به گزارش اقتصادران، ناترازی بنزین در ایران دیگر یک اتفاق مقطعی یا یک نگرانی فصلی نیست؛ به یک روند ساختاری تبدیل شده که هر سال با نزدیک شدن به تابستان، پررنگتر میشود و مستقیم روی اقتصاد خانوار، بودجه دولت و حتی تراز ارزی کشور سایه میاندازد. تازهترین برآوردها نشان میدهد اگر متوسط مصرف بنزین در سال جاری به حدود ۱۴۰ میلیون لیتر در روز برسد، شکاف میان تولید و مصرف میتواند بهطور میانگین به ۲۵ میلیون لیتر در روز برسد؛ عددی که اگر قرار باشد فقط با واردات پوشش داده شود، صورتحسابی چندمیلیارددلاری روی میز کشور میگذارد.
طبق دادههای منتشرشده، تولید بنزین کشور در حال حاضر حدود ۱۱۵ میلیون لیتر در روز است. در مقابل، متوسط مصرف بنزین در دوماهه نخست امسال حدود ۱۲۵ میلیون لیتر در روز ثبت شده؛ یعنی همین ابتدای سال و پیش از شروع موج سفرهای تابستانی، روزانه حدود ۱۰ میلیون لیتر کسری وجود داشته است. این کسری در ظاهر شاید با چند ابزار کوتاهمدت قابل مدیریت به نظر برسد، اما مساله اینجاست که الگوی مصرف در ایران عموما در نیمه گرم سال جهش میکند و به گفته همین گزارش، اوج مصرف در تابستان میتواند از ۱۴۰ میلیون لیتر در روز عبور کند و حتی تکرار روزهای ۱۵۰ میلیونی هم دور از ذهن نیست. معنای ساده این روند آن است که اگر تولید تقریبا ثابت بماند، ناترازی بهجای اینکه یک شکاف محدود باشد، به یک فاصله بزرگ و دائمی تبدیل میشود.
برآوردی که در گزارش مطرح شده، یک ترجمه مالی روشن هم دارد: اگر کسری ۲۵ میلیون لیتر در روز از مسیر واردات جبران شود و قیمت هر لیتر بنزین وارداتی حدود ۶۰ سنت در نظر گرفته شود، هزینه روزانه واردات نزدیک ۱۵ میلیون دلار خواهد بود؛ یعنی سالانه حدود ۵.۵ میلیارد دلار. این رقم در اقتصاد امروز ایران یک عدد عادی نیست؛ ۵.۵ میلیارد دلار یعنی فشاری مستقیم بر منابع ارزی، یعنی افزایش آسیبپذیری در برابر نوسانهای بازار جهانی، یعنی باز شدن یک کانال خروج ارز که هر چه مصرف بالاتر برود، عمیقتر میشود. اما اهمیت ماجرا فقط در عدد واردات نیست؛ در «فرصت از دست رفته» هم هست. هر دلاری که صرف واردات بنزین میشود، دلاری است که میتوانست صرف نوسازی پالایشگاهها، توسعه حملونقل عمومی، بهبود بهرهوری خودروها یا حتی پروژههای زیرساختی شود. واردات، در بهترین حالت مُسکن است؛ درد را برای چند روز آرام میکند اما بیماری اصلی- رشد تند مصرف نسبت به ظرفیت عرضه – را درمان نمیکند.
رشد مصرف سریعتر از رشد ظرفیت تولید: تولید بنزین افزایش پیدا میکند، اما مصرف با سرعت بیشتری بالا میرود. نتیجه روشن است: هر چقدر هم تولید بالا باشد، وقتی مصرف جلوتر میدود، ناترازی پابرجا میماند. الگوی سفر و حملونقل متکی به خودروی شخصی: هر جهش در سفرهای جادهای و گردشگری، مستقیم به افزایش مصرف بنزین ترجمه میشود. در نبود شبکه حملونقل عمومی جذاب و فراگیر، مردم انتخابهای محدودی دارند.
قیمتگذاری و سیگنالهای مصرف: وقتی قیمت بنزین به دلایل مختلف نتواند نقش «تنظیمگر تقاضا» را ایفا کند، مصرف بیمحابا رشد میکند. اینجا بحث تنها «گران یا ارزان بودن» نیست؛ بحث این است که نظام قیمتگذاری و سهمیهبندی چگونه پیام صرفهجویی یا مصرف بیشتر را به جامعه منتقل میکند.
گزارش به درستی روی نقطه حساس تابستان دست میگذارد. تجربه نشان داده با شروع تعطیلات و افزایش سفرها، مصرف میتواند جهشی و حتی رکوردشکن شود. اگر در دو ماه اول سال، متوسط مصرف ۱۲۵ میلیون لیتر بوده، رسیدن به ۱۴۰ میلیون لیتر در اوج تابستان چندان عجیب نیست؛ یعنی افزایش ۱۵ میلیون لیتر فقط از مسیر فصل و سفر. اینجاست که ناترازی از ۱۰ میلیون لیتر فعلی میتواند به یک شکاف میانگین ۲۵ میلیون لیتری تبدیل شود؛ شکافی که دیگر با مدیریتهای روزمره و جابهجایی ذخایر قابل جمعکردن نیست.
در چنین شرایطی دو خطر همزمان رخ میدهد: نخست، فشار بر ذخایر داخلی و زنجیره توزیع؛ دوم، افزایش احتمال واردات اضطراری. واردات اضطراری معمولا گرانتر، پرریسکتر و پیچیدهتر است و میتواند هزینه نهایی را از آنچه روی کاغذ نوشته میشود، بالاتر ببرد.
واردات، در کوتاهمدت ممکن است تنها راه جلوگیری از کمبود در جایگاهها باشد. اما تبدیل کردن واردات به راهکار اصلی، یک تله اقتصادی است: چون مصرف را کنترل نمیکند، فقط کسری را میپوشاند و در نتیجه هر سال واردات بزرگتر میشود. از طرف دیگر، واردات بنزین تنها یک معامله ساده نیست؛ وابستگی به مسیرهای تأمین، هزینههای حملونقل و بیمه، ریسکهای بازار جهانی و محدودیتهای نقلوانتقال مالی میتواند این «راهحل ظاهرا ساده» را به یک مساله پیچیده تبدیل کند. اگر قرار باشد ناترازی بنزین واقعا مهار شود، باید همزمان دو مسیر طی شود: افزایش عرضه و مدیریت تقاضا. اما واقعیت این است که افزایش ظرفیت پالایشی زمانبر و سرمایهبر است، در حالی که مدیریت مصرف میتواند اثر سریعتری داشته باشد. بسته سیاستی عملی برای مدیریت تقاضا میتواند روی چند محور متمرکز شود: آنچه امروز به نام «ناترازی بنزین» مطرح میشود، در واقع آینهای از یک انتخاب بزرگتر است یا کشور باید هزینه سنگین واردات را بپردازد و هر سال منتظر جهش مصرف بماند، یا باید با تصمیمهای دقیق و پیوسته، موتور تقاضا را کنترل کند و همزمان سرمایهگذاری برای پایداری عرضه را جلو ببرد. برآورد ۲۵ میلیون لیتر کسری روزانه و نیاز احتمالی ۵.۵ میلیارد دلار واردات در سال، فقط یک هشدار عددی نیست؛ علامت این است که اقتصاد انرژی کشور به نقطهای رسیده که بیتصمیمی در آن، خودش پرهزینهترین تصمیم است.






















