برچسب: کارگران معدن

  • پیمانکاران حق تونل کارگران معدن را نمی دهند / حقوق کارگران معادن زغالسنگ با وجود طرح طبقه‌بندی کمتر است

    پیمانکاران حق تونل کارگران معدن را نمی دهند / حقوق کارگران معادن زغالسنگ با وجود طرح طبقه‌بندی کمتر است

    به گزارش اقتصادران، با گذشت بیش از دو هفته از حادثه تلخ مرگ معدنچیان طبس در معدن زغالسنگ معدنجو، تازه با اعلام بازپرس پرونده مبنی بر احراز قصور مسئولان معدن و استخراج گزارشاتی از وضعیت معیشتی کارگران این مجموعه، تحلیل‌ها درباره موقعیت شغلی آنان و شرایط روابط کار این نیروها دوباره داغ شده است. چندی پیش نیز در دفتر پلتفرم کارزار جلسه‌ای با موضوع مشکلات معدنچیان در طبس برگزار شد که موضوعات معیشتی و شغلی از جمله مسائل مورد بحث در آن نشست بود. با این وجود مدیران معادن بر اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل در این حوزه تاکید کرده و از رعایت قانون کار در معدن سخن می‌گویند. اما با این وجود کارگران از حقوق ۱۳ تا ۱۵ میلیونی با بیش از دو شیفت کار و عدم دریافت مبالغ اضافه کار در معادن سنتی شهر سخن می‌گویند.

    در این رابطه علی مقدسی زاده (رئیس هیات مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی و عضو هیات‌های تشخیص ادارات کار و کمیته سخت و زیان آور استان) که کارگر سابق مجموعه معدنجو بوده است، به تشریح شرایط شغلی کارگران معادن به ویژه در طبس پرداخت و گفت: یکی از مواردی که مورد بیان در رسانه‌ها قرار گرفته است، بحث اصلاح عناوین شغلی کارگران بوده که ما موارد درج اشتباه عناوین شغلی را در بحث بیمه و روابط کارشان نداشتیم. از تاریخ هفدهم بهمن ۱۴۰۲ بخشنامه‌ای برای تامین اجتماعی کل کشور صادر شد که طبق آن عناوین شغلی بطوردقیق قید شد. اما ظلمی در این حوزه نیز صورت گرفت که ما آن را در ارتباط با نمایندگان و مسئولان وزارت کار منطقه پیگیری کردیم.

    وی افزود: ما در سال ۱۳۷۵ تجربه دادنامه ۱۷۹ دیوان عدالت اداری در تخریب امنیت شغلی را داشتیم. بخشنامه اخیر سازمان تامین اجتماعی از نظر درجه تخریب تقریبا مشابه همان دادنامه بود. یعنی در سال ۱۴۰۲ از طرف تامین اجتماعی اقدامی صورت گرفت که برای کارگران معادن ازعدم پرداخت ۴ درصد سهم سخت و زیان‌آور بدتر است.

    مقدسی زاده تاکید کرد: ما از سال ۱۳۸۲ دارای سیستم رایانه‌ای در تامین اجتماعی هستیم. به مرور بعد از سال ۱۳۸۴ در تمامی کشور لیست‌های دستی تامین اجتماعی بطورکلی جمع شد. کارگری که در سال ۱۳۸۲ مشغول به کار شده و نتوانسته همه سوابق خود که سخت و زیان آورست را جمع کند، در سال ۱۴۰۳ باید بازنشست شود. وقتی لیست بیمه او وارد کمیته سخت و زیان‌آور تامین اجتماعی می‌شود، در کمیته بدوی سخت و زیان‌آور براساس مندرجات پرونده و قراردادهای وی از همان زمان سخت و زیان آورش تایید می‌شود. حتی مدیرکل سازمان تامین اجتماعی در کمیته‌ها حضور پیدا می‌کند. با وجود بخشنامه جدید کارگر معدن ما به تامین اجتماعی می‌رود و با این پاسخ مواجه می‌شود که برای بازنشسته شدن، سخت و زیان‌آور بودن کار شما مشکل دارد.

    این فعال کارگری تاکید کرد: تامین اجتماعی به کارگر می‌گوید که شما اگر ۲۰ سال پیش کارگر معدن بودید، نباید عنوان شغلی کارگر ساده برایتان رد می‌شد. لذا از کارگر در آستانه بازنشستگی ما می‌خواهند که مستندات فیش حقوقی و قرارداد سال ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ خود را با خود بیاورد و واریزی‌های خود را مشخص کند. شرکتی که در آن زمان عنوان شغلی «جوشکار عادی»، «نامشخص» یا «کارگر» ساده رد کرده، معمولاً مستنداتی در دسترس ندارد و کارگر هم مستنداتی نمی‌آورد. تازه اگر مستندات بیاورد، دوباره به کمیته ۵ نفره ارجاع می‌شود. در صورت تایید تازه دوباره مبلغ مابه التفاوت بیمه سخت و زیان‌آور را به قیمت روز محاسبه کند و مثلا اگر کارگر پیشروی است، با همان عنوان مبلغ را واریز کند تا بازنشستگی او سخت و زیان‌آور تلقی شده و مثل کارگر عادی بازنشسته نشود.

    رئیس هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی اضافه کرد: ماهانه ۱ میلیون تومان مابه التفاوت سختی و زیان آوری کار است که ۲۰ سال باید رد کند و اگر هر سال ۱۲ ماه باشد، ۲۴۰ میلیون تومان باید به حساب تامین اجتماعی واریز شود. اینجا البته فقط کارگر پول نمی‌دهد و کارفرما هم متضرر می‌شود چون او نیز سهم خود را باید بدهد. در اینجا هم کارگر پول ندارد و هم کارفرما فاقد مبالغ بسیار سنگین است. ما اکنون بخاطر این محاسبات تنها یک شرکت معدنی در طبس داریم که برای چند شکایت ۲ میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکار هستند! این ظلمی است که هم در حق کارگر معدن می‌شود و هم در حق کارفرما!

    وی تصریح کرد: برای حل این موضوع به وزیر جدید کار نامه‌ای نوشتیم که در آن مستندات مطالب خود را نیز فرستادیم. اکنون یک سال است که کارگران پیشکسوت معدن که در آستانه بازنشستگی هستند، به همراه ما به عنوان تشکل کارگری گرفتار این موضوع هستیم. بخش قابل توجهی از توان تشکل‌های کارگری ما بابت این موضوع رفته است و وقتی ما با انبوه مشکلات روابط کاری و حقوقی مواجهه باشیم،‌ در آن صورت رسیدگی و توجه به موضوع ایمنی و پیگیری امنیت جان کارگران که آن هم از وظایف یک تشکل کارگری است، به حاشیه می‌رود.

    مقدسی زاده خاطرنشان کرد: پس از طرح طبقه‌بندی مشاغلی که در کارگاه‌های معدنی اجرا شده و هنوز هم در حال اجراست و حتی در معدنجو نیز اجرا شده، دیگر کارفرما نمی‌توان عنوان شغلی اشتباه برای تامین اجتماعی رد کند. اینکه چرا باوجود اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل هنوز برای بسیاری از معدنچیان در منطقه ما حقوق ۱۲ الی ۱۴ میلیون تومان رد می‌شود موضوع دیگری است که باید به آن بپردازیم.

    این کارگر پیشکسوت معادن شرق کشور اظهار کرد: ما از وزیر سابق (صولت مرتضوی) خواستیم که با توجه به مصوبه مزدی سال ۱۴۰۳، حتماً برای افراد سایر سطوح مصوبه اصلاحی روی مصوبه مزد ۱۴۰۳ بیاید. ما گفتیم که ساختمان‌های مدیران معادن و مسئولان کشوری قد کشیده اما درک ایشان از روابط کار و ملزومات آن هنوز عقب‌مانده است. ما از استاندار خراسان جنوبی خواستیم که اصلاح مصوبه مزدی در هیات دولت بررسی شود. بسیاری از محیط‌های کارگاهی ما باتوجه به این مصوبه، باوجود اجرای طرح طبقه‌بندی هنوز مزد مکفی دریافت نمی‌کنند.

    این فعال کارگری تصریح کرد: ما حتی در شورای نگهبان نیز پیگیر نقض مصوبه مزدی ۱۴۰۳ شدیم اما مانند پیگیری دو سال اخیر از دیوان عدالت اداری به نتیجه‌ای نرسیدیم. دیوان عدالت اداری نیز دوباره مصوبه را تایید کرد. امسال آقای مرتضوی گفتند می‌خواهند بین کارمند و کارگر می‌خواهند عدالت مزدی ایجاد کنند. تنها ۲۰ درصد مزد سایر سطوح کارگران افزایش یافت و برای کارمندان دولتی که بیشتر دریافت می‌کردند نیز همین میزان افزایش صورت گرفت. این درحالی است که بالای ۹۰ درصد جامعه کارگری ما دریافت کننده مبالغ سایر سطوح هستند! هر کارگری که حق اولاد دریافت کرده یا بیشتر از یکسال در جایی کار کند یا عنوان شغلی حرفه‌ای او بیش از کارگر ساده باشد، در شرف دریافت مبالغ بیشتر از حداقل دستمزد قرار دارد.

    وی تشریح کرد: جمع کل دریافتی یک کارگر که با دو فرزند و یک همسر درحال کار است، با کسر مبلغ حق بیمه ۶۰۰ هزار تومانی، طبق قانون کار ما اکنون ۸ میلیون تومان است. مبالغ بن و حق مسکن نیز به این مبلغ اضافه می‌شود که پایه حقوق را به بیش از ده میلیون تومان افزایش می‌دهد. برای کارگر معدن آیتمی به نام سختی کار تعلق می‌گیرد که به همراه شب کاری و نوبت کاری، باعث می‌شود که حقوق وی به مبلغ ۱۲ میلیون تومان برسد. اگر کارگری با این ۱۲ میلیون شکایتی بکند، دیگر ادارات کار نمی‌توانند به شکایت وی درباره میزان مزد رسیدگی کنند. تنها به این مبلغ سنوات پایان دورره اضافه می‌شود.

    این عضو هیات‌های تشخیص ادارات کار اضافه کرد: اکنون یک کارگر با ۲۱ سال خدمت در معدن تنها ۲۰ درصد باوجود اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل به حقوقش اضافه شده است. ماجرای معادن منطقه استان خراسان جنوبی متفاوت از کارگران بخش انرژی، فولاد و. . در جنوب و مرکز کشور است که با اجرای طرح طبقه‌بندی تا ۲۰ میلیون تومان نیز با اضافه کار دریافت می‌کنند. این ۲۰ درصد سایر سطوح به کل پایه حقوق من به عنوان کارگر با سابقه معدن اضافه شده است. کارگر پتروشیمی و فولاد جنوب با مزایای رفاهی و انگیزشی به این میزان حقوق ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومانی رسیده است که ما دریافت نمی‌کنیم. یعنی آنان یک مزد ناشی از شغل جدا از مزد مبنای قانونی دریافت می‌کنند. آنان همچنین مزایای ماندگاری عنوان شغلی نیز دریافت می‌کنند که ما در معادن دریافت نمی‌کنیم! مبلغ ۱۷ تومان برای ماندگاری شغل برای عده‌ای معدود در برخی معادن مثل معدنجو به عنوان «سقف حقوق» پرداخت می‌شود!

    مقدسی زاده تصریح کرد: برخی کارگران برای دریافت مزد بیشتر بالای ۲۰ میلیون تومان در معادن مجبور هستند که در شیفت خود بیش از میزانی که در شیفت تعریف شده کار کنند. در میان همین کارگران متوفی داشتیم کسانی که نباید می‌ایستادند و اما در معدن باقی ماندند تا تنها یک یا نیم متر پیشروی بیشتر داشته باشند تا حقوق بالای خود را ببندند. این کارگران معمولاً متراژی دریافت می‌کنند و تعدادشان کم است. یک کارگر شیفتی با ۵ متر پله زدن و مستقر کردن چهارچوب (قاب) چوبی جدید شیفت خود را تمام می‌کنند. اگر کارگری ۱۰ متر بزند، انگار دو شیفت کار کرده و بیشتر می‌گیرد که البته بسیار دشوار است. البته نیروهای قوی دارای توان جسمانی بخش استخراج که در میان کارگران کشته شده اخیر هم بودند، دریافتی بیشتر هم دارند.

    وی تاکید کرد: در نامه‌ای که به وزیر کار و آقای نصیری نماینده شهر طبس نوشتیم و شرایط را برایشان تشریح کردیم، به این موضوع اشاره کردیم که براساس ۳۰ روز کار، میانگین دو سال آخر باید مبنای پرداخت مستمری باشد. سخت و زیان‌آور نیز برمبنای همین دو سال آخر کار سی روزه باید محاسبه شود که آقای نصیری قول آن را دادند که مصوبه این موضوع را در مجلس برای ما کارگران بگیرند. اگر چنین کاری صورت نگیرد هم کارگر و هم کارفرما زیان خواهد دید.

    ای فعال کارگری ادامه داد: حقوق کارگران معدن آیتم دیگری به نام حق تونل دارد. این حق به کارگری تعلق می‌گیرد که در تونل‌ها قرار دارد. به کارگرانی که در سطح قرار دارند، این مبلغ نمی‌رسد. این حق متاسفانه در آیتم‌های اصلی حقوق کارگران معدن نیست و در قانون نیز نیامده است. در واقع این یک آیتم اختیاری و رفاهی است که در حکم حقوق نیروها قرار دارد. پیمانکار اگر دوست داشته باشد این مبلغ را اختصاص می‌دهد و اگر دوست نداشته باشد، این مبلغ را می‌تواند واریز نکند. متاسفانه در هیچ شرکت معدنی سال‌هاست که این آیتم پرداخت نمی‌شود. متاسفانه همه پیمانکارها حق تونل را نمی‌دهند که این آیتم براساس طرح طبقه‌بندی مشاغل موجود ضریب گرفته و پرداخت می‌شود.

    عضو شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی با اشاره به اینکه تمامی معادن طبس طرح طبقه‌بندی مشاغل خود را براساس طرح طبقه‌بندی معدن زغالسنگ متعلق به شستا انجام داده‌اند و معادن سنتی نیز مستثنی نیستند، گفت: طرح طبقه‌بندی مشاغل معدنجو نیز قبلا مورد بازنگری قرار گرفته بود. ما به این ترتیب، شرکت زغالسنگی نداریم که در آن طرح طبقه‌بندی مشاغل انجام نشده باشد.

    مشکل ایمنی کارگران معادن

    مقدسی زاده با اشاره به مشکلات ایمنی کارگران در شرکت‌های معدنی اشاره کرد: ما دو نوع سنسور گاز در شرکت‌های معدنی داریم. یکی سنسورهای دستی است که در اختیار افسران HSE و مسئولان حفاظت فنی است. ما یک سنسور گاز متان اصلی نیز داریم که به مانیتورینگ مرکزی وصل است. این سنسور را فقط معدن زغالسنگ شماره ۱ که متعلق به شستاست دارای آن است. این سنسور به ورودی سینه کارهای معدن وصل است و هر زمان نشت گاز صورت بگیرد، از مرکز به کلیه خطوط اعلام می‌شود. یک سنسور نیز به ورودی داکت‌ها وصل است. یک سنسور نیز در دهانه افق بالایی و یک سنسور در دهانه خروجی که هوا داخل قسمت تهویه می‌شود در آن معدن مکانیزه وصل است. سنسور مرکزی اولی اگر درجه ۱ را شناسایی و میزان سنجش گاز متان آن روی درجه ۱.۵ برود، کار قطع می‌شود. تا تهویه اصلی صورت نگیرد و گاز دوباره به صفر نرسد و نشت متوقف نشود، سنسور علامت داده و قطع می‌شود.

    وی افزود: گاز منتشر شده منواکسید کربن موجود در معدنجو در هنگام نشت ۲ هزار PPM بوده که بسیار خطرناک است. درجه متان که روی ۵ بوده، قابلیت انفجار داشته است که این انفجار هم صورت گرفته است. ما باید در تمامی معدن زغالسنگ مرکزی خود هشداردهنده گاز متان مرکزی را داشته باشیم. فعلا دستی آن را داریم. همان سنسور دستی باید در دست نیروی HSE باشد و یکی نیز در دست سوپروایزر کارگاه باشد. حتی افرادی که به کارگاه به‌عنوان فورمن سرکشی می‌کنند نیز باید دارای سنسور گاز باشند. یعنی در هر کارگاه حداقل باید سه نفر سنسور داشته باشند و در هر مرحله از کار قبل از شروع گاز را چک کنند. آن‌ها حتی می‌توانند سنسور را به فردی که در دهانه کار می‌کند بدهند تا همراه وی باشد تا هر لحظه گاز بالا رفت، هشدار سراسری داده شود. این سنسور پس از درجه ۱.۵ متان خودش بوق زده و افراد را مطلع می‌کند و کارگاه باید در همان لحظه تعطیل شود. اما چنین شرایطی در معدنجو وجود نداشته و متاسفانه شاهد حادثه بودیم.

    رئیس کانون شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی تصریح کرد: همه مردم خود مسئول ایمنی خویش هستند. من نوعی به عنوان کارگر اگر تشخیص دهم که با ادامه کار جانم در خطر است و حالم بد می‌شود، با اطلاع به مسئول تونل یا سوپروایزر می‌توانم کارگاه را ترک و بالا بیایم. ابتدا باید به بهداری مراجعه کنم و علائم گازخوردگی خود را چک کنم. گزارش بهداری را بطور کتبی باید با خود همراه داشته باشم تا در کار شیفتی ارائه دهم. اما کارگران متراژی که برمبنای متراژ حقوق می‌گرفتند، گاه باوجود احساس خطر نیز به کار ادامه می‌دهند که این اصلا صحیح نیست. ما متاسفانه در حوزه آموزش ایمنی نیز مشکلات جدی داریم.

    این فعال کارگری تاکید کرد: در صورت تایید بهداری، شرکت‌ها نمی‌توانند با کارگران معدنی که در معرض گاز با درجه نشت بالا قرار داشتند، برخوردی داشته باشد و این برخورد غیرقانونی است و شیفت آنان منعقد می‌شود. کارگری که قصد پایین نرفتن دارد، تنها شیفتش نمی‌خورد و کسی نمی‌تواند به او بگوید که در صورت پایین نرفتن از کار اخراج می‌شود و باید تسویه حساب کند!

    مشکل مکانیزه نشدن معادن…

    مقدسی زاده خاطرنشان کرد: یکی از مشکلاتی که در معادن وجود دارد، مشکل اقتصادی معادن است. البته درمورد معادنی مانند معدنجو، چرخ اقتصادی برای کارفرما و پیمانکار می‌چرخد. اگر چرخ تولید و سوددهی برای او نمی‌چرخید که فوراً کار را تعطیل می‌کرد. اگر این چرخه اقتصادی نمی‌چرخید و وضعیت کسب و کار بحرانی بود، برای کارگران همین شرکت معدنجو در چهارچوب مسئولیت اجتماعی ورزشگاه مجهز نمی‌ساخت! تعداد کارگران این شرکت در دهه هفتاد که تازه تاسیس شد، از ۷۴ نفر به بیش از ۱۷۰۰ نیرو رسید. این یعنی معدن سوددهی خوبی داشته است. در آن زمان فقط دو دهانه و یک بلوک معدنی وجود داشت ولی اکنون سه بلوک بزرگ وجود دارد. اولین کارگاه استخراجی معدنجو در سال ۱۳۷۹ زده شده و اسماعیل عابد که ما شاگردان او در کار معدن بودیم، کار را برای آن‌ها انجام داد. خود اسماعیل عابد در جریان ایجاد معدن یال شمالی طبس در اثر حادثه انفجار سوخت و در سال ۱۳۹۲ به همراه هفت نفر دیگر به شهادت رسید.

    وی ادامه داد: شرکت معدنجو از نظر پرداخت حقوق و هماهنگی پرداخت‌ها تاکنون موردی نداشته و شکایتی هم از آن از بابت موضوعات مالی در ادارات کار ثبت نشده است. پس از نظر مالی مشکلی نداشته و جزء منظم‌ترین شرکت‌های منطقه ماست. حتی مدیریت آن به دنبال مکانیزه کردن کار هم بوده و می‌خواسته که کار از حالت سنتی خارج شود. حتی نفربری که در ماه‌های اخیر در تلاش بود تا در مجموعه نصب کند، شروع مکانیزه کردن معدن است. در معدن سنتی نفربر به درد نمی‌خورد. مشکل اصلی نه سنتی بودن کار معدن که در حال تحول بود، بلکه سنسور مرکزی مدرنی بود که باید تهیه می‌شد، بوده است. معدنی که تعداد بالایی سنسور دستی دارد، به دنبال آن است که تهویه مستقر کند. اگر تهویه مستقر نباشد، سنسورهای گاز کفایت نمی‌کند. البته ایشان به یک دلیل به مشکل برخورده است، مشکلی به جز داشتن درآمد و مشکل مالی است.

    این فعال کارگری اضافه کرد: اشکال کار مجتهدزاده به عنوان مدیرعامل معدنجو این بود که مسئله تامین تجهیزات ایمنی مثل سنسور مرکزی را لحاظ نکرده بود چون این سنسور هنوز در کشور ما وجود ندارد و باید از خارج تهیه شود و ما در این حوزه مشکل تامین تجهیزات را باتوجه به محدودیت‌ها داریم. حتی سنسور مرکزی پیشرفته شرکت زغالسنگ زیرمجموعه شستای ما که بزرگترین شرکت زغالسنگی در طبس است، در سال ۱۳۸۱ از خارج تهیه شده است.

    عضو کمیته سخت و زیان‌آور خراسان جنوبی تصریح کرد: ما به دولت هم اعلام کردیم که باید دولت در کنار دور زدن تحریم‌ها، برای تجهیز ایمنی معادن زغالسنگ کشور که اهمیت راهبردی دارد، ارز نیمایی اختصاص دهد. چون مبالغ لازم برای تامین این تجهیزات ایمنی نیز زیاد است. در اینجا باید دولت بیشتر از همه همکاری کند و متولی اصلی نظارت بر ایمنی نیز دوباره خود دولت است. ما تازه یاد گرفتیم که چطور سنسور را تعمیر کرده و کالیبره کنیم و تازه تنها به علم نگهداری و تعمیر این سنسورها رسیدیم. پس فعلا برای حل این معضلات راه درازی داریم. دولت باید بعد از انفجار معدن زمستان یورت که آن هم به دلیل نشت گاز بود، این کار را می‌کرد اما در این زمینه دولت تعلل و ترک فعل داشت. در کمیسیون صنایع و معادن قول داده شد که برای تمامی معادن سنسور پیشرفته گاز تهیه شود که متاسفانه به این وعده عمل نشد. آیا نباید برای کارگران کشور ارز نیمایی تخصیص داد تا ایمنی حل شود؟ آیا این ارز فقط باید به واردات خودرو اختصاص یابد؟

    مقدسی زاده در پایان خاطرنشان کرد: ما امروزه در تهیه ابزار خودنجات برای کارگران معادن زغالسنگ که برای تنفس در شرایط اضطراری است نیز مشکل داریم. این مشکل چندسالی است که به وجود آمده است. ما در بحث سنسورهای انفرادی دستی نیز در بحث گازسنجی مشکل داشته و دستگاه‌های قدیمی را خودمان تعمیر می‌کنیم. در ماده ۴۰۰ آیین نامه انضباطی معادن آمده است که در هر معدنی که گاز دارد، یا چال گاز باید حفر شود یا اینکه سنسورهای هشداردهنده مرکزی گاز متان باید نصب شود. در همین معدنجو چهار بار گروه HSE زغالسنگ ایران بازدید به عمل آمده ولی معدن نمی‌تواند معطل سنسورهای وارداتی شود و کار در این صورت باید برای مدت‌ها متوقف بماند. این امر هم موجب زیان کارفرما می‌شود و هم باعث بیکاری کارگران ما خواهد شد. ما باید درباره معادن خود به ویژه در صنعت زغالسنگ که تولید فولاد ما نیز به آن وابسته است، چاره‌ای اساسی‌تر بیندیشیم و نگاهی کلان‌تر و جدی‌تر داشته باشیم!

  • چرا روسیاهی معدن طبس برای دولت ماند؟

    چرا روسیاهی معدن طبس برای دولت ماند؟

    به گزارش اقتصادران، در دورانی که خبری از تکنولوژی نبود، آنهایی که در معدن کار می‌کردند، چند قناری را در قفس با خود به درون معادن زیرزمینی زغال‌سنگ می‌بردند. قرار بود این قناری، معیار وجود اکسیژن در هوا باشد. هر زمان که قناری رفتارهای عجیب نشان می‌داد، معدنچی‌ها متوجه می‌شدند که اکسیژن موجود در معدن، در وضعیت خطرناکی قرار دارد. به‌محض اینکه قناری شروع به بی‌تابی می‌کرد، قفس قناری را می‌زدند زیر بغل و از معدن خارج می‌شدند. سال‌ها از آن دوران می‌گذرد و کشورهای توسعه‌یافته، دستگاه‌های پیشرفته را جایگزین قناری‌ها کرده‌اند.

    اما مثل همیشه، ماجرا در ایران فرق می‌کند. مردم ایران، اولین روز پاییز را با خبر سهمگین حادثه انفجار در معدن طبس شروع کردند؛ بنا بر آمارها، 50 کارگر، در معدن طبس از دست رفتند. به گفته ناظران، نشت گاز حوالی ساعت ۲۱ روز ۳۱ شهریور در یکی از کارگاه‌های شرکت زغال‌سنگ معدنجو طبس، موجب انفجار شد. تصاویری که از لحظه انتقال کالبد بی‌جان کارگران در فضای مجازی دست‌به‌دست شد، مردم را به‌شدت متاثر کرد. این گزارش که با راهنمایی و مشورت پدرام پیروی‌نسب، از مدیران معدنی کشور نوشته شده، سعی دارد از دو جنبه به سنگین‌ترین حادثه یک دهه گذشته در معادن کشور نگاه کند. نخست، سعی می‌کنیم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا کارگران معدنی در ایران به این آسانی از دست می‌روند و بعد از آن، توضیح می‌دهیم که چرا بهره‌برداری از معادن در کشور ما، به‌روز نشده است. در پایان هم نشان می‌دهیم که چرا در پایان ماجرا، روسیاهی و شرم انفجار معدن طبس، برای سیاست‌گذاران این حوزه است.

    سخت‌ترین کار دنیا

    این اصطلاح که می‌گوید «معدن‌کاری، سخت‌ترین کار دنیاست»، از ابعادی پربیراه نیست. حالا اگر بپرسید سخت‌ترین نوع معدن‌کاری کجاست؟، بدون شک پاسخ، کار در معادن زیرزمینی زغال‌سنگ است. معدن‌کاری زیرزمینی، متناسب با نوع ماده معدنی که قرار است استخراج شود، تکنیک‌های متفاوتی دارد. این گزاره، بدان معناست که فرآیندهای کار در یک معدن زیرزمینی، متناسب با نوع ماده معدنی شامل سنگ‌آهن، مس، اورانیوم، طلا یا هر ماده معدنی دیگری در کنار برخی اشتراکات، به لحاظ تکنیکالی تفاوت‌هایی دارد.

    اگر در نظر بگیرید که به عنوان مثال، ۲۰ تکنیک استخراج یا ۲۰ نوع خدمات فنی در کار معدن‌کاری زیرزمینی وجود دارد، احتمالاً پنج یا شش تکنیک، در معادن زیرزمینی سنگ‌آهن استفاده می‌شود. بقیه کامودیتی‌ها هم از همین قاعده پیروی می‌کنند؛ یعنی برای استخراج یک کامودیتی مانند طلا، مس، اورانیوم یا همان سنگ‌آهن، معدن‌کار مجبور نیست از همه تکنیک‌ها به شکل همزمان در معادن زیرزمینی استفاده کند. دانستن این نکته، آنجایی حائز اهمیت می‌شود که بدانیم در معدن‌کاری زیرزمینی زغال‌سنگ، تمام این تکنیک‌ها، به اتفاق هم اجرا می‌شوند. یعنی برای استخراج این کامودیتی، اجرای همه تکنیک‌های معدن‌کاری لازم است و معدن‌کار در حوزه استخراج زیرزمینی زغال‌سنگ، با انبوهی از تکنیک‌ها و پارامترها و خدمات اطلاعات فنی مواجه است، در حالی که سایر چالش‌های کاری برای سایر معدن‌کاران در استخراج سایر مواد معدنی در معادن زیرزمینی به مراتب کمتر است. به همین دلیل هم هست که اگر بپذیریم کار در معدن، جزو پرصعوبت‌ترین فعالیت‌های حرفه‌ای در دنیا محسوب می‌شود، بدون تردید فعالیت در معادن زیرزمینی زغال‌سنگ، در زمره پیچیده‌ترین و دشوارترین فعالیت‌های معدنی قرار می‌گیرد.

    چالش بزرگ معادن زغال‌سنگ

    یکی از چالش‌های مهم و اساسی در معدن‌کاری زیرزمینی زغال‌سنگ مواجهه با گاز متان و نحوه مدیریت آن است. سایر معادن زیرزمینی با انواع دیگر مواد معدنی با پدیده انتشار گاز قابل اشتعال مواجه نیستند؛ اما گاز متان به‌طور ذاتی به همراه لایه‌های زغال‌سنگ وجود دارد. بنابراین، معدن‌کاران در تمام معادن زیرزمینی زغال‌سنگ، با پدیده نشت گاز متان دست‌به‌گریبان هستند. بنابراین مقوله تهویه فضاهای زیرزمینی در استخراج زغال‌سنگ، یکی از اصلی‌ترین سرفصل‌های فعالیت و البته صعوبت‌های کاری در معدن‌کاری زیرزمینی زغال‌سنگ است. اصول تهویه فضاهای زیرزمینی در معادن زغال‌سنگ، شامل تخلیه گرد، غبار و البته گاز متان به همراه سایر گازهای مزاحم نظیر منواکسید کربن و دی‌اکسید نیتروژن (که سمی و حاصل فعالیت دستگاه‌ها و تجهیزات کاری در معدن هستند) از محیط فعالیت در معدن و وارد کردن هوای پاک برای تنفس پرسنل شاغل در معدن است که این مهم از طریق تجهیزات تخصصی تهویه به‌طور معمول شامل جت فن‌های با توان مختلف و متنوع و لوله‌های انتقال هوا انجام می‌شود.

    چند توضیح برای حادثه طبس

    حادثه تلخ معدن طبس، باید به شکلی کاملاً تخصصی و جزئی‌نگر مورد بررسی قرار گیرد؛ بدیهی است بروز این حادثه، به علت نقص در عملکرد سیستم تهویه در معدن طبس بوده است. به زبان ساده‌تر، غلظت گاز سمی منتشر و جمع‌شده در هوا، به علت عدم تهویه مناسب تا سطح استاندارد پایین نیامده بود که موجب بروز انفجار در حین کار شد. دو گمانه برای توضیح اینکه چرا تهویه معدن به‌طور اصولی انجام نشده وجود دارد؛ اول خطا و قصور نیروی انسانی و دوم عملکرد ناقص و دارای اشکال دستگاه‌های سنجش میزان گاز متان و تجهیزات تهویه. هر دو گمانه، جای بحث و بررسی دارند. ایران کشوری است که ذخایر زغال‌سنگ بسیار زیادی دارد و تقریباً تمام این ذخایر نیز به شکل زیرزمینی هستند. در شمال کشور، معادن البرز مرکزی به‌طور عمده در منطقه سوادکوه مازندران واقع شده است. در شرق کشور، معادن البرز شرقی به‌طور عمده در منطقه شاهرود واقع شده است. همچنین معادن زغال‌سنگ استان کرمان نیز جزو ذخایر مهم زغال‌سنگ کشور محسوب می‌شود.

    شاید جالب باشد که بدانید از میان معادن زغال‌سنگ برشمرده‌شده، معدن طبس، از همه پیشرفته‌تر است. این معدن، تنها معدن مکانیزه زغال‌سنگ در ایران است و از نظر فناوری و تکنولوژی، پیشرفته‌تر از سایر معادن در حال بهره‌برداری زغال‌سنگ کشور به حساب می‌آید. حادثه تلخ طبس، نشان داد که حتی پیشرفته‌ترین معادن زغال‌سنگ در ایران هم در مقام مقایسه با معادن دنیا، به لحاظ تکنولوژیک بسیار عقب هستند. امروزه در تکنولوژی روز معدن‌کاری دنیا، نقش مستقیم نیروی انسانی در فرآیند استخراج زیرزمینی زغال‌سنگ، بسیار پایین آمده و مکانیزاسیون و اپراتوری تجهیزات، جایگزین کار به ‌صورت دستی از سوی نیروی انسانی شده است. معادن زغال‌سنگ آلمان، انگلستان و آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته، از تکنولوژی‌های جدید در فرآیند استخراج خود استفاده می‌کنند.

    این در حالی است که در فرآیند استخراج زغال‌سنگ ایران، به جز حمل زغال‌سنگ که به کمک واگن‌های معدنی انجام می‌شود، بقیه فرآیندها متاسفانه همچنان به شکل دستی و از سوی نیروی انسانی صورت می‌گیرد. ماشین‌آلات تخصصی مخصوص برای استخراج زغال‌سنگ نظیر شیرر و رنده، با توجه به شرایط معادن یعنی شیب و ضخامت لایه زغال‌سنگ، جایگزین نیروی انسانی شده‌اند. در عین حال همزمان با استخراج مکانیزه زغال‌سنگ در معادن زیرزمینی یکی از مواردی که با دقت بالا و به ‌صورت سیستماتیک کنترل می‌شود، میزان آلایندگی و غلظت گاز متان در گالری‌های استخراج است. زمانی که غلظت این گاز از حد استاندارد بیشتر شود، تهویه گالری‌ها، به‌صورت خودکار و به کمک سیستم‌های تهویه هوشمند و با کیفیتی بالا انجام می‌شود؛ به همین دلیل حوادثی مشابه حادثه انفجار معدن طبس، در معادن زغال‌سنگ پیشرفته دنیا رخ نمی‌دهد اما متاسفانه به دلیل ضعف تکنولوژی در فرآیند استخراج زغال‌سنگ در ایران، باعث شده که همچنان نیروی انسانی نقش اصلی را در انجام فعالیت‌های کاری در فرآیند استخراج زغال‌سنگ در معادن ایران داشته باشد. در چنین شرایطی با در نظر گرفتن صعوبت ذاتی امر معدن‌کاری زیرزمینی زغال‌سنگ، پیچیدگی‌های فنی و خدماتی به همراه روش‌های اجرایی و تکنولوژی قدیمی و ناکارآمد، شاهد وقوع حوادث تلخ متعدد طی سالیان اخیر در معادن زغال‌سنگ ایران بودیم که البته به لحاظ بزرگی فاجعه، حادثه غم‌انگیز اخیر در طبس به‌طور حتم تراژیک‌ترین آنها بوده است.

    انفجار در معادن

    یک دم و بازدم مونوکسید کربن غلیظ و یک‌بار استنشاق این گاز سمی، منجر به مرگ می‌شود. جان عزیز کارگران معدن طبس نیز با تنفس مونوکسید کربن حاصل از انفجار گاز متان از دست رفت. انفجار معدن زغال‌سنگ با آنچه عموم مردم از انفجار تصور دارند، متفاوت است. تصویر عمومی انفجار، به همراه تخریب، ریزش و آتش‌سوزی است اما عامل اصلی بروز تلفات انسانی در اثر انفجار گاز متان در یک معدن زغال‌سنگ، نه تخریب حاصل از انفجار بلکه مسمومیت حاصل از تنفس گازهای سمی غلیظ حاصل از انفجار است. زمانی که گاز متان منفجر می‌شود، به همراه ایجاد حرارت بالای حاصل از انفجار، تمام اکسیژن موجود در گالری‌های زیرزمینی، به‌سرعت با کربن موجود در گاز متان ترکیب شده و در یک فعل و انفعال شیمیایی سریع، به گاز مونواکسید کربن غلیظ تبدیل می‌شود و این گاز به‌سرعت در تمام فضای زیرزمین گسترش یافته و باعث مسمومیت سریع و مرگ افراد حاضر در آن فضاها می‌شود. به عنوان مثال در یک گالری ۵۰۰متری، هر کس که تنها یک دم از این گاز را استنشاق کند، مسموم می‌شود و بلافاصله جان خود را از دست می‌دهد. تن‌های عزیزی که در حادثه طبس از دست رفتند هم همه در فاصله چندصدمتری از محل انفجار حضور داشتند.

    چرا روسیاهی معدن زغال‌سنگ برای دولت ماند؟

    پیش از این، یک گزارش رسمی از بازوی پژوهشی مجلس نشان داده بود که ایمنی در معادن نه برای دولت و نه برای معدن‌داران، چندان اولویتی ندارد. این گزارش نشان می‌داد که در سال 1396 از میان پنج هزار و 353 معدن در حال بهره‌برداری، صرفاً 761 معدن به واحد HSE مجهز شده‌اند. به بیان دیگر، حتی یک‌پنجم معادن ایران نیز به ایمنی اهمیت نمی‌دهند. نگارنده این گزارش موفق به یافتن آمار دیگری درباره ایمنی معادن ایران نشد و همین امر، نشان می‌دهد که حتی تعداد پژوهش‌ها درباره ‌امنیت‌ در معادن‌ نیز بسیار کم ‌است.

    با این حال، تعدد حادثه در معادن زغال‌سنگ نشان می‌دهد که قطار حوادث ناشی از ایمنی کار در غیاب مسئولیت‌پذیری نهاد دولت، رخ می‌دهد. دقیقاً یک سال پیش معدن زغال‌سنگ طزره در شرق استان سمنان هم دچار حادثه شد و شش کارگر از دست رفتند. همان موقع، دولت قول داد که عوامل حادثه را شناسایی و برطرف کند اما وقوع فاجعه طبس، نشان داد که سیاست‌گذار تنها در عرصه سخن علت‌العلل حادثه را بررسی کرده است.

    کارشناسان همگی، متفق‌القول معتقدند که از لحاظ فناوری تولیدی، صنعت معدن ایران از جهان جا مانده است. تحریم‌ها، کمر صنایع را شکسته و قاعده‌های دستوری، جانی برای تولید باقی نگذاشته است. سرمایه‌گذاران معدنی، مجبورند با تجهیزات قدیمی کار کنند و تازه این تمام ماجرا نیست. همین تجهیزات هم مستهلک و ازکارافتاده شده‌اند. درست است که تحریم به هیچ یک از فعالان رشته فعالیت‌های صنعتی روی خوشی نشان نداده اما معادن را بیشتر از همه از کار انداخته است.

    سرمایه‌گذاران معدنی که با تحریم‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، مجبور هستند به قوانین دولتی نیز تن دهند. دولت یک روز بهره مالکانه را افزایش می‌دهد و روز دیگر هوس وضع عوارض صادرات بر مواد معدنی می‌کند. گاهی صادرات کامودیتی‌ها، به‌طور کلی ممنوع اعلام می‌شوند و گاهی قیمت‌های تکلیفی برای عرضه داخلی به تولیدکنندگان تحمیل می‌شود. بدیهی است که هر نوع اهمال‌کاری در زمینه حفظ ایمنی و جان کارگران، محکوم است اما اگر چند قدم عقب‌تر برویم، به خوبی متوجه خواهیم شد این خود دولت است که چون اندازه‌اش بزرگ است، از پس هزینه‌های خود برنمی‌آید و دست در جیب معدن‌داران می‌کند. اگر دولت به جای وضع قوانین ضدونقیض، به وظیفه اصلی خود یعنی نظارت و رگولاتوری بر ایمنی معادن می‌پرداخت، آیا شاهد چنین فجایعی بودیم؟ یا اگر این نهاد بزرگ در عوض تحمیل سیاست‌های دستوری، روابط خارجی خود را احیا می‌کرد، آیا معادن‌ با تجهیزات مستهلک زهوار دررفته فعالیت می‌کردند؟

    این دولت است که با خطا در سیاست‌گذاری و دخالت‌های خود، باعث نبود تجهیزات فناورانه شده است. عمده تجهیزات پیشرفته ایمنی که در معادن نیاز است، وارداتی هستند و واردات هم نیاز به ثبت سفارش، تامین ارز و تکنسین ماهر دارد؛ اما فعالان معدنی هنوز برای وارد کردن ماشین‌آلات ساده معدنی نیز با وزارت صنعت، معدن و تجارت، گمرک و بانک مرکزی کشمکش دارند. به همین دلیل هم هست که می‌گوییم دولتی که به بهانه حمایت از تولیدکنندگان داخلی، واردات نهاده‌های پیشرفته در بخش تولید معدنی را ممنوع اعلام کرده، مسبب اصلی فجایعی از این دست است.

    از سوی دیگر، زمانی که کشور برای مدیریت اقتصاد خود با مشکل مواجه است، نمی‌تواند به خوبی وظایفش را انجام دهد و ابعاد این ناتوانی، خود را در تمام اجزای اقتصادی کشور نشان می‌دهد. کسری بودجه جدی دولت به تمام دستگاه‌های دولت، از جمله وزارت صنعت، معدن و تجارت تحمیل شده است. این وزارتخانه نیز مانند تمام وزارتخانه‌های دیگر، مشکل کسری بودجه دارد و سعی می‌کند ناترازی بودجه‌ای خود را از جیب معدن‌کاران پرداخت کند. حقوق مالکانه در سال‌های اخیر به‌شدت افزایش یافته است. به‌طوری که در بازه زمانی سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ حقوق دولتی برخی از مواد معدنی تا 1400 درصد هم افزایش داشته است. افزایش حقوق دولتی به‌شدت آسیب‌زاست. مفهوم حقوق دولتی این است که بودجه‌ای از بهره‌برداران معدنی گرفته شود زیرا معادن جزو انفال هستند و سود حاصل از آن باید خرج توسعه شود. در واقع دولت باید این بودجه را صرف تعمیر زیرساخت‌ها و نظارت کارفرمایی خود کند اما متاسفانه هیچ یک از این مسائل رخ نمی‌دهد و حقوق دولتی که معدن‌کاران پرداخت می‌کنند هم به معادن بازنمی‌گردد. در سال‌های اخیر به دلیل افزایش بی‌رویه حقوق دولتی، بسیاری از پروژه‌های معدنی، کنسل شده‌اند.

    معدن‌کارانی که با هر دردسری هست، بهره مالکانه و حقوق دولتی پرداخت می‌کنند، انتظار دارند دولت هم بخشی از این بودجه را به خود معادن اختصاص دهد. قانون نیز همین را از دولت می‌خواهد و صراحتاً پیش‌بینی کرده که این حقوق صرف ارتقای تکنولوژی، ارتقای نظام کارفرمایی ایمنی، بهداشت معدن و همچنین محیط زیست شود؛ اما دولت هیچ یک از این اقدامات را انجام نمی‌دهد. نتیجه هم این است که به دلیل فاصله زیاد میان ابزارهای تکنولوژی در ایران و کشورهای دیگر، معادن ایمنی کمتری داشته باشند. در واقع اقدامات دولت موجب شده که تولیدکنندگان نتوانند سود مورد نظر از فعالیت اقتصادی را به دست بیاورند و به جز این، درگیر کاهش کیفیت تجهیزات ایمنی هم شده‌اند. در روی دیگر سکه دخالت‌های دولت، معدن‌داری که سودی از فعالیت به دست نیاورده، قید تهیه تجهیزات ایمنی را که گران هستند می‌زند. دولت هم که وظیفه دارد منابعی را که از بهره مالکانه به دست آورده صرف همین اقدامات کند، بی‌توجهی پیشه می‌کند و در نهایت، این کارگران هستند که هزینه دخالت‌های دولت بزرگ را با جان‌های خود پرداخت می‌کنند.

  • مسیرِ سختِ بازماندگان انفجار معدن طبس / حقوق جانباختگان طبس زیرپای تبصره های تامین اجتماعی

    مسیرِ سختِ بازماندگان انفجار معدن طبس / حقوق جانباختگان طبس زیرپای تبصره های تامین اجتماعی

    به گزارش اقتصادران، همه‌ی کارگرانِ جان‌باخته‌ی معدنِ طبس به خاک سپرده شدند، مراسم‌ها تقریبا تمام شده و خانه‌ها از بی‌شمار مهمان‌هایی که برای عرض تسلیت آمده بودند، خالی شده است. حالا فقط حلقه‌ی کوچکی از آشنایانِ بسیار نزدیک مانده‌اند و طبیعی است که این حلقه، روز به روز کوچکتر شود تا جایی که فقط بازماندگانِ اصلی، کسانی که تکلیفِ سرپرستی‌شان بر دوشِ کارگرِ جان‌باخته بود، باقی بمانند.

    دیگر حقوق کارگر متوفی، قطع شده و باید هرچه سریع‌تر مستمریِ بازماندگان برقرار شود. گرچه هنوز داغ، تازه است و بارِ تحملِ این مصیبت سخت، اما بازماندگان باید به سراغ راه‌های قانونیِ برقراریِ مستمری بروند. این مسیر سخت است، اما برای بازماندگانِ کارگرانِ مشاغلِ سخت و زیان‌آور این سختی بسیار بیشتر است. چرا؟ چون تأمین اجتماعی معمولا سوابقِ کارگران متوفی را برای برقراریِ مستمریِ بازماندگانِ آن‌ها به صورت عادی رد می‌کند. یعنی حتی اگر تنها یک سال به بازنشستگیِ کارگرِ مشاغل سخت و زیان‌آور باقی مانده باشد و کارگر به هر دلیلی فوت کند، مستمریِ بازماندگان بدونِ محاسبه ضریبِ ارفاقیِ مشاغل سخت و زیان‌آور محاسبه می‌شود. به عبارتی دیگر، آن کارِ سخت و طاقت‌فرسا و زیان‌آور، تأثیری روی تعیین رقم مستمری نخواهد گذاشت.

    این یک بی‌عدالتی است؛ تصور کنید کارگرِ معدن، قبل از آنکه درخواست بازنشستگیِ بدهد، فوت کند و حتی ممکن است این مرگ براثرِ حادثه‌ی ناشی از کار باشد؛ مانند اتفاقی که برای کارگران معدنجوی طبس افتاد، آیا نباید بازماندگان از ارفاقی که برای آن کارِ سخت و به معنای واقعیِ کلمه طاقت‌فرسا، تعیین شده بهره ببرند؟ یعنی تمام آن تحملِ سختی، یک شبه هیچ می‌شود؟ تأمین اجتماعی که این را می‌گوید!

    طبق تبصره دو الحاقی به ماده ۷۶ قانون تأمین اجتماعی، «افرادی که حداقل بیست سال متوالی و بیست و پنج سال متناوب در کارهای سخت و زیان‌آور (مخل سلامت) اشتغال داشته باشند و در هر مورد حق بیمه مدت مزبور را به سازمان پرداخته باشند، می‌توانند تقاضای مستمری بازنشستگی نمایند. هر سال سابقه پرداخت حق بیمه در کارهای سخت وزیان‌آور یک و نیم سال محاسبه خواهد شد.» سازمان تأمین اجتماعی برای برقراریِ مستمری، این تبصره را چنین تفسیر می‌کند که این سنواتِ ارفاقی برای بازنشستگی است، و فقط در صورتی که کارگر درخواست بازنشستگی بدهد، محاسبه می‌شود. این سازمان با چنین تفسیری تمام سختیِ کارِ کارگر را نادیده می‌گیرد و برای خانواده مستمریِ عادی رد می‌کند. اما از قرار معلوم یک راهِ سخت وجود دارد و آن شکایت به دیوان عدالت اداری است که آن هم مشخص نیست به نتیجه برسد یا نه!

    مسیرِ سختِ بازماندگان

    حجت کاظمی وکیل پایه یک دادگستری، در رابطه با این موضوع به تفسیربردار بودنِ قانون اشاره می‌کند و می‌گوید: قانون تأمین اجتماعی با توجه به تبصره‌های مختلف، از جمله تبصره دو الحاقی به ماده ۷۶، پیچیدگی‌ها و ابهاماتِ خاصی دارد و نیازمند تفسیر است. به‌خصوص برای مشاغل سخت و زیان‌آور باید شرایط خاص این مشاغل در نظر گرفته شود. مجلس البته در خصوص برخی از مشکلاتِ پیش آمده در تفسیر، استفساریه داشته و به سوال‌هایی پاسخ داده، اما تاجایی که می‌دانم در رابطه با این موردِ به خصوص، استفساریه‌ای وجود ندارد.

    با این اوصاف بازماندگانِ حادثه‌ی طبس هم اگر تأمین اجتماعی موافقت نکند، برای بهره‌مندی از سوابق ارفاقی دچار مشکل می‌شوند. آن‌ها چه راهی باید طی کنند؟ این وکیل پایه یک دادگستری در پاسخ به این سوال می‌گوید: خانواده‌ها می‌توانند به کمیته‌های تخصصی مراجعه کنند و مصادیق مرتبط با وضعیت خود را مطرح نمایند. اگر تأمین اجتماعی در شهر محل سکونت بازمانده درخواست را نپذیرد، بازمانده می‌تواند از طریق استعلام‌های قانونی پیگیری کند. به‌عنوان مثال، می‌توان درخواست را به تهران ارسال کرد که در آنجا با وجودِ کمیته‌های تخصصی، امکان بررسی دقیق‌تری وجود دارد.

    وی ادامه می‌دهد: تأمین اجتماعی ممکن است به‌دلیل‌ عدم صراحت قانونی، چنین درخواست‌هایی را رد کند. اگر درخواست در تهران پذیرفته نشود، تأمین اجتماعی موظف است دلیل رد درخواست را به‌صورت مکتوب اعلام کند. در این صورت، اگر این اقدامات نتیجه ندهد، می‌توان پرونده را به دیوان عدالت اداری ارجاع داد و در آنجا بازمانده به دنبالِ حق خود برود. همچنین راه دیگر این است که از مجلس بخواهیم که این قانون را به‌طور واضح‌تر تفسیر کند.

    «این مسیر برای بازمانده، آن هم در آن شرایط، سخت است و باید فکری به حالِ این مسئله شود.» کاظمی با بیان این جمله ادامه می‌دهد: در مورد مسیری که از دیوان عدالت اداری می‌توان طی کرد باید بگویم که اگر بازماندگان به این نهاد مراجعه کنند، ممکن است با آراء متفاوتی مواجه شوند. در این صورت، درخواست صدور رای وحدت رویه برای رسیدن به یک نتیجه واحد می‌تواند مؤثر باشد.

    وی ادامه می‌دهد: دیوان عدالت ممکن است در آراء خود به موضوع را جهت بررسی مجدد به تامین اجتماعی ارجاع دهد، و اگر تامین اجتماعی از نظر دیوان تبعیت نکند، لازم است مجددا طرح شکایت شود. این پروسه بسیار دشوار است و نیاز به تخصص و استدلال قوی دارد.

    کاظمی در مورد بازماندگانِ کارگران «معدنجو» می‌گوید: در حادثه اخیر، احتمالِ پذیرش درخواستِ بازماندگان در رابطه با محاسبه‌ی سنواتِ ارفاقی وجود دارد، اما خب ممکن هم هست تأمین اجتماعی به دلیلِ بار مالی پذیرشِ این حق، آن را رد کند.

    در تفسیرِ قانونِ تأمین اجتماعی به روحِ قانون نگاه کنیم نه مصلحت! 

    این وکیل پایه یک دادگستری تأکید می‌کند: سیستم حقوقی باید به‌گونه‌ای اصلاح شود که بتواند به حقوقِ کارگرانِ آسیب‌دیده و خانواده‌های آن‌ها پاسخ مناسب دهد. تفسیر باید با فلسفه وجودیِ قانون تأمین اجتماعی که هدفش، حمایت از حقوق کارگران و تأمین رفاه آن‌هاست، همخوانی داشته باشد.

    وی می‌افزاید: همانطور که گفتم، قوانین و تبصره‌های مختلفی در این زمینه وجود دارد که ممکن است تفسیرهای متفاوتی از آن‌ها ارائه شود. این پیچیدگی‌ها می‌تواند باعث ایجاد بن‌بست‌هایی در اجرای قانون شود. بنابراین، در حال حاضر، ما نیاز به یک تفسیر روشن و دقیق از قانون تأمین اجتماعی داریم تا حقوق کارگران به‌درستی تأمین شود.

    او می‌گوید: ملاحظات تأمین اجتماعی در تفسیر قانون ممکن است ناشی از مصلحت‌اندیشی‌ها باشد اما بسیار مهم است که به روح این قانون توجه کنیم، حتی اگر در متن آن صراحتی وجود نداشته باشد.

    کاظمی تأکید می‌کند: باید توجه بیشتری به حقوق بازماندگان و کارگران آسیب‌دیده شود و این موضوعات باید به‌طور جدی مورد بررسی قرار گیرد. همانطور که گفتم، بازماندگان در شرایطِ سختی قر ار دارند و نباید مسیرِ رسیدنِ به حقوقِ قانونی‌شان را بیشتر کرد. اگرچه در حال حاضر روند رسیدگی به پرونده‌ها در دیوان سریع‌تر انجام می‌شود، اما واقعیت این است که هنوز هم خانواده‌های بازماندگان این مشاغل با مشکلات زیادی مواجه هستند و این روند می‌تواند چالش‌های خاص خود را داشته باشد.

    دردِ آن‌ها را بیشتر نکنیم! 

    مسیرِ گرفتنِ حقِ برخورداری از سنواتِ ارفاقی شغل سخت و زیان‌آور به قدری سخت است که خیلی از بازماندگان به سراغ آن نمی‌روند. در طبس، در خانه‌ی محمد جواد بهشتی‌زاده، کارگر جوانی که در حادثه‌ی معدنجو جان خود را از دست داد، با خواهر او آشنا شدم. او همسرِ ۳۳ساله‌ی خود را ۸ سال پیش از دست داد. «شوهر من در معدنجو کار می‌کرد، یک روز که از معدن آمد، همزمان سکته قلبی و مغزی کرد، ۲۴ روز در بیمارستان بود و بعد هم فوت کرد.» او مرگِ همسر را نتیجه‌ی کارِ سختِ معدن می‌داند… .

    حالا این زن از مشکلاتِ بعد از فوت همسر می‌گوید، از مستمریِ پایین و نادیده گرفتنِ حقوق شغلِ سخت و زیان‌آور. از او می‌پرسم، چرا برای اعمالِ ضریبِ افزایشیِ سال‌های کارِ سختِ همسرتان اقدام نکردید؟ می‌گوید: «به کجا باید می‌رفتم؟ بیمه همان اول مستمری را حداقل تعیین کرد.» می‌گویم: «باید به دیوان می‌رفتید» می‌گوید: «گفتند فایده‌ای ندارد.»

    او به دنبال این حق نرفت و حالا با یک مستمریِ ناچیز حضانت ۴ فرزند را برعهده دارد. می‌گوید: «هزینه‌های زندگی بالاست و با حداقل مستمری به سختی هزینه‌ها را می‌رسانم اما خب چه کار کنم؟»

    راحت‌ترین گزینه را انتخاب می‌کنند: کاستن از حقوق کارگران

    درست آنجا که تأمین اجتماعی باید به کمک بیاید، چترِ حمایتیِ خود را از سر باز می‌کند. می‌گویند منابعِ این سازمان کم است و ناترازیِ بین درآمد و هزینه به قدری شدید است که اگر این ناترازی‌ها ادامه پیدا کند، سازمان به زودی ورشکست می‌شود. مدافعانی که تنها از منظرِ اقتصادی و رفعِ ناترازی به تأمین اجتماعی نگاه می‌کنند، وظیفه‌ی اجتماعی این سازمان و تبعاتِ بی‌توجهی به حمایتِ اجتماعی را در تصمیماتشان نادیده می‌گیرند. آن‌ها راحت‌ترین گزینه را انتخاب می‌کنند: کاستن از حداقلی‌ترینِ حقوق کارگران و خانواده‌های آن‌ها.

  • وعده سرخرمن میدری به کارگران معدن؟

    وعده سرخرمن میدری به کارگران معدن؟

    به گزارش اقتصادران، کارگران معدن در حالی باید در عمق ۷۰۰ متری زمین کار کنند که خطر نشت گاز و ریزش، جزئی جدایی ناپذیر زندگی آنان است. این درحالی است که معدن کاران حقوق حداقلی طبق قانون دارند و از هیچ امتیاز ویژه ای نسبت به دیگر کارکنان بخش دولتی و خصوصی به ویژه در بخش دستمزد برخوردار نیستند. از سوی دیگر تکرار تلخ حوادث مربوط به معدن در حادثه اخیر لزوم رسیدگی وزارت کار به عنوان سازمان متولی به بحث دستمزد و شرایط کار کارگران معدن را بیش از پیش ضروری ساخته است .
    وعده یا قول مساعد دولت برای افزایش حقوق؟
    آیت اسدی، نماینده کارگران در شورای عالی کار درمورد چگونگی افزایش حقوق کارگران معدن به خبرنگار تابناک گفت: افزایش حقوق کارگران معدن معلوم نیست با چه سازوکاری از سوی دولت وعده داده شده چرا که مشخص نیست کمیته طبقه بندی مشاغل یا کمیته ارزش آفرینی کار قرار است به موضوع دستمزد کارگران رسیدگی کند یا اینکه دولت صرفا برای عبور از فضای سنگین خبری و جهت دادن به افکار عمومی در حادثه معدن طبس این وعده ها را داده است. 
    اسدی درمورد میزان افزایش دستمزد کارگران معدن توضیح داد: اصلاح دستمزد حقوق کارگران از یک سو به عهده بخش خصوصی و از سوی دیگر به عهده دولت است که دراین میان دولت طبق قانون ۴۸ و ۴۹ قانون کار و طبقه بندی مشاغل می‌تواند میزان حقوق را هرچه سریع تر افزایش دهد و آن را اجرایی کند و بخش خصوصی هم اگر تاکنون نسبت به افزایش دستمزد کارگران معدن اقدامی نکرده است به دلیل تخلف یا انجام ندادن وظایف وزارت کار است.
    نماینده کارگران در شورای عالی کار اظهار کرد: کارگران معادن نه تنها وضعیت دستمزد مناسبی ندارند بلکه به دلیل نبود تشکلات کارگری و همچنین نبود امنیت شغلی و عدم توجه به نکات ایمنی و بهداشت درگیر مشکلات زیادی درحیطه کاری خود هستند که درگام اول باید نسبت به تشکیل اتحادیه کارگری اقدام شود.
    روی خوش آقای وزیر به کارگران معدن
    وضعیت نابه سامان کارگران معدن باعث شد تا احمد میدری، وزیر کار و رفاه اجتماعی به فکر حقوق معدن کاران بیفتد و در این خصوص اظهار کرد: شرایط معدن به گونه‌ای است که ریه‌های فرد به شدت دچار آسیب می‌شود و باید به گونه‌ای اقدام شود که معدنچیان بیمار نشوند و دستمزد و حقوق آنها به دلیل سختی کار افزایش یابد.
    وی همچنین با اشاره به حقوق و دستمزد کارگران معادن گفت: دستمزد برخی کارگران ۱۴ میلیون و برخی دیگر ۲۸ میلیون تومان است که کافی نیست و نباید حقوق کارگرانی که در معادن به صورت حجمی مشغول کار بوده و با بی ثباتی شغلی مواجه هستند کمتر از نیرو‌های رسمی باشد و عادلانه این است که دریافتی این کارگران متناسب یا حتی بیشتر از نیرو‌های رسمی باشد؛ پیشنهاد افزایش حقوق کارگران معادن را خواهیم داد و این موضوع باید در شورای عالی کار بررسی و تعیین شود.
  • کارگران معدن، قربانی فقر تجهیزات و تکنولوژی شدند / بی تفاوتی دولت سیزدهم حادثه انفجار معدن طبس را رقم زد؟

    کارگران معدن، قربانی فقر تجهیزات و تکنولوژی شدند / بی تفاوتی دولت سیزدهم حادثه انفجار معدن طبس را رقم زد؟

    به گزارش اقتصادران، کمبود منابع مالی و تحریم‌ها دو موضوع تاثیرگذار بر عدم حفظ، توسعه و از همه مهتر تجهیز ایمنی معادن کشور است که سال‌ها این موضوع مورد نقد و بررسی کارشناسان و صاحبان این صنعت قرار گرفته، اما متاسفانه درباره رفع این مشکلات کمترین هزینه و پایین‌ترین برنامه ریزی انجام گرفته است.

    سهم فقر تکنولوژی در حوادث معدنی در ایران

    محمد رضا بهرامن، نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران و رئیس خانه معدن ایران در خصوص فاجعه انفجار در معدن معدنجو در طبس گفت: تکنولوژی‌هایی که تلفات اینگونه حوادث را کم کند و یا از وقوع آن جلوگیری کند، وجود دارد، اما در این مورد به خوبی از آن بهره نبرده‎ایم. هشدار دهنده‌های خاص برای جلوگیری از وقوع چنین فجایعی وجود دارد، اما ما به خوبی از آن‌ها بهره نبرده‌ایم، چرا که قادر به تامین ملزومات استفاده از این فناوری نبوده‎ایم و مشکلات بهره گیری از این نوع تکنولوژی در کشور همچنان وجود دارد.

    به گفته بهرامن؛ مقابله با از بین رفتن جان انسان‌ها در معادن به عنوان اولین و مهمترین مطالبه از دولت‌‎ها همواره مطرح بوده است. معادن کشور نیاز به تکنولوژی دارد و تحریم‌های داخلی و خارجی تیشه به ریشه معادن می‌زند.

    رئیس خانه معدن ایران در پاسخ به این سوال که برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی در کشور چه باید کرد؟ گفت: تبادل با دنیا یکی از راهکار‌های اصلی جهت تامین نیاز‌های بخش تولید و همچنین معادن است؛ اما امروز به دلیل تحریم‌ها از واردات بخش بزرگی از تجهیزات معدنی عقب مانده‌ایم.

     

    چالش تامین مالی برای تجهیز معادن

    بهرامن با اشاره به اینکه معادن دولتی نیز با توجه به اینکه خود دولت متولی تامین مالی آن است، رها شده است، گفت: این بخش از معادن با توجه به وسعت و گستردگی که دارد همچنان از لحاظ تامین تجهیزات و ایمن سازی در پایین‌ترین سطح قرار دارد.

  • مافیای خصوصی پشت تضییع بی رحمانه حقوق معدنچیان / چند کارگر دیگر باید قربانی منافع عده خاص شود؟

    مافیای خصوصی پشت تضییع بی رحمانه حقوق معدنچیان / چند کارگر دیگر باید قربانی منافع عده خاص شود؟

    به گزارش اقتصادران، نماینده رامیان و آزادشهر در مجلس شورای اسلامی گفت که افزایش قیمت زغال سنگ صرف معدنچیان و سرمایه‌گذاری در تکنولوژی معادن و ارتقا سطح ایمنی معادن شده است. چه مافیای خصوصی است که نمی‌گذارد حق و حقوق این عزیزان پرداخت شود؟

    جمشید قائم مقام در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی در تذکری گفت: حادثه دلخراش معدن طبس را به جامعه محترم کارگری ایران تسلیت می‌گویم که، ولی نعمتان ما هستند؛ امروز طبس و دیروز گلستان لذا با این روند کارشناسی و عدم نظارت‌های کافی ما باید منتظر اتفاقات تلخ بعدی باشیم.

    وی یادآور شد: ۴۳ نفر از عزیزان و جوانان حوزه انتخابیه بنده در سال ۹۶ در معدن زمستانی یورت آزادشهر جان باختند. از آن زمان تاکنون قیمت زغال سنگ ۱۵ برابر شده است. وزرای کار و صمت چه میزان از این درآمد‌ها صرف خود معدنچیان شده است؟ چه میزان از این درآمد‌ها صرف سرمایه‌گذاری در تکنولوژی معادن و ارتقاء سطح ایمنی معادن شده است؟ چه مافیای خصوصی است که نمی‌گذارد حق و حقوق این عزیزان پرداخت شود؟

  • کارگران معدن طبس زیر آوار زغالسنگ، مسئولان زیر آوار سوالات بی‌جواب / ساعت ۹ شب آن همه کارگر در معدن چکار می کردند؟

    کارگران معدن طبس زیر آوار زغالسنگ، مسئولان زیر آوار سوالات بی‌جواب / ساعت ۹ شب آن همه کارگر در معدن چکار می کردند؟

    به گزارش اقتصادران، شمار کشته‌شدگان در حادثه معدن طبس مدام بیشتر می‌شود و هنوز هم تعدادی از کارگران در آنجا محبوس‌اند. مسئولان، اما سریع شروع به دستور دادن کردند و از پیگیری ماجرا گفتند. مثلا قالیباف کمیسیون صنایع را مسئول رسیدگی کرده و مسعود پزشکیان، رئیس جمهور در توییتی نوشته: خبر حادثه معدن معدنجوی طبس بسیار دردناک و تاثر برانگیز است. به هموطنانی که عزیزان خود را در این حادثه از دست دادند از صمیم قلب تسلیت می‌گویم و خود را شریک غم آنان می‌دانم. وزرای کار و صمت برای بررسی دقیق و رسیدگی به موضوع به طبس اعزام شده‌اند.

    گوش مردم، اما از این حرف‌ها و دستور‌ها پر است. همین است که شاهدیم فضای مجازی پر شده از ابراز تاسف به خاطر این حادثه و در عین حال مطالبه‌گری از مسئولان. همزمان با کارگرانی که در معدنجوی جان باختند، مسئولان هم زیر آوار سوالات بی‌جواب مانده‌اند.

    در ادامه مروری داریم به برخی از واکنش‌ها نسبت به حادثه معدن در طبس:

    نورنیوز، رسانه نزدیک به شورای امنیت نوشت: حادثه تلخ معدنی که به جان باختن تعدادی از معدنکاران زحمتکش معدنجوی طبس منجر شد، چندمین رخداد مشابه در سال‌های اخیر است. چرا نهاد‌های قانونگذار و اجرایی یک بار برای همیشه سازوکار لازم را برای تخصیص بخشی از ثروت سرشار معادن به استانداردسازی و ایمنی تاسیسات معدنی فراهم نمی‌کنند؟

    ضمن عرض تسلیت به خانواده جانباختگان تکرار این نوع حوادث نشان‌دهنده عدم رعایت اصول ایمنی توسط کارفرمایان و ضعف شدید دستگاه‌های ناظر است. قاصرین و مقصرین این فاجعه را شفاف به مردم معرفی و مجازات کنید.

    عبدالله گنجی، فعال رسانه‌ای اصولگرا نوشت: این روند غم انگیز سالهاست در کشور ادامه دارد. نه درمان و نه اصلاحی مشاهد می‌شود و نه برخوردی.

    محسن مقصودی، فعال رسانه‌ای نوشت: جناب آقای دکتر قالیباف ضمن تشکر از پیام امروزتان؛ یک سال پیش، از دستور جنابعالی در پیگیری علل و عوامل حادثه معدن طزره تقدیر کردم. خوب است حالا گزارشی بدهید که نتیجه آن دستور قبلی دقیقا چه شد؟ گزارش کمیته حقیقت‌یاب به کجا رسید و کدام رویه و قوانین نظارتی در معادن تغییر کرد؟

    نوید حسینیون، فعال سیاسی اصلاح‌طلب نوشت: فرقی نداره استاد دانشگاه باشی یا کارگر معدن! نیروی انسانی، تجربه و تخصص مواردی است که در این کشور قربانی می‌گیرد! ۳۰ معدنکاران در معدن طبس به یکباره جان باختند و ۳۰ استاد دانشگاه فردوسی به هر دلیلی اخرج می‌شوند تا همچنان چرخه معیوب قربانی بگیرد.

    پیام برازجانی، فعال رسانه‌ای اصلاح‌طلب نوشت: سی و چند کارگر بی‌گناه جانباختند حالا هی همه افتادند به دستور دادن و پیگیری کردن، ان‌ها دیگه شکته شدند و زنده نمی‌شوند بخاطر عدم نظارت درست، به داد هزاران کارگاه در خطر و بدون ایمنی و صد‌ها هزار جان در خطر اونجا برسید! تمام معادن کشور همینه، به داد اون‌ها برسید!

    زینب اسماعیلی روزنامه نگار اصلاح‌طلب نوشت: در زمانه‌ای که جهان در همه شئون کار و صنعت پیشرفت داشته، کارگر ایرانی در معادن با انفجار گاز متان کشته می‌شود! این چه چیزی غیر از عقب ماندگی محض است؟ چند معدن، چند کارگر و خانواده دیگر باید طعمه شوند تا از این بیراهه خارج شویم؟

    فاطمه رجبی، روزنامه نگار نوشت: ساعت ۹ شب این همه کارگر تو معدن چیکار میکردن؟ معدنی که اصول اولین امنیت کارگر رو رعایت نمی‌کنه تازه سه شیفت هم کار می‌کنه؟

  • فاجعه معدن طبس / فعال کارگری: میدری را برداریم و یک چوب خشک هم آنجا بگذاریم، وزارت کار همین است! / صولت مرتضوی در مورد کاهش حوادث کار دروغ گفت

    فاجعه معدن طبس / فعال کارگری: میدری را برداریم و یک چوب خشک هم آنجا بگذاریم، وزارت کار همین است! / صولت مرتضوی در مورد کاهش حوادث کار دروغ گفت

    به گزارش اقتصادران، حوادث معدن در ایران به تکرار افتاده‌اند و همواره این اخبار ناراحت‌کننده را از گوشه و کنار کشور می‌شنویم. در آخرین مورد، بیش از ۵۰ کارگر در معدن طبس به دلیل انفجار جان خود را از دست داده‌اند. این اتفاق سؤالات بسیاری درباره حفاظت و ایمنی معادن به وجود آورده که دقیقاً مشکل از کجاست؟ کاربران شبکه‌های اجتماعی خشمگین از این اتفاق، و خواهان برخورد با عاملان آن هستند. به عقیده بسیاری از کاربران، برای کارفرمایان خصوصی این معادن، جان کارگران در برابر سودی که کسب می‌کنند ارزشی ندارد. این کاربران می‌گویند اتفاقاتی از این دست بارها افتاده اما هیچ فردی یا مسئولی محاکمه نشده است. بدیهی است که کارفرما هیچ التفاتی به ایمنی کارگران در این معدن نداشته است.

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری، درباره علت تداوم حوادث کارگری در معادن می‌گوید مهم‌ترین دلیل خصوصی‌سازی در شرایطی است که شایسته‌سالاری وجود ندارد: «وقتی خصوصی‌سازی انجام می‌دهیم اما افرادی که مراکز را می‌گیرند شایسته‌ نیستند، وقتی مسائل سیاسی در خصوصی‌سازی دخیل می‌شود، قطعاً شاهد این اتفاقات خواهیم بود.»

    این فعال جامعه کارگری به قصور بخش دولتی هم اشاره می‌کند: «باید قانونی برخورد کنیم و شعار ندهیم. در دو سال اخیر وزیر ناکارآمد و مغرور و یک‌دنده، صولت مرتضوی و معاون روابط کارش می‌گفتند حوادث کار را کاهش دادیم. این ادعا دروغ بود. با وجود عدم برنامه درست و حفاظت درست و واگذاری غلط و عدم اجرایی‌سازی قوانین کارگر و کارفرما، کارگران جایی برای شکایت و ثبت حادثه نداشتند. این آمارسازی‌ها به جهت کاهش حادثه در محیط کار، یک سوءاستفاده است.»

    وی درباره وظایف وزارت کار در این حوزه اظهار داشت: «تعجب من از وزیر کار دولت پزشکیان است که هر دفعه به او از بحران کارگری می‌گوییم از پیوست عدالت حرف می‌زند. این پیوست عدالت چیست؟ کارگر در کجای پیوست عدالت است؟ سکوت ایشان در جایگزین نکردن معاونت‌های روابط کار و حفاظت کار، آدم را به این نگرانی می‌اندازد که ایشان یا بی‌برنامه وزیر شده و یا اگر با برنامه بوده درگیر لابی‌های قدرت شده است. میدری را برداریم و یک چوب خشک هم آنجا بگذاریم، وزارت کار همین است.»

    او افزود: «اگر نیازی به تغییر نبود، پس چرا ملت تغییر دادند؟ این‌ها فقط حرف می‌زنند. آقای میدری در کدام پیوست عدالت می‌خواهد جان این کارگران را جا دهد؟ از هم پاشیدن یک خانواده به علت فوت پدر خانواده را کدام بیمه جبران می‌کند؟ کدام قدم را برای کارگر برداشته‌اند؟»

    توفیقی درباره راهکار حفاظت از نیروی کار و افزایش سطح ایمنی آن‌ها چند پیشنهاد مشخص می‌دهد: «صلاحیت‌سنجی کارفرما، برقراری ماده ۷ و ۴۱ قانون کار، بازرسی مستمر و مداوم، اصلاح زیرساخت معاونت ایمنی و حفاظت وزارت کار و پایش مستمر معدن‌ها از لحاظ زیرساخت‌های آماده برای معدن‌کاوی، بخشی از اقداماتی است که باید برای کاهش حوادث معدن صورت بگیرد.»

    این فعال کارگری در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: «وقتی دنبال شایعه‌سازی و پروپاگاندا هستیم نتیجه‌اش این می‌شود که جان معدن کاران از دست می‌رود و هیچکس برایش مهم نیست. مگر کسی برای کارگر معدنی که در شازند هنوز جنازه‌اش پیدا نشده ناراحت است؟»