برچسب: نرخ بیکاری

  • بیکاران کدام استان بیشتر هستند؟

    بیکاران کدام استان بیشتر هستند؟

    به گزارش اقتصادران، در حالی آخرین گزارش های مرکز آمار ایران از بیکاری در استان ها بیانگر این است که ۱۰ استان بیکاری زیر۷درصد دارند، وزیر کار هم چند روز گذشته اعلام کرد، نرخ بیکاری در ۲۵ استان تک رقمی شده است. تعداد قابل توجهی از استان‌ها نرخ بیکاریشان در کانال ۶درصد قرار گرفته است و معدل نرخ بیکاری کشور در پایان سال ۱۴۰۲ با کاهش ۱.۱ دهم درصدی مواجه شده و به ۸.۱ درصد رسید.

    مطابق آخرین گزارش‌های مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۲, به‌میزان ۴۱.۳ درصد جمعیت ۱۵ساله و بیش‌تر از نظر اقتصادی فعال بوده‌اند، یعنی در گروه شاغلان یا بیکاران قرار گرفته‌اند. بررسی تغییرات نرخ مشارکت اقتصادی حاکی از آن است که این نرخ نسبت به سال قبل (۱۴۰۱)، ۰.۴ درصد افزایش یافته است.

    بررسی نرخ بیکاری افراد ۱۵ساله و بیش‌تر نشان می‌دهد که ۸.۱ درصد از جمعیت فعال (شاغل و بیکار)، بیکار بوده‌اند. بررسی روند تغییرات نرخ بیکاری حاکی از آن است که این شاخص، نسبت به سال قبل (۱۴۰۱)، ۰.۹ درصد کاهش یافته است.

    به‌ترتیب بیشترین نرخ بیکاری به استان‌های سیستان و بلوچستان ۱۲.۴درصد، کرمانشاه ۱۲.۳درصد و لرستان ۱۱.۹ درصد تعلق دارد، همچنین کمترین نرخ بیکاری به‌ترتیب در خراسان جنوبی ۵.۷ درصد، خراسان رضوی،‌ مازندران و سمنان ۶.۳درصد، قزوین ۶.۴درصد و تهران و آذربایجان غربی ۶.۷ درصد است. آمارهای نرخ بیکاری در استان‌ها بیانگر این است که ۱۰ استان بیکاری زیر ۷درصد دارند.

    سید صولت مرتضوی, وزیر کار در این باره گفته، در وزارت تعاون کار و امور اجتماعی اقدامات مؤثری در طول دوران دولت سیزدهم صورت گرفت که از جمله بالغ بر دو میلیون و ۷۰۰هزار نفر اشتغال خالص در کشور ایجاد شده و نرخ بیکاری در ۲۵استان تک رقمی شده است.

    وی افزود: علاوه بر آن باید بگویم نرخ بیکاری فارغ التحصیلان هم کاهش یافته است.

    البته عده ای از کارشناسان هم معتقد هستند که بخشی از این کاهش بیکاری حاصل افزایش مشاغل غیر رسمی است. زهرا کریمی، اقتصاددان در این باره می گوید، عدد نرخ بیکاری شاخص کافی و کاملی برای تعیین وضعیت بازار کار نیست.

    وی معتقد است که برخی استان‌ها مهاجرفرست هستند و باید این نکته مورد توجه باشد که وقتی به فرض نرخ بیکاری یک استان پایین است، اصلا نیروی کار آن هنوز در استان هستند یا بخشی از آن مهاجرت کرده‌اند؟ نیروی کار تحرک دارد و جابه‌جا می‌شود ضمن اینکه حتی با در نظر نگرفتن این موضوع هم باز نرخ بیکاری به تنهایی برای بررسی بازار کار کافی نیست و تصویر درستی از وضعیت نمی‌دهد. در برخی استان‌ها که شمار جمعیت آنها رو به افزایش است، مشاغل غیرقانونی و غیررسمی در حال افزایش است.

  • سهم زنان از کیک اشتغال در ایران

    سهم زنان از کیک اشتغال در ایران

    به گزارش اکوایران، برای ارزیابی وضعیت بازار کار در اقتصاد شاخص‌های مختلفی وجود دارد که به چند مورد از آن‌ها مثل «نرخ مشارکت»، «نسبت اشتغال» و «نرخ بیکاری» بیشتر توجه می‌شود. این در حالی است که علاوه بر تغییرات کلی این شاخص‌ها، جزئیات آن نیز مهم است. برای مثال، تنها افزایش جمعیت شاغل کافی نیست و پراکندگی جنسیتی آن هم اهمیت دارد. داده‌های مرکز آمار از وضعیت بازار کار در سال گذشته نشان می‌دهد که نسبت اشتغال از 37.2 درصد در سال 1401 به 37.9 درصد در سال گذشته افزایش یافته است. این نسبت برای زنان و مردان نیز افزایش یافته اما محاسبات صورت گرفته حاکی از آن است که سهم زنان از جمعیت شاغل در بازار کار به مراتب در سطح پایین‌تری نسبت به مردان قرار دارد.

    افزایش نسبت اشتغال، هم برای زنان و هم برای مردان

    طبق گزارش مرکز آمار، نسبت اشتغال افراد 15 ساله و بالاتر در سال گذشته برابر با 37.9 درصد بوده است. این نسبت نشان می‌دهد که از هر 100 نفری که در بازار کار فعال هستند، چند نفر شغل دارند. طبق تعاریف مرکز آمار، جمعیت فعال به کسی گفته می‌شود که یا به صورت شاغل و یا به صورت بیکار در بازار کار حضور داشته باشد. همچنین، علت استفاده از حداقل سن 15 سال این است که طبق تعاریف مرکز آمار، حداقل سن اشتغال 15 سال در نظر گرفته شده است. این نسبت در سال 1401 برابر با 37.2 درصد بوده است. بنابراین نسبت اشتغال در طول یک سال افزایش یافته است و در حال حاضر از 100 نفری که در بازار کار فعالیت دارند، نزدیک به 38 نفر شاغل هستند.

    این نسبت برای زنان و مردان نیز با افزایش روبرو بوده است. نسبت اشتغال مردان از 63 درصد به63.9 درصد رسیده است. همچنین، این نسبت برای زنان نیز 0.7 واحد درصد افزایش داشته و به 12.1 درصد رسیده است. بنابراین، در نگاه اول به نظر می‌رسد که وضعیت اشتغال در کشور بهبود یافته است.

    سهم 84 درصدی مردان از بازار اشتغال ایران

    در سال گذشته جمعیت شاغل در کل کشور برابر با 24 میلیون و 490 هزار و 182 نفر بوده است. از این تعداد، حدود 4 میلیون و 596 هزار نفر زن و تقریبا 22 میلیون و 41 هزار نفر مرد بوده‌‌اند.

    بنابراین، سهم مردان از جمعیت شاغل 84 درصد و سهم زنان تنها 16 درصد بوده است. یکی از شاخص‌های جانبی که به آن بیش‌تر در مباحث توسعه پایدار توجه می‌شود، برابری در دسترسی به فرصت‌های شغلی برای زنان و مردان است. با این که نسبت اشتغال هم برای زنان و هم برای مردان بهبود یافته اما همچنان زنان در اقلیت جمعیت شاغل باقی مانده‌اند و کمتر از یک چهارم آن را تشکیل داده‌اند.

  • پرونده بیکاری 1402 چگونه بسته شد؟

    پرونده بیکاری 1402 چگونه بسته شد؟

    به گزارش اقتصادران، طبق اعلام مرکز آمار نرخ بیکاری در سال 1402 نسبت به سال 1401 کاهش یافته و به کمتر از 8.5 درصد رسیده است. نسبت اشتغال نیز با افزایشی جزئی نسبت به 1401، به سطح 38 درصد نزدیک شده است. همچنین، نرخ مشارکت افزایش یافته و از 41 درصد عبور کرده است.

    نرخ بیکاری 8.1 درصدی در کارنامه اشتغال سال 1402

    داده‌های مرکز آمار حاکی از آن است که نرخ بیکاری در سال گذشته به 8.1 درصد رسیده است. این نرخ در سال 1401 برابر با 9 درصد بوده بنابراین این نرخ با کاهش 0.9 واحد درصدی مواجه شده است. این نرخ نشان می‌دهد که چند درصد از افراد فعال در بازار کار، بیکار بوده‌اند. البته باید توجه داشت که در این محاسبه، بیکار به شخصی اطلاق می‌شود که کار ندارد اما یا مایل به کار کردن است و یا دنبال شغل می‌گردد.

    بررسی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد که نسبت اشتغال نیز در سال گذشته با افزایش نسبت به سال 1401 روبرو بوده و از 37.2 درصد به 37.9 درصد رسیده است. این نسبت بیانگر آن است که چند درصد از جمعیت در سن اشتغال (15 سال و بالاتر) شغل دارند و مشغول به کار هستند.

    نرخ مشارکت نیز از 40.9 درصد به 41.3 درصد افزایش یافت که نشان‌دهنده حضور فعال‌تر افراد در سن کار در بازار کار است. به بیان دیگر، نرخ مشارکت نشان می‌دهد که چند درصد از افراد در سن کار، به صورت بیکار یا شاغل در بازار کار حضور دارند.

  • اوضاع گل و بلبل کارگران از نظر وزیر کار!

    اوضاع گل و بلبل کارگران از نظر وزیر کار!

    به گزارش اقتصادران، اوضاع کارگران روبه‌راه است! این ادعای تازه‌ی وزیر کار در مورد اوضاع کارگران است. او در تازه‌ترین مصاحبه‌اش گفته: «جامعه کارگری ما پایدار شده و تعدیل نیروی کار کاهش پیدا کرده؛ شاهدِ آن هم کاهشِ مستمری‌بگیرانِ بیمه بیکاری است. همچنین نرخ اشتغال در کشور افزایش و بیکاری کاهش پیدا کرده است. قرارگاه مسکن را هم در ستاد وزارت‌خانه راه‌اندازی کردیم و مقرر شد بانک رفاه کارگران به عنوان متولی، ان‌شاالله منابع مورد نیاز مسکن کارگری را تأمین کند.» صولت مرتضوی دقیقا روی مهم‌ترین مسائلِ کارگری دست گذاشته و آن‌ها را حل شده پنداشته: افزایش امنیت شغلی و کاهش تعدیل نیروی کار، کاهش بیکاری و افزایش اشتغال و در نهایت تأمین منابع لازم برای مسکن کارگری.

    او در پاسخ به سوال خبرنگاری که از او خواسته تا خبرِ خوشی به کارگران بدهد، چنان از پایداری و کاهش تعدیلِ نیروی کار صحبت کرده که انگار مناسباتِ روابط کار به طورِ کل تغییر کرده و امنیتِ شغلی بالا رفته است. مرتضوی چنان از خبرِ خوشِ کاهش بیکاری و افزایش اشتغال گفته که گویی معیشت و اقتصادِ کارگران در مسیرِ رو به رشدِ خود قرار گرفته است. وزیر کار همچنین از راه‌اندازیِ قرارگاهِ مسکن کارگری و توان بانک رفاه برای تأمین منابعِ مسکن کارگران صحبت کرده، در حالیکه هنوز وعده‌ی «ساخت یک میلیون مسکن در سال» در حدِ یک شعار باقی مانده است.

    یک فرضیه‌ی نادرست: کاهش مقرری‌بگیران بیمه بیکاری یعنی کاهش تعدیلِ نیروی کار

    به سراغِ اولین ادعای وزیر کار برویم: پایداریِ وضعیتِ کارگران و کاهشِ تعدیل نیروی کار با استناد به کاهشِ مستمری‌بگیرانِ بیمه بیکاری. در ابتدا باید بگوییم که در این گزاره، کارگرانِ غیر رسمی، یعنی کارگرانی که از مناسباتِ قانون کار و بیمه اجتماعی محرومند، کنار گذاشته شده‌اند. این در حالیست که بخش قابلِ توجهی از کارگران در ایران کارگرانِ غیر رسمی هستند.

    آمار دقیقی در مورد این کارگران در دست نیست، اما با استناد به گفته‌ی مسئولان در چند سال اخیر، تعداد کارگرانِ بخش غیر رسمی در برخی سال‌ها حتی از کارگرانِ بخش رسمی هم پیشی گرفته است. به طور مثال مرکز برنامه‌ریزی و اطلاعات راهبردی وزارت کار در گزارشی با استناد به گزارش مرکز آمار، سهم جمعیتِ شاغل کشور در مشاغل غیر رسمی را ۵۹.۲درصد و در سال ۹۸ این سهم را ۵۸ درصد دانسته است. همچنین مدیرکل نظارت و هماهنگی طرح‌های کارآفرینی و اشتغال وزارت کار به تازگی اعلام کرده که حدوداً نیمی از جمعیت شاغلین کشور در مشاغل غیر رسمی فعالیت می‌کنند. با این اوصاف، وقتی وزیرِ کار از پایدار شدن و ثباتِ وضعیتِ کارگران صحبت می‌کند، حدود نیمی از کارگران را در نظر نمی‌گیرد. این کارگران به دلیلِ ماهیتِ شغل‌شان به راحتی جابه‌جا می‌شوند و شغل از دست می‌دهند، بدونِ آنکه امکانی برای دریافتِ بیمه بیکاری داشته باشند و بدون آنکه وضعیتِ شغلی‌شان در جایی ثبت شود.

    اما سوال دیگر این است که آیا می‌توان کاهشِ ۱۷درصدیِ مقرری‌بگیران بیمه بیکاری در سال ۱۴۰۲ را به معنای پایدار شدنِ وضعیت کارگران دانست؟ اگر فرض را بر این بگیریم که این آمار دقیق است، باز هم نمی‌توان چنین ادعای سنگینی مطرح کرد. پایدار شدنِ وضعیتِ کارگران، آنچنان که بتوان از آن به عنوانِ خبرِ خوش یاد کرد، در گروی تأمینِ امنیتِ شغلیِ کارگران است و تا زمانی که قراردادهای موقتِ کار روابط بین کارگر و کارفرما را تعیین می‌کند، کارگران از هیچ پایداریِ شغلی‌ای برخوردار نیستند. ضمن اینکه نباید فراموش کنیم که شرایط برخورداری از بیمه بیکاری چندان آسان نیست که هر کارگرِ اخراج شده‌ای بتواند از آن مقرری بهره‌مند شود.

    فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر حقوق کار، در رابطه با این ادعا می‌گوید: آنچه وزیر کار گفته اساسا نمی‌تواند فرضیه‌ی درستی باشد و رابطه‌ی علی نمی‌توان بین کاهش تعدیل نیروی کار و کاهشِ مستمری‌بگیرانِ بیمه بیکاری برقرار کرد. مثال نقضِ این جمله به قدری زیاد است که به اصطلاح حقوقی می‌گویند «تخصیصِ اکثر، قبیح است» یعنی وقتی استثنائات زیاد می‌شود، قاعده زیر سوال می‌رود. در این جمله هم، استثنائات به قدری زیاد است که نمی‌تواند قاعده‌ساز باشد.

    اسماعیلی ادامه می‌دهد: ببینید دریافتِ مقرریِ بیمه بیکاری شرایطی دارد و لزوما همه‌ی کارگرانِ اخراج شده واجد شرایطِ بهره‌مندی از این مقرری نیستند، پس در آمار به حساب نمی‌آیند. اتفاقا رقم این سیاهه بالاست؛ یعنی تفاوت معناداری بینِ آمارِ دریافت کنندگانِ بیمه بیکاری و آمار کارگران اخراج شده وجود دارد.

    این پژوهشگر حقوق کار توضیح می‌دهد: دریافت بیمه بیکاری یا از طریقِ سامانه و بارگذاریِ قرارداد و یا از طریق گرفتنِ رأی انجام می‌شود. در موردِ مسیر اول باید بگوییم که خیلی از کارگران نسخه‌ای از قرارداد ندارند و به دلیلِ نقض در پرونده از شمول بیمه‌بیکاری خارج می‌شوند. در موردِ مسیر دوم نیز خیلی از کارگران به دلایلِ مختلف موفق به دریافتِ رأی برای گرفتنِ بیمه بیکاری نمی‌شوند؛ از جمله این دلایل می‌توان به نداشتن مدارک و مستندات، رسیدگی‌های غلط وعدم رعایتِ شرایط شکلیِ آیین دادرسی اشاره کرد؛ به طور مثال ممکن است کارگر بعد از گذشتِ یک ماه از اخراجش برای گرفتنِ بیمه بیکاری مراجعه کند، که در این صورت مهلتِ او برای بهره‌مندی از بیمه بیکاری به پایان رسیده است.

    وی ادامه می‌دهد: همچنین برخی از کارگران به دلیلِ موقت بودنِ قراردادها، شرط شش ماه سابقه کار را ندارند و قبل از شش ماه اخراج می‌شوند. بیمه‌ی برخی دیگر نیز ناقص رد می‌شود و اگر بیمه‌ی کارگری در ماه‌هایِ آخر رد نشود، به دلیلِ آنکه شرطِ شش ماهِ بیمه‌پردازی تا روزِ منتهی به اخراج رعایت نشده، نمی‌تواند از این مقرری بهره‌مند شود. گروهی از کارگران نیز چون نمی‌توانند اخراجِ خود را اثبات کنند از بیمه‌بیکاری محروم می‌مانند. خیلی‌ها هم بعد از اخراج به دنبالِ رأی بازگشت به کار می‌روند و اگر نتوانند رأی بازگشت بگیرند، فرصتِ دریافت بیمه بیکاری را هم از دست می‌دهند.

    اسماعیلی می‌گوید: مواردی از این دست بسیار است؛ بنابراین دلایلِ مختلفی وجود دارد که بگوییم کارگرانِ اخراج شده موفق به دریافت بیمه بیکاری نمی‌شوند. تعداد این افراد همانطور که گفتم زیاد است و متأسفانه آماری از آن‌ها در دسترس نیست. پس این فرضیه که چون دریافتِ مقرری کاهش پیدا کرده، پس امنیت شغلی بالا رفته است، اساسا نمی‌تواند درست باشد.

    نقدی بر آمار؛ افزایش نرخ اشتغال و کاهش نرخ بیکاری

    دومین ادعای وزیر کار به همان آماری برمی‌گردد که وزارت کاری‌های بارها و بارها تکرارش کرده‌اند: افزایش اشتغال یا همان تحقق شعار ایجاد یک میلیون شغل در سال. خبر خوشِ وزیر کار برای کارگران این است که بیکاری کاهش پیدا کرده و اشتغال افزایش؛ این خبرِ خوش البته به باورِ کارشناسان اقتصادی چندان هم قابل استناد نیست. منتقدان از یک طرف، به اصل این آمار به دیده‌ی شک می‌نگرند و از طرفی دیگر، مشاغلِ ایجاد شده را چندان محل اعتنا نمی‌دانند؛ چراکه معتقدند این مشاغل از آنجا که بیشتر مشاغل خرد و خانگی هستند، نه آورده‌ی چندانی برای افراد دارند و نه در اقتصاد کلان، به کارِ توسعه و پیشرفتِ کشور می‌آیند.

    احسان سلطانی، کارشناس مسائل اقتصادی،در رابطه با ادعای وزیر کار می‌گوید: به آمار بیکاری تا جایی که من می‌دانم، نمی‌توان استناد کرد؛ همانطور که نمی‌توان به آمار تورم استناد کرد. درواقع آنچه در مورد آمار بیکاری داریم، منعکس‌کننده واقعیتِ بازار کار نیست. در این آمارها بخش مهمی از نیروی کار را، تحت این عنوان که آن‌ها اصلا به دنبالِ کار نیستند، از محاسبات خارج کرده‌اند. در صورتیکه نمی‌توان افراد را صرف اینکه در دوره‌ای معین به دنبالِ کار نبوده‌اند، از آمار نرخ بیکاری حذف کرد. ممکن است فرد برای مدتی از پیدا کردنِ کار شایسته ناامید شده باشد، اما به هر حال بیکار است.

    سلطانی همچنین تعریفی که بر اساس آن نرخ اشتغال تعیین می‌شود را نقد می‌کند و می‌گوید: آمار دقیقی از وضعیتِ اشتغال به ما نمی‌دهند. در تعاریف، کسی که یک ساعت در هفته کار می‌کند، شاغل به حساب می‌آید، در حالیکه در واقعیت نمی‌توان این فرد را شاغل به حساب آورد. ببینید شغل شایسته در جهان تعریف مشخصی دارد؛ شغلی که بتوان با دستمزدِ آن زندگیِ درخوری ایجاد و حداقل نیازهای اساسی را تأمین کرد را شغل شایسته می‌گویند. در اینجا اما با همان حداقل حقوق وزارت کار، حتی اگر زن و مرد با هم کار کنند، باز نمی‌توان حداقل نیازها را تأمین کرد.

    این کارشناس مسائل اقتصادی همچنین به افزایشِ مشاغل کاذب، دلالی و خدماتی اشاره می‌کند و می‌گوید: از یک طرف نیروی کار – چه ماهر و چه ساده – به دنبالِ مهاجرت است و از طرفی دیگر به دنبال مشاغل کاذب و دلالی. ضمن اینکه باید به این موضوع توجه کنیم که اگر چه مشاغلی مثل مشاغل خانگی و کارهای خدماتی و… شغل به حساب می‌آیند، اما در تولید ناخالص برای کشور نقشی ندارند.

    سلطانی می‌گوید: شغلی برای اقتصاد و رشد اقتصادی مهم است که بتواند به تولید کمک کند، تا آن تولیدات صادر شوند و ارزی که از طریقِ آن وارد کشور می‌شود، به رشد و تولید و ایجاد اشتغال کمک کند. اما در حال حاضر چنین اتفاقی نمی‌افتد. بسیاری از مشاغلی که ایجاد می‌شود، نه یک شغل شایسته است که بتوان با آن حداقل نیازهای زندگی را تأمین کرد، و نه به دردِ رشد اقتصادی می‌خورد. این واقعیتی است که در آمارها منعکس نمی‌شود.

    وعده‌ی نخ‌نمای مسکن کارگری

    آخرین ادعای وزیر کار، همان شعار نخ‌نمایی است که در دولت‌های مختلف داده شده و هیچ زمان آنچنان که باید، محقق نشده است: مسکن کارگری. مرتضوی از ایجادِ قرارگاه مسکن در وزارت کار می‌گوید و اعتباراتی که «ان‌شاالله» قرار است به کمک بانک رفاه تأمین شود. کمی به عقب برگردیم و وعده‌هایی که داده شده را مرور کنیم: ساخت یک میلیون مسکن در سال، ساخت ۵۰۰ هزار مسکنِ کارگری، تخصیص زمین به کارگران و غیره. اینها وعده‌هایی است که مشخص نیست چقدر از آن محقق و چقدر به دست فراموشی سپرده شود. یک نکته اما در رابطه با مسکن کارگری همواره وجود داشته و آن، ناتوانیِ کارگران از شرکتِ در این قبیل طرح‌ها است.

    واقعیت این است که حقوق کارگران به قدری ناچیز است که بسیاری از کارگران حتی با دو شیفت کار هم از پسِ تأمینِ هزینه‌های شرکت در این طرح‌ها و بازپرداختِ وام و سودِ آن بر نمی‌آیند. تقریبا در تمام طرح‌های مسکنِ کارگری این سوال مطرح بوده که متقاضیانی که طبقات ضعیف جامعه هستند چطور می‌توانند با اندک درآمدِ خود اقساطِ این خانه‌ها را پرداخت کنند؟! این یکی از مهم‌ترین مشکلاتِ طرح‌های مسکن در ایران است که پیشتر بارها به آن اشاره شده.

    پس وقتی وزیر کار با صراحت از خبرِ خوبِ تدبیر برای ساختِ مسکن کارگری صحبت می‌کند، کارگران به خوبی، تاریخچه‌ی چنین وعده‌هایی را به یاد می‌آورند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که مسکنِ کارگری برای آن‌ها که با حقوقشان به سختی خورد و خوراک روزمره‌ی خانواده و اجاره‌بهایشان را تأمین می‌کنند، ساخته نمی‌شود. آن‌ها گوششان از این خبرهای خوش پُر است.

  • وضعیت خراب از بازار کار جوانان

    وضعیت خراب از بازار کار جوانان

    به گزارش اقتصادران، یکی از اهداف دولت‌ها کاهش بیکاری و رسیدن به یک سطح قابل قبول از این نرخ است. دلیل اهمیت این هدف از منظر مسئولان آن است که از یک سو عدم بهره‌گیری مناسب از منابع انسانی، منجر به عدم استفاده مطلوب از امکانات مادی شده است. لذا در پی این واقعه رشد و توسعه مطلوب محقق نشده و بدین ترتیب فقر و محرومیت در جامعه گسترش پیدا می‌کند. از سوی دیگر، استفاده غیربهینه از نیروی کار جامعه و ظهور بیکاری، منجر به انواع بزهکاری‌های اجتماعی، ‌جرم و جنایت، فساد و ناآرامی،‌ کاهش مهارت‌های شغلی و تشدید نابرابری‌های نژادی و جنسیتی شده است.

     این نرخ در میان گروه‌های سنی مختلف یکسان نبوده و در مناطق شهری و روستایی نیز با یکدیگر تفاوت‌هایی دارد. لذا لازم است سیاستگذار در طراحی استراتژی‌ها به این اختلاف‌ها توجه نموده و متناسب با آن اقدام به برنامه‌ریزی نماید. به این منظور در ادامه نگاهی به آمار نرخ بیکاری در 11 گروه سنی به تفکیک مناطق شهری و روستایی شده است.

    بیکاری مناطق شهری، جلوتر از روستاها قرار گرفت

    داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که در زمستان 1402، نرخ بیکاری در مناطق شهری به 9 درصد رسیده است. به بیان ساده‌تر، در این برهه زمانی از هر 100 فرد 15 ساله و بیشتر که به جست ‌وجوی شغلی پرداخته، 9 نفر ناکام مانده و موفق به اشتغال نشده‌اند.

    این در حالی است که در چهارمین فصل سال گذشته،‌ نرخ بیکاری مناطق روستایی به 7.1 درصد رسیده است. به این ترتیب می‌توان گفت که روستانشینان در زمستان 1402، طعم بیکاری را کمتر از شهرنشینان چشیده‌اند. البته آنچه تاکنون مطرح شده یک تصویر کلی از بیکاری افراد 15 ساله و بیشتر است. به نظر می‌رسد که این نرخ در میان گروه‌های مختلف سنی یکسان نیست.

    تله بیکاری، به شهرنشینان کمتر اصابت کرد

    مرکز آمار در هر فصل اقدام به انتشار آمار نرخ بیکاری برای 11 گروه سنی کرده است. شواهد نشان می‌دهد که در زمستان 1402 نرخ بیکاری جوانان 15 تا 19 ساله در مناطق روستایی،‌ بیشتر از نرخ مشابه در مقایسه با گروه شهرنشینان بود. بنابراین، می‌توان گفت جوان‌ترین گروه شاغلان در مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری اسیر بیکاری شده‌اند.

    با حرکت به سمت گروه‌های سنی بالاتر، نرخ بیکاری کاهش یافته و این پدیده در میان شهرنشینان قربانیان بیشتری نسبت به روستاها داشته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در زمستان 1402، نزدیک به یک چهارم افراد جویای شغل 20 تا 24 ساله در شهرها، بیکار مانده‌اند. این در حالی است که این نرخ در مناطق روستایی 18.8 درصدی اعلام شده است. این رقم در گروه افراد 25 تا 29 ساله نسبت به گروه قبلی در مناطق شهری و روستایی پایین‌تر بود. اما دلیل بالا بودن این نرخ در میان جوانان 15 تا 24 ساله چه بود؟

    یکی از دلایل این امر را می‌توان دشوار بودن ایجاد هماهنگی میان زمان تحصیل و کار اعلام نمود. در حقیقت در بازار کار، کارفرمایان به دلیل تجربه کمتر این افراد و اشتغال به تحصیل غالب آن‌ها تمایل کمتری برای جذب‌شان به بازار کار از خود نشان می‌دهند.

    باید توجه داشت که دلیل کمتر بودن این نرخ در میان جوانان روستایی آن است که در روستاها معمولا افراد یک خانوار در امور کشاورزی و دام‌پروری به یاری خانواده خود مشغول می‌شوند. لذا این دسته از افراد که به عنوان شاغل بدون مزد شناخته می‌شوند، در محاسبه نرخ بیکاری لحاظ نشده و شمار بیکاران روستایی جوان را در رده کمتری به نسبت بیکاران شهرنشین قرار می‌دهند.

    شهرنشینان 25 ساله و بیشتر، گرفتار در چنگ بیکاری

    شواهد آماری نشان می‌دهد که نرخ بیکاری در میان افراد حاضر در رده سنی 25 ساله و بیشتر در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی بود. البته این رقم برای افراد 45 تا 49 ساله در میان شهر و روستانشینان سطح یکسانی داشته و معادل 3.9 درصد برآورد شده است.

    آمارهای منتشر شده حاکی از آن است که با افزایش سن افراد، نرخ بیکاری کاهش پیدا کرده است. به بیان دقیق‌تر، نرخ بیکاری 25 تا 29 ساله‌ها در زمستان 1402، ‌در مناطق شهری 20 و در نقاط روستایی 14.4 درصد اعلام شده است. در همین برهه زمانی این رقم در میان افراد 65 ساله و بیشتر شهرنشین به 1.3 درصد رسیده و برای روستانشینان 0.4 درصد اعلام شده است. به این ترتیب، می‌توان دریافت که افزایش سن با نرخ بیکاری رابطه معکوس داشته و به دنبال بالا رفتن رده سنی افراد، نرخ بیکاری آن‌ها کاهش می‌یابد. اما علت این امر چیست؟ آیا در بازار کار، جذب سالمندان اولویت بیشتری نسبت به میانسالان و جوانان داشته است؟

    حل معمای نرخ بیکاری سالمندان

    با افزایش سن، مهارت و تجربه کاری افراد در بازار کار بیشتر شده و تعداد کارفرمایانی که تمایل به جذب این دسته از افراد داشته‌اند، گسترش می‌یابد. البته این رویه برای میان‌سالان صادق بوده و با حرکت به سمت رده‌های سنی کهنسال،‌ این امر توجیه‌پذیر نیست.

    با افزایش سن و کاهش قوای جسمی و ذهنی افراد، حضور و تمایل آن‌ها به مشارکت در بازار کار کاهش پیدا می‌کند. بنابراین، تعداد افراد کهنسال متمایل به مشارکت در بازار کار نسبت به دیگر گروه‌های سنی فعال در این بازار کمتر می‌شود. با کاهش شمار این دسته از افراد،‌ نسبت جمعیت بیکار کهنسال به کل جمعیت سالمند در سن کار، که نشانگر نرخ بیکاری است، کمتر شده و الزاما به معنای جذب بالاتر افراد کهنسال به بازار کار توسط کارفرمایان نبوده است.

  • حلوا حلوا گفتن دولت درباره کاهش آمار بیکاری!

    حلوا حلوا گفتن دولت درباره کاهش آمار بیکاری!

    له گزارش اقتصادران، روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: آیا کاهش نرخ بیکاری بر افزایش رشد اقتصادی کشور هم تاثیری داشته و به بیانی دیگر در زندگی مردم جامعه قابل لمس بوده است؟

    به‌منظور پاسخ‌گویی به این سوال ابتدا خیلی کوتاه به تعریف نرخ بیکاری می‌پردازیم. نرخ بیکاری یکی از شاخص‌های مهم شناخته‌شده بازار کار و نشان‌دهنده ‌استفاده ناکافی از نیروی کار عرضه‌شده است؛ یعنی نرخ بیکاری ناتوانی اقتصاد را در به وجود آوردن اشتغال برای افراد متقاضی، با وجود جست‌وجوی فعالانه آنها در جهت یافتن شغل نشان می‌دهد. در تعریف ارائه‌شده، آنچه از همه مهم‌تر است، همین جست‌وجوی فعالانه نیروی کار برای یافتن شغل مناسب است! برای محاسبه این نرخ، از نسبت افراد بیکار در جست‌وجوی کار به کل افراد فعال (شاغل+ در جست‌وجوی کار) استفاده می‌کنیم.

    حال براساس آخرین گزارش منتشرشده از زبان معاون اشتغال وزارت کار، نرخ بیکاری در پاییز سال ۱۴٠۲ در مقایسه با دوره مشابه سال ۱۴٠۱ کاهش و نرخ مشارکت اقتصادی افزایش یافته است. بر طبق این آمار، نرخ مشارکت اقتصادی در پاییز سال ۱۴٠۲، به ۴۱.۳‌درصد رسیده که نشان‌دهنده افزایش نیم‌درصدی نسبت به سال پیش از آن یعنی ۱۴٠۱ است. همچنین نرخ بیکاری کل سال ۱۴٠۲ به ۸.۱درصد رسیده است که به نظر می‌رسد این عدد در ظاهر کمترین نرخ اعلام‌شده برای بیکاری در چند سال اخیر است.

    براساس گزارش مرکز آمار در سال ۱۳۹۸، ۴۴.۳‌درصد از افراد ۱۵سال و بیشتر، از جمعیت فعال بوده‌اند. اما در در سال‌های اخیر با وجود افزایش حدود ۳میلیون نفری جمعیت ۱۵سال به بالا، جمعیت فعال کاهش یافته است؛ یعنی افرادی که نه‌تنها کار ندارند، بلکه به دنبال آن هم نیستند.

    چه دلیلی می‌تواند به چنین وضعیتی منجر شود؟ آیا این یک خبر خوش است که سفره‌های مردم آنقدر پربرکت شده که دیگر دنبال کار و فعالیت نیستند؟ مسلما پاسخ خیر است. آمار و ارقام نشان‌دهنده یک واقعیت دیگر است؛ افراد تحصیل‌کرده‌ای که آنقدر به دنبال کار مناسب با تحصیلاتشان یا حداقل کمی نزدیک به آن گشته‌اند که دیگر رسما از جست‌وجوی آن دست کشیده‌اند.

    اما این شامل همه افراد می‌شود؟ مسلما باز هم پاسخ خیر است. عده دیگری که پس از جست‌وجوی زیاد نتوانسته‌اند شغل مورد نظر خود را پیدا کنند، به مشاغل کم‌کیفیت روی آورده‌اند. افزایش مشاغل کم‌کیفیت و ناقص یکی از دلایل پررنگ کاهش نرخ بیکاری به شکلی است که نتوان تاثیرات مثبت آن را در جامعه دید. براساس آمار، بسیاری از افرادی که در کشور تحصیلات عالی دارند، بعد از دانش‌آموختگی یا بیکار هستند یا در مشاغل کاملا نامرتبط با رشته تحصیلی‌شان مشغول به کار هستند.

    همچنین براساس گزارش منتشرشده‌ای از مرکز پژوهش‌های مجلس، حدود یک‌سوم نیروی کار، کارکنان مستقل هستند؛ یعنی از شخص یا سازمانی حقوق دریافت نمی‌کنند و درآمدشان حاصل کسب‌وکار شخصی‌شان است.

    حال مشکل کار کجاست؟ داشتن کسب‌وکار شخصی یعنی شغل بی‌کیفیت؟ خیر! اما در اقتصاد تعریف بی‌کیفیت بودن شغل کمی متفاوت‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم.

    بسیاری از مشاغل بی‌کیفیت حداقل یکی از ویژگی‌های ناپایداری مثل ساعات کاری غیرمعمول، درآمد ناکافی یا عدم‌دریافت بیمه و مزایا را دارا هستند و همین ناپایداری موجب می‌شود تا این مشاغل در زمان به وجود آمدن بحران‌های درون کشوری یا بین‌المللی مانند بحران کرونا، قطعی اینترنت یا مشکلات مقطعی دیگر، زودتر از مشاغل نوع دیگر تحت‌تاثیر قرار گرفته و از بین بروند.

    به همین دلیل وقتی بعد از یک دوره طولانی بحران، این مشاغل ازبین‌رفته دوباره برمی‌گردند و با اینکه نرخ بیکاری به صورت مقطعی کاهش می‌یابد، رشد اقتصادی تفاوت چندانی نمی‌کند.

    در پایان به نظر می‌رسد اعلام نرخ بیکاری متفاوت و به‌ظاهر کمتر، نمی‌تواند به‌تنهایی حلال بحران‌های اقتصادی کشور همچون بیکاری فراگیر و کاهش نرخ مشارکت اقتصادی باشد و به زبان خودمانی‌تر با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی‌شود و حل این بحران عظیم اقتصادی، نیازمند بررسی دقیق‌تر و تحول بنیادین در سیاست‌های اقتصادی است.

  • لشکر بیکاران تحصیل کرده!

    لشکر بیکاران تحصیل کرده!

    به گزارش اقتصادران، مطابق آمار ارائه شده از چکیده نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در زمستان 1402, بررسی نرخ بیکاری جمعیت 15ساله و بیشتر فارغ التحصیلان آموزش عالی، نشان می دهد11.6درصد از جمعیت فعال فارغ التحصیل آموزش عالی بیکار بوده اند. این نرخ در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط روستایی نسبت به نقاط شهری بیش تر بوده است. بررسی روند تغییرات این نرخ حاکی از کاهش1.2 درصدی در زمستان 1402 نسبت به فصل مشابه سال قبل است.

    در زمستان 1402 سهم جمعیت بیکار فارغ التحصیل آموزش عالی از کل بیکاران 39.0 درصد بوده است. این سهم در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی بالاتر است. بررسی تغییرات این شاخص نشان می دهد که نسبت به فصل مشابه سال قبل1.8درصد افزایش داشته است.

    در زمستان 1402 سهم جمعیت شاغل فارغ التحصیل آموزش عالی از کل شاغلان27.8درصد بوده است. این سهم در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی بالاتر است. بررسی تغییرات این شاخص نشان می دهد که نسبت به فصل مشابه سال قبل0.4درصد افزایش یافته است.

    به گزارش اقتصادران، از آنجایی که بحث بازار کار فارغ التحصیلان حائز اهمیت است, بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی 3قفله شده و نبود شغل حتی به مقطع دکترا هم رسیده تا جایی که برخی برای نجات خود از بیکاری مجبور شده‌اند به مشاغلی رو بیاورند که هیچ نسبتی با تحصیلات آنها ندارد.

    محمود کریمی بیرانوند, معاون اشتغال وزارت کار گفته است: نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان با وجود روند کاهشی در چند فصل اخیر همچنان مطلوب نیست. امیدواریم که فاصله این نرخ از نرخ بیکاری کل را در سال 1403به کمتر از 2درصد برسانیم.

  • آمار تاسف برانگیز از بیکاری در ایران

    آمار تاسف برانگیز از بیکاری در ایران

    به گزارش اقتصادران، بررسی نرخ بیکاری، نرخ مشارکت اقتصادی و نرخ اشتغال در کشور نشان می‌دهد که زنان در اقتصاد ایران همچنان جایگاهی به مراتب پایین‌تر از مردان دارند.

    بر این اساس، زنان برای به دست آوردن یک جایگاه اقتصادی با گیر و گرفتاری‌های زیادی مواجه هستند. نگاهی به رویکرد برنامه‌های توسعه کشور نیز نشان می‌دهد که نگاه به وضعیت اقتصادی زنان طی دوره‌هایی به حاشیه رفته و به جای آن، نقش فرزندآوری، مادری و خانه‌داری پررنگ شده است. برنامه ششم و هفتم توسعه نیز با همین نگاه تدوین شدند. تکلیف برنامه هفتم توسعه همچنان روشن نیست، اما دور از انتظار هم نیست که با همین رویکرد به تصویب برسد

    نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می‌دهند. جمعیتی که توانمند کردن آن‌ها در بازار کار، به توسعه اقتصادی کشور می‌انجامد. مرکز آمار ایران در گزارشی که در روز‌های اخیر منتشر کرد به وضعیت نیروی انسانی در کشور پرداخت. بر اساس این گزارش، نرخ بیکاری جمعیت ۱۸ ساله و بیشتر در سال گذشته، ۱۶.۳ درصد بود.

    آنطور که این داده‌ها نشان می‌دهد، در سال گذشته، نرخ بیکاری جمعیت ۱۸ ساله و بیشتر برای زنان ۲۷.۸ درصد و برای مردان ۱۳.۵ درصد بود. به عبارتی نرخ بیکاری زنان حدود ۲ برابر مردان بود.

    سال گذشته، اشتغال برای کل کشور ۳۷.۲ درصد بود. این نرخ برای زنان ۱۱.۴ و برای مردان ۶۳ درصد بود. به عبارتی نرخ اشتغال مردان حدود ۵ برابر زنان بود.

    بیکاری زنان فارغ‌التحصیل ۲ برابر مردان

    نکته دیگر سهم جمعیت بیکار فارغ‌التحصیل آموزش عالی از کل بیکاران است. این سهم برای کل کشور، ۴۰ درصد ثبت شده است. از این میان سهم جمعیت بیکار فارغ‌التحصیل آموزش عالی از کل بیکاران برای مردان ۲۷.۱ درصد و برای زنان ۷۱ درصد بود.

    بنا بر داده‌های مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جمعیت فارغ‌التحصیل در مقطع کاردانی برای مردان ۸.۳ درصد و برای زنان ۱۹.۱ درصد بود. این نرخ در مقطع کارشناسی برای مردان ۱۰.۶ درصد و برای زنان ۲۴.۵ درصد است.

    نرخ بیکاری جمعیت فارغ‌التحصیل در مقطع کارشناسی ارشد برای مردان ۵.۹ درصد و برای زنان ۱۷.۳ درصد بود. مقایسه این داده‌ها نشان می‌دهد که نرخ بیکاری زنان فارغ‌التحصیل در مقاطع مختلف تحصیلی ۲ تا ۳ برابر مردان است.

    به ازای هر ۱۰۰ مرد شاغل، ۱۴ زن شاغل

    پیش‌تر «فردای اقتصاد» در این مورد نوشت، در اقتصاد ایران به ازای هر صد مرد شاغل، نزدیک به ۱۴.۱ زن شاغل هستند. این وضعیت که تحت تاثیر مشارکت اقتصادی بسیار پایین زنان در ایران و همچنین نرخ بیکاری بالاتر آن‌ها به وجود آمده، در تمام بخش‌های اقتصادی برقرار نیست.

    در ادامه گزارش «فردای اقتصاد» آمده که اتفاقاً در بخش‌هایی مثل مالی و بیمه، سلامت و آموزش که تقاضای بالایی برای نیروی کار بامهارت و تحصیل‌کرده دارند، تعداد زنان شاغل حتی از مردان بیشتر است. این موضوع می‌تواند یکی از ریشه‌های اقتصادی مشارکت پایین زنان را نشان دهد.

    در بخش دیگری از این گزارش‌ها به وضعیت استان‌ها از نظر نرخ بیکاری برای جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر پرداخته شده است.

    آنطور که داده‌های این سازمان نشان می‌دهد، استان‌های سیستان و بلوچستان (۱۳.۵ درصد)، هرمزگان (۱۱.۸ درصد)، لرستان (۱۱.۶ درصد)، چهارمحال و بختیاری (۱۱.۵ درصد) و کرمانشاه (۱۱.۲ درصد) به ترتیب بیشترین نرخ بیکاری را دارند. پس از این پنج استان، استان‌های خوزستان (۱۰.۷ درصد)، اردبیل (۱۰.۷ درصد) و کردستان (۹.۷ درصد) بیشترین نرخ بیکاری را دارند.

    همچنین استان‌های مازندران (۵.۱ درصد)، خراسان رضوی (۵.۳ درصد)، تهران (۵.۴ درصد)، خراسان جنوبی (۵.۵ درصد) و ایلام (۵.۷ درصد) کمترین نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر را در سال گذشته ثبت کردند.