برچسب: گردشگری

  • خداحافظی توریست‌ها با ایران!

    خداحافظی توریست‌ها با ایران!

    به گزارش اقتصادران، نیمه مهر امسال و حدود ۱۰۰ روز بعد از جنگ ۱۲ روزه و حدود یک هفته بعد از فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، وزیر میراث فرهنگی امیدوار بود که تا پایان سال، صنعت گردشگری به رونق از دست رفته‌اش باز گردد و شرایطی مشابه فروردین امسال حاکم شود . رضا صالحی امیری، نیمه مهر امسال به خبرنگاران گفت که این امیدواری را با در نظر گرفتن سه فرض دارد؛ فرض اینکه وضع سیاسی فعلی (نه جنگ و نه صلح) ادامه داشته باشد که در این صورت، حداکثر گردشگر ورودی به کشور برای کل سال جاری، مثل پارسال و تا مرز ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر خواهد بود و فرض اینکه وضعیت تا پایان سال به ثبات برسد که در این صورت، تا پایان سال، رشد ۵ الی ۱۰ درصدی تعداد گردشگران ورودی را خواهیم داشت و فرض آخر، اینکه وضعیت بی‌ثبات شود که در این‌صورت، با کاهش جدی گردشگر مواجه خواهیم شد.

    آمارهایی که از ورود به مبادی رسمی هوایی، زمینی و دریایی در فروردین امسال ثبت شده بود حاکی از رشد ۴۸٫۵ درصدی ورود مسافر به خاک ایران بود و البته چون همچنان به دلیل جای خالی « حساب اقماری» معلوم نیست که چه تعداد از این ورودی‌ها، گردشگر فرهنگی و ارز‌آور برای اقتصاد کشور هستند، وزیر به همین آمار که مستند به ثبت ورود در فهرست پلیس مرزی است، استناد می‌کرد .  ۲۱ فروردین امسال، مصطفی شفیعی که ریاست جامعه تورگردانان ایران را برعهده داشت، گفت که « شیب نزولی ورود گردشگر خارجی به ایران همچنان ادامه دارد و نوروز ۱۴۰۴ آمار گردشگران خارجی ورودی به ایران رکود کامل را ثبت کرد. چنان‌که نوروز امسال هم تقریبا می‌توان گفت تورهای خارجی ورودی به ایران نداشتیم و حتی براساس آمار مرکز توسعه صادرات ایران، کل گردشگران ورودی سال ۱۴۰۳ به کشور حدود ۲۷۰۰ نفر است که در یک کشور ۸۵ میلیون نفری، آمار ۲۷۰۰ گردشگر ورودی در صنعت گردشگری به معنای آن است که واقعا گردشگر خارجی به ایران سفر نکرده و توری به ایران وارد نشده است، »

    شفیعی و همکارانش، با مفهوم واقعی گردشگر به معنای افراد ارزآور برای اقتصاد ایران سروکار دارند . صرف‌نظر از اطلاعاتی که ظرف یک سال اخیر به وزیر میراث فرهنگی داده‌اند و حتی فارغ از اعدادی که رییس جامعه تورگردانان ایران درباره تعداد گردشگران واقعی اعلام کرده، از پارسال و به دنبال انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی اصلاح‌طلبان، قرار بود آسمان گردشگری ایران دوباره روشن و آقتابی شود . وزیر میراث فرهنگی، بهمن پارسال و در اولین روزهای وزارت، می‌گفت با توجه به ورود حدود ۶ میلیون گردشگر در سال ۱۴۰۳ هر سال باید ظرفیت گردشگری را ۱٫۵ میلیون نفر افزایش دهیم تا به هدف‌گذاری برنامه هفتم توسعه درباره ورود ۱۵ میلیون گردشگر برسیم . نیمه مهر امسال و حدود ۳ ماه بعد از جنگ ۱۲‌روزه، در حالی که معادلات وزارت میراث فرهنگی درباره ورود گردشگران برهم خورده بود و دو ماه رکود کامل در ورود گردشگر ثبت شده بود، وزیر از ضرورت ایجاد اعتماد و امنیت برای گردشگران ورودی گفت و تایید کرد که ناامنی، مهم‌ترین عامل بازدارنده در تصمیم به سفر است . از تاثیر جنگ ۱۲‌روزه بر فضای گردشگری ورودی می‌گفت و اینکه در مرداد‌ماه با رکود شدید سفر مواجه بوده‌ایم و شهریور‌ماه، وضع کمی بهتر بوده و امیدوار بود که اگر همین آرامش بر کشور حاکم باشد، می‌توان تا پایان سال چشم انتظار مسافرانی از آسیای میانه و حوزه قفقاز و هند و کشورهای عربی بود . این امیدواری تا اولین روزهای زمستان هم به قوت خود باقی بود . سوم دی‌ماه، صالحی امیری بعد از جلسه هیات دولت، حرف‌های مشابهی داشت و می‌گفت که در ۶ ماهه دوم سال، با عبور از رکود متعاقب جنگ ۱۲ روزه، ورود گردشگران خارجی به کشور به وضع عادی برگشته و آمار ورود گردشگران از منفی ۵۲‌درصد به مثبت ۱۰ درصد رسیده و تا پایان ۱۴۰۴

    تعداد گردشگران ورودی به کشوری که حدود یک میلیون اثر تاریخی و بیش از ۴۳ هزار اثر ثبت شده و ۲۹ اثر در فهرست میراث جهانی دارد، به ۹ میلیون نفر خواهد رسید .

    اما ۴ روز بعد از حرف‌های وزیر میراث فرهنگی، با رکورد‌شکنی قیمت دلار و تعطیلی بازار و ناآرامی‌های پس از آن، ورق گردشگری بدجور برگشت . پروازهای ورودی لغو شد و با تداوم ناآرامی‌ها، در حالی که برخی کشورهای اروپایی در مورد رخدادهای داخل ایران اظهارنظر کرده بودند، دولت ایران هم، واکنش متقابل داشت و رییس‌جمهور امریکا بار دیگر تهدید حمله را به زبان آورد و در نهایت، همان نخ باریک امید که بعد از فروکش کردن التهابات متعاقب جنگ ۱۲روزه، مسوولان حوزه گردشگری را به بازگشت رونق به این صنعت همیشه مظلوم، دلخوش کرده بود، دوباره پاره شد .

    حالا که در نهمین روز بهمن‌ماه هستیم، نام ایران در دفاتر امور خارجه بیش از ۲۰ کشور جهان و از جمله ایالات متحده امریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا، هند، هلند، ژاپن، پاکستان، روسیه، رومانی، نیوزیلند در فهرست قرمز قرار گرفته و دولت‌های این کشورها، به اتباع‌شان توصیه کرده‌اند که از سفر به ایران خودداری کرده و در صورتی که در خاک ایران هستند، کشور را به سرعت ترک کنند.

    راهنمایان تور به « اعتماد » می‌گویند که نه تنها با چنین شرایطی، پیک نوروزی گردشگری ورودی را از دست داده‌ایم، به دلیل شرایط حاکم بر ایران، گردشگری خروجی هم، حداقل تا اوایل تابستان منتفی شده چون روال معمول بسیاری از کشورهای گردشگر‌پذیر این است که صدور ویزا برای اتباع کشورهای در معرض جنگ و ناآرامی را تا بازگشت آرامش متوقف می‌کنند مضاف بر اینکه حتی اگر گردشگر می‌خواست به ایران بیاید هم، پروازی در کریدور گردشگری قاره‌های اروپا و امریکای لاتین نداریم چون شرکت‌های هواپیمایی هم به تبع اعلام دولت‌هایشان، پروازها در آسمان کشورها را متوقف می‌کنند . »

    سال ۱۳۹۳ و حدود یک سال قبل از امضای معاهده برجام، شورای جهانی سفر و گردشگری در نگاهی به وضعیت صنعت گردشگری ایران اعلام کرد که این صنعت در ایران برای ۴۱۳ هزار نفر به‌طور مستقیم شغل ایجاد کرده و سهم گردشگری و سفر در اقتصاد ایران معادل ۲٫۳ درصد از کل درآمد تولید ناخالص ملی است که تا سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) این سهم به ۶٫۶ درصد افزایش خواهد یافت . طبق گزارش این شورای جهانی، در این سال ایران از نظر رونق صنعت گردشگری، چهلمین کشور جهان بود اگرچه که از نظر وضع زیرساخت‌های گردشگری، با رتبه بسیار پایین و در ردیف ۱۱۹ بین ۱۴۱ کشور جهان قرار داشت . گزارش این شورا، دولت وقت و مسوولان حوزه گردشگری را امیدوار کرد که حتما تا ۱۱ سال بعد، هدف‌گذاری ۲۰ میلیون گردشگر ورودی محقق خواهد شد و بالاخره ایران هم خواهد توانست همچون بسیاری از همسایگانش، بر ارز‌آوری مسافر فرهنگی حساب قطعی باز کند .

    در همین سال که هنوز سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه تبدیل نشده بود، مسعود سلطانی‌فر که ریاست سازمان میراث فرهنگی را بر عهده داشت، در یک نگاه خوش‌بینانه به افق گردشگری ایران گفت که بیشتر شهرهای ایران، چیزی از شهرهای هدف گردشگری دنیا کم ندارند و می‌توانند با کمی برنامه‌ریزی و مدیریت مناسب در سطح جهانی مطرح شوند چنانک‌ه همین حالا هم سالانه بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار گردشگر خارجی متقاضی ورود به کشورند و با توجه به رشد بالای ۲۰۰ درصدی ورود گردشگران خارجی به کشور، پیش‌بینی می‌شود در افق ۱۴۰۴ تعداد گردشگران خارجی به ۲۰ میلیون نفر برسد که این میزان ورود گردشگر خارجی به کشور می‌تواند ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار درآمد ارزی برای کشور داشته باشد و با این شرایط، درآمد صنعت گردشگری قادر به رقابت با درآمد نفت خواهد شد .

    صبح ۱۸ دی ۱۳۹۸ هواپیمای اوکراینی هدف شلیک قرار گرفت . مسوولان وزارت میراث فرهنگی اذعان دارند که به دنبال این واقعه و پس از بازتاب‌های جهانی آن، آمار گردشگر خارجی از اروپا، امریکای لاتین و اقیانوسیه به‌شدت کاهش داشته و اگر در این سال‌ها، مسافرانی از این مناطق داشته‌ایم، انقدر معدود و کم بوده که نمی‌توانیم بر وسعت درآمد زایی‌شان حساب کنیم. اما شلیک به هواپیمای اکراینی، تنها واقعه‌ای نبود که بر رکود گردشگری ورودی تاثیر گذاشت. گردشگر، طالب فضای امن است و به مکان امن می‌رود . همانطور که با آغاز جنگ روسیه و اکراین، وزارت امور خارجه ایران به تمام اتباع ایرانی ساکن در شهرهای درگیر جنگ و در معرض حملات هوایی روسیه توصیه کرد که اولا، از اکراین خارج شوند و در صفحه اول وبسایت این وزارتخانه، توصیه‌ها و تدابیر ایمنی برای در امان ماندن از آتش جنگ بین دو کشور منتشر شد و حتی دولت ایران، پروازهای اختصاصی برای بازگرداندن اتباع خود برقرار کرد، سایر کشورها هم همین‌گونه عمل می‌کنند . اگر قرنطینه جهانی متعاقب همه‌گیری کووید ۱۹ را کنار بگذاریم و وضعیت صنعت گردشگری ایران از نیمه سال ۱۴۰۰ و بعد از ورود واکسن برای جمعیت عمومی ایران را مد‌نظر قرار دهیم، در این فاصله، ۵ رخداد با شدیدترین تاثیرات منفی بر ورود گردشگر اتفاق افتاد؛ اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ به دنبال جان‌باختن مهسا امینی، حملات متقابل ایران و اسراییل در اواخر شهریور ۱۴۰۳، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل در خرداد امسال، ناآرامی اخیر که به مدت ۱۳ روز به‌طور مستمر در سراسر کشور ادامه داشت و در نهایت، تهدیدهای مکرر رییس‌جمهور امریکا درباره حمله به ایران و خطر درگیری بین دو کشور . اینطور که راهنمایان تور به « اعتماد » می‌گویند، وضعیت صنعت گردشگری در ایران، بعد از دی ماه ۱۳۹۸ و تا پیش از این رخدادها هم نامطلوب بود اما هر کدام از این ۵ رخداد در سه سال اخیر، باعث سقوط یک پله‌ای گردشگری ایران شد و حالا که زمزمه وقوع جنگ در ایران در گوش تمام کشورهای دور و نزدیک پیچیده، دیگر می‌شود با قطعیت گفت که نه تنها هدف‌گذاری‌های ۱۴۰۴ درباره درآمدزایی از گردشگر ورودی را باید به بن‌بست رسیده قلمداد کنیم، حتی اگر فرض کنیم که جنگ یک شوخی است و سایه ناآرامی‌های اخیر هم هر چه زودتر پاک خواهد شد، حداقل ۶ ماه طول می‌کشد تا اولین گردشگران به مقصد ایران، با اطمینان از برقراری آرامش در فضای کشورمان، عزم خود را برای درخواست ویزا و خرید بلیت هواپیما جزم کرده و چمدان به دست، راهی فرودگاه کشورشان شوند و این یعنی که فصل استقبال از اولین گروه گردشگران، به تابستان ۱۴۰۵ موکول خواهد شد .

    آرش نورآقایی از فعالان صنعت گردشگری است که در گفت‌وگو با « اعتماد » درباره وضع پیش روی صنعت گردشگری می‌گوید که هم فصل گردشگری ورودی را از دست داده‌ایم و حتی امکان برنامه‌ریزی برای تور خارجی هم نداریم .
    یک راهنمای تور که پیش از دی ۱۳۹۸، رونق گردشگری ورودی را داشته، در مقایسه با وضعیت امروز ورود مسافران فرهنگی به ایران به « اعتماد » می‌گوید: « تا شلیک به هواپیمای اوکراینی تورهای ورودی داشتیم اما از این زمان، تورهای ورودی از اروپا و کانادا و امریکا به کشورمان تقریبا به صفر رسید . بعضی توریست‌ها که در این سال‌ها به صورت انفرادی به ایران آمده‌اند، در فرودگاه می‌گویند که دوستانشان گفته‌اند مگر دیوانه شده‌ای که می‌خواهی به ایران بروی‌؟ الان گردشگر ورودی من به سالی یک یا دو نفر رسیده در حالی که پیش از دی ۱۳۹۸ تور اتوبوسی ۴۴ نفره و ۳۰ نفره داشتم و تراکم تور ورودی در حدی بود که اصلا تور خروجی نمی‌گرفتیم چون فرصت نداشتیم . البته بعد از دی ۱۳۹۸ ناآرامی‌های داخل کشور هم تا ۹۰ درصد بر کاهش ورود گردشگر تاثیر داشته چون با هر بحرانی، وزارت خارجه کشورها به اتباعشان اعلام می‌کنند که ایران در وضعیت قرمز است و به ایران سفر نکنند و البته بازگشت آرامش به صنعت گردشگری هم بعد از هر بحران داخلی یا بین‌المللی، حداقل ۶ ماه طول می‌کشد . علاوه بر این، صدور ویزا برای گردشگران خارجی به‌شدت دشوار شده و جز از بعضی کشورها، گردشگران واقعا امکان سفر به ایران ندارند در حالی که در دهه ۱۳۹۰ موج گردشگران فرانسوی، اسپانیایی و آلمانی داشتیم و تعداد گردشگران مالزیایی و چینی و روس هم خوب بود . اینها، گردشگر فرهنگی هستند . گردشگر فرهنگی کسی است که برای کار نیامده باشد و مدت محدودی بین ۷ تا ۲۰ روز در ایران می‌ماند و چند شهر ایران را می‌بیند و هتل اجاره می‌کند و پول ورودی سایت تاریخی می‌دهد و سوغاتی می‌خرد ولی فردی که برای کار می‌آید و از ما حقوق هم می‌گیرد و سوغاتی هم نمی‌خرد و اجاره آپارتمانش هم توسط دولت ایران پرداخت می‌شود، گردشگر نیست . »

    این راهنمای تور، می‌گوید که وضع تورهای خروجی هم چندان تعریفی ندارد و مشکلات اقتصادی، سخت‌گیری در صدور ویزا و تعطیلی سفارتخانه‌ها در ایران، عامل موثر بر رکود تورهای خروجی است .
    « تورهای ورودی را دیگر باید مرده و منقرض فرض کنید اما تورهای خروجی هم همین وضع را دارد چون فعلا، سفارتخانه‌‌ها از ایران رفته‌اند و تور خروجی زمستان و نوروز آفریقای جنوبی و برزیل و فرانسه و تمام اروپا و چین و ژاپن را از دست داده‌ایم و در بهترین شرایط، تابستان سال بعد و به شرط بازگشت سفارتخانه‌ها به ایران، می‌توانیم تور خروجی داشته باشیم آن هم برای تعداد معدودی که ثروتمندند و قیمت دلار بر سفرهایشان تاثیر ندارد . تا ۱۵ سال قبل در تورهای خارجی‌مان، معلم و هنرمند و پزشک عمومی هم داشتیم ولی حالا، فقط ۱۰ آژانس در ایران مشغول برگزاری تور خروجی هستند که مسافران ثابت دارند و دیگر از تنوع در مسافران هم خبری نیست . »

    طبق آخرین گزارش سازمان جهانی گردشگری، پارسال بیش از یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان سفر فرهنگی داشتند که این عدد نسبت به سال ۲۰۲۴ میلادی رشد ۴ درصدی دارد .
    این سازمان در گزارش خود اعلام کرده که وضعیت صنعت گردشگری در سال ۲۰۲۵ به رونق و رشد پیش از همه‌گیری کرونا رسیده و در این سال میلادی، قاره اروپا ۷۹۳ میلیون گردشگر (رشد ۴ درصدی نسبت به ۲۰۲۴) قاره امریکا ۲۱۸ میلیون گردشگر (یک‌درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) قاره آفریقا ۸۱ میلیون گردشگر (۸ درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) خاورمیانه حدود ۱۰۰ میلیون گردشگر (۳درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) آسیا و اقیانوسیه ۳۳۱ میلیون گردشگر (۶ درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) داشته و پررونق‌ترین‌های صنعت گردشگری در سال ۲۰۲۵ کشورهایی مانند برزیل (۳۷ درصد رشد) مصر (۲۰درصد رشد) مراکش (۱۴‌درصد رشد) بوتان (۳۰ درصد رشد) ایسلند (۲۹ درصد رشد) گویان (۲۴درصد رشد) آفریقای جنوبی (۱۹ درصد رشد) و ژاپن (۱۷ درصد رشد) بوده‌اند . همچون سال‌های قبل البته جای ایران در این فهرست خالی است و تنها امکان رقابت ما در این صنعت، وضع فعلی‌مان نسبت به سال قبل و سال قبل‌تر با خودمان است و بس .

  • شرایط بغرنج بوم‌گردی‌ها / چه کسی پاسخگو است؟

    شرایط بغرنج بوم‌گردی‌ها / چه کسی پاسخگو است؟

    به گزارش اقصادران، بهمن فصل داغ سفر به جنوب است. با این حال این روز‌ها فضای گردشگری شمال خلیج فارس در سردترین وضعیت خود به سر می‌برد. در دو هفته اخیر نه تنها آژانس‌های گردشگری تور‌های خود را لغو کرده‌اند، بلکه این موضوع به سفر‌های خانوادگی و دوستانه هم سرایت کرده است.

    شایان بهرامی، فعال حوزه بوم‌گردی در بوشهر، با تاکید بر دشواری‌های پیش روی کسب و کار‌های گردشگری می‌گوید: در هر کسب و کاری مشکلاتی وجود دارد، اما گردشگری در ایران، به‌ویژه بوم‌گردی، چالش دائمی شده است. در این حوزه تنها در برخی ایام سال فعالیت اقتصادی شکل می‌گیرد و بقیه سال عملا گردشگری رونق ندارد.

    او می‌افزاید: فصل گردشگری جنوب در واقع از آبان ماه شروع می‌شود و اوج آن دی و بهمن است. اما امسال، به دلیل شرایط پیش آمده، نسبت به سال‌های قبل افت چشمگیری داشتیم. در واقع، میزان تقاضا کمتر از انتظار بود و این موضوع مشکلات زیادی برای ما و همکاران ایجاد کرد.

    بهرامی توضیح می‌دهد: اتفاقات اخیر باعث شد تا تمام رزرو‌های مجموعه ما و سایر همکارانم در دی و بهمن لغو شود. این موضوع تنها به آژانس‌ها و تور‌هایی که رزروهایشان را دو تا سه ماه قبل ثبت کرده بودند، خلاصه نمی‌شود، بلکه رزرو‌های خانوادگی و انفرادی را هم دربرمی‌گیرد که فشار مالی سنگینی را برایمان ایجاد کرده است. او می‌افزاید: بر اساس پیش‌پرداخت‌هایی که از مشتریان دریافت کرده بودیم، اقدام به توسعه و به‌روزرسانی امکانات کرده بودیم، از جمله خرید تجهیزات جدید و ارتقای اقامتگاه. این هزینه‌ها بخش مهمی از سرمایه‌گذاری ما برای آماده‌سازی فصل اوج گردشگری بود، اما پس از لغو رزرو‌ها ناچار شدیم تمام وجوه را به آژانس‌ها و گردشگران خانوادگی بازگردانیم. این وضعیت موجب ایجاد معضل مالی بزرگی شد و حتی پرداخت اقساط و هزینه‌های بالاسری برای بسیاری از همکاران تقریبا غیرممکن شده است.

    او با تاکید بر اینکه در گردشگری، درآمد فصل اوج باید هزینه‌های کمتر گردشگرپذیر سال را جبران کند، گفت: با شرایط فعلی، حتی هزینه‌های همان فصل اوج هم تامین نمی‌شود. می‌توان گفت که وضعیت امسال از دوران کرونا نیز بدتر است. در دی و بهمن ۱۳۹۹، حتی با وجود کرونا، چنین مشکلاتی را تجربه نکرده بودیم، آن زمان شرایط اقتصادی هم بهتر بود و خانواده‌ها اقامتگاه‌ها را به صورت اختصاصی رزرو می‌کردند. به گفته بهرامی، ماهیت خدمات گردشگری باعث می‌شود این صنعت تاثیر بیشتری نسبت به سایر بخش‌های اقتصاد از وقایع بگیرد.

    او می‌گوید: فروش کالا را می‌توان به آینده موکول و با افزایش قیمت به‌روزرسانی کرد، اما خدمات گردشگری ذخیره نمی‌شوند. اگر امروز فروخته نشوند، ارزش آنها از بین می‌رود و دیگر امکان فروش مجدد وجود ندارد. مردم خدماتی مانند تعمیرات یا درمان را، حتی در شرایط بد اقتصادی و… تعطیل نمی‌کنند، اما گردشگری اولویت نیست و در مرتبه بعد از نیاز‌های اولیه زندگی قرار می‌گیرد.

    او ادامه می‌دهد: حتی زمانی که گردشگری دوباره رونق می‌گیرد، مردم انتظار دارند قیمت‌ها کاهش یابد یا حداقل بالا نرود. این توقع‌ها، همراه با فشار اقتصادی موجود، به شدت به فعالان بوم‌گردی آسیب می‌زند و نشان می‌دهد که این بخش نیازمند حمایت بسیار جدی است. این فعال حوزه بوم‌گردی می‌افزاید: اگر این حمایت صورت نگیرد کارآفرینانی که سال‌ها چالش‌های مختلف را پشت سر گذاشته‌اند، ممکن است ضربه شدیدی بخورند و نتوانند خود را بازیابی کنند.

    نیلوفر حسینی، کارشناس بوم‌گردی، می‌گوید: بوم‌گردی‌هایی که من با آنها در ارتباط هستم و پیش‌تر همکاری‌هایی با هم داشتیم، اغلب می‌گویند که مدت‌هاست واحد‌های خود را برای فروش گذاشته‌اند، زیرا دیگر درآمدزایی برایشان ندارد و سودشان تقریبا به صفر رسیده است. به گفته این فعال حوزه بوم‌گردی مشکل اصلی این بود که این مجموعه‌ها در زمان آغاز به کارشان روی جذب گردشگران خارجی تمرکز کرده بودند، اما حالا بخش عمده‌ای از گردشگری خارجی که زمانی برایشان منبع درآمد بود، از دست رفته است.

    او می‌افزاید: این مجموعه‌ها دیگر امیدی به درآمد از گردشگران خارجی ندارند؛ بنابراین تنها دل‌خوشی‌شان گردشگری داخلی است که آن هم مشکلات فراوان دارد. در این شرایط معدودی از صاحبان اقامتگاه که تمام سرمایه‌شان را روی بوم‌گردی گذاشته‌اند و این تنها منبع درآمد خانوادگی‌شان است، با سختی و حتی وام، کسب و کار را اداره می‌کنند.

    او با اشاره به اینکه بسیاری از صاحبان بوم‌گردی‌ها مجموعه‌های خود را برای فروش گذاشته‌اند، اضافه می‌کند: متاسفانه حتی خریداری برای آنها پیدا نمی‌شود، زیرا کسی حاضر نیست در تاسیسات گردشگری سرمایه‌گذاری کند. به گفته حسینی بوم‌گردی‌ها در سال‌های اخیر تلاش می‌کردند تا با تعداد کم گردشگر داخلی به حیات‌شان ادامه دهند. اما اتفاقاتی که مدام می‌افتد آنها را در شرایط بغرنجی قرار داده است. او می‌گوید: شرایط فعلی بسیار بغرنج شده است. لغو سفر‌ها و خالی بودن اقامتگاه‌ها در این زمان طلایی سال، همان امید کم به بهبود را نیز از بین برده است. به نظر من، این یکی از بزرگ‌ترین ضرر‌هایی است که به کسب و کار‌های این حوزه وارد می‌شود.

    او با بیان اینکه تبعات این وضعیت به‌ویژه برای کسب و کار‌های خانوادگی در روستا‌ها و شهر‌های کوچک جدی است، می‌افزاید: این اقامتگاه‌ها می‌توانستند نقش کلیدی در رونق گردشگری و حتی فروش صنایع دستی و اقتصاد محلی داشته باشند، اما این فرصت را از دست داده‌اند. حسینی می‌افزاید: این وضعیت به معنای آن است که بسیاری از کسب و کار‌های بوم‌گردی عملا نفس‌های آخر خود را می‌کشند. اما مساله تنها به خود اقامتگاه‌ها محدود نمی‌شود؛ این واحد‌ها نقش واسطه در فروش صنایع دستی زنان روستا‌ها را نیز داشتند. حالا با تعطیلی یا فروش این اقامتگاه‌ها، زنجیره فروش صنایع دستی هم دچار آسیب می‌شود و اثرات ثانویه گسترده‌ای به اقتصاد محلی وارد می‌شود.

  • روزگار تلخ گردشگری در ایران / سفر از سبک زندگی مردم حذف شد / هتل‌ها خالی ماندند

    روزگار تلخ گردشگری در ایران / سفر از سبک زندگی مردم حذف شد / هتل‌ها خالی ماندند

    به گزارش اقتصادران، شیراز که در سال‌هایی نه‌چندان دور، یکی از شلوغ‌ترین مقاصد گردشگری کشور بود؛ امروز فعالان این صنعت از کاهش بی‌سابقه سفر، افت شدید تقاضا، تعطیلی دفاتر، تعدیل نیروهای متخصص و کاهش چشمگیر اشغال هتل‌ها در آن خبر می دهند.

     بررسی میدانی و اظهارات فعالان این حوزه نشان می‌دهد کاهش توان اقتصادی خانوار، انتشار اخبار تنش‌زا، افزایش هزینه‌های سفر و رقابت نابرابر بخش دولتی با بخش خصوصی، از مهم‌ترین عوامل ضربه به گردشگری به شمار می‌رود.

    در ماه‌های اخیر درخواست برای تعطیلی یا تعلیق فعالیت دفاتر خدمات گردشگری در فارس افزایش یافته و بسیاری از این دفاتر با زیان عملیاتی مواجه شده‌اند.

     بسیاری از مسافران، سفر را از سبک زندگی خود حذف کرده‌اند و آن‌هایی هم که هنوز به سفر فکر می‌کنند، به‌دنبال گزینه‌های ارزان‌تر و کوتاه‌ترند.

    در حالی که امید می‌رفت پس از دوران کرونا، اوضاع گردشگری رو به بهبود بگذارد، افزایش مداوم قیمت‌ها، بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌ها، نبود سیاست مشخص برای حمایت از بخش خصوصی و رقابت خدماتی دستگاه‌های دولتی با بخش خصوصی، اوضاع را پیچیده‌تر کرده است.

     گردشگری در بدترین وضعیت دو دهه اخیر

    رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی فارس گفت: وضعیت گردشگری فارس به هیچ‌وجه مناسب نیست و مجموعه‌ای از اخبار و شایعات «چه درست و چه نادرست» به‌ویژه خبرهای تلخ و نگران‌کننده، نخستین ضربه را به گردشگری وارد می‌کنند.

    محمود فخری در گفت و گو با ایلنا تأکید کرد: هرگونه تنش یا خبر درباره احتمال وقوع جنگ یا بحران، به‌سرعت موجب رکود و افت شدید فعالیت‌های گردشگری می‌شود.

    فخری با اشاره به اینکه روز به روز شاهد افزایش درخواست برای تعطیلی و تعلیق اجباری دفاتر هستیم، تصریح کرد: هیچ دفتر خدمات گردشگری در فارس در شرایط مطلوب فعالیت نمی‌کند و تمامی دفاتر، فارغ از تعداد نیرو یا گستره فعالیت، در حال زیان دادن هستند.

    وی تصریح کرد: برخی دفاتر به‌دلیل برخورداری از بنیه مالی، هزینه‌ها را از منابع دیگر تأمین می‌کنند تا آبروی کاری‌شان حفظ شود، اما دفاتر فاقد پشتوانه مالی حتی قادر به تحمل یک روز ضرر نیستند و سریعاً وارد حاشیه و بحران می‌شوند.

    ریزش نیروی انسانی حرفه‌ای در گردشگری رخ داده است

    رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی فارس ادامه داد: این وضعیت باعث شده بسیاری از نیروهای متخصص و آموزش‌دیده دفاتر، که سرمایه‌های گردشگری استان هستند، از کار تعدیل شوند یا به مشاغل دیگر روی آورند و عملاً ریزش نیروی انسانی حرفه‌ای در گردشگری رخ داده است.

    فخری با اشاره به اینکه «سفر در سبد خانوار عملاً حذف شده»، گفت: مردم توان مالی سفر ندارند و اگر سفری هم انجام می‌شود بیشتر از طریق امکانات دولتی مانند مهمانسراهای شهرداری‌ها، آموزش و پرورش یا دیگر نهادهای دولتی است.

    به اعتقاد وی؛ دولت ادعا می‌کند حامی بخش خصوصی است اما در عمل خود وارد رقابت مستقیم با بخش خصوصی شده و ادارات دولتی با داشتن مهمانسرا، آژانس، هواپیما و مراکز اقامتی، فضای رقابتی ناسالم ایجاد کرده‌اند.

    رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی فارس افزود: تمام ادارات مهمانسرا دارند در حالی که طبق مصوبه هیأت وزیران، این واحدها باید تعطیل می‌شدند. اما با تغییر تابلوها به «مرکز آموزشی» همچنان همان کارکرد گردشگری را دنبال می‌کنند و دستگاه‌های نظارتی نیز توجهی به این تخلفات ندارند.

    وی گفت: دولت هیچ‌گاه تاجر موفقی نیست و ورودش به این فعالیت‌ها موجب ضرر خود دولت و هم بخش خصوصی می‌شود.

    فخری درباره اینکه چه اقشاری بیشتر سفر می‌کنند توضیح داد: ورودی گردشگری شرایط خوبی ندارد و در بخش خروجی نیز عملاً تنها افرادی که شرایط مالی مطلوبی دارند سفر می‌کنند و سایر اقشار، از جمله کارگران، توان سفر هوایی و حتی زمینی را ندارند.

     وی افزود: کارخانه‌داران نیز با کاهش گردش مالی مواجه‌اند و از این‌رو امکان سفر خانوادگی برای آن‌ها نیز محدود شده است.

    فخری با تأکید بر افزایش هزینه‌های سفر گفت: قیمت بلیت هواپیما یکباره تا ۳۰ درصد بالا می‌رود و دستگاه‌های دولتی در این میان تصمیمی شفاف نمی‌گیرند؛ وزارت راه می‌گوید افزایش قیمت ممنوع است، صنعت و معدن نظر دیگری دارد و در نهایت قیمت‌ها بالا می‌رود.

    رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی فارس افزود: اکنون سفر خارجی به کشورهایی مانند ترکیه برای برخی از مردم ارزان‌تر از سفر داخلی تمام می‌شود و این مسئله نشانه‌ای از نابسامانی حوزه سفر است.

    فخری با ابراز نگرانی از آینده این صنعت گفت: اگر روند فعلی ادامه داشته باشد، هر روز شاهد تعطیلی دفاتر مسافرتی خواهیم بود.

    اشغال هتل‌ها به ۳۰ تا ۳۵ درصد سقوط کرده است

    رئیس جامعه هتلداران فارس  نیز با بیان اینکه وضعیت اشغال هتل‌های استان مناسب نیست، گفت: میزان اشغال هتل‌ها در فارس اکنون تنها حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد است و این رقم نشان‌دهنده رکود جدی در بخش اقامت است.

    حسن سیادتان در گفت و گو با ایلنا با بیان اینکه تعداد گردشگران خارجی تقریباً به صفر رسیده و مسافران داخلی نیز بسیار کم شده‌اند، افزود: برگزاری نمایشگاه‌ها در شیراز تا حدی موجب افزایش مسافر می‌شود، اما به‌طور کلی میزان سفر نسبت به سال‌های گذشته کاهش چشمگیری داشته است.

     سیادتان با اشاره به اینکه آبان‌ماه که بهترین فصل گردشگری شیراز محسوب می‌شود و معمولاً ظرفیت هتل‌ها در این زمان تکمیل بود، امسال عملاً خالی ماند و گردشگران را ندیدیم، تأکید کرد: میزان اشغال هتل نسبت به سال گذشته کمی کاهش داشته اما در مقایسه با سال‌های دورتر، افت بسیار جدی است.

    وی گفت: مردم به‌دلیل مشکلات اقتصادی سفر را از برنامه زندگی خود حذف کرده‌اند؛ زمانی سفر برای خانواده‌ها اهمیت داشت، اما امروز قدرت خرید به حدی کاهش یافته که بسیاری حتی توان تامین هزینه‌های روزانه خود را ندارند.

    رئیس جامعه هتلداران فارس با اشاره به چالش‌های موجود در حوزه اقامت خاطرنشان کرد: بسیاری از مسافران به‌جای هتل، از اقامتگاه‌های ارزان‌قیمت یا ویلاهای شخصی استفاده می‌کنند. در استان‌های شمال کشور به‌دلیل نزدیکی به تهران، مردم بیشتر از ویلاهای شخصی استفاده می‌کنند، اما فاصله استان‌های دیگر تا فارس باعث می‌شود مسافران برای سفر چندروزه کمتر به شیراز بیایند.

    «سفرکارت» کنار گذاشته شد

    سیادتان با انتقاد از بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری دولتی گفت: طرح‌هایی مانند «سفرکارت» که برای تشویق مردم به سفر ایجاد شد، هزینه‌های زیادی روی دست دولت گذاشت اما با تغییر مدیران کنار گذاشته شد.

    وی افزود: در حالی‌که قرار بود ارگان‌های دولتی از ظرفیت هتل‌ها استفاده کنند، بسیاری از ادارات برای خود مهمانسرا، تالار و اقامتگاه ایجاد کرده‌اند و عملاً گردش مالی را از بخش خصوصی دور کرده‌اند. این در حالی است که نگهداری این واحدها هزینه‌های زیادی برای دولت ایجاد می‌کند.

    رئیس جامعه هتلداران فارس  درباره گروه‌های اصلی استفاده‌کننده از هتل‌ها گفت: در حال حاضر مهم‌ترین گروه مسافران هتل‌ها، شرکت‌کنندگان و غرفه‌داران نمایشگاه‌های شیراز هستند، هرچند بسیاری از آن‌ها نیز برای کاهش هزینه‌ها از اقامتگاه‌های نزدیک نمایشگاه استفاده می‌کنند.

    وی افزود: اگر گردشگری دوباره رونق بگیرد، فارس با کمبود هتل روبه‌رو خواهد شد و لازم است از امروز سرمایه‌گذاران برای ساخت هتل‌های جدید تشویق شوند تا در آینده با مشکل کمبود ظرفیت مواجه نشویم.

    نبود دیپلماسی فعال گردشگری، مانع ورود توریست شده است

    سیادتان با اشاره به تبلیغات ایران‌هراسانه در جهان گفت: این فضا، همراه با نبود دیپلماسی فعال گردشگری، مانع ورود توریست شده است.

    وی یادآور شد: در گذشته، ورود گردشگران به ایران بسیار بالا بود، اما در حال حاضر کاهش یافته است؛ کرونا شرایط را بدتر کرد و پس از آن نیز مشکلات اقتصادی یکی پس از دیگری گریبان‌گیر صنعت گردشگری شد.

    رئیس جامعه هتلداران فارس درباره هزینه‌های بالای هتل‌داری گفت: استهلاک تأسیسات هتل‌ها به‌شدت افزایش یافته است. تجهیزاتی مانند پمپ‌ها که چند سال پیش ۷۰۰ هزار تومان قیمت داشتند، امروز به ۳۵ تا ۴۰ میلیون تومان افزایش یافته اند. تعمیرات سردخانه‌ها که پیش‌تر با هزینه ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان انجام می‌شد، اکنون بیش از یک میلیارد تومان هزینه دارد. همچنین انجام صحیح استانداردسازی آسانسورها نیازمند یک تا دو میلیارد تومان هزینه است.

    وی افزود: هزینه مواد غذایی نیز هر روز بدون هشدار قبلی افزایش می‌یابد و این روند فشار زیادی به هتل‌داران وارد کرده است.

    سیادتان با ابراز امیدواری از اینکه گردشگری فارس دوباره رونق بگیرد، تصریح کرد: تا زمانی‌که سفر از سبد خانواده‌ها خارج شده و سیاست‌گذاری‌ها ثبات ندارد، اوضاع به‌سختی بهبود خواهد یافت.

  • مسیر گمشده گردشگری در ایران / میراث تاریخی و طبیعی کشور تا کی در حصار مرزها باقی می ماند؟

    مسیر گمشده گردشگری در ایران / میراث تاریخی و طبیعی کشور تا کی در حصار مرزها باقی می ماند؟

    به گزارش اقتصادران، ایران با دارا بودن ده‌ها اثر تاریخی و طبیعی ثبت‌شده در فهرست جهانی یونسکو، از لحاظ ظرفیت‌های گردشگری در شمار کشورهای برخوردار از مزیت‌های بی‌بدیل تمدنی قرار دارد اما این مزیت‌ها در عمل نتوانسته‌اند به جذب پایدار گردشگر و رونق اقتصادی منجر شوند. کارشناسان علت این ناکامی را در نبود سیاستگذاری منسجم، نتیجه‌محور و مبتنی بر منافع ملی می‌دانند؛ سیاست‌هایی که نه‌تنها نتوانسته‌اند مسیرهای گردشگری منطقه‌ای را به‌سوی ایران هدایت کنند بلکه در مواردی موجب انحراف این جریان‌ها به سمت سایر کشورها شده‌اند.

    بررسی روندهای دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که ظرفیت‌های میراثی و مهمان‌نوازی مردمی بدون برنامه‌ریزی استراتژیک و سیاستگذاری نتیجه‌گرا، به‌سختی به جذب پایدار گردشگر و خلق ارزش اقتصادی تبدیل می‌شوند.

    در برخی دوره‌ها مثل زمان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی یا در دوران برقرار بودن برجام و پیش از خروج آمریکا از این توافقنامه، ایران برای مدتی کوتاه مقصد قابل اتکایی برای گردشگران بین‌المللی شد؛ جریان‌هایی که به‌واسطه اهمیت فرهنگی، جغرافیایی و نیز خطوط پروازی مستقیم شکل گرفتند و شهرهایی مانند مشهد، شیراز و اصفهان را به کانون‌های فعال گردشگری منطقه‌ای تبدیل کردند اما این فرصت منطقه‌ای به‌ دلیل فقدان نگاه توسعه‌ای یکپارچه و سیاست‌های کوتاه‌مدت پایدار نشد و سهم ایران از جریان‌های نوین گردشگری جای خود را به رقبایی داد که با برنامه‌ریزی بازاریابی، تسهیل مقررات و ایجاد مسیرهای پروازی ویژه توانستند گردشگران را جذب کنند. نمونه مشهود این تحول، تغییر مسیر قابل‌توجه گردشگران آسیای میانه به مقصد ترکیه و برخی شهرهای خلیج‌فارس است.

    واضح است که داشتن میراث ثبت جهانی ‌شده به‌تنهایی کافی نیست. تبدیل این میراث به نقطه اتکای گردشگری نیازمند فرمولی است که مراحل بازاریابی، دسترسی، خدمات و تضمین تجربه گردشگر را به ‌صورت همزمان مدیریت کند. در عمل این فرمول شامل اصلاح سازوکار صدور ویزا، تقویت شبکه مسیرهای هوایی و زمینی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های اقامتی و اطلاع‌رسانی هدفمند در بازارهای کلیدی منطقه‌ای و بین‌المللی است. هماهنگی بین بخشی وزارتخانه‌ها، بخش خصوصی و مقامات محلی برای توسعه مسیرهای موضوعی و تقویت برند ملی گردشگری نیز ضروری است.

    اگرچه بازگشت کامل ایران به جایگاه پیشین نیازمند زمان و سرمایه‌گذاری بلندمدت است، مسیر روشنی وجود دارد و آن اینکه سیاست‌های مبتنی بر نتایج و هدف‌گذاری بازارهای مشخص می‌تواند روند بازگشت گردشگران منطقه‌ای و بین‌المللی را تسریع کند، در غیر این صورت فرصت‌های اقتصادی و فرهنگی همچنان به میزبانان آماده‌تر واگذار خواهد شد.

    ناکافی بودن صرف داشتن جاذبه برای توسعه گردشگری

    این کارشناس گردشگری با اشاره به تجربه تاریخی دهه‌های گذشته گفت: «حدود ۳۰‌سال پیش، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، موج بزرگی از گردشگران کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی به ایران آمدند. در آن دوران، شهر مشهد یکی از پرجنب‌وجوش‌ترین کانون‌های گردشگری شرقی ایران بود و حتی پدیده‌ای به نام «تجارت چمدانی» رونق گرفته بود اما متاسفانه نگاه توسعه‌ای بر فضای گردشگری حاکم نشد و برخی اقدامات نیز به «ایران هراسی» موجود در جهان دامن زد. نگاه جاری در کشور در مواجهه با گردشگری باعث شد مسیر سفر گردشگران بین‌المللی تغییر کند و گردشگران آسیای مرکزی به جای ایران، مقصدهایی چون ابوظبی و استانبول را انتخاب کنند.» شفیع‌زاده ادامه داد: «در آن زمان پروازهای مستقیم از پایتخت‌های آسیای مرکزی مانند دوشنبه و عشق‌آباد به تهران برقرار بود اما امروز دیگر خبری از آن رفت‌وآمدها نیست. این گردشگران حالا متمرکز بر ترکیه شده‌اند و این کشور از این جریان بیشترین بهره را برده است. اگر امروز به فرودگاه بزرگ استانبول بروید، می‌بینید که پروازهای متعددی از شهرهای کوچک آسیای مرکزی مانند فرقانه، دوشنبه و آستانا برقرار است. این همان نتیجه سیاستگذاری صحیح ترکیه و اشتباهات سیاستگذاری ما در حوزه گردشگری است؛ اشتباهاتی که باعث شد جریان‌های گردشگری از ایران فاصله بگیرند.»

    وی در پایان تاکید کرد: «وقتی سیاست‌های نادرست در حوزه گردشگری اتخاذ می‌شود نه‌تنها فرصت‌ها از بین می‌رود بلکه مسیرهای گردشگری نیز به‌سوی دیگر کشورها منحرف می‌شود. اگر بخواهیم جایگاه ایران را دوباره به دست آوریم، باید نگاه‌مان به این صنعت تغییر کند و تصمیماتمان مبتنی بر منافع بلندمدت ملی باشد.»

    بازاریابی حلقه مفقوده گردشگری ایران

    یکی از جدی‌ترین خلأهای توسعه گردشگری در ایران غیبت استراتژی مشخص تبلیغ و بازاریابی در بازارهای هدف منطقه‌ای است؛ بازاری که بیشترین ظرفیت را برای جذب گردشگران خارجی دارد اما طی سال‌های اخیر تقریبا رها شده است. کشورهای آسیای میانه، قفقاز، شبه‌قاره هند و همسایگان غربی ایران از نظر فرهنگی، تاریخی و مذهبی اشتراکات فراوانی با کشورمان دارند و بخش قابل‌توجهی از گردشگران بالقوه ایران را تشکیل می‌دهند اما ضعف اطلاع‌رسانی هدفمند، نبود دفاتر تبلیغاتی فعال و کم‌تحرکی در دیپلماسی گردشگری موجب شده این ظرفیت‌ها به‌ ندرت بالفعل شوند.

    در حالی‌که ترکیه، امارات و حتی جمهوری آذربایجان با بهره‌گیری از رسانه‌های بین‌المللی، تبلیغات دیجیتال و کمپین‌های گسترده در شبکه‌های اجتماعی توانسته‌اند برند ملی گردشگری خود را در ذهن گردشگران آسیای مرکزی تثبیت کنند، ایران هنوز در مرحله معرفی ابتدایی قرار دارد. بسیاری از شهروندان این کشورها تصویری کلی از ایران به‌عنوان «سرزمین کهن» دارند اما از مسیرهای سفر، امکانات اقامتی، جاذبه‌های معاصر و امنیت گردشگری آن آگاهی چندانی ندارند. این خلأ ارتباطی در عصر رقابت رسانه‌ای عملا به‌معنای واگذاری میدان به رقباست.

    ایجاد دفاتر منطقه‌ای گردشگری، استفاده از ابزارهای دیپلماسی فرهنگی، تسهیل روادید برای گردشگران همسایه و طراحی بسته‌های سفر مشترک میان ایران و کشورهای هم‌مرز می‌تواند آغازگر فصل تازه‌ای از تعامل گردشگری باشد.

    بی‌توجهی به این بازارها در شرایطی که رقبا با سرعت در حال تصاحب آن هستند، تداوم روند از دست‌رفتن سهم ایران از جریان‌های بین‌المللی سفر را در پی خواهد داشت. در واقع بازاریابی گردشگری نه یک بخش تزئینی بلکه ستون اصلی اقتصاد گردشگری آینده ایران است؛ ستونی که بدون آن، میراث تاریخی و طبیعی کشور همچنان در حصار مرزها باقی خواهد ماند.

  • رکود، نفس صنعت گردشگری را بند آورد

    رکود، نفس صنعت گردشگری را بند آورد

    به گزارش اقتصادران، با گذشت چندماه از پایان جنگ تحمیلی ۱۲‌روزه آثار آن هنوز بر روابط خارجی و فضای اقتصادی کشور سایه انداخته است و صنعت گردشگری ایران در یکی از دشوارترین دوره‌های خود به‌سر می‌برد.

    فعالان این حوزه از تداوم رکود، افت محسوس سفرهای ورودی و کاهش نرخ اشغال هتل‌ها سخن می‌گویند؛ رکودی که به گفته کارشناسان ریشه در مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی و سیاسی دارد.

    هشدارهای برخی کشورها درباره سفر به ایران، فعال شدن «مکانیسم‌ماشه»، تحریم‌ها و تنش‌های دیپلماتیک اخیر سبب شده است که امید به جذب گردشگر از بازارهای غربی کمرنگ شود. وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی نیز تحت‌تاثیر این شرایط تمرکز خود را بر جذب گردشگر از کشورهای همسایه و محور نوروز(تاجیکستان، افغانستان و …) و نیز توسعه گردشگری داخلی گذاشته است.

    آنطور که از صحبت‌های فعالان گردشگری کشور برمی‌آید هنوز «پس‌لرزه‌های رکود» ادامه داشته و جامعه جهانی با دید تردید به اعزام تورهای گردشگری به ایران نگاه می‌کند. مشکلات نقدینگی در هتل‌ها و افت توان مالی خانوارها سایه خود را بر صنعت گردشگری ایران انداخته‌اند. از سوی دیگر تورم بالا و افزایش قیمت کالاهای اساسی سفر را از اولویت مردم خارج و گردشگری داخلی را با رکود مواجه کرده است.

    در این شرایط تکیه صرف بر گردشگری داخلی و یا جذب گردشگر از همسایگان پاسخگوی نیاز صنعت گردشگری نبوده و بدون اصلاح ساختار اقتصادی و بازسازی روابط خارجی نمی‌توان امیدی به نجات صنعت گردشگری کشور داشت.

    آینده مبهم صنعت گردشگری کشور

    تورم فزاینده و به‌تبع آن کاهش میل به سفرهای داخلی در کنار تنش‌های بین‌المللی و تحریم‌ها موانعی جدی در مسیر گردشگری ایران محسوب شده و آینده‌ای مبهم و نه‌چندان روشن را در پیش‌رو قرار داده اند.

    دکتر اسرافیل شفیع‌زاده، کارشناس اقتصاد گردشگری و عضو جامعه تورگردانان ایران درباره آینده توریسم ایران با توجه به برنامه‌های وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به «جهان‌صنعت» گفت: «اگر اخبار مربوط به رکود به‌ویژه پس از جنگ ۱۲‌روزه را دنبال کرده باشید متوجه می‌شوید که اظهارنظرهای متعدد از سوی تشکل‌های صنفی گردشگری از جمله جامعه تورگردانان ایران، اعضای انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی و دیگر تشکل‌ها همه نشان می‌دهد که این رکود هنوز پایان نیافته است. هنوز پس‌لرزه‌های ناشی از آن دوران وجود داشته و نشانه‌های روشنی برای اثبات این موضوع در دست است.» او در ادامه افزود: «اگر نگاهی ساده به وضعیت شرکت‌های هواپیمایی بین‌المللی بیندازید، می‌بینید بسیاری از خطوط هوایی اروپایی که پیشتر به ایران پرواز داشتند هنوز بازنگشته‌اند. البته اخیرا خبری مثبت منتشر شد مبنی بر اینکه هواپیمایی اتریش قصد دارد پروازهای خود به ایران را از سر بگیرد و این اتفاق بدون شک نشانه‌ای امیدبخش بوده اما واقعیت این است که بازگشت کامل خطوط هوایی بین‌المللی هنوز رخ نداده و به همین دلیل نمی‌توان گفت صنعت گردشگری کشور به وضعیت پایدار رسیده است.»

    فشار اقتصادی و ناتوانی در رونق گردشگری داخلی

    وی در توضیح علت این وضعیت افزود: «وقتی قیمت برنج چنین جهشی داشته و تورم به حدود ۴۰‌درصد می‌رسد چگونه می‌توان انتظار داشت گردشگری داخلی رونق بگیرد؟ گردشگری داخلی در چنین شرایطی نمی‌تواند موتور محرک این صنعت باشد. مردم در اولویت‌بندی هزینه‌های خود ناگزیرند سفر را به آخرین انتخاب تبدیل کنند.»

    این کارشناس گردشگری در ادامه تصریح کرد: «مشکلات این صنعت بسیار گسترده است و تا زمانی که سیاستگذاری‌های اصولی در حوزه دیپلماسی و اقتصاد صورت نگیرد نمی‌توان به تحول جدی در گردشگری ایران امیدوار بود. در درجه نخست سیاست‌های دیپلماتیک بر گردشگری تاثیر می‌گذارد و باید زمینه تعامل با جهان را فراهم کرده و همزمان سیاست‌های اقتصادی درست نیز اجرا شود.»

    شفیع‌زاده ضمن تاکید بر اینکه اصلاح ساختار اقتصادی کشور نقشی تعیین‌کننده در این مسیر دارد، گفت:«باید سیاست‌های اقتصادی مناسبی در زمینه کنترل نقدینگی، جلوگیری از چاپ پول بدون پشتوانه و توزیع صحیح منابع بانکی اجرا شود. باید زمینه تشویق توسعه کسب‌وکارها و اعطای اعتبارات به‌ویژه برای کارآفرینان با سرمایه‌های کوچک نیز فراهم شود. این اقدامات می‌تواند به تحول در بازار اشتغال و ایجاد فرصت‌های تازه در حوزه گردشگری منجر شود.»

    او تاکید کرد: «اگر این تحولات در کشور روی ندهد حتی در بخش گردشگری داخلی هم رشد قابل‌توجهی نخواهیم دید. مردمی که در تامین نیازهای روزمره خود با دشواری مواجه هستند طبیعی است که سفر در سبد هزینه‌شان جایی نداشته باشد. تنها گروه اندکی از مردم آن هم با تکیه بر خودروهای شخصی و به دلیل بنزین ارزان هنوز سفرهای داخلی انجام می‌دهند اما همین بنزین ارزان نیز خسارات سنگینی برای اقتصاد کشور به‌همراه دارد.» شفیع‌زاده در ادامه با لحنی انتقادی گفت: «واقعا تاسف‌برانگیز است که سیاست‌هایی اتخاذ می‌شود که نتیجه‌ای جز ضرر برای کشور ندارد. وقتی بنزین را با قیمتی پایین‌تر از آب عرضه می‌کنیم طبیعی است که مصرف بی‌رویه سوخت افزایش یافته، شبکه حمل‌ونقل جاده‌ای تحت فشار قرار گرفته و آلودگی هوا، ترافیک، بیماری‌های قلبی و ده‌ها مشکل دیگر ایجاد شود.»

    تمدن و فرهنگ؛ کلید بازسازی تصویر ایران در جهان

    شفیع‌زاده درباره چشم‌انداز آینده گردشگری ایران نیز گفت: « همواره از من سوال می‌شود و پاسخ من این بوده که آینده ایران روشن است اما به‌شرط آنکه سیاست‌های درست اتخاذ شود. ایران از جمله کشورهای تمدن‌ساز جهان است. زمانی که در رویدادهای بین‌المللی با کارشناسان گفت‌وگو می‌کنیم بسیاری از آنان از ایران به‌عنوان «مهد تمدن» یاد می‌کنند. ایران کشوری صاحب تمدن است هرچند تبلیغات جهانی اغلب تصویری نادرست از آن ارائه می‌دهد. بخش عمده این تبلیغات منفی نیز ناشی از خصومت سیاسی با حاکمیت ایران است.»

    او افزود: «با این حال شکوفایی ایران در حوزه گردشگری مشروط و وابسته به اتخاذ سیاست‌های مناسب بوده و این سیاست‌ها از جهات مختلفی قابل بررسی است. برای مثال در حوزه توسعه گردشگری سیاست‌های مرتبط با دیپلماسی نقشی بنیادین دارند. مناسبات ما با کشورهای قدرتمند اقتصادی که در سازمان‌های بین‌المللی عضویت دارند تعیین‌کننده مسیر رشد گردشگری ایران است.»

    او با یادآوری دوره‌های گذشته گفت: «اگر به حدود ۳۰سال پیش یعنی به دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی بازگردیم، می‌بینیم که بسیاری از گردشگران خارجی از کشورهای پیرامونی مانند عمان، قطر، بحرین، کویت و حتی عربستان سعودی به ایران سفر می‌کردند. آن دوره را می‌توان یکی از تاریخی‌ترین دوره‌های شکوفایی گردشگری ایران دانست. در آن زمان سیاست گفت‌وگوی تمدن‌ها در سطح جهانی مطرح بوده و همین موضوع موجب جلب اعتماد جهانی به ایران شد. کشورهای غربی نیز در آن دوران حضور پررنگی در رویدادهای ایران داشتند.» او افزود: «در آن دوران در یکی از نمایشگاه‌های گردشگری بین‌المللی شرکت کردم و استقبال از غرفه ایران بسیار چشمگیر بود. علاقه و کنجکاوی نسبت به ایران در سطح بالایی قرار داشت زیرا جهان ایران را به‌عنوان کشوری صاحب تمدن می‌شناخت.»

    مردم؛ سرمایه واقعی گردشگری ایران

    شفیع‌زاده در ادامه به جایگاه تمدنی ایران اشاره کرد و گفت: «اگر تمدن ایران را با تمدن‌های باستانی دیگر مانند مصر، هند، چین یا یونان مقایسه کنیم درمی‌یابیم که ایران در جایگاهی بسیار بالاتر قرار دارد. حتی در مقایسه با تمدن‌های آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و جنوبی(مانند مایاها) ایران از نظر عمق تاریخی و فرهنگی جایگاهی استثنایی داشته و در شمار دیرینه‌ترین تمدن‌های جهان است.» او با تاکید بر تنوع فرهنگی و انسانی ایران افزود: «یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد ایران تنوع قومی و نژادی آن بوده اما فراتر از همه این عوامل مهم‌ترین و اثرگذارترین عنصر در توسعه گردشگری مردم ایران هستند. رفتار، منش و فرهنگ مردم ایران است که می‌تواند چهره واقعی کشور را به جهانیان نشان دهد.»

    این کارشناس گردشگری ادامه داد:«مفهوم مهمان‌نوازی ایرانی بزرگ‌ترین برگ برنده ما در عرصه جهانی است. متاسفانه بسیاری از سیاستگذاران به این ویژگی بی‌توجه‌ هستند. آنچه ایران را از دیگر کشورها متمایز می‌کند نه فقط آثار تاریخی و طبیعی بلکه رفتار مردم آن است. در ادبیات فارسی شاعران بزرگی به ستایش مهمان‌نوازی ایرانیان پرداخته‌ و نوع برخورد ایرانیان با بیگانگان حتی با کسانی که هم‌کیش یا هم‌مسلک ما نیستند نشانه‌ی بلوغ فرهنگی و تمدنی این سرزمین است.» او افزود: «تمدن ایران مفهومی فراتر از مرزهای جغرافیایی امروز دارد. ما باید از «ایران فرهنگی» سخن بگوییم؛ از گستره‌ای که در طول تاریخ منشأ تعامل، اندیشه و هنر بوده است. اگر از آینده گردشگری ایران صحبت می‌کنیم باید بدانیم که تحقق آن منوط به اجرای سیاست‌های درست در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی است.»

    شفیع‌زاده با تاکید بر نقش سیاستگذاری گفت: «رشد گردشگری به‌خودی‌خود اتفاق نمی‌افتد. این حوزه به‌شدت وابسته به سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و دیپلماتیک کشور است. ایران از نظر منابع طبیعی، تاریخی و انسانی در جایگاهی ممتاز قرارداشته اما اگر بسترهای مناسب فراهم نشود این ظرفیت‌ها هرگز بالفعل نخواهند شد.»

    صنعت گردشگری ایران در نقطه‌ای ایستاده که همزمان با فشارهای درونی و بیرونی نیازمند بازتعریف جایگاه خود در اقتصاد ملی و سیاست خارجی است. امروزه  این صنعت نه‌تنها قربانی تورم و کاهش قدرت خرید شده بلکه از کم‌اعتمادی بازار جهانی و ضعف در برنامه‌ریزی راهبردی نیز آسیب دیده است. در حالی که بسیاری از کشورها از گردشگری به‌عنوان ابزاری برای دیپلماسی فرهنگی و توسعه پایدار بهره می‌گیرند در ایران این حوزه هنوز با چالش‌های جدی مواجه است.

    بازسازی تصویر ایران در عرصه جهانی پیش‌نیاز هرگونه تحول در این حوزه بوده اما آنچه در عمل دیده می‌شود کم‌توجهی به قدرت نرم ایران است؛ قدرتی که ریشه در تمدن، فرهنگ و رفتار اجتماعی مردم دارد. در شرایطی که زیرساخت‌های فیزیکی گردشگری فرسوده‌اند و سرمایه‌گذاری جدید در حداقل ممکن است تنها اتکا به این سرمایه فرهنگی می‌تواند موتور محرک بازسازی باشد ولی مشروط به آنکه سیاستگذاران آن را درک کرده و از نگاه صرفا آماری به صنعت گردشگری فاصله بگیرند.

    چالش اصلی گردشگری ایران در این مقطع نبود هماهنگی میان سیاست اقتصادی و سیاست دیپلماتیک است. تا زمانی که روابط خارجی در فضای بی‌اعتمادی باقی بماند و اقتصاد ملی با تورم مزمن دست‌وپنجه نرم کند نمی‌توان انتظار جهشی واقعی در ورود گردشگران داشت. آینده این صنعت به تصمیم‌هایی بستگی دارد که خارج از وزارت گردشگری اتخاذ می‌شود؛ در اتاق‌های فکر سیاست خارجی و شورای اقتصادی کشور.

    با این همه ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی و انسانی ایران چنان عمیق است که درصورت اتخاذ سیاست‌های عقلانی و پایدار می‌تواند بار دیگر این سرزمین را در نقشه گردشگری جهان به جایگاه شایسته‌اش بازگرداند. گردشگری در ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات، اعتماد و آینده‌نگری است؛ سه‌عنصری که بدون آنها هیچ صنعت خدماتی‌ در جهان دوام نخواهد آورد.

     

  • حال اقامتگاه‌های بوم‌گردی خوش نیست / تعطیلی‌های بی‌برنامه سودی برای گردشگری ندارند

    حال اقامتگاه‌های بوم‌گردی خوش نیست / تعطیلی‌های بی‌برنامه سودی برای گردشگری ندارند

    به گزارش اقتصادران، «اینجا فقط یه مجموعه نیست؛ اینجا خونه خاطره‌ها و آرزوهامونه.» این بخشی از یک آگهی است. آگهی فروش یک اقامتگاه بوم‌گردی در روستای غرقاب گلپایگان، اقامتگاه «تیمره» برای بسیاری از اهالی سفر نام آشنایی است. در روز‌های جنگ «تیمره» نخستین اقامتگاهی بود که اعلام کرد حاضر است به‌صورت رایگان میزبان کسانی باشد که می‌خواهند مدتی در جایی امن اقامت داشته باشند.

    حالا، اما این اقامتگاه در آستانه تعطیلی است و «رسول مجیدی» آگهی فروش آن را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده و نوشته است: «تیمره، تکه‌ای از قلبمونه که حالا به‌خاطر شرایط سخت اقتصادی و نبود هیچ حمایت دولتی، مجبوریم ازش دل بکنیم.» فروش اقامتگاه بوم‌گردی و تعطیلی بسیاری از بخش‌های مرتبط با گردشگری به روشنی نشان‌دهنده شرایط سخت فعالان گردشگری است. شرایطی که گویی برخی مدیران ارشد این حوزه به‌جای تلاش برای تغییر و بهبود آن، چشم بر آن بسته‌اند و تصویر دیگری از وضعیت گردشگری ایران در ذهن دارند، تصویری که اختلافی معنادار با حقیقت جاری در این بخش دارد.

    خروج سرمایه از بخش گردشگری، خبر تازه‌ای نیست. از آبان ۹۸ و تمام اتفاقات بعد از آن با انفعال و بی‌تفاوتی دولتی‌ها در مقابل آسیب‌هایی که به فعالان و شاغلان بخش گردشگری وارد شد، هر روز بیش از قبل و در هر حادثه، بیش از حادثه قبل شاهد خروج سرمایه‌ها، به‌ویژه سرمایه انسانی از بخش گردشگری بودیم. حالا هم ضربه آخر محکم‌تر از همیشه بر بدنه نحیف این بخش وارد شده است و همان معدود افراد دلسوزی که در این بخش مانده بودند به امید بهبود، ناگزیر به کوچ از گردشگری شده‌اند. انتشار آگهی فروش یک اقامتگاه بوم‌گردی در شبکه‌های اجتماعی مؤید وخیم‌تر شدن اوضاع گردشگری است. «تیمره» به فروش می‌رسد تا شاید سرمایه‌گذاری بتواند آن را به همین شکل حفظ کند تا اگر روزی شرایط بهبود پیدا کرد، «تیمره» دوباره بخشی از خاطرات مسافران باشد.

    حال بوم‌گردی‌های کشور خوش نیست

    «رسول مجیدی»، مدیر اقامتگاه بوم‌گردی تیمره،درباره مشکلاتی که او را ناگزیر به این تصمیم کرد، می‌گوید. درباره اینکه فروش تیمره برخلاف میلش است و با شرایط موجود حتی نمی‌توان امیدوار به این بود که سرمایه‌گذاری پیدا شود که حاضر به خرید «تیمره» باشد. او ۱۸ سال است که در گلپایگان فعالیت فرهنگی دارد و به‌ویژه در حوزه پژوهش، مستندسازی و معرفی سنگ‌نگاره‌های محوطه باستانی تیمره پیگیری‌های زیادی انجام داده است.

    یک سالی می‌شود که تصمیم گرفته در نزدیکی این محوطه کم‌نظیر باستانی، میزبان گردشگرانی باشد که به این منطقه می‌آیند. از شهر گلپایگان به روستای غرقاب کوچ کرده و اقامتگاهی با نام «تیمره» را راه‌اندازی کرده است، اما حوادث سلسله‌وار مانع از ادامه فعالیت این خانه شدند: «اینجا یک خانه تاریخی روستایی بود که ما خریداری و مرمت کردیم. حدود چهار میلیارد تومان سرمایه اولیه داشتم و دو میلیارد هم بدهی که می‌خواستم با وامی که از میراث‌فرهنگی می‌گیرم، آن بدهی را تسویه و کار را شروع کنم. آذرماه ۱۴۰۲ درخواست وام را به وزارت میراث دادم. گفتند سال بعد، فروردین یا اردیبهشت به درخواست ما رسیدگی می‌شود و وام پرداخت می‌شود. در شُرف دریافت وام از میراث بودیم که رئیس‌جمهور فوت شدند و همه‌چیز منتفی شد. گفتند وام‌ها مسدود شده و امکان پرداخت وجود ندارد. ما ماندیم و کلی بدهی. درخواست وام ما یک سال پیش ثبت شده بود و ما با بدهی کار مرمت را تمام کرده بودیم، اما گفتند پرداخت وام برای مجموعه‌هایی که کامل شده‌اند، امکان‌پذیر نیست. درنهایت، متأسفانه ما نتوانستیم وامی از میراث بگیریم.»

    تعطیلی‌های بی‌برنامه نفعی برای گردشگری ندارند

    مجیدی به تأکید مدیران دولتی گردشگری روی موضوع تعطیلی‌ها و رونق گردشگری اشاره می‌کند و می‌گوید: «دولت می‌گوید این تعطیلی‌هایی که به‌خاطر گرما و آب و برق اعلام می‌کنیم، به گردشگری کمک می‌کند. درصورتی‌که اینها تعطیلی‌های بدون برنامه هستند و کسی نمی‌تواند برایشان برنامه‌ریزی کند و هیچ اتفاقی برای گردشگری نمی‌افتد. ضمن اینکه در شرایط اقتصادی فعلی، اگر مردم پولی هم داشته باشند، ترجیح می‌دهند آن را برای شرایط بحرانی ذخیره کنند. کسی به سفر فکر نمی‌کند. من ۱۸ سال است که در بخش گردشگری فعالیت می‌کنم، اما تابه‌حال وضعیت گردشگری را به این شکل ندیده بودم.»

    بوم‌گردی‌ها خانه‌هایی اصیل و ایرانی

    آسیب‌ها به بخش گردشگری تنها به خروج سرمایه انسانی محدود نمی‌شود. تغییر ماهیت بسیاری از مفاهیم این بخش نیز دستاورد مدیران غیرمتخصصی است که علاقه به یکسان‌سازی همه‌چیز دارند؛ حتی مراکز اقامتی. وقتی اقامتگاه‌های بوم‌گردی در گردشگری ایران متولد شدند، قرار بود فضایی باشند برای تجربه‌های بکر و اصیل، جایی برای گفت‌و‌گو و آشنایی با فرهنگ‌ها. بوم‌گردی‌ها قرار نبود فقط جایی برای اقامت شبانه باشند، اما شدند و این سوغاتی بود که مدیران دولتی برای آنها آوردند، با انواع دستورالعمل‌ها و شرط و شروطی که برای اخذ مجوز گذاشتند. با نگاه آماری به این پدیده، بدون توجه به کیفیت و افزایش بی‎رویه اقامتگاه‌های مجاز و غیرمجاز، این مراکز را که پدیده‌ای نو در گردشگری ایران بودند، از ماهیت بکر و اصیلشان دور کردند.

    مجیدی درباره این مسائل و هزینه‌هایی که به مدیران اقامتگاه‌ها به‌ویژه در خانه‌های روستایی تحمیل شده، می‌گوید: «به‌تازگی اعلام شده که می‌خواهند برای اقامتگاه‌ها مثل هتل‌ها، ستاره در نظر بگیرند و آنها را درجه‌بندی کنند. یک خانه در روستا که با سبک خاصی ساخته شده، چطور می‌شود با یک خانه اعیانی تاریخی در اصفهان مقایسه و درجه‌بندی کرد و طبق آن درجه‌بندی، خدمات آن را قیمت‌گذاری کرد؟ با پروتکل‌های غیراصولی، اصالت بوم‌گردی‌ها را از بین می‌برند.

    این دستورالعمل‌ها فقط برای ما هزینه بیشتری به‌دنبال دارد. یک و نیم میلیارد تومان هزینه تأسیسات داده‌ام: رادیاتور، پکیج، موتورخانه، پمپ آب. درحالی‌که در خانه‌های روستایی سال‌های سال بدون اینها زندگی جریان داشته و می‌تواند باز هم جریان داشته باشد.» حالا قرار است «تیمره» که با سرمایه چند میلیارد تومان و هزاران امید و آرزو تأسیس شده بود، تعطیل شود؛ آن‌هم به‌دلیل مشکلات اقتصادی و حدود ۴۰۰ میلیون تومان بدهی، اما امیدی هم به پیدا شدن خریدار نیست: «نه راه پس داریم، نه راه پیش. مانده‌ایم در یک باتلاق و گرفتار شده‌ایم.» تیمره‌ای که در روز‌های التهاب جنگ چراغ همدلی را روشن نگه داشت و اولین اقامتگاهی بود که اعلام کرد صمیمانه میزبان افرادی خواهد بود که به‌دنبال جایی امن هستند، قرار است تعطیل شود: «فکر می‌کنم فلسفه بوم‌گردی همین همدلی‌ها و همراهی‌هاست.

    در روز‌های جنگ بعد از پستی که ما گذاشتیم، یک زنجیره در کل کشور شکل گرفت و بوم‌گردی‌های دیگر هم اعلام آمادگی کردند. مهمانانی هم که آمدند آنقدر خوب بودند که بعد از یک هفته یا ۱۰ روز وقتی می‌خواستند بروند، یک مبلغی برای ما واریز کردند، با اینکه ما گفته بودیم به‌طور رایگان میزبانشان هستیم.» چنین سرمایه‌هایی از گردشگری ایران کوچ می‌کنند، بی آنکه نگرانی به دل مدیران این حوزه بیفتد و بخواهند اقدامی اصولی و معقول برای بهبود شرایط انجام دهند.

  • حل بحران آب و برق با سفر اجباری! / آقای وزیر، از هزینه یک هفته سفر خانوادگی خبر دارید؟

    حل بحران آب و برق با سفر اجباری! / آقای وزیر، از هزینه یک هفته سفر خانوادگی خبر دارید؟

    به گزارش اقتصادران، در یکی از داغ‌ترین تابستان‌های قرن، در میانه هشدار‌های بی‌سابقه درباره تنش آبی، کاهش شدید ذخایر سد‌های تهران، قطعی مکرر برق و هشدار استاندار تهران در مورد «ابرچالش‌های ناتمام پایتخت»، وزیر گردشگری در قامت ناجی ظاهر شده و اعلام کرده: «در هیات دولت طرحی آماده شده که یک هفته تعطیلی برای سفر مردم تصویب شود و با حمایت مالی دولت، مردم به گردشگری داخلی بروند تا نشاط ایجاد شود و اشتغال در حوزه گردشگری و صنایع‌دستی حفظ شود.»

    ظاهرا دولت در پی یک فریب سازمان‌یافته با هدف کنترل بحران انرژی و کم‌آبی پایتخت است؛ بحرانی که حالا قرار است با یک نسخه ناکارآمد به نام «سفر اجباری با یارانه» درمان شود. اما آیا این نسخه امکان پذیر است؟

    تهران را تعطیل کنیم تا آب و برق نجات پیدا کند؟

    هرچند این مساله به صورت مستقیم از سوی وزیر گردشگری مطرح نشده، اما به نظر می‌رسد این طرح در لایه پنهان خود هدف دیگر و حتی اصلی‌تری داشته باشد؛ کاهش فشار بر شبکه توزیع آب و برق! در اوج تابستان، به‌جای اصلاح ساختار مصرف، تقویت زیرساخت یا اعمال سیاست‌های کنترلی بر مشترکان پرمصرف، ترجیح بر این است که میلیون‌ها نفر را به سمت شمال، غرب و شرق کشور روانه کنند.

    نکته حائر اهمیت این است که به گفته عیسی بزرگ‌زاده سخنگوی صنعت آب کشور، در حال حاضر ۵۰ شهر در ۲۴ استان ایران در وضعیت قرمز آبی قرار دارد.آمارها نشان می‌دهد در استان‌های خوزستان، کرمان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، فارس، بوشهر و حتی گیلان و مازندران هم تنش آبی ثبت شده است. مشخص نیست مقصد سفر تابستانی اجباری آقای وزیر قرار است به کدام یک از استان‌های کم آب کشور باشد.

    یک هفته سفر خانوادگی چقدر خرج دارد؟

    وزیر گردشگری در بخشی از صحبت‌های خود در گفتگوی ویژه خبری، از تسهیلاتی سخن گفته که قرار است در صورت تصویب طرح سفر تابستانی، از طرف دولت برای مردم درنظر گرفته شود. اما سوال ساده اینجاست: برای چند میلیون خانواده؟ و با کدام بودجه؟

    برآورد‌های غیررسمی نشان می‌دهد که بیش از ۲۵ میلیون خانوار شهری در ایران سکونت دارند. در این گزارش فرض بر این است که فقط ۱۰ درصد این تعداد، یعنی ۲.۵ میلیون خانواده از این طرح استفاده کنند. با فرض در نظر گرفتن تنها ۵ میلیون تومان یارانه نقدی یا خدماتی به هر خانواده چهار نفره _مبلغی که حتی جوابگوی ۳ شب اقامت در شهر‌های ارزان قیمت کشور هم نیست_ رقمی بیش از ۱۲ هزار و پانصد میلیارد تومان بودجه برای این طرح نیاز است.

    عجیب‌تر اینکه حتی این رقم هم کفاف سفر داخلی یک خانواده چهار نفره را نمی‌دهد. محاسبات میدانی و بررسی قیمت‌های فعلی تابستان ۱۴۰۴ نشان می‌دهد: هزینه رفت و برگشت با خودروی شخصی از تهران به شهرهای شمالی با بنزین آزاد،_با درنظر گرفتن حداقل چهار باک بنزین برای هر خودرو _، حداقل یک میلیون تومان برآورد می‌شود.

    ۶ شب اقامت در هنل، ویلا یا اقامتگاه بوم‌گردی متوسط در شهرهای شمالی استان‌های گیلان یا مازندران حداقل ۶ تا ۱۰ میلیون تومان هزینه خواهد داشت.

    این  در حالی است که دولت همین حالا در پرداخت حقوق معلمان، یارانه نقدی خانوارها، مطالبات بازنشستگان و طرح‌های عمرانی ناکام مانده است.

    گردشگری واقعی، برنامه می‌خواهد نه تعطیلی دستوری

    اگر وزیر گردشگری واقعاً دغدغه اشتغال در حوزه گردشگری را دارد، آیا نمی‌داند که ایران سالهاست اقتصادی به نام گردشگری در معنای واقعی و پایدار آن ندارد؟

    جذب گردشگر خارجی که در عمل سال‌هاست با چالش‌های جدی مواجه شده؛ نه‌تنها به‌دلیل تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی و نبود پرواز‌های بین‌المللی گسترده، بلکه به‌خاطر تصاویر مخدوش از امنیت داخلی، بازداشت دوتابعیتی ها، برخورد‌های سلیقه‌ای، نبود خدمات استاندارد، و فقدان تبلیغات جهانی موثر، گردشگران خارجی به ندرت ایران را به عنوان مقصد سفر خود انتخاب می کنند. گردشگر داخلی نیز زیر فشار تورم، گرانی اقامت، هزینه بالای سوخت، جاده‌های ناامن، قطار‌های فرسوده و پرواز‌های محدود و گران، رمق خود را از دست داده است.

    امروز بسیاری از خانواده‌ها توان مالی یک سفر ۳ روزه را هم ندارند؛ نشان به آن نشان که در شهریور ۱۴۰۳، رئیس جامعه هتل‌داران ایران اعلام کرده بود که میانگین اشغال هتل‌ها در فصل تابستان به زیر ۴۰ درصد رسیده و بسیاری از واحد‌های اقامتی در حال تعطیلی یا تعدیل نیرو هستند.

    از سوی دیگر، ظاهرا وزیر محترم گردشگری مطلع نیستند که زیرساخت حمل‌ونقل جاده‌ای، ریلی و هوایی کشور به هیچ‌وجه ظرفیت موج سفر‌های هم‌زمان میلیونی را ندارد.

    اگر هدف، حفظ اشتغال است، باید پرسید: چه شغلی؟ کدام رونق؟ کدام بازار فعال گردشگری؟

    پیشنهاد تعطیلی سراسری، بدون احیای زیرساخت‌ها، صرفاً یک تزریق موقت مسافر به چند شهر خاص است، آن‌هم به قیمت فشار بیشتر بر منابع آب، افزایش زباله در مقاصد گردشگری، آسیب به طبیعت و بالا رفتن قیمت خدمات محلی برای مردم همان مناطق. در چنین شرایطی، به جای صحبت از حفظ اشتغال، وزیر باید پاسخ دهد برنامه واقعی برای نجات اقتصاد گردشگری ایران چیست؟ آیا غیر از مسکّن‌های شعاری، طرحی برای بازسازی اعتماد گردشگران خارجی، توسعه زیرساخت داخلی، یا ارتقای کیفیت خدمات در کشور وجود دارد؟

    برای اطلاع ایشان باید گفت که برنامه‌ریزی برای یک تعطیلی ملی با هدف گردشگری، نیاز به حداقل ۶ تا ۱۲ ماه آماده‌سازی، ایجاد زیرساخت‌های اقامتی در شهر‌های کمتر توسعه‌یافته، تجهیز و پشتیبانی حمل‌ونقل و امداد جاده‌ای، طراحی مسیر‌های جایگزین ترافیکی و سیاست‌گذاری دقیق برای عدالت در دسترسی را دارد. کاش وزیر محترم دریابند که این کار با یک مصوبه هیات دولت و شعار برای نشاط مردم انجام نمی‌شود.

    عجیب‌تر این که وزارتخانه‌ای که اصلی‌ترین و مهم‌ترین رسالتش، حفظ میراث فرهنگی است، آیا اطلاع دارد که بسیاری از آثار تاریخی در مناطق مرکزی ایران، مثل یزد، اصفهان، کرمان و فارس، به دلیل فرونشست زمین ناشی از برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی در خطر نابودی هستند؟

    شوربختانه این وزارتخانه در برابر این فجایع، نه تنها اقدام موثری انجام نداده، بلکه ترجیح می‌دهد در تعطیلات اجباری، مردم را به سمت همین شهر‌ها هدایت کند، تا فشار مضاعف به منابع زیرزمینی تحمیل شود.

    در نهایت باید گفت که طرح تعطیلی یک‌هفته‌ای در ظاهر، لبخندی است روی چهره بحران. اما در واقع، نوعی ترفند مدیریتی برای منحرف‌کردن توجه افکار عمومی از ضعف‌های زیرساختی و سوءمدیریت در مصرف منابع انرژی و آب است. دولت به جای اینکه با شفاف‌سازی، اصلاح نظام قیمت‌گذاری انرژی، کنترل مشترکان پرمصرف، یا نوسازی شبکه برق شهری اقدام کند، تصمیم گرفته که مردم را از شهر بیرون کند؛ همان مردمی که همین حالا درگیر تورم، اجاره‌خانه، کمبود دارو و بحران معیشت هستند. وزیر گردشگری به‌جای این‌که از «قطار گردشگری» حرف بزند، باید توضیح دهد این قطار قرار است روی ریل فروپاشی زیرساختی کشور حرکت کند یا واقعاً به سمت توسعه پایدار و مدیریت منابع پیش برود؟

  • بیکاری دست‌کم ۵ هزار راهنمای گردشگری در جنگ ۱۲ روزه / حاجی سعید: جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که جاسوس قلمداد کردن گردشگر، آدرس غلط دادن است

    بیکاری دست‌کم ۵ هزار راهنمای گردشگری در جنگ ۱۲ روزه / حاجی سعید: جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که جاسوس قلمداد کردن گردشگر، آدرس غلط دادن است

    به گزارش اقتصادران، گردوغبار تنش‌های سیاسی و نظامی بر فضای کشور سایه انداخته و در این میان یکی از نخستین قربانیان خاموش، صنعت گردشگری است؛ صنعتی که به واسطه ارتباط مستقیم با امنیت، تصویر بین‌المللی و دیپلماسی عمومی یک کشور، به شدت از کوچکترین بی‌ثباتی‌ها تأثیر می‌پذیرد. در این میان، راهنمایان گردشگری در خط مقدم این صنعت قرار دارند؛ افرادی که نقش حیاتی در تجربه گردشگر ایفا می‌کنند و معیشت‌شان به تردد و حضور مستمر گردشگران خارجی وابسته است.پیش از آغاز بحران نظامی اخیر نیز وضعیت ورود گردشگر به کشور چندان مطلوب نبود. سال‌ها تحریم و کرونا، نگاه امنیتی به گردشگر خارجی و فقدان سیاست‌های موثر در تبلیغ چهره ایران در سطح جهانی، آسیب‌هایی جدی به زیرساخت‌های گردشگری وارد کرده بود. اما بحران اخیر، مانند ضربه نهایی، امید‌های کمرنگ مانده را هم از بین برده است.

    لغو گسترده تور‌های ورودی، خروج اتباع خارجی از کشور، تغییر توصیه‌های سفر از سوی دولت‌های دیگر و افزایش ریسک ذهنی سفر به ایران، باعث شده تا فعالیت این بخش کاملا متوقف شود. راهنمایانی که با تکیه بر تخصص، زبان‌آموزی و سال‌ها تجربه به شغل خود دل بسته بودند، حالا با واقعیتی مواجه‌اند که نه تنها معیشت‌شان را تهدید می‌کند، بلکه آینده شغلی‌شان را هم در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

    در چنین شرایطی، دغدغه اصلی آنها دیگر بازاریابی، آموزش یا جذب گردشگر نیست، بلکه زنده ماندن در این بحران اقتصادی است. بحران نه به معنای شکست بازار، بلکه به معنای ناپدید شدن کامل تقاضاست. این گروه از فعالان گردشگری در نبود سیاست‌های حمایتی مؤثر، با بیکاری، بدهی و بحران معیشتی روبه‌رو شده‌اند.

    در ایام اخیر مطلقا گردشگر خارجی در کشور نداشتیم

    محسن حاجی سعید، رئیس جامعه انجمن‌های راهنمایان گردشگری در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه قبل از جنگ هم وضعیت ورود گردشگران خارجی چندان خوب نبود، در حال حاضر این صنف چطور گذران زندگی می‌کنند؟  گفت: «وضعیت گردشگری تقریبا تا فروردین ماه امیدوارکننده شده بود، اما به واسطه تهدیداتی که از اردیبهشت به این سو وجود داشت، گردشگری تعطیل شده بود. متاسفانه با شروع جنگ، اتفاقات به سطح اعلا خود رسید؛ یعنی نه تنها گردشگری وارد ایران نشد بلکه تمام اتباع خارجی که برای بیزنس یا حتی دیپلمات‌هایی که در ایران بودند، کشور را ترک کردند؛ یعنی مطلقا گردشگر خارجی در کشور نداشتیم. البته ممکن است انگشت شمار افرادی به ضرورت یا به دلیل کارشان در ایران مانده باشند، اما سفری نکردند و گردشگر به معنای واقعی آن نداشتیم.»

    وی ادامه داد: «پس از جنگ هم شرایط بدتر شد و توصیه‌های سفر به ایران تغییر کرده است. از این رو هیچ اخبار مثبتی به گوش اهالی گردشگری نمی‌رسد. صنف ما متضرر شده و میزان خسارت را به مسئولین و وزارت گردشگری اعلام کرده‌ایم؛ چراکه ممکن است جنگ ۱۲ روز اعلام شده باشد، اما نمی‌توانیم تبعات آن را برای حوزه گردشگری در حد ۱۲ روز مدنظر قرار دهیم. پیش از وقوع جنگ هم گردشگری تعطیل شده بود و اگر فرض را بر انجام مذاکره و رسیدن به توافق میان ایران و آمریکا بگذاریم، تا گردشگر بخواهد پایش را به کشور بگذارد دست‌کم یک سال زمان می‌برد.»

    حاجی سعید در توضیح جلسه‌ای که با وزارت گردشگری داشته، عنوان کرد: «آنچه شخص آقای صالحی امیری اذعان داشتند و رییس جمهور هم تایید کرده‌اند، این است که در پیش‌بینی که برای جبران خسارت بخش خصوصی و آسیب‌دیدگان جنگ انجام می‌شود، بخش خدمات را باید جدی‌تر در نظر گرفت. به اذعان شخص رییس جمهور، خدمات بیشترین آسیب را دیده و از این بخش نیز گردشگری آسیبش به مراتب بیشتر بوده است. خوشبختانه با وزیر اقتصاد هم جلسه‌ای داشتیم که مطالب مطرح و مطالبات تبیین شد.»

    این فعال حوزه گردشگری درباره مطالبات صنف خود از دولت گفت: «خواسته‌ای که مشخصا از دولت داشتیم و مستقیما به وزیر اقتصاد انتقال دادیم این بود که برای تاسیسات گردشگری ارائه وام، تسهیلات در پرداخت بدهی‌هایشان و تسهیل در قبوض انرژی‌شان در نظر گرفته می‌شود، اما برای راهنمایان گردشگری که تاسیسات نیستند، این کمک‌ها ملموس نیست. کمک ملموس یعنی وام بلاعوض که هرچند ناچیز هم باشد و خسارات یک سال را جبران نکند، اما فعلا مانع آن می‌شود که مشکلات معیشتی نیرو‌های متخصص گردشگری جدی‌تر نشود و برای اداره زندگی‌شان کمک خواهد کرد. همچنین در جلسه دو روز پیش که مدیر عامل تامین اجتماعی هم حضور داشتند، بحث کمک بیمه‌ای به راهنمایان گردشگری را در میان گذاشتیم. براساس تشخیص شاخصه‌های غلط بسیاری از همکاران ما به علت سفر‌های خارجی، در دهک‌های ۸ تا ۱۰ قرار گرفته‌اند درصورتی که این سفر‌ها باید به عنوان ماهیت شغلی در نظر گرفته شود. این مطالبات را اعلام کردیم و قول همکاری داده شد که اصلاحاتی صورت گرفته شود.»

    حاجی سعید درباره میزان خسارتی که به صنف راهنمایان گردشگری وارد شده است، عنوان کرد: «مشخصا میزان خسارتی که برای حوزه راهنمایان گردشگری به وزارتخانه اعلام کرده‌ایم، برای هر ماه ۲۰۰ میلیارد تومان است. راهنمایان گردشگری بخشی از همین مردمی هستند که در فضای مجازی پای کشور ایستاند. آنها به واسطه تسلطشان به زبان و حضور فعال در فضای مجازی، جریان‌سازی کردند چراکه این افراد به واسطه اینکه ماهیت شغلی‌شان به کشور گره خورده است، عِرق دو چندان به کشور دارند. اما در این مواقع که حرف از کمک زده می‌شود، اغلب به صورت ناچیز یا دیرهنگام ارائه می‌شود. امیدواریم وضعیت کشور به سمتی برود که گردشگری به حالت عادی برگردد و ما هیچ وقت نیاز به حمایت و کمک مالی دولت نداشته باشیم.»

    دست‌کم ۵ هزار نفر از راهنمایان گردشگری، بیکار شده‌اند

    وی همچنین درباره تعداد راهنمایان گردشگری که شغل خود را از دست داده‌اند، گفت: «نزدیک به ۲ هزار نفر راهنمای گردشگر داریم که درآمدشان صرفا از طریق همین شغل است و درآمد جانبی دیگری ندارند. بنابر آمار بیمه‌ای که ما داریم، از بین ۱۵، ۱۶ هزار راهنمای گردشگری که آموزش دیده‌اند، ۲ هزار نفرشان فقط از همین راه درآمد کسب می‌کنند. وقتی در مورد تعداد صحبت می‌کنیم، منظور افرادی هستند که بیمه‌شان در سازمان تامین اجتماعی تحت عنوان راهنمایان گردشگری ثبت شده است و اگر جای دیگری شاغل باشند، امکان استفاده از بیمه راهنمایان را ندارد.»

    این فعال حوزه گردشگری ادامه داد: «حدود ۲ هزار نفر بیمه شده راهنمای گردشگری داریم که تمام آنها بیکار شده‌اند. البته شاید حدود ۳ هزار نفر دیگر هم از میان کسانی باشند که در حوزه گردشگری، نیمه فعال کار می‌کنند یا راهنمای گردشگری شغل دومشان است و آنها هم آسیب دیده‌اند. اما از میان کسانی که نه بیمه بیکاری و نه شغل دیگری دارند، حدود ۲ هزار نفر بیکار شده‌اند. راهنما اگر فعالیت داشته باشد حداقل ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان در سال درآمد دارد. حال حساب کنید این تعداد افراد و این مدت بیکاری که همچنان ادامه دارد، چه قدر ضرر می‌شود؟ اگر عدد حداقلی بگوییم ۲۰۰ میلیارد تومان خسارتی است که ماهانه وارد می‌شود. حال اگر یک ساله در نظر بگیریم، ۲ و نیم همت میزان خسارتی است که این قشر به دلیل بیکاری با آن مواجه شده‌اند.»

    جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که جاسوس قلمداد کردن گردشگر، آدرس غلط دادن است

    حاجی سعید همچنین در پاسخ به اینکه در صورت پایان قطعی جنگ، برای بازسازی اعتماد گردشگران خارجی جهت سفر به ایران چه اقداماتی باید انجام داد؟ گفت: «برای بازگرداندن گردشگران به کشور ما نیاز به یک صلح منطقه‌ای داریم که باید تمام طرف‌های دعوا در یک جایی این مسائل را کنار بگذارند و برای عادی شدن زیست مردم در خاورمیانه به هر طریقی که میسر است، آشتی کنند. الان ترکیه، قطر، امارات و دیگر کشور‌ها دارند خسارت درگیری ایران و اسرائیل را می‌دهند. البته نه بدین معنا که ورود گردشگر به این کشور‌ها صفر شده باشد ولی از عدم امنیت منطقه آسیب می‌بینند.»

    رئیس جامعه راهنمایان گردشگری ادامه داد: «راهکار‌هایی برای تضمین حضور گردشگر در کشور وجود دارد که در وهله اول ایجاد حس امنیت است. کسانی در یک سال گذشته به کشور آمدند ولی به واسطه افزایش تنش‌ها، در میانه سفر خود ایران را ترک کردند؛ یعنی کسانی که شجاعت داشتند که به ایران سفر کنند هم به نوعی از سفر خود پشیمان شدند؛ بنابراین نباید درگیری‌ها را دست‌کم گرفت.»

    وی درباره اتهام جاسوسی به گردشگران خارجی، بیان کرد: «یک از موضوعاتی که با آن مواجه بودیم ددرستگیری بیش از حد اتباع اروپایی بود که منجر به عدم سفر به ایران شد. این دیگر ربطی به جنگ ندارد بلکه به سختگیری‌های بی‌منطقی باز می‌گردد که انجام می‌دهیم. برخی افراد که در گردشگری به آنها گردشگر کنجکاو می‌گوییم، به واسطه عدم شناخت قوانین خاص کشور ما، مثلا در زمان اعتراضات به عنوان گردشگر از شلوغی عکاسی کرده‌اند. اتفاقی که ممکن است در هر جای دنیا برای هر فرد بیافتد که در حال بازدید است و از شلوغی که غیرعادی رخ می‌دهد، عکس می‌گیرد. اما در کشور ما این را جرم می‌دانیم که اشتباه است.»

    حاجی سعید در ادامه تاکید کرد: «کسی که به ایران آمده، اگر جاسوس بوده نباید ویزا برایش صادر می‌شده و باید تشخیص می‌دادیم، اما عکس گرفتن از شلوغی معیار درستی برای جاسوس خواندن آن گردشگر نیست. ما این موارد را در یک سال گذشته با مجلس، دولت و نهاد‌های امنیتی مطرح کرده‌ایم و امیدواریم قوای سه‌گانه یک تصمیم برای حل این مشکل بگیرند. دستگیری‌های اینچنینی تبعاتش برای حوزه گردشگری است؛ بنابراین این موضوع دیگر ربطی به جنگ ندارد بلکه مربوط به قوانین سختگیرانه ما در مواجهه با گردشگرانی است که از ابزار‌های به روز برای گرفتن عکس و فیلم بهتر استفاده می‌کنند. در کشور ما به واسطه هزاران مشکلی که داریم، گردشگر به هر گوشه‌ای که سفر می‌کند نباید عکس بگیرد چراکه ممکن است سایت نظامی، تاسیسات هسته‌ای یا هر منطقه حساس دیگری باشد. اینکه ۸۰ درصد کشور را امنیتی کنیم و به گردشگر اجازه ندهیم عکس و فیلم بگیرد، غلط است.»

    رئیس جامعه راهنمایان گردشگری افزود: «در همین جنگ ۱۲ روزه به دستگاه امنیتی هم ثابت شد که این مسائل ربطی به گردشگر ندارد و اینها آدرس اشتباه دادن است که با ممانعت ایجاد کردن برای گردشگر، امینت کشور تامین می‌شود.»

    حاجی سعید ضمن تاکید براینکه دکترین امنیتی کشور باید بازنگری شود، گفت: «ما از دو سمت داریم خسارت می‌بینیم؛ هم نتوانستیم امینت را تامین کنیم و هم با برخورد‌های بی‌جا نتوانستیم اقتصاد گردشگری که می‌توانست به اندازه نفت، ارز وارد کشور کند را پویا کنیم؛ بنابراین مسائل ما خیلی به جنگ گره نخورده است؛ هرچند که جنگ هم تاثیر مستقیم دارد یعنی تا عادی شدن شرایط را لمس نکنند، از سفر خودداری می‌کنند.»

    وی ضمن بیان اینکه بخشی از راهکار‌های رونق ورود گردشگر به توافقات بین‌المللی بازمی‌گردد، افزود: «اگر ما به توافقی مانند برجام دست پیدا کنیم، بسیاری از اتفاقاتی که رخ داده است، چند ماه بعد در ذهن مردم کمرنگ می‌شود و ظرف یک سال حرکت گردشگر به سوی ایران محقق می‌شود. هر چند که امید‌ها برای رسیدن به توافق کمرنگ است، اما مسئولان باید به هر طریقی که هست دنیا را با ما همسو کنند. اینکه همه اروپا در مقابل ایران باشند، اینکه آمریکا در حمله اسرائیل در مقابل ایران قرار گیرد و اینکه چین و روسیه پشت ایران را خالی کنند، یعنی عدم موفقیت در دکترین سیاست خارجه ایران. اگر در این مسائل بازنگری نشود، گردشگری که بخشی از اقتصاد کشور است احیا نخواهد شد.»