برچسب: واردات

  • ارزش صادرات ایران به هشت کشور همسایه کاهش یافت

    ارزش صادرات ایران به هشت کشور همسایه کاهش یافت

    به گزارش اقتصادران، محمد رضوانی‌فر -معاون وزیر اقتصاد – گفت: از مجموع مبادلات تجاری ایران با کشورهای همسایه ۲۵ میلیارد و ۸۴۴ میلیون دلار آن به صادرات و ۲۹ میلیارد و ۴۳۱ میلیون دلار به واردات اختصاص داشته است.

    به گفته وی، صادرات ایران به کشورهای همسایه در ۱۱ ماهه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل از لحاظ وزن سه درصد و از حیث ارزش ۹ درصد کاهش و واردات از کشورهای همسایه در این مدت از حیث وزن و ارزش به ترتیب ۱۱ و ۱۵ درصد افزایش نشان می دهد.

    رئیس کل گمرک با اشاره به اینکه در ۱۱ ماهه سال جاری ارزش صادرات ایران به هشت کشور همسایه با کاهش و با هفت کشور دیگر همسایه با افزایش روبرو بوده است، اظهار کرد: در این مدت ارزش صادرات ایران به کشور های عراق، ترکیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان، ارمنستان، کویت، قطر و عربستان سعودی با کاهش و با کشورهای امارات متحده عربی، پاکستان، افغانستان، عمان، فدراسیون روسیه، قزاقستان و بحرین با افزایش روبرو بوده است.

    معاون وزیر اقتصاد با اشاره به اینکه در ۱۱ ماهه سال جاری در بین کشورهای همسایه واردات کالا به لحاظ ارزش از کشورهای بحرین، قزاقستان، پاکستان و کویت کاهش داشته است، افزود: در این مدت بیشترین میزان درصد افزایش واردات به لحاظ ارزشی از بین کشورهای همسایه به ارمنستان، عراق، ترکمنستان، قطر و فدراسیون روسیه اختصاص داشت.

    وی گفت: میزان وزنی واردات از کشورهای همسایه در ۱۱ ماهه سال جاری ۲۱ میلیون و ۴۳۲ هزار تن و میزان وزنی صادرات به کشورهای همسایه ۶۷ میلیون و ۱۰۸ هزار تن بوده است.

  • به زمان مرگ مادر مهربانمان – ایران – نزدیک شده ایم

    به زمان مرگ مادر مهربانمان – ایران – نزدیک شده ایم

    به گزارش اقتصادران، دکتر مسعود نیلی اقتصاددان برجسته ایرانی و استاد ممتاز دانشگاه به عنوان برگزیدۀ هشتمین جشنوارۀ کارآفرینی امین الضرب در تهران سخنانی بسیار قابل تأمل بر زبان آورد که نه تنها حاضران را تحت تاثیر قرار داد که سبب می‌شود آه از نهاد هر ایرانی میهن‌دوست دیگر نیز که با آن مواجه شود، برخیزد. بی مجامله و اغراق می‌توانیک گفت” این متن سزاوار آن است که نه یک بار که بار‌ها خوانده شود و بر هر گزاره و عدد آن درنگ کنیم. چون «جان مادرمان- ایران- در خطر است».

    طی ۴۰ سال گذشته، بخش زیادی از آنچه یاد گرفته‌ام، پاسخ‌های مختلف و از زوایای مختلف مرتبط با این سؤالات بوده است. این سؤالات مربوط به رؤیا‌هایی بوده‌اند که از همان سال‌های اول در سر داشته‌ام. این رؤیا‌ها هرچند هیچ‌گاه من را رها نکرده‌اند، اما با عبور از مراحل جوانی به میان‌سالی و سپس مراحل بعدی، تنها پخته‌تر، به‌هنگام‌تر و واقع‌بینانه‌تر شده‌اند.

    وقتی فشار مشکلات طاقت‌فرسا می‌شود، چشم‌ها را می‌بندم و به رؤیاهایم می‌اندیشم. با خودم می‌گویم، کشوری که در گاز رتبه دوم جهانی را دارد، حتما می‌توانسته اقلاً به اندازه نصف همسایه‌اش قطر، گاز صادر کند. کشوری که دارای رتبه چهارم در برخورداری از ذخایر نفتی است، یقیناً می‌توانسته به اندازه ۴ میلیون بشکه نفت در روز صادر کند.

    ما حتماً قادر بوده‌ایم که با مشارکت تولیدکننده‌های صنعتی معتبر جهانی بزرگ‌ترین خودروساز و بزرگ‌ترین سازنده لوازم خانگی و ماشین‌آلات و تجهیزات در منطقه پیرامونی خود باشیم و بدون تردید ورود حداقل به اندازه نیمی از تعداد گردشگرانی که به ترکیه می‌روند به ایران تصوری خیالی محسوب نمی‌شده است.

    با این محاسبات، ما می‌توانسته‌ایم در مجموع، حدود ۳۵۰ میلیارد دلار صادرات و تولید ناخالص داخلی در حدود ۱۲۰۰ میلیارد دلار داشته باشیم.

    تحقق تورم ۳ درصد و نرخ بیکاری در همین حدود و رشد اقتصادی بیش از ۵ درصدی آرزو‌هایی خیالی تلقی نمی‌شده است. در چنین اقتصادی، فقر و بیکاری از کشور رخت بر می‌بست و بی‌معنی می‌شد؛ دیگر کودکی زباله‌گردی نمی‌کرد؛ آن جوان رعنا، کول‌بری نمی‌کرد؛ آن آموزگار سخت‌کوش، مسافرکشی نمی‌کرد و آن بانوی زحمت‌کش، از فشار فقر به مرگ دسته‌جمعی خانواده‌اش رو نمی‌آورد.

    در آن رؤیای شیرین، بهترین دانشگاه‌های جهان با دانشگاه‌های خوب ما همکاری تنگاتنگی می‌داشتند و جوانان تربیت‌یافته ما در مراکز تحقیق و توسعه می‌توانستند هوش مصنوعی را به درون صنایع پتروشیمی و خودرو و دیگر صنایع ببرند.

    ما می‌توانستیم در مرز تکنولوژی، سازنده خودرو‌های برقی و خودرو‌های بدون سرنشین باشیم. ما می‌توانستیم صادرکننده بزرگ صنعتی و خدماتی منطقه باشیم و کم‌آبی را کنترل کنیم. ایران می‌توانست مرکز مالی منطقه بزرگ پیرامونی خود باشد و از این طریق مساله‌ای به نام تنگنای تامین مالی فعالیت‌های اقتصادی موضوعیت پیدا نمی‌کرد.

    زنان جوان و تحصیل‌کردۀ ما به‌جای تحمل نرخ‌های بیکاری بیش از ۵۰ درصد، می‌توانستند در کارخانجات و مراکز خدماتی پیشرفته کشور عزیزمان فعالیت کنند. شک نکنید که تعداد زاد و ولد نیز در آن حالت به مراتب بیشتر از حالت هشداردهندۀ فعلی می‌شد که شوربختانه به محرک‌های عجیب و ناکارآمدی که هر روز اعلام می‌شود پاسخی نمی‌دهد.

    دولت ما می‌توانست بدون آنکه در تنگنای کسری بودجۀ مزمن باشد، با بودجۀ سالانه در حدود ۲۵۰ میلیارد دلار، خدمات عمومی را با کیفیت ممتاز ارایه کند، کارشناسانی با توان را به استخدام درآورد، سالانه بیش از ۶۰ میلیارد دلار در زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری کند.

    آموزش و بهداشت را با کیفیتی قابل قبول در اقصا نقاط کشور عرضه کند. حمل‌و‌نقل عمومی را توسعه مکفی دهد به‌گونه‌ای که جابه‌جایی بار و مسافر با قیمت‌های واقعی انرژی به راحتی انجام شود. دولت می‌توانست منابع کافی را برای حفاظت از ظرفیت‌های زیست محیطی مانند دریاچه ارومیه عزیز از یک طرف و میراث فرهنگی و تاریخی از طرف دیگر، اختصاص دهد. به این فهرست رؤیایی می‌توان همچنان افزود و تصورات ذهنی را متعاقب آن به حرکت درآورد. اما واقعاً چه شده است که این‌گونه نیستیم؟

    وقتی چشم‌هایم را باز می‌کنم و به اطرافم می‌نگرم، سیل غم‌ها به قلبم هجوم می‌آورد. آخر چطور ممکن است کشوری تا این اندازه ثروتمند، این‌گونه فقیر باشد؟ آیا این باورکردنی است که کشوری با رتبه دوم گاز و رتبه چهارم در نفت، نه‌تن‌ها در تامین انرژی جهانی جایگاهی نداشته باشد بلکه حتی در تامین انرژی مورد نیاز خود نیز دچار استیصال باشد؟

    چطور می‌توان پذیرفت برای کشوری با این حجم عظیم از منابع، دولتی با کسری بودجه مزمن و رو به افزایش، ارایه‌دهنده خدماتی با کیفیت نازل باشد؟ تعداد قابل توجهی از کشور‌های جهان که فاقد هرگونه منابع طبیعی خدادادی بوده اند چگونه توانسته‌اند تورم‌های پایدار زیر ۵ درصد و نرخ‌های بیکاری زیر ۵ درصد و رشد‌های اقتصادی بیش از ۵ درصد داشته باشند؟

    چرا ما هنوز درگیر بحث‌های تمام‌نشدنی از قبیل اینکه عدالت اجتماعی بهتر است یا رشد اقتصادی-حال آنکه ما خود به هیچ‌یک دست نیافته‌ایم- یا اینکه علم اقتصاد علم است یا شبه‌علم هستیم؟

    چرا درحالی‌که بانک‌های ما با نرخ‌های سود در دامنه ۳۰ درصد فعالیت می‌کنند، بانک‌های کشور‌های دیگر را که با هزینه ناچیز فعالیت‌های اقتصادی را تامین مالی می‌کنند مورد نکوهش قرار می‌دهیم که ربوی هستند! درحالی‌که کالا‌های مصرفی و بعضاً واسطه‌ای صنعتی مورد نیاز کشور از طریق مسیر‌های کوهستانی و به‌طرزی عجیب و غیرانسانی وارد کشور می‌شود، چرا حاضر به پذیرش یک تجارت کم‌هزینه متعارف نیستیم.

    به راستی آیا پاسخی در خور، به این سوالات وجود ندارد؟ آیا سر برآوردن این همه مساله از درون یک کشور، نبود آگاهی نسبت به چرایی بروز این مشکلات و عدم توان ارایه راه‌حل برای آنهاست؟

    در حالی‌که منابع آبی کشور به سرعت در حال اتمام است، تولید انرژی کشور هیچ تناسبی با مصرف به شدت رو به افزایش آن ندارد و ما را به سرعت به بروز بحران انرژی نزدیک می‌کند، بودجه دولت به‌رغم ارایه حداقل خدمات، و میزان نازل سرمایه‌گذاری، با کسری نگران‌کننده روبه‌رو است، صندوق‌های بازنشستگی ورشکسته هستند، بانک‌ها از مشکلات عمیق ناترازی و عدم کفایت سرمایه رنج می‌برند، نظام ارزی کشور به شدت فسادآفرین است، دریغ از یک سوال مسئولانه که چرا این‌گونه شده‌ایم؟

    وقتی سال ۱۳۹۶ نام این مشکلات را ابرچالش گذاشتم هدفم آن بود که عظمت مشکلات و کفایت آن‌ها را برای مرگ تدریجی یک کشور که مادر عزیز همه ما محسوب می‌شود گوشزد کنم.

    از آن روز تاکنون، هر یک روز و یک ساعتی که گذشته، به زمان مرگ این مادر مهربان نزدیک‌تر شده‌ایم. در این فاصله و در سال‌های آتی، در مسیر این مرگ تدریجی، سیاست‌مداران ما چه جشن‌ها و شادمانی‌ها که در کنار این بیمار درحال احتضار برگزار نکنند و چه صدآفرین‌ها که به موفقیت‌های خود نگویند و از همه بدتر دو گروهی هستند که یک گروه به غارت منابع باقی‌مانده مشغول است و دیگری با جهل و تعصب، مسیر رو به مرگ را تسریع می‌کند. بدترین نوع شکست حکم‌رانی، شکست در تشخیص موقعیت است.

    بخش خصوصی، دانشگاهیان و کارشناسان مستقل، باید به جد به مرگ تدریجی این مادر بیندیشند و برای آن کاری کنند. یک‌یک ما برای اهمال و بی‌مسئولیتی احتمالی در قبال این فردای نگران‌کننده، مورد سوال آیندگانی قرار خواهیم گرفت که اکنون هیچ توان و اختیاری در ساختن فردای خود ندارند. ما البته چاره‌ای جز تلاش برای ساختن آینده نداریم. فردا همانی خواهد بود که خودمان می‌سازیم.

  • جریمه بخشنامه اشتباه وزارت صمت را چه کسی داد؟ مردم! /  پول مملکت، ارز مملکت به دریا ریخته شد + فیلم

    جریمه بخشنامه اشتباه وزارت صمت را چه کسی داد؟ مردم! / پول مملکت، ارز مملکت به دریا ریخته شد + فیلم

    به گزارش اقتصادران، رئیس کمیسیون واردات اتاق بازرگانی عنوان کرد:  بزرگترین دغدغه فعالان اقتصادی بی‌نظمی در صدور بخشنامه‌هاست. با یک بخشنامه اشتباه کالاهای زیادی را در بنادر متوقف کردند. آقای علی آبادی یک روز در ماهتان را به دیدار با فعالان بخش خصوصی اختصاص دهید.

    فرشچیان گفت: جریمه بخشنامه اشتباه را چه کسی داد؟ مردم. پول مملکت ارز مملکت به دریا ریخته شد.

  • تصمیم گیری های دولت باعث ناترازی در تجارت خارجی می شود / ما برای صادرات استراتژی نداریم

    تصمیم گیری های دولت باعث ناترازی در تجارت خارجی می شود / ما برای صادرات استراتژی نداریم

    به گزارش اقتصادران، عباس علی آبادی وزیر صمت در نهمین جلسه هیات نمایندگان اتاق ایران دوره دهم، با تاکید بر توسعه روابط تجاری ایران، بیان کرد: در حال حاضر با اوراسیا، ترکیه و روسیه قرارداد تجارت آزاد داریم اما اجرا نمی‌شود؛ چراکه درست نوشته نشده است و نیاز به اصلاحاتی دارد.

    او در این نشست از وجود ناترازی در صادرات با برخی کشورها هم گله کرد و گفت: این وضعیت نگران‌کننده است و در ارتباط با برخی کشورها تنها واردکننده هستیم. موانع و پیچدگی‌های بسیاری در مسیر صادرات وجود دارد اما راهکارهایی هم وجود دارد. بنده معتقدم که امکان‌پذیر است که بتوانیم با راهکارهایمناسب، خوب کار کنیم.

    اما نگرانی وزیر صمت در ارتباط با ناترازی با کدام کشورهاست و چه عواملی باعث ایجاد این ناترازی شده است؟

    نبود استراتژی عامل از دست رفتن بازارها

    علیرضا شیرمحمدی رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌های سرمایه‌گذاری ایران در این رابطه بیان کرد: در نشست اخیر اتاق بازرگانی یکی از حضار،صادرات به عراق و افغانستان را زیر سئوال برده و گفته بود که چرا باید این همه صادرات به این دو کشور داشته باشیم.

    او افزود: با توجه به اینکه هیچ گونه استراتژی صادراتی برای کشور وجود ندارد، خیلی راحت بازارهای موجود را هم از دست می‌دهیم. در چنین شرایطی نباید کسی که در اتاق بازرگانی فعال است، با سخنانش به بزرگترین مقاصد صادراتی کشور ضربه بزند.

    رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌هایسرمایه‌گذاری ایران گفت: کدام کشور صادرات خود به یک کشور دیگر را تحقیر می‌کند و از آن اشکال می‌گیرد؟ عراق و افغانستان دو بازار همسایه ما هستند و طبق قانون جاذبه،نزدیک‌ترین بازارها به ما به حساب می‌آیند. اگر میزان ذخایر طلا و ارز عراق را در نظر بگیریم، بسیار وضعیت خوبی دارند و چرا در این وضعیت، باید درباره بازار صادراتی خود این‌گونه صحبت کنیم؟

    او اضافه کرد: موضوع اصلی این است که ما برای صادرات استراتژی نداریم و موضوع ناترازی در روابط ما با کشورهای هدفمان کاملا مشهود است. زیرا ما باید در این رابطهسیاستگزاری کنیم.

    شیرمحمدی ادامه داد: کشور ترکمنستان یکی از کشورهای همسایه ما است که در سال ۹۲ برای تهاتر با این کشور تصمیمی گرفته شد. این تصمیم منجر شد که بلافاصله روابط تجاری ما با ترکمنستان از ۳۰۰ میلیون دلار به یک میلیارد دلار افزایش یابد.

    او بیان کرد: ما نباید فکر کنیم که ناترازی روابط تجاری ما با کشورهای دیگر خودکار به‌وجود می‌آید. این تصمیم‌گیری‌های ما و خصوصا دولت است که باعث ایجاد ناترازی می‌شود. عربستان سعودی می‌تواند یکی از بازارهای بسیار خوب برای ایران باشد.سئوال این است که چرا بعد از گذشت بیش از یک سال از ایجاد روابط سیاسی با این کشور، هنوز روابط تجاری‌مان شکل نگرفته است.

    رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌هایسرمایه‌گذاری ایران گفت: موضوع دوم این است که چرا در اتحادیه اوراسیا علیرغم انعقاد یک توافقنامه خوب و مشکلات فراوان برای روسیه، هنوز روابط ما با این کشورها مطلوب نیست و سهم ما از بازار این کشور قابل قبول نیست.

    او اضافه کرد: فکر می‌کنم بالای هزار هیات تجاری از ایران به سرپرستی وزیر، رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور، معاونین وزرا و تمام اتاق‌های بازرگانی به روسیه اعزام شده‌اند اما چرا اتفاقی نیفتاده است. علت اصلی این است که شکل‌گیری روابط تجاری با کشورهای دیگر، دارای یک اصولی است که ما این اصول را به درستی اجرا نمی‌کنیم.

    شیرمحمدی توضیح داد: امروز بعد از این همه زحمت، تنها قرارداد و توافقنامه تجاری استانداردی که بین ایران و یک منطقه جغرافیایی امضا شده است، توافقنامه تجارت ترجیحی اوراسیا است که قرار است بعد از تصویب در مجالس دو طرف، تبدیل به توافقنامه تجارت آزاد شود. اما موضوع مهم این است که انعقاد قرارداد یک طرف و اجرای صحیح این قرارداد، باید بتواند باعث ایجاد یک سطح مطلوب و تراز بین کشورها شود ولی ما به اینمسئله توجه نداریم.

    تصاحب پنبه کشورهای شمالی توسط چین

    رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌هایسرمایه‌گذاری ایران با اشاره به وضعیت صادرات ما به کشورهای روس زبان و نیاز ایران به پنبه گفت: سالانه نزدیک به ۱۲۰ هزار تن پنبه نیاز داریم که ۲۰ هزار تن آن در داخل کشت می‌شود. نیاز به واردات ۱۰۰ هزار تن پنبه داریم.

    او افزود: غفلت ما از رابطه تجاری با کشورهای شمالی باعث شده است که چین در آنجا سرمایه‌گذاری کند و کل پنبه موجود در این منطقه را ببرد. در حالی که اگر با کشورهایی مثل ازبکستان و تاجیکستان بلافاصله بعد از اینکه نیاز پنبه را احساس کردیم،توافقنامه تجاری PPA امضا می‌کردیم و کالاهای تجاری مورد نیاز آنها را تامین می‌کردیم، پنبه وارداتی از این کشورها تامین می‌شد. روابط تجاری‌مان هم با این شیوه تراز می‌شد.

    شیرمحمدی یادآور شد: کشور ارمنستان در شمال ارس معادن مس، مولیبدن، الماس، طلا و نقره دارد. چرا ما فکر می‌کنیم که این کشور چیزی ندارد؟ در عراق هم همین‌طور است. باید با زاویه دید بازتر به بازارها نگاه کنیم.

    او افزود: بازار عراق امروز میلگرد، دو سال قبل لبنیات و سه سال پیش در ماکارونی به خودکفایی رسید و دیگر از ما این محصولات را نمی‌خرند اما تکلیف ما چیست؟ تکلیف ما این است که به جای قهر کردن از این بازار، اگر دیگر میلگرد نمی‌خرند و شروع به تولید این محصول کردند، ما هم در تولیدشان سهیم باشیم. در گام دومبه آنها شمش بفروشیم و در گام بعد کنستانتره در سبد صادراتی‌مان قرار بگیرد تا حضورمان در عراق تثبیت شود.

    رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌هایسرمایه‌گذاری ایران تاکید کرد: ایجاد تراز تجاری بین کشورها کار حساب شده‌ای است. باید به اندازه کشورها سیاست و استراتژی داشته باشیم و بدانیم با هر کشور چگونه رفتار کنیم.این استراتژی باید در روابط تجاری در تمام بدنه از رئیس جمهور تا معاونین، وزرا و بخش خصوصی مورد توجه قرار گیرد و همه از آن مطلع باشند. این‌گونه نباشد که فردی مقاصد صادراتی را تحقیر کند. یک فرد بی‌اطلاع نمی‌داند که ذخایر ارزی عراق در حال افزایش است و ما باید دنبال ایجاد زمینه برای صادرات به این کشور و از طریق عراق به سایر کشورها باشیم.

    او افزود: باید در خصوص تجارت لایه‌هایی ایجاد کنیم که هم خودمان منفعت ببریم و هم کشورهای همسایه نفع ببرند. در تجارت هیچ موقع نمی‌توانید بگویید که فقط من منفعت ببرم. تجارت یک رابطه دو طرفه است. در دیپلماسی اقتصادی می‌گویند رابطه تجاری یک رابطه رفت و برگشتی است. باید به شکلی آن را تنظیم کنید که به صورت خودکار توسعه و افزایش یابد و طرفین انگیزه لازم را پیدا کنند که برای بزرگتر شدن رابطه تجاری همکاری کنند.

    تجارت ناتراز با امارات، چین و ترکیه

    جمشید نفر، دبیر کنفدراسیون صادرات ایران  درباره کشورهایی که وزیر صمت صادراتمان را با آنها ناتراز می‌داند، بیان کرد: فکر می‌کنم منظور او امارات، چین و ترکیه باشد. از این کشورها به اندازه‌ای که واردات داریم،صادرات نداریم. این هم مقصرش دولت است.

    او ادامه داد: دولت از سیاست‌های اقتصادی حمایت نمی‌کند و اگر کالایی را که مورد نیاز کشور ما هست، از یک کشور خاص می‌آورد، متعاقب آن باید تفاهم نامه‌های دو یا چند جانبه امضا کند که بتوانیم از فرصت‌های صادراتی استفاه کنیم.

    نفر درباره اجرایی نشدن توافقنامه‌های تجارت آزاد گفت: در رابطه با اوراسیا، آن موافقتنامه نهایی که تازگی‌ها اتفاق افتاده است،خیلی جدید است و مفاد آن هنوز هم برای بازرگانان خیلی مشخص و معین نیست. به خاطر جدید بودنش هنوز از این فرصتی که ایجاد شده و یا در شرف تکمیل، نمی‌توان استفاده کنیم. ولی به هر حال اگر قرار باشد که ما تراز منفی نداشته باشیم، باید از ظرفیت‌ها استفاده شود.

    دبیر کنفدراسیون صادرات ایران یادآور شد: کشوری مثل عراق بعد از جنگ هیچ زیرساختی نداشت و تمام نیازهایش را از کشور ما به دلیل سهل الوصول و ارزان بودن، مهیا می‌کرد. اما کم کم در ساختار اقتصادیش قوی شد و بازارها را با محصولات خودش جایگزین کرد.

    او اضافه کرد: عراق در برهه‌ای از ایران واردات داشت اما در بعضی از کالاها که خودشان به خودکفایی رسیدند، واردات از ایران متوقف شد. با توجه به اینکه عراق یک کشور بسیار مهم برای صادرات ایران است، من احساس یک تهدید بزرگ می‌کنم. شایدبه زودی دیگر ایران نتواند به عراق آن‌طور که قبلا صادر می‌کرد، صادرات داشته باشد.

    صادرات نیازمند برنامه‌ریزی منسجم

    نفر درباره راهکارهای اصلاح ناترازی صادرات تاکید کرد: در این رابطه به یک برنامه‌ریزی منسجم،‌ مرتب و زمان‌بندی شده نیاز است تا هیچ موقع به مشکل ناترازی با کشورها بر نخوریم. بایدصادراتمان به واردات از کشورها بچربد تا تراز مثبت باشد.

    او در باره تفاهم نامه تجارت آزاد با روسیه و ترکیه گفت: در رابطه با روسیه که همان توافقنامه اوراسیا است. در رابطه با ترکیه ما قراردادهای خیلی قدیمی در رابطه با سازمان اکو داریم که متاسفانه از اینها هم استفاده نکردیم.

    دبیر کنفدراسیون صادرات ایران درباره عدم استفاده از این قراردادها بیان کرد: مذاکرات سیاستمدارها در استفاده از این قراردادها خیلی می‌تواند موثر باشد. متاسفانه چون همیشه تجارت ما با توجه به شرایط تحریم شرایط متفاوتی است بوده و نیازهای فوری داشتیم، از هر کشوری که ساده‌تر می‌توانستیم این نیاز را برطرف کنیم، کالا وارد کرده‌ایم.

    او افزود: ما برای خود برنامه‌ریزی نداشتیم اما کشورهای دیگر با برنامه جلو می‌روند. برای برنامه‌ریزی فرصت دارند و مثلا اگر پای مذاکره یک تفاهم نامه دو جانبه می‌نشینند، به شرط خرید کالاهایشان، اقدام به واردات می‌کنند.

    نفر گفت: اما ما همیشه تصمیماتمان با توجه به شرایط تحریم و عدم داشتن برنامه منظم و مرتب برای واردات بوده است.خلق‌الساعه تصمیم‌گیری کردیم و نتوانستیم از امتیازی که می‌دهیم یک امتیاز بگیریم.

  • کاهش 58.1 درصدی صادرات چای در مقایسه با سال قبل

    کاهش 58.1 درصدی صادرات چای در مقایسه با سال قبل

    به گزارش اقتصادران، گزارش  آمار تجارت خارجی چای در 10 ماهه امسال حاکی است،  در این مدت مدت حدود 12828 تن چای به 25 کشور با ارزش حدود 15.8 میلیون دلار (ارزش واحد هر کیلو 1.23 دلار) صادر شده است.

    همچنین در این مدت حدود 33683 تن چای از 8 کشور با ارزش حدود 185.75 میلیون دلار (ارزش واحد هر کیلو 5.51)؛  وارد شده که بیشترین واردات در فصل پاییز بوده است.

    بر اساس آمار گمرک صادرات کشورمان حدود 58.1 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است و میزان واردات نیز 62 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است.

    ترکیه مقصد اول چای صادراتی ایران  باحدود 27.2 درصد از کل صادرات بوده است و هند بزرگترین صادرکننده چای به ایران  با حدود 52.6 درصد از کل واردات بوده است.

    حدود 2035 تن چای به ارزش حدود 2.4 میلیون دلار از ایران به 5 کشور عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا یعنی روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، ارمنستان و بلاروس صادر شد که حدود 15.9 درصد از کل صادرات است.

  • کفه قیمتی اقلام وارداتی ایران ۵ برابر سنگین تر از کفه قیمتی اقلام صادراتی!

    کفه قیمتی اقلام وارداتی ایران ۵ برابر سنگین تر از کفه قیمتی اقلام صادراتی!

    به گزارش اقتصادران، براساس داده‌های گمرک ایران، در ۱۰ ماهه امسال درحالی ارزش هر تن کالای صادراتی کشور ۳۵۸ دلار بوده که این میزان برای کالاهای وارداتی حدود ۱۶۶۳ دلار بوده است.

    به‌عبارتی، ارزش هر تن کالای وارداتی کشور ۴/۶ برابر ارزش کالاهای صادراتی است. یکی از دلایل اصلی این موضوع، سهم بالای اقلام سرمایه‌ای و واسطه‌ای در سبد اقلام وارداتی و متقابلا سهم بالای اقلام خام در سبد صادراتی کشور بوده که اولی وزن کم و ارزش‌افزوده بالا داشته (وارداتی‌ها) و دومی دارای وزن زیاد و ارزش‌افزوده حداقلی است.

    اما به‌جز تفاوت در ترکیب و ارزش‌افزوده کالاهای صادراتی و وارداتی که منجر به شکاف شدید قیمتی آنها شده، داده‌های گمرک نشان می‌دهد درحالی ارزش هر تن کالای صادراتی کشور از ۴۶۱ دلار در سال ۱۳۸۸ به ۳۵۸ دلار در سال جاری رسیده که طی این مدت ارزش هر تن اقلام وارداتی از ۱۰۶۵ دلار به ۱۶۶۳ دلار رسیده است.

    به‌نظر می‌رسد دلیل کاهش ارزش اقلام صادراتی ۱- کم‌اظهاری و بیش‌اظهاری در برخی سال‌ها و ۲- موانع تحریمی است که باعث شده هم قیمت پایه صادراتی تعدیل شود و هم کالاهای ایرانی با تخفیف به کشورهای هدف صادر شوند.

  • ارائه آمارهای غیرواقعی و قیاس‌های مع‌الفارق اقتصادی؛ شگرد مدیران رده پایین در توجیه اوضاع موجود!

    ارائه آمارهای غیرواقعی و قیاس‌های مع‌الفارق اقتصادی؛ شگرد مدیران رده پایین در توجیه اوضاع موجود!

    به گزارش اقتصادران، منصور انصاری طی یادداشتی عنوان کرد: بعضی از فعالان و کنشگران اقتصادی و اجتماعی؛ یا از روی فقدان دانش یا آگاهی توأم با ناراستی و فقدان صداقت اجتماعی از دیرباز تاکنون، البته این روزها با حدت و شدت بسیار بیشتر، آمارها و ارقامی را در قیاس با وضعیت اقتصادی مردم بیان می‌کنند تا هم خود و هم مردم، به‌ویژه دهک‌های پایین جامعه را متقاعد کنند که وضعیت مردم ایران در قیاس با بسیاری از کشورها ازجمله کشورهای منطقه اگر بهتر نباشد، بدتر هم نیست و حتی قیمت بعضی از اقلام اساسی مانند بنزین، نان، گوشت مرغ، تخم‌مرغ، گوشت قرمز یا مواد لبنی بسیار پایین‌تر است.

    این شگرد همچنین در میان بعضی از مدیران رده‌پایین شیوع یافته است؛ یعنی با ذکر مواردی از این یا آن کشور که خیلی از آنها با واقعیت فاصله دارند، می‌خواهند به مردم بگویند خدا را شکر کنید که همانند مردم چین نیستید که درآمد روزانه‌شان یک دلار است، شما درآمد روزانه بیشتری دارید و باید کمتر خرج کنید یا بقیه‌اش را پس بدهید.

    به‌تازگی یکی از همین شخصیت‌ها که از یک موقعیت متوسط رو به پایین در سال‌های پیش، اکنون به سرمایه و دارایی‌های افسانه‌ای چندین هزار‌میلیاردی رسیده است و البته سعی دارد ادای فقرا را دربیاورد، ذکر کرده است یکی از اعضای حزب کمونیست چین به ایشان گفته درآمد روزانه هر چینی یک دلار است. عده دیگری درباره سهمیه‌بندی بنزین یا قیمت سه‌ هزار‌تومانی برای هر لیتر آن می‌گویند؛ مثلا در قطر این رقم 57صدم دلار یعنی چیزی حدود 30 هزار تومان برای هر لیتر بنزین است یا بیشتر از آن، امارات 78‌صدم دلار یعنی با احتساب دلار آزاد 55 هزار‌تومانی این روزها، لیتری بالغ بر 42 هزار تومان می‌شود.

    این نگرش می‌خواهد بگوید که بر اثر شایستگی، لیاقت و کاردانی ناشی از سیاست‌های اقتصادی مدیران به‌ویژه در دولت سیزدهم، ما توانسته‌ایم قیمت هر لیتر بنزین را در نرخ سهمیه‌ای دولتی هزارو 500 تومان و آزاد سه هزارتومانی نگه داریم و اگر مشکلی هست، ناشی از مصرف بی‌رویه مردم است که باید در راستای منافع ملی و کشور مصرف محدود شود. درباره بیان اول این شخصیت حزبی باید گفت یا این شنیده‌ها از یکی از اعضای حزب کمونیست چین نادرست است یا آن شخصیت چینی سیاسی‌های ما را ناآگاه فرض کرده است یا ایشان چیز دیگری شنیده؛ ولی به مصلحت نقلی متفاوت می‌کند. باید گفت درآمد سرانه چین در سال 2021 به 35‌هزا‌رو 128 یوان یعنی حدود 940.4 دلار آمریکا ارتقا یافته که 8.112 درصد در مقایسه با سال 2012 میلادی افزایش داشته است.

    رشد اقتصادی چین در این سال 8.1 درصد بوده است. به عبارتی متوسط درآمد روزانه هر چینی در کشوری با جمعیتی حدود یک‌میلیارد‌و 400 میلیون نفر روزانه بالغ بر 13 دلار است، نه یک دلار!

    گرچه در سال‌های بعد، رشد اقتصادی چین با کمی افت‌و‌خیزهای منطقی مواجه بوده است و سمت‌و‌سوی اقتصاد کلان چین، مردم با درآمد متوسط را تقویت کرده است. اقتصاد چین و حزب کمونیست آن در 2021 م. با بیش از 400 میلیون نفر با درآمد متوسط در مقایسه با سطح درآمد در سال 2010 م. که بیش از صد میلیون نفر بود، به خود می‌بالد. حال این کدام‌یک از اعضای حزب کمونیست چین بوده که چنین رقمی را به این شخصیت سیاسی ما گفته، جای سؤال دارد!

    برخی فعالان سیاسی میدان‌دار و تریبون در دست، گمان می‌کنند کارشناسان اقتصادی و اقتصاددان‌های حتی وابسته به خود آنان، از مسائل اقتصادی دنیا از‌جمله چین و منطقه خبر ندارند و هرچه بگویند، دربست قبول می‌شود. همین‌ها تقریبا هم‌صدا با بعضی اقتصاددان‌های لیبرال جزوه‌محور، با توصیف شاخص‌ها و رئوس اقتصاد کلاسیک دوران اولیه یعنی قرن‌های هفدهم و هجدهم موسوم به «لِسِه فر» بدون اینکه به متن وضعیت مردم و اقتصاد آشفته درون‌گرای نیمه‌دولتی کشور نگاهی واقع‌بینانه بیندازند، تلاش برای ایجاد تعادل و اصول عدالت اجتماعی و اصل نظریه دستیابی به مرحله‌ای از اصل دوم عدالت رالزی که می‌گوید «تا کجا باید از نابرابری‌ها دفاع کرد» را به سخره می‌گیرند، بدون توجه به شکاف عمیق ایجاد‌شده از طرف یک اقتصاد رانتی که ما در خیلی از مواقع شاهد آن هستیم.

    آنان یادشان آمده است که بر‌اساس نظریه ادموند برگ و لئواشتراوس، یا نومحافظه‌‌کاران که هرگونه عدالت اجتماعی و ایجاد تعادل در جامعه را مانع رشد اقتصادی و بازدارنده و کاهنده می‌دانند، در یک قیاس مع‌الفارق ساختگی می‌گویند قیمت بنزین مفت است؛ به‌همین‌دلیل مردم آن را به باد می‌دهند؛ اما نمی‌گویند درآمد سرانه امارات 35‌هزار‌و 936 دلار، بحرین 25 هزار دلار، قطر 62‌هزار‌و 500 دلار و ایران دوهزار‌و 759 دلار است!

    این شیوه قیاس مع‌الفارق، اگر عوام‌فریبی نباشد، ناشی از ناآگاهی یا آلوده به اغراض سیاسی است. اینها به ضریب جینی وحشتناک به‌وجود‌آمده در سه دهه اخیر توجه نمی‌کنند. حتی اگر فرض کنیم در تعیین سرانه درآمد ایران یعنی دوهزارو 759 دلار، میزان درآمد ثروتمندانی که فاصله بسیار بزرگی با دهک‌های پایین دارند، به حساب نیامده است، باز هم مردم ایران در حداقل هشت دهک به‌شدت و البته به نسبت فقیر شده‌اند. حالا عده‌ای از سیاست‌بازان که خود می‌دانند قضیه از چه قرار است، با تکیه بر بعضی اصول صحیح قابل اجرا و کاربردی در اقتصاد لیبرالیسم که اگر قدرت و دخالت دولت به حداقل ممکن برسد، می‌تواند چاره‌ساز باشد، می‌خواهند مردم را سرزنش کنند و بگویند چرا این‌همه منابع انرژی را هدر می‌دهید؟ کمتر مصرف کنید تا وضع مملکت خوب شود و از بن‌بست کنونی خارج شویم!

    همان‌طورکه اشاره شد، اصولا قیاس‌ گرانی یا ارزانی اجناس اعم از بنزین یا دیگر موارد بدون اشاره به متوسط دستمزدها یک ترفند است. با فرض محال، اگر حداقل حقوق یک کارمند دولت یا کارگر کارخانه، روز‌مزد یا فصلی در ماه بالاتر از 60 میلیون تومان به نرخ امروز باشد، قیمت 700 هزار‌تومانی هر کیلو گوشت قرمز یا گوشت مرغ 120‌ هزارتومانی نمی‌تواند چندان گران باشد؛ اما واقعیت دستمزدها این‌گونه نیست. حال، سیاست‌بازان هر‌چه می‌خواهند درباره قانع‌کردن مردم که وضعیت زندگی بسیاری از کشورهای منطقه یا چین به‌عنوان یک قدرت جهانی با ثبات نسبی اقتصادی بهتر از ایران نیست بگویند، مردم نمی‌پذیرند.

    ما باید پیشرفت‌های خود را در همه زیربخش‌های اقتصاد کلان با کشورهای منطقه در یک سطح و کشورهای پیشرفته مختلف جهان در سطحی دیگر قیاس کنیم. شاخص پیشرفت در تولید، بازرگانی، صادرات و واردات ما باید در مقایسه با متوسط پیشرفت‌های جهانی باشد.

    حال با انتقاد فراوان مطبوعات به‌ویژه رسانه‌های اقتصادی در بخش‌های مختلف، این قیاس‌های بی‌نتیجه تا حدودی کنار رفته است؛ ولی به‌تازگی دولت مستقر، خود را با دولت پیشین قیاس می‌کند که باید پرسید: آیا زمان متوقف بوده است و ما هر‌چه به جلوتر می‌رویم، نباید پیشرفتی داشته باشیم که به قیاس با دولت‌های پیشین در چارچوب یک سیستم اجرائی می‌پردازیم؟ قیاس‌هایی بیشتر تبلیغاتی و نه علمی، به‌مثابه «من آنم که رستم بود پهلوان» و منم‌منم‌کردن‌هایی که بی‌نتیجگی آنها در عرصه وضعیت معیشت مردم درخواهد آمد.

    در جمع‌بندی نهایی، جامعه به جای دستاوردهای واقعی از بهبود رفاه عمومی و تثبیت قیمت‌های مسکن و خوراک، روز‌به‌روز با قیاس‌هایی مواجه شده است که درمانی برای وضعیت اقتصاد و بازرگانی نابسامان ندارند. به‌واقع مردم نه با این حرف‌ها متقاعد می‌شوند که وضعشان خوب است و نه از دلخوری‌های اقتصادی آنان کاسته می‌شود.

  • دانش فنی نداریم، نمی توانیم ناترازی را حل کنیم / نمودارها به شدت ترسناک و آخرالزمانی است

    دانش فنی نداریم، نمی توانیم ناترازی را حل کنیم / نمودارها به شدت ترسناک و آخرالزمانی است

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا مدیری، مدیرعامل شرکت صنایع پتروشیمی زنجان با بیان اینکه برداشت ما از مخزن پارس جنوبی، رو به افول است، گفت: بعد از انقلاب، با هزینه بسیار سنگینی، تقریبا به هر جای کشور، مانند مویرگ، لوله کشی گاز را برده ایم! کسی در دنیا، این رفتار را نکرده است. معادل کل لوله کشی های گاز در دنیا، ما در ایران لوله کشی کرده ایم! اما در شرایط فعلی، جدای از اینکه تولیدمان در حال افتادن است، مصرفمان نیز به این دلیل که ناچار شدیم قطعی بدهیم، در حال افتادن است. سال قبل، برای 51 روز، گاز بسیاری از صنایع را قطع کردیم و به این دلیل، مصرف کاهش یافته است.

    به گزارش اقتصادران، دکتر محمدرضا مدیری که در نشست آکادمی دانایان با عنوان « بررسی چشم‌انداز صنعت پتروشیمی در ایران» سخن می گفت، با بیان اینکه عمده توجه ما در پتروشیمی این است که سراغ صنعت پلاستیک، لاستیک، منسوجات و صنایع سلولزی و کودهای شیمیایی و به طور مشخص، رده های ذیل آمونیاک یا اوره برویم و متانول به عنوان مهم ترین الکل صنعتی در ذهن ما شکل می گیرد، خاطرنشان کرد: بدون فعال بودن و قوی بودن در صنعت پتروشیمی در صنایع بلندپروازانه ای مانند تامین انرژی های نو هم عقب خواهیم بود.

    چشم انداز مصرف انرژی هسته ای در دنیا، رشد چندانی ندارد / مصرف گاز طبیعی در میزان و نرخ رشد در آینده، افزایشی است

    مدیرعامل صنایع پتروشیمی زنجان با بیان اینکه رفتار صنعت انرژی و چشم اندازش در دنیا، علامت های بسیار مهمی برای توسعه صنعت به ما می دهد تا درک کنیم، آیا به صنعت پتروشیمی آنقدر که در ایران پرداخته می شود در دنیا هم مورد توجه قرار می گیرد و صنعت مهمی است یا به دلیل ویژگی خاص کشور ما، در ایران مورد توجه قرار گرفته است، توضیح داد: جهت مصرف انرژی در دنیا نشان می دهد در برخی از منابع انرژی، تغییرات چندان جدی رخ نخواهد داد؛ مثلا در انرژی هسته ای، با اینکه کل مصرف انرژی در دنیا رشد می کند، قدر مطلق انرژی هسته ای تقریبا ثابت است. پس نسبتش از مصرف آینده دنیا، با شیب بسیار کوچکی کاهنده است. اما در انرژی های تجدیدپذیر، تلاش می شود با شیب فزاینده ای رشد کند.درباره انرژی های برق آبی، رشد در ردیف رشد جهانی انرژی است. چیزی است که کاهشی دیده می شود ، مصرف ذغال سنگ و نفت است. درواقع انرژی های فسیلی را کاهنده می بینیم، به جز گاز طبیعی که با اینکه انرژی فسیلی است، در میزان و نرخ رشد در آینده رشد داشته است.

    سهم مصرف انرژی ایران، 2درصد سهم مصرف دنیا است / سهم ما از مصرف انرژی دنیا، از سهم مان در تولید ناخالص جهانی بیشتر است

    مدیری در تشریح راهبردهایی که ایران باید برای سمت و سو دادن به منابع خود مورد توجه قرار دهد، گفت: از شروع سده جدید میلادی، رشد مصرف انرژی ما در مقایسه با میانگین جهانی، مقداری بیشتر بوده است . سهم مصرف انرژی ایران، 2درصد سهم مصرف دنیا است. تخمین زده می شود که سهم ما از تولید ناخالص جهانی بین 0.69 تا 1.2 درصد است. چه بدبینانه و چه خوش بینانه روشن است که سهم ما در مصرف انرژی دنیا، مقداری از سهم مان در تولید ناخالص جهانی بیشتر است.

    سرانه مصرف انرژی در ایران، 2 برابر متوسط جهانی است / 6 درصد از انرژی ناشی از گاز طبیعی در دنیا را مصرف می کنیم / گاز طبیعی  56 درصد از نیاز انرژی ایران را تامین می کند

    به گزارش اقتصادران، وی با بیان اینکه سرانه مصرف انرژی در ایران، 2 برابر متوسط جهانی است، اظهارداشت: سرانه مصرف انرژی در ایران، برخلاف دنیا که همیشه ثابت است، صعودی بوده و اکنون به 2برابر متوسط مصرف جهانی رسیده است. 23درصد سبد انرژی دنیا، بر پایه گاز طبیعی است و ایران 6درصد از کل انرژی که در دنیا از محل گاز طبیعی تامین می شود را مصرف می کند. و در سبد انرژی ما به جای 23 درصد، 56 درصد از گاز طبیعی استفاده می کنیم. به این معنا که برخلاف روشی که متوسط دنیا از منابعش استفاده می کند، ایران بار زیادی از تامین منابع انرژی خود را روی گاز طبیعی گذاشته است.

    هزینه زیادی برای انرژی هسته ای دادیم، اما هنوز سهم آنچنانی نداریم

     مدیرعامل صنایع پتروشیمی زنجان، اضافه کرد: برخلاف اینکه هزینه زیادی برای انرژی هسته ای دادیم، هنوز سهم آنچنانی نداریم. درخصوص نفت هم باید گفت از دهه 60، عملا سبد انرژی را از نفت به سمت گاز طبیعی در مصارف صنعتی، خانگی و تجاری برده ایم و عمده مصرف ما از نفت، روی حمل و نقل سوار شده و بیشتر بنزین است. عمده افزایش مصرف انرژی، با افزایش مصرف گاز جبران شده است. 28درصد صنعت و حمل و نقل، 40درصد تجاری و خانگی بوده است. اقتصاد سیاسی این ارقام، به ما علامت می دهد که مثلا در افق 10 سال آینده، با قطع انرژی در هر بخش، چه تهدیدهایی در این حوزه ها خواهیم داشت.

    هر درخواستی برای افزایش انرژی را، با گاز پاسخ دادیم

    مدیری با بیان اینکه هر چقدر تقاضای مصرف انرژی در صنعت افزایش یافته، مصرف گاز هم بالا رفته است، افزود: بقیه انواع انرژی ، در طول دهه 90 ثابت بوده و هر درخواستی برای افزایش انرژی را با گاز پاسخ دادیم. در واقع، بعد از اینکه میدان پارس جنوبی را توسعه دادیم و استفاده از منابع گازی را یادگرفتیم، اشتیاق وسیعی در کشور ایجاد شد و همه منابع را به آن سمت بردیم. تمام بار مصرفی سبد انرژی را بر دوش گاز گذاشتیم و در عین اینکه فرصتی ایجاد شد، تهدیدی هم شکل گرفت.

    در افق 2050، تغییرات در سوخت های فسیلی رشد 40 درصدی دارد / رشد انرژی های تجدیدپذیر بین 100 تا 150 درصد است

    وی با بیان اینکه سازمان بین المللی انرژی، برای وضعیت انرژی در آینده دنیا، با مدل سازی، شش سناریو را درخصوص اینکه تا چه میزان انرژی های تجدیدپذیر به کمک ما می آیند، از بدبینانه ترین تا خوش بینانه ترین حالت بررسی و چشم انداز مصرف انواع سوخت ها را ارائه کرده است، توضیح داد: این سناریوها، با تصور عمومی ما در بخش های نخبگی در تناقض است. در بررسی ها از بخش انرژی، تصور عمومی این است که ما باید به طور کلی جهتمان را عوض کنیم و این روزها، روزهای آخر عمر سوخت های فسیلی است. اشتیاق وسیعی روی رد کردن سرمایه گذاری در بخش نفت و پتروشیمی و علاقه برای حرکت به سمت سوختهای تجدیدپذیر و غیرفسیلی می بینیم. در حالی که این مطالعه، کار کردن روی صنایع انرژی غیرفسیلی را رد نمی کند، اما نشان می دهد در افق 2050، تغییرات در سوختهای فسیلی همچنان رشد 40درصدی را دارد و کاهنده نیست، اما رشد انرژیهای تجدیدپذیر بین 100 تا 150درصد است.

    سهم استفاده از نفت کاهش می یابد / در حوزه گاز طبیعی، مصرف و سهم در حال رشد است

    مدیرعامل صنایع پتروشیمی زنجان با تاکید بر اینکه در این مدل سازی، در بخش تجاری و مسکونی، رشد چندانی رخ نمی دهد و عمده تغییرات در بخش صنعت است. این نشان می دهد ما باید عمده توجه خود را روی صنعت بگذاریم، خاطرنشان کرد: در واقع، سهم استفاده از نفت کاهش می یابد و انرژی های تجدیدپذیر، جای آن را می گیرند. اما در حوزه گاز طبیعی، مصرف و سهم در حال رشد است. در حالی که خیلی ها تصور می کنند اساسا از این مزیت رقابتی که درباره نفت و گاز داریم، چیزی باقی نمی ماند. به طور مشخص، گاز طبیعی به دلیل اینکه هنوز یک منبع طبیعی مثبت است، هم سهم می گیرد و هم رشد به خود اختصاص می دهد.

    به دلیل تحریم ها، اوره صادراتی ایران، به اسم کشورهای دیگر ثبت می شود

    به گزارش اقتصادران، وی با اشاره به رشد تقاضا برای محصولات پتروشیمی، خصوصا با توجه به شرایطی که درکشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور دیده می شود، این وضعیت را باعث تحت فشارقرار گرفتن پتروشیمی ها در جهت تامین بازار عنوان کرد و با بیان اینکه صادرات آمونیاک در ایران از سال 2015، صعودی بوده اما بعد، افت شدیدی به لحاظ دلاری داشته است، گفت: دوگانه تحریم و قیمت باعث این افت شده است. سال 2010، وضع خوب بوده است. تا سال 2015 به واسطه اینکه می توانستیم صادرات داشته باشیم، آسودگی در تحریم داشتیم اما بعد از آن وضعمان چندان مناسب نبوده است. درباره «اوره» نیز به دلیل تحریم ها، آمار بین المللی درباره میزان تولید و صادرات ایران وجود ندارد؛ چرا که اوره ای که ایران صادر می کند، عملا به اسم کشورهای دیگر ثبت می شود. با این حال ایران بازیگر مهمی در تامین اوره است.

    در تولید آمونیاک، فرصت هایی را از دست داده ایم و فرصت های محدودی داریم که ممکن است از دست برود

    مدیری با بیان اینکه در کودهای نیتروژنی، متانول، صنایع پلاستیک در چشم انداز 2030 و 2050، تغییرات تقاضای متانول چندان جدی نیست اما در پتروشیمی ذیل نفت، رشد جدی است و به دلیل اینکه بازیگر مهمی در این صنعت هستیم، باید بتوانیم در این رشدها سهم داشته باشیم، اضافه کرد: انتظار می رود تا سال 2050، بیش از 30 درصد آمونیاک دنیا در هند، آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه تولید شود. حضور هند در این پیش بینی ها جالب است و به ما این علامت را می دهد که ما فرصت هایی را از دست داده ایم و فرصت های محدودی داریم که ممکن است از دست بدهیم.

    به دلیل افزایش رقابت، گشاده دستی در یافتن مشتری را از دست خواهیم داد

    مدیرعامل صنایع پتروشیمی زنجان، برخلاف تصور در بازار سرمایه، در رشد مصرف محصولات پتروشیمی، جایگزین جدی وجود ندارد و افزایش جمعیت و بهبود رفاه در دنیا که در رشد اقتصادی دیده می شود این چشم انداز را ایجاد می کند که در افق 2050، تقاضای محصولات پتروشیمی در دنیا رشد پیدا کند، گفت: در صنایع پتروشیمی، سطح رقابت به دلیل اینکه تولید اقتصادی می شود، افزایش پیدا خواهد کرد و این رقابت را برای ما دشوار می کند و گشاده دستی برای پیدا کردن مشتری را از دست خواهیم داد. بر اساس این گزارش، آمریکا 40 درصد ظرفیت جهانی تولید محصولات بر پایه اتان را به دست خواهد آورد. آمریکا در اتان که ما و عربستان سالها است در آن مطرح هستیم، سهم جدی می گیرد.

    به گفته مدیری؛ با اینکه یک دهه سخت بر اقتصاد ایران گذشته، اما بخش پتروشیمی توانسته سهم خود را حفظ و رشد کند. موضوع پتروشیمی به دلیل اینکه توانسته ارز را برای کشور تامین کند، بیشتر نمود یافته و خود را در معرض دید سیاستگذار برده است. اکنون باید بررسی کرد که چقدر ما موفق بوده ایم خود را در بازار جهانی جا بیندازیم، با اینکه آمار دقیقی در این باره وجود ندارد. بسیاری از محصولاتی که می فروشیم، عملا دوبار صادر می شود. یک بار به چین یا کشورهای نزدیک مانند ترکیه و بعد از آن دوباره صادر می شود و با تغییر اسم ، صادرات آن انجام می شود. این وضعیت، اهمیت صنعت پتروشیمی را برای اقتصاد ایران نشان می دهد. در همین مدت، سهم صادرات شیمیایی عربستان، 1.5 درصد و 8 برابر ایران بوده است.

    با کاهش رفقایمان، ریسک صادرات افزایش می یابد / اصلی ترین چالشی که صنعت پتروشیمی را تهدید می کند، ذخایر انرژی است

    به گزارش اقتصادران،  وی با بیان اینکه عمدتا کشورها به سمتی می روند که در محصولات شیمیایی از رفقایشان خرید می کنند و این برای ما تهدیدی است، چرا که هر چه دامنه رفقایمان کاهش پیدا می کند، با افزایش در ریسک صادرات مواجه می شویم، تحریم را یکی از دلایل بنیادین چالشهای پیش روی صنعت پتروشیمی در ایران دانست و گفت: علاوه بر آن، اصلی ترین چالشی که صنعت پتروشیمی را در ایران تهدید می کند، مساله ذخایر و منابع انرژی است. در واقع، مهم ترین تهدید ما، ناترزای انرژی است.

    اولین دارنده منابع هیدروکربنی دنیا هستیم 

    مدیرعامل صنایع پتروشیمی زنجان، با یادآوری اینکه بزرگترین دارنده منابع گاز طبیعی در دنیا هستیم و برخی از مطالعات آن را اولین دانسته و عنوان کرده اند به دلیل محدودیت در تکنولوژی، امکان کشف نداشته ایم، تصریح کرد: ایران چهارمین دارنده ذخایر نفت و در مجموع اولین دارنده منابع هیدروکربنی دنیا است، ادامه داد: در تولید گاز در ایران، در دهه 70، رشد قابل توجه و بسیار مهمی در تاریخ توسعه صنعتی داشتیم و تولید گازمان را با توسعه و برداشت ها از میدان های متعدد از فازهای متعدد در پارس جنوبی رشد دادیم. مخزن پارس جنوبی، مخزن نفتی بسیار مهم است. به این دلیل که برش های سبک نفتی فوق العاده ای دارد و مثل چاه های نفتی ما که عمدتا مایع از آن بیرون می آید نیست. عمده ترکیب همراه با گاز طبیعی است و این منبع ثروتی متفاوت از سایر منابع است. این مخزن مشترک ما با قطر، بسیار حائز اهمیت است.

    میزان برداشت ما از پارس جنوبی، رو به افول است / مانند مویرگ، همه جا را لوله کشی گاز کردیم!

    مدیری گفت: انتهای نمودار برداشت و حفظ برداشت ما از مخزن پارس جنوبی، رو به افول است. همزمان که می توانستیم تولید کنیم، تقاضایمان را درکشور بالا بردیم. بعد از انقلاب، با هزینه بسیار سنگینی، تقریبا به هر جای کشور، مانند مویرگ، لوله کشی گاز را برده ایم! تقریبا کسی در دنیا، این رفتار را نکرده است. معادل کل لوله کشی های گاز در دنیا، ما در ایران لوله کشی کرده ایم! در حالی که معمولا وقتی می خواهند برای مصرف خانوار انرژی ببرند، از طریق برق این کار را می کنند . ما در ایران هر دو را انجام دادیم. هم گاز را بردیم و هم برق را نزدیک کردیم. اکنون نیز عقب نشستن از رفاهی که گاز به ما می دهد، بسیار دشوار است؛ چرا که گاز منبع هیدروکربنی کم خطر و کم آلاینده است و کیفیتی که در مصرف خانگی می دهد، از سایر منابع بیشتر است.

    تولیدمان در حال افت است، مصرف مان نیز به دلیل قطعی ها در حال افت است / سال قبل، برای 51 روز، گاز بسیاری از صنایع را قطع کردیم

    وی ادامه داد: جدای از اینکه تولیدمان در حال افتادن است، مصرفمان نیز به این دلیل که ناچار شدیم قطعی بدهیم، در حال افتادن است. سال قبل، برای 51 روز، گاز بسیاری از صنایع را قطع کردیم و به این دلیل، مصرف کاهش یافته است.

    مدیرعامل صنایع پتروشیمی زنجان با اشاره به تعهدات صادراتی گاز از سوی ایران به دیگر کشورها، گفت: از 2012 تا 2021، بخش عمده ای از صادراتمان به روش سوآپ بوده است. گاز را می گرفتیم و به مقاصد صادراتی مان صادر می کردیم. عمده مقصد صادراتی ما ترکیه بوده که قیمت جذابی هم داشته است، هر چند که قیمت صادرات گاز بعد از جنگ اوکراین متفاوت شد. از 2019 که اختلافات با کشورهایی که از آنها گاز می گرفتیم اوج گرفت، واردات ما کاهش پیدا کرد اما تعهد صادراتی ما انجام می شد. در عین حال، به دلیل نیاز به ارزآوری، ناچار شدیم صادراتمان را توسعه دهیم و سهم عراق را هم توسعه دادیم. واردات ما به سمت ناچیز شدن رفت و حتی با آمدن دولت سیزدهم هم با اینکه قرارداد سواپ برگشت، حجم گازی که وارد می کنیم، آنچنان زیاد نیست. این تعهد نشان می دهد در زمان سرما هم از سهم صادراتمان کاهش ندادیم، اما مصرف داخلی را کاهش دادیم که خود را در قطعی ها نشان داد.

    نزدیک به یک دهه آینده، به وارد کننده خالص انرژی تبدیل خواهیم شد / نمودارها به شدت ترسناک و آخرالزمانی است

    مدیری، نمودارهای نشان دهنده میزان مصرف و تولید گاز در سالهای آینده را به شدت ترسناک و آخرالزمانی توصیف کرد و افزود: اگر نرخ رشد مصرف گاز، به همین منوال ادامه پیدا کند و تغییری در سیاستگذاری نداشته باشیم، نزدیک به یک دهه آینده، فارغ از اینکه اکنون وضعیت ما در برداشت و سرمایه گذاری چگونه است، به وارد کننده خالص انرژی تبدیل خواهیم شد. کشوری که بیشترین منابع هیدروکربنی را دارد، در افق 10 تا 12 ساله به یک واردکننده جدی انرژی تبدیل خواهد شد و این مهم ترین چالش و تهدید برای صنعت پتروشیمی است.

    صنعت پتروشیمی در دولت روحانی، برای وزارت نفت جذاب نبود

    وی با بیان اینکه شرکت ملی صنایع پتروشیمی از اواسط دهه 70 رشد و تعهد بسیار جدی به توسعه صنعت پتروشیمی داشت، اما بعد از آن این رشد با خصولتی سازی متوقف شد در دهه 90 و در دوره یازدهم و دوازدهم، صنعت پتروشیمی اصلا برای وزارت نفت جذاب نبود، گفت: تصورشان این بود که این صنعت را نباید توسعه داد و به طور خاص تبلیغات در صنعت پتروشیمی ذیل گاز، علیه پتروشیمی بود و به دنبال محدودیت و قطع تولید متانول و اوره بود. اواخر دولت دوازهم و ابتدای دولت سیزدهم، توجه به این صنعت مجددا افزایش یافت و طرح هایی که سالها متوقف شده بودند تامین مالی شدند.

    وی ضمن اشاره به اهمیت روابط با هند برای تامین مواد پایه ای این کشور، گفت: متاسفانه در آمارها دیدیم که هندوستان تولید 5میلیون تن آمونیاک را در برنامه داشته و جلو هم رفته است. آنچه که قرار بوده در ایران تولید به هندوستان صادر شود، اکنون دیگر هند مستقلا می سازد و جلو هم رفته است.

    مصرف انرژی صنایع پتروشیمی به شدت بالا و ارزش صادراتی آن پایین است / یک سوم تولید ناخالص داخلی ما از پتروشیمی می آید / برخلاف تبلیغات، پتروشیمی چندان اشتغال زایی نمی کند / بخش مهمی از اقتصاد ایران، در سطح تولید محصولات غیرپیچیده است

    به گزارش جماران، در ادامه، مدیری با بیان اینکه مصرف انرژی صنایع پتروشیمی به شدت بالا و ارزش صادراتی آن پایین است، ادامه داد: با این حال، یک سوم تولید ناخالص داخلی ما هم از پتروشیمی می آید و در واقع روی صنایع انرژی بر تمرکز گرفته است. بخش مهمی از اقتصاد ایران، در سطحی است که سطح پیچیدگی بالایی ندارد. با اینکه این صنعت خیلی مهم است، اما برخلاف تبلیغات، چندان اشتغال زایی نمی کند ، به شدت انرژی بر است و محصولی هم که می دهد، محصول گرانی هم نیست.

    با وجود همه این ویژگی ها، جهت گیری جهانی به سمت پتروشیمی است

    مدیرعامل صنایع پتروشیمی زنجان، اظهارداشت: با اینکه این صنعت به ظاهر نقطه ضعف دارد و همین ویژگی ها است که ما را در فضای بازار سرمایه به صنعت پتروشیمی بدبین می کند، اما با وجود همه این ویژگی ها، جهت گیری جهانی به سمت پتروشیمی است.

    23 درصد تولید محصولات پتروشیمی، صرف داخل می شود / در بازار جهانی چندان نتوانسته ایم ادعایی کنیم / از عربستان و چین عقب هستیم

    وی با بیان اینکه 23 درصد تولید محصولات پتروشیمی، صرف داخل می شود و در بازار جهانی هم چندان نتوانسته ای ادعایی کنیم، یادآورشد: تولید این محصولات، خصوصا پلمیرها و آمونیاک نیز پیچیدگی کمی دارند. البته کلیت اقتصاد ایران، نشان می دهد که ما نتوانسته ایم به لحاظ رشد پیچیدگی، در تولید محصولات توسعه ای داشته باشیم و برای نمونه از عربستان و چین عقب هستیم و چشم اندازی که داریم نیز همچنان ادامه این وضعیت است. انتظار اینکه پیچیدگی محصولات ما در دنیا بیشتر شود، وجود ندارد.

    سطح دانش فنی ما در همان حد سال هایی که روابط بین الملل خوب داشتیم، مانده است / شاخص پیچیدگی تولیدات عربستان، با فاصله از ما بیشتر است

    مدیری خاطرنشان کرد: یکی از موانع جدی در توسعه پتروشیمی ما، این است که به دلیل اینکه سالها است که ما به دانش فنی دسترسی نداریم و تقریبا سطح دانش فنی ما در همان حدود سالهایی که روابط بین الملل خوب داشتیم، مانده است. عربستان به دلیل اینکه دسترسی خوبی دارد، با فاصله، شاخص پیچیدگی محصولاتش از ما بیشتر است. به همین دلیل، مکررا در گزاره هایی که از مدیران ارشد کشور می شنویم، بحث «تکمیل زنجیره» مطرح می شود، اما این مساله، نیازمند دانش فنی است. ما کالای 300 و 400 دلاری صادر می کنیم، کالای 2هزاردلاری، 1800 دلاری و 3500 دلاری وارد می کنیم. همان کود را می دهیم، کود با تکنیک بالاتر و برای رده های خاص کشاورزی وارد می کنیم!

    فساد، بخشی از چالش پیش روی توسعه صنعت پتروشیمی است

    وی با بیان اینکه علاوه بر تحریم ها، مساله فساد را نیز باید بخشی از چالشهای پیش روی توسعه صنعت پتروشیمی کشور دانست و باید گفت فساد نیز بخشی از ساختار محیط کسب و کار ایران شده است، گفت: باید درخصوص ناترازی انرژی فکری کنیم. مرکز پژوهشهای مجلس، ارقام مصرف در بخش های تجاری، خانگی و صنعتی را منتشر کرد. هر چند میزان تولیدات محرمانه است، اما می توان گفت ما در افق 1405 تا1410، نزدیک به 30درصد، کسری گاز داریم. کل گاز طبیعی که به صنعت می دهیم، حدود 33درصد است. از آنجا که در رفتار اقتصاد سیاسی مان، هر وقت کسری داریم، گاز صنعت را قطع می کنیم، در ماه هایی از سال باید گاز تمام صنایع را قطع کنیم. مساله ای که اکنون برای فولادی ها، سیمانی ها و پتروشیمی ها داریم، به تمام صنایع توسعه پیدا می کند. آن زمان دیگر کارخانه دستمال کاغذی هم در زمان کسری گاز باید تعطیل کند.

    وقتی دانش فنی نداریم، نمی توانیم ناترازی را حل کنیم

    مدیرعامل صنایع پتروشیمی زنجان، تصریح کرد: این وضعیت به کسری برق هم تسری پیدا می کند. اگر امروز در تابستان به دلیل کم آمدن تولیدمان، باید برق را قطع کنیم، در آینده، در زمستان هم باید برق قطع شود. برای حل آن، نیازمند سرمایه گذاری در بالادست هستیم. در این شرایط، همچنان درگیر دانش فنی خواهیم بود. وقتی دانش فنی نداریم، نمی توانیم ناترازی را حل کنیم.

    مدیری ضمن آسیب شناسی علل عدم رشد در صنعت پتروشیمی، توضیح داد: حقوق مالکیت در این صنعت، به دلیل سودآوری زیادی که دارد، رعایت نمی شود و سود آن، برای مصارف دیگر صنایع که زیان ده هستند، مانند صنعت سیمان، اختصاص داده می شود، در این شرایط دیگر ظرفیتی باقی نمی ماند که صرف توسعه صنعت شود. مثلا متانی که در منازل سوخته می شود، قیمتش 100تومان است، وقتی به متانول یا آمونیاک تبدیل می شود، قیمتش 5هزارتومان و وقتی به سیمان تبدیل می شود، قیمتش 2هزارتومان می شود. ما از مکانیسم قیمت گذاری استفاده می کنیم و عملا مانع انگیزه دهی برای توسعه صنعت پتروشیمی می شویم.

    متهم کردن پروشیمی به آب بر بودن، ساده انگاری بازاری است / با تداوم ارسال رایگان گاز به منازل، صنعت تعطیل می شود

    وی متهم کردن پتروشیمی به آب بر بودن را ساده انگاری بازاری دانست و با انتقاد نسبت به اینکه چنین دیدگاه هایی در رویکردهای سیاستگذاران نیز تاثیر داشته است، گفت: از آنجا که امیدوار نیستم مساله ناترازی ها از مسیر اقتصادی و چارچوب دار حل شود، شاید بد نباشد از آنجا که سیاستگذار همچنان می پسندد متان را رایگان به مردم بدهیم، طبقات کم برخوردار برنده این بازی خواهند بود و در این سناریو، صنعت پتروشیمی تعطیل می شود.

    پیشنهاد واردات انرژی یا استفاده از ذغال سنگ

    مدیری افزود: اما می توان این راه را به سیاستگذار یاد داد که از طریق واردات انرژی، می توان صنعت پتروشیمی را زنده نگه داشت؛ یا اینکه همچنان که تاکنون در مسیر توسعه یک جاهایی عقب رفته ایم، این بار هم برویم و در موضوع استفاده از ذغال سنگ، مانند چین فکر کنیم. هر چند که باید افراد صاحب صلاحیت هم در این باره اظهارنظر کنند، اما باید گفت ما که در میان 10 کشور اول در ایجاد گرمایش در زمین هستیم، اتفاقی نمی افتد که کشور هشتم شویم؛ اما اقلا می توانیم ارتزاق کنیم. این پیشنهاد چالش برانگیز و مناقشه برانگیز است. اما در شرایط تعطیلی صنعت، می توان به این پیشنهادها فکر کرد.