برچسب: مصطفی هاشمی طبا

  • حتی اگر به آمریکا نرد عشق ببازیم باز هم آچمز هستیم!

    حتی اگر به آمریکا نرد عشق ببازیم باز هم آچمز هستیم!

    به گزارش اقتصادران، این آچمزی نه‌فقط به خاطر تحریم‌های آمریکا و به تبع آن اروپایی‌ها و خاور دوری‌هاست بلکه حتی اگر امروز به آمریکا نرد عشق ببازیم (فرض محال که محال نیست) و اف‌ای‌تی‌اف را بپذیریم و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم کاری با ما نداشته باشد، باز هم این آچمزی ادامه دارد. فقط اندکی راه نفس باز می‌شود و مشکل به‌ظاهر اندکی به تعویق می‌افتد.

    مصطفی هاشمی طبا در روزنامه شرق نوشت: حال ببینیم چرا آچمز هستیم. مسئولان شرکت گاز می‌گویند دست‌کم صد میلیارد دلار می‌خواهند تا تولید گاز را در حد فعلی حفظ کنند و مسئولان برق هم می‌گویند دست‌کم صد میلیارد دلار می‌خواهند تا ظرفیت فعلی برق را حفظ کنند. خود رئیس‌جمهور محترم هم گفته است دست‌کم 200 میلیارد دلار لازم داریم تا رشد هشت‌درصدی GDP محقق شود.

    در اینجا این مطلب مطرح می‌شود که چرا به جای آنکه به واقعیت‌ها توجه شود، صرفا به اعداد و آمار دقت می‌شود. معلوم است وقتی این حجم ارز وارد اقتصاد شود، به هر ترتیب رشد هشت‌درصدی اتفاق می‌افتد اما در همان حال همه چیز کشور رو به سقوط می‌رود زیرا اعداد و ارقام بی‌جان هستند و فقط کمیت را نشان می‌دهند و نه کیفیت را.

    اشتباه بزرگ اقتصاددانان آن است که به ارقام بی‌جان نگاه می‌کنند و نه به واقعیت و ماهیت و کیفیت امر. بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی که آمارشان باعث افزایش GDP می‌شود، انجامش زیان‌بار است مثل فروش ارز در بازار که به GDP کمک می‌کند اما ثروت کشور به باد فنا می‌رود. یا وقتی به جای حمل‌ونقل ریلی، حمل‌ونقل کامیونی در کشور اتفاق افتد (مثل حالا) اعداد این فعالیت به GDP اضافه می‌شود؛ درحالی‌که به تحقیق عمل درستی انجام نشده و اگر همان حمل‌ونقل با قطار انجام شده بود، اعداد کمتری وارد GDP می‌شد.
    خوب حالا اگر این 200 میلیارد دلار ارز وارد کشور شد، می‌خواهیم با آن چه کنیم؟ برق و گاز به‌تنهایی نیاز به این ارز دارند. سالی 25 میلیارد دلار هم کالای اساسی باید بخریم. حداقل 10 میلیارد دلار ارز و طلا هم با توهم یکسان‌سازی نرخ ارز در بازار آزاد به نفع قاچاقچیان و صادرکنندگان سرمایه به بازار می‌فروشیم، شش میلیارد دلار هم بنزین وارد می‌کنیم، واردات اقلام مربوط به صنایع و داروها و پزشکی و مسافرتی و هزاران مشکل دیگر را هم داریم، پس این نامعادله کجا می‌تواند به معادله تبدیل شود، به‌ویژه آنکه رئیس‌جمهور محترم گفته‌اند که از این 200 میلیارد دلار صد میلیارد دلار آن باید از سرمایه‌گذاری خارجی تأمین شود.

    حکایت این دولت هم با تمام صداقت و فرزانگی می‌شود (و شده است)، من بدو آهو بدو! یعنی به جای اینکه سیاست‌گذاری کند، دنبال جریان اقتصادی که از گذشته وجود داشته و کشور را زمین زده، رفته است!

    جالب است که همه اینها زمانی است که صدای پای فاشیسم ترامپ و نعره صهیونیسم مکار کاملا به گوش می‌رسد و باز هم مثل گذشته به جای اتخاذ سیاست‌های متناسب با فضای جنگ در کشور (در طول 40 سال گذشته) به مردم می‌خواهیم خروس‌قندی بدهیم و برخلاف نظر ریاست‌جمهوری، حقایق را برای مردم نمی‌گوییم؛ چراکه سرمایه اجتماعی را از دست داده‌ایم و از مردم می‌ترسیم.

    آقای دکتر میدری، وزیر محترم کار و رفاه اجتماعی، این حرف خام را می‌توانند به صورت علمی تئوریزه کنند. آقای رئیس‌جمهور، اقتصاد را خارج از تئوری‌ها و سخنرانی‌ها و نظرات اطرافیان خود هم جست‌وجو کنید. عناصر اقتصادی را بشمارید و بگویید با آنها چه می‌خواهید بکنید. با عناصر زیربنایی اقتصاد رودررو شوید و بگویید برای هریک چه فرمولی خواهید داشت.

    با برق، گاز، نفت، آب، خاک، کشاورزی، چاه‌های عمیق، ترابری کالا، هواپیمایی، ترابری درون‌شهری، صنعت، دارو، تجهیزات پزشکی، فاضلاب‌ها، پسماندها، قاچاق‌های سازمان‌دهی‌نشده راه‌آهن و دیگر عناصر اصلی اقتصاد چه خواهید کرد؟ آن‌وقت روشن می‌شود که نه‌تنها در شرایط فضای جنگی 40ساله حاکم بر کشور و تحریم‌ها مدینه فاضله‌ای را نمی‌توانید بسازید، بلکه حتی در شرایط مغازله با قدرت‌های بزرگ و انصراف از محور مقاومت و تسلیم به حاکمیت جهانی با سیاست‌های به ارث رسیده این کار را نمی‌توانید انجام دهید؛ زیرا شرایط وجودی کشور سال‌هاست درحال نزول است و منحنی نزولی را هرگز نمی‌توانید به منحنی صعودی تبدیل کنید، مگر آنکه نقطه عطفی بیابید و آن نقطه عطف را تقویت کنید.

    اگر نقطه عطفی پیدا نشود، منحنی رو به زوال سرعت بیشتری می‌گیرد و شما هم سوار بر آن ریل، معلوم نخواهد شد که به کجا خواهید رسید. اگر به این امر رسیدید که کشور ظرفیت این بار بزرگ مصرف (در ابعاد مختلف) و این بار بزرگ تشتت در تصمیم‌گیری و بار بزرگ آرزوی سبک زندگی آمریکایی را ندارد، آن‌وقت می‌توانید به نقطه عطف چنگال بزنید و منحنی نزولی رو به زوال را متوقف کنید. بیان حرف‌های شیرین برای مردم، هم خوب است و هم ممکن، اما اگر بتوانید حرف‌های تلخ را هم صادقانه برای مردم بیان کنید، آن‌وقت معلوم می‌شود که اعتماد دوسویه شما و مردم چگونه است. صداقت را می‌توان بیان بعضی حرف‌های درست تعریف کرد اما صداقت واقعی بیان همه تلخ‌وشیرینی‌ها برای مردم است. نظریه‌ها و منحنی‌های پیش‌بینی هرگز شما را راهنمایی نخواهد کرد. اقدامات مشخص و بخشی است که منحنی‌ها را می‌سازد. حرف‌های ابتدایی شهید رئیسی را با عملکرد سه‌ساله مقایسه کنید.

    طرح توسعه مکران به کجا رسیده است؟ قبول کنید که سیستم تصمیم‌گیری‌ها و تداوم کار و تشتت در تصمیم‌گیری‌ها نمی‌تواند کار را به پیش براند. برنامه هفتم هم ظرفیت تصمیم‌گیری‌های درست بخشی شما را دارد اما اول قبول کنید که اسراف، قاچاق، رانت و سبک زندگی مصرفی را نمی‌پسندید و تا بتوانید برای کشور کاری کنید، هرچند وجنات امر نشان می‌دهد که تسلیم آچمز شده‌اید و حرکت شما بکسوات (حرکت درجاست)؛ مثل تقلیل سهم صندوق ذخیره ملی به 20 درصد که آقای سیدمحمد خاتمی در زمان رئیس‌جمهوریش به‌شدت از این قبیل کارها خودداری می‌کرد. این است که اگر اقدامات خود را فهرست نکنید، تسلیم اسراف شوید، حکایت من بدو آهو بدو خواهد بود.

  • شاید جبرئیل بر سعید جلیلی نازل شده و به او گفته دولت سایه است! / کدام اصولگرا؟ اینها اصولگرا نیستند

    شاید جبرئیل بر سعید جلیلی نازل شده و به او گفته دولت سایه است! / کدام اصولگرا؟ اینها اصولگرا نیستند

    به گزارش اقتصادران، او از نوع مواجهه با مقصران فساد میلیاردی چای دبش هم گلایه دارد و می گوید « برای وزیر کشاورزی که مواردی نظیر چای دبش و نهاده‌های دامی در دوره او رخ داده و در آن نقش داشته، ۳ سال زندان در نظر گرفتند و بعد هم مرخصی می‌دهند و بیرون می‌آید.»

    او گریزی کوتاه به کرسنت و FATF نیز می زند و معتقد است افرادی چون جلیلی بخاطر کرسنت میلیاردها ضرر به ایران زدند؛«حتی احمدی‌نژاد هم مخالف تصمیم‌گیری جلیلی بوده اما او هنوز هست و می‌گوید من دولت سایه هستم»

    در ادامه گفتگو با مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی اصلاح‌طلب را می‌خوانید:

    ***

    *آقای هاشمی‌طبا! فساد چای دبش، وام‌های میلیاردی برخی مدیران، حقوق‌های نامتعارف و… از جمله فسادهایی است که در طول ۳ سال عمر دولت سیزدهم افشا شد اما جنس برخوردها و مواجهه با این قسم اتفاقات با آنچه مثلا درباره دولت یازدهم و دوازدهم یا طیف منتقد دولت سیزدهم شاهد بودیم متفاوت بود، این برخوردهای دوگانه چه توصیفی از نگاه شما دارد؟

    برخوردها از دوگانه بیشتر است بلکه چندگانه و حتی هزارگانه است، برای مثال به خاطر دزدی یک گوسفند دست یک نفر را قطع می‌کنند اما برای وزیر کشاورزی دولت سابق که مواردی نظیر چای دبش و نهاده‌های دامی در دوره او مطرح شده و خود در آن نقش داشته، ۳ سال زندان در نظر گرفتند و بعد هم مرخصی می‌دهند و بیرون می‌آید.

    در نهایت بله، برخوردها دوگانه است. البته درباره بورس جزئیات را نمی‌دانم و مطلع نیستم که افراد به حق گرفتند یا ناحق، اما کلاً برخوردهای دوگانه به وضوح مشخص است.

    *دلیل اصلی برخوردهای دوگانه چیست؟

    به نظر می‌رسد قدرت‌هایی در ایران هستند که در نگاه به قانون تاثیر دارند، یعنی قانون را به صورت دیگری می‌بینند و از همه بدتر اینکه بعضاً برای فسادی که انجام دادند، محمل مذهبی هم درست می‌کنند. برای مثال می‌گویند واجب است درباره مواردی که لازم می‌دانند، تهمت درست کنند.

    متاسفانه از این موارد زیاد است. در مورد احکام قضایی هم می‌گویند اگر قاضی مدرک نداشته باشد خودش باید تشخیص دهد و تشخیص او مهم است، بعد هم قضات افراد مختلفی هستند که تعابیر مختلف دارند، لذا مشکل قانون‌گذاری و استنباط‌های شخصی و دینی از طرف افراد وجود دارد.

    برای نمونه در قضیه بورس که مدیرعامل آن ۲میلیارد تومان برای خودش وام گرفته، می‌گویند برای وام هم سپرده گذاشته و در نهایت ۳۰ میلیون تومان قسط می‌دهد، ماهی ۴۰ میلیون تومان در جیبش می‌گذارد و در نهایت هم ۲ میلیارد تومان دستش است.

    *می‌توان این برداشت را کرد که با مدیران و یا وزرای دولت سیزدهم که فساد آنها مشخص شده با اغماض برخورد شده است؟

    اول از همه باید به خالی‌بندی‌ها و  دروغگویی‌ها رسیدگی کنند اما قضیه به این ترتیب شده که رسیدگی نمی‌کنند، به برخی رسیدگی می‌کنند به بعضی رسیدگی نمی‌کنند.

    *نگاه جناحی در این نوع مواجهه اثرگذار بوده است؟

    من اصلاً نمی‌فهمم. جلیلی به دلیل تصمیم‌گیری‌های که بابت قضیه کرسنت  کرده حدود ده‌ها میلیارد به این ایران ضرر وارد کرده است، تا جایی که حتی احمدی‌نژاد هم مخالف تصمیم‌گیری جلیلی بوده اما او هنوز هست و می‌گوید من دولت سایه هستم، بعد هم پرچم عراق را دور گردنش می‌اندازد و از طرفی هم عضو شورای عالی امنیت ملی است. من واقعا این موارد را نمی‌فهمم خیلی از موارد را نمی‌فهمم.

    *یعنی می گویید با توجه به ضرری که جلیلی به کشور وارد کرده، باید با او هم برخورد شود اما….

    من نمی‌فهمم. ما در ایران نه قانون، نه مقررات و نه حکم داریم. الان درباره همین اصطلاحی که جلیلی درباره دولت سایه به کار می‌برد، سوال این است که او از کجا دولت سایه شده؟ شاید به او الهام می‌شود و جبرئیل بر او نازل می‌شود.

    *البته جلیلی دست پیش را گرفته و می‌گوید در قضیه کرسنت زنگنه باید محاکمه شود؟

    معلوم است که خطا از کجا است و چه کسی اجازه نداده کار انجام شود و ما محکوم شدیم اما خیلی راحت از آن عبور می‌کنند.

    *در قضیه FATF هم در جریان مناظره‌های انتخاباتی گفته شد که جلیلی و طیف نزدیک به او به دلایل جناحی مانع تراشی کردند.

    خیلی از موارد است. یکی همین FATF است که از کنار آن کلی سواستفاده می‌کنند، چراکه مراودات ما با بانک‌های جهان قطع شده است. البته بنده مقاله‌ای در این مورد نوشتم و مواردی را لیست کردم و گفتم من نمی‌فهمم چه کار می‌توان کرد.

    * می شود این برداشت را داشت که اصولگرایانی از جنس جلیلی کمتر زیر ضرب می روند و …

    کدام اصولگرا؟ کدام آدم اصولگرا به کشور خود لطمه وارد می‌کند؟ حتما اینها اصولگرا نیستند. نمی‌دانم باند، گروه و حزبی هستند که من از آن خبر ندارم.

  • اگر جلیلی رئیس جمهور می‌شد خاک مملکت به توبره کشیده می‌شد /چهل سال است مملکت را با “بگذار ببینم چه می‌شود” اداره می کنند!

    اگر جلیلی رئیس جمهور می‌شد خاک مملکت به توبره کشیده می‌شد /چهل سال است مملکت را با “بگذار ببینم چه می‌شود” اداره می کنند!

    به گزارش اقتصادران، حمایت مداوم گروه‌های همسو و جناحی از فردی که از ابتدا او را به عنوان کاندیدای اصلی خود در انتخابات معرفی کردند، انتظار غیر معقولی نیست. هر چند در دوره‌های قبل برعکس این اتفاق افتاده و جریان حامی نه تنها پس از پیروزی و در پایان کار پشت کاندیدای اصلی خود را خالی کرده، بلکه مسئولیت آن را هم برعهده نگرفته مانند آنچه درباره جریان اصولگرا و احمدی‌نژاد اتفاق افتاد.

    اما اصلاح‌طلبان هم همین رفتار اصولگرایان را تکرار خواهند کرد؟ به عبارت دیگر شروع انتقادات تند و تیز از طرف برخی چهره‌های اصلاح‌طلب به دولت نوپایی که از قضا با حمایت همین جریان روی کار آمده، منجر به شکل‌گیری این پرسش می‌شود که اصلاح‌طلبان در مورد پزشکیان همان راه اصولگرایان دربرخورد با احمدی‌نژاد را طی می‌کنند؟

    مصطفی هاشمی‌طبا که پیش از این از جمله معاونین دولت اصلاحات بوده، در پاسخ به پرسش مذکور می‌گوید: «این بستگی به شجاعت و صداقت پزشکیان دارد.»

    او همچنین به ۸۰ درصد انتخاب‌های پزشکیان در مورد کابینه نمره خوب می‌دهد و بر این نکته هم تاکید می‌کند همین که جلیلی پیروز نشد و پزشکیان رئیس جمهور شد، یک نعمت است.

    در ادامه گفتگو با مصطفی هاشمی‌طبا، معاون دولت اصلاحات را می‌خوانید:

     

    *ارزیابی شما از انتقاداتی که در مورد وزرای پیشنهادی صورت می‌گیرد، چیست؟

    اولاً که به دولت مهلت ندهیم پس چه کار کنیم؟ بنده بسیاری از وزرای پیشنهادی را نمی‌شناسم و آنهایی هم که انتقاد می‌کنند را نمی‌شناسم اما امکان دارد در چند مورد انتخاب خوبی نداشته باشند البته اینکه علت این انتخاب‌ها چه بود را نمی‌دانیم. ضمن اینکه پزشکیان هر کاری انجام دهد، بالاخره یک عده نقد دارند، برای مثال عده‌ای می‌گویند جوانسازی، برخی موارد دیگری را مطرح می‌کنند اما من می‌توانم بگویم با توجه به شرح حال‌ها و شناخت‌هایی که دارم تقریباً تا ۷۰، ۸۰ درصد انتخاب اعضای کابینه خوب بوده اما اینکه انتقاد کنیم فایده ندارد، بالاخره در راهی قرار دارد که قبلاً برای او باز نبوده و امکان دارد بسیاری از موارد برای او شناخته شده، نیست. در مجموع به نظر بنده اگر مواردی باشد باید به خود پزشکیان بگوییم. البته اجازه بدهیم به مجلس برود و ببینیم چه چیزی از داخل مجلس درمی‌آید.

    *اصلاح‌طلبان در انتخاباتی که پیش از این برگزار شده بود عملاً از چرخه حذف شده بودند اما اینکه در  انتخابات ۱۵ تیر در نهایت گزینه آنها به ریاست جمهوری رسید، نکته مثبتی محسوب می‌شود؟

    اصلاح‌طلبان در دوره‌های گذشته تقریبا کنار گذاشته شده بودند. من اصلاً خط اصلاح‌طلب و اصولگرا را قبول ندارم چراکه واقعیت ندارد، روی پیشانی برخی به این عنوان یا آن عنوان مهری زده می‌شود اما با توجه به فعالیت‌ها و مطالعاتی که دارم می‌توانم بگویم هیچ‌کدام از آنها برای کشور مفید نبودند.

    *منظور شما دو طیف اصلاح‌طلب و اصولگرا است؟

    بله برای کشور مفید نبودند. همگی یک سیاستی را اجرا کردند. ۴۰ سال است که با آمریکا درگیر هستیم و هر دو طیف یک سیاست را اجرا کردند، یعنی ۴۰ ساله در عین درگیری با آمریکا که از طرفی آمریکا پول‌های ما را می‌گیرد و یا سردار ما را ترور می‌کند، توطئه می‌کند و حمایت‌های غیرمعقول از اسرائیل می‌کند اما ما در داخل سیاست “بگذار ببینم چه می‌شود” را داریم. ۴۰ سال نمی‌شود به کسی فحش بدهیم، مرگ بر آمریکا بگوییم و او هم علیه ما اقدام می‌کند و بعد هم بگوییم هیچ خبری در کشور نیست. در صورتی که باید در کشور هم در زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی کار انقلابی صورت بگیرد. همه دولت‌ها اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب تقریباً سیاست واحدی را اتخاذ کردند و آن هم صرف منابع کشور کردند که فقط مقداری برای کشور شیرینی به بار بیاورند.

    *البته برخی از دولت‌ها هم نام دولت انقلابی را بر روی خود گذاشتند اما…

    همه اسم‌ها الکی است، برای خودشان حرف می‌زنند یکی می‌گوید انقلابی هستم، دیگری می‌گوید خط امامی هستم، اما در مجموع عملکردشان آنچنان که باید، نبود.

    *در فضای انتقادات صورت گرفته علیه پزشکیان عده‌ای عبارت «من پشیمانم» را می‌گویند؛ آیا تصور می‌کنید این روند ادامه دار خواهد بود؟

    به نظر بنده پزشکیان برخلاف بقیه عمل می‌کند. بهتر است علت انتخاب وزرا را اعلام کند. اینکه هر کسی باب میل خود انتقاد می‌کند یک بحث است و اینکه پزشکیان اصلاً حرف نمی‌زند بحث دیگری است چراکه قبلاً می‌گفت می‌آیم و با مردم صحبت می‌کنم، الان برای مثال بگوید چرا چنین افرادی را برای وزارت آموزش و پرورش و یا وزارت کشور انتخاب کرده است، دلایل خود را بگوید که بنابر این دلایل چنین فردی را برای فلان وزارتخانه انتخاب کردم و یا بگوید فلان وزیر را من انتخاب نکردم بلکه به من دستور دادند که او را به عنوان وزیر انتخاب کنم. اشکال ندارد… نمی‌شود با سکوت از مسئله گذر کند چراکه سکوت باعث توهم و این جریان می‌شود که افراد مختلف حرف‌های مختلف بزنند.

    *برخی می‌گویند پس از سال 96، میان اصلاح طلبان و دولت افتراق ایجاد شد؛ چقدر احتمال می‌دهید این اتفاق باز هم رخ بدهد؟

    در آن زمان روحانی اصلاح‌طلبان را از خودش راند و به این صورت نبوده که اصلاح‌طلبان پشت روحانی را خالی کنند، او با رفتار و روحیه خودش باعث چنین قضیه‌ای شد.

    *با توجه به آنچه تا الان اتفاق افتاده، فکر می‌کنید اصلاح‌طلبان پشت پزشکیان را خالی کنند؟

    این بستگی به شجاعت و صداقت پزشکیان دارد.

    *البته بسیاری بر این باور هستند همین که جلیلی به پاستور نرفته، نقطه مثبت است…

    حتماً، به هیمن ترتیب است چراکه اگر جلیلی رئیس جمهور می‌شد خاک مملکت به توبره کشیده می‌شد. چراکه یک گروه خاص با تفکر خاص و بدون توجه به سرنوشت آینده ایران روی کار می‌آمدند. همین که پزشکیان رئیس جمهور شده، نعمت بزرگی است منهای همه چیز.

  • هرکسی در هر مقامی چوب لای چرخ دولت بگذارد، خائن و نفوذی است / جلیلی از تذکر شنیدن بخاطر اشتباهاتش خوشش نمی آید!

    هرکسی در هر مقامی چوب لای چرخ دولت بگذارد، خائن و نفوذی است / جلیلی از تذکر شنیدن بخاطر اشتباهاتش خوشش نمی آید!

    به گزارش اقتصادران، مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی اصلاح‌طلب نقد صریحی وارد می کند به آنها که رأی مسعود پزشکیان را قومیتی تحلیل می کنند و تاکید دارد؛«قومیت‌ها همگی برای کشور هستند و رأی آنها رأی مردم ماست، هیچ فرقی نمی‌کند و ما قومیت و غیرقومیت نداریم.»

    او گریزی نیز به تشکیل دولت سایه از سوی جلیلی می زند و  می گوید؛«چه کسی وظیفه سایه بودن را به جلیلی داده است، پس من هم یک دولت سایه تشکیل بدهم و هر کسی برود یک دولت سایه تشکیل بدهد. این یک عبارت خنده‌دار است که ما دولت سایه بودیم، حکم را از چه کسی گرفتند؟»

    هاشمی طبا هرگونه چوب لای چرخ دولت آینده گذاشتن را تقبیح می کند و صراحتا می گوید؛« باید به دولت کمک کرد و ایرادات و انتقادات را به او گفت اما هرکسی در هر مقامی چوب لای چرخ دولت بگذارد،خائن و نفوذی است.»

    در ادامه گفتگوی خبرگزاری خبرآنلاین با مصطفی هاشمی‌طبا، عضو کابینه دولت اصلاحات را می‌خوانید:

    ****

    *آقای هاشمی‌طبا! بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، برخی از هواداران از رأی قومیتی پزشکیان گفتند، طرح این ادعاها تا چه اندازه آسیب‌زا است؟

    این حرف‌ها، حرف‌هایی است که از سر ناچاری و شکست‌خوردگی می‌گویند، کسانی که اخلاق ورزشی دارند می‌دانند که آدم باید در شکست‌ها به حریفش احترام بگذارد، مگر قومیت‌ها برای این کشور نیستند؟، البته فقط این مطلب نیست بلکه حرف‌های دیگر هم مطرح می‌کنند و برخی هم که متاسفانه لباس روحانیت دارند، برخوردهای زشتی می‌کنند، واقعا در شأن انسان نیست که اینجوری برخورد کند.

    فرقی بین قومیت و غیرقومیت نیست

    قومیت‌ها همگی برای کشور هستند و رأی آنها رأی مردم ماست، هیچ فرقی نمی‌کند و ما قومیت و غیرقومیت نداریم. در برخی استان‌ها نظیر خراسان و اصفهان رأی جلیلی بالاتر بود اما در برخی استان‌های رأی پزشکیان بالاتر بوده است، برای نمونه مگر رأی اردبیلی‌ها قومیتی است؟ اگر جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است حدود ۳۰،۴۰ میلیون آذری زبان هستند . در مجموع اینها حرف‌هایی است که از خودشان درمی‌آورند و فکر می‌کنند با کارشکنی و تضعیف رییس جمهور می‌توانند در کشور کاری کنند، متاسفانه از سر ناآگاهی این کار را انجام می‌دهند.

    جلیلی از تذکر شنیدن بخاطر اشتباهاتش خوشش نمی آید

    *غیر از این جلیلی خطاب به پزشکیان مواردی را مطرح می‌کند که اذهان را به سمت خط و نشان کشیدن برای دولت جدید هدایت می‌کند، برای مثال می‌گوید در صورت مشاهده خطا وظیفه خود می‌دانیم که ورود پیدا کنیم، ارزیابی شما چگونه است؟

    بنده متن صحبت‌های جلیلی را مشاهده کردم ‌و به نظرم صحبت او، صحبت هر آدمی است یعنی همه ما وظیفه داریم که اگر بنابر نظر خودمان کسی خلاف کرد، نظر خودمان را بگوییم، لذا به نظرم متن صحبت جلیلی چنین موردی بود، البته نمی‌خواهم بگویم عمق صحبت جلیلی چه بود چراکه برخی از حرف‌ها یک متن دارد و یک عمق، متن صحبت جلیلی این بود که اگر پزشکیان اشتباه کند، وظیفه ما این است که به او تذکر بدهیم.

    معلوم است هر کسی وظیفه دارد اشتباهات فرد دیگر را تذکر بدهد، هر چند که برخی از اینکه اشتباهاتشان گفته شود، بدشان می‌آید کما اینکه جلیلی خودش اشتباهاتی در طول سال‌ها کرده اما بدش می‌آید بهش تذکر داده شود.

    اما به نظر بنده متن حرف‌های جلیلی بد تعبیر شده است، اینکه عمق حرف‌های جلیلی چه بوده، یک حرف دیگر است اما به دلیل اینکه متن حرفش این بود که اگر ببینیم کاری خلاف است وظیفه داریم تذکر دهیم، خیلی هم به نظر بنده خوب است.

    دولت سایه یک حرف خنده‌دار است، چه کسی به جلیلی این حکم را داده است؟

    *البته جلیلی در شرایطی این موارد را مطرح می‌کند که خودش را دولت در سایه می‌داند و …

    من نمی‌دانم چه کسی وظیفه سایه بودن را به جلیلی داده است، پس من هم یک دولت سایه تشکیل بدهم و هر کسی برود یک دولت سایه تشکیل بدهد. این یک عبارت خنده‌دار است که ما دولت سایه بودیم، حکم را از چه کسی گرفتند؟

    دولت سایه برای جاهایی مانند انگلیس است که دو حزب رقیب باشند، یکی برنده شود، در این شرایط بازنده‌ها دولت سایه تشکیل می‌دهند که تقریبا نیمه رسمی است و می‌گویند اگر این دولت از بین برود، دولت ما این خواهد بود. این حرف دولت سایه یک حرف خنده‌داری است ‌و در قانون اساسی و مقررات چنین چیزی نداریم.

    دولت سایه خود ساخته است کما اینکه می‌گویند خود گفت و خود خندید، حرف دولت سایه حرف خنده‌داری است اینکه هر کسی بگوید من دولت سایه هستم.

    هر کسی چوب لای چرخ دولت اسلامی بگذارد، نفوذی است

    * فکر می کنید از رفتارها و برخوردهای جلیلی بعد از اعلام نتایج انتخابات این برداشت می‌شود که به دنبال چوب لای چرخ دولت آینده است؟

    من امیدوارم نباشد چراکه بالاخره جلیلی طرفدارانی دارد. به نظر بنده هر کسی چوب لای چرخ دولت اسلامی اعم از دولت احمدی‌نژاد،روحانی، خاتمی و غیره، بگذارد ، خائن و نفوذی است. باید به دولت کمک کرد و ایرادات و انتقادات را به او گفت اما هرکسی در هر مقامی چوب لای چرخ دولت بگذارد،خائن و نفوذی است.