برچسب: کم آبی

  • چرا وضعیت آب ایران بحرانی شد؟ / مثل روز روشن بود که این اتفاق می افتد / من که متخصص حوزه آب هستم، معنی ۱۰ درصد صرفه‌جویی را که مسئولان می‌گویند، متوجه نمی‌شوم!

    چرا وضعیت آب ایران بحرانی شد؟ / مثل روز روشن بود که این اتفاق می افتد / من که متخصص حوزه آب هستم، معنی ۱۰ درصد صرفه‌جویی را که مسئولان می‌گویند، متوجه نمی‌شوم!

    به گزارش اقتصادران، وضعیت منابع آبی در ایران مدت‌هاست به موضوعی نگران‌کننده تبدیل شده و سطح آب در سدهای کشور به مرز هشدار رسیده و صحبت‌ها به «روز صفر آب» کشیده شده است. خبرآنلاین برای بررسی وضعیت فعلی بحران آب در کشور با مهدی فصیحی هرندی، پژوهشگر حوزه آب، گفت‌وگو کرده است.

    در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:

     چرا وضعیت آب در کشور بحرانی شده است؟

     آیا ایران در گذشته هم با کمبود آب مواجه بوده است؟

    بله؛ در سال ۱۳۵۳، عبدالمجید مجیدی، رئیس سازمان برنامه وقت، یک نامه محرمانه به وزیر آب و برق کشور نوشته بود و در آن گفته بود که تهران برای ۵ و نیم میلیون نفر ظرفیت زیستی دارد. در آن زمان و با آن منابع آب و ظرفیت سکونت، اکنون بعضی می‌گویند ظرفیت زیستی تهران به ۳ و نیم میلیون نفر رسیده است، در حالی‌که جمعیت فعلی تهران و حومه به حدود ۱۵ میلیون نفر رسیده و طبیعی است که به بن‌بست می‌خوریم.

    در صحبت‌های برخی از مسئولان به‌وضوح می‌بینید که می‌گویند ما مسئله جیره‌بندی آب نداریم و هیچ مشکلی به‌وجود نمی‌آید، فقط مردم صرفه‌جویی کنند؛ بدون اینکه مفهوم کلمات معلوم باشد و در واقع اصل داستان کتمان شود. وقتی مسئولان به مصرف‌کننده می‌گویند پمپ و مخزن برای آب بگذارد، یعنی فشار آب شبکه را به هر دلیلی کاهش داده و آب را جیره‌بندی کرده‌اند. در اصطلاح می‌گویند فشار شبکه را مدیریت کرده‌اند؛ وقتی فشار آب کاهش یابد، به منازلی که در ارتفاع هستند آب کمتری می‌رسد. این یعنی آب کم داریم. به جای مدیریت مصرف، باید به مدیریت تقاضا، مدیریت آمایش سرزمینی، و هشدارهای جدی توجه کنیم. اما مدام آب می‌آوریم، سدهای مختلف را وارد مدار مصرف می‌کنیم، و در نهایت به پایان می‌رسد و وضعیت کنونی حاکم می‌شود.

    نظر شما درباره قرار گرفتن بسیاری از نقاط کشور در وضعیت «روز صفر آب» چیست؟

    ما الان به ورطه «روز صفر آب» افتاده‌ایم؛ بعضی‌ها فکر می‌کنند روز صفر یعنی خشکی سد تا بتوان کف آن را جارو کرد؛ نه، این‌طور نیست. روز صفر یعنی سطح آب به حدی برسد که آب‌گیر سد دیگر نتواند آب را به تصفیه‌خانه منتقل کند.

    سؤال مهم این است که تا چه زمانی برای راه‌حل‌های تأمینی بودجه بگذاریم و به آن بها بدهیم، در حالی که برای راه‌حل‌هایی که به مدیریت مصرف و مدیریت تقاضا منجر می‌شود بهایی قائل نمی‌شویم؟ چطور است که برای طرح‌های انتقال آب بودجه داریم اما برای مدیریت تقاضا نداریم؟

    راه‌حل‌های بین‌المللی برای عبور از بحران کم‌آبی چیست؟

    در دنیا، در اجرای روش‌های کنترل هدررفت آب و انشعابات، پرداخت هزینه مستقیم صورت نمی‌گیرد. برای آن مدل تجاری تعریف می‌کنند و سرمایه‌گذار و دستگاه مربوطه، در نهایت با انجام توافقی، طرح مربوطه را اجرا و ارزش مازاد ایجاد می‌کنند.

    پیشنهاد شما برای کاهش مصرف آب در کشور چیست؟

    در روش‌های حل مسئله آب در کشور هیچ خلاقیتی نمی‌بینم و فقط حرف‌های تکراری زده می‌شود. من که متخصص حوزه آب هستم، مفهوم ۱۰ درصد صرفه‌جویی که مسئولان به مردم می‌گویند را متوجه نمی‌شوم. تغییر رفتار مصرف‌کننده مشوق می‌خواهد؛ با حرف، بنر و مصاحبه نمی‌شود مصرف‌کننده را به کاهش مصرف آب واداشت. از طرفی می‌گویند کشاورزی آب کشور را سر می‌کشد، از طرف دیگر هیچ خلاقیتی برای صرفه‌جویی کشاورز در مصرف آب نداریم.

    الان در شرایطی هستیم که حتی کاهش مصرف در حجم لیتر هم برای ما اهمیت دارد. بنابراین، هر سازوکاری مانند توقف آبیاری چمن‌ها و تغییر منظر چمن به منظر خشک یا دیگر صرفه‌جویی‌ها همراه با مشوق‌های تعرفه‌ای باید به‌صورت خلاقانه لحاظ شود.

    تفکیک آب شرب و غیرشرب چقدر در عدم تشدید بحران آب اثرگذار است؟

    هیچ اهمیتی ندارد که چند درصد کم یا زیاد از آب کشور در کشاورزی صرف می‌شود. داستان این است که حتی اگر فقط یک درصد از آب کشور در شهری چون تهران در بخش شرب مصرف شود و نتوانیم همین مقدار را تأمین کنیم، این موضوع بالقوه یک بحران اجتماعی و امنیتی است. موضوعاتی مانند میزان مصرف در بخش کشاورزی یا خانگی در زمان بحران، نوعی انحراف اذهان عمومی‌اند و طرح آن دردی را دوا نمی‌کند.

    تفکیک آب شرب و غیرشرب می‌تواند در میان‌مدت به رفع بحران کمک کند. با انجام این تفکیک، حداقل ۱۵ تا ۲۵ درصد در مصرف آب صرفه‌جویی می‌شود که البته بستگی به الگوی مصرف دارد. نگاه اقتصادی به آب مهم است ولی آب مانند سایر نهاده‌ها نیست. با سوخت و برق تفاوت دارد، چون آب را نمی‌توان تولید کرد.

    برق در هر کجا می‌تواند تولید شود و در جای دیگر مصرف شود؛ مناقشه‌ای ایجاد نمی‌کند، ولی آب این‌گونه نیست. لذا رفتار اقتصادی با آب، ماهیتاً با سایر نهاده‌ها متفاوت است. به همین دلیل، واقعی کردن تعرفه‌های حامل انرژی آب شرب باید با خلاقیت همراه باشد. مثلاً تعرفه اعتباری به گونه‌ای باشد که فرد در چارچوب الگوی مصرف (۱۳۰ لیتر در شبانه‌روز)، قیمت جاری و مصوب را پرداخت کند؛ برای مصرف بیشتر باید قیمت واقعی را بپردازد. البته این فقط یک مثال است و باید روی آن کار کارشناسی شود.

  • بحران آب؛ نتیجه پنج دهه سوءمدیریت و فرافکنی مسئولان / باز هم مردم مقصرند؟

    بحران آب؛ نتیجه پنج دهه سوءمدیریت و فرافکنی مسئولان / باز هم مردم مقصرند؟

    به گزارش اقتصادران، در روز‌هایی که آفتاب تیر ماه بر تن خشکیده تهران می‌تابد، صدای هشدار‌ها از بی‌آبی پایتخت بلندتر از همیشه شده است. از قطع مکرر آب در مناطق شرقی و جنوبی شهر تا کاهش شدید ذخایر سد‌های اطراف تهران، شواهد همه حاکی از آنند که بحران آب دیگر صرفاً یک تهدید آینده نیست، بلکه بحرانی جاری است.

    تهران در آستانه بحران جدی بی‌آبی قرار دارد. کاهش بی‌سابقه ذخایر سد‌های پنج‌گانه، افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی و خشکسالی‌های پیاپی، پایتخت را در وضعیت قرمز آبی قرار داده است. در حالی‌که روایت رسمی، انگشت اتهام را به‌سوی مردم نشانه رفته، شواهد و داده‌ها حکایت از شکست ساختاری در حکمرانی آبی کشور دارند.

    از سوی دیگر طبق گزارش‌های رسمی، ۵۱۷ دشت کشور وضعیت ممنوعه بحرانی دارند و این وضعیت بدان معناست که عملا دیگر امکان هیچ برداشتی از آب‌های زیرزمینی در این مناطق وجود ندارد و اصلا آبی نمانده است و یا اگر هنوز چیزی مانده باشد برداشت از آن می‌تواند منجر به فرونشست زمین و نابودی اکوسیستم در این مناطق شود.

    در این شرایط برخی کارشناسان نیز می‌گویند که در حقیقت ایران وارد مرحله «فروپاشی هیدرولوژیکی» شده است؛ این مرحله نیز بدان معناست که یعنی اکوسیستم‌ها و ساختار‌های طبیعی آبی دیگه توان احیا خود را ندارند.
    این شرایط نیز در حالی است که سازمان‌های جهانی از جمله بانک جهانی و فائو بار‌ها درباره ورشکستگی آبی به ایران هشدار داده و حتی بعضی پژوهش‌ها ایران را در رده ۲۰ کشور در معرض خطر قحطی آبی تا ۲۰۵۰ قرار داده‌اند.

    وضعیت اضطراری آب در تهران

    این در حالی است که بر اساس داده‌های شرکت آب منطقه‌ای تهران در تابستان ۱۴۰۴، مجموع پرشدگی سد‌های لار، لتیان، ماملو، طالقان و کرج به زیر ۳۰ درصد رسیده است. در برخی سد‌ها مانند لار، ذخیره فعال از نصف ظرفیت معمول هم کمتر شده است.

    همزمان، بارندگی‌ها نسبت به میانگین بلندمدت تا ۴۰ درصد کاهش یافته و دمای هوا در مناطق شهری تهران بیش از ۲.۵ درجه افزایش نشان می‌دهد. این ترکیب نگران‌کننده باعث شده میزان تبخیر آب‌های سطحی رشد بی‌سابقه‌ای پیدا کند.

    برداشت بی‌رویه از آبخوان‌ها؛ تهدیدی زیر پوست شهر

    این روند نیز اکنون در حالی رخ می‌دهد که بارش‌های ایران حدود ۴۰ درصد کاهش پیدا کرده و در عین حال، الگو‌های بارشی نامنظم و شدید (سیل‌آسا) شدن که به‌جای تغذیه آب‌های زیرزمینی، باعث فرسایش خاک و خسارت می‌شود.
    از سوی دیگر افزایش دمای هوا در مناطق مرکزی و جنوبی که به بیش از حتی ۵۰ درجه رفته؛ تبخیر آب پشت سد‌ها را تا چند برابر سریع‌تر می‌کند.

    فاجعه‌ای که از بالا مدیریت می‌شود

    عجیب، اما این است که علیرغم شدت بحران، مسئولان در اظهارنظر‌های رسمی همواره مردم را به بی‌توجهی به مصرف، اسراف و «فرهنگ غلط مصرف» متهم می‌کنند.
    این اتهام زنی و نشان دادن انگشت اتهام به سوی شهروندان نیز در حالی‌ست که به گفته کارشناسان، سهم مصرف خانگی در کل آب مصرفی کشور کمتر از ۸ درصد است.

    در مقابل، بیش از ۹۰ درصد آب در بخش کشاورزی مصرف می‌شود، آن‌هم با روش‌هایی عمدتاً غرق‌آبی و غیر بهینه. سیاست خودکفایی غذایی، باعث شده در مناطقی چون ورامین و جنوب تهران، کشت پرمصرفی چون برنج، یونجه و صیفی‌جات ادامه یابد.
    در واقع بیش از ۹۰ درصد مصرف آب ایران در بخش کشاورزی و آن هم به‌روش‌های منسوخ، چون غرق‌آبی انجام می‌شود. هم چنین تبلیغ مدام سیاست عجیب و گاه کاملا اشتباه خودکفایی غذایی باعث شده حتی در مناطق خشک، کشت‌هایی چون برنج، هندوانه یا یونجه ادامه داشته باشد که در نتیجه منجر به بحران جدی فرو نشست زمین در فلات ایران نیز شده است.
    این نیز در حالی است که بخش بزرگی از کارشناسان حوزه منابع آب بر این باورند که ریشه بحران امروز، به پنجاه سال حکمرانی ناکارآمد آبی در ایران بازمی‌گردد.

    پنج دهه سوءمدیریت؛ تاریخچه بحران‌آفرینی

    اصلی‌ترین خطا‌های مدیریت منابع آبی و حکمرانی آبی را می‌توان به شرح زیر دانست:

    دهه ۱۳۵۰: سدسازی گسترده بدون مطالعه زیست‌محیطی و تمرکز بر ساخت سد‌های بزرگ بدون نگاه یکپارچه به حوضه‌های آبریز.
    سد لار که به دلیل شکست گسل زیرین، هرگز ظرفیت کامل ذخیره را به دست نیاورد از همین جمله است.

    دهه ۱۳۶۰: غفلت از توسعه زیرساخت‌های آب شهری و عدم توسعه شبکه‌های آب شهری در تهران و شهر‌های بزرگ، علی‌رغم افزایش جمعیت مهاجر.

    دهه ۱۳۷۰: گسترش کشاورزی صنعتی در مناطق خشک همزمان با توسعه گلخانه‌ها، کشت صیفی و باغات در استان‌هایی مثل کرمان، یزد، تهران و فارس با مصرف آب زیرزمینی.

    دهه ۱۳۸۰: سیاسی‌سازی آب و اجرای پروژه‌های انتقال بین‌حوضه‌ای. روندی همچون تبدیل آب به ابزار قدرت منطقه‌ای؛ پروژه‌های انتقال بین‌حوضه‌ای مثل بهشت‌آباد و تونل‌های آب کوهرنگ.
    در کنار این نادیده گرفتن مطالعات محیط‌زیستی و مخالفت با کارشناسان شدت گرفت.

    دهه ۱۳۹۰: تداوم مجوزدهی به چاه‌های غیرمجاز با وجود خشکسالی و اعلام ممنوعه شدن بیش از ۵۰۰ دشت کشور، ولی ادامه مجوز چاه‌زنی.
    در این دهه هیچ تغییری در ساختار مدیریت آب کشور داده نشد؛ وزارت نیرو و جهاد کشاورزی همچنان جدا و متعارض عمل کردند.

    دهه ۱۴۰۰: تمرکز بر تبلیغات صرفه‌جویی و انکار بحران مدیریتی و تمرکز رسانه‌ها و مقامات بر آموزش صرفه‌جویی به مردم، بدون پذیرش مسئولیت ساختاری. در این دهه بی‌توجهی به هشدار‌های بین‌المللی درباره فروپاشی هیدرولوژیکی به وضوح تاکنون مشاهده می‌شود.

    روایت‌سازی به‌جای راه‌حل

    اما اکنون نگرانی اصلی آنجاست که در شرایط کنونی، مسئولان به‌جای پذیرش سهم ساختاری خود در شکل‌گیری بحران، روایت بحران را به رفتار مصرف‌کننده تقلیل داده‌اند. این فرافکنی نه‌تنها مانع اصلاحات ساختاری شده، بلکه اعتماد عمومی را نیز تحلیل برده است.

    در این میان باید توجه کرد که شهروندان هر چند تهرانی به‌درستی مورد انتقاد قرار می‌گیرند که مصرف خانگی را کاهش دهند. اما واقعیت این است که سهم مصرف خانگی از کل مصرف آب کشور، کمتر از ۸ درصد است.

    در مقابل، بیش از ۹۰ درصد آب در بخش کشاورزی مصرف می‌شود که اغلب با روش‌های غرقابی و بی‌بازده انجام می‌شود.
    از سوی دیگر هنوز بسیاری از شهروندان در مناطق حاشیه‌ای تهران حتی به شبکه پایدار آب لوله‌کشی هم دسترسی ندارند و وابسته به تانکر یا آب‌فروشی‌اند.

    در چنین شرایطی، فرافکنی مسئولیت از سوی مدیران حکومتی و نهاد‌های وابسته به مردم، نوعی انکار بحران حکمرانی است.
    مساله این است که تهران نه فقط با تشنگی، بلکه با فراموشی حقیقت دست به گریبان است. بحران آب امروز نتیجه دهه‌ها غفلت، سیاست‌زدگی و انکار علمی است.

    پایتخت نشینان اکنون خود قربانی‌اند، نه مقصر و تا زمانی که حکمرانی آبی اصلاح نشود، حتی بارش‌های پُرآب هم نجات‌دهنده نخواهند بود. افسانه‌ای که برای دهه‌ها در گوش مردم تکرار شده حالا اثرات سنگین خود را به رخ می‌کشد؛ ایران هیچ گاه کشور پرآبی نبوده و نیست و اتفاقا از دهه ۶۰ نیز مشخص بود که منابع آبی ایران توان و کشش چنین جمعیتی را ندارد. ایران جزو کشور‌های کم آب جهان است و به جای تبلیغات دروغین دولت‌ها به خصوص دولت مصیبت بار محمود احمدی نژاد برای محیط زیست ایران، باید حقیقت سال‌ها پیش گفته می‌شد؛ ایران دهه‌هاست با بحران آبی رو در رو و دست به گریبان است.

    راه‌کارهای مقابله با بحران کم آبی؛ از شعار تا عمل

    در چنین شرایطی، اما برای مواجهه واقعی با بحران کم آبی تهران، باید رویکردی ساختاری و فرابخشی اتخاذ شود تا شاید بتوان از این گردنه هراس انگیز که سقوط از آن فروپاشی سرزمینی را در پی دارد عبور کرد و از جمله راهکار‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:
    – تشکیل نهاد مستقل ملی حکمرانی آب
    – توقف فوری طرح‌های انتقال آب بدون ارزیابی زیست‌محیطی
    – بازطراحی سیاست کشاورزی در فلات مرکزی ایران
    – سرمایه‌گذاری در بازیافت و بازچرخانی آب در شهرها
    – شفاف‌سازی داده‌های منابع و مصارف آب برای عموم.

    قربانیان واقعی بحران

    اما اکنون که بیش از هر زمان دیگری صدا‌ها برای سرزنش شهروندان بلند شده است، باید با تأکید بر لزوم صرفه‌جویی در آب برای مقابله با تابستان سخت، بر اهمیت این موضوع نیز تصریح کرد. با این حال، برای حاکمان و مسئولان کشور باید بارها و بارها تکرار کرد که تهرانی‌ها، همانند بسیاری از شهروندان دیگر ایران و ساکنان ۵۰ شهری که درگیر تنش آبی هستند و با بحران بی‌آبی دست و پنجه نرم می‌کنند، هیچ مسئولیتی در قبال مدیریت اشتباه منابع آبی و تصمیمات فاجعه‌بار دولت‌ها در حوزه حاکمیت آب ندارند.

    آنچه کمتر شنیده می‌شود، این است که مردم قربانیان حکمرانی آبی هستند، نه مقصران آن و تا زمانی که سیاست‌گذاران حقیقت را با مردم در میان نگذارند و راه‌حل‌های علمی را جایگزین مصلحت‌گرایی نکنند، تشنگی تهران و ایران هر روز تلخ‌تر و سخت‌تر خواهد شد.

  • مهاجرت اجباری در سایه بحران آب / انتقال آب دیگر پاسخگو نیست

    مهاجرت اجباری در سایه بحران آب / انتقال آب دیگر پاسخگو نیست

    به گزارش اقتصادران، خشکسالی‌های پیاپی، کاهش بی‌سابقه بارندگی، افت شدید سطح آب سدها و تخلیه منابع زیرزمینی، ایران را در آستانه یک بحران بزرگ زیست‌محیطی و اجتماعی قرار داده است.

    مناطقی که زمانی قطب‌های کشاورزی، صنعتی یا جمعیتی کشور بودند، امروز با کمبود شدید آب دست و پنجه نرم می‌کنند.

    کارشناسان از «نقشه نابرابر آبی ایران» سخن می‌گویند؛ جایی که فلات مرکزی با بیش از ۷۰ درصد جمعیت کشور، تنها ۱۰ درصد منابع تجدیدپذیر آب را در اختیار دارد.

    این نابرابری حالا با موجی از مهاجرت‌های اقلیمی، مهاجرت از مناطق خشک به شهرهای برخوردار یا حاشیه‌های کلانشهرها همراه شده است؛ مهاجرتی که نه‌تنها مشکلات مناطق مبدا را رها نمی‌کند، بلکه مقصد را هم با بحران جدیدی مواجه می‌سازد. با شدت‌ گرفتن خشکسالی و کاهش ۴۰‌درصدی بارش‌ها نسبت به میانگین بلندمدت، فلات مرکزی ایران در آستانه فروپاشی تعادل آبی و جمعیتی قرار گرفته است.

    استان‌هایی چون اصفهان، تهران، کرج، قم و مشهد که همزمان میزبان جمعیت بالا و منابع آبی اندکند، امروز با بحران مضاعفی روبه‌رو شده‌اند: نه آب هست، نه امکان جبران از منابع زیرزمینی باقی مانده.

    کارشناسان نسبت به تداوم روند فعلی هشدار می‌دهند؛ مهاجرت‌های اقلیمی از استان‌های جنوبی، مرکزی و شرقی به استان‌های شمالی و برخوردار از منابع آبی آغاز شده و به سرعت در حال افزایش است. انتقال آب دیگر پاسخگو نیست و اگر سیاستگذاران هرچه سریع‌تر به تعادل میان ظرفیت زیستی مناطق و تراکم جمعیتی توجه نکنند، کشور با موجی از پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی روبه‌رو خواهد شد.

    مهاجرت اجباری، آب نیست

    محسن موسوی، کارشناس حوزه آب، در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد با اشاره به شرایط اقلیمی کشور، وضعیت سال جاری را یکی از سال‌های خشک ارزیابی می‌کند و می‌گوید: «امسال با حدود ۴۰ درصد کاهش بارش نسبت به میانگین بلندمدت مواجه هستیم. در برخی استان‌ها مانند کهگیلویه و بویراحمد و سیستان و بلوچستان، خشکسالی شدت بیشتری دارد. البته خشکسالی بخشی از طبیعت ایران است و نباید در سال‌های پر بارش، دچار غرور شویم. آمادگی برای مواجهه با سال‌های خشک باید به یک اصل در سیاستگذاری تبدیل شود.» او با تاکید بر ضرورت نگاه منطقه‌ای به مساله آب توضیح می‌دهد: «ایران شش حوزه اصلی آبریز دارد. یکی از مهم‌ترین و البته بحرانی‌ترین آنها، حوزه فلات مرکزی است. این حوزه شامل استان‌های پرجمعیتی چون تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، قم و قزوین می‌شود و بیش از ۷۰ درصد جمعیت کشور را در خود جای داده است. اما تنها ۱۰‌درصد منابع آب تجدیدپذیر کشور در این حوزه قرار دارد. این عدم تعادل، فشار مضاعفی بر منابع آبی این منطقه وارد کرده است.» موسوی ادامه می‌دهد: «بر خلاف فلات مرکزی، حوزه‌هایی مانند سه استان شمالی یا جنوب غربی کشور، به دلیل برخورداری از بارش مناسب و منابع تجدیدپذیر آب، آسیب‌پذیری کمتری دارند. اما فلات مرکزی در سال جاری یکی از خشک‌ترین دوره‌های خود را سپری می‌کند. سدهایی مانند الغدیر ساوه تقریبا خالی هستند، سد زاینده‌رود تنها ۱۵ درصد از حجم خود را در اختیار دارد و سدهای لتیان و کرج نیز با کاهش شدید آب روبه‌رو هستند.» این کارشناس آب با اشاره به بحران آب زیرزمینی در فلات مرکزی هشدار می‌دهد: «متاسفانه طی ۳۰ سال اخیر، با توسعه بی‌رویه کشاورزی و برداشت‌های بی‌حساب از منابع زیرزمینی، عملا ذخایر این منابع تخلیه شده‌اند. در شرایطی که آب سطحی نداریم، دیگر امکان جبران از طریق آب‌های زیرزمینی نیز وجود ندارد.»

    او با اشاره به افزایش مهاجرت به شهرهای مرکزی می‌افزاید: «شهرهایی مثل اصفهان، تهران و کرج به دلیل برخورداری از زیرساخت‌های آموزشی، درمانی و رفاهی، مقصد بسیاری از مهاجران هستند. هر سال بیش از ۳۰۰ هزار نفر به تهران مهاجرت می‌کنند. این در حالی است که همین شهرها در قلب فلات مرکزی و در معرض شدیدترین فشارهای آبی قرار دارند.»

    موسوی در پایان هشدار می‌دهد: «فلات مرکزی هم پایتخت کشور را در خود جای داده و هم بیش از ۷۰ درصد صنایع اصلی در این منطقه مستقر هستند. با تداوم شرایط فعلی، نه تنها منابع آبی، بلکه زیرساخت‌های جمعیتی و اقتصادی این منطقه نیز با بحران روبه‌رو خواهند شد. لازم است دولت و نهادهای مسوول، هر چه سریع‌تر برای نجات فلات مرکزی برنامه‌ای جامع و راهبردی تدوین کنند.»

    زنگ خطر تعادل زیستی

    بحران آب و مهاجرت‌جمعیت زنگ خطر تعادل زیستی در ایران است. مسعود امیرزاده، کارشناس حوزه آب، با اشاره به اثرات اجتماعی کم‌آبی تاکید می‌کند که آب، عاملی تعیین‌کننده در شکل‌گیری سکونتگاه‌های انسانی و پراکندگی جمعیت به شمار می‌رود. او توضیح می‌دهد که در شرایط طبیعی، جمعیت متناسب با ظرفیت آبی یک منطقه توزیع می‌شود؛ به این معنا که هرچه منابع آبی یک ناحیه بیشتر باشد، تراکم جمعیت نیز در آنجا افزایش می‌یابد و برعکس. امیرزاده اضافه می‌کند که این الگوی طبیعی طی دهه‌های اخیر در ایران به‌واسطه انتقال گسترده آب از مناطق دارای منابع آبی به مناطق کم‌آب، تغییر می‌کند. او تهران را نمونه‌ای بارز معرفی می‌کند که فراتر از توان طبیعی‌اش، با انتقال آب پذیرای جمعیتی سنگین‌تر از ظرفیت واقعی شده است. همین وضعیت را در شهرهایی مانند اصفهان، شیراز و بندرعباس نیز شاهد هستیم؛ شهرهایی که اکنون با رشد فزاینده جمعیت و کمبود منابع آبی روبه‌رو هستند.

    این کارشناس در ادامه می‌گوید: اکنون در مرحله‌ای قرار داریم که رشد جمعیت از میزان آب قابل انتقال پیشی گرفته است و منابع تامین‌کننده آب نیز خود با کمبود مواجهند. به گفته او، این شرایط موجب جابه‌جایی جمعیت و بروز پدیده «مهاجرت آبی» می‌شود؛ مهاجرتی که اکنون به‌صورت محسوس از استان‌های خشک به مناطق دارای منابع آبی، به‌ویژه استان‌های شمالی، در حال انجام است. امیرزاده نمونه‌هایی از این مهاجرت را ذکر می‌کند: مهاجرت ساکنان سیستان به گلستان یا خروج جمعیت از کویر مرکزی به سمت استان‌های شمالی نظیر مازندران و گیلان. همچنین اشاره می‌کند که بسیاری از ساکنان روستاها به حاشیه شهرهایی چون تهران مهاجرت می‌کنند، چون هنوز امکان دسترسی به آب، گرچه محدود، وجود دارد و همین امر محرکی برای رشد جمعیت در این مناطق شده است. او هشدار می‌دهد که اسکان در این مناطق، پایدار نیست و در صورت بروز اختلال در منابع انتقالی، تعادل شکننده فعلی فرو می‌پاشد و بحران به مرحله حادتری وارد می‌شود. از نگاه او، این تعادل‌های موقتی فقط مساله را به تعویق می‌اندازند و باعث می‌شوند با گذشت زمان، شدت آسیب‌ها و هزینه‌های اجتماعی و زیست‌محیطی افزایش یابد. امیرزاده تاکید می‌کند که ظرفیت زیستی کشور و توزیع جمعیت باید بر اساس توان ذاتی مناطق تنظیم شود. او تجربه‌های انتقال آب را در ایران عموما ناموفق توصیف می‌کند و معتقد است پروژه‌های انتقال بین‌استانی بدون ارزیابی کامل پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی اجرا شده‌اند. او به پروژه انتقال آب از الیگودرز به قم اشاره می‌کند و می‌گوید: این اقدام باعث ایجاد گره جمعیتی بزرگی در منطقه‌ای شده که از نظر منابع آبی بسیار شکننده است. به گفته او، نبود ارزیابی علمی و فشارهای ناشی از منافع گروهی و مافیاهای آب، موجب تصمیم‌گیری‌هایی شده که بیش از آنکه بر پایه منطق و مطالعات مهندسی باشد، تابع موازنه‌های قدرت و نفوذ سیاسی است.

    امیرزاده می‌افزاید که نمونه‌هایی مانند تهران و اصفهان به وضوح نشان می‌دهند که چگونه جمعیت به دنبال منابع آب حرکت می‌کند و هشدار می‌دهد که چنانچه این الگوی نامتعادل ادامه یابد، با بحران‌های شدیدتری روبه‌رو خواهیم شد. او در پایان تصریح می‌کند که تجربیات جهانی نیز نشان می‌دهند که انتقال آب، راه‌حل بلندمدتی برای بحران کم‌آبی نیست و باید به‌جای آن، به سمت تعادل پایدار بین جمعیت و ظرفیت‌های بومی هر منطقه حرکت کرد.

    مهاجرت اقلیمی به شمال

    یک تصویر نگران‌کننده وجود دارد، بحران آب در ایران تشدید می‌شود و مهاجرت اقلیمی به استان‌های شمالی ادامه دارد. پویا فرحانی، دکتری مدیریت محیط زیست در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد در این باره می‌گوید: ایران در سال‌های اخیر با تشدید بحران آب مواجه است که پیامدهای گسترده‌ای بر زندگی شهروندان، اقتصاد ملی و تحولات اجتماعی مانند مهاجرت درون‌مرزی یا به عبارت دیگر، مهاجرت اقلیمی به همراه دارد. کاهش بارندگی‌ها، مدیریت نادرست منابع آبی سطحی و زیرزمینی و الگوهای مصرف غلط همگی منجر به کاهش شدید ذخایر آبی کشور و ورود به یک بحران بی‌سابقه شده‌اند.

    بر اساس اطلاعات منتشرشده در برخی سایت‌های خبری، استان‌های مرکزی، شرقی و جنوبی ایران بیشترین آسیب را از خشکسالی‌ها و کمبود منابع آبی می‌بینند. کاهش منابع آبی و نبود بارش‌های مناسب در فصل‌هایی که انتظار بارندگی می‌رود، باعث افت تولیدات کشاورزی و حتی صنایع وابسته به آب شده است. ایران از اواسط سال ۱۳۹۸ وارد دوره‌ای از خشکسالی می‌شود که تقریبا تمامی استان‌ها را تحت تاثیر قرار داده است. بر اساس آمار وزارت نیرو، میزان بارش سالانه کشور حدود ۱۵ درصد کمتر از میانگین بلندمدت است که زنگ خطری جدی برای مدیران منابع آب به شمار می‌رود. این بحران آب، بحران مهاجرت اقلیمی را نیز به همراه دارد. طبق آماری که سایت خبری اقتصاد آنلاین در سال ۱۴۰۲ منتشر کرده، حدود ۸۰۰ هزار نفر از فلات مرکزی ایران به استان‌های شمالی مهاجرت کرده‌اند که این رقم در سال‌های اخیر بیشتر نیز شده است. دلایل اصلی این مهاجرت نابودی کسب‌وکارهای وابسته به آب مانند کشاورزی و تغییرات شدید اقلیمی است که زندگی در مناطق آسیب‌دیده را غیرقابل تحمل می‌کند. مناطق روستایی که تاب‌آوری کمتری دارند، به‌شدت خالی از سکنه می‌شوند. این مهاجرت علاوه بر تاثیرات منفی بر مناطق مبدا، فشار قابل توجهی بر ظرفیت اکولوژیکی مناطق مقصد وارد می‌کند و در بلندمدت توازن اکولوژیکی آنها را برهم می‌زند. در بررسی استان‌هایی که بیشترین تاثیر را از تغییرات اقلیمی تجربه می‌کنند، استان‌های فارس، اصفهان، خوزستان، همدان، کرمان، سیستان‌وبلوچستان، خراسان، هرمزگان و یزد دیده می‌شوند. آمار مرکز ملی آمار ایران نشان می‌دهد استان خوزستان بیشترین نرخ مهاجرت را دارد و پس از آن استان‌های همدان، سیستان‌وبلوچستان و کرمان در رتبه‌های بعدی قرار دارند. پایگاه خبری یافته در سال ۱۴۰۱ گزارش می‌دهد استان آذربایجان غربی حدود ۶ میلیون نفر از ساکنان اطراف دریاچه ارومیه را به دلیل مهاجرت ناشی از کم‌آبی از دست داده است که رقم قابل توجهی به شمار می‌رود.

    در نهایت، بحران‌های آب و خشکسالی شدید در استان‌های مرکزی، جنوبی و غربی ایران باعث شده این مناطق بیشترین نرخ مهاجرت اقلیمی را تجربه کنند. ادامه روند خشکسالی و کمبود منابع آبی در سال‌های اخیر فشار مهاجرت اقلیمی را افزایش می‌دهد و مهار تبعات این بحران، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق ملی است.

  • ۷۰‌هزارکیلومتر شبکه فرسوده آب در شرایط ورشکستگی آبی / اوضاع هدررفت آب وخیم است

    به گزارش اقتصادران، دولت‌های مختلف به‌جای اینکه تمرکزشان بر افزایش بهره‌وری آب باشد، افزایش تولید را دنبال می‌کنند و نتیجه این می‌شود که در شرایط ورشکستگی آبی حدود ۷۰‌هزارکیلومتر شبکه فرسوده آب داریم که اعتبار تقریباً هیچ برای آن در نظر گرفته شده است! در تهران اوضاع بحران آب با هدررفت ۳۰‌درصدی در لوله‌ها وخیم‌تر است؛ عددی که دو برابر حجم آب دریاچه چیتگر برآورد می‌شود.

    بحران کم‌آبی در ایران جدی است و به طور حتم با مشکل آب مواجه هستیم؛ موضوعی که هنوز به درستی یک دغدغه ملی نشده‌است. کاهش بارندگی بی‌سابقه است، اما هنوز شیوه‌های مصرف آب را اصلاح نکرده‌ایم. بخش زیادی از هدررفت آب در ایران، مربوط به کشاورزی می‌شود. صنعت ما آبی است و حتی در مصرف آب شرب خانگی هم صرفه‌جویی نمی‌کنیم، اما داستان آنجایی غم‌انگیزتر می‌شود که خود دولت به عنوان سیاستگذار این حوزه نیز دغدغه کمبود آب را جدی نمی‌گیرد که اگر این گونه نبود، وضعیت هدررفت آب در سیستم توزیع این گونه نمی‌شد. خطوط لوله‌انتقال آب فرسوده است و حدود ۱۵‌درصد آب شرب، قبل از رسیدن به دست مصرف کننده هدر می‌رود.

    طبق گزارش‌ها، حدود ۲۴‌درصد از شبکه آب تهران عمری بالغ بر ۲۵ سال دارد و نیاز به بازسازی فوری احساس می‌شود. خطوط لوله‌انتقال آب شهر تهران مربوط به ۷۰ سال پیش و نشت لوله‌ها حدود ۳۰‌درصد است که در واقع باعث می‌شود ۳۰‌درصد از آب شرب تهران در جریان انتقال هدر برود! اصلاح این وضعیت نیازمند تخصیص اعتبار است، اما گزارش‌ها از اعتبار تقریباً صفر‌درصدی برای کاهش هدررفت آب حکایت دارد. سید‌علی سیدزاده، مدیرکل مدیریت مصرف و کاهش هدررفت آبفای کشور در این باره گفت: در برنامه هفتم توسعه برآورد شده با تجهیزاتی که لازم داریم و اقدامات زیرساختی که لازم است انجام شود، سالی ۹ هزارمیلیارد تومان اعتبار نیاز داریم، اما در سال ۱۴۰۲ چیزی حدود ۳۰ میلیارد تومان و در سال ۱۴۰۳ بالغ بر ۱۶ میلیارد تومان اعتبار داده شده است. وی افزود: درواقع نسبت به نیازی که داریم، اعداد و ارقامی که به کاهش آب بدون درآمد اختصاص می‌یابد، در حد صفر است. سیدزاده با بیان اینکه شرکت‌های آب و فاضلاب در راستای درآمدزایی و اقتصاد آب باید تقویت شوند، به تسنیم گفت: بخشی از منابعی که حاصل می‌شود باید به سمت کاهش هدررفت آب بیاید و با توجه به اهمیت موضوع آب و ارزشی که آب در ایران دارد، تخصیص منابع مالی لازم برای رسیدن به ایده‌آل‌ها بسیار مهم و مؤثر است.

    از مجموع ۹ میلیارد مترمکعب آب شرب تولیدی در سال، ۱۵‌درصد هدررفت فیزیکی داریم، یعنی آبی که بر اثر شکستگی لوله‌های آب از شبکه هدر می‌رود. مدیرکل مدیریت مصرف و کاهش هدررفت آبفای کشور در این باره گفت: فعالیت‌ها در صنعت آب و فاضلاب، فعالیت‌های بسیار هزینه‌بری هستند، یکی از این اقدامات، اصلاح و بازسازی شبکه فرسوده آب است. وی افزود: به‌طور میانگین برای هرکیلومتر اصلاح و بازسازی شبکه فرسوده آب، حدود یک‌میلیاردو ۵۰۰ میلیون تومان اعتبار لازم است، در ایران حدود ۷۰‌هزارکیلومتر شبکه فرسوده آب داریم. سیدزاده با بیان اینکه اقدامات دیگر از جمله کنتورگذاری منابع تأمین در ورودی‌های شبکه توزیع، نوسازی و هوشمندسازی کنتور‌های مشترکان، اصلاح و بازسازی انشعابات مشترکان، استانداردسازی انشعابات و انجام فعالیت‌هایی در شبکه از جمله نصب شیر‌های فشارشکن که در قالب طرح‌های مدیریت فشار بیان می‌شود، همه و همه در کاهش هدررفت آب مؤثر است، گفت: در شهر‌هایی که میزان فشار آب از استاندارد‌ها بالاتر است، به دلیل اینکه فشار بالا خود عاملی برای ترکیدگی لوله است، کاهش فشار شبکه، یک اقدام مؤثر خواهد بود.

    وی ادامه داد: اجرای سیستم‌های تله‌متری و اسکادا، مدیریت هوشمند شبکه‌های توزیع که بموقع بتوانیم حوادث را تشخیص و مرتفع کنیم، ارتقای سیستم‌های ارتباط با مشترکان و تجهیز ناوگان رفع حادثه به ماشین‌آلات مختلف اقداماتی هستند که هر سال روی آن برنامه‌ریزی می‌کنیم و اقداماتی روی آن انجام می‌شود، اما لازم است منابع مالی لازم برای اجرای این طرح‌ها در اختیار ما قرار بگیرد.

    ذهن سیاستگذار حوزه آب، متمرکز بر تأمین است و هنوز به روش‌های قدیمی سخت‌افزاری پرهزینه اتکا می‌شود. کارشناسان معتقدند نصب تجهیزات کاهش مصرف آب روی شیر‌های منازل، مجتمع‌های مسکونی، پادگان ها، مساجد، دانشگاه‌ها و ادارات دولتی می‌تواند بسیار مهم باشد چراکه به واسطه این تجهیزات ۵۰‌درصد مصرف آب کاهش پیدا می‌کند. استفاده از این تجهیزات در قانون بهینه‌سازی مصرف آب شرب اگرچه تصویب شده و ما استاندارد‌های دقیقی برای کاهش مصرف داریم، اما متأسفانه هیچ‌گونه اقدامی انجام نشده است و همچنان تنها به دنبال طرح‌های نجومی مثل انتقال آب هستیم که به صرفه نیست.

    مهم‌ترین مسئله در بروز مشکلات جدی در تأمین آب این است که نگاه کارشناسی در حاکمیت به مسئله آب وجود ندارد. نگاه به مسئله آب، شخص‌محور است. میانگین بارش سالانه کشور ما حدود ۲۳۰میلیمتر است، از این میزان بارش حدود ۶۰ تا ۷۰‌درصد آن تبخیر می‌شود. با وجود ثابت بودن حدودی میزان بارش در کشور، در طول ۱۰۰سال گذشته جمعیت ما حدود ۱۰برابر بیشتر شده است. در سال۱۳۰۰ جمعیت ایران حدود ۹میلیون نفر برآورد شده است و در حال حاضر نیز جمعیت کشور بالغ بر ۹۰ میلیون نفر برآورد می‌شود. درهمین‌حال سبک زندگی نیز تغییر کرده و سرانه مصرف آب در کشور بیشتر شده است. همین واقعیات بیانگر شرایط آبی کشور است. برهمین‌اساس نیز انتظار می‌رود برنامه ریزی برای حوزه آب کشور، منطبق با واقعیات یادشده باشد.

  • جبران بحران آب، گردن مردم افتاد! / تحمیل خرید پمپ آب و مخزن به شهروندان

    جبران بحران آب، گردن مردم افتاد! / تحمیل خرید پمپ آب و مخزن به شهروندان

    به گزارش اقتصادران، قطعی آب، زندگی بسیاری از مردم را مختل کرده است. این قطعی‌ها کمابیش در بیشتر استان‌ها گزارش شده که استان تهران هم از این قاعده مستثنی نیست. واکنش مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران به قطعی مکرر آب، اجبار مردم به خرید پمپ آب است.

    محسن اردکانی، مدیرعامل شرکت آب‌ و فاضلاب استان تهران، در برنامه‌ای تلویزیونی مدعی شد که در تهران گزارش بی‌آبی وجود ندارد. پس از مشخص شدن گزارش‌های مردمی مبنی بر قطعی آب در تهران عنوان کرد: به دلیل کاهش فشار، آب طبقات دوم به بالا را نمی‌توان تامین کرد. این افراد باید مخزن و پمپ خریداری کنند.

    وی توضیح داد: وقتی برق قطع شود، پمپ هم از کار می‌افتد. باید شیر برگشتی وجود داشته باشد که در صورت قطعی برق، آب با فشار طبیعی به طبقات دوم و بالاتر برسد.

    او در واکنش به پیامک‌های قطعی آب عنوان کرد: تمامی افراد در طبقه دو و بالاتر ساکن هستند. کشور باید خود را با خشکسالی سازگار کند، چراکه آب وجود ندارد. باید با فشار کم در شبکه، کمبود آب مدیریت شود تا بتوان نیازهای مردم را برآورده کرد.

    تحمیل خرید پمپ به مردم

    مدیرعامل آبفای تهران به جای تضمین کاهش کمبود آب به مردم، افراد را به سازگاری با خشکسالی از طریق خرید پمپ تشویق کرده است. پمپ‌های مذکور در حال حاضر نیز در بسیاری از خانه‌ها یافت می‌شوند. دلیل این امر، فشار پایین آب است.

    بسیاری از مردمی که در طبقات دوم و بالاتر زندگی می‌کنند، در حال حاضر هم به دلیل فشار پایین آب از پمپ استفاده می‌کنند. بسیاری از همین پمپ‌های مذکور به دلیل قطعی‌های مکرر برق سوخته‌اند و هزینه‌های بسیاری برای مردم تراشیده‌اند.

    پمپ ۱۷ میلیونی!

    بررسی‌ها از سایت‌های دیجی‌کالا و ترب نشان می‌دهند که قیمت پمپ آب خانگی از یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان تا ۱۷ میلیون و ۴۵۰ هزار تومان متغیر است. پمپ‌های آب با توان نیم اسب بخار و یک اسب بخار به‌ترتیب تا سه میلیون و ۱۰۰ هزار تومان و شش میلیون و ۱۴۵ هزار تومان عرضه می‌شوند.

    از سوی دیگر، قیمت پمپ‌های آب با توان دو اسب بخار تا ۱۷ میلیون و ۴۵۰ هزار تومان نیز می‌رسد. لازم به ذکر است که برای خانه‌هایی با چهار تا پنج طبقه به‌طور عمده به پمپ‌هایی با توان یک اسب بخار نیاز است.

    در کنار پمپ، مخزن آب هم نیاز است. بررسی‌های تجارت‌نیوز از سایت‌های دیجی‌کالا و ترب نشان می‌دهند که قیمت مخزن‌های ۵۰۰ لیتری که به‌طور عمده برای خانه‌های سه یا چهار طبقه‌ای استفاده می‌شوند، از سه میلیون تا پنج میلیون متغیر هستند.

    همچنین قیمت مخزن ۱۰۰۰ لیتری برای خانه‌هایی بیشتر از چهار طبقه، از چهار میلیون و ۳۰۰ هزار تومان تا ۹ میلیون و ۳۶۵ هزار تومان متغیر است.

    حال با توجه به این قیمت‌ها باید گفت که مدیرعامل آبفای تهران، خرید پمپ و مخزن را به یک اجبار تبدیل کرده است و از کاهش فشار آب در تهران خبر می‌دهد. این بدان معناست که فشار آب به‌مرور از شرایط کنونی بدتر هم می‌شود.

    با اجبار مردم به خرید پمپ و کاهش فشار آب پایتخت، قطعی برق به قطعی آب گره می‌خورد. این موضوع که پیش‌تر بارها گزارش شده بود، با اقدام اخیر وزارت نیرو بیشتر هم می‌شود. پمپ‌های آب که وظیفه آبرسانی دارند با قطعی برق از کار می‌افتند و مردم هم از برق و هم از آب محروم می‌مانند.

    کاهش فشار آب به زیر «۲ بار»

    فشار آب مقیاسی است که بر حسب آن، نیروی آب درون سیستم آبرسانی و لوله‌کشی سنجش می‌شود. واحد اصلی سنجش فشار آب «بار» است. بار نام یکایی برای کمیت فیزیکی فشار به‌شمار می‌رود. هر بار، نیروی لازم برای اوج گرفتن و ارتفاع آب تا متراژ ۱۰ متر است.

    در مناطق پرتراکم شهری میزان فشار آب استاندارد ورودی به ساختمان بعد از کنتور نزدیک به دو بار است که تا ارتفاع حداکثر ۲۰ متری را پوشش می‌دهد.

    با توجه به مقررات نهادهایی مانند وزارت نیرو و سازمان آب و فاضلاب، استانداردی برای فشار آب تعیین شده است.

    فشار آب در خطوط شبکه‌های توزیع در شهرهای غیرمرتفع به طور متوسط در حدود دو بار است. اگر حداکثر فشار آب ساختمان دو بار در نظر گرفته شود، این فشار آب برای ساختمان‌های دو طبقه و ارتفاع حدود ۲۰ متر مناسب است. از این جهت در اوج مصرف فشار آب به‌طور عمده در طبقات سه و چهار به بالا، افت فشار آب مشاهده می‌شود.

    حال با توجه به اظهارات اخیر مدیرعامل آبفای تهران، فشار آب قرار است طوری تنظیم شود که طبقات دو و بالاتر نیاز به پمپ داشته باشند. این بدان معناست که فشار آب قرار است کمتر از دو بار شود.

    سازگاری با خشکسالی یا تاوان سیاست‌های نادرست؟

    توسعه نامتوازن کشاورزی و صنعت، مدیریت ناکارآمد منابع آبی و پایه‌گذاری اقدامات اشتباه در مورد منابع آبی از مهم‌ترین دلایل بروز بحران آب در ایران به‌شمار می‌رود.

    از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی باعث کاهش بارندگی‌ها و افزایش دما شده که این مسئله شرایط را بحرانی‌تر کرده است. اما نکته مورد توجه آن است که مدیرعامل آبفای تهران درحالی مردم را به سازگاری با خشکسالی سوق می‌دهد که ریشه‌های ساختاری و مدیریتی بحران آب را فراموش کرده است.

    یکی از عوامل اصلی تشدید بحران آب در ایران، سدسازی‌های غیراصولی و فاقد پیوست‌های زیست‌محیطی است. بخش زیادی از سدهای ساخته‌شده نه در خدمت تامین آب شرب مردم، بلکه با هدف تامین آب برای کشاورزی یا صنایع آب‌بر مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند.

    این رویکرد نه‌تنها کمکی به رفع مشکل کم‌آبی نکرده، بلکه توسعه‌ای ناپایدار را در استان‌هایی رقم زده که به‌طور طبیعی ظرفیت آبی لازم را نداشتند.

    آن‌طور که کاوه مدنی، امیر آقاکوچک و علی میرچی، پژوهشگران و فعالان زیست‌محیطی، در مقاله‌ای تحت عنوان «خشکسالی اقتصادی-اجتماعی ایران» توضیح داده‌اند، حجم عظیم سدسازی عاری از عواقب نبوده است. آب‌گیری بسیاری از مکان‌های تاریخی، جابه‌جایی جمعیت، تغییرکاربری اراضی، رسوب و … ازجمله عواقب شناخته‌شده سدسازی در ایران هستند.

    مطابق این مقاله، شتاب در توسعه صنعتی و کشاورزی پس از جنگ . این در حالی است که همچنان کشور شاهد توسعه صنایع پرمصرفی مانند فولاد و پتروشیمی در مناطقی مانند استان فارس است که مردم آن با کمبود شدید آب مواجه‌اند.

    با توجه به یافته‌های مقاله خشکسالی اقتصادی-اجتماعی ایران، کشور در تلاش بود تا استقلال خود را در طول جنگ هشت ساله با عراق و تحت فشار تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی متعدد به اثبات برساند. در تعجیل برای بازسازی زیرساخت‌ها و توسعه فناوری، توجه کمتری به اثرات محیط‌زیستی طولانی‌مدت شد.
    این موارد، ضعف برنامه‌ریزی منابع آب و نبود نگاه یکپارچه و پایدار در سیاست‌گذاری‌های کلان را نشان می‌دهند.

    پیش‌تر معصومه اشتیاقی، عضو انجمن دیپلماسی آب ایران،  عنوان کرد: وضعیت کنونی کم‌آبی در ایران به‌سبب موارد بسیاری رخ داده است. از این موارد می‌توان رشد جمعیت، توسعه اقتصاد آب‌محور، خشک‌سالی‌های شدید و طولانی، تغییرات آب‌وهوایی، آلودگی‌ها و تخریب منابع طبیعی را عنوان کرد.

    او ادامه داد: همچنین استفاده ناکارآمد از آب در کشاورزی، مدیریت ضعیف منابع آب، گسترش زیرساخت‌هایی به بهانه توسعه (مانند سدسازی، طرح‌های انتقال آب، ساخت‌وساز در بستر رودخانه‌ها) و… از دیگر موارد وضعیت کنونی کشور هستند.

    با توجه به موارد بیان‌شده، صرفه‌جویی در مصرف آب از سوی مردم گرچه اقدامی مهم و ارزشمند است، اما کافی نیست. نبود اقدامات زیرساختی و تشویق مردم به صرفه‌جویی و سپس قطع آب آنها، نوعی تنبیه مردم به‌شمار می‌آید.

    مردم تاوان سیاست‌های زیرساختی اشتباه را می‌دهند

    سدسازی‌های غیراصولی، توسعه صنایع آب‌بر در مناطق کم‌آب و سیاست‌های خودکفایی کشاورزی اثرات فراوانی بر تشدید بحران آب در کشور داشته‌اند. مواردی که پیش‌تر بیان شد، نتیجه اقدامات مسئولان بوده است و مردم نقشی در شکل‌دهی به آن نداشتند.

    از این رو، نباید بار اصلی حفاظت از منابع آبی تنها بر دوش شهروندان باشد، در حالی‌که تصمیم‌گیری‌های کلان و زیرساختی در تعارض با اصول توسعه پایدار و عدالت بین‌نسلی عمل می‌کنند.

    فرهنگ‌سازی برای مصرف صحیح آب ضروری است، اما پیش از آن، لازم است مسئولان در سیاست‌گذاری‌ها و اجرای طرح‌های زیرساختی مسئولیت‌پذیر و پاسخگو باشند.

    الزام به نصب پمپ و تحمیل هزینه به مردم، نشانه‌ای از برون‌سپاری جبران بحران آب به مردم است. به نظر می‌رسد که سیاست برون‌سپاری در حوزه انرژی یکی از مهم‌ترین سیاست‌های مسئولان به شمار می‌رود.

  • خبر بد برای پایتخت نشینان؛ زور بارش ها به کم آبی تهران نمی رسد

    خبر بد برای پایتخت نشینان؛ زور بارش ها به کم آبی تهران نمی رسد

    به گزارش اقتصادران، علی‌آبادی درباره طرح‌های آبرسانی استان سیستان و بلوچستان، اعلام کرد: پیگیری حقابه از همسایه شرقی که مذاکرات آن توسط وزارت امور خارجه در حال انجام است از جمله اقدامات است؛ اما در کنار آن طرح انتقال آب دریا در حال پیگیری بوده و طرح آبخوان‌های شرقی نیز در حال اجراست.

    وزیر نیرو با بیان اینکه مجلس روحیه خود را برای حمایت از اقدامات و طرح‌های وزارت نیرو نشان داده است، گفت: موضوع تامین آب شرب در نقاط مختلف کشور در اولویت است و لازم است در حوزه کشاورزی به سمت کشاورزی گلخانه‌ای و اصلاح الگوی کشت بریم.

    عباس علی‌آبادی با بیان اینکه چالش آب سال‌هاست که تداوم دارد، اضافه کرد: مشکل آب اصفهان برای اکنون نیست و مسئله‌ای تاریخی است، اما نکته این است که با تدبیر و پیگیری فراوان، طرح‌های توسعه‌ای یکی پس از دیگری در حال اجراست.

    وزیر نیرو با تاکید بر اهمیت توسعه کشاورزی گلخانه‌ای در کشور گفت: بارندگی‌های دو شب گذشته تهران تا بیست اسفند ۱۴۰۳ فقط ۱۱ میلی‌تر به ثبت رسیده است که کفاف رفع کم آبی کلانشهر تهران را نمی‌کند.

    او  در ادامه به پیشرفت‌های حاصل شده در توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر اشاره و تصریح کرد: تا پیک تابستان سال پیش رو ۳۰۰۰ مگاوات انرژی خورشیدی به مدار تولید اضافه می‌شود.

    عباس علی‌آبادی در ادامه از نصب ۵ میلیون کنتور هوشمند خبر داد و گفت: این امر طی ۳۰ سال گذشته انجام نشده است، اما با اقدامات آغاز شده می‌توان از این طریق ۱۰ هزار مگاوات بار مصرف را کاهش داد.

    وضعیت بحرانی سد کرج

    صحبت‌های وزیر نیرو مبنی بر چالش و کمبود آب سال‌هاست که در کشور تداوم دارد، درحالی زده شد که روز گذشته -۲۱ اسفند- داوود نجفیان، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای البرز هشدار داد که بارش‌ها نسبت به بلندمدت ۴۱ درصد و نسبت به سال گذشته ۲۵ درصد کاهش یافته است. همچنین سد کرج تنها ۷ درصد پر است و ذخایر برفی نیز ۲۵ درصد کمتر از سال گذشته است.

    کاهش ۱۵ درصدی بارش بارش نسبت به سال گذشته

    عباس علی‌آبادی پیش از این نیز در در خصوص وضعیت بارندگی‌ها در ۴ اسفند گفت: در سال جاری میزان بارش‌ها نسبت به سال قبل ۱۵ درصد و نسبت به میانگین بلندمدت ۵۰ درصد کاهش داشته است. بنابراین باید با اجرای طرح‌های افزایش بهره‌وری، مانند چرخانی منابع آبی، این کمبودها را جبران کنیم.

    کاهش بارش در کشور/ کاهش چشمگیر ذخیره آبی

    اشاره وزیر نیرو به کاهش میزان بارش در کشور درحالی بود که ۲۹ بهمن، به گزارش ایسنا، آمار بارش از ابتدای بهمن‌ماه تا ۲۷ این ماه، کاهش ۲۵.۵ درصدی را نسبت به میانگین بلندمدت نشان می‌دهد. در این بازه، کشور به‌طور میانگین ۲۵ میلی‌متر بارش دریافت کرده، درحالی‌که میزان معمول در بلندمدت ۳۳.۶ میلی‌متر بوده است.

    از ابتدای فصل جاری تا ۲۷ بهمن‌ماه، میانگین بارش کشور ۳۷.۱ میلی‌متر بوده که در مقایسه با میزان بلندمدت ۶۶ میلی‌متری، کاهش ۴۳.۸ درصدی را نشان می‌دهد. همچنین، میزان بارش از ابتدای سال آبی جاری (۱ مهرماه) تا ۲۷ بهمن، به‌طور میانگین ۷۰.۹ میلی‌متر ثبت شده که نسبت به مقدار بلندمدت ۱۲۵ میلی‌متری، با کاهش ۴۳.۳ درصدی همراه بوده است.

  • خطر بن‌بست آبی بیخ گوش تهرانی ها

    خطر بن‌بست آبی بیخ گوش تهرانی ها

    به گزارش اقتصادران، عیسی بزرگ‌زاده ، درباره اینکه آیا انتقال پایتخت به موضوع کمبود منابع آبی تهران کمک می‌کند، اظهار داشت: تهران با مشکلات پیچیده، عدیده و چندلایه‌ای مواجه است که بخشی از آن مستقیم و بخشی نیز غیرمستقیم به آب مربوط است، برخی مشکلات آب پایه بوده و روی آب تاثیر می‌گذارند و در برخی موارد هم آب روی مشکلات دیگر تاثیر می‌گذارد.

    وی افزود: مسئله انتقال پایتخت مسئله پیچیده‌ای است که نیاز به کار کارشناسی دارد در مباحث هر دو سوی موافقین و مخالفین انتقال پایتخت گذاره‌های درستی دیده شده است، اگر بناست قضاوتی صورت گیرد هم کسانی که معتقدند انتقال پایتخت باید صورت گیرد ادله‌های خوبی دارند و هم کسانی که معتقدند انتقال پایتخت مشکل را حل نمی‌کند دلایل خاص خود را دارند، بنابراین به نظر می‌رسد در این لحظه نمی‌توان جواب روشنی به این موضوع داد و باید به بررسی‌ها ادامه دهیم.

    سخنگوی صنعت آب تاکید کرد: در هر حال اگر سبک زندگی را تغییر ندهیم و میزان مصرف آب را تقریبا در تهران به نصف نرسانیم به بن‌بست آبی می‌رسیم.

    وی تصریح کرد: اینکه انتقال پایتخت ممکن است هزینه‌های بیشتری به کشور تحمیل کند نیاز به ارزیابی دارد، تجربه نشان می‌دهد که باید به کارگروه‌ها و مشاورین اجازه دهیم ارزیابی‌های خود را انجام دهند و طرح‌ها را روی کاغذ باورند و برآورد مالی انجام دهند تسریع و عجله در اینگونه نظرها با ذات کارشناسی فاصله دارد.

    بزرگ‌زاده بیان کرد: یکی از کارهای اساسی که باید انجام شود، توزیع عدالت فضایی در کشور است. باید بررسی شود که آیا انتقال پایتخت، با جابه‌جایی جمعیت ۱۲ میلیونی، فرصت‌های رشد و توسعه‌ای را که تهران تاکنون به واسطه پایتخت بودن به‌دست آورده، به همان میزان در نقطه‌ای دیگر ایجاد می‌کند؟ آیا رشد تهران صرفا به دلیل پایتخت بودن آن بوده است یا عوامل دیگری نیز نقش داشته‌اند؟ تهران با جمعیتی بالای ۱۰ میلیون نفر، بخشی از منابع آبی خود را از مناطق اطراف تأمین می‌کند. این مسئله نه‌تنها برای تأمین آب شرب، بلکه برای کشاورزان و صنایع این مناطق نیز اثرگذار است.

    وی افزود: یکی از موضوعات مهم در برنامه‌ریزی کلان کشور، مسئله جابه‌جایی پایتخت به دلیل چالش‌های جمعیتی و اقلیمی است. ایران به‌عنوان کشوری با اقلیم خشک و نیمه‌خشک، با متوسط بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلی‌متر، با محدودیت‌های جدی در منابع طبیعی مواجه است. این محدودیت‌ها مانع از گسترش پایدار کلان‌شهرهایی با جمعیت‌های چندمیلیونی مانند تهران می‌شوند.

    سخنگوی صنعت آب بیان کرد: علاوه بر موضوع آب آلودگی هوا و تراکم جمعیت، پایداری زندگی در تهران را با چالش مواجه کرده و اکنون موضوع انتقال پایتخت مطرح است، جابه‌جایی پایتخت یا هر تصمیم کلان دیگر نیازمند بررسی جامع و مدیریت توسعه‌ای کارآمد است، سرمایه‌گذاری صرف، بدون وجود برنامه‌های منسجم و تخصصی، برای رفع مشکلات کشور کافی نخواهد بود، رفتار مکانیکی در مواجهه با مشکلات آب جوابگو نیست و نیاز به رویکردهای عمیق‌تری دارد.

  • به صادرات هندوانه افتخار می کنند، نمی دانند که دارند آب را مجانی می فروشند!

    به صادرات هندوانه افتخار می کنند، نمی دانند که دارند آب را مجانی می فروشند!

    به گزارش اقتصادران، «بحران کم‌آبی»؛ بی‌شک این جمله را بارها و بارها از زبان مسوولان و مدیران در حوزه‌های مرتبط با آب شنیده‌اید، اما سوال اینجاست که با آگاهی از بحران کم‌آبی یا حتی بی‌آبی چرا تا به امروز راه‌حل اجرایی برای عبور از این بحران ارایه نشده است.

    از سوی دیگر در شرایطی که هر سال آمار میزان بارش برف و باران مدام رو به کاهش است چرا نمی‌شنویم که قرار است با اجرای این چند راه‌حل از بحران عبور کنیم. کارشناسان محیط‌زیست و آب دلایل زیادی را برای رخ دادن این بحران اعلام کرده‌اند که برخی به شرایط آب و هوایی و اقلیمی مرتبط بوده و برخی به دلیل سوءمدیریت در این حوزه است؛ حالا به این دو عامل افزایش جمعیت و مصرف بی‌رویه را هم اضافه کنید آن وقت متوجه می‌شوید چرا از بحرانی به نام بحران آب صحبت می‌کنیم.

    موضوع افزایش جمعیت شاید در فهرست اولیه بحران آب قرار نداشت، اما رشد جمعیت در دهه شصت و هفتاد نیاز به منابع آبی را افزایش داد و در مقابل خشکسالی نیز با آن همسو شد و در نهایت به کاهش آب‌های زیرزمینی و ذخایر آبی در سدها رسید.  البته برخی کارشناسان رعایت نکردن استانداردها در کشاورزی، بخش‌های صنعتی و حتی زندگی شهری را مورد توجه قرار می‌دهند و می‌گویند که مصرف آب در ایران بی‌رویه و غیر قابل مقایسه با سایر کشورهاست.

    استفاده از روش‌های آبیاری غرقابی، آبیاری فضای سبز شهری و شست‌وشوی معابر و غیره با آب آشامیدنی از بزرگ‌ترین مشکلات در ایران است که همه ساله بحران آب را جدی‌تر می‌کند. علاوه بر این، در کارخانجات و کارگاه‌های تولیدی و معادن نیز آب زیادی مصرف و آلوده شده و در نهایت به عنوان آب غیر قابل استفاده از چرخه خارج می‌شود. چند سال پیش بود که متولیان به این نتیجه رسیدند که باید فکری برای بازیافت فاضلاب و بازگردانی آب‌های خاکستری کنند. استفاده از تجهیزات تصفیه فاضلاب در کارخانه‌ها، کشتارگاه‌ها، واحدهای درمانی و آب‌های خاکستری تولید شده در مناطق مسکونی یکی از بهترین راهکارها برای استفاده مجدد از این آب‌ها در کشاورزی و واحدهای صنعتی است.

    موضوع تنش و بحران آبی در سایر کشورها به ویژه کشورهای عربی هم جدی است از این رو آنها با توجه به افزایش تنش و بحران آبی و تغییرات آب و هوایی، به دنبال روش‌های کارآمد مصرف منابع آبی و تامین آب از طریق فاضلاب تصفیه شده به ویژه برای بخش کشاورزی شدند.
    این‌طور که متخصصان و مجریان طرح بازچرخانی آب‌های خاکستری می‌گویند مقدار کل آبی که از آب خاکستری تصفیه شده به دست می‌آید و مورد استفاده مجدد قرار می‌گیرد، در حدود ۲.۱۷ کیلومتر مکعب در سال برآورد شده است.

    کدام  کشورها  پیشرو  هستند؟

    جالب است بدانید عمان که از‌جمله کشورهای درگیر با کمبود منابع آبی است، موفق به بازیافت صددرصدی فاضلاب و بازگردانی ۷۸درصد آنها برای مصرف در بخش‌های کشاورزی و صنعتی شده است. البته عمان در این مسیر تنها نیست و مصر، سوریه، امارات متحده و عربستان جزو بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان آب‌های خاکستری هستند و حدود ۷۵درصد از حجم آب مورد استفاده مجدد را به خود اختصاص می‌دهند.

    از سوی دیگر در ژاپن، تعداد موارد استفاده از سیستم‌های بازچرخانی آب خاکستری در ساختمان‌ها رو به افزایش است؛ به‌طوری که این تعداد از ۱۸ مورد در سال ۱۹۶۹ به ۱۰۴ مورد در سال ۲۰۱۰ رسیده و تعداد کل پروژه‌های استفاده مجدد از آب خاکستری در ساختمان‌ها از سال ۱۹۶۹ تا ۲۰۱۰ برابر ۳۶۵۴ مورد بوده است. اما در نهایت همه نگاه‌ها به هدررفت آب به حوزه کشاورزی مربوط می‌شود تا جایی که کارشناسان هدررفت آب در این حوزه را بحران جدی‌تر و وضعیت کنونی دریاچه ارومیه را هم نشأت گرفته از عدم مدیریت آب در حوزه کشاورزی می‌دانند.

    «دکتر فرشاد قوشچی»، استاد دانشگاه در گفت‌وگو با «اعتماد» می‌گوید: به جرات می‌توان گفت عدم مدیریت مطلوب آب در حوزه کشاورزی موجب بروز بحران شده که امروزه از آن به عنوان حکمرانی آب نام برده می‌شود. شاید مهم‌ترین مشکل مدیریتی ما در حوزه آب به ویژه در کشاورزی عدم ضمانت اجرایی باشد البته یک بخشی از آن به ضعف قوانین گذاشته هم برمی‌گردد که به‌رغم اصلاح شدن باز هم ضمانت اجرایی ندارد. مثلا فرض کنید تعداد چاه‌های عمیق ما در ۴۰ سال اخیر ده‌ها برابر شده، با اینکه می‌دانستیم وارد بحران آبی می‌شویم، اما به هر دلیلی حفر چاه‌ها زیاد شد به‌ویژه در مناطقی که سطح ایستایی پایین است و می‌دانیم که در این سطح پایین ایستایی نباید چاه‌های خیلی عمیق حفر کرد، اما این امر اتفاق می‌افتد و درنهایت حوضه‌های آبریز خالی می‌شود.

    او ادامه می‌دهد: نمونه اشتباه مدیریتی دیگر، عدم رعایت الگوی کاشت است. بعد از ۵۰ سال در دو سال اخیر عنوان شد که الگوی کاشت ارایه شده است.گیاهان آب‌بر، یعنی گیاهانی که نیاز آبی زیاد دارند، مسلما در مناطق کم‌باران و مناطقی که آب‌های سطحی کمی دارند، نباید کشت شوند، اما اصلا به این موضوع توجه نمی‌شود و مدیریتی هم به‌طور جدی بر آن اعمال نمی‌شود. اگر بخواهیم مسائل مدیریتی را در حوزه کشاورزی بگوییم، بی‌شمار است.

    قوشچی با اشاره به اینکه برای کشاورزان، تسهیلاتی چون توسعه آبیاری‌های تحت فشار، قطره‌ای، بارانی یا کانال‌های جدید آبیاری، سیمانی و مسقف فراهم شود تا خروج آب و تبخیر را کم کند، می‌گوید: اگر این شرایط فراهم باشد کشاورزها هم استقبال می‌کنند، چون کشاورز هم زندگی‌اش به آب وابسته است. اما تا به امروز تسهیلات کافی برای کشاورزان درنظر گرفته نشده یا شاید بودجه لازم تامین نشده البته تا حدودی بانک کشاورزی سال‌ها این کارها را کرد و موفق بود و رشد نسبتا خوبی داشت و این سرمایه‌گذاری در بخش آبیاری تحت فشار انجام شد اما از یک جایی به بعد به دلیل مشکلاتی که در بودجه سالانه کشور در بخش کشاورزی به وجود آمد ادامه این حمایت جدی گرفته نشد.

    او در پاسخ به این پرسش که ادامه شیوه آبیاری متداول یا سنتی، چه نتیجه‌ای در بردارد، می‌گوید: شیوه غرقابی فقط بخشی از روش سنتی است البته روش آبیاری کرتی هم داریم که منسوخ شده و کارایی خیلی کمی دارد، جالب است بدانید در این روش‌ها مصرف آب حدود ۳۰ یا ۴۵درصد بود، اما الان آمدند ۶۰ درصد آبی که از منبع آب یا از رودخانه یا آب‌های جاری را به سطح مزارع رساندند که در نهایت این آب‌ها یا از دسترس خارج یا تبخیر می‌شود و ادامه این روند فقط نابودی در پی دارد. این استاد دانشگاه معتقد است: اگر نتوانیم روش‌ها و تکنیک‌های جدید را گسترش دهیم، به بحران آب دامن خواهیم زد هر چند که تمام متخصصان کشاورزی، سیاستگذاران و دولتمردان به این مساله آگاه هستند، باید موانع برطرف شود تا بتوانیم مقداری از این بحران فاصله بگیریم.

    قوشچی ادامه می‌دهد: حدود ۹۰درصد آب مصرفی کشور که به آن آب شیرین یا آب تجدیدپذیر می‌گوییم و حاصل بارندگی‌ها و نزولات جوی است یا در رودخانه‌ها جاری می‌شود یا از رودخانه‌های مرزی به کشور وارد می‌شود که سالانه چیزی حدود ۱۳۰میلیارد مترمکعب است. از این ۱۳۰ میلیارد مترمکعب مقداری جاری و روان‌آب در رودخانه‌هاست، ۵۶میلیارد مترمکعب آنها وارد لایه‌های زیرزمینی می‌شود. او می‌گوید: اتفاقی که افتاده، این است از این ۵۶ میلیارد مترمکعب بالغ بر ۶۲میلیارد مترمکعب آب‌های زیرزمینی برداشت می‌شود یعنی ما در برداشت از حوضه‌های آبخوان‌های زیرزمینی، حوضه‌های آبریز و آب‌های زیرزمینی‌مان ۶میلیارد مترمکعب تراز منفی داریم که عمده آن مربوط به کشاورزی است.

    این متخصص آب با اشاره به اینکه طبق آمار ۹۰درصد سرانه آب تجدیدپذیر کشور در کشاورزی مصرف می‌شود، تاکید می‌کند: این رقم بسیار بالایی است اگر ما بتوانیم با روش‌ها و تکنیک‌های جدید این بهره‌وری را افزایش دهیم، مطمئنا سهم آب مصرفی در کشاورزی کمتر می‌شود و بحران آب هم کمتر خواهد شد. قوشچی می‌افزاید: سرانه آب تجدیدپذیر در هر کشوری مطابق معیارهای جهانی، ۱۷۰۰ مترمکعب در سال برای هر نفر است. در ایران از ۱۳۹۳ به بعد به زیر این مقدار رسیدیم و الان چیزی حدود ۱۲۰۰ یا ۱۳۰۰ مترمکعب است، این یعنی ما وارد بحران شدید آبی شدیم؛ این هشدار جدی است.

    او می‌گوید: ایران کشوری است که از گذشته جزو مناطق نیمه‌خشک دنیا بوده، متاسفانه در تکنیک‌های جدید در ۹۰-۸۰ سال گذشته که کشاورزی تجاری شده، ما خیلی بی‌محابا آب را مصرف کردیم و بیشتر از چیزی که شاید گیاهان نیاز داشته‌اند، آب دادیم و میزان زیادی از آن تبخیر شده و عملا از دسترس خارج شد، درحالی که در سال‌های خیلی دور کشاورزی سنتی با روش‌هایی مثل استفاده از قنات که مبداش از ایران بود، توانسته بودیم خیلی راحت بحث بحران آبی را به عنوان یک کشور نیمه‌خشک مدیریت کنیم.

    این استاد دانشگاه همچنین در‌خصوص راه‌حل این بحران می‌گوید: مطابق گزارش‌های جهانی، کاهش سالانه منابع داخلی آب‌شیرین ایران حدود ۷ برابر شاخص‌های جهانی است که بخش عمده این رقم به تنهایی به کشاورزی برمی‌گردد، بنابراین حتما باید روش‌هایی را برای پیشگیری از این بحران به کار گرفت که این روش‌ها مطمئنا احتیاج به هزینه، زیرساخت و تسهیلات مختلف دارد که باید یک توجه ویژه‌ای شود.  او تاکید می‌کند: باید یک همگونی و نزدیکی بین وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های مرتبط مثل محیط‌زیست و وزارت جهادکشاورزی و وزارت نیرو وجود داشته باشد، این عدم همگونی، تجانس و همسویی بین اینها باعث بسیاری از مشکلاتی شده است.

    قوشچی معتقد است: سرمایه‌گذاری دولت در زمینه زیرساخت‌های نظام آبی کشور، از جمله طرح‌های آبرسانی، کانال‌های آبیاری، شبکه‌های شهری باید گسترش پیدا کند از طرفی هم اگر بازیافت فاضلاب‌هایی که هدر می‌روند وارد چرخه آب کشاورزی شود، کمک بزرگی به بهبود شرایط موجود خواهد کرد.

    به گفته او، مدیریت پایدار منابع آب، اصلاح مدیریت مربوط به حوضه‌های آبریز، حفظ و نگهداری شبکه‌های آبیاری، گسترش آبیاری‌های تحت فشار و نظام قیمت‌گذاری آب از دیگر راه‌حل‌های موجود برای ساماندهی شرایط بحرانی آب در کشور است. این استاد دانشگاه تاکید می‌کند که آب را ارزان نفروشیم تا کشاورز بداند این آب است که به محصولش ارزش می‌دهد، ما یک بحثی داریم به نام آب مجازی، بارها گفته شده و من هم چند جا گفتم که برای تولید یک هندوانه‌ای که ۸-۷ کیلوگرم متوسط وزن دارد که بیش از ۹۰درصد آن آب است و ۱۰درصد ماده خشک دارد، ۲۵۰۰ لیتر آب مصرف می‌شود و وقتی آن را صادر می‌کنید و افتخار می‌کنید به اینکه صادر می‌کنید، عملا دارید ۲۵۰۰ لیتر آب را مجانی می‌فروشید و قیمتی ندارد و این اتفاق خوشایندی نیست.  او می‌افزاید: ما عملا داریم آب صادر می‌کنیم و اینها گلوگاه‌هایی است که باید مورد بررسی قرار گرفته و مدام پایش شود تا یک نظام پایدار آبی در کشور داشته باشیم و البته راه‌حل‌های بسیار زیاد دیگری که همه در گرو مدیریت صحیح و سرمایه‌گذاری مناسب در زیرساخت است.