برچسب: مسکن حمایتی

  • سهم کارگران از مسکن ارزان؛ فقط وعده‌! / کارگران به دنبال سرپناه، مسئولان به دنبال تفاهم‌نامه‌های بی‌اثر

    سهم کارگران از مسکن ارزان؛ فقط وعده‌! / کارگران به دنبال سرپناه، مسئولان به دنبال تفاهم‌نامه‌های بی‌اثر

    به گزارش اقتصادران، مسکن برای بسیاری از خانوارهای کارگری در ایران نه تنها یک نیاز اساسی، بلکه به بحرانی روزافزون تبدیل شده است. در شرایطی که تورم مسکن و اجاره‌بها شتابی بی‌سابقه گرفته، کارگران بیش از هر قشر دیگری زیر فشار هزینه‌های سرسام‌آور زندگی قرار دارند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که سهم اجاره در سبد هزینه خانوار کارگری گاهی به بیش از نیمی از درآمد ماهانه می‌رسد؛ این یعنی بخش بزرگی از نیروی کار کشور در تأمین ابتدایی‌ترین نیاز خود، یعنی سرپناه، درمانده‌اند.

    از سوی دیگر، مشکلات تامین مالی و تسهیلات بانکی نیز به مانعی بزرگ بدل شده است. وام‌های مسکن که برای عموم جامعه نیز دشوار است، برای کارگران تقریباً غیرقابل دسترس به شمار می‌آید؛ رقم پایین، سود بالا و اقساط سنگین عملا آن را از کارایی انداخته است. در حالی که در بسیاری کشورها دولت و اتحادیه‌های کارگری با ایجاد مسکن اجتماعی یا شهرک‌های کارگری توانسته‌اند تا حدودی این مشکل را مدیریت کنند، در ایران نه تنها چنین الگویی به‌طور پایدار اجرا نشده، بلکه تعاونی‌های مسکن کارگری که روزی نقش پررنگی داشتند نیز تضعیف شده‌اند. با توجه به آخرین تحولات اجتماعی اقتصادی به آخرین خبرهای این حوزه اشاره خواهیم کرد.

    مسکن کارگری و چالش عدالت

    موضوع عدالت در توزیع نیز به ابهامات این حوزه افزوده است. بسیاری از کارگران می‌گویند در طرح‌های مسکنی سهم واقعی به آنان نمی‌رسد و برخی پروژه‌ها در نهایت به دست گروه‌های خاص یا اقشار غیرهدف افتاده است. نبود یک نظام شفاف اولویت‌بندی برای شناسایی کارگران واجد شرایط، باعث شده بخش بزرگی از نیروی کار از این حمایت‌ها بی‌بهره بمانند. حتی در مواردی که واحدی تحویل داده شده، کیفیت ساخت و نبود زیرساخت‌های شهری مانند مدرسه، درمانگاه و حمل‌ونقل عمومی، زندگی در این خانه‌ها را با دشواری‌های تازه‌ای همراه کرده است.همه این عوامل باعث شده است که بحران مسکن کارگری نه تنها فروکش نکند، بلکه در سایه تورم مصالح ساختمانی و رشد قیمت زمین، چشم‌انداز آینده آن نیز تیره‌تر شود. نگرانی جدی این است که پروژه‌های جدید هم مانند گذشته در نیمه راه متوقف بمانند و وعده‌ها بار دیگر روی کاغذ باقی بماند.

    متولی مسکن کارگری دولت یا بخش خصوصی؟

    در حاشیه مراسم افتتاح طرح مسکن کارگری، «احمد میدری»، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به اقدامات اخیر در این حوزه گفت: «وزارت راه و شهرسازی زمین لازم برای احداث بیش از صد هزار واحد مسکونی را در اختیار صنایع قرار داده است. طبق تفاهم‌نامه‌های امضا شده، مقرر شده کارفرمایان نیز حداقل ۲۰ درصد در این پروژه سرمایه‌گذاری کنند. این طرح به‌زودی با حضور رییس‌جمهور رونمایی خواهد شد.»

    او تاکید کرد این پروژه می‌تواند تحولی اساسی در حوزه رفاه اجتماعی ایجاد کند و علاوه بر تأمین مسکن، به بهبود رابطه کارگر و کارفرما منجر شود.

    همچنین پیش‌تر میدری درباره ظرفیت‌های موجود گفت: «تجربه نشان می‌دهد مسکن کارگری همیشه از اولویت‌ها بوده اما به دلیل موانع اداری و کمبود زمین به نتیجه نرسیده است. دستور رییس‌جمهور در ابتدای دولت چهاردهم در شورای عالی مسکن مسیر تازه‌ای گشود.» به گفته او، برخی شرکت‌ها مانند کشتیرانی جمهوری اسلامی ساخت مسکن برای کارکنان خود را آغاز کرده‌اند و دیگر صنایع نیز آمادگی ورود دارند. وزیر کار در این مورد ادامه داد: «شهرداری‌ها هم می‌توانند تا ۳۵ درصد در هزینه‌ها سهم داشته باشند. ورود آن‌ها امیدبخش است و در کنار صنایع می‌تواند سرعت پروژه را افزایش دهد.»

    او آمار در مورد زمان آغاز عملیات اجرایی پروژه‌ها اضافه کرد: «کلید ساخت ۹۴ هزار واحد زده شد که ۲۲ هزار واحد آن به مجموعه‌های زیر نظر وزارت تعاون تعلق دارد. بیشترین سهم با ۱۵ هزار واحد مربوط به مجتمع سنگ‌آهن مرکزی است. کارخانه‌هایی مانند سنگان نیز به طرح پیوسته‌اند. وزارت راه و شهرسازی مقرراتی وضع کرده است که سرمایه‌گذاری صنایع با واگذاری زمین یا تغییر کاربری جبران شود. این موضوع دغدغه مالی کارخانه‌ها را برطرف می‌کند.»

    جلسه شورای عالی کار چرا برگزار نمی‌شود؟

    برخ از تحلیل‌گران حوزه کارگری کاستی‌های مسکن کارگران را مستقیم و غیر مستقیم به دولت ربط می‌دهند. در این مورد «سمیه گلپور»، فعال کارگری با انتقاد از وضعیت معیشت جامعه گفت: «از ابتدای سال تنها یک جلسه با دستور کار غیرمزدی در شورای عالی کار برگزار شده است. درخواست کردیم قرارگاهی برای اجرای فرامین رهبری تشکیل شود اما پذیرفته نشد. حتی جلسات معمول شورای عالی کار برای بازنگری دستمزد، حق مسکن و سایر مزایا هم تشکیل نشده است. این تعلل به ضرر نیروی کار است و قدرت خرید آنان را کاهش داده. حق مسکن عملاً فریز شده و در حالی که هزینه‌های زندگی هر روز افزایش می‌یابد، پرداخت‌های قانونی ثابت مانده است. نتیجه این وضعیت کوچک‌تر شدن سفره کارگران است. کارگران دیگر توان تحمل فشار اقتصادی فعلی را ندارند و منتظر تشکیل فوری جلسه شورای عالی کار هستیم.»

    آیا طرح‌های حمایتی مسکن به‌داد کارگران می‌رسد؟

    کارشناسان حوزه کار معتقدند که طرح‌هایی مانند مسکن اجتماعی و اقدام ملی بارها مطرح شده اما یا به مرحله نهایی نرسیده یا تعداد واحدهای تخصیص‌یافته بسیار محدود بوده است. یکی از کارگران ساختمانی پیش از این در گفت‌وگویی کوتاه با خبرنگار ما گفته بود: «سال‌هاست وعده مسکن ارزان برای کارگران داده می‌شود، اما تعداد اندکی موفق به ثبت‌نام یا دریافت واحد شده‌اند. این تکرار وعده‌ها بدون اجرای مؤثر، ناامیدی به‌وجود آورده است.»

    نگاهی به سوابق طرح‌ها نیز نشان می‌دهد در دی ۱۳۹۸ تفاهم‌نامه‌ای برای ساخت ۲۰۰ هزار واحد ویژه کارگران و بازنشستگان میان وزارت تعاون و وزارت راه امضا شد و حتی وعده ۱۰۰ هزار واحد دیگر کنار شهرک‌های صنعتی داده شد، اما دو سال بعد بیشتر این وعده‌ها روی کاغذ باقی ماند. در دولت سیزدهم نیز وعده ساخت ۴۰۰ هزار واحد مطرح شد اما باز هم عملیاتی نشد. با وجود افزایش ۴۰ درصدی هزینه مسکن در یک سال اخیر، بحران مسکن کارگران همچنان ادامه دارد.

  • سرنوشت تلخ نهضت ملی مسکن / مردم برای ثبت‌نام در طرح‌های مسکن نه امید و انگیزه‌ دارند نه پول!

    سرنوشت تلخ نهضت ملی مسکن / مردم برای ثبت‌نام در طرح‌های مسکن نه امید و انگیزه‌ دارند نه پول!

    به گزارش اقتصادران، وزارت راه و شهرسازی از ابتدای دولت چهاردهم با انتقادات زیادی از سوی نمایندگان مجلس روبه‌رو بوده است. بسیاری از این انتقادها مربوط به بستن سامانه ثبت نامی طرح نهضت ملی مسکن بود؛ حالا اما دور جدید ثبت نام طرح نهضت ملی مسکن آغاز و حدود ۲۰ هزار ظرفیت جدید برای ۴۱ شهر باز شده است.

    با این حال، براساس گفته‌های احسان مسعودی، مشاور معاونت مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی در نشست خبری ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴، تنها حدود ۶ هزار نفر در سامانه مربوطه ثبت نام کرده‌اند.

    بنابراین بررسی‌ها نشان می‌دهد که ۷۰ درصد ظرفیت در نظر گرفته شده خالی مانده است. اکنون این پرسش مطرح است که علت خالی ماندن ظرفیت و ثبت نام نکردن متقاضیان چیست؟

    متقاضیان نهضت ملی مسکن امیدی به تامین و پرداخت اعتبار لازم برای خانه‌دار شدن ندارند

    منصور غیبی اظهار کرد: «طبیعتا، با توجه به تورمی که حوزه اقتصاد مسکن را فرا گرفته، مردم چندان امیدوار نیستند با آورده اولیه و سرمایه‌گذاری در حد بضاعت خود بتوانند در آینده اعتبار لازم را برای خانه‌دار شدن تامین کنند.»

    او افزود: «در سنوات گذشته نیز ما شاهد این موضوع بوده‌ایم. برخی از متقاضیانی که به هر دلیلی در طرح نهضت ملی مسکن ثبت نام کرده بودند و آورده‌های اولیه را هم پرداخت کردند، نتوانستند باقی آورده‌ها و تعهدات را پرداخت کنند.»

    دولت‌ها در اجرای به موقع تعهدات خود برای طرح نهضت ملی مسکن به‌درستی عمل نکرده‌اند

    این کارشناس بازار مسکن بیان کرد: «در حال حاضر امید متقاضیان ثبت نامی کم‌رنگ شده است؛ یعنی دیگر نه می‌خواهند و نه توان پرداخت دارند؛ از سوی دیگر، در سنوات گذشته ثابت شده که دولت نیز در اجرا و انجام به‌موقع تعهدات خود به‌درستی عمل نکرده است.»

    او اضافه کرد: «تمامی این عوامل دست به دست هم داده‌اند تا متقاضیان دیگر تمایلی به ثبت نام نداشته باشند؛ همچنین دیگر توان پرداخت آورده‌ای وجود ندارد که آنها اقدام به ثبت نام کنند.»

    ساختار و نتایج نهضت ملی مسکن مانند سایر طرح‌های مسکن حمایتی بوده است

    غیبی درباره کارنامه مسکن‌های حمایتی اظهار داشت: «آنچه اکنون تحت عنوان نهضت ملی مسکن مطرح است، در گذشته با نام‌های مسکن مهر و مسکن ملی و یا حتی اجتماعی وجود داشته و دولت‌ها تنها اسم‌های آن را عوض کرده‌اند، اما ساختار و خروجی آن یکسان بوده است.»

    ایفا نشدن تعهدات ساخت مسکن و افزایش قیمت تمام‌شده، باعث ناامیدی مردم از طرح‌های مسکن حمایتی شده است

    این کارشناس اقتصاد مسکن در ادامه گفت: «در واقع به دلیل اینکه این طرح‌ها نتایج مثبتی از جهت انجام به موقع تعهدات از سوی دولت نداشته و یا مبلغ تمام‌شده آن که در انتهای پروژه نسبت به آنچه که در ابتدا گفته شده، متفاوت بوده است، تمامی اینها باعث ناامیدی مردم شده است.»

    غیبی به نبود انگیزه متقاضیان طرح نهضت ملی مسکن اشاره و بیان کرد: «متقاضیان با خود تصور می‌کنند که هم مجبور می‌شوند سرمایه بیشتری را برای این پروژه‌ها پرداخت کنند و هم اینکه دولت خانه را در زمان مقرر تحویل نمی‌دهد. بنابراین تمامی این عوامل باعث ناامیدی ثبت نام‌کنندگان شده است.»

    نبود زیرساخت و دستگاه‌های بهربردار در بافت‌های نهضت ملی مسکن باعث از بین رفتن انگیزه در متقاضیان شده است

    این کارشناس بازار مسکن گفت: «متقاضی مصرف‌کننده نیز گذشته این پروژه‌ها را بررسی می‌کند و متوجه می‌شود که این پروژه‌های فاقد زیرساخت‌های موثر است. زیرساخت‌هایی نظیر تاسیسات، آب، برق، فاضلاب، مخابرات و دستگاه‌های بهره‌بردار مانند کلانتری‌ها و بیمارستان‌ها و نظایر آن هیچکدام در این بافت‌ها موجود نیست. در نتیجه متقاضیان چندان رغبتی نشان نمی‌دهند که برای این پروژه‌ها ثبت نام کنند.»

    مردم از لحاظ اقتصادی در تنگنا هستند و نمی‌توانند به امید یک وعده واهی و تعهدات انجام نشده، نقدینگی خود را در بیابان‌ها سرمایه‌گذاری کنند و دست دولت بدهند

    غیبی بیان کرد: «منهای این موضوع، مردم از لحاظ اقتصادی در تنگنا هستند؛ حتی آورده اولیه‌ای را که باید برای مسکن اختصاص دهند، صرف امور روزمره زندگی می‌کنند و نمی‌توانند به امید یک وعده واهی و تعهدات انجام نشده، نقدینگی خود را در بیابان‌ها سرمایه‌گذاری کنند و دست دولت بدهند.»

    واحدهای نهضت ملی مسکن که در اطراف تهران ساخته شدند حتی ارزش سرمایه‌گذاری هم پیدا نکردند

    این کارشناس بازار مسکن اضافه کرد: «بنابراین با درنظر گرفتن تمامی این موارد، شاید هر کس دیگری هم که باشد اقدام به ثبت نام نکند. آنچه در شهرهای اطراف تهران مانند، پردیس، پرند اسلامشهر و نظایر آن ساخته شده، با هزار مصیبت نهایتا تا یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان معامله می‌شد؛ یعنی حتی ارزش سرمایه‌گذاری هم پیدا نکرده است!»

    این کارشناس بازار مسکن ادامه داد: «دولت رفتاری را انجام داده که باعث شده هیچ رغبت و انگیزه‌ای، چه در حوزه سرمایه‌گذاری و چه در حوزه مصرفی برای متقاضیان ایجاد نشود.»

  • حال ناخوش بازار مسکن / گودرزی: خرید و فروش مسکن حالا حالاها رونقی ندارد

    حال ناخوش بازار مسکن / گودرزی: خرید و فروش مسکن حالا حالاها رونقی ندارد

    به گزارش اقتصادران، کیانوش گودرزی، رییس اتحادیه مشاوران املاک در پاسخ به این پرسش که آیا می توان انتظار داشت که چون نرخ دلار رشد کرده است، مسکن هم گران شود؟ و یا اینکه منتظر بود که مسکن جاماندگی خود را جبران کند؟ گفت: ابتدا باید تاکید کرد که مسکن جاماندگی ندارد. اما آنچه که در حال حاضر بازار مسکن شاهد آن هستیم، این است که هنوز بازار مسکن از دلار تاثیر نگرفته است.

    او ادامه داد: رشد نرخ دلار قیمت تمام شده مسکن را افزایش داده است اما اینکه انتظار داشته باشیم در وضعیت کنونی بازار مسکن تحت تاثیر رشد نرخ دلار قرار بگیرد و قیمت ها را افزایش یافته، تا حدودی دور از انتظار است.

    رییس اتحادیه مشاوران املاک در پاسخ به این پرسش که با توجه به رشد قیمت ها در بازارهای موازی، توصیه شما به خریداران مسکن چیست؟ گفت: با توجه با اینکه قدرت خرید متقاضیان مسکن پایین است و تسهیلات مسکن نیز نمی تواند این قدرت خرید را بالا ببرد، به نظر می رسد خرید و فروش مسکن فعلا رونقی نداشته باشد. اما به هر حال مسکن همواره گزینه خوبی برای سرمایه گذاری است و اگر متقاضیان واقعی قصد خرید دارند، در حال حاضر با توجه به اینکه قیمت ها ثابت است، می توانند در بهترین وضعیت ممکن وارد بازار شوند.
  • مسکن استیجاری به چه کسانی تعلق می گیرد؟ / مسکن محرومان و کارگران فعلا در حد جلسه!

    مسکن استیجاری به چه کسانی تعلق می گیرد؟ / مسکن محرومان و کارگران فعلا در حد جلسه!

    به گزارش اقتصادران، فرزانه صادق وزیر راه و شهرسازی در سیزدهمین نشست پایش طرح‌های حمایتی مسکن با تشریح جزئیات طرح “استیجار عمومی” اظهار کرد:‌ این طرح برای تأمین مسکن زوج‌های جوان و متقاضیانی طراحی شده است که به لحاظ مالی توان تأمین آورده اولیه برای ورود به سایر طرح‌های حمایتی مسکن را ندارند و امکان خانه‌دار شدن ملکی برای آن‌ها فراهم نیست. در این طرح، اولویت تخصیص واحدها با دهک‌های پایین درآمدی خواهد بود.

    وی با تأکید بر اینکه زوج‌های جوان فاقد مسکن در دهک‌های یک تا ۶ که حداکثر پنج سال از تاریخ ازدواج آن‌ها گذشته باشد، مشمول این طرح هستند، افزود: دهک‌های یک و دو نسبت به سایر دهک‌ها در اولویت بالاتری قرار دارند و ادارات کل راه و شهرسازی استان‌ها باید در دهک‌بندی متقاضیان با دقت و حساسیت کامل عمل کنند.

    صادق همچنین بر ضرورت جلب مشارکت انبوه‌سازان و سازندگان بخش خصوصی در اجرای طرح استیجار عمومی تأکید کرد و گفت: شناسایی و همکاری با انبوه‌سازان به‌ویژه فعالان بافت‌های فرسوده از اولویت‌های وزارت راه و شهرسازی است.

    وی افزود: باید از ظرفیت انبوه‌سازان فعال در بافت‌های فرسوده کشور به‌صورت مؤثر استفاده شود و توجیه اقتصادی حضور آنان از طریق ضوابط تشویقی، خرید واحدها از سوی وزارت راه و شهرسازی و پشتیبانی منابع و اراضی سازمان ملی زمین و مسکن و منابع بازآفرینی شهری فراهم شود.

    وزیر راه و شهرسازی تصریح کرد: هزینه‌های گزاف آماده‌سازی در خارج از شهرها با انتقال ساخت‌وساز به هسته‌های درونی شهرها کاهش می‌یابد و این موضوع می‌تواند فرآیند بازآفرینی شهری را متحول کند. در این مسیر لازم است با انبوه‌سازان گفت‌وگو و تفاهم شود تا از ظرفیت آن‌ها ابتدا در پیشبرد طرح مسکن استیجاری و سپس در سایر طرح‌های حمایتی مسکن بهره‌برداری شود.

    صادق افزود: این اقدام چند مزیت مهم به همراه دارد که از جمله آن می‌توان به نوسازی بافت فرسوده شهرها بدون مداخله مستقیم دولت در امر ساخت‌وساز اشاره کرد. همچنین بخشی از مسکن استیجار عمومی بر اساس دستورالعمل ابلاغ‌شده به هدف اصلی ساخت‌وساز در بافت‌های فرسوده تبدیل خواهد شد. در نهایت نیز بخش عمده‌ای از هزینه‌های آماده‌سازی در مناطق بیرونی کلانشهرها و شهرهای بزرگ به هسته درونی و داخلی شهرها معطوف می‌شود؛ مناطقی که از خدمات زیربنایی و روبنایی برخوردار هستند و بخشی از کمبودهای آن‌ها نیز از این طریق تأمین می‌شود.

    وی با تأکید بر اینکه استان‌ها باید موضوع جلب مشارکت انبوه‌سازان در بافت‌های فرسوده را با جدیت دنبال کنند، گفت: از این مسیر دسترسی به مسکن مناسب و برخوردار از خدمات شهری با سرعت بیشتری فراهم خواهد شد.

    وی  بر ضرورت جلب همکاری شهرداران در طرح مسکن استیجاری عمومی تأکید کرد و خطاب به مدیران کل راه و شهرسازی استان‌ها گفت: در خصوص آماده‌سازی زمین‌های طرح جوانی جمعیت باید سرعت عمل افزایش یابد و اگر مشکلی در این مسیر وجود دارد، باید برای شناسایی راه‌حل‌ها سریعاً اطلاع‌رسانی شود. برگزاری منظم جلسات ستادهای بازآفرینی شهری و شورای مسکن استان‌ها ضروری است و پیگیری طرح‌های تأمین مسکن باید با جدیت ادامه یابد.

    صادق با اشاره به تغییر رویکرد طرح‌های حمایتی مسکن در دولت چهاردهم به رویکردی عمل‌گرا گفت: در این دولت،ابتدا با شناسایی نیازها و ظرفیت‌ها نسبت به تأمین واحد مسکونی اقدام می‌کنیم و سپس فراخوان عمومی ثبت‌نام صادر می‌شود تا مردم در کوتاه‌ترین زمان ممکن از طرح‌های حمایتی بهره‌مند شوند.

    وزیر راه و شهرسازی همچنین از پیگیری جدی موضوع مسکن محرومان و کارگران خبر داد و گفت: جلسات کارشناسی با صنایع و معادن به‌منظور تأمین مسکن گروه‌های هدف برگزار می‌شود و نتایج آن باید گزارش شود.

    وی در پایان تأکید کرد: موضوع مسکن ایثارگران نیز با جدیت بیشتری دنبال می‌شود و استان‌ها موظف‌اند در اسرع وقت گزارش دهند چه میزان مسکن ایثارگری تأمین شده است.

  • رویای سرپناه داشتن در بن‌بست وعده‌ها / طرح «مسکن استیجاری» هم به سرنوشت بقیه طرح‌های حمایتی مبتلا می شود؟

    رویای سرپناه داشتن در بن‌بست وعده‌ها / طرح «مسکن استیجاری» هم به سرنوشت بقیه طرح‌های حمایتی مبتلا می شود؟

    به گزارش اقتصادران، بازار مسکن به صحنه‌ای پر از وعده‌های نیمه‌تمام و طرح‌های ابتر تبدیل شده است؛ بازاری که در آن نه دولت‌ها توانسته‌اند به تعهدات خود عمل کنند و نه سازوکار مالی پایداری برای تامین نیاز واقعی خانوارها شکل گرفته است. در چنین شرایطی، «خانه‌دار شدن» برای بخش بزرگی از جامعه بیش از هر زمان دیگر به رویایی دست‌نیافتنی بدل شده است؛ رویایی که زیر بار تورم، ضعف سیاستگذاری و کم‌کاری بانک‌ها رنگ باخته است.کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که طرح‌هایی نظیر «مسکن استیجاری» در صورت نداشتن منابع مالی پایدار، به سرنوشت دیگر طرح‌های ناکام این حوزه دچار می‌شوند؛ سرنوشتی که نتیجه‌اش چیزی جز تداوم بحران، رکود در بازار و افزایش شکاف طبقاتی در دسترسی به سرپناه نیست.

    در این میان مجتبی یوسفی، عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگویی با اشاره به شکاف فزاینده میان درآمد و هزینه مسکن می‌گوید: تهرانی‌ها برای خانه‌دار شدن باید حدود ۷۳ سال پس‌انداز کنند. برای حل مشکل مسکن باید انحصار زمین از دولت خارج شود.او با اشاره به ارقام واقعی درآمدها و قیمت‌ها توضیح می‌دهد: بر اساس بررسی‌ها، با درآمد متوسط بازنشستگان، کارگران، کارمندان و معلمان که به‌طور میانگین بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان است، اگر یک‌سوم این مبلغ در شهرهای بزرگ پس‌انداز شود، حدود ۵۳ سال طول می‌کشد تا بتوان یک واحد مسکونی ۸۰ تا ۱۰۰ متری خریداری کرد. در تهران و سایر کلانشهرها، این زمان به حدود ۷۳ سال افزایش می‌یابد.این آمارها نشان می‌دهد که شکاف میان توان اقتصادی خانوار و هزینه تامین مسکن به حدی رسیده که بخش بزرگی از جمعیت عملا از بازار خرید کنار رفته‌اند. رکود معاملات، افت تقاضا و حذف مستاجران و خانه‌اولی‌ها از بازار خرید مسکن، پیامد طبیعی این شرایط است. مشاوران املاک نیز می‌گویند در حال حاضر هیچ منطقه‌ای از تهران در وضعیت رونق قرار ندارد و بعید است تا پایان سال تغییر محسوسی در روند معاملات ایجاد شود.

    ناترازی ساخت و تقاضا زنگ خطر برای سال ۱۴۱۰

    در کنار افزایش قیمت و کاهش قدرت خرید، کمبود عرضه نیز عامل دیگری است که بحران را تشدید کرده است. طه حسین‌مدنی، رییس اندیشکده حکمرانی هوشمند، با نگاهی کلان به وضعیت بازار مسکن می‌گوید: بازار مسکن کشور با ۵ تا ۶ میلیون تقاضای انباشته مواجه است. همچنین تعداد واحدهای فرسوده و نیازمند بازسازی حدود ۸ میلیون واحد برآورد شده است. برای رسیدن به تعادل در عرضه و تقاضا، کشور نیازمند ساخت سالانه ۱.۵ میلیون واحد مسکونی جدید است و اگر این هدف محقق نشود، ناترازی مسکن تا سال ۱۴۱۰ دو برابر شده و به ۱۲ میلیون واحد خواهد رسید.به باور او، ضعف در تامین مالی و سرعت پایین اجرای پروژه‌های انبوه‌سازی نسبت به تورم، از مهم‌ترین عوامل انباشت تقاضاست. او توضیح می‌دهد که با وجود تلاش‌های صورت‌گرفته از طریق ابزارهایی مانند قانون پیش‌فروش ساختمان و مدل‌های خرید تدریجی، نبود نهادهای پژوهشی و تخصصی باعث شده این ظرفیت‌های قانونی اثر چندانی بر اقتصاد مسکن نگذارند.حسین‌مدنی تاکید می‌کند: دولت می‌تواند با اصلاح قانون پیش‌فروش ساختمان، توسعه فروش متری و ساماندهی پلتفرم‌های فعال در خرده‌فروشی ساختمان، همچنین ارایه زمین رایگان و صدور مجوز بلندمرتبه‌سازی در شهرهای فاقد امکان توسعه افقی، به‌ویژه در بافت‌های فرسوده، زمینه تقویت صنعت ساختمان و کاهش فشار بر بازار مسکن را فراهم کند.

    در حالی که بسیاری از کارشناسان بر ضرورت اجرای طرح‌های حمایتی تاکید دارند، تجربه نشان داده هرگاه این طرح‌ها بدون پشتوانه مالی آغاز شده‌اند، در نیمه‌راه متوقف مانده‌اند. خشایار باقرپور، رییس اتحادیه تعاونی‌های عمرانی تهران در گفت‌وگویی با اشاره به طرح «مسکن استیجاری» می‌گوید: مسکن استیجاری در ذات خود طرحی بسیار مطلوب است؛ زیرا هدف آن، تامین واحدهایی برای مصرف‌کنندگان با قیمت‌های کنترل‌شده و متناسب با تورم مهارشده است. اما پرسش اصلی این است که این واحدها قرار است با چه منبع مالی تولید شوند؟او در ادامه به محدودیت‌های بودجه دولت اشاره کرده و توضیح می‌دهد: اگر قرار باشد تولید این واحدها از محل بودجه دولتی تامین شود، باتوجه‌به ناترازی فعلی بودجه، تحقق آن بسیار بعید است. دولت هم‌اکنون در شرایط محدودیت منابع قرار دارد و نمی‌تواند در چنین گستره‌ای سرمایه‌گذاری گسترده انجام دهد.به گفته باقرپور، استفاده از منابع بانکی نیز راه‌حل واقع‌بینانه‌ای نیست؛ چراکه بانک‌ها حتی در طرح «نهضت ملی مسکن» به تعهدات خود عمل نکردند.رییس اتحادیه تعاونی‌های عمرانی تهران اضافه کرد: بانک‌ها تسهیلات بلندمدت وعده‌داده‌شده را در اختیار متقاضیان قرار ندادند؛ بنابراین انتظار تامین منابع مالی پایدار از سوی شبکه بانکی برای اجرای طرح مسکن استیجاری نیز واقع‌بینانه نیست.

    سرمایه‌گذاری بی‌جاذبه

    در شرایطی که دولت با کمبود منابع و بانک‌ها با محدودیت‌های نقدینگی مواجهند، انتظار می‌رفت بخش خصوصی بتواند بخشی از بار اجرای طرح‌های مسکن را به دوش بکشد. اما واقعیت این است که فعالان اقتصادی انگیزه‌ای برای ورود به چنین پروژه‌هایی ندارند.باقرپور در این باره می‌گوید: بخش خصوصی با آگاهی از ریسک‌ها و بازده پایین این طرح، تمایلی به ورود ندارد. در این شرایط، سرمایه‌گذار باید سرمایه‌ای کلان را در پروژه‌ای حبس کند که هم سال‌به‌سال دچار استهلاک می‌شود و هم هزینه‌های نگهداری، بازسازی و ارتقا را بر دوش او می‌گذارد، درحالی که بازده اقتصادی آن بسیار پایین و غیرقابل‌توجیه است.او هشدار می‌دهد که اگر دولت برای طرح مسکن استیجاری منبع مالی مشخص و پایداری در نظر نگیرد، سرنوشت آن از هم‌اکنون روشن است: به نظر می‌رسد طرح مسکن استیجاری در همان فرض اولیه خود با شکست مواجه می‌شود، مگر آنکه منابع مالی مشخص و پایداری برای اجرای آن پیش‌بینی شود. تاکنون هیچ نشانه‌ای از تعیین منبع مالی روشن برای تولید این نوع واحدها مشاهده نشده است.

    نهضت ملی مسکن؛ فشار مالی بر دوش متقاضیان

    بحران مسکن در مسیر تشدید

    به گفته تحلیلگران بازار تا زمانی که سازوکار تامین مالی شفاف و بلندمدت در بخش مسکن ایجاد نشود، هیچ طرحی با نیت خیرخواهانه به ثمر نخواهد نشست. فقدان سیاستگذاری هماهنگ میان وزارت راه و شهرسازی، بانک‌ها و شهرداری‌ها نیز از دیگر موانع تحقق اهداف در این حوزه است.برآوردها نشان می‌دهد که اگر روند فعلی ادامه یابد، فاصله بین عرضه و تقاضا نه‌تنها کاهش نخواهد یافت، بلکه با رشد سالانه تقاضای جدید، بحران مسکن به مراتب عمیق‌تر می‌شود. افزایش اجاره‌بها، کاهش نرخ ازدواج، گسترش حاشیه‌نشینی و فشار اقتصادی بر طبقات متوسط، تنها بخشی از پیامدهای این وضعیت خواهد بود.

    راه نجات کجاست؟

    کارشناسان بر این باورند که حل بحران مسکن در گرو تغییر رویکردهای سنتی است. استفاده از ابزارهای نوین مالی مانند اوراق رهنی، صندوق‌های زمین و ساختمان، و مشارکت واقعی بخش خصوصی می‌تواند بخشی از کمبود منابع را جبران کند. از سوی دیگر، کاهش تصدی‌گری دولت و واگذاری زمین به تعاونی‌های معتبر، زمینه رقابت سالم و کاهش هزینه تمام‌شده را فراهم می‌کند.در عین حال، اصلاح قوانین و جلوگیری از سوداگری در بازار زمین و مسکن، از دیگر پیش‌شرط‌های موفقیت هر طرح ملی است. به گفته مجتبی یوسفی، انحصار زمین در اختیار دولت یکی از موانع اصلی توسعه است و تا زمانی که این انحصار شکسته نشود، نه عرضه افزایش می‌یابد و نه قیمت‌ها کنترل می‌شود.در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه حتی توان اجاره مسکن مناسب را ندارد، طرح‌هایی چون «مسکن استیجاری» در نگاه نخست می‌تواند بارقه‌ای از امید باشد. اما واقعیت‌های مالی و ساختاری نشان می‌دهد بدون تامین منابع پایدار، این طرح نیز همان مسیر پرخطای گذشته را تکرار خواهد کرد. بحران مسکن در ایران، حاصل سال‌ها سیاستگذاری مقطعی، کم‌کاری نهادی و نبود شفافیت مالی است؛ بحرانی که اگر امروز برای آن چاره‌اندیشی نشود، فردا نه‌تنها رویای خانه‌دار شدن از ذهن مردم پاک خواهد شد، بلکه ثبات اجتماعی و اقتصادی کشور را نیز تهدید می‌کند.

  • مسکن حمایتی یا «نیمه‌کاره‌های بی‌زیرساخت»؟ / رؤیای خانه‌دار شدن در ایران؛ دورتر از همیشه

    مسکن حمایتی یا «نیمه‌کاره‌های بی‌زیرساخت»؟ / رؤیای خانه‌دار شدن در ایران؛ دورتر از همیشه

    به گزارش اقتصادران، اگرچه بحران مسکن در ایران به مساله‌ای فرابخشی و چندوجهی تبدیل شده و آثار آن فراتر از حوزه اقتصاد، به مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی نیز تسری یافته است، اما همچنان رویکردها به حل این بحران عمدتاً سطحی، مقطعی و مبتنی بر شعار باقی مانده‌اند.  در حالی‌که در بسیاری از کشورهای جهان، مسکن نه‌فقط به عنوان یک کالای اقتصادی بلکه به‌مثابه یک حق اجتماعی در نظر گرفته می‌شود، در ایران این حوزه به میدان رقابت‌های سیاسی، تبلیغاتی و حتی سوداگری تبدیل شده است. رشد افسارگسیخته قیمت‌ها، کاهش شدید توان خرید خانوارها، و عدم تعادل شدید میان عرضه و تقاضا، تنها بخشی از نشانه‌های این بحران عمیق‌اند. با این حال، تجربه جهانی به‌روشنی نشان می‌دهد که راهکارهای مشخص، آزموده‌شده و در بسیاری موارد موفقی برای بازگرداندن تعادل به بازار مسکن وجود دارد؛ از توسعه نظام وام‌های بلندمدت و کم‌بهره گرفته تا حمایت ساختاری از خانه‌اولی‌ها و گسترش مسکن اجتماعی. اما پرسش اساسی اینجاست: چرا این راهکارها در ایران یا اصلاً به‌کار گرفته نمی‌شوند، یا اگر هم اجرایی می‌شوند، اثربخشی لازم را ندارند؟ پاسخ را باید در سه عامل کلیدی جست‌وجو کرد: نخست، «نظام پولی فلج» که نه توان پاسخگویی به نیازهای مالی بخش مسکن را دارد و نه ابزارهای لازم را؛ دوم، «سیاست‌های ناکارآمد» که بدون پشتوانه کارشناسی و در تضاد با واقعیت‌های اقتصادی کشور تدوین می‌شوند. و در نهایت، «غیبت اراده سیاسی» برای حمایت پایدار و هدفمند از اقشار فاقد مسکن، به‌ویژه خانه‌اولی‌ها، که باعث شده میلیون‌ها خانواده ایرانی همچنان در حسرت ابتدایی‌ترین نیاز انسانی یعنی «سرپناه» باقی بمانند.

    غلامرضا اسلامی‌بیدگلی، کارشناس باسابقه حوزه مسکن، در گفت‌وگو با تسنیم با اشاره به شکاف بین سیاست‌گذاری مسکن در ایران و جهان، تأکید می‌کند: نرخ بهره بالا و محدودیت در نسبت تسهیلات به ارزش ملک (LTV)، نظام پولی را فلج کرده و سیاست‌گذاری مؤثر در بخش مسکن را ناممکن ساخته است. این اظهارات در شرایطی بیان می‌شود که در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، وام‌های بلندمدت با نرخ‌های بهره معقول، ابزار اصلی تأمین مالی خرید مسکن هستند. در آمریکا تمرکز بر وام‌های بلندمدت ۳۰ ساله با نرخ بهره حدود ۶ تا ۷ درصد است که توسط نهادهای تحت حمایت دولت مانند «فِرِدی مَک» ارایه می‌شود. اما در ایران، بانک مسکن با وجود سابقه تخصصی، بیشتر در نقش یک ناظر غیرفعال ظاهر شده و از اختیارات سیاست‌گذاری مؤثر بی‌بهره مانده است. به‌گفته این کارشناس، نظام پولی کشور به‌دلیل همین نرخ‌های بالا و نبود ابزارهای متنوع تأمین مالی، عملاً فلج شده است. شاید در نگاه اول، نرخ سود بالا جذاب به نظر برسد، اما در عمل، این نرخ‌ها «عامل بازدارنده» سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولدی چون مسکن هستند. اسلامی‌بیدگلی می‌گوید: وقتی دولت و شهرداری‌ها اوراق مالی را با نرخ‌های بالاتر از ۳۰ تا ۴۰ درصد منتشر می‌کنند، سرمایه‌گذاری در بخش مولد مانند مسکن از توجیه اقتصادی خارج می‌شود. به زبان ساده، هیچ سرمایه‌گذاری حاضر نیست ریسک ساخت‌وساز را به جان بخرد، وقتی می‌تواند بدون دردسر، از اوراق دولتی با سودهای بالا بهره‌مند شود. نتیجه؟ رکود در تولید، کاهش عرضه مسکن، و در نهایت انفجار قیمت.

    خانه‌اولی‌ها: فراموش‌شدگان سیاست مسکن ایران

    در کشورهای اروپایی، حمایت از خانه‌اولی‌ها یکی از اولویت‌های اصلی سیاست‌گذاری مسکن است. اسلامی‌بیدگلی با اشاره به این تجربه می‌گوید: در اروپا سیاست‌گذاری‌ها بیشتر بر حمایت از خانه‌اولی‌ها و توسعه مسکن اجتماعی متمرکز است؛ چنان‌که در انگلستان نزدیک به ۳۰ درصد وام‌های رهنی به خانواده‌های خانه‌اولی اختصاص دارد. اما در ایران، خبری از چنین سیاست‌هایی نیست. نسبت تسهیلات به ارزش ملک (LTV) آنقدر پایین است که حتی افزایش‌های جزئی نیز اثر محسوسی در توان خرید مردم ندارد. این در حالی است که در کشورهای اروپایی، LTV برای خانه‌اولی‌ها بین ۸۰ تا ۹۵ درصد است؛ یعنی بخش اعظم هزینه خرید مسکن از طریق وام تأمین می‌شود.

    بسیاری از پروژه‌هایی که در ایران به عنوان مسکن حمایتی یا اجتماعی مطرح شده‌اند، عملاً به دلیل بی‌توجهی به زیرساخت‌ها و خدمات شهری، غیرقابل بهره‌برداری هستند. اسلامی‌بیدگلی تصریح می‌کند: تمرکز سیاست‌گذاری در ایران نباید صرفاً بر ساخت مسکن باشد، بلکه باید به سیاست زمین و زیرساخت‌ها توجه شود. بسیاری از پروژه‌های ساختمانی فعلی به‌دلیل نبود زیرساخت حمل‌ونقل و خدمات، عملاً غیرقابل بهره‌برداری هستند. او همچنین با انتقاد از وضعیت فعلی طرح‌های حمایتی می‌گوید: در کشور برنامه مشخصی برای حمایت از خانه‌اولی‌ها وجود ندارد و طرح‌هایی مانند مسکن مهر نیز به‌دلیل نادیده گرفتن زیرساخت‌ها و ملاحظات اقتصادی به اهداف خود نرسیده‌اند.

    نگاهی به تجربه آلمان 

    در این میان، کشورهای پیشرفته‌تر نیز برای کنترل آثار اجتماعی و اقتصادی بحران مسکن، از نهادهای متنوع پولی و ابزارهای خلاقانه استفاده کرده‌اند. به گفته اسلامی‌بیدگلی، در آلمان نهادهای پولی متنوعی از جمله بانک‌های رهنی و بانک‌های پس‌انداز ساخت فعالیت دارند و حتی برای توسعه‌گران نیز سازوکارهای مالی ویژه‌ای تعریف شده است. همچنین هلند و کشورهای نوردیک (Nordic countries) شامل سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند وایسلند نیز تمرکز جدی بر تأمین مسکن اجتماعی دارند، به‌ویژه برای کنترل آثار ناشی از مهاجرت. در ایران اما، چنین نهادهایی یا وجود ندارند یا از نظر توان مالی و استقلال اجرایی در حدی نیستند که بتوانند نقش مؤثری ایفا کنند.

     آینده بازار مسکن

    با ادامه روند فعلی، نه‌تنها رؤیای خانه‌دار شدن برای اقشار متوسط و ضعیف به آرزویی دور و دست‌نیافتنی تبدیل شده، بلکه حتی از منظر اقتصادی نیز بازار مسکن ایران در حال از دست دادن کارکردهای بنیادین خود است.  بازاری که باید موتور محرک اقتصاد باشد، امروز به حوزه‌ای پرریسک، بی‌ثبات و بدون جذابیت برای سرمایه‌گذاری‌های مولد بدل شده است. در این وضعیت، سرمایه‌ها یا به سمت فعالیت‌های سوداگرانه می‌روند یا جذب بازارهای موازی با سودهای تضمین‌شده و کم‌خطر می‌شوند، که نتیجه‌اش چیزی جز تعمیق رکود در بخش مسکن و تشدید بحران اجتماعی نیست. غلامرضا اسلامی‌بیدگلی، کارشناس اقتصاد مسکن، در همین رابطه هشدار می‌دهد و می‌گوید: در صورت تداوم وضعیت کنونی، بازار تأمین مالی مسکن در ایران تا پنج سال آینده نیز بسیار کوچک و ناکارآمد باقی خواهد ماند. این پیش‌بینی صرفاً یک تحلیل کارشناسی نیست، بلکه زنگ خطری جدی است برای مسوولان و سیاستگذاران؛ چرا که یک بازار ناکارآمد مسکن به معنای افزایش فقر شهری، گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی، افزایش فاصله طبقاتی و حتی بروز بحران‌های اجتماعی گسترده‌تر است. واقعیت این است که بازار مسکن ایران هم‌اکنون در وضعیت هشدار قرار دارد. دیگر نمی‌توان با مُسکن‌های موقتی، وعده‌های تبلیغاتی یا طرح‌های بدون پشتوانه کارشناسی، از عمق فاجعه کاست. تجربه کشورهای موفق در حوزه سیاست‌گذاری مسکن نشان می‌دهد که چهار رکن اساسی می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت تعادل به این بازار باشد: ارایه وام‌های بلندمدت با نرخ بهره معقول، حمایت مالی و نهادی از خانه‌اولی‌ها، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل و خدمات در پروژه‌های مسکونی، و در نهایت، ایجاد بستر مشارکت فعال نهادهای مالی متنوع از جمله بانک‌های رهنی، صندوق‌های توسعه مسکن، و مؤسسات اعتباری تخصصی. اما اجرای این نسخه نیازمند یک پیش‌شرط مهم است: وجود اراده سیاسی واقعی و جدی برای اصلاح ساختار پولی و خروج از چرخه سیاست‌های مخرب فعلی. تا زمانی که اراده‌ای برای کنترل نرخ‌های بهره افسارگسیخته، افزایش نسبت تسهیلات به ارزش ملک، ایجاد نهادهای تأمین مالی تخصصی، و پایان دادن به رویکردهای نمایشی وجود نداشته باشد، حتی بهترین برنامه‌های فنی نیز به سرنوشتی مشابه «مسکن مهر» و سایر طرح‌های نیمه‌کاره دچار خواهند شد. از سوی دیگر، تا زمانی که دولت‌ها به بازار مسکن نه به عنوان یک مأموریت اجتماعی و اقتصادی بلندمدت، بلکه به عنوان ابزاری برای کسب محبوبیت کوتاه‌مدت و بهره‌برداری تبلیغاتی نگاه می‌کنند، و تا وقتی نهادهای مالی همچنان در بند سیاست‌های کنترلی ناکارآمد، ناکارشناسی و گاه متضاد با منطق بازار هستند، خانه‌دار شدن برای میلیون‌ها ایرانی فقط در حد یک رؤیا باقی خواهد ماند؛ رؤیایی که هر روز دورتر، گران‌تر و دست‌نیافتنی‌تر می‌شود.

  • «مسکن ملی» یا «باتلاق ملی»؟ / ۵ سال آوارگی و چشم انتظاری برای خانه‌دار شدن با حمایت دولت!

    «مسکن ملی» یا «باتلاق ملی»؟ / ۵ سال آوارگی و چشم انتظاری برای خانه‌دار شدن با حمایت دولت!

    به گزارش اقتصادران، «باتلاق ملی»، این نامی است که متقاضیانِ یکی از طرح‌های حمایتیِ مسکن، روی  این دست طرح‌ها گذاشته‌اند. ۱۴ مهرماه، متقاضیان طرح مسکن ملی سراج کرمانشاه، با تجمع مقابل استانداری به انتظارِ ۷ساله برای نهایی شدنِ طرحِ به اصطلاح حمایتیِ مسکن ملی اعتراض کردند. آن‌ها روی بنری که به دست داشتند، خود را «زیان دیدگانِ مسکن ملی» نامیدند و از مسئولان پرسیدند که تا کی باید هم اجاره خانه بدهند، هم با تورم بسازند و هم قسط‌های سنگین مسکن ملی را پرداخت کنند؟

    نمونه‌هایی از این دست بسیار است. طی دو ماه گذشته بیش از ۱۰ تجمع از سوی متقاضیان طرح‌های حمایتی مسکن در شهرهای فسا، یزد، کرمانشاه، پرند، پردیس، زنجان، کاشان، اصفهان و چهارمحال بختیاری برگزار شده که این‌ها فقط موارد رسانه‌ای شده است. واقعیت این است که تعداد متقاضیانی که سال‌ها پیش به امید  خانه‌دار شدن در طرح‌های حمایتی شرکت کردند اما هنوز هم اجاره‌نشین هستند بیش از این‌هاست.

    آن‌ها همان سال‌ها تمام پس‌اندازِ خود را به عنوان آورده‌ی اولیه صرف کردند و حالا دستشان خالی است، متقاضیانی که بعد از سال‌ها پرداخت اقساط، حالا نه خانه‌ای دارند و نه دیگر پس‌اندازی. کسانی که این روزها بیش از هر زمانِ دیگری با خود حساب و کتاب می‌کنند که اگر همان سال‌ها پول خود را در جایی دیگر سرمایه‌گذاری کرده بودند و واردِ این «باتلاق» نمی‌شدند، حالا احتمالا وضعشان بهتر بود و شاید حتی می‌توانستند خانه‌ای از آنِ خود داشته باشند.

     اگر سال ۹۹ طلا خریده بودم!

    افسر بازنشسته نیروی انتظامی است. تجربه‌ی او از شرکت در یکی از این طرح‌های حمایتیِ دولتی، نمونه‌ی موردیِ خوبی برای توصیف  یک وضعیتِ به معنای واقعیِ کلمه زیان‌دیده است. «مسعود» ابتدای سال ۹۹ بازنشست شد. آنطور که او می‌گوید، همان سال معرفی‌نامه‌ای برای دریافت یک واحد آپارتمان در شهر جدید پردیس گرفته و توانسته در یکی از این طرح‌های حمایتیِ دولتی شرکت کند. معرفی‌نامه‌ای که در ابتدا برایش حکمِ یک برگ برنده  داشته، اما بعد از پنج سال آن را مسببِ تمام بدبختی‌اش می‌داند و می‌گوید: «ای کاش معرفی‌نامه‌ نمی‌گرفتم و مشمولِ دریافتِ اینِ حمایتِ دولتی نمی‌شدم!»

    همان سالِ ۹۹ حدود ۲۳۰ میلیون تومان به عنوان آورده‌ی اولیه‌ی نقدی، به حساب  شرکت  سازنده‌ی «عمران پردیس» واریز کرد. برای او این ۲۳۰ میلیون تومان، تمامِ پس‌اندازِ سی‌سال کار و زندگی‌اش بود. این بازنشسته می‌گوید: «تمامِ پولی را که بابتِ پاداش پایان خدمت و مرخصی‌هایم گرفتم، یکجا به حساب شرکت واریز کردم.»

    بخشی دیگر از آن مبلغ اولیه هم با فروش طلا به دست آمد. او ادامه می‌دهد: «در طول این سال‌ها هر زمان که می‌توانستم تکه‌ای طلا می‌خریدم تا پس‌اندازی برای آینده‌ی فرزندانم باشد، تمام آن طلاها را آن سال فروختم، کمی هم قرض کردم و ۲۳۰ میلیون تومان را جور کردم و همه را به حسابِ شرکت ریختم.»

    پنج سال از آن زمان می‌گذرد. قرار بود این واحدهای مسکونی سال ۱۴۰۲ به متقاضیان تحویل داده شود، اما این اتفاق نیفتاد. آن‌ها طی ۴ سال، چهار فقره چکِ ۱۳۳ میلیون تومانی نیز پرداخت کردند.  در مجموع ۵۳۵ میلیون تومانِ دیگر به حسابِ شرکت واریز کردند، اما هنوز خانه‌ای تحویل نگرفته‌اند!

    افسر بازنشسته نیروی انتظامی می‌گوید: «چند سال است که نامه به دست، پیشِ این مسئول و آن مسئول می‌روم و تنها وعده می‌دهند که پروژه به زودی به اتمام می‌رسد اما در واقعیت چیزی نمی‌بینیم؛ آجر روی آجر نگذاشته‌اند و کسی جواب درستی به ما نمی‌دهد.»

    او به سردرگمیِ متقاضیان اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «به ما گفته‌‎اند از پیمانکار شکایت کنید تا او را خلع کنیم و کار پیش برود، در حالیکه پیمانکار می‌گوید به من پولی نمی‌دهند تا پروژه را به اتمام برسانم. گیر افتاده‌ایم و نمی‌دانیم به چه کسی باید شکایت کنیم؟!»

    ۳۰ سال کار کرده و قرار بود نتیجه‌ی این ۳۰ سال کار، یک سقف و سرپناه برای خانواده‌اش باشد، اما بعد از بیش از پنج سال، نه تنها خانه‌ای نصیبِ او نشده که حتی به گفته‌ی خودش ارزش اندوخته‌ی تمامِ آن ۳۰ سال کار هم از بین رفته است:

    «سال ۹۹ طلاهایم را گرمی حدودِ ۸۰۰هزار تومان فروختم و حالا در سال ۱۴۰۴ هر گرم طلا بین ۱۰ تا ۱۱ میلیون تومان شده! اگر طلاهایم را نمی‌فروختم و پاداش پایان خدمتم را هم به طلا تبدیل می‌کردم، الان می‌توانستم یک خانه‌ی خوب بخرم!»

    او حالا دائم این معادله‌ی عذاب‌آور را پیش خود تکرار می‌کند که  اگر در سال ۹۹ تمامِ آن ۲۳۰ میلیون تومان آورده‌ی اولیه‌ی مسکنِ حمایتی را به طلا تبدیل می‌کرد، الان بیش از ۳ میلیارد تومان پول داشت و می‌توانست بدونِ کوچکترین دردسری در تهران خانه بخرد.

    حالا اما خود را یک زیان‌دیده می‌بیند، ارزش پولش از دست رفته و دائم، نامه به دست، از این اداره به آن اداره سرگردان است تا بلکه تکلیفِ خانه‌ای که قرار بود سال ۱۴۰۲ تحویل بگیرد، روشن شود!

    باتلاقی به نام  مسکن حمایتی!

    طبق اصل ۳۱ قانون اساسی «داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است. دولت موظف است با رعایت اولویت  برای آن‌ها که نیازمندترند، به خصوص روستانشینان و کارگران، زمینه اجرای این اصل را فراهم کند.» با استناد به چنین اصلی، وعده‌ی ساختِ مسکن برای گروه‌های نیازمند جامعه، وعده‌ی همیشگیِ دولت‌ها بوده است؛ وعده‌ای که هیچ زمانی آنچنان که باید نتوانسته باری از روی دوشِ جامعه‌ی هدف بردارد.

    طرح‌های حمایتیِ مسکن با عناوین  مختلف در دولت‌های مختلف اجرا شده، اما تأسف‌بار اینکه این طرح‌ها آنچنان که باید بارِ حمایتی، حداقل برای اقشار  ضعیف جامعه، نداشته است. اگر از ناتوانیِ این اقشار برای شرکت در این طرح‌ها بگذریم، حتی برای آن‌ها که با پس‌اندازِ چندین‌ساله و رفتن  زیر بارِ سنگینِ پرداختِ بدهی، موفق به شرکت در طرح‌های حمایتیِ مسکن  می‌شوند، تضمینی وجود ندارد که خانه‌ی خود را بدون  دردسر و به موقع تحویل بگیرند.

    مشکلاتی چون تأخیر  چندساله در تحویلِ خانه – فقط در یک مورد، تأخیر ۱۴ساله در تحویل خانه به متقاضیان مسکن  مهر در پردیس – و گرفتن  مبالغی بسیار بیشتر از مبلغِ  توافق اولیه، با این توجیه که باید تورم و افزایش قیمتِ مصالح را نیز در قیمت نهایی لحاظ کرد، از جمله شایع‌ترین مشکلات اشتراک در این طرح‌های حمایتیِ مسکن است. گاهی این مشکلات به قدری افزایش می‌یابد که متقاضی ترجیح می‌دهد امتیاز  خود را بفروشد و عطایِ این حمایتِ دولتی را به لقای مشکلات و سرگردانی‌هایش ببخشد و مال خود را با تمامِ ضرر و زیان بیرون بکشد.

    متقاضیانی که درگیرِ این پروسه‌ی زیان‌بار می‌شوند، احتمالا بارها به این فکر کرده‌اند که اگر پول خود را  جایی دیگر سرمایه‌گذاری کرده بودند، حداقل ارزشِ دارایی‌شان حفظ شده بود و تکلیف‌شان روشن‌تر از امروز بود، کسانی که حالا، هم باید اجاره خانه بدهند و هم اقساطِ وامِ خانه‌های تحویل نگرفته را. بدتر آنکه نمی‌دانند سرنوشتِ این خانه‌های حمایتی به کجا خواهد رسید! دقیقا برای همین است که بسیاری از آن‌ها خود را «مالباخته» یا «زیان‌دیده» می‌دانند و مسکن ملی را همان «باتلاق ملی» می‌نامند.

    گزارش: زهرا معرفت

  • بلاتکلیفی ۱۴۰ هزار متقاضی مسکن مهر و سایر مسکن‌های حمایتی

    بلاتکلیفی ۱۴۰ هزار متقاضی مسکن مهر و سایر مسکن‌های حمایتی

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا عارف معاون اول رئیس‌جمهور در بیست و یکمین جلسه شورای عالی مسکن که وزرای راه و شهرسازی، امور اقتصادی و دارایی، صنعت، معدن و تجارت، تعاون، کار و رفاه اجتماعی، جهاد کشاورزی، دادگستری، نیرو، سخنگوی دولت، رئیس سازمان برنامه و بودجه، استاندار تهران و مسئولان دستگاه‌های مرتبط حضور داشتند، با اشاره به اینکه دولت‌های گذشته برنامه‌ها و تعهدات خوبی در زمینه مسکن داشته‌اند، ادامه داد: با وجود تمامی تلاش‌ها حدود ۱۴۰ هزار نفر از متقاضیان مسکن مهر و سایر مسکن‌های حمایتی نتوانستند مسکن خود را تحویل بگیرند.

    عارف تصریح کرد: سهم مهمی از درآمد‌های بخش‌هایی از آحاد جامعه صرف اجاره مسکن می‌شود اگر دولت دخالت نکند و تسهیلات قائل نشود عملاً خرید مسکن برای این بخش‌ها غیرممکن است که امیدواریم با پیگیری‌های لازم در زمینه مسکن ۴ دهک پایینی جامعه قدم‌های بزرگی برداریم.

    معاون اول رئیس‌جمهور با تاکید بر اینکه تعهدات دولت‌ها در ساخت مسکن‌های حمایتی به ویژه برای اقشار آسیب‌پذیر، تعهد نظام است و حق هیچگونه تعللی در این زمینه نداریم، افزود: باید مسکن‌های حمایتی و تعهدات دولت‌ها در این بخش هر چه سریعتر تکمیل و در اختیار متقاضیان قرار گیرد و با کمک دولت و نهاد‌های عمومی مسکن مناسب برای مردم آماده شود.

    عارف گفت: رونق در بخش مسکن به رونق اقتصادی و فعال شدن صنعت و اشتغالزایی منجر می‌شود که با توجه به شعار سال، ساخت مسکن یکی از بخش‌های مهم تولیدی کشور است که در این راستا جلسات شورای عالی مسکن باید به طور منظم برگزار شود تا گام‌های اساسی‌تر برای مسکن همه شهروندان برداشته شود.

    همچنین در این جلسه وزارت راه و شهرسازی گزارشی از بازار مسکن، اقدامات مهم بسته مدیریت اجاره، عملکرد پرداخت تسهیلات ودیعه مسکن و برنامه‌ها و چالش‌های مسکن حمایتی را ارائه کرد.

    در ادامه گزارش بانک مرکزی از عملکرد تسهیلات بانکی در بخش مسکن و اجرای قانون جهش تولید مسکن ارائه شد.

    همچنین در این جلسه مقرر شد کمیته‌ای متشکل از وزارتخانه‌های اقتصاد و دارایی، راه و شهرسازی، سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی ظرف یک ماه آینده برنامه‌ای مشخص برای تامین مالی تکمیل واحد‌های مسکن‌های حمایتی تهیه و تدوین کنند.

    در ادامه در خصوص تسهیل واگذاری زمین به متقاضیان جوانی جمعیت از ظرفیت اراضی روستا‌ها و نیز کاهش نرخ سود تسهیلات پروژه‌های مسکن حمایتی و تسهیل فروش اقساطی پروژه‌های مسکن حمایتی بحث و تصمیم‌گیری شد.