برچسب: نرخ بیکاری

  • جوانان، گرفتار بیکاری و اشتغال ناقص

    جوانان، گرفتار بیکاری و اشتغال ناقص

    به گزارش اقتصادران، نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در پاییز ۱۴۰۴ منتشر شد. بررسی نرخ بیکاری افراد ۱۵ ساله و بیش‌تر نشان می‌دهد ۷.۸ درصد از جمعیت فعال کشور (شاغلان و بیکاران) در این فصل بیکار بوده‌اند. این نرخ نسبت به پاییز ۱۴۰۳، معادل ۰.۶ واحد درصد افزایش یافته است.

    در پاییز ۱۴۰۴، نرخ مشارکت اقتصادی جمعیت ۱۵ ساله و بیش‌تر به ۴۰.۷ درصد رسید؛ به این معنا که کمتر از نیمی از جمعیت در سن کار در زمره شاغلان یا بیکاران قرار داشته‌اند. این شاخص نسبت به فصل مشابه سال قبل، ۰.۵ واحد درصد کاهش یافته است.

    جمعیت شاغلان ۱۵ ساله و بیش‌تر در این فصل ۲۴ میلیون و ۸۵۷ هزار نفر برآورد شده که در مقایسه با پاییز ۱۴۰۳، حدود ۱۲۷ هزار نفر کاهش را نشان می‌دهد. در مقابل، جمعیت غیرفعال اقتصادی شامل محصلان، خانه‌داران، بازنشستگان و افراد دارای درآمد بدون کار، به ۳۹ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر رسیده که نسبت به سال قبل نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر افزایش یافته است.

    بررسی ترکیب اشتغال در بخش‌های اقتصادی حاکی از آن است که در پاییز ۱۴۰۴، بخش خدمات با سهم ۵۳.۲ درصدی همچنان بیش‌ترین سهم اشتغال را به خود اختصاص داده است. پس از آن، بخش صنعت با ۳۳.۲ درصد و بخش کشاورزی با ۱۳.۶ درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

    نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله در این فصل به ۲۱.۵ درصد رسیده که نسبت به پاییز ۱۴۰۳، ۱.۳ واحد درصد افزایش یافته است. همچنین نرخ بیکاری گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ ساله ۱۵.۹ درصد گزارش شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۱.۶ واحد درصد رشد داشته است.

    در پاییز ۱۴۰۴، ۷.۹ درصد از شاغلان کشور دچار اشتغال ناقص بوده‌اند؛ به این معنا که به دلایل اقتصادی کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار کرده و آماده انجام کار اضافی بوده‌اند. در مقابل، ۳۷.۹ درصد از شاغلان بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار کرده‌اند که بیانگر توزیع نامتوازن ساعات کار در بازار کار کشور است.

  • پشت پرده ناترازی‌های بازار کار ایران / چرا جوانان از ورود به بازار کار ناامید شدند؟

    پشت پرده ناترازی‌های بازار کار ایران / چرا جوانان از ورود به بازار کار ناامید شدند؟

    به گزارش اقتصادران، «آنچه امروز در قالب ناامیدی جوانان از ورود به بازار کار مشاهده می‌شود، پیامد مستقیم سلطه سیاست‌های خصوصی‌سازی، آزادسازی و عقب‌نشینی دولت‌ها از مسوولیت‌های اجتماعی است.» این بخشی از دیدگاه‌های حسین راغفر، یکی از اقتصاددانان برجسته و صاحبنام کشور است. رویکرد نهادگرایانه راغفر در تمام سال‌های گذشته او را از اقتصاددانان لیبرال کاملا منفک کرده است. همین تقابل منجر شده که اقتصاددانان لیبرال ایران در این سال‌ها تاکید کنند که اقتصاددانانی همانند راغفر، نهادگرایانی با لباس چپ هستند. البته راغفر این برچسب را رد کرده و در مقابل بارها از حضور فعال بخش خصوصی اقتصادی کشور دفاع کرده است‌.

    او همواره تمرکزش بر حوزه فقر و رفاه اجتماعی بوده است. عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا در یادداشتی که اخیرا دراختیار روزنامه اعتماد قرار داده، به تحلیل داده‌های سه ماهه نخست سال ۱۴۰۴‌مرکز آمار ایران،  از منظر بیکاری و اشتغال ‌ پرداخته است.  باتوجه به رویکرد خاص راغفر، «اعتماد» تصمیم گرفت  دیدگاه‌های او را همچون بسیاری دیگر از اقتصاددانان برجسته کشور به صورت کامل منتشر کند.

    کاهش چهارده درصدی نرخ بیکاری از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده و در ظاهر، نشانه‌ای از بهبود وضعیت بازار کار تلقی می‌شود، اما بررسی دقیق‌تر این آمار، تردیدهایی جدی را برمی‌انگیزد که بی‌پاسخ گذاشتن آنها، به درک نادرست از وضعیت اقتصادی کشور دامن خواهد زد.

    نخستین نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد، مساله کیفیت داده‌هاست. اینکه آیا واقعا داده‌های جمع‌آوری‌ شده در بازار کار ایران می‌تواند بازتاب‌دهنده وضعیت واقعی بازار کار و بیکاری باشد، پرسشی است که سال‌های سال با تردیدهای فراوان مواجه بوده است. بنابراین کیفیت داده‌ها یکی از توضیحات مهم برای کاهش نرخ بیکاری به شمار می‌آید.

    عامل مهم دیگر به وضعیت سال گذشته بازار کار بازمی‌گردد. سال گذشته، بازار کار به دلیل تقارن با انتخابات ریاست‌جمهوری، با رکود همراه بود. فضای انتخاباتی موجب تردید در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی شد و فعالان اقتصادی برای ورود به بازار و گسترش فعالیت‌های خود، نوعی محافظه‌کاری پیشه کردند. در نتیجه، رکود حاکم شد. حال، وقتی وضعیت فعلی بازار کار با آن دوره مقایسه می‌شود، طبیعتا تصویری از «موفقیت» به دست می‌آید، اما این موفقیت در واقع بازتاب همان رکود پیشین است، نه دستاورد سیاست‌های جدید، بنابراین این آمار نمی‌تواند دلالت بر کارآمدی سیاست‌های اقتصادی داشته باشد.

    در ارتباط با ثبات نرخ مشارکت اقتصادی نیز اگرچه تعداد شاغلان و بیکاران تغییر کرده‌اند، اما تعداد متقاضیان بازار کار ثابت مانده است. این بدان معناست که تغییرات آماری صرفا درون بازار کار اتفاق افتاده است، در‌حالی که واقعیت پویایی در تقاضای کار مشاهده نمی‌شود. از این‌رو، کاهش نرخ بیکاری در چنین بستری، چندان معنای اقتصادی و اجتماعی روشنی ندارد.

    از‌سوی دیگر، افزایش جمعیت غیرفعال، نشانه‌ای است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. این افزایش، بازتاب ناامیدی فزاینده گروهی از افراد از یافتن شغل در بازار کار است. کسانی که نه به امید اشتغال وارد بازار می‌شوند، نه در جست‌وجوی شغل‌اند و نه به دنبال آموزش مهارتی جدید. این بخش از جمعیت، عملا از بازی اقتصادی کنار گذاشته شده‌اند و به حاشیه رانده شده‌اند؛ پدیده‌ای که باید آن را زنگ خطری جدی برای آینده اقتصادی و اجتماعی کشور تلقی کرد.

    نرخ بیکاری ۱۹.۷درصدی در گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال و کاهش سه‌دهم درصدی آن نسبت به دوره مشابه سال گذشته، در ظاهر امیدبخش به نظر می‌رسد، اما در واقع اصلا معنادار نیست. ضمن آنکه داده‌هایی از خود مرکز آمار نشان می‌دهد که جمعیت ۱۵ تا ۲۴ساله کشور، به میزان ۱۵ تا ۲۶ درصد، جزو گروه NEET هستند؛ یعنی نه شاغلند، نه در حال تحصیل و نه مهارتی می‌آموزند. این اعداد یکی از خطرناک‌ترین نشانه‌های آینده جامعه محسوب می‌شود.

    این وضعیت، از یک‌سو بازتاب فروپاشی نظام آموزش عمومی و مهارتی در کشور و از سوی دیگر، نتیجه روند پولی شدن آموزش در سال‌های اخیر است. بخش بزرگی از جوانان کشور، به دلیل فقر مالی، امکان تحصیل یا یادگیری مهارت را ندارند. در چنین شرایطی، انتظار ورود آنها به بازار کار، انتظاری بی‌پایه خواهد بود.

    خروج  شایستگی

    بازار کار ایران، برخلاف بسیاری از الگوهای بین‌المللی، نه بر پایه شایستگی و مهارت، بلکه بر اساس مناسبات غیررسمی و تبعیض‌آمیز عمل می‌کند، بنابراین جوانانی که فاقد این پیوندهای غیررسمی هستند حتی اگر آموزش‌دیده باشند نیز امیدی به جذب در بازار کار ندارند. این تبعیض ساختاری، از عوامل اصلی ناامیدی و کناره‌گیری تدریجی نسل جوان از مشارکت اقتصادی است.

    در مجموع، وضعیت اشتغال جوانان و ساختار بازار کار، گویای شکست سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی طی دهه‌های گذشته است. روند تدریجی حذف آموزش رایگان، کاهش کیفیت نظام آموزشی و گسترش فقر موجب شده‌اند تا گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه به تدریج از حق دسترسی به فرصت‌های برابر حذف شوند. ادامه این روند، نه تنها تهدیدی برای بازار کار، بلکه خطری جدی برای انسجام اجتماعی کشور خواهد بود.

    عقب‌نشینی  دولت

    درک وضعیت بازار کار در ایران، بدون توجه به بستر سیاستی حاکم بر اقتصاد کشور، تحلیلی ناقص خواهد بود. آنچه امروز در قالب ناامیدی جوانان از ورود به بازار کار مشاهده می‌شود، پیامد مستقیم سلطه سیاست‌های خصوصی‌سازی، آزادسازی و عقب‌نشینی دولت از مسوولیت‌های اجتماعی است. دولت‌ها، طی دهه‌های گذشته، عملا از ایفای نقش خود در تامین رفاه عمومی و تضمین حقوق اولیه شهروندان فاصله گرفته‌اند و آثار این رویکرد اکنون به ‌روشنی در شاخص‌های بازار کار قابل مشاهده است.
    نتیجه این روند، آن است که ۲۶درصد از جوانان کشور در گروه NEET قرار دارند؛ یعنی نه شاغل‌اند، نه در حال تحصیل و نه در حال یادگیری مهارتی. افزون بر این، نرخ بیکاری ۱۹.۷درصدی در میان جوانان نیز عددی نگران‌کننده است که باید آن را هشداری جدی و تکان‌دهنده تلقی کرد. در واقع، دست‌کم ۲۰درصد از جوانان کشور، نه تنها فاقد شغل مناسب‌اند، بلکه هیچ امیدی به دستیابی به شغل شایسته با دستمزد مناسب ندارند. این ناامیدی گسترده، تنها یک مساله اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای عمیق اجتماعی، روانی و امنیتی در پی دارد.

    رشد انواع جرایم، خشونت، خفت‌گیری، زورگیری و حتی قتل، مستقیما به این فضای سرشار از بی‌افقی اقتصادی و اجتماعی مربوط است. جوانانی که هیچ چشم‌اندازی برای آینده خود نمی‌بینند، ناگزیر به مسیرهایی می‌افتند که نظم اجتماعی را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند.

    افزون بر آن، همین بی‌ثباتی و نبود افق روشن برای اشتغال، باعث شده است که سرمایه انسانی کشور، به ویژه تحصیلکردگان دانشگاهی، به سوی مهاجرت سوق پیدا کنند. یکی از مهم‌ترین دلایل این مهاجرت‌ها، نبود تقاضای واقعی برای نیروی کار تخصصی در کشور است. عامل دیگر، مساله دستمزدهاست؛ موضوعی که در بسیاری از تحلیل‌ها مغفول می‌ماند. دستمزدها در ایران، طی بیش از سه دهه، به‌طور سیستماتیک سرکوب شده‌اند. این سرکوب مزدی، حتی نیروی کار غیرماهر را نیز به مهاجرت به کشورهای اطراف سوق داده است؛ امری که در هیچ جای جهان، نشانه‌ای از سلامت اقتصادی تلقی نمی‌شود.

    از همین‌رو، تغییرات جزیی مانند افزایش یا کاهش سه‌دهم درصدی نرخ اشتغال یا بیکاری نمی‌تواند معیاری واقعی برای سنجش وضعیت بازار کار باشد. آنچه باید در تحلیل وضعیت اشتغال ایران مدنظر قرار گیرد، ساختارهای مسلط بر سیاستگذاری و نظام تصمیم‌گیری کشور است؛ ساختارهایی که همواره با رویکردی سرکوبگرانه، مانع شکل‌گیری یک نظام کارآمد، منصفانه و انسانی در بازار کار شده‌اند.

    کیفیت  پایین  اشتغال  ایرانیان

    نرخ اشتغال ناقص در کشور ۶.۶ درصد است. این عدد به‌خودی خود، نشان‌دهنده کیفیت بازار کار در ایران است. ارتقای کیفیت بازار کار به چند عامل مرتبط است. نخستین آنها مساله کیفیت نظام آموزشی است. همه شاخص‌هایی که در سال‌های اخیر -حتی در کنکور و امتحانات نهایی سال ۱۴۰۳- مشاهده می‌شود‌  حکایت از افت شدید کیفیت آموزشی در مدارس کشور دارد.

    در دنیای امروز که با فناوری‌هایی مواجه هستیم که اصلی‌ترین عامل شکل‌بخشی به آنها سرمایه‌های انسانی با کیفیت بسیار بالا هستند، عملکرد نظام آموزشی، به‌ویژه آموزش‌وپرورش، بسیار مأیوس‌کننده است. این وضعیت نشان‌دهنده بی‌توجهی و فقدان سرمایه‌گذاری در سرمایه‌های انسانی کشور است.

    ما یک دوره بسیار طلایی از پنجره جمعیتی را عملا از دست دادیم. این دوره می‌توانست فرصتی باشد برای بهره‌گیری از نیروی انسانی جوان کشور، اما با کمال تأسف، این فرصت از‌بین رفت. البته این مساله فقط به این حوزه محدود نمی‌شود، اما حوزه سرمایه انسانی و نیروی جوان یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های هر جامعه‌ای است. در ایران، به‌دلیل فقدان سرمایه‌گذاری در ‌سال‌های گذشته، به‌خصوص در آموزش‌وپرورش و حتی آموزش عالی، ظرفیت‌های بزرگی از دست رفته است.

    سرمایه‌گذاری در آموزش عالی نیز محدود شده است. علی‌رغم گسترش کمی آموزش عالی، متاسفانه کیفیت آن شدیدا آسیب دیده است. همه اینها حکایت از فقدان سرمایه‌گذاری در بخش تولیدی کشور دارد. در بسیاری از این سال‌ها، تقریبا سالانه یک میلیون متقاضی وارد بازار کار می‌شدند، اما به‌دلیل فقدان سرمایه‌گذاری کافی، بسیاری از این افراد اصلا قادر به یافتن شغل نبودند.

    مشاغل نیز به‌شدت تغییر کیفیت داده‌اند، به نحوی که بسیاری از آنها به مشاغل خدماتی با کیفیت‌های نازل تبدیل شده‌اند. علت بخش قابل‌توجهی از این وضعیت، مالی‌سازی اقتصاد کشور است. در این اقتصاد، فعالیت‌های مالی، سفته‌بازی، سوداگری، معامله پول، ورود به بازار ارز و… شکل گرفته‌اند. این مساله بسیار جدی است، به‌ویژه وقتی که بازار سهام در کشوری که تولید ندارد، رشد می‌کند.

    باید پرسید معنای بازار سهام در اقتصادی که تولیدی در آن نیست، چیست؟ وقتی بیشتر فعالیت‌های اقتصادی به این سمت سوق پیدا کرده‌اند و همین‌طور رشد بازارهایی مانند رمز‌ارزها که هیچ اشتغالی در جامعه ایجاد نمی‌کنند، در نتیجه، تقاضا برای بازار کار به‌شدت کاهش پیدا کرده است.

    کیفیت اشتغال در جامعه نقشی بسیار مهم دارد، اما متاسفانه، به دلیل بی‌توجهی به سرمایه‌گذاری، ما امروز با بحران بیکاری، به‌ویژه بحران بیکاری نسل جوان روبه‌رو هستیم. فقدان سرمایه‌گذاری، فقط به معنای فقدان شغل نیست. فقط به معنای رشد نابرابری و فقر هم نیست، بلکه به معنای رشد جرم و جرایم به اشکال مختلف و رشد کسانی که به جامعه‌شان خیانت می‌کنند نیز هست.

    مساله مهاجرت خود به تنهایی، که در سال‌های اخیر با یک وضعیت بی‌سابقه‌ای روبه‌رو بوده‌ایم، حکایت از شکست سیاست‌های اقتصادی دارد که طی سال‌های گذشته رخ داده است؛ سیاست‌هایی که به رشد مالی‌سازی اقتصاد منجر شده‌اند. مالی‌سازی در اقتصاد اشتغال‌آفرین نیست و حتی قدرت‌های بزرگ اقتصاد جهانی مثل اقتصاد امریکا نشان می‌دهند که مالی‌سازی چگونه می‌تواند موجب افول شدید اقتصاد شود، موجب رشد بیکاری در جامعه شود و موجب رشد مشاغل ناپایدار شود.

    داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد جایی برای کیفیت مشاغلی که در سال‌های گذشته به وجود آمده و پیدا شده، ندارد. علتش هم این است که این داده‌ها متاسفانه در کشور تولید نمی‌شود و بازار کار با نقایص بسیار جدی روبه‌رو است؛ اینکه این شاغلین در چه بخش‌هایی هستند، چه درآمدهایی دارند، جنسیت‌شان چیست و دستمزدهایشان چگونه تعیین می‌شود، اینها عوامل بسیار موثر در تحلیل بازار کار هستند که متاسفانه آمارشان در کشور ما تولید نمی‌شود، به همین دلیل به نظرم می‌رسد که مساله بازار کار و رونق آن باید در سرمایه‌گذاری در کشور جست‌وجو شود، به خصوص سرمایه‌گذاری در تولید و برای تولید. منظور از تولید، ساخت به معنای آن چیزی است که محصولی را به صورت عینی و ملموس عرضه می‌کند، یعنی تولید کالاهای ملموس، نه کالاهای نامشهود و مثل آنچه عمدتا در بازارهای مالی وجود دارد یا حقوق مالکیت و از این قبیل.

    متاسفانه کیفیت مشاغلی که در جامعه ما تولید می‌شود، ناپایدار است و دستمزدهای نازل دارد. یکی از اصلی‌ترین دلایل مهاجرت از کشور، به خصوص وقتی که در کشورهای همسایه تقاضای نیروی کار با کیفیت بالا وجود دارد و دستمزدها قابل مقایسه با آنچه در داخل پرداخت می‌شود نیست، به‌طور طبیعی مهاجرت‌های گسترده داریم.

    این مساله را ما در سال‌های اخیر، به خصوص در بین خروج و مهاجرت بسیار گسترده کارکنان بخش سلامت و پزشکی شاهد بوده‌ایم. این موضوع در بخش‌های دیگر هم هست، مثلا در بخش‌های مهندسی و به خصوص رشته‌های بسیار موردنیاز توسعه کشور مثل خدمات فناوری اطلاعات که اینها بسیار حائز اهمیت هستند، اما به دلیل تبعیض در بازار کار، دستمزدهای بسیار نازل و تقاضای ناکافی برای این بخش از جمعیت به خاطر فقدان سرمایه‌گذاری در بخش‌های تولید و ساخت، ما با این بحران روبه‌رو هستیم. تنها راه‌حل خروج از این وضعیت هم سرمایه‌گذاری برای تولید است، اما این سرمایه‌گذاری الزاماتی دارد که متاسفانه در کشور ما به این الزامات پایبندی وجود ندارد. مثلا همین امروز خبری خواندم که دولت اظهار می‌کند عده‌ای برنج را از مردم با قیمت ۸۰ هزار تومان می‌خرند و با احتکار آن را ۳۰۰ هزار تومان می‌فروشند. وقتی درآمدهای ساده و آسان به این صورت که چندین برابر دستمزد پرزحمت تولیدکننده است حاصل می‌شود، در چنین شرایطی طبیعی است که تولید شکل نگیرد.

    نکته جالب این است که خبر  را خود دولت مطرح می‌کند و پرسش این است که دولت کجاست؟ ما دولت نداریم، دستگاه قضایی که بتواند در اینجا مداخله کند و حافظ منافع مردم باشد، نداریم. این اتفاق، متاسفانه پیامدهای اجتماعی دارد و نشانه ناامیدی مردم است، پیام آن این است که در اینجا کسی منتظر نیروی کار ماهر برای فعالیت‌های تولیدی نیست، بنابراین مهاجرت کنید.

    این خودش پیام ناامیدکننده‌ای است که از عملکرد دولت به معنای کل سیستم حاکمیتی صادر می‌شود. نه دستگاه قضایی، نه مجلس و نه قوه اجرایی هیچ کدام کار خود را برای ایجاد شغل در کشور انجام نداده‌اند و نمی‌دهند. ملاحظه می‌فرمایید که ملاحظات آنها با نیازهای جامعه و بازار کار تفاوت‌های فاحش دارد.

  • بیکاری در آینه آمار و ارقام

    بیکاری در آینه آمار و ارقام

    به گزارش اقتصادران، نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در بهار ۱۴۰۴ و بررسی نرخ بیکاری افراد ۱۵ ساله و بیش‌تر نشان می‌دهد که ۷.۳ درصد از جمعیت فعال (شاغل و بیکار)، بیکار بوده‌اند.

    در بهار ۱۴۰۴، به میزان ۴۱.۲ درصد جمعیت ۱۵ ساله و بیش‌تر از نظر اقتصادی فعال بوده‌اند؛ یعنی در گروه شاغلان یا بیکاران قرار گرفته‌اند. بررسی تغییرات نرخ مشارکت اقتصادی حاکی از آن است که این نرخ نسبت به فصل مشابه در سال قبل (بهار ۱۴۰۳) تغییری نیافته است.

    مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود وضعیت نیروی کار استان‌ها را در سال گذشته اعلام کرد.

    جمعیت شاغلین ۱۵ ساله و بیشتر در این فصل ۲۵ میلیون و ۱۲۳ هزار نفر بوده که نسبت به فصل مشابه سال قبل تقریبا ۳۷۷ هزار نفر افزایش داشته است. همچنین جمعیت غیرفعال از نظر اقتصادی (اعم از افراد محصل، خانه‌دار، دارای درآمد بدون کار مانند بازنشستگان و …) ۳۸ میلیون و ۷۳۹ هزار نفر بوده که نسبت به فصل مشابه سال قبل تقریبا ۵۱۰ هزار نفر افزایش داشته است. بررسی اشتغال در بخش‌های عمده اقتصادی نشان می‌دهد که در بهار ۱۴۰۴، بخش خدمات با ۵۲.۴ درصد بیش­‌ترین سهم اشتغال را به خود اختصاص داده است. در مراتب بعدی بخش‌های صنعت با ۳۳.۰ درصد و کشاورزی با ۱۴.۶ درصد قرار دارند.

    نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله حاکی از آن است که ۱۹.۷ درصد از فعالان این گروه سنی در بهار ۱۴۰۴ بیکار بوده‌اند. بررسی تغییرات فصلی نرخ بیکاری این افراد نشان می‌دهد، این نرخ نسبت به فصل مشابه در سال قبل (بهار ۱۴۰۳) ۰.۳ درصد کاهش یافته است.

    مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود وضعیت نیروی کار استان‌ها را در سال گذشته اعلام کرد. بر این اساس مختصات بیکاری و تورم استانی در سال ۱۴۰۳ تکمیل شد.

    بررسی نرخ بیکاری گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ ساله نیز نشان می‌دهد که در بهار ۱۴۰۴، ۱۴.۵ درصد از جمعیت فعال این گروه سنی بیکار بوده‌اند. این در حالی است که تغییرات فصلی نرخ بیکاری این افراد نشان می‌دهد این نرخ نسبت به بهار ۱۴۰۳، به میزان ۰.۵ درصد کاهش یافته است.

    بررسی سهم جمعیت دارای اشتغال ناقص جمعیت ۱۵ ساله و بیش‌تر نشان می‌دهد که در بهار ۱۴۰۴، ۶.۶ درصد جمعیت شاغل، به دلایل اقتصادی (فصل غیرکاری، رکود کاری، پیدا نکردن کار با ساعت بیش‌تر و…) کم‌تر از ۴۴ ساعت در هفته کار کرده و آماده برای انجام کار اضافی بوده‌اند. این در حالی است که ۴۰.۱ درصد از شاغلین ۱۵ ساله و بیش‌تر، بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار کرده‌اند. برای مشاهده اطلاعات تکمیلی به فایل پیوست مراجعه کنید.

    خاطر نشان می‌سازد؛ نتایج تفصیلی طرح مذکور به ­زودی در درگاه ملی آمار به نشانی www.amar.org.ir قابل دسترس خواهد بود.

  • زنگ خطر نظام اشتغال در ایران به صدا درآمد / رشد ترسناک تعداد رانندگان اسنپ و تپسی یعنی فرار نیروی کار از صنعت و زیرساخت

    زنگ خطر نظام اشتغال در ایران به صدا درآمد / رشد ترسناک تعداد رانندگان اسنپ و تپسی یعنی فرار نیروی کار از صنعت و زیرساخت

    به گزارش اقتصادران، در حالی که بسیاری از کشور‌های جهان به دنبال توسعه اقتصاد دیجیتال به‌مثابه مکملی برای تولید و صنعت هستند، در ایران اقتصاد پلتفرمی به سرپناهی برای میلیون‌ها نیروی کار بیکار یا رانده‌شده از بخش‌های مولد بدل شده است.

    اعلام آماری عجیب از سوی محمد بحرینیان، پژوهشگر توسعه، مبنی بر فعالیت بیش از ۸ میلیون راننده در اسنپ و تپسی – بیش از مجموع رانندگان اوبر در سراسر جهان – زنگ خطری جدی برای اقتصاد ایران است.

    این پژوهشگر توسعه می گوید: «بیش از ۸ میلیون راننده در اسنپ و تپسی کار می کنند. اوبر در کل دنیا در ۱۰ هزار شهر ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار راننده دارد؛ این چه اقتصادی است که ما داریم؟»

    این عدد نه‌تنها بیانگر رشد افسارگسیخته اشتغال پلتفرمی، بلکه نشانه‌ای از فروپاشی نظام اشتغال در بخش‌های صنعتی، تولیدی و زیرساختی کشور است. در شرایطی که تحریم‌ها و ناکارآمدی‌های داخلی صنایع را فلج کرده، نیروی کار ماهر ناگزیر به فعالیت در حوزه‌ای کم‌ارزش از نظر اقتصادی روی آورده است؛ وضعیتی که پیامد‌های اجتماعی و اقتصادی سنگینی در پی خواهد داشت.

    تعداد رانندگان در ایران و جهان

    بر اساس اطلاعات منتشرشده توسط منابع معتبری همچون DemandSage و Business of Apps، تعداد رانندگان اوبر از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ به شرح زیر بوده است:

    ۲۰۲۱: حدود ۵ میلیون راننده
    ۲۰۲۲: حدود ۵.۴ میلیون راننده فعال
    ۲۰۲۳: رشد تا ۶.۸ میلیون راننده
    ۲۰۲۴: بیش از ۷.۱ میلیون نفر
    ۲۰۲۵: حدود ۷.۸ تا بیش از ۸ میلیون راننده در بیش از ۱۰ هزار شهر جهان

    در مقابل این اعداد و ارقام، اما طبق آمار رسمی اسنپ تا سال ۲۰۲۰، این پلتفرم دارای بیش از ۳ میلیون راننده فعال بود و روزانه حدود ۲.۵ میلیون سفر انجام می‌داد. آمار دقیق‌تر از تپسی البته منتشر نشده، اما تخمین‌ها حاکی از چند صد هزار راننده فعال است.

    بر مبنای آخرین آمار موجود و در دسترس، اوبر به طور میانگین در سال ۲۰۲۴ روزانه بیش از ۳۰ میلیون سفر را در سراسر جهان انجام داده و این در حالی است که مجموع سفر‌های روزانه اسنپ و تپسی به حدود ۳ تا ۴ میلیون سفر می‌رسد.

    با این حال، اظهارات اخیر بحرینیان مبنی بر فعالیت بیش از ۸ میلیون نفر در مجموع این سکوها، تصویری نگران‌کننده از جهت‌گیری اشتغال در اقتصاد ایران ترسیم می‌کند.

    رشد بی‌سابقه اشتغال پلتفرمی

    پلتفرم‌هایی مانند اسنپ و تپسی، از زمان شروع فعالیت خود در اوایل دهه ۱۳۹۰، با سرعتی شگفت‌انگیز رشد کرده‌اند. طبق آمار رسمی، اسنپ تا سال ۱۴۰۳ حدود ۳ میلیون راننده ثبت‌شده دارد و در فوریه ۲۰۲۵ رکورد ۵.۹ میلیون سفر روزانه را ثبت کرده است.

    تپسی نیز که سهمی ۱۰ تا ۱۵ درصدی از بازار ایران دارد، صد‌ها هزار راننده را درگیر کرده است. در مجموع، تخمین‌های غیررسمی از فعالیت بیش از ۸ میلیون راننده حکایت دارد؛ آماری که بخش مهمی از جمعیت شاغل کشور را در بر می‌گیرد.

    برآوردی از درآمد رانندگان اسنپ و تپسی

    اما درآمد رانندگان در ایران به شدت وابسته به زمان کاری، منطقه فعالیت و هزینه‌های جانبی نظیر سوخت و استهلاک خودرو است.
    اما شاید جالب باشد بدانید بنا به گزارش خود اپلیکیشن اسنپ راننده‌ای در تهران پس از انجام هشت هزار و ۹۹۳ سفر در سال ۱۴۰۱ درآمدی معادل ۴۰۹ میلیون و ۵۶۴ هزار و ۵۰۰ تومان کسب کرده است.

    این رقم به معنای درآمد ناخالصی معادل حدود ۳۶ میلیون تومان در ماه است.

    همچنین برمبنای گزارش خود اسنپ درباره سال ۱۴۰۱، گزارش شده که رانندگان اسنپ با ۲۰ تا ۲۵ سفر در روز، درآمدی معادل ۳۰ میلیون تومان در ماه کسب می‌کنند. برخی از رانندگان با تلاش و برنامه‌ریزی مناسب، توانسته‌اند درآمد ماهانه خود را به ۴۰ میلیون تومان یا حتی بالاتر افزایش دهند.

    اما به نظر می‌رسد که به‌طور میانگین، رانندگان اسنپ و تپسی در شهر‌های نه چندان بزرگ و با جمعیت متوسط روزانه بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان درآمد ناخالص دارند و البته باز با این حال، پس از کسر سهم پلتفرم (۱۵ تا ۲۰ درصد)، هزینه سوخت، استهلاک خودرو، بیمه، و مخارج روزمره، درآمد خالص بسیاری از رانندگان به کمتر از ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان در روز کاهش می‌یابد.

    این بدان معناست که احتمالا به استثنای شهر تهران به عنوان پایتخت ایران و شاید چند کلانشهر خاص، درآمد خالص این رانندگان در ماه، به صورت متوسط بین ۷ تا ۱۰ میلیون تومان برآورد می‌شود؛ رقمی که با توجه به نرخ تورم و هزینه‌های زندگی، تنها تأمین حداقلی معیشت را ممکن می‌سازد و از ایجاد پس‌انداز یا امنیت اقتصادی خبری نیست.

    این موضوع البته در تهران متفاوت است. چنان که حتی اگر معیار را گزارش سال ۱۴۰۱ اسنپ در نظر بگیریم نیز یک راننده با ۲۰ تا ۲۵ سفر در روز اگر در آن سال به درآمد ۳۰ میلیون تومانی می‌رسیده است اگر تنها ۳۰ درصد به کرایه‌ها در سه سال اضافه شده باشد این بدان معناست که به صورت ناخالص می‌تواند در ماه به در آمدی حدود ۴۰ میلیون تومان در شهر تهران دست یابد.

    آمار جهانی در برابر واقعیت ایران

    اما اگر نگاهی به وضعیت اوبر در جهان بیاندازیم متوجه می‌شویم که تا نیمه سال ۲۰۲۴ تنها ۷.۸ میلیون راننده در ۷۰ کشور داشته و این در حالی است که تعداد سفر‌های روزانه اوبر در جهان حدود ۳۰ میلیون سفر است و این یعنی تقریباً ۵ برابر مجموع سفر‌های اسنپ و تپسی در ایران.

    چنین مقایسه‌ای نه‌تنها نشانگر ضریب نفوذ بالای این پلتفرم‌ها در جامعه ایرانی است، بلکه پرسشی جدی را مطرح می‌کند: چرا بخش بزرگی از نیروی کار کشور، به‌جای حضور در تولید و صنعت، به رانندگی در تاکسی‌های اینترنتی روی آورده‌اند؟

    فرار نیروی کار از صنعت و زیرساخت

    پاسخ را باید در بحران‌های ساختاری اقتصاد ایران جست‌و‌جو کرد.
    صنایع کوچک و متوسط در سال‌های اخیر به دلیل تحریم‌ها، کاهش سرمایه‌گذاری، ناکارآمدی مدیریتی و افت شدید بهره‌وری، با کاهش جدی اشتغال روبه‌رو شده‌اند.

    اکنون در ایران بسیاری از واحد‌های تولیدی با ظرفیت پایین فعالیت می‌کنند یا تعطیل شده‌اند. در این میان، نیرو‌های ماهر یا نیمه‌ماهر، با نبود امنیت شغلی، دستمزد ناکافی و سختی کار، صنعت را ترک کرده و به اشتغال در پلتفرم‌های حمل‌ونقل رو آورده‌اند؛ کاری بی‌نیاز از تخصص، انعطاف‌پذیر، اما بدون بیمه، آینده و ثبات اقتصادی.

    معنای حضور ۸ میلیون راننده در اقتصاد ایران را به صورت خلاقه می‌توان در موارد زیر نیز خلاصه کرد:

    ۱. خروج نیروی کار از صنایع تولید و زیرساخت
    بزرگ شدن بخش حمل‌و‌نقل موتوره‌وار پلتفرمی نشان‌دهنده کمبود جذابیت یا دسترسی در بخش تولید است. این امر باعث می‌شود نیرو‌های ماهر به سمت کار‌های سکو محور رانده شوند و سرمایه انسانی در توسعه صنعتی استفاده نشود.

    ۲. اثرات کلان اقتصادی
    عوارض زیرساختی: افزایش ناوگان شخصی و موتوسوار منجر به ترافیک، آلودگی و فرسایش جاده‌ها می‌شود، در حالی‌که سهم تولید ناخالص ملی از نوسازی زیرساخت به حداقل می‌رسد.
    جنبش نقدینگی: بخش خدمات پلتفرمی سریع رشد کرده، اما تکیه‌بر تولید نداشته و ارزش‌افزوده را کاهش داده است.

    ۳. آسیب‌پذیری و عدم برنامه‌ریزی ساختاری
    این نوع اشتغال اغلب حمایتی نیست و شامل مزایای اجتماعی نمی‌شود و اقتصاد را در مقابل شوک‌های عرضه (مثلاً مشکلات قطعات) آسیب‌پذیر می‌سازد.

    تأثیر تحریم‌ها بر اشتغال و اقتصاد

    اما باز برای درک ریشه‌های این روند افزایشی شدن رانندگی در اسنپ و تپسی به جای یافتن شغل باید به این مساله توجه داشت که تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران، به‌ویژه در حوزه‌های بانکی، انرژی و سرمایه‌گذاری خارجی، به یکی از عوامل اصلی رکود تولید و صنعتی کشور بدل شده و در چنین شرایطی دیگر شاید اصلا عجیب نباشد اگر نیروی کار ناامید از آموختن و دست یابی به شغلی با دورنمای آینده به سراغ رانندگی برود.

    چنان چه انسداد مبادلات مالی، کاهش ورود فناوری و دشواری در تأمین قطعات و مواد اولیه باعث شده بسیاری از کارخانه‌ها فعالیت خود را محدود یا تعطیل کنند.

    در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری داخلی نیز به دلیل نااطمینانی و نوسانات اقتصادی کاهش یافته و عملاً اشتغال در بخش‌های مولد متوقف شده است.
    از سوی دیگر، با کاهش درآمد‌های نفتی و بودجه عمرانی، دولت نیز از توان تأمین زیرساخت‌های توسعه‌ای ناتوان مانده و پروژه‌های عمرانی دچار رکود شده‌اند. همین بستر بحرانی، پلتفرم‌های خدماتی مانند اسنپ و تپسی را به پناهگاهی برای بیکاران بدل کرده که از تولید رانده و به خدمات سوق یافته‌اند.

    بیکاری پنهان در قالب اشتغال ظاهری

    بحران بزرگ تر، اما مساله دستاورد سازی برخی مسئولان با مساله اشتغال شهروندان ایران در سکو‌های اینترنتی کرایه خودرو است.
    آنچه امروز به‌عنوان اشتغال این اپلیکیشن‌ها معرفی می‌شود، در بسیاری موارد نوعی بیکاری پنهان است.
    چنان چه افراد تحصیل‌کرده، فنی و حتی دارای سابقه کار صنعتی، به علت نبود فرصت‌های شغلی در بخش‌های مولد، به‌صورت موقت یا دائم وارد این نوع اشتغال شده‌اند.

    راننده‌هایی که روزانه بیش از ۱۰ ساعت کار می‌کنند، اما درآمدی ناپایدار، بدون بیمه و بدون آینده دارند، در عمل نه‌تنها سهمی در رشد اقتصادی ندارند، بلکه بار اجتماعی و اقتصادی مضاعفی بر دوش دولت و زیرساخت‌های کشور تحمیل می‌کنند.

    تهدید‌های آینده‌نگرانه یک رشد ترسناک

    در همین حال، اما گسترش بیش از حد بخش حمل‌ونقل پلتفرمی بدون توسعه متوازن در بخش تولید، به معنای تخلیه ظرفیت انسانی کشور از حوزه‌های کلیدی همچون صنعت، کشاورزی، عمران و انرژی است.

    این روند، توان کشور برای رشد پایدار و مقاومت در برابر بحران‌های آینده را تضعیف می‌کند. اشتغال در پلتفرم‌ها اگرچه به‌صورت موقت برخی بحران‌ها را تسکین می‌دهد، اما در بلندمدت به یک تله ساختاری تبدیل خواهد شد؛ جایی که نیروی کار به مشاغل کم‌درآمد و کم‌اثر عادت می‌کند و دیگر بازگشتی به فعالیت‌های مولد ندارد.

    وجود ۸ میلیون راننده در یک اقتصاد بحران‌زده، نه نشانه‌ای از کارآفرینی دیجیتال، بلکه گواهی از فرار بزرگ نیروی انسانی از حوزه‌های حیاتی اقتصاد است.
    سیاست‌گذاران باید با اصلاح محیط کسب‌وکار، حمایت واقعی از تولید و احیای زیرساخت‌ها، مسیر را برای بازگشت نیروی کار به بخش‌های مولد هموار کنند؛ در غیر این‌صورت، اقتصاد ایران با از دست دادن مغز‌ها و بازوان خود، به سوی افول بلندمدت حرکت خواهد کرد.

  • سایه ناامیدی بر بازار کار ایران / پای کاهش بیکاری در میان است یا مرگ اشتغال؟

    سایه ناامیدی بر بازار کار ایران / پای کاهش بیکاری در میان است یا مرگ اشتغال؟

    به گزارش اقتصادران، بازار کار ایران در زمستان ۱۴۰۳ تصویری پیچیده، متناقض و در عین حال نگران‌کننده ارائه می‌دهد؛ آماری که در ظاهر از کاهش نرخ بیکاری حکایت دارد، اما در عمق خود نشانگر کاهش مشارکت اقتصادی، افت شاخص‌های اشتغال و گسترش پدیده‌هایی همچون اشتغال ناقص و خروج ناامیدان از بازار کار است. این تحولات نه‌تنها نشان‌دهنده رکود در فضای اقتصادی کشور هستند، بلکه از تضعیف تدریجی ظرفیت بازار کار در جذب نیروی انسانی خبر می‌دهند؛ آن هم در شرایطی که جامعه ایران با موجی از جوانان جویای کار، تغییرات جمعیتی و فشارهای اقتصادی مواجه است.

    مطابق داده‌های رسمی، نرخ بیکاری در زمستان امسال به ۷.۸ درصد رسید؛ رقمی که در نگاه اول می‌تواند امیدبخش باشد، اما وقتی در کنار نرخ مشارکت اقتصادی قرار گیرد، معنای خود را از دست می‌دهد. مشارکت اقتصادی به ۴۰.۱ درصد رسیده است که نه‌تنها نسبت به فصل قبل کاهش یافته، بلکه از پایین‌ترین ارقام ثبت‌شده طی سال‌های اخیر محسوب می‌شود. این رقم به آن معناست که درصد قابل توجهی از افراد در سن کار، دیگر نه شاغل‌اند و نه حتی جویای کار؛ گروهی که در آمار بیکاری به‌حساب نمی‌آیند اما از نظر اقتصادی عملاً غیرفعال شده‌اند. این پدیده در اقتصاد به‌عنوان «ناامیدان از بازار کار» شناخته می‌شود، افرادی که از جستجوی شغل دلسرد شده و کنار کشیده‌اند.

    عقب‌نشینی بی‌صدای زنان از بازار کار

    در میان گروه‌های اجتماعی، زنان بیش از دیگران درگیر این عقب‌نشینی از بازار کار شده‌اند. نرخ مشارکت اقتصادی زنان به ۱۳.۱ درصد کاهش یافته است؛ رقمی نگران‌کننده که از عقب‌نشینی بیشتر زنان نسبت به دوره‌های قبل خبر می‌دهد. این در حالی است که نرخ بیکاری در میان زنان نیز کاهش یافته، اما نه به دلیل افزایش اشتغال، بلکه به سبب خروج آنان از صف متقاضیان کار. در نتیجه، بسیاری از زنان که تا پیش از این به‌عنوان «بیکار» در آمار محسوب می‌شدند، اکنون اساساً دیگر در هیچ‌یک از دسته‌بندی‌های فعال اقتصادی قرار نمی‌گیرند. این امر به‌طور خاص در مناطق شهری محسوس‌تر است، جایی که ساختار اقتصادی، فرهنگی و نهادی فرصت‌های شغلی محدودتر و محدودکننده‌تری برای زنان فراهم کرده است.

    040303

    اشتغال در سطحی پایین، با کیفیتی نازل

    از سوی دیگر، نرخ اشتغال نیز همسو با کاهش مشارکت اقتصادی افت کرده و به ۳۷ درصد رسیده است. بررسی توزیع این شاخص در مناطق شهری و روستایی نشان می‌دهد که کاهش اشتغال به‌ویژه در روستاها برجسته‌تر بوده است. هرچند نرخ بیکاری در روستاها کمتر از شهرها گزارش شده، اما تحلیل‌ها حاکی از آن است که این وضعیت نه به دلیل بهبود عملکرد بازار کار در مناطق روستایی، بلکه نتیجه اشتغال‌های پنهان، فامیلی، یا کم‌درآمدی است که عملاً افراد را در وضعیت اشتغال نگه داشته، اما بدون آنکه کیفیت زندگی یا بهره‌وری نیروی کار را افزایش دهد. همچنین اشتغال ناقص – شامل شاغلانی که ناچارند با ساعت کاری کم یا در مشاغل موقتی کار کنند – بخش قابل‌توجهی از نیروی کار این مناطق را تشکیل می‌دهد.

    توزیع ناعادلانه فرصت‌ها در جغرافیای نابرابر

    از منظر جغرافیایی نیز بازار کار ایران در زمستان ۱۴۰۳ تصویری نابرابر از خود نشان می‌دهد. نرخ بیکاری استان تهران ۳.۴ درصد اعلام شده که یکی از پایین‌ترین نرخ‌ها در کشور است. اما در مقابل، استان‌های مرزی مانند کردستان با نرخ بیکاری بالای ۱۳٫۷ درصد در شرایط بحرانی قرار دارند. این شکاف نه‌تنها بیانگر توزیع ناعادلانه فرصت‌های شغلی است، بلکه از تمرکز نامتوازن سرمایه‌گذاری و خدمات در مرکز کشور نسبت به مناطق حاشیه‌ای حکایت دارد. استان‌هایی که به دلایل ساختاری، امنیتی یا محرومیت تاریخی از توسعه پایدار بازمانده‌اند، اکنون با بحرانی‌ترین وضعیت بیکاری در میان همه استان‌ها مواجه‌اند.

    کاهش ظاهری بیکاری؛ نیاز به نگاه ساختار

    در نهایت، آمارهای منتشرشده از بازار کار زمستان ۱۴۰۳ نشان می‌دهند که کاهش نرخ بیکاری، الزاما نشانه‌ای از بهبود نیست. بلکه در بسیاری موارد، نتیجه خروج نیروهای بالقوه از بازار و افزایش جمعیت غیرفعال اقتصادی است. ساختار بازار کار کشور نیازمند نگاهی نو، اصلاحات ساختاری و برنامه‌ریزی منطقه‌ای دقیق‌تری است. بدون سیاست‌هایی برای افزایش نرخ مشارکت، بهبود کیفیت اشتغال و رفع تبعیض‌های منطقه‌ای و جنسیتی، شاخص‌های بازار کار ممکن است به ظاهر بهبود یابند، اما در عمل فاصله‌ای روزافزون میان جمعیت در سن کار و فرصت‌های شغلی ایجاد خواهد شد؛ شکافی که تداوم آن پیامدهایی فراتر از اقتصاد، برای جامعه ایران خواهد داشت.

  • ایران در آینه شاخص فلاکت / کدام استان‌ها در مضیقه رفاهی هستند؟

    ایران در آینه شاخص فلاکت / کدام استان‌ها در مضیقه رفاهی هستند؟

    به گزارش اقتصادران، شاخص فلاکت یکی از آمارهایی است که نشان می‌دهد میزان بیکاری و تورم در یک استان چه میزان بوده است. به همین جهت برای محاسبه این شاخص از مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم سالانه استفاده شده است.

    بررسی آمارهای شاخص فلاکت استان‌ها در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد بیشترین سطح  شاخص فلاکت مربوط به استان اردبیل و کمترین سطح شاخص فلاکت در این سال مربوط به استان یزد بوده است.

    040307

    وضعیت شاخص فلاکت در سال ۱۴۰۳

    بررسی آمارهای شاخص فلاکت استانی در سال ۱۴۰۳ حاکی از آن است که شاخص فلاکت در کل کشور معادل ۴۰٫۱ بوده است. این درحالی است که ۱۵ استان کشور وضعیتی بهتر از میانگین کشوری و ۱۶ استان وضعیت نامناسب‌تری را تجربه کرده‌اند.

    بر این اساس می‌توان مشاهده کرد که بهترین وضعیت شاخص فلاکت در سال ۱۴۰۳ مربوط به استان یزد بوده است. طبق آمارها شاخص فلاکت در استان یزد معادل ۳۵٫۹ بوده که نسبت به میانگین کشوری ۴٫۲ واحد کمتر بوده است. به بیانی می‌توان گفت استان یزد وضعیت مناسب‌تری در نرخ بیکاری و تورم سالانه نسبت به سایر استان‌های کشور داشته است. باید به این نکته دقت داشت که در سال ۱۴۰۲، این استان نامناسب‌ترین وضعیت را از نظر شاخص فلاکت تجربه کرده بود اما در سال گذشته با عملکرد بهتر توانست جایگاه خود را به بهترین وضعیت رفاهی در میان استان‌ها برساند.

    در سمت دیگر استان اردبیل قرار گرفته است که بیشترین سطح شاخص فلاکت را در سال گذشته داشته است. شاخص فلاکت در این استان معادل ۴۵٫۳ بوده که ۵٫۲ واحد نسبت به میانگین کشوری بالاتر بوده است. به به عبارتی در سال گذشته استان اردبیل نامناسب‌ترین وضعیت رفاهی و اجتماعی را برای خانوارهای خود داشته است به طوریکه مجموع نرخ تورم سالانه و نرخ بیکاری این استان از سایر استان‌های کشور بیشتر بوده است.

    در این میان بررسی استان‌های بزرگ نیز از اهمیت بالایی برخوردار است برای مثال استان اصفهان با شاخص فلاکت ۴۳٫۵ جایگاه سوم را در میان استان‌های کشور داشته است. استان‌های خراسان رضوی، فارس و البرز نیز به ترتیب شاخص فلاکتی معادل ۳۹٫۵ واحد، ۳۹٫۹ واحد و ۴۰٫۲ را در این سال تجربه کرده‌اند. وضعیت شاخص فلاکت در پایتخت نیز در حدود ۳۷٫۳ است که استان تهران را در جایگاه بیست و هفتم در میان استان‌های کشور قرار می‌دهد. جایگاهی که وضعیت رفاهی، بیکاری و تورم در این استان را مساعد‌تر از بسیاری از استان‌های کشور نشان می‌دهد.

  • نرخ بیکاری کم شد؛ بیکاران کجا رفته‌اند!؟ / حاج‌اسماعیلی: آمارها مشکل دارد

    نرخ بیکاری کم شد؛ بیکاران کجا رفته‌اند!؟ / حاج‌اسماعیلی: آمارها مشکل دارد

    به گزارش اقتصادران، تازه‌ترین آمار درباره وضعیت بازار کار کشور منتشر شد که نشان از کاهش نرخ بیکاری دارد. این آمار اگرچه در ابتدای امر می‌تواند نشانه‌ای مثبت برای بازار کار کشور باشد، اما با توجه به شرایط اقتصادی کشور، تورم بالا، رکود سنگین و خوابی که بسیاری از تولیدکنندگان و صنایع رفته‌اند، با واقعیت اقتصادی به هیچ وجه همخوانی ندارد. بر همین اساس، در حال حاضر این سوال مطرح بیکاران کشور در حال حاضر کجا رفته‌اند که نرخ بیکاری کاهنده بوده است.

    براساس گزارش مرکز آمار ایران، در پایان سال ۱۴۰۳ نرخ بیکاری به ۷.۶ درصد رسیده است. بنا به این آمار، تعداد بیکاران کشور در پایان ۱۴۰۳، دو میلیون و ۲۹ هزار و ۵۴۴ نفر بوده که نسبت به سال ۱۴۰۲ نیم درصد کاهش یافته است. البته در کنار این آمار، عددی درباره نرخ مشارکت اقتصادی منتشر شده که حاکی از آن است که در پایان سال ۱۴۰۳ از مجموع ۶۵ میلیون و ۳۳۸ هزار ایرانی که ۱۵ سال یا بیشتر سن داشتند، ۴۱ درصد آنها (معادل ۲۶ میلیون و ۸۱۸ هزار نفر) از نظر مشارکت اقتصادی فعال بودند و این نرخ نسبت به سال گذشته ۰.۳ درصد کاهش داشته است.

    آمار بیکاری با واقعیت‌های اقتصادی همخوانی ندارد

    حمید حاج‌اسماعیلی، کارشناس بازار کار در همین خصوص  می‌گوید: مساله پایین بودن نرخ بیکاری در کشور ما به خصوص در چند سال اخیر که کاهنده بوده، محل پرسش و نقد بسیار جدی است، زیرا با واقعیت‌های اقتصادی و جمعیتی همخوانی ندارد و به خصوص به لحاظ میدانی و بررسی‌های اجتماعی و اقتصادی هم همخوانی با واقعیت‌های کشور ندارد.

    وی با اشاره به دلایل انتقاد به آمارها می‌افزاید: ما در حوزه آمارگیری مشکلاتی در کشور داریم؛ این فقط مربوط به مساله نرخ بیکاری و اشتغال نیست. شما می‌بینید که در همه بخش‌ها مشکلات متعددی داریم و حتی در بخش‌هایی که اطلاعات آماری، مساله حساس برای کشور هست هم دچار مشکل هستیم.

    این کارشناس بازار کار ادامه می‌دهد: ما طی دو دهه اخیر تلاش کردیم آمارگیری بسیار جدی به لحاظ وضعیت‌های اقتصادی و اجتماعی در کشور از همه خانوارها و افراد به دست بیاوریم. در بخش یارانه‌ها همچنان نواقص را می‌بینیم و آمار نفوس مسکن هم واقعا به صورت کلی این انتقادات و نواقص را دارد. پس ما به لحاظ آماری و زیرساختی در استخراج آمار مشکل داریم و حتما باید مورد بازنگری قرار گیرد.

    حاج‌اسماعیلی متذکر می‌شود: این‌که ما بعد از سال‌ها با وجود انتقاد به بحث‌های آماری، هنوز نتوانستیم نواقص را برطرف کنیم، واقعا یک مشکل بسیار جدی در کشور است و باید این مساله را قبول کنیم که نقص آماری در همه بخش‌ها وجود دارد.

    چرا آمارها دچار انحراف است؟

    این کارشناس بازار کار در ادامه می‌گوید: دومین موضوع که در همین راستا می‌شود مطرح کرد، روش‌های آمارگیری است که در بخش‌های تخصصی مطرح می‌شود. آن هم پایه محاسباتی که دارد، آمار نفوس و مسکن است. وقتی هم که آمار نفوس و مسکن دچار مشکلات اساسی و با خلاء همراه است، بنابراین آمارهای فنی در بخش‌های تخصصی با مشکل مواجه می‌شود؛ یعنی روش‌ها و شیوه‌ها پاسخ‌گو نخواهد بود.

    حاج‌اسماعیلی می‌افزاید: در بخش آمار اشتغال، دیدید که ما تاکید داریم از روش‌های استاندارد و بین‌المللی استفاده شود، ولی به لحاظ جانمایی و موقعیت و زیرساختی، شرایط بین‌المللی را نداریم و همین موضوع ایجاد انحراف می‌کند. به این معنا که ما به هر کسی که بگوییم درآمد داریم، آن را شاغل به حساب می‌آوریم. یا این‌که فردی که دو ساعت در هفته کار می‌کند را شاغل به حساب می‌آوریم.

    وی عنوان می‌کند: حالا این‌ها بخشی‌اش، آمارها یا روش‌هایی است که در عرصه بین‌المللی هم مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما در ایران برای ما واقعا مشکلاتی را فراهم کرده و مورد انحراف شده است.

    نرخ بیکاری گول‌زننده است

    این کارشناس بازار کار با بیان این‌که بحث پایین بودن نرخ بیکاری در کشور، نرخ بیکاری عمومی است، تصریح می‌کند: این در حالی است که در بخش‌های خاص جمعیتی، نرخ بیکاری بالا داریم. درست است که نرخ بیکاری عمومی ما ۷.۶ درصد است، اما ما در بخش جوانان بالای ۲۳، ۲۴ درصد نرخ بیکاری داریم که چند سال است تداوم دارد.

    حاج‌اسماعیلی می‌افزاید: در بخش فارغ‌التحصیلان، نرخ بیکاری بالا داریم و بالاترین نرخ بیکاری مربوط به بخش فارغ‌التحصیلان دانشگاهی است که بیش از ۴۰ درصد بیکاران ما را این گروه تشکیل می‌دهند. در بخش زنان هم نرخ بیکاری بالا داریم.

    وی عنوان می‌کند: پس ببینید ما در سه بخش جمعیتی که جویای کار هستند، نرخ بیکاری بسیار بالا و غیرقابل قبول داریم، بنابراین آنچه که نرخ بیکاری پایین و کاهنده هست، در نرخ بیکاری عمومی است که نباید گول‌زننده باشد. ما در آن بخش‌های حساس و با انگیزه و متقاضی کار نتوانستیم مشکلات را برطرف کنیم.

    نرخ مشارکت اقتصادی بسیار پایین است

    این کارشناس بازار کار همچنین می‌گوید: مساله بعدی که باید مطرح کنم، نرخ مشارکت اقتصادی است. نرخ مشارکت اقتصادی ما در کشور بسیار پایین است. البته این هم دلایل متعدد و خاص خود را دارد. وقتی نرخ مشارکت اقتصادی پایین می‌آید، خودبه‌خود روی جمعیت فعال تاثیر دارد و جمعیت فعال را کوچک می‌کند و جمعیت فعال نمی‌تواند بزرگ شود.

    حاج‌اسماعیلی می‌افزاید: وقتی جمعیت فعال رشد طبیعی ندارد و کوچک است، خب نرخ بیکاری و اشتغال هم از جمعیت فعال استخراج می‌شود و به همین نسبت نرخ بیکاری نمی‌تواند افزایش پیدا کند، چون نرخ مشارکت پایین است. برای مثال، در بخش زنان، نرخ مشارکت اقتصادی در حدود ۱۴ درصد است. ببینید جمعیت زنان به دلیل شرایط خاص کشور که استقلال مالی زنان بیش از گذشته شده، نرخ پایینی است.

    وی عنوان می‌کند: مساله بعدی که می‌خواهم به آن اشاره کنم، عدم انگیزه‌ای است که به دلایل متعدد برای ورود به بازار کار شکل گرفته است. این یک موضوع مهمی است که باعث می‌شود نرخ بیکاری عمومی به دلایل متعدد و از جنبه‌های متعدد افزایش پیدا نکند یا کاهنده باشد. برای مثال، دلایل اجتماعی و سیاسی که در ایران در کنار مسایل اقتصادی اتفاق افتاد، باعث شد که خیلی از جوانان و فارغ‌التحصیلان، سودای مهاجرت از کشور را در سر داشته باشند و دیگر انگیزه‌ای برای ورود به بازار کار ندارند.

    این کارشناس بازار کار متذکر می‌شود: این به معنای این نیست که نرخ بیکاری ما پایین آمده و توسعه اقتصادی ایجاد کردیم؛ به این معناست که فرار از بازار کار و عدم انگیزه و تمایل به بازار کار شکل گرفته است؛ به خصوص در جوانان و فارغ‌التحصیلان.

    حاج‌اسماعیلی بیان می‌کند: خب به همین نسبت هم عوامل دیگر تاثیر داشته است؛ مثل این‌که وقتی تورم بالا باشد، دستمزدها به اندازه کافی افزایش پیدا نمی‌کند و افراد احساس می‌کنند که به بیگاری گرفته می‌شوند و مشکل‌شان برای چند ساعت کار حل نمی‌شود که بتوانند درآمد کافی داشته باشند که نیازهایشان را برطرف کند.

    وی یادآور می‌شود: این هم جزو عوامل مهمی است که باید عدم انگیزه برای ورود به بازار کار را از جنبه‌های مختلف بررسی کنیم. شما هم حتما شنیده‌اید که بخش‌هایی از کافرمایان می‌گویند که ما کارگر می‌خواهیم، ولی کارگر وجود ندارد. علت این است که ما دستمزد کافی پرداخت نمی‌کنیم و شرایط کار را براساس استانداردها فراهم نمی‌کنیم و در عین حال، فرد انگیزه‌های لازم را برای ورود به بازار کار ندارد، ولی بیکار هست و تمایلی برای این کار ندارد.

    این کارشناس بازار کار تاکید می‌کند: همه این‌ها جنبه‌هایی است که من به لحاظ زیرساخت آماری مطرح کردم، اما از جنبه‌های اقتصادی هم ما باید به این مساله بپردازیم که نرخ بیکاری واقعا همخوانی ندارد.

    نرخ بیکاری چگونه پایین آمده است؟

    حاج‌اسماعیلی با بیان این‌که ما الان چند سال است که به دلیل تحریم‌ها دچار تورم و رکود هستیم، می‌گوید: نرخ بیکاری چگونه پایین آمده است؟ مگر ما توسعه اقتصادی ایجاد کرده‌ایم؟ مگر برنامه اشتغالزایی خاصی داشتیم؟ چه طرح‌های مهمی در بخش‌های اقتصادی طی سال‌های اخیر اجرا شده که ما فکر کنیم نرخ بیکاری ما کاهش پیدا می‌کند؟ آیا سرمایه‌گذاری یا بودجه‌های عمرانی ما افزایش پیدا کرده است؟

    وی ادامه می‌دهد: برعکس، ما شاهد تقلیل سرمایه‌گذاری و بودجه‌های عمرانی بوده‌ایم و حتی وجود نداشته است. ما الان هزاران پروژه نیمه کاره در کشور داریم که به دلیل کمبود منابع اعتباری نمی‌توانیم اجرا کنیم؟ این سوال مطرح است که چگونه ما توانستیم ظرفیت اشتغال را بالا ببریم که باعث کاهش نرخ بیکاری شود.

    این کارشناس بازار کار تصریح می‌کند: ما هم در بخش سرمایه‌گذاری داخلی به دلیل ریسک بالای سرمایه‌گذاری در ایران دچار مشکل بودیم و هم با نرخ تورم بالا، عدم تعامل اقتصادی با دنیا به دلیل تحریم‌ها روبه‌رو هستیم. در کنار آن، عدم جذب سرمایه‌گذاری خارجی را شاهد هستیم. پروژه‌های بزرگ به طور معمول با استفاده از فاینانس خارجی و سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ و مشارکت آن‌ها شکل می‌گیرد و این موضوع روی اشتغال و نرخ بیکاری اثر می‌گذارد. همه این‌ها، تناقض‌هایی است که در نرخ بیکاری ۷.۶ درصد وجود دارد.

    آیا دلالی و واسطه‌گری شغل محسوب می‌شود؟

    حاج‌اسماعیلی با بیان این‌که مساله بعدی، دلالی و واسطه‌گری است که در ایران وجود دارد، می‌گوید: وقتی دلالی و واسطه‌گری و مشاغل کاذب و اقتصاد سیاه شکل می‌گیرد، خودبه‌خود بازار رسمی کوچک می‌شود و به همین ترتیب، اقتصاد هم کوچک می‌شود. به همین نسبت، شاهد کوچک شدن جمعیت اشتغال خواهیم بود. معلوم است که انگیزه‌ای برای ورود بازارهای رسمی وجود ندارد و مردم در بازارهای غیررسمی و واسطه‌گری فعال می‌کنند.

    وی می‌افزاید: سال‌هاست که شاهدیم که مردم به سمت خرید و فروش ارز و طلا و سکه می‌روند. همه این‌ها روی بازار کار اثر دارد. این سوال مطرح است که آیا این‌ها شغل دارند؟ این یک موضوع فنی و تخصصی است که باید مورد بررسی جدی قرار بگیرد که نمی‌توانیم آن‌ها را بیکار تلقی کنیم و نه می‌توانیم آن‌ها را شاغل بدانیم.

    این کارشناس بازار کار عنوان می‌کند: در عین حال، طرح‌های اشتغالزایی هم در کشور وجود نداشته است و حداقل من می‌توانم از دولت دوم آقای روحانی که دولت دوازدهم باشد، بگوییم که با ورود به بحث تحریم دچار مشکل شدیم و کرونا هم در کشور شکل گرفت که نوسان سینوسی بزرگ را در بازار کار ایجاد کرد و بازار کار به شدت سقوط کرد.

    وی خاطرنشان می‌کند: اما پس از آن با رفع کرونا، بخش‌های خدماتی احیا شد و برخی هم این شرایط را در رابطه با کارنامه دولت‌ها تلقی کردند که به هیچ‌وجه درست نیست، چون شرایط به حالت طبیعی برگشته بود. در دولت سیزدهم هم برنامه اشتغالی نداشتیم. دولت آقای پزشکیان هم ابتدای کار است و هنوز دنبال این هستند که مشکلات را پیدا کنند. بنابراین کاهش نرخ بیکاری به نظر من جنبه اقتصادی ندارد و از منظر اقتصادی قابل دفاع نیست.

  • خوشبینی و بدبینی استان‌ها در بازار کار + نمودار

    خوشبینی و بدبینی استان‌ها در بازار کار + نمودار

    به گزارش اقتصادران، از سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ ، در تمام فصول استان زنجان بالاترین نرخ مشارکت اقتصادی را در مقایسه با سایر استان‌ها به خود اختصاص داده‌اند. از طرف دیگر در چهار سال گذشته، استان ایلام در ۱۱ فصل پایین‌ترین نرخ مشارکت اقتصادی را داشته است.

    نرخ بیکاری نیز از نسبت تعداد افراد بیکار به کل جمعیت فعال محاسبه می‌شود. همانطور که گفته شد جمعیت فعال از مجموع افراد شاغل و بیکار اما در جستجوی شغل به دست می‌آید.

    کدام استان‌ها بالاترین و پایین‌ترین نرخ مشارکت اقتصادی را در فصول مختلف داشته‌اند؟

    همانطور که اشاره شد از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ که مدت چهارسال محسوب می‌شود، در بیشتر فصول زنجان بالاترین نرخ مشارکت اقتصادی و ایلام پایین‌ترین نرخ مشارکت اقتصادی را در میان استان‌ها به خود اختصاص داده است.

    براساس داده‌های مرکز آمار از وضعیت بازار کار در سال ۱۴۰۰ ، در بهار، تابستان و زمستان یزد و فقط در پاییز اردبیل بالاترین نرخ مشارکت اقتصادی را داشته است. با این‌وجود از بهار سال ۱۴۰۱ تا زمستان سال گذشته در تمام فصول بالاترین نرخ مشارکت اقتصادی به استان زنجان رسیده است. در این استان معمولا نرخ مشارکت نزدیک به ۵۰ درصد برآورد شده است.

    از طرف دیگر در سال ۱۴۰۰ ، در بهار استان کهگیلویه و بویراحمد و در تابستان سیستان و بلوچستان پایین‌ترین نرخ مشارکت اقتصادی را تجربه کرده‌اند. در دو فصل انتهایی این سال نیز استان ایلام رتبه پایین‌ترین نرخ مشارکت اقتصادی را در اختیار گرفته است.

    برآوردها حاکی از آن است که در سال ۱۴۰۱ در همه فصل‌ها استان ایلام کمترین نرخ مشارکت اقتصادی را به خود اختصاص داده است. در سال ۱۴۰۲ در دو فصل کهگیلویه و بویراحمد و در دو فصل دیگر ایلام پایین‌ترین نرخ مشارکت اقتصادی را داشته‌اند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال گذشته تنها در بهار استان کهگیلویه و بویراحمد پایین‌ترین نرخ مشارکت اقتصادی را داشته و در سه فصل دیگر این عنوان به استان ایلام رسیده است.

    براین اساس می‌توان ادعا کرد که در چهار سال گذشته وضعیت بازار کار از نظر نرخ مشارکت اقتصادی در استان‌ زنجان مثبت و در استان ایلام منفی بوده است.