برچسب: کم آبی

  • معضل کم آبی؛ از بارورسازی ابرها تا صادرات پنهان آب / ایران در اوج خشکسالی آب صادر می‌کند!

    معضل کم آبی؛ از بارورسازی ابرها تا صادرات پنهان آب / ایران در اوج خشکسالی آب صادر می‌کند!

    به گزارش اقتصادران، خشکسالی و معضل کم‌آبی سال‌های سال است که کشور ما را تحت تاثیر خود قرار داده و علاوه بر تغییراتی که در محیط‌زیست ایجاد کرده، منجر به نگرانی عموم مردم و به ویژه کشاورزان شده است. خشک‌ شدن درختان و پوشش گیاهی شهرها و از بین رفتن سرسبزی و آبادی باغ‌ها در بسیاری از روستاها، از جمله پیامدهای کم آبی هستند که هر ساله تشدید می‌شوند و کشور را با تبعات این تغییر اقلیم مواجه می‌کنند. عده‌ای راه رهایی از تغییر اقلیم و کم‌بارشی را در بارورسازی ابرها عنوان می‌کنند.

    صادق ضیاییان، رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا با بیان این‌که «تا روزهای پایانی آبان‌ماه از بارش‌ها (باران و برف) در بیشتر مناطق کشور خبری نیست و همچنان اغلب نقاط بی‌بارش هستند.» درباره مدیریت آب می‌گوید: برای افزایش بارش‌ها نمی‌توان کاری کرد اما برای اینکه میزان کم بارش‌ها را چگونه مدیریت کنیم راه‌های بسیار زیادی وجود دارد؛ افزایش بارش‌ها انرژی‌ زیادی لازم دارد؛ مثلا در تولید یک طوفان حاره‌ای، چیزی معادل چندین بمب هسته‌ای انرژی نیاز است و این انرژی‌ها از دسترس بشر خارج است و علم بشر امروزه به این نقطه نرسیده است که بتواند سامانه‌های بارشی ایجاد کند یا مثلا میزان یا نوع بارش را به نحوی تغییر دهد و در همه دنیا مجموعه‌ای از اقدامات مدیریتی را برای مصارف و مدیریت منابع آب انجام می‌دهند.

    متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

    آیا با بارورسازی ابرها خشکسالی برطرف می‌شود؟

    بارورسازی ابرها در برخی از موارد و در مناطق بسیار محدود و مورد مطالعه منجر به افزایش بارش می‌شود اما این روش مناسبی برای رفع خشکسالی نیست. اینطور نیست که مثلا در پهنه وسیعی مثل ایران با روش بارورسازی ابرها بتوان بارش‌ها را افزایش داد، در هیچ جای دنیا هم نتوانسته‌اند خشکسالی را با کمک باروری ابرها رفع کنند. حتی کشورهای حوزه خلیج فارس هم که هزینه‌های سرسام‌آوری را برای بارورسازی ابرها صرف کرده و تبلیغات گسترده‌ای هم بابت آن داشته‌اند کماکان ۹۹ درصد آب مورد نیاز خود را از آب‌شیرین‌کن‌ها تامین می‌کنند و نتوانسته‌اند آب قابل ملاحظه‌ای از بارورسازی ابرها به دست بیاورند.

    کم‌بارشی کشور را چگونه می‌توان مدیریت کرد؟

    برای افزایش بارش‌ها نمی‌توان کاری کرد اما برای اینکه میزان کم بارش‌ها را چگونه مدیریت کنیم راه‌های بسیار زیادی وجود دارد؛ افزایش بارش‌ها انرژی‌ زیادی لازم دارد؛ مثلا در تولید یک طوفان حاره‌ای، چیزی معادل چندین بمب هسته‌ای انرژی نیاز است و این انرژی‌ها از دسترس بشر خارج است و علم بشر امروزه به این نقطه نرسیده است که بتواند سامانه‌های بارشی ایجاد کند یا مثلا میزان یا نوع بارش را به نحوی تغییر دهد و در همه دنیا مجموعه‌ای از اقدامات مدیریتی را برای مصارف و مدیریت منابع آب انجام می‌دهند. در ایران هم برای مدیریت منابع آبی که در اختیار داریم، راهکارهای زیادی وجود دارد؛ ۸۰ درصد یا حتی بیشتر از حجم آب در کشور ما در بخش کشاورزی صرف می‌شود و از جمله کارهایی که در این بخش میتوان انجام داد، تغییر الگوی کشت و کشت محصولات کم آب‌بر و افزایش عملکرد کشاورزی است؛ انجام آبیاری‌ها مطابق با اقلیم کشور که مصرف آب کمتری هم دارند هم می‌تواند در مصرف بهینه آب و کاهش مصرف موثر واقع شوند. برخی از آبیاری‌های مورد استفاده کشاورزان امروزه مکانیزه هستند اما مطابق اقلیم کشور ما نیستند؛ مثل آبیاری بارانی؛ این نوع از آبیاری منجر به کاهش مصرف آب نمی‌شود و خودش مشکلات دیگری هم ایجاد می‌کند.

    از طرفی آب مجازی خود را به دیگر کشورها صادر می‌کنیم؛ برای هر کدام از این محصولات کشاورزی که صادر می‌کنیم چقدر آب مصرف شده است؟ به غیر از محصولات کشاورزی خیلی از محصولات صادراتی دیگر آب کشور را به شکل مجازی صادر می‌کنند و همه این‌ها باید مدیریت شود، با استخراج هزینه_فایده آن بررسی کنیم که آیا آبی که برای تولید برخی اقلام مصرف و هزینه‌ای که شده به درآمد و فایده آن می‌ارزد و می‌صرفد یا خیر.

    در ایران قدیم، مردم چگونه کم‌آبی را پشت سر می‌گذاشتند؟

    در بخش مدیریت منابع آب هم باید رویکردها به سمت رویکردهایی برود که ایران باستان هم از آن‌ها مثل دیگر کشورهای دنیا استفاده می‌کرد. کشور ما از هزاران سال پیش درگیر خشکسالی‌های گسترده بوده است و آن زمان راهکارهای متعددی را مثل هدایت آب به سفره‌های زیرزمینی به کار می‌بردند که الان هم کارایی دارند. کشور ما منطقه‌ای است که حجم تبخیر آب در آن بالا است و ما به عنوان راهکار سد درست می‌کنیم، اما همین سدسازی باعث می‌شود بخش عمده‌ای از آب تبخیر شود و این روش مناسب کشور ما نیست و بیشتر به درد کشورهای اروپایی می‌خورد و برای ما جواب نمی‌دهد. اگر به اقدامات قدیمی‌های کشورمان نگاه کنیم، می‌بینیم که قنات‌ها، آب‌انبار و هوک (هوتک) داشتند و آب را به سفره‌های زیرزمینی هدایت می‌کردند و چون در این سفره‌ها تبخیر کم است، این آبها را نگهداری و از آن‌ها استفاده می‌کردند. روش‌های نوین هم در آبخیزداری و آبخوان‌داری وجود دارد و ما هم در ایران باید به این سمت و سو برویم و مصارف را در توزیع آب کم کنیم. مثلا در ۱۰۰ کیلومتری دریاها می‌توانیم از آب شیرین‌کن‌ها استفاده کنیم.

    آیا مدیریت مصرف آب در بخش خانگی هم در کنترل منابع آبی، مهم است؟

    بله، یکی از مهمترین اقدامات در مدیریت منابع آب، همین مدیریت مصرف در بخش خانگی است و مردم باید رویکرد خود را عوض کنند و سبک زندگی مردم در این شرایط کم‌آبی باید تغییر کند؛ در زندگی قدیم و گذشته چون آب را به سختی از رودخانه‌ها، چشمه‌ها تهیه می‌کردند، دقت و صرفه‌جویی بیشتری در مصرف آب داشتند و الان هم درست است که آب به شکل لوله‌کشی است اما مردم همان صرفه‌جویی و دقت را باید لحاظ کنند.

    play/pause

  • تهران در فاز جیره‌بندیِ خاموش آب / مردم در بی آبی و مسئولان به دنبال طرح‌های خیالی و احمقانه

    تهران در فاز جیره‌بندیِ خاموش آب / مردم در بی آبی و مسئولان به دنبال طرح‌های خیالی و احمقانه

    به گزارش اقتصادران، بحران آب به مرز امنیتی شدن رسیده، اما دولت و مجلس به‌جای ارائه و تنظیم بسته سیاستی روشن و کمک گرفتن از متخصصان و تجربه جهانی حالا از «تخلیه پایتخت»، «فشار صفر شبانه» و «نصب مخزن در خانه‌ها» می‌گویند؛ درحالی‌که جیره‌بندی خاموش از ماه‌ها پیش در تهران جریان دارد.

    در اوج کم‌بارشی و افت بی‌سابقه‌ ذخایر، رئیس‌جمهور صراحتاً گفت اگر تا آذر باران نبارد «باید جیره‌بندی کنیم و اگر باز هم نبارد، تهران را خالی کنیم».
    وزیر نیرو هم «کاهش فشار تا حد صفر در شب‌ها» و «نصب مخزن خانگی» را توصیه کرده است.

    عجیب این است که وزیر نیرو در حالی این سخنان را مطرح می‌کند که همزمان گزارش‌های میدانی و خبر‌های رسمی از قطع‌های چندساعته‌ شبانه در محلات مختلف تهران حکایت دارد؛ یعنی آنچه مسئولان وعده می‌دهند «ممکن است» رخ دهد، عملاً ماه‌هاست رخ داده است.

    بحران چیست و چرا «جیره‌بندی» محتمل است؟

    اکنون بحران آبی ایران در شرایطی به گلو رسیده و امنیت غذایی، زیستی و کشاورزی کشور را تهدید می‌کند که سال‌ها اخطار کارشناسان این حوزه نادیده گرفته شد و حالا ناگهان مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران از امکان تخلیه تهران سخن می‌گوید. پزشکیان گفته است که «اگر تا آذر ماه در تهران باران نبارد باید آب را جیره‌بندی کنیم؛ اگر باز هم نبارید باید تهران را خالی کنیم.» این جمله طی ۴۸ ساعت گذشته تیتر اول رسانه‌ها شد.

    از سوی دیگر وزیر نیرو که تقریبا تاکنون هیچ برنامه‌ای برای بحران آب ارائه نداده از زیرساختِ آسیب‌دیده و فرسوده می‌گوید. وزیر نیرو با اشاره به قدمت بیش از ۱۰۰ سال شبکه لوله‌کشی و خسارت‌های «جنگ ۱۲ روزه» به خطوط، از مدیریت «کاهش فشار شبکه» برای مهار هدررفت خبر داده است اما گویا وزیر خبر ندارد روزهاست که این طرح در حال انجام است و از اواخر تابستان تا امروز، گزارش‌های متعدد از قطع یا افت فشار شبانه در محلات مرکزی، غربی و شرقی تهران منتشر شده؛ برخی شهروندان از قطع‌های منظم از ساعت ۲۲ یا ۲۴ تا ۵–۶ صبح گفته‌اند.‌ این روند بدان معناست که تهران همین حالا در فاز جیره‌بندیِ خاموش است؛ بدون دستورالعمل شفاف، جدول‌بندی منطقه‌ای و اطلاع‌رسانی صادقانه.

    روایت رسمی از «فشار صفر شبانه» تا «مخزن خانگی»

    از سوی دیگر عباس‌ علی‌آبادی، وزیر نیرو گفته است که «ممکن است مجبور شویم بعضی شب‌ها که مردم در آرامش هستند و کمتر آب مصرف می‌کنند، فشار آب را تا حد صفر پایین بیاوریم… مردم حتماً ذخیره‌ساز آب نصب کنند.» او همچنین می‌گوید که «با کاهش فشار شبکه توانسته‌ایم ۱۵ متر مکعب بر ثانیه از هدررفت جلوگیری کنیم.»

    تناقض کلیدی در این میان شاید یکی همین باشد که شرکت آبفا بار‌ها گفته‌ «برنامه قطع آب نداریم»؛ درحالی‌که شواهد محلی از قطع‌های منظم شبانه خبر می‌دهد.

    وقتی قطعِ شبانه واقعی است، توصیه به «مخزن خانگی» عملاً خصوصی‌سازی ریسک و طبقاتی‌کردن دسترسی به آب است و این یعنی هر که توانش را دارد مخزن و پمپ می‌خرد، دیگران با سطل و بطری صف می‌بندند. نمونه‌های میدانی از تهران همین حالا این شکاف را نشان می‌دهد.

    حرف‌های عجیب از «تخلیه تهران» تا «حجاب و نزولات آسمانی»

    تهدید به تخلیه پایتخت حالا دیگر به یک موضوع جدی بعد از تهدید‌های بیگانه در جنگ ۱۲ روزه تبدیل شده است. ایده «تخلیه تهران» شاید برای تکان‌دادن نظام اجرایی گفته شده باشد، اما بدون وجود نقشه عملیاتی (نقاط توزیع آب، سهمیه و زمان‌بندی) چیزی جز اضطراب‌افکنی نیست. نقل‌قول رئیس‌جمهور روشن است و آن این که نقشه‌ای عمومی در کار نیست.

    از سوی دیگر نماینده مجلس در سخنانی عجیب و شاید برای شهروندان ایرانی تکراری علیه رئیس‌جمهور موضع گرفته و به جای یافتن راهکاری واقعی برای بحران آب به سراغ موضوع حجاب رفته است. کامران غضنفری گفته که «خودِ آقای پزشکیان باعث کاهش برکات الهی است؛ مخالفت با قانون حجاب موجب گسترش فحشا و کم شدن نزولات آسمانی شده است.» این اظهارات علنی منتشر شده و بازتاب گسترده داشته است.

    کاش این نماینده مجلس و سایر همفکرانشان توضیح بدهند که چطور ترکیه اکنون در وضعیت آبی مطلوب است، چطور باکو و ارمنستان و گرجستان در همسایگی ایران همگی در وضعیت مطلوب آبی و بارش هستند و این تنها ایران است که دچار بحران شده است؟

    کاش به جای این سخنان آلوده به توطئه و توهم نگاهی به روند ویرانگر سدسازی‌های ترکیه علیه زیست آبی ایران می‌انداختند. کما این که نسبت‌دادنِ خشکسالی به «بدحجابی» پیش‌تر نیز در خطبه‌های رسمی تکرار شده بود. احتمالا در سال ۲۰۲۵ بار دیگر باید برای برخی قانون گذاران و مسئولان مملکت توضیح داد که بارش تابعِ دینامیک‌های اقلیمی-جَوی و مدیریت منابع است؛ ربط‌دادن آن به پوشش یا اخلاق فردی، غیرعلمی و انحراف از پاسخ سیاستی است.

    اقتصاد بحران از «هزینه اجتماعی خاموشی آب» تا «انتقال ریسک به خانوار»

    مساله دیگر در این میان وضعیت بحرانی است که این کمبود آب و حتی قطع و جیره بندی آن می‌تواند در زیرساخت‌های کلان و خرد شهر، ایجاد کند. از جمله مهم‌ترین این آسیب ها:

    هزینه‌های پنهان: قطع شبانه به‌ظاهر «ارزان» است، اما هزینه‌ آن به شکل سرمایه‌گذاری اجباری خانوار (مخزن، پمپ، فیلتراسیون)، خسارت سلامت (کیفیت آب ذخیره‌شده/آلودگی ثانویه)، آسیب کسب‌و‌کار‌های خرد شبانه و زمان تلف‌شده برای تأمین آب بازمی‌گردد.

    تعرفه‌گذاری کج‌کارکرد: بدون تعرفه‌ تصاعدی واقعی و یارانه‌ هدفمند برای دهک‌های پایین، پیام صرفه‌جویی شنیده نمی‌شود؛ نتیجه، مصرف پر‌درآمد‌ها تقریباً ثابت و فشار بر کم‌درآمدها خواهد بود.

    ناترازی شبکه: وزیر نیرو به‌درستی از مهار هدررفت با «کاهش فشار» می‌گوید؛ اما کاهش دائمی فشار بدون تعمیر نشت‌ها و نوسازی، میدان را برای پمپ‌های خانگی و مکش معکوس باز می‌کند؛ یعنی بی‌عدالتی هیدرولیک.

    تجربه جهانی عبور از بحران وقتی شهر‌ها واقعاً بحران را مدیریت کردند

    کیپ‌تاون (۲۰۱۸) «۵۰ لیتر» و ارتباطات شفاف

    شهرداری سقف ۵۰ لیتر/نفر/روز گذاشت، فشار شبکه را پایین آورد، تاریخ «روز صفر» را هر روز به‌روز کرد و نقاط توزیع بالقوه را پیشاپیش معرفی کرد؛ شهر از سقوط گذشت.

    شرکت آب «سابِسپ» کاهش فشار را تشدید کرد و مشوق کم‌مصرفی/جریمه پرمصرفی گذاشت؛ مصرف در فوریه ۲۰۱۵، ۳۰٪ پایین آمد.

    پرت، استرالیا و استقلال نسبی از بارش

    پرت با آب‌شیرین‌کن‌های بزرگ و بازچرخانی تزریقی به سفره‌ها سهمی پایدار برای آب شرب ساخت و امروز رکورد تزریق ۱۰۰ میلیارد لیتر آب تصفیه‌شده را به نام خود ثبت کرده است.

    اما در مقابل این تجربه‌های تا حدودی موفق جهانی؛ پرسش‌های بی‌پاسخ در وضعیت امروز ایران وجود دارد.

    نقشه‌ جیره‌بندی آب کجاست؟ اگر «فشار صفر شبانه» سیاست رسمی است، نقشه‌ مناطق/ساعات چرا منتشر نمی‌شود؟
    سیاست تعرفه‌ای کجاست؟ بدون اصلاح قیمت، «مخزن‌گزیده‌ها» نجات می‌یابند و بقیه زیر بار هزینه می‌مانند.
    برنامه نوسازی شبکه چه شد؟ صرفِ «کاهش فشار» بدون تعمیر اساسی و کاهش هدررفت ساختاری، بحران را عقب می‌اندازد نه حل.
    مسئولیت‌پذیری سیاسی دولت چه می‌شود؟ از ایده «تخلیه پایتخت» تا نسبت‌دادن کم‌بارشی به «حجاب»، مساله سیاست عمومی کجاست؟

    کشور در بحران آب فرو رفته؛ تهران در جیره‌بندی خاموش است. دولت به‌جای هشدار‌های احساسی و توصیه «مخزن خانگی»، باید همین امروز بسته‌ اضطراریِ آزموده‌شده را اجرا و با مردم شفاف حرف بزند: برای نمونه همان روند ۵۰ لیتر/نفر/روز، همراه با نقشه زمان‌بندی، تعرفه بازدارنده، تعمیر نشت‌ها و منابع اضطراری.

    هرچیز جز این، مدیریت بحران نیست و تنها مدیریت کمبود و انتقال ریسک به خانواده‌ها و شهروندان بی دفاع ایرانی است.

  • جوکی به نام «تخلیه تهران»! / آخانی: ۸۰ درصد مردم ناراضی‌اند و به هشدار‌های مصرف آب توجه نمی‌کنند

    جوکی به نام «تخلیه تهران»! / آخانی: ۸۰ درصد مردم ناراضی‌اند و به هشدار‌های مصرف آب توجه نمی‌کنند

    به گزارش اقتصادران، در ماه‌های گذشته بار‌ها هشدار‌هایی به پایتخت نشینان بابت بحران آب داده شده است. مسعود پزشکیان رئیس جمهور یکبار در مرداد ماه و یکبار شب گذشته جدی‌ترین هشدار را داده است؛ او گفته «اگر تا آذرماه باران نبارد، ناچار به جیره‌بندی آب خواهیم بود و در صورت تداوم خشکسالی باید تهران را تخلیه کنیم.»

    اردکانی با اشاره به کمبود شدید بارندگی و کاهش ۴۲ درصدی حجم ذخایر سدها، از احتمال بروز مشکلات جدی آب در ماه‌های آینده خبر داد و از مردم خواست مصرف خود را کاهش دهند تا از جیره‌بندی آب جلوگیری شود.

    این هشدار‌ها در کنار قطعی‌های شبانه تهران جدی‌تر به نظر می‌رسد. شهروندان پایتخت در بسیار از نقاط از یک تجربه مشابه حرف می‌زنند؛ اینکه آب ساختمان‌ها بدون اطلاع قبلی در ساعات شب قطع یا فشار آن بسیار کم می‌شود.

    حسین آخانی، استاد دانشگاه تهران و فعال محیط‌زیست،  با اشاره به آنچه «استراتژی تخلیه تدریجی تهران» خوانده، اظهار داشت که پایان این داستان از مدت‌ها پیش طرح‌ریزی شده و سال‌هاست این روند به شکل نامحسوس در حال اجراست.

    او می‌گوید: زمانی که به دلیل قطعی برق، آلودگی هوا یا کمبود آب تعطیلی اعلام می‌شود، در واقع نوعی مانور برای تخلیه تهران است، اما با وجود این اقدامات، هیچ تغییر محسوسی در سیاست‌های حاکمیتی برای اصلاح وضعیت دیده نمی‌شود.

    وضعیت رو به وخامت

    به گفته آخانی، اگر هشدار اخیر رئیس‌جمهور درباره احتمال تعطیلی تهران به‌دلیل نبود آب به واقعیت تبدیل شود، باید توجه داشت که جامعه در وضعیت خاصی قرار خواهد گرفت. او با اشاره به مشارکت پایین مردم در انتخابات و انتقادات نسبت به عملکرد دولت افزود که بیش از نیمی از جامعه در انتخابات اخیر شرکت نکردند و بسیاری از کسانی که به آقای پزشکیان رأی دادند نیز با نگاه انتقادی به میدان آمدند؛ همه اینها انتظار داشتند وعده‌های دولت تحقق یابد، اما این اتفاق نیفتاده است.

    این فعال محیط‌زیست تصریح کرده: امروز با جامعه‌ای مواجهیم که حدود ۸۰ درصد آن ناراضی و منتقد است. چنین جامعه‌ای در شرایط بحرانی ممکن است دیگر به هشدار‌های حاکمیت گوش نکند. به گفته او، اگر جای رئیس‌جمهور بود، بسیار نگران می‌شد و امیدوار است آن روز فرا نرسد.

    آخانی با بیان اینکه عبور از چنین بحرانی، نیازمند اعتماد عمومی است، خاطرنشان کرد: در شرایط بحرانی همه باید با مدیریت حاکم همراه شوند؛ برای مثال اگر فردی هر روز دوش می‌گرفته، در وضعیت کم‌آبی می‌تواند هر سه روز یک‌بار دوش بگیرد، یا اگر تا دیروز روزی ۱۰۰ لیتر آب مصرف می‌کرده، حالا می‌تواند آن را به ۲۰ لیتر کاهش دهد. اما چنین همراهی زمانی شکل می‌گیرد که مردم حاکمیت را باور داشته باشند، و در حال حاضر چنین باوری وجود ندارد.

    این کنشگر محیط‌زیست افزود: اگر دولت واقعاً از مردم بخواهد که در شرایط سخت کشور یاری‌اش کنند، باید ابتدا خود به وعده‌هایش عمل کند. مردم انتظار زیادی نداشتند؛ قرار بود دو پلتفرم فیلترشده، رفع فیلتر شوند، اما حتی همین وعده هم عملی نشد. به همین دلیل مردم اعتمادشان را از دست داده‌اند و همکاری نمی‌کنند.

    آخانی می‌گوید نگران پیامد‌های این بی‌اعتمادی است و معتقد است اکنون همه منتظر رسیدن به «روز صفر» هستند تا ببینند دولت در آن لحظه بحرانی چه می‌کند.

    تخلیه تهران پاک کردن صورت مسئله و شوخی است

    او در ادامه درباره طرح تخلیه تهران به عنوان راه حل عبور از بحران کم آبی گفت: چنین اقدامی پاک‌کردن صورت‌مسئله است. نمی‌توان ده میلیون نفر را از تهران خارج کرد، زیرا بحران کم‌آبی فقط محدود به پایتخت نیست و در سراسر فلات ایران گسترده است. به گفته او، تنها در بخش‌هایی از شمال کشور وضعیت اندکی بهتر است و سایر شهر‌های بزرگ مانند اصفهان، یزد، اراک و کرمان نیز درگیر کم‌آبی هستند.

    آخانی تأکید کرد که انتقال جمعیت به شهر‌های دیگر نه ممکن است و نه منطقی، زیرا مردم در آن مناطق نیز امکانات و ظرفیت لازم برای زندگی ندارند. او افزود: «من به عنوان استاد دانشگاه وظیفه دارم به دانشجویانم آموزش بدهم؛ آیا باید همه این مسئولیت‌ها را رها کنم و به شهر دیگری بروم؟ این راه‌حل نیست. این پیشنهاد از اساس غیر عملی است و بیش‌تر شبیه «جوک» است.»

    به گفته این فعال محیط‌زیست، راه‌حل اصلی از سال‌ها پیش روشن بوده است: ظرفیت اکولوژیکی تهران به پایان رسیده و بارگذاری جمعیت و فعالیت‌های جدید در این کلان‌شهر نباید ادامه یابد. آخانی در پایان هشدار داد که بی‌توجهی به این واقعیت، کشور را به نقطه‌ای می‌رساند که عبور از آن ممکن نخواهد بود.

  • ایران در گرداب عمیق کم‌آبی فرو رفت / بحران آب، ۹ دریاچه و تالاب بزرگ را از پا درآورد / «خشکسالی» دیگر موقتی نیست، ماندگار شد

    ایران در گرداب عمیق کم‌آبی فرو رفت / بحران آب، ۹ دریاچه و تالاب بزرگ را از پا درآورد / «خشکسالی» دیگر موقتی نیست، ماندگار شد

    به گزارش اقتصادران، سال آبی ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۴ برای ایران، سال فرو رفتن عمیق‌تر در بحران آب بود. تابستانی که پشت سر گذاشتیم، خشک‌ترین فصل دو دهه اخیر لقب گرفت و نشانه‌های آن در جای‌جای کشور نمایان شد؛ از رودخانه‌هایی که به شیارهایی بی‌جان بدل شدند تا تالاب‌هایی که تنها نامشان بر نقشه باقی مانده است.

    در حالی که کارشناسان از سال‌ها پیش نسبت به تبعات کاهش بارش، افت شدید منابع زیرزمینی و مدیریت نادرست آب هشدار داده بودند، آمار رسمی وزارت نیرو از سال آبی گذشته نشان می‌دهد کشور اکنون وارد مرحله‌ای شده که «خشکسالی» دیگر پدیده‌ای موقتی نیست؛ بلکه به واقعیتی پایدار در جغرافیای ایران تبدیل شده است.

    افت میانگین بارش در اغلب مناطق کشور

    در حالی که کشور وارد پاییز ۱۴۰۴ شده، گزارش تازه معاونت آب و آبفای وزارت نیرو نشان می‌دهد سال آبی گذشته یکی از خشک‌ترین سال‌های دو دهه اخیر بوده است. بر اساس این داده‌ها، میزان کل بارش کشور به‌طور میانگین ۳۶ میلی‌متر کمتر از دوره درازمدت ثبت شده و اغلب حوضه‌های آبریز با کاهش قابل توجهی در ورودی آب مواجه شده‌اند.

    بر اساس گزارش رسمی، میانگین بارش تجمعی سال آبی ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۴ حدود ۲۰ درصد پایین‌تر از میانگین بلندمدت و ۲ درصد کمتر از سال قبل بوده است.. استان‌های جنوبی از جمله سیستان‌ و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر با افتی بین ۷۰ تا ۹۰ درصد نسبت به میانگین چندساله در صدر مناطق بحرانی قرار دارند. در مقابل، تنها چند استان شمالی از جمله گیلان و مازندران بارشی نزدیک به میانگین تجربه کرده‌اند که البته این مقدار نیز برای جبران کمبود منابع در سایر نقاط کشور کافی نیست.

    حوضه‌های آبریز در وضعیت قرمز

    بر اساس تحلیل رسمی دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور، هر ۹ حوضه آبریز اصلی ایران در سال آبی گذشته با افت شدید بارش روبه‌رو بوده‌اند. در حوضه دریای خزر که شامل رودخانه‌های سفیدرود، گرگان‌رود و مرداب انزلی است، میانگین بارش بین ۴۷ تا ۵۰ درصد کمتر از دوره بلندمدت ثبت شده است.

    در حوضه دریاچه ارومیه نیز کاهش بارش حدود ۴۰ درصد گزارش شده و ورودی سدهای این حوضه به پایین‌ترین سطح پنج‌ساله اخیر رسیده است.

    در حوضه مرزی غرب شامل کرخه و کارون بزرگ، افت بارش بین ۴۵ تا ۵۵ درصد بوده و مخازن سدهای دز و کرخه در پایین‌ترین حد تاریخی خود قرار گرفته‌اند.

    در حوضه خلیج فارس و دریای عمان که رودخانه‌های جراحی، زهره، مند، کاریان و خنج را دربر می‌گیرد، میزان بارش ۴۸ تا ۶۰ درصد کاهش یافته و استان‌های بوشهر، فارس و هرمزگان کم‌بارش‌ترین مناطق کشور بوده‌اند.

    در حوضه فلات مرکزی شامل گاوخونی، کویر مرکزی، ابرقو–سیرجان و درانجیر، بارش‌ها ۴۰ تا ۵۰ درصد کمتر از نرمال ثبت شده و فرونشست زمین در این محدوده رکورد زده است.

    حوضه کویر لوت نیز با افت حدود ۵۵ درصدی نسبت به میانگین درازمدت، کم‌بارش‌ترین سال دهه اخیر را در استان‌های کرمان و یزد تجربه کرده است.

    در حوضه دریای عمان و بلوچستان نیز بارش سالانه تا ۸۵ درصد پایین‌تر از میانگین بلندمدت بوده و جریان‌های سطحی و رودخانه‌های فصلی تقریباً متوقف شده‌اند.

    در نهایت، حوضه قره‌قوم و شمال شرق کشور با کاهش ۳۵ تا ۴۵ درصدی بارش روبه‌رو بوده و ورودی سدهای گلستان و بوستان به‌شدت کاهش یافته است.

    سدها خالی‌تر از همیشه

    مطابق آمار وزارت نیرو، حجم ذخیره فعلی سدهای کشور در پایان سال آبی گذشته حدود ۳۹ میلیارد مترمکعب بوده که نسبت به سال قبل حدود ۱۵ درصد کاهش نشان می‌دهد. از میان ۱۸۰ سد مهم کشور، بیش از ۶۰ درصد زیر ۵۰ درصد ظرفیت خود آب دارند و سدهای بزرگی مانند دز، کرخه، کارون ۳، زاینده‌رود و درودزن در شرایطی نزدیک به کف عملکردی هستند.

    ورودی آب سدها نیز در سال آبی ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۴ حدود ۳۰ درصد کمتر از سال پیش ثبت شده است. این یعنی نه‌تنها بارش کاهش یافته، بلکه سهم ورودی‌ها هم به‌شدت پایین آمده است.

    تالاب‌هایی که دیگر نفس نمی‌کشند

    خشک‌سالی پی‌درپی باعث شده تالاب‌های کشور هم در وضعیت بحرانی قرار گیرند. طبق برآوردهای سازمان حفاظت محیط زیست، بیش از ۶۰ درصد از تالاب‌های ایران یا خشک شده‌اند یا کمتر از نیمی از ظرفیت آبی خود را دارند. از جمله تالاب‌های بحرانی می‌توان به گاوخونی، هامون، بختگان، پریشان و جازموریان اشاره کرد که عملاً از چرخه حیات طبیعی خارج شده‌اند. نبود ورودی آب، برداشت‌های بی‌رویه و افت سطح آب زیرزمینی از مهم‌ترین دلایل این وضعیت است.

    بحران آب، بحران مدیریت

    آنچه امروز با آن مواجهیم صرفاً «کم‌بارشی» نیست، بلکه بحران حکمرانی آب است. ایران در دهه‌های اخیر نه‌تنها خود را با تغییر اقلیم سازگار نکرده، بلکه با سیاست‌های نادرست توسعه‌ای، حفر بی‌رویه چاه‌ها، انتقال‌های بین‌حوضه‌ای و سدسازی‌های غیرضروری، منابع محدود آبی خود را نیز از بین برده است.

    تا زمانی که اصلاح جدی در الگوی مصرف، مدیریت منابع و هماهنگی بین نهادهای مسئول صورت نگیرد، هر سال عمیق‌تر در گرداب کم‌آبی فرو خواهیم رفت.

  • ایران در محاصره خشکسالی / بارش‌های پاییز تا ۸۲ درصد کاهش یافت

    ایران در محاصره خشکسالی / بارش‌های پاییز تا ۸۲ درصد کاهش یافت

    به گزارش اقتصادران، از ابتدای سال آبی جاری (شروع مهرماه ۱۴۰۴) تا سوم آبان‌ماه (۳۴ روز ابتدایی سال‌آبی جدید) در مجموع ۲.۳ میلیمتر بارش در کشور داشته‌ایم؛ که این مسئله سال آبی جاری را به‌یکی از خشک ترین سال‌های نیم‌قرن اخیر تبدیل کرده است.

    همچنین اگر بارش‌های امسال آبی را با متوسط آمار بارش‌ها در مدت مشابه در درازمدت (آمار ۵۷ساله) مقایسه کنیم، بارش‌های ۲.۳ میلیمتری سال آبی جاری در برابر بارش‌های ۱۳ میلیمتری متوسط درازمدت، نشان دهنده کاهش ۸۲درصدی بارش‌های کشور نسبت به سال‌های نرمال است.

    بارش‌ها در ۲۱ استان “صفر” است/ آمار بارش‌های تمامی استان‌ها منفی شده

    در ۳۴ روز ابتدایی سال آبی جاری، ۲۱ استان از مجموع ۳۱ استان کشور هیچ بارشی نداشته‌ایم و این خشکی محض در این تعداد استان در این مدت زمانی، در تاریخ کشور کم‌سابقه است.

    بارش‌های تمامی استان‌های کشور نسبت به مدت مشابه سال گذشته منفی بوده و از کاهش ۱۶درصدی بارش‌ها در استان گلستان تا افت ۱۰۰درصدی بارش‌ها را در استان‌های مختلف شاهد هستیم.

  • زنگ خطر ورود به عصر خشکسالی به صدا درآمد / سود قیمت‌گذاری دستوری آب در جیب رانت‌خواران و دلالان

    زنگ خطر ورود به عصر خشکسالی به صدا درآمد / سود قیمت‌گذاری دستوری آب در جیب رانت‌خواران و دلالان

    به گزارش اقتصادران، سال آبی از ابتدای مهمرماه آغاز شده، اما تا به امروز آبی در کار نبوده است. طبق اعلام شرکت آب و فاضلاب استان تهران در مهر ماه سال گذشته که خود کم بارش‌ترین سال طی ۶۰ سال اخیر بوده است، بیش از ۲۰ میلی‌متر بارندگی داشته‌ایم، که این رقم در مهر ماه امسال به ۰.۶ میلی‌متر رسیده است. به طور کلی امسال بارش در ۲۱ استان کشور روندی کاهشی داشته و زنگ خطر ورود به عصر خشکسالی را به صدا در آورده است. طی سال‌های اخیر میزان بارندگی به ترتیب ۲۳۹ میلی‌متر (۱۴۰۳)، ۱۹۸ میلی‌متر (۱۴۰۲)، ۲۴۶ میلی‌متر (۱۴۰۰) و ۲۳۴ میلی‌متر (۱۳۹۹) بوده است. سدها نیز در وضعیت بحرانی قرار دارند؛ تنها ۱۱ درصد ظرفیت سدها پر است و حجم کلی ذخایر آبی پشت سدها از ۴۵۳ میلیون متر مکعب به ۱۶۵ میلیون متر مکعب رسیده است.

    سود قیمت‌گذاری دستوری آب در جیب دلالان

    قیمت‌گذاری دستوری آب با بهایی بسیار ناچیز در کنار ضعف مدیریت منابع آبی، پافشاری بر روش‌های سنتی کشاورزی و تحریم‌هایی که راه را بر واردات تکنولوژی‌های روز بسته‌اند، کار را به جایی رسانده که با وجود در اختیار داشتن منابع آبی قابل توجه در معرض ریسک قطعی آب در کلانشهرها قرار گرفته‌ایم. طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، بخش کشاورزی در تیرماه ۱۴۰۴ با کاهش ۸.۱ درصدی و در مرداد با افت ۷.۱ درصدی بیشترین سهم را در افت ۰.۳ درصدی اقتصاد داشته است. محسن نقاشی، دبیر فدراسیون تشکل‌های صنایع غذایی کشاورزی ایران درباره تاثیرگذاری قیمت‌گذاری دستوری بر ناترازی آب می‌گوید: «قیمت‌گذاری دستوری و دلار چند پایه فسادخیز است در این میان تنها دلال سود می‌برد و کشاورز به‌شدت متضرر می‌شود. وقتی کشاورز محصولی را با این میزان مشکلات کشت می‌کند، اما درنهایت سودش به جیب رانت‌خواران و دلالان می‌رود نباید انتظار افزایش بهره‌وری و رشد بخش کشاورزی را داشت.» به گزارش اعتماد، در حوزه کشاورزی (مصرف‌کننده بیش از ۸۰ درصد منابع آبی کشور) ۳ نوع تعرفه آب وجود دارد؛  تعرفه شبکه مدرن، نیمه‌مدرن و سنتی. متوسط این ۳ تعرفه کمتر از ۱۵۰ ریال به ازای هر مترمکعب است و این در حالی است که هزینه تمام شده آب کشاورزی حدود ۶۰۰ ریال به ازای هر مترمکعب است. این بدین معنی است که کشاورزان ۲۵ درصد هزینه تمام شده آب را می‌پردازند.

    سیاست‌های نادرست در زمینه کشاورزی و اصرار بر خودکفایی در تولید محصولات آب‌بر باعث برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی و فرنشست زمین در مناطقی مانند استان اصفهان شده است؛ فرونشستی که به بیش از ۳۰ سانتی‌متر رسیده و حدود ۱۰ برابر میانگین جهانی است.

    میانگین مصرف استان تهران ۴۰ درصد، سایر استان‌ها ۸ درصد

    مصرف بالاتر از حد استاندارد بخش خانگی نیز یکی دیگر از دلایل تشدید ناترازی آب به خصوص در فصول گرم بوده است. طی ۱۰ سال گذشته، یعنی درست زمانی‌که خشکسالی آغاز و به سمت بحرانی‌تر شدن پیش رفته، تعداد مشترکین آب در تهران ۳۸ درصد افزایش داشته است. در پایان تابستان مدیرعامل وقت شرکت آب و فاضلاب استان تهران اعلام کرده بود: « ۴۷ درصد آب شرب پایتخت در مناطق یک تا سه مصرف می‌شود و سرانه مصرف آب در مناطق یک تا سه تهران، ۴۳۰ لیتر به‌ازای هر نفر است.» تفاوت میزان مصرف در این نواحی به دلیل وجود باغ‌های شخصی و خانه‌های استخردار که با استفاده از منابع آب عمومی و شهری تامین می‌شدند، با سایر نقاط شهر قابل توجه بوده است. مدیر عامل آب و فاضلاب تهران می‌گوید ۶ درصد از تهرانی‌ها که در مناطق شمالی شهر ساکن هستند، بیش از ۲۶۰ لیتر در روز مصرف می‌کنند. این در حالی است که الگوی مصرف بهینه در تهران معادل ۱۳۰ لیتر به ازای هر نفر در روز است. علاوه بر این، گزارش‌های غیر رسمی حاکی از تفاوت معنادار میزان مصرف در تهران و سایر استان‌ها دارند؛ در حالی‌که میانگین مصرف در سایر استان‌ها ۸ درصد است، این رقم برای تهران بیش از ۴۰ درصد می‌باشد.

    حکمرانی آب؛ آزمون سرنوشت‌ساز ملی

  • ایران در محاصره فاجعه آبی / سخنگوی آبفا: آمپر آب تهران هر روز پایین‌تر از روز قبل می آید!

    ایران در محاصره فاجعه آبی / سخنگوی آبفا: آمپر آب تهران هر روز پایین‌تر از روز قبل می آید!

    به گزارش اقتصادران، بهنام بخشی، سخنگوی آبفا گفت: کاهش بارش در تهران نگران کننده است. بارش‌ها از آغاز سال آبی جاری در تهران به نیم میلی‌متر رسیده است. سال گذشته در این ایام بیش از ۲۰ میلی‌متر باران داشتیم.

  • مافیای سدسازی وجود دارد یا نه؟ / بزرگ‌زاده: تحریم به منابع آبی ایران لطمه زده است

    مافیای سدسازی وجود دارد یا نه؟ / بزرگ‌زاده: تحریم به منابع آبی ایران لطمه زده است

    به گزارش اقتصادران، بیست استان ایران از سی و یک استان رنگ باران را به خود ندیده‌اند . اوضاع سدها در بدترین وضعیت ممکن است و آب حالا هم‌نشین واژه‌ی بحران شده است. سخنگوی صنعت آب درباره‌ی شرایط سخت آبی توضیح داد و تاکید کرد: ایرانیان به دلیل کم‌آبی این منطقه همواره مهندسان خوبی در حوزه‌ی آب بوده‌اند. وی یکی از مهمترین دلایل بحران آب در کشور را ضعف مدیریت ، قوانین متناقض و نبود ابزار برای اجرای قوانین کارامد می‌داند و با تاکید بر اینکه ۷۵ درصد ایران در حال حاضر با تنش آبی روبه‌روست، می‌گوید: ما در ۲۴ استان و ۵۳ شهر با تنش آبی مواجه هستیم.

    مشروح مصاحبه با عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب درباره‌ی ماجرای سدسازی‌ها در کشورهای همسایه و تاثیر آن بر وضعیت آبی ایران پیش روست. پیش‌تر وی در خصوص شرایط بحرانی پاییز توضیح داد و تاکید کرد: تا دی ماه باران در راه نیست. او معتقد است در هفتاد سال گذشته ایران مسیر اشتباهی را برای توسعه انتخاب کرد و چاره‌ای جز بازگشت به توسعه‌ی پایدار نیست. وی صراحتا انتقاداتی را نسبت به وضعیت مصرف آب کشاورزی اعلام کرد. مشر وح مصاحبه با عیسی بزرگ‌زاده در کافه خبر خبرآنلاین پیش روست.

    *آقای بزرگ‌زاده اخبار نگران‌کننده‌ای درباره‌ی وضعیت آب‌های مرزی در ایران به گوش می‌رسد. از سدسازی‌های وسیع در ترکیه تا سدسازی در افغانستان که می‌تواند آب شرب بیش از دو میلیون نفر را در شرق با خطر روبه‌رو کند. آیا مذاکراتی با همسایگان دراین زمینه صورت گرفته است؟

    *در مورد وضعیت سدسازی در ترکیه و تاثیر آن بر ایران توضیح بیشتری بدهید. بررسی‌ها نشان می‌دهد ۱۴ سد روی فرات، ۸ سد روی دجله و ۱۸ نیروگاه برق‌آبی در این منطقه در حال احداث است که ورودی آب به دجله را ۵۶ درصد کاهش می‌دهد.

    ما مذاکراتی با کشور ترکیه و کشورهای اطراف در موضوعات مختلف داریم. مثلاً در خصوص ریزگردها جلسات خاصی را برگزار کردیم و بررسی شد که ریزگردها چه تبعات زیست محیطی برای ایران و خود آن کشورها دارد. اطلاع رسانی‌های لازم صورت گرفته و به هر حال باید به راهکارهایی برسیم.

    *در مورد هریرود چطور؟ افغانستان در حال ساخت سد بر این رود است.

    در مورد هریرود هم ما بارها موضع‌گیری کردیم که بهره‌برداری عرفی و حق‌آبه‌های تاریخی و نظام عرفی باید مورد توجه قرار گیرد.

    *اما بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند ساخت سد هریرود می‌تواند تامین آب شرب دو میلیون نفر را در معرض خطر قرار دهد.

    ما به کشور همسایه اعلام کردیم که باید منافع جمهوری اسلامی ایران و منافع بهره‌برداران عرفی و تاریخی که در پایین دست هستند رعایت شود.

    *فکر می‌کنید امکان دستیابی به توافق در این زمینه هست؟

    به نظرم این امکان هست. به هر حال همکاران در وزارت امور خارجه و وزارتخانه‌هایی چون صنعت، معدن تجارت قرار است سبدی از منافع مشترک را تعریف کنند تا در ازای یک رابطه منطقی، امکان دستیابی به توافقی پایدار در این زمنیه وجود داشته باشد.

    *درباره‌ی سدسازی کشورها همسایه صحبت کردیم. حالا برسیم به سدسازی در ایران. آیا مافیای سدسازی در ایران وجود خارجی دارند؟

    عجب عبارت عجیبی! این عبارت اشاره دارد به پیمانکاران و مشاوران. من قطعا مخالف این تعبیر هستم چون مشاوران و پیمانکاران ایرانی در سخت‌ترین شرایط تحریمی حتی تحت فشار مالی و دریافت‌های نابهنگام، برای آبادانی ایران کار می‌کنند. این شرکت‌ها بر اساس نظامات قانونی تشکیل شرکت می‌دهند. با بی‌رحمی نباید این‌ها را مافیای سدسازی نامید. این‌ها برادران و خواهران ما هستند که دارند کسب و کار قانونی می‌کنند. اگر بگوییم برخی اراده‌های ناصواب در تولد برخی پروژه‌های اجرایی دخالت دارند، گزاره درست‌تر است. برخی از این ذی‌نفوذها که اتفاقا جزء پیمانکاران و فعالان این حوزه نیستند، در تعریف پروژه‌ها فشار می‌آورند و حتی در تعیین مشخصات فنی مثل ارتفاع سد و … هم ممکن است دعواهایی راه بیندازند. این‌ها واقعیت دارد. ما در برنامه‌ هفتم بندی را گذاشتیم با کمک دولت و سازمان برنامه و مجلس که بتوانیم در طرح‌هایی که این‌گونه تعریف شدند، بازنگری لازم را انجام دهیم.

    *این گروه ذی‌نفوذ چه کسانی هستند؟

    من نمی‌توانم در این مورد توضیح بدهم. هر کسی یک بررسی دقیق کند، متوجه می‌شود که این گروه چه کسانی هستند.

    *به این ترتیب برخی از سدهای احداثی هم قربانی همین شرایط شده‌اند و بدون توجیه فنی و اقتصادی ساخته شده‎اند.

    حتماً تعدادی سد هست که توجیهات فنی و اقتصادی لازم را ندارند، اما این مساله در برابر بارگذاری‌های بیش از توان منطقه هیچ است. برخی با نادیده گرفتن فشار به طبیعت و بارگذاری بیش از حد برای کشاورزی و … تنها موضوع سدسازی را پررنگ می‎کنند. این در حالی است که  نمی‌شود از اهمیت و نقش بسیاری از سدها غافل شد. به عنوان مثال اگر سد زاینده رود در فلات مرکزی نبود، بحران بسیار جدی‌تر می‌شد و امکان کاشت کاملا از بین می‌رفت. اگر سد دز در پایین دست حوزه نبود، اگر سد ارس روی رود ارس نبود، این مناطق با بحران روبه‌رو می‌شدند. حالا اگر بپرسید چرا دیگر سد زاینده‌رود جواب نمی‌دهد، می‌گویم چون در حوزه زاینده‌رود بیش از توان منطقه بارگذاری اتفاق افتاده است. توسعه در کشور باید محدود به امکانات و میزان تاب‌آوری باشد نه اینکه بدون توجه به ظرفیت‌ها برنامه تعریف کنیم.

    * شما پیش از این به احکام برنامه‌ی هفتم اشاره و ابراز امیدواری کردید با اجرای این احکام بحران آبی برطرف شود، حال آن‌که بررسی دقیق در این حوزه نشان می‌دهد که این برنامه نیز با تناقض‌های جدی و ماهیتی روبروست. به عنوان مثال در برنامه تاکید شده است بهره‌وری آب افزایش یافته و مصرف کاهش یابد اما همزمان افزایش تولید محصولات استراتژیک کشاورزی هدف‌گذاری شده است.

    به نظر من ایراد شما درست است. این دو موضوع ناقض هم هستند.

    *چه باید کرد؟

    ما مصمم هستیم که فصل هشتم که اهداف آبی را در بر می‌گیرداجرایی کنیم. در شورای عالی آب هم در حدی که از دست ما برمی‌آید توافق حاصل شده. ما حتی با دوستان در وزارت جهاد کشاورزی در مورد کاهش ۱۵ میلیارد متر مکعب آب با هدف رفع ناترازی‌ها توافق‌هایی در سطح ملی داشتیم. در کمیته تخصصی شورای عالی هم با بقیه‌ی دستگاه‌ها مثل سازمان برنامه، وزارت کشور، وزارت صنعت معدن تجارت و محیط‌زیست توافق کردیم و اسناد را برای استان‌ها ارسال کردیم اما حقیقت این است که چنین تناقضی وجود دارد ما در شورای عالی آب تلاش می‌کنیم آن چیزی که با اصول پایداری زیست بوم سازگار است را اجرایی کنیم.

    *تحریم از دو جنبه آب ایران را تحت فشار قرار داده است . یک جنبه محدودیت ورود تکنولوژی جدید به ایران است و دیگری کاهش منابع ارزی. در اثر این اتفاق افزایش کشت در ایران توصیه می‌شود و در نتیجه فشار به منابع آبی بیش از پیش افزایش می‌یابد. حالا بفرمایید بررسی دقیقی صورت گرفته است تا بدانیم تحریم با منابع آبی ایران چه کرد؟

     حتماً تحریم به منابع آبی ایران لطمه زده است. این تحریم‌ها تحریم‌های ظالمانه‌ای است. جمله‌ی من اصلا سیاسی نیست. من کارشناسی حرف می‌زنم. به عنوان یک کارشناس توسعه می‌پرسم چرا تحریم باید موضوعات زیست بومی را در بر بگیرد. به‌رغم این‌که می‌گویند مسائل محیط زیستی در شمول تحریم نیست ولی عملاً این اتفاق افتاده است. اصلی‌ترین آسیبی که تحریم‌ها وارد کرد این بود که در شرایطی قرار گرفتیم که خدمات آب‌پایه را به سختی به شهروندان ارائه می‌دهیم. بالاخره ما صادرات خدمات فنی مهندسی داشتیم، این همه مهندس خوب و پیمانکار و شرکت داریم که در مناقصه‌ها در کشورهای خارجی برنده می‌شوند اما نمی‌توانند کار بگیرند چون تحریم هستیم.  از آسیای میانه گرفته تا شمال آفریقا و آمریکای جنوبی و سریلانکا همین وضعیت است. همه‌چیز سخت شده است. تحریم‌ها به آب، توسعه و زیست‌بوم ایران ضربه زده است. این واقعیت انکارناپذیر است.

    *برخی معتقدند با توجه به حجم بالای مصرف آب و هدررفت آب در بخش کشاورزی، صرفه‌جویی در مصرف آب شهری چندان ثمری ندارد و همین موضوع انگیزه‌ها را از بین می‌برد. نظر شما چیست؟

    باید در این بخش موضع ایجابی داشته باشیم. این‌که بخش کشاورزی ما درگیر بحران است، به کنار اما باید توجه کرد که ما آب را از ده‌ها کیلومتر دورتر، از طالقان و لار و لتیان به تهران می‌اوریم و با هزینه‌ی گزاف تصفیه می‌کنیم و با سامانه‌های هیدرولیکی پیچیده و صرف انرژی و هزینه‌های گران‌ قیمت به تهران می‌رسانیم. این آب بسیار گران است و هزینه‌اش در اقتصاد ملی را نباید نادیده گرفت. صرفه‌جویی یا مصرف بهینه‌ی این آب یک ضرورت انکارناپذیر است.

    *میزان مصرف آب کشاورزی در استان تهران در قیاس با آب شرب چقدر است؟

    مصرف آب شرب یک و نیم میلیارد متر مکعب و مصرف آب کشاورزی حدود یک میلیارد و هشتصد میلیون مترمکعب است. مقایسه این دو نباید منجر به این شود که مصرف بهینه‌ی آب شرب را مورد توجه قرار ندهیم.

    *در حال حاضر مصرف آب کشاورزی در کل کشور چقدر است؟

    از ۹۲ میلیارد متر مکعب آب مصرفی در بخش کشاورزی، هشتاد میلیارد متر مکعب در بخش کشاورزی مصرف می‌شود.

    *میزان مصرف آب در بخش کشاورزی چقدر باید کاهش یابد تا تعادلی برقرار گردد؟

    برآوردهای سختگیرانه و دست پایین نشان می‌دهد بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد آب در بخش کشاورزی هدر می‌رود. این میزان هدررفت صرفاً در بخش ضایعات محصولات کشاورزی است. برخی برآوردها این عدد را تا ۲۵ میلیارد متر مکعب افزایش می‌دهد. جالب است بدانید کل آب شرب مورد نیاز در کشور ۹ میلیارد و دویست میلیون متر مکعب است. یعنی بیش از دو برابر این میزان در بخش کشاورزی در حال هدر رفتن است. الان باید کارهای سنگینی انجام دهیم که رها کردیم. پس می‌شود هم مراقب امنیت غذایی بود و هم اصلاحاتی جدی در بخش کشارزی انجام داد. این کاری است که باید پیش از این بدان توجه می‌کردیم. همین حالا می‌شود با یک کشاورز ارومیه‌ای یا کشاورزی در حوزه زاینده‌رود یا کرمان یا شیراز یا هر کسی که از دشت‌های ممنوعه و بحرانی آب می‌کشد صحبت کنیم و بگوییم بیا فلان مزیت را بگیر و کشاورزی نکن.

    از نظر کارشناسی مصرف ۸۰ میلیارد متر مکعبی آب باید به حدود ۳۰ میلیارد یا حتی ۲۵ میلیارد متر مکعب کاهش یابد. طبق الگوها باید چهل درصد منابع آب تجدیدپذیر را مصرف کرد. میزان منابع آب تجدید پذیر در ایران صد میلیارد متر مکعب است و با این احتساب می‌شود چهل میلیارد مترمکعب اب را مصرف کرد. در این صورت ۲۵ تا ۳۰ میلیارد متر مکعب به بخش کشاورزی اختصاص پیدا می‌کند و  باقی برای صنعت و شرب و بهداشت باقی می‌ماند. طبق برنامه‌ریزی صورت گرفته نیز قرار است در افق ۱۴۱۱ مصرف آب به ۵۱ میلیارد متر مکعب برسد. در برنامه‌ی هفتم هم کاهش ۱۵ میلیارد متر مکعبی مصرف آب هدفگذاری شده است.

    *در سال ۲۰۲۰ آماری ارائه شده که نشان می‌دهد میزان بهره‌وری آب به ازای هر متر مکعب آب حدود ۳ دلار بوده است. الان آمارها چه عددی را نشان می‌دهد.

     فکر کنم حدود پنج دلار است.

    *متوسط جهانی چقدر است؟

    حدود بیست دلار. البته در کشورهای پیشرفته گاهش حتی به شصت دلار می‌رسد. نکته این است که با وجودی که کشور ما خشک و نیمه خشک و فراخشک است، اساساً قدر آب را نمی‌دانیم و از آب پول تولید نمی‌کنیم. از آب به میزان کافی شغل تولید نمی‌کنیم چون متاسفانه کشاورزی ما صنعتی نیست. به رغم این‌که برای جلوگیری و ممانعت از خشک شدن اراضی قانون داریم اما اراضی‌مان روز به روز کوچکتر و کوچکتر و کوچکتر می‌شود.

    *میزان تولید ماده‌ی خشک در ایران به ازای مصرف هر مترمکعب آب چقدر است؟

    میزان متوسط مصرف وفق اعلام وزارت جهاد کشاورزی، ۱.۳۹ کیلوگرم بر مترمکعب است.

    *متوسط این رقم در جهان و کشورهای توسعه‌یافته چقدر است؟

    طبق مستندات علمی خارجی، متوسط تولید به ازای یک مترمکعب آب حدود ۲.۵ کیلوگرم بر مترمکعب است.

    *هدف‌گذاری برای افزایش بهره‌وری صورت گرفته است؟

    در بررسی‌های ما بله ولی در اسناد خیر. به بنده به عنوان یک کارشناس می‌توانم به شما بگویم با این نرخ رشد چقدر باید آب مصرف شود. در نقشه راه هم محاسبات آمده اما مطلقاً این اقدامات کافی نیست. در حقیقت باید پس از تامین آب اجتماعی، یعنی آب مورد نیاز برای شرب و بهداشت و آب مورد نیاز زیست‌مندان، به مبحث آب اقتصادی ورود کرد. باید آب را به جایی بدهید که بیشترین شغل و بیشترین درآمد را برای ایرانی تولید کند. به این شکل مشخص کردیم چه میزان آب باید به بخش‌های مختلف داده شود. این تقسیم البته با نگاه دقیق به موضوع  امنیت غذایی است. این بررسی‌ها فنی است، کسی هم تاکنون مخالفت نکرده است. داریم تلاش می‌کنیم ابزارهای لازم را هم تامین کنیم. ببینید بحران آب این طور حل نمی‌شود که بخواهیم آب در دل کسی تکان نخورد. باید رنج اصلاح را بپذیریم، منظورم این است ما مدیران چه در قوه مقننه و چه در قوه مجریه و … باید این رنج را تحمل کنند. در این صورت دیگر امکانی برای مانور پوپولیسم آبی وجود ندارد چرا که طرح کوتاه‌مدت که روند توسعه‌ی پایدار را دچار خلل می‌کند خریداری ندارد.

    *چه تضمینی هست برخی برای خرید محبوبیت وعده‌هایی مغایر با این اصول ندهند؟

    وعده را می‌دهند. ما باید مردم را اگاه کنیم که نپذیرند. مثلاً من می‌خواهم محبوب شوم، می‌گویم برج آزادی را به روستایم خواهم برد. آگاهی رسانی مثل آفتاب یخ پوپولیسم را آب می‌کند. شما نقش رسانه‌هایی مثل خودتان را دست کم نگیرید. در ضمن باید از گزاره‌های عمومی عبور کنیم. این جمله که ما مشکل آب داریم، ما مشکل مدیریت داریم و … دیگر به درد این جامعه نمی‌خورد. من مشکلی با این حرف‌ها ندارم. مشکل من با ماندن در این سطح از حرف‌هاست. باید ابزار طراحی شود. راهی جز این نیست.

    *برخی از راهکارها مثل نصب پمپ در ساختمان‌ها خودش به یک بحران در درازمدت تبدیل نمی‌شود؟ به هر حال ما با کمبود برق مواجهیم و تجهیز ساختمان‌ها به پمپ آب می‌تواند مصرف برق را افزایش دهد.

     از نظر منطقی این اتفاق خواهد افتاد.  ولی به طور کلی با فشار شکن فشار آب را  کم می‌کنیم تا از این بحران عبور کنیم. تدوین مقرراتی برای ساخت و سازهای بلند مرتبه بسیار مهم است.

    *درباره‌ی کیفیت آب تهران توضیحی می‌دهید؟ هر سال در تابستان بحث نیترات در آب تهران داغ می‌شد اما امسال کمبود شدید آب مانع از طرح این موضوع شد.

     کیفیت خط قرمز ماست. ما آزمایشگاه‌های مستقر در کل کشور داریم و در سطح شهر نمونه‌گیری‌های ثابت و غیرثابت انجام می‌دهیم. خود من از آب شبکه شهری تهران استفاده می‌کنم و مطمئنم هیچ مشکلی در کیفیت این آب نیست.

    *پیش از این بارها بحث جداسازی شبکه‌ی آب شرب از آب ساحتمان مطرح شده بود. چنین طرحی وجود خارجی دارد؟

     در بسیاری از جاها منطقی نیست. ببینید دو سیستم بودن در کجا رخ می‌دهد؟ در جایی که شما دو منبع آبی دارید. یک منبع آبی پر حجم و کم کیفیت و یک منبع آبی کم حجم ولی با کیفیت.

    در تهران  ۲۳۰۰۰ کیلومتر شبکه‌ی آبی است. اصلا توجیهی ندارد بخواهید شبکه‌ی دوم را ایجاد کنید، چرا که باید به اندازه ۸۰ سال کل این سرمایه‌گذاری‌های ملی را دوباره انجام دهید اما برای شهرها و شهرک‌های جدید و مناطق جدید می‌شود این کار را انجام داد.

    *انتقال پایتخت از تهران می‌تواند به حل بحران آب تهران کمک کند؟

     خیلی سخت. آن‌چه تهران نیاز دارد ساماندهی ساخت و ساز است. میزان ساخت و ساز از مرزهای تاب‌آوری گذشته است. لازم است ساخت و ساز منوط به اثبات آب شود. حالا فرض کنید پایتخت هم منتقل شد، مگر چه تعداد جمعیت از ایران می‌روند. شما باید امکانات به شهرهای دیگر بدهید تا کسی راهی تهران نشود و مردم ترجیح بدهند از تهران بروند. حتی در کشورهایی که پایتخت سیاسی و اقتصادی فرق دارد، هم نتوانستند با این طرح مشکل را حل کنند. در ترکیه انکارا پایتخت سیاسی است و استانبول نیز به نوعی پایتخت است اما آن‌چه استانبول را نجات داد سخت‌گیری در حوزه‌ی ساخت و ساز است. در چین، آیا توسعه شهرهایی مثل شانگهای مشکلات پکن را حل کرد؟ یا در هند، آیا توسعه‌ کلکته و بمبئی فرصت نفس کشیدن به دهلی داد؟ این‌ها را باید مطالعه کرد اما سختگیری در ساخت و ساز و پافشاری بر محدودیت در این حوزه، امر اثبات شده‌ای است. برای نجات آبی تهران باید از همین نقطه شروع کرد.

    *این موضوع فعلاً در حد حرف است؟

    بله اما باید به قانون تبدیلش کرد.