برچسب: مجلس دوازدهم

  • افراد تندرو نمی‌توانند سایر نمایندگان را با خود همراه کنند / مانع افراد تندرو شدن کار سختی است

    افراد تندرو نمی‌توانند سایر نمایندگان را با خود همراه کنند / مانع افراد تندرو شدن کار سختی است

    به گزارش اقتصادران، «اصلاح‌طلبان باعث رأی آوردن افراد تندرو شدند.» این ادعایی است که عباسی سلیمی نمین، فعال سیاسی اصولگرا در گفتگو با یک خبرگزاری  مطرح می‌‎کند.

    سلیمی نمین به تخریب ها علیه قالیباف نیز اشاره کرد و گفت؛« تندروها امروز قالیباف را تخریب می‌کنند و فردا فرد دیگری را چرا که این افراد متوقف نمی‌شوند و از تخریب یک نفر راضی نمی‌شوند»

    او در پیش بینی مدیریت مجلس آینده تاکید دارد؛« تندروها تصور می‌کنند می‌توانند مدیریت مجلس را در دست بگیرند، اگر مجلس تا این اندازه تنزل کرده، این اقدام را انجام دهند و قابلیت‌های خود را نشان دهند اما بعید می‌دانم که در مجلس نسبت به ریاست افراد تندرو استقبال صورت بگیرد و اینها بتوانند نظر دیگران را به خودشان جذب کنند.»

    در ادامه گفتگو با عباس سلیمی نمین، فعال سیاسی اصولگرا را می‌خوانید:

    *******

    *آقای سلیمی نمین! روی کار آمدن تندروها در نتیجه انتخابات مجلس دوازدهم تا چه اندازه شما را شوکه کرد؟

    تندروی رویه‌ای است که در طیف‌های مختلف سیاسی کمابیش مشاهده می‌شود و در تند کردن فضای سیاسی به گونه‌ای یکدیگر را کمک می‌کنند. در این دوره انتخابات مجلس دوازدهم اگر جه برخی عناصر تندرو در برخی از شهرستان‌ها کنار زده شدند اما در تهران کم و بیش افرادی از این قبیل به مجلس راه پیدا کردند.

    بعید است افراد تندرو تاثیری در فضای کلی مجلس داشته باشند

    اینکه افراد مذکور در کلیت فضای مجلس تاثیر خواهند داشت، باید به صورت جدی بحث کرد. تصور بنده این نیست که این افراد تندرو بتوانند در فضای کلی مجلس تاثیر اساسی داشته باشند. تند کردن فضای سیاسی توسط نیروهای تندروی اصلاح‌طلب منجر شد که اصولگرایان تندرو موقعیتی کسب کنند، که این اتفاق قضیه‌ای مورد تأمل است که باید به آن پرداخت چراکه تصور بنده این بود که ما از این افراد عبور کردیم و مطرح نخواهند بود اما این تصور دقیق نبود.

    افراد تندرو نمی‌توانند سایر نمایندگان را با خود همراه کنند

    حقیقت این است که هر وقت یک جریانی فضا را تند کند به نحوی که از دایره رقابت منطقی سیاسی خارج شده، این طرف هم میدان پیدا می‌کند و اعلام می‌کند که جریان اصلاح‌طلب وجود خارجی ندارد و از دایره نظام خارج شده است.

    بنابراین رقابت آنها باید در دایره طیف اصولگرا دنبال کرد، وقتی این تصور شکل می‌گیرد فضا برای افرادی که به هیچ‌وجه در طیف اصولگرا شایستگی هدایت جریان را ندارند، وارد میدان شوند چراکه بحث این است که افراد تند اصلاح‌طلب را باید کنار بگذاریم بنابراین رقابت باید در جریان اصولگرا صورت بگیرد، این مقدمه طرح نیروهای افراطی است که تعدادی از اینها در تهران رأی آوردند.

    البته تصور بنده این نیست که افراد افراطی با تندروی در مجلس بتوانند دیگران را با خود همراه کنند، قطعاً در مقایسه با فضای عمومی جامعه، در فضای مجلس منطق پررنگ‌تر خواهد بود. در فضای عمومی کشور افراد افراطی نیروهای سیاسی کمی دارند که از دانش سیاسی کم و تجربیات پایین برخوردار هستند، اینها می‌توانند تحت تأثیر شعارهای سیاسی قرار بگیرند که در انتخابات اخیر این اتفاق صورت گرفت اما بعید می‌دانم شعارهای احساسی و مهیج بتواند در نیروهای منتخب و انتخاب شده در مجلس آتی تاثیرگذار باشد.

    *این حالت هیجانی و احساسی فکر نمی کنید در مثلا ماجرای ریاست مجلس هم دیده شود و …

    تصور بنده این نیست که نمایندگان منتخب این دروه مجلس دچار چنین فضایی شوند. البته احتمال دارد که افراد مسائل شاذی را مطرح کنند اما بعید می‌دانم که از این طریق جمعیت قابل توجهی را با خود همراه کنند، مگر اینکه اتفاق خاصی بیافتد.

    بعید می‌دانم مجلس اینقدر تنزل کند که تندروها رییس شوند

    *البته در حال حاضر افرادی نظیر رسایی در حال موضع‌گیری علیه قالیباف هستند، این قبیل اقدامات می‌توانند فضای مجلس را در مورد انتخاب رییس تحت تأثیر قرار دهد؟

    بحث تخریب قالیباف دامنه گسترده‌ای در داخل و خارج از کشور دارد. متأسفانه بسیاری از افراد در طیف اصلاح‌طلب و اصولگرا از نظر مدیریتی چندان نقطه مثبتی در برنامه و کارنامه خود نداشتند، در گذشته درصدد تخریب قالیباف برآمدند.

    منتهی موجی که در آستانه انتخابات مجلس شکل گرفت، موج متفاوتی است و باید به صورت جدی‌تر ارزیابی کرد چراکه با داخلی‌ها و خارجی‌ها همراه شده است. البته موج جدید تخریب قالیباف حرف قابل پذیرشی ندارد. نکته قابل توجه این است که هر فردی در کنار قوت‌هایش، ضعفی‌هایی هم دارد اما آنچه از طریق تخریب دنبال می‌شود پشتوانه منطقی ندارد.

    در هر صورت این دوستان تصور می‌کنند می‌توانند مدیریت مجلس را در دست بگیرند، اگر مجلس تا این اندازه تنزل کرده، این اقدام را انجام دهند و قابلیت‌های خود را نشان دهند اما بعید می‌دانم که در مجلس نسبت به ریاست افراد تندرو استقبال صورت بگیرد و اینها بتوانند نظر دیگران را به خودشان جذب کنند.

    همچنین اینکه افراد افراطی تمایل به کسب ریاست مجلس دارند، عیبی ندارد و اشکال ندارد خود را در این حد قلمداد می‌کنند اما اگر قرار باشد مدیریت مجلس در دست افراد دعواساز قرار بگیرد، چنین مجلسی نمی‌تواند اداره شود چراکه ریاست مجلس باید بتواند اعتدال ایجاد کند و آن را اداره کند به این ترتیب که سلایق مختلف را در کنار هم مدیریت کند، از این‌رو نیرویی که خودش تنش ایجاد می‌‎کند قطعآً نمی‌تواند مجلس را اداره کند.

    در مجلس تحت مدیریت قالیباف تنشی وجود نداشت

    در حقیقت نیرویی می‌تواند مجلس را اداره کند که وزن داشته باشد و نیروهای مختلف را بهم پیوند بزند.نکته دیگر در مورد ریاست مجلس پیوند زدن سلایق مختلف در مجلس به یکدیگر است، به این ترتیب که پیوند زدن نیروها به یکدیگر نیازمند آرامش است، خوشبختانه در دوره قالیباف مجلس پرتنش نداشتیم، حالا افرادی که به واسطه زدنِ حرف‌های تنش‌زا رأی آوردند، بخواهند به این شیوه ادامه دهند، خریداری نخواهند داشت. به عبارت دیگر مجلس باید با وزنی اداره شود.

    *پس شما معتقدید مجلس یازدهم به ریاست قالیباف توانست اعتدال را حفظ کند؟

    در مجلس تحت مدیریت قالیباف تنش وجود نداشت، افراد با گرایش‌های مختلف در مجلس یازدهم حضور داشتند اما اینکه تنشی شکل بگیرد وجود نداشت. نمی‌خواهم بگویم صد در صد اما در مجلس یازدهم موردی که نگاه مردم نسبت به مجلس منفی شود، را شاهد نبودیم.

    صدا و سیما قطعاً نمی‌تواند به این روش خود را اداره کند

    *این اقدام صداوسیما که بعد از انتخابات مجلس و در فضای گمانه‌زنی برای ریاست آن به فردی مانند رسایی تریبون می‌دهند که علیه قالیباف صحبت کند، را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    اقدام صدا و سیما عجیب و غریب نیست. به عبارت دیگر اینکه برخی نمایندگان حرف‌های شاذی بزنند و صدا و سیما پخش کند، عجیب نیست اما صدا و سیما به کسانی که مورد تعرض قرار می‌گیرند، اجازه دهد از خود دفاع کنند.

    در حال حاضر این اقدام صورت نگرفته است، به این ترتیب که برخی از افرادی که آمدند و حرف‌هایی زدند، از آنها پرسش نشده و عدله‌ای خواسته نشده است. اگر مشی صدا و سیما این است اتهاماتی در آنجا مطرح شود و بعد اجازه ندهند فردی که مورد اتهام قرار گرفته از خودش دفاع کند، اشکال ندارد، بهرحال این یک مشی است اگرچه صدا و سیما قطعاً نمی‌تواند به این ترتیب خود را اداره کند .

    به عبارت دیگر افتادن در این دعواها صدا و سیما را از جایگاه خود دور می‌کند. متاسفانه در ایام قبل از انتخابات مواردی مطرح شد اما صدا و سیما صحت و سقم آن حرف را پیگیری نکرد و اجازه نداد از خود دفاع کنند. در مجموع انتخابات مقوله‌ای است که صدا و سیما قطعاً باید در آن بی‌طرف باشد و اجازه ندهد از طرقی آن علیه کسی صحبتی مطرح شود.

    نکته دیگر این است که انتخابات تهران هنوز تمام نشده و برخی از سوگیری‌ها می‌تواند بی‌طرفی را نقض کند. بنابراین در چنین شرایطی بنده درست ارزیابی نمی‌کنم که صدا و سیما این اقدامات را انجام دهد. اما در هر صورت تصور کنید می‌خواهند این فضا را در اختیار همه قرار دهند که از خود دفاع کنند، اما به دلیل اینکه امکانش وجود ندارد، این سیاست مورد نقد جدی است.

    امروز قالیباف تخریب می شود فردا فرد دیگری!

    *در مورد مجلس یازدهم گفته می‌شد مجلس همسو با دولت، آیا مجلس دوازدهم با این ترکیب که تکلیف ۲۴۵ کرسی آن مشخص شده، مجلس یکدست با دولت خواهد بود؟

    در مورد مجلس یازدهم هم برخی می‌گویند مجلس با دولت تخاصم دارد و خیلی مقبول نبوده است. مورد دیگر اینکه در مجموع مجلس یازدهم به دنبال این نبوده که چوب لای چرخ دولت بگذارد اما برخی در داخل دولت از مجلس و ریاست آن ناراضی هستند.

    در مجموع مجلس یازدهم تعامل سازنده‌ای با دولت داشت اما چنانچه افراد تند، جسور و پرده‌در که پایبند به هیچ اصولی نیستند، بتوانند فضایی را حاکم کنند، امروز قالیباف را تخریب می‌کنند و فردا فرد دیگری را چرا که این افراد متوقف نمی‌شوند و از تخریب یک نفر راضی نمی‌شوند، واقعیت این است که این تخریب‌ها محدود به یک نفر نخواهد بود و شامل دیگرانی که کمترین اختلاف سلیقه با او را داشته باشند، هم می‌شود.

    در نهایت به نظر می‌رسد که نمایندگان مجلس مشی تندروها را نپذیرند. به نظر بنده آنچه که مجلس آینده هم نخواهد پذیرفت این است که برخی از طریق تخریب خود را اثبات کنند. این مشی زیان‌بار است ما تاکنون افراد تندرویی را در جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب پشت سر گذاشتیم که جامعه آنها را دوست نداشتند. جامعه ما فرهنگی و آرامش طلب است که تنش را نمی‌پذیرد.

    مانع افراد تندرو شدن کار سختی است

    *فکر نمی کنید اگر از همان ابتدا از تخریب‌ها جلوگیری می‌شد دیگر به فردی نظیر قالیباف نمی‌رسید که درشرایطی قرار بگیریم و بگوییم از قالیباف هم عبور می‌کنند و به فرد دیگری می‌رسند…

    نظام به این ترتیب نیست که دهان کسی را ببندد، فضایی وجود دارد که هر کسی می‌تواند حرف‌های خود را بزند، مانع افراد تندرو شدن کار سختی است، جریان اصولگرا گام‌های خوبی برداشت منتها در آستانه انتخابات عده‌ای گفتند تحریم و حرف بیگانه را زدند.

    در مقابل اینها هم گفتند آنها که تحریم کردند و از نظام خارج شدند بنابراین فرصتی برای حضور در انتخابات ندارند، لذا این بهترین فرصت را به نیروهای تندروی اصولگرا داد که خود را مطرح کنند و رقابت در طیف اصولگرا شکل گرفت و الا اصولگرایان به تندروهای این جریان فرصت نمی‌دادند بنابراین از تندروهای اصلاح‌طلب فرصت گرفتند. اگر جریان اصلاح‌طلب درست عمل می‌کرد و مانند مطهری لیست می‌داد و پایگاه اجتماعی خود را به صحنه می‌آورد طبیعی بود که جریان تندروی طیف اصولگرا فرصت حضور پیدا نمی‌کرد و لیست نمی‌داد.

    در مجموع عوامل مذکور فرصتی برای نیروهای تندرو فراهم شد که میدان‌دار شوند، لیست بدهند و احساسات جوانان را تحریک کنند، آن هم جوانانی که تجربه ندارند و اولین بار است وارد فضای پیچیده سیاسی می‌شوند، فضایی که نیاز به تجربیات دارد. بسیاری از کسانی که در حال حاضر با افراطی‌گری احساسات را تحریک می‌کنند، سابقه‌ای دارند که این جوانان سابقه افراد نمی‌دانستند و در آستانه انتخابات هم نمی‌توان اطلاعات و تجربیات گذشته را منتقل کرد چراکه فضا رقابتی است و این قبیل صداها شنیده نمی‌شوند.

    بنابراین جریان تندوری اصلاحات نقش اساسی برای به میدان آوردن نیروهای تندرو ایفا کرد.در حقیقت طیف تندروی اصلاح‌طلب تصور کرد که اگر با صندوق قهر کند، مردم آنها را روی دوششان سوار می‌کنند در صورتی که به این ترتیب نیست بلکه مردم به افرادی رأی می‌دهند که حرف‌های شاذ و شعاری می‌زنند.

    ۲۱۱۲۷

  • مجلس دوازدهم اقتصاد ایران را به کدام سو می برد؟

    مجلس دوازدهم اقتصاد ایران را به کدام سو می برد؟

    به گزارش اقتصادران، علی قنبری طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    نحوه مواجهه مجلس دوازدهم با ضرورت‌هاي اقتصادي و راهبردي كشورمان، اين روزها نگراني‌هاي بسياري را شكل داده است. تحليلگران معتقدند بازارهاي اقتصادي، نخستين حوزه‌هايي هستند كه نسبت به تحولات كلان سياسي و ارتباطي واكنش نشان مي‌دهند. پس از مشخص شدن تركيب نمايندگان مجلس دوازدهم، نرخ ارز و سكه در دالان صعودي قرار گرفت، بورس با ريزش همراه شد و بازار خودرو و ملك هم در مدار نوسان قرار گرفتند. پرسشي كه با اين داده‌هاي اطلاعاتي ممكن است در افكار عمومي شكل بگيرد، آن است كه اين مجلس اقتصاد را به كدام سو مي‌راند؟ به ساحل امن و آسايش يا برهوت معضلات افزون‌تر؟ در جريان اين يادداشت تلاش مي‌كنم به اين ابهام پاسخ بدهم.

    ۱) اگر قرار باشد، ليستي از مهم‌ترين چالش‌هاي پيش روي اقتصاد ايران تهيه شود، مواردي چون، فقدان پذيرش ملزومات اقتصاد بازار آزاد، وجود بخشنامه‌هاي دستوري توسط دولت، عدم روابط مناسب با جهان پيراموني، تحريم‌ها، سيطره دولت بر اقتصاد، استهلاك زيرساخت‌ها و… در راس نيازهاي اقتصاد ايران و فعالان اقتصادي در اين دوران قرار مي‌گيرد.حال بايد ديد، نمايندگاني كه قرار است در مجلس دوازدهم فعاليت كنند تا چه اندازه مي‌توانند به اين مشكلات و چالش‌ها فائق آيند. واقع آن است كه اغلب نمايندگاني كه راهي مجلس دوازدهم شده‌اند، مخالف اقتصاد بازار ازاد و ملزومات آن هستند و اغلب مصوبات و تصميمات قبلي آنها در راستاي تسلط بيشتر دولت بر اقتصاد بوده است. اين روند در مجلس يازدهم هم تجربه شد؛ تنها در يك نمونه نمايندگان با تصويب طرح توليد و تامين مسكن، بيش از ۳۵۰ هزار ميليارد تومان نقدينگي را به حوزه‌اي تخصيص دادند كه با مديريت مستقيم دولت اجرايي مي‌شود!

    ۲) يكي ديگر از چالش‌هاي مهم پيش روي اقتصاد ايران ضرورت برداشتن تحريم‌هاست؛ اين در حالي است كه اكثريت نمايندگان مجلس دوازدهم را مخالفان برجام تشكيل مي‌دهند. ۳ نفر صدرنشين ليست تهران تندرو‌ترين مخالفان برجام هستند، وضعيت در ساير شهرها و كلانشهرها هم به همين منوال است. با اين تركيب بعيد است كه مجلس دوازدهم به سمت گره گشايي از برجام حركت كند. زماني كه برجام احيا نشود و تحريم‌ها پابرجا باشد، بنابراين نمي‌توان در زمينه جذب سرمايه‌هاي خارجي هم اقدامي صورت داد. صادرات كشور بهبود نمي‌يابد و نشانه‌اي از رشد اقتصادي مشاهده نمي‌شود. بر اين اساس، استهلاك سرمايه‌ها در ايران تداوم خواهد داشت، اين روند باعث افت فشار در صنايع نفت و گاز و ساير حوزه‌هاي انرژي ايران شده و دورنماي نامناسبي از آينده ان صنايع ارايه مي‌كند. اتفاقا واكنش بازارهاي ايران به رخدادهاي سياسي اخير هم همراه با نوعي نگراني و التهاب بوده است. اين واقعيتي است كه درباره مجلس دوازدهم بايد گفت.

    ۳) با اين مجلس، اين ديدگاه و اين نوع تصميمات نمي‌توان تصور روشني از آينده اقتصاد داشت. بسياري از اين نمايندگان به دنبال اختراع دوباره چرخ خواهند رفت. از همين امروز مي‌توان پيش‌بيني كرد كه تصميمات اين مجلس به گونه‌اي خواهد بود كه دامنه تسلط دولت بر اقتصاد بيشتر شود! اين در حالي است كه امروز در جهان، پذيرفته شده كه بخش خصوصي بايد سكاندار عرصه اقتصاد باشد. تجربه‌هاي قبلي ايران از نظام پارلمانتاريستي هم نشان مي‌دهد كه اغلب مجالس ايران به دنبال كسب تجربه‌هاي تازه بوده‌اند. از مجلس هفتم اين روند آزمون و خطا شكل نگران‌كننده‌اي به خود گرفت، طرح تثبيت قيمت‌ها، هرچند در ظاهر تنها يك طرح بود اما مشكلاتي ايجاد شد كه هنوز ردپاي آنها در اقتصاد ايران پيداست. در مجلس ششم تصميم گرفته شد نرخ حامل‌هاي انرژي هر سال به اندازه ۲۰ درصد افزايش پيدا كند. مجلس هفتم اما طرح تثبيت قيمت‌ها را اجرايي كرد. كار به جايي رسيده كه امروز مصرف انرژي در ايران در بالاترين حد قرار دارد اما دولت جرات افزايش قيمت بنزين را ندارد. اين در حالي است كه اگر به تصميم درست مجلس ششم عمل مي‌شد، امروز بسياري از مشكلات اين حوزه از اساس ايجاد نمي‌شدند.

     

    ۴) مجموعه اين گزاره‌ها نشان مي‌دهد كه مجلس دوازدهم با تفكرات، ايده‌ها، اظهارات و مصاحبه‌هايي كه نمايندگان منتخب آن داشته‌اند، شرايط دشوارتري را براي اقتصاد ايران شكل مي‌دهد. اين در حالي است كه مردم ايران در تامين اقلام مصرفي خود، مسكن اجاره‌اي، آموز، بهداشت و درمان و… با مشكلات عديده‌اي روبه‌رو هستند و نيازمند نظام كلان تصميم‌سازي هستند كه بتواند به صورت تخصصي مشكلات مردم را حل و فصل كند.

  • اقتصاد، معیشت و رفاه مردم از اولویت های مجلس بعدی نیست / مجلس دوازدهم بدنبال تمرکز بر حجاب و فیلترینگ است

    اقتصاد، معیشت و رفاه مردم از اولویت های مجلس بعدی نیست / مجلس دوازدهم بدنبال تمرکز بر حجاب و فیلترینگ است

    به گزارش اقتصادران، انتخابات مجلس دوازدهم در ایران در حالی برگزار شد که دستکم تکلیف نهایی انتخابات در تهران و ۱۶ شهر دیگر به دور دوم کشیده شد و تکلیف بخش بزرگی از نمایندگان نیز در این دور مشخص می‌شود. اما دستکم گرایش سیاسی آن نامزد‌هایی که اکنون راهی مجلس شده اند در کنار بررسی سوابق آنانی که به دور دوم رفته اند نشان می‌دهد که اکثریت مجلس آینده را طیف تندرو تشکیل می‌دهد، طیفی که با مذاکره و تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی همواره مخالف بوده و از سوی دیگر از مخالفان پیوستن ایران به FATF نیز بوده اند.

    اما آیا حضور این اشخاص در بخشی از جایگاه قدرت و این بار نه لزوما منتقد می‌تواند عقایدشان را تعدیل کند. دکتر مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه معتقد است که چنین اتفاقی بدون دخالت ارکان بالادست‌تر قدرت در ایران رخ نخواهد داد و این گروه خود به دنبال تعدیل نخواهد بود.
    البته این استاد دانشگاه حضور ترامپ در انتخابات آمریکا را نیز یکی از عوامل مهمی می‌داند که نباید به آن بی توجه بود.

    دکتر مرتضی افقه در ابتدا با اشاره به مساله افزایش ناگهانی قیمت دلار طی روز‌های اخیر در کشور به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «شب گذشته که رسانه‌ها اعلام کردند دادگاه عالی ترامپ را از آن اتهاماتی که نتواند نامزد انتخابات شود مبرا کرده است، به صراحت گفتم که نرخ ارز افزایش خواهد یافت و زمانی که این چنین قیمت ارز و دلار و به تبع آن سایر قیمت‌ها متاثر از روابط خارجی، رابطه با آمریکا، مساله برجام و مساله تحریم‌ها است که فقط یک خبر می‌تواند چنین تاثیرگذار باشد، باید مسئولان را به فکر فرو ببرد.»

    این اقتصاددان می‌افزاید: «کما اینکه دیدید بلافاصله بعد از اینکه انتخابات انجام شد، یعنی در همان روز شنبه و مشخص شد که طیف تندرو پیروز انتخابات شده است، بازار ارز بلافاصله واکنش نشان داد و دلیل آن نیز کاملا مشخص است چرا که در سیاست خارجی این گروه تندرو به شدت مخالف هر نوع مذاکره است. اصلا همین تفکر تندرو بود که اجازه نداد برجام به نتیجه برسد، اگرچه بعد از آن نیز در نهایت ترامپ هم در نقش تکمیل کننده برای این مخالفان داخلی عمل کرد.»

    مرتضی افقه، اما درباره نگاه ضد توسعه طیفی که اکنون مجلس را در دست دارد نیزمی‌گوید: «این گروه فقط در سیاست خارجی دیدگاه‌هایشان ضد پیشرفت و توسعه نیست بلکه در داخل نیز اولویت‌های آنان، اولویت‌های اقتصادی، معیشتی و رفاهی شهروندان نیست بلکه اولویت‌هایشان ایدئولوژیک است. به احتمال بسیار زیاد هم بار دیگر تنش‌هایی را با تمرکز بر مساله حجاب و اینترنت و فیلترینگ و صیانت در کشور ایجاد می‌کنند.»

    این اقتصاددان تصریح می‌کند: «این موارد که نام بردم احتمالا مساله ذهنی مجلس آتی خواهد بود و بنابراین هم در داخل و هم در خارج از کشور و در سیاست خارجی، بستر‌های افزایش مشکلات اقتصادی را رقم می‌زنند، به خصوص اگر که روند انتخابات این طور که پیش می‌رود منجر به انتخاب مجدد ترامپ و یا جمهوری خواهان شود، دو طیف در تقابل جدی با هم قرار می‌گیرند؛ یعنی طرف آمریکایی با یک رئیس جمهوری کاملا ضد ایران و به دنبال تشدید تحریم‌ها بیش از اینکه اکنون وجود دارد و در ایران نیز طیف مخالف برجام و FATF و هر نوع مذاکره در قدرت خواهد بود؛ بنابراین متاسفانه پیش‌بینی می‌شود که حتی از برگزاری انتخابات آمریکا و صرفا با نتیجه نظرسنجی‌هایی که دست بالا را جمهوری خواهان آمریکا نشان بدهد، شاخص‌های اقتصادی رو به وخامت بگذارند.»

    وی همچنین با اشاره به اینکه حالا آنان که روزی فقط منتقد بودند این بار در زمین اجرایی حضور خواهند داشت و مساله امکان تعدیل شدن نظراتشان می‌گوید: «باید توجه داشت که وقتی این طیف تندرو در زمین واقعی سیاست قرار بگیرند، شاید سرشان به سنگ بخورد و به سمت تعدیل نظرات خود بروند، اما به نظر من مقامات حاکمیتی ارشد این اشخاص، احتمالا تصمیمات دیگری می‌گیرند، همانگونه که در اوایل دهه ۹۰ خود رهبری به این مبحث ورود کردند و با تئوری «نرمش قهرمانانه» مجوز مذاکره صادر شد.»

    افقه خاطرنشان می‌کند: «به این گروه نیز چندان امیدی نیست که خودشان تغییری ایجاد کنند، ولی شاید مقامات بالاتر اگر ببینید کل نظام ممکن است در مخاطره اقتصادی قرار بگیرد، فکری بیاندیشند، وگرنه من بعید می‌دانم این گروه تندرو خود دست به تغییری در افکارش بزند، مگر اینکه آنان را مجبور کنند.»

    این استاد دانشگاه در پایان نیز درباره شرایط اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۳ می‌گوید: «آینده اقتصاد ایران را چندان روشن نمی‎‌بینم. اگر تغییر خاصی رخ ندهد و اگر این گروه در عمل در قبال بن بست‌های شدیدی که حتما با آن مواجه می‌شوند، تغییر رویه ندهند و از آن سو ترامپ نیز به قدرت برسد، من حتی پیش بینی فروپاشی اقتصادی را نیز می‌کنم. بهرحال با ادامه این وضعیت شرایط اقتصادی وخیمی را در سال آینده پیش رو داریم و من حدس می‌زنم مقامات حکومتی در نهایت با پادرمیانی مانع از این می‌شوند که کشور به سمت فروپاشی اقتصادی پیش برود.»

  • اگر آراء باطله را در نظر نگیریم، مشارکت کمتر از ۱۲ درصد می شود! / مجلس از اعتبار افتاده

    اگر آراء باطله را در نظر نگیریم، مشارکت کمتر از ۱۲ درصد می شود! / مجلس از اعتبار افتاده

    به گزارش اقتصادران، «مجلس از اعتبار افتاده است.» «اعتماد مردم به مجلس از بین رفته است.» «شورای نگهبان افرادی را تایید صلاحیت کرد که نزد خانواده خود اعتبار نداردند.» و… اینها واکنش غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی به نتیجه انتخابات مجلس دوازدهم است.

    اگر آراء باطله را در نظر نگیریم، مشارکت کمتر از ۱۲ درصد می شود

    غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین ضمن ارزیابی انتخابات مجلس شورای اسلامی گفت: طبق گفته وزارت کشور باید ۶۱ میلیون نفر در این انتخابات شرکت می‌کردند، به گفته خودشان ۲۵ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند، ما هم قبول می‌کنیم اما ۳۶ میلیون نفر از واجدین شرایط در انتخابات شرکت نکردند، چه برنامه‌ای برای این ۳۶ میلیون نفر دارند؟ در تهران پایتخت سیاسی کشور ۱۸ درصد در انتخابات شرکت کردند که اگر بخواهیم از این تعداد آراء باطله را خارج کنیم این مشارکت کمتر از ۱۰ الی ۱۲ می‌شود که این فاجعه است. همچنین در کلان شهرها در بهترین شرایط ۲۲ تا ۲۴ درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند و این نشان می‌دهد که اصلاً و ابداً شرایط خوبی نداریم. صدای خاموش باید شنیده شود.

    شورای نگهبان صلاحیت افرادی را تایید کرد که حتی خانواده‌هایشان به آنها رأی ندادند

    وی افزود: بنده نمی‌خواهم بگویم همه تقصیرها برعهده شورای نگهبان، نظارت استصوابی، ردصلاحیت و تایید فله‌ای است، در این انتخابات افرادی هستند که زیر ۱۰ هزار تا رأی آوردند، که این بسیار فاجعه است، به این ترتیب که کاندیدایی تایید صلاحیت که خانواده خود آن فرد به او رأِی نداده است، لذا این موارد حاکی از آن است که تایید صلاحیت‌ها فله‌ای بوده است. در حال حاضر با میزان آرای ۵ تا ۸ هزار چند کاندیدا داخل مجلس داریم که این نشان می‌دهد شرایط بسیار بد شده است. از طرفی این تعداد رأی بیانگر این نکته است که مردم به این نتیجه رسیدند مجلس جایگاه واقعی خود را از دست داده و رأی بی‌اثر است. بنابراین الان همه تقصیرها پای شورای نگهبان و نظارت استصوابی نیست بلکه رأی بی‌تاثیر شده و رأی بی‌خاصیت شده است.

    با حضور کوچکی‌زاده، نبویان، رسایی و این قبیل افراد مجلس رادیکال تشکیل شده است

    جعفرزاده ایمن‌آبادی همچنین تصریح کرد: در مجلس دهم مردم آمدند رأی دادند اما همین مجلس نتوانست برجام را به کرسی بنشاند چراکه هسته پرقدرت لج‌باز در داخل حاکمیت اجازه کار کردن به هیچ‌کس را نمی‌دهد. بنده نمی‌خواهم بگویم قهر کردن کار مناسبی است چراکه بنده اولین نفر بودم که رأی دادم و معتقدم راه اصلاح کشور از صندوق می‌گذرد، لذا باید مشارکت کرد و به همین حداقل‌ها رأی داد اما الان نتیجه قهرکردن شکل‌گیری مجلس تندرو و سوپر رادیکال شده است. با حضور کوچکی‌زاده، نبویان، رسایی و این قبیل افراد مجلس رادیکال تشکیل شده است. در برخی از شهرها مردم هنوز متعجب هستند چراکه افرادی رأی آوردند که اگر به خیابان بروید ۱۰۰ نفر اول ۲ نفر اول افرادی که رأی آوردند، را نمی‌شناسند. چرا این اتفاق افتاده است؟ مگر رهبری نفرمودند انتخابات سالم و صالح صورت بگیرد؟

    صندوق به صندوق میزان آراء را اعلام کنند/ نتیجه انتخابات حاصل عملکرد ۲۰۰ فرماندار است

    این نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی با تأکید بر جذب اعتماد مردم اظهار کرد: در حال حاضر بهتر است که اعتماد مردم را جذب کنند، به این ترتیب که صندوق به صندوق میزان آراء را اعلام کنند. چرا این اقدام را انجام نمی‌دهند؟ و از طرفی چرا انتخابات را تا ۱۲ شب طول دادند و یکدفعه آمار نجومی افزایش پیدا کرد؟ در صورتی که بسیاری از صندوق‌ها هم خالی بودند. در حال حاضر مردم در شک هستند، در حقیقت اقدام نا بخردانه وزارت کشور و عملکرد ۲۰۰ فرماندار این شرایط را به وجود دارد، واقعیت امر این است که ۲۰۰ فرماندار برای اولین بار انتخابات را برگزار کردند. در هر صورت مجلس رادیکال در حال شکل‌گیری است، شک و شبهات به مجلس اضافه شد، مجلس در بین مردم بی‌اعتماد است، در حال حاضر نهادهای موازی با مجلس وجود دارند، برای نمونه مجلس یازدهم طرح عفاف و حجاب را تایید نکرد اما همین طرح به شورای عالی انقلاب فرهنگی رفت و تأیید شد. نباید مجلس را از کارایی انداخت، همانطور که امام فرمود مجلس در رأس قوا است.

    اگر فکری نکنند مردم دیگر در انتخابات شرکت نمی‌کنند

    جعفرزاده ایمن‌آبادی ادامه داد: در حال حاضر خاصیت مجلس نزد مردم از بین رفته است، به این ترتیب که مردم درباره مجلس می‌گویند به چه درد می‌خورد؟ کدام مجلس؟ چه کسی حرف نماینده را گوش می‌دهد؟ نماینده کجا می‌تواند کار خود را انجام دهد؟ علاوه بر این نهادی به نام شورای نگهبان وجود دارد که می‌تواند مصوبات مجلس را باطل کند. بنابراین باید فکر دیگری کرد و تمهیدات دیگری اتخاذ کرد، وگرنه دیگر مردم در انتخابات شرکت نمی‌کنند. نکته دیگر درباره انتخابات این است که در انتخابات ریاست جمهوری میزان مشارکت ۴۸ درصد بود، در این انتخابات میزان مشارکت ۴۱ درصد بود، همچنین در اکثر شهرها آرای باطله رتبه اول یا دوم را بدست آورده یعنی در بهترین شرایط مشارکت ۳۵ درصد بوده است. اقدامات نابخردانه تیم اقتصادی دولت رئیسی نارضایتی شدید در جامعه به وجود آورده است، مردم از دولت رییسی ناراضی هستند، به چه زبانی بگویند؟

    نمایندگان ادوار بدون دلیل ردصلاحیت شدند

    وی با اشاره به ریزش پایگاه اجتماعی دولت ابراز کرد: در شرایط فعلی بیش از ۱۰ درصد پایگاه اجتماعی مردمی رییسی کاهش پیدا کرده، البته این حداقل است. در هر صورت شرایط خوبی نداریم، از طرفی مجلس خاصیت خود را از دست داده، اعتماد مردم به مجلس از بین رفته، نمایندگان ادوار که مردم آنها را دوست داشتند بدون دلیل ردصلاحیت شدند و هنوز هم هیچ‌کس دلیل ردصلاحیت را به آنها نگفته است.

    دولت و مجلس از وضعیت یکدستی به همدستی تبدیل شدند

    جعفرزاده درباره اینکه شرایط پیش آمده در انتخابات مجلس دوازدهم مطلوب چه کسانی است، افزود: وضعیت فعلی مطلوب تمامیت‌خواه‌ها و همه کسانی که می‌خواهد همه امور دست آنها باشد، است. نکته دیگر این است که یکدستی مجلس و دولت را مشاهده کردیم، بنده در تعجب هستم که این یکدستی دو سال کشور را به فقر و فلاکت کشاند، دیگر چرا به دنبال یکدستی هستند؟ با این نتیجه انتخابات وضعیت همدستی دولت و مجلس و همه دست‌ها در یک کاسه شده است. مجلس از بین رفت واین برای نظام یک فاجعه است، مردم اعتماد ندارند، مشارکت در حد بسیار بسیار پایین و ضعیف انجام شد، صندوق‌ها خالی بود، مردم نیامدند و رأی ندادند، که این وضعیت دلایل مختلف دارد و شورای نگهبان و ردصلاحیت نمایندگان واقعی مردم یکی از این دلایل است. شورای نگهبان چند شاخص را مدنظر قرار داد که افرادی نظیر علی مطهری، نوبخت و باهنر تایید صلاحیت شدند بعد همین افراد در کمال ناباوری ردصلایحت شدند. پورمحمدی و محسن اسماعیلی رأی نمی‌آورند؟ چرا رأی نمی‌آورند؟ بعد افراد گمنامی رأی آوردند که سوپر افراطی هستند. بنده بر اساس همان پیشنهادی که آقای حسین انتظامی داد، می‌گویم آمار صندوق‌ها را به تفکیک اعلام کنند، کدام قسمت این قضیه مشکل دارد؟ مگر از خودتان مطمئن نیستید؟ بنابراین آمار صندوق‌ها را به تفکیک اعلام کنید.

    اصلاح‌طلبان نیامدند، مردم هم نیامدند/ میزان مشارکت باعث آبروریزی است

    این نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی ضمن ارزیابی لیستی رأی ندادن مردم تهران در انتخابات مجلس دوازدهم تصریح کرد: در انتخابات مجلس دوازدهم لیست‌های اصلی و مورد قبول مردم حضور نداشتند، مشاهده کنید که وقتی اصلاح‌طلبان نیامدند، مردم هم نیامدند، همین نکته نشان داد که این جریان پایگاه اجتماعی دارند، چرا اصلاح‌طلبان و اعتدالیون را نمی‌بینند؟ چرا نمی‌خواهند منتقدین خوش خیم وفادار به قانون اساسی را ببینند؟ چرا فقط می‌خواهند حذف کنند؟ اینها یک واقعیت است، همچنین خاتمی، علی لاریجانی و ناطق نوری هر کدام یک واقعیت هستند که باید آنها را دید، اگر این افراد را نبییند و بخواهند سرکوب کنند، نتیجه می‌شود همین مشارکت بسیار ضعیف و باعث آبروریزی است. روزنامه شهرداری درباره مشارکت نوشته سیلی، کجاش سیلی بود؟ اگر ۲۵ میلیون سیلی است، اسم آن ۳۶ میلیونی که نیامدند چیست؟

    حضور افراد تندرو کار اقلیت قوی را سخت می‌کند

    جعفرزاده ایمن‌آبادی در واکنش به اینکه شما از اصلاح‌طلبان گفتید، به نظر شما همین تعداد اصلاح‌طلبی و اعتدالی‌ها که وارد مجلس دوازدهم شدند، می‌‎توانند اقلیت قوی را تشکیل دهند؟ خاطرنشان کرد: به دلیل اینکه اصلاح‌طلبان عمدتاً افراد ریشه‌دار و مردمی هستند، امیدوار هستیم که این اقلیت قوی در مجلس تشکیل شود اگر چه می‌دانم با رفتن افراد تندرو به مجلس، کار برای این اقلیت قوی سخت خواهد شد، در هر صورت این چند نفر امید ما در مجلس هستند.

    خاتمی به زبان دیگری گفت باید به مردم توجه شود

    وی همچنین در پاسخ به اینکه تحلیل شما از رأی ندادن خاتمی چیست؟ یادآور شد: خاتمی به زبان دیگری حرف مردم را زد، البته بنده موافق رأی ندادن خاتمی نبودم اما حالا که رأی نداد به زبان دیگری گفت باید به مردم توجه شود، این اقدام خاتمی در شرایطی انجام شد که دولت رییسی خلف وعده کرد، مردم را با این همه وعده غیرعملی فریب داد و آمد به کرسی نشست و در کمال وقاحت برای خود دستاوردسازی می‌کند. بنابراین خاتمی با این رفتار آمد پیام دادکه باید به مردم و خواسته آنها توجه شود، مردم کاندیداهایی دارند که در نظارت استصوابی و با نگاه سیاسی حذف می‌شوند، این رفتار خوشایند مردم نیست و مجلس از اعتبار افتاده است. بنابراین خاتمی خواست با زبان دیگری حرف مردم را بزند که این هم یک روش است اگر چه بنده اعتقادی به این روشی ندارم.

  • «فسادستيزي» شعار كانديداهاي خانه ‌ملت در سراسر كشور!! / ماهیت نمایندگان مجلس از «وكيل‌المله» به «وكيل‌الدوله» تغییر کرده!

    «فسادستيزي» شعار كانديداهاي خانه ‌ملت در سراسر كشور!! / ماهیت نمایندگان مجلس از «وكيل‌المله» به «وكيل‌الدوله» تغییر کرده!

    به گزارش اقتصادران، پيمان شعباني‌تبار روزنامه‌نگار و كارشناس رسانه طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

    ۱) نظارت استصوابي شوراي نگهبان، ۲) فقدان فرصت شكل‌گيري و فعاليت احزاب كارآمد و قوي، همچنين ضعف بينشي و انديشه‌اي سياسي برخی ازكانديداها كه كمترين آشنايي با قوانين و كمترين اشراف بر دايره اختيارات و وظايف يك نماينده دارند، ۳) مشکلات تشخيص و شناسايي كانديداي اصلح، سه ضلع مثلث «عدم كارايي خانه ‌ملت» ارزيابي مي‌گردد.

    در دوازدهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي؛ آنچه واضح و مبرهن است، آنكه اكثريت جامعه هيجان و اشتياق در حد حتي دوره‌هاي پيشين ايام انتخابات را نداشته‌اند! يك‌بار ديگر، طايفه‌گري، هزينه‌هاي چند ده ميلياردي برخي كانديداها، ارايه شعارهاي فريبنده و گاه خارج از حوزه اختيارات و وظايف يك نماينده مجلس، حمله به ديگر كانديداها به‌ جاي ارايه طرح و برنامه‌هاي راهبردي و اشتياق برخي سياستمداران كنار گذاشته شده از بدنه حاكميت جهت ارايه ليست‌هايي بي‌پشتوانه احزابي كارآمد و فعال، عمده مشخصه فعاليت انتخاباتي روزهاي اخير نامزدها بوده است. در اين بين كمتر كانديدايي براي اثبات شايستگي‌هاي واقعي خود، جرات محك خوردن توسط اصحاب رسانه را يافت مگر در معدود مواردي، برخي جسارت پاسخگويي به پرسش‌هاي كارشناسي شده خبرنگاران را يافتند!! از ماه‌ها قبل، كارشناسان و صاحب‌نظران حوزه اجتماعي و سياسي، نسبت به قهر بزرگ ملت با مسوولان را هشدار دادند اما متاسفانه جز پهن كردن سفره‌هاي رنگين بي‌حساب برخي كانديداها به صرف ناهار و شام و شعار، هيچ اقدامي براي آشتي ملي با انتخابات مشاهده نشد!! حتي صدا و سيما با رويكرد درآمدزايي، براي ايام تبليغات انتخاباتي، برنامه‌ريزي كرد!! و همين مساله منجر شد كمتر كانديدايي به برنامه‌هاي فرمايشي و عموما از پيش ضبط و تدوين شده صدا و سيما، توجه نشان دهد!!

    در چنين شرايطي و با توجه به آنكه هيچ اقدامي براي دلجويي از مردم مشاهده نشد، به راحتي مي‌شد سرنوشت اين انتخابات را پيش‌بيني كرد!!

    حال كه چنين كوتاهي بزرگي را از سياست‌گردان‌هاي انتخابات شاهد بوديم، انتظار مي‌رفت دستگاه نظارتي بيش از هر زماني به روند برگزاري انتخابات نظارت داشته باشند. نظارتي كه در روزهاي پر خرج تبليغات براي برخي، هرگز مشاهده نشد!! و مثل هميشه از دلالان خريد راي غفلت گرديد!!

    …و اما نكته پاياني و بسيار تامل‌برانگيز اين تحليل!! چرا «فسادستيزي» شعار محوري كانديداهاي مجلس شوراي اسلامي در سراسر كشور شد؟!

    كشف اختلاس‌هاي كلان و «دبش» در دوره مجلس و دولت جاري، رو شدن دست نمايندگان در فقره پرونده «شاسي بلند»، افشاي استفاده از رانت قدرت توسط برخي مسوول‌زاده، سكوت معنا‌دار نمايندگان در مواجهه با بي‌كفايتي كابينه سيزدهم، سياه‌تر شدن روابط ديپلماتيك، فشار روزافزون اقتصادي بر پيكر نحيف و رنجور اكثريت جامعه و در كنار آن عدم پيش‌بيني راهكاري براي شنيده شدن صداي منتقدين و معترضين به وضعيت مطروحه و گل سرسبد و تير خلاص به اعتماد عمومي با ورود پول‌هاي بي‌شناسنامه در جريان انتخابات، از نكات مهم علل پيدايش «قهر ملي» با مسوولان و عملكرد غيرقابل دفاع آنها ارزيابي مي‌گردد!

    كاش مي‌شد اميد داشت كه قرار است پله دوازدهم خانه‌ ملت، جاي بهتري براي مردم باشد اما متاسفانه بازهم هيچ كس براي آشتي با آنها پا پيش نگذاشت!!… و ميدان‌‌گردان‌هاي انتخابات، تنها به مانورهاي تبليغاتي و غلو شده، دل خوش داشتند!

    اگرچه نتيجه انتخابات دوازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي قابل پيش‌بيني بود؛ اما اميدواريم «تريبون خاموش» سهم ملت نگردد! هر چند با عملكرد مجلس يك‌دست شده يازدهم و تكرار غليظ‌تر آن در اين دوره، نمي‌توان به آينده اين مجلس نيز اميدي داشت!!

    يقينا باز براي يك دوره پرمخاطره، شاهد فرافكني‌هاي مختلف در مواجهه با چالش‌هاي پيش‌رو خواهيم بود و بيش از هر زماني دگرديسي معكوس نمايندگان از ماهيت «وكيل‌المله» به «وكيل‌الدوله» را لمس خواهيم كرد!

  • ركورد كاهش مشاركت در انتخابات شكسته شد / افزایش رای های باطله

    ركورد كاهش مشاركت در انتخابات شكسته شد / افزایش رای های باطله

    به گزارش اقتصادران، با پايان فرآيند اخذ راي، در ساعات پاياني جمعه شب، شمارش آرا در حوزه‌هاي انتخابيه سراسر كشور آغاز شد كه به تدريج نتايج رسمي و نام منتخبان نيز اعلام شد. ادعاي گزافي نيست اگر نتايج انتخابات مجلس دوازدهم تا ساعات پاياني شنبه شب را «عجيب» بخوانيم. رخدادهايي بي‌سابقه.

    ركورد كاهش مشاركت شكسته شد

    ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس دوازدهم 41 درصد اعلام شد. طبق اعلام خبرگزاري دولت، از 61 ميليون ايراني واجد شرايط راي دادن، 25 ميليون نفر پاي صندوق‌هاي راي رفتند. اين كمترين ميزان مشاركت مردم ايران در 12 دور انتخابات مجلس بعد از انقلاب است. بيشترين ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس، مربوط به مجلس پنجم بود كه در آن 71.1 درصد مردم راي دادند و علي‌اكبر ناطق‌نوري رييس آن مجلس شد. دومين مشاركت بالا نيز مربوط به مجلس ششم بود كه 67.3 درصد راي دادند و مهدي كروبي به رياست پارلمان رسيد.تا قبل از انتخابات 11 اسفند، پايين‌ترين نرخ مشاركت مربوط به مجلس يازدهم با 42.57 درصد بود كه رياست آن با محمدباقر قاليباف است و اينك ركورد كاهش مشاركت، باز هم شكسته شده است.

    پايگاه خبري عصرايران در اين باره نوشته است: «اين نكته از آن جهت حايز اهميت ويژه و حياتي است كه در سال ۱۳۹۸ كه انتخابات مجلس يازدهم برگزار شد، ميزان مشاركت براي اولين‌بار به زير ۵۰ درصد رسيد و در انتخابات رياست‌جمهوري و شورا‌هاي سال ۱۴۰۰ نيز اين مشاركت زير ۵۰ درصدي ادامه يافت (۴۸.۸ درصد) و اكنون در سال ۱۴۰۲، بار ديگر شاهد مشاركت زير ۵۰ درصدي در دو انتخابات مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان هستيم. به بيان ديگر در همه انتخابات ۴ سال اخير كه همه نوع انتخاباتي هم برگزار شده، بيش از ۵۰ درصد مردم و حتي نزديك به ۶۰ درصدشان در انتخابات شركت نكرده‌اند.»

    احمد زيدآبادي، تحليلگر مسائل سياسي نيز در كانال تلگرامش نوشت: اگر نرخ مشاركت ۲۰ درصد هم مي‌شد، رسانه‌هاي اصولگرا باز هم، اعلام جشن و پيروزي مي‌كردند.رسانه‌هاي اصولگرا مشاركت حدود ۴۰ درصدي در ‎انتخابات مجلس را به عنوان پيروزي، جشن گرفته‌اند.كلا در كشور ما قرار نيست كسي ذهنيتش را با واقعيت تطبيق دهد، اين واقعيت است كه بايد خودش را با ذهنيت افراد سازگار كند!

    وي در مطلب ديگري نيز نوشت: پيش از اين نوشته بودم كه انتخابات مجلس دوازدهم ارزش دموكراتيك ندارد، اما به لحاظ تركيبي كه پيدا مي‌كند، تا اندازه‌اي جهت‌گيري آينده را مشخص خواهد كرد. از آنجا كه در اين دور از انتخابات چهره‌هاي ناشناس بسياري تاييد «صلاحيت» شده بودند، اين احتمال وجود دارد كه افرادي با گرايش سياسي نامشخص يا بدون گرايش سياسي خاص، ولي با جهت‌گيري مخالفت شديد با وضع موجود، اكثريت كرسي‌هاي مجلس را به خود اختصاص داده باشند. البته تا زمان مشخص شدن گرايشِ اكثريتِ راه يافتگان به مجلس بايد صبر كرد، اما اگر احتمالي را كه مطرح كردم، واقعيت پيدا كند، چه خنده‌بازاري به پا خواهد شد! چه بسا عجيب و غريب‌ترين مجلس پس از انقلاب شكل گرفته باشد!

    آمار عجيب آراي باطله

    دوم شدن آراي باطله در يزد بازتاب زيادي در رسانه‌ها داشته است. در يزد ميزان آراي باطله ۲۹ هزار و ۳۰۳ راي اعلام و به عبارتي دوم شده است. از اين شهر، محمدصالح جوكار با تعداد ۸۱ هزار و ۶۳۴ راي به مجلس راه يافته است. كانديداهاي بعدي با اختلاف زياد، تنها از ۱۹ هزار تا سه هزار راي آورده‌اند.

    هنوز مشخص نيست در انتخابات اخير چند درصد آرا، باطله هستند، اما در انتخابات رياست‌جمهوري سال ۱۴۰۰، آراي باطله رتبه دوم جدول رده‌بندي آرا را به خود اختصاص داد.

    بر اساس آماري كه ياسر جبراييلي، فعال سياسي اصولگرا اعلام كرده در استان تهران يك ميليون و ۸۱۳ هزار نفر راي داده‌اند. تعداد كل واجدين شرايط حدود ۱۰ ميليون و ۳۰ هزار نفر بوده و با اين حساب مشاركت در استان تهران حدود ۱۸ درصد برآورد مي‌شود. روزنامه اينترنتي فراز در اين باره نوشته است: «با توجه به نزديكي تعداد آراي ماخوذه با دوره قبل و كاهش بي‌سابقه راي نامزد‌ها به نظر مي‌رسد بخش بزرگي از آرا باطله بوده باشد. تا حدي كه برخي شائبه پيشتاز بودن يا دوم بودن آراي باطله در حوزه انتخابيه تهران را مطرح كرده‌اند.»

    بر اساس قانون انتخابات هر نامزد بايد بتواند ۲۰ درصد از كل آراي ماخوذه را به دست آورد. همچنين بر اساس ماده ۲۲ قانون آراي باطل نيز جزو آراي ماخوذه به حساب مي‌آيند. البته اين در صورتي است كه آراي ماخوذه «ناخوانا» باشد، حاوي اسامي غير از نامزد‌هاي تاييد شده باشد و سفيد به صندوق انداخته شود. به‌طور كلي نيز آرا و صندوق‌هايي كه شائبه تقلب در آنها هست و قانون به ۱۲ مورد آن اشاره كرده باطل و جزو آراي ماخوذه محاسبه نمي‌شود. البته طبق تبصره ماده ۲۲ آراي باطل ماخوذه در حد نصاب انتخاب نماينده محاسبه نمي‌شود. اين يعني هر چند پيش‌بيني مي‌شود آراي باطله زيادي به صندوق‌ها ريخته شده باشد، اما اين آرا در نصاب نامزد‌ها محاسبه نخواهد شد.

    بازماندگان عجيب رقابت‌هاي انتخابات مجلس دوازدهم

    با آغاز شمارش آرا به‌طور رسمي و غيررسمي اخبار حكايت از اين دارد دارد كه برخي چهره‌هاي شناخته شده ادوار قبل از راهيابي به مجلس آينده بازماندند و بخشي از عجايب اين دوره انتخابات هستند.

    «محمدباقر نوبخت»، دبيركل حزب اعتدال و توسعه با سابقه ۴ دوره نمايندگي مجلس از حوزه انتخابيه رشت و خمام، رييس سازمان برنامه و بودجه در دولت يازدهم و دوازدهم، در اين دوره، از حوزه انتخابيه تهران ثبت‌نام كرده و تاييد صلاحيت شده بود .اما در فاصله ۲۱ روز مانده به برگزاري انتخابات تصميم به تغيير حوزه انتخابيه‌اش به شهر رشت و خمام گرفت. با اين وجود او از كسب راي براي ورود به مجلس باز مانده است.

    «محمدرضا باهنر»، نماينده دوره‌هاي دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم و نهم با ۲۸ سال نمايندگي در مجلس، ابتدا از حوزه انتخابيه تهران نامزد شده بود و بعد به كرمان تغيير حوزه داد، نتوانست آراي مردم كرمان را جلب كند.

    «محمدرضا پورابراهيمي»، نماينده مردم كرمان در مجالس نهم، دهم، يازدهم نيز از راهيابي به مجلس دوازدهم باز ماند.

    «علي‌اصغر عنابستاني»، نماينده دوره يازدهم مجلس و نامزد حوزه سبزوار بود كه نامش با سيلي زدن به يك سرباز راهنمايي و رانندگي بر سر زبان‌ها افتاده بود نيز به مجلس دوازدهم راه نيافت. علاوه بر اين «حسن نوروزي» كه سابقه حضور در دوره‌هاي هشتم، دهم و يازدهم مجلس شوراي اسلامي را در كارنامه دارد، از راهيابي به مجلس دوازدهم باز ماند و حسن قشقاوي، سخنگوي اسبق وزارت امور خارجه، از حوزه رباط‎كريم و بهارستان راهي مجلس شد.

    «حسين جلالي»، نماينده مردم رفسنجان در مجلس يازدهم جاي خود را به اناركي‌محمدي داد. اناركي‌محمدي در مجلس دهم نيز نماينده مردم رفسنجان و انار بوده است.

    علاوه بر اين با پايان شمارش آرا و اعلام نتايج انتخابات مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه شهرستان كرمانشاه، محمد رشيدي به عنوان نفر اول منتخب مردم شد و عبدالرضا مصري، فضل‌الله رنجبر، جهانبخش اميني و ابراهيم رحيمي‌زنگنه به دور دوم راه يافتند و بدين‌ترتيب ايرج ملكي از راهيابي به مجلس باز ماند.

    فراكسيون اقليت در راه است؟

    اعلام نتايج برخي شهرستان‌ها حكايت از راهيابي چهره‌هاي تازه يا اقليت مجلس يازدهم به دوره دوازدهم دارد. مسعود پزشكيان از تبريز، آذرشهر و اسكو، غلامرضا نوري‌قزلجه از بستان‌آباد، عبدالكريم حسين‌زاده از نقده و اشنويه، مجيد نصيرپور سردهايي از سراب، سيد فريد موسوي از مراغه و عجب‌شير و نمونه‌هاي ديگر آماري بالغ بر 35 نفر را در سراسر كشور رقم مي‌زند. چهره‌هايي كه مي‌توانند يك فراكسيون اقليت منسجم را در مجلس دوازدهم رقم بزنند.

    رخداد بي‌سابقه در تهران

    خبرگزاري مهر، ميزان مشاركت مردم تهران در انتخابات روز گذشته را 24 درصد اعلام كرد.در انتخابات دور يازدهم مجلس شوراي اسلامي كه سال 1398 برگزار شد، 26.24 درصد از تهراني‌ها پاي صندوق‌هاي راي رفته بودند.در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1400 نيز ميزان مشاركت مردم تهران، 34.39 درصد بود. با اين اوصاف، كمترين ميزان مشاركت مردم تهران در يك انتخابات، در روز 11 اسفند 1402 رقم خورده است. فارغ از مساله مشاركت در تهران رخدادي بي‌سابقه نيز در اين دوره از انتخابات ثبت شده و آن تعيين تكليف اكثريت كرسي‌هاي تهران در مجلس دوازدهم در دوره دوم است.

    بر اساس ماده 9 قانون انتخابات جديد مجلس شوراي اسلامي در انتخابات مجلس فرد منتخب در مرحله اول انتخابات بايد حداقل بيست درصد (۲۰%) از كل آرا را كسب كند و انتخاب در مرحله دوم و همچنين انتخابات ميان‌دوره‌اي با كسب اكثريت نسبي به هر ميزان است.

    ماده ۱۰نيز تصريح دارد كه چنانچه در مرحله اول براي يك يا چند نفر از داوطلبان حداقل يك‌پنجم آرا حاصل نشد، انتخابات دومرحله‌اي خواهد شد، بدين معني كه از بين نامزد‌هايي كه حداقل يك‌پنجم آرا را در مرحله اول به دست نياورده‌اند، فقط به تعداد دو برابر نمايندگان مورد نياز از بين كساني كه بيشترين آرا را در مرحله اول داشته‌اند، در انتخابات مرحله دوم شركت مي‌كنند و در صورتي‌ كه تعداد نامزد‌هاي باقيمانده، كمتر از دوبرابر باشد، تمام آنان در مرحله دوم انتخابات شركت خواهند كرد.

    در شرايط فعلي بر اساس ميزان آمار اعلام شده تا ساعات پاياني روز شنبه بيشترين راي متعلق به سيد محمود نبويان با حدود 120 هزار راي است. اين در حالي است كه بر اساس ميزان آراي كل اخذ شده در تهران كف راي قابل قبول 20 درصد حدود يك ميليون و 800 هزار رايي است كه درباره تهران اعلام شده است، يعني 360 هزار راي. با توجه به اينكه ميزان 120 هزار راي براي 40 درصد صندوق‌هاي تهران اعلام شده با فرض ثبات همين نسبت راي به نفر اول باز هم حد نصاب لازم براي پيروزي در دور نخست تامين نمي‌شود و مي‌توان با قطعيت نسبي اعلام كرد كه براي نخستين‌بار در انتخابات مجلس شوراي اسلامي هر سي كرسي تهران در مجلس در دور دوم انتخابات تعيين تكليف مي‌شود. با اين وجود حميد رسايي در كانال تلگرامي خود نوشته است: حداقل سه نفر نخست تهران يعني «محمود نبويان، حميد رسايي و اميرحسين ثابتي» به‌طور حتم در دور نخست پيروز مي‌شوند. با اين پيش‌بيني بايد براي بقيه 27 نفر در تهران، 54 نفر در دور دوم انتخابات رقابت كنند و به عبارتي تا رتبه 57 كسب‌كنندگان راي در دور اول، در دور دوم به رقابت خواهند پرداخت.

    علاوه بر اين قانون انتخابات مجلس در تبصره 2 ماده 10 تاكيد دارد كه اگر تعداد نامزد‌هاي باقيمانده مساوي يا كمتر از نمايندگان مورد نياز باشد، انتخابات مرحله دوم انجام نخواهد شد و نامزد يا نامزد‌هاي مذكور با همان تعداد آراي مكتسبه مرحله اول به مجلس راه مي‌يابند.

    تبصره 3 اين ماده قانوني نيز تاكيد دارد كه وزارت كشور با هماهنگي شوراي نگهبان زمان انجام مرحله دوم انتخابات را ظرف يك ‌ماه پس از اعلام نتيجه مرحله اول و تاييد صحت انتخابات توسط شوراي نگهبان، تعيين و اعلام خواهد كرد.

    لازم به تاكيد است كه بر اساس قانون انتخابات مجلس، كليه راي‌دهندگان مرحله دوم منحصرا در حوزه انتخابيه‌اي كه در مرحله اول انتخابات راي داده‌اند، شركت خواهند كرد و كساني كه در مرحله اول در هيچ يك از حوزه‌هاي انتخابيه راي نداده باشند در مرحله دوم انتخابات مي‌توانند، شركت كنند.

    در انتخابات ميان‌دوره‌اي حوزه‌هاي انتخابيه هر دوره مجلس، كساني حق راي دارند كه در انتخابات قبلي آن دوره در همان حوزه راي داده باشند يا در هيچ يك از حوزه‌هاي انتخابيه شركت نكرده و راي نداده باشند.

    رييس ستاد انتخابات استان تهران نيز با بيان اينكه «در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات، اسلامشهر و پرديس همچنان بايد منتظر باشيم؛ چراكه هنوز شمارش آرا ادامه دارد و ممكن است تا فردا نيز به طول بينجامد» از احتمال كشيده شدن انتخابات مجلس در اين حوزه انتخابيه به دور دوم خبر داد.

    بازي ليست و سرليست كدام ليست تهران توفيق بيشتري داشته است؟

    با مرور ميزان آراي 30 نفر نخست تهران تا زمان حاضر به نظر مي‌رسد چهره‌هايي كه در ليست صبح ايران قرار داشتند بيش از بقيه در كسب راي توفيق پيدا كرده‌اند، البته لازم به يادآوري است كه اين اسامي به صورت اختصاصي مختص اين ليست نبوده و از اساس مشتركات هر 4 ليست- ليست متحد شوراي ائتلاف نيروهاي انقلاب و جبهه پايداري، ليست امنا، ليست جبهه متحد و ليست صبح ايران- قابل توجه است. در اين بين ليست شوراي وحدت با سرليستي منوچهر متكي جز سرليست خود كه در ليست صبح ايران نيز بوده هيچ توفيقي در كسب راي نداشته است.

    فهرست «صبح ايران» كه منتسب به علي‌اكبر رائفي‌پور و ائتلاف او با سعيد محمد ارايه شده بود، با 20 كانديدا، بيشترين سهم را در بين 30 نفر نخست به خود اختصاص داده است. منوچهر متكي، تنها كانديداي موجود بين 30 نفر نخست است كه از بين 4 فهرست فوق، فقط در ليست صبح ايران حضور داشته است و البته همان‌طور كه تاكيد شد سرليست شوراي وحدت نيز بود . البته متكي به خاطر سابقه كارهاي اجرايي به خصوص وزارت امور خارجه در دولت محمود احمدي‌نژاد پتانسيل‌هاي فردي راي‌آوري در بدنه راي اصولگرايي را نيز داشته است. فهرست امنا هم كه با چهره‌هايي چون رسايي و كوچك‌زاده شكل گرفت، هر چند كانديداي اختصاصي در بين 30 نفر اول ندارد ولي با 17 كانديداي مشترك، بعد از صبح ايران، جايگاه دوم كسب راي را دارد.

    مساله دوم بالاترين راي در تهران يعني سيد محمود نبويان است. راي بالاي نبويان از دو بعد قابل توجه است؛ نخست توجه بدنه راي‌دهندگان در تهران به شمايل جبهه پايداري با همه رويكردهاي خاص اين جريان كه در راي بالا به نبويان تبلور يافته و دوم حضور او در همه فهرست‌هاي چهارگانه است كه طبيعتا صدرنشيني او در ميزان آرا در تهران را برايش به ارمغان آورده است. احتمال اول چندان قابل ارزيابي نيست به خصوص كه ميزان راي آقاتهراني نشان از استقبال راي‌دهندگان از جريان پايداري در تهران ندارد. آقاتهراني در انتخابات گذشته، 868 هزار راي به دست آورده بود در حالي كه بر اساس آخرين آمار اعلامي روز گذشته كه كمتر از نيمي از صندوق‌ها شمرده بود، تنها موفق به كسب 80 هزار راي شده است و اگر نسبت دو برابري اين عدد را هم بعد از اتمام شمارش آرا در نظر بگيريم وزن راي به ليدر جبهه پايداري در تهران مشخص مي‌شود. بنابراين راي محمود نبويان به عنوان پيشتاز انتخابات در تهران در قالب حضور در 4 ليست قابل تعبير و تحليل است.

    گفتني ديگر انتخابات تهران علاوه بر اينكه هيچ ليستي به صورت كامل راي نياورده، جايگاه محمدباقر قاليباف است. قاليباف بر اساس آخرين آمار اعلامي شمارش آرا در جايگاه چهارم قرار دارد. علاوه بر اين در انتخابات دور قبل در تهران قاليباف بر اساس آمار اعلام شده بالغ بر يك ميليون و 200 هزار راي در صدر ليست منتخبين تهران قرار داشت و آخرين نفر اين ليست عزت‌الله اكبري‌تالارپشتي با حدود 600 هزار راي بود. به نظر مي‌رسد بعد از يك دوره حضور قاليباف در مجلس به عنوان نماينده تهران و در كسوت رييس مجلس، ميزان راي كسب شده توسط وي كه تا ساعات پاياني روز شنبه به 100 هزار راي نيز نرسيده از آخرين نفر ليست اصولگرايان در دوره يازدهم نيز كمتر شده است. در كنار اين موضوع از ياد نبريم كه اميرحسين ثابتي مجري برنامه جهان‌آرا كه از نيروهاي فكري سعيد جليلي نيز محسوب مي‌شود و از اساس در ليست اصولگرايان هيچ جايي نداشت در رتبه سوم و بالاتر از قاليباف در تهران كسب راي كرده است. محمدباقر قاليباف و زهرا سادات لاجوردي، تنها كانديداهايي هستند كه نام‌شان فقط در ليست شانا بوده و به جمع 30 نفر رسيده‌اند. در مجموع، فهرست شانا كه حول محور قاليباف تشكيل شده بود، با 2 كانديداي اختصاصي و 10 كانديداي مشترك، كمترين ميزان موفقيت را در بين فهرست‌هاي چهارگانه به دست آورده است.علاوه بر اين به نظر مي‌رسد چهره‌هاي نزديك به او كه سهم قاليباف در ليست متحد اصولگرايان محسوب مي‌شدند هيچ يك نتوانسته‌اند در بين 30 نفر نخست قرار بگيرند.

    نكته مهم ديگر درباره تهران سليقه راي‌دهندگان تهراني از بدنه راي اصولگرايي است . نخست بايد به اين نكته توجه داشت كه فهرست شوراي وحدت نيروهاي انقلاب اسلامي كه از سوي تشكل‌هاي باسابقه اصولگرا مانند حزب موتلفه اسلامي حمايت مي‌شد و در عمل نماد اصولگرايي سنتي است، نتوانست در ميان اين 4 فهرست جايگاهي داشته باشد و سرليست آن يعني منوچهر متكي به مدد وزن سياسي شخصي و حضور در ليست صبح ايران، وارد 30 نفر برگزيده اوليه تهران شده است.بنابراين عبور از اصولگرايي سنتي برخلاف آنچه تا سال‌هاي ابتدايي دهه 90 هنوز برقرار بود، رقم خورده و نهايي شده است. نكته دوم اينكه راي‌دهندگان از بدنه راي اصولگرايي در تهران برخلاف دور قبل ديگر ليستي راي نداده‌اند. موضوعي كه در جاي خود نيازمند بررسي‌هاي جدي است و با اعلام نتايج نهايي آرا در تهران مي‌توان درباره آن تحليل‌هاي مشخص و تازه‌اي داشت. تحليل‌هايي كه خبر از دوران تازه در بدنه راي اصولگرايي و تغيير ديدگاه جدي آنها نسبت به گفتمان و رفتارهاي اصولگرايي دارد. تغيير ديدگاه‌هايي كه قطعا با تغيير مطالبات نيز همراه خواهد بود.