برچسب: مهاجرت

  • خسارت ۵۰ میلیارد دلاری مهاجرت ایرانی ها به اقتصاد / مردم ایران مدام به مهاجرت فکر می‌کنند

    خسارت ۵۰ میلیارد دلاری مهاجرت ایرانی ها به اقتصاد / مردم ایران مدام به مهاجرت فکر می‌کنند

    به گزارش اقتصادران، «ما الان بچه‌هایی تربیت می‌کنیم که فکرشان به خارج است. هنر این نیست که نخبه تربیت کنیم و به آمریکا بفرستیم.»
    این سخنان رئیس جمهوری، مسعود پزشکیان در آیین تجلیل از معلمان نمونه کشوری چنان دمیدن بر آتش زیر خاکستری بود که هر از چندی زبانه می‌کشد و باز فرو می‌نشیند، اما این فرونشستنش به معنای نبود یا حتی کم شدن از بار این حقیقت نیست که بخش بزرگی از دانشجویان، نخبگان و فارغ التحصیلان ایرانی بیش از همیشه به رفتن فکر می‌کنند و گاه حتی رفتن به هر بها و قیمتی!

    در این بین، اما عجیب بود که وقتی رییس جمهور نگران مهاجرت جوانان است، رسانه خیلی خاص کیهان ناگهان در واکنشی نه چندان قابل پیش بینی می‌گوید این نگرانی موضوعیت ندارد و نکته جالب‌تر این است که کیهان برای این نگران نبودنش نیز به آمار سال‌های پیش استناد می‌کند و تازه معلوم هم نیست این آمار را از کجا آورده است!

    حمله کیهان به رئیس جمهور در موضوع مهاجرت

    کیهان در گزارشی دیروز ۱۵ اردیبهشت و در واکنش به سخنان رئیس جمهور نوشت: آقای مسعود پزشکیان روز گذشته در آیین تجلیل معلمان نمونه کشور یکی از ادعا‌های همیشگی خود را تکرار کرده و گفته است: «ما الان بچه‌هایی تربیت می‌کنیم که فکرشان به خارج است. هنر این نیست که نخبه تربیت کنیم و به آمریکا بفرستیم.»

    کیهان در ادامه می‌گوید: «اظهارات آقای رئیس‌جمهور چندان واقعی به نظر نمی‌رسد و اگر آن را بی‌اطلاعی ایشان از آمار مهاجرت ندانیم دست‌کم باید بگوییم آقای پزشکیان بیش از حد اغراق کرده است. براساس داده‌های جمع‌آوری شده در سال ۲۰۲۰ که در تارنمای world population review منتشره کرده است؛ ایران حتی در میان ۵۰ کشور اول مهاجرفرست دنیا نیست.»

    جالب این است که گویا نویسنده مطلب و تایید کننده آن در کیهان بی خبر است که اکنون در سال ۲۰۲۵ هستیم و البته که مبنای دقیق آمار ارائه شده توسط کیهان در سال ۲۰۲۰ نیز روشن نیست.

    البته که کیهان کوتاه نیامده و در ادامه نیز می‌نویسد «همچنین طبق آمار سالنامه مهاجرتی ایران در سال ۱۳۹۹ از سال ۲۰۱۱ روند مهاجرت دانشجویان ایرانی کاهشی شده و از رتبه ۱۲ در سال ۲۰۱۲ به رتبه ۲۰ در سال ۲۰۱۷ رسیده است. طبق آمار سالنامه مهاجرتی ایران در سال ۱۴۰۱ نیز روند بازگشت دانشجویان ایرانی به کشور از سال ۹۳ تسریع شده است.»

    جالب این که حتی از آمار ادعایی سالنامه مهاجرت نیز ۳ سال گذشته و کیهان همچنان معتقد است رییس جمهور اشتباه می‌کند تازه برای اصلاح این اشتباه نسخه هم می‌پیچد: «معلوم نیست اظهارات آقای پزشکیان به استناد کدام آمار است؟! شاید بهتر باشد ایشان تغییراتی در اطرافیان خود دهد تا این چنین با آمار مجعول و سیاه از وضعیت کشور ذهن رئیس‌جمهور را مخدوش نکنند.»

    مهاجرت  زنان

    مهاجران ایرانی در دو دهه، دو برابر شدند

    اما حقیقت آمار مهاجرت ایرانیان به ما چه چیز را نشان می‌دهد که باعث تذکر رئیس جمهوری کشور و در مقابل حمله کیهان با استناد آماری نه چندان پایش شده و قدیمی می‌شود؟

    جمعیت مهاجران ایرانی در جهان در سال ۱۹۹۰ تنها ۸۲۰ هزار نفر بوده است. آمار جمعیت مهاجران ایرانی در سال ۲۰۲۰ عدد یک‌ میلیون و هشت‌صد و هفتاد هزار نفر را نشان می‌دهد که حاکی از دو برابر شدن جمعیت مهاجران نسبت به سی سال گذشته است.
    از سوی دیگر سهم مهاجران ایرانی نسبت به‌کل جمعیت کشور در سال ۱۹۹۰ تنها ۱.۴۵ درصد بوده و سهم مهاجران ایرانی از جمعیت کل کشور در سال ۲۰۲۰ به عدد ۲.۲۳ رسیده است.

    هم چنین طبق آخرین آماری که آمارفکت از وبسایت آماری Word Bank به دست آورده؛ آمار تعداد ایرانیان مهاجر بر اساس منابع بین‌المللی نشان می‌دهد طی سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ کشور امارات با داشتن ۴۵۴ هزار مهاجر ایرانی، بیشترین تعداد ایرانیان مهاجر را در کشور خود جای داده است، و کشور بلژیک با مقدار تقریبی ۱۲,۰۰۰ در رتبه ۲۰‌ام قرار دارد.

    رشد بیش از ۸۰ درصدی دانشجویان مهاجر

    نکته مهم دیگر این است که بر اساس آخرین داده‌های موجود در سال ۲۰۲۴ و قبل‌تر، تعداد دانشجویان ایرانی در ۱۰ مقصد اصلی به رقم ۱۱۰ هزار نفر رسیده و این رقم در مقایسه با تراز ۶۰ هزار نفر دانشجو ایرانی ساکن خارج در سال ۲۰۲۰، رشد ۸۲ درصدی را نشان می‌دهد.
    در کنار عبور از سقف تاریخی و حساس یکصدهزار دانشجو ایرانی خارج از کشور، تغییرات قابل ملاحظه در فهرست مقاصد اصلی دانشجویان ایرانی و نرخ رشد تعداد دانشجویان در این کشور‌ها جالب توجه است.

    چنان چه در یک تغییر شگفت و بزرگ کشور ترکیه اخیراً به مقصد اصلی دانشجویان ایرانی تبدیل شده و در سال ۲۰۲۴ میزبان قریب به ۳۰ هزار نفر دانشجوی ایرانی است که این رقم رشد ۱۵۸ درصدی را نسبت به سال ۲۰۲۰ نشان می‌دهد.
    کشور‌های کانادا، آلمان و ایتالیا و آمریکا در جایگاه‌های بعدی قرار دارند.

    مقایسه داده‌های آماری آخرین سال موجود با سال پایه ۲۰۲۰ میلادی نشان می‌دهد میزان رشد تعداد دانشجویان ایرانی در سه کشور ایتالیا (۲۱۱ درصد)، ترکیه (۱۵۸ درصد) و استرالیا (۱۰۳ درصد) و بعد از آنها، نرخ رشد تعداد دانشجویان ایرانی در سه کشور انگلیس (۹۸ درصد)، کانادا (۷۹درصد) و روسیه (۷۵ درصد) قابل توجه است.

    هم چنین باید توجه داشت که آمریکا که برای دهه‌ها، اصلی‌ترین مقصد با بالاترین حجم میزبانی از دانشجویان ایرانی به شمار می‌رفت و برای مثال در سال ۱۹۷۹ میلادی (سال پیروزی انقلاب اسلامی)، بیش از ۵۰ هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا مشغول به تحصیل بودند، اکنون جایگاه خود را به ترکیه و کانادا داده است.

    میزان ایرانیان مهاجر از ۵ تا ۸ میلیون نفر در نوسان است

    از سوی دیگر در دی ماه سال ۱۴۰۳، یعنی تقریبا در اوایل سال ۲۰۲۵ بود که در «همایش مهاجرت نخبگان علمی در ایران امروز، چالش‌ها و راهکارها» رقم تکان دهنده ۵ میلیون ایرانی مهاجر مطرح شد.

    دکتر رسول صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در این نشست خبر داد: «آمار دقیقی از ایرانیان مهاجرت کرده نداریم، اما حدود پنج میلیون نفر برآورد می‌شوند. عوامل زیادی در روند فزاینده مهاجرت از کشور موثر بوده که عدم بهره برداری مناسب از سرمایه‌های انسانی، ناامیدی، نبود چشم انداز بهبود، بحران‌های اقتصادی، نفوذ اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، افزایش قارچ گونه موسسات مهاجرتی و افزایش ایرانیان مهاجر که اطرافیان خود را تشویق به مهاجرت می‌کنند، از جمله این عوامل است.»

    این رقم نیز در شرایطی توسط این استاد دانشگاه مطرح شد که برخی حتی آن را خوشبینانه می‌دانند و جمعیت ایرانیان مهاجر و پناهجو را حتی بین ۷ تا ۸ میلیون نفر نیز تخمین می‌زنند.

    در روز اول بهمن سال ۱۴۰۳ نیز این بار روزنامه دنیای اقتصاد خبر داد که طبق گزارش بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF)، ایران یکی از ۱۰ کشور اصلی صادرکننده دانشجو در مقاطع دکتری و پسا‌دکتری به ایالات متحده است. حدود ۱۰‌ هزار دانشجوی ایرانی در دانشگاه‌های آمریکا مشغول به تحصیل هستند.

    هم چنین در این بین گزارش‌ها به طور جدی حکایت از آن دارد که، علاوه بر دانشجویان، افزایش مهاجرت در میان متخصصان و تکنیسین‌های کشور نیز دیده می‌شود.

    البته که در این بین تعداد و آمار دقیقی از تعداد مهاجرت مهندسان وجود ندارد؛ اما گزارش‌های غیررسمی نشان می‌دهد مهاجرت در مهندسی‌های کامپیوتر، مکانیک و برق به اندازه‌ای زیاد بوده که به بدنه کارشناسی کشور آسیب قابل‌توجهی وارد کرده است.
    هم چنین افزایش مهاجرت کادر درمان (پزشکان، پرستاران و سایر نیرو‌های حوزه بهداشت و درمان) در ایران یکی از چالش‌های جدی در سال‌های اخیر بوده است.

    ایرانی‌ها مدام به مهاجرت فکر می‌کنند

    در این بین برای درک آن چه در بستر جامعه ایرانی در جریان است باید توجه داشت که براساس پژوهشی که توسط محمد فاضلی و بهرام صلواتی تحت عنوان «گزارش مهاجرت ایرانیان: علل و انگیزه‌ها» انجام شده و نتیجه آن نیز آذر ماه سال ۱۴۰۳ در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت از میان ۱۲ هزار پرسشنامه توزیع‌شده از ۹ تا ۲۰ تیر ۱۴۰۲، حدود ۱۹ درصد از پاسخ‌دهندگان اعلام کرده‌اند که مهاجرت کرده و در خارج از ایران زندگی می‌کنند. ۸۱ درصد باقی‌مانده در داخل ایران زندگی می‌کنند.

    اما در این تحقیق، ۱۶ درصد از افراد اظهار کرده‌اند که اصلاً به مهاجرت فکر نمی‌کنند، در حالی که دقیقاً همان میزان (۱۶ درصد) نیز به مهاجرت فکر و برای آن اقدام کرده‌اند.

    همچنین، از ۲۱۰۰ نفری که مهاجرت کرده‌اند، تنها ۲۰ درصد قصد بازگشت به ایران را دارند.
    عمده افرادی که مهاجرت‌شان قطعی شده یا برای مهاجرت اقدام عملی کرده‌اند (بین ۵۰ تا ۶۰ درصد)، در سازمان‌ها و شرکت‌های ایرانی کار می‌کنند. بنابراین، طبیعی است که مهاجرت این افراد فشار زیادی بر تأمین نیروی انسانی در شرکت‌ها و سازمان‌های ایران وارد می‌کند.

    از دیگر نکات مهم این پژوهش نیز یکی همین بود که افزایش سن افراد تمایل آن‌ها به مهاجرت را کاهش می‌دهد، در حالی که افزایش تحصیلات و درآمد، انگیزه آنها برای اقدام به مهاجرت را تقویت می‌کند. این گزارش نشان می‌دهد که ارزشمندترین سرمایه‌های انسانی در حال مهاجرت هستند؛ و هر چند که سه متغیر سن، آخرین مدرک تحصیلی و درآمد بر تصمیم به مهاجرت تأثیر دارند، اما این تأثیر بسیار اندک است. همچنان متغیر‌هایی که ناظر بر نگرش افراد به مسائل کلان اقتصادی و فایده مهاجرت برای زندگی شخصی هستند، اصلی‌ترین عوامل تصمیم به مهاجرت به حساب می‌آیند.

    ایرانیان مهاجر که پیش از مهاجرت در شرکت‌ها و سازمان‌های ایرانی کار می‌کردند، نسبت به کسانی که هنوز در ایران مشغول به کارند احساس عدالت توزیعی بیشتری داشته‌اند. همچنین، میانگین احساس عدالت توزیعی در میان مهاجرانی که از ابتدای سال ۱۳۹۷ به بعد از کشور مهاجرت کرده‌اند، به‌طور معناداری کمتر از کسانی است که پیش از سال ۱۳۹۷ مهاجرت کرده‌اند.

    خسارت سنگین مهاجرت به ساختار اقتصادی ایران

    در این بین هر چند که کیهان یا بسیاری از هم فکرانش سعی کنند بر روی موضوع مهاجرت ایرانیان یا تلاششان سرپوش بگذارند، اما مهاجرت نیروی انسانی دغدغه این روز‌های بسیاری از مسئولان کشور است؛ اتفاقی که دستکم ۵۰ میلیارد دلار به اقتصاد ایران صدمه وارد کرده است.

    روز ۸ اردیبهشت سال جاری رویداد «رَج» در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. در این رویداد اعلام شد که بین سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، نرخ مهاجرت در ایران ۱۴۱ درصد افزایش یافت که سهم زیادی از این مهاجرت‌ها مربوط به نسل جوان است که به دنبال فرصت‌های بهتر زندگی و تحصیل در خارج از کشور هستند.

    در این میان، تعداد دانشجویان ایرانی در خارج از کشور نیز به طور قابل توجهی افزایش یافته و در سال ۲۰۲۲ به ۱۸۵ هزار نفر رسید که نسبت به ۲۵ سال گذشته پنج برابر شده است. بسیاری از این دانشجویان رشته‌های علوم انسانی را در کشور‌های پیشرفته مانند ایالات متحده، کانادا، انگلستان و فرانسه انتخاب می‌کنند.

    علاوه بر این، گزارش بانک جهانی دو سال پیش نشان داد که مهاجرت نیروی انسانی بیش از ۵۰ میلیارد دلار ضرر مالی به ایران وارد کرده است؛ عددی که حتی از صادرات نفتی ایران در سال‌های گذشته نیز بیشتر است.

    مهاجرت برنامه نویسان

    برنامه نویسان ایرانی، موج تازه و پنهان مهاجرت از کشور

    در این بین، اما توجه به موضوع گستردگی اقشار مهاجر نیز باید مورد توجه قرار بگیرد؛ چنان که بعد از موج بلند مهاجرت دانشجویان، پرستاران و پزشکان و کادر درمان، اساتید دانشگاه، نیرو‌های فنی و مهندسی و از جمله مهندسان شرکت نفت، صاحبان سرمایه و حتی انبوه سازان مسکن و … نوبت به برنامه نویسان ایرانی نیز رسیده است.

    چنان چه به نقل از دیجیاتو نظرسنجی سال ۲۰۲۵ پلتفرم Quera، می‌گوید: «فقط ۲۰ درصد برنامه‌نویسان ایرانی تمایل به مهاجرت ندارند. این نظرسنجی با مشارکت بیش از ۵ هزار و ۱۲۰ برنامه‌نویس و حمایت شرکت‌هایی مانند دیجی‌کالا، یکتانت و دیجی‌پی برگزار شده که نتایج آن نشان می‌دهد ۴۰ درصد این افراد قصد دارند قطعی مهاجرت کنند و ۳۲ درصد فعلاً برنامه‌ای ندارند، اما ممکن است در آینده تصمیم به مهاجرت بگیرند.»

    هم چنین طبق آخرین گزارش جهانی سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) «آمریکا، کانادا و آلمان ۳ مقصد اول مهاجرت ایرانی‌ها در سال ۲۰۲۴ بوده است» که احتمالا سهم قابل‌توجه‌ای از این مهاجران، نیز برنامه‌نویسان و توسعه‌دهندگان بودند که تصمیم گرفته‌اند تخصص و رؤیای شغلی خود را آن سوی آب‌ها دنبال کنند.

    البته که نباید از حجم بازار جهانی فری لنسینگ غافل شد که گسترش آن دامن ایران را هم گرفته است.
    چنانچه طبق گزارش‌های Grand View Research، The Business Research Company، Globe Newswire و Databridge Market Research بازار جهانی پلتفرم‌های فری‌ لنسینگ سال ۲۰۲۴ بین ۵ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تا ۷ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار برآورد شده است؛ پیش‌بینی می‌شود این بازار تا سال ۲۰۳۰ به ۱۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار برسد که نشان‌دهنده رشد سالانه مرکب (CAGR) بین ۱۱ تا ۱۹ درصد است.
    این همان بخش مهاجرت پنهان است، مهاجرانی که هر چند شاید در ایران باشند، اما برای شرکت‌های جهانی، بین المللی یا بومی کشور‌های دیگر کار می‌کنند.

    در این بین یک سوال این است که چرا در موج‌های توده‌ای مهاجرت ایرانی‌ها در حداقل یک دهه اخیر بخش بزرگی از آن‌ها را نیروی متخصص به‌ویژه برنامه‌نویس‌ها تشکیل می‌دهد؟ نظرسنجی اخیر پلتفرم Quera حاکی از آن است که «۶۹ درصد برنامه‌نویسان کیفیت بالاتر زندگی، ۶۱ درصد بهبود وضعیت اقتصادی و ۴۲ درصد دستیابی به آزادی‌های اجتماعی را از دلایل اصلی مهاجرت خود اعلام کرده‌اند. دراین‌میان، فقط ۸ درصد شرکت‌کنندگان گفته‌اند دنبال کسب تجربه و بازگشت به ایران هستند.»

    واکاوی همین آمار به صورت اجمالی و تیتر وار به خوبی نشان می‌دهد که اتفاقا برخلاف آمار کیهان، مساله مهاجرت قشر دانشگاهی و تحصیل کرده از ایران نه یک موضوع برساخته توسط برخی رسانه‌ها و دولت بلکه یک حقیقت غیرقابل انکار است. حقیقتی که اگر هر چه سریع‌تر برای مرتفع کردن آن راهکار‌هایی درست نه همچون پولی کردن مدرک و فشار به شهروندان اندیشیده نشود، این موج بزرگ‌تر و خطرناک‌تر برای جامعه و اقتصاد ایران خواهد شد.

  • ناترازی اینجا، ناترازی اونجا، ناترازی همه جا! / آژیر خطر ناترازی در جمعیت جنسیت، اشتغال و سرمایه اجتماعی به صدا درآمد

    ناترازی اینجا، ناترازی اونجا، ناترازی همه جا! / آژیر خطر ناترازی در جمعیت جنسیت، اشتغال و سرمایه اجتماعی به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران، اولین نشست از مجموعه «گفت‌وگوی اجتماعی» که روز یکشنبه در سازمان بهزیستی کشور برگزار شد، مرور مفصلی بر سقوط ارکان نظام اجتماعی کشور طی ۷۰ سال اخیر بود. این نشست با موضوع «بررسی و تحلیل وضعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران» با میزبانی سیدحسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور و با حضور مدیران استانی این سازمان برگزار شد. در ابتدای این نشست، سرپرست معاونت اورژانس اجتماعی اعلام کرد طی ۵ سال اخیر، تعداد تماس‌ها با اورژانس اجتماعی که یک واحد فعال برای مداخله در بحران‌های اجتماعی است، با رشد ۱۱۰ درصدی، از حدود ۱۳۷ هزار تماس به ۲۹۲ هزار تماس رسیده اما بیشترین دقایق این نشست به توضیحات و گزارشی اختصاص داشت که اردشیر گراوند؛ پژوهشگر اجتماعی، رییس پیشین مرکز رصد امور اجتماعی وزارت کشور و مدیرعامل شرکت بین‌المللی نقش کلیک (یک مرکز غیردولتی تحلیل آمار و داده‌ها) ارائه داد.

    این گزارش با نمودار و جدول‌هایی مستند به سرشماری‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵ ارائه شد و سرفصل‌های کلی آن شامل مهاجرت، نرخ بیکاری و اشتغال، زنان سرپرست خانوار، سالمندی، سرمایه اجتماعی و نقد سیاست‌های اجتماعی دولت‌ها بود و گراوند تاکید داشت که دلیل مرور ۶۰ الی ۷۰ ساله روند مسائل اجتماعی، این است که مسائل اجتماعی، امور بطئی هستند و در مقاطع کوتاه و کمتر از بازه ۵۰ ساله، می‌توان واقعیت را طور دیگری جلوه داد.

    گراوند، در گزارش خود مهم‌ترین معضل کشور را مهاجرت اعلام کرد و گفت که ریشه بسیاری از مشکلات و ازجمله برهم خوردن نسبت جنسیتی، نرخ بیکاری، فساد اخلاقی و حتی جرم و تخلفات، مهاجرت است اما این تاکید را داشت که ریشه اصلی مهاجرت را باید در سیاست‌های دولت‌ها و به‌خصوص، بی‌توجهی به توسعه اشتغال و کاهش نرخ بیکاری جست‌وجو کرد.

    مهم‌ترین اظهارات رییس پیشین مرکز رصد امور اجتماعی وزارت کشور:

    مهاجرت:

    یکی از موانع ایجاد سرمایه اجتماعی، مهاجر‌پذیری و مهاجر فرستی است. غربت در زادگاه، مصداقی از تاثیر مهاجر فرستی و مهاجر‌پذیری است. هر کدام از شما در شهرستان های‌تان ببینید. دیگر کسی هست که شما بشناسید؟ من وقتی به شهرستان خودم می‌روم، غریب‌ترین فرد در این شهر هستم. به عنوان نمونه، استان لرستان ۳٫۶ درصد پتانسیل مهاجر فرستی دارد آن هم در حالی که نرخ رشد جمعیت در کل کشور کمتر از ۱٫۲ درصد است.

    وقتی ۳٫۶ درصد جمعیت یک استان آماده مهاجرت هستند، در این استان، سرمایه اجتماعی شکل نمی‌گیرد و بنابراین، توسعه‌ای هم در کار نخواهد بود. در استان تهران با تمام گرفتاری‌هایی که شاهدیم، مهاجرانی از استان‌های لرستان و همدان و کرمانشاه و خوزستان و کردستان وارد می‌شوند و از این استان به استان‌های البرز و سمنان و گیلان و مازندران می‌روند و تداوم این روند مهاجر‌پذیری و مهاجرفرستی استان تهران تا یک دهه آینده باعث له شدن استان‌های گیلان و مازندران خواهد شد و این وضع تنها به این دلیل است که حتی مداخله دفعی و سلبی هم بلد نیستیم. حدود ۱۵ سال قبل به دولت پیشنهاد دادم که برای ورود به استان‌های گیلان و مازندران، عوارض سنگین وضع شود که نشد. هفته گذشته، استاندارد گیلان گفت در روزهای پنجشنبه و جمعه ۳۵۰ هزار خودرو به این استان وارد می‌شود.

    اگر استان مازندران هم وضع مشابهی داشته باشد به این معناست که در دو روز پایانی هر هفته، ۷۰۰ هزار خودرو وارد این دو استان می‌شود و اگر هر خودرو، ۳ نفر سرنشین داشته باشد، یعنی در دو روز پایانی هر هفته، دو میلیون و ۱۰۰ هزار نفر وارد این دو استان می‌شوند. اگر هر نفر از این جمعیت یک کیلو زباله تولید کند، چه کسی قرار است این حجم زباله را جابه‌جا کند و دلیل این وضع چیست؟ چون مهاجر و در شهر محل زندگی‌مان غریب و در غربت هستیم و قوم و خویشی در شهر محل زندگی‌مان نداریم بنابراین، به مراسم عزا و عروسی دعوت نمی‌شویم، به محض کمترین دلگیری، سوار بر ماشین راهی خیابان می‌شویم که نتیجه‌اش همین وضعی است که در دو روز پایانی هر هفته در استان گیلان و مازندران شاهدیم. در فاصله سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵ رشد جمعیت شهرستان کرج ۸٫۳ درصد بوده که این میزان رشد جمعیت در دنیا هیچ مشابهی ندارد. یکی از هنرهای ما، از بین بردن حرمت اعداد بوده و هست. در قم و مشهد و اهواز و شیراز و اصفهان و تهران و تبریز هم با وضع مشابه مواجهیم. هفته قبل که برای سخنرانی به اصفهان سفر کردم، به من گفته شد که بسیاری از شهرستان‌های معروف در استان اصفهان، از شهرستان‌های محروم در استان لرستان هم محروم‌ترند. بنابراین، با انتقال آب زاینده‌رود، شهرهای این استان را با مشکل مواجه کردیم.

    در شهرستان‌های استان تهران هم وضع مهاجر‌پذیری و مهاجرفرستی بهتر از باقی استان‌ها نیست. در شهرستان پردیس فقط ۹٫۲ درصد جمعیت، در اندیشه ۹٫۴ درصد، در صالح‌آباد ۱۸ درصد، در ملارد ۲۰ درصد، در نصیرآباد ۲۲ درصد، در گلستان ۳۲ درصد، در شاهین‌آباد و نسیم‌آباد ۲۶ درصد، در رودهن ۲۶ درصد، در رباط‌کریم و صباشهر و شهریار ۲۸ درصد و در شهر تهران فقط ۳۸ درصد جمعیت، متولد همین شهرها هستند و باقی جمعیت، غیربومی مهاجر است و جمعیت بومی هم از شهر زادگاه خود راهی باقی شهرها شده است. بنابراین، جمعیت ۱۳ میلیون نفری در کلانشهر تهران، غریبه‌هایی دارای اشتراک مذهبی اما فاقد هر گونه عنصر مشترک فرهنگی و اجتماعی در کنار هم هستند که در چنین شرایطی، با مشکلات متعددی مواجه خواهیم شد چون مهاجران، از سر بی‌پناهی مهاجرت می‌کنند و به همین دلیل، امروز پرمراجعه‌ترین متخصصان، مشاوران روانشناس هستند و بیشترین مراجعان این متخصصان، افرادی هستند که اغلب مشکلات شان، ریشه در مهاجرت از شهر و محل زادگاه‌شان دارد.

    برهم خوردن نسبت جنسی بر اثر مهاجرت:

    مهم‌ترین مشکل ناشی از مهاجرت، برهم خوردن نسبت جنسی و برهم خوردن تعادل جمعیت است که به تجرد قطعی یا فساد جنسی منجر خواهد شد. در یک جامعه سالم، با نسبت جنسی ۱۰۳ الی ۱۰۶ مواجهیم. یعنی در چنین جامعه‌ای به ازای ۱۰۳ یا ۱۰۶ مرد، ۱۰۰ زن وجود دارد و این، یکی از معجزات خداوند است که به ازای ۱۰۳ الی ۱۰۶ فرزند پسر، ۱۰۰ دختر متولد می‌شوند ولی آمارها نشان می‌دهد که در جامعه ایران این نسبت جنسی برهم خورده و این برهم خوردگی، به تجرد قطعی، اختلال در نرخ باروری، افسردگی و فساد جنسی اخلاقی منجر خواهد شد. طبق آمارها در استان‌های گیلان، گلستان، خراسان به ازای ۱۰۰ مرد، در استان تهران به ازای ۱۰۱ مرد، در استان بوشهر به ازای ۱۱۴ مرد و در استان یزد به ازای ۱۰۶ مرد ۱۰۰ زن داریم.

    سال ۱۳۸۲ در گزارشی که به شورای اجتماعی کشور ارائه دادم، تاکید کردم که نباید آب به استان یزد منتقل شود ولی به این حرف توجهی نشد چون نظام برنامه و آمایشی نداشتیم و بنابراین، آب به استان یزد منتقل شد و نتیجه‌اش را امروز با اوج‌گیری فساد اخلاقی در این استان شاهدیم آن هم به این دلیل که استان‌هایی همچون یزد و بوشهر، مردپسند هستند در حالی که استان تهران، زن‌پسند است. مهاجرت، حتی نسبت جنسی گروه‌های سنی را هم برهم زده چنانکه به عنوان مثال، نسبت جنسی در گروه سنی ۳۵ تا ۳۹ ساله در استان‌های سیستان و بلوچستان و گلستان، ۹۷ مرد، در گیلان ۹۸ مرد، در بوشهر ۱۲۷ مرد و در استان یزد ۱۱۰ مرد به ازای ۱۰۰ زن بوده که چنین اعدادی به فساد یا تجرد قطعی منجر می‌شود. یکی از مهم‌ترین دلایل بر هم خوردن این نسبت جنسی، انتقال صنایع سخت به این استان‌هاست و مصداق آن را در استان بوشهر شاهدیم چنانکه در این استان در شهر عسلویه ۲۳۱ مرد، در شهر کنگان ۱۸۰ مرد، در شهر بوشهر ۱۰۵ مرد و در کل استان ۱۱۴ مرد به ازای ۱۰۰ زن هست.

    چرا در شهرهای صنعتی این استان با علم به اینکه از ۱۰۰ سال قبل استخراج صنعت نفت داشته و می‌دانیم که ممکن است تا ۱۰۰ سال آینده هم بهره‌برداری از این صنعت ادامه داشته باشد، نظام شهری برای نیروی غیربومی ایجاد نکردیم و در عوض، این نیروی غیربومی را هر ۱۰ روز یک ‌بار با هواپیما جابه‌جا کردیم در حالی که باید یک راهکار برای حل این وضع در نظر می‌گرفتیم ولی در عوض به نظام ادواری متوسل شدیم با وجود آنکه نظام ادواری در شرایط امروز یک نظام کهنه و مربوط به ۱۰۰ سال قبل است. شرایط امروز شهرهای صنعتی استان بوشهر، فسادهای چند وجهی به دنبال دارد چون همسر این نیروها که در شهر دیگری زندگی می‌کنند، به مدت ۱۵ روز، شوهر در خانه ندارند و شوهران‌شان هم که برای کار به شهر دیگری آمده‌اند، به مدت ۱۵ روز همسرشان را در کنار خود ندارند.

    در استان تهران هم شاهد برهم خوردن نسبت جنسی هستیم اما برهم خوردن نسبت جنسی در این استان، دلایل دیگری دارد. در سال ۱۳۸۵ نسبت جنسی استان تهران ۱۰۵ بود ولی در سال ۱۳۹۵ به ۱۰۱ رسید و دلیل این برهم خوردگی هم افزایش تعداد زنان تحصیلکرده در استان است. وضعیت نسبت جنسی در مناطق مختلف شهر تهران به ما نشان می‌دهد که با سقوط نسبت جنسی مواجهیم و این وضع در یک مجموعه شهری خطرناک است چون نشان می‌دهد که شهر به‌ طور کامل در حال زنانه شدن است و زنانه شدن شهر، گرفتاری‌های متعدد اجتماعی فرهنگی ایجاد می‌کند. یکی از تبعات این وضع که باز هم ریشه در مهاجرت دارد این است دخترانی که در سایر شهرها و استان‌ها، ادامه تحصیل داده‌اند، به دلیل بیکاری و پیدا نشدن شغل در شهر خودشان با وجود تحصیلات عالیه، به مجموعه شهری تهران مهاجرت می‌کنند و در این شهر، با اجاره یک تخت در اتاق سه در چهار متری در یک خوابگاه در کنار ۴ خانم دیگر زندگی می‌کنند و با مدرک کارشناسی‌ارشد ناچارند به حقوق ۱۲ میلیون تومانی راضی باشند.

    تبعات مهاجرت همین است که وقتی خانم‌های تحصیلکرده ما، برای اشتغال از شهر خودشان به شهر دیگری می‌روند، از نظام فرهنگی‌شان جدا می‌شوند و ازدواج‌شان به تاخیر می‌افتد چون از اکوسیستم بومی خودشان جابه‌جا شده‌اند و نتیجه نهایی این وضع، افزایش سن ازدواج است اما دلیل و ریشه این وضع چیست؟ هیچگاه در این کشور آمایش اموزش عالی انجام نشده و بنابراین، نمی‌دانیم که چرا باید این تعداد زن دارای تحصیلات عالی در کشور داشته باشیم و در این سال‌ها هم هیچ کدام از مسوولان این مسیر را کنترل نکرده و البته معلوم نیست که چه کسی باید این کنترل را انجام بدهد. آنچه در اثر برهم خوردن نسبت جنسی در مناطق ۲۲گانه تهران شاهدیم، شرایطی مشابه سکته است.

    در نگاهی به نسبت جنسی در مناطق ۲۲گانه پایتخت می‌بینیم که جز در ۵ یا ۶ منطقه جنوب و غرب پایتخت، در باقی مناطق شهر این نسبت جنسی به هم خورده چنانکه در منطقه ۳ تعداد مردان ۹۲ نفر، در منطقه ۷ تعداد مردان ۹۴ نفر در منطقه ۲ تعداد مردان ۹۵ نفر، منطقه یک تعداد مردان ۹۵ نفر، منطقه ۶ تعداد مردان ۹۶ نفر و… به ازای ۱۰۰ زن است. این شرایط، یک فاجعه است و در این شرایط، می‌توانیم انتظار هر رفتاری را داشته باشیم. این شرایط هم ربطی به یک دولت خاص ندارد بلکه از سال ۱۳۴۵ با این وضع مواجه شده‌ایم. در سال ۱۳۹۵ تعداد دختران مجرد قطعی بالای ۴۵ سال ۱۰۵ هزار نفر و تعداد پسران مجرد قطعی بالای ۴۵ سال در ایران، ۳۵ هزار نفر بوده و بنابراین، اختلال در نرخ باروری کشور نباید باعث تعجب باشد.

    در سال ۱۳۹۵ در کل کشور، ۴٫۴ درصد زنان و ۱٫۸ درصد مردان ما تجرد قطعی دارند و هیچگاه ازدواج نخواهند کرد که این عدد، بسیار زیاد است و امروز باید نتیجه این وضع را از دادگاه‌ها و خوابگاه‌ها بپرسیم. در حالی که سال ۱۳۹۵ نرخ تجرد قطعی زنان در شهر تهران ۶٫۱ درصد بوده، چند سال قبل به اعضای شورای شهر تهران پیشنهاد کردم با توجه به اینکه جلوگیری از مهاجرت زنان از سایر شهرها و استان‌ها به تهران غیرممکن است، در پایتخت برای زنان واحدهای مسکونی ۲۰ متری احداث شود تا بتوانند زندگی مستقلی داشته باشند یا حداقل در مجموعه شهر تهران و به‌خصوص در مرکز شهر تهران، شهرداری یا بهزیستی یا نهادهای حکومتی و دولتی، خوابگاه‌هایی برای اسکان این زنان ایجاد کنند چون در صورت حل نشدن مساله اسکان و به دلیل منطبق نبودن درآمد با هزینه‌ها، احتمال هرگونه گرفتاری فرهنگی اجتماعی وجود دارد. مشکل ما در ایران این است که معلمان و زنان‌مان را رها کردیم. در کشوری که زن و معلم عزیز نباشند، بسیاری شرایط قابل تغییر نخواهد بود.

    مادران بی‌پناه ما باید عزیز و گرامی باشند. نگاهی به شیب تجرد قطعی از سال ۱۳۷۵ نشان می‌دهد که از این سال این شیب اوج گرفته چون از این سال تعداد زنان تحصیلکرده رو به افزایش رفت و امروز این وضع با این شیب دیگر قابل کنترل نیست مگر اینکه برای حل این معضل اراده‌ای داشته باشیم. من با افزایش تعداد زنان تحصیلکرده مخالف نیستم ولی این نمودارها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۷۵، فقدان آمایش تحصیلات عالی به موازات افزایش تعداد زنان تحصیلکرده، علاوه بر اینکه به افزایش تعداد زنان تحصیلکرده بیکار منجر شده، اختلال در نرخ باروری، افزایش طلاق و مهاجرت و افسردگی را به دنبال داشته و نرخ بیکاری را هم تا ۵۹ درصد افزایش داده که البته این نرخ بیکاری بر مبنای تعریف مرکز آمار است که دو ساعت فعالیت درآمدزا در طول یک هفته را هم معادل اشتغال می‌داند.

    بیکاری و اشتغال:

    نقشه بیکاری ایران در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۹۰ و در بازه‌های ۱۰ ساله و ۵ ساله نشان می‌دهد که وضع بیکاری در این مناطق در طول ۷۰ سال اخیر، همان هست که پیش از این هم بود چون در این سال‌ها، مداخله‌ای برای رفع بیکاری صورت نگرفته است. استان لرستان در زمان جنگ دو گردان خط‌شکن داشت و البته در آن زمان، رفتن به جبهه تفاخر نبود، بلکه وظیفه بود. استان لرستان در سال‌های جنگ ۱٫۸ برابر میانگین کشور، شهید و بسیار بیش از این هم جانباز داد ولی امروز تقریبا دو برابر میانگین کشور، زندانی دارای حکم اعدام دارد و البته ۵ الی ۶ سال قبل من هشدار دادم که بیکاری، عاملی برای ارتکاب خلاف خواهد بود و مصداق این هشدار را هم در آن زمان در تولید مواد صنعتی در این استان شاهد بودیم ولی تولید مواد صنعتی به سمت تریاک تغییر کرد چنانکه ۴ سال قبل در این استان وسعت کشت خشخاش ۱۰۰ هکتار بود و ۳ سال قبل به ۲۰۰ هکتار رسید اما پارسال در این استان حدود ۱۰۰۰ هکتار خشخاش کشت شد.

    واقعا قصد داشتم به مسوولان نامه‌ای بزنم و درخواست کنم به جای اعدام تولیدکننده تریاک، محصول تولید شده در استان توسط دولت به صورت تضمینی خریداری شود چون این تولید، نتیجه توسعه نیافتن اشتغال است و این مردم به دلیل مشکل معیشتی به سراغ کشت خشخاش و تولید تریاک رفته‌اند و بنابراین، دولت، چاره‌ای جز خرید تضمینی این تریاک تولید شده ندارد. ۵۰ درصد زندانیان کشور از ۱۰ شهرستان کوهدشت، شهر بابک، جیرفت، خاش، عنبرآباد، ایرانشهر، قلعه‌گنج، سلسله، جوانرود و سراوان هستند نرخ بیکاری در این ۱۰ شهرستان از ۴۰٫۳ درصد (کوهدشت) تا ۵۹٫۹ درصد (سراوان) است. البته گزارش وضع این شهرستان‌ها هم ارائه شد و خواسته شد که در وضع شهرستان‌های دچار بحران، مداخله‌ای صورت بگیرد ولی با این حال تا امروز یک نفر در وضع این شهرستان‌ها مداخله‌ای نداشته که اگر مداخله‌ای صورت می‌گرفت، حتما سازمان بهزیستی یکی از بازیگران اصلی بود ولی بهزیستی هم از این مداخله هیچ گزارشی ارائه نداده است. در سال ۱۳۹۵ نرخ بیکاری در استان یزد ۷٫۶ درصد و در استان کرمانشاه ۲۱ درصد است و بنابراین نرخ بیکاری استان کرمانشاه بیش از سه برابر استان یزد است که این اختلاف سه‌برابری، به معنای تفاوت ۳۰۰ درصدی است و تفاوت ۳۰۰ درصدی نرخ بیکاری دو استان، عدد بسیار بزرگی است.

    اما در خود استان یزد هم اختلاف قابل توجهی بین نرخ بیکاری مردان و زنان وجود دارد چنانکه نرخ بیکاری مردان این استان ۷ درصد اما نرخ بیکاری زنان ۳۱ درصد است و بنابراین، استان یزد حتی از اشتغال متعادل هم برخوردار نیست چرا که اگر اشتغال در این استان توسعه پیدا کرده بود، عموم مردم استان شاغل بودند ولی با این نرخ بیکاری، آنچه در یزد وجود دارد اصلا اشتغال نیست. در استان کرمانشاه ۳۶ درصد، در سیستان و بلوچستان ۳۲ درصد، در ایلام ۳۱ درصد، در قم ۲۹ درصد، در استان خوزستان ۲۰ درصد، در استان‌های زنجان و تهران ۲۸ درصد از خانواده‌ها هیچ فرد شاغلی ندارند و البته کمترین تعداد خانواده‌های بدون فرد شاغل هم در استان خوزستان است و با چنین اعدادی، وقوع هر اتفاقی طبیعی خواهد بود. روند اشتغال گروه سنی ۱۵ تا ۲۲ ساله از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵ نشان می‌دهد که در سال ۱۳۳۵ نرخ بیکاری این گروه سنی ۴ درصد بوده ولی تا سال ۱۳۹۵ به ۳۰ درصد رسیده است. با این نرخ بیکاری، جوان ۲۲ ساله چطور ازدواج کند؟

    نتایج سرشماری‌ها نشان می‌دهد که در فاصله سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵ تعداد خانواده‌های دارای سرپرست شاغل از ۸۹ درصد به ۶۸ درصد کاهش یافته و بنابراین با چنین کاهشی، تعداد خانواده‌های ناراضی به دلیل نداشتن فرد شاغل در خانواده هم افزایش یافته است.

    زنان بی‌همسر بر اثر طلاق:

    آمار خانواده‌های زن سرپرست، با تجرد قطعی و طلاق و همچنین افزایش تعداد زنان تحصیلکرده مرتبط است چنانکه در سال ۱۳۸۵ در استان تهران، تعداد خانواده‌های زن سرپرست از میانگین کشوری هم کمتر بوده ولی سال ۱۳۹۵ تعداد خانواده‌های زن سرپرست در این استان به ۱۵ درصد افزایش یافته است. باید به آمار زنان بی‌همسر بر اثر طلاق توجه کنیم. در سال ۱۳۶۵ تعداد زنان ۲۲ تا ۲۵ ساله بی‌همسر به دلیل طلاق ۱۴ هزار نفر بوده که تا سال ۱۳۷۵ به ۱۶ هزار نفر و تا سال ۱۳۹۰ به ۷۵ هزار نفر رسیده و تا سال ۱۳۹۵ تعداد زنان بی‌همسر بر اثر طلاق در کشور در سه گروه سنی دارای قابلیت باروری به حدود ۳۰۰ هزار نفر افزایش یافته آن هم در حالی که ۷۵ درصد از زنان بی‌همسر بر اثر طلاق، هیچگاه ازدواج مجدد نخواهند داشت و به خانواده تک نفره تبدیل می‌شوند.

    بخش زیادی از موج طلاق در کشور ناشی از اعتیاد و مشکل معیشتی خانواده است و اتفاقا دولت‌ها نباید با برچسب سبک زندگی جدید به این طلاق‌ها، خود را تبرئه کنند. روند تعداد طلاق‌ها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۴۴ به دنبال افزایش تعداد زنان تحصیلکرده با شیب طلاق هم مواجه شده‌ایم و البته مداخله‌ای هم برای کنترل این روند انجام نداده‌ایم. طبق این روند، سال ۱۳۳۵ تعداد زنان بی‌همسر بر اثر طلاق ۱٫۵ درصد بوده که با برنامه‌ریزی در سال ۱۳۵۵، این عدد به ۷ دهم درصد رسیده ولی تا سال ۱۳۹۵ تعداد این زنان به ۲٫۲ درصد افزایش یافته و در مجموع، طی بازه ۲۰ ساله، تعداد خانوارهای تک‌نفره، دو برابر شده در حالی که این خانوارها با گرفتاری‌های متعددی مواجهند.

    سلامت:

    ۲۵ دلیل مرگ در ایران داریم که روند مرگ و میر نشان می‌دهد در فاصله سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ دلیل ۲۴ درصد مرگ‌ها، بیماری‌های قلبی، عروقی و تنفسی بوده است و تا سال ۱۳۹۰، مرگ به دلیل بیماری‌های قلبی عروقی به ۳۸ درصد و تا سال ۱۳۹۵ به بیش از ۴۰ درصد رسید.

    سرمایه اجتماعی:

    نگاهی به روند ۶۰ ساله وضعیت مسائل اجتماعی ایران نشان می‌دهد که هیچ دولتی، بهتر از دیگری نبوده و در این بازه زمانی، دولت مداخله‌گر نداشتیم چون نظام و برنامه مداخله‌گری نداشتیم. چه عمدی برای ساقط کردن نظام‌های سیاسی کشور داریم آن هم در حالی که این تغییرات به نارضایتی مردم و درافتادن مردم با نظام سیاسی و حکومت منجر می‌شود؟ حکومت مال این مردم است ولی دقیقا در هر دولتی در زمان انتخاب مدیران، ناتوان‌ترین آدم‌ها را در بهترین مشاغل منصوب می‌کنیم. طبق نتایج پیمایش سال ۱۴۰۰ سرمایه اجتماعی در این سال حدود ۸ درصد بوده و امروز، مسوولان باید با ملت ایران حرف بزنند و صادقانه بگویند که اشتباهات همه این سال‌ها به چنین نتایجی منجر شده و با توجه به اینکه همه در ایجاد چنین نتایجی مقصر بوده‌اند و این نتایج ربطی به یک جناح خاص ندارد، برای اصلاح این اشتباهات اقدام کنند چون با سرمایه اجتماعی ۸ درصدی نمی‌توان کاری انجام داد و امروز، بزرگ‌ترین مساله اجتماعی ایران همین سرمایه اجتماعی مخدوش است و البته ترمیم این سرمایه اجتماعی هم ساده نیست مگر آنکه وضع موجود توسط ارکان اصلی نظام مورد مرور جدی و استراتژیک قرار بگیرد.

    من با این اعداد نشان دادم که در ۷۰ سال اخیر، در دست هیچ دولتی معلوم نیست. بنابراین، چه فرقی می‌کرد که این جناح یا آن جناح بر سر کار باشد که تا این حد فشار آوردیم و حالا هم وضع مملکت این گونه است؟ حرف زدن سیاسیون باید پیوست اجتماعی داشته باشد و توصیه ما به تمام سیاسیون این است که برای هرگونه حرف و اظهارنظری، چند مشاور داشته باشند چون حرف سیاسیون برای ملت هزینه دارد و یکی از پرعارضه‌ترین نهادهایی که تاثیر منفی در روان نظام اجتماعی ایران دارد، گفت‌وگوی سیاسیون کشور است. ما برنامه آمایش سرزمین نداریم چون اصلا سازمان برنامه نداریم. تا زمانی که بانک مرکزی و سازمان برنامه و سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان اجتماعی ایران در دولت است، هیچ چیزی درست نمی‌شود.

    این چه مدل حکمرانی است که هیچ برنامه‌ای به وزیر و استاندار و فرماندار نمی‌دهیم ولی مسوولان را به دلیل عملکردشان محکوم می‌کنیم؟ دولت‌های ما، هویت اجرایی مشارکت‌جو و مداخله‌جو ندارند و در عوض، بزرگ‌ترین پیمانکاران در کشورند و می‌خواهند تمام امور در اختیار خودشان باشد و به همین دلیل هیچ تشکلی را به حیطه مشارکت راه نمی‌دهند و در حالی که باید مردم را در اداره کشور شریک کنند چون از شراکت مردم هراس دارند. نظام پایش و نظارت بر هزینه‌کرد منابع و اعتبارات و همچنین، نظام آمار و اطلاعات نداریم و تا زمانی که یک کشور فاقد این ارکان باشد، تمام اقدامات دولت‌ها بی‌هدف است و شرایط موجود باعث نابسامانی اقتصادی – اجتماعی کشور خواهد شد و باید مدل دیگری از حکمرانی در کشور اجرا شود.

  • هشدار به حکومت ایران؛ 70 درصد ایرانی ها به مهاجرت فکر می کنند!

    هشدار به حکومت ایران؛ 70 درصد ایرانی ها به مهاجرت فکر می کنند!

    به گزارش اقتصادران، بر اساس پژوهشي كه توسط محمد فاضلي و بهرام صلواتي تحت عنوان «گزارش مهاجرت ايرانيان: علل و انگيزه‌ها» انجام شده، در يك جامعه آماري و از ميان ۱۲ هزار پرسشنامه توزيع ‌شده از ۹ تا ۲۰ تير ۱۴۰۲، حدود ۱۹ درصد از پاسخ‌دهندگان اعلام كرده‌اند كه مهاجرت كرده و در خارج از ايران زندگي مي‌كنند و «فقط ۱۶ درصد از افراد اظهار كرده‌اند كه اصلا به مهاجرت فكر نمي‌كنند.» محمد فاضلي و بهرام صلواتي دو جامعه‌شناس زبده ايراني در مقدمه اين تحقيق عنوان كرده‌اند كه «اين واقعيت كه بخش كثيري از جامعه به مهاجرت فكر كند- حتي اگر درصد كمتري از آنها واقعا مهاجرت كنند- و نوعي زندگي در تعليق را تجربه كنند، بايد به‌ اندازه كافي هشداردهنده باشد.» به گفته محققان اين پژوهش، داده‌ها حاوي اين پيام نيز هست كه هر قدر به زمان حال نزديك‌تر شده‌ايم، مهاجران با نارضايتي و تصوير ناخوشايندتري از ايران و نظام سياسي كشور را ترك كرده‌اند.

    اين هشدار وقتي جدي‌تر مي‌شود كه مي‌دانيم و داده‌ها هم نشان مي‌دهند كه تحصيل‌كرده‌ترين و جوان‌ترين افراد در حال مهاجرت هستند. اين پژوهش اضافه مي‌كند بي‌گمان وضعيت اقتصادي و اجتماعي ايران در آذرماه 1403 به جهات مختلف خطيرتر از تيرماه 1402 است كه داده‌هاي اين تحقيق در آن زمان جمع‌آوري شده‌اند. كشور با انواع ناترازي‌هاي برق و گاز و خاموشي مواجه است.

    قيمت‌ها افزايش يافته‌اند و خاورميانه به‌شدت ناامن‌تر و ناآرام‌تر شده است؛ بنابراين يافته‌هاي اين گزارش در سايه وضعيت حاضر بايد براي حاكمان هشداردهنده باشد. ايران مانند كشورهاي توسعه‌يافته نيست كه اگر مهاجرت به بيرون سرمايه انساني دارند، به همان اندازه هم پذيرش سرمايه انساني ارزشمند را هم دارند.

    ايران شبيه كشورهايي مثل چين و هند هم نيست كه برنامه مدون و موثري براي بهره‌برداري از سرمايه انساني مهاجر خود دارند. بدون تغيير شيوه حكمراني و پرهيز از تكرار رويه‌هاي گذشته حكمراني و بدون داشتن برنامه مدوني براي استفاده از ايرانيان خارج از كشور، ادامه اين روند فعلي ذهنيت و واقعيت مهاجرت، ايران را از نظر سرمايه انساني تهي مي‌كند.

    حاكمان و آن دسته از مردم ايران كه بر روندهاي سياست‌گذاري موثرند، بهتر است به اعداد و ارقام اين گزارش با دقت و بيم بنگرند. اين پژوهش با بيان اينكه «اگر اين داده با درصد خطاي قابل قبولي به كل ايران قابل تعميم باشد»، مي‌افزايد: بخش بسيار كوچكي از ايراني‌ها يعني حدود 3 درصد در نهايت مهاجرت مي‌كنند اما جمعيت بزرگي يعني 70 درصد به مهاجرت فكر مي‌كنند، ممكن است براي هميشه يك «زندگي در تعليق» و در روياي مهاجرت را تجربه كنند. همچنين به گفته پژوهشگران بخش زيادي از جامعه ممكن است به «جسم‌هاي مانده و روح‌هاي رفته» تبديل شوند كه اين وضعيت براي زندگي شخصي بسيار آزاردهنده است.

    عمده افرادي كه مهاجرت‌شان قطعي شده يا براي مهاجرت اقدام عملي كرده‌اند (بين ۵۰ تا ۶۰ درصد)، در سازمان‌ها و شركت‌هاي ايراني كار مي‌كنند؛ بنابراين، طبيعي است كه مهاجرت اين افراد فشار زيادي بر تأمين نيروي انساني در شركت‌ها و سازمان‌هاي ايران وارد مي‌كند. عوامل كلان اقتصادي، مانند «ارزيابي وضعيت اقتصادي»، «نگاه به ايران» و «فايده مهاجرت براي زندگي شخصي»، نسبت به متغيرهايي كه مربوط به سازمان محل كارشان باشد، تأثير بيشتري بر تصميم مهاجرت افراد دارند. به‌علاوه، افزايش سن افراد تمايل آنها به مهاجرت را كاهش مي‌دهد، در حالي كه افزايش تحصيلات و درآمد، انگيزه آنها براي اقدام به مهاجرت را تقويت مي‌كند.

    اين گزارش نشان مي‌دهد كه ارزشمندترين سرمايه‌هاي انساني در حال مهاجرت هستند. اگرچه سه متغير سن، آخرين مدرك تحصيلي و درآمد بر تصميم به مهاجرت تأثير دارند، اما اين تأثير بسيار اندك است. همچنان متغيرهايي كه ناظر بر نگرش افراد به مسائل كلان اقتصادي و فايده مهاجرت براي زندگي شخصي هستند، اصلي‌ترين عوامل تصميم به مهاجرت به حساب مي‌آيند. ايرانيان مهاجر كه پيش از مهاجرت در شركت‌ها و سازمان‌هاي ايراني كار مي‌كردند، نسبت به كساني كه هنوز در ايران مشغول به كارند احساس عدالت توزيعي بيشتري داشته‌اند‌ همچنين، ميانگين احساس عدالت توزيعي در ميان مهاجراني كه از ابتداي سال ۱۳۹۷ به بعد از كشور مهاجرت كرده‌اند، به‌طور معناداري كمتر از كساني است كه پيش از سال ۱۳۹۷ مهاجرت كرده‌اند.

    ارزيابي از وضعيت اقتصادي

    در اين تحقيق از پاسخگو خواسته شده تا ارزيابي خود از وضعيت اقتصادي‌اش را در قالب پاسخ به دو گزينه ارايه كند. 7 هزار و 948 نفر از كساني كه در داخل ايران بوده‌اند و هزار و 945 نفر از كساني كه مهاجرت كرده‌اند نظر خود را در اين بخش ارايه كرده‌اند. نتايج نشان مي‌دهد كه مهاجران، وضعيت اقتصادي خود را بهتر ارزيابي كرده‌اند. به‌طور مثال شركت‌كنندگان در اين نظرسنجي در مقابل اين سوال قرار گرفته‌اند كه «درآمد من كفاف هزينه‌هاي زندگي را نمي‌دهد/ نمي‌داد» 26.1 درصد پاسخ‌دهندگان كه در ايران حضور داشته‌اند با اين گزينه موافقت كرده‌اند و 24.5 درصد از جمعيت مهاجر پاسخ‌دهنده به اين سوال نيز با آن موافق‌اند.

    در مقابل 39.3 درصد از جمعيت پاسخ‌دهندگان كه در ايران حضور دارند پاسخ «كاملا موافقم» را به اين سوال داده‌اند و از ميان مهاجران نيز 29.3 درصد پاسخ «كاملا موافقم» به اين سوال داده‌اند. گويه ديگر اين است كه «سرعت تغييرات اقتصادي مانع از رسيدن من به اهدافم مي‌شود/ مي‌شد.» 70.4 درصد از پاسخ‌دهندگان در ايران و 58.3 درصد از پاسخ‌دهندگاني كه در خارج از ايران بوده‌اند به اين گويه پاسخ «كاملا موافقم» داده‌اند. نكته جالب توجه اينكه به گفته اين تحقيق، مهاجراني كه بعد از سال 1396 كشور را ترك كرده‌اند، ارزيابي منفي‌تري از عدم كفايت درآمدشان براي پوشش هزينه‌ها و اثرات نامناسب تورم بر تحقق اهداف زندگي‌شان دارند.

    مهاجراني كه بعد از سال 1396 كشور را ترك كرده‌اند نگاه منفي‌تري در ارزيابي وضعيت اقتصادي دارند؛ اما ارزيابي وضعيت اقتصادي بين افرادي كه از 1397 تا پايان 1399 مهاجرت كرده‌اند با آنها كه در سال‌هاي 1400 تا 1402 مهاجرت كرده‌اند تفاوت معناداري ندارد.

    ارزيابي از وضعيت اجتماعي

    براي ارزيابي اثر وضعيت اجتماعي بر نوع تصميم افراد درباره مهاجرت، نظر شركت‌كنندگان در نظرسنجي درباره سه گويه پرسيده شده: احترام به سبك زندگي، حس داشتن شأن و منزلت شهروندي و احساس امنيت مفاهيم اصلي اين سه گويه هستند. هر سه گويه را مي‌توان ذيل يك عامل براي ارزيابي نگاه فرد به وضعيت اجتماعي قرار داد. نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه پاسخگويان درون ايران وضعيت اقتصادي را بدتر از پاسخگويان مهاجر ارزيابي كرده‌اند و مهاجران نسبت به افراد درون ايران، وضعيت اجتماعي را بدتر ارزيابي كرده‌اند.

    شايد جالب‌توجه‌ترين نكته را بتوان پاسخ شركت‌كنندگان در نظرسنجي به اين گويه دريافت كرد كه «به عنوان يك شهروند حقوق شهروندي و سبك زندگي من به رسميت شناخته مي‌شود/ مي‌شد.» هر دو گروه ساكنان ايران و مهاجران ميانگين نمره 1.8 و 1.7 يعني نمره‌اي بين مخالفم و كاملا مخالفم به اين گويه داده‌اند و به‌اين‌ترتيب به رسميت شناختن حقوق شهروندي و سبك زندگي خود را در سطح پاييني ارزيابي كرده‌اند.

    ارزيابي رابطه حكومت با مردم

    اين بخش به‌نوعي روايتگر «كيفيت حكمراني» است. به‌طور مثال يك گويه در مقابل شركت‌كنندگان در نظرسنجي قرار گرفته است: «امكان پيشرفت بيشتر براي همه افراد جامعه وجود دارد/ داشت». نزديك به 69 درصد از پاسخ‌دهندگان داخل ايران و 71 درصد از مهاجران به اين گويه، پاسخ «كاملا مخالفم» داده‌اند. گويه بعدي اين است كه «شيوه حكمراني و مملكت‌داري هم‌راستا با واقعيات جامعه و خواست مردم است.» 80 درصد از پاسخ‌دهندگان داخل ايران و 83.5 درصد از پاسخ‌دهندگان خارج ايران به اين گويه پاسخ «كاملا مخالفم» داده‌اند.

    يا گويه‌اي مرتبط با فساد در كشور كه اين موضوع را مطرح كرده كه «فساد در اداره اقتصاد و جامعه اندك است.» 83.8 درصد از پاسخ‌دهندگان داخل ايران و 85.3 درصد از پاسخ‌دهندگان مهاجر با گزينه «كاملا مخالفم» با اين موضوع برخورد كرده‌اند.

    فايده مهاجرت براي زندگي شخصي

    در اين بخش هم نتايج جالب‌توجهي ديده مي‌شود. به‌طور مثال ميانگين نمره گويه «فرزندانم در خارج از كشور مي‌توانند آينده بهتري داشته باشند/ دارند» در كساني كه از داخل ايران پاسخ داده‌اند و بيشتر و اين تفاوت در سطح 99 درصد است. در حالي كه ميانگين نمره گويه «در خارج از كشور مي‌توانم زندگي بهتر و شادتري داشته باشم/دارم» در بين مهاجران بيشتر است و اين تفاوت در سطح 99 درصد است. آنها كه از درون ايران به پرسش‌ها پاسخ گفته‌اند، نسبت به مهاجراني كه از خارج به پرسشنامه پاسخ گفته‌اند:

    داشتن شهروندي يا اقامت يك كشور ديگر براي‌شان مهم‌تر است و تصور مي‌كنند فرزندانشان مي‌توانند در خارج آينده بهتري داشته باشند. هم‌زمان، كمتر از مهاجران تصور مي‌كنند كه زندگي در خارج، بهتر و شادتر است و در خارج از كشور مي‌توانند بيشتر مفيد باشند.

    سهم عوامل كلان در تصميم مهاجرتي

    آخرين سوال اين پرسشنامه از پاسخگو مي‌پرسد «در كل به سهم عوامل كلان و شرايط كلي كشور بر تصميم شما براي مهاجرت بين 1 تا 10 چه نمره‌اي مي‌دهيد؟» وضعيت پاسخ‌ها به اين صورت بوده كه: به‌طور ميانگين نمره گزينه «اصلا به مهاجرت فكر نمي‌كنم» 6.4 بوده. گزينه «به مهاجرت فكر مي‌كنم اما اقدام عملي انجام نداده‌ام.» نمره ميانگين 8.76 گرفته. گزينه «به مهاجرت فكر مي‌كنم، تمايل دارم و براي آن اقدام عملي هم انجام داده‌ام» نمره نزديك به 10 يعني 9.2 را گرفته. گزينه «مهاجرتم قطعي شده و بزودي ايران را ترك مي‌كنم» نيز نمره ميانگين 9.32 گرفته است.

    توصيه به شركت‌ها و سازمان‌ها

    اين پژوهش عنوان كرده كه شركت‌ها و سازمان‌ها نمي‌توانند بر اوضاع اقتصادي و اجتماعي كلان تأثير تعيين‌كننده‌اي بگذارند اما مي‌توانند از طريق مديريت بهتر سرمايه‌هاي انساني بر انگيزه‌هاي مهاجرت تا اندازه‌اي اثر بگذارند. به گفته پژوهشگران، دست شركت‌ها و سازمان‌ها براي اثرگذاري بر انگيزه‌هاي مهاجرت باز نيست اما هنوز فرصت‌هايي دارند تا با اداره بهتر سازمان‌ها و شنيدن صداي كاركنان و تأثيرگذاري بر احساسات و نگرش‌هاي سازماني افراد شرايط كاري بهتري فراهم كنند و حفظ و نگهداشت سرمايه‌هاي انساني را با كيفيت بيشتري انجام دهند.

    همچنين اين پژوهش عنوان كرده كه شركت‌ها و سازمان‌ها چاره‌اي ندارند جز اينكه در شرايط تشديد مهاجرت نيروي انساني رويه‌هاي سازماني منعطفي براي آموزش نيروي انساني جديد و جايگزيني و جامعه‌پذير كردن سريع‌تر نيروي انساني جديد را انجام دهند.

  • اندک اندک جمع یاران می روند! / چمدان مهاجرت در دست نخبگان ایرانی

    اندک اندک جمع یاران می روند! / چمدان مهاجرت در دست نخبگان ایرانی

    به گزارش اقتصادران، عضی از آمار و ارقام در میان سروصدا‌ها گم می‌شوند و کمتر کسی برای تحلیل آنها دست به‌کار می‌شود؛ درست مانند آمار بازگشت متخصصان و نخبگان که در اواسط دهه ۹۰به اوج خود رسید و نیم‌نگاهی به آن نشان می‌دهد که هنوز برخی از مهاجران متخصص بعد از چند سال مهاجرت به خانه بازمی‌گردند.

    مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    طبق تعریف سازمان ملل متحد از مهاجرت‌های بازگشتی، چنانچه اتباع یا شهروندان یک کشور پس از یک دوره مهاجرت بین‌المللی به کشوری دیگر (بلندمدت یا کوتاه‌مدت)، مجددا به کشور مبدأ خود بازگردند و قصد داشته باشند که حداقل یک سال در مبدأ خود اقامت گزینند، به‌عنوان مهاجران بازگشتی شناخته می‌شوند. بر همین اساس بازگشت، جزئی از فرایند مهاجرت تعریف شده است که در بعضی موارد می‌تواند به‌صورت دائمی و در بعضی موارد به‌صورت موقتی اتفاق بیفتد.

    اولین چالش اساسی در زمینه مهاجرت‌های بازگشتی، خلأ‌های آماری و پژوهشی آن است، به‌علت دشواری رصد و پایش مهاجران پس از یک دوره کار یا تحصیل در خارج از کشور، آمار دقیقی در مورد میزان مهاجرت بازگشتی در دسترس نیست.

    براساس یافته‌های گالوپ از مصاحبه با ۶۴هزار مهاجر در ۱۶۰کشور مختلف طی سال‌های ۲۰۱۰تا ۲۰۱۸، میانگین میل به بازگشت در میان مهاجران جهان حدود ۷درصد است.

    بازگشت ۱۱۹۱متخصص در سال ۱۴۰۲

    روح‌الله دهقانی فیروزآبادی، معاون علمی و فناوری دولت سیزدهم در روز‌های منتهی به دولت قبل، آمار و ارقام جالبی در مورد بازگشت مهاجران ارائه داده بود.

    به‌گفته او «در سال ۱۴۰۲نزدیک به هزار و ۱۹۱متخصص به کشور بازگشتند. یکی از سیاست‌های جدی که در مسیر دیپلماسی علمی و فناوری پیگیری شد، بحث آماده‌سازی برای همکاری با متخصصان ایرانی خارج از کشور و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور بود.» علاوه بر آیین‌نامه جامعی که در دولت قبل برای حمایت از نخبگان از طریق حمایت‌های استخدامی، تحصیلی و… صادر شده بود، سامانه کانکت (سامانه همکاری با متخصصان) نیز در این معاونت شرایط جایگزینی پروژه‌های فناورانه ایرانی‌های خارج از کشور با خدمت سربازی را مهیا کرد.

    پرترافیک‌ترین سال‌های بازگشت به خانه

    رصدخانه مهاجرت ایران در سال ۱۴۰۱آماری را در رابطه با بازگشت متخصصان ایرانی در بازه زمانی ۱۳۹۳تا ۱۴۰۱منتشر کرد. براساس این تحقیق مشخص شد که در سال‌های ۱۳۹۵و ۱۳۹۶با توجه به اجرای طرح‌های بازگشت متخصصان و همچنین چشم‌انداز سیاسی، تعداد ایرانیان بازگشتی رشد یافته و به تراز بالای ۴۰۰نفر رسیده بود.

    بازگشت ۹ هزار نخبه به ایران؟/مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    مدرک متخصصانی که مهاجرت کردند و به ایران بازگشتند به این شرح است:

    بازگشت ۹ هزار نخبه به ایران؟/مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    بازگشت با مدرک ارشد

    براساس آخرین آمار موجود در سال ۱۴۰۱، اغلب متخصصان ایرانی که به کشور بازگشته‌اند تا مقطع کارشناسی‌ارشد خود را در ایران گذرانده بودند و پس از یک دوره مهاجرت دوباره به ایران بازگشتند.

    مدرک متخصصانی که مهاجرت کردند و به ایران بازگشتند به این شرح است:

    بازگشت ۹ هزار نخبه به ایران؟/مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    ۱۰کشور مبدأ برای ایرانیان بازگشته از مهاجرت

    بازگشت ۹ هزار نخبه به ایران؟/مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    علل بازگشت به کشور

    همانقدر که مهاجران با انگیزه‌های مختلفی، چمدان‌های خود را می‌بندند و راهی کشور دیگر می‌شوند، دلایل بازگشت هم برای هر فرد متفاوت است. هر چند این دلایل در گذر زمان با تغییراتی همراه می‌شود، اما تحلیل نتایج پیمایش بررسی میل و تصمیم به بازگشت در میان ایرانیان خارج از کشور که توسط رصدخانه مهاجرت ایران در سال ۱۴۰۱انجام شده است، نشان می‌دهد که حدود ۱۴درصد از مهاجران ایرانی تصمیم به بازگشت دارند.

    میل مهاجرت ایرانیان چقدر است؟

    این‌روز‌ها مسئولان ارشد دولتی در سخنرانی‌هایشان آمار و ارقام بالایی از میل به مهاجرت ایرانی‌ها عنوان می‌کنند، درحالی‌که براساس آماری که سال گذشته – ۱۴۰۲ – محمد اصغری، مدیر اجرایی مرکز رصد فرهنگی کشور ارائه داد، میل به مهاجرت ایرانیان در آن بازه زمانی، ۲۸درصد بود. به‌گفته اصغری «بر مبنای داده‌های مراکز مختلف افکارسنجی که با شیوه‌های علمی و به‌صورت میدانی و تلفنی و حجم نمونه ملی، یعنی همه کشور، گردآوری و در مرکز رصد فرهنگی کشور از لحاظ روشی اعتبارسنجی‌شده است، میل به مهاجرت ایرانیان عددی بین ۲۴‌تا۲۸‌درصد است. متغیر جنسیت تفاوت معناداری ندارد، اما در متغیر سن تفاوتی معنادار وجود دارد، به‌طوری‌که افراد گروه سنی ۱۸ تا ۲۹سال تمایل بیشتری به مهاجرت دارند. از میان افرادی که میل به مهاجرت دارند نیز بیش از نیمی از آنها در پی مهاجرت موقت و میزان کمتری به فکر مهاجرت دائمی هستند.» پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال۱۴۰۲ هم نشان می‌دهد که «۶/۳۸درصد ایرانیان درصورت فراهم‌بودن شرایط، تمایل به مهاجرت از کشور دارند.»

  • مهاجرت یا فرار؟ مساله این است: ۶۰ درصد ایرانی‌ها تمایل به مهاجرت دارند!

    مهاجرت یا فرار؟ مساله این است: ۶۰ درصد ایرانی‌ها تمایل به مهاجرت دارند!

    به گزارش اقتصادران، سمینار «مهاجرت و آثار آن بر کسب‌وکارها» با حضور دستیار اجتماعی رییس‌جمهور، رییس اتاق تهران و معاون بررسی‌های اقتصادی اتاق تهران در محل اتاق تهران برپا شد. در این سمینار که به همت معاونت بررسی‌های اقتصادی اتاق تهران برگزار شد، علاوه بر سخنرانی محمود نجفی‌عرب و علی ربیعی، دستیار اجتماعی رییس‌جمهور در مراسم افتتاحیه، چهار پانل با حضور اساتید دانشگاه، فعالان اقتصادی، جامعه‌شناسان و تحلیلگران حوزه مهاجرت و همچنین مدیران ارشد دولتی برگزار می‌شود.

    علی ربیعی، دستیار اجتماعی رییس‌جمهور، در مراسم افتتاحیه این سمینار عنوان کرد که مهم‌ترین نهاد‌های سیاستگذاری کشور کمتر به این ناهنجاری توجه کرده‌اند در حالی که تمایل به مهاجرت به افراد با سن کمتر از ۱۸ سال رسیده و گفتگو در باب شیوه‌های مهاجرت بین نوجوانان باب شده است. دستیار اجتماعی رییس‌جمهور، در این سمینار با بیان اینکه مهاجرت یک پدیده کهن و دیرین است و حتی در کشور‌های توسعه‌یافته نیز سیر آن وجود دارد، به نقد رویکرد‌های مختلف و بعضا متناقض تصمیم‌گیران و سیاستگذاران در مواجهه با این پدیده پرداخت و گفت: برخی به پدیده مهاجرت از زاویه نفی و انکار وارد می‌شوند و به‌طور کلی مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور و روند رو به رشد آن را کتمان می‌کنند.

    به گزارش روابط عمومی اتاق تهران، علی ربیعی با این توضیح که پدیده مهاجرت به یکی از مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور طی یک دهه اخیر بدل شده است، افزود: در حالی در کشور با شیوع مهاجرت در بخش‌ها و اقشار مختلف جامعه مواجه هستیم که در مهم‌ترین نهاد‌های سیاستگذاری کشور کمتر به این اتفاق که ناهنجار شده است، پرداخته می‌شود.

    او با بیان اینکه برخی رویکرد‌ها به این موضوع از بعد توطئه نگاه می‌کنند و حتی با ابراز نگرانی هم برخورد و مواجهه می‌کنند، افزود: انجمن‌های علمی و نهاد‌های مرتبط با کسب‌و‌کار و فعالان اقتصادی باید در بررسی و واکاوی مهاجرت رویکرد واقع‌بینانه فعال و نگرانی همراه با کنش برای حل این مساله داشته باشند.

    دستیار اجتماعی رییس‌جمهور سپس به اهمیت گونه‌شناسی مساله مهاجرت در ایران اشاره کرد و افزود: در ایران تمایل به مهاجرت به افراد با سن کمتر از ۱۸ سال رسیده است و امروز در میان قشر نوجوان، پیرامون مهاجرت از کشور و شیوه‌های آن مکالمه و گفتگو می‌شود. علی ربیعی افزود: در حالی یکی از علت‌های اصلی مهاجرت در نسل قبل، رفتن به بازار کار خارجی و کسب پول و درآمد و سپس بازگشت به کشور بود، نسل جدید مهاجرت را یک نوع فرار و رفتن همراه با نگاه غضبناک به پشت سر قلمداد می‌کند. او سپس با این توضیح که مهاجرت در سایر ممالک و کشورها، بر مبنای کسب دانش و گردآوری اطلاعات و تکنولوژی برای توسعه کشورشان همواره مطرح بوده است، به داستان شهروندان ژاپن و کره‌جنوبی در دوره پس از جنگ جهانی دوم به عنوان نمونه اشاره کرد و گفت: امروز در کشور با کوچ بنگاه‌ها و شرکت‌ها به‌ویژه در حوزه استارت‌آپی و فناوری اطلاعات مواجه هستیم که پدیده نگران‌کننده‌ای است و با توجه به جمعیت‌شناسی نسل جدید که نشان می‌دهد نسل جدید و جوان‌ها تمایل به اشتغال در این نوع شرکت‌ها دارند، نگرانی از این پیامد تشدید می‌شود.

    علی ربیعی سپس اظهار امیدواری کرد که با برگزاری نشست‌های همفکری از سوی مراکز علمی و دانشگاهی و حوزه‌های اقتصادی و کارآفرینی، مساله مهاجرت در ایران مورد واکاوی دقیق قرار گیرد و راهکار‌هایی برای اصلاح آن به دست آید.

    ۶۰ درصد ایرانی‌ها تمایل به مهاجرت دارند

    رییس اتاق بازرگانی تهران نیز در این رویداد با بیان اینکه مهاجرت دغدغه امروز و دیروز نیست و دهه‌هاست افراد با انگیزه‌های مختلف همچون تحصیل و کار از ایران به کشور‌های دیگر مهاجرت می‌کنند، گفت: آنچه امروز «مهاجرت» را به یک دغدغه ملی و مساله اجتماعی و اقتصادی بدل کرده؛ اوج گرفتن مهاجرت و شکل‌گیری موج گسترده تمایل به مهاجرت از کشور است؛ نکته‌ای که مرکز مطالعات استراتژیک ریاست‌جمهوری در گزارشی از آن به عنوان «ورود به فاز مهاجرت عام» یا «مهاجرت توده‌وار» یاد کرده است؛ اتفاقی که می‌تواند تبعات منفی جدی برای جامعه و فرآیند رشد و توسعه کشور به همراه داشته باشد.

    محمود نجفی‌عرب گفت: طبق آمار‌ها در ۱۰ سال اخیر به صورت متوسط سالانه ۲۷ هزار ایرانی اقامت کشور‌های اروپایی، کانادا و امریکا را اخذ و بر اساس گزارش رصدخانه مهاجرت ایران در سال ۱۴۰۱ حدود ۶۵ هزار نفر از کشور مهاجرت کرده‌اند در شرایطی که در نظرسنجی همین سال این مرکز بیش از ۶۰ درصد ایرانی‌ها تمایل به مهاجرت دارند؛ عددی که واقعا دردآور است و نشان می‌دهد سطح حس تعلق به کشور به شدت کاهش یافته است.

    ریشه مهاجرت، سقوط سرمایه اجتماعی است

    او ادامه داد:، اما چرا به چنین روزی گرفتار شده‌ایم که درصد بالایی از جمعیت کشور تحقق رویاهای‌شان را در سرزمین‌های دیگر جست‌وجو می‌کنند؟ پاسخ به این سوال به عوامل متعدد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باز می‌گردد، اما ریشه اصلی آن را به اعتقاد من باید در کاهش شدید اعتماد اجتماعی و سقوط سرمایه اجتماعی دنبال کرد. اگر روزی بیشتر شاهد مهاجرت دانشجویان و نخبگان علمی برای تحصیل به کشور‌های دیگر بودیم حالا می‌بینیم از ورزشکاران مدال‌آور و فعالان استارت‌آپی گرفته تا کارمندان و کارگران آرزوی مهاجرت دارند و حتی بسیاری از خانواده‌ها، فرزندان‌شان را از همان کودکی به مدارس خارج از کشور می‌فرستند.

    آثار منفی خروج پزشکان از ایران

    رییس اتاق تهران با اشاره به اینکه خودش یک دکتر داروساز است، عنوان کرد که از آمار بالای مهاجرت پزشکان، داروسازان و پرستاران در مقایسه با سال‌های قبل شگفت‌زده شده است. او گفت: برای مثال طبق آمار سازمان نظام پزشکی تعداد گواهی گوداستندینگ از حدود ۷۵۰ نفر در سال ۱۳۹۷ به ۶ هزار نفر در سال ۱۴۰۱ افزایش یافته است؛ اتفاقی که آثار منفی شدید خود را در سال‌های آینده با کمبود پزشک، داروساز و به خصوص پرستار در نظام درمان کشور نشان خواهد داد.

    خروج ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه ایرانیان

    محمود نجفی‌عرب افزود: اگر تا چند سال پیش با تعداد بالای جوانان فعال در شرکت‌های استارت‌آپی روبه‌رو بودیم حالا می‌بینیم که بسیاری از این شرکت‌ها به دنبال نیرو‌های توانمند هستند، زیرا در دو، سه سال گذشته بیش از ۲ هزار ویزای استارت‌آپی و کارآفرینی به مقصد کشور‌های توسعه‌یافته و حتی کشور‌های همسایه، برای جوانان ایرانیان صادر شده است. او با ابراز تاسف نسبت به از دست دادن سرمایه‌های انسانی و جوانان خلاق و نیروی کار در سال‌های گذشته نسبت به صدمات جبران‌ناپذیر موج بزرگ خروج سرمایه و مهاجرت فعالان اقتصادی، مدیران و کارآفرینان، آن هم در حالی که کشور بیش از هر زمان دیگری تشنه جذب سرمایه‌گذاری است، هشدار داد.

    او افزود: طبق گزارش بانک مرکزی در طول ۲۰ سال گذشته که در ۱۲ سال آن میانگین نرخ سرمایه‌گذاری منفی بوده، حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است؛ عددی که طبق برنامه هفتم توسعه معادل نیاز کشور برای رسیدن به رشد ۸ درصدی در یک‌سال است. در واقع در چند سال گذشته وضعیت شتاب خروج سرمایه و افزایش استهلاک سرمایه به مراتب تندتر از ورود سرمایه بوده است.

    رییس اتاق تهران ادامه داد: در شرایط کنونی معتقدیم برای مدیریت مساله مهاجرت نیروی انسانی و فعالان اقتصادی و کسب‌وکار‌ها ضرورت دارد انگاره حاکمیت از بخش خصوصی و جامعه دچار تغییر شود.

  • بحرانهای کشور، ناشی از ترجیح رباخواری و دلال پروری به کار شرافتمندانه است

    بحرانهای کشور، ناشی از ترجیح رباخواری و دلال پروری به کار شرافتمندانه است

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور، منزلت اشتغال را نمی‌داند، گفت: نظام تصمیمگیری‌ های اساسی کشور حتی اگر تصور می‌کند منافعش در رشد سوداگری، دلالی و رباخواری است باید بداند این منافع ناپایدار است و قابل دوام نیستند. ابعاد اهمیت اجتماعی، سیاسی و امنیت ملی اشتغال به مراتب بالاتر از وجه اقتصادی آن است و بحرانهای اجتماعی کشور، ناشی از ترجیح رباخواری و دلال پروری به کار شرافتمندانه است .

    اگر با انتخابات تغییر ریل بنیادی اتفاق نیفتد، با جابجایی احزاب، تحولی رخ نخواهد داد

    به گزارش جماران دکتر فرشاد مومنی، استاد دانشگاه و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در نشست بررسی روند 65 ساله اشتغال در ایران، در فرهنگستان علوم سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد: اگر با انتخابات تغییر ریل بنیادی اتفاق نیفتد و دزدسالاری و فسادسالاری و بی بندوباری‌ های ناشی از آن جای خود را به تشویق فعالیت‌های مولد و دانایی محور ندهد، با جابجایی احزاب در دولت‌ها تحولی رخ نخواهد داد، این آن چیزی است که پس از ۳۵ سال تجربه در دوران منحوس تعدیل ساختاری باید نظام تصمیم گیری‌های اساسی کشور متوجه شود.

    احاله به بازار اسم رمز غارتگری و مسلط کردن قانون جنگل است

    وی با بیان اینکه وقتی این تغییر ریل در دستور کار قرار گیرد، آن زمان نوبت به لوازم آن هم می‌رسد، افزود: به نام بازارگرایی، مسیر چپاول و غارت مردم فراهم شد تا جایی که شرایط را به گونه ای شده که فرد عالم شرافتمند باید از حریم اقتصاد بازار دفاع کند! اقتصاد بازار هم به عنوان یک تئوری، برای خود آبرو دارد، هر چند که حساب و کتاب‌هایی دارد که مختص ایران هم نیست. «داگلاس نورث»، اقتصاددان، در کتاب «ساختار و دگرگونی در تاریخ اقتصادی» می‌گوید وقتی نهادها را رها می‌کنید و به اسم بازار آزاد، رهاسازی می‌کنید احاله به بازار اسم رمز غارتگری و مسلط کردن قانون جنگل است.

    با سلطه کوته نگری مواجه هستیم / حکومتگران ما همین که امروز را به فردا برسانند، موفقیت می‌دانند!

    این اقتصاددان اضافه کرد: ما با سلطه کوته نگری مواجه هستیم، حکومتگران ما همین که امروز را به فردا برسانند آن را موفقیت می‌دانند! و با همین شیوه بحران‌ها را به تعویق می‌اندازند و روی هم انباشته می‌کنند تا به جاهایی می‌رسد که دیگر نمی‌شود ادامه داد.

    تنها شوک به نرخ ارز و حامل‌های انرژی را بلدند / شاهد فاجعه‌های بزرگ انسانی، اجتماعی و محیط زیستی هستیم

    مومنی با بیان اینکه تفکر سطح توسعه می‌گوید ساده نگری و سهل گیری باید جای خود را به پیچیده فکر کردن بدهد، اظهار داشت: متاسفانه تنها شوک به نرخ ارز و حامل‌های انرژی را بلدند! تصور می‌کنند آنها را جهش بدهند به تبع آن همه چیز درست می‌شود، اما شاهد فاجعه‌های بزرگ انسانی، اجتماعی و محیط زیستی هستیم.

    نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور، منزلت اشتغال را نمی‌داند / ابعاد اهمیت اجتماعی، سیاسی و امنیت ملی اشتغال به مراتب بالاتر از وجه اقتصادی آن است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه متاسفانه نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور منزلت اشتغال را نمی‌داند، گفت: اشتغال در حیات جمعی انسان‌ها، ۱۷ کارکرد دارد که از این ۱۷ کارکرد تنها ۳ کارکرد جنبه اقتصادی دارد. ابعاد اهمیت اجتماعی، سیاسی و امنیت ملی اشتغال به مراتب بالاتر از وجه اقتصادی آن است. بنابراین آنها که از طریق آزادسازی واردات جنون آمیز فرصت‌های شغلی این کشور را تقدیم خارجی‌ها می‌کنند و بعد فکر می‌کنند حالا که با بحران حاد اجتماعی روبرو شدیم بودجه نهادهای موعظه‌گر را بالا ببریم تا هنجارها اصلاح شوند، نیاز به آموزش دارند تا بفهمند یک سمت تمام ناهنجاری‌های اجتماعی در بحران اشتغال یا مشاغل کاذب یا مشاغل بی کیفیت است.

    ارتباط نوع اشتغال با «مرگ از سر ناامیدی» چیست!؟

    مومنی اضافه کرد: نویسندگان کتاب «مرگ‌های بر اثر ناامیدی»، که در آمریکا منتشر شده و من بر ترجمه آن مقدمه‌ای نوشته‌ام، نشان داده‌اند که اهمیت کیفیت اشتغال، از اندازه اشتغال هم بیشتر است. حتی در آمریکا که بیش از ۱۵۰ سال است که از مرحله تولید انبوه عبور کرده، وقتی کوچک‌ترین تزلزلی در مشاغل صنعت کارخانه‌ای پدیدار شده و مشاغل خدماتی رشد پیدا کردند، فاجعه‌های بزرگ اتفاق افتاده که یکی از آنها را «مرگ از سر ناامیدی» نام نهاده‌اند. یعنی مرگ در اثر افراط در اعتیاد به مواد مخدر، ناشی از افراط در مصرف مشروبات الکلی و خودکشی. اگر حساب و کتابی در کار باشد آیا نظام تصمیمگیری‌های اساسی کشور ما تا این میزان جربزه دارد که نظام کارشناسی کشور را مامور کند تا راجع به مرگ‌های از این سه گونه گزارشی در ایران منتشر کند!؟

    آنها که دچار مرگ‌ها از سرناامیدی نمی‌شوند، از فرط سرخوردگی نسبت به آینده‌، ترجیح می‌دهند ایران را ترک کنند

    به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ مسئله حیاتی‌تر این است که آنها که در ایران دچار چنین مرگ‌هایی نمی‌شوند، از فرط سرخوردگی نسبت به آینده‌شان، ترجیح می‌دهند ایران را ترک کنند. یعنی ما مسائلی اضافه‌تر از آنها هم داریم که اصلا به بحث گذاشته نمی‌شود و بعد در چارچوب سفله گزینی مقامات مسئول بی‌کیفیتی پیدا می‌شوند که در مصاحبه‌هایشان می‌گویند ما اصلا از خروج سرمایه‌ها یه انسانی در این ابعاد نگران نیستیم!

    بحرانهای اجتماعی کشور، ناشی از ترجیح رباخواری و دلال پروری به کار شرافتمندانه است

    وی تاکید کرد: قویا بر این باور هستم که کشور ما نیاز دارد حکومتگرانشان بفهمند که این همه بحران‌های اجتماعی که گوشه کوچکی از آن را در گزارش سه جلدی سال ۹۵ وزارت کشور می‌بینیم، که می‌گوید احساس تعلق به کشور، احساس اعتماد به حکومت و غیر از خویشاوندان و بستگان در ایران تقریبا در حال نزدیک شدن به صفر است، بازتاب این است که سوداگر پروری، دلال پروری و رباخوار پروری را به کار شرافتمندانه مولد در قاعده گزاری‌ها ترجیح داده‌اند.

    با عنوان آزادسازی واردات، ۳۰ میلیارد دلار در یک سال کالاهای قابل تولید وارد کردند

    مومنی گفت: اسنادی داریم که در بعضی از سال‌ها در ایران تحت عنوان آزادسازی واردات فقط ۳۰ میلیارد دلار در یک سال واردات کالاهای قابل تولید در کشور انجام شده است. بعد مطالعاتی وجود دارد که می‌گوید در ایران به ازای هر یک میلیارد دلار واردات کالاهای قابل تولید در کشور بین ۲۵ تا ۱۰۰ هزار فرصت شغلی از بین می‌رود. ما به شدت نیازمندیم دولتی ها و مجلسی ها و به ویژه سران قوا، راجع به ابعاد اهمیت اشتغال و پایه نظری اشتغال با کیفیت در یک ساخت توسعه نیافته رانتی بسیار آموزش ببینند.

    وی تاکید کرد: این مسئله به امنیت ملی ما هم گره می‌خورد. ماجرای اتکا به خام فروشی به طور کلی یعنی بلاتکلیفی و دائما در حال بی‌ ثباتی بودن. وقتی به نفت و مشتقاتش به صورت خام فروشانه وابسته می‌شویم باید بدانیم در طی ۵۰ سال گذشته نوسانات قیمت نفت، به طور متوسط، دو برابر کل مواد خامی است که در دنیا وجود دارد. یعنی عزیزان باید قباحت خاص خام فروشی را هم بدانند که هم از طریق الگوی خاص واردات هم از طریق الگوی خاص صادرات خام فروشانه‌اش، مشاغل ایران را به همان‌ها هدیه می‌کنند که در تبلیغات رسمی ستکبار جهانی می‌خوانندشان!

    از ۱۳۸۵ به این سو به صورت نظام وار به نظام سلطه پاس گل داده ایم

    این اقتصاددان گفت: تعارف ندارد و تصادفی هم نیست که از ۱۳۸۵ به این سو به صورت نظام وار به نظام سلطه از طریق سیاستگذاری‌های اقتصادی پاس گل داده می‌شود.

    نگرش ساختار قدرت به منافع خودش هم کوتاه مدت است

    به گفته این مومنی؛ بدبختی ساختار قدرت در ایران (به شکل تاریخی) این است که نگرشش به منافع خودش هم نگرش کوتاه مدت است! آه و ناله‌های فراری‌های رژیم پهلوی را ببینید که چگونه زار می‌زنند که اگر مقداری بیشتر شعور به خرج می‌دادیم، باقی می‌ماندیم. این مسئله کم اهمیتی نیست! متاسفانه مافیاها، کارشناسانی که با نهایت مظلومیت، آخر و عاقبت این سیاست‌ها را گوشزد می‌کنند را اپوزیسیون می‌خوانند. حکومت ما باید بفهمد این‌ها اپوزیسیون نیستند، بلکه خیرخواهند. اپوزیسیون واقعی آنها هستند که با چاپلوسی و سفلگی اطراف شما می‌آیند منافعشان را حداکثر و زیر پایتان را خالی می‌کنند. این مسئله حیاتی است که باید گوشزد شود.

    وی در پایان افزود: نظام تصمیم گیری‌ های اساسی کشور حتی اگر تصور می‌کند منافعش در رشد سوداگری، دلالی و رباخواری است باید بداند این منافع ناپایدار است و قابل دوام نیستند. متغیر کنترلی مشاغل با کیفیت هم انگیزه سرمایه‌گذاری تولیدی است، باید در این زمینه حساسیت ملی ایجاد کنیم تا اوضاع کشورمان رو به نجات و بهبود برود.

  • عوارض خروج از کشور اعلام شد

    عوارض خروج از کشور اعلام شد

    به گزارش اقتصادران، بر اساس لایحه بودجه سال جاری، عوارض خروج از کشور برای هر نفر ۵۲۰ هزار تومان تعیین شد که ۱۲۰ هزار تومان نسبت به سال قبل افزایش یافته است.

    طبق جدول تعرفه‌های درآمدهای دولت، عوارض خروج از کشور برای هر نفر در سال جاری در سفر اول ۵۲۰ هزار تومان تعیین شده است. البته عوارض خروج از کشور برای سفر دوم به میزان ۵۰ درصد و سفرهای سوم و بیشتر به میزان ۱۰۰ درصد افزایش خواهد یافت. گفتنی است عوارض خروج از کشور برای هر نفر در سال گذشته در سفر اول ۴۰۰ هزار تومان تعیین شده بود. بر این اساس عوارض خروج از کشور برای هر نفر نسبت به سال قبل ۳۰ درصد افزایش یافته است.

    همچنین پیش بینی شده درآمد دولت از محل عوارض خروج از مرزهای کشور ۴,۳۶۲ میلیارد تومان باشد که نسبت به رقم ۳۴۳۱ میلیارد تومانی در لایحه بودجه سال قبل ۲۷.۱ درصد افزایش داشته است.

    عوارض خروج هوایی برای زائرین عتبات عالیات ۴۵ هزار تومان و عوارض خروج زمینی و دریایی نیز برای این مسافران ۱۵ هزار تومان تعیین شده که نسبت به سال گذشته تغییر نکرده است.

  • خسارت هنگفت مهاجرت متخصصان به اقتصاد ایران

    خسارت هنگفت مهاجرت متخصصان به اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، مرتضی عزتی تاکید کرد: اولویت دولت جدید باید حمایت از تولید باشد زیرا بسیاری از مشکلات فرهنگی و سیاسی ما نیز از ضعف بخش مولد جامعه نشات می‌گیرد.

    عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس گفت: دولت چهاردهم با شرایط ویژه و سختی روبروست و لازم است برای برون‌رفت از این بحران اقتصاد از زیر سایه‌ی سیاست خارج شود.

    چرا وعده‌های بزرگ محقق نمی‌شود؟

    عزتی با اشاره به اینکه همواره در موعد انتخابات کاندیداها شعارهای بزرگ می‌دهند اما دولت‌ها از انجام کارهای اصلاحی کوچک هم ناتوان هستند، ادامه داد: متاسفانه شعارهای مطروحه در بسیاری از موراد فراتر از اختیارات دولتی‌هاست. این معضل در هنگام کاندیداتوری برای نمایندگی مجلس هم به چشم می‌خورد و برخی نمایندگان وعده‌هایی می‌دهند که اصلا در حوزه‌های اختیاراتشان نیست. حالا این وضعیت در هنگام انتخابات ریاست جمهوری تشدید شده‌تر است و کاندیدا وعده‌ای را مطرح می‌کند که اختیار تصمیم‌گیری در خصوص آن اصلا در حوزه اختیارات قوه‌ی مجریه نیست.

    وی گفت: ساختارها و رویکردهای کلی‌تری هستند که در این زمینه تصمیم‌گیر و تصمیم‌سازند، در نتیجه می‌شود برای تشخیص این‌که فردی وعده‌ی راستین و قابل اجرا می‌دهد یا خیر به اختیارات قوه‌ی مجریه رجوع کنیم تا دریابیم فرد وعده‌اش قابل اجراست یا نیست.

    او گفت: اقتصاد در ایران هنوز به اولویت اصلی بدل نشده و در نتیجه هر شعاری برای بهبود وضعیت، حل مشکل تحریم، حل کردن مشکلات بدون رفع تحریم و …همگی از ابتدا غیر عملی و غیر قابل تحقق هستند. او با اشاره به اینکه در دنیای امروز قرارگیری در جایگاه بالاتر اقتصادی و ایجاد شرایطی برای داشتن مراودات اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار است، تاکید کرد: یکی از مشکلات اصلی در کشور وجود تحریم‌هاست و اگر این مشکل اساسی را بپذیریم به تدریج می‌توان برای رفع آن برنامه‌ریزی کرد این در حالی است که هنوز از گوشه و کنار می‌شنویم که معتقدند تحریم نعمت است و به هیچ عنوان نمی‌تواند عامل بازدارنده برای اقتصاد باشد.

    او با اشاره به تجربه‌ی برجام گفت: برجام در دوره‌ی اجرا فشار سنگین تحریم‌ها را تا حدودی کنترل کرد ولی کماکان هم تاثیر اساسی در اقتصاد کشور دارد و بدون رفع این تحریم‌ها ما نمی‌توانیم انتظار جهش ارزنده در اقتصاد کشور را داشته باشیم.

     

    با اصلاح ساختارها باید موج مهاجرت را مهار کرد

    عزتی با اشاره به این مساله که باید سازوکاری برای پیشگیری از خروج سرمایه و البته سرمایه‌ی بزرگتر یعنی نیروی انسانی اندیشیده شود، گفت: زمانی که یک تحصیل کرده تصمیم به مهاجرت می‌گیرد، هزینه‌ای که کشور برای پرورش او صرف کرده از بین می‌رود. به عنون مثال متوسط هزینه‌ای که کشور برای رشد یک نیروی انسانی متخصص مقبل می‌شود، حداقل معادل ۲ میلیون دلار است و این خسارت در صورتی که فرد تخصص قوی‌تری داشته باشد به حدود ۴ میلیون دلار نیز می‌رسد .

    او گفت: فکر کنید هر فردی که تخصص دارد، وقتی از ایران خارج می‌شود حدود ۱۵۰ میلیارد دلار از سرمایه‌ی کشور به قیمت امروز پوچ می‌شود و همین آمار نشان از خطر بزرگی دارد که پیش پای اقتصاد و جامعه‌ی ایران است.

    وی تاکید کرد : آمار خروج متخصص ازکشور ما مسئله‌ی کتمان شده‌ای نیست و در بهترین حالت سالانه چند صد نفر از ایران مهاجرت می‌کنند. به این ترتیب اگر بخواهیم ارزش اقتصادی این افراد را محاسبه کنیم باید بگوییم در هر سال میلیاردها دلار از سرمایه‌های کشور از ایران خارج می‌شوند که باید با اصلاح ساختار و بهبود وضعیت اقتصادی، این شرایط را تغییر دهیم .

    به گفته‌ی عزتی دولت چهاردهم با تدوین برنامه‌ی دقیق اصلاح ساختاری می‌تواند بخشی از این مشکلات را در میان‌مدت برطرف نماید.