برچسب: مصطفی هاشمی طبا

  • اقتصاد ایران؛ کیسه‌ سوراخ طلا!!

    اقتصاد ایران؛ کیسه‌ سوراخ طلا!!

    به گزارش اقتصادران، در روز‌های اخیر گروهی که به سهم‌خواهی معروف و گاه معترف هستند، هجمه‌هایی را به دولت آغاز کرده‌اند مبنی بر اینکه به دلیل نبود جدیت دولت و سیاست‌های ضعیف آن، تورم‌های جدید در جامعه ایجاد شده که باعث نارضایتی مردم شده است.

    مصطفی هاشمی طبا در روزنامه شرق نوشت: از سویی همین گروه به انتصاباتی که از سوی وزیر امور اقتصادی و دارایی انجام شده و افرادی از جنس آنان برگزیده نشده‌اند، به‌شدت معترض هستند.

    اینکه سخنان و رفتارشان تا چه اندازه درست است و در پس آن چه مقدار حقیقت‌جویی وجود دارد، در این مجال قابل سنجش و پایش نیست، اما به‌وضوح می‌توان بی‌توجهی به وضع و شرایط کشور را -اگر با حسن نیت نگاه کنیم- در آن مشاهده کرد.

    ظاهرا به این افراد صفت تندرو اطلاق می‌شود، آنجا که حتی نابودشدن ۵۰ درصد جمعیت را در راستای اهداف‌شان امری مستحسن می‌شمارند و قبل از حمله آمریکا و اسرائیل طالب پیش‌دستی در حمله به آمریکا بودند و اینک با توهم‌های همیشگی به سوی گسترش ایده ایران‌هراسی عملا گام برداشته‌اند. در این حال گویا انتظار دارند همراه جنگ و درگیری‌ها و کشته‌شدن‌ها، آرامش و فراوانی و ارزانی و رفاه برای مردم فراهم آید.

    این مختصر را نه به‌عنوان دفاع از دولت که به خاطر نگاه منصفانه به عملکرد‌هایی که اعضای دولت -با همه نقد‌هایی که به ایشان نوشته شده- و در شرایطی که حضور در محل کار به هر حال با مخاطرات تروریستی روبه‌رو است، به نگارش می‌آید.

    موضوع اقتصاد ایران و مشکل آن امری نیست که تنها حاصل جنگ و درگیری باشد، هرچند واضح است که مانند همه جوامع تأثیرات جنگ در آن کم نیست و شاید شرایط امروز ایران در مقایسه با دیگر کشور‌های درگیر جنگ و تحریم و محاصره به‌مراتب نرم‌تر و آرام‌تر باشد و آن‌گاه که باید به آن توجه می‌شد، جرئت رودررویی با آن وجود نداشت.

    در مقام مثال و مقایسه باید گفت اقتصاد ایران مانند کیسه‌ای با محتوای طلاست که در زیر آن سوراخی تعبیه شده و سکه‌ها از آن بیرون می‌ریزد یا شبیه انبانی از گندم است که به قول مولانا موش در آن رخنه کرده و گندم‌ها را ضایع می‌کند.

    فقط چند نمونه از این سوراخ و این موش در انبان را به‌سادگی می‌توان به قلم آورد. در این اقتصاد نه‌چندان زاینده، اسراف در مصرف، ضایعات کشاورزی، خروج ارز و سرمایه کشور به دلیل سیاست‌های بانک مرکزی درباره تزریق ارز و طلا به بازار، ورود غیرقانونی هر نوع کالا از طریق قاچاقچیان به نام کوله‌بری و ته‌لنجی و بازارچه‌ها و مناطق آزاد مرزی (به‌ویژه مرز‌های خشکی) و صدور بدون اجازه و قاچاق گندم و گوسفند و بنزین و دارو سوراخ‌های کوچکی نیستند و در کنار آن ارز گران‌بهای کشور گاه به‌صورت رسمی صرف واردات کالا‌هایی می‌شود که از مصرف عمومی به دور است.

    از سوی دیگر از زمان دولت احمدی‌نژاد مدیریت نهاد‌های دولتی به‌شدت تضعیف شده، با این استدلال که کار دست مردم باید باشد و اینها چه‌کاره هستند؟

    از جمله خطا‌هایی که صورت گرفت و بهانه آن چابک‌سازی بود، ادغام وزارت بازرگانی و صنایع و معادن در یکدیگر بود. به‌این‌ترتیب با تضعیف یا تحلیل یا انحلال سازمان‌های وابسته به وزارت بازرگانی که نقش بی‌بدیلی در جنگ تحمیلی هشت‌ساله داشتند، وظایف آن در حقیقت معلق ماند و سایه‌ای از نهاد مدیریت بازرگانی دولتی بیش باقی نماند.

    در حقیقت در طول دو یا سه دهه اخیر اقتصاد ایران نه اینکه لیبرالیستی باشد، بلکه شکلی رهاشده و هرج‌ومرج‌گونه به خود گرفته و این در حالی است که در سیاست خارجی همواره – و البته بحق- سیاست مقابله با امپریالیسم و صهیونیسم و حمایت از نهاد‌های مقاومتی منطقه را پیشه کرده بوده‌ایم.

    آن شکل اقتصاد با این روش سیاست خارجی نه‌تنها هماهنگ نیست، بلکه به‌شدت در تضاد است. تداوم سیاست فعلی خارجی نیاز به پشتوانه قوی داخلی و ساماندهی اقتصاد در کشور دارد، زیرا گمان قوی می‌رود که رویارویی ظالمانه با ما هرچه بیشتر در آینده ادامه داشته باشد، مگر آنکه از آرمان‌های بحق و استقلال و روی پا ایستادن خود بگذریم. دشمنان ایران کینه‌ورزانه عمل می‌کنند، اسرائیل ما را عمالقه می‌خواند و تصریح به کشتن همه ایرانیان می‌کند و آمریکا هم به‌دنبال بیان قدیمی واین برگر، وزیر دفاع اسبق آمریکا که ریشه‌کن کردن ایران را بیان کرد، به دنبال محو تمدن ایران و نابودی ملت و به عصر حجر بردن ایران است.

    اینها تنها یک اشتباه لفظی یا تهدید توخالی نیست، بلکه پشتوانه آن عِدّه و عُدّه‌ای است که فراهم کرده‌اند و اسرائیل خود را با انواع سلاح تهاجمی در اطراف ایران به زمین نشانده است. حتی اگر مذاکرات نیم‌بند امروز با پادرمیانی پاکستان به ثمر بنشیند و مثلا آمریکا صلح‌نامه امضا کند (که با بازی‌های دیپلماسی آنها بعید است) اسرائیل و به تبع آن برخی همسایگان وابسته به اسرائیل خواهند گفت ما که امضا نکرده‌ایم و مستقل هستیم و به دنبال اجرای سیاست‌های توسعه‌طلبانه و محو یا تسلیم ایرانیان هستند.

    در اینجا باید گفت مگر ما با آمریکا و سایر قدرت‌ها موافقت‌نامه برجام را امضا نکردیم و آمریکا آن را منتفی دانست و به بهانه‌های واهی به حمله نظامی روی آورد. پس هر موافقت‌نامه‌ای، مجددا احتمال انتفاء از سوی دشمنان را دارد. در این راستا ما نبردی طولانی و فرسایشی در همه جبهه‌ها خواهیم داشت و هرچند باورمان نمی‌شد که آمریکا و اسرائیل به ما حمله کنند و گاه پشتوانه خود را برخی کشور‌های سیاست‌پیشه یا خائن تاریخی می‌پنداشتیم، اما دیدیم که این امر به تحقق پیوست و حسب آنچه دیده می‌شود، ادامه خواهد یافت.

    در این رهگذر سهم‌خواهی و تضعیف داخلی آیا نهایتی جز نابودی خود سهم‌خواهان و فرصت‌طلبان نخواهد داشت؟ مگر آنکه از پیش امان‌نامه داشته باشند. آیا برای ملت ایران جز مبارزه با مدعیان متوهم داخلی که آب به آسیاب دشمن می‌ریزند، اصلاح امور اقتصادی و اجتماعی، وحدت و همبستگی و پشتوانه دلیرمردان مسلح به‌ویژه هوافضای سپاه و صرفه‌جویی و بستن سوراخ‌ها و نابودی موش‌ها راهی وجود دارد؟

  • تحریم‌هایی که کاغذپاره می‌خواندید امروز دامن مردم را گرفته است

    تحریم‌هایی که کاغذپاره می‌خواندید امروز دامن مردم را گرفته است

    به گزارش اقتصادران، هاشمی‌طبا در روزنامه شرق نوشت : هنگامی که یک سند تاریخی چندصدساله یا چندهزارساله را به دست فرد عامی بی‌سوادی بدهید، بهترین استفاده از آن را تمیزکردن شیشه تاری می‌داند که چشم او را آزار می‌دهد .

    ازاین‌رو عجیب نیست از کسی که نه تاریخ می‌داند و نه به روابط بین‌الملل و مکانیسم‌های پنهان توطئه‌های جهانی آگاه است و علاوه بر آن امر بر او مشتبه شده و با بیماری بزرگ‌بینی احساس استعلا می‌کند و به این روی راه بیراهه‌ای برای خود و کشور می‌گشاید.

    حتی کسانی مانند ناپلئون که برخی او را به غلط بزرگ‌ترین سردار تاریخ می‌دانند، چنان دچار غرور و خودبزرگ‌بینی می‌شود که با ۸۰۰ هزار سرباز فدایی به کشورگشایی روسیه می‌رود و تنها با ۲۰ نفر به قصر ورسای پاریس بازمی‌گردد.

    در آن هنگام که رئیس‌جمهور وقت ایران قطع‌نامه‌ها علیه ایران را کاغذپاره خواند و برای این اظهار او کف زدند و هلهله کردند، دیگران نیز با تجری خاطر این راه را برگزیدند و با درآمدهای کلان ناشی از فروش نفت، این طرز فکر را موجه جلوه داده و تظاهر به نبود تأثیر عملی قطع‌نامه‌ها بر متن جامعه ایران کردند.

    روش عقلایی برای مقابله با تحریم آن بود که اثر آن بر متن جامعه را درک و در راستای خنثی‌سازی آن سازوکارهای لازم را اندیشه می‌کردیم ولی با اعلام نبود تأثیر آن، از خزانه ارزی با تظاهر به بهبود معیشت مردم مایه گذاشته شد و به نام رواج اقتصاد آزاد و توجه به بخش خصوصی از عاقبت اقتصاد و هزینه‌های رو به افزایش جامعه غفلت شد و به طور کلی در بحبوحه تحریم‌ها و حضور در محور مقاومت همچنان به توسعه اقتصاد بدون ضوابط پرداختیم و البته در زمان اجرای موافقت‌نامه برجام که اندکی از سایه تحریم‌ها کاسته شد و حتی پس از خروج آمریکا از برجام همچنان به ادامه شیوه ولنگاری اقتصادی پای فشردیم و با امید به پیمان شانگهای و بریکس حتی درحال‌حاضر این روش همچنان در حال ادامه‌دادن است.

    بسیار واضح است که هر معادله‌ای باید دارای طرفین یکسان و مشابه باشد و به‌اصطلاح امروز نمی‌تواند ناترازی ادامه پیدا کند. نمی‌توان هم در خارج کشور همراه نهضت مقاومت و مبارزه با استکبار جهانی بود و هم در داخل همراه با بیراهه‌ها از پیشرفت و رفاه و معیشت کامل برخوردار شد؛ به‌ویژه آنکه آنان که با ما مبارزه می‌کنند، هم قوی‌تر و هم پرحامی‌تر و هم فراگیرتر هستند و به‌ویژه اقتصاد ما که وابسته‌تر به فروش نفت و تأمین نیازها حتی غذای مردم از خارج از کشور است.

    طبیعی است که اگر در کشور رونقی اقتصادی می‌بینیم، به دلیل استفاده از منابع طبیعی انرژی و معادن است که هم قابل فروش در خارج و هم تأمین‌کننده انرژی داخل و تولیدات دیگر داخلی است و اگر فاقد منابع طبیعی بودیم، روزگار بسیار بدی را در داخل می‌گذراندیم.

    اگر کره شمالی را تصور کنیم که به تعریفی در مقابل مغرب‌زمین ایستاده است، همراه آن مردمی دارد بسیار فقیر و از همه چیز محروم، که تصور زندگی اقتصادی آنان در مخیله مردم ما نمی‌گنجد. بگذریم از فقدان رسانه و مطبوعات و آزادی بیان و آزادی مسافرت و هرگونه آزادی دیگر در کره شمالی.

    شاید وزیر محترم امور خارجه اسبق ما که گفت مردم ما باید مثل یمنی‌ها با لنگ و دمپایی و کلاشنیکف بجنگند، در مسافرت‌های خارجی خود با مشاهده کشوری شبیه کره شمالی لازم می‌دانسته این پیام امید و نوید را به مردم ارائه کند و حقیقتا بدون مصرف اسراف‌وار منابع طبیعی، بر پای ایستادن کشور ما جز با مشابهت به کره شمالی ممکن و میسور نخواهد بود.

    متأسفانه در زمان‌های مختلف درست در بحبوحه دفاع از نهضت مقاومت و تحریم‌های ظالمانه، همان کسانی که مدعی انقلاب و اسلام هستند و خود را هسته سخت انقلاب می‌دانند، از تریبون‌های مختلف خواهان بهبود معیشت و زندگی بهتر برای مردم شده و ضمن فشارآوردن بر دولت وقت و صرفا برای وجیه‌المله شدن چنین وانمود می‌کردند که در همان شرایط دولت‌ها باید وضع اقتصادی و معیشتی مردم را بهبود بخشند و این در حالی بوده (و هست) که فروش نفت با شرایط بسیار سخت از لحاظ تولید و صادرات و برگشت ارزی روبه‌رو بوده است. انسان از این تعجب می‌کند که چرا حقایق به‌درستی آن‌گونه که هست، به مردم گفته نمی‌شود. آیا از این بیم است که مردم با سیاست پشتیبانی از خط مقاومت مخالف شوند…

    یعنی به مردم نمی‌گویند که مشکل در تنگناهای به‌وجودآمده به واسطه استکبار جهانی و البته سیاست‌های اقتصادی داخلی است و این خط همچنان ادامه دارد. وزیر نفت فعلی پس از تهدید رئیس‌جمهور آمریکا به وضع تعرفه ۲۵ درصد برای کشورهای مرتبط اقتصادی با ایران می‌گوید که این تهدید هیچ اثری نداشته و ما به‌خوبی نفت خود را همچنان می‌فروشیم.

    هرچند آگاهی و باور به نکته‌های این نوشته که مشتی از خروار است، اندکی تلخی به همراه دارد اما چرا با واقعیت روبه‌رو نشویم. ایستادن بر پای و زندگی با شرف و دور از زبونی و پستی هزینه دارد اما همچنان ما می‌توانیم نظام اقتصادی خود را با پیراستن از اسراف، رانت، فساد، تبعیض، قاچاق، زیاده‌خواهی، دوری از گرایش‌های اشرافی به نفع قاطبه مردم و تأمین زندگی مردم برپا داریم.

    فراموش نکنیم که زندگی بدون شرافت هیچ ارزشی ندارد اما اگر به شرافت و سربلندی در مقابل استکبار معتقدیم باید در داخل خود را از هرگونه شائبه که به شرافت و سربلندی ما لطمه وارد می‌کند، بزداییم. درآن‌صورت هم می‌توانیم انقلابی و استکبارستیز باشیم و هم زندگی داخلی‌مان و از همه مهم‌تر حفظ ایران را سرلوحه کار قرار دهیم.

  • دولت و مشاوران آن با کف جامعه و فکر و ذکر مردم آشنا نیست / هیچ تضمینی نیست که تورم سالانه ۴۰ درصد در شش‌ماهه آینده به ۷۰ درصد نرسد!

    دولت و مشاوران آن با کف جامعه و فکر و ذکر مردم آشنا نیست / هیچ تضمینی نیست که تورم سالانه ۴۰ درصد در شش‌ماهه آینده به ۷۰ درصد نرسد!

    به گزارش اقتصادران، مصطفی هاشمی طبا در شرق نوشت:

    ظاهرا دولت در محاصره اقتصاددانانی است که عملیات اقتصادی جامعه، فضای اجتماعی، نپذیرفتن اف‌ای‌تی‌اف و ارز مورد نیاز قاچاق و وجود ارزهای سرگردان ایران در دست تراستی‌ها، اصل چسبندگی قیمت‌ها، اصل تقلید قیمت کالاها از یکدیگر را فراموش کرده‌اند و تنها معتقدند که با ابزار پولی می‌توان در جامعه اصلاحات به عمل آورد و در میان همه اصلاحاتی که برای کشور لازم است، می‌اندیشند که با روش جدید پولی، مسائل کشور حل می‌شود و مثلا با سیستم ابداعی برای بنزین، مصرف آن در جامعه کم می‌شود.

    سال‌هاست که این امر تجربه شده و همواره شکست خورده و اگر احیانا در کشورهایی امکان یکسان‌سازی نرخ ارز بوده، آنها نه تحریم داشته‌اند، نه انبوه نقدینگی کنترل‌ناپذیر و نه اینکه ارز آنها به دلیل نپذیرفتن مقررات اف‌ای‌تی‌اف در چنگال تراستی‌های معلوم‌الحال یا حبس در چین بوده است که با آن فقط می‌توان برخی کالاها را خرید. معلوم است که دولت و مشاوران آن با کف جامعه و فکر و ذکر مردم مصرف‌کننده یا تولیدکنندگان و واردکنندگان و توزیع‌کنندگان آشنا نیست و فکر می‌کند رفتار آنان را با پرداخت اندکی پول می‌تواند به کنترل خود درآورد.

    این البته نگاه با حسن نیت به تصمیم‌گیران است و نه نگاه بدبینانه و اطلاعاتی. نه اینکه یکسان‌سازی نرخ ارز امری نامطلوب باشد اما این ادعا که همیشه از سوی بانک مرکزی بوده، همواره با شکست روبه‌رو شده و تنها خاصیت آن تأمین نیاز قاچاقچی‌ها و خارج‌کنندگان ثروت کشور بوده است، این بار هم موفق نخواهد شد و هم‌اکنون هم می‌گویند ارز آزاد نرخ دیگری خواهد داشت.

    اگر امروز قیمت روغن و برنج و تخم‌مرغ و مرغ و گوشت یکباره تا سه برابر افزایش یابد، باید بدانند که دیگر کالاها هم به قول معروف کپی‌کاری بلد هستند و به‌زودی همه قیمت‌ها و ازجمله قیمت خدمات به صورت فوق‌العاده‌ای زیاد می‌شود و هیچ تضمینی نیست که تورم سالانه ۴۰ درصد در شش‌ماهه آینده به ۷۰ درصد افزایش پیدا نکند. آیا در آن هنگام کسی مسئولیت این امر را می‌پذیرد؟

    تئوریسین‌های اصالت پول معتقدند که با ابزار پول می‌توان جامعه را بهینه‌سازی کرد و مثلا مصرف بنزین یا گاز یا آب را با افزایش قیمت کنترل کرد، درحالی‌که حداقل در جامعه ایران -هم تجربیات نشان داده و هم حجم نقدینگی و قابلیت‌های افزایش قیمت- چنین امری غیرممکن است و تنها ضریب تورم افزایش می‌یابد. یکی از کارهای جدید پولی بیهوده و مشکل‌آفرین حذف چهار صفر از پول کشور بوده است؛ کاری که ونزوئلا دو بار انجام داد و یک بار چهار صفر و بار دیگر پنج صفر از پول خود را حذف کرد. آیا پا جای پای ونزوئلا می‌گذاریم و باید منتظر حذف پنج صفر در آینده باشیم؟

    اتفاقا در مبحث بهینه‌سازی انرژی یعنی یکی از اصلاحات مورد نیاز کشور در قانون برنامه هفتم پیشرفت، مباحث بسیار مناسبی آورده شده است ولی مسئولان فعلی بهینه‌سازی صرفا به دنبال افزایش نرخ انرژی از طریق پولی هستند و ظاهرا طرحی در دست اجرا دارند که براساس‌آن سهمیه بنزین و گاز به افراد داده می‌شود و آنها می‌توانند بنزین و گاز را به هر نرخی بفروشند. این در حقیقت یعنی افزایش قیمت بنزین و گاز که طبعا تورم حاصل از آن بدون آنکه قبلا اعلام شود، تأثیر شگرفی بر نرخ‌ها در جامعه خواهد گذاشت.

    متأسفانه مسئولان کشور به جای اصلاحات اقتصادی و درک اثرات آن در جامعه تنها با جابه‌جایی اعداد و ارقام و اختراع روش‌های بدیع مثل ارز توافقی، ارز نیمایی، ارز مسافرتی و زیارتی، فروش ارز در بازار آزاد و خرید طلا و پخش آن در بازار و به‌تازگی ادعای یکسان‌سازی ارز (امری که سال‌های مدید است همه مسئولان بانک مرکزی ادعای آن را دارند) می‌خواهند اداره ارزی کشور را به سامان برسانند و طبعا علاوه بر آنکه توفیقی در این امر نداشته‌اند، موجب به‌هم‌ریختگی اقتصادی، نبود ثبات بازار و ابهام در آینده اقتصادی کشور می‌شوند، زیرا به‌هیچ‌وجه نخواسته‌اند حقیقت تحریم، مرزهای آشفته، مصارف نابخردانه ارزی و اینکه طرح اقتصاد کشور باید متناسب با تحریم و مقاومت باشد و نه تقلید کورکورانه از اقتصاد آزاد را دریابند و فکری درست برای آن انجام دهند.

    مؤلفه‌های مؤثر بر مبادلات ارزی را می‌توان  چنین برشمرد.

    ۱- سالانه ۲۰ میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور می‌شود و طبیعی است که ارز مورد نیاز برای خرید در خارج به بازار داخلی فشار وارد می‌کند.

    ۲- روزانه ۲۰ میلیون لیتر بنزین و گازوئیل از کشور به خارج قاچاق می‌شود و دولت در ازای آن شش میلیارد دلار بنزین وارد می‌کند.

    ۳- کسانی که دست به مهاجرت می‌زنند و لازم می‌دانند که مایملک خود را در ایران به فروش برسانند و معادل ارزی آن را به خارج بفرستند، در بازار ارز مؤثر هستند و برآورد می‌شود سالانه ۱۵ میلیارد دلار خروج ارز از طریق صرافی‌ها داشته باشند. آمار گذشته چنین حکایت می‌کند.

    ۴- مهاجران افغان و دیگر مهاجران که در ایران کار می‌کنند، بخش زیادی ارز درآمد خود را به افغانستان می‌فرستند و طبعا در بازار ارز مؤثر هستند که برآورد آن سالانه تا حدود چهار میلیارد دلار می‌شود.

    ۵- به دلیل نپذیرفتن مقررات اف‌ای‌تی‌اف، ارز صادرکنندگان از طرق غیررسمی که به آنها افراد یا مؤسسات تراستی می‌گویند، باید به کشور برگردانده شود و طبعا از این رهگذر علاوه بر حدود ۳۰ درصد عدم‌النفع و فسادهای ذاتی، ممکن است ارزی به کشور وارد نشود.

    ۶- ارزی که از قِبَل فروش کالا به چین حاصل می‌شود، صرفا باید صرف خرید از چین شود و طبعا بسیاری از خریدهای کشور نمی‌تواند از طریق چین باشد.

    با این‌همه تنگنا که طبعا به اقتصاد داخلی فشار وارد می‌شود، لازم است انضباط مالی و اقتصادی در کشور برقرار شود.

    در طول سال‌های متمادی تحریم، دولت‌های ایران به‌جای تجهیز منابع و بهینه‌سازی سیستم‌های داخلی و تنظیم امور حسب تحریم که جواب‌گوی تحریم‌ها باشد، با فلسفه دورزدن تحریم‌ها (که در جای خود لازم است) درباره عادی وانمود کردن جامعه با ولنگاری ارزی، افزایش بودجه دولت، پول‌پاشی در جامعه و کنترل‌نکردن مرزها، به انحای مختلف به شلخته‌بودن اقتصاد کمک کرده‌اند، سیاست انقلابی نمی‌تواند با شلختگی اقتصادی و بی‌توجهی به مکانیسم‌های کنترلی صورت گیرد.

    سیاست‌های شبه‌لیبرالی یا حتی لیبرالی اصولی فقط مواقعی می‌تواند اعمال شود که کشور در انقلاب و تحریم و دشمنی بیگانگان قرار نداشته باشد. همان‌طور که بارها در این زمینه گفته شده، دو امر متضاد نمی‌تواند در آن واحد هم‌زمان با هم قرار گیرد و طبیعی است روشی را که سال‌هاست دنبال می‌کنیم و می‌خواهیم عوامل متضاد را با یکدیگر اجرا کنیم، علاوه بر آنکه نمی‌تواند کارساز باشد، لزوما حادثه‌آفرین است. دولتمردان ایران چرا نمی‌توانند درک کنند که حمایت از سیاست مقاومت در خارج از کشور، نبود سازش و تسلیم با دشمن، تحمل تحریم‌ها، تحمل همسایگان نه‌چندان مهربان با شلختگی داخلی، تمکین‌نکردن به قانون در داخل، هرزگردی اقتصادی، تقلید کورکورانه از لیبرالیسم و رشد الگوی زندگی آمریکایی همسویی ندارد و واقعا اگر معتقد به شقّ اول ذکرشده هستند، باید در داخل به‌اصطلاح به تجهیز عِده و عُده بپردازند؛ و الّا روش کنونی پایانش  معلوم است.

     

  • باور کنیم مردم غریبه نیستند / دولت فقط می‌خواهد با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارد!

    باور کنیم مردم غریبه نیستند / دولت فقط می‌خواهد با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارد!

    به گزارش اقتصادران، سیدمصطفی هاشمی طبا در روزنامه شرق نوشت:  به همین مناسبت علاوه بر کمیسیون‌ها و صحن مجلس، رسانه‌ها و به‌ویژه صداوسیما به ترکیب بودجه و مشکلات دولت و مشکلات معیشتی مردم می‌پردازند و نوعا پیکان اتهام در مشکلات معیشتی مردم و گرانی‌ها را متوجه عملکرد دولت می‌دانند و مجلس نیز با تشکیل جلسات هم‌اندیشی با کارگزاران دولت با طرح نظارت بر عملکرد دولت مسائل را بررسی می‌کند و حتی به صورت رسمی دولتیان را تهدید به استیضاح می‌کند.

    بدون آنکه بخواهیم به روش کار و عملکرد کارگزاران دولت و بانک مرکزی و نبود یک روش روشن در کار دولت بپردازیم و آن را تأیید یا تکذیب کنیم، می‌خواهیم بدانیم آیا دولت با تصمیمات خود موجب مشکلات فعلی یعنی مشکلات اقتصادی واحدهای صنعتی و مردم شده یا آنکه تصمیماتی که خارج از دولت گرفته می‌شود، نهایتا عملکرد دولت را در پی دارد و این نکته درخورتوجه است که نوعا کارگزاران حکومتی به علل اصلی مشکلات نمی‌پردازند و فقط در پی مقصر قراردادن فرد یا نهاد خاص هستند تا مفری برای پاسخ‌یابی پیدا کنند.

    شاید پرداختن به مسئله واردات و چگونگی آن و تضییقاتی که در این امر وجود دارد و در درجه نخست متوجه تحریم‌ها، سپس خودتحریمی‌ها و بعد نبود نظارت و کنترل و تدوین شیوه عمل است، بتواند وضعیت را روشن کند.

    نخست چگونگی کسب درآمد ارزی مطرح است که از طریق فروش نفت و صادرات کالا و برخی فعالیت‌های دیگر حاصل می‌شود. اولا مجلس اجازه داده که به جز دولت، نهادهای دیگری هم به فروش نفت بپردازند، ثانیا با توجه به تحریم‌های آمریکا تعدد کشورهای خریدار نفت ایران به‌شدت کاهش پیدا کرده و فقط می‌توان از کشور چین در این زمینه نام برد که حسب اطلاعات منتشرشده، با تخفیف‌های درخورتوجه خریدار نفت است و استفاده ارز حاصل از آن نیز خود شیوه‌های متفاوتی دارد.

    ثالثا ارز صادرکنندگان کالا (از مشکلات صادرکردن کالا که بگذریم) نمی‌تواند در بانک‌های خارجی قرار گیرد زیرا ما به اشتباه دست به خودتحریمی زده‌ایم و مقررات اف‌ای‌تی‌اف را که همه کشورهای دنیا (به جز ایران و کره شمالی) پذیرفته‌اند، قبول نکرده‌ایم، بنابراین بانک‌های دنیا روابط بانکی با ایران ندارند.

    صادرکننده (دولتی یا خصوصی یا خصولتی) مجبور است ارز خارجی حاصل از صادرات را به مؤسساتی که به «تراستی» معروف هستند، بدون هیچ سند معتبری واگذار کند و به همین دلیل است که مقامات مالی می‌گویند ۱۵ میلیارد دلار از پیمان‌سپاری‌ها به ایران بازنگشته است و معاون اول ریاست‌جمهوری می‌گوید که بدهی ارزی پنج میلیارد دلاری به واردکنندگان نهاده‌های کالای اساسی دارند. می‌بینیم که آمریکا تصمیم به تحریم می‌گیرد؛ فلان نهاد اف‌ای‌تی‌اف را استعماری می‌داند و آن را قبول نمی‌کند؛ دولت بر ارز نفتی تسلط ندارد؛ صادرکننده بر ارز خود دسترسی عینی ندارد؛ برخی واردکنندگان با اعتبار خود کالای اساسی وارد می‌کنند و دولت توان بازپرداخت ندارد؛ آن وقت بدون آنکه به این مسائل بپردازیم، دائما دولت را موظف به گسترش معیشت مردم می‌خوانیم و دولت هم که دارای نهاد بازرگانی بسیار تضعیف‌شده است و فقط گوشه‌ای از وزارت صمت را در بر دارد، فقط می‌خواهد با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارد و از شکافته‌شدن موضوع و مطلب ابا داشته و همه راست را به مردم نمی‌گوید، زیرا ظاهرا معتقد است «جز راست نباید گفت/ هر راست نشاید گفت» اما «هر» را به‌عنوان استثنا نمی‌داند، بلکه «هر» را به معنی تمام معنی می‌کند (هرچه دارم همه از دولت قرآن دارم).

    اینها البته یک ریشه فرهنگی قوی دارد و آن اینکه برخلاف علمای تمام زمان‌ها و زمین‌ها که معتقد بوده و هستند که جمع ضدین ممکن نیست، مسئولان ایران می‌خواهند ثابت کنند که جمع ضدین ممکن است. مثلا دولت به نام وفاق، افراد متضاد و مختلف‌الرأی را دور هم می‌نشاند که در یک راستا کار کنند، یا در حال تحریم و جنگ، معیشت بهتر برای مردم می‌خواهیم، یا درحالی‌که زیربنای طبیعی کشور و نهادهای اقتصاد در حال فروریزی است، خود را پیشرفته می‌شماریم، یا درحالی‌که برخی علما ورزش زنان را تبرج جاهلیه می‌خوانند، به حضور آنان در میادین ورزش بین‌المللی افتخار می‌کنیم و درعین‌حال که مجلس همه تنگی‌ها و مشکلات را می‌داند، از دولت بهبود معیشت مردم را می‌خواهد!

    و جالب است که در اوضاعی که ما داریم و دانایان اقتصاد می‌گویند که باید بودجه انقباضی داشت، نماینده مجلس در صداوسیما می‌گوید باید بودجه انبساطی داشت، شاید هم دست‌اندرکاران به بطلان نظریه «محال‌بودن جمع اضداد» رسیده‌اند و حال می‌خواهند از طریق استقرا ثابت کنند که جمع اضداد ممکن است و البته این خواست آنها به فروپاشی‌هایی می‌انجامد که از هم‌اکنون می‌دانند اما در انجام آن پراگماتیستی می‌کنند! و همچنان در بحر افکار خود تا مشاهده عینی نتایج غوطه‌ور خواهند بود.

    چه اشکال دارد دولت همه راست‌ها را به مردم بگوید و علت‌العلل مشکلات فعلی را برای مردم تشریح کند. باور کنیم مردم غریبه نیستند و اگر امروز هم کم‌اطلاع باشند، سرانجام درک خواهند کرد، هرچند نگذاریم از رسانه‌های جدید استفاده مطلوب کنند.

     

  • آیا کشور به حال خود رها شده است؟

    آیا کشور به حال خود رها شده است؟

    به گزارش اقتصادران، انتقادات به دولت مسعود پزشکیان همچنان ادامه دارد و بخشی از این انتقادات از سوی مجلس به سمت دولت روانه می شود. منتقدان دولت در مجلس، پس از آن که قالیباف به دولت در خصوص تعیین تکلیف وزرا ضرب الاجل داد، صریح تر نقد می کنند. منان رئیسی، نماینده قم، اخیرا گفته است: «آن چه  امروز به وضوح مشاهده می‌شود، نوعی اهمال و سستی مفرط در اداره امور و متأسفانه رهاشدگی و بی‌دولتی در موضوعات مختلف است؛ از اقتصاد و معیشت گرفته تا مسائل فرهنگی و اجتماعی. مجلس که خانه ملت است، پس از حدود شش ماه از طرح برخی استیضاح‌ها، هنوز برخی نمایندگان در حال استخاره هستند که آیا استیضاح‌ها را اعلام وصول کنند یا خیر.»

     فارغ از این که این نوع ادبیات صحیح است یا خیر، مسئله دیگر بررسی منصفانه عملکرد دولت چهاردهم و بازدهی این دولت برای جامعه به ویژه در بخش‌های اقتصاد و معیشت است. با توجه به این شرایط در گفتگو با مصطفی هاشمی طبا، سیاستمدار اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران سازندگی که پیشینه نامزدی انتخابات ریاست جمهوری را نیز دارد به بررسی این موضوع پرداخته است:

    کشور به حال خود رها نشده اما دولت باید برنامه داشته باشد

    مصطفی هاشمی طبا گفت: «استفاده از این لفظ که کشور رها شده هم غلط است و هم بسیار اغراق آمیز. کشور رها نشده و استانداران، مسئولان و مدیران در بخش های مختلف کشور، مشغول انجام وظایف خود هستند. استفاده از ادبیات اغراق آمیز، آن هم در شرایط فعلی کشور را صحیح نمی‌بینم. اما یک مسئله مشخص وجود دارد که به اعتقاد من دولت باید روی آن متمرکز شود. دولت باید هرچه سریعتر، اولویت های خود را مشخص کند و بر اساس اضطرار این اولویت‌ها، حرکت کرده و به مردم گزارش بدهد. مردم باید بدانند دولت از ابتدای مسیر تا کنون دقیقا چه کرده است. این قطعا حق مردم است که از وضعیت موجود مطلع شوند.»

    وی افزود: «دولت در خصوص FATF دچار مشکلاتی اساسی است. این موضوع روی بخش‌های زیادی از شرایط اقتصادی کشور اثر منفی دارد. اما چقدر از حل این مشکل به دست دولت قابل حل است؟ می دانیم تا زمانی که این مشکل حل نشود، پول‌های ما سرگردان است و یک رابطه ارزی پرمشکل با شرکت‌های تراستی داریم. در نتیجه شرایط ما برای مبادله و تجارت بسیار دشوار است و هزینه‌های زیادی نیز در راه این نوع مبادله از جیب ما خرج می‌شود. این درست نیست. همه ما نیز می‌دانیم که مشکلاتی از جمله مشکل انتقال پول چه معضلاتی را رقم می زند. اما حل FATF فقط از طریق دولت رقم نمی‌خورد. برای حل این مشکل باید سایر نهادها و سازمان‌ها نیز با دولت همکاری کنند. این که انتظار داشته باشیم دولت به تنهایی از پس حل همه مشکلات بربیاید منطقی نیست. تصمیماتی در کشور وجود دارد که دیگران می‌گیرند اما در نهایت دولت باید بابت این تصمیمات پاسخگو شود.»

    انتخاب وزرا معمولاً بر اساس آشنایی و نزدیکی است تا کارآمدی

    این سیاستمدار اصلاح‌طلب در ادامه گفت: «نمی شود که بسیاری از تصمیمات کشور جای دیگری گرفته شود اما تبعات آن بر دوش دولت باشد. مجلس در دوره‌های مختلف تصمیماتی گرفته که تبعات آن بر دوش دولت افتاده است. این که صرفا بگوییم دولت نداریم و دولت بی فایده است یا مملکت رها شده، به جز این که دشمنان ایران را شاد کند، هیچ سودی برای کشور ندارد. در ضمن این نوع رفتارها، خلاف نیت و طرز فکر رهبری است. رهبری بارها در حمایت از دولت صحبت کرده اند و حالا برخی می‌گویند مملکت رها شده است. اینطور نیست. می توان پذیرفت که دولت دچار مشکلاتی است یا در حل برخی مشکلات کم کاری کرده است، اما این که بگوییم کلا بی دولت هستیم درست نیست.»

    وی افزود: «این یک رسم شده که در رابطه با انتخاب افراد برای سمت های مختلف، همیشه دچار مشکل بوده ایم. همچنین فکر می کنم آقای پزشکیان دچار اشتباهاتی اساسی در این زمینه شده است. حتی من فکر می کنم با توجه به این که در طول تاریخ همیشه از این دست اشتباهات رخ داده، انتخاب خود من هم اشتباه بوده است. من را یک زمانی به عنوان وزیر صنایع انتخاب کردند. خوب همین هم اشتباه بوده و خیلی هم اشتباه بوده است. چرا؟ چون برای انتخاب کابینه از روش خاصی پیروی نمی کنیم، بلکه بیشتر به چهره افراد نگاه می شود یا به این که شخصی که انتخاب می شود از آشنایان یا افرادی نزدیک باشد. حتی در برخی کشورهای دیگر نیز همین وضعیت است. اشکال اصلی دولت ها این است که از روش‌های حرفه ای برای انتخاب افراد در آن ها استفاده نمی شود. این موضوع درباره دولت آقای پزشکیان هم صدق می کند. به هرحال تغییر و تعویض افراد نه تنها چیز بدی نیست، بلکه بسیار هم خوب است. نباید تغییر افراد کابینه تابو باشد.»

  • مردم با اظهارات پشت تریبونی به رفاه نمی رسند / همه چیز به حال خود رها شده است / برخی مسئولان در یک لیگ و وادی دیگر زندگی می کنند!

    مردم با اظهارات پشت تریبونی به رفاه نمی رسند / همه چیز به حال خود رها شده است / برخی مسئولان در یک لیگ و وادی دیگر زندگی می کنند!

    به گزارش اقتصادران، تلنبار شدن برخی مشکلات بر دوش دولت چهاردهم باعث شده رئیس جمهور مدام به مشکلات موجود اشاره و بگوید نمی توان همه مسائل را یکجا حل و فصل کرد. پزشکیان در جریان سخنان خود به مناسبت روز دانشجو در جمع دانشجویان ضمن اشاره به مشکلاتی از جمله کم آبی، آلودگی هوا و ناترازی های انرژی گفت:« صریح و شفاف اعلام می‌کنم هر کس هر مشکلی را بتواند حل کند، دولت با اون قرارداد می‌بندد تا بتواند مشکلات را حل کند.»

     این سخنان پزشکیان در شرایطی مطرح شد که یکی از دانشجویان ضمن اعتراض به رئیس جمهور گفت باید پیش از ریاست جمهوری به این مشکلات فکر می کردید. افزون بر این ها یکی از موضوعاتی که باعث افزایش انتقادات به دولت چهاردهم شده مسئله بودجه کشور و تورم است. در گفتگو با مصطفی هاشمی طبا، سیاستمدار اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران سازندگی که پیشینه نامزدی انتخابات ریاست جمهوری را نیز دارد به بررسی این موضوع پرداخته ایم:

    مردم با اظهارات پشت تریبونی به رفاه نمی رسند

    مصطفی هاشمی طبا گفت: «در شرایطی که درگیر مشکلات سیاست خارجی و تحریم هستیم، باید سیاست‌های داخل کشور را نیز متناسب با این وضعیت تنظیم کنیم. متاسفانه شرایط در دولت های مختلف به این شکل بوده که فقط گفته شده تحریم هیچ تاثیری ندارد و ما باید عادی زندگی کنیم گویی هیچ اتفاقی رخ نداده. این چه جور تصمیم گیری است؟ اصلا چنین روشی سراسر غلط است. همچنین این روش که بخواهیم مدام در تریبون ها اعلام کنیم که بله ما تحریم شده ایم و شرایط اسفبار است اما مردم حق دارند در رفاه زندگی کنند هم دستاورد خاصی محسوب نمی شود و به رفاه رسیدن مردم با این نوع اظهارات پشت تریبونی محقق نمی شود. متاسفانه ما به جای عمل کردن به آن چه باید انجام شود، صرفا منابع مملکت را خرج کرده ایم.»

    وی افزود: «اشکال حکمرانی ما این است که در تلاش است ثابت کند از کنار سیاست خارجی، اتفاقی داخل کشور رخ نمی دهد. در حالی که اگر قرار است سیاست خارجی ما موفق نباشد، حداقل در داخل کشور باید به مردم بگوییم سیاست خارجی در وضعیت داخل کشور اثر می گذارد و کمربندها را باید محکم‌تر ببندیم. اقتصاد کشور نیز باید به شکل انقباضی تنظیم شود و افرادی که در بانک‌های خصوصی و نهادهای مختلف مشغول رانت و رفاه در جهت منافع شخصی خود هستند باید بساط خود را جمع کنند. اما این اتفاق رخ نمی دهد. گویی همه چیز به حال خود رها شده و فقط به مردم می گوییم صبر کنید اوضاع بهتر می شود. اما روز به روز بدتر شده است.»

    باید هر چه سریعتر سیاست‌های انقباضی در کشور اجرایی شود

    این سیاستمدار اصلاح‌طلب در ادامه گفت: «باید به این درک برسیم که یک توازن بین سیاست خارجی و سیاست‌های داخلی کشور، برقرار شود. در شرایطی که حتی مشخص نیست پول نفت قرار است چگونه به کشور وارد شود یا چه میزان از پول نفت را دریافت می کنیم، یا درآمد حاصل از صادرات پتروشیمی، فولاد و … کجا می رود و البته روابط بانکی ما کاملا قطع شده است، هرگز مشکلات داخلی با این سهل‌انگاری ها حل نمی شود. داخل کشور، درگیر اسراف هستیم. این اسراف در مصرف آب بی رویه در کشاورزی، در واردات بنزین، در قاچاق سوخت و در بسیاری از موارد دیده می شود. اگر آقای پزشکیان واقعا می خواهد کاری انجام دهد، در درجه اول باید به حقیقت توجه کند. آقای پزشکیان باید حقایق حوزه سیاست خارجی را به مردم بگوید. حقیقت این است که نه آقای پزشکیان و نه هیچ کسی دیگر اگر جای ایشان بود نمی توانست تقاضای مردم را برآورده کند. اصلا نمی شود سنگ یک تُنی را با یک دست بلند کرد.»

    وی افزود: «ما چاره ای نداریم به جز این که در همه امور صرفه جویی را یاد گرفته و اجرایی کنیم. همچنین باید از رانت خواری و فساد جلوگیری شود. به همین دلیل است که می گویم باید سیاست های داخلی را متناسب با تهدیدهای خارجی ترسیم کرد. شرایط این روزها شرایط خوبی نیست. رئیس جمهور و سایر روسای قوا در کشور باید فکری به حال وضعیت موجود داشته باشند. برخی مسئولان در یک لیگ و وادی دیگر زندگی می کنند. آن ها تصور می کنند می‌توان همه چیز را با شعار حل کرد. بله مشکلات قابل حل است به شرطی که سیاست های انقباضی را کلید بزنیم. سیاست انقباضی یعنی به جای این که صدا و سیما این همه کانال های بی‌فایده داشته باشد که مورد اقبال مردم هم نیست، بودجه کمتری بگیرد و روی چند کانال مفید متمرکز شود. شهرداری ها هم همینطور هستند. بسیاری از سازمان ها و نهادها هم باید این کار را انجام دهند. در غیر این صورت و با این بودجه انبساطی و پر از افراط و ریخت و پاش که دولت به مجلس می دهد و مجلس هم بر آن می افزاید، مشکلات کشور حل نمی شود.»

  • بدا به حال ملتی که کارشناسان نفت و انرژی‌ اش قابل دیدن نباشند / زیرپای رئیس‌جمهور را خالی کردند

    بدا به حال ملتی که کارشناسان نفت و انرژی‌ اش قابل دیدن نباشند / زیرپای رئیس‌جمهور را خالی کردند

    به گزارش اقتصادران، مصطفی هاشمی طبا در شرق نوشت:

    حال در یک سال باید این ۸۰ درصد به ۶۴ درصد تقلیل پیدا می‌کرد، درحالی‌که اگر واردات زیاد نشده باشد، حتما کمتر نشده و دولت هم برای التیام‌بخشی می‌گوید فلان مقدار در بنادر است، درحالی‌که پنج میلیارد دلار بدهی خرید کالای اساسی دارند. پس ۳۸ درصد پیشرفت کجای کار است؟ اصلاح الگوی کشت، استقرار نظام مدیریت یکپارچه آب، افزایش بهره‌وری حدود پنج‌درصدی آب کشاورزی از موارد دیگر است که شاید اگر عقب نرفته باشد، از صفر درصد تجاوز نکرده است.

    افزایش منابع زیرزمینی آب از طریق آبخیزداری و آبخوان‌داری که نه‌تنها اجرای آبخیزداری و آبخوان‌داری در حد لازم انجام نشده، بلکه می‌دانیم که منابع زیرزمینی آب در طول یک سال گذشته باز هم کمتر و کمتر شده است. اصولا اگر به فصل ۸ قانون برنامه هفتم یعنی نظام مدیریت یکپارچه آب و احکام مندرج در آن که صفحات متعددی را به خود اختصاص داده، نگاه کنیم، به‌خوبی خواهیم دانست که هیچ‌کدام از احکام آن کمترین اثر اجرائی نداشته است، شاید هم تکلیف مالایطاق کرده‌اند.

    اینکه دولت مدعی اجرای برنامه باشد (در عین سخنان اولیه مسئولان دولت که اجرای برنامه با شرایط فعلی ناممکن است)، مجلس هم قبول کند که ۳۸ درصد اهداف سالانه تحقق‌یافته به طور کلی پذیرفتنی نیست، زیرا به‌ویژه در موارد کیفی سنجش درصد تحقق برنامه، ممکن نیست و این امر حتی در تدوین آیین‌نامه‌های آن که در مقایسه با اجرا، کاری دفتری و سهل است، نمایان است. یعنی چگونه درحالی‌که آیین‌نامه‌های آن هنوز تصویب نشده، ۳۸ درصد پیشرفت اجرائی سالانه داشته‌اند؟

    یک مثال کوچک دیگر می‌تواند وضع اجرای برنامه را حکایت کند. در بند ۲ قسمت الف ماده ۴۶ (مصرف انرژی) از ایجاد «سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی» زیر نظر رئیس‌جمهور سخن رفته است و تکلیف شده که ظرف سه ماه اساسنامه آن به تصویب هیئت وزیران برسد.

    قانون برنامه پنج‌ساله پیشرفت‌ مورخ ۱۴/۰۴/۱۴۰۳ در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران چاپ و حسب قانون مدنی از تاریخ ۲۹/۰۴/۱۴۰۳ لازم‌الاجرا محسوب می‌شود؛ یعنی تا این تاریخ حدود ۱۶ ماه از لازم‌الاجرابودن می‌گذرد و هنوز اساسنامه تصویب نشده است. هرچند ریاست‌جمهور محترم، شخصی را به‌ عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس این سازمان منصوب کرده‌اند، شخصی که ظاهرا رئیس‌جمهور را قبول ندارد و هم‌فکرانش درصدد برکناری رئیس‌جمهور هستند و نیز به‌جز افزایش قیمت‌های نهاده‌های انرژی به هیچ روش دیگر غیرقیمتی که البته وظیفه اصلی و قانونی این سازمان است، اعتقاد ندارد و می‌گوید باید قیمت بنزین اضافه شود تا قاچاق نشود. قیمت یک لیتر بنزین حدودا در ترکیه ۱۲۰، در پاکستان ۸۰، در عراق ۵۰ و در دوبی ۹۰ هزار تومان است؛ یعنی می‌خواهند قیمت بنزین را از هزارو ۵۰۰ تومان به صد هزار تومان برسانند تا رانت‌خواری از بین برود و قاچاق رخ ندهد.

    آیا فکر نمی‌کنید که این یک راه خالی‌کردن زیر پای رئیس‌جمهور است و تازه رئیس‌جمهور می‌گوید تحلیل‌ها و تسلط تیم و شخص ایشان جامع‌تر، دقیق‌تر و کارآمدتر از بقیه بود. بدا به حال ملتی که خیل کارشناسان وزارت نیرو و وزارت نفت و آنها که در مسائل انرژی استخوان خرد کرده‌اند، قابل دیدن نباشند و فردی که کمترین اطلاع و سابقه در کار انرژی دارد و اعتقادی به بهینه‌سازی مصرف انرژی نداشته باشد، مورد انتخاب و تقدیر قرار گیرد. البته بیجا نیست که وقتی فردی با کمترین سابقه اجرائی، دولت در سایه تشکیل می‌دهد، یکی از پیروانش مسئول بهینه‌سازی انرژی در ایران شود. بگذریم، وقتی اینها را می‌شنویم و می‌شنویم که برنامه سالانه ۳۸ درصد پیشرفت داشته است. حتما ما اشتباه می‌کنیم و ثابت شده که نفهم هستیم. اگر فهم داشتیم، می‌فهمیدیم که همه چیز گل و بلبل است.

     

  • سعید جلیلی انقلابی‌نما و بی برنامه است

    سعید جلیلی انقلابی‌نما و بی برنامه است

    به گزارش اقتصادران، مصطفی هاشمی طبا در روزنامه شرق نوشت:

    او می‌خواهد با دولت سایه خودخوانده (که معلوم نیست دولت سایه چه وجه قانونی دارد) و با انقلابی‌نمایی بدون آنکه به مسائل داخلی ناشی از سیاست‌های ظاهرا انقلابی و خسارت‌هایی که از تصمیمات خود او به کشور وارد شده اشاره کند، اعلام حضور می‌کند. ترجیع‌بند ایشان صرفا انقلابی‌گری و مبارزه با آمریکاست، اما درباره آنچه مترادف مبارزه با آمریکا باید در داخل کشور عمل شود، فقط به تولید خیالی پوشاک در همه روستا‌های ایران و صدور توهم‌آمیز ۱۲ میلیارد دلار صیفی‌جات به روسیه تأکید می‌کند.

    اصل مقاومت و مبارزه با استکبار و صهیونیسم امری مقدس و از اصول صحیح است، اما در این راه با تسامح در ساماندهی داخلی صد‌ها میلیارد دلار خسارت به کشور وارد شده و در برابر توطئه‌های آمریکا و حتی تجاوز نظامی به ایران هیچ سازوکار داخلی برای مقاومت نیندیشیده‌ایم و ایشان هرگز راه‌حلی برای مسائل داخلی که روزبه‌روز عمیق‌تر و خطرناک‌تر می‌شود، ارائه نمی‌دهد و ظاهرا تابع نظریه، «خرج که از کیسه مهمان (ملت) بود، حاتم طایی شدن آسان بود» است و شعار انقلابی‌گری بدون ارائه راه‌حل‌های داخلی و تجهیز اجتماعی داخلی و روش‌های مربوطه را می‌دهد؛ چراکه فکر می‌کند پول نفت را خرج می‌کنیم.