به گزارش اقتصادران، با گذشت نزدیک به دو ماه از جنگ و شکست مذاکرات اخیر میان آمریکا و ایران، اکنون این واقعیت که فشار نظامی نهتنها موضع تهران را تغییر نداد، بلکه آن را سرسختتر هم می کند، آشکارتر شده است.
در چنین وضعیتی، خطر بازگشت به درگیری گسترده همچنان بالاست؛ در حالی که هزینههای انسانی و اقتصادی این جنگ روزبهروز بیشتر میشود.
الکساندر لانگلوئیس در نشنال اینترست نوشت: مذاکرات غیرمستقیم که از ۱۱ آوریل میان تهران و واشنگتن در اسلام آباد آغاز شد، در ابتدا نشانهای از تمایل دو طرف برای پایان دادن به درگیری بود؛ چرا که هر دو کشور پیامدهای جنگ را می دانند.
گزینههای واشنگتن محدود است
پس از اجرای حملات گسترده هوایی، دونالد ترامپ اکنون با گزینههای دشوارتری روبهروست. تشدید درگیری میتواند به معنای عملیات زمینی یا افزایش بمبارانها باشد؛ اقداماتی که خطر تلفات انسانی و حتی اتهامات نقض گسترده حقوق بشر را بالا میبرد.
محاصره فشار بدون نتیجه مشخص است
با این حال، محاصره دریایی هم محدودیتهایی جدی دارد. در حقیقت اگرچه فشار اقتصادی بر ایران را افزایش میدهد، اما تاکنون نتوانسته مسیرهای حیاتی تنگه هرمز را باز کند. همچنین، موفق به توقف صدور نفت ایران بهویژه به کشورهایی مانند چین، نشده است.
در نتیجه، این اقدام بیش از آنکه تعیینکننده باشد، تنها بخشی از یک بنبست پیچیده است که هر دو طرف و حتی اقتصاد جهانی از آن آسیب میبینند.
تصورات ترامپ واقع بینانه نیست
برخلاف انتظار برخی در واشنگتن، ایران توانسته از شرایط به نفع خود استفاده کند. کنترل و تهدید مسیرهای حیاتی انتقال انرژی به تهران اهرم فشاری را داده که حتی بدون بستن کامل تنگه، میتواند بازارها را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، این تصور که فشار بیشتر به تسلیم ایران منجر میشود، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
سیاستی که به دیگران واگذار میشود
یکی از نقدهای اصلی به دولت ترامپ این است که تکیه بیش از حد بر فشار نظامی، کنترل روند جنگ را از دست آمریکا خارج کرده و آن را به بازیگران دیگری سپرده است. همزمان، تلاش برای کشاندن کشورهای دیگر به حل این بحران که خود آمریکا در شکلگیری آن نقش داشته است؛ نشانهای از محدودیت گزینههای واشنگتن تلقی میشود.
برداشت کنونی تهران این است در موقعیت قویتری نسبت به گذشته قرار دارد و به همین دلیل، موضع خود را در مذاکرات سختتر کرده است. پیشنهادهایی که پیش از جنگ مطرح بود، دیگر روی میز نیستند و فاصله دو طرف بیشتر شده است.
این روند یادآور خروج آمریکا از توافق هستهای برجام در سال ۲۰۱۸ است؛ تصمیمی که در نهایت باعث گسترش برنامه هستهای ایران شد.
یک جنگ فرسایشی دیگر در خاورمیانه؟
به نظر می رسد که این جنگ هم به نمونهای دیگر از درگیریهای فرسایشی در خاورمیانه تبدیل شده؛ جایی که ابزار نظامی نهتنها به نتیجه مطلوب نمی رسد، بلکه پیچیدگی بحران را بیشتر کرده است.
بنابراین ادامه این مسیر بدون تغییر اساسی در رویکردها نهتنها به حل بحران کمک نمیکند، بلکه ممکن است هزینههای بیشتری را برای همه طرفها به همراه داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید