برچسب: گرانی

  • گوشت 14 برابر گران شده است!

    گوشت 14 برابر گران شده است!

    به گزارش اقتصادران، در علم اقتصاد زمانی‌که از تورم صحبت می‌شود، منظور افزایش مداوم سطح عمومی قیمت‌هاست. مرکز آمار ایران به عنوان اصلی‌ترین نهاد انتشار آمارهای تورم کشور، برای محاسبه این شاخص مهم از سبد مصرفی خانوار بهره می‌گیرد. در این سبد سهم هر یک از اقلام خوراکی و غیرخوراکی مشخص شده و ضریب اهمیتی به آن‌ها داده می‌شود.

    به نقل از اکوایران،در انتها با توجه به وزن و قیمتی که این اقلام در سبد خرید خانوار داشته‌اند اقدام به انتشار آمارهای شاخص قیمت مصرف‌کننده و تورم در کشور می‌کند.

    اما زمانی‌که از مردم درباره تورم سوال می‌شود؛ نرخ ذهنی‌ای که از زیست در جامعه بیان می‌کنند بسیار بیشتر از تورم اعلام شده از این مرکز آماری است. علت این اتفاق چیست؟

    به طور کلی، می‌توان دلیل این احساس تورم بیشتر از تورم واقعی را سر و کار داشتن بیشتر افراد با اقلام خوراکی به‌خصوص طیف کوچکی از آن‌ها مانند گوشت و شیر و روغن دانست. طبق آمارهای مرکز آمار ایران، از فروردین سال ۹۷ تا اردیبهشت‌ماه سال ۱۴۰۳، قیمت سبد مصرفی خانوار بیش از هفت برابر شده است. این در حالی‌ست که قیمت یک کیلوگرم گوشت در این مدت بیش از ۱۴ برابر رشد داشته است.

    در ادامه به بررسی بیشتر اقلام مهم در سبد مصرفی مردم (خانوارهای شهری) خواهیم پرداخت و آن‌ها را تورم اعلام شده توسط مرکز آماری کشور مقایسه خواهیم کرد.

    ۷ سال اخیر همراه با رشد ۷ برابری قیمت‌ها

    احساس تورم با تورم واقعی دو معقوله جدا از یکدیگر است. زمانی‌که مرکز آمار ایران اقدام به انتشار آمارهای تورم در کشور می‌کند ممکن است با احساس مردم هم‌خوانی نداشته باشد. این به دلیل اشتباه در آمار نیست. به دلیل احساسی است که مردم از کالاهای خاص خوراکی و غیرخوراکی می‌گیرند که بیشتر با آن‌ها سرو کار دارند.

    بازه زمانی مورد بررسی در این ارزیابی آماری از سال ۹۷ یعنی خروج ترامپ از برجام تا اردیبهشت‌ماه سال جاری است که آخرین آمارهای مرکز آمار از متوسط قیمت کالاها به‌روز شده است.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد در این هفت سال قیمت سبد خرید مصرفی خانوارها (شهری) که از کالاهای خوراکی و غیرخوراکی با وزن‌های متفاوت تشکیل شده، نزدیک به ۷.۵ برابر رشد داشته است. اما این افزایش در کالاهای مختلف متفاوت است.

    در این بررسی ۱۰ کالای مهم در سبد خرید مردم مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این سبد بیشترین میزان افزایش قیمت مربوط به گوشت گوسفند و گوساله است. در هفت سال اخیر، قیمت یک کیلوگرم گوشت گوسفند نزدیک به ۱۳۶۵ درصد رشد داشته؛ به‌عبارتی ۱۴.۵ برابر شده است. گوشت گاو و گوساله نیز در همین مدت افزایش قیمت ۱۴ برابری را تجربه کرده‌اند. افزایش قیمت در این دو کالا ۲ برابر افزایش قیمت در سبد مصرفی خانوار است.

    در ادامه چهار کالای شیر پاستوریزه، روغن مایع، چای خارجی و رب گوجه فرنگی در این مدت افزایش قیمت حدود ۱۱ برابری داشته‌اند.

    در میان این کالاها قیمت یک کیلوگرم مرغ ماشینی طی هفت سال ۱۰ برابر شده و قیمت برنج ایرانی و خارجی بیش از ۸ برابر شده است.

    در انتها نیز تخم مرغ ماشینی در هفت سال گذشته با افزایش ۷.۷ برابری مواجه شده است که نزدیک‌ترین کالا به افزایش قیمت سبد مصرفی خانوارها بوده است.

    به طور کلی سبد مصرفی خانوارها از کالاهای متعددی تشکیل شده که به طور میانگین ۷.۵ برابر رشد قیمت داشته‌اند اما به دلیل اینکه مردم با اقلام ذکر شده در این گزارش و اقلام غیرخوراکی مهم مانند مسکن سر و کار بیشتری دارند، افزایش قیمت در این کالاها باعث احساس تورمی بیشتر برای آن‌ها شده است.

     

     

  • رشد 1.5 برابری هزينه خانوار طی سه سال گذشته

    رشد 1.5 برابری هزينه خانوار طی سه سال گذشته

    به گزارش اقتصادران، بررسي‌ داده‌هاي تازه‌اي كه مركز آمار ايران از شاخص قيمت مصرف‌كننده در ارديبهشت‌ماه ارايه كرده نشان مي‌دهد به‌ طور متوسط سطح تورم ايراني‌ها در 3 سال گذشته نزديك به 1.5 برابر شده است. اين در حالي است كه شوك قيمت‌ها در بخش كالاي خوراكي بيشتر است و به سمت 2‌برابر شدن ظرف سه‌سال رفته است. اما اين عدد از كجا آمده و فرمول آن چيست؟ داده‌هاي مركز آمار نشان مي‌دهد شاخص قيمت مصرف‌كننده براي خانوارهاي كشور در ارديبهشت‌ماه امسال به عدد 243 رسيده است. در اين اعداد و ارقام، قيمت سبد هر استان در سال پايه كه اكنون 1400 است، برابر ۱۰۰ در نظر گرفته مي‌شود.

    بنابراين وقتي سبد مصرفي كل كشور در ارديبهشت‌ماه به عدد ‌ 243 مي‌رسد، يعني قيمت سبد مصرفي خانوارها از سال 1400 تاكنون 143‌درصد رشد كرده و به عبارتي فقط در سه سال، حدود 1.5 برابر شده است. در بخش كالاي خوراكي عدد شاخص در ارديبهشت ماه 274.4 رسيده كه نشان مي‌دهد نزديك به 175 درصد در سه سال رشد تورم ايجاد شده است. در بخش كالاي خوراكي و خدمات نيز عدد شاخص به حدود 230 رسيده و نشانگر 1.3 برابر شدن سطح تورم ايراني‌ها در اين بخش است.

    البته بايد توجه داشت كه 1.5 برابر شدن تورم در عرض سه سال، به مدد تغيير «سال پايه» به دست آمده است. مركز آمار سال گذشته با تاخير در اعلام نرخ تورم، دليل آن را «تغيير سال پايه»‌ از 1395 به 1400 عنوان و هدف از اين كار را « فراهم شدن امكان محاسبه واقعي‌تر نرخ تورم » ذكر كرد.

    اتفاقي كه در سال‌هاي گذشته نيز رخ داده بود. اولين‌بار، بانك ملي ايران در سال 1315، محاسبه شاخص هزينه زندگي و شاخص بهاي عمده‌فروشي كالاها را در نقاط شهري آغاز كرد. در سال 1338، با تغيير سال پايه، محاسبه شاخص هزينه زندگي و شاخص بهاي عمده‌فروشي كالاها مورد تجديدنظر قرار گرفت و با تاسيس بانك مركزي ايران در سال 1339، مسووليت تهيه شاخص‌هاي مذكور، به اين بانك محول شد. بانك مركزي ايران، با توجه به تغييرات قابل ملاحظه در الگوي مصرف خانوارها و تركيب هزينه آنها، سال 1348 را سال پايه قرار داد.

    در سال 1353 سال پايه به اين سال تغيير كرد. در سال 1361، ايـن سال به عنـوان سال پايه انتخـاب شـد و تجديدنظر در زمينه محاسبه شاخص‌هاي مذكور به عمل آمد. بانك مركزي در سال 1378، سال پايه را از سال 1369 به سـال 1376 تغييـر داد. در سال 1391 اطلاعات اين شاخص براساس سال پايه 1390 توسط دفتر شاخص قيمت مركز آمار ايران محاسبه و در سالنامه آماري كشور قرار گرفته و منتشر مي‌شود. سپس سال مبنا 1395 تعيين شد و دست آخر همين يك سال پيش، ‌سال پايه به 1400 تغيير پيدا كرد.

    از اين تحولات دو چيز بيش از همه ديده مي‌شود: اول «تورم مزمن» اقتصاد ايران است كه بيش از سه دهه ادامه يافته و تلاش‌هاي دولت‌هاي مختلف براي پايين كشيدن آن، به كاهش مقطعي تورم در يك يا دو سال انجاميده و در بقيه سال‌ها، همواره در عددي بالاي 20 يا 30 درصد حركت كرده است. نكته دوم، ‌تغيير سال پايه است كه به گونه خاصي، تورم به وجود آمده را در «عدد»‌اعلام شده پايين‌تر نگه مي‌دارد اما مردم عادي به خوبي آن را لمس مي‌كنند.

    به طور مثال، ‌مردم مي‌بينند كه يك دستگاه خودروي پرايد در سال 87 به قيمت 7 ميليون تومان فروخته مي‌شد و الان بايد بالاي 300 ميليون تومان براي آن پرداخت كرد. يا مثلا قيمت يك كيلو گوشت قرمز در سال 95 حدود 15 هزار تومان بوده و الان بالاي 600 هزار تومان است. ممكن است كه روي كاغذ و عددهاي اعلام شده، تورم و ميزان چند برابر شدن قيمت‌ها پايين باشد؛ ‌اما سطح عمومي قيمت رشد كرده و به رشد خود هم ادامه مي‌دهد.

    شرايط پيچيده تورم در استان ها

    اما با همين فرمول مي‌توان ديد كه ميزان تورم در 19 استان كشور بالاتر از سطح متوسط كل كشور است. هرچند شتاب رشد قيمت‌ها در اين 3 سال متفاوت بوده است. مثلا در استان مركزي يزد قيمت سبد مصرفي خانوار‌ها بيش از 170 درصد در اين 3 سال رشد كرده. يا در استان مجاور يعني اصفهان، اين عدد 158 درصد بوده است. در استان‌هايي مانند آذربايجان غربي با رشد بيش از 157 درصدي روبه‌رو بوده‌ايم و در كرمانشاه يا كردستان رشد نزديك به 160 درصدي در اين 3 سال رخ داده است.

    در عين حال در يكسري استان‌ها نيز ارقام پايين‌تر بوده است. استان‌هايي مانند خوزستان، سمنان، قم، تهران، مازندران و حتي بوشهر در اين 3 سال با شتاب كمتري در افزايش قيمت سبد مصرفي خانوارها روبه‌رو شده‌اند. مثلا در استان تهران، ميزان افزايش قيمت سبد مصرفي خانوار از سال 1400 تاكنون 130 درصد بوده. يا در قم، اين عدد 145.1درصد شده است. البته نبايد يك نگاه كلي به اين موضوع داشت و تصور كرد كه سطح قيمت‌ها در بعضي استان‌ها پايين‌تر از استان‌هاي ديگر بوده، چراكه ممكن است به دليل قيمت بالاي كالاها در اين استان‌ها، سطح تقاضا و خريد ساكنان پايين آمده و از شتاب رشد قيمت جلوگيري كرده باشد.

    شوك گراني 3‌ساله

    به نظر مي‌رسد بخش بزرگي از افزايش سطح تورم عمومي پس از حذف ارز ترجيحي 4200 توماني و جايگزين كردن آن با عددي بالاتر (28500 تومان) در سال 1401 و با عنوان «جراحي اقتصادي»‌رخ داده است. در بسياري از گروه‌هاي كالايي 1.5 تا 2.5 برابر شدن سطح تورم كشور در 3‌سال اخير مشهود است. در گروه خوراكي‌ها و آشاميدني‌ها سطح تورم 3سال گذشته 1.7 درصد رشد كرده .

    سطح تورم گروه كالايي گوشت قرمز و گوشت ماكيان 2.7 برابر در اين 3‌سال رشد داشته است. تورم 3‌ساله در بخش روغن و چربي‌ها 2.7 برابر شده و دربخش چاي و قهوه نزديك به دو برابر شده است. در گروه كالايي پوشاك و كفش سطح تورم در سه سال 1.6 برابر شده است. در حوزه اجاره مسكن اين عدد 1.2 برابر شده است. در بخش بهداشت و درمان تورم در 3 سال نزديك به 1.5 برابر شده و تورم بخش «استفاده از حمل و نقل عمومي»‌در اين3 سال دو برابر شده است. اما نكته جالب، بخش‌هايي مانند تفريح يا هتل‌داري و رستوران‌داري است. تورم بخش تفريح و فرهنگ در اين 3 سال 1.3 برابر شده و تورم حوزه هتل‌داري و رستوران 2.5 برابر طي سال گذشته رشد كرده است.

  • دولت می تواند ارز را پایین بیاورد اما از گرانی خوشش می آید!

    دولت می تواند ارز را پایین بیاورد اما از گرانی خوشش می آید!

    به گزارش اقتصادران،  جبار کوچکی نژاد نماینده رشت و منتخب دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی افزود:در مورد گرانی نرخ ارز برخی معتقدند دولت صد درصد مقصر نیست ولی باید گفت دولت بخصوص در زمانی که کسری بودجه دارد از این اتفاق خوشش می آید چون می تواند منابعی را بدست آورد.

    وی با بیان اینکه تغییرات نرخ ارز ساختار اقتصادی کشور را دچار تلاطم می کند تصریح کرد:ثابت شده دولت می تواند قیمت را کنترل کند،هر زمان افزایش قیمت داریم دولت آنرا در یک نقطه نگه می دارد پس دولت می تواند ارز را تا 40 هزار تومان پایین بیارود و ثابت نگه دارد.
    جبار کوچکی نژاد نماینده رشت در خصوص آمارهای مثبت رشد اقتصادی از سوی دولت گفت: دولت ها ،وقتی مدیریت را ازدولت قبل تحویل می گیرند می گویند ویرانه تحویل گرفتیم ،بعد می گویند به نرمال رساندیم،آنها با آمار بازی می کنند و گزارش هایی را بنابر اعتماد به کارشناسان ،که غیر واقعی است ارائه می دهند.

    وی تاکید کرد:دولت حرف هایی می زند که با آنچه مردم کف خیابان می بینند فرق بسیاری دارد این امر نشان می دهد دولت، خوش بین به آمارهایش است .

    نماینده رشت خاطر نشان کرد:دیوان محاسبات و سازمان های مستقل باید روی آمارها کار کنند و واقعیات را بگویند،آمار سازی منحرف کردن افکار عمومی است.

  • گرانی‌ها امان مردم را بریده / مسئولان با سخنانشان فقط نمک بر زخم مردم می‌پاشند

    گرانی‌ها امان مردم را بریده / مسئولان با سخنانشان فقط نمک بر زخم مردم می‌پاشند

    به گزارش اقتصادران، مردم در رابطه با فساد چای دبش می‌پرسند این حجم بزرگ از فساد مالی چگونه صورت گرفته که مجموعه دولت متوجه انجام آن نشده و اکنون که افشا شده، به گفته رئیس قوه قضائیه ۴۵ نفر در این رابطه ازجمله وزیر، معاون وزیر و مدیران عالی‌رتبه شبکه اجرایی درگیر آن بوده‌اند.

    بنا بر این گزارش روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

    این روز‌ها روند شدید و کمرشکن قیمت‌ها و رشد گرانی‌ها نه تنها امان مردم را بریده، بلکه فریاد کارشناسان اقتصادی و نمایندگان مجلس را هم درآورده.

    ولی متأسفانه مسئولین اجرایی و مدیران دولتی که باید این هشدارها، آن‌ها را به تکاپو وادارد، به تماشاچی بزرگ و منفعلی تماشایی تبدیل شده‌اند که با سخنانشان فقط نمک بر زخم مردم می‌پاشند

    سؤال مردم این روز‌ها اینست که مسئولیت دولت در این زمینه چیست و چرا نباید در زمینه کنترل اوضاع بهم ریخته اقتصادی اقدام کند؟

    چرا رئیسی که در دوره ریاست بر قوه قضاییه، متهمان فساد اقتصادی را تا بالای دار می‌برد، درباره فساد وزیرش سکوت و حتی حمایت کرد؟

    قطعاً حاکم شدن چنین وضیعتی از بی‌نظمی در عرصه اقتصادی کشور باعث شکل‌گیری شبکه‌های گسترده اختلاس و ایجاد فساد در فرآیند ساختاری کشور شده که افشای اختلاس‌های نجومی مالی در بخش‌های مختلف از جمله فساد ۳.۵ میلیارد دلاری در ماجرای چای دبش ازجمله آنهاست.

    مردم در این رابطه می‌پرسند این حجم بزرگ از فساد مالی چگونه صورت گرفته که مجموعه دولت متوجه انجام آن نشده و اکنون که افشا شده، به گفته رئیس قوه قضائیه ۴۵ نفر در این رابطه ازجمله وزیر، معاون وزیر و مدیران عالی‌رتبه شبکه اجرایی درگیر آن بوده‌اند.

    به قول برخی کارشناسان این حجم وسیع از فساد‌های مالی که از هزینه سازه‌های کشور هم فراتر رفته در حالی صورت گرفته که در کشور، مطالب زیادی درباره مبارزه با فساد گفته می‌شد، ولی خبری از مبارزه واقعی با فساد در میان نبود.

    دولتمردان باید بدانند مدیریت قانونی در کشور بدون مبارزه واقعی با فساد و جلوگیری از شبکه‌های رانت‌خوار موجود در ماجرای غیرقانونی دور زدن تحریم‌ها امکانپذیر نیست و اگر هر آینه مدیران جامعه به دنبال اعتماد عمومی باشند باید اجرای عدالت را از خود آغاز کنند.

  • صدای آشپزان هم از شوری غذا بلند شده است!

    صدای آشپزان هم از شوری غذا بلند شده است!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

    “دبیرکل حزب مؤتلفه: گرانی‌های روزافزون همه را خسته کرده. نیازمند تحول عمیق در کشور هستیم.

    معلوم می‌شود که کارد به استخوان اصولگرایان هم رسیده است. صدای آشپزان هم از شوری غذا بلند شده است.”

     

  • سقوط 70 درصد ایرانیان در دام فقر

    سقوط 70 درصد ایرانیان در دام فقر

    به گزارش اقتصادران، هادی حق شناس طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

    بر اساس گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس، مقوله تعميق «فقر» طي سال‌هاي اخير در ايران به وضعيت بغرنجي رسيده است. در واقع داده‌هاي مستند حاكي است طي سال‌هاي اخير ۵۰ درصد به فقراي كشور افزوده شده و ۳۰ درصد ايرانيان هم از دهك‌هاي مياني در آستانه و مرز فقير شدن قرار دارند.براي بررسي چرايي بروز اين مشكلات بايد رخدادهاي دهه ۹۰ اقتصاد ايران مورد واكاوي و كنكاش قرار گيرد. البته لازم است، رخدادهاي دهه ۹۰ را به چند بخش تقسيم كنيم:

    ۱) از سال ۹۲ تا خرداد ۹۷ است كه در اين مقطع ۴سال و نيمه، وضعيت اقتصادي كشورمان رو به بهبود بود و اقتصاد ايران در اين بازه زماني، متهم اصلي فقر يعني تورم را در بند داشت. بر اساس داده‌هاي مستند، ايران در ۵۰سال گذشته تنها طي دو بازه زماني سال‌هاي ۹۵ و ۹۶ است كه تورم يك رقمي دارد و هرگز اقتصاد ايران در گستره زماني مختلف طي نيم قرن گذشته، يك رقمي نشد. نه تنها تورم كشور در اين سال‌ها تك رقمي شد، بلكه رشد اقتصادي محقق شده در سال ۹۵ به اندازه رشد اقتصادي ۳ساله دولت فعلي بوده است.

    ۲) رخدادي كه در دهه ۹۰ شكل گرفت دهه ۹۰ را به دهه بر باد رفته بدل كرد. رخدادهايي كه از تابستان ۹۷ به بعد رخ داد، روند مطلوب قبلي را تغيير داد. در اين موعد زماني، ترامپ از برجام خارج شد و مشكلاتي را براي اقتصاد ايران شكل داد. خروج ترامپ از برجام منجر به كاهش شديد درآمدهاي نفتي، افرايش نرخ تورم و نهايتا افزايش فقر در ايران شد.

    ۳) اين تمام ماجرا نبود، هيولاي ديگري در راه بود تا مانند سونامي اقتصاد ايران و جهان را درنوردد. كرونا از اسفند ۹۸، سال ۹۹ تا ۱۴۰۰ رشد اقتصادي ايران و جهان را منفي كرد. داده‌هاي اقتصادي سال ۲۰۲۰ در تاريخ چند دهه گذشته جهان ثبت شد، چراكه در اين سال رشد اقتصادي جهاني منفي شد. تصور كنيد ايران نه تنها با چالش سياسي و اقتصادي تحريم‌ها مواجه بود؛ بلكه در بطن اين تحريم‌ها هم چالش بزرگ‌تري به نام كرونا شكل گرفت. اين دو چالش توامان در اقتصاد ايران، متغيرهاي اقتصادي را از شرايط نرمال خارج كرد. مهم‌ترين متغير، رشد تورم و رشد اقتصادي پايين و بي‌كيفيت در اقتصاد ايران بود. برآيند اين شرايط باعث گسترش فقر و عميق‌تر شدن فقر در اقتصاد ايران بود.

    بر اساس آمارهاي موجود، هنوز سطح اشتغال در اقتصاد ايران به سطح اشتغال سال ۹۸ و قبل از آن نرسيده است. پس كرونا به علاوه تحريم‌ها، رشد تورم را نهادينه ساخت و اين روند فقر را در ايران عمق بخشيد.همين امروز كه دولت سيزدهم ادعا مي‌كند نرخ بيكاري تك رقمي شده به نرخ مشاركت در اقتصاد اشاره نمي‌كند! نرخ مشاركت در سال ۹۸ حدود ۴۴درصد بود ولي امروز نرخ مشاركت به ۴۱درصد رسيده است.

    اگر اين ۳واحد كاهش نرخ مشاركت كه مفهوم اشتغال را شكل مي‌دهد به نرخ بيكاري اضافه شود، مشخص مي‌شود كه نرخ بيكاري كشور همين امروز هم بالا رفته و دو رقمي شده است. امروز بخشي از ايرانياني كه جمعيت فعال (۱۵تا ۶۴ سال سن) تلقي مي‌شوند به دنبال اشتغال هستند. وقتي اين جمعيت فعال از داشتن شغل مناسب مايوس مي‌شوند از جمعيت فعال خارج شده، اما ذيل جمعيت بيكار هم قرار نمي‌گيرند. اين جمعيت وقتي كار نمي‌كنند، درآمدي هم نخواهند داشت، بنابراين ذيل جمعيت فقير جامعه قرار مي‌گيرند.

    وقتي گفته مي‌شود، حدود ۳۰درصد جمعيت ايران زير خط فقر و ۴۰درصد ديگر ايرانيان هم نزديك خط فقر هستند، متهم اصلي تورم است. تورم هم به دليل رشد اقتصادي پايين، رشد بي‌كيفيت اقتصادي، كاهش نرخ مشاركت جمعيت فعال در اقتصاد ايران در مسير رشد مستمر قرار دارد. اما اين همه ماجرا نيست؛ همان‌طور كه گفته شد بخشي از مشكلات به تحريم‌ها، بخشي به مشكلات كرونا و بخش مهم‌تري از مشكلات به سوءتدبيرهايي باز مي‌گردد كه در داخل كشور وجود دارد. به عنوان نمونه دولت سيزدهم، بخشي از كابينه را كمتر از ۲سال پس از تشكيل دولت عزل كرد. توجه كنيد تيم اقتصادي دولت تشكيل شده از رييس كل بانك مركزي، وزير اقتصاد و رييس سازمان برنامه. دو ضلع از ۳ضلع مهم ياد شده در تيم اقتصادي دولت عزل شده‌اند.

    به جاي اين افراد، مديران بهتري نيامده‌اند. از سوي ديگر وزارت اقتصاد هم در سطح مناسبي قرار ندارد و تحليلگران و اقتصاددانان، انتقادات جدي به عملكرد او وارد داشته‌اند. به عبارت روشن‌تر، فردي كه در راس وزارت اقتصاد قرار دارد، تصميماتي در شأن اين وزارتخانه در راستاي تحول در اقتصاد ايران اتخاذ نمي‌كند.

    از سوي ديگر طي سه سال اخير وقتي بودجه‌هايي تصويب مي‌شوند كه همراه با كسري بوده و اين كسري توسط مركز پژوهش‌هاي مجلس تاييد مي‌شود، مشخص است كه افراد متخصص در ساختارهاي اقتصادي دولت حضور ندارند. وقتي نهادهاي رسمي حداقل كسري را بين ۳۵۰تا ۵۰۰هزار همت ارزيابي مي‌كنند، نتيجه اين روند معيوب باعث نهادينه شدن تورم، گسترش و تعميق فقر و مشكلات متعدد معيشتي براي مردم است. تا زماني كه مشكل تورم در اقتصاد ايران حل نشود بايد شاهد فقر، افزايش آسيب‌هاي اجتماعي، بد مسكني دهك‌هاي مختلف، كاهش جمعيت فعال، اشتغال‌هاي ناقص، مشكلات معيشتي مردم، ۲ و ۳شغلي شدن افراد، افزايش متقاضيان كار اسنپ و گسترش دستفروشي و ساير مشاغل كاذب و…باشيم.

  • قدرت خرید مستاجران ته کشید / سرنوشت مستاجران در بازار سیاه مسکن

    قدرت خرید مستاجران ته کشید / سرنوشت مستاجران در بازار سیاه مسکن

    به گزارش اقتصادران، سهم مسکن در هزینه‌های ماهیانه خانوار بر اساس آمار‌های رسمی، بین ۴۰ تا ۶۰ درصد برآورده می‌شود. آن‌هایی که مسکن شخصی ندارند و در اصطلاح مستاجر هستند، فشار بیشتری احساس می‌کنند.

    تورم مسکن خصوصا از سال ۹۸ به این‌سو از نرخ میانگین تورم در کشور جلوتر بوده است و هر سال بیش از نرخ تورم به نرخ اجاره‌ها افزوده شده است. اما پیگیری اخبار اقتصادی نشان می‌دهد سرعت تورم در سال گذشته گرفته شده و احتمالا در سال جدید هم این روند ادامه پیدا می‌کند. سرنوشت مستاجران، اما علاوه بر تورم به چند عامل دیگر مثل قیمت مسکن، نرخ دلار، وام ودیعه مسکن، برنامه‌ها و سیاست‌های کلان دولت و طبق معمول خوش‌شانسی و بداقبالی‌های مرسوم گره‌خورده است.

    اجاره‌ها گران می‌شود؛ قطعا بله اما…

    همین‌ اول بگوییم منظور از بررسی داده‌های آماری، شعبده‌بازی نیست. خودتان می‌دانید اجاره‌ها چه بخواهیم چه بخواهیم بالا می‌رود اما چقدر؟ به نظر می‌رسد کششی در بازار برای افزایش‌های ۶۰ درصدی و ۷۰ درصدی که در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ شاهد بودیم وجود نداشته باشد و حتی بر اساس برخی پیش بنیی‌های خوشبینانه‌تر بازار حتی کشش افزایش ۵۰ درصدی سال قبل را هم ندارد.

    پیش‌بینی وضعیت اجاره مسکن ۱۴۰۳، قطعا تابعی از تورم‌های واقعی و تورم‌های انتظاری در مورد نرخ تورم از یک سو و میزان عرضه فایل‌های اجاره در بازار از سوی دیگر است. این دو عامل اثرگذارترین یا مهم‌ترین شاخص‌های مورد اتکا برای پیش بینی بازار هستند.

     

    قدرت خرید مستاجران ته کشیده است

    بر اساس انتظارات تورمی در سال جاری، نرخ تورم اجاره مسکن چیزی در حد ۴۵ درصد است. این نرخ سال گذشته در محدوده ۴۰ درصد باقی ماند. سئوالی که احتمالاً به ذهن تان رسید این است که اگر نرخ تورم اجاره سال گذشته ۴۰ درصد بوده چرا اجاره‌ها و میزان رهن در این سال بیشتر از ۵۰ درصد هم رشد کرده است.

    پاسخ ساده است، رشد اجاره مسکن در سال‌های گذشته در بازار ایران به دلیل نوسان در مؤلفه دومی که در چند سطر قبل‌تر به آن اشاره شد، یعنی «میزان عرضه» همواره بیشتر از نرخ تورم آن بوده است. اما عموم کارشناسان بازار مسکن با درنظرگرفتن مؤلفه‌هایی مانند پیش‌بینی از عرضه، وضعیت سایر بازار‌ها و قدرت خرید مستاجران بر این باورند در سال جاری بازار کشش ادامه آن روند را ندارد و احتمالاً رشد اجاره‌بها کمتر از تورم انتظاری هم باشد.

     

     

    تورم اجاره نزولی می‌شود

    یک حساب و کتاب ساده فرضی انجام می‌دهیم و بعد ادامه مطلب را علمی‌تر دنبال خواهیم کرد. فرض کنید شخصی ۱۰۰ میلیون تومان رهن بابت اجاره آپارتمانی پرداخته است و سال بعد ۴۰ درصد به آن مبلغ اضافه می‌شود. یعنی آن شخص باید ۴۰ میلیون دیگر به میزان رهن خود اضافه کند. اما تصور کنید همان فرد یک میلیارد تومان رهن پرداخته باشد، افزایش ۴۰ درصدی برابر با ۴۰۰ میلیون تومان می‌شود و ناگفته پیداست فرد توان کمتری برای تحمل این وضعیت داشته باشد.

    بحث جابه‌جاشدن از محلات بالاتر شهر‌ها به محلات اصطلاحاً پایین‌تر با افزایش اجاره‌ها و جایگزین‌شدن مستأجر‌ها در این شرایط به میان می‌آید و بعد هم کوچ به حاشیه شهرها. تورم بازار اجاره مسکن در سال‌های اخیر فشار‌های خود را وارد کرده و تقریبا همه این مراحل در بازار طی شده و در نتیجه دیگر قدرت خریدی در مستأجران برای تحمل این فشار‌های بالا باقی نمانده است. از این روست که کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند، تورم اجاره مسکن امسال کمی آرام بگیرد.

     

    انتظار تورم بالاتر از سال‌های قبل نداشته باشید

    با این تفاسیر می‌توانیم بگوییم اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای در سطح کلان اقتصادی روی ندهد باتوجه‌به روند نزولی تورم در کشور، انتظار تورم شدید برای بازار اجاره ۱۴۰۳، فراتر از تورم سال‌های اخیر، نباید وجود داشته باشد. ساده‌تر بگوییم اینکه امسال تورم اجاره مسکن در تهران و سایر کلانشهر‌ها در مقیاس تورم عمومی و حتی بر اساس دیدگاه خوشبینانه و همچنین ظرفیت این بازار و توان مستاجرها، از تورم ۱۴۰۲ اجاره مسکن کمتر است.

    با این حال شرایط بازار اجاره در سال جاری به طور مستقیم با شرایط کلی بازار معاملات مسکن از یک سو، وضعیت تورم عمومی و همچنین روند‌ها و تغییرات احتمالی پیش‌روی سایر بازار‌ها در ارتباط است و نباید از یاد ببریم هر تغییری می‌تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم بازار اجاره و رشد هزینه‌های اجاره‌نشینی را تحت‌تاثیر قرار دهد.

     

    وضعیت همچنان دشوار است

    آنچه تا حالا خواندید به این معنی نیست که مستأجران در سال جاری وضعیت دشواری ندارند، اتفاقاً بر اساس روندی که مشاهده می‌شود امسال هم جزو سال‌های سخت اجاره‌نشینی است. گذشت آن زمان که اجاره‌نشینی «خوش‌نشینی» بود. این ضرب‌المثل را در گوشه ذهنتان هم دیگر نگه دارید.

     

    پس یادمان باشد، باتوجه‌به شرایط بازار اجاره؛ امسال هم مانند سال‌های قبل به‌طورقطع برای مستأجر‌ها وضعیت دشواری در پیش است؛ اما ازآنجاکه عدد حاصل از تورم اجاره‌ای که مستأجر‌ها باید به‌عنوان اضافه اجاره‌بهای سال جدید در قرارداد‌های ۱۴۰۳ متقبل شوند اعداد بالایی است، ظرفیت بازار برای پذیرش تورم‌های بالا و قابل‌توجه بسیار محدود است. این اصل برمی‌گردد به همان مثالی که در بالا زدیم و اصل حرف این است که باتوجه‌به وضعیت مالی خانوار‌های مستأجر عملاً بازار ظرفیتی برای تحمل رشد‌های بالا در حوزه اجاره‌بها ندارد.

     

    احتمال عرضه‌های جدید زیاد است

    مولفه‌ها از وضعیت دشوار مستاجر‌ها و تداوم شرایط سخت در این بازار در سال جاری حکایت دارد؛ اما شرایط تورمی بازار اجاره می‌تواند احتمالاً محرک عرضه آپارتمان به این بازار را در ۱۴۰۳ فعال کند.

    برخی فعالان بازار اجاره معتقدند باتوجه‌به رسیدن سطح تورم اجاره به تورم عمومی و درآمد قابل‌توجهی که موجر‌ها می‌توانند به‌واسطه اجاره‌داری به دست آورند، احتمالاً بخشی از مالکانی که آپارتمان‌های خود را به‌صورت خالی نگهداری می‌کردند برای جبران بخشی از هزینه‌های زندگی خود، این واحد‌ها را به بازار اجاره عرضه کنند.

     

    کاهش نگرانی‌ها از دخالت‌های دولت

    بعد از بلوای کرونا، ناگهان تصمیم‌هایی در دولت در مورد وضعیت اجاره مسکن گرفته شد که علاوه بر اینکه اثر ملموسی در بازار نداشت، نگرانی‌هایی هم در آن ایجاد کرد و برخی از مالکان را بر آن داشت در عرضه مسکن برای اجاره دست‌به‌عصاتر حرکت کنند.

    قوانینی مانند اینکه هیچ مالکی حق ندارد بیشتر از نرخ مصوب افزایش اعمال کند یا مستاجر می‌تواند با افزایش نرخ مصوب در خانه تحت اجاره بماند مگر با شرایط خاص از سوی موجران حرف‌هایی ازاین‌دست که برخی از آن‌ها با اصل مالکیت خصوصی هم در تضاد بود مالکان را ترساند و از آن طرف به‌هیچ‌وجه قابلیت اجرایی پیدا نکرد. دولت ظاهراً این را فهمیده و دست از چنین دخالت‌هایی برداشته است و همین هم خود یک چراغ‌سبز برای عرضه مسکن محسوب می‌شود.

    این موضوع به‌خصوص در مورد آن گروه از موجرانی که در سال‌های گذشته آپارتمانشان را به بازار اجاره عرضه می‌کردند؛ اما در دو سه سال اخیر به دلیل برخی نگرانی‌ها ناشی از بعضی مصوبه‌های دستوری عرضه واحد خود به مستاجر‌ها را متوقف کرده بودند، بیش از سایر مالکان محتمل است.

    برخی مصوبه‌های دستوری در سال‌های اخیر از جمله تعیین سقف رشد اجاره‌بها و همچنین منع موجر‌ها از تخلیه آپارتمان اجاره‌ای، منجر به بروز نگرانی در برخی از موجر‌ها شد و باعث شد گروهی از آن‌ها از ادامه اجاره‌داری منصرف شده و واحدشان را به بازار عرضه نکنند. حالا، اما پیش‌بینی می‌شود بخشی از این موجر‌ها به بازار برگردند. انگیزه آن‌ها هم کسب درآمد از بازار اجاره است که به دلیل تورم‌های بالای دو سه سال اخیر، ارقام قابل‌توجهی را شامل می‌شود.

  • زندگی مردم برای دولت اهمیت ندارد! / نگاه دولت به اقتصاد واقعی نیست

    زندگی مردم برای دولت اهمیت ندارد! / نگاه دولت به اقتصاد واقعی نیست

    به گزارش اقتصادران، با افزایش قیمت‌ دلار و سکه در همین روزهای اول سال ۱۴۰۳، نمایندگان مجلس از هر تریبونی استفاده کرده و از عملکرد اقتصادی دولت انتقاد کردند. انتقاداتی که به مذاق دولتی‌ها خوش نیامد، و معاونت پارلمانی دولت با صدور اطلاعیه‌ای به نمایندگان تاخت.

    در بخشی از اطلاعیه دولت آمده است: «طی روزهای گذشته و همزمان با تشدید نوسانات ارزی در بازار که ناشی از افزایش بهای جهانی طلا و تحولات نظامی منطقه بود متأسفانه چند نفر از نمایندگان مجلس، اظهارنظرها و تحلیل‌های غیرکارشناسی و شتاب زده‌ای درباره وضعیت اقتصادی و نرخ ارز داشتند که چه بسا برخلاف خواست آنان می‌توانست بر التهاب بازار ارز بیافزاید.»

    در همین راستا احمد علیرضابیگی، نماینده مردم تبریز گفت: «شاخک‌ها و سنسورهای دولت باید پیام لازم را از جامعه دریافت کند و بداند که شرایط امروز اقتصادی دچار مشکل شده است.»

    وی همچنین گفت: «در عالم سیاست، قوه‌مجریه بر اساس قانون اساسی، قدرت خودش را از مردم گرفته است و بار مسئولیت آن موکل به اعتماد مجدد مردم به دولت است. دولت باید از همه ظرفیت‌ها و امکانات خودش استفاده کند تا وقتی انتقاداتی از این دست صورت می‌گیرد، آن را حل کند و کارنامه موفقی از خودش بروز کند و تا روزی که به واسطه انتخابات، به مردم رجوع کند، با پیشانی سفید و کارنامه موفق در خانه مردم برود.»

    مشروح گفتگوی احمد علیرضابیگی، نماینده تبریز در مجلس یازدهم را می‌خوانید.

    ********

    * آقای علیرضابیگی! نظر شما درباره واکنش دولت به گلایه‌های اقتصادی مجلس یازدهم چیست؟

    من متوجه واکنش دولت نشده‌ام، اما شاخک‌ها و سنسورهای دولت باید پیام لازم را از جامعه دریافت کند و بداند که شرایط امروز اقتصادی دچار مشکل شده است. بانک مرکزی به صورت مدام، درباره گرانی و اقلام پرمصرف موادغذایی، به دولت گزارش می‌دهد، قیمت گوشت از ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان هم دارد رد می‌شود و شرایط خوبی وجود ندارد، زمان امید مردم برای خانه‌دار شدن به ۷۰ سال دارد می‌رسد و این مواردی نیست که قابل انکار باشد. حتی اگر انکار کنند، کسی آن را نمی‌پذیرد.

    دولت قدرت خودش را از مردم گرفته است

    * چرا دولت تن به پذیرش انتقادات و اشکلات نمی‌دهد؟

    این یک بیماری است که عارض شده است، زمانی که شما اشکالات را نمی‌پذیرید، یا نمی‌خواهید آن را اصلاح کنید یا توانایی اصلاح آن را ندارید، بنابراین با تشخیص بهترین راه به سمت انکار می‌روید. علی‌القاعده، وقتی گوش شنوایی برای شنیدن مشکلاتی که مردم با آن مواجه هستند باشد، برای آنکه دوباره با انتقال آن مشکل مواجه نشوند، شنونده درصدد حل و رفع آن برآمده و درصدد چاره‌جویی بر می‌آید.

    در عالم سیاست، قوه‌مجریه براساس قانون اساسی، قدرت خودش را از مردم گرفته است و استمرار مسئولیت موکول به اعتماد مجدد مردم به دولت است. دولت باید از همه ظرفیت‌ها و امکانات خودش استفاده کند تا وقتی انتقاداتی از این دست صورت می‌گیرد، آن را حل کند و کارنامه موفقی از خودش بروز کند و تا روزی که به واسطه انتخابات، به مردم رجوع کند، با پیشانی سفید و کارنامه موفق در خانه مردم برود.

    مشکل در نگرش دولت است نه فقط افراد

    * فکر می کنید، نیاز به بازنگری در کابینه دولت یا تغییر تیم اقتصادی وجود دارد؟

    مشکل در افراد نیست، مشکل در نوع نگرشی است که در دولت وجود دارد، تا آن نگرش اصلاح نشود، کاری از افراد بر نمی‌آید.

    این که در زندگی مردم چه رخ خواهد داد برای دولت اهمیت ندارد

    * چه نگرشی؟

    نگرشی که در دولت وجود دارد، نگرش واقعی به اقتصاد نیست. طبیعتا منابع و امکانات ما در مسیری صرف می‌شود که مشکلات مردم را حل کند. در حال حاضر، دولت در خصوص افزایش درآمد مردم از خودش مقاومت نشان می‌دهد و بهانه‌اش این است که تورم بالا خواهد رفت؛ در حالی که دولت متوجه نیست که کمر مردم زیر بار گرانی‌ها خم شده و افزایش حقوق صورت پذیرفته در مقایسه با نرخ تورم چیزی به حساب نمی‌آید.

    در این میان، داده و ستاده مردم، دخل و خرج آنان به هم نمی‌خواند و دولت ظاهرا منابع و مصارف خود را قانون بودجه به‌گونه‌ای تراز می‌کند که با تحمیل هزینه به زندگی مردم، قیمت ارز نیمایی یا ارز ترجیحی افزایش بدهد و منابع خودش زیاد شود. این که در زندگی مردم چه رخ خواهد داد برای دولت اهمیت ندارد و نگاه واقعی به اقتصاد ندارد.

    مالیات را ۵۰ درصد افزایش داده اند اما درآمد مردم زیاد نشده

    * گرانی‌هایی که از اول سال ۱۴۰۳، شاهد آن هستیم، چه برآیند بدی در اقتصاد ایجاد می‌کند؟

    یکی از فاکتورهای برجسته دولت، افزایش ۵۰ درصدی وصولی مالیات است، یعنی سهم مالیات را در بودجه ۵۰درصد افزایش دادیم، این را باید از مردم وصول کرده و در افزایش قیمت کالا و خدمات خودش را نشان می‌دهد. این مسئله حتما در گذران زندگی مردم تاثیر می‌گذارد، درآمد آنان زیاد نشده اما قیمت‌ها افزایش پیدا کرده است.

    * دولت در چند ماه دیگر وارد سال آخر خود شده و تقریبا یک فاز انتخاباتی برای سال ۱۴۰۴ به خود می‌گیرد. اگر این روند اقتصادی دولت ادامه پیدا کند، ممکن است دوباره شانس پیروزی داشته باشد؟

    کشور ما قابل پیش‌بینی نیست. تجربه انتخابات ما نشان می‌دهد که اگر مردم در انتخابات، پای صندوق‌های رأی آمده و در انتخابات شرکت می‌کنند، سبب تغییر وضع وجود شده است، نهاد انتخابات، نهاد اصلی است و قانون اساسی تجلی قدرت مردم را در انتخابات پیش‌بینی کرده است. متاسفانه زمانی که مردم با صندوق‌های رأی قهر می‌کنند، این عدم ضعف مشارکت مردم لطمه به مشروعیت انتخابات نمی‌زند؟ یعنی انتخابات چه با ۸۰ درصد مشارکت و چه با ۲۰درصد مشارکت برگزار شود، تاثیری ندارد.

    در واقع در ذهن و خاطر مردم، این سخنِ سخنگوی شورای نگهبان نقش بسته است که مشارکت مردم در مشروعیت انتخابات تاثیری ندارد، دیدیم که چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ مردم قهر کردند. حضور مردم در تعیین سرنوشت خودشان تضعیف شده است زیرا دلیلی و عاملیتی برای تغییر شرایط موجود ندارند. این مسئله به مشروعیت نظام سیاسی لطمه زده، تهدیدات را توسعه می‌دهد، میزان امیدواری را کاهش داده و خسارات عمده را به امنیت ملی کشور وارد می‌کند.