برچسب: مصطفی هاشمی طبا

  • آقای پزشکیان اینکه دائم بگویی آب نداریم، برق نداریم درست نیست / مگر زمان جنگ با ۵ شش میلیارد دلار کشور را اداره نمی‌کردیم؟ + فیلم

    آقای پزشکیان اینکه دائم بگویی آب نداریم، برق نداریم درست نیست / مگر زمان جنگ با ۵ شش میلیارد دلار کشور را اداره نمی‌کردیم؟ + فیلم

    به گزارش اقتصادران، مصطفی هاشمی طبا، معاون رئیس جمهور اسبق، گفت: وقتی راه‌حل پیدا نمی‌کنیم دائما می‌گوییم کمبود منابع داریم. دست از این شلختگی و اسراف برداریم. ما همه منابع را داریم، فقط بلد نیستیم از آن استفاده کنیم. مگر زمان جنگ با ۵ شش میلیارد دلار کشور را اداره نمی‌کردیم؟

  • چه فکر می‌کردیم و چه شد؟! / یکی از وابستگان دولت به من گفت که دولت نمی‌تواند با قداره‌بندها روبه‌رو شود / دولت برای صنایع ارز ندارد و برای دیگران ارز دارد؟

    چه فکر می‌کردیم و چه شد؟! / یکی از وابستگان دولت به من گفت که دولت نمی‌تواند با قداره‌بندها روبه‌رو شود / دولت برای صنایع ارز ندارد و برای دیگران ارز دارد؟

    به گزارش اقتصادران، سیدمصطفی هاشمی طبا در روزنامه شرق نوشت:

    صرف‌نظر از آنکه سخنگوی دولت به جای سخنگویی، سخنرانی می‌کند و گاه سیاست‌گذاری، اصولا نشست‌های رئیس‌جمهور با افراد مختلف بسیار کوتاه، ضعیف و مجمل انعکاس می‌یابد و معلوم نیست آدم‌هایی که به ملاقات رفته‌اند، چه گفته‌اند و رئیس‌جمهور چه فرمایشی کرده است و از همه بدتر آنکه در فضای مجازی حرف‌های تقطیع‌شده‌ای به نمایش درمی‌آید که گاه وهم‌انگیز است .

    ازجمله مطالبی که به صورت بسیار ناقص درج و منعکس شده، جلسه رئیس‌جمهور با اتاق‌های بازرگانی و بخش خصوصی بود. نمی‌دانیم آنها که دور میز نشسته بودند، چه گفته‌اند، اما برخی سخنان رئیس‌جمهور منتشر شد که محتوای آن حاکی از شکایت از صدور بی‌مورد مجوز برای صنایع، ارزخواهی بی‌جهت صنایع، لزوم صادرات کالای صنعتی، بی‌حاصل‌بودن شهرک‌های صنعتی و نداشتن ارز برای واحدهای صنعتی بود.

    ۱- اینکه صنایع باید صادرکننده باشند، حرفی درست است و صنعت باید ارز مورد نیاز خود را به دست بیاورد. در سال‌های گذشته مسئولان و کارآفرینان صنعتی به‌جد در این زمینه کوشیده‌اند، اما همواره مشکلاتی که ریشه در سیاست‌های داخلی و طبعا عکس‌العمل‌های خارجی دارد، مانعی بزرگ برای صادرات بوده است.

    صادرات تجاری نیاز به زمینه‌سازی و حمایت سیاسی دارد. اگر از این مشکل و همه مشکلات داخلی مثل حمل‌ونقل، گمرک و مجوزها بگذریم، می‌پرسیم چگونه صادرکننده‌ای که نمی‌تواند از طریق بانک ارز خود را منتقل کند، کالا صادر کند؟‌ وقتی روابط بانکی بین‌المللی قطع است، صادرکننده مگر می‌تواند ارز خود را منتقل کند؟ آری از طریق واسطه‌ها و دلال‌ها با ۳۰ درصد کسر مبلغ و ریسک وصول‌نشدن. گاه بانک مرکزی اجازه ورود ابزار و مواد اولیه مورد نیاز صادرکننده با ارز خودش را نمی‌دهد و او را حواله به ثبت سفارش می‌دهد که گاهی ماه‌ها قطع و متوقف می‌شود و نیز پس از ثبت سفارش، تأمین ارز مدت‌ها بلاتکلیف می‌ماند. صادرکننده اگر با زحمت و مرارت بتواند کالا را فراهم کند، باید ریسک کند و کالا را بدون مدرک بفرستد. شاید دل خریدار به رحم آید و پولش را بدهد! آن‌هم به شرحی که گذشت.

    ۲- اینکه مجوزهای بی‌جهت صادر شده، نمی‌تواند یک حکم کلی باشد. اصلا در سیاست‌هایی هم که گه‌گاه از طرف دولت اعلام یا حمایت شده است، صدور مجوز را بلاوجه می‌دانند و اختیار را به افراد می‌دهند و ظاهرا درگاه دولت هم برای صدور مجوز در صورت استنکاف دستگاه‌های اجرائی تشکیل شده است. اما همه مجوزها براساس نیاز داخلی به کالای مدنظر و احیانا صادرات صادر شده است. حال اینکه سیاست‌های داخلی و خارجی حکمرانی با تولید و صادرات هماهنگی ندارد، بحث جداگانه‌ای است.

    ۳- اینکه شهرک‌های صنعتی معلوم نیست چه‌کاره‌اند و در آن آشفتگی هست‌ هم حرف درستی نیست. شهرک‌های صنعتی براساس قانونی که به تصویب مجلس رسیده، هویت مشخصی با وظایف معلومی دارند. به‌طور خلاصه، شهرک‌های صنعتی برای تسهیل در امور زیربنایی مورد نیاز صنایع تشکیل شده‌اند و ازجمله وظیفه دارند تا زمین، آب، برق، گاز و مخابرات را در اختیار دارندگان مجوز احداث صنعت بگذارند. اگر اکنون بخش مهمی از صنایع واقع در شهرک‌های صنعتی تعطیل و نیمه‌تعطیل است یا واحدهای نیمه‌ساخته در آن وجود دارد، بیشتر مرتبط با آثار سیاست‌های حکمرانی و مشکلات اداری است تا خواست کارآفرینان. البته در برخی کشورها برخی شهرک‌های صنعتی برای موضوع خاصی تشکیل شده‌اند، مثل سیلیکون‌ولی آمریکا، اما نوعا شهرک‌های صنعتی در دنیا برای موضوعات متنوع تأسیس می‌شوند، به‌علاوه آشفتگی فرضی آنها ناشی از سیاست‌های حکمرانی است که موجب رکود سرمایه شده است.

    ۴- اینکه دولت ارز ندارد به صنایع بدهد، شاید حرف درستی باشد و اصولا صنایع باید ارز خود را از طریق صادرات تهیه کنند. اما سؤال اینجاست که آیا دولت برای صنایع ارز ندارد و برای دیگران ارز دارد یا اینکه مطلقا ارز ندارد یا اولویت‌های ارزی دولت برتر از رفع مشکلات صنایع است؟ اینکه برخی با رابطه ارز می‌گیرند، به خود دولت و بانک مرکزی مربوط است و دولت باید خود را اصلاح کند، نه آنکه حل مسئله را به بخش خصوصی حواله کند. آنچه می‌شنویم و می‌فهیم، آن است که دولت اولویت‌هایی را برای خود بدون اعلام تعیین کرده است.

    مثلا دولت سالانه هشت میلیارد دلار ارز برای واردات بنزین می‌دهد که روزانه ۳۰ میلیون لیتر بنزین به خارج قاچاق می‌شود. یکی از وابستگان دولت شخصا به من گفت که دولت نمی‌تواند با قداره‌بندها روبه‌رو شود. یا دولت با ارز خود طلا می‌خرد و وارد می‌کند، البته نه برای ذخیره‌سازی، بلکه برای ضرب سکه و فروش در بازار. یا دولت دو میلیارد دلار ارز برای واردات اتومبیل بنزین‌سوز و کلی ارز برای تولید اتومبیل بنزین‌سوز (ارزسوز) می‌دهد، ولی برای واحدهای تولیدی ارز نمی‌دهد. به هرکسی بگویی دلیل می‌آورد که من بی‌تقصیرم و ازجمله دولت و بانک مرکزی که این یکی می‌گوید اصلا من ارز ندارم، ارزها دست تراستی‌های بیگانه است و در اختیار من نیست و من فقط ثبت می‌کنم. واقعا به قول معروف حبّذا! ما چه فکر می‌کردیم و چه شد؟

  • دولت باید برای «انفجار مملکت» آماده باشد / دیگر مدرسه و فرودگاه ساختن دردی از ایران دوا نخواهد کرد، به داد آب و برق و گاز برسید!

    دولت باید برای «انفجار مملکت» آماده باشد / دیگر مدرسه و فرودگاه ساختن دردی از ایران دوا نخواهد کرد، به داد آب و برق و گاز برسید!

    به گزارش اقتصادران، مصطفی هاشمی‌طبا اظهار داشت: «دولت باید اولویت‌های خود را بر توقف واکنش‌های برگشت‌ناپذیر کشور مانند بحران آب و فرونشست زمین بگذارد؛ اگر این مسائل حیاتی حل نشود، دیگر مدرسه و فرودگاه ساختن دردی از ایران دوا نخواهد کرد.»

    هاشمی‌طبا: از حرف پزشکیان سوءبرداشت شد؛ او شخصی ملی‌گراست

    هاشمی‌طبا افزود: دولت باید برای «انفجار مملکت» در صورت تداوم وضعیت موجود آماده باشد و از این‌رو باید اولویت‌های حیاتی را تعیین کند. در شیمی دو نوع واکنش وجود دارد: برگشت‌پذیر و برگشت‌ناپذیر. دولت باید روی واکنش‌های برگشت‌ناپذیر کشور تمرکز کند. وقتی آب سفره‌های زیرزمینی تمام شود یا زمین نشست کند، دیگر امکان جبران وجود ندارد. این خط‌مشی اساسی دولت باید باشد.

    وی تأکید کرد: اگر دولت پزشکیان وقت و توان خود را صرف توقف بحران‌های برگشت‌ناپذیر نکند، آینده ایران با خطرات جدی روبه‌رو خواهد شد.

  • تندرو‌ها بوی کباب به مشامشان خورده است / اینها معتقدند ایران فدای اهداف و مراممان!

    تندرو‌ها بوی کباب به مشامشان خورده است / اینها معتقدند ایران فدای اهداف و مراممان!

    به گزارش اقتصادران، بخش‌هایی از این یادداشت را در ادامه می‌خوانید؛

    تندرو‌ها می‌خواهند پزشکیان را زمین بزنند و دولتی با مشارکت حداقلی روی کار بیاورند. کار‌های خطرناک دیگری هم می‌خواهند بکنند که نمی‌گویم.

    معتقدم حداقل موضوع می‌تواند این باشد که گویا تندرو‌ها بوی کباب به مشامشان خورده است یعنی، چون در انتخابات شکست خوردند و به رغم اینکه آقای پزشکیان به اشتباه با این جریان حسن نیت نشان داد و با عنوان وفاق یکسری آدم‌های وابسته به این جریان را به دولت وارد کرد که البته آنها نیز در جهت سیاست‌های دولت نیستند.

    این جریان احساس می‌کند که اگر به تلاس‌های خودشان ادامه دهد تا آقای پزشکیان نباشد، دوباره انتخاباتی شکل خواهد گرفت و مردم نیز حداقلی شرکت می‌کنند و اینها با همان رای ۲ تا ۳ درصد نفر مورد اعتماد خودشان را رئیس‌جمهور می‌کنند. به عبارت دیگر اینها معتقدند ایران فدای اهداف و مراممان.

  • آنان که پزشکیان را بنی صدر خطاب می کنند دلشان برای مملکت نسوخته / آقای جلیلی آن ۷۰۰ صفحه برنامه اداره کشور را منتشر کند!

    آنان که پزشکیان را بنی صدر خطاب می کنند دلشان برای مملکت نسوخته / آقای جلیلی آن ۷۰۰ صفحه برنامه اداره کشور را منتشر کند!

    به گزارش اقتصادران، پس از آن که مسعود پزشکیان، در اظهارنظر اخیر خود به مشکلاتی از جمله ناترازی های آب، برق، مشکل خشکسالی و مشکلات سیاست خارجی اشاره کرد، موجی از هجمه و حملات علیه وی شکل گرفت. یکی از جدیدترین حملات از سوی حمید رسایی نماینده مردم تهران از جبهه پایداری مطرح شده که پزشکیان را به بنی صدر تشبیه کرده است.

     حمید رسایی در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «می‌گویند طرح موضوع عدم کفایت سیاسی پزشکیان وسط دو جنگ، خلاف مصلحت است! می‌گویم جلسه ‎عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر وسط جنگ بود. می‌گویند ثبات نظام و همراهی مردم چه می‌شود؟ می‌گویم روز استیضاح بنی‌صدر، نه نظام، ثبات و قدرت امروز و نه مردم، فهم و بصیرت امروز را داشتند.قطعا شرایط امروز، بهتر از آنروز است. می‌گویند پزشکیان مثل بنی‌صدر که خائن نیست. می‌گویم بله ولی به وظایفش جاهل است و توانش به اندازه این جایگاه نیست و سوگمندانه، نتیجه گفتار و تصمیمات جاهل و خائن هم یک چیز است: خسارت!»

    با توجه به این اظهارنظر رسایی و اظهارنظرهای همسو و مشابه با سخنان وی، مصطفی هاشمی طبا، سیاستمدار اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران سازندگی که پیشینه نامزدی انتخابات ریاست جمهوری را نیز دارد، به بررسی این موضوع پرداخته است:

    تشبیه پزشکیان به بنی صدر تهمت و دروغ است

    مصطفی هاشمی طباء گفت:«شخصی که این عبارت را به کار می برد که آقای پزشکیان مثل بنی صدر است، خوب است در جریان باشد که چنین لفظی به معنای تهمت و دروغ است. به نظر می رسد برخی آقایان، بعد از شکست در انتخابات ریاست جمهوری، فکر می کنند به هر شیوه ای که شده باید آقای پزشکیان را از مقام خود کنار بزنند و بعد هم تصور می کنند اگر در چنین حالتی انتخابات مجددی برگزار شود، مردم کمتر مشارکت خواهند کرد و در نتیجه کاندیدای آن ها انتخاب می شود. از دید من نگاهی به اظهارنظرهای این گروهها به وضوح نشان می دهد دلشان برای مملکت نسوخته است. اظهارنظرهای اینان کاملا در مسر زیان کشور بوده نه در مسیر رشد و پیشرفت و توسعه یا مصلحت اندیشی بخردانه. »

    وی افزود:«آدم خداشناس در صحبت ها و نقدهای خود باید خدا را هم در نظر بگیرد. انشالله که این آقایان منتقد هم همینطور باشند. برخی از این دوستان تظاهر می کنند به این که ولایت مدار هستند. اما اگر واقعا ولایت مدار هستند باید بدانند که نظر مقام ولایت چیست. این ها از یک طرف می گویند ما ولایت مدار هستیم. از طرفی دیگر نیز این حرفها را می زنند. نتیجه ای که شاید یک شخص ناظر از مجموع این ۲ موضوع بگیرد این است که احتمالا مقام ولایت با این ها موافق است و این در حالی است که اتفاقا اصلا چنین چیزی نیست. اهداف این گروههای عمدتا تندرو، شخصی است و اصلا کاری هم به سرنوشت مملکت ندارند که چه به سر کشور خواهد آمد. »

    آقای جلیلی آن ۷۰۰ صفحه برنامه اداره کشور را ارائه کنند

    این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه گفت: «خوب است آقایان در کنار ایراداتی که وارد می کنند و توییت هایی که می زنند راه حل هم ارائه دهند. برای مثال، آن ۷۰۰ صفحه ای که آقای جلیلی می گفت به عنوان برنامه اداره کشور تدوین کرده است را منتشر کنند. خوب است در شرایط حساس فعلی در کشور، ببینیم این برنامه های آقای جلیلی که در ۷۰۰ صفحه تنظیم شده بود دقیقا قرار بوده چه کند و چه مواردی را شامل می شود. این آقایانی که دلشان می خواهد آقای پزشکیان برکنار شود و آقای جلیلی رئیس جمهور شود، شفاف سازی کنند. البته یادمان نمی رود که در زمان ریاست جمهوری آقای رئیسی هم همین حرف ها مطرح می شد و اتفاق خاصی هم رخ نداد و آن زمان هم معلوم نشد این برنامه های آقای جلیلی دقیقا چیست؟»

    وی افزود: «مملکت ما برنامه هفتم توسعه را دارد و اگر بنا به برنامه ریزی باشد، به اندازه کافی، برنامه دقیق و علمی داریم. کسی نمی تواند قانون و برنامه های کشور را کنار بزند و بگوید من خودم برنامه شخصی دارم. به طور معمول توضیحاتی که ارائه می شود، چندان خاص نیست. ایشان برنامه های اقتصادی خود را اعلام کرده اند اما جالب است که توصیه ها و برنامه های اقتصادی آقای جلیلی، همان برنامه ها و توصیه های بانک جهانی بوده است. جالب است که آقای جلیلی از یک طرف، ضدنظام جهانی حرف می زند و از طرفی دیگر، توصیه های بانک جهانی را برای اقتصاد کشور تجویز می کند.»

    هاشمی طبا تاکید کرد: «از دید من پشت پرده این نوع رفتارها و تشبیه ها و اظهارنظرها کاملا واضح است. برخی تلاش می کنند با حمله به رئیس جمهور، به اصطلاح برای خود از نمد موجود، کلاهی ببافند. درواقع این نوع اظهارات و رفتارها جز سود شخصی و گروهی، فایده خاصی به حال کشور و عموم مردم ندارد.»

  • شلخته‌بازی در تصمیمات مملکت / هاشمی طبا: کدام عقل سلیم حکم می‌کند ‌به جای حل مشکلات اساسی کشور، به دنبال طرح قطار سریع‌السیر لوکس برای توریست‌های خارجی باشیم؟

    شلخته‌بازی در تصمیمات مملکت / هاشمی طبا: کدام عقل سلیم حکم می‌کند ‌به جای حل مشکلات اساسی کشور، به دنبال طرح قطار سریع‌السیر لوکس برای توریست‌های خارجی باشیم؟

    به گزارش اقتصادران، مصطفی هاشمی طبا نوشت: هر انسان معمولی هرچند بی‌سواد باشد، می‌داند که درآمد خود را چگونه و با چه اولویتی خرج کند، اما متأسفانه در تصمیم‌گیری‌های کشور این عقل سلیم به کار نمی‌رود. حاصل آن می‌شود نامه‌ای با امضای ۲۴ کارشناس به رئیس‌جمهور درخصوص به‌کاربردن عقل سلیم.

    می‌دانیم قطار تهران- قم- اصفهان موجود است، اما تصمیم‌گیران به بهانه جذب توریست، طرح قطار سریع‌السیر تهران- قم- اصفهان را با هزینه ۲/۷ میلیارد دلار ارائه کرده‌اند و استدلال‌شان هم کمک به گردشگران خارجی (کدام گردشگران؟) و تسریع در جابه‌جایی آنهاست؛ درحالی‌که اصفهان از نظر ترافیک بسیار کند و از نظر امکانات اقامتی بسیار ضعیف است. نظر کارشناسان برقی‌کردن خط موجود با هزینه بسیار کمتر و امکان اضافه‌کردن سرعت تا ۲۰۰ کیلومتر در ساعت است.

    در کنار این طرح می‌دانیم که قطار تهران- مشهد دوخطه است و امکان اعزام قطار مسافری هر ۲۰ دقیقه یک بار ممکن است. برای تهران- مشهد هم طرح قطار سریع‌السیر دادند که هزینه آن به روایتی ۲۰ میلیارد دلار و به روایتی ۱۳ میلیارد دلار بوده است که بتواند زائرین را سریع‌تر به مقصد برساند. حال برای زائری که به زیارت می‌رود، تفاوت چهار ساعت با هشت ساعت چقدر تأثیر دارد، معلوم نیست.

    این شلخته‌بازی در تصمیمات بدیهی، درحالی‌که کشور به‌شدت از لحاظ ارزی در مضیقه است، به آنجا می‌رسد که مبلغ ۲/۳ میلیارد دلار برای چای دبش ارز می‌دهند و وزیر اقتصاد مربوطه می‌گوید مردم نگران نباشند، ریال معادل آن پرداخت شده است و مقام مسئول امنیت ملی که حجاب ‌و نه عدالت و توحید را عمق استراتژیک جمهوری اسلامی می‌داند، دستور عدم اجرای قرارداد کرسنت را می‌دهد که علاوه بر عدم‌النفع فروش گاز، حدود ۲۰ میلیارد دلار زیان نصیب ایران می‌کند. در همین رابطه عقل سلیمی که مانع ایجاد پالایشگاه تصفیه مازوت شد و گاز را تنها منبع انرژی حرارتی در سراسر کشور کرد و قطع آن مترادف با ایجاد مسائل مختلف در کشور است نیز می‌توان ذکر کرد.

    حال کدام عقل سلیم حکم می‌کند ‌مشکلات ارزی دارو و قطعات و مواد اولیه کارخانه‌ها و نیروگاه‌ها و کالای اساسی وجود داشته باشد و طرح‌های آبخیزداری و آبخوان‌داری پول نداشته باشند، اما قطار سریع‌السیر لوکس مثلا برای زائران و توریست‌های خارجی فراهم شود؛ درحالی‌که با همین امکانات موجود و حداکثر برقی‌کردن آن‌ مراد بیش از حد و ظرفیت حاصل می‌شود.

    البته عقل سلیم جایش فقط در اولویت‌های ارزی و مسائل اقتصادی و پروژه‌ها نیست، عقل سلیم در زیر زبان هم نهفته است. زبان در دهان ای خردمند چیست؟ کلید در گنج صاحب هنر، چو در بسته باشد چه داند کسی‌، که گوهرفروش است یا پیله‌ور.

    از آن نماینده مجلسی که بمب‌افکن B۲ را قارقارک می‌نامد و حتما F۳۵ را روروئک که می‌تواند از آریزونا به ایران بیاید و بمباران کند و برگردد، می‌گذریم؛ چراکه معلوم نیست از چه قماشی است و با رأی چه کسانی به مجلس آمده است. از گروه فرهیختگانی که خود را صاحب فلسفه، کمال، دانش و واژه‌شناسی می‌دانند، بعید است که به ناف یا بند تنبان متوسل شوند و اسرائیل را که بیش از هر ایالت، برای آمریکا مهم است، به صورت انفرادی قضاوت کند و عِده و عُدّه پشتیبان آن را نفهمد و نداند، هرچند بعید است مکنونات قلبی گوینده با اظهاراتش هماهنگ باشد. اگر بخواهیم تصمیم‌گیری‌های خلاف عقل سلیم را بشماریم، بسیار بیشتر است و توهم و خودبزرگ‌بینی نقش اصلی را دارد؛ مثل آنکه شعار دادند آمریکا و اسرائیل جرئت نمی‌کنند حمله کنند و از قِبل این حرف‌ها و مسجدکردن کاخ سفید و حسینیه‌کردن الیزه کار را برای ما به تنگنا کشانده‌اند.

    مقام معظم رهبری در سال‌های مختلف تأکید بسیار بر دشمن‌شناسی و تدبیر برای مقابله کرده‌اند و البته این نمونه بارز یک عقل سلیم است، اما آنان که نوعا متظاهرا سنگ ولایت بر سینه می‌زنند، آمریکا را موجود زبون و ترسو و در حال اضمحلال می‌خواندند و اسرائیل توسعه‌طلب، جنایت‌کار و کودک‌کش را موجودی ضعیف تصور کردند که فقط در حال حفظ و دفاع از خود است و عن‌قریب به دریا ریخته خواهد شد، این نشانه عدم شناخت دشمن توسط عقل سلیم و خودبزرگ‌بینی و توهم است.

    اگر در شرایط عادی، هر کشوری نتواند اولویت‌ها را تشخیص دهد و امکانات خود را حسب اولویت به کار نگیرد، طبیعی است که نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. در کشور ما مانند آنچه در برنامه‌های پنجم، ششم و هفتم توسعه، به همه امور یکسان نگریستند و صد ‌البته به اجرای هیچ‌کدام توفیق نیافتند، بسیار است. درحالی‌که امروز در مرکز توطئه استکبار و صهیونیسم قرار داریم و باید اولویت‌ها تشخیص و به آن عمل شود، می‌بینیم پس از آتش‌بس تجاوز ۱۲‌روزه صهیونیسم، کارها همچنان به روال گذشته یعنی‌ «ببینیم چه می‌شود»، در جریان است و هیچ‌گونه برنامه مشخصی برای شرایط فعلی که همچنان در معرض خطر صهیونیسم اشغالگر و توسعه‌طلب و آمریکای سروری‌طلب است، دیده نمی‌شود. عقل سلیم را به کار گیریم.

  • پزشکیان یا هر شخص دیگری نمی‌تواند تغییری ایجاد کند/ با این نحوه مدیریت حتی با لغو تحریم‌ها، وضع کشور همین است

    پزشکیان یا هر شخص دیگری نمی‌تواند تغییری ایجاد کند/ با این نحوه مدیریت حتی با لغو تحریم‌ها، وضع کشور همین است

    به گزارش اقتصادران، مصطفی هاشمی‌طبا با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور، اظهار کرد: «سال‌هاست اقداماتی که باید در کشور انجام می‌شد، مغفول مانده است. دولت‌ها این‌گونه عمل کرده‌اند که تحریم‌ها اثری ندارد و شرایط مردم عادی است. وقتی فرض را بر بی‌اثر بودن تحریم‌ها می‌گذاریم، نتیجه همین می‌شود که می‌بینیم، نابسامانی در اقتصاد و بحران‌های اجتماعی کشور را فرا می‌گیرد.

    او تأکید کرد: ما همیشه باید یک برنامه اجرایی مشخص داشته باشیم؛ چه مذاکرات انجام شود و چه نشود. در حال حاضر کشور با اسراف، زیاده‌روی، فساد و سوءمدیریت مواجه است. اگر نگاه ما این باشد که تنها در صورت رفع تحریم‌ها باید اصلاحاتی صورت گیرد، راه را اشتباه رفته‌ایم. باید زندگی و ساختار کشور را بر مبنای اصول صحیح اقتصادی و اجتماعی تنظیم کنیم، نه بر اساس متغیرهای دیپلماتیک.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ادامه داد: ما در بسیاری از حوزه‌ها با نوعی عادی‌سازی بحران روبه‌رو هستیم. استفاده نادرست از منابع، نداشتن رویکرد اصلاحی واقعی، و ناکارآمدی سیاست‌گذاران باعث شده که هیچ‌کس تغییرات واقعی را پیگیری نکند. به همین دلیل، مذاکره یا عدم مذاکره به‌تنهایی تغییری ایجاد نمی‌کند. حتی اگر تمام تحریم‌ها لغو شود، با این شیوه اداره کشور، اتفاق خاصی نخواهد افتاد.

    هاشمی‌طبا با اشاره به تجربه دولت روحانی اظهار کرد: در دوره اول، با امضای برجام، یک دستاورد جدی وجود داشت، اما در دوره دوم، همه‌چیز متوقف شد. آقای روحانی می‌گفت فقط مانده بود من امضا کنم، که ترامپ آمد و میز مذاکره را به هم زد. حالا هم اگر پزشکیان یا هر شخص دیگری رئیس‌جمهور شود، مادامی‌که نگاه ساختاری و شیوه حکمرانی تغییر نکند، وضعیت به همین منوال خواهد ماند.

    او در ادامه گفت: دولت، به‌ویژه در دور نخست، با توجه به شرایط داخلی و منطقه‌ای، نمی‌تواند تغییر جدی ایجاد کند. برنامه‌ای ارائه نشده و بیشتر اظهارات، تکرار کلیشه‌های معمول است. اگر وضعیت به همین شکل ادامه یابد، نه‌تنها دولت دوم دشوارتر خواهد بود، بلکه جامعه نیز با ناامیدی عمیق‌تری مواجه خواهد شد.

    هاشمی‌طبا در پایان گفت: به‌عنوان کسی که سال‌ها از نزدیک شرایط کشور را دنبال کرده‌ام، می‌گویم مشکل ما ریشه‌ای‌ است؛ از سبک زندگی تا ساختار اداره کشور. متأسفانه این مسائل از سوی مسئولان جدی گرفته نمی‌شود. مثلاً درباره آلودگی هوای تهران، طی چند دهه اخیر، فقط وضعیت بدتر شده است. هیچ اقدام مؤثری انجام نشده، بلکه با توسعه بی‌رویه خودرو، مصرف سوخت بالا، و گسترش زیرساخت‌های ناکارآمد، مشکلات تشدید شده‌اند. نتیجه همین است: اقدامی نمی‌شود و وضعیت همانی‌ است که هست.

  • هر چه تندروها گفته اند و خواهند گفت، غلط از آب در می آید! / عده ای دم از ولایت مداری می زنند اما رفتار و گفتارشان رنگ و بوی نفوذ دارد

    هر چه تندروها گفته اند و خواهند گفت، غلط از آب در می آید! / عده ای دم از ولایت مداری می زنند اما رفتار و گفتارشان رنگ و بوی نفوذ دارد

    به گزارش اقتصادران، دو قطبی شدن در عرصه سیاست کشور موضوع جدیدی نیست و هر چند وقت یکبار با بهانه های مختلف این دوقطبی گرایی تشدید یا شفاف می شود. این روزها نیز دو قطبی مذاکره و عدم مذاکره و دو قطبی حمایت از رئیس جمهور و تیم سیاست خارجی در برابر حمله به این ۲، تشدید شده است. برخی چهره های تندرو معتقدند سیاست های دولت چهاردهم در حوزه روابط خارجی اشتباه است و باید هر مذاکره ای را متوقف کرد. مصطفی هاشمی طبا، سیاستمدار اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران سازندگی که پیشینه نامزدی انتخابات ریاست جمهوری را نیز دارد،  به بررسی این موضوع پرداخته است.

    تندروها مجری سیاست های ضد ایران شده اند

    مصطفی هاشمی طبا گفت: «جالب است که هر آن چه تندروها گفته اند و خواهند گفت، غلط از آب در می آید. از زمانی که برجام امضا شد، این ها همان حرف هایی را می زدند که نتانیاهو می زد. نتانیاهو با برجام مخالف بود، این ها هم با برجام مخالفت می کردند. متاسفانه بین تندروها و دشمنان ایران هماهنگی نظر دیده می شود. تندروها در خصوص مذاکراتی که با آقای ویتکاف انجام شد نیز به شیوه ای وانمود کردند که گویی رهبری از این مذاکرات مطلع نبوده اند یا وزارت خارجه، مستقل و بی خبر این مذاکرات را انجام داده است. این در حالیست که هریک از مقامات رسمی کشور که با هر مقام خارجی دیدار یا مذاکره می کند، قطعا بر اساس جمع بندی حاکمیت این اقدام را انجام می دهد. مقام معظم رهبری نیز بارها صراحتا مشخص کرده اند که سیاست های خارجی توسط ایشان ترسیم می شود و وزارت خارجه، مجری اجرا است. اما تندروها به شیوه ای وانمود می کنند که رئیس جمهور و وزارت خارجه به شکل خودسرانه چنین اقدامی را انجام داده اند.» وی افزود: «همین تندروها بودند که صحبت از زمستان سخت اروپا و نیاز اروپایی ها به گاز ما صحبت می کردند. اصلا ما گازی برای صادرات نداشتیم، حالا خواه آن ها نیاز داشتند یا نداشتند. این نوع فرضیه ها از ابتدا غلط بود و بسیار زود هم فاش شد. به اعتقاد من افرادی با این طرز تفکر از نقاطی مشخص هدایت می شوند. این ها مجری سیاست های ضد ایران محسوب می شوند. به اعتقاد من وقتی ما در حال مذاکره با ویتکاف بودیم و در چنین شرایطی مورد هجوم قرار گرفتیم، حقانیت ما به وضوح روشن شد. تبلیغات متعددی علیه ما انجام شده بود که القا کنند، ایرانیان حاضر به مذاکره نیستند اما ما ثابت کردیم که اینطور نیست و دشمنی متجاوز داریم که حتی در حین مذاکره اقدامی تجاوزکارانه در پیش می گیرد.»

    برخی دم از ولایت مداری می زنند اما رفتار و گفتارشان رنگ و بوی نفوذ دارد

    این کاندیدای پیشین ریاست جمهوری کشور در ادامه گفت: «پایان هر جنگ، مذاکره است. مگر امام نگفتند ما هرگز با عراق صلح نمی کنیم؟ اما در نهایت صلح رخ داد. همین آقای دکتر مرندی که خود و پسرش، مواضع شدیدی داشتند در نهایت با رعایت احترام نزد صدام رفت و نامه آقای هاشمی رفسنجانی را تقدیم صدام کرد. برخی تندروها حرف هایی می زنند که اصلا منطق ندارد. سیاست ما هم باید شامل دفاع نظامی بالا باشد و هم توان مذاکره. بعد از خروج ترامپ از برجام، بهترین فرصت برای اثبات حقانیت ما به جهان وجود داشت ولی این کار را نکردیم. ما در زمان های مختلف باید از روش های مختلفی استفاده کنیم. تندروی های داخلی، نوعی بنزین بر آتش دشمن ریختن است و ما را دچار مشکلاتی جدی می کند. باید در همه عرصه ها قائل به دیپلماسی و گفتگو باشیم. هرچند اگر لازم باشد نیروهای نظامی ما آماده اند مثل جنگ ۱۲ روزه ورود کنند، اما همچنان اولویت با دیپلماسی است.»

    وی افزود: «برخی افراد اگرچه دم از ولایت مداری می زنند اما رفتار و گفتارشان رنگ و بوی نفوذ دشمن را دارد. البته این را تاکید کنم که حرف ها و سخنان تندرو ها نمی تواند روی تصمیم گیری های دشمن موثر باشد، اما می تواند هر نوع عملیات دشمن علیه ما را توجیه کند. این دو مقوله با یکدیگر بسیار متفاوت است. آن ها در نهایت تصمیم خود را می گیرند و کاری به سخنان تندروهای داخلی ندارند. اما حرفهای تند داخلی و موضع گیری های شدید باعث افزایش جسارت دشمن و توجیه هر نوع تخاصم علیه کشور ما می شود. برای مثال آن شخصی که نقشه ای از اصابت بمب اتم در اسرائیل را منتشر کرده دقیقا همین کار را کرده است. نکته عجیب این که در این نقشه، بمب به ساحل غربی رود اردن اصابت کرده است. اتفاقا این منطقه فلسطینی نشین است و همین هم ثابت می کند تهیه کننده چنین نقشه ای، فردی دارای انحراف فکری است. چه لزومی دارد ما اکنون بخواهیم با بمب اتم اسرائیل را تهدید کنیم؟ اسرائیل توسط افرادی اداره می شود که هم جنگ طلب محسوب می شوند و هم مدعی هستند از ماوراء نیل تا ماوراء فرات را باید در اختیار داشته باشند.» این سیاستمدار اصلاح طلب در ادامه گفت: «تاریخ نشان می دهد که این مسلمانان بوده اند که همیشه مامنی برای یهودیان آواره فراهم کرده اند نه مسیحیان و اروپایی ها. اتفاقا یهودی ستیزی در برخی کشورهای اروپا و به ویژه آلمان زبانزد بود نه در کشورهای مسلمان. به اعتقاد من بعد از تثبیت اسرائیل در منطقه، این احتمال وجود دارد که بخشی از سلاح های خود را به سمت اروپا نشانه بگیرد. اکنون نیز، اسرائیل در حال باج خواهی از اروپایی ها است. اروپایی ها به باج خواهی اسرائیل تن داده اند. اما در نهایت اسرائیل از اروپایی ها نیز انتقام خواهد گرفت.»