ ارز بازار آزاد و نرخ ارز توافقی که بنا بر آمارها به بیش از ۵۰ درصد رسیده، بار دیگر روندی آشنا و نگران‌کننده را رقم زده است؛ روندی که فعالان بازار سرمایه آن را «واگرایی» می‌نامند.

این واگرایی، جریان نقدینگی را از بورس خارج و به سمت بازارهای موازی چون طلا، دلار و کالاهای سرمایه‌ای سوق می‌دهد. چنین وضعیتی که در سال‌های ۱۳۹۱-۱۳۹۲ و ۱۳۹۶-۱۳۹۷ نیز تجربه شده، خود به چرخه‌ای مخرب دامن می‌زند: کاهش ارزش معاملات روزانه، افت سرمایه‌گذاری داخلی و حتی کاهش تولید. آمارها نشان می‌دهد که در دوره پسا‌جنگ غزه تاکنون بیش از ۵۳ هزار میلیارد تومان نقدینگی از بورس خارج شده است؛ رقمی که زنگ خطر برای آینده بازار محسوب می‌شود. کاهش شدید ارزش معاملات روزانه و روند نزولی شاخص‌ها، نشانه‌ای از «مرگ زودرس بازار» به تعبیری که برخی کارشناسان به کار می‌برند، است. مشکل تنها به بازار سرمایه محدود نمی‌شود. سرکوب ارزی و شکاف میان نرخ‌ها، به بی‌ثباتی پولی و ارزی دامن می‌زند که می‌تواند حتی به نابسامانی‌های اجتماعی بینجامد. وضعیت فعلی سیاست‌های ارزی کشور، با وجود هشدارهای مکرر از سوی اقتصاددانان و حتی تجربه مستقیم بانک مرکزی، همچنان بر مدار اشتباهات گذشته می‌چرخد.

در چنین شرایطی نرخ تشکیل سرمایه در کشور نیز منفی می‌شود؛ چراکه سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی، در سایه ابهام سیاست‌های ارزی و پولی، رغبت کمتری به ورود سرمایه دارند. کاهش ارزش معاملات، افت نسبت‌های مالی و رکود در صنایع تولیدی، مستقیما انعکاس همین سیاست‌های ناپایدار است. برخی مقامات اقتصادی مانند وزیر اقتصاد و رییس سازمان برنامه و بودجه، بارها بر لزوم حذف رانت ارزی و حرکت به سمت تک‌نرخی شدن ارز در بودجه ۱۴۰۵ تاکید کرده‌اند. هدف از این اقدام، تقویت بنیه مالی و ارزی کشور، شفافیت بیشتر در بازارها و رونق تولید داخلی است.با این حال، یک مانع بزرگ همچنان پابرجاست: تضاد آشکار میان سیاست‌های پولی و ارزی بانک مرکزی و رویکردهای بودجه‌ای وزارت اقتصاد. این تعارض که کارشناسان آن را «پارو زدن در دو جهت مخالف در یک قایق» توصیف می‌کنند، علاوه بر بروز ناهماهنگی در تصمیم‌گیری‌ها، آثار منفی سیاست‌های غلط را دوچندان می‌کند. چرخه واگرایی ارزی و ضربه آن به بازار سرمایه، پدیده‌ای است که حداقل سه بار در دو دهه اخیر تکرار شده است. امروز، با شدت گرفتن شکاف بیش از ۵۰ درصدی میان نرخ‌های ارز، خروج گسترده نقدینگی از بورس و رشد بازارهای موازی، خطر بازگشت بحران‌های گذشته بیش از پیش احساس می‌شود. آینده اقتصاد کشور، بسته به میزان اراده دولت برای رفع تعارضات داخلی و حرکت به سمت اصلاحات ساختاری در سیاست‌های ارزی و پولی، در گروی تصمیم‌های ماه‌های پیش‌رو خواهد بود.اگر این اصلاحات صورت نگیرد، بورس و سرمایه‌گذاران آن، اولین قربانیانِ این بازی تکراری خواهند بود.

نویسنده: بهمن فلاح

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *