برچسب: مذاکره ایران و آمریکا

  • ایران و آمریکا که تا ابد نمی‌توانند در وضعیت فعلی بمانند

    ایران و آمریکا که تا ابد نمی‌توانند در وضعیت فعلی بمانند

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که میز مذاکره ایران و آمریکا هنوز سرد و خالی به نظر می رسد و مشخص نیست دو کشور چه زمانی حاضر خواهند بود در راستای رسیدن به توافقی مشترک با یکدیگر رایزنی کنند،  محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق مدعی شده تلاشی مهم را برای از سرگیری گفتگوها بین ایران و ایالات متحده آغاز کرده است.

     السودانی گفته است: «این موضوع در جریان دیدار با نماینده ویژه آمریکا، توماس باراک مطرح شده و به طرف آمریکایی پیشنهاد دادیم از روابط سازنده ما با ایران برای ازسرگیری مذاکرات تهران–واشنگتن استفاده شود.»

    عبدالرضا فرجی راد، استاد ژئوپلیتیک و سفیر پیشین ایران در نروژ به بررسی این موضوع پرداخته است:

    دولت عراق به جای تحمل فشارها ابتکار عمل مذاکره را در دست گرفته

    عبدالرضا فرجی راد گفت: «عراقی‌ها پیش از این نیز اقداماتی به عنوان میانجی انجام داده اند. خواه درباره ایالات متحده و ایران و خواه درباره ایران و عربستان. بنابراین نمی شود گفت این نخستین باری است که عراق چنین تصمیمی گرفته است. در حال حاضر، عراق با مشکل نیروهای حشدالشعبی که طرفدار ایران هستند، رو به رو است. عراقی‌ها معتقدند معضل بین ایران و آمریکا باعث شده است که فشار روی دولت عراق به علت نیروهای حشدالشعبی بسیار زیاد شود. از طرفی نیز عراقی‌ها یا دولتمردان عراقی نمی توانند به نیروهای حشدالشعبی، که طرفدار ایران هستند، فشار وارد کنند.»

    وی افزود: «دولت عراق به این نتیجه رسیده که به جای تحمل فشارها، روی بهبود روابط ایران و آمریکا کار کند تا این مشکل تا حدی حل شود. مشخص نیست که آقای السودانی تا چه حد می تواند موفق باشد، اما در صحبت های وی کلمه‌ای به کار رفته که قابل تامل است. او بین صحبت های خود از کلمه «مهم» استفاده کرد. این کلمه نشان می دهد عراقی ها در تصمیمات خود جدی هستند. تصور من این است که اگر حرکتی گسترده تر انجام شود، شاید بتواند موثر باشد. برای مثال اردوغان با رویکردی مثبت به ایران می آید. اردوغان رابطه خوبی با ترامپ دارد، همانطور که رابطه السودانی نیز، با ترامپ بد نیست. حتی معتقدم امیر قطر نیز رابطه ای قوی با واشنگتن دارد. بنابراین اگر مثلثی از میانجیگری ایجاد شود و فقط عراق وارد عمل نشود، دور جدیدی از گفتگوها آغاز می شود و نوعی مرحله بندی گفتگو بین ایران و آمریکا شکل می گیرد. درست مثل اتفاقی که درباره غزه افتاد. در غزه هم مصر، قطر و ترکیه فعال بودند.»

    سفر اردوغان به ایران بسیار مهم است

    دیپلمات پیشین ایران در نروژ گفت: «اگر کشورهای منطقه بتوانند ترامپ را راضی کنند که غنی سازی ایران زیرنظر کامل آژانس اطمینان بخش باشد و مذاکرات آغاز شود، شاید بتوان ابتکارهایی جدید با همکاری همه کشورهای منطقه و همسایه ایران که به ایالات متحده هم نزدیکند، رقم زد و مذاکرات ایران و آمریکا آغاز شود. وقتی یک مقام ارشد کشوری همسایه به شکل علنی می گوید ممکن است با رایزنی و میانجیگری، اتفاق مهمی رخ دهد، بنابراین در پشت صحنه خبرهایی است. بالاخره آغاز شدن زمزمه های میانجیگری، سطوحی از امید را ایجاد می کند.اما اگر بتوانیم این موضوع را ریشه دار، محکم تر و وزین تر کنیم، شاید احتمال موفقیت بیشتر شود.»

    وی افزود: «سفر اردوغان به ایران نیز می تواند بسیار مهم باشد به شرط آن که کشورهای همسایه نیز آمادگی برگزاری نشست هایی را در جهت ادامه مذاکرات داشته باشند. از دید من کشورهای همسایه موافقند. بر اساس این نشست ها می توان دستور کاری تشکیل داد و با طرف آمریکایی وارد گفتگو شد.»

    نمی‌توانیم تاثیر تحریم‌ها را نادیده بگیریم

    فرجی راد در خصوص صحبت‌های اخیر عراقچی در خصوص بی اثر بودن تحریم ها و هر نوع دلسردی ایجاد شده در سایه این سخنان گفت: «آن چه که مسلم است، این است که بالاخره تا ابد که نمی شود ایران و آمریکا در وضعیت فعلی بمانند و اقتصاد ایران با این همه پیچیدگی مواجه باشد و دلار و ارز روند صعودی داشته باشد و تورم کمر مردم را خم کند. نمی‌توانیم تاثیر تحریم ها را نادیده بگیریم و همانطور که دیدیم به هر حال این سخنان عراقچی هم مورد انتقاد قرار گرفت. بنابراین باید ابتکاراتی به خرج داد. همین که نخست وزیر عراق این حرف ها را زده باید مورد توجه قرار داد. ما باید همیشه ابتکاراتی نو برای گره گشایی داشته باشیم. اگر یک راه جواب نداد باید به فکر راه‌های دیگر باشیم. نمی شود گفت باید با تحریم بسازیم. نتیجه با تحریم ساختن را در اقتصاد کشور می‌بینیم که به چه وضعیتی افتاده است.»

  • نمی‌دانم ذخایر اورانیوم غنی شده ایران کجاست / مردم به من می‌گویند، دیگر وقتت را برای مذاکره تلف نکن، گول آمریکا را نخور!

    نمی‌دانم ذخایر اورانیوم غنی شده ایران کجاست / مردم به من می‌گویند، دیگر وقتت را برای مذاکره تلف نکن، گول آمریکا را نخور!

    به گزارش اقتصادران، سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در مصاحبه ای با روزنامه “فایننشال تایمز” مواضع ایران را درباره موضوعات مختلف از جمله ادامه مذاکرات هسته ای با قدرت های غربی تشریح کرد.

    عراقچی در این مصاحبه برای نخستین بار از حمله به یک مرکز غنی سازی اورانیوم جدید ایران در نزدیکی اصفهان خبر داد.

    عراقچی گفت که یک نیروگاه غنی‌سازی جدید نیز در نزدیکی اصفهان – که ایران چند روز قبل از تجاوز آمریکا و اسرائیل گفته بود در پاسخ به بیانیه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فعال خواهد شد – در جریان جنگ اخیر مورد حمله قرار گرفته است.

    این اولین باری است که ایران اذعان می‌کند که این سایت مورد حمله قرار گرفته است.

    عراقچی گفت: “تا جایی که من می‌دانم، مقدمات غنی‌سازی در این مرکز فراهم شده بود، اما وقتی مورد حمله قرار گرفت، فعال نبود.”

    وزیر امور خارجه گفت: “ساختمان‌ها را می‌توان بازسازی کرد. ماشین‌ها را می‌توان جایگزین کرد، زیرا فناوری آن وجود دارد. ما دانشمندان و تکنسین‌های زیادی داریم که قبلا در تاسیسات ما کار می‌کردند. اما اینکه چه زمانی و چگونه غنی‌سازی خود را از سر بگیریم، به شرایط بستگی دارد.”

    عراقچی بار دیگر تاکید کرد که تا زمانی که ترامپ از ایران بخواهد با غنی‌سازی صفر موافقت کند، هیچ توافقی نمی‌تواند وجود داشته باشد، اما گفت که واشنگتن باید از طریق مذاکره به نگرانی‌های خود رسیدگی کند.

    وی افزود: ” ما می‌توانیم مذاکره کنیم، آنها می‌توانند استدلال خود را ارائه دهند و ما استدلال خود را ارائه خواهیم داد. اما با غنی‌سازی صفر، توافقی حاصل نخواهد شد.”

    او گفت: “مسیر مذاکره باریک است، اما غیرممکن نیست. من باید مقامات ارشد خود را متقاعد کنم که اگر به مذاکره برویم، طرف مقابل با عزم واقعی برای یک توافق برد-برد می‌آید.”

    عراقچی گفت “استیو ویتکاف” (مذاکره کننده ارشد آمریکا) سعی کرده است او را متقاعد کند که این امر امکان‌پذیر است و پیشنهاد از سرگیری مذاکرات را داده است. اما این دیپلمات ارشد ایران افزود: “ما به اقدامات اعتمادساز واقعی از سوی آنها نیاز داریم.”

    او گفت که این اقدامات باید شامل غرامت مالی و تضمین‌هایی مبنی بر اینکه ایران دوباره در طول مذاکرات مورد حمله قرار نخواهد گرفت، باشد.

    وی همچنین از جو بی اعتمادی شدید در افکار عمومی ایرانیان به مذاکره پس از تجاوز اخیر آمریکا و اسرائیل در بحبوحه مذاکرات هسته ای غیرمستقیم با آمریکا خبر داد و گفت : ” احساسات ضد مذاکره بسیار بالاست. مردم به من می‌گویند، دیگر وقتت را تلف نکن، فریب آنها را نخور… اگر آنها به مذاکره می‌آیند، فقط پوششی برای مقاصد دیگرشان است.”

     

  • ترامپ از مذاکره با ایران ناامید شد؟

    ترامپ از مذاکره با ایران ناامید شد؟

    به گزارش اقتصادران، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا امروز (چهارشنبه) در جدیدترین اظهار نظر خود درباره مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا گفت که امید خود را نسبت به این‌که ایران در توافق هسته‌ای جدید احتمالی با ایالات متحده، غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند، از دست می‌دهد، اما همچنان مصمم است که اجازه ندهد تهران به سلاح اتمی دست یابد.

    این موضع‌گیری ترامپ در حالی مطرح می‌شود که دور بعدی مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا قرار است یک‌شنبه آینده بار دیگر در مسقط، پایتخت عمان برگزار شود.

    به نظر می‌رسد که این مذاکرات باتوجه به پافشاری طرف آمریکایی بر توقف غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران با چالش جدی رو‌به‌رو شده است.

    مقامات جمهوری اسلامی ایران در طول برگزاری این مذاکرات بار‌ها تاکید کرده‌اند که بهره‌مندی از غنی‌سازی اورانیوم حق مسلم ایران، به‌عنوان عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است و ترهان به هیچ وجه دست از حقو خود برنمی‌دارد.

    رئیس جمهور ۷۸ ساله آمریکا در ادامه تلاش کرد ایران را برای به نتیجه نرسیدن مذاکرت تا به امروز مقصر جلوه دهد و افزود: به نظر می‌رسد که آنها در حال تعلل هستند، و فکر می‌کنم این شرم‌آور است، اما اکنون نسبت به چند ماه پیش کمتر مطمئن هستم. اتفاقی برای آنها افتاده است، اما من از رسیدن به توافق بسیار کمتر مطمئن هستم.

    وی در پاسخ به این سوال که سپس چه اتفاقی خواهد افتاد؟ با تکیه بر ادعا‌های واهی غرب و آمریکا درباره ماهیت برنامه هسته‌ای ایران گفت: خب، اگر آنها توافق نکنند، سلاح هسته‌ای نخواهند داشت. اگر توافق کنند هم سلاح هسته‌ای نخواهند داشت، می‌دانید؟ اما آنها سلاح هسته‌ای جدیدی نخواهند داشت، بنابراین از این نظر مهم نیست.

    ترامپ مدعی شد:، اما بهتر است این کار را بدون جنگ انجام دهند، بدون اینکه مردم بمیرند، انجام این کار بسیار بهتر است. اما فکر نمی‌کنم همان سطح از اشتیاق را برای آنها برای توافق ببینم. فکر می‌کنم آنها اشتباه می‌کنند، اما خواهیم دید. به نظرم زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد.

  • دور ششم مذاکرات ایران و آمریکا کی برگزار می شود؟

    دور ششم مذاکرات ایران و آمریکا کی برگزار می شود؟

    به گزارش اقتصادران، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به سوال خبرنگاران راجع به دور بعدی گفتگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا گفت: با توجه به مشورت‌های صورت‌گرفته، دور بعدی مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا برای روز یکشنبه آینده در مسقط در حال برنامه‌ریزی است.

    بقائی همچنین از سفر وزیر امور خارجه به نروژ خبر داد.

    به گفته بقائی، سید عباس عراقچی چهارشنبه و پنج‌شنبه این هفته برای شرکت در بیست و دومین نشست مجمع اسلو به نروژ سفر خواهد کرد.

  • تهران در آستانه یک تصمیم بزرگ / سانتریفیوژها شتاب می‌گیرند یا مذاکره نتیجه می دهد؟

    تهران در آستانه یک تصمیم بزرگ / سانتریفیوژها شتاب می‌گیرند یا مذاکره نتیجه می دهد؟

    به گزارش اقتصادران، رویترز گزارش داده که ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و آلمان پیش‌نویس قطعنامه‌ای را به اجلاس شورای حکام که از امروز تا جمعه در وین برگزار می‌شود ارائه داده‌اند، که برای نخستین بار در دو دهه گذشته، ایران را به نقض تعهدات پادمانی متهم می‌کند.

    این قطعنامه می‌تواند تنش‌ها را به اوج برساند. ایران، که پیش‌تر در واکنش به قطعنامه‌های مشابه با گام‌های هسته‌ای قاطع پاسخ داده، اکنون در برابر آزمونی جدید قرار دارد.

    در وین، جایی که دیپلماسی و سیاست در هم تنیده‌است، قطعنامه پیشنهادی چهار قدرت غربی (آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان) می‌تواند اثرهای تعیین کننده‌ای بر روابط شکننده ایران و آژانس بر جا بگذارد. رویترز گزارش داده که این قطعنامه، با تمرکز بر عدم همکاری ایران در پاسخ به پرسش‌های آژانس درباره آثار مواد هسته‌ای اعلام نشده ادعایی در سایت‌های اعلام نشده ادعایی، ایران را به نقض پادمان‌های منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای متهم می‌کند. این اتهام، که از سوی تهران «مبتنی بر اسناد جعلی اسرائیل» خوانده شده، می‌تواند زمینه‌ساز ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و فعال‌سازی مکانیسم ماشه باشد.

    سابقه ایران در واکنش به قطعنامه‌های آژانس نشان‌دهنده الگویی مشخص است. نوامبر ۲۰۲۴، پس از تصویب قطعنامه شورای حکام، ایران اعلام کرد که «مجموعه ای از سانتریفیوژهای پیشرفته» را راه‌اندازی خواهد کرد. لحن تند گزارش محرمانه جامع مدیرکل آژانس نیز می‌تواند راه را برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت هموار کند.

    این قطعنامه، که به گفته بلومبرگ ایران را به «سوءاستفاده از صبر» متهم می‌کند، می‌تواند تهران را به سوی پاسخ‌هایی قاطع سوق دهد. رفتار کشورمان پیش از برجام، که با افزایش فعالیت‌های هسته‌ای به فشارها پاسخ می‌داد و پس از برجام، که کاهش تعهدات را به‌عنوان اهرم مذاکره به کار برد، نشان‌دهنده استراتژی‌ای است که دیپلماسی را با قدرت‌نمایی هسته‌ای ترکیب می‌کند. این الگو احتمال واکنش‌های چندوجهی را تقویت می‌کند.  

    تشدید فعالیت‌های هسته‌ای

    سابقه واکنشهای ایران به تندروی غربی ها نشان می‌دهد که پاسخ به قطعنامه‌های آژانس اغلب با گام‌های هسته‌ای قاطع همراه بوده است. پس از قطعنامه نوامبر ۲۰۲۴، محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان، دستور راه‌اندازی سانتریفیوژهای پیشرفته IR-۶ و IR-۸ را صادر کرد. این اقدام در چارچوب پادمان‌ها بود و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را افزایش داد. پیش از برجام نیز ایران در واکنش به قطعنامه‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸، تعداد سانتریفیوژها را از ۳۰۰۰ به بیش از ۸۰۰۰ رسانده بود.

    ایران از تشدید هسته‌ای به‌عنوان اهرمی برای فشار بر غرب استفاده می‌کند، اما این اقدامات خطر ارجاع به شورای امنیت را افزایش می‌دهد. این استراتژی، که ریشه در رفتار پیش از برجام دارد، می‌تواند با هدف تقویت موضع مذاکراتی ایران یا نمایش قدرت در برابر فشارهای غرب انجام شود.  

    اقدامات دیپلماتیک

    ایران در گذشته از دیپلماسی برای خنثی‌سازی فشارهای آژانس استفاده کرده است. به عنوان مثال سفر رافائل گروسی مدیرکل آژانس، به تهران منجر به توافقی سه‌ماهه برای ادامه نظارت محدود شد.

    اما در واکنش به قطعنامه جدید، ایران ممکن است پیشنهاد مذاکرات مستقیم با آژانس یا میانجی‌گری کشورهایی مانند عمان را مطرح کند. همچنین، ایران می‌تواند با ارائه پاسخ‌های فنی به پرس‌وجوهای آژانس، مانند آنچه در سال ۲۰۱۵ پیش از برجام انجام داد، زمان بخرد و از ارجاع به شورای امنیت جلوگیری کند.  

    دیپلماسی ایران می‌تواند با هدف کاهش فشارهای غرب و حفظ برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز طراحی شود. با این حال، عدم اعتماد متقابل، به‌ویژه با توجه به خروج آمریکا از برجام، می‌تواند مذاکرات را دشوار کند. ایران احتمالاً از میانجی‌گری کشورهای بی‌طرف برای ایجاد فضای گفت‌وگو استفاده خواهد کرد.

    واکنش‌های ترکیبی چه خواهد بود؟

    سابقه رفتار ایران نشان می‌دهد که واکنش‌های ترکیبی، مانند افزایش فعالیت‌های هسته‌ای همراه با پیشنهاد مذاکره، محتمل است. در سال ۲۰۲۲، پس از قطعنامه شورای حکام، ایران هم سانتریفیوژهای پیشرفته نصب کرد و هم مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در عمان را ادامه داد.

    ایران ممکن است در واکنش به قطعنامه جدید، همزمان غنی‌سازی را افزایش دهد، نظارت آژانس را محدود کند، و مذاکراتی با میانجی‌گری عمان یا قطر پیشنهاد دهد. این استراتژی می‌تواند فشار بر غرب را افزایش دهد و در عین حال درهای دیپلماسی را باز نگه دارد.  

    این رویکرد می‌تواند به ایران امکان دهد تا هم قدرت خود را نشان دهد و هم از انزوای کامل بین‌المللی جلوگیری کند.

    پیامدهای ژئوپلیتیکی و واکنش‌های بین‌المللی

    در واشنگتن، کاخ سفید با دقت تحولات وین را رصد می‌کند. دونالد ترامپ، که در دوره اول خود سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران اعمال کرد، ممکن است از قطعنامه جدید برای توجیه تحریم‌های جدید استفاده کند.

    چین و روسیه، که در نوامبر ۲۰۲۴ به قطعنامه مشابه رای منفی دادند، در بیانیه‌ای مشترک با ایران خواستار احیای برجام شدند. این دو کشور احتمالاً با هرگونه ارجاع به شورای امنیت مخالفت خواهند کرد، اما مکانیسم ماشه، که تا اکتبر ۲۰۲۵ فعال است و می‌تواند تحریم‌ها را بدون نیاز به موافقت آن‌ها بازگرداند.  

    چین و روسیه هم ممکن است از ایران در برابر تحریم‌های شورای امنیت حمایت کنند، اما محدودیت‌های مکانیسم ماشه این حمایت را تضعیف می‌کند اما اسرائیل، که ایران را تهدیدی وجودی می‌داند، ممکن است از قطعنامه برای توجیه اقدامات نظامی استفاده کند.

    رفتار ایران پیش و پس از برجام: الگویی برای آینده

    پیش از برجام، ایران در برابر فشارهای شورای امنیت با افزایش غنی‌سازی و گسترش سانتریفیوژها پاسخ داد. در سال ۲۰۰۶، پس از قطعنامه ۱۶۹۶، ایران غنی‌سازی ۲۰ درصدی را آغاز کرد. پس از برجام، با خروج آمریکا در ۲۰۱۸، ایران به‌تدریج تعهدات خود را کاهش داد. ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران تا ژوئن ۲۰۲۲ به ۳۸۰۰ کیلوگرم رسید، ۱۸ برابر سقف برجام  بود اما در نوامبر ۲۰۲۴، ایران در واکنش به قطعنامه آژانس، سانتریفیوژهای پیشرفته راه‌اندازی کرد.

    این استراتژی، که در واکنش‌های پیش و پس از برجام دیده شده، می‌تواند به ایران امکان دهد تا در برابر قطعنامه جدید هم قدرت خود را نشان دهد و هم درهای مذاکره را باز نگه دارد.

    در حالی که جهان منتظر واکنش ایران به قطعنامه جدید آژانس است، کشورمان در آستانه تصمیمی سرنوشت‌ساز قرار دارد. آیا سانتریفیوژها تندتر خواهند چرخید یا دیپلمات‌ها راهی برای گفت‌وگو خواهند یافت؟ آینده‌ای که در افق نمایان است، ترکیبی از قدرت‌نمایی و مذاکره را نوید می‌دهد، اما سایه تحریم‌ها و تهدیدات نظامی همچنان سنگین است. پاسخ کشورمان، هر چه باشد، نه تنها سرنوشت برنامه هسته‌ای‌اش را رقم خواهد زد، بلکه توازن قدرت در خاورمیانه و فراتر از آن را شکل خواهد داد.

  • شاخ و شانه کشی دوباره ترامپ برای ایران / دریچه دیپلماسی کور می شود؟

    شاخ و شانه کشی دوباره ترامپ برای ایران / دریچه دیپلماسی کور می شود؟

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا با تکرار تهدید‌ها و خط و نشان کشیدن‌هایش مذاکرات هسته‌ای که از آوریل ۲۰۲۵ با میانجی‌گری عمان آغاز شده را در مرحله‌ای بحرانی قرار داده است.

    ترامپ در اظهارات اخیر خود هشدار داده است که اگر ایران به غنی‌سازی ادامه دهد، گزینه‌های دیگری روی میز خواهد بود، از جمله اقدام نظامی.

    همزمان، گروهی از نمایندگان کنگره آمریکا به رهبری کلودیا تنی و لورا گیلن، در نامه‌ای به وزیر امور خارجه مارکو روبیو و فرستاده ویژه استیو ویتکاف، خواستار تضمین توقف کامل برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران شده‌اند. آنها تأکید کرده‌اند که در صورت عدم تحقق این شرط، باید تحریم‌ها به‌طور کامل بازگردانده شود.

    این درحالی است که در تهران، مقامات ایرانی پیشنهاد آمریکا را رد کرده و خواستار تضمین‌های مشخص درباره لغو تحریم‌ها شده‌اند.

    مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در مراسم بزرگداشت بنیان‌گذار انقلاب مواضع صریحی درباره موضوع غنی‌سازی گرفتند. رهبری در آن سخنان پیشنهاد آمریکا را «یک‌جانبه و تحقیرآمیز» خوانده و با تأکید بر اینکه ایران حق خود برای غنی‌سازی اورانیوم را حفظ خواهد کرد، گفتند: «به شما چه که ایران باید غنی‌سازی داشته باشد یا نداشته باشد؟ از چه موضع حقوقی این حرف‌ها را می‌زنید؟»

    مقامات ایرانی در دستگاه دیپلماسی نیز مواضعی در همین راستا اتخاذ کرده‌اند. عباس عراقچی، وزیر خارجه در پاسخ به سوال خبرنگار لبنانی درباره اظهارات اخیر ترامپ که کشورش اجازه غنی سازی به ایران را نمی‌دهد، گفت: «ما از کسی اجازه نمی‌گیریم».

    سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز اعلام کرد که بدون چنین تضمین‌هایی، توافقی حاصل نخواهد شد.

    با توجه به این تحولات، آینده مذاکرات هسته‌ای میان ایران و آمریکا در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. در حالی که ترامپ بر مواضع سخت‌گیرانه خود پافشاری می‌کند، ایران نیز بر حقوق هسته‌ای خود تأکید دارد. در این میان، نقش میانجی‌گران منطقه‌ای مانند عمان و قطر و همچنین مواضع کشور‌های دیگر مانند روسیه و اسرائیل می‌تواند تأثیرگذار باشد.

    در مجموع می‌توان گفت که با توجه به مواضع متضاد دو طرف و فشار‌های داخلی و خارجی، احتمال دستیابی به توافقی جامع در کوتاه‌مدت کاهش یافته است. در حالی که ترامپ به دنبال توافقی است که به‌طور کامل برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند، تهران چنین شرطی را غیرقابل قبول می‌داند. در این شرایط، ادامه مذاکرات نیازمند انعطاف‌پذیری و اعتمادسازی بیشتر از سوی هر دو طرف است.

  • دور ششم مذاکرات ایران و آمریکا روی هواست!

    دور ششم مذاکرات ایران و آمریکا روی هواست!

    به گزارش اقتصادران، بعد از تکرار موضع غیرقابل قبول آمریکا مبنی بر مخالفت با غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران، برخی منابع مدعی برگزار نشدن دور بعدی مذاکرات هستند.

    شبکه «سی‌ان‌ان» بامداد سه‌شنبه به نقل از منابعی مدعی احتمال برگزار نشدن دور ششم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا شد.

    این منابع که نامشان فاش نشد به سی‌ان‌ان گفتند: «دور بعدی مذاکرات [ایران و آمریکا] مورد تردید است و شاید برگزار نشود».

    این شبکه همچنین به نقل از یک منبع ایرانی بی‌نام گزارش داد که پیشنهاد آمریکا به تهران، متناقض و نامرتبط است.

    از سوی دیگر، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا نیز بامداد سه‌شنبه مدعی شد: «ما در توافق احتمالی خود با ایران اجازه هیچگونه غنی‌سازی اورانیوم را نخواهیم داد».

  • اختلاف ۵۰ ساله ایران و آمریکا با کنسرسیوم غنی سازی حل می شود؟

    اختلاف ۵۰ ساله ایران و آمریکا با کنسرسیوم غنی سازی حل می شود؟

    به گزارش اقتصادران، با ارائه بسته پیشنهادی مکتوب جدید آمریکا برای پیشبرد مذاکرات غیرمستقیم هسته‌ای در دور ششم، بار دیگر بحث در مورد کنسرسیوم بین‌المللی غنی‌سازی سوخت هسته‌ای جدی شده‌است.

    هر چند تهران هنوز جوابی رسمی به پیشنهاد آمریکا نداده‌است و به گفته وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران «بر اساس اصول، منافع ملی و حقوق مردم ایران» به زودی به آن پاسخ داده‌خواهد شد، اما به نظر می‌رسد که نقطه اختلاف همیشگی تهران و واشنگتن، در مورد محل قرار گرفتن تاسیسات غنی‌سازی و بازفرآوری سوخت هسته‌ای، همچنان اصلی‌ترین مساله در پاسخ به پیشنهاد جدید آمریکا باشد.

     

    عصر شنبه ۱۰ خرداد، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان در سفری کوتاه به تهران، پیشنهادهای جدید ایالات متحده آمریکا برای حل و فصل اختلافات دو طرف در مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا را به تهران آورد.

    این نخستین بار از زمان آغاز مذاکرات دو طرف در اواخر فروردین ماه سال جاری است که دولت ایالات متحده آمریکا یک پیشنهاد مکتوب در اختیار ایران قرار می‌دهد.

    پیشنهاد کنسرسیوم منطقه‌ای غنی‌سازی

    هر چند هنوز به صورت رسمی جزئیاتی از این پیشنهاد منتشر نشده‌است، اما رسانه‌های آمریکایی از جمله نیویورک تایمز و اکسیوس به نقل از منابع آگاه خبر داده‌اند که پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم منطقه‌ای غنی‌سازی ، بخشی از این سند مکتوب است.

    نیویورک تایمز در گزارش خود به نقل از منابع آگاه نوشته‌بود که در این سند پیشنهادی «پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم (شراکت) منطقه‌ای برای تولید انرژی هسته‌ای مطرح شده که ایران، عربستان سعودی، دیگر کشورهای عربی و ایالات متحده آمریکا را در بر می‌گیرد.»

    اکسیوس نیز در گزارشی به نقل از منابع آگاه خبر داده‌بود: «یکی از ایده‌ها که توسط عمان مطرح شد و ایالات متحده نیز آن را پذیرفته‌است، ایجاد یک کنسرسیوم منطقه‌ای برای غنی‌سازی اورانیوم با هدف استفاده در فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای است که تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ایالات متحده امریکا قرار داشته‌باشد.»

    آیا ایران با پیشنهاد کنسرسیوم مخالف است؟

    جمهوری اسلامی ایران نه تنها تاکنون مخالفتی با پیشنهاد تاسیس کنسرسیوم منطقه‌ای نشان نداده، بلکه تلویحا از چنین پیشنهادی استقبال کرده‌است.

    مجید تخت‌روانچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در گفتگویی با خبرنگاران در خصوص این پیشنهاد گفت: «اگر کار به جلو برود و این موضوع به صورت جدی مطرح شود ممکن است آن را بررسی و نظر خود را بیان کنیم.»

    اسماعیل بقائی هامانه، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز تاکید کرد: «اگر چنین ابتکاری وجود داشته باشد ما از آن استقبال می‌کنیم و می‌توانیم مشارکت کنیم.»

    ایران نه تنها در شرایط فعلی از این پیشنهاد استقبال کرده‌است، بلکه در دو دهه گذشته چندین بار این پیشنهاد را به عنوان راهکاری برای برطرف کردن نگرانی‌های طرف‌های غربی نسبت به برنامه غنی‌سازی جمهوری اسلامی ایران، روی میز مذاکره گذاشته‌است.

    یکی از نخستین اشاره‌ها به ایجاد کنسرسیوم غنی‌سازی سوخت هسته‌ای در خاک ایران به سال ۱۳۸۵ بر می‌گردد. علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی و مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران در فروردین ۱۳۸۵ در گفت‌وگویی با نشریه فرانسوی لوپوئن گفت: «می‌توان تصور کرد که یک شرکت بین‌المللی تاسیس شده تا این فعالیت‌ها [غنی‌سازی] را در بخشی از خاک ایران که به این شرکت واگذار می‌گردد، انجام دهد.»

     

    بعدها نیز ایران و طرف‌های غربی بارها در مورد ایده کنسرسیوم در حین مذاکرات گفتگو کرده‌اند، اما یک اختلاف دیدگاه اساسی در مورد محل قرار گرفتن تاسیسات غنی‌سازی باعث شده‌است که این ایده هیچگاه به نتیجه نرسد.

    اختلاف اصلی کجاست؟

    هر چند تهران و واشنگتن تاکنون بارها در مورد تاسیس کنسرسیوم غنی‌سازی سوخت هسته‌ای گفت و گو کرده‌اند، اما آنچه مورد اختلاف دو طرف است، قرار گرفتن تاسیسات این کنسرسیوم در داخل یا خارج خاک ایران است.

    ایران اصرار دارد که اگر هم کنسرسیوم بین‌المللی برای تولید سوخت هسته‌ای تاسیس شود، محل قرار گرفتن تاسیسات آن باید در خاک ایران باشد.  ایران تاکید دارد که تاسیسات غنی‌سازی هرگز از خاک ایران خارج نمی‌شود.

    سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در گفتگویی تلویزیونی تاکید کرده‌است: «ایده کنسرسیوم فی نفسه بد نیست‌؛ ما آماده همکاری هستیم حتی خارج از ایران. [اما] کنسرسیوم جایگزین غنی سازی داخل ایران نخواهد شد.»

    اسماعیل بقای هامانه، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در نشست خبری خود با خبرنگاران در خصوص پیشنهاد تاسیس کنسرسیوم گفت: «البته باید این موضوع را در نظر بگیریم که این نمی‌تواند جایگزینی برای غنی‌سازی در داخل ایران باشد و اگر نیت از طرح این موضوع این باشد که غنی‌سازی در ایران انجام نشود و ما از آن منصرف شویم چنین اتفاقی نخواهد افتاد.»

    اما به نظر می‌رسد که ایده طرف آمریکایی، کاملا خلاف نظر ایران است.  اکسیوس به نقل از «منبع آشنا با موضوع» نوشته‌است که نظر آمریکا قرار گرفتن تاسیسات غنی‌سازی در خارج از خاک ایران است.  نیویورک تایمز نیز در گزارش خود هر چند به محل قرار گرفتن تاسیسات غنی‌سازی اشاره نکرده‌است، اما به نقل از منبع آگاه خود گفته‌است که در این پیشنهاد از ایران خواسته‌شده‌است: «کلیه فعالیت‌های غنی‌سازی را متوقف کند.»

    با توجه به حساسیت ایران به موضوع استمرار غنی‌سازی در خاک ایران، بعید است که هر پیشنهادی که متضمن خروج تاسیسات غنی‌سازی از خاک ایران باشد با واکنش مثبت تهران مواجه شود.  اسماعیل بقایی هامانه، امروز در جلسه هفتگی با خبرنگاران در خصوص پاسخ به پیشنهاد آمریکا تصریح کرد: «هیچ متنی که متضمن خواسته‌های رادیکال باشد و حقوق مردم ایران را نادیده بگیرد با واکنش مثبت ما مواجه نخواهد شد.»

    برداشت متفاوت از اهداف کنسرسیوم

    اختلاف میان تهران و غرب در مورد محل قرار گرفتن تاسیسات کنسرسیوم هسته‌ای، بر اساس یک اختلاف دیدگاه اساسی در مورد نحوه تامین سوخت هسته‌ای مورد نیاز ایران است.

    ایران معتقد است که بر اساس پیمان عدم اشاعه (NPT) حق دارد که چرخه کامل تولید سوخت هسته‌ای، از جمله غنی‌سازی اورانیوم را در اختیار داشته‌باشد و مادامی که از مواد غنی‌شده و شکاف‌پذیر برای مصارف صلح‌آمیز استفاده می‌کند، هیچ طرفی حق ممانعت از استمرار فعالیت‌های غنی‌سازی ایران ندارد.

    برای ایران، ایده کنسرسیوم راهکاری است که اجازه می‌دهد کشورهای خارجی نمایندگی در فرآیند غنی‌سازی اورانیوم ایران داشته‌باشند و از این طریق با حضور کارشناسان و مدیران غیرایرانی، تضمین‌های بیشتری در مورد صلح‌آمیز بودن فرآیند چرخه سوخت هسته‌ای در ایران ایجاد شود.  این موضوع در عین حال با ایجاد شراکت اقتصادی در مدیریت تاسیسات، صرفه اقتصادی تولید اورانیوم غنی‌شده را هم تضمین می‌کند، چرا که هم کشورهای خارجی در این تاسیسات سرمایه‌گذاری خواهند کرد و هم به عنوان مشتریِ سوخت هسته‌ای برای تاسیسات هسته‌ای خود، از محصول آن بهره‌برداری می‌کنند.

    برای طرف غربی اما ایده کنسرسیوم، راهکاری برای تطمیع ایران برای خارج کردن تاسیسات غنی‌سازی از مرزهای ایران است.  از نظر آمریکا، ایران برای تامین سوخت هسته‌ای مورد نیاز خود، به راحتی می‌تواند این سوخت را از خارج از کشور وارد کند و نیازی به در اختیار داشتن چرخه سوخت هسته‌ای در خاک خود ندارد.  از نظر آمریکا ایده تاسیس کنسرسیوم با سهام‌داری ایران برای پاسخ به این نگرانی طراحی شده‌است که اگر طرف‌های خارجی به هر دلیلی حاضر به فروش سوخت هسته‌ای به ایران نشدند، تهران بتواند با استفاده از تاسیساتی در خارج از خاک خود که در آن صاحب سهام است، سوخت هسته‌ای مورد نیاز خود را تامین کند.

    اختلاف اصلی در پیشنهاد کنسرسیوم میان تهران و غرب بر این مبنا استوار است که ایران در خاک خود به «سوخت هسته‌ای» نیاز دارد یا «برنامه تولید سوخت هسته‌ای».  از نظر ایران، «برنامه تولید سوخت هسته‌ای» یک خط قرمز جدی در مذاکرات است در حالی که طرف مقابل با نگاه کارکردگرایانه معتقد است که اگر هدف از برنامه تولید سوخت هسته‌ای، تامین نیاز به «سوخت هسته‌ای» باشد، آنگاه قرار گرفتن این تاسیسات در خارج از خاک ایران هم نیاز ایران را برطرف می‌کند.

    تاریخ نیم قرنه ایده کنسرسیوم

    ایده تاسیس کنسرسیوم غنی‌سازی و بازفرآوری سوخت هسته‌ای قدمتی به اندازه عمر برنامه هسته‌ای ایران دارد.  سینا عضدی، استاد دانشگاه جورج واشنگتن در مقاله‌ای که اخیرا برای نشریه فارن پالیسی نوشته‌است، توضیح می‌دهد که نخستین بار در اواخر دهه ۱۹۷۰ بود که دولت جرالد فورد، در مذاکره با حکومت پادشاهی ایران پیشنهاد داده‌بود که ایران برنامه خود برای ایجاد تاسیسات بازفرآوری سوخت هسته‌ای که توانایی تولید پلوتونیوم قابل استفاده در سلاح هسته‌ای داشت، در قالب یک کنسرسیوم منطقه‌ای در پیش بگیرد.

    به نوشته عضدی در آن دوران نیز واشنگتن نگران بود که ایران از تاسیسات بومی بازفرآوری سوخت هسته‌ای برای تامین پلوتونیوم مورد استفاده در سلاح‌های هسته‌ای استفاده کند و به همین دلیل با نقشه ایران برای ایجاد چنین تاسیساتی در داخل خاک ایران مخالفت می‌کرد.  اصرار آمریکا بر جلوگیری از ایجاد تاسیسات بازفرآوری سوخت هسته‌ای در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی باعث سردی روابط تهران و واشنگتن و طولانی شدن مذاکرات خرید تاسیسات هسته‌ای از آمریکا شد.

     

    ایده کنسرسیوم بار دیگر در نیمه‌های دهه ۱۳۸۰ با پیشنهاد علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی احیا شد.  اما باز هم نقطه اختلافی میان ایران و غرب، محل قرار گرفتن تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم بود.

    در آن دوران حتی کشورهای عربی منطقه هم ایده کنسرسیوم را به صورت جدی مورد بحث قرار دادند.  سال ۱۳۸۶، سعود الفیصل، وزیر خارجه وقت عربستان سعودی ایده ایجاد تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم در خاک یک کشوری بی‌طرف مانند سوییس با مشارکت ایران و کشورهای جنوب خلیج فارس را مطرح کرد که مثل همیشه به دلیل اختلاف نظر در مورد محل قرار گرفتن تاسیسات با مخالفت ایران مواجه شد.

    سال ۱۳۸۹ ایران تا حدی از موضع خود کوتاه آمده‌بود و علی اکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، پیشنهاد دو پاره کردن تاسیسات غنی‌سازی را مطرح کرد.  بر اساس پیشنهاد صالحی، بخشی از تاسیسات غنی‌سازی در خاک ایران و بخشی از آن در خاک روسیه قرار می‌گرفت و به صورت یک کنسرسیوم مشترک میان ایران و روسیه برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران در دو نقطه مدیریت می‌شد.  در آن دوران مسکو که در جبهه غرب قرار داشت، با این ایده مخالفت کرد و سرگی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه در مورد «نیت‌های ایران از این پیشنهاد» ابراز تردید کرد.

    کنسرسیومی که ایران در آن عضویت دارد

    ایران در سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۳) در قالب توافقنامه ساخت رآکتورهای هسته‌ای با فرانسه، بخشی از سهام یک کنسرسیوم اروپایی تولید سوخت هسته‌ای را خریداری کرد.  کنسرسیوم اورودیف (EURODIFّ) که ۱۰ درصد از سهام آن همچنان متعلق به ایران است و با سرمایه‌گذاری ایران و پیش‌خرید بخشی از محصولاتش توسط تهران پیش از انقلاب اسلامی تاسیس شد، قرار بود که در یک برنامه ۱۰ ساله بخشی از سوخت تولید شده خود را به ایران واگذار کند.

    انقلاب اسلامی در ایران باعث شد تا اورودیف هرگز تعهدات خود را برای واگذاری سوخت هسته‌ای به ایران عملی نکند.  ایران در یک دعوی حقوقی بین‌المللی توانست حکم نهایی برای ایفای تعهدات مالی اورودیف را دریافت کند.

    تجربه اورودیف، که همچنان هم بخشی از سهام ایران متعلق به ایران است اما تهران از سوخت هسته‌ای تولیدی توسط آن بهره‌ای نمی‌برد، باعث شد که تهران در مذاکرات هسته‌ای همواره بر این تجربه به عنوان نمونه‌ای از عدم تعهد غرب به واگذاری سوخت هسته‌ای مورد نیاز ایران اشاره کند و این تجربه را به عنوان انگیزه‌ای برای ایجاد تاسیسات بومی در داخل خاک ایران مورد تاکید قرار دهد.

    حامیان ایده کنسرسیوم چه می‌گویند؟

    حامیان ایده ایجاد کنسرسیوم چند استدلال اصلی برای حمایت از این برنامه دارند.  مهم‌ترین استدلال این است که تشکیل کنسرسیوم، به خصوص با حضور کشورهای منطقه، باعث می‌شود که قدرت‌های رقیب منطقه‌ای بر برنامه حساس غنی‌سازی نظارت مشترک داشته‌باشند.  همانطور که عربستان سعودی نگران است ایران با انحراف در برنامه هسته‌ای به دنبال سلاح هسته‌ای برود، ایران هم نگرانی متقابلی نسبت به برنامه هسته‌ای عربستان سعودی دارد.  این نگرانی متقابل باعث خواهد شد که دو طرف با دقت بیشتری بر برنامه یکدیگر را رصد کنند و چشمان ناظر مضاعفی علاوه بر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر برنامه غنی‌سازی مشترک دو کشور نظارت داشته‌باشند.

    چنین تجربه‌ای در دهه ۱۹۹۰ میلادی بین آرژانتین و برزیل که دو رقیب هسته‌ای در آمریکای لاتین بودند به صورت موفق عملی شد.  در دورانی که برزیل به دنبال برنامه تولید تسلیحات هسته‌ای بود و آرژانتین هم در رقابت با برزیل تلاش می‌کرد تا برنامه‌ای مشابه ایجاد کند، با تشکیل حکومت‌های دموکراتیک در دو کشور، ایده تاسیس یک نهاد نظارتی مشترک مورد توافق قرار گرفت.  نهاد موسوم به آژانس آرژانتینی-برزیلی حسابرسی و کنترل مواد هسته‌ای (ABACC) به عنوان یک نهاد مستقل از دولت‌های دو کشور در کنار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به عنوان ناظر بر برنامه هسته‌ای برزیل و آرژانتین، تجربه‌ای موفق از همکاری دو رقیب هسته‌ای برای کنترل و نظارت بر یکدیگر است.

    استدلال دیگری که در مورد منطقی بودن کنسرسیوم غنی‌سازی بیان می‌شود، مساله صرفه اقتصادی برنامه غنی‌سازی اورانیوم است.  سیدحسین موسویان و فرانک فن هیپل دو کارشناسی بودند که دو سال پیش به صورت مفصل در مورد این ایده توضیح دادند. این دو کارشناس، که یکی از آنها دیپلمات ارشد و مذاکره‌کننده هسته‌ای پیشین جمهوری اسلامی است، اکتبر ۲۰۲۳ در بولتن دانشمندان هسته‌ای نوشتند: «انگیزه‌ها برای عربستان سعودی و یا هر کشور دیگری در منطقه خاورمیانه برای ایجاد برنامه غنی‌سازی اورانیوم به‌هیچ‌عنوان مبنای اقتصادی ندارد. هیچ‌یک از برنامه‌های غنی‌سازی در ابعاد کوچک، نه در برزیل، نه در ایران و نه در ژاپن، از لحاظ اقتصادی به‌صرفه نیستند.  برنامه‌های غنی‌سازی کوچک‌تر به وضوح نمی‌توانند با تامین‌کنندگان بزرگ سوخت هسته‌ای و خدمات غنی‌سازی، یعنی روسیه، فرانسه، چین و URENCO رقابت کنند. URENCO که بعد از روسیه دارای بالاترین ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم در جهان است به صورت مشترک متعلق به آلمان، هلند و بریتانیا است. حتی ایالات متحده آمریکا هم برنامه‌هایش برای کمک به ایجاد برنامه غنی‌سازی اورانیوم در داخل خاک آمریکا را در ارزیابی رقابت بین‌المللی کنار گذاشت. در حال حاضر تنها ظرفیت غنی‌سازی موجود در آمریکا متعلق به URENCO است.»

    استدلال دیگر، متمرکز بودن کنسرسیوم و ساده‌تر بودن نظارت و کنترل یک برنامه به جای چندین برنامه بومی در خاک کشورهای مختلف است.  موسویان و فن‌هیپل با اشاره به خواست عربستان سعودی از آمریکا برای همکاری‌های هسته‌ای و گمانه‌زنی‌ها در مورد تمایل این کشور به در اختیار داشتن برنامه غنی‌سازی بومی، می‌نویسند: «اگر چنانچه اجتناب از انتشار برنامه غنی‌سازی اورانیوم در میان کشورهای خاورمیانه غیرممکن شود، آنگاه تنها جایگزین مناسب برای اشاعه خطرناک برنامه‌های ملی متعدد غنی‌سازی، ایجاد یک کنسرسیوم مشابه URENCO برای خاورمیانه است.»

    منتقدان چه می‌گویند؟

    نخستین استدلال منتقدان برنامه غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران این است که در حال حاضر به اندازه کافی سوخت هسته‌ای در جهان تولید می‌شود.  بر اساس استدلال این دسته از منتقدان، ایران به میزان ناچیزی از سوخت هسته‌ای برای رآکتور تحقیقاتی تهران نیاز دارد که به سادگی از خارج تامین شده‌است و برای سوخت نیروگاه اتمی بوشهر نیز همچنان سوخت مورد نیاز خود را از روسیه وارد می‌کند.

    مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا اواخر ماه آوریل در این مورد گفته‌بود: «اگر ایران برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز می‌خواهد، مانند بسیاری دیگر کشورها در جهان می‌تواند چنین برنامه‌ای داشته‌باشد و مواد غنی‌شده را از خارج وارد کند.»  وی در استدلال مخدوش و مغالطه‌آمیز ادعا کرده‌بود: «اما اگر آنها بر غنی‌سازی اصرار کنند، تنها کشوری در جهان هستند که برنامه تسلیحات هسته‌ای ندارد، اما غنی‌سازی می‌کند.»

    البته این ادعای مارکو روبیو با واقعیت منطبق نیست، کشورهایی مانند ژاپن، آرژانتین، هلند و برزیل برنامه غنی‌سازی اورانیوم در داخل خاک خود دارند، اما برنامه تسلیحات هسته‌ای ندارند.

    نکته دیگری که توسط منتقدان مورد اشاره قرار می‌گیرد، سلطه حاکمیتی کشور میزبان بر تاسیسات کنسرسیوم است.  مارک فیتزپاتریک، دیپلمات پیشین آمریکایی در گفتگویی تاکید می‌کند: «در صورت وقوع هر بحرانی یا اگر حکومت ایران تصمیم به ساخت سلاح هسته‌ای بگیرد، می‌تواند پرسنل خارجی را اخراج کند و تجهیزات و تاسیسات کنسرسیوم بین‌المللی را مصادره کند.»