برچسب: گردشگری

  • جنگ و چشم‌انداز مبهم گردشگری در دل بحران‌ها

    جنگ و چشم‌انداز مبهم گردشگری در دل بحران‌ها

    به گزارش اقتصادران، وقتی صدای انفجار در شهری می‌پیچد، یکی از اولین چرخ‌هایی که از حرکت می‌ایستد، چرخ چمدان مسافران است. حال اگر این صدا از جنگی خبر داشته باشد که پایانش مشخص نیست، دیگر باید نام آن شهر را تا اطلاع ثانوی از فهرست مقاصد گردشگران خط زد. این همان اتفاقی است که در جنگ اخیر برای گردشگری ایران افتاد. اما ضربه‌ای که جنگ به گردشگری ایران وارد کرد، اولین آسیب نبود. سال‌هاست که این بخش درگیر بحران‌های مزمنی است که یکی پس از دیگری پیکرش را نشانه رفته است و جنگ مهلک‌ترین ضربه‌ای بود که بر تن زخمی‌اش وارد شد. حالا برخی فعالان این بخش معتقدند که دیگر کار گردشگری ایران تمام است و تا اطلاع ثانوی بازگشت به شرایط نسبتا عادی هم رویایی دور از دسترس برای گردشگری است. با این حجم از بحران‌هایی که هر کدام یک بخش از آن را هدف قرار داده، از مناسبات مالی بین‌المللی تا از دست رفتن سرمایه انسانی از این بخش و قرار گرفتن ایران در فهرست قرمز سفارتخانه‌ها همه کاری کرد که گردشگری ایران در آسیب‌پذیرترین روز‌های خود با جنگ مواجه شود.

    ایجاد صندوق‌های حمایت از بخش گردشگری برای بحران‌ها

    ارشک مسائلی، عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری درباره وضعیت گردشگری ایران بعد از جنگ می‌گوید: «گردشگری در هر بحرانی که رخ می‌دهد، اولین بخشی است که آسیب می‌بیند و آخرین بخشی است که از بحران خارج می‌شود. در سال‌های اخیر، با بحران‌های متعددی مواجه بوده‌ایم؛ از تحریم‌ها که اثر غیرمستقیم بر گردشگری ورودی ما گذاشته‌اند تا قرار گرفتن ایران در فهرست قرمز کشور‌های مختلف، پاندمی هم که در سطح بین‌المللی شرایطی خاص ایجاد کرد. مخاطرات طبیعی هم از بحران‌هایی است که می‌توانند در این بخش تاثیرگذار باشند. ما تقریبا با تمام این بحران‌ها مواجه شده بودیم که جنگ آغاز شد. اما سوال مهم این است که در برابر چنین شرایطی چه باید کرد؟» به باور او نبود حکمرانی موثر در بخش گردشگری کشور یکی از مواردی است که باعث شده در بحران‌های پیش آمده گردشگری آسیب‌پذیرتر شود و با تاخیر بیشتری به شرایط عادی بازگردد، همان موضوعی که باعث شده گردشگری از بحرانی تا بحران بعدی مجال بازیابی توان خود را پیدا نکند. مسائلی در خصوص این موضوع می‌گوید: «بخش‌های مختلفی در حوزه گردشگری فعالند، اما حکمرانی واحدی وجود ندارد که بتواند سیاستگذاری مناسب انجام دهد تا کسب‌وکار‌های گردشگری در برابر بحران‌ها، تاب‌آوری لازم را داشته باشند. متاسفانه هر چه جلوتر رفته‌ایم، این شرایط بدتر شده است.»

    در جنگ اسراییل علیه ایران شاهد اتفاقاتی از جمله بروز مشکلات عدیده در خصوص بازپرداخت خسارات مردم از سوی ایرلاین‌ها برای پرواز‌های لغو شده و همچنین تعدیل نیروی گسترده در بخش گردشگری بودیم، مسائلی به عنوان دانش‌آموخته اقتصاد و کارشناس و پژوهشگر گردشگری، برای پیشگیری از چنین مشکلات و همچنین مدیریت بحران اصولی در این بخش پیشنهاداتی دارد: «یکی از اقدامات ضروری، تشکیل صندوق‌های حمایتی است. این صندوق‌ها می‌توانند در بحران‌هایی همچون وضعیت پیش آمده فعلی، از بروز بیکاری جلوگیری کرده و به کسب‌وکار‌ها کمک کنند تا نیرو‌های آموزش‌دیده خود را حفظ کرده و از دست ندهند. این صندوق‌ها می‌توانند در مواقعی که دفاتر مسافرتی پول گردشگر را به ایرلاین‌ها داده‌اند، اما امکان بازپرداخت وجود ندارد، وارد عمل شوند. باید سازوکار‌هایی در کمیته‌های بحران طراحی شود تا بازپرداخت پول مسافران به‌طور شفاف و عادلانه انجام شود.» امهال مالیات و عوارض برای فعالان گردشگری، اعطای تسهیلات و وام‌های کم‌بهره و بلندمدت، حمایت‌های بیمه‌ای از فعالان این بخش هم یکی دیگر از پیشنهادات او است. اما مساله اینجاست که بخش گردشگری ذی‌نفعانی دارد که هر یک کلونی‌ها و مدیریت‌های جداگانه خود را دارند و مدیریت چنین مجموعه‌ای نمی‌تواند با راهکار‌های واحد صورت پذیرد. شاید بتوان گفت مساله اصلی همان است که در ابتدا مطرح شد: «نبود حکمرانی واحد و موثر در گردشگری کشور».

    با بحران‌های مزمن نمی‌شود تاب‌آور بود

    مفهوم تاب‌آوری در گردشگری به ویژه پس از پاندمی کرونا در سطح بین‌المللی مطرح و مطالعات گسترده‌ای در مورد آن انجام شد که کشور‌ها چگونه می‌توانند با پیش‌بینی بحران‌ها خود را در مقابل آسیب در بخش گردشگری تاب‌آور کنند. پس از جنگ اخیر در ایران هم برخی کارشناسان این مساله را مطرح کردند از جمله حامد بخشی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی در خصوص نقش تاب‌آوری در صنعت گردشگری پس از جنگ، به مساله تنوع‌بخشی به خدمات اشاره کرده است، به باور او: «برای افزایش تاب‌آوری در کسب‌وکار‌های گردشگری یکی از مهم‌ترین راهکار‌ها تنوع‌بخشی به منابع درآمدی است. برای مثال هتل‌ها می‌توانند علاوه بر خدمات اقامتی، به ارائه خدمات جانبی همچون برگزاری کنفرانس‌ها، اجاره سالن‌های چندمنظوره و ارائه امکانات اقامت طولانی‌مدت با تخفیف‌های ویژه بپردازند. این اقدامات سبب می‌شود که حتی در دوره‌های رکود گردشگری، این مراکز با اندکی تغییر در مدل کسب‌وکار، تاب‌آوری خود را حفظ کنند.» نگاه او می‌تواند در بخشی از گردشگری مصداق پیدا کند، اما در دیدگاه جامع‌تر، تقلیل بحرانی است که گردشگری ایران در حال تجربه آن است. از سویی ممانعت کشور‌ها از ورود شهروندانشان به ایران و از سویی مسائل اقتصادی که باعث حذف سفر -و در مفهوم کلی‌تر گردشگری- از سبد خانواده‌ها شده است.

    ارشک مسائلی در خصوص اینکه آیا اساس مفهوم تاب‌آوری در گردشگری ایران مصداقی پیدا می‌کند یا نه، معتقد است: «تاب‌آوری یعنی یک سیستم در برابر شوک‌های وارد شده به بخش عرضه یا تقاضا بتواند خود را حفظ کرده و از هم نپاشد. مثل خمیری که فشرده می‌شود، اما به حالت قبل بازمی‌گردد. در دوران پاندمی، این مفهوم در سطح بین‌المللی برای صنایع مختلف از جمله گردشگری مطرح شد. کسب‌وکار‌های گردشگری تلاش کردند به مدت یک تا سه سال خود را حفظ کنند تا پس از بحران، به وضعیت عادی بازگردند. اما مساله این است که در ایران، ما همیشه در شوک بوده‌ایم. شوکی که از سال ۱۳۸۸ با تحریم‌های اولیه شروع شد و تا ۱۳۹۳ ادامه داشت. بعد از ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶ دوره برجام بود که شرایطی نسبتا باثبات داشتیم.

    در سال ۱۳۹۶ با خروج امریکا از برجام، تحریم‌های ثانویه اعمال شد. در سال ۱۳۹۸ پاندمی کرونا آغاز شد. پس از آن هم در سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ به دلیل ریسک‌های متعدد داخلی و بین‌المللی، امکان بازیابی بخش گردشگری فراهم نشد. حالا هم با آغاز جنگ دوازده روزه، دوباره در شوک فرو رفته‌ایم.» مسائلی معتقد است برخلاف دنیا که یک شوک کوتاه را در یک بازه زمانی مشخص تجربه می‌کند و با انجام تدابیری دوباره به ثبات بازمی‌گردد، ما در هجده سال اخیر شاید تنها دو سال بدون شوک بوده‌ایم و در همان دو سال هم امکان بازیابی و بازگشت به شرایط عادی در گردشگری نبود؛ چون بازیابی نیازمند زمان و ثبات است: «باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که شوک‌های مداوم باعث شده اثرگذاری هر اقدامی در راستای احیا و بازیابی کاهش پیدا کند. بسیاری از ظرفیت‌هایی که باید در زمان مناسب برای تاب‌آوری استفاده می‌شد، پیش‌تر مصرف شده‌اند و در جنگ اخیر که آسیب جدی وارد کرد، گردشگری ایران با تجربه بحران‌های متعدد، آسیب‌پذیرترین وضعیت را داشت. این تفاوت اصلی ما با گردشگری بین‌المللی است.»

    بخش خصوصی با ناامیدی صحبت می‌کند

    مصطفی فاطمی، مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت گردشگری در خصوص آسیب‌های جنگ به گردشگری ایران و مواجهه این وزارتخانه با این بحران به «اعتماد» با بیان اینکه هنوز برآوردی از خسارات مالی جنگ به این بخش در دست نیست، می‌گوید: «در معاونت گردشگری کمیته بحران در جریان کرونا تشکیل شد و در بحران‌های بعدی هم جلساتی با فعالان بخش خصوصی برگزار کردیم تا ببینیم چگونه می‌توانیم از بحران‌ها عبور کنیم. البته بخش خصوصی با ناامیدی صحبت می‌کند. ضمن اینکه ما در طول این سال‌ها با حجم زیادی از بحران‌ها مواجه بودیم؛ حجم بحران‌هایی که ما به طور همزمان و در حوزه‌های مختلف با آن روبه‌رو شدیم به ندرت در کشور‌های دیگر اتفاق می‌افتد. با این حال با علم به اینکه برای هر بحران، یک راه‌حل وجود دارد، مطالعاتی انجام دادیم تا از دانش و تجربیات جهانی استفاده کنیم. برای هر نوع بحران، مدل‌هایی از راه‌حل‌ها وجود دارد. اما این راه‌حل‌ها قرار نیست بحران را از بین ببرند، فقط آثار و تبعات آن را کاهش می‌دهند. جنگ هم شدیدترین نوع بحران است. اولین مساله در جنگ، مدیریت به‌هم‌ریختگی شرایط است. تعدادی از مسافران در مرز‌ها مانده‌اند، تعدادی پروازشان لغو شده، برخی سفر‌های ضروری داشتند و مسائل دیگری که مطرح است. موضوع دیگر حمایت از فعالان بخش خصوصی است ضمن اینکه به حقوق و وضعیت مسافران هم باید توجه شود.»

    فاطمی معتقد است شرایط پیچیده و دشوار است و برای بازگشت به شرایط عادی، پس از جنگ باید ابتدا تبعات و آسیب‌ها را کاهش داد و بعد به سمت عادی کردن شرایط رفت: «ما برای این موضوع برنامه‌ریزی کرده‌ایم، اما شرایط بسیار سخت است. نمی‌توانم وعده‌ای بدهم که به زودی شرایط عادی می‌شود؛ چنین چیزی صحت ندارد و امکان‌پذیر نیست. این وضعیت فقط هم مختص بخش خصوصی نیست. ما که در بخش دولتی هم همین شرایط را تجربه می‌کنیم. در حالی که برای یک مقصد گردشگری برنامه‌ریزی و ایونت برگزار می‌کنیم، ناگهان با بحران جدیدی روبه‌رو می‌شویم و باید همه چیز را از نو شروع کنیم. این یک واقعیت است که ما شرایط را ایجاد نمی‌کنیم، بلکه شرایط بر ما تحمیل می‌شود.»

    فاطمی همچنین در مورد اینکه چرا کشور‌های همسایه پس از بحران‌ها زودتر از ما به وضعیت قبل برمی‌گردند، می‌گوید: «اگر شرایط برابر باشد، ما به راحتی می‌توانیم حتی زودتر از آن کشور‌ها به وضعیت نرمال برگردیم. اما منظور من از «شرایط برابر»، مجموعه‌ای از زیرساخت‌های سیاسی، اقتصادی و … است. این شرایط در اختیار ما نیست و نمی‌توانیم به تنهایی پاسخگوی آن باشیم. مسائل بسیار متنوعند.» او بر این باور است که اگر شرایط مساعدی برای گردشگری کشور به صورت کلان و از سوی حاکمیت و دولت فراهم شود، گردشگری ایران می‌تواند با سرعت بالا بازگشت به وضعیت مطلوب را آغاز کند.

    آیا گردشگری ایران تمام شده؟

    برخی فعالان گردشگری با شروع جنگ و شرایط تحمیل شده بر کشور و اقتصاد و گردشگری ایران، به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر امیدی به احیای گردشگری دست‌کم تا دو سال آینده نیست. بخشی که سال‌هاست با بحران‌های متعدد دست و پنجه نرم کرده و هر بار راهی برای شروع دوباره پیدا کرده و باز بحرانی دیگر آن را متوقف کرده است، حالا با جنگی مواجه شده که کسی می‌داند تبعات آن تا چه زمانی دامنگیر این بخش خواهد بود. لغو پرواز‌ها و پرداخت خسارات مردم یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی بود که این بخش در روز‌های جنگ و پس از آن با آن روبه‌رو بود و همچنان مساله‌ای حل نشده است. بازداشت گردشگران از سوی دیگر منجر به بازتاب بین‌المللی اخبار مربوط به آن شده و همه اینها ضرباتی است که بر پیکر گردشگری وارد می‌شود. اما هنوز هستند کسانی که معتقدند، نمی‌توان با قطعیت گفت که گردشگری ایران تمام شده است. ارشک مسائلی هر چند معتقد است که وضعیت فعلی گردشگری چندان قابل دفاع نیست که بخواهیم با تکیه بر آمار و ارقامی که مبنایی ندارند وضعیت گردشگری را عادی جلوه دهیم، اما معتقد است: «باید بپذیریم که امنیت و احساس امنیت در کشوری که درگیر جنگ است، وجود ندارد. حال اگر گردشگری بخواهد وارد کشور شود، در نبود احساس امنیت، بعید است این تصمیم را بگیرد.

    در کوتاه‌مدت، قطعا افت چشمگیری در گردشگری ورودی خواهیم داشت. اما این نکته را هم نباید فراموش کنیم که ما در این حوزه گردشگری قابل توجهی نداشتیم که بتوان از کاهش آن سخن گفت. بسیاری از آمار‌ها غیرواقعی هستند. تا زمانی که حساب‌های اقماری گردشگری وجود نداشته باشد، این آمار‌ها دقیق نخواهند بود. مثلا گفته می‌شود هفت میلیون گردشگر وارد کشور شده‌اند، اما واقعیت این است که اینها اغلب از مرز‌های زمینی، برای خرید یا عبور ترانزیتی وارد شده‌اند، نه برای گردشگری. ورود این افراد به کشور به بخش گردشگری سودی نمی‌رساند. اما فکر می‌کنم گردشگری داخلی به حیات خود ادامه خواهد داد، زیرا شهروند ایرانی گزینه دیگری برای اوقات فراغت ندارد. تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی قدرت خرید خانوار را پایین آورده و امکان سفر خارجی برای برخی اقشار وجود ندارد؛ بنابراین سفر داخلی تنها گزینه باقیمانده برای آنهاست. هر چند در میان برخی اقشار هم شاهدیم که سفر از سبد خانواده‌ها حذف شده است. در اینجا می‌توان گفت بحث اولویت‌ها مطرح است.»

    گردشگری ایران، در گردابی از بحران‌ها گرفتار شده و حالا با تبعات جنگ روبه‌رو است. برخی معتقدند این بخش دیگر رمقی برای بازیابی و احیا ندارد، متولیان، اما بر توان بالقوه آن تاکید می‌کنند. اما آنچه مسلم است، نبود حکمرانی یکپارچه، زیرساخت‌های ارتباطی بین‌المللی و انباشت بحران‌های حل نشده، فرصت تاب‌آوری را از گردشگری ایران گرفته است. پایداری بحران‌ها و ناپایداری سیاستگذاری‌ها باعث دلسرد شدن بخش خصوصی و فرسودگی فعالان و در سطحی گسترده‌تر کوچ اجباری شغلی در میان متخصصان این بخش شده است. گردشگری ایران در شرایطی است که مثل بنایی که در کنار گسل ساخته شده، هر بار لرزه‌ای را تجربه کرده و پس از بازسازی باز با لرزه دیگری مواجه شده، بحران بعدی برای این بنا نه فقط یک لرزه و تلنگر که گامی بلند به سمت نابودی کامل آن محسوب می‌شود. این بخش نیاز به سیاستگذاری منسجم، اصولی، شفاف و فراگیر دارد. گردشگری ایران باید بیاموزد در زمینی که همیشه می‌لرزد، چگونه تعادلش را حفظ کند و زنده بماند.

  • تیغ سفرهای نوروزی شریان محیط زیست ایران را برید / طبیعت کُشی ۱۱۵ تریلیون تومانی ایرانی ها!

    تیغ سفرهای نوروزی شریان محیط زیست ایران را برید / طبیعت کُشی ۱۱۵ تریلیون تومانی ایرانی ها!

    به گزارش اقتصادران، نوروز ۱۴۰۴، همچون هر سال، صحنه جنبشی عظیم از میلیون‌ها ایرانی بود که در جستجوی تجدید قوا، به دامان طبیعت و میراث فرهنگی پناه بردند. اما این جنبش، این بار نه تنها ردپای شادی، که زخم‌های عمیقی بر پیکره محیط زیست و هویت تاریخی ایران برجای گذاشت.

    آمار‌های رسمی از ۳۶ میلیون مسافر و ۱۱۵ تریلیون تومان گردش مالی حکایت می‌کنند؛ ارقامی که در نگاه اول، نویدبخش رونق اقتصادی است، اما در پس این اعداد، فاجعه‌ای خاموش در جریان است. جزیره هرمز، نماد این تناقض، به صحنه غارتی سیستماتیک تبدیل شد؛ جایی که خاک سرخ ۶۰۰ میلیون ساله، نه به عنوان گوهری زمین‌شناختی، بلکه به مثابه سوغاتی اینستاگرامی به تاراج رفت. این واقعه، تنها نوک کوه یخ از چالش‌های گردشگری ناپایدار در ایران است؛ چالش‌هایی که ریشه در کمبود‌های ساختاری، فقدان آموزش و نگاه کوتاه‌مدت به مقوله سفر دارد.

    ، سفر‌های نوروزی، از جنبه جامعه‌شناختی، پنجره‌ای به روح جمعی ایرانیان است؛ مردمی که در تقلای یافتن آرامش، ناخواسته به میراث خود خیانت می‌کنند. هجوم ۳۶ میلیون نفری به ۳۰ شهر محدود، نه تنها زیرساخت‌ها را فرسوده کرد، بلکه آشکار ساخت که گردشگری در ایران، بیشتر شبیه «فرار از شهر» است تا «کشف سرزمین». این گریز جمعی، در نبود آموزش، به تهاجمی ناخودآگاه به طبیعت و تاریخ بدل شد. رقم ۶۱ میلیون نفر-شب اقامت، اگرچه از نظر آماری رشد گردشگری را نشان می‌دهد، اما در عمل، بیانگر تمرکز ویرانگر بر نقاط خاص است. جنگل‌های شمال که ظرفیت پذیرش ۱۰۰ هزار نفر را دارند، میزبان میلیون‌ها شدند. این آشفتگی، حاصل نبود نظام توزیع هوشمند گردشگران و ناآگاهی از مفهوم «ظرفیت برد اکولوژیک» است.

    نکته پارادوکسیکال، نقش شبکه‌های اجتماعی در این معادله است. همان پلتفرم‌هایی که جزیره هرمز را بر سر زبان‌ها انداختند، به طور غیرمستقیم مشوق تخریب آن شدند. هر سلفی با خاک سرخ، به تبلیغی ناخواسته برای تکرار این رفتار تبدیل گشت. این چرخه معیوب، نیازمند بازاندیشی در مدیریت رسانه‌ای گردشگری است. در این میان، سکوت نهاد‌های متولی آموزش گردشگری، فاجعه را تشدید کرد. هیچ کمپین ملی برای توضیح ارزش خاک هرمز یا آموزش رفتار مسئولانه در طبیعت طراحی نشد. نتیجه آن شد که گردشگر، طبیعت را «ملک عمومی» پنداشت، نه «میراث مشترک».

    جزیره هرمز: از اکسیر زمین‌شناسی تا کالای مصرفی!

    جزیره هرمز، نگین سرخ خلیج فارس، در نوروز ۱۴۰۴ به آزمایشگاهی زنده از تعارض منافع اقتصادی و حفاظت محیط زیستی تبدیل شد. خاک سرخ این جزیره که حاصل فرآیند‌های آتشفشانی منحصر‌به‌فرد است، نه تنها به عنوان یک پدیده علمی، بلکه به عنوان نمادی هویتی برای ایران شناخته می‌شود. اما امسال، هجوم ۳۶ میلیون مسافر، این میراث زمین‌شناختی را به کالایی مصرفی تقلیل داد.

    تصاویر گردشگرانی که با بیلچه‌های پلاستیکی به جان خاک جزیره افتاده بودند، نه تنها وجدان عمومی را جریحه‌دار کرد، بلکه پرسش‌های بنیادینی درباره رابطه ایرانیان با سرزمین مادری برانگیخت. تلاش فعالان محیط زیست و بومیان برای مقابله با این وندالیسم سازمان‌نیافته، به جنگی نابرابر تبدیل شد.

    کمپین «بازگرداندن خاک هرمز» با مشارکت شرکت پست، اگرچه حرکتی نمادین بود، اما نشان داد که حفاظت از محیط زیست در ایران، بیشتر متکی به ابتکارات مردمی است تا سیاستگذاری‌های دولتی. این در حالی است که برداشت حتی یک کیلوگرم از این خاک، تعادل رطوبتی و میکروبی اکوسیستم شکننده جزیره را بر هم می‌زند. نکته تاسف‌بارتر، تبدیل خرچنگ‌های هرمز به خوراکی تفریحی بود. این موجودات که نقش کلیدی در زنجیره غذایی خلیج فارس ایفا می‌کنند، قربانی ناآگاهی مسافرانی شدند که طبیعت را باغ شخصی خود می‌پندارند. این رفتارها، حاکی از شکاف عمیق بین تصویر آرمانی «اکوتوریسم» و واقعیت گردشگری بی‌ضابطه در ایران است.

    پرسش اساسی اینجاست: چرا علیرغم ثبت جهانی روستا‌های ایران، شاخصه‌های پایداری محیط زیستی و مشارکت اجتماعی – که از معیار‌های اصلی یونسکو است – در کشور ما رنگ باخته؟ پاسخ را باید در کلان‌روند‌های اقتصادی جست‌و‌جو کرد؛ جایی که ناپایداری معیشتی، شهروندان را به دشمنان ناخواسته محیط زیست تبدیل می‌کند. خاک هرمز، تنها قربانی این ناآگاهی نبود. تالاب‌های ایران که نقش ریه‌های اکولوژیک را ایفا می‌کنند، زیر بار زباله‌های پلاستیکی خفه شدند. این فاجعه، نتیجه مستقیم نبود آموزش همگانی درباره پیامد‌های ریختن زباله در طبیعت است.

    وندالیسم گردشگری: از دیوار تخت‌جمشید تا جنگل‌های شمال

    تخریب محیط زیست در نوروز ۱۴۰۴، محدود به هرمز نبود. دیواره‌های تخت‌جمشید، که زمانی نماد شکوه امپراتوری پارس بودند، این بار صحنه نمایش بی‌فرهنگی گردشگرانی شدند که برای یک سلفی، حاضر به بالا رفتن از میراث چند هزارساله شدند. پل خواجو و سی‌وسه‌پل اصفهان، با یادگاری‌نویسی‌هایی پوشیده شدند که همچون زخم‌هایی بر پیکره تاریخ ایران می‌درخشند. این وندالیسم سازمان‌نیافته، ریشه در چندین لایه بحران دارد؛ اولاً، تمرکز ۸۰ درصدی رزرواسیون‌های آنلاین در تنها ۳۰ شهر، فشار بی‌امانی بر زیرساخت‌های این مناطق وارد کرده است. ثانیاً، عدم تنوع در مقاصد گردشگری – علیرغم وجود ۵۰ هزار روستا – نشان می‌دهد که صنعت گردشگری ایران در دام «تک‌فرهنگی» گرفتار شده است. ثالثاً، وابستگی ۸۰ درصدی سفر‌ها به خودروی شخصی، نه تنها آلودگی را افزایش داده، بلکه کنترل جریان گردشگران را غیرممکن ساخته است. این ناتوانی در مدیریت جابجایی‌ها، گردشگران را به سمت رفتار‌های پرخاشگرانه سوق می‌دهد؛ گویی که هر مسافر، برای جبران زحمت سفر، حق تخریب را برای خود قائل است.

    اما وندالیسم تنها به تخریب فیزیکی محدود نمی‌شود. رفتار‌های نامناسب با جوامع محلی، بی‌احترامی به آداب فرهنگی مناطق مختلف نشان از بحران هویتی عمیق‌تری دارد. به نظر می‌رسد گردشگر ایرانی، در میانه تناقض میان مدرنیته کاذب و سنت‌های فراموش شده، راه سوم را گم کرده است.

    نمونه بارز این بحران، برخورد با روستا‌های هدف گردشگری است، روستا‌هایی که قرار بود الگو‌های پایداری باشند، امروز به دلیل نبود آموزش محلی و گردشگران، به صحنه تقابل فرهنگ‌ها تبدیل شده‌اند. فروش صنایع دستی تقلبی به جای اصیل، تغییر معماری بومی به سبک شهری، و آلودگی آب‌های زیرزمینی، تنها بخشی از این آسیب‌هاست.

     

    اقتصاد گردشگری: معجونی از فرصت‌ها و تهدید‌ها

     گردش مالی ۱۱۵ تریلیون تومانی نوروز ۱۴۰۴، از نظر عددی دستاوردی قابل توجه است؛ اما این رقم هنگفت، همچون شمشیری دولبه عمل می‌کند. از یک سو، می‌تواند موتور محرکه توسعه مناطق محروم باشد؛ از سوی دیگر، بدون برنامه‌ریزی، به عاملی برای نابودی همان منابعی تبدیل می‌شود که گردشگری را ممکن ساخته است. صنایع دستی محلی، که می‌توانند نقش اقتصادی کلیدی در جوامع بومی ایفا کنند، امروز قربانی تولیدات انبوه بی‌کیفیت شده‌اند.

    اقامتگاه‌های بومگردی، که روزی نویدبخش تعادل بین اقتصاد و اکولوژی بودند، اکنون زیر فشار هتل‌های بتنی رنگ باخته‌اند. حتی پویش‌های مردمی مانند بازگرداندن خاک هرمز، نشان می‌دهند که دولت در تخصیص بودجه برای حفاظت محیط زیست، به اندازه تبلیغات گردشگری جدی نیست. نکته پارادوکسیکال اینجاست که همین گردشگری مخرب، می‌تواند به نجات‌بخش محیط زیست تبدیل شود. درآمد‌های حاصل از مالیات بر سفر می‌تواند صرف آموزش جوامع محلی، ایجاد زیرساخت‌های بازیافت و استخدام محیط‌بانان بیشتر شود؛ اما این چرخه معیوب، نیازمند اراده‌ای است که تاکنون مغفول مانده است.

    آسیب‌پذیرترین قربانی این معادله، تالاب‌های ایران هستند. این اکوسیستم‌های حیاتی که نقش تصفیه‌کننده‌های طبیعی را ایفا می‌کنند، امروز از زباله‌های پلاستیکی تا آلودگی‌های شیمیایی رنج می‌برند. نابودی تالاب‌ها نه تنها حیات وحش، که معیشت هزاران خانواده محلی را تهدید می‌کند. رقم ۱۱۵ تریلیون تومان، اگر تنها ۱ درصد به آموزش گردشگری اختصاص می‌یافت، می‌توانست شبکه‌ای از راهنمایان محلی تربیت کند، اپلیکیشن‌های آموزشی طراحی شود و تابلو‌های هشداردهنده در مناطق حساس نصب گردد. اما این «اگر» ها، در دنیای واقعیت‌های اقتصادی ایران، به آرزو‌هایی دست‌نیافتنی تبدیل شده‌اند.

     

    آموزش و فرهنگ‌سازی: تنها راه نجات گردشگری پایدار

    اولین گام، ادغام مفاهیم محیط زیستی در نظام آموزشی است. مثلا دانش‌آموزان باید از کودکی بیاموزند که خاک هرمز، میراث زمین‌شناختی است، نه خاک بازی. دوم، ایجاد کمپین‌های تبلیغاتی خلاقانه؛ مثلاً استفاده از اینفلوئنسر‌ها برای نشان دادن پیامد‌های برداشت خاک یا ریختن زباله به جای استفاده ابزاری برای مقاصد سیاسی! سوم، طراحی اپلیکیشن‌های تعاملی که پیش از سفر، اطلاعات ضروری را به گردشگران منتقل کنند.

    نقش جوامع محلی در این فرآیند کلیدی است. آموزش زنان روستایی به عنوان «نگهبانان محیط زیست»، می‌تواند پیوندی ارگانیک بین گردشگری و حفاظت ایجاد کند. همچنین، ایجاد نظام تشویقی برای گردشگران مسئولیت‌پذیر (مثل تخفیف در اقامتگاه‌ها) انگیزه‌بخش خواهد بود. آموزش تنها محدود به گردشگران نیست.

    راهنمایان تور، رانندگان تاکسی‌های بین‌شهری، و حتی فروشندگان صنایع دستی نیز نیازمند آموزش‌های تخصصی هستند. یک فروشنده در هرمز باید بتواند ارزش زمین‌شناختی خاک را توضیح دهد، نه اینکه آن را به عنوان سوغاتی بفروشد.

    در نهایت، فرهنگ‌سازی نیازمند همکاری بین‌بخشی است. وزارتخانه‌های میراث فرهنگی، آموزش و پرورش، و محیط زیست باید با طراحی برنامه‌های مشترک، گردشگری را از «تفریح» صرف به «مسئولیت اجتماعی» ارتقا دهند.

     

    آینده‌ای که می‌تواند متفاوت باشد

    نوروز ۱۴۰۴، زنگ خطری بود که همگان را به تأمل فراخواند. خاک سرخ هرمز که در کیف مسافران پنهان شد، دیوار‌های تخت‌جمشید که زیر نوشته‌های بی‌معنی پنهان گشت، و جنگل‌های شمال که در انبوه زباله خفه شدند، همگی از بیماری مزمنی خبر می‌دهند: «گردشگری بی‌مسئولیت».

    اما همین بحران می‌تواند به نقطه عطفی برای تحول تبدیل شود. آموزش جوامع محلی به عنوان نگهبانان محیط زیست، استفاده از فناوری برای مدیریت هوشمند گردشگران، و ایجاد نظام مالیاتی سبز که درآمدهایش صرف حفاظت شود، می‌توانند چراغ راه آینده باشند. آینده گردشگری ایران در گروی انتخاب بین دو مسیر است: ادامه روند فعلی که به نابودی منابع منجر می‌شود، یا بازتعریف هوشمندانه گردشگری به عنوان موتور محرکه توسعه پایدار. انتخاب ما امروز، سرنوشت فردای این سرزمین را رقم خواهد زد. سفر، این میراث کهن ایرانیان، زمانی به جایگاه واقعی خود بازخواهد گشت که هر مسافری، نه یک توریست، که سفیری برای حفاظت از شکوه ایران زمین باشد.

  • ایرانی‌ها به اندازه ساخت یک شهر، در سفرهای نوروزی پول خرج کردند!

    ایرانی‌ها به اندازه ساخت یک شهر، در سفرهای نوروزی پول خرج کردند!

    به گزارش اقتصادران با گردش مالی نوروز سال ۱۴۰۴ که با افزایش حداقل ۳۰ درصدی نسبت به سال گذشته همراه بود می‌توانست ۵۷،۵۰۰ واحد مسکن در کشور ساخته شود. بررسی داده‌های رسمی ستاد مرکزی خدمات سفر نشان می‌دهد که گردش مالی سفر‌های نوروزی سال ۱۴۰۴ در ایران به حدود ۱۱۵ تریلیون تومان رسیده است. این برآورد، بازه زمانی ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ را در بر می‌گیرد و مبتنی بر تحلیل آماری، الگو‌های سفر و نرخ‌های تعدیل‌شده هزینه‌ها تنظیم شده است.

    بر اساس گزارش رسمی، در این مدت ۳۶ میلیون و ۵۱۹ هزار و ۶۷۱ سفر ثبت شده و مجموع اقامت‌ها به ۶۰ میلیون و ۹۷۰ هزار و ۵۲۳ نفر-شب رسیده است.

    با در نظر گرفتن سهم ۲۰ درصدی اقامت‌های رسمی و هزینه‌های متوسط اقامت، خوراک، حمل‌ونقل و سایر موارد، رقم کلی هزینه‌ها به شرح زیر محاسبه شده است: جزئیات برآورد گردش مالی اقامت: از مجموع اقامت‌ها، حدود ۳۰.۴۸ میلیون نفر-شب مربوط به سفر‌هایی با اقامت رسمی بوده که متوسط ۴.۱۷ شب برای هر نفر در این دسته برآورد شده است. با احتساب هزینه متوسط ۲ میلیون تومان برای هر شب اقامت، هزینه کل اقامت‌ها به ۶۰.۹۷ تریلیون تومان می‌رسد. غذا و خوراکی: میانگین هزینه روزانه غذا برای هر نفر ۴۰۰ هزار تومان برآورد شده است. با محاسبه ۷۳ میلیون نفر-روز، کل هزینه غذا به ۲۹.۲ تریلیون تومان می‌رسد. بنزین: متوسط مصرف بنزین برای هر سفر ۷۵ لیتر برآورد شده است.

    با قیمت یارانه‌ای ۲،۲۵۰ تومان، هزینه بنزین برای هر سفر حدود ۱۶۸،۷۵۰ تومان و در مجموع ۶.۱۶ تریلیون تومان بوده است. ارزش واقعی بنزین با نرخ آزاد (۳۰،۰۰۰ تومان) معادل ۹۳.۲ تریلیون تومان برآورد می‌شود. حمل‌ونقل دیگر: شامل عوارض آزادراهی، تاکسی و هزینه‌های حمل‌ونقل شهری، با میانگین ۲۵۰ هزار تومان برای هر سفر، معادل ۹.۱۳ تریلیون تومان هزینه داشته است. سایر هزینه‌ها: هزینه‌هایی مانند ورودیه اماکن گردشگری، خرید و سوغات نیز با متوسط ۲۵۰ هزار تومان به ازای هر سفر، جمعاً به ۹.۱۳ تریلیون تومان می‌رسد. در تعطیلات نوروز ۱۴۰۴، مجموع هزینه‌های سفر شامل اقامت (۶۰.۹۷)، غذا (۲۹.۲)، بنزین (۶.۱۶)، حمل‌ونقل دیگر (۹.۱۳) و سایر هزینه‌ها (۹.۱۳) به حدود ۱۱۴.۵۹ تریلیون تومان رسید.

    این رقم بازتابی از رشد هزینه‌ها و افزایش حجم سفر‌ها نسبت به سال گذشته است. همچنین با در نظر گرفتن هزینه میانگین ۲ میلیارد تومان برای ساخت هر واحد از طرح‌های مسکن ملی می‌توان گفت که با ۱۱۵ تریلیون می‌شد ۵۷،۵۰۰ واحد مسکن ساخت که یک شهر کوچک می‌شد. مقایسه دلاری ارزش کل گردش مالی نوروز ۱۴۰۴ با نرخ دلار آزاد ۱۰۰ هزار تومان، حدود ۱.۱۵ میلیارد دلار برآورد می‌شود. این رقم، افزایش حدود ۳۰ تا ۴۰ درصدی نسبت به نوروز ۱۴۰۳ را نشان می‌دهد. میانگین هزینه هر سفر نیز حدود ۳.۱۵ میلیون تومان (تقریباً ۳۱.۵ دلار) بوده که با در نظر گرفتن مصرف سوخت، اقامت خانوادگی و گرانی خدمات سفر، منطبق با واقعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران در سال جاری است.

  • زندگی قسطی؛ سفر قسطی / بحران اقتصاد به مغز استخوان‌ ایرانی ها رسید

    زندگی قسطی؛ سفر قسطی / بحران اقتصاد به مغز استخوان‌ ایرانی ها رسید

    به گزارش اقتصادران، آدم‌ها خسته شده‌اند از گفتن، از شمردن بحران‌ها و مقایسه عدد و رقم‌ها با هفته قبل و ماه قبل و سال قبل، آمارها و نمودارها هم انگار خسته‌اند و سر به زیر. هر‌چند تمام این اعداد حالا دیگر انقدر محسوس و ملموس است که نیازی به اثبات و حساب و کتاب ندارد. بحران اقتصاد مغز استخوان‌مان را لمس کرده است. در این میان آنچه آب رفته و کوچک شده، سفره‌ها و سبدها و چنته‌های خالی یک یک ماست. مایی که حالا دیگر حالمان خوش نیست، چه باور کنی چه نکنی.

    آمارهای سفر هم در سال‌های اخیر مثل آمار بخش‌های دیگر یک زندگی معمولی آب رفته و نمودارهایش سر به زیرند. این مساله چند بعدی است و تنها معنای حذف یک تجربه از لیست هزینه‌های خانواده را ندارد. حذف سفر علاوه بر اینکه معنای کاهش منابع مالی خانواده‌ها و افزایش هزینه مایحتاج ضروری را دارد، به معنای رکود گردشگری داخلی و از سویی با نگاهی بلندمدت و اجتماعی به معنای انباشت فشارهای روحی و روانی در بطن جامعه است. سفر تنها فرصت تفریح و تفرج نیست، که مجالی است برای نفس کشیدن و رهایی از فشارهای روزمره و بعد بازگشتن به زندگی. حذف آن از سبد خانواده‌ها در کنار نشانه‌ها و تبعات اقتصادی، پیامدهای اجتماعی هم دارد که چندان مورد توجه نیست و در مورد آن صحبت نمی‌شود.

    کاهش ۵۰ تا ۶۰ درصدی سفر در نوروز ۱۴۰۴

    فعالان بخش گردشگری مدتی است در خصوص وضعیت سفر در پیک سفرهای نوروزی و تابستانی ابراز نگرانی می‌کنند، آمارهای رسمی و پژوهش‌های انجام شده هم این نگرانی را تایید می‌کند. «امیرپویان رفیعی‌شاد» رییس هیات‌مدیره انجمن صنفی دفاتر مسافرتی استان تهران در خصوص وضعیت سفر در نوروز پیشِ‌رو به «اعتماد» می‌گوید: «شرایط اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم مناسب نیست و متأسفانه این موضوع باعث شده اقبال مردم نسبت به سفر بسیار کمرنگ شود. در گردشگری داخلی، تأثیرات مثبت و منفی این مولفه می‌تواند روی مقاصد و جوامع میزبان دیده شود. در شرایطی که جامعه با مشکلات اقتصادی مواجه است، طبیعی است که گردشگری اولویت چندم مردم باشد. معمولا ابتدا مایحتاج ضروری، تأمین می‌شود و اگر چیزی در نهایت باقی بماند، به تفریح و سفر اختصاص پیدا می‌کند. در چند سال اخیر افزایش هزینه‌ مایحتاج روزانه به حدی بوده که درآمد مردم حتی کفاف هزینه‌های ضروری را هم نمی‌دهد – البته منظور ما عامه مردم است و در مورد یک قشر خاص صحبت نمی‌کنیم- مسلم است که این شرایط بر گردشگری تأثیر منفی دارد. در سفرهای خارجی هم رکوردشکنی نرخ دلار و یورو باعث شده اقبال زیادی نسبت به سفرهای خروجی وجود نداشته باشد.»

    رفیعی شاد به شکل‌گیری فرهنگ سفر در اوایل دهه نود اشاره کرده و می‌گوید: «در دهه گذشته، سفر و گردشگری به گونه‌ای جا افتاده بود که حتی افراد متوسط رو به پایین هم می‌توانستند سفرهای خارجی به کشورهای نزدیک داشته باشند. اما حالا که برخی کشورها برای ورود گردشگران شرط همراه داشتن مبلغ روزانه‌ای حدود صد دلار تعیین می‌کنند. یک خانواده پنج‌نفری برای یک سفر چند روزه باید حدود سه هزار دلار همراه داشته باشد تا در هنگام ورود به آن کشور دچار چالش نشود. این مبلغ چیزی حدود سیصد میلیون تومان است که تامین آن برای اقشار متوسط و حتی بخشی از مرفهین هم امکانپذیر نیست.» او در خصوص نوروز امسال و پیش‌بینی وضعیت سفر می‌گوید: «نمی‌توانیم پیش‌بینی دقیقی داشته باشیم، اما شواهد و آمارهای اولیه از دفاتر خدمات مسافرتی حکایت از کاهش چشمگیر سفر دارد. اقبال نسبت به سال‌های گذشته بسیار کمتر است، اما چون هنوز سفرها به اتمام نرسیده، نمی‌توانیم به‌طور دقیق عدد و رقمی اعلام کنیم. احتمال بالایی وجود دارد که با کاهش ۵۰ تا ۶۰ درصدی سفرها در نوروز ۱۴۰۴ روبه‌رو باشیم.»

    کاهش توان سفر کردن

    مرکز آمار ایران در هفته‌های اخیر بر مبنای نتایج طرح آمارگیری از گردشگران ملی گزارشی منتشر کرده است که بیانگر وضعیت سفر بین ایرانیان است. این آمار به روشنی مشخص می‌کند که در یک دهه اخیر معیشت و مسائل اقتصادی چه تاثیری بر کمیت و کیفیت سفر ایرانیان داشته است. «ارشک مسائلی» عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در گفت‌وگو با «اعتماد» با تحلیل شرایط گردشگری ایران، مروری هم به این آمار داشت و آن را در بازه زمانی هشت‌ساله بررسی کرده و معتقد است: «آسیب‌هایی که حوزه گردشگری به‌طور کلی متحمل می‌شود، می‌تواند در چند سطح طبقه‌بندی شود: کشوری، منطقه‌ای و بین‌المللی. هر یک از این سطوح دارای ابعاد مختلفی است که باید به‌طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. بخشی از این آسیب‌ها ناشی از شوک‌هایی است که به گردشگری وارد می‌شود و ریشه در ماهیت چندبخشی و چندمعیاری این صنعت دارد. یکی از این شوک‌ها می‌توانند ناشی از جنگ باشند.

    کشورهایی که در آنها عملیات تروریستی اتفاق می‌افتد هم با چنین مشکلاتی مواجه می‌شوند. همچنین، همه‌گیری بیماری‌ها نیز تأثیرات گسترده‌ای بر گردشگری دارد که در همه‌گیری کرونا تمام کشورها آن را تجربه کردند، اما به‌طور مثال همه‌گیری ابولا تنها برخی کشورها را متأثر کرد.» او در ادامه به عوامل بین‌المللی و اتفاقات دیگر در هشت سال اخیر اشاره کرده و معتقد است تاثیر این عوامل از سال ۲۰۱۷ در ایران بیشتر شده و مجموع این اتفاقات بر درآمد سرانه و قدرت خرید مردم هم اثر مستقیم داشته است: «بر اساس آمارهای رسمی اعلام‌شده در بهار ۱۴۰۳، حدود ۵۲.۴ درصد از افراد یا خانوارها به سفر رفته‌اند. اگر به هشت سال قبل، یعنی ابتدای دوره تشدید مجدد تحریم‌ها بازگردیم، این عدد ۶۹ درصد بود. یعنی در این هشت سال، ۱۷ درصد از خانوارهای ایرانی که به سفر می‌رفتند، از سفر رفتن انصراف داده‌اند. بر اساس همین آمار در سال ۱۴۰۳ حدود ۷ میلیون و دویست هزار سفر انجام شده است، در حالی که این عدد در سال ۱۳۹۷ حدود ۱۳ میلیون سفر بود. یعنی تقریبا تعداد سفرها در طول هشت سال به نصف کاهش یافته است. این آمار نشان می‌دهد که سفر از سبد خانوارها حذف شده است. می‌توان گفت میزان سفر ۱۸ تا ۲۰‌درصد کاهش داشته و دلیل اصلی آن، کاهش قدرت خرید مردم است.»

    آمارها نشان می‌دهد تنها میزان و کمیت سفر نیست که تحت تاثیر مسائل اقتصادی و قدرت خرید قرار گرفته، بلکه کیفیت آن هم تغییر کرده است: «در سال ۱۴۰۳، بالغ بر ۵۹ درصد از خانوارها در استان‌های اصلی گردشگری داخلی، در خانه‌های دوستان و بستگان اقامت داشتند. یعنی ۶۰ درصد از مسافران جایی اقامت کردند که نیازی به پرداخت هزینه اقامت نداشته باشند. این رقم در سال ۱۳۹۷ حدود ۴۲ درصد بود. یعنی در این بازه زمانی، ۱۷درصد افزایش در تعداد افرادی که هزینه اقامتی پرداخت نکرده‌اند، مشاهده می‌شود. در مورد گردش و تفریح، در ۱۰ استان اصلی گردشگری (خراسان رضوی، مازندران، فارس، تهران، گیلان، اصفهان، خوزستان، هرمزگان، مرکزی و همدان)، این عدد در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۳‌درصد بود، در حالی که در سال ۱۳۹۷ این عدد ۲۹ درصد بود. یعنی میزان استفاده از امکانات مراکز تفریحی و گردشگری این استان‌ها توسط مسافران حدود ۶ تا ۷ درصد کاهش داشته است.»

    زندگی قسطی؛ تفریحات قسطی

    «تور اقساطی بدون ضامن»، «تور اقساطی بدون پیش‌پرداخت» اینها بخشی از تبلیغاتی است که در چند‌ماه اخیر در فضای آنلاین و سطح شهر به کرات دیده می‌شد، البته موضوع سفرهای اقساطی پدیده جدیدی نیست و چند سالی است که بخش گردشگری آن را به عنوان راهکاری برای حل بحران ناشی از مسائل اقتصادی در بخش گردشگری طراحی و اجرا کرده است. اما امسال بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته است. رفیعی‌شاد در خصوص سفر اقساطی معتقد است مخاطبان این خدمات باید به خوبی آن را بررسی کرده و جوانب امر را بسنجند، او می‌گوید: «این روزها تبلیغات فروش اقساطی مواد غذایی را هم می‌بینیم و خرید اقساطی به مرور تبدیل به یک امر طبیعی شده است. اما بهتر است انجام آن در بخش گردشگری با ساماندهی و شفافیت صورت گیرد و اقساط با نرخ سود مشخصی ارایه شود و میزان مبلغی که قرار است قسط‌بندی شود، همراه با روش بازپرداخت و سود حاصله، به‌طور شفاف مشخص شده و به گردشگران ارایه شود.» او در خصوص اینکه اجرای چنین طرح‌هایی مفید است یا خیر می‌گوید: «این موضوع به نفع دفاتر خدمات مسافرتی است و نوعی سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود، مثل فروش اقساطی موتورسیکلت یا کالای خانگی و اقلام مصرفی.»

    ارشک مسائلی که دانش‌آموخته اقتصاد و پژوهشگر حوزه گردشگری است، از منظری دیگر موضوع سفرهای اقساطی را تحلیل می‌کند: «اگر تسهیلاتی ارایه شود که مشابه اقلام پیش‌فروش، درصد سود بانکی روی آن لحاظ شود، استقبال چندانی از آن نخواهد شد. وقتی فرد در شرایط عادی توان پرداخت یک مبلغ را برای یک محصول ندارد، مسلما اگر برای ۶ ماه یا یک سال، ۲۰ درصد به آن مبلغ اضافه شود، تمایلی به خرید آن محصول – در اینجا تور گردشگری- نخواهد داشت. اما تسهیلاتی که دولت می‌تواند به‌طور مستقیم ارایه دهد، مانند سفرکارت‌هایی که در دنیا مرسوم است و در ایران هم وجود دارد، می‌تواند موثر باشد. به این صورت که بانک‌ها موظف شوند بر اساس سفرکارت‌هایی که تعریف می‌شود و دستگاه‌های پوز موجود در مراکز خدمات گردشگری، برای هر فردی که حقوق خود را دریافت می‌کند، تسهیلاتی را واریز کنند تا این فرد بتواند از خدمات گردشگری استفاده کند. اما اگر تسهیلات اقساطی با افزایش هزینه‌های مالی همراه باشد، نمی‌تواند محرکی برای افزایش تقاضای سفر باشد.»

    او درباره اثربخشی سفرهای اقساطی در افزایش تقاضا برای سفر اشاره کرده و می‌گوید: «زمانی که تفاوت بین قدرت خرید و هزینه‌های سبد خانوار زیاد شود، نه تنها متقاضی، بلکه عرضه‌کننده محصول هم به دنبال فروش اقساطی محصولات خود می‌رود. مثلا در فروشگاه‌های زنجیره‌ای، بسیاری از محصولات به صورت اقساطی فروخته می‌شوند، زیرا موجودی انبار گردش ندارد و نقدینگی راکد مانده است. اما اگر این چرخه ادامه داشته باشد، حتی این روش نیز نمی‌تواند کارآمد باشد. راهکاری که برای چنین شرایطی می‌توان پیشنهاد داد این است که تابع عرضه اقتصاد تغییر کند. تابع عرضه در اقتصاد در دو حالت می‌تواند بهبود پیدا کند: اول، ورود سرمایه خارجی و دوم، فناوری. این دو عامل تنها مواردی هستند که می‌توانند تابع عرضه را تغییر داده، تولید را افزایش دهند و در نتیجه، قدرت خرید و درآمدها را بهبود بخشند. اما اگر شرایط بدتر شود و فاصله بین درآمد و هزینه‌های سبد خانوار بیشتر شود، این وضعیت بغرنج‌تر خواهد شد.»

    اعطای تسهیلات به طرف تقاضا

    مسائلی معتقد است در شرایط فعلی سیاست‌گذاری‌های بخش گردشگری باید تغییر کند و به جای توجه و تاکید بر تقویت بخش عرضه خدمات، برای حفظ زیرساخت‌های موجود لازم است تسهیلات به سمت طرف تقاضا (گردشگران) هدایت شود: «اصلی‌ترین عاملی که می‌تواند بخش گردشگری را سرپا نگه دارد، اعطای تسهیلات به طرف تقاضا است. یعنی به جای اینکه تسهیلات را به بخش عرضه (مانند ساخت هتل‌ها و اقامتگاه‌ها) اختصاص دهیم، باید تسهیلات را به طرف تقاضا منتقل کنیم. چرا که در حال حاضر، مشکل اصلی کمبود منابع در طرف تقاضا است. اگر این اتفاق بیفتد، گردشگری می‌تواند به‌تدریج بهبود پیدا کند. اما اگر تسهیلات به طرف تقاضا اختصاص داده نشود، به مرور زمان، با کاهش سفرها، تأسیسات گردشگری هم متضرر خواهند شد و این موضوع بدهی‌ها به بانک‌ها را افزایش می‌دهد و این چرخه معیوب ادامه خواهد داشت.»

    عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری معتقد است در صورت تداوم روند فعلی، سفر نه‌تنها در میان قشر متوسط که در میان تمامی اقشار به مرور از سبد هزینه‌ها حذف خواهد شد: «بخش گردشگری از سایر بخش‌های جامعه جدا نیست و تحت تأثیر عوامل اقتصادی قرار دارد. به نظر می‌رسد که با تشدید مشکلات اقتصادی مسافران در سطوح مختلف به‌تدریج یک گام به عقب برمی‌گردند. کسی که در گذشته چند بار در سال به اروپا سفر می‌کرد، ممکن است حالا تنها یک یا دو بار در سال به اروپا سفر کند. کسی که قبلا به اروپای غربی سفر می‌کرد، حالا به صربستان و کشورهای اطراف سفر کند. کسی که به ترکیه و کشورهای اطراف سفر می‌کرد، ممکن است به ایرانگردی روی آورد. کسی که قبلا چند بار در سال ایرانگردی می‌کرد، تعداد سفرهایش را کاهش می‌دهد. به این ترتیب، همه سطوح ناگزیر تحت تأثیر این شرایط قرار می‌گیرند» او بر این نکته تاکید می‌کند که: «وقتی ۵۹ درصد در مقابل ۴۲ درصد، یعنی ۱۷ درصد کاهش در تعداد سفرها مشاهده می‌شود، این به ما می‌گوید که ۱۷درصد از خانوارها از سفر رفتن صرف‌نظر کرده‌اند. وقتی خانوارها سفر نروند، در بلندمدت مشکلات فرهنگی و معضلات اجتماعی به وجود می‌آید.»

    حال همه ما خوب نیست، باور کن

    اردیبهشت ماه سال جاری مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی منتشر کرد که حاوی نکات قابل تاملی درباره وضعیت گردشگری داخلی بود. گزارشی که با استناد به آمارهای موجود نشان می‌داد کیفیت و کمیت سفر به ویژه در میان قشر متوسط جامعه در یک دهه اخیر دستخوش تغییرات عمده شده است. فارغ از اینکه این گزارش چقدر به ضعف‌های ساختاری در حوزه گردشگری داخلی پرداخته است، بخشی از نتایج به دست آمده در آن تصویری از وضعیت کلی جامعه و آینده سلامت روان آن به دست می‌دهد. نگاهی چند بعدی به این گزارش و استفاده از داده‌های آن برای تحلیل وضعیت اجتماعی ایران مسائلی را روشن می‌کنند که شاید در نظر اول ارتباطی با مقوله گردشگری و سفر نداشته باشند، اما پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد مفهوم سفر در بروز و ظهور برخی پدیده‌های اجتماعی اثر گذار است.

    گزارش وضعیت سفر ایرانیان در یک دهه اخیر وقتی در کنار نتایج پژوهش‌های بین‌المللی درباره تاثیر سفر بر کیفیت زندگی افراد قرار می‌گیرد، می‌تواند حکم زنگ خطر درباره سلامت روان ایرانیان را داشته باشد. موضوعی که سال‌هاست برخی کارشناسان، از جمله وزیر بهداشت دولت دوازدهم درباره آن هشدار داده‌اند. ارتباط میان سفر و سلامت روان و شادی بارها موضوع پژوهش و تحقیق‌های بین‌المللی بوده است. در یکی از پژوهش‌های اخیر که محققان دانشگاه ایالتی واشنگتن انجام داده و مجله «Tourism Analysis» بخش‌هایی از آن را منتشر کرده است رابطه معناداری بین دفعات سفر و رضایت کلی از زندگی وجود دارد. محققان در این پژوهش ۵۰۰ شهروند تایوانی را مورد مطالعه قرار داده و از آنها خواسته‌اند علاوه بر بیان رضایت خود از زندگی در مقیاس یک تا ده، اعلام کنند که در یک سال اخیر چند بار به سفر رفته‌اند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد کسانی که بیشتر سفر کرده‌اند ۷ درصد بیش از دیگران احساس رضایت از زندگی داشته و شادتر بودند.

    در این مطالعه مشخص شده است فارغ از عواملی مانند جنسیت، سن، درآمد و سطح تحصیلات، سفر باعث افزایش سطح رضایت از زندگی می‌شود و سفرهای مکرر پتانسیل افزایش شادی را برای افراد از هر سن و طبقه‌ای را دارد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد سفر به‌طور کلی تاثیر مثبتی بر نگرش افراد به زندگی دارد اما تاثیر سفرهای بین‌المللی در این زمینه بیشتر است. محققان در این پژوهش به این نتیجه رسیده‌اند که سفرهای ماجراجویانه و هیجان‌انگیز تاثیر مثبت به مراتب بیشتری بر روحیه افراد باقی می‌گذارند. در بخشی از این پژوهش به تاثیر سفر در مفهوم کلی آن پرداخته شده و نشان می‌دهد سفر حتی اگر با اهداف کاری و سازمانی صورت گیرد بر میزان شاد بودن و رضایت از زندگی افراد تاثیر می‌گذارد. این پژوهش اهمیت سفر در شادی و رفاه را مورد تاکید قرار داده و به سیاست‌گذاران پیشنهاد می‌کند تسهیلاتی برای افزایش آمار سفر فراهم کنند و اهمیت اولویت دادن به سفر در برنامه‌ریزی‌ها را با هدف گذراندن اوقات فراغت یا کار به افراد گوشزد کرده و به مدیران سازمان‌ها هم پیشنهاد می‌کند تشویق به سفر و حمایت از آن را در سیاست‌های سازمانی خود از طریق دادن مرخصی با حقوق یا مشوق‌های دیگر، لحاظ کنند. چرا که این اقدامات تاثیر مثبتی بر رفاه و روحیه و شادی کارکنان دارد.

    با مرور نتایج پژوهش محققان دانشگاه واشنگتن و همچنین موسسه گالوپ و از سویی نگاهی به آمارهای محدود و محافظه‌کارانه‌ای که در سال‌های اخیر در خصوص سلامت روان ایرانیان و آمارهای مربوط به افسردگی منتشر شده است، می‌توان پازلی را تکمیل کرد که تصویری از وضعیت روحی و روانی آینده جامعه به دست می‌دهد. «علی فتحی آشتیانی» رییس سازمان روانشناسی و مشاوره ایران مهر‌ماه سال گذشته اعلام کرده بود: «حدود یک سوم افراد جامعه با اختلالات روانشناختی مواجه هستند و این می‌طلبد که کار‌های جدی‌تری در این مورد انجام دهیم. آخرین مطالعه ملی بررسی سلامت روانی در سال ۱۳۹۹ صورت گرفت که بر اساس آن ۲۹.۷ درصد از جامعه ایرانی به نوعی از نشانه‌های اختلالات روانی رنج می‌برند» از سویی موسسه نظرسنجی گالوپ در تازه‌ترین گزارش خود درباره «شادی جهانی» که به بررسی میزان شاد بودن شهروندان کشورها می‌پردازد، فنلاند را شادترین کشور دنیا معرفی کرده است. بر اساس این گزارش روسیه و اوکراین با اینکه درگیر جنگ هستند، به ترتیب در رده‌های ۷۰ و ۹۲ قرار دارند. ترکیه رتبه ۱۰۶ و چند رتبه پایین‌تر از آن، ایران در جایگاه ۱۱۰ قرار دارد.

    در چنین شرایطی، ضرورت بازنگری در سیاست‌های گردشگری و حمایت از این بخش بیش از پیش احساس می‌شود. شاید زمان آن رسیده که به جای تمرکز صرف بر توسعه زیرساخت‌ها، به فکر تسهیل شرایط برای مسافران باشیم. ارایه تسهیلات مالی، کاهش هزینه‌ها و توزیع سفرها در طول سال می‌تواند گام‌های موثری در این مسیر باشد. سفر تنها یک فعالیت تفریحی نیست، بلکه سرمایه‌ای است که سلامت روان جامعه را تضمین می‌کند. سفر بخشی از زندگی است که به انسان‌ها فرصت می‌دهد تا دنیا را ببینند و با تجربه‌های جدید، روح خود را تازه کنند. اگر این فرصت از دست برود، نه تنها بخش گردشگری از منظر اقتصادی آسیب می‌بیند، بلکه جامعه هم بخشی از شادابی و پویایی خود را از دست خواهد داد. باید به سفر نه به عنوان یک کالای لوکس، بلکه به عنوان نیازی ضروری برای داشتن یک جامعه سالم نگاه کرد.

  • انزوای صنعت گردشگری ایران در سایه برخورد‌های قهری با گردشگران خارجی

    انزوای صنعت گردشگری ایران در سایه برخورد‌های قهری با گردشگران خارجی

    به گزارش اقتصادران، کمتر از ۱۰ روز تا برگزاری هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری باقی مانده است، اما همچنان به سیاق سال‌های پیش وقتی صحبت از وضعیت گردشگری ایران می‌شود، مرور محدودیت‌ها و چالش‌ها از تمام فرصت‌ها و ظرفیت‌های موجود در گردشگری کشور پیشی می‌گیرد. این درحالی‌است که کشور‌های همسایه پس از عبور از بحران کرونا در حال ثبت رکورد‌های جدید در گردشگری هستند. رکود گردشگری ایران ناشی از عوامل مختلفی است که برخی از آنها به مسائل اقتصادی و برخی به مسائل سیاسی و فرهنگی مربوط می‌شوند. اما برخی نگاه‌ها و برخورد‌ها نیز در رسیدن به وضعیت فعلی گردشگری ایران تأثیرگذار بوده است. در نشست اخیر کمیسیون گردشگری اتاق ایران، فعالان بخش خصوصی با ابراز نگرانی از وضعیت کنونی گردشگری ایران، بر لزوم تغییر راهبرد‌ها تأکید کردند. آنها معتقدند بخش خصوصی می‌تواند نقش بسیار مهمی در احیای گردشگری ایران ایفا کند، اما برای این امر نیاز به حمایت‌های دولتی و تسهیلگری در فرایند‌های قانونی و مالی دارد. اما بخش دولتی و برخی نهاد‌های دیگر راه دیگری را در مواجهه با وضعیت موجود گردشگری در پیش گرفته‌اند.

    درحالی‌که ۱۶ کشور به‌دلیل شرایط موجود در ایران و بازداشت‌های متعدد گردشگران در دو سال اخیر اتباع خود را از سفر به ایران منع کرده‌اند، وزیر میراث‌فرهنگی می‌گوید: «۸۵ درصد گردشگران به امنیت ایران اذعان دارند.» مشخص نیست «صالحی امیری» این آمار را براساس چه داده‌هایی به‌دست آورده است، او درعین‌حال معتقد است: «مطالعات نشان می‌دهد دنیا جذب بالایی از گردشگری دریامحور دارد، اما ما در این حوزه صفر هستیم.» دیروز تصویری از توقیف هشت اتوبوس که گردشگران را در برازجان بوشهر جا‌به‌جا می‌کرد، در شبکه‌های اجتماعی منتشر و باعث واکنش‌هایی شد. گردشگرانی که برای استفاده از دریا و سواحل جنوبی کشور به این منطقه سفر کرده بودند، بازداشت شده و به پلیس امنیت تحویل داده شده‌اند.

    متن خبر همراه این ویدئو حکایت از این دارد که «پلیس راه برازجان اتوبوس‌های دربستی و گردشگری را توقیف کرده است و اجازه رفتن مسافر‌ها را نمی‌دهد و می‌گوید باید تفکیک جنسیتی صورت گیرد…» پس از انتشار این تصاویر رئیس پلیس‌راه «دالکی» اعلام کرد: «اقدام صورت‌گرفته حسب دستور فرمانده انتظامی استان بوشهر به ما بوده است. هشت اتوبوس دربستی شامل مسافران مختلط، زن و مرد، با سنین مختلف از نوجوان ۱۴ساله تا افراد مسن، در یکی از سواحل استان بوشهر رصد شده‌اند و توسط فرمانده انتظامی استان به‌علت کشف حجاب و عدم تفکیک جنسیتی در ساحل توقیف و به پلیس امنیت اخلاقی معرفی خواهند شد.» جزئیات بیشتری درباره این اتفاق منتشر نشده است، اما سؤال این است که چنین برخورد‌های قهری با گردشگران چه آسیبی به گردشگری داخلی و ورودی ایران زده و می‌زند؟ آیا راه دیگری برای این مسئله وجود ندارد؟

    برخورد‌هایی که با گردشگران خارجی با اتهاماتی از قبیل جاسوسی صورت گرفته و در موارد متعدد منجر به بازداشت گردشگران در چندسال اخیر شده است و در مورد گردشگران داخلی به‌بهانه کشف حجاب و رعایت نکردن شئونات صورت می‌گیرد، تا چه اندازه لازم است و با نگاه دوراندیشانه صورت می‌گیرد؟ گردشگرانی که این شرایط را تجربه می‌کنند، چطور می‌توانند مبلغان امن بودن یک مقصد گردشگری باشند؟

    چالش‌ها و فرصت‌ها در سایه انزوای بین‌المللی

    در نشست اخیر کمیسیون گردشگری اتاق ایران، فعالان گردشگری نسبت به جایگاه و وضعیت گردشگری ایران در جامعه بین‌المللی ابراز نگرانی کردند. یکی از محوری‌ترین مسائل مطرح‌شده در این نشست، انزوای ایران در صنعت گردشگری جهانی بود. از جمله «غلام‌حیدر ابراهیم بای سلامی»، مشاور کمیسیون گردشگری اتاق ایران، با بیان اینکه انزوای بین‌المللی ایران در صنعت گردشگری بسیار نگران‌کننده است و صلح و فضای آرام سیاسی باعث رونق گردشگری و فضای کسب‌وکار خواهد شد، گفت: «سرمایه‌گذاری در فضای صلح اتفاق خواهد افتاد. دولت نباید دخالت دستوری داشته باشد و بخش خصوصی باید در همه فعالیت‌ها از جمله گردشگری وارد میدان شود. گردشگری ایران باتوجه‌به واقعیت‌های بین‌المللی نیاز به بازنگری دارد، گردشگری عامل مؤثر در رعایت حقوق زنان و توسعه اجتماعی، اشتغال، سرمایه‌گذاری، کسب درآمد، کارآفرینی، عدالت‌گستری، حفظ محیط‌زیست است.»

    سرمایه‌گذاری در فضای صلح اتفاق خواهد افتاد. گردشگری ایران باتوجه‌به واقعیت‌های بین‌المللی نیاز به بازنگری دارد. گردشگری عامل مؤثر در رعایت حقوق زنان و توسعه اجتماعی، اشتغال، سرمایه‌گذاری، کسب درآمد، کارآفرینی، عدالت‌گستری، حفظ محیط‌زیست است

    «علی عرب»، نایب‌رئیس کمیسیون گردشگری اتاق ایران، هم گفت: «برای دستیابی بیشتر سهم ایران از بازار جهانی گردشگری و حضور در نمایشگاه‌های گردشگری خارجی و داخلی به حمایت مسئولین دولتی و مسئولین اتاق ایران نیازمندیم.» این سخنان نشان‌دهنده بحران جدی در ارتباطات بین‌المللی ایران در گردشگری و نیاز فوری به تقویت همکاری‌ها با کشور‌های مختلف است. هرچند ایران به‌عنوان کشوری با تاریخ غنی، فرهنگ پربار و جاذبه‌های طبیعی و تاریخی بی‌نظیر، ظرفیت بالایی برای جذب گردشگران خارجی دارد، اما در عمل، گردشگری کشور از کمبود تعاملات بین‌المللی و بسته بودن فضای اقتصادی و سیاسی آسیب دیده است. آمار‌های جهانی گردشگری نشان می‌دهند ایران با وجود این ظرفیت‌های بی‌نظیر، در رقابت با سایر کشور‌های منطقه‌ای و جهانی بسیار عقب‌تر است.

    براساس گزارش سازمان گردشگری ملل متحد (UN Tourism)، در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱.۴ میلیارد نفر در سطح جهانی به سفر‌های بین‌المللی رفته‌اند که این رقم نسبت به سال ۲۰۲۳ رشد قابل‌توجهی داشته است. آمار خاورمیانه، که با ۹۵ میلیون گردشگر ورودی به بهترین عملکرد خود در مقایسه با سال ۲۰۱۹ دست یافته است، نشان‌دهنده رشد ۳۲ درصدی نسبت به پیش از بحران است. اما در این میان، ایران توانسته است سهم قابل‌توجهی از این حجم بالای گردشگران جذب کند. به‌طور خاص، آمار گردشگری ورودی ایران در سال ۲۰۲۴ به حدود شش میلیون نفر رسید که باتوجه‌به ظرفیت‌های بالقوه کشور، رقم قابل‌توجهی به‌نظر نمی‌رسد.

    علاوه‌براین، کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس در حال حاضر در مسیر تبدیل‌شدن به مقاصد گردشگری لوکس و تجاری قرار دارند. امارات متحده عربی، با برگزاری رویداد‌هایی نظیر اکسپو دبی، نشان داده است چگونه می‌توان از فرصت‌های بین‌المللی برای جلب سرمایه و گردشگر بهره برد. براساس آخرین آمار سازمان گردشگری ملل متحد برخی کشور‌ها رشد قابل‌توجهی را در درآمد‌های گردشگری ثبت کرده‌اند، از جمله کویت که با رشدی بالغ‌بر ۲۳۲ درصد رکورد جدیدی را در این زمینه ثبت کرده است. یا عربستان سعودی که با بهره‌گیری از دانش روز دنیا و فناوری‌های نوین در گردشگری رشدی بالغ‌بر ۱۴۸ درصد را ثبت کرده است. در این میان، ایران که به‌دلیل تحریم‌ها و مسائل سیاسی و اقتصادی و رویکرد‌های داخلی در فضای بین‌المللی ایزوله مانده، فرصت‌های بسیاری را از دست داده است.

    علاوه‌بر چالش‌های بین‌المللی، مشکلات داخلی نیز به‌طور جدی مانع از رشد گردشگری در ایران شده است. یکی از بزرگترین چالش‌ها، ضعف در زیرساخت‌های گردشگری است. براساس گزارش‌های مختلف، ایران هنوز در بخش‌هایی مانند حمل‌ونقل، هتل‌ها و خدمات گردشگری در سطح استاندارد‌های بین‌المللی قرار ندارد. این مشکلات باعث شده است بسیاری از گردشگران بین‌المللی از سفر به ایران منصرف شوند یا نتوانند تجربه‌ای مثبت از سفر به این کشور داشته باشند.

    در کنار این مشکلات، نبود هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف دولتی در حوزه گردشگری نیز یکی از موانع بزرگ به‌شمار می‌رود. دستگاه‌های مختلفی از جمله وزارت میراث‌فرهنگی، سازمان هواپیمایی، وزارت امور خارجه و بسیاری دیگر به‌طور پراکنده و بدون استراتژی مشخص در حوزه گردشگری فعالیت می‌کنند. این ضعف در هماهنگی، موجب سردرگمی در جذب گردشگران و ایجاد سیاست‌های مؤثر در این حوزه می‌شود.

    راهکاری برای رشد پایدار گردشگری

    یکی از نکات برجسته‌ای که در نشست کمیسیون گردشگری اتاق ایران مطرح شد، لزوم حمایت از بخش خصوصی برای حضور فعال در نمایشگاه‌های بین‌المللی گردشگری بود. «مصطفی فاطمی»، مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث‌فرهنگی، در این نشست گفت: «دولت به این باور رسیده که برگزاری نمایشگاه از این پس باید کاملاً به بخش خصوصی سپرده شود و دولت صرفاً تسهیلگر باشد.»، اما «علی عرب» از حمایت‌های ضعیف دولت از فعالان اقتصادی درباره برگزاری نمایشگاه‌های حوزه گردشگری، ابراز نارضایتی کرد و خواستار توجه دولتمردان و پرداخت یارانه و کمک‌های حمایتی از فعالان بخش خصوصی شد.

    او گفت: «صرفاً نظارت و هدایت وظیفه دولت است و واگذاری امور به بخش خصوصی از جمله انتظارات کمیسیون گردشگری اتاق ایران است. در تلاش هستیم که امسال با کمک همه اهالی بخش خصوصی صنعت گردشگری و کمیسیون‌های گردشگری اتاق‌های استانی حضور مؤثری در نمایشگاه گردشگری داشته باشیم.»

    نمایشگاه‌های گردشگری، به‌عنوان یکی از مهمترین ابزار‌های تبلیغاتی در صنعت گردشگری، می‌توانند تأثیر زیادی بر روند جذب گردشگر داشته باشند. به‌گفته فاطمی، هزینه نهایی برگزاری این نمایشگاه بالغ‌بر ۷۰۰ میلیارد تومان خواهد بود و انتظار می‌رود با حمایت‌های بخش خصوصی و دولتی، این نمایشگاه بتواند به‌عنوان یک پلتفرم بزرگ برای جذب گردشگران داخلی و خارجی عمل کند.

    براساس مطالعات و آمار‌های رسمی بین‌المللی چشم‌انداز جهانی گردشگری برای سال ۲۰۲۵ مثبت به‌نظر می‌رسد. پیش‌بینی می‌شود تعداد ورود گردشگران بین‌المللی بین ۳ تا ۵ درصد نسبت به سال ۲۰۲۴ افزایش داشته باشد، البته به شرط اینکه شرایط اقتصادی جهانی مساعد باشد.

    بااین‌حال، تأکید بر توسعه شیوه‌های پایدار و کشف مقصد‌های نوین می‌تواند فرصتی بزرگ برای کشور‌های درحال‌توسعه باشد که قصد دارند به بازار جهانی گردشگری وارد شوند. در این میان گردشگری ایران نیازمند یک تغییر بنیادین در رویکرد‌های مدیریتی و استراتژیک است و باید به‌جای تکیه بر روش‌های قهری و سلبی، به‌دنبال استفاده از تکنولوژی‌های نوین، بازاریابی دیجیتال و ایجاد تجربه‌های نوآورانه برای گردشگران باشد.

    باتوجه‌به پیشرفت‌های چشمگیر کشور‌های همسایه، ایران می‌تواند به‌دنبال ایجاد برنامه‌های ویژه برای گردشگری سلامت و گردشگری طبیعی باشد، دراین‌صورت شاید بتوان امیدوار بود که ایران از انزوای کنونی خود در گردشگری دنیا رها شود.

  • چرا ایران در فهرست ۱۰۰ کشور اول مقصد گردشگری هم نیست؟ / بیکاری ۵۰ درصد از راهنمایان گردشگری

    چرا ایران در فهرست ۱۰۰ کشور اول مقصد گردشگری هم نیست؟ / بیکاری ۵۰ درصد از راهنمایان گردشگری

    به گزارش اقتصادران، هفته گذشته، جدیدترین گزارش از برترین مقاصد گردشگری جهان در سال ۲۰۲۴ منتشر شد. طبق گزارش سازمان جهانی گردشگری، در سال ۲۰۲۴ کشور فرانسه با ۱۰۰ میلیون گردشگر ورودی، در اولین ردیف جدول پر بازدیدترین مقاصد گردشگری جهان ایستاد. کشور اسپانیا هم که در زمینه جذب گردشگر، رقیب فرانسه محسوب می‌شود، در سال ۲۰۲۴ میلادی توانست میزبان ۹۴ میلیون گردشگر خارجی باشد آن هم در حالی که این آمار نسبت به سال ۲۰۲۳ افزایش ۱۰درصدی داشت.

    سازمان جهانی گردشگری در گزارش اخیر خود اعلام کرد که در سال ۲۰۲۴ میلادی، تعداد گردشگران جهان نسبت به سال ۲۰۲۳ با رشد ۱۱درصدی مواجه بوده و به حدود ۱.۴ میلیارد نفر رسیده که از این تعداد، حدود ۷۴۷ میلیون نفر، به قاره اروپا، حدود ۳۱۶ میلیون نفر به آسیا و اقیانوسیه، ۲۱۳ میلیون نفر به امریکا و حدود ۷۴ میلیون نفر به قاره آفریقا رفته‌اند و مجموع درآمد بین‌المللی گردشگری در این سال میلادی با رشد ۳ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۳ به ۱.۶ تریلیون دلار رسیده است.

    گزارش اخیر سازمان جهانی گردشگری همچنین حکایت از آن داشت که علاوه بر قاره‌ها، درآمد گردشگری برخی کشورها از جمله کویت، السالوادور، عربستان سعودی، آلبانی و صربستان هم نسبت به سال ۲۰۲۳ رشد قابل توجهی با دامنه ۹۸ الی ۲۳۲ درصدی داشته است.

    در این گزارش هم مثل سال‌های قبل نام ایران نه در فهرست ۱۰ کشور اول و نه در فهرست ۱۰۰ کشور اول مقصد گردشگری نبود و این‌طور که وزیر میراث فرهنگی به تازگی اعلام کرد، مجموع گردشگران ورودی به ایران در سال قبل کمی بیش از ۶ میلیون نفر بوده که البته به دلیل محرومیت صنعت گردشگری کشور از حساب اقماری، هنوز معلوم نیست چه تعداد از این جمعیت ورودی، گردشگر واقعی هستند.

     ولی حتی با فرض اینکه این ۶ میلیون نفر، گردشگر واقعی هم باشند، فاصله بسیار فاحش تعداد گردشگر ورودی به کشوری مثل فرانسه یا اسپانیا با کشور خودمان، چطور و تا چند نسل بعد، کاهشی حتی در حد جزیی خواهد یافت؟ فعالان صنعت گردشگری در نقدهایی که طی دو سال اخیر مطرح کرده‌اند، می‌گویند که دولت‌ها، نه تنها برای تغییر تصویر ایران فرهنگی تلاشی ندارند، با استناد به اعداد اشتباه یا غیر واقعی، قصد دارند واقعیت به صفر رسیدن ورود گردشگر خارجی به کشور را هم جور دیگری به مردم کشورمان نشان بدهند.

    چند روز قبل، اکبر غمخوار که یکی از اعضای جامعه تورگردانان است، گفت: «جهانگرد به چه کسی گفته می‌شود؟ در ایران به تعریف واقعی گردشگر توجه نشده و نمی‌شود و کسانی که از مرز شلمچه، بصره و جنوب عراق وارد ایران می‌شوند و برای خرید به آبادان می‌روند و عصر هم به کشورشان باز می‌گردند یا فردی که از مرز آستارا وارد ایران می‌شود و در بازارچه مرزی ما خرید می‌کند و به کشورش برمی‌گردد یا اتباع نخجوان که برای سفر به باکو و بازگشت مجدد به نخجوان از مسیر ایران می‌گذرند، یا ۵ میلیون نفری که حاضرند از افغانستان به ایران بیایند تا در اینجا کار کنند و رسوب شوند هم در فهرست گردشگران ورودی و در آمار گردشگری کشور گنجانده می‌شود و به دلیل همین محاسبه اشتباه، وزارت میراث فرهنگی، آمارهای متورم نشان می‌دهد در حالی که این تلقی از ورود گردشگر به کشور کاملا غلط است و گردشگر حداقل باید یک شب در ایران اقامت داشته باشد.

    دولت می‌گوید ۶ میلیون گردشگر وارد ایران شده و اگر اینها یک شب اقامت در کشور داشتند باید ۶ میلیون شب اقامت هم ثبت شده باشد که عدد بسیار بزرگی است و باید تمام هتل‌های ایران پر می‌شد و تمام مراکز فروش صنایع‌دستی و سایت‌های گردشگری مملو از گردشگران ورودی می‌بودند اما وقتی از هتل‌ها آمار بگیرید، آن‌ها می‌گویند درصد اشغال هتل‌های‌شان در پایین‌ترین سطح است. در سایت‌های گردشگری هم گردشگران خارجی دیده نمی‌شوند. واقعیت این است که گردشگر واقعی وجود ندارد و آمارها بیشتر شامل ورود و خروج مرزی است.

    همین حالا به اصفهان و شیراز و یزد بروید و ببینید اصلا اثری از گردشگر خارجی وجود دارد؟ بسیاری از کشورها سفر اتباع خود به ایران را ممنوع کرده و به گردشگران خود گفته‌اند به ایران سفر نکنید و اگر گردشگران‌شان با توجه به هشدار سفر صادر شده به ایران سفر کنند در صورت رخ دادن هر اتفاقی برای آن‌ها بیمه‌ها پوشش نمی‌دهند.

    حتی چین که معاهده همکاری ۲۵ساله با ایران دارد، به گردشگران خود اعلام کرده به ایران نروید و آژانس‌های مسافرتی چین از فرستادن گردشگر به ایران خودداری می‌کنند. وضعیت گردشگری داخلی هم بد است. گردشگری داخلی به اقتصاد خانوار مرتبط است. مردم درآمد خود را اول برای اجاره خانه، موادغذایی و معیشت هزینه می‌کنند و اگر چیزی در سبد خانوار باقی ماند برای سفر هزینه می‌شود.

    الان چون توان اقتصادی خانوارها به مسائل اصلی نظیر مسکن، آموزش، دارو و حتی غذا نمی‌رسد، پس سفر خود به خود از سبد خانوار حذف شده است. یک سفر کیش از سفر دوبی و ترکیه گران‌تر تمام می‌شود. دولت باید امکانات و تسهیلات در اختیار مردم، بازنشسته‌ها، کارمندان و کارگرها قرار بدهد تا آن‌ها بتوانند لااقل یک سفر ارزان را تجربه کنند. در این رابطه هم تاکنون هیچ اقدام موثری توسط دولت انجام نشده است.»

    روزهای پایانی دی امسال هم جمشید حمزه زاده؛ رییس جامعه هتلداران ایران از کاهش سفرهای داخلی مردم به دلیل گرانی و تورم خبر داد و به ایسنا گفت: «بیشتر شهرها کم‌مسافر و خلوت هستند که البته دلایل مختلفی دارد؛ گردشگری ورودی دچار مساله است و گردشگران اروپا و امریکا تقریبا نمی‌آیند و مسافران چینی و روسی هم خیلی کم شده‌اند.

    گرانی و تورم اجازه نمی‌دهد مردم خودمان هم خیلی سفر بروند. تا چند سال پیش، هر خانوار در طول سال حداقل یک سفر می‌رفت اما الان برای خیلی از خانواده‌ها با این وضعیت هزینه‌های حمل و نقل و اقامت، سفر نمی‌صرفد. کاهش مسافر، باعث شده بسیاری از هتل‌ها و اقامتگاه‌ها خلوت و خالی باشند. طبقه متوسط و کم‌درآمد جامعه به نسبت گذشته، کمتر شرایط و امکان سفر و اقامت در اقامتگاه‌های ۴ و ۵ ستاره را دارد و نگرانی‌هایی برای حذف سفر از سبد این قشر وجود دارد.»

    آنچه مورد انتقاد فعالان صنعت گردشگری است، تناقض واقعیت گزارش‌های جهانی با اعداد مورد استناد وزیر میراث فرهنگی است. وزیر میراث فرهنگی در حالی از ورود بیش از ۶ میلیون گردشگر در سال ۱۴۰۲ خبر داده که سازمان جهانی گردشگری، در گزارش اخیر خود با اعلام آمار ۶ ماهه توریست‌های خارجی ورودی به خاک ایران در سال ۲۰۲۴ گفت که این عدد هنوز نسبت به تعداد گردشگران ورودی پیش از ژانویه ۲۰۱۹ (بهمن ۱۳۹۸ و آغاز همه‌گیری کرونا) کاهش ۳۷ درصدی دارد.

    طبق آمار این نهاد بین‌المللی، در فاصله دی ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۳ در مجموع حدود ۳ میلیون و ۱۳۰ هزار مسافر خارجی وارد خاک ایران شده‌اند که بیشترین تعداد گردشگر خارجی ورودی به کشور در این بازه ۶ ماهه، مربوط به ماه ژوئن (اردیبهشت – خرداد ۱۴۰۳) و با تعداد حدود ۷۹۱ هزار نفر بوده و در گزارش دیگری هم اشاره دارد که در ۷ ماه نخست سال ۲۰۲۳ تعداد مسافران خارجی ورودی به کشور حدود ۲ میلیون و ۹۳۳ هزار نفر بوده است.

    بیکاری ۵۰ درصد راهنمایان گردشگری، نشانه بارزی از صفر شدن توریست ورودی به ایران

    محسن حاجی سعید؛ رییس جامعه راهنمایان گردشگری ایران رکود واضح در صنعت گردشگری کشور به دلیل ایران هراسی و کاهش شدید گردشگر ورودی را به عنوان هشداری برای اقتصاد ایران می‌داند و بیکاری نیمی از راهنمایان گردشگری طی سال‌های اخیر را مصداق آشکار این رکود مورد تاکید قرار می‌دهد و می‌گوید: «متاسفانه نه حاکمیت و نه دولت به واقعیت ایران‌هراسی واقف نیست و انگار تاثیر مخرب این پدیده در اذهان مردم دنیا را نمی‌داند و به ضرورت رفع این معضل نمی‌اندیشد در حالی که مهم‌ترین معضل امروز صنعت گردشگری کشور، پدیده ایران‌هراسی است ولی چه برنامه‌ای برای رفع این پدیده داریم و وزیر میراث فرهنگی با چه بودجه و چه ابزاری می‌خواهد با این پدیده مبارزه کند؟ البته امروز، صنعت گردشگری ایران از مرحله ایران هراسی عبور کرده و با ایران‌گریزی مواجه شده‌ایم به این معنا که گردشگران خارجی، نه فقط دچار نگرانی بابت سفر به ایران هستند بلکه از سفر به ایران حتی بابت کار و تجارت هم منصرف شده‌اند.

    امروز در سایت‌های وزارت خارجه کشورهای مهم دنیا که گردشگران واقعی و پولساز برای مقاصد گردشگری دارند، هشدار سفر به ایران منتشر شده ولی دستگاه دیپلماسی ما برای پاک کردن این هشدار از سایت وزارت خارجه کشورها چه اقدامی انجام داده و چرا درباره اقداماتش توضیحی نمی‌دهد که بدانیم مثلا با این یا آن کشور اروپایی مکاتبه‌ای برای لغو هشدار سفر به ایران انجام داده است؟

    به نظر می‌رسد که وزارت خارجه ما، یا متوجه اهمیت این معضل نیست و اولویتی برای اصلاح ان قائل نشده یا اینکه بر مذاکرات سیاسی و جلسات با مقامات عالی کشور تمرکز کرده در حالی که حوزه فرهنگی هم مهم است و در حال حاضر رفع ایران‌هراسی و اقدامات منجر به ایران‌هراسی، مهم‌ترین مقوله فرهنگی ماست. گردشگری، بخشی از درآمد کشور است. آیا هدف از برجام، فقط فروش نفت است یا اینکه باید به جای فروش نفت بر فروش خدمات تمرکز کنیم؟ متاسفانه به نظر می‌رسد که دولت به حرف فعالان گردشگری توجهی ندارد.

    حرف ما این است که به جای تلاش برای جذب گردشگر، برای اصلاح تصویر جهانی ایران اقدام شود. امروز فعالان گردشگری نگرانند که یک گردشگر خارجی به محض عکاسی یا فیلمبرداری در ایران که در تمام کشورها البته یک رفتار معمول و طبیعی است، دستگیر شده و این دستگیری، روابط دو کشور را حداقل به مدت ۶ ماه تحت الشعاع قرار بدهد و این گردشگر، در بازگشت به کشورش به بقیه هموطنانش توصیه کند که به ایران سفر نکنند. آیا قرار نیست که دولت ما بین گردشگر کنجکاو و جاسوس تفاوتی قائل شود؟

    اینها درد امروز صنعت گردشگری کشور است. امروز، نه فقط در دنیای غرب و اروپا، بلکه حتی در کشورهایی همچون ژاپن و کره جنوبی و چین و هند که به دلیل اقتصاد قدرتمندشان، بازار هدف گردشگری ایران هستند با هشدار منع سفر به ایران مواجهیم در حالی که اگر حتی ۵۰۰ هزار گردشگر فرهنگی در ایران داشته باشیم، مجموع اکوسیستم گردشگری کشورمان فعال خواهد بود ولی هنوز حتی عدد دقیق گردشگر فرهنگی‌مان را نمی‌دانیم و تمام صحبت‌ها فقط بر اساس حدس و گمان است به این معنا که حدس می‌زنیم هر گردشگر فرهنگی در هنگام خروج از کشور ۵۰ دلار صنایع دستی می‌خرد در حالی که ممکن است این عدد، ۱۵۰ دلار باشد.

    آمار بازدید از سایت‌های تاریخی ما نشان می‌دهد که اعدادی که دولت‌ها از تعداد گردشگر ورودی می‌گویند، غیرواقعی است. یکی از پربازدیدترین سایت‌های تاریخی ما در استان یزد که تا پیش از سال ۱۳۹۸ بیش از ۳۰ هزار یا ۴۰ هزار بازدیدکننده داشت، در ۹ ماهه ابتدای امسال فقط ۱۸۰۰ بازدیدکننده خارجی داشته و این عدد، معادل فاجعه است.

    بر اساس آماری که از همکاران‌مان گرفتیم، بعد از اعتراضات بنزین در آبان ۱۳۹۸ و شلیک به هواپیمای اوکراین در دی ۱۳۹۸ و اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ و دستگیری ۲۵ تبعه اروپایی در مهر و آبان ۱۴۰۱، از مجموع ۷ هزار راهنمای فعال حوزه گردشگری، بیش از ۵۰ درصد همکاران‌مان از این صنف خارج شده‌اند یا به شکل پاره‌وقت فعال هستند چون بعد از این اتفاقات تعداد تورهای ورودی و به خصوص، تورهای فرانسوی و آلمانی و ایتالیایی و اسپانیایی‌زبان به حدی کاهش یافته و نزدیک به صفر شده که این همکاران دیگر درآمدی از این شغل ندارند.

    ما این هشدار جدی را به دولت می‌دهیم که اگر تعداد گردشگر ورودی، در ارزآوری کشور محاسبه نشود و تکیه اقتصادی دولت به فروش نفت آن هم با تخفیف ۳۰ درصدی باشد، معنایی جز غفلت دولت از درآمدزایی خدمات و اهمیت دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی گردشگری ندارد. ما مثل فرانسه و امریکا و هند، صنعت مد و هالیوود و بالیوود نداریم. به کدام ابزار قدرت نرم به جز صنعت گردشگری باید تکیه کنیم؟»

  • سايه مرگ بر سر صنعت گردشگري ایران / 16 قاره به اتباع خود توصیه كرده‌اند که به ایران سفر نکنند!

    سايه مرگ بر سر صنعت گردشگري ایران / 16 قاره به اتباع خود توصیه كرده‌اند که به ایران سفر نکنند!

    به گزارش اقتصادران، از ابتداي امسال، 16 كشور از قاره اروپا، امريكا، آسيا و اقیانوسیه به اتباع خود توصيه كرده‌اند كه به ايران سفر نكنند يا اگر در ايران هستند به سرعت خاك ايران را ترك كنند. بررسي‌هاي «اعتماد» نشان مي‌دهد كه طي 9 ماه اخير، دولت كشورهاي فرانسه، هلند، اسپانيا، پرتغال، كانادا، انگليس، امريكا، نيوزيلند، ايرلند، هند، دانمارك، سنگاپور، آلمان، سوييس، هنگ‌كنگ و ژاپن يا در وب‌سايت وزارت خارجه‌شان يا در اعلام رسانه‌اي به اتباع خود درباره سفر يا تداوم اقامت در ايران هشدار داده‌اند.

    در وب‌سايت وزارت خارجه 7 كشور هلند، كانادا، انگليس، امريكا، نيوزيلند، ايرلند و هنگ‌كنگ، هشدار سفر به ايران با رنگ قرمز يا در سطح 4 كه بالاترين سطح هشدار سفر خارجي است، مشخص شده است. در وب‌سايت اغلب كشورها از اين فهرست 16گانه، هشدار سفر به ايران به تنش‌هاي منطقه‌اي گره خورده است. برخي كشورهاي اين فهرست 16گانه، در هشدار خودداري از سفر به ايران، به توضيح كوتاهي بسنده كرده‌اند ولي هشدارهاي برخي ديگر از كشورها، مفصل‌تر است. برخي كشورها از اين فهرست 16گانه با اشاره به اينكه ايران، تابعيت مضاعف را به رسميت نمي‌شناسد، نسبت به خطر بازداشت اتباع دوتابعيتي هشدار داده‌اند، برخي ديگر، اتباع خود را از شركت در تجمعات اعتراضي در ايران پرهيز داده و نسبت به خطر دستگيري در اين تجمعات هشدار داده‌اند. برخي ديگر از كشورها، به اتباع خود هشدار داده‌اند كه از هرگونه فيلمبرداري و عكاسي از اماكن عمومي خارج از سايت‌هاي تاريخي خودداري كنند.

    تاكيد برخي كشورها به اتباع‌شان اين است كه از هرگونه ارتباط با فعالان سياسي و مدني در ايران خودداري كرده و در هيچ بحث و اعتراض مدني يا سياسي، حتي به صورت ناظر بي‌طرف و به عنوان شنونده و بيننده هم حضور و مشاركت نداشته باشند. برخي كشورها، با معرفي برخي اعمال مجرمانه و مشمول مجازات كيفري و شرعي در ايران ازجمله، همجنس‌گرايي، تبليغ ساير اديان، توهين به مقدسات، واردات و مصرف گوشت خوك، الكل و موادمخدر، به اتباع خود هشدار داده‌اند كه از ارتكاب به اين جرم‌ها خودداري كنند.

    برخي كشورها حتي درباره بيماري‌هاي بومي در مناطق مختلف ايران، لرزه‌خيزي نقاط مختلف ايران، چگونگي دريافت خدمات درماني در صورت بيماري يا حادثه، ضرورت رعايت مناسبات مذهبي و شرعي در ايران هم توضيحات مفصلي منتشر كرده‌اند. اطلاعات منتشر شده در وب‌سايت تمام كشورها از اين فهرست 16گانه، در روزهاي اخير به‌روزرساني شده يا اينكه دولت‌ها تاكيد دارند كه اين توضيحات و هشدارها تا پايان سال جاري ميلادي هم قابل استناد است.

    اكتبر 2024 در وب‌سايت كشور هلند در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «وضعيت امنيتي در ايران تا حدي به دليل درگيري با اسراييل بدتر شده است. با توجه به تحولات كنوني در منطقه، وضعيت غيرقابل پيش‌بيني است. كد رنگ مشاوره سفر ايران قرمز است. در هر شرايطي كه هستيد، به آنجا سفر نكنيد. خيلي خطرناك است و در صورت بروز مشكل، سفارت هلند نمي‌تواند به شما كمك كند. آيا در حال حاضر در ايران هستيد؟ اگر مي‌توانيد اين كشور را ترك كنيد.»

    اكتبر 2024 در وب‌سايت كشور هند در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «ما از نزديك تشديد اوضاع امنيتي در منطقه را زيرنظر داريم. به اتباع هند توصيه مي‌شود از سفرهاي غيرضروري به ايران خودداري كنند. از كساني كه در حال حاضر در ايران اقامت دارند، تقاضا مي‌شود هوشيار بوده و با سفارت هند در تهران در تماس باشند.»

    نوامبر 2024 در وب‌سايت كشور نيوزيلند در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «به دليل احتمال وقوع ناآرامي‌هاي مدني خشونت‌آميز، خطر دستگيري يا بازداشت و وضعيت نابسامان امنيتي در منطقه، به ايران سفر نكنيد.تنش‌هاي منطقه‌اي در خاورميانه بالاست و مي‌تواند به سرعت تشديد شود و وضعيت امنيتي ممكن است بدون اطلاع قبلي بدتر شود. در يك حمله يا درگيري‌هاي مسلحانه، توصيه‌هاي مقامات محلي را دنبال كنيد.

    درگيري‌هاي جاري در لبنان و سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين مي‌تواند به افزايش تنش‌ها در ساير مناطق خاورميانه منجر شود. افزايش تنش همچنين ممكن است به بسته شدن فضاي هوايي، لغو پروازها و تغيير مسيرها و ساير اختلالات سفر منجر شود. تحولات و تنش‌هاي سياسي در داخل ايران و منطقه و همچنين رويدادهاي بين‌المللي و تحريم‌ها عليه ايران، تظاهرات‌ و ناآرامي‌هاي داخلي را در پي خواهد داشت. در تمام موارد دستگيري يا بازداشت در ايران، توانايي دولت نيوزيلند براي ارائه كمك كنسولي به نيوزيلندي‌ها بسيار محدود است. اگر در ايران بازداشت شده باشيد، نمي‌توانيم دسترسي كنسولي يا دسترسي به نمايندگي قانوني را تضمين كنيم.»

    اكتبر 2024 در وب‌سايت كشور فرانسه در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «با توجه به افزايش خطر تشديد تنش نظامي در منطقه و با توجه به خطر بسته شدن غيرمنتظره حريم هوايي و فرودگاه‌هاي ايران، توصيه مي‌شود آن دسته از ساكنان فرانسوي مقيم ايران كه فرصت انجام اين كار را دارند، به‌طور موقت كشور را ترك كنند.به اتباع فرانسوي اكيدا توصيه مي‌شود كه به ايران سفر نكنند يا در صورت ضرورت، مدت سفر خود را محدود كنند، از هرگونه تجمع خودداري كنند و هر چه سريع‌تر خاك ايران را ترك كنند، از اتباع فرانسوي كه به‌‌رغم اين توصيه‌ها در ايران مي‌مانند، درخواست مي‌شود در سفرهاي خود در اين كشور بسيار محتاط و هوشيار بوده و با احتياط از هرگونه تجمع احتمالي خودداري كنند و خود را در جريان رويدادهاي جاري و پيام‌ها يا دستورالعمل‌هاي احتمالي سفارت فرانسه قرار بدهند. از اتباع فرانسوي كه از ايران عبور مي‌كنند، دعوت مي‌شود در اسرع وقت كشور را ترك كنند.

    در صورت دستگيري يا بازداشت، احترام به حقوق اساسي و امنيت افراد تضمين نمي‌شود. با افزايش تنش‌ها در خاورميانه، ظرفيت سفارت فرانسه در تهران براي تضمين حفاظت كنسولي از اتباع دستگير شده يا بازداشت شده در ايران بسيار محدود است. ملاقات‌هاي كنسولي در مورد يك تبعه فرانسوي- ايراني مجاز نيست، زيرا ايران تابعيت دوگانه را به رسميت نمي‌شناسد و حضور كنسولي در جلسات دادرسي در طول محاكمه احتمالي تضمين نمي‌شود. ايران، هدف اقدامات تروريستي از سوي سازمان‌هايي است كه توانايي عمل و عزم خود را براي ادامه حملات خود ثابت كرده‌اند. تروريسم مي‌تواند بي‌رويه باشد و مكان‌هاي تجمع، از جمله مكان‌هايي را كه خارجي‌ها در آن تردد مي‌كنند، هدف قرار بدهد. احتمال حملات تروريستي بيشتر در آنجا زياد است.»

    دسامبر 2024 در وب‌سايت كشور آلمان در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «ما نسبت به سفر به ايران هشدار مي‌دهيم.از شهروندان آلماني خواسته مي‌شود ايران را ترك كنند.وضعيت در سراسر منطقه همچنان متلاطم و بسيار متشنج است. به گفته وزارت اطلاعات، ايران در وضعيت جنگي قرار دارد.بسته شدن طولاني‌تر حريم هوايي، فرودگاه‌ها و مرزهاي زميني ايران و همچنين لغو بيشتر پروازها را نمي‌توان منتفي دانست.

    تحريم‌هاي اتحاديه اروپا عليه خطوط هوايي ايران اير، ماهان اير و ساها از 14 اكتبر 2024 اجرايي شده و پروازها به اتحاديه اروپا، بلافاصله پس از انتشار اين تصميم متوقف شد. حتما دستورات نيروهاي امنيتي محلي را دنبال كرده و رسانه‌ها را از نزديك رصد كنيد.كمك از سوي سفارت آلمان در تهران به افراد دوتابعيتي ايراني – آلماني غيرممكن است. اگر در گذشته انتقاداتي نسبت به كشور و نظام سياسي آن داشته‌ايد، به ايران سفر نكنيد.نمايندگي مسوول آلمان در خارج از كشور فقط مي‌تواند به ميزان بسيار محدودي پشتيباني كنسولي ارائه بدهد و نمي‌تواند از شما در برابر تعقيب كيفري محافظت كند. از ويزاي خود فقط براي اهداف ذكر شده در آن استفاده كنيد. سوءاستفاده از ويزا مي‌تواند عواقب جدي از جمله دستگيري و محكوميت يا اخراج داشته باشد.با احتياط و فقط با مجوز عكس و فيلم بگيريد.

    تحت هيچ شرايطي از هواپيماهاي بدون سرنشين استفاده نكنيد، از اظهارنظر در مورد شرايط و رويدادهاي سياسي ايران خودداري كنيد.دستورالعمل‌هاي نيروهاي امنيتي محلي را دنبال كنيد. در بسياري از ساختمان‌هاي عمومي، عكاسي و فيلمبرداري كاملا ممنوع است، همين امر در مورد عكاسي در مناطق خاص صدق مي‌كند. عكاسي و فيلمبرداري حتي از مكان‌هاي به ظاهر بي‌خطر مي‌تواند منجر به دستگيري و پيگرد قانوني شود. تحت هيچ شرايطي نبايد از موسسات يا ساختمان‌هاي دولتي يا وسايل نقليه دولتي، تاسيسات نظامي يا مانورهاي نظامي، نيروگاه‌هاي هسته‌اي، پالايشگاه‌ها، تاسيسات توليد نفت/گاز، سكوهاي حفاري، تجمع مردم يا تظاهرات، مقامات رسمي (مانند پليس يا ارتش) ساختمان سفارت، زيرساخت‌هاي حياتي (تامين) مانند برق يا آب، افراد بدون رضايت صريح آنها، فرودگاه‌ها، ايستگاه‌هاي قطار و ساختمان‌هاي مشابه عكس و فيلم بگيريد. قوانين و ارزش‌هاي اخلاقي ايران، به‌‌ويژه مقررات پوشش اسلامي بايد كاملا رعايت شود.»

    نوامبر 2024 در وب‌سايت كشور كانادا در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «از هر گونه سفر به ايران به دليل شرايط امنيتي ناپايدار، تهديد منطقه‌اي تروريسم خودداري كنيد. اگر مي‌توانيد از مسيرهاي تجاري از ايران خارج شويد. توانايي ما براي ارائه خدمات كنسولي در ايران بسيار محدود است.تشديد تنش‌ها در منطقه مي‌تواند خطرات امنيتي ايجاد كند و اين شرايط ممكن است به اختلال در سفر، ازجمله لغو پرواز و بسته شدن فضاي هوايي منجر شود.»

    اكتبر 2024 در وب‌سايت كشور انگليس در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «از هر گونه سفر به ايران خودداري كنيد.اگر برخلاف توصيه‌هاي بخش امور خارجه سفر كنيد، ممكن است بيمه مسافرتي شما باطل شود.در منطقه خاورميانه تنش وجود دارد. اين وضعيت مي‌تواند به سرعت تشديد شود و خطراتي ايجاد كند. ممكن است پروازها لغو شوند.حمايت دولت بريتانيا در ايران بسيار محدود است. فرض كنيد هيچ كمك كنسولي حضوري در شرايط اضطراري امكان‌پذير نخواهد بود و اگر در ايران به مشكل برخورديد، دولت بريتانيا نمي‌تواند به شما كمك كند.»

    آگوست 2024 در وب‌سايت كشور ايالات متحده امريكا در مشاوره سفر به ايران نوشته شده: «شهروندان امريكايي به هيچ عنوان نبايد به ايران سفر كنند.دولت امريكا با جمهوري اسلامي ايران روابط ديپلماتيك و كنسولي ندارد. دولت ايالات متحده قادر به ارائه خدمات كنسولي معمول يا اضطراري به شهروندان امريكايي در ايران نيست.»

    آوريل 2024 كشور پرتغال در مشاوره سفر به ايران به اتباع خود توصيه كرد: «با توجه به شرايط داخلي ايران هرگونه سفر به اين كشور ممنوع است و به اتباع مقيم ايران به دلايل امنيتي توصيه مي‌شود كه اين كشور را ترك كنند.»

    آوريل 2024 دولت ژاپن به اتباع خود درباره سفر به ايران توصيه كرد: «از تمام سفرها به ايران اجتناب شود و تا زماني كه پروازهاي تجاري برقرار است اتباع مقيم ايران خاك اين كشور را ترك كنند.»

    كشور سوييس، اول نوامبر 2024 سفر به ايران را ممنوع اعلام كرد و آوريل 2024، دولت دانمارك از اتباع خود خواست كه از سفر به ايران خودداري كرده يا هر چه سريع‌تر خاك ايران را ترك كنند.

    سايه مرگ بر سر صنعت گردشگري

    فعالان صنعت گردشگري به «اعتماد» مي‌گويند كه كاهش ورود گردشگر خارجي به ايران، از نيمه دوم سال 1398 و به دنبال بازتاب جهاني اعتراضات به گراني قيمت بنزين در آبان 1398 و سپس، شليك به پرواز شماره 752 هواپيماي اوكراينی در آسمان ايران و جان باختن 176 سرنشين اين پرواز در 18 دي همان سال آغاز شد و با شيوع كرونا از اسفند 1398 شتاب گرفت اما با اعتراضات به دنبال جان باختن مهسا اميني (دختر 21 ساله سقزي كه مهمان تهران بود و 25 شهريور 1401 بعد از دستگيري توسط گشت ارشاد و انتقال به بازداشتگاه وزرا، دچار مرگ مغزي شد) اين ركود سير صعودي گرفت.

    تعطيلي نيمي از 5 هزار آژانس مسافرتي در كشور، تبعات صفر شدن ورود گردشگر خارجي و ركود شديد صنعت گردشگري طي 5 سال اخير است. عزت‌الله ضرغامي، وزير ميراث فرهنگي دولت سيزدهم كه در حاشيه انتقاداتش از سياست‌هاي غيركارشناسانه و ضد حق مردم، كاربرد چندباره واژه «ايران‌هراسي» توسط همكارانش را با سكوتي معنادار تاييد مي‌كرد، بارها به كابينه سيزدهم هشدار داد كه فيلترينگ، دستگيري گردشگر خارجي به بهانه جاسوسي و انتقال اطلاعات كشور به اجانب و بيگانگان، بازداشت شهروندان به دليل بي‌حجابي يا بدپوششي، پلمب و تعطيلي سليقه‌اي هتل‌ها و خانه‌هاي بومگردي، نتيجه‌اي جز شكست صنعت گردشگري ندارد آن هم در حالي كه به دليل تحريم‌هاي گسترده، حتي از درآمد واقعي نفت فروشي هم بي‌بهره مانده‌ايم . دولت سيزدهم البته وقعي به اين تك‌صدايي نمي‌گذاشت.

    حالا تبعات شكست 5 ساله صنعت گردشگري به دولت چهاردهم رسيده اما فعالان اين صنعت مي‌گويند كه اين دولت هم تكاپويي براي بازگرداندن رونق به اين صنعت در حال مرگ ندارد . طي هفته‌هاي اخير، وزير ميراث فرهنگي در اشاره به تاثيرات گسترده «ايران هراسي» گفت كه حتي نهادهاي بين‌المللي هم ارتباط‌شان را با ايران قطع كرده‌اند و با ذكر اين نگراني، به نوعي در جبهه حمايت از فعالان حوزه گردشگري ايستاد ولي راهنمايان‌تور و صاحبان آژانس‌هاي مسافرتي به «اعتماد» مي‌گويند كه اتفاقا، تنها فردي كه مي‌تواند براي زنده كردن صنعت گردشگري، كاري انجام بدهد، وزير امورخارجه است و بس كه البته در اين 4 ماه و اندي كه از فعاليت دولت چهاردهم مي‌گذرد هم، هيچ تلاشي از سمت وزارت امورخارجه براي رفع «ايران هراسي» صورت نگرفته يا تلاشي هم اگر بوده، در حدي بي‌رمق است كه نه تنها به پادزهر «ايران هراسي» تبديل نشده بلكه دامنه هراس از ايران را به «گريز» از ايران توسعه داده است.

    اميرحسين حبيب‌زاده؛ راهنماي تور و استاد دانشگاه به «اعتماد» مي‌گويد كه پيش از سال 1398، تورهاي متعدد با حجم انبوهي از گردشگران اروپايي را براي ايام نوروز و سايرمناسبت‌هاي ملي و بازديد از بناهاي تاريخي ايران مديريت مي‌كرد ولي امسال براي شب يلدا، فقط يك تور و آن هم با دو گردشگر ايراني عازم كوير لوت داشت و بس: « پاييز 1395 ميزباني يك گروه 28 نفره از گردشگران هلندي را در شيراز برعهده داشتم و حضور اين گردشگران، با شب يلدا مصادف شد .

    در آن ايام، خانه‌هاي متعددي در تهران و اصفهان و شيراز و رشت پذيراي گردشگران خارجي بودند و با شام ايراني از ايشان پذيرايي مي‌كردند . شب يلداي سال 1395 هم اين گردشگران هلندي را به يكي از اين خانه‌ها برديم كه با موسيقي سنتي و حافظ‌خواني و كلم پلوي شيرازي و خرمالو و انار و هندوانه پاي يك كرسي ايراني از ايشان پذيرايي شد و توريست‌هاي هلندي، در جشن يلداي ما شركت كردند و البته مشاهده و حضور در اين مراسم، براي اين گردشگران اروپايي بسيار جذاب بود . تا سال 1398، پذيرايي از گردشگران اروپايي و برنامه‌ريزي براي تور چهارشنبه‌سوري و نوروز و شب يلدا، يك رويه معمول براي راهنمايان تور و آژانس‌هاي مسافرتي بود ولي از نيمه دوم 1398، ورود گردشگر خارجي به ايران، تقريبا به صفر رسيده .

    آخرين مهمانان خارجي من، دو تاجر از كشور عمان بودند كه چند روز قبل به ايران آمدند و البته قصد سفرشان، تجاري و بازرگاني بود و گردشگر محسوب نمي‌شدند در حالي كه در فاصله سال 1388 تا 1398 وقتي پرواز از مقصد تركيه در فرودگاه امام بر زمين مي‌نشست، از مجموع 300 مسافر يك پرواز، حداقل 80 نفرشان توريست بودند . فصل پرمسافر ايران، اواخر شهريور تا اوايل آذر و اواخر اسفند تا اواسط خرداد است ولي تا پيش از سال 1398، حتي خارج از فصل رونق گردشگري هم تورهاي متعدد از مسافران خارجي داشتيم چنان‌كه هر راهنماي تور در هر ماه حداقل سه گروه گردشگر خارجي را مديريت مي‌كرد ولي امسال، تنها مسافران من براي شب يلدا و آن هم بعد از سه ماه بيكاري، دو هموطن ايراني بودند كه مي‌خواستند يلدا را زير آسمان لوت سپري كنند.»

    صاحب يك آژانس گردشگري برگزار‌كننده تور شب يلدا مي‌گويد كه طي 5 سال اخير، نه تنها تعداد گردشگران خارجي كاهش بسيار زيادي داشته، حتي گردشگري داخلي هم شكست خورده چون قيمت تورها با جيب مردم همخواني ندارد: « كاهش مشتري آژانس گردشگري، مساوي با كاهش درآمد است . در 5 سال اخير، تعداد زيادي از همكاران ما به دليل كاهش شديد درآمد، شغل‌شان را تغيير دادند و از صنعت گردشگري به حرفه ديگري رفتند.»

    يكي ديگر از صاحبان آژانس گردشگري درباره آنچه در 5 سال اخير بر سر صنعت گردشگري آمد، با زبان صريح‌تري توضيح مي‌دهد: « گردشگري ايران در اين 5 سال صفر شد. وضعي كه امروز شاهديم، كاهش ورود گردشگر نيست بلكه نابودي صنعت گردشگري است . وضع اين صنعت به حدي اسف‌بار شده كه بنياد مستضعفان، ناچار به فروش هتل‌هايش شده در حالي كه تا 5 سال قبل، تمام تورهاي ورودي به كشور، در هتل‌هاي بنياد مستضعفان مستقر مي‌شدند و رونق و درآمدزايي ورود گردشگر خارجي در حدي بود كه بنياد مستضعفان، يك آژانس گردشگري ويژه براي جذب اين توريست‌ها داشت ولي حالا هتل‌هايش را براي فروش گذاشته چون ديگر راهنماي تور ورودي نداريم و چون گردشگر ورودي نداريم، بنابراين، ورودي هتل‌هاي بزرگ بنياد مستضعفان و از جمله هتل استقلال، كاملا صفر شده است .

    مسافراني كه وارد كشور مي‌شوند و به زيارت حرم امام رضا و بقعه شاهچراغ مي‌روند، گردشگران زيارتي هستند و توريست فرهنگي محسوب نمي‌شوند ولي وزارت ميراث فرهنگي، اين افراد را در فهرست توريست فرهنگي قرار مي‌دهد همان‌طور كه يك راننده ترانزيت ورودي از مرز غرب و خروجي از مرز شرق را هم توريست محسوب مي‌كند . 5 سال است كه اروپا به اتباعش تاكيد مي‌كند به ايران سفر نكنيد و 5 سال است كه گردشگران اروپايي از سفر به ايران خودداري مي‌كنند چون به دنبال اتفاقات 5 سال اخير، از اين هراس دارند كه به محض ورود به ايران، دستگير شوند. البته يك نكته را متذكر مي‌شوم و اينكه حتي پيش از سال 1398 هم گردشگران ورودي ايران، افرادي بودند كه به تمام كشورهاي دنيا سفر كرده بودند و ايران، آخرين مقصدشان بود علاوه بر اينكه تمام گردشگران ورودي به ايران، ميانه سني بالاي 50 سال دارند و به دليل ممنوعيت شرعي وجود مشروبات الكلي و ساير تفريحاتي كه در ايران نيست و همچنين به دليل اجبار حجاب براي خانم‌ها، توريست‌هاي جوان و گروه سني كمتر از 40 سال اصلا به ايران سفر نمي‌كنند. بنابراين، حتي پيش از سال 1398 هم گردشگران فرهنگي ما از كشورهاي اروپايي، گروهي بودند كه با زبان محترمانه به ما مي‌گفتند كه به اجبار به ايران آمده‌اند چون مي‌خواستند پرسپوليس و پاسارگاد را ببينند.

    وضعیت صنعت گردشگري ايران ارتباط مستقيم با فضاي سياسي كشور دارد. صنعت گردشگري ايران در تمام سال‌هاي دهه 1360 و به دليل جنگ 8 ساله و فضاي پس از جنگ تعطيل بود و در دهه 1370 هم از شرايط سياسي آن زمان تاثير گرفت و بنابراين در هيچ يك از سال‌هايي كه گذشت، با رونق گردشگري مواجه نبوده و نيستيم چون گردشگر جوان و درآمدساز و با نشاط اصلا به ايران نمي‌آيد و در عوض به تركيه مي‌رود كه در ساحل شنا كند و به كلوب شبانه برود و مشروب بخورد و در كنار همه اين تفريحات، از آثار تاريخي هم بازديد كند در حالي كه ما در ايران، حتي براي آن گردشگر سالمند هم هيچ تفريحي جز يك رستوران سنتي نداريم و البته اين گردشگر سالمند هم جز خريد سوغاتي، هيچ نفعي براي صنعت گردشگري ما ندارد.

    به همين دليل تاكيد مي‌كنم آنچه درباره وضع امروز صنعت گردشگري ايراني مي‌توانيم بگوييم، كاهش و ركود نيست بلكه نابودي است چون اگر درسال‌هاي پيش از 1398، تعداد گردشگر كم بود، بعد از سال 1398 و به دنبال آنچه جهان از برخورد با هموطنان‌مان شاهد بود، گردشگران از ورود به ايران نگران بودند اما به مرور، اين نگرانی تبديل به انصراف از سفر به ايران شد و بنابراين، در طول 5 سال اخير، رخدادهاي سياسي و البته در كنار آن، گراني و تورم، ضربه اول و اصلي را به ريشه صنعت گردشگري كشور زد و نتيجه اين ضربه چه بود؟ در اين 5 سال از مجموع بيش از 5 هزار آژانس مسافرتي، حدود 3 هزار آژانس تعطيل شده چون مسافري نيست و اگر هم هست، بليت و هتل و ساير ملزومات سفر را از اپليكيشن‌هاي سفر مي‌خرد. وقتي جهان اعلام مي‌كند كه ايران براي حضورگردشگر اروپايي مساعد نیست ، انتظار داريد صنعت گردشگري پررونق باشد؟»

  • رکود تحمیلی به گردشگري ايران / رييس جامعه تورگردانان: جهان باید ما را به عنوان كشوري امن بشناسد، تا کی می خواهیم بر طبل جنگ بکوبیم؟

    رکود تحمیلی به گردشگري ايران / رييس جامعه تورگردانان: جهان باید ما را به عنوان كشوري امن بشناسد، تا کی می خواهیم بر طبل جنگ بکوبیم؟

    به گزارش اقتصادران، فرزانه قبادی نوشت:

    بيش از 5 سال است كه گردشگري ورودي ايران، مبتلا به ركودي تحميلي شده. در پس اين ركود، علاوه بر تمام عوامل خارجي، سياست‌هايي قرار دارد كه باعث حذف ايران از فهرست مقاصد گردشگري دنيا شده است. سياست‌هاي گردشگري ايران، به ‌جاي تسهيل روند ورود گردشگران، بيشتر به يك مانع تبديل شده‌اند و به جاي بهبود شرايط، در تلاش براي بغرنج‌تر كردن آن هستند.

    قوانين پيچيده و بي‌توجهي به نيازهاي بازار جهاني گردشگري موجب شده‌ ايران از يك مقصد جذاب براي گردشگران، به گزينه‌اي دور از دسترس براي گردشگران بين‌المللي تبديل شود. درحالي كه بسياري از كشورهاي همسايه با به‌كارگيري استراتژي‌هاي نوين، گردشگري را به بخشي كليدي در اقتصاد خود تبديل كرده‌اند، ايران همچنان درگير قوانين عجيب و سختگيرانه است. آخرين روزهاي سال 2024 است و جهان آماده مي‌شود تا پس از چند سال، ركود اجباري ناشي از شيوع كوويد را به خاطره‌ها بسپارد و گردشگري ايران كه همچنان با تبعات اتفاقات سال‌هاي اخير دست و پنجه نرم مي‌كند، در حال آماده شدن براي وارد آمدن ضربه مهلك جديدي است كه «لايحه عفاف و حجاب» قرار است بر تن نحيفش وارد كند.

    موضوعي كه واكنش وزير گردشگري را هم به دنبال داشته، «صالحي اميري» اخيرا در اظهاراتي نسبت به بخش‌هايي از اين لايحه كه مربوط به وزارتخانه تحت مديريت اوست، واكنش نشان داده و گفته: «اين قانون نياز به اصلاح دارد، به اين شكل اصلا امكان ندارد كه بتوانيم گردشگر جذب كنيم.»

    اصل احساس امنيت

    «ايران در گذشته ۱.۳ ميليون نفر از حوزه خليج‌فارس گردشگر داشت، اين رقم در حال حاضر به يك‌دهم كاهش پيدا كرده است و دليل آن دو عامل است؛ يكي رفتارهاي ما كه بايد آن را نقد كنيم و دوم مجموعه اتفاقات منطقه‌. ما نتوانستيم ديپلماسي فعال ايجاد كنيم، وقتي عده‌اي بدون درك و فهم لازم از منافع ملي از ديوار سفارت بالا مي‌روند، نبايد انتظار داشته باشيم آمار گردشگر اضافه شود.

    بايد اين درك را داشته باشيم كه گردشگر انبوه به جايي مي‌رود كه در آن احساس امنيت كند و زيرساخت وجود داشته باشد.» صالحي اميري روزي كه براي ارايه گزارش صد روزه وزارتخانه ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به تلويزيون رفته بود، اين جملات را براي تشريح چرايي ركود در حوزه گردشگري ورودي بيان كرده است. «احساس امنيت» نكته كليدي سخنان او است، همان موضوعي كه بسياري از فعالان حوزه گردشگري در سال‌هاي اخير بارها به آن اشاره كرده‌اند، مولفه‌اي كه اين روزها تبديل به مهم‌ترين مانع در مسير گردشگري ورودي ايران شده است. مساله‌اي كه «مصطفي شفيعي شكيب» رييس جامعه تورگردانان هم به آن اشاره مي‌كند. او در گفت‌وگو با «اعتماد» با تاكيد بر اينكه درد اصلي ما اين است كه امروز دنيا ما را به عنوان يك كشور امن نمي‌شناسد، مي‌گويد: «در حال حاضر اكثر قريب به اتفاق كشورهاي اروپايي و كشورهايي كه به نحوي تحت تاثير سياست‌هاي امريكا هستند، به اتباع خود توصيه كرده‌اند كه به ايران سفر نكنند. نقشه ايران در سايت بسياري سفارتخانه‌ها قرمز است.

    وقتي نقشه كشوري قرمز باشد، هيچ شركت بيمه‌اي حاضر نيست تورهايي كه به مقصد اين كشور برگزار مي‌شود را بيمه كند. هيچ تور اپراتوري هم مسووليت توري را كه بيمه ندارد، نمي‌پذيرد. در نتيجه سفري در قالب تور گردشگري به مقصد اين كشور انجام نمي‌شود. ممكن است افرادي به صورت خانوادگي يا انفرادي به ايران سفر كنند، اما اين ميزان نمي‌تواند تاثيري در وضعيت گردشگري ورودي ايران داشته باشد.» به باور شفيعي شكيب راهكار برون‌رفت از اين وضعيت «آشتي با دنياست» او مي‌گويد؛ بارها به وزراي گردشگري پيشنهاد كرده كه در ديدارهايي كه با همتايان خود در كشورهايي مثل روسيه و چين دارند، مساله گردشگري را مطرح كرده و از مقامات كشورها بخواهند كه توصيه منع سفر شهروندان به ايران را لغو كنند: «ما با آژانس‌هاي زيادي در چين و روسيه مراوده داريم كه مي‌گويند تمايل به برگزاري تور به مقصد ايران دارند، اما به آنها تكليف شده كه فعلا سفري به ايران برنامه‌ريزي نكنند. تا زماني كه اين منع برداشته نشود، گشايش حاصل نخواهد شد و اين وضعيت ادامه دارد.»

    رييس جامعه تورگردانان ايران معتقد است گردشگري ايران تنها زماني نجات پيدا مي‌كند كه قهر دنيا با ايران از بين برود و سياست‌گذاران رويكرد ديگري درپيش گيرند: «ما بايد با دنيا آشتي كنيم. تا كي مي‌توانيم بر طبل جنگ بكوبيم؟ تا زماني كه با اين رويكرد ادامه دهيم، دنيا سر ناسازگاري با ما خواهد داشت. گردشگر به جايي سفر مي‌كند كه احساس امنيت كند.» او معتقد است وقتي حتي بازي‌هاي فوتبال هم به دليل نبود احساس امنيت در كشور برگزار نمي‌شود، بايد در برخي سياست‌گذاري‌ها تجديدنظر شود: «مي‌گويند احساس امنيت وجود ندارد. در صورتي كه ما مي‌دانيم اين‌طور نيست، در اين شرايط هرقدر اينفلوئنسر دعوت كنيم و فم تور برگزار كنيم و اين افراد از جاذبه‌هاي ايران محتوا توليد كنند تا زماني كه دولت‌ها توصيه سفر نكردن به ايران را برندارند، فايده‌اي ندارد.»

    چندي پيش «محمدعلي اشرف واقفي» نايب‌رييس سابق جامعه تورگردانان ايران هم در گفت‌وگو با خبرآنلاين با تاكيد بر مهم‌ترين مانع در مسير گردشگري ورودي ايران، به ضرورت وجود احساس امنيت در گردشگران ورودي اشاره كرده و گفته بود: «گردشگري ورودي ايران در شرايط بسيار دشواري قرار دارد و عملا متوقف شده است. يكي از چالش‌هاي اصلي ما، مساله احساس امنيت در ميان گردشگران خارجي است.

    هر چند كشور ما امن است، اما احساس امنيت براي گردشگران خارجي وجود ندارد و به‌ طور كلي حوادث و اتفاقات منطقه كه غيرمنتظره است، منجر به تبليغات منفي شده و اخبار گوناگون خاورميانه به شكلي مستقيم و غيرمستقيم بر ايران تاثير گذاشته است. حتي وقايع سوريه، يمن يا لبنان تاثيري به مراتب بيشتر از كشورهاي همسايه اين مناطق، مانند اردن، بر گردشگري ايران مي‌گذارد. اين موضوع ناشي از ارتباط مستقيم ايران با مسائل منطقه‌اي است كه اخبار حوادث، ذهنيت عمومي جهان را تحت تاثير قرار مي‌دهد.»

    روايت آمارها

    سازمان گردشگري ملل متحد UNTOURISM گردشگر را در تعريفي جامع كسي مي‌داند كه «به مكاني غير از مكان عادي زندگي خود مسافرت و حداقل يك شب و حداكثر يك سال در آنجا اقامت مي‌كند و هدف او گذراندن اوقات فراغت باشد.» در نتيجه اهدافي نظير اشتغال و كسب درآمد، شامل اين تعريف نمي‌شود. آمارهاي رسمي گردشگري در دنيا با نگاه به اين تعريف محاسبه و اعلام مي‌شوند. اما آمارهاي رسمي در ايران -فارغ از مساله روشن نبودن وضعيت حساب‌هاي اقماري- چندان توجهي به اين تعريف ندارند و تمام كساني كه در مبادي ورودي كشور، مهر ورود به ايران را در گذرنامه‌ خود دريافت مي‌كنند، در شمول گردشگر محاسبه مي‌كنند.

    كساني كه در حوزه گردشگري ورودي فعاليت دارند، نظر متفاوتي در مورد اين آمارها دارند، ازجمله «حرمت‌الله رفيعي» رييس انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرتي كه در واكنش به آخرين آمار رسمي اعلام شده درخصوص گردشگري ورودي گفته است: «آمار دولتي ورود گردشگر به ايران ۶ ميليون گردشگر است، اما واقعيت اين نيست و تعداد گردشگران ورودي به ايران به ۱۰۰ هزار گردشگر هم نمي‌رسد.» در همين زمينه شفيعي شكيب با اين توضيح كه شيوه محاسبه آمارها در وزارت ميراث فرهنگي شفاف نيست، مي‌گويد: «كسي كه به عنوان پيله‌ور براي خريد از يك شهر مرزي ايران صبح مي‌آيد و ظهر بر مي‌گردد، يا كساني كه براي شركت در يك سمينار يا همايش وارد كشور مي‌شوند، چون مهر در گذرنامه‌شان ثبت شده، وارد آمار گردشگران مي‌شوند، در‌حالي كه تعريف بين‌المللي گردشگر، الزام يك شب اقامت و استفاده از خدمات گردشگري را براي محاسبه آمار گردشگران قرار داده است.

    سال‌هاست كه ما اين مورد را تذكر مي‌دهيم، اما توجهي به آن نمي‌شود. آمارهاي ما در جامعه تورگردانان كه بر اساس تعاريف بين‌المللي تهيه مي‌شود، آن‌قدر تفاوت بنيادين با آمار رسمي اعلام شده دارد كه ما ترجيح مي‌دهيم آماري اعلام نكنيم چون فاصله زيادي وجود دارد. براي داشتن آمار دقيق از وضعيت گردشگري ابتدا بايد در مورد تعريف گردشگر در نظام آماري كشور به يك توافقي برسيم، بعد بتوانيم به عنوان مرجع در حوزه گردشگري آمار ارايه دهيم.»

    هر چند در نگاهي كلي آمارهاي رسمي گردشگري ورودي ايران دقيق نيستند، اما پرهيز مراجعي كه به آمارهاي دقيق دسترسي دارند از ارايه آن باعث مي‌شود تنها اطلاعات در دسترس آمارهايي باشد كه صحت و دقت آنها محل بحث است. با اين همه بخشي از آمارهاي موجود مربوط به گردشگري ايران را سازمان گردشگري ملل متحد ارايه كرده است. آمارهاي اين نهاد حكايت از افزايش گردشگران ورودي از 2.94 ميليون نفر در سال 2010 به 5.8 ميليون نفر در سال 2023 دارند، اما وقتي پاي مقايسه با مجموع گردشگران بين‌المللي در جهان و منطقه به ميان بيايد، مشخص مي‌شود حتي با اين افزايش هم آمار گردشگري ورودي ايران نسبت به آمار جهاني و آمار همسايگانش بسيار پايين است.

    در سال 2023 درحالي كه ايران آمار 6.4 ميليون گردشگر ورودي را -با شرايطي كه به آن اشاره شد- محاسبه و اعلام كرده است، همسايه جنوبي ايران، امارات متحده عربي بالغ بر 28 ميليون گردشگر ورودي را در آمارهاي رسمي خود ثبت كرده است و تركيه آمار 55 ميليون گردشگر ورودي را اعلام كرده، عربستان‌ 27 ميليون نفر و روسيه 14 ميليون گردشگر ورودي را در سال گذشته ميلادي در آمارهاي رسمي خود ثبت كرده‌اند. علاوه بر اين آمارها شاخص‌هايي نيز براي سفر در سطح بين‌المللي مطرح است كه براساس آن كشورهاي مقصد گردشگري رتبه‌بندي مي‌شوند. در پژوهشي كه اخيرا از سوي مجمع جهاني اقتصاد منتشر شده، اين شاخص‌ها مورد بررسي قرار گرفته است. در نتايج اين پژوهش؛ ايران در شاخص توسعه گردشگري و سفر، در سال 2023 در ميان 119 كشور در جايگاه 73 قرار دارد. در اين فهرست امارات متحده عربي رتبه 18 و تركيه رتبه 29 را دارند.

    جايگاه ايران در بين كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا هم شرايط مطلوبي ندارد و رتبه نهم در بين 14 كشور است. در اين پژوهش در بررسي شاخص امن‌ترين كشورها براي سفر در سال 2023 اتريش، سوييس، آلمان، بلژيك و دانمارك امتياز بيش از 90 را كسب كرده و در صدر فهرست قرار دارند، اما ايران در اين فهرست قرار ندارد. براساس سند چشم‌انداز 20 ساله قرار بود ايران در فاصله سال‌هاي 1399 تا 1403 ميزبان 20 ميليون گردشگر ورودي باشد، اما طبق اعلام وزارت ميراث فرهنگي، رسيدن به آمار 7 ميليون گردشگر ورودي، در چشم‌انداز ترسيم شده براي سال 1403 تعيين شده است.

    بازارهاي جديد؛ بازارهاي راكد

    «هدف اصلي گردشگري ما عراق است» به گفته صالحي اميري اين سياستي است كه وزارت متبوع او دنبال مي‌كند. او معتقد است برخلاف تبليغاتي كه مي‌شود، ما هرگز گردشگر انبوه از مبدا اروپا و امريكا نداشته‌ايم و گردشگران اروپايي معمولا بين يك ميليون و دويست تا يك ميليون و سيصد هزار گردشگر بودند.

    به باور بالاترين مقام اجرايي در حوزه گردشگري: «هدف ما بايد چين، هند، اندونزي، مالزي، آذربايجان، عراق، پاكستان، بنگلادش، آسياي ميانه و قفقاز باشد.» اما در تعاريف و اصول بازاريابي گردشگري، كيفيت گردشگران از مبادي مختلف با هم متفاوت است. هر چند به گفته رييس جامعه تورگردانان ايران، در ميان گردشگران اروپايي «بك‌پكر»هايي كه كم‌هزينه سفر مي‌كنند هم وجود دارد و در ميان گردشگران چيني كساني كه خواستار دريافت خدمات لوكس هستند هم ديده مي‌شود. اما در عين حال: «شاهد هستيم كه برخي چيني‌هاي ساكن ايران با تجهيز آپارتمان‌هايي در نقاط مختلف شهرها، به گردشگران چيني خدمات BED SPACE ارايه مي‌كنند و در ازاي چند دلار جاي خواب به آنها مي‌دهند. اين موارد كيفيت گردشگران را پايين مي‌آورد و به گردشگري صدمه مي‌زند.» با اين همه، بخش دولتي و خصوصي ايران تاكيد بسياري بر افزايش سهم ايران از بازار 160 ميليوني گردشگران چيني دارند، بازاري كه سهم ايران از آن براساس آمارهاي اعلام شده ۶۰ هزار نفر است. به‌رغم تمام تلاش‌هاي بخش دولتي و خصوصي حتي بازار چين هم اقبال چنداني به ايران ندارد.

    شفيعي شكيب مي‌گويد: «آژانس ما هميشه در سال نوي چيني در فوريه، حدود 10 تا 15 تور داشت، امسال فقط دو گروه داريم كه نمي‌دانيم لحظه آخر كنسل كنند يا نه؟ آژانس‌هاي ديگر هم كم و بيش همين وضعيت را دارند.» محمدعلي اشرف واقفي هم در اين رابطه گفته است: «بازار گردشگر ورودي ايران محدود به روس‌ها و چيني‌ها شده كه آنها نيز به تعداد بسيار محدودي نسبت به گذشته به ايران مي‌آيند. اين ركود تا جايي پيش رفته كه بسياري از تور اپراتورهاي بزرگ كه از چندين ماه قبل نسبت به خريد تورهاي ايران اقدام مي‌كردند، تمايلي به فعاليت در بازار ايران ندارند و از اين رو ما فصل بهار را نيز از دست داده‌ايم. مي‌توان گفت گردشگري ورودي ايران به جز ورود گردشگراني از كشورهاي همسايه تقريبا تعطيل شده است.»

    حكايت زيرساخت‌ها

    در برنامه هفتم توسعه، جذب ۱۵ ميليون گردشگر و فعاليت ۱۹۰۰ هتل جزو وظايفي است كه قانون براي وزارت ميراث فرهنگي تعريف كرده است. وظايفي كه باتوجه به شرايط فعلي نياز به توسعه زيرساخت‌ها و فراهم شدن شرايط در ابعاد گوناگون دارد. در نشستي كه وزير ميراث فرهنگي با فعالان بخش خصوصي در اتاق بازرگاني ايران داشت، مساله زيرساخت‌ها يكي از محورهاي اصلي گفت‌وگو بود، در اين نشست صالحي اميري با تاكيد بر اينكه نخستين مساله در حوزه گردشگري، ضعف زيرساخت‌هاست، گفت: «براي توسعه صنعت گردشگري، به ظرفيت‌هاي هواپيمايي بيشتر و فعاليت شركت‌هاي هواپيمايي خارجي در ايران نياز داريم؛ چراكه با ۱۳۰ فروند هواپيما با ميانگين سني بالا، پاسخگويي به ۱۵ ميليون گردشگر امكان‌پذير نيست.» مهم‌تر از آن البته ترميم وضعيت حمل و نقل هوايي در سطح بين‌الملل است. تحريم‌هاي اخير هواپيمايي و اعلام برخي ايرلاين‌ها مبني بر اينكه پروازهاي خود را به مقصد ايران لغو كرده‌اند؛ چالشي به مراتب جدي‌تر است.

    در حوزه اقامت به گفته وزير گردشگري ۲۷۰۰ پروژه گردشگري در حال انجام است كه از اين تعداد بيش از 500 پروژه مربوط به احداث هتل است. صالحي اميري در گفت‌وگوي تلويزيوني خود اعلام كرده است: «در كشور ۱۴۳۰ هتل داريم كه بسياري از آنها شرايط لازم يك هتل براي جذب گردشگر را ندارند، براساس برنامه هفتم توسعه ما موظفيم سالانه ۱۰۰ هتل افتتاح كنيم.» اما سوال اينجاست كه آيا صرفا با تامين زيرساخت اقامتي، قادر به جذب گردشگر خواهيم بود يا لازم است مشكلات نرم‌افزاري و موانع اساسي ديگر را مرتفع كنيم تا به مرور سرمايه‌گذاران راه خود را پيدا كرده و زيرساخت‌ها توسعه پيدا كند. ضمن اينكه زيرساخت‌هاي مربوط به بخش اقامت در حوزه گردشگري، در سال‌هاي اخير متنوع‌تر و اقبال به اقامتگاه‌هاي بومگردي و اكولوژها در ميان گردشگران ورودي بيشتر شده، اما همچنان حمايت از بومگردي‌ها و توسعه پايدار و اصولي اين مراكز، محل چالش است.

    از طرفي يكي از مهم‌ترين مواردي كه در حوزه گردشگري در حال فراموش شدن است، خروج نيروي انساني مجرب از اين بخش است. اتفاقي كه در پي نبود حمايت‌هاي لازم پس از وقايع سال 98 و پاندمي كرونا منجر به بروز آسيب‌هاي جدي در حوزه سرمايه انساني گردشگري شد.

    رييس جامعه تورگردانان در اين زمينه مي‌گويد: «بسياري از راهنمايان گردشگري باتجربه و مسلط كه بعضي نزديك به دو دهه تجربه كار داشتند و نيروهاي انساني بخش‌هاي مختلف گردشگري در سال‌هاي اخير مهاجرت كرده‌اند، بسياري هم به اجبار تغيير شغل دادند. پر كردن جاي خالي اين سرمايه انساني شايد غيرممكن نباشد، اما بسيار سخت و هزينه‌بر است.» با اين‌همه شفيعي شكيب معتقد است، اگر روابط ايران با دنيا ترميم شود، جبران اين آسيب‌ها هم به مرور امكان‌پذير است و مي‌توان به آينده گردشگري اميدوار بود، اما تحقق اين امر در گرو تغيير سياست‌ها است.

    خلق موانع جديد

    گردشگري ورودي ايران از سال 1398 درگير مسائل و مشكلات عديده‌اي شده است كه هنوز ردپاي آن بر اين بخش باقي است و همچنان در پي هر حادثه زخمي تازه بر پيكر آن مي‌نشيند. پس از بازداشت‌هاي متعدد گردشگران و پلمب اقامتگاه‌هاي بومگردي در سال‌هاي گذشته با بهانه رعايت نكردن حجاب، در روزهاي اخير لايحه حجاب هم به عنوان مانعي تازه در مسير ناهموار گردشگري قرار گرفته است.

    براساس آنچه در ماده ۵۳ اين لايحه آمده است: «در صورتي كه مرتكب جرايم موضوع اين قانون تبعه خارجي باشد، علاوه بر اعمال مجازات‌هاي مقرر در اين قانون با تشخيص قاضي محكوم به حكم مذكور در بند (خ) ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامي مي‌شود.» براساس اين بند از قانون، دادگاه مي‌تواند فرد را از كشور اخراج كند و مي‌توان تبعات اين مساله در افكار عمومي دنيا را به روشني پيش‌بيني كرد. به نظر مي‌رسد دامنه تاثير آنچه سال‌هاست از سوي برخي «پروژه ايران هراسي» خوانده مي‌شود -و بسياري از ضعف‌هاي بخش گردشگري با آن توجيه مي‌شود- با تصويب و اجراي چنين قوانيني به داخل كشور گسترش پيدا خواهد كرد و اين موضوع تبعات سنگيني براي بخش گردشگري به دنبال خواهد داشت، همان‌گونه كه بازداشت گردشگران و جهانگردان در جريان وقايع سال 1401 منجر به توصيه منع سفر از سوي بسياري از دولت‌ها شد. توصيه‌اي كه همچنان به قوت خود باقي است و گردشگري ورودي ايران تا حد زيادي متاثر از آن است.